تمامی کسانی که به صورت حرفهای وبلاگنویسی میکنند و به تولیدمحتوای متنی اشتغال دارند باید با مباحث سئو آشنا شوند. یکی از موضوعات مهم در سئو، لینکسازی داخلی و خارجی میباشد که هرکدام در جایگاه خود دارای اهمیّت میباشند. در این پست قصد داریم تا درباره محتوای یتیم صحبت کنیم که از موضوعات مهم در لینکسازی وسئو میباشد.
محتوای یتیم چیست؟
محتوای یتیم
محتوایی یتیم(Orphaned Content) یا تنها نامیده میشود که هیچ لینکی را از سایر پستها یا مقالات در همان وبلاگ دریافت نکند. چنین محتوایی در وبلاگ تنها میماند و با سایر محتواهای مشابه با خود هیچ ارتباطی ندارد. عدم وجود لینک به یک پست وبلاگی باعث میشود تا گوگل و سایر بازدیدکنندگان نتوانند به راحتی به آن محتوا دسترسی پیدا کنند.
بهتر است قبل از اینکه به موضوع محتوای یتیم بپردازیم درباره لینک سازی کمی صحبت کنیم. لینک داخلی(Internal Link) پیوندی از یک صفحه وبسایت به صفحه دیگر در سایت میباشد. کاربران وموتورهای جستجو از پیوندهای داخلی برای یافتن محتواهای مشابه در یک سایت استفاده میکنند. آنها با کمک لینکهای داخلی در یک سایت حرکت میکنند(میخزند) و محتواهای موردنیاز خود را مییابند. یک لینک داخلی از سه جنبه زیر دارای اهمیت است:
ایجاد دسترسی به صفحات دیگر یک وبلاگ
نمایش ارتباط بین صفحات ومحتواهای یک وبلاگ
نمایش ارزش صفحات مختلف یک وبلاگ( هر صفحهای که لینک بیشتری را دریافت کند، دارای اعتبار دامنه(PA) بیشتری خواهد شد).
گوگل با استفاده از یک ربات به نام GoogleBot پیوندهای داخلی وخارجی در یک وبسایت را دنبال میکند. محتواهایی که دارای هیچ لینک ورودی نباشند یتیم محسوب شده و تنها برای خود باقی خواهند ماند. منظور ما از لینک داخلی در اینجا، پیوندهای متنی میباشد که با آنکرتکست مناسب به صفحه مقصد لینک مرتبط شده باشند. پس اگر لینکی در صفحه اصلی، سایدبار و حتی منوها قرار بگیرد آن محتوا را از تنهایی خارج نخواهد کرد و همچنان یک محتوای یتیم محسوب خواهد شد.
چرا باید محتواهای یتیم را شناسایی کنیم؟
هدف نهایی از تولیدمحتوا و سئو این است که محتواهای ما در گوگل ایندکس شوند، رتبه بگیرند، در صفحات SERPs گوگل نمایش داده شوند و کاربران هدف را به سمت سایت ما بیاورند. برای اینکه گوگل بتواند محتواهای مناسب را شناسایی کند و رنک بالایی به آنها بدهد باید اطلاعات جامعی از تمامی محتواهایی که در یک وبلاگ منتشر شدهاند، داشته باشد.
لینکسازی داخلی(بین محتواهای درونی یک سایت) و لینکسازی خارجی(بین محتواهای دو سایت جدا از هم) میتوانند بخشی از وظیفه شناسایی محتواهای ارزشمند را برای گوگل انجام دهند. بنابراین تا حدود زیادی معلوم شد که چرا ما باید به دنبال شناسایی محتواهای یتیم در یک وبلاگ باشیم.
زمانی که ما تعداد کمی محتوا تولید میکنیم معمولا به لینکسازی داخلی توجه داریم ولی هنگامی که تعداد محتواهای وبلاگ ما زیاد میشوند در لینکسازی دچار مشکل میشویم و به بسیاری از محتواها لینک نمیدهیم. این فراموشکاری غیرعمدی باعث تاثیر منفی بر روی سئو وبلاگ ما میشود. زیرا که ارتباطات بین محتواها از بین میروند وگوگل نمیتواند آنها را به درستی ارزشگذاری کند.
بر روی چه محتواهایی بیشتر حساس شویم؟
وجود تعداد زیادی محتوای یتیم در هر وبلاگی نشاندهنده این موضوع است که به لینکسازی داخلی توجه چندانی نشده است یا ارتباطات درستی بین محتواها بوجود نیامده است. این موضوع ممکن است به دلیل انتخاب نادرست استراتژی محتوایی شکل گرفته باشد.
محتواهای بنیادین
اگر یک مقاله بنیادین(Corner Stone) در سایت ما یتیم شود کارآیی خود را از دست میدهد، امّا در مورد مقالاتی که دارای زمان مصرف محدودی هستند(محتواهای غیر سبز) تنها شدن آنها چندان مهم نیست. بنابراین اگر مقالهای در یک وبلاگ از اهمیت زیادی برخوردار است و نشاندهنده اهداف کلیدی آن وبلاگ(کسب وکار) است هرگز نباید یتیم شود. فراموش نکنیم که لینکسازی داخلی باعث بالارفتن نرخ ماندگاری کاربران در یک وبلاگ خواهد شد.
اگر شما هم از سیستم مدیریت محتوای وردپرس استفاده میکنید و نسخه حرفهای(غیررایگان) Yoast SEO Premium را نصب کرده باشید در بخش نمایش “همه نوشتهها” ، قسمتی به نام “محتوای تنها” را مشاهده خواهید کرد. اگر برروی محتواهای تنها کلیک کنید، لیستی از محتواهایی که تاکنون به آنها لینک ندادهاید را مشاهده خواهید کرد. شما میتوانید با اتخاذ یک استراتژی درست محتوایی، این محتواها را از یتیمی خارج کنید.
ایجاد محتوای یتیم یک مسئله عادی در وبلاگنویسی و سئو محسوب میشود امّا باید سعی کنیم تا حجم این محتواها را به حداقل برسانیم و با ایجاد محتواهایی مرتبط با پستهای قبلی، لینکهایی قوی بین تمامی محتواهای وبلاگ خود ایجاد کنیم.
در چندسال اخیر شاهد تغییرات گستردهای در رسانههای دیداری و شنیداری بودهایم. حرکت از سوی رسانههای سنتی و بزرگ(مانند رادیو، تلویزیون و روزنامهها) به سمت رسانههای مدرن و کوچک(وبلاگها و شبکههای اجتماعی) در بین جامعه و کسب و کارها در حال بوقوع پیوستن است. در حال حاضر بیزینسهای نوپا سعی میکنند با ساخت رسانه هایی مختص به خود، در بازارهای رقابتی حضور جدّیتری پیدا کنند.
چرا نیاز است تا ما کسب و کار خود را به یک رسانه تبدیل کنیم؟
ساخت رسانه برای رشد کسب و کار
درگذشته نهچندان دور کسب و کارهایی موفق بودند که میتوانستند سرمایه مورد نیاز برای تبلیغات در رسانههای جمعی مطرح را تامین کنند. معرفی یک محصول در تبلیغات تلویزیونی یا مجلات کثیرالانتشار میتوانست شانس خرید آن محصول یا خدمت را افزایش دهد.
اگرچه هنوز هم رسانههای سنتی نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامهها، مجلّات وبیلبوردهای تبلیغاتی اثربخشی بالایی دارند امّا هزینههای بالایی که این نوع از تبلیغات برای کسب و کارهای نوپا به همراه میآورند موجب شده است تا آنها به سراغ ساخت یک رسانه برای خود بروند.
داشتن رسانه نقطه تمایز استارتاپها با مشاغل سنتی
نقش رسانه در استارتاپ ها
ساخت رسانه برای استارتآپ ها میتواند علاوه بر ایجاد پلنهای جدید درآمدی، آنها را از شرّ هزینههای سنگین تبلیغات رها سازد. رسانهها مانند آهنربایی قوی مخاطبان یک کسب و کار را به سوی صاحبان رسانه میکشاند. جذب مخاطبان میتواند شانس تبدیلشدن آنان به مشتریان وفادار را افزایش دهد.
گسترش گوشیهای هوشمند، اینترنت، تقویت دوربینهای دیجیتالی، پیامرسان های اجتماعی و شبکههای اجتماعی شانس رشد و موفقیت رسانههای کوچک ولی تاثیرگذار را به شدت افزایش داده است.
تبدیل رسانهها به بیزینس و بیزینسها به رسانه
اصحاب رسانههای سنتی به تجربه و فراست دریافتهاند که اقبال جامعه به مدیاهای آنها کم شده است و دیگر نمیشود از یک رسانه مانند گذشته توقع درآمدزایی داشت. به همین دلیل آنها هم به دنبال ایجاد بیزینسهای جدیدی در دل رسانههای خود رفتهاند. رسانهها علاوه بر مدلهای درآمدی مرسوم(تبلیغات، تولید خبر و رپورتاژآگهی) به مدلهای درآمدی جدید(فروشگاه اینترنتی، همکاری در فروش، اسپانسری، برگزاری سمینار و کارگاههای آموزشی و..) روی آوردهاند.
از دیگر سو، کسب و کارها هم پی بردهاند که برای موفقیت بیشتر باید رسانهای مختص به خود داشته باشند. این رسانه میتواند مخاطبانی هدفمند را برای یک برند بیابد و در بین آنها محبوب شود. این محبوبیت میتواند علاوه بر مزایای مالی به حُسن شهرت و برندینگ یک کسب و کار نیز کمک کند.
نقش میکرورسانهها در آینده تجاری جهان
میکرو رسانه ها
هماکنون هزینه راهاندازی یک میکرو رسانه کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است. میکرو رسانهها سایت، اپلیکیشنهای موبایلی، وبلاگ یا پیجهایی در رسانههای اجتماعی هستند که میتوان با کمک آنها به بازاریابی یک محصول یا خدمات پرداخت. در بسیاری از شرایط این میکرو رسانهها تاثیرگذاری بیشتری از رسانههای جمعی و گسترده برروی مخاطبان دارند.
مزیت میکرو رسانهها این است که میتوان آنها را با کمترین امکانات راهاندازی کرد. حتی نیازی به وجود یک بیزینس پلن(طرح تجاری) هم نمیباشد. رسانهها مانند یک زمین آماده کشت هستند که با کشت بذر(محتواها) میتوان انتظار برداشت محصول(درآمدزایی) داشت. استارتاپهای خلاق به خوبی دریافتهاند که رسانه و بیزینس آنها مکمل یکدیگر میباشند و با کمک یک رسانه میتوان ایدههای مختلفی را پیادهسازی کرد و شانس موفقیت را افزایش داد.
۶ گام مهم برای ساخت رسانه اختصاصی
ممکن است شما یک بیزینس کوچک ولی مختص خود داشته باشید یا به پرورش ایدهای ناب در یک زمینه خاص بپردازید یا ممکن است دانش یا مهارت خوبی در یک رشته داشته باشید. اگر چنین است، شما شانس زیادی برای راهاندازی رسانه تخصصی خود دارید. رسانه به شما کمک میکند تا در بین همکاران خود(یا حتی رقبایتان) بهتر دیده شوید و شرایط رشد سریعتر شما فراهم آید. پس در ادامه این پست با ما همراه باشید تا ۶ گام ضروری برای ساخت یک رسانه را با یکدیگر بررسی کنیم:
گام اول: تولید محتوا
هر رسانهای با محتوا زنده خواهد ماند. این مهم است که شما بتوانید محتوایی جذاب تولید کنید به گونهای که مخاطب با محتوای شما درگیر شود و جذب آن شود. برای تولید محتواهای موثر باید به سه نکته زیر توجه کرد:
محتوایی که ما باید تولید کنیم؟
مهارت یا دانش: در تولید محتوا داشتن مهارت یا دانش در آن زمینه تخصیی لازم است. هرچند که میتوان این مهارت را به فراخور زمان بدست آورد ولی داشتن پیشزمینه میتواند کمک زیادی به شما بنماید. مثلا فرض کنید من میخواهم در حوزه شهر هوشمند محتوا تولید کنم، بهتر است قبل از هر کاری، اطلاعات اولیهای را در این خصوص کسب کنم.
علاقه و انگیزه: علاقمندی نیز موضوع مهمی است. از آنجا که تولید محتوا یک کار طولانی مدّت است باید در حوزهای به محتواسازی بپردازیم که علاقه و انگیزه لازم را داشته باشیم. این علاقه در ما کشش لازم برای کار و خسته نشدن را ایجاد میکند.
شناخت دغدغههای مخاطبان: مخاطب و دغدغههای او بسیار مهم است. در هر زمینهای که محتوای خوب تولید شود، مخاطب وجود خواهد داشت امّا چه بهتر آنکه زمینهای را برای تولید محتوا انتخاب کنیم که حداکثر مخاطب را داشته باشد.
نمودار فوق به خوبی نشان میدهد که یک نفر باید در چه حوزهای محتوا تولید کند.
محتوا همیشه پادشاه است. امّا باید توجه داشت که افراد بسیاری میتوانند این محتوای پادشاه را ایجاد کنند و به دیگران عرضه کنند. در محتواسازی ایجاد تمایز است که میتواند یک محتوا را موفق و محتوای دیگر را محکوم به شکست نماید.
محتوایی که شما ایجاد میکنید باید دارای یک ارزش ویژه برای مخاطبان باشد. در حقیقت محتوا باید ممهور به مهر شما یا برندتان گردد. همیشه به این سئوال مهم پاسخ دهید که اگر هماکنون تمامی محتواهای شما از صحنه روزگار حذف شوند آیا مخاطب نگران شما و محتواهایتان خواهد شد و به دنبال شما خواهد گشت؟
بیانیه ماموریت رسانهای
بیانیه ماموریت رسانه ای یا استراتژی تولید محتوا
از مهمترین کارهایی که باید در ساخت رسانه مدنظر قرار گیرد، ایجاد بیانیه ماموریتی رسانه میباشد. در این بیانیه باید جایگاه رسانهای شما برای خودتان(و حتی مخاطبین شما) مشخص باشد. در بایانیه ماموریت باید به ۳ سئوال زیر پاسخ داده شود:
مخاطب من کیست؟
چه محتواهایی(چه چیزهایی) باید به مخاطب ارائه گردد؟
مخاطب ارائه شده به مخاطب چه فایدهای برای او دارد؟
مثلا مجلهی incom که در حوزه کارآفرینی فعالیت میکند در بیانیه ماموریت خود عنوان میکند:
” هدف ما این است که به کارآفریناناطلاعات لازم در زمینه کسب و کارها را ارائه کنیم و آن را در مسیر رشدشان یاری کنیم.
هسته اولیّه هر رسانهای را محتواتشکیل میدهد. اگر میخواهید برای کسب و کار خود یا اهداف شخصی به ساخت رسانه بپردازید، سعی کنید یک نوع از محتواهای مخاطبپسند را تولید کنید و آنها را تنها در یک نوع از پلتفرمها(وبلاگ، رسانههای اجتماعی) منتشر کنید.
فرآیند تولید محتوا در یک رسانه
نظم در تولیدمحتوا بسار مهم است. مثلا همیشه در روزهای زوج ساعت ۸ صبح پادکست خود را منتشر کنید. شاید سئوال پیشبیاید که چرا نظم تا این مقدار در یک رسانه اهمیت دارد؟ با یک مثال این موضوع را تشریح میکنیم. فرض کنید که یک شبکه تلویزیونی سریال خود را در سر زمانهای مشخص شدهای هر روز پخش نکند. آیا مخاطبان او ریزش نمیکنند؟ یا فرض کنید یک روزنامه به جای پخش در ساعت ۸ صبح، ساعت ۸ شب در کیوسکها قرار بگیرد؟ مخاطبان چه واکنشی نشان خواهد داد؟ دو مثال فوق از رسانههای سنتّی هستند امّا باید توجه داشت که نظم در رسانههای مدرن نیز از قانون فوق تبعیّت میکند.
باید توجه داشت که محتواسازی یک فرآیند زمانبر است. برای اینکه یک رسانه شکل بگیرد باید بین ۱۸ تا ۳۶ ماه بر روی آن کار کرد بدون آنکه هیچ عایدی قابلتوجهی برای ما داشته باشد. شرط موفقیت در رسانهداری این است که هرگز خسته نشویم و با تمام توان ادامه بدهیم.
گام چهارم: جمعآوری اطلاعات مخاطبان
اهمیت اطلاعات مخاطبان
یک رسانه با مخاطبانش سرپا باقی خواهد ماند. بعد از گذشت مدّت زمانی از تولید محتوا، مخاطبان به سراغ شما خواهند آمد. باید دقّت کرد که مخاطب را نباید هرگز رها کنیم. مخاطبی که محتوایی را بخواند و بدون هیچ اقدامی وبلاگ یا پیج ما را ترک کند برای ما هیچ منفعتی نخواهد داشت. به همین دلیل ما به دنبال کسب اطلاعاتی از مخاطب خود هستیم.
در در وبلاگها با گرفتن ایمیل، شماره همراه یا ثبت پوش نوتیفیکیشن سعی میشود تا ارتباط با مخاطب قطع نشود و ارتباط به صورت تعاملی و دو طرفه ادامه داشته باشد. مخاطبان یک رسانه به احتمال زیاد ایمیلی که از سوی یک رسانه ارسال شود را باز خواهند کرد و حتی اقدام مدنظر آن ایمیل را انجام خواهند داد، پس آنها برای یک رسانه بسیار ارزشمند خواهند بود.
گام پنجم: تنوع بخشی به محتوا و تصرّف بازار
در گام سوم تمرکز ما برروی تولید محتوا با یک فرمت و در یک پلتفرم بود. در این گام ما باید به سراغ انواع فرمتهای محتوایی(متن، پادکست، اینفوگرافیک و ویدئو) و در رسانههای مختلف(وبلاگ، کتاب، مجله، همایش، پیامرسان ها و شبکههای اجتماعی) برویم.
فراگیر بودن یک رسانه به مخاطب حس شهرت واعتبار آن رسانه را القاء میکند. از طرفی دیگر میتوان مخاطبان را از رسانههای مختلف به یکدیگر فرستاد و با ایجاد ترافیک شانس دیدهشدن و موفقیّت را افزایش داد.
هر رسانه زمانی میتواند به درآمدزایی فکر کند که به حداقل مخاطب قابل اتکا(Minimum Viable Audience) دست پیدا کند. مخاطب قابل اتکا مخاطبی است که به محتواهای شما توجه کافی دارد و واکنشهای مناسبی را به آنها نشان میدهد. ارسال نظر، پاسخ به ایمیل یا حتی درخواست تولید محتوا در یک زمینه خاص، پارامترهایی است که به شما نشان میدهد مخاطبانتان قابل اتکا هستند یا نه.
راه موفقیت برای آینده
رسانههای امروزی یک بیزینس محسوب میشوند. هر چند که هنوز هم شایعترین شیوه درآمدی برای رسانهها تبلیغات محسوب میشود امّا برای اینکه یک رسانه به درآمد پایدار برسد باید تبدیل به یک بیزینس شود. البت، همانطور که گفتیم بیزینسها هم برای موفقیت باید تبدیل به یک رسانه شوند.
آشنایی با مدلهای درآمدی در رسانهها
مهمترین مدلهای درآمدی در رسانهها عبارتند از:
مدلهای درآمدی رسانهها
تبلیغات/اسپانسری: تبلیغات شایعترین مدل درآمدی برای یک رسانه است. روشهای تبلیغات امروزه گسترش بسیاری پیدا کردهاند. از تبلیغات بنری،تبلیغات کلیکی، تبلیغات نیتیو تا رپورتاژآگهی در رسانههای مختلف صورت میپذیرد. گستردگی مخاطب، اثرپذیری و جذب مشتری بوسیله تبلیغات پارامترهای مهم برای ارزشگذاری رسانهها میباشد.
فروش محصولات/خدمات: اکثر رسانههای مجازی امروزی دارای جنبههای بیزینسی میباشند. وجود فروشگاه اینترنتی در کنار رسانه اصلی، امکان فروش محصولات یا خدمات را برای رسانهها فراهم میآورند.
حق عضویت: بسیاری از رسانهها، خدمات تخصصی خود را به ازای دریافت حقعضویت در اختیار افراد قرار میدهند. نمونه این نوع از رسانهها را در ایران میتوان سایت متمم معرفی کرد.
کمکهای مردمی: هرجند که این مدل در ایران زیاد شایع نیست امّا برخی از رسانهها میتوانند از کمکهای مردمی یا سازمانی برای درآمدزایی خود استفاده کنند.
برگزاری همایش و دوره آموزشی: برگزاری دورههای آموزشی و گردهماییهای ماهانه یا سالیانه یکی از راههای درآمدزایی برای رسانهها میباشد.
همکاری در فروش: امکان فروش محصولات یا خدمات سایتهای دیگر در رسانهها، با توجه به وجود مخاطب بالا در آنها وجود دارد. همکاری در فروش مدلی است که در آن رسانهها در ازای دریافت درصدی از قیمت فروش محصولات دیگر سایتها به معرفی آن محصولات میپردازند.
فروش مجله یا کتاب: معمولا دنبالکنندگان رسانهها، افرادی علاقمند به مطالعه و کتابخوانی هستند. بنابراین رسانهها میتوانند با توجه به این ویژگی مخاطبان به فروش کتاب یا مجلّه(فیزیکی یا دیجیتال) به آنها بپردازند.
کسب و کارهایی قدرتمند با کمک رسانههای قدرتمند
باید توجه داشت که رسانهها میتوانند به راحتی توجه مخاطب را به موضوعات مختلف جلب کنند. این جلب توجه باعث میشود تا آنها بتوانند تاثیرگذاری زیادی بر روی مخاطبان خود داشته باشند. نرخ تبدیل مخاطب به مشتری در رسانهها بسیار بالا است. علّت این موضوع هم اعتماد مردم به رسانهها میباشد. بنابراین برای موفقیّت در کسب و کار، ساخت یک رسانه توانمند ضرورتی انکارناپذیر میباشد.
امروزه با گسترش ارتباطات، رسانهها نقش مهمی در اطلاعرسانی و جهتدهی به افکار عمومی جامعه پیدا کردهاند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به عنوان یک رسانه تاثیرگذار میتوانند در انتقال اطلاعات و اخبار به جامعه جوان ایران موثر واقع شوند. خبرنویسی ، سبکی از تولیدمحتوای متنی میباشد که در آن سعی میشود به مخاطبان اطلاعاتی در یک زمینه خاص داده شود.
خبرنویسی و تولیدمحتوای وبلاگی
برای موفقیت یک رسانه، بایستی محتوا و پیام آن به صورت حرفهای به مخاطبان انتقال یابد. وبلاگها و مجلات خبری آنلاین برای جذب حداکثری مخاطب باید اصول حرفهای را رعایت کنند. انتقال نامناسب محتوا به مخاطبان باعث ایجاد تجربه کاربری نامناسب در آنها و عدم مراجعه مجدد به یک رسانه میشود. این درحالی است که هر رسانهای اعتبار خود را مدیون خیلعظیم مخاطبانش است.
خبر و ارزشهای خبری
خبر را میتوان بیان بیطرفانه، دقیق و در عین حال صحیح و عینی از یک رویداد دانست. یک خبر باید دارای حداقل یک یا چند ارزش خبری باشد. ارزشهای خبری در دل یک رویداد قرار دارند که یک خبرنگار با شَم و درک خود آنها را کشف میکند. ارزشهای خبری پایه یک خبر را تشکیل میدهند و در ایجاد جذابّیت خبری نقش مهمی را برعهده دارند. ارزشهای خبری عبارتند از:
۱- شهرت
اشخاص، اشیا و نهادهایی که از شهرت بیشتری برخوردار هستند ارزش خبری بالاتری دارند.
مثال: محمدجوادآذری جهرمی، وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات فردا به مشهد مقدس سفر می کند.
۲- دربرگیری
یک رویداد هرچه بر افراد و گروههای بیشتری در جامعه اثر بگذارد دارای ارزش خبری بیشتری است. این اثر میتواند مثبت یا منفی، مستقیم یا غیرمستقیم باشد.
مثال: یارانههای نقدی از اول اسفندماه دو برابر خواهند شد.(تاثیر بر اکثریت جامعه ایرانی)
۳- برخورد، تضاد یا درگیری
رویدادهایی که شامل برخوردهایی هستند که به اشکال مختلفی جلوهگر میشوند. این برخوردها ممکن است بین افراد، گروهها یا ملیّتهای مختلفی بوقوع بپیوندند. اخبار مربوط به برخوردهای انسانی، فجایع طبیعی، سرقتها و.. از این دسته میباشند.
مثال: دو نفر در حادثه سقوط بهمن در دماوند ناپدید شدند.
۴- استثناها و شگفتیها
این نوع خبرها از نظر کم سابقه بودن، غیرعادی بودن، عجیب و استثنایی بودن دارای ارزش خبری هستند.
مثال: جهاد دانشگاهی مشهد توانست داروی افزایش قد در بزرگسالان را کشف کند.
۵- بزرگی، فراوانی و تعداد
این نوع از ارزشهای خبری، شامل اعداد و ارقام میشوند و هرچه حجم و آماربالاتر باشد ارزش خبری بیشتری دارد.
مثال: شمار تلفات زلزله شب گذشته در تهران به یک میلیون نفر رسید.
۶- مجاورت
برای مخاطبان اطلاع از خبرهای مربوط به محله، شهر، کشور یا حتی همسایههای مجاور در اولویت قرار دارد. مجاورت ممکن است به صورت جغرافیایی، معنوی، فرهنگی یا هنری باشد.
مثال: بیماری کرونا در شمال شهر تهران بیشترین تلفات را داشته است.
۷- زمان و تازگی
هر چه زمان وقوع رویداد تا انعکاس خبر کمتر باشد ارزش خبری بیشتری را به خود میگیرد. در دنیای امروزی رسانههایی موفقتر هستند که حاوی اخبار تازهتر و به هنگامی باشند.
مثال: ساعتی پیش ریاست دانشگاه امتیازات جدیدی را به اعضای انجمنهای علمی اختصاص داد.
عناصر خبری در خبرنویسی
بکارگیری عناصر خبری در خبرنویسی
همانگونه که در تهیه یک خبر، ارزشهای خبری مهم هستند عناصر خبری نیز میتوانند در روایتگری بهتر یک خبر تاثیرداشته باشند. هرگونه خبری، هرچند هم کوتاه باید یک یا چند عنصر از بین موارد زیر را در خود داشته باشد.
چه کسی(که)؟ اشخاص و اشیایی که در یک رویداد مشارکت یا مداخله دارند یا به نحوی با آن ارتباط دارند.
مثال: رئیسجمهور در جمع اعضای اتاق اصناف به سخنرانی پرداخت.
کجا؟ مکان یک رویداد
مثال: سمینار بررسی نقش کرونا بر اقتصاد ایران در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد.
چه چیزی(چه)؟ آن چیزی که رویداد و ماهیت آن را تشکیل میدهد.
مثال:تحولات هستهای موضوع امروز جلسه غیرعلنی مجلس بود.
چرا؟ علت وقوع رویداد
مثال: علت سقوط هواپیمای اوکراینی اشتباه خلبان بود.
چه وقت؟ زمان رویداد
مثال: ثبتنام برای مراسم ازدواج دانشجویی از ۱ تا ۷ بهمنماه ادامه دارد.
چطور(چگونه)؟ نحوه وقوع رویداد
مثال: دانشجویان معترض در حالی که شعار میدادند خواستار برکناری اساتید سازشکار با غرب شدند.
معمولا بین ارزشهای خبری و عناصر خبری میتواند ارتباط مستقیمی وجود داشته باشد. مثلا:
که؟……………………شهرت
چه؟……………………دربرگیری، استثنا و شگفتی
کجا؟……………………مجاورت
کی؟……………………تازگی
انواع سبکهای خبرنویسی
سبک های خبرنویسی
در خبرنویسی سبکهای مختلفی وجود دارد. در نوشتن خبر با توجه به موضوع و ارزش خبری میتوان از یک سبک خاص استفاده کرد. در ادامه به معرفی مطرحترین سبکهای خبری میپردازیم:
۱- سبک هرم وارونه
در بین سبکهای خبرنویسی، سبک هرم وارونه رایجترین سبک است. در این سبک ابتدا چکیده جالبترین و مهمترین قسمت رویداد در ابتدا آورده میشود و هرچه به سمت انتهای خبر میرویم از اهمیت خبر کاسته میشود. از سبک هرم وارونه در سمینارها، سخنرانیها و مصاحبههای خبری استفاده میشود.
۲- سبک تاریخی
در سبک تاریخی، رویداد به همان صورتی که اتفاق افتاده است تنظیم میشود و شیوه نگارش آن به ترتیب زمان وقوع ماجرا است. به دلیل کسل کننده بودن این سبک منحصر به گزارشهای علمی، فرهنگی، سیاسی و تحقیقی میباشد.
۳- سبک پایان شگفتانگیز
در این سبک، اصل ماجرا در پایان خبر بازگو میشود به گونهای که خواننده با خواندن آن شگفتزده میشود. این سبک برای خبرهای شگفت انگیز مناسب است. معمولا خبرهای جنایی و قضایی میتوانند از این سبک به خوبی استفاده کنند.
۴- سبک بازگشت به عقب
این سبک در نقطه مقابل سبک تاریخی است. در این سبک متن خبر با آخرین قسمت واقعه آغاز و سپس سوابق آن واقعه برای روشن شدن خبر به اطلاع خواننده میرسد. معمولا این سبک را در خبرهای کوتاه مشاهده میکنیم.
۵- سبک تشریحی
در این سبک، رویداد قسمت به قسمت گزارش میشود و برای هر قسمت توضیحات لازم داده میشود. از این سبک برای خبرهایی که در آن اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد یا خبرهای بلند استفاده میشود.
اجزا خبر
یک خبر از سه جزء اصلی تیتر، لید ومتن خبر تشکیل میشود. در تیتر سعی میشود به شکل خلاصه موضوع خبر اعلام شود. یک تیتر باید شفاف و کوتاه(بین ۵ تا ۷ کلمه) باشد. معمولا هر تیتر با یک زیر تیتر همراه میشود. در زیرتیتر که با حروف کوچکتری نوشته میشود توضیحات بیشتری درباره خبر و تیتر اصلی داده میشود.
لید جذابترین بخش یک خبر است که شامل یک یا دو جمله کوتاه میشود. لید خبر وظیفه هدایت و کشاندن مخاطب به سمت متن اصلی خبر را برعهده دارد. متن خبر باید حاوی اطلاعات اصلی درباره خبر باشد. یک خبر باید مستند باشد و منبع خبر نیز عنوان گردد. اگر عکسی مرتبط با خبر نیز وجود دارد باید ضمیمه آن شود.
باید توجه داشت که خبرنویسی، تبلیغات یا نوشتن یک محتوای سئوشده نیست. کسانی که در حوزه خبر فعالیت میکنند باید صداقت را بر هر چیزی ترجیح دهند و به دنبال اطلاعرسانی دقیق و جامع به مخاطبان خود باشند.
در تولید محتوا باید به ایجاد حس خوب در کاربر توجه داشت. اگر مخاطب بتواند با محتوا ارتباط برقرار کند احتمال این که فرآیند بازاریابی محتوا به درستی پیش برود به شدت افزایش مییابد. در تولید محتوا برپایه مدل ۵E ما با ۵ E مهم سر و کار داریم. این ۵ عبارتی که با E شروع میشوند عبارتند از: تهیج، ورود، تعامل، خروج و توسعه. در ادامه به بررسی این موارد میپردزیم.
تهیج (Excitement): با دادن اطلاعات به مخاطبان سعی میشود تا انگیزه و هیجان لازم برای مطالعه و درگیرشدن با یک محتوا در آنان ایجاد شود.
ورود (Entry): بعد از ایجاد انگیزه بایستی شرایط لازم برای ورود و دسترس آسان مخاطب به محتوا ایجاد شود. پلتفرم واسطهایی که مخاطب از آن برای دسترسی به یک محتوا استفاده میکند اهیت بسیاری دارد و باید در طراحی UI آن دقت شود.
تعامل (ٍEngagement): باید شرایطی فراهم شود تا امکان تعامل بین محتواساز(یا برند مرتبط با آن) با مخاطبان بوجود بیاید. در بازاریابی محتوا، تعامل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
خروج (Exit): هر محتوایی شروعی دارد و پایانی. پایان محتوا باید تجربه خوبی را برای کاربران ایجاد کند. محتواها باید پایانی شفاف داشته باشند و پیام محتوایی خود را به راحتی به مخاطب انتقال دهند.
توسعهپذیری (Extension):یک محتوای خوب باید قابلیت توسعه داشته باشد. بروزرسانی و تکمیل محتوا موضوعی است که میتواند هم بر روی سئو تاثیر داشته باشد و هم موجب جلب توجه بیشتر مخاطب شود.
نحوه تحقق مدل ۵E با کمک محتوا
داشتن خلاقیت در محتوانویسی اهمیت بسیاری دارد. خلاقیت یک منبع نامتناهی و الهامبخش است که یک محتواساز میتواند با کمک آن محتواها خود را در چارچوبهای مختلفی قرار دهد و به مخاطب عرضه کند. اولین قدم برای این که مخاطب در یک محتوا غوطهور شود این است که یک مفهوم مهم و حیاتی را به او معرفی کنیم(محتوای سطح بالا یا High Content). مخاطب در محیط وب به دنبال یادگیری موضوعات جدید یا یافتن پاسخ سئوالات خود است.
محتوایی را سطح بالا(High Content) مینامیم که ارزش مهمی را به مخاطب انتقال دهد. یک محتوای سطح بالا باید:
مخاطب را درگیر، هیجانی وکنجکاو کند.
کاربران را راهنمایی و هدایت کند.
کاربران را در بهبود و ارتقاء سطح کیفی به همکاری وا دارد(با درج نظرات و یا تعامل با نویسنده یا برند)
کاربران را آماده تغییر رفتار کند.
امکان برقراری ارتباط با مخاطبان را فراهم کند.
مدل ۵E یک سیستم مرحلهایی را ارائه میدهد. محتوانویس میتواند در حالی که مخاطب درگیر یک مرحله است به طراحی و آمادهسازی مراحل بعدی بپردازد. این مدل میتواند یک نقشه سفر با کمک محتواهای سطح بالا برای یک برند یا محصول طراحی نماید.
در نوروز ۹۹ با توجه به قرنطینه عمومی و شایع شدن ویروس کرونا، استقبال مردم از برنامههای تلویزیونی به شدت افزایش پیدا کرده است. اخیرا کالج تپسل گزارش کاملی را از تاثیر سریال پایتخت بر روی کمپینهای تبلیغاتی منتشر کرده است. گزارش تپسل به حد کافی کامل و جامع هست، در این جستار کوتاه قصد داریم تا به نقش محتوای با کیفیت و وایرالی همچون سریال پایتخت و تاثیر آنانها در فضای آنلاین بپردازیم.
تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین
نکته جالبی که در گزارش تپسل وجود دارد این است که در بازهای که سریال پخش میشود میزان ترافیک در تبلیغات همسان و تبلیغات موبایلی به شدت کاهش مییابد. جالبتر اینکه در زمان پخش تبلیغات بازرگانی در بین این سریال، مجدد نرخ کلیک بر روی تبلیغات اینترنتی افزایش پیدا میکند.( تصاویر زیر)
تصویر ۱: تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی
چرا همچنان محتوا پادشاه است؟
موضوعی که در گزارش تپسل جالب است، این هست که هنوز هم اگر محتوایی جذاب و با کیفیت در هر رسانهای تولید شود میتواند مخاطب را از سایر رسانهها به سمت خود جذب کند.
سریال پایتخت نمونهایی از یک محتوای کامل و موثر است که به خوبی توانسته پرسونای مخاطبان خود را بشناسد و با توجه به نیازهای آنان پلانهای تصویری را عرضه کند. طبق توئیتی که محمد جواد آذری جهرمی وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته، ترافیک شبکه اینترنت هم در زمان پخش این سریال به شدت کاهش مییابد.(تصویر زیر)
کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت ۶
شناخت مخاطب با کمک تحقیق درباره کاربران، استفاده از روایتگرایی جذاب، به کارگیری رسانههای عمومی و فراگیر و داشتن برنامه و سناریو برای درگیرسازی مخاطب باعث شده تا سریال پایتخت به عنوان یک محتوای فراگیر و وایرال حداکثر مخاطب را به پای تلویزیون بکشاند.
در روزهایی که بسیاری از محتواسازان و کپیرایترها به کیفیت محتوا توجه کافی ندارند و تنها سعی میکنند صدر موترهای جستجو را با روشهای سیاه و خاکستری در سئو تصاحب کنند، سریال پایتخت به خوبی به همه نشان داد که هنوز هم “محتوا پادشاه است” به شرطی که درست محتوادانی، محتوارانی و محتوابانی انجام شود.
در چند سال گذشته همه وبمسترها برای بهبود نرخ کلیک سایت خود توجه زیادی به بهینهسازی سایت در موتورهای جستجو داشتند. آنها سعی داشتند تا با بهینهسازی صفحات سایتها و طراحیهایی زیبا، بازدیدکنندگان خود را ترغیب به ماندن در سایت نمایند. تا جایی که توجه بیش از حد بهاصولسئو باعث شد تا تجربه کاربری در وبلاگ نویسی به حاشیه رانده شود.
بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی
اگر مخاطبان، محتواهای وبلاگ شما را در شبکههای اجتماعی به اشتراک نمیگذارند، به پستهای وبلاگ شما لینک نمیدهند یا کامنتهای تاثیرگذار برای شما نمی گذارند باید به پرسونای مخاطبان خود توجه کنید و محتواهای کاربردی برای آنها تهیه کنید.
اگر شما به تمامی موارد فوق توجه داشتهاید ولی هنوز هم وبلاگ شما بازدید مناسبی ندارد بهتر است به بهبود تجربه کاربران وبلاگ خود فکر کنید.
اگر شما یک سایت، فروشگاه اینترنتی یا وبلاگ دارید قطعا برای شما بسیار مهم خواهد بود که بازدیدکنندگان در وبسایت شما باقی بمانند و اقدام (Action) مدنظر شما را انجام دهند. امّا در بسیاری از موارد یک وبمستر از طریق گوگل آنالیتیکس و دیگر ابزارها متوجه میشود که بازدیدکننده به سایت او مراجعه کرده ولی اقدام مدنظر وی را انجام نداده است و بدون هیچ واکنش مثبتی از سایت خارج شده است.
بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین
دلیل این موضوع این است که یک سایت یا وبلاگ نتوانسته تاثیر مثبتی را بر روی ذهن مخاطب خود بگذارد و او را با خود درگیر کند. در چنین مواقعی است که تجربهکاربری(User Experience) یا همان UX میتواند به کمک وبمستران بیاید و نرخ تبدیل(Conversion Rate) را به شکل قابلتوجهی بهبود دهد.
اهمیت تجربه کاربری برای وبمستران
درک عمیق از نیازهای کاربران و آن چیزی که برای آنها ارزشمند است، مهمترین وظیفه تجربهکاربری میباشد. تجربه کاربری از آن جهت حائز اهمیت است که در فضای مجازی ما ارتباط مستقیمی با کاربران نداریم و نمیتوانیم از احساسات کاربران به درستی مطلع شویم. طراحی یک تجربهکاربری خوب، مشتریان را به یک برند وفادار میسازد. بنابراین برای برندینگ اصولی باید به نقش تجربه کاربری توجه داشت.
عوامل تاثیرگذار بر روی تجربه کاربری
عوامل مختلفی بر روی بهبود تجربه کاربران تاثیر دارند. به طور کلی برای این که تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان وبلاگ خود بسازیم باید به عوامل زیر توجه نماییم:
هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
ارزش: آیا محتوا/محصولات/خدمات ما میتوانند ارزش کافی را برای مخاطبان ایجاد کنند.
قابلیت استفاده: آیا سایت یا وبلاگ ما برای بازدیدکنندگان قابلیت استفاده دارد.
سودمندی: آیا وبلاگ ما نیازهای کاربران را برآورده میکند یا تنها وقت آنها را میگیرد.
قابلیت پیدا شدن: آیا محتواهای وبلاگ ما به راحتی قابلیت پیدا شدن توسط موتورهای جستجو را دارند. آیا وبلاگ ما قابلیت جستجو پستها و دستههای محتوایی را دارد. پیمایش درست محتواهای یک وبلاگ میتواند بر روی سئو و تجربه کاربری تاثیر زیادی داشته باشد.
کیفیت: آیا وبلاگ یا برند تجاری ما حس خوبی را برای کاربران ایجاد میکند. آیا مشتریان ما با شنیدن نام یک برند کیفیت خوب خدمات ما را به خاطر میآورند.
قابلیت دسترسی: آیا وبلاگ ما در دستگاههای مختلف(موبایل، لپتاپ، تبلت و فبلت ها) قابل دسترسی میباشد.
اعتماد: آیا محصولات و برندی که یک وبلاگ قصد معرفی آنها را داشته است توانسته به کمک محتواهای تولیدی اعتمادسازی کند.
هر قدمی که برای بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ برداشته شود باعث خواهد شد تا قیف بازاریابی محتوابهینهتر شود. هدف تجربه کاربری در محتوانویسی این است که تا حدممکن موانع جذب مخاطب را کاهش دهیم. با یک تجربه کاربری خوب، خوانندگان وبلاگ به سادگی خسته نمیشوند و بلاگر میتواند پیام خود را به خوبی به مخاطبانش انتقال دهد.
UX سعی دارد اصطحکاک بین کاربر و وبلاگ را کاهش دهد و ریزش در قیف بازاریابی را به حداقل برساند. بهبود تجربه کاربری در وبلاگ باعث میشود:
کاربران با درصد بالایی به سراغصفحات فرودو انجام Call to Action ها بروند.
مخاطبان فرمهای ثبت نام را پرخواهند کرد و محتواهای اختصاصی(نظیر کاتالوگهای قابل دانلود) را به خوبی دریافت کنند.
آنها اکانت اختصاصی خود را در وبلاگ ایجاد میکنند و با پرداخت هزینه از محتواهای سفارشی برخوردار میشوند.(نظیر آنچه در سایت متمم اتفاق میافتد)
خبرنامه وبلاگی شما بیشتر مورد توجه آنها قرار خواهد گرفت و احتمال حضور آنها در وبینارها یا سمینارهای شما بیشتر میشود.
آنها در منابع دیگر نظیر شبکههای اجتماعی شما را دنبال خواهند کرد و به عنوان طرفداران شما محصولات یا خدمات شما را به دیگران معرفی کنند.
بهبود تجربه کاربری یک کار منطقی و عاقلانه است. تجربه کاربری اشتباهات را به حداقل کاهش میدهد و آشفتگیهای طراحی را برطرف میکند.
۶ راهکار مهم برای بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی
برای این که UX را در یک وبلاگ بهبود بدهیم، راهکارهای متعددی وجود دارد. از تحقیقات بازار، ارزیابی قابلیتهای استفاده از مولفههای موجود در یک وبلاگ تا طراحی رابط کاربری، همگی مواردی هستند که باید توسط یک طراح تجربه کاربری (UX Designer ) مدنظر قرار گیرد.
مواردی که در ادامه مطرح میشوند، نکات ارزشمندی در طراحی تجربه کاربری هستند که باید همیشه مورد توجه یک بلاگر و وبمستر قرار بگیرند.
۱- تعیین قواعد کلی و رعایت آنها
در یک وبلاگ بایستی هرمولفهای(Component) در سرجای خودش باشد. شاید یک طراح رابط کاربری(UI Designer) بخواهد خلاقیت از خود به خرج دهد. امّا باید بگوییم همه وبلاگها قواعدی دارند که هرگز نباید از آنها عدول کنیم و آنها را فدای خلاقیت و نوآوری کنیم. این قواعد عبارتند از:
لوگو وبلاگ در بالا گوشه سمت راست قرار میگیرد.
منوی اصلی(ناوبری سایت) در بالای وبلاگ سمت راست یا مرکز قرار میگیرد.
دکمهها باید رنگی متفاوت از پسزمینه اصلی صفحات داشته باشند.
کادر جستجو در وبلاگ باید در هدر یا بالای ساید بار قرار گیرد و کاملا مشخص و قابل دستیابی باشد.
فرم ثبتنام و ورود به وبلاگ یا ارتباط با بلاگر باید موجود و قابل دسترسی باشند.
لوگوی شبکههای اجتماعی بلاگر یا برند در وبلاگ باید فعال باشد.
دکمههای اشتراکگذاری در صفحات اجتماعی بهتر است در پایین هر محتوا قرار بگیرد.
۲- سلسله مراتب محتواها و اصول تایپوگرافی
اصول نگارش در بلاگنویسی
یکی از موضوعاتی که در وبلاگنویسی و بهبود تجربه کاربری دارای اهمیت است توجه به اصول نگارش، چگونگی لحن و بیان درمحتواها و رعایت قواعد فنی و زبانی میباشد. رعایت موارد زیر میتواند تجربه کاربران یک وبلاگ را به شدت بهبود دهد:
سلسله مراتب محتواها باید همیشه در وب رعایت شود. استفاده درست از عناوین و تگهای h1،h2،h3 موجب میشود تا یک محتوا به خوبی قابل خوانش توسط خزندههای موتورهای جستجو و بازدیدکنندگان شود.
کاربران وب معمولا پاراگرافها را در ابتدا نمیخوانند. آنها در ابتدا به عناوین و زیرعناوین توجه میکنند و در صورتی که نیاز خود را بیابند به پاراگرافها هم توجه میکنند. بنابراین استفاده درست از زیرعنوانها و توجه به اصول کپیرایتینگمیتواند تجربه کاربری بهتری را رقم بزند.
استفاده از پارگرافهای کوتاه و مرتبط به هم در وب نیز توصیهایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
نوع فونت(قلم) و اندازه آن بر روی تجربه کاربری تاثیرگذار است. در وب فارسی استفاده از فونت یکان بسیار رایج است.
تنظیم درست حاشیه متون(margin) برای خسته نشدن چشم کاربر باید مدنظر باشد.
برجستهسازی(Bold)، زیرخط دار کردن متون(Underline) یا مورب کردن(Italic) می تواند باعث ایجاد تمایز در کلمات مهم شود و توجه کاربر را به کلیدواژهها جلب کند.
استفاده از لیستهای عددی ولیستهای نشانهای باعث دسترسی راحتتر به محتواها توسط خوانندگان میشود و خوانایی افزایش مییابد.
تصاویر و نمودارها میتوانند علاوه بر زیابیی بصری، سریعتر پیامهای محتوایی را به مخاطبان انتقال دهند.
در طراحی یک وبلاگ سعی کنید سادگی را مدنظر خود قرار دهید. قطعا تاکنون سایتهایی را دیدهاید که از رنگهای زیاد، انیمیشن و محتوای بینظم به همراه پاپهای بیپایان استفاده میکنند.
چنین وبلاگهایی به شما چه حسی میدهند؟
توجه به طراحی تمییز و زیبا یک ضرورت در بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ میباشد. مردم عاشق زیبایی و البتّه سادگی هستند. در محیط وب وجود پیچیدگی و آشفتگی میتواند نتایج بدی را برای یک وبلاگ به همراه بیاورد. در طراحی یک وبلاگ به نکات زیر توجه داشته باشید:
استفاده درست از فضاها
تقسیم صفحه به بخشهای استاندارد تعریف شده(header/body/footer/sidebar و..)
استفاده از تصاویر با کیفیت و کمحجم
ساماندهی محتواها و نمایش درست اجزای آن در صفحه اول وبلاگ
ایجاد ناوبریهای مناسب برای دستیابی به تمامی دستههای محتوایی موجود در یک وبلاگ
استفاده درست از تبلیغات در وبلاگ(تبلیغات بخش مهمی از یک وبلاگ هستند امّا سعی کنید در آن افراط یا تفریط نکنید)
دکمهها یا لینکها به صورت واضح و مشخص باشند.
و نکته پایانی این که: یک طراحی ساده و تمییز همیشه برنده است.
۴- از اضافگویی در محتواها بپرهیزید!!!
تلخ است امّا واقعیت این است که بازدیدکنندگان یک وبلاگ، پستها را در ابتدا به طور کامل نمیخوانند بلکه فقط کل محتوا را به صورت سریع اسکن(مرور) میکنند. آنها اگر تیتر مهمی یا کلیدواژههای مورد نیاز خود را مشاهده کنند دوباره محتوا را با دقت میخوانند و بر روی پاراگرافها تمرکز میخوانند.
بنابراین باید سعی شود پستها از لحاظ محتوایی تا حدممکن خلاصه شود و تنها موضوعات کلیدی در اختیار مخاطب قرار گیرد. یک محتوا باید با کمترین تعداد کلمه بیشترین پیام را به مخاطب برساند.
بیشتر افراد بصری هستند، بنابراین میتوان با کمک تصاویر، اینفوگرافها، اسلایدها،نمودارها و ویدئوها پیام محتوایی خود را به آنها رساند. تعادل بین محتوای بصری و متنی، تجربه کاربری را بهبود خواهد داد و ماندگاری کاربر در وبلاگ را افزایش خواهد داد.
۵- دسترسی به بخشهای مختلف وبلاگ
ابزارهای ناوبری امروزه بخش مهمی از طراحی را در بر میگیرند. هر کاربری در هر کجای سایت باشد باید بتواند تنها با سه کلیک به هر بخش دیگری از سایت یا وبلاگ برسد. این ویژگی در ماندگاری یک کاربر در وبلاگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری
ناوبری سایت به کاربر نشان میدهد که در کجا هست و چگونه میتواند به هدف خود دسترسی پیدا کند. منوی اصلی هر سایت باید حداقل به صفحات خانه، درباره ما، ارتباط با ما و ورود به سیستم لینک بدهد. همچنین صفحات فرود و دستهبندیهای اصلی یک وبلاگ میتوانند علاوه بر ناوبری اصلی در سایدبار(ستون کناری) و فوتر(پابرگ) جای بگیرند.
لوگوی سایت باید به صفحه اصلی وبلاگ لینک شود. ضرورت دارد که ناوبری وبلاگ برای موبایل و تبلتها نیز قابل نمایش باشد. زیرا که امروزه بسیاری از بازدیدکنندگان وبلاگها با موبایل یا تبلت به مرور وبلاگها میپردازند.
تاثیر طراحی خوب و محتوای با کیفیت در جذب مخاطب بر کسی پوشیده نیست. امّا توسعه فنی و نگهداری وبلاگ نیز میتواند در بهبود تجربه کاربری موثر واقع شوند. در بهینهسازی سایت باید به موارد زیر توجه کنیم:
بهبود سرعت لود (بارگذاری) وبلاگ
توجه به واکنشگرا بودن و طراحی موبایل فریندلی یک وبلاگ
انجام تغییرات مختلف بر روی وبلاگ و بررسی نتایج تست A/B به منظور افزایش کارآیی وبلاگ برای کاربران
بهبود در قالب وبلاگ و ایجاد کدهای تمییز
بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو(توجه به اصول سئو)
بهینه سازی تصویر استفاده شده در محتواهای وبلاگ با کمک افزونههای مرتبط
بهبود در تجربه کاربری هیچگاه خاتمه نمیپذیرد و بلاگر باید در یک چرخه بیپایان به دنبال ایجاد حس و حال بهتر در کاربران وبلاگ خود باشد و در صورتی که تلاش خود را به درستی انجام دهد نتیجه پشتکار خود را از کاربران دریافت خواهد کرد.
هر کسی که یک وبلاگ را مدیریت میکند به خوبی میداند که برای موفقیت باید به مسائل زیادی توجه داشته باشد. یک مسئله مهم در تولید محتوا و وبلاگنویسی بازدهی میباشد. نرخ بازگشت سرمایه(ROI) یک سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی میباشد که عملکرد بازاریابی محتوا را به خوبی نشان میدهد.
آشنایی با ۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی
امّا باید توجه داشته باشیم که ROI یک سنجه طولانی مدّت است وما نیاز داریم که به کمک معیارهای دیگر عملکرد یک وبلاگ را به صورت تدریجی و کوتاهمدّت ارزیابی کنیم.
۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی
سنجش عملکرد وبلاگ
وبمسترها و دیجیتالمارکترها برای این که موفقیت یک کمپین یا رویههای بازاریابی محتوا را بسنجند از یک سری سنجههای کلیدی عملکرد(KPI) استفاده میکنند. آنها با آنالیز این سنجهها و تغییر در شیوه انجام فرآیندها به دنبال یافتن شیوه منحصربفرد و موثری برای موفقیت هستند. در این پست قصد داریم به معرفی معیارهایی بپردازیم که یک بلاگر باید جمعآوری کند، به صورت مستمر به بررسی آنها بپردازد و میزان پیشرفت خود را با کمک آنها بسنجد.
۱- بازدید کلی یک وبلاگ
این سنجه میگوید که یک وبلاگ در بازه زمانی معین چه مقدار بازدید داشته است. ردیابی این معیار به صورت ماهیانه به بلاگر این حس را میدهد که وضعیت وبلاگ او چطور است. تحلیل دقیق این معیار میتواند دادههای ارزشمندی را برای واحد بازاریابی به همراه بیاورد.
استخراج اطلاعات وبلاگ و شناسایی ماههای پربازدید در یک سایت میتواند یک آلارم مناسب برای واحد فروش باشد. واحد فروش با اجرای کمپینهای تبلیغاتی متناسب در ماههای پربازدید یا مناسبتها میتواند میزان سود حاصل از فروش را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
۲- منبع ترافیک ورودی
منابع ترافیک وبلاگ
این که ترافیک یک وبلاگ از چه منابعی بدست میآید میتواند حاوی نکات زیادی باشد. معمولا در یک وبلاگ ۵ منبع ترافیکی زیر را داریم:
ترافیک مستقیم
ترافیک از رسانههای اجتماعی(پیامرسانها و شبکههای اجتماعی)
جستجوی ارگانیک(موتورهای جستجو)
ترافیک ارجاعی(ترافیک ورودی از دیگر سایتها یا تبلیغات در موتورهای جستجو)
خبرنامه یا ایمیل مارکتینگ
این که بدانیم بیشترین ترافیک ما از چه منبعی میباشد میتواند بر رویاستراتژی تولید محتواما تاثیر بگذارد. شناسایی منابع ترافیکی به یک وبلاگ میتواند نشاندهنده فرصتهای رشد برای یک کسب و کار باشد. همچنین منابعی که مورد غفلت قرار دادهایم را به ما یادآوری میکند.
۳- بازدید صفحه اصلی وبلاگ
این معیار میگوید که از بازدیدهای وبلاگ چه تعدادی از صفحه اصلی وبلاگ آمدهاند. این معیار نشان میدهد که بازدیدکنندگان تا چه حد از یک وبلاگ به عنوان سایت مرجع استفاده میکنند. ترافیک مستقیم میتواند نشاندهنده این واقعیت باشد که وبلاگ فرآیند برندسازی را به خوبی توانسته است به پیش ببرد.(منظور از ترافیک مستقیم این است که بازدیدکننده یک وبلاک آدرس URL را مستقیم در مرورگر خود وارد کنند).
بازدیدکنندگان همیشگی یک وبلاگ، مشتریان وفادار آن کسب وکار محسوب میشوند که میتوانند بسیار ارزشآفرین باشند. البتّه یک بلاگر باید علاوه بر حفظ بازدیدکنندگان همیشگی به دنبال جذب مخاطبان جدید هم باشد.
۴- تعداد پستهای انتشار یافته
تعداد پستهای انتشار یافته در یک وبلاگ در مدت زمان مشخص، نشاندهنده تلاش و پشتکار یک بلاگر است. همچنین مقایسه حجم پستها با سایر نتایج نظیر ترافیک ورودی به سایت، سیگنالهای بسیاری را به بلاگنویس انتقال میدهد. این متریک به راحتی در هر وبلاگی قابل دستیابی ومحاسبه است.
۵- پستهای برتر هر وبلاگ
این معیار برای هر وبمستری بسیار ارزشمند است که بداند چه موضوعاتی برای یک وبلاگ ترافیک بیشتری را به ارمغان میآورند. شناسایی پستهای برتر هر وبلاگ و آنالیز آنها میتواند ایدههای جدیدی را برای پستهای آینده به وبلاگنویس بدهد. همچنین از این متریک میتوات نمشکلات ترافیکی و ایندکس نشدن یک پست را در موتورهای جستجو پیدا کرد.
۶- میانگین بازدید پستها
این سنجه نشاندهنده ارزش هر پست نسبت به کل ترافیک یک وبلاگ میباشد. این متریک ارتباط بین حجم انتشار پست و ترافیک کل وبلاگ را نشان میدهد. اگر شما تعداد پست بیشتری را منتشر میکنید امّا میانگین بازدید پستها کاهش مییابد بدان معنا است که پستهای جدید نتوانستهاند بازدیدکننده مناسبی را جذب کنند.
کمّیت و کیفیت دو موضوع مهم در بلاگنویسی هستند. این که آیا تعداد محتواهای کم ولی با کیفیت تولید کنیم یا تعداد محتواهای زیاد ولی با کیفیت پایینتر تولید کنیم، همواره از مهمترین چالشها در وبلاگنویسی بوده است. نرخ میانگین بازدید هر پست میتواند به بلاگر کمک کند تا کمّیت و کیفیت محتواها را با یکدیگر بالانس کند.
۷- میانگین لینکهای دریافتی برای هر پست
آیا محتوایی که تولید میشود ارزشمند بوده و توانسته از وبلاگها و سایتهای دیگر لینک دریافت کند. لینکهای ورودی به هر وبلاگ برای موتورهای جستجو از اهمیت زیادی برخوردارند. این لینکها به موتورهای جستجو نشان میدهند که محتوای شما برای دیگران ارزشمند بوده است.
یک بلاگنویس همیشه باید به دنبال جذب لینک معتبر از وبلاگهایی که محتواهای تازه و مرتبط دارند باشد. قطعا استفاده از شیوههای کلاه سفید در لینکسازی باید مدنظر وبمستر قرار گیرد.
کامنتها یا همان نظرات یکی از معیارهای مهمی است که نشاندهنده میزان تعامل کاربران با یک وبلاگ میباشد. یک بلاگر به صورت مرتب واکنش و بازخورد مخاطبان خود را زیر نظر میگیرد. افزایش تعامل کاربران با وبلاگ علاوه بر این که برای موتورهای جستجو ارزشمند است میتواند ایدههای جدیدی را هم به بلاگر انتقال دهد.
از کاربران خود بخواهید نظرات خود را درباره موضوعات منتشر شده در وبلاگ بگویند. مشارکت مخاطبان در بخش کامنتها باعث میشود تا آنها مجددا به آن پست مراجعه کنند تا از نظر دیگران نسبت به کامنت خود مطلع شوند یا حتی آن را در شبکههای اجتماعی با دیگران همرسانی کنند.
۹- نرخ اشتراکگذاری یک پست در شبکههای اجتماعی
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
وایرال شدن یک محتوا یا پست وبلاگی موجب میشود تا آن پست توسط افراد زیادی دیده شود. به همین دلیل اگر مخاطبان یک وبلاگ، پستی را در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارند امتیاز ویژهای را برای وبلاگ به همراه میآورد. یک وبمستر باید دکمههای اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی را به پستهای خود اضافه کند.
تعیین شبکههای اجتماعی برای اشتراکگذاری محتواهای وبلاگ با توجه به تجربه بلاگر و نوع محتوا وبلاگ تعیین میشوند. شبکههای اجتماعی میتوانند ترافیک زیاد و هدفمند را برای یک بلاگر به همراه بیاورند.
۱۰- نرخ جذب مشتری جدید
قطعا ترافیک خوب و خیلی خوب است. امّا ترافیک زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به درآمدزایی شود. ترافیک یک وبلاگ بایستی در راستای اهداف کسب و کاری باشد. یک بلاگر باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشد که ترافیک ورودی به وبلاگ تا چه حدی توانستهCall to Actionبرای او به همراه داشته باشد. وبلاگنویسان حرفهای برای این که بتوانند نرخ جذب مشتری یا Call to Action وبلاگ خود را بدست آورند صفحات فرود (Landing Page) را طراحی میکنند یا از ابزارهای آماده دیگری استفاده میکنند.
۱۱- شناسایی منابع ارجاع دهنده به وبلاگ
این که بدانید چه سایتهایی به وبلاگ شما ارجاع دادهاند میتواند در طراحی پستهای آینده و نوع محتواها به شما کمک کند و موجب شود تا به صورت هدفمندتری پستهای خود را تهیه کنید. به عنوان مثال ممکن است شبکههای اجتماعی برای یک وبلاگ یک منبع مناسب برای دریافت ترافیک نباشد. در حالی که ممکن است وبلاگ یک اینفلوئنسر بتواند ترافیک قابل توجهی را برای وبلاگ شما به همراه بیاورد.
اگر هدف شما از وبلاگنویسی، بازاریابی و جذب مشتری میباشد بایستی به پستهایی که توانستهاند توجه مشتری را به محصولات یا خدمات شما جذب کنند به عنوان یک پتانسیل جدّی توجه داشته باشید. معمولا موضوع چنین پستهایی برای مشتریان مهم بوده است و این یک سیگنال مثبت برای تولید محتواهای مرتبط دیگری میباشد.
۱۳- نرخ کلیک
نرخ کلیک یا CTR در هر وبلاگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این معیار، موضوعاتی که باید در هنگام بهبود بخشیدن محتواها مورد توجه قرار گیرند را به بلاگر یادآوری میکند. با افزایش ترافیک ورودی و ثابت نگهداشتن نرخ کلیک، احتمال افزایش بازدید کننده و مشتری برای هر کسب و کاری وجود دارد. نرخ کلیک میتواند بر روی استراتژیهای تولید محتوا، کپی رایتینگ و شیوههای فروش محصولات یا خدمات تاثیر بگذارد.
۱۴- جایگاه کلمات کلیدی مهم برای یک وبلاگ در نتایج SERp گوگل
یک بلاگر همواره یک لیست از کلمات کلیدی طلایی را برای کسب و کارش استخراج میکند. این کلمات کلیدی یک ترافیک هذفمند و هوشمندانه را از موتورهای جستجو به سمت وبلاگ میفرستند. به همین دلیل ارتقاء جایگاه وبلاگ براساس کلمات کلیدی مختلف در SERp گوگل(صفحه اول گوگل) از اهمیت بسیاری برخوردار است.
وبمسترهای حرفهای همواره جایگاه وبلاگ خود را براساس کلمات کلیدی مختلف در نتایج SERp گوگل استخراج میکنند و در یک فایل اکسل ذخیره و نگهداری میکنند. آنها تغییرات جایگاه وبلاگ خود را به صورت دورهای کنترل میکنند. رشد در یک کلمه کلیدی و رسیدن به صفحه اوّل گوگل میتواند ترافیک ورودی به یک سایت را منفجر کند و بالطبع برای مدیر آن سایت یا وبلاگ درآمدزایی به دنبال داشته باشد.
۱۵- نرخ خروج
نرخ پرش از صفحه
نرخ پرش یا Bounce Rate یک معیار حیاتی است. این نرخ نشان میدهد که ترافیک ورودی از منابع مختلف نتوانسته با محتوای وبلاگ یا رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. اگر وبلاگی نرخ پرش بالایی دارد بلاگر باید بر روی افزایش کیفیت محتوا، تغییر قالب و رابط کاربری، تست A/B و تغییر شرایط وبلاگ متمرکز شود.بهبود تجربه کاربریوظیفهای است که وبلاگنویسان باید همیشه به آن توجه کنند.
۱۶- زمان حضور در وبلاگ
ماندگاری در سایت یا Time on Site نشان میدهد که محتواهای یک وبلاگ تا چه میزان توانستهاند برای مخاطب جذاب باشند و او را علاقمند به ماندن در سایت کنند. این معیار بر روی سئو و قرارگیری محتوا در صدر لیست موتورهای جستجو تاثیر بسزایی دارد.
یک بلاگر بایستی به اصول سئو محتوا نیز توجه داشته باشد. هر چند که بهتر است بلاگر بیش از هر چیزی به نیاز مخاطب خود توجه کند و محتوا را به هدف جلب رضایت وتامین نیازهای مخاطب بنویسد.
۱۷- ترافیک بازگشتی
یکی از اهداف استراتژی بازاریابی محتوا دادن آگاهی به مشتری و جلب توجه او به یک محصول یا خدمت میباشد. بنابراین معمولا در وبلاگها، مخاطبان مقالات را مطالعه کرده و به مقایسه آنها با سایر منابع میپردازند. به همین دلیل ممکن است آنان به دفعات زیادی به یک وبلاگ مراجعه کنند تا در نهایت تبدیل به مشتری شوند. از همینرو اندازهگیری و رصد ترافیک بازگشتی(Returning Traffic) با کمک گوگل آنالیتیکس از اهمیت بسیاری برخوردار است.
امروزه رتبه الکسا به تنهایی یک سنجه مهم برای وبلاگنویس محسوب نمیشود، ولی توجه به این پارامتر میتواند از جهاتی دیگر مهم باشد. رتبه الکسا موقعیت یک وبلاگ را نسبت به سایر سایتها در جهان و یک منطقه خاص(کشور) نمایش میدهد. بنابراین کاهش رتبه الکسا نشاندهنده رشد یک وبلاگ در قیاس با سایر رقبا میباشد. مضاف بر این که با تحلیل رتبه الکسا سایر رقبا، میتوان اطلاعات دقیقی نسبت به آنان بدست آورد.
سایت MOZ به دامنه و هرصفحه از وبلاگ یک عدد(اعتبار) اختصاص میدهد. هر چه مقدار اعتبار صفحههای یک وبلاگ(PA) افزایش پیدا کند، اعتبار دامنه(DA) آن وبلاگ افزایش پیدا میکند. افزایش اعتبار دامنه در سریعتر ایندکس شدن صفحات یک وبلاگ تاثیر دارد. در واقع DA و PA دوپارامتر مهم در بهبود سئو یک سایت میباشند. یک بلاگر باید همواره به دنبال افزایش اعتبار صفحات وبلاگ و اعتبار دامنه خود از طریق شیوههای قانونی باشد.
۲۰- مشترکان فعال خبرنامهها
تعداد افرادی که عضو خبرنامه یک وبلاگ میشوند یک معیار مهم برای شناسایی خوانندگان وفادار به آن وبلاگ یا برند هستند. این معیار به خوبی میزان چَسبندگی یک بلاگ را نمایش میدهد. کسانی که تنها یکبار به وبلاگی مراجعه میکنند و دیگر هرگز به سراغ آن نمیروند ارزش چندانی را نمیتوانند برای آن وبلاگنویس ایجاد کنند. هر بلاگری میداند مخاطبانی برای او و وبلاگش ارزشآفرین هستند که به صورت مستمر به بلاگ او سر بزنند. توجه داشته باشیم کسانی که عضو خبرنامه ما میشوند و ایمیل خود را در اختیار ما میگذارند به ما اعتماد کردهاند. بنابراین باید برای آنها بهترین محتواها، فایلها و تخفیفات را ارسال کنیم.
یک وبلاگ باید تبدیل به انجیل محتوابرای مخاطبانش شود و همه خوانندگان محتواها را بارها و بارها بخوانند و پستها را ستایش کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند و این هدف تنها با محتواهای با کیفیت ایجاد میشود.
موتورهای جستجو ازجمله گوگل به تولید محتوای با کیفیت اهمیت زیادی میدهند زیرا که هر چه محتوا غنیتر باشد احتمال برطرفشدن نیازهای کاربر بیشتر میشود و کاربری که نیاز خود را بتواند از طریق جستجو در یک موتور جستجوبرطرف کند مجدد نیز به سراغ آن موتور جستجو خواهد آمد.
این که برای یک سایت چه موضوعی را برای تولید محتوا انتخاب کنیم یکی از مهمترین چالشهای وبنویسان میباشد. برای انتخاب موضوع قبل از هرچیزی به پرسونای مخاطب توجه کرد. اینکه یک محتوا برای چه کاربری و با چه ویژگیهایی نوشته میشود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
ویژگیهای محتوای با کیفیت
محتوای با کیفیت ، محتوایی است که مخاطب را جذب خود نماید و او را در سایت نگه دارد و درنهایت برای مدیران آن سایت درآمدزایی داشته باشد. مهمترین معیار برای شناسایی محتوای با کیفیت رضایت کاربران و وایرال شدن یک محتوا میباشد(وایرال شدن به معنی ویروسی شدن و اشتراکگذاری وسیع یک محتوا توسط دیگران میباشد).
مراحل تولید محتوای با کیفیت
برای تولید یک محتوای خوب بایستی مراحل زیر را انجام دهیم:
۱- انتخاب موضوع و یافتن کلمه کلیدی
ویژگی های محتوای با کیفیت
برای وبنویسی و تولید محتوا متنی باید قبل از هر چیزی به موضوعی که میخواهید درباره آن محتواسازی کنید تسلط کافی داشته باشید. مطالعه و تحقیق میتواند یک ابزار مناسب برای توسعه دانش در یک زمینه خاص باشد. معمولا کسانیکه اطلاعات کافی درباره یک موضوع دارند به سادگی میتوانند موضوعات ترند روز را شناسایی کنند.
برای شناسایی موضوع میتوان از موتورهای جستجوی مختلف، سایتهای رقبا، الکسا و حتی فروشگاههای اینترنتی استفاده کرد. انتخاب درست موضوعات و دستهبندیهای محتوایی میتواند مسیر یک کسب و کار را متحول کند. برای همین منظور بایستی قبل از انتخاب موضوعات یک سایت، استراتژی محتوایی مناسبی را برگزید. بعد از انتخاب موضوع باید یک عنوان و کلمه کلیدی متناسب با آن را انتخاب کنید.
۲- ارائه محتوا
هر سایتی در شروع کار خود، بازدیدکننده چندانی نخواهد داشت. همزمان با تولید محتوای با کیفیت بایستی به دنبال رسانههای مختلف برای عرضه محتوای خود به عموم مخاطبانتان باشید. وبلاگها، شبکههای اجتماعی، پادکستها، ابزارهای انتشار ویدئوها و.. بسترهایی هستند که میتوان بری ارائه فراگیر یک محتوا از آنها بهره برد.
۳- محتوای جدید
بروزرسانی مستمر یک سایت و ارائه محتواهای جدید بسیار مهم است. محتوای قدیمی به مرور زمان کیفیت خود را از دست میدهد. با بروزرسانی مستمر یک محتوا میتوان کیفیت ان محتوا را بهبود داد و نیازهای جدید مخاطب را پوشش داد.
بروز کردن محتواهای قدیمی باعث میشود تا موتورهای جستجو به این محتواها توجه ویژهای بنمایند و آنها را در صفحه اول SERp قرار دهند. موضوع Fresh Content در حال حاضر از اهمیت بالایی در بهبود سئو یک سایت برخوردار است.
یک محتواساز حرفهای به صورت مستمر به بررسی موتورهای جستجو میپردازد تا متوجه شود در حال حاضر چه کلماتی برای این موتورها از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است یا به عبارتی دیگر حجم جستجو کدام کلمات بیشتر است.
برای تولید محتوای با کیفیت بایستی تمامی محتواها یک ارتباط معنایی و موضوعی با یکدیگر داشته باشند. هر محتوایی که تولید میشود بایستی تکمیلکننده محتواهای قبلی و پیشنیازی برای محتواهای آینده باشد.
ویژگی فوق کمک زیادی به سئوکاران مینماید تا بتوانند به راحتی لینکسازی داخلی را انجام دهند. سعی کنید با کمک لینکها، ارتباط منطقی بین محتواهای یک سایت را به موتورهای جستجو و خوانندگان نشان دهید. لینکسازی اصولی علاوه بر تاثیر مثبت بر روی سئو یک سایت باعث افزایش زمان ماندگاری کاربران یک سایت خواهد شد.
۵- عنوانبندی و بخشهای مختلف یک محتوا
برای افزایش کیفیت محتوا بایستی به عناوین و زیر عنوانهای موجود در یک محتواتوجه ویژهای نمود، زیرا که تیترها بیش از هر قسمت دیگری در محتواها مورد توجه قرار میگیرند. به کارگیری کلمه کلیدی در عنوان محتوا، علاوه بر جذابیت باعث افزایش خوانایی و تاثیر مثبت بر روی سئو خواهد شد.
۶- تصویرسازی و ایجاد جذابیت بصری در محتوا
متن بخش عمدهای از یک محتوای وبلاگی را تشکیل میدهد. امّا تصاویر این قابلیت را دارند که با کمترین فضا، بیشترین پیام را به مخاطب انتقال دهند. در یک محتوای با کیفیت باید از تصاویر، نمودار و اینفوگرافیکها برای برقراری ارتباط قوی با مخاطبان استفاده کرد.
تعیین Alt تگ برای تصاویر و رعایت اصول سئو در تصاویر از اهمیت بسیاری برخوردار است. بهتر است از تصاویری با کیفیت بالا و البته حجم کم استفاده کنیم.
امروزه لینکسازی و بهبود دسترسی به قسمتهای مخلف سایت از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است چرا که این موضوع به طور مستقیم با بحث بهبود تجربه کاربری مرتبط است. در سایت شما باید این امکان وجود داشته باشد که از هر جایی تنها با ۴ کلیک به صفحات دیگر سایت دسترسی پیدا کرد.
یکی از شیوههایی که برای تقویت ارتباطات در یک سایت مورد توجه قرار میگیرد، لینکسازی داخلی است. شما میتوانید صفحاتی که از لحاظ مفهومی و معنایی با یکدیگر ارتباط دارند را تنها با یک لینک به یکدیگر مرتبط کنید.
معرفی سایتهای دیگری که با کسب و کار شما و موضوع سایت شما مرتبط هستند هم میتوانند بر روی سئو سایت شما تاثیر بگذارند. لینکسازی خارجی یا ارجاع به منابع دیگر میتواند باعث بهتر دیدهشدن سایت شما توسط موتورهای جستجو دیگر شود.
کسانیکه به صورت حرفهای وبلاگنویسی میکنند با اصطلاح برچسبها در سیستمهای مدیریت محتوا به دفعات مواجه شدهاند. استفاده درست از برچسب ها در وبلاگ نویسی میتواند باعث بهتر دیدهشدن محتواهای یک وبلاگ شود.
امّا سئوال مهمی که ذهن وبلاگنویسان را به خود درگیر میکند، این است که جایگاه برچسب ها در یک وبلاگ چیست و بایستی از چند برچسب در هر محتوایی استفاده کرد. در ادامه این پست کوتاه میخواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم.
دستهها(Category) یا برچسب ها(Tags)؟
برچسب ها در وبلاگ نویسی
معمولا در CMS های مختلف با دو اصطلاح دستهها و برچسبها مواجه هستیم. در دستهبندی معمولا مرزبندی وحوزه های اصلی هر سایتی را مشخص میکند. معمولا از دستهها در منوی اصلی سایت استفاده میکنیم. دستهبندی باعث میشود تا محتوای سایت ما دارای نظم باشد و هر محتوایی در یک گروه مختص به خود جا بگیرد. این نظم باعث میشود تا کاربران بتوانند به راحتی پست خود را بیابند.
امّا در کنار دستهبندی با اصطلاح برچسب نیز مواجه هستیم. معمولا هنگان تعیین استراتژی محتوایی برای یک وبلاگ نمیتوانیم تمامی دستهها یا موضوعات را شناسایی کنیم یا اینکه ممکن است برخی از دستهها برای ما اهمیت با درجه بالایی نداشته باشند، در چنین مواقعی برچسبها به کمک ما میآیند.
برچسب ها نیز در واقع نوعی از دستهبندی هستند که به مخاطبان و موتورهای جستجو کمک میکنند تا محتوای موردنظر خود را سریعتر بیابند.
برچسب ها را باید همانند دستهها در زمان تعیین استراتژی و حوزههای فعالیت وبلاگ تعیین کرد. یک بلاگر حرفهای همواره یک لیست از برچسبهای مهم را در اختیار دارد. هرچند که برچسب ها جزئی از محتواهای ضعیف(Poor Content) در وبلاگ ها محسوب میشوند، امّا میتوانند باعث افزایش ماندگاری کاربر در سایت شوند و عملکردی مشابه لینکهای داخلی از خود بروز دهند.
در جدول۱ تفاوتهای دستهها و برچسب ها به صورت موردی عنوان شده است:
جدول۱: بررسی تفاوتهای برچسبها با دستهها در وبلاگنویسی
در دستهها از عناوین عمومی و کوتاه استفاده میکنیم، در حالی که در برچسبها عناوین اختصاصیتر و بلندتر میشوند.
معمولا هر محتوا در یک دسته خاص قرار میگیرد، امّا لزومی ندارد در یک محتوا حتما از برچسبها استفاده کنیم.
دستهها ساختار سلسله مراتبی دارند و به یکدیگر وابسته هستند، امّا برچسب معمولا مستقل از یکدیگر هستند.
دستهها را ایندکس میکنیم و سئو آنها برای ما اهمیت دارد، در حالیکه برچسبها را میتوان بصورت no index در نظر گرفت.
تعداد دستهها در یک وبلاگ محدود است و نباید دستههای زیادی را ایجاد کنیم، اما در مورد برچسبها محدودیت زیادی نداریم. همچنین هر محتوایی میتواند در دو دوسته یا سه دسته قرار گیرد، امّا هر محتوایی میتواند تا ۵ برچسب مستقل از یکدیگر داشته باشد.
از دسته بندی میتوان برای فهرستها و منوهای یک سایت استفاده کرد، این در حالی است که برچسب ها را میتوان با ابزار ابربرچسب در فوتر یا سایدبار نمایش داد.
هدف نهایی در استفاده از دستهها و برچسبگذاری، مرتب سازی محتواها و دسترسپذیری بهتر محتواها برای کاربران یک وبلاگ میباشد. تجربه کاربری خوب در یک وبلاگ باعث رضایت مخاطبان خواهد شد، که این رضایت برای اینفلوئنسر یا مالک یک کسب و کار مزایای بسیاری را به همراه خواهد آورد.
جایگاه برچسب و دسته ها در یک وبلاگ
همواره باید در برچسبگذاری محتواها به دو مورد زیر توجه داشته باشیم:
استفاده بیش از حد از برچسبها هرگز توصیه نمیشود.
عدم استفاده از برچسبگذاری در محتواها هم هرگز توصیه نمیشود.
باید توجه داشت که استفاده درست و به موقع از برچسب ها در وبلاگنویسی میتواند ارزشآفرین باشد. زیرا که برای هر برچسب یک صفحه جدید در وبلاگ ایجاد میشود. اگر این برچسب به درستی انتخاب و سئو شود، در گوگل ایندکس خواهد شد و میتواند برای بلاگنویس، ورودی موثری را به همراه داشته باشد.
اسلاید آموزشی مربوط به این پست را در ادامه مشاهده کنید و با کمک نشانگر بین اسلایدها حرکت کنید:
امروزه تولید محتوا برای وبلاگها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. زیرا که اکثر وبلاگها به یک کسب و کار مرتبط هستند و به راحتی میتوانند با جذب مخاطب، آنها را به سوی هدفهای از پیش تعیین شده ببرند. برای تولید یک محتوای ناب و اصولی بایستی کمی خلاقیت و البتّه زیرکی داشت.
تولید محتوا برای وبلاگها
اصول تولید محتوا برای وبلاگها
وبلاگنویسی اصول و قواعد خاص خود را دارد. برای تولید محتوای اصولی بایستی زمان مناسب بگذارید و قواعد بسیاری را مدنظر قرار دهید. برای موفقیت در وبلاگنویسی بایستی به این قوانین توجه نمود. هر بلاگنویس باید برای موفقیت به نکات زیر توجه داشته باشد:
۱- تیتر دروازه ورود به هر محتوا!
تیتر دروازه ورود به محتوا
برای اینکه به هر محتوای وبلاگی دسترسی پیدا کنیم اوّل از همه بایستی از گذرگاهی به نام تیتر عبور کنیم. یک تیتر جذاب میتواند مخاطب را به سوی محتوا بکشاند و در محتوا غرق نماید. توجه به نیاز مخاطب و اغراق نکردن در تیترها میتواند یک راه مناسب برای تیترنویسی باشد. در تیتر بایستی مزیت محتوای شما نسبت به سایر محتواهای موجود در گوگل به چشم بیاید.
۲- توجه به عملکرد مغز انسان
رفتارهای انسانی تا حدود زیادی قابل پیشبینی هستند. بنابراین میتوان در تولید محتوا بازخورد خوانندگان را تا حدود زیادی پیشبینی کرد. این موضوع در طراحی کمپینهای تبلیغاتی نیز مصداق پیدا میکند. نکات زیر در مورد رفتارهای انسانی همیشگی هستند، بنابراین میتوان از این موارد در محتوانویسی استفاده کرد:
انسانها به اعداد و صفتهای“ترین” توجه خاصی دارند.
انسانها از تردید و شک متنفرند، پس افراد را با محتواهایمان به ابهام نیندازیم.
به طور کلی محتوا برای پاسخگویی به سئوالات افراد تولید میشود پس سعی کنیم در محتوا به سوالات مخاطب پاسخ شایستهایی بدهیم.
زمان مخاطب را ارزشمند بدانیم و از گزافهگویی پرهیز کنیم.
نکات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنیم تا مخاطب زودتر به هدف خود برسد.
۳- سادهنویسی
عموم خوانندگان یک محتوا به دنبال درک سریع مفاهیم میباشند. پس سعی کنیم در وبلاگنویسی ساده نویسی را فراموش نکنیم. سادگی و واضح بودن معنای جملات به خواننده کمک میکند تا در کمترین زمان، بیشترین میزان اطلاعات را از محتواها دریافت کنند.
۴- جملهبندی صحیح و خوانایی بالای متون
خوانایی، نگارش، لحن و جملهبندی از موضوعاتی هستند که برروی خوانندگان تاثیر بسزایی دارند. سعی کنید در محتواها از جملات کوتاه و گویا استفاده کنید. توصیفهای ساده و خوانا از موضوعات میتواند کاربران را به خواندن کامل یک مقاله ترغیب نماید.
۵- بازتاب محتوا با پارگراف اول
بعد از تیتر، پارگراف اول از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع میتوان پاراگراف اول را چکیدهای از کل محتوا دانست. پاراگراف اوّل بایستی توان آن را داشته باشد که مخاطب را برای همراهی در کل محتوا آماده سازد. هر محتوایی دارای یک هدف است. هدف محتوا بایستی در پاراگراف اول گنجانده شود تا مخاطب به این درک برسد که بعد از خواندن این محتوا چه چیزی را بدست خواهد آورد.
۶- نظم در نوشتن و ساختاربندی محتوا
نظم در نوشتن محتوا
یک محتوای وبلاگی بایستی دارای ساختار باشد. ساختار محتوا در ارتباط موضوعی بین پاراگراف و زیرتیترها خود را نشان خواهد داد. در محتوانویسی باید از موضوعات ساده شروع کرد و در امتداد محتوا به موضوعات پیچیدهتر رسید. بهتر است کات مهم به صورت لیستهای عددی یا نشانهای بیان شوند تا نظر مخاطب بهتر جلب شود و خواننده محتوا به آسانی به آنها دسترسی پیدا کند.
اگر محتوای خود را از منبعی دیگر نقل قول میکنید یا محتوایی را بازنویسی و خلاصهنویسی کردهاید، مرجع اصلی خود را معرفی کنید. این کار باعث ایجاد حس اعتماد در مخاطب به شما و برندتان میشود و از طرفی دیگر موتورهای جستجو متوجه فعالیت مثبت و سازنده شما میشوند.
۸- تصویرسازی در وبلاگ
هر چند عنصر اصلی در یک وبلاگ، متون هستند امّا تصاویر، پادکستها و ویدئوها نیز در ایجا جذابیت در یک وبلاگ نقش پررنگی دارند. با توسعه شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرامی مخاطبان وقت زیادی را برای وبلاگخوانی نمیگذارند. بنابراین تصویرسازی و ارائه نمودارها و اینفوگرافیها میتواند نظر مخاطب را به محتوا جلب نماید.
انتقال مفاهیم با تصاویر سادهتر میباشد و خواننده کمتر خسته خواهد شد. استفاده از ویدئو و پادکست نیز باعث افزایش زمان ماندگاری کاربر در سایت میشود.
چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟
۹- طول محتوا
امروزه اکثر کاربران تصور میکنند مخاطبان محتواهای طولانی را نمیخوانند. این در حالی است که تحقیقات نشان میدهد مخاطبان محتواهایی با بیش از ۱۶۰۰ کلمه را بیشتر میخوانند و محتواهایی بیشتر به اشتراک گذاشته میشوند که طولی بیش از ۲۵۰۰ کلمه دارند.
۱۰- کار تیمی و همفکری
آنالیز اطلاعات
اکثر وبلاگنویسها به صورت فردی و فریلنس کار میکنند. امّا واقعیت این است که کار تیمی و همفکری کردن در بلاگنویسی نیز می تواند موثر واقع شود.
تعیین استراتژی محتوا
استخراج لیست کلمات کلیدی
تولید محتوا
ویرایش محتوا
تصویرسازی
تولید پادکست و ویدئو
سئو
لینکسازی
بهینهساز کدهای وبلاگ
آنالیز رقبا
بهبود تجربه کاربری
و..
از جمله فعالیتهایی هستند که در یک وبلاگ باید انجام پذیرند. استفاده از تجارب و نفرات گوناگون در زمینههای گوناگون شانس موفقیت یک وبلاگ را افزایش خواهند داد.
نکته مهمی که در وبلاگنویسی باید به آن توجه کرد این است که هر وبلاگی باید دارای ارزش منحصربفرد خود باشد. امروزه کپیبرداری و شبیهسازی وبلاگهای دیگر یک مزیت رقابتی و ویژگی خاص محسوب نمیشود. هر وبلاگنویس باید بتواند با توجه به تواناییهایی که دارد یک تفاوت خاص در وبلاگ خود بوجود آورد. این خاصبودن میتواند مخاطبان بسیاری را به سوی یک وبلاگ بکشاند.
۱۲- تست کردن
چرخه کاری یک وبلاگنویس
یک وبلاگنویس در روز ممکن است چندین محتوا ببیند. استفاده از ابزارهای تحلیلی و تست نتایج بازدید از وبلاگ یکی از مهمترین وظایف هر بلاگری میباشد. وبلاگنویس در یک چرخه متوالی به تحقیق و شناسایی ترندهای روز، استخراج کلمه کلیدی، تولید محتوا، انتشار محتوا، ترویج محتوا در شبکههای اجتماعی، آنالیز محتوا، بروزرسانی (بهبود)محتوا و دریافت بازخورد از محتوا میپردازد و این چرخه همیشه ادامه خواهد داشت تا بهترین محتواها در وبلاگ ایجاد شوند.
تقویم محتوا یا Content Calendar یک ابزار مهم برای موفقیت در بازاریابی محتوایی میباشد. یک تقویم کامل ومناسب میتواند استراتژیهای بازاریابی یک برند را نظم بخشد و احتمال موفقیت فرآیندهای بازاریابی را تقویت کند. برای تهیه یک تقویم محتوا میتوان از نمونههای موجود در فضای وب استفاده کرد. امّا بهتر است قبل از استفاده از نمونههای آماده، یک تعداد شاخص برای خود تهیه کنیم و با استفاده از این شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) برای کسب وکارمان، استراتژی بازاریابی خود را تعیین کنیم. سپس با توجه به استراتژی بازاریابی که برای کسب و کار خود تهیه کردهایم، یک تقویم زمانی برای تولید، انتشار و بروزرسانی محتواها بنویسیم.
تقویم محتوا
اگر قصد داریم در حوزه دیجیتال مارکتینگ موفق شویم باید به تقویم محتوایی به عنوان یک زیربنای مهم توجه کامل داشته باشیم و همیشه به آن پایبند بمانیم. یک تقویم دقیق به تولید محتوا نظم میدهد و این نظم میتواند فرآیندهای کاری دیجیتالمارکترها را هدفمندتر کند.
تقویم محتوا بر روی نگرش تولیدکنندگان محتوا تاثیر مستقیم دارد. اینکه هر محتوایی کجا، چه زمانی، با چه کیفیتی و برای چه مخاطبانی تولید شود توسط استراتژی محتوا تعیین میشود امّا اجرایی شدن برعهده تقویم محتوایی میباشد. در واقع یک تقویم به عنوان یک سند اجرایی محسوب میشود. تقویم محتوا یک برنامه زمانی برای همهی افراد تیم دیجتال مارکتینگ میباشد. تقویم محتوا به تیم محتواساز یادآوری میکند که سرنوشت یک محتوا تنها با تولید محتوا خاتمه نمیپذیرد بلکه با تولید محتوا یک سیکل(چرخه) محتوایی باید بوجود آید که این چرخه در یک تقویم باید بصورت کامل لحاظ شود.
از دیربازدر بین سئوکاران نظم در تولید محتوا از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بروزرسانی منظم یک سایت میتواند باعث موفقیت بیشتر در فرآیندهای سئو شود. الگوریتمهای موتورهای جستجو امروزه هوشمند هستند و بیش از هر چیزی به یک محتوای با کیفیت اهمیت میدهند. فرآیند بازاریابی محتوا یک فرآیند زمانبر است. Content Calendar میتواند نشاندهنده روند و رویههای موثر در بازاریابی باشد. با کمک یک تقویم دقیق و مدوّن میتوان از هدر رفت منابع و نیروی انسانی اجتناب کرد و رشد بیشتری را برای هر کسب و کاری به ارمغان آورد.
تقویم محتوایی در شبکههای اجتماعی
رسانه های اجتماعی
همانطور که یک سایت یا وبلاگ نیاز به تقویم دارد، شبکههای اجتماعی هم نیازمند یک تقویم برای زمانبندی تولید محتوا هستند. بهتر آن است که تقویم تولیدمحتوا برای شبکههای اجتماعی با تقویت تولید محتوا سایت مرتبط باشد و یک پیام مشترک از هر دو تقویم ارسال شود. زیرا که سیگنالهای دریافتی از شبکههای اجتماعی میتواند بر روی وضعیت یک سایت تاثیر بگذارد.
باید توجه داشت که هر شبکه اجتماعی دارای شرایط خاص خود میباشد. مثلا در اینستاگرام بهتر است روزانه یک یا دو پست انتشار دهیم، این در حالی است که در لینکدین انتشار دو پست در هر هفته مناسب میباشد. تقویم محتوایی کمک میکند تا در فرآیند تولیدمحتوا دچار فراموشی و خطا نشویم.
انواع ابزارهای مهم برای داشتن یک تقویم محتوا مناسب
Hootsuite:سایتی برای مدیریت محتواها که دارای دونسخه تجاری و رایگان می باشد.
Buffer: امکان شناسایی بهترین زمان برای انتشار محتوا
TweetDeck: ابزاری رایگان برای مدیریت محتوا در توئیتر
SocialOomph: یک ابزار مفید برای مدیریت شبکههای اجتماعی
Socialpilot: ابزاری مناسب برای شرکتهای دیجیتال مارکتینگ
یک تقویم محتوایی علاوه بر نظم بخشیدن و ساماندهی محتواها میتواند در بهینهسازی و مدیریت زمان نیز کمککننده باشد. پیشرفت بازاریابی محتوا میتواند باعث توسعه هر کسب و کاری شود. با استفاده از بازخوردهایی که از مشتریان/مخاطبان گرفته میشود بایستی تقویم را بروزرسانی کرد. پویایی یک Content Calendar باعث میشود تا بتوان به سرعت موضوعات جدید را به تقویم اضافه کرد و به نویسندگان برای تولید محتواهای با کیفیتتر، ایدههای جدیدتری داد.
یک بازاریابی محتوا موثر میتواند عامل مهمی برای بهبود فروش در یک سازمان باشد. در شرایط رکود اقتصادی استفاده از فضای آنلاین و ابزارهای مختلف دیجیتال مارکتینگ میتواند به عنوان موتور محرکه در یک کسب و کار محسوب شود. در این پست قصد داریم به اصول مهم در بازاریابی محتوا بپردازیم. اصولی که رعایت آنها میتواند موجب تسریع در رشد هر کسب و کاری شود.
اصول مهم در بازاریابی محتوا
۲۰ اصل مهم در بازاریابی محتوا
در ادامهی این پست به اصول مهم در بازاریابی محتوا میپردازیم. البته بایستی توجه داشت که برای موفقیت در بازاریابی محتوا نباید محدود به چند قاعده کلی شد. قطعا اصول دیگری نیز وجود خواهند داشت که میتوانند احتمال موفقیت در بازاریابی محتوا را تقویت نمایند.
۱- شناسایی اهداف
در بازاریابی محتوا (Content Marketing) بایستی اهداف از قبل مشخص باشند. شناخت درست اهداف باعث میشود تا مسیرهای حرکت به درستی مشخص باشند و جلوی اتلاف زمان گرفته شود.
۲- شناخت محصول یا خدمت
هدف نهایی از بازاریابی محتوا(تولید محتوا) معرفی یک محصول یا خدمت به مخاطبان میباشد. بازاریابان محتوا انتظار دارند درصدی از مخاطبان آنها تبدیل به مشتری شوند. بنابراین بایستی محصول یا خدمتی که میخواهیم عرضه کنیم مشخص باشد.
۳- انتخاب تکنیک بازاریابی محتوا
برای این که بازاریابی محتوا شما را به اهدافتان برساند بایستی تکنیک تولید و عرضه محتواهایتان مشخص باشد. در حال حاضر تکنیکهای زیر رایجترین شیوههای بازاریابی محتوا میباشد:
ویدئو
وبینار
وایت پیپر
سایت (وبلاگ)
شبکههای اجتماعی
پادکست
اینفوگرافیک
انیمیشن و موشن گرافیک
و…
۴- شناخت رفتار کاربران و پرسونای آنها
هر مخاطب دارای یک پرسونای مخصوص به خود میباشد. شناخت پرسوناهای مختلف مخاطبان میتواند در رفتارشناسی آنها موثر باشد. با کمک شناخت رفتارهای احتمالی کاربان میتوان برنامهریزی دقیقتری برای بازاریابی محتوا داشت. سادهترین راههای شناخت پرسونای مخاطبان عبارتند از:
شناسایی پرسونای مخاطبان از روی ورودیهای گوگل
شناسایی پرسونای مخاطبان با توجه به استفاده از ترندهای پراستفاده در شبکههای اجتماعی (یا هشتگها)
۵- شناسایی مسیر حرکت
بسیاری از کسب و کارها به دنبال جذب مخاطب حداکثری هستند. این در حالی است که آنها هدفی برای بعد از جذب مشتری ندارند. این بسیار مهم است که بدانیم پس از تبدیل مخاطب به کاربر علاقمند(مشتری بالقوه) چه اتفاقی میخواهد بیفتند(Convert Lead). یک کسب و کار موفق انواع سناریوها را برای مشتریان بالقوه خود طراحی میکند تا بتواند قیف بازاریابی خود را به بهترین شکل بهبود دهد.
۶- ارتباط با مشتری(CRM)
باید بدانیم که ارتباط درست با مشتری فرهنگ است. همیشه در شروع هر کسب و کاری راههای ارتباطی با مشتریان خود را شناسایی کنید. همچنین بستری برای ارتباط مستمر و مطلوب با مشتری خود ایجاد کنید. تعامل با مشتری میتواند بسیاری از مشکلات کسب و کارها را قبل از تبدیل شدن به چالش حل نماید.
برای فروش کالا یا خدمت به مشتری، داستان مخصوص به خود را ایجاد کنید. یک ارتباط قوی با مشتری ایجاد کنید، سپس کالا یا خدمت خود را به او عرضه کنید. هیچگاه به صورت مستقیم و بدون تعامل کالایی را به مشتریان خود عرضه کنید.
۸- ویترین زیبا
هر کسب و کاری باید بتواند یک نمای زیبا (ویترین) از کار خود را به مشتریانش عرضه کند. برای یک آغاز خوب باید برنامهریزی داشت. بایستی در نگاه اول مشتری را به سوی خود جذب کرد.
۹-درگیرکردن احساسات
احساسات مشتری خود را در نظر بگیرید. سعی کنید با شیوههای مختلف، مشتری خود را قلقلک دهید.شما باید بتوانید از طریق برانگیختن احساسات مشتری، خدمات یا محصولاتی را به او عرضه کنید.
۱۰- محتوای مناسب مخاطب
هرگز نباید فراموش کنیم که محتوا متعلق به مخاطب است. بنابراین بایستی محتوا را براساس نیاز و علائق مخاطب تولید کرد. مهم نیست که مدیران یک کسب و کار چه محتوایی را میپسندند. بلکه مهم نظر مخاطب است، پس لطفا از سر راه مخاطب کنار بروید…!!!
سعی کنید در بازاریابی محتوا، ناب کار کنید. خلاقیت داشتن نقطه اتکای یک بازاریابی محتوای موثر میباشد. فراموش نکنیم که مردم از مسائل تکراری گریزانند.
۱۲-آنالیز داده و آمار
با آمار و دادههای واقعی میتوان به بازاریابی محتوا کمک کرد. شناخت علاقمندیهای مخاطبان تنها با استفاده از آنالیز درست بدست خواهد آمد. تعیین شاخصهای کلیدی مناسب(KPI) میتواند در موفقیت یک کسب و کار تاثیرگذار باشد.
۱۳- اهمیت دادن به محتوا
هرگز فراموش نکنیم که یک محتوای خوب پادشاه است. توجه به محتوا مهمترین اصل در بازاریابی محتوا خواهد بود. بنابراین بایستی به ظاهر و باطن محتوایمان توجه کافی داشته باشیم.
۱۴- نظم و انضباط
یک بازاریابی محتوا تنها با نظم به نتیجه خواهد رسید. داشتن تقویم محتوایی میتواند بازاریابی را با برنامه و هدفمندتر کند. انتشار مرتب و بموقع پستها میتواند حس خوبی را بدهد.
۱۵- بروزرسانی
بروزررسانی محتوا
بروزرسانی از موضوعاتی است که معمولا در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار میگیرد. یک بازاریاب محتوا باید یاد بگیرد که چگونه محتواهای قدیمی را احیا کند. معمولا بسیاری از سایتها یک انبار پر از محتواهای قدیمی و بلا استفاده دارند که تنها هزینه نگهداری و هاستینگ برای نگهداری آنها پرداخت می کنند. بروزرسانی محتواها میتواند باعث بهبود عملکرد بازاریابی محتوا شود.
۱۶-درست نوشتن
تعیین لحن و نگارش درست در تولید محتوا از اهمیت بسزایی برخوردار است. بایستی در سند محتوایی تمامی موضوعات مرتبط با نگارش محتوا تعیین شود.
۱۷- جمعآوری اطلاعات
سعی کنید از مخاطبان خود اطلاعات بگیرید. جمعآوری ایمیل، شماره تلفن، محل سکونت و … میتواند یک بانک جامع اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارد. این بانک اطلاعاتی میتواند برای شما ارزشآفرینی قابل توجهی را ایجاد کند.
۱۸- رها نکردن مخاطب
هرگز مخاطب خود را به حال خودش رها نکنید. ارسال خبرنامه، پیامک، معرفی محصولات جدید، نظرسنجی و … میتواند مخاطب را مجدد به سوی شما بکشاند. اهمیت دادن به مخاطب باعث خواهد شد تا او نهایتا به شما اعتماد کند.
هر چند که ارتباط مستمر با مخاطب از اهمیت سیاری برخوردار است. امّا سعی کنید هرگز اسپم نکنید. در ارسال خبرنامهها و تولید محتوا هم یک برنامه زمانی داشته باشید. طوری عمل کنید که باعث آزار و اذیت مخاطبان خود نشوید.
۲۰- سخت نگیرید!!!
سعی کنید کارها را به سادهترین شکل ممکن به انجام برسانید. همیشه از نمونه سازی استفاده کنید و به مرور زمان نمونه خود را بهبود و ارتقا دهید. نمونه سازی باعث میشود تا امکان تغییر و ویرایش به آسانی برای شما ممکن شود. هنگامی که از عملکرد محصول خود مطمئن شدید محصول نهایی خود خود را ایجاد و عرضه کنید.
آنچه در بالا گفته شد تنها بخشی از اصول بازاریابی محتوا بود. استفاده از تکنیکها و ابزارهای مدرن میتواند باعث بهبود بازاریابی محتوا شود. بنابراین هرگز نباید یادگیری را فراموش کرد.
شرکت در همایشها و ورکشاپهای تخصصی میتواند در بهبود دانش و استفاده از تجارب دیگران موثر واقع شود. ارتباط و شبکهسازی با افراد موثر در حوزه تولید محتوا یکی از مهمترین شیوههای بهبود بازاریابی محتوا میباشد که باید توجه زیادی را به آن معطوف کرد.
خطای ۴۰۴ یک خطای سمت کلاینت میباشد. در واقع ۴۰۴ یک کد Error است که در تمامی سایتها و سرورها به معنای Page not found یا This URL is not Available میباشد. این خطا، به بازدیدکنندگان یک سایت این پیام را میرساند: “صفحهای که شما به دنبال آن هستید وجود خارجی ندارد“.
خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو
چگونگی بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴
خطای ۴۰۴ در اثر یک اشتباه تایپی یا حذف یک صفحه یا وجود یک لینک اشتباه در صفحات بوجود میآید. در برخی مواقع تغییر ساختار URL ها و یا تغییر سیستم مدیریت محتوا(مثلا کوچ کردن از جوملا به سمت وردپرس) نیز موجب ایجاد خطای ۴۰۴ خواهد شد.
خطای ۴۰۴ یک استاندارد بینالمللی است که به بازدیدکننده وبسایت میگوید که این صفحهای که دنبال آن هستید یا آدرسش را وارد کردهاید، دیگر وجود ندارد.
دلایل ایجاد ۴۰۴
دلایل متعددی باعث ایجاد خطای ۴۰۴ میشوند. مهمترین این دلایل عبارتند از:
تغییرات ساختاری در سایتها
حذف محتواها
تغییر در ساختار URLها
اشتباه وارد کردن آدرسها
وجود ارجاعات نادرست یا لینکهای شکسته
و…
تاثیرات ۴۰۴ بر سئو سایتها
سایتها نبایستی هرگز دچار صفحه ۴۰۴ شوند چرا که گوگل به شدت از خطای ۴۰۴ متنفر و بیزار است.
دلیل تنفر گوگل از ۴۰۴ این است که بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴ باعث ایجاد یک تجربه کاربری بَد برای استفاده کنندگان از گوگل میشود.
گوگل تمامی صفحات سایتها را به صورت مستمر ایندکس میکند و اطلاعات آنها را در دایرکتوری خود ذخیره میکند. گوگل در هنگام جستجو توسط مخاطبان، محتواهای مرتبط با موضوع جستجو را بررسی میکند و مرتبطترین محتواها را پیشنهاد میدهد.
گوگل رباتهای خود را به همراه فرد جستجوکننده به سایت هدف میفرستد. اگر رباتها با صفحه ۴۰۴ مواجه شوند، موضوع را به گوگل گزارش میدهند. گوگل بصورت مستمر صفحات ۴۰۴ را در گوگل کنسول(وبمستر تولز) نمایش میدهد تا وبمسترها امکان برطرف کردن آنها را داشته باشند.
شیوههای برطرف کردن خطاهای ۴۰۴
اگر شما یک سایت بزرگ دارید و به عنوان وبمستر فعالیت میکنید، خواسته یا ناخواسته، با خطاهای ۴۰۴ مواجه خواهید شد. امّا مهم این است که بدانیم چگونه باید خطای ۴۰۴ را برطرف کنیم. معمولا سه راهکار زیر برای برطرف کردن خطای ۴۰۴ مطرح میشود:
صفحهای که پیدا نمیشود(Page not found) را مجددا ایجاد کنیم.
با استفاده از ریدایرکتکردن صفحهای که یافت نمیشود را به سایر صفحات مرتبط ارجاع دهیم.
آن لینک را با مراجعه به کنسول گوگل از دایرکتوری گوگل خود حذف کنیم.
خطای ۴۰۴، یک خطای بسیار مهم در سئو یک سایت میباشد. بطوری که این خطا میتواند برروی روند رشد یک کسب و کار تاثیر منفی بگذارد.
طراحی صفحه۴۰۴ ایدهآل
در طراحی سایت یکی از صفحاتی که از اهمیت زیادی برخوردار است، صفحه ۴۰۴ میباشد. صفحه ۴۰۴ می تواند نقش مهمی در هرکسب و کار مبتنی بر سایت را به خود اختصاص دهد.
صفحه ۴۰۴ در حالت عادی چندان مهم نیست، چون کسی آن را مشاهده نخواهد کرد. امّا زمانی که کاربر وارد صفحهای میشود که به هر دلیلی وجود ندارد، با صفحه ۴۰۴ مواجه خواهد شد.
یک صفحه ۴۰۴ ایدهآل بایستی جلوی ترک سایت کاربران را بگیرد چرا که خروج سریع کاربر از سایت(به دلیل صفحه ۴۰۴) باعث پنالتی شدید توسط موتورهای جستجو خواهد شد.
به همین دلیل است که طراحان حرفهای، صفحه ۴۰۴ را یکی از بخشهای مهم در هر سایتی میدانند. یک صفحه ۴۰۴ حرفهای میتواند یک سایت را از جریمههای گوگل نجات دهد.
ویژگیهای صفحه ۴۰۴ حرفهای
یک صفحه ۴۰۴ حرفهای بایستی کاربران را به صفحات مرتبط دیگر هدایت کند تا کاربر از سایت خارج نشود. برای گوگل رضایت کاربر از اهمیت زیادی برخوردار است.
یک صفحه ۴۰۴، علیرغم اینکه نشاندهنده خطا میباشد، امّا میتواند به مانند یک صفحه فرود (Landing Page) عمل کند و کاربران را به سمت اهداف مختلف سوق دهد.
در ادامه به چند مورد از راهکارهایی که طراحان در صفحات ۴۰۴ آنها را اعمال میکنند میپردازیم:
صفحه ۴۰۴ ایده آل
طراحان در صفح ۴۰۴ معمولا یک کادر جستجو قرار میدهند تا کاربران بعد از مواجه شدن با خطای ۴۰۴ ، بتوانند به دنبال مطالب مدنظر خود بگردند. این جستجو میتواند مخاطب را به سوی محتواهای مرتبط دیگر بکشاند.
طراحان حرفهای معمولا از لینکهای مهم و پربازدید در سایتها و همچنین لینک صفحه اصلی سایت برای انتقال ترافیک موجود در صفحه ۴۰۴ به بخشهای مختلف استفاده میکنند.
قراردادن دستهبندی محتواهای سایت و برچسبهای پربازدید، راهکار دیگری برای انتقال مخاطب از صفحه ۴۰۴ به درون سایت میباشد.
خطای ۴۰۴ همانطور که میتواند تاثیر منفی برروی سئو داشته باشد، میتواند موجب بهبود سئو گردد. این واقعیت، اهمیت طراحی صفحه ۴۰۴ را به خوبی نشان میدهد. استفاده از قالبها و تمهای مناسب میتواند نقش موثری در کاهش نرخ پرش یک سایت داشته باشد.
بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جایتان میخکوب شوید و چشمتان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش میآید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید میکنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.
اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:
“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام میباشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبتنام یا … میباشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”
بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکههای اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهههای قبل یافته است. امروزه شرکتهای کوچک و متوسط(استارتآپ ها) میتوانند به راحتی از سایتها، شبکههای اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.
شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟
پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیدهای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.
کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی
هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن میباشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.
برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفهای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدتهای طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز میتواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.
البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.
نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا
بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، میخواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا میتواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجلهها و سایتهای اینترنتی تولید کند.
ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع میتوان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی میباشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.
برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:
افزایش مهارت در عنواننویسی
توجه به سادهنویسی و درک مخاطب
اختصاصینویسی و شناخت پرسونای مخاطب
توجه به اثربخشی محتواها
روانشناسی مخاطب(توجه به رنگها، UI/UX و…)
آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
افزایش دانش پایهای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ مینویسد.
و در پایان…
چرخه کپی رایتینگ
در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسندهای نمیتواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا میباشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا میباشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.
در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.
بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخشهای بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمانها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا میتواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.
آنالیز بازاریابی محتوایی
بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر میپذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید میکنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی میتواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.
“بازاریابی محتوایی را موثر میپنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”
بازاریابی محتوایی چیست؟
هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی میپردازیم.
بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود میپردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.
هدفمندی، باعث میشود تا مشتریهای سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.
” پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هماکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!! “
آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا
اجزا بازاریابی محتوایی
برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:
محتوا
بازاریابی
درحالیکه شیوههای بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شدهاند، تاکتیکهای بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.
در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر میگذارند. اندازهگیری این مولفهها نیاز به شیوههای آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.
یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار میباشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار مییابد.
پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیامهای مخصوص به خود هستند. پیامها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شدهاند.
پیامها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیامها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی میباشد.
ارتباط محتوا با بازاریابی
تاریخچه بازاریابی محتوایی
ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانهای که محتوا در آن انتشار مییابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته میشود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگیهای خاص خود را داشته باشد.
بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بودهاند.
اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان میدهد. هررسانهای دارای ویژگیهای خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود میباشد.
اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری
انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص سادهتر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانههایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیامرسانی را آسان کرده است.(رسانههایی نظیر وبلاگ و شبکههای اجتماعی)
اینترنت فراگیرترین مدیا
دسترسی آسان و جهانی به این رسانهها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).
همان اندازه که رسانه در انتقال پیامهای محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.
هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) میتوانند تاثیر سازندهای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامیکه شما به آنالیز بازاریابی محتوایی میپردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.
اندازهگیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی
پیچیده بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود میآید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.
اینترنت فراگیرترین مدیا
تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی میتوانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده میشود.
سخت ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث میشود، تاثیرگذاری پیامها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.
مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:
منجر به اقدام شدن
ارجاع دادن
نرخ ویروسی شدن محتوا
نرخ تعامل یک پست
میزان بازدید
قرارگیری در جستجو و رتبهبندی موتورهای جستجو
میزان نظرات
اشتراک گذاری
۲-ساختار یا فرمت محتوا
فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمتهای گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.
فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اشتراک گذاری
نرخ مصرف داده
نرخ دانلود یا نمایش محتوا
نرخ بازنشر محتوا
۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)
هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.
رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژهای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.
وبلاگ، رسانههای اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایتها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که میتوانند به رشد محتوای شما کمک کنند.
انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا میباشد. پارامترهای زیر میتوانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:
تعداد کل بازدیدها/اقدامها
نرخ دیده شدن
نرخ تعامل
سرعت انتشار محتوا
نرخ ویروسی کردن همه محتواها
۴-انتشار/ترویج محتواا
توزیع درست یک محتوا میتواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.
بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را میتوان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:
بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی میباشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافتهای مخصوص به خود میباشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.
آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت مییابد که جلوی هزینههای بیمورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپینهای تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.