اصول فریلنسینگ موفق

فریلنسر(freelancer) به کسی اطلاق می‌شود که بدون قرارداد طولانی مدّت، خدمات خود را در اختیار مشتریان و یا کارفرماها قرار می‌دهد. فرآیند کاری که یک فریلنسر با آن مواجه است را فریلنسینگ می‌نامند. فریلنسرها برای موفق شدن در کار خود، باید اصول مختلفی را رعایت کنند که در این پست قصد درایم به معرفی این قواعد بپردازیم.

زمینه‌های کاری فریلنسرها

اصول فریلنسینگ موفق
اصول فریلنسینگ موفق

قبل از هر چیزی بهتر است به این موضوع بپردازیم که یک فریلنسر می‌تواند چه کارهایی را انجام دهد. فریلنسرهای امروزی در زمینه‌های گوناگونی می‌توانند فعالیت کنند. دلیل این موضوع جذابیّت‌های دنیای مجازی، ظهور وب و شبکه‌های اجتماعی می‌باشد. سهولت در ارتباطات الکترونیک، قابلیت ایجاد فعالیت‌های فریلنسینگ موفق را افزایش داده است.

مهمترین حوزه‌هایی که فریلنسرها می‌توانند در آن به فعالیت بپردازند شامل:

مزایای یک زندگی به سبک فریلنسینگ

  1. ساعت کاری منعطف و قابل تغییر
  2. محل کار غیر ثابت
  3. امکان گزینش پروژه‌ها
  4. وجود استقلال کاری
  5. یادگیری مداوم
  6. تنوع زیاد پروژه‌ها
  7. آزادی در انتخاب پوشش کاری

معایب زندگی به سبک فریلنسینگ

  1. ناامنی اقتصادی و درآمد متغییر
  2. تنهایی و انزوا
  3. نامشخص بودن مرز بین کار و استراحت
  4. داشتن مسئولیت‌های مختلف
  5. نداشتن مزایای مشاغل کارمندی

یک مقاله مرتبط دیگر: اهمیت فریلنسرها در کسب و کارهای امروزی

آیا شما یک فریلنسر موفق خواهید شد؟

چطو.ر یک فریلنسر موفق بشوم؟
چطو.ر یک فریلنسر موفق بشوم؟

بهتر است قبل از آنکه شغل فعلی خود را رها کنید و به دنبال فریلنسری باشید یکبار دیگر استعدادها و توانایی‌های خود را بسنجید. شناخت کامل از خود باعث می‌شود تا در قبول پروژه‌ها با مشکل مواجه نشویم و تعهداتی خارج از توان خود به دیگران ندهیم.

فریلنسرهای موفق اغلب کار خود را با ارزیابی مهارت‌ها و خصوصیات شخصی خود شروع می‌کنند. آنها با ضعف‌هایی که دارند به خوبی آشنا هستند و همواره سعی می‌کنند این نقاط ضعف را بهبود دهند.

۴ مهارت مهم در فریلنسینگ موفق

‌های فریلنسینگ
مهارت‌های فریلنسینگ

برای اینکه بتوانیم فریلنسینگ موفق و قابل قبولی داشته باشیم باید به ۴ دسته مهارتی زیر تسلط داشته باشیم:

  • مهارت فنی: برای فریلنسرها مهم است که در یک زمینه خاص دارای مهارت فنی باشند. این مهارت باعث تمایز آنها از دیگر فریلنسرها یا کارمندان خواهد شد.
  • مهارت‌های کسب و کاری: فریلنسینگ موفق، بدون ارتباط با مفاهیم کسب و کاری نمی‌تواند باشد. اگر قصد موفقیت در کسب و کاری را دارید باید با مفاهیم مالی، تحقیقات بازاریابی، مدیریت زمان، ارائه خدمات به مشتریان و .. آشنا باشید.
  • مهارت سازماندهی: فریلنسرها معمولا به تنهایی کار می‌کنند، امّا این بدان معنا نیست که یک فریلنسر نیازی به مهارت سازماندهی ندارد. سازماندهی درست کارها توسط یک فریلنسر، بهره‌وری او را به شدّت افزایش می‌دهد.
  • مهارت‌های نرم: فریلنسری با مهارت‌های نرمی نظیر ارتباطات موثر و شبکه‌سازی رابطه مستقیم دارد. برای فریلنسینگ موفق باید انزوا و خجالت را کنار گذاشت و با تقویت ارتباطات اجتماعی شانس دریافت پروژه‌ها را افزایش داد.

یک مقاله مرتبط دیکر برای شما: کارمندی یا کارآفرینی؟

ویژگی‌های شخصیتی برای فریلنسینگ موفق

افرادی می‌توانند به عنوان یک فریلنسر موفق مطرح شوند که دارای شخصیتی خلّاق و مستقل باشند. چنین افرادی تمایل چندانی به کارمندی ندارند و به دنبال سبک زندگی منحصربفردی می‌باشند. مهمترین ویژگی‌هایی که در یک فریلنسر می‌توان مشاهده کرد عبارتند از:

  • جاه طلبی
  • استعداد بالا در حل مشکلات
  • شجاعت
  • به دنبال رشد بودن
  • روابط اجتماعی مناسب
  • متعهد به اخلاق حرفه‌ای
  • کمال‌گرایی
  • نگرش حرفه‌ای به موضوعات و چالش‌های کاری
  • اعتماد به نفس بالا
  • مدیریت زمان
  • آشنا به بودجه‌بندی و مدیریت مالی
  • آشنا به اصول اولیه بازاریابی و فروش
  • علاقمند به شبکه‌سازی و ارتباطات
  • توانمندی در ایجاد تعادل بین کار و زندگی

برای موفقیت در حرفه فریلنسری نیازی نیست تا تمامی ویژگی‌های بالا را داشته باشید. یک فریلنسر سعی می‌کند تا روز به روز پیشرفت کند و خود را با محدودیت‌ها و شرایط روز وفق دهد. بنابراین ممکن است در شروع کار تنها چند ویژگی بالا در یک آزادکار وجود داشته باشد امّا به مرور زمان این ویژگی‌ها تقویت و رشد خواهد یافت.

مسیر رشد فریلنسری

فریلنسرها هم باید برای رشد و توسعه فردی خود مسیری برای خود طراحی کنند. این مسیر با توجه به مهارت‌ها و انتظارات فریلنسر می‌تواند ابعاد گوناگونی را در برگیرد. امّا اجزای زیر را می‌توان در تمامی مسیرهای رشد فرلنسینگ موفق جای داد:

یر رشد فریلنسری
مسیر رشد فریلنسری
  1. تحقیق و شناسایی فرصت‌ها، موانع و محدودیت‌ها
  2. تصمیم‌گیری و شروع فعالیّت با حداقل امکانات
  3. برنامه‌ریزی و تعیین چشم‌انداز
  4. یادگیری مهارت‌های مورد نیاز و بهبود عملکرد
  5. بررسی عملکرد و دریافت بازخورد از مشتریان و کارفرمایان
  6. تمرین بیشتر و تلاش برای افزایش بهره‌وری

باید توجه داشت که فریلنسری پدیده‌ای جدید در بازار کار ایران می‌باشد که در کنار کارمندی و کارآفرینی مطرح شده است و در مدّت زمان کم توانسته جایگاه خوبی پیدا کند. متاسفانه قراردادهای فریلنسینگ از پشتوانه قانونی محکمی برخوردار نیستند و مراجع قانونی چنین قراردادهایی را زیاد جدّی نمی‌گیرند.

برای فریلنسینگ موفق باید به نکان زیادی توجه داشت و با آموختن قوانین و مهارت‌های کسب و کاری جلوی هر گونه سواستفاده را گرفت.

تامین جمعی روشی برای جذب سرمایه

سرمایه‌گذاری جمعی یا تامین جمعی(Crowd Funding) یک روش جذب سرمایه برای استارت‌آپ ها می‌باشد. در این روش بنیان‌گذاران یک کسب و کار از مجموعه‌ای از ذی‌نفعان یا حامیان برای تزریق سرمایه به استارتاپ دعوت بعمل می‌آورند.

آشنایی با تامین جمعی در استارتاپ ها
آشنایی با تامین جمعی در استارتاپ ها

تامین جمعی یک شیوه مرسوم برای تهیه منابع مالی در بسیاری از کسب و کارها محسوب می‌شود. کرودفاندنگ نوعی از جمع‌سپاری(Crowd Sourcing) می باشد. در جمع‌سپاری سعی می‌شود تا یک پروژه با استفاده از توان و ظرفیت مجموعه‌ای از افراد اجرا شود.

سرمایه‌گذاری جمعی چگونه بوجود می‌آید؟

معمولا کسب و کارهای نوپا در تامین سرمایه و منابع مورد نیاز خود مشکل دارند. چنین بیزینس‌هایی معمولا به دلیل توان مالی کمی که دارند نمی‌توانند منابع مالی مورد نیاز خود را از بانک‌ها و موسسات مالی تامین کنند. در چنین شرایطی بنیان‌گذاران یک استارتاپ به سراغ آشنایان، فامیل و دوستان صمیمی می‌روند.

چنین افرادی با توجه به شناختی که از بنیان‌گذاران، توانایی‌ها و اهداف آن‌ها دارند حاضر هستند سرمایه اولیه کسب و کارها را تامین کنند. کروند فاندینگ را می‌توان همان تعبیری از ضرب‌المثل معروف ایرانی دانست که “قطره قطره جمع گردد و انگهی دریا شود“.

از تامین جمعی در برخی مواقع به سرمایه‌گذاری مردمی یا اجتماعی هم نام برده می‌شود. این شیوه از جمع‌آوری پول رو می‌توانیم در حوادث طبیعی نظیر زلزله، سیل و.. می‌بینیم. سرمایه‌گذاران جمعی در واقع سرمایه‌گذار فرشته (Angel Investor) هستند که تنها پول مورد نیاز برای رشد یک کسب و کار را فراهم می‌کنند و در مدیریت آن دخالتی ندارند.

اگر قصد راه‌اندازی یک استارتاپ را دارید بهتر است با اصطلاحات استارتاپی آشنا شوید: واژه‌نامه استارتاپی

انواع شیوه‌های تامین جمعی

شیوه های مختلف سرمایه گذاری جمعی
  • تامین جمعی مبتنی بر سهام‌داری
  • سرمایه‌گذاری جمعی مبتی بر وام
  • تامین جمعی مبتنی بر کمک مالی
  • تامین جمعی مبتنی بر پاداش

مزایای سرمایه‌گذاری جمعی

سرمایه‌گذاری جمعی در شرایطی که بانک‌ها برای وام‌دادن سخت‌گیرانه عمل می‌کنند یا شرکت‌های نوپا پشتوانه مناسبی برای ضمانت بانکی ندارند مناسب است. مهمترین مزایا این شیوه تامین مالی عبارتند از:

  • دسترسی آسان به منابع مالی
  • جذب اعتماد عمومی آسان‌تر سرمایه‌گزاران
  • سرعت عمل بالا در تامین منابع مالی
  • پایین بودن نرخ بهره به نسبت بانک‌ها
  • امکان سهام دار کردن سرمایه‌گذاران و کاهش ریسک بازپرداخت سرمایه دریافتی
  • مشارکت اعضا و سرمایه‌گزاران در معرفی، اعتمادسازی و سرعت بخشی به برندینگ کسب و کار

در سرمایه‌گذاری جمعی شاهد مشارکت اجتماعی یک عده از افرادی هستیم که علاقمند به رشد یک کسب و کار هستند. در کنار هم قرار گرفتن این سرمایه‌گذاران و بنیان‌گذاران استارتاپ فضای مناسبی برای همکاری و تعامل بوجود می‌آورد. ارتباطات ایجاد شده در این بستر می‌تواند زمینه‌ساز رشد سریعتر کسب و کار گردد و از طرفی دغدغه‌های مالی بنیان‌گذاران را به حداقل برساند.

استارتاپ ویزا ابزاری برای بین‌المللی شدن کسب و کارها

مهاجرت همیشه به عنوان یک راه برای رشد و دستیابی به امکانات بیشتر بوده است. وجود معضلات مختلف در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران باعث شده است تا جوانان بسیاری علاقمند باشند تا تحصیلات یا کار خود را در کشورهای دیگر ادامه دهند. از همین رو در چند سال اخیر با مفهوم جدیدی به نام استارتاپ ویزا مواجه شده‌ایم.

در این پست قصد داریم تا به بررسی این مفهوم به نسبت نوظهور بپردازیم.

استارتاپ ویزا چیست؟

استارتاپ ویزا
استارتاپ ویزا

کشورهای مهاجرپذیر ابزارهای مختلفی برای اعطای پناهندگی به افراد متقاضی دارند. از ویزای تحصیلی، سیاسی، کار و… تا استارتاپ ویزا از جمله ابزارهایی هستند که مهاجرین برای اخذ اقامت از آن‌ها استفاده می‌کنند.

با رشد استارتاپ‌ها و تاثیر سازنده آن‌ها بر روی فضای کسب و کار، کشورهای اروپای، آمریکایی و حتی برخی از کشورهای آسیایی به این واقعیت پی بردند که باید به دنبال جذب نیروهای مستعد و کارآفرین باشند.

به همین دلیل برای کارآفرینان نیز تسهیلات ویژه‌ای را در نظر گرفتند. جذب کارآفرینان برتر سایر کشورها باعث می‌شود تا رشد اقتصادی کشورهای مهاجرپذیر به شدت بهبود پیدا کند.

یک محتوای کاربردی دیگر برای شما: آشنایی با مهارت‌ها و قوانین کسب وکار

استارتاپ ویزا به چه کسانی تعلق می‌گیرد؟

استارتاپ‌ویزا به کسانی تعلق می‌گیرد که:

  1. توانمند و دارای مهارت‌های فنی بالای باشند.
  2. یک ایده یا طرح کسب و کاری قابل قبول داشته باشند یا حتی آن را در کشور مبدا اجرا کرده باشند و برای ادامه کار و توسعه طرح خود مهاجرت کنند. خلاقیت و ابتکار در طرح از آیتم‌های مهم در پذیرش مهاجر می‌باشد.
  3. اعضا تیم مشخص باشند یا قبل جذب در کشور مقصد باشند.
  4. طرح آن‌ها از لحاظ ساختاری قابل اجرا باشد و با قوانین کشور مقصد در تضاد نباشد.
  5. وجود زیرساخت‌های مورد نیاز آن‌ها در کشور مقصد
  6. متقاضی امکان تاکین هزینه خود و خانواده‌اش، در چند ماه اول مهاجرت را داشته باشد.
  7. طرح متقاضی بتواند زمینه حذب و استخدام نیروهای کار در کشور مقصد را فراهم کند.

معرفی کشورهای ارائه دهنده استارتاپ‌ویزا

معمولا اکثر کشورهای صنعتی خدمات استارتاپ ویزا را ارائه می‌دهند. امّا کانادا، برزیل، نیوزیلند، استرالیا، کره‌جنوبی، سنگاپور، انگلیس، فرانسه، هلند، دانمارک و فلاند جزء کشورهایی هستند که شرایط ساده‌تری را برای استارتاپ‌ویزا در نظر می‌گیرند.

استارتاپ ویزا ابزاری مناسب برای توسعه و بین‌المللی کردن یک استارتاپ محلی می‌باشد. معمولا استارتاپ‌هایی که در حوزه فناوری‌های سطح بالا کار می‌کنند با مشکل توسعه زیرساخت مواجه هستند. در چنین مواقعی استارتاپ ویزا می‌تواند به کمک این دسته از کسب و کارها بیاید.

مهارت‌ها و قوانین کسب و کار

کسب‌وکار عبارتی است که به عنوان معادل عبارت انگلیسی Business Plan انتخاب شده است. سایر معادل‌هایی که به‌طور معمول مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از: برنامۀ تجاری، طرح تجاری، و برنامۀ کسب و کار.

مهارتها و قوانین کسب و کار
مهارت‌ها و قوانین کسب و کار

این عبارت به نسبت جدید است و هم زمان با ورود مباحث مرتبط با کارآفرینی در کشور مطرح گردید. هرچند در کشور ما طرح کسب و کار، راه‌اندازی شغل جدیدی را به ذهن متبادر می‌سازد؛ اما همواره این گونه نیست و طرح کسب و کار در مورد شرکت‌های در حال فعالیت و حتی سازمان‌های غیرانتفاعی و دولتی کاربرد دارد. برای آن‌که مشخص شود طرح کسب‌وکار چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند، تعاریف مختلفی که برای آن ارائه شده است را در ذیل ارائه می‌دهیم:

تعریف طرح کسب و کار

  • سندی است که وضع موجود شرکت را بیان و برنامه‌های پیش‌بینی شده‌ی آن برای چند سال آینده را ارائه می‌نماید.
  • سندی است که اقدامات شرکت را در یک دورۀ مشخص بیان می‌نماید و به‌طور معمول شامل فهرست دقیقی از ریسک‌ها و عدم‌قطعیت‌ها و تحلیل آن‌ها است؛
  • یک برنامۀ جامع مکتوب است که به‌طور مشخص و روشن اهداف توسعه‌ای یک کسب و کار موجود یا جدید را تشریح می‌کند؛
  • به صورت مختصر طرح کسب‌وکار باید به سئوالات چه چیزی؟، چرا؟، چه موقعی؟، توسط چه کسی؟، و چگونه؟ پاسخ‌های روشنی ارائه دهد؛
  • مروری است کمی و کیفی بر سوابق یک کسب‌وکار و مالکان آن، اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدتی آن کسب‌وکار، و برنامه‌های پیشنهادی برای رسیدن به اهداف؛
  • طرح کسب و کار انواع گوناگونی دارد؛ برخی برای عملیات درون سازمانی کاربرد دارند و دسته‌ای دیگر برای جذب سرمایه نوشته می‌شوند. گروهی که برای جذب سرمایه نوشته می‌شوند شرحی از شرکت، استراتژی‌های آن، و پیش‌بینی‌های مالی ارائه می‌دهند؛
  • طرح کسب‌وکار سندی برای برنامه‌ریزی است که اقدامات کسب و کار را برای یک دورۀ زمانی مشخص به‌صورت خلاصه ارائه می‌دهد.

مدل کسب و کار چیست؟

مدل کسب‌وکار چارچوبی برای خلق پول و ثروت است. این چارچوب نشان می دهد که یک بنگاه چه مجموعه فعالیت‌هایی را، چگونه و در چه زمانی باید انجام دهد تا مشتریان از آنچه بهره‌مند شوند که از بنگاه انتظار دارند و بنگاه نیز به سود دست یابد. شیوه‌ای که شرکت، بنگاه یا سازمان برای تولید سود و سرپا نگه داشتن خود انتخاب می‌کند.

مدل کسب‌وکار بیان می‌کند که چگونه سازمان برای تولید محصول یا ارائه خدمت ایجاد ارزش افزوده می‌کند. به بیان دیگر این مدل‌ها که در واقع چارچوبی برای پول‌سازی هستند، به سه پرسش کلیدی در مورد شرکت‌ها پاسخ می‌دهند: کدام فعالیت‌ها، چگونه و چه وقت باید انجام شوند؟ – پاسخ صحیح به این پرسش‌ها منجر به عملکرد مناسب شرکت‌ها و ارائه مزایای مطلوب به مشتریان شده و در نهایت سود را برای شرکت به ارمغان می‌آورد.

یک محتوای جذاب : نقش شانس یا مهارت در موفقیت یک کسب و کار

چند مثال

  • مدل کسب‌وکار شرکت نوکیا که به تولید و فروش گوشی‌های موبایل می‌پردازد.
  • یک ایستگاه تلویزیونی که مبادرت به پخش مجانی برنامه‌ها می‌وزرد حیاتش وابسته به یک مدل پیچیده کسب و کار است که شامل تولید محتوا و آگهی‌ها می‌شود.
  • پرتال‌های اینترنتی مانند یاهو از یک مدل پیچیده کسب و کار پیروی می‌کنند.
  • مدل Fee in, free out: یک مدل کسب و کاری است که مشتری، اول برای دریافت خدمتی شارژ نموده وآن خدمت را برای مشتریان بعدی مجانی ارایه می نماید. این مدل مناسب محیط‌های کسب و کاری که یک بار هزینه برای تولید محصول یا خدمات (مثل خدمات دیجیتایز نمودن )دارند و توزیع پس از آن مشمول هزینه بسیار کم یا بدون هزینه می باشد.
  • مرتبط مدل Freemium

عوامل تأثیرگذار در تغییر مدل کسب‌وکار

  • تکنولوژی
  • بازار
  • جامعه

پاسخ سازمان به این عوامل تأثیرگذار

  • سیستم‌های استراتژیک و مدیریت استراتژیک
  • مشتری‌مداری (ارتباط موثر با مشتریان و حفظ آنها)
  • بهبود مستمر و اثر بخشی در کار از طریق رعایت استانداردهای بین‌المللی، مدیریت کیفیت، واکنش به موقع به تغییرات، مدیریت دانش، ابتکار و خلاقیت
  • مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار
  • ساخت بر اساس سفارش و تولید انبوه
  • سوق یافتن به‌سوی کسب و کار الکترونیک و تجارت الکترونیک
  • بنگاه‌های مجازی

 تعاریف مدل‌های کسب و کار

تعریف مدل کسب و کار غالبا با دشواری همراه است زیرا در زمینه‌های متفاوت کسب و کار معانی متفاوتی از آن برداشت می‌شود و ارائه یک تعریف یکسان در همه کسب و کارها مقدور نیست.این نقصان در تعریف مدل‌های نوین کسب و کار الکترونیک بیش از سایر حوزه‌ها احساس می‌شود.

انواع تعریف‌های مدل‌های کسب‌وکار

«مدلهای کسب و کار در حوزه وب، از مفاهیمی هستند که بیشترین بحث و تبادل نظر و کمترین درک و اتفاق نظر روی آنان صورت گرفته است.»

مدل کسب و کار ابزاری است برای تامین منافع مشتری و منافع بنگاه و کسب درآمد.

مدل کسب و کار به بیان ساده عبارت از متدی است که شرکت در فعالیتهای تجاری در پیش گرفته و با کسب درآمد ثبات خود را حفظ می‌نماید. در این مدل با توجه به منابع در دسترس و نیاز مشتری، پیشنهادی برای عرضه ارزش مورد نظر مشتری ارائه شده و منافع و درآمد نصیب شرکت می‌سازد.

به تعبیری دیگر «مدل کسب و کار چگونگی کسب درآمد توسط بنگاه را با مشخص کردن جایگاه آن در زنجیره ارزش مشتری تشریح می‌کند.»

مدل کسب و کار توصیف ابزارها و روشهایی است که یک بنگاه بکار می‌گیردتا به سودی که در طرح و نقشه بنگاه است برسد.مدل کسب و کار –کسب و کار را به‌عنوان یک سیستم در نظر می‌گیرد وسپس به این سوال پاسخ می‌دهد که چگونه پول به‌دست بیاوریم تا زنده بمانیم و رشد کنیم؟

مدل کسب و کار روش یا پردازشی که به‌وسیله آن یک کسب و کار تولید پول می‌کند یا روشی که یک کسب و کار از فراورده‌ها یا سرویسهای خود ارزش اقتصادی تولید می‌کند. مدل کسب و کار یک دامنه وسیع از مدل‌های رسمی و غیر رسمی را توصیف می‌کند که توسط بنگاه‌های اقتصادی برای توصیف جنبه‌های متنوع کسب و کار استفاده می‌شوند از جمله اهداف-استراتژی-زیر ساختها-ساختار سازمانی و سیاستها.

مدل کسب و کار طرح‌ها و ایده‌های سازمان را به ارزش‌های اقتصادی تبدیل می‌کند. مدل کسب و کار نشان می‌دهند که یک شرکت چگونه با تعیین کردن جایگاه در زنجیره ارزش کسب درآمد می‌کند که شامل موضوعات مختلفی در باره کسب و کار می‌باشد که عبارتند از کارآفرینی, استراتژی ها, مسائل اقتصادی, سرمایه گذاری, عملکردها و بازاریابی است.

مدل کسب و کار توصیفی است از ارزشی که یک شرکت به یک یا چند بخش از مشتریان ارائه می‌دهد. طرحی است از شرکت و شبکه همکاران آن برای ایجاد، بازاریابی و تحویل ارزش و سرمایه‌های ارتباطی برای ایجاد جریاناتی که منجر به کسب درآمدهای مثبت (سود) و با ثبات می‌شوند

طراحی کالا، خدمات و جریانهای اطلاعاتی شامل توصیفی از بازیگران مختلف کسب و کار و نقشهای آنها، توصیفی از مزایای بالقوه برای بازیگران مختلف کسب و کار و هم‌چنین توصیفی از منابع درآمدی است.

نکاتی که در راه اندازی کسب و کار باید به آنها توجه کرد

مهمترین مزیت راه اندازی کسب‌وکار شخصی آن است که برنامه مربوط به شغل و کسب و کارتان برعهده خودتان قرار می گیرد و خودتان تصمیم می گیرید که چه کار کنید با وجود این ، مسائل و مشکلات زیر را در نظر داشته باشید:

  • ممکن است برای سود آوری در کسب و کار تازه راه اندازی شده ، به زمان زیادی نیاز داشته باشید و درآمدتان در سال های اول کم باشد . همچنین ممکن است درآمدتان در نوسان و متغیر باشد .
  • اگر در راه اندازی کسب‌وکارتان اشتباهی مرتکب شوید ، فرد دیگری مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرد و تمام مسئولیت‌ها متوجه صاحب کسب‌وکار است .
  • به‌طور کلی صاحبان کسب‌وکارها (به خصوص کسب‌وکارهای جدید ) در مقایسه با صاحبان دیگر مشاغل ، باید زمان بیشتری را به کار خویش اختصاص دهند . اکثر کارآفرینان این مورد را عامل اصلی موفقیت‌شان خوانده‌اند .
  • با رشد و توسعه کسب‌وکارتان، باید یاد بگیرید بخشی از مسئولیت‌ها و وظایف‌تان را به دیگران بسپارید، زیرا اداره تمام امور یک کسب‌وکار توسعه‌یافته برای یک نفر مقدور نیست.

پس با توجه به اهمیت و ضرورت راه اندازی کسب و کارشخصی ، شغل آینده خویش را با تاکید بر ایجاد کسب‌وکار شخصی برنامه‌ریزی کنید.

دلایل شکست یک کسب و کار

چرا یک کسب‌وکار با شکست مواجه می شود :

موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه به‌صورت خود به خودی و یا براساس شانس نیست . به‌طور اصولی این موفقیت به سازمان‌دهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد . شروع یک کسب‌وکار همیشه ریسک‌پذیر است. با توجه به گزارش اداره کسب‌وکارهای کوچک در آمریکا ” بیش از ۵۰% کسب‌و‌کارهای کوچک در سال های اول با شکست مواجه شده و ۹۰% آن ها در ۵ سال اول از بین می‌روند.

Michael Ames در کتاب خود به نام ” کنترل کسب‌وکار کوچک ” دلایل زیر را برای شکست این نوع کسب‌وکارها بیان کرده است:

  • عدم وجود تجریه
  • نداشتن سرمایه کافی
  • نداشتن جایگاهی مناسب
  • عدم وجود کنترل قوی
  • سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارائی های ثابت
  • قراردادهای اعتباری ضعیف
  • استفاده شخصی از سرمایه های تجاری
  • رشد بدون انتظار

Custav Berle دو دلیل دیگر در کتاب خود بنام ” کسب‌وکار را خود بر عهده بگیرید ” به این دلایل اضافه می‌کند:

  • رقابت
  • فروش پائین

بیان این موارد قصد ترساندن شما را برای شروع یک کسب‌وکار ندارد. بلکه می خواهد شما را برای مسیر پر فراز و نشیبی که در پیش دارید آماده کند. ناچیز پنداشتن مشکلات شروع یک کسب و کار یکی از بزرگترین موانع کارآفرینی است . در هر صورت اگر صبور باشید و به سختی کار کنید به موفقیت دست می‌یابید و هیچ گاه فکر نکنید که قادرید همه کارها را به تنهایی انجام دهید.

یکی از بهترین روش‌ها برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار استفاده از راهنمائی های دیگران است. شخصی که دارای تجربیات مرتبط با کسب‌وکار است می‌تواند شما را در این امر راهنمائی کند. یکی از عوامل در پیشرفت و موفقیت یک کسب‌وکار تصمیم‌گیری است، یکی از بهترین تصمیم‌ها، یادگیری این موضوع است که چگونه تصمیم‌گیرنده خوبی باشید. این امر نیازمند تعهد، درک و مهارت می‌باشد که بسیار مهم و ارزشمند است.

شناخت انواع کسب‌وکار

در این قسمت با انواع مختلف کسب و کار آشنا می‌شویم. تقسیم‌بندی‌های مختلفی از انواع کسب‌وکار وجود دارد. در اینجا برحسب تعداد افراد شاغل در کسب‌وکارها، آن‌ها را تقسیم‌بندی می‌کنیم:

  • کسب و کار کوچک: به کسب‌و‌کاری گفته می‌شود که تعداد افراد شاغل در آن کمتر از ۵۰ نفر باشند . به‌عنوان مثال مغازه محله شما جزء کسب‌وکارهای کوچک به حساب می‌آید . کسب‌وکارهای خانگی، اینترنتی و خانوادگی نیز جزء کسب و کارهای کوچک به حساب می‌آیند.
  • کسب و کار متوسط: به کسب‌وکاری گفته می شود که تعداد افرادی که در آن کار می‌کنند ، بین ۵۰ تا ۵۰۰ نفر باشند. به‌عنوان مثال، فروشگاه‌های زنجیره‌ای جزء کسب‌وکارهای متوسط به حساب می‌آیند.
  • کسب و کار بزرگ: به کسب‌وکاری گفته می‌شود که تعداد افراد شاغل در آن بیشتر از ۵۰۰ نفر باشند . به‌عنوان نمونه، شرکت‌های بزرگی مثل ایران خودرو، سایپا و بانک‌ها از کسب‌وکارهای بزرگ به حساب می‌آیند.

با وجود این، سهم کسب‌وکارهای کوچک جهان در بازار اشتغال، بیشتر از سهم کسب‌وکارهای بزرگ است. شرکت‌های بزرگ فقط ۵ درصد اشتغال جهان را تامین می‌کنند.

مدل کسب و کار توصیفی از نقش‌ها و ارتباطات ما بین مصرف‌کنندگان، مشتریان، هم پیمانان و عرضه‌کنندگان یک شرکت است که جریانات اصلی تولیدی، اطلاعاتی و مالی و هم‌چنین منافع اصلی شرکا را مشخص می‌کند. مدل کسب‌وکار توصیفی است از ارتباطات تجاری ما بین یک شرکت تجاری و کالاها و خدماتی که آن شرکت در بازار فراهم می‌کند. به‌طور خاص مدل کسب‌وکار روشی برای ساختاردهی جریانات هزینه‌ای و درآمدی است.

مدل کسب و کار توصیفی از یک مجموعه کسب‌وکار است که ساختار، روابط بین عوامل ساختاری و هم‌چنین نحوه پاسخ‌دهی آن کسب‌وکار به دنیای واقعی را بیان می‌کند.

مدل کسب‌وکاری با طرح چند سوال اساسی شناسایی می‌شود:

  • مشتری کیست؟
  • ارزش مشتری چیست؟
  • چگونه می‌توان ارزش لازم را با هزینه‌ای مورد قبول به مشتری ارائه کرد؟
  • چگونه می‌توان حاشیه امنیت مطمئنی در برابر رقیب‌ها ایجاد کرد؟

مدل کسب و کار طرح‌ها و ایده‌های سازمان را به ارزش‌های اقتصادی تبدیل می‌کند. مدل‌های کسب‌وکاری نشان می‌دهند که یک شرکت چگونه با تعیین کردن جایگاه در زنجیره ارزش، کسب درآمد می‌کند که شامل موضوعات مختلفی در باره کسب‌وکار می‌باشد که عبارت‌اند از کارآفرینی, استراتژی ها, مسائل اقتصادی, سرمایه گذاری, عملکردها و بازاریابی است.

توضیح ساده تر اینکه یک مدل کسب‌وکار توصیح می‌دهد که یک شرکت چگونه می‌تواند برای خود جایگاهی در زنجیره ارزش پیدا کند و چگونه می‌تواند به ثبات لازم برسد تا درآمدزایی کند. در حالت کلی یک مدل کسب و کار را روشی معرفی می‌کنند که یک سازمان و بنگاه با استفاده از آن می‌تواند به ثبات لازم دست پیدا کند و درآمدزایی کند.

شرکتها مجبور هستند جایگاه خود را نسبت به سه موضوع استراتژیک زیر تعیین کنند:

  1. مشتری شما چه کسی می‌تواند باشد.
  2. چه محصولات و خدماتی می‌توان به مشتریان انتخاب شده ارائه کرد.
  3. چگونه می‌توانیم این محصولات یا خدمات را به‌صورت کارآمد و موثر به مشتری پیشنهاد کنیم.

شکل گیری یک مدل کسب‌وکار جدید

  • با هدف قرار دادن بخش جدید یا بخش‌هایی که در اثر اهمال کاری با مشکل مواجه‌اند
  • با شناسایی نیازهای جدید یا فراموش شده مشتریان
  • با یافتن راههای جدید برای تولید و تحویل, تولید محصولات جدید و یافتن مشتریان جدید

یک مدل کسب و کار موثر و قابل اجرا باعث خلق و هدایت ارزش افزوده بیشتری نسبت به سایرگزینه‌های موجود می‌شود. این مدل ممکن است برای مشتریانی که ارتباط‌شان را با سازمان شما قطع کرده‌اند، ارزش‌های بیشتری به‌همراه داشته باشد یا ممکن است به‌طور کلی روش‌ها و شیوه‌های سنتی انجام کارها را کنار گذارد. از سوی دیگر ممکن است مدل کسب و کار به‌علت تفکر نامناسب موثر و کارا نباشد زیرا رقیبان مدل‌های کسب و کار بهتری را گزینش کرده‌اند.

مدل‌های کسب و کار از زمان‌های پیشین وجود داشته اند با این وجود در زمان‌های مختلف با نام‌های گوناگونی مورد استفاده قرار گرفته اند؛ اما در نهایت تمامی مدل‌های کسب و کار ناشی از لزوم شکل‌گیری زنجیره ارزش در یک کسب و کار هستند. اولین نام مطرح شده در این خصوص توسط استاد دانش مدیریت یعنی مایکل پورتر مطرح شد.

فعالیت های منجر به شکل گیری زنجیره ارزش

  1. فعالیت‌های مرتبط با درست کردن چیزی, طراحی, خرید مواد خام, ساخت و فعالیت‌هایی از این دست.
  2. فعالیت‌های مرتبط با فروش چیزی, جستجو و یافتن مشتری, داد و ستدهای فروش, توزیع محصولات و یا انتقال خدمات
  3. پشتیبانی عملیات نظیر منابع انسانی, زیرساخت‌ها و توسعه فناوری

با بهره‌گیری از نظریه و راه کار زنجیره ارزش ما می‌توانیم بفهمیم که چگونه بخش‌های یک کسب و کار با هم هماهنگ می‌شوند. یک مدل کسب و کار ممکن است با هدف طراحی محصولی جدید برای نیازهای پیش بینی نشده تهیه شود و یا ممکن است بر روی راههای بهتر تولید, فروش یا توزیع محصولات وخدمات تمرکز کند.

یک مدل کسب و کار جدید و خوب اغلب اوقات حاصل ترکیب عناصری از هر دو طرف است و مزیت‌های رقابتی مختلفی را به‌همراه دارد که فراتر از یک محصول جدید یا یک فرایند بهینه‌سازی در جریان زنجیره ارزش است.

به‌عنوان مثال مدل کسب و کار ابداعی شرکت تویوتا که در برابر رقبای بزرگی همچون فورد وجنرال موتورز موفقیت بزرگی به حساب می‌آمد بر پایه ابتکار وتنوع در زنجیره ارزش‌های مختلفی همچون توسعه محصولات, مدیریت فروش و ساخت بود.

مدل کسب و کار شرکت وال مارت نیز بر اساس موقعیت فروشگاه ها, طراحی آنها و مدیریت لجستیک بود. واژه مدل‌های کسب و کار, در فضای دات کام‌ها مورد استفاده بیشتری قرار گرفت و عمومیت یافت. دات کام‌های بسیاری که تقریباً از اواسط دهه نود فعالیت خود را آغاز کرده بودند در مسیر تغییر مدل‌های کسب و کار خود برآمدند. ولی با این وجود متاسفانه بیشتر آنها از گردونه رقابت خارج شدند.

استراتژی در مدل های کسب و کار

مدل کسب و کار چیزی جز آشکارسازی استراتژی‌های یک شرکت نیست. طبق گفته جان ماگارتا مدل کسب و کار و استراتژی رقابتی با هم پیش می‌روند. یک استراتژی رقابتی تو صیف کننده این است که یک یک کسب و کار چگونه می‌تواند فعالیت هایش را بهتر از رقبا انجام دهد. سازمان‌ها وقتی می‌توانند به کارایی بالایی برسند که سایر شرکت‌ها قادر نباشند به آسانی از آن نسخه‌برداری کنند.

زمانی که تمامی شرکت‌ها محصولات و خدمات یکسانی را با شیوه‌های مشابه به مشتریان یکسانی ارائه می‌کنند ساختار آن صنعت تا حد زیادی غیر جذاب خواهد شد. با صراحت تمام می‌توان گفت که این یک نوع رقابت مخرب است که بسیاری از خرده فروش‌ها را در اینترنت به‌سوی نابودی هدایت می‌کند کسانی که با مدل‌های کسب و کار یکسان به‌سوی بازار حمله می‌کنند.

آنها هیچگونه تلاشی برای متمایز ساختن خدمات خود در مورد مشتری‌ها و بازارهایی که وجود دارند, محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهند و ارزش افزوده‌ای که باید داشته باشند, نمی‌کنند.

تعداد کمی همچون eBay که موفقیت‌هایی را کسب کرده اند در وافع تصمیم گرفتند کسب و کار خود را به شیوه متفاوتی دنبال کنند. به‌طورخلاصه یک مدل کسب و کار خوب فقط نباید قدرتمند باشد بلکه باید منحصر به فرد نیز باشد.

چشم انداز تاریخی

واژه مدل کسب و کار تقریباً از سه دهه پیش وارد ادبیات مدیریت شد. اولین کسانی که از واژه مدل‌های کسب و کار استفاده کردند Konczal و Dottore در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۷ هستند. آنها این واژه را در مورد مفهوم مدلسازی فرآیندها و داده‌ها به کار بردند. در مدیریت اطلاعات مدل‌های کسب و کار برای طراحی کلیه فرآیند ها, وظایف, داده‌ها و لینک‌ها ارتباطاتی جهت ساختن یک سیستم فناوری اطلاعات که پشتیبان برنامه‌های کاری روزانه است, استفاده می‌شود. برنامه کسب و کار در واقع نقشه کلیات سیستم اطلاعاتی خواهد بود.

واژه مرتبط نزدیک به مدل کسب و کار, معماری سیستم اطلاعاتی بود این معماری تشریح کننده نقشه و طرح کلی بک سیستم اطلاعاتی با همه اجزا و ارتباط ما بین این اجزاست.

تعریف اجزاء یک مدل کسب و کار

بعد از توصیف مشکل مشتری، محصول یا خدماتی که می‌تواند پاسخگوی این مشکل باشد، جایگاه ارزشی نامیده می‌شود. ارزش این محصول و یا خدمات از دیدگاه مشتری، در تعیین این جایگاه ارزشی ملاک قرار می‌گیرد.

گروه مشتریان که مورد هدف قرار گرفته‌اند. باید توجه داشت که بخش‌های مختلف بازار نیازهای متفاوتی دارند. گاهی نوآوری در یک Business Model بعد تغییر در بخش بازار شکوفا می‌شود.

  • ساختار زنجیره ارزش (به انگلیسی: Value Chain Structure)

جایگاه فعالیت‌های شرکت در زنجیره ارزش و نحوه به‌دست آوردن بخشی از ارزش تولید شده در زنجیره توسط شرکت، ساختار زنجیره ارزش را تشکیل می‌دهد.

  • تولید سود و حاشیه (به انگلیسی: Revenue Generation And Margine)

چگونه سود حاصل می‌شود؟ (از طریق فروش، اجاره، عضویت، پشتیبانی و…) ساختار هزینه‌ای چگونه است و حاشیه سود مورد نظر چگونه به‌دست می‌آید؟

  • جایگاه در شبکه ارزش (به انگلیسی: Position In Value Network)

شناسایی رقبا، شرکت‌های مکمل و اثراتی که شبکه همکاری می‌تواند برای مشتریان ایجاد کند. این تعاریف جایگاه شرکت در شبکه ارزش را توصیف می‌کند.

  • استراتژی رقابت (به انگلیسی: Competitive Strategy)

چگونه شرکت سعی می‌کند یک “مزیت رقابتی” ماندگار برای خود بسازد. این مزیت ممکن است در نوع مدیریت نمودن هزینه‌ها باشد و یا در Niche Strategy و یا همان بازار پنهان و دنج و غیرقابل دسترس توسط رقبا. در هر صورت وجود این مزیت رقابتی الزامی است. یک مدل کسب و کار می‌تواند با یکی از روش‌های زیر طراحی شود.

  1. نوآوری: یک مدل کسب و کار برای اولین بار با فکر و ایده‌ای نوآورانه طراحی گردد.
  2. احیاء: یک مدل کسب و کار قدیمی مجدد احیاء گردد.
  3. تغییر: یک مدل کسب و کار موجود با کمی تغییر در یکی از شش اصل فوق به مدل کسب و کار جدیدی تبدیل گردد.
  4. اتخاذ: یک مدل کسب و کار به‌صورت کامل برای شغل دیگر و یا کشوری دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

دلایل شکست یک کسب و کار

چرا یک کسب و کار با شکست مواجه می شود:

موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه بصورت خودبخودی و یا بر اساس شانس نیست و همانطور که گفته شد این موفقیت اصولاً به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد.

شروع یک کسب کار همیشه ریسک پذیر است، با توجه به گزارش اداره کسب و کارهای کوچک در آمریکا     (( SBA)) بیش از ۵۰% کسب و کارهای کوچک در سالهای اول با شکست مواجه شده و ۹۰% آنها در ۵ سال اول از بین می روند.
Micheal ames در کتاب خود به نام \”کنترل کسب و کار کوچک\” دلایل زیر را برای شکست این نوع کسب و کارها بیان کرده است:

۱-عدم وجود تجربه

۲-نداشتن سرمایه کافی

-نداشتن جایگاهی مناسب

۴-عدم وجود کنترل قوی

۵-سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارائیهای ثابت

۶-قراردادهای اعتباری ضعیف

۷-استفاده شخصی از سرمایه های تجاری

۸-رشد بدون انتظار

مهارت‌های کارآفرینی

مهارت‌های شخصی عبارتند از:

۱- کنترل و نظم درونی

عقیده فرد نسبت به این که وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی هست یا خیر را مرکز کنترل می‌نامند. بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف نموده‌اند. افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند وقایعی که خارج از کنترل آن‌ها هستند، سرنوشتشان را تعیین می‌کند. کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی‌دهند. آن‌ها همچنین این ویژگی را دارند که وقایع پیش آمده را برای خود قابل کنترل می‌دانند.

۲٫ ریسک پذیری

ریسک پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار می‌باشد. این ویژگی از ویژگی‌هایی است که در اکثر کارآفرینان وجود دارد.

۳٫ نوآوری

نوآوری فرایند خلق چیزی جدید است که ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یکی از ویژگی‌های شرکت‌ و فرد کارآفرین نوآوربودن است. حل مسائل و پیگیری فرصت‌ها به راه‌حل‌هایی نیاز دارد که بسیاری از آنها ممکن است مختص یک وضعیت خاص باشند. بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برای بقاء و موفقیت شرکت امری حیاتی است.

۴٫ توانایی اداره تغییر

ما در زمانی زندگی می‌کنیم که روند دگرگونی در فناوری‌ها، با شتاب فراوان افزایش می‌یابد و موج‌هایی می‌آفریند که همه صنایع را دربر می‌گیرد. نمی‌توان جلوی دگرگونی‌ها و تغییرات را گرفت یا خود را از آن‌ها پنهان کرد. باید نگاه‌ها را بر آنها دوخته و برای رویایی با آن‌ها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر برنامه‌ریزی‌ها کاری از پیش نمی‌برند و توان پیش‌بینی این گونه دگرگونی‌ها را ندارند. البته این بدان معنا نیست که باید از برنامه‌ریزی دست برداشت، بلکه باید همانند سازمان‌ها و واحدهای آتش نشانی صورت گیرد، آنها نمی‌توانند محل آتش سوزی را در آینده پیش‌بینی کنند ولی گروهی آنچنان توانمند و کارآمد آماده می‌سازند که می‌توانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشده‌ای پاسخ مناسب دهند. بنابراین، کارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و بتواند تغییر جهت باد را تشخیص داده، مسیر مناسب را برگزیند. این توانایی برای ادامه آینده کار کارآفرین بسیار مهم و حساس است.

۵٫ تغییرمحوری

دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیده‌اند که شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شرکت) همواره در حال دگرگونی است. این دگرگونی‌ها با سرعت انجام می‌پذیرد و تمامی سازمان را دربرمی‌گیرد. در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً‌ غیرثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم ، تکنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند. در درون سازمان کارکنان تغییر می‌کنند و با خود اندیشه‌ها و دانش‌های تازه می‌آورند. در چنین شرایطی کارآفرین یا مدیر به عنوان عامل تغییر همیشه با مسأله تغییر سر و کار دارد، زیرا تغییر امری اجتناب ناپذیر است. او باید در مقابل تغییر نگرشی مثبت داشته باشد و آماده اعمال تغییر در مواقع لزوم باشد.

۶٫ پافشاری، مقاومت و پشتکار

افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند. این یک باور است که پافشاری و مقاومت برای انجام یک کار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدیت بی وقفه مقدور نمی‌شود. اگر به افرادی که در هر زمینه موفق شده‌اند بنگریم، می‌بینیم که آن‌ها لزوماً بهتر، با هوش‌تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبوده‌اند، بلکه پشتکار و مقاومت بیشتری داشته‌اند. یک کارآفرین نیز برای موفقیت در کار خود باید پشتکار و مقاومت لازم را داشته باشد.

۷٫ رهبری دوراندیشی

دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز پیش از به‌وقوع پیوستن آن‌ها است پیتردراکر در کتاب خود «کنترل آشوب و هرج و مرج»مهارتی را شرح می‌دهد که یک مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت که برای کنترل دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است.

مهارت‌های مدیریتی کارآفرینی

۱٫ برنامه‌ریزی و تعیین اهداف – برنامه‌ریزی بدین معنی است که مدیر از قبل درباره هدف‌ها و اقدامات مورد نظر می‌اندیشد و کارها و اقدامات وی بر اساس یک روش ، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث می‌شود که سازمان دارای هدف‌های بلندمدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدف‌ها بهترین رویه‌ها را اتخاذ نماید.
۲٫ تصمیم گیری – تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوه عمل خاصی برای حل یک مسأله یا یک مشکل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: تصمیم گیری معمول و با برنامه که مطابق با عادات، قواعد و یا رویه‌های مشخص اتخاذ می‌شود و تصمیم‌گیری غیرمعمول و بی برنامه که تصمیم گیری با مسائل و مشکلات غیرعادی سر و کار دارد.
تصمیم گیری، برای یک مدیر یا کارآفرین فعالیتی حساس و پر اهمیت است.
۳٫ روابط انسانی – بر پایه پژوهش‌های قابل ملاحظه در دههای ۳ و ۴ قرن حاضر، این نتیجه‌گیری حاصل شد که محیط‌های کار در واقع زمینه‌های اجتماعی پیچیده‌ای هستند که درک و فهم رفتار در آن‌ها از طریق توجه به نگرش‌های کارکنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیررسمی و متغیرهای دیگر امکان‌پذیر است. ماری پارکتر فالت معتقد بود در هر کار جمعی، مسأله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است.
توجه به روابط انسانی در محیط کار برای کارآفرینان و اداره یک کسب و کار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش کارآفرینان مورد توجه قرار گیرد.
۴٫ بازاریابی – در فرهنگ واژگان بنت(Bennett)بازاریابی، فرآیند برنامه‌ریزی، طراحی، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع ایده‌ها و کالاها و خدمات به منظور خلق مبادله است که اهداف فردی و سازمانی را برآورده می‌سازد. مهارت بازاریابی یکی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز برای کارآفرینان است.
۵٫ راه اندازی تجارت – عوامل متعددی مانند دولت، منابع مالی که فرد در اختیار دارد، الگوهای نقش و …. در راه اندازی کسب و کار جدید تأثیر دارند. همچنین کارآفرین همچنین برای راه اندازی کسب و کار باید زمینه لازم را داشته باشد. تحصیلات رسمی و تجربه قبلی نیز در فعالیت‌های اقتصادی باعث می‌شود مهارت‌های لازم برای راه اندازی کسب و کار برای کارآفرین مهیا گردد.
اگر چه نظام‌های آموزشی از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی کسب و کار در زمینه‌هایی که قبلاً کار کرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری کسب می‌کنند. به طور کلی نباید فراموش کرد که خصلت‌های کارآفرینان ذاتی نیست، بلکه آنها تربیت می‌شوند و این مهارت را می‌توان در آن‌ها بوجود آورد.
۶٫ مهارت‌های مالی و حسابداری  – حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیت‌های مالی یک مؤسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصل از بررسی این اعداد حسابداری را زبان تجارت نامیده‌اند. کارآفرینان هر چقدر که این زبان را بهتر یاد بگیرند، بهتر می‌توانند بر زندگی و کسب و کار خود تسلط داشته باشند.
۷٫ مدیریت – فرآیند مدیریت مربوط به وظیفه‌ای است مبنی بر کسب اطمینان از این که فعالیت‌هایی به نحوی در حال اجر بوده و به دستیابی به هدفی معین منجر می‌گردند. این مهارت یکی دیگر از مهارت‌های مورد نیاز کارآفرین است.
۸٫کنترل – کنترل عبارت است از توجه به نتایج کار (بازخورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی که انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است.
کنترل به کارآفرینان کمک می‌کند که بر اثربخشی، برنامه‌ریزی، سازمان دهی و هدایت کردن فعالیت‌ها نظارت نمایند.
۹٫ مذاکره – مذاکره یک فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت کارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاکره بر اساس این واقعیت شروع می‌شود که مردم یا اشخاص به یکدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به کارکنان و کارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند.
یک رابطه کاری در چهارچوب یکسری موافقت‌ها تعریف می‌شود و هر توافقی حاصل یک فرآیند مذاکره است.
۱۰٫ مدیریت توسعه – در گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییرناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش می‌کردند اما امروزه با تحولات شتابنده‌ای مواجهند. آنان با نوآوری‌های مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات روبرو هستند و دنیای پرآشوب، بازارهای متغیر و شیوه‌های زندگی غیرثابت مصرف کنندگان در برابرشان قرار دارد. برای مقابله با چنین نیروهای متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون کردن و نوکردن را داشته باشند. مدیریت توسعه روش‌هایی را فراهم می‌آورد که به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن می‌شود. هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش ترکردن آن و افزایش فرصت‌ها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوه خود را به فعل درآورند.

مهارت‌های فنی کارآفرینی

۱٫ مهارت‌های نوشتاری – مهارت نوشتاری، فعالیت یا هنر تنظیم کلمات و حروف بر روی کاغذ، چوب و یا هر چیز دیگر با هدف ثبت افکار و به منظور برقراری ارتباط با دیگران است. این نوع ارتباط با علائم مشهود و نمایان نوشته و یا چاپ شده صورت می‌گیرد.
۲٫ ارتباطات شفاهی یا ارتباطات کلامی – ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل اندیشه‌ها، احساسات و عقاید دو نفر یا بیشتر با استفاده از علائم و نمادهای مناسب به منظور تأثیر، کنترل و هدایت دیگران. وقتی در جریان ارتباط، پیام‌ها به صورت رمزهای کلامی و یا شفاهی انتقال یابند، آن ارتباط را ارتباط شفاهی گویند، مانند بحث و گفتگوی فرد با فرد یا فرد با گروهی دیگر.
۳٫ نظارت یا ارزیابی محیط – سیستم نظارت و ارزیابی محیط را کاوتس۱به این صورت تعریف می‌کند:
– آشنایی با روند جریان‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فنی و حوادث مهم داخل سازمان یا شرکت.
– مشخص کردن خطرات بالقوه و فرصت‌ها و تغییراتی که آن خطرات به طور ضمنی بیان می‌کنند.
موارد بالا، باعث درک وضعیت آینده توسط مدیران و کارکنان شده، به سازمان در تعیین استراتژی‌هایش یاری می‌رساند.
۴٫ مدیریت بیزینس
۵٫ تکنولوژی – تکنولوژی مجموعه‌ای از سخت افزار و نرم افزار است که باید به شکل مناسبی ترکیب شود تا تولید کالا و خدمات امکان پذیر گردد. اجزای تکنولوژی عبارت است از:
– تجهیزات، ماشین آلات و ابزار
– مهارت و تجربه انسانی
– داده‌ها و دانش، فنون، روش‌ها و فرآیندها
– سازمان و مدیریت
در عمل، ترکیبات متفاوتی از اجزای مذکور تکنولوژی، یک کسب و کار را شکل می‌دهد.
یکی از تصمیمات مهم کارآفرینان در ایجاد کسب و کار، انتخاب مناسب است. در این تصمیم، کارآفرین باید ترکیب مناسبی از اجزای فوق را به کار گیرد تا در راه اندازی و توسعه کسب و کار جدید، موفق باشد.
۶٫ مهارت میان فردی- مهارت میان فردی به توانایی شخص در داشتن رفتاری اثربخش و کارآمد با افراد دخیل در تولید برای رسیدن به اهداف سازمان گفته می‌شود.
۷٫ مهارت شنیداری- یک کارآفرین به عنوان صاحب یک کسب و کار باید گوش دادن به حرف‌های دیگران را یاد بگیرد چرا که اطلاعات حاصل از آن بسیار مهم است. او باید این کار را به شکل مؤثر انجام دهد زیرا گوش دادن مؤثر کاری فعال است تا منفعل. در گوش دادن منفعل شخص مثل یک ضبط‌صوت عمل کرده و تنها به جذب اطلاعات داده شده می‌پردازد. اما در گوش دادن فعال فرد باید کوشش کند تا به جای شنیدن آنچه که خود دوست دارد از کلام گوینده بهره‌مند شود و منظور اصلی او را از گفته‌هایش بفهمد. او باید همه کارهای لازم را به منظور دریافت معنا و مفهوم مورد نظر گوینده انجام دهد.
۸٫ توانایی سازماندهی – توانایی سازماندهی مستلزم آن است که منابع (افراد، سرمایه و تجهیزات) به مؤثرترین شیوه برای حصول هدف‌ها فراهم شود. بنابراین سازماندهی شامل ترکیب و یگانه سازی منابع است.
۹٫ ایجاد شبکه‌های مدیریت (مدیریت مشارکتی)- مدیریت مشارکتی فلسفه‌ای است که ایجاب می‌کند تصمیم گیری سازمانی چنان صورت گیرد که اطلاعات و درون داده‌ها و مسئولیت به پایین‌ترین رده مربوط به آن واگذار گردد. به طور خلاصه مدیریت مشارکتی به معنای درگیرکردن کارکنان در فرآیند تصمیم گیری است.
۱۰٫ مربی گری- تعاریف زیادی از مربی گری شده است. بعضی معتقدند مربی گری فقط آموزش دادن چیزی به دیگران است و بر جنبه آموزشی آن تأکید دارند؛ بعضی دیگر معتقدند که مربیگری یادگیری را تسهیل می‌کند. از دیدگاه جان وایت مور مربی گری شکوفا ساختن ویژگی‌های بالقوه افراد است و کمک می‌کند که موفقیتشان به حداکثر برسد. مربیگری، مهارتی است که از آن برای افزایش موفقیت افراد در تیم استفاده می‌شود. همچنین مربی کسی است که افراد را به سوی پیشرفت برانگیخته، راهنمایی و هدایت می‌کند.
با توجه به آنچه ذکر شد، کارآفرین باید نقش مربی را برای افراد تیم و گروه خود بازی کند. گروه یا تیم ممکن است جمعی از افراد باشد که برای کسب و کار آن‌ها را گرد هم می‌آوریم.
۱۱٫ بازیگر و ایفاکننده نقش در تیم – مهارت‌های تیم سازی برای کارآفرینان امری ضروری است. کارآفرینان به توسعه و تقویت نگرش مثبت همچنین اتخاذ روش‌هایی سازمان یافته در رهبری نیاز دارند تا بتوانند تیم منسجمی ایجاد نمایند که همه کارکنان نسبت به اهداف مشترک، برانگیخته شوند و خود نیز باید به عنوان عضوی از تیم و همراه با دیگر کارکنان در تیم فعالیت کنند. کارآفرینانی که این مهارت را به کار می‌برند از موفقیت بیشتری برخوردار می‌گردند و در نتیجه محیط کاری آن‌ها کاراتر خواهد شد.

سخن پایانی

آشنایی با مهارت‌ها و قوانین کسب و کار به افراد کمک می‌کند تا در مسیر شغلی خود موفق‌تر باشند و در مسیر توسعه تجاری با بحران جدی روبه‌رو نشوند. برای مدیریت کسب و کار باید با مجموعه‌ای از مهارت‌ها نظیر رهبری، حل مسئله، تفکر خلاقانه و… آشنایی داشت.

استارت‌آپ استودیو در اکوسیستم کارآفرینی

در دنیای کارآفرینی موفقیت یک شبه اتفاق نمی‌افتد. هر کسب و کاری برای رسیدن به اهداف خود باید از مجموعه‌ایی از متخصصان بهره ببرد. در یک استارت‌آپ استودیو سرمایه‌گذارانی حضور دارند که سعی می‌کنند با تمرکز بر یک حوزه تجاری به ایجاد استارت‌آپ هایی بپردازند که نیازهای مجموعه آن‌ها را برطرف کند.

استارت‌آپ استودیو چیست؟

استارت‌آپ استودیو
استارت‌آپ استودیو

استارتاپ استودیو یا استارت‌آپ فکتوری یک بنگاه سرمایه‌گذاری بزرگ می‌باشد که هدف آن ایجاد شرکت‌های نوآور مبتنی بر سرمایه‌های انسانی می‌باشد. استارت‌آپ استودیوها سعی می‌کنند با شناخت نیازهای بازار به خلق کسب و کارهایی بپردازند که بتوانند پروژه‌هایی را در مقیاس بزرگ اجرا کنند. چنین مراکزی سعی می‌کنند با پرورش نیروهای انسانی و تامین مالی شانس موفقیت استارتاپ‌های مورد حمایت خود را افزایش دهند.

یک محتوای کاربردی: آشنایی با واژه‌های مهم استارتاپی

چرخه فعالیت استارت‌آپ استودیو

یک استارت‌آپ استودیو(Startup Studio) به صورت پیوسته ایده‌های خلاقانه را رصد می‌کند و با ایجاد تیم کاری، تدوین استراتژی و تدوین مالی استارت‌آپ های مختلفی را بوجود می‌آورد و امکان رشد را برای آن‌ها فراهم می‌کند. در زیر چرخه فعالیت در یک استارتاپ استودیو را مشاهده می‌کنید.

چرخه عمر استارت‌آپ استودیو
چرخه عمر استارت‌آپ استودیو

استارتآپ استودیوها شتابدهنده‌هایی هستند که سعی می‌کنند بوسیله ایجاد مستمر کسب وکارهای خلاقانه نیازهای جامعه و مخاطبان را تامین کنند. ایجاد پیاپی استارت‌آپ های جدید در چنین شتابدهنده‌هایی باعث می‌شود تا به آن‌ها کارخانه استارت‌آپ (Startup Factory) نیز گفته شود.

آشنایی با فرآیند پذیرش استارتاپ‌ها در شتابدهنده‌ها

تفاوت استارتاپ استودیو با شتابدهنده‌ها

شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند یک سرمایه‌گذاری بذری در یک استارت‌آپ انجام دهند و آن کسب وکار را به مرحله‌ای برسانند که سرمایه‌گذارن حاضر شوند بودجه مورد نیاز برای ادامه کارشان را فراهم کنند. امّا استارتاپ استودیو بر خلاف شتابدهنده‌ها خدمات کاملی را برای استارت‌آپ های مورد حمایت خود فراهم می‌کند.

بر خلاف شتابدهنده‌ها که خود استارت‌آپ ها باید ایده خود را برای تایید و اجرا به آن‌ها ارائه دهند در یک کارخانه استارت‌آپی به اندازه کافی ایده وجود دارد و تنها نیاز به تیم‌ها و افرادی می‌باشد که به اجرای این ایده‌ها بپردازند.

شتابدهنده ساردینی

استارت‌آپ استودیو سعی می‌کند با شتابدهی ساردینی مجموعه‌ای از کسب وکارها را بوجود آورد تا آن‌ها بتوانند خدمات مورد نیاز یکدیگر را تامین کنند. شتابدهی ساردینی مدلی است که براساس ماهی‌های ساردین ایجاد گردیده است. اینگونه از ماهی‌ها می‌توانند در کنار یکدیگر با بزرگترین دشمنان خود مقابله کنند. کاری که کسب و کارهایی که در درون یک استارتاپ‌استودیو هستند می‌توانند با رقبایشان انجام دهند.

اهداف یک استارت‌آپ فکتوری

  • بهبود کیفیت و عملکرد
  • کاهش هزینه‌ها و افزایش تولید
  • تمرکز بر یک حوزه خاص و تامین تمامی نیازمندی‌ها با کمک استارت‌آپ های وابسته
  • استفاده از ظرفیت تمامی کارآفرینان خلاق
  • تامین زیرساخت لازم برای کسب و کارها و اشتغال‌آفرینی
  • فراهم آوردن امکان اجرا و توسعه ایده‌ها
  • رشد سریع و همه جانبه
  • جلب اعتماد افراد و سازمان‌ها در خصوص کمیّت و کیفیت خدمات
  • امکان مقیاس‌پذیری واجرا طرح‌ها در سطح کشوری وجهانی

اگر قصد راه انداختن یک کسب و کار را دارید حتما این محتوا را بخوانید:
۱۲ نکته مهم در راه‌اندازی یک استارت‌آپ

۱۰ ایده برتر کارآفرینی اینترنتی

در سالیان اخیر اصطلاح استارتاپ را در جامعه زیاد شنیده‌ایم، کسب و کارهای کوچک و چابکی که برپایه خلاقیت و بر بستر اینترنت شکل می‌گیرند را استارتاپ می‌نامند. این گونه کسب و کارها از آنجایی که در فضای مجازی شکل می‌گیرند معمولا هزینه‌های کسب وکارهای سنتی را ندارند. در کارآفرینی اینترنتی برای ماندگاری در بازارهای رقابتی نیاز به خلاقیت زیادی وجود دارد. بسیاری از استارتاپ‌ها از جمله دیجی کالا ، تپسی ، ریحون ، تیزلند ، شنبه ، تخفیفان و … امروزه از مرحله رشد عبور کرده‌اند و ما آنها را به عنوان یک کسب و کار قوی می‌شناسیم.

کارآفرینی اینترنتی چیست؟

کارآفرینی اینترنتی
کارآفرینی اینترنتی

در کارآفرینی اینترنتی با نوآوری و ابتکار و با استفاده از فناوری‌های سطح بالایی که در بستر اینترنت پیاده‌سازی می‌شوند، به حل مشکلاتی که افراد جامعه درگیر آن هستند پرداخته می‌شود. حل این چالش‌ها علاوه بر پاسخگویی به نیاز مشتریان، اهداف در آمدزایی و ایجاد شغل را برای صاحبان ایده تامین می‌کند.

کسب وکارهای اینترنتی به کمک وب‌سایت یا اپلیکیشن‌های موبایلی شکل می‌گیرند. اگر به کارآفرینی اینترنتی و راه‌اندازی یک کسب و کار علاقمندید ولی نمی‌دانید از کجا شروع کنید یا نگران بودجه اولیه آن هستید، باید بگوییم که کسب و کارهای اینترنتی گزینه‌ی خوبی برای شروع هستند. ما در این پست به معرفی گزینه‌هایی برای راه‌اندازی یک استارتاپ نوپا می‌پردازیم. موارد معرفی شده در این پست تنها به عنوان نمونه‌هایی هستند که برای یافتن ایده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

یک محتوای کاربردی دیگر برای شما: ۱۰ گام مهم برای راه‌اندازی یک کسب وکار

مزایای کارآفرینی اینترنتی

راه‌اندازی یک کسب وکار اینترنتی مزایای بی‌شماری را می‌تواند داشته باشد. برخی از این مزایا عبارتند از:

  • نیاز به سرمایه اولیّه کم
  • یادگیری آسان مهارت‌های مورد نیاز(همراه با توسعه کار)
  • دسترسی آسان به بازارهای هدف
  • امکان زیر نظر گرفتن رقبا و بررسی عملکرد آن‌ها
  • برقراری ارتباط موثر با مشتریان و دریافت بازخورد از آن‌ها
  • آنالیزوضعیت کسب وکار با کمک سنجه‌های کلیدی
  • امکان ایجاد مزیت‌های رقابتی به نسبت مشاغل سنتی
  • راه‌اندازی کسب وکاری در مقیاس کشوری/جهانی و به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز کاری
  • عدم نیاز به دفترکار یا تجهیزات خاص در شروع کار
  • امکان نمونه‌سازی و تست محصول قبل از تولید وعرضه گسترده محصولات یا خدمات
  • امکان اجرای نوآوری و بروز خلاقیّت در کار
  • انعطاف پذیری بالا و امکان ایجاد تغییرات سریع

هزینه‌های راه‌اندازی کسب وکارهای اینترنتی به نسبت کم و دامنه‌ی کسب و کارهایی که می‌توانید راه‌اندازی کنید وسیع است. در ادامه ۱۰ ایده برای راه‌اندازی یک استارتاپ مبتنی بر اینترنت را برای علاقمندان معرفی می کنیم.

آیا قصد راه‌انداز یک کسب و کار را دارید؟ با تحقیقات بازاریابی تا چه میزان آشنا هستید؟
تحقیقات بازاریابی ، راهکاری برای بهبود فضای کسب و کار

۱- سایت آموزشی

با رشد اینترنت و گوشی‌های هوشمند امکان آموزش دیدن از راه دور برای اکثر مردم فراهم شده است. برای شروع یک کسب وکار اینترنتی می‌توان با توجه به تخصص ومهارتی که دارید به تولید محتوای آموزشی بپردازید. شما می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی یا وب‌سایت خود به فروش این آموزش‌ها به مخاطبان‌تان بپردازید.

در سالیان اخیر پلتفرم‌های مختلفی برای اشتراک‌گذاری و فروش فایل‌های آموزشی بوجود آمده‌اند. از مهمترین این پلتفرم‌ها می‌توان به فرادرس، فرانش، داناپ، مکتب‌خونه و.. اشاره کرد. همچنین می‌توان از پلتفرم‌هایی برای برگزاری وبینارهای آنلاین استفاده کرد. ایسمینار به عنوان یک نمونه موفق از پلتفرم‌های برگزاری وبینار می‌باشد.

۲- تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی

حرکت کسب وکارها به سمت فضای آنلاین باعث شده است تا آن‌ها نیاز به محتواهای با کیفیت و منحصربفرد برای دیده‌شدن بهتر و حضور فعال در بازارهای رقابتی را داشته باشند. معمولا این کسب وکارها فرصت چندانی برای تولیدمحتوا ندارند بنابراین آن‌ها علاقمند هستند که فرآیند تولید محتوای خود برای وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی یا حتی کمپین‌های تبلیغاتی را به فریلنسرها یا شرکت‌های فعال در این زمینه واگذار کنند.

حضور در فضای آنلاین می‌تواند موقعیت‌های متنوعی را در اختیار یک محتواساز قرار دهد. یکی از این فرصت‌های طلایی همکاری با شرکت‌های دیگر می‌باشد. همکاری در فروش به عنوان یک ایده جذاب برای کسانی می‌باشد که توانایی وبلاگ‌نویسی را دارند. همکاری در فروش معمولا سود بیشتری از تبلیغات را نصیب وبلاگ‌ها می‌کند.

شما توانایی نوشتن دارید و قصد دارید وبلاگنویسی کنید پس خواندن محتوای زیر شاید برای شما مناسب باشد: ۱۲ گام طلایی در تولیدمحتوا برای وبلاگ‌ها

۳- عکاسی و تولید ویدئوهای سرگرم‌کننده در شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های اشتراک ویدئو

با ظهور و بروز بیماری کرونا(کوید۱۹) در جهان و ایران شاهد این هستیم که معضلات اقتصادی بسیاری در جوامع ظهور و بروز پیدا کرده است. در چنین فضای که مردم دچار مشکلات روحی بسیاری شده‌اند، مردم ازدیدن عکس‌های جذاب و تولید ویدئوهای سرگرم‌کننده استقبال زیادی می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام می‌توانند به عنوان یک بستر مناسب برای انتشار این کلیپ‌ها محسوب شود و با جذب فالوئر و تبلیغات برای شما درآمدزایی صورت پذیرد.

۴- تولید یا فروش محصولات به صورت آنلاین

ممکن است شما در فضای فیزیکی به تولید یا عرضه یک محصول خاص بپردازید. این امکان برای شما وجود خواهد داشت که علاوه بر فروشگاه فیزیکی، فروشگاه مجازی خود را نیز راه‌اندازی کنید و محصولات موجود در فروشگاه اصلی خود را به صورت اینترنتی هم بفروشید. هزینه پایین راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی باعث می‌شود تا شاهد افزایش چشمگیر درآمد خود در این حوزه باشید.

۵- کسب درآمد ازطراحی سایت برای دیگران

طراحی سایت

همانطور که در مورد۴ گفتیم کسب وکارهای بسیاری به این واقعیت رسیده‌اند که بخشی از فعالیت‌های تجاری خود را به فضای آنلاین انتقال بدهند. طراحی سایت امروزه کاری مشکل و پیچیده نیست. وجود سیستم‌های مدیریت محتوا نظیر جوملا و وردپرس وافزونه‌های مرتبط با آن‌ها امکان ایجاد سایت یا فروشگاه اینترنتی را به شدت آسان کرده‌اند. امّا با همه این ابزارها، هنوز افرادی هستند که تمایل دارند امور فنّی طراحی سایت خود را به متخصصین بسپارند.

شما می‌توانید با گذراندن دوره‌های کوتاه مدّت آموزشی و کارآموزی به تجربه کافی در این زمینه دست پیدا کنید و برای مشتریان خود به طراحی سایت یا فروشگاه اینترنتی بپردازید.

۶- سئو و دیجیتال مارکتینگ

یک سایت یا فروشگاه اینترنتی زمانی برای مالکان خود ایجاد ارزش می‌کنند که برای موتورهای جستجو بهینه‌سازی شده باشند و ترافیک هدفمند مناسبی را بدست بیاورند. آشنایی با اصول سئو ودیجیتال مارکتینگ می‌تواند به شما کمک کند تا علاوه بر راه‌اندازی کسب وکارشخصی بتوانید برای دیگران نیز پروژه‌هایی را قبول کنید.

سئو چیست؟ چه فاکتورهایی بر روی سئو تاثیرگذار هستند؟

یک دیجیتال‌مارکتر با شناخت خوبی که از بازار بدست می‌آورد می‌تواند به کسب وکارها کمک کند تا با اجرای کمپین‌های تبلیغاتی، سوشال مارکتینگ یا حتی طراحی یک محصول سهم بیشتری را از بازار بدست بیاورند.

۷- طراحی اپلیکیشن‌های موبایلی

امروزه در دست هرکسی می‌توان یک گوشی هوشمند مشاهده کرد. تمامی این گوشی‌ها نیاز به نرم‌افزارهای کاربردی گوناگونی دارند. اگر شما بتوانید دانش برنامه‌نویسی اندروید یا ios را فرا بگیرید می‌توانید به طراحی اپ‌های موبایلی برای خودتان یا شرکت‌های دیگر بپردازید. در برخی مواقع می‌توان با اجرای ایده‌های ساده به درآمدزایی بالایی دست پیدا کرد.

نرم‌افزارهای موبایلی به نسبت سایت یا فروشگاه‌های اینترنتی، موضوعی جدیدی محسوب می‌شود. با تکمیل اطلاعات و فراگیری مهارت در این حوزه می‌توان زمینه‌ساز ایجاد درآمدهای خوبی برای خود یا دیگران شویم.

۸- بازی‌سازی

بازی‌های موبایلی هم مثل نرم‌افزارها از بازار خوبی برخوردار هستند. با آموزش دیدن در زمینه تولید بازی می‌توان به ساخت بازی‌های موبایلی پرداخت و سهم قابل توجهی را از بازار گسترده این محصولات داشت. گسترش تبلیغات درون بازی‌های موبایلی، امکان این ا فراهم آورده است تا فریلنسرها شانس خود را برای تولید بازی‌ افزایش دهند و از درآمد بالایی از تبلیغات برخوردار شوند.

۹- تحلیل اطلاعات

تحلیل اطلاعات

کسب وکارهای مجازی حجم زیادی از مشتریان را دارند، این حجم زیاد از مشتریان ، اطلاعات زیادی را در اختیار صاحبان کسب و کارها می‌گذارد. اگر شما بتوانید در زمینه داده‌کاوی(Data Mining) تخصص پیدا کنید می‌توانید به عنوان کارشناس آنالیز اطلاعات در شرکت‌های بسیاری استخدام شوید یا اینکه با استفاده از داده‌های رایگانی که شرکت‌های مختلف منتشر می‌کنند و تحلیل آن‌ داده‌ها به شناسایی موقعیت‌های بکر در بازار بپردازید و برای خود یا دیگران کارآفرینی اینترنتی جدیدی را بسازید.

۱۰- توجه به تکنولوژی‌های سطح بالا

تکنولوژی‌های سطح بالایی هم‌چون اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، ذخیره‌سازی ابری، واقعیت مجازی و افزوده، فین‌تک و بلاک‌چین، شهر هوشمند، داده‌کاوی، وب‌کاوی، سلامت اکترونیک، گردشگری هوشمند و.. می‌توانند موقعیت‌های جدیدی را پیش‌روی شما بگذارند. شما می‌توانید با رصد این تکنولوژی‌ها و یادگیری مهارت‌های لازم به فرصت‌های ایده‌آلی برای کارآفرینی اینترنت دست پیدا کنید.

توجه داشته باشیم که در کارآفرینی همیشه خلاقیت و نوآوری موجب ایجاد ابتکار می‌شود. پس همیشه باید در کنار کسب مهارت‌های فنی به دنبال تقویت خلاقیت خود باشیم و سعی کنیم با داشتن تفکر انتقادی در انجام امور مختلف نوآوری داشته باشیم.

توضیح: این محتوا در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵ برای اولین بار نوشته شده است و در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۰ مجدد بروزرسانی گردیده است. برای دریافت نسخه قدیمی این محتوا می‌توانید بر روی این لینک کلیک کنید.

اصول مهم در عملیات برندسازی

زمانی که صحبت از یک برند تجاری مشهور می‌شود همه‌ی افراد ناخواسته به یاد درآمد بالای آن برند می‌افتند. مسئله جالب اینجاست که بسیاری از کسب و کارها نیز مدعی می‌شوند که اگر آن‌ها هم می‌خواستند، قطعا می‌توانستند جای آن برند مطرح را بگیرند یا حتی از آن موفق‌تر شوند. آن‌ها در توضیح اینکه چرا نخواسته‌اند که یک برند صاحب‌نام شوند جواب‌های متناقض و نخ‌نمایی را می‌دهند. امّا واقعیت این است که آن‌ها هرگز با عملیات برندسازی و اصول و قواعد آن آشنا نبوده‌اند.

آشنایی با عملیات برندسازی
آشنایی با عملیات برندسازی

توجه به اصول برندینگ می‌تواند هر کسب و کاری را در مسیر موفقیّت قرار دهد، مخصوصا در استارت‌آپ های نوپا برند شدن می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور مهم عمل نماید. در این پست قصد داریم تا درباره عملیات‌های مهم در برندسازی صحبت کنیم و بررسی کنیم که چرا بسیاری از بیزینس‌ها نمی‌توانند یکّه‌تاز بازار خود شوند.

یک محتوای کاربردی دیگر: تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

برند چیست؟

برند یک نام یا نشان یا مولفه‌ای است معرف یک شرکت یا محصول است و در ذهن مخاطب دارای روایتی منحصربفرد می‌باشد. عملیات برندسازی وظیفه دارد تا تمایزهای بین یک شرکت یا محصول را با سایر رقبا نشان دهد. یک برند در ذهن مشتری شکل می‌گیرد امّا می‌توان با کنترل عوامل مختلف، نقش مثبتی را در ذهن مشتریان حک کرد. از ابزارهای زیر می‌توان برای ایجاد یک برند تاثیرگذار استفاده کرد:

  • تبلیغات
  • روابط عمومی
  • واحدهای فروش
  • بازاریابی
  • بسته‌بندی و طراحی خاص
  • حضور در رویدادها و معرفی محصولات یا خدمات توسط اینفلوئنسرها
  • ارتباط تاثیرگذار با مشتریان و ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان
  • و..

برندسازی و قانون اعداد بزرگ

برندسازی و قانون اعداد بزرگ
برندسازی و قانون اعداد بزرگ

شاید این سئوال در ذهن شما بوجود بیاید که چرا برندسازی تا این حد برای کسب و کارها اهمیّت دارد. کسب و کارهای امروزی می‌توانند با کمک اعداد بزرگ سحرآمیز شوند. با توسعه رسانه‌های دیجیتال، اعداد بزرگ توانسته‌اند نقش پررنگی را در تجاری‌سازی فعالیت‌های بیزینسی پیدا کنند. توجه به آمار زیر می‌تواند تا حدودی اهمیت رسانه‌ها و اعداد بزرگ در آن‌ها را نشان بدهد:

  • گوگل: یک میلیارد جستجو در هر ثانیه
  • ایمیل: ارسال ۸ میلیارد ایمیل در روز
  • اینترنت: دسترسی بیش از ۴ میلیارد نفر به اینترنت پرسرعت
  • شبکه‌های اجتماعی: بیش از ۳٫۵ میلیارد عضو
  • توئیتر: ۳۰۰ میلیون توئیت در هر روز
  • پخش ویدئو آنلاین: تماشای ۱۲٫۲ میلیارد ویدئو در ماه
  • و..

اعداد فوق تنها نمونه‌های محدودی از شگفتی‌های فضای مجازی هستند. این اعداد بزرگ می‌توانند نتایج بزرگی را با خود به همراه بیاورند. به عنوان مثال فرض کنید اگر یک فروشگاه اینترنتی در روز تنها ۱ میلیون نفر بازدید داشته باشد و تنها یک هزارم(۰٫۰۰۱) آن‌ها تبدیل به خریدار شوند، این فروشگاه اینترنتی می‌تواند ۱۰۰۰ مورد فروش روزانه را تجربه کند. اگر هر فروش بطور میانگین ۵۰۰۰۰ تومان سود داشته باشد، این فروشگاه روزانه بیش از ۵۰ میلیون تومان سود نصیب مدیران خود خواهد کرد.

اگر شما هم به فکر راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید باید یک رسانه اختصاصی برای خود داشته باشید. محتوای زیر می‌تواند به شما دیدگاهی سازنده در این زمینه بدهد:
نقش رسانه در کسب و کارهای امروزی

چرا برندینگ مهم است؟

در هر بازاری، برندهای پیشرو سودآوری زیادی دارند زیرا آن‌ها می‌توانند مشتریان زیادی را به سمت خود جلب کنند. توجه به عملیات برندسازی می‌تواند شانس بسیاری را برای یک فعالیت تجاری بوجود آورد. امّا سئوال اساسی این است که چرا کسب و کارهای زیادی، شانس بِرند شدن و کسب درآمد میلیونی را ندارند و چرا قانون اعداد بزرگ نمی‌تواند برای همه کارگشا باشد.

ترس بزرگترین چالش در عملیات برندسازی

شجاعت در کسب و کار

همانطور که در بالا گفتیم اعداد بزرگ می‌توانند نتایج شگفت‌انگیزی را برای کسب و کارها بوجود آورند. امّا واقعیت این است که همه نمی‌توانند صاحب این اعداد بزرگ بزرگ شوند یا اینکه اگر هم صاحب این اعداد شوند نمی‌توانند از آن‌ها در کسب و کار خود استفاده کنند.

تنها کسب و کارهای معدودی هستند که می‌توانند از اعداد بزرگ استفاده لازم را ببرند زیرا آن‌ها به درجه بالایی از شجاعت و ریسک‌پذیری ریسده‌اند و ترس خود را کنار گذاشته‌اند. ترس مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای امروزی می‌باشد. باید بدانیم که برنینگ برپایه جلب توجهات عمل می‌کند. بنابراین هرچه ما ترسوتر باشیم، ریسک کمتری می‌کنیم. این خطرپذیری کم، باعث کاهش توجهات به کسب و کار ما خواهد شد.

انتقاد ناپذیری، ترس به همراه می‌آورد

دلیل اصلی ترسیدن این است که کسب وکارها معمولا از انتقادات، هراسان هستند و سعی می‌کنند به شیوه‌های مختلفی از تیرهای انتقادی دیگران به دور بمانند. در هر کسب‌وکاری می‌توان یکی از دو استراتژی زیر را در پیش گرفت:

  1. نامرئی و ناشناس بمانیم و از انتقادات به دور باشیم.
  2. بزرگ و منحصربفرد باشیم و خود را در معرض قضاوت شدن قرار دهیم. انتقادات را بشنویم و با بهبود مستمر خود، مسیر رشد و تعالی را دنبال کنیم.

باید توجه داشته باشیم که برای رشد و برجسته‌شدن در حوزه کاری خود نیازمند انتقادات هستیم. انتقادات نشان‌دهنده نقاط ضعف و قوت هر برندی می‌باشد و این نقدها هستند که می‌تواند جلوی لغزش‌های بزرگ را از کسب و کارها بگیرند.

یک برند به تنهایی نمی‌تواند درک کند که چگونه می‌تواند موفق شود. راهنمایی‌هایی که مشتریان، شرکا، کارمندان و حتی رقبای تجاری به یک سازمان می‌نمایند بهترین شانس‌ها را برای برندینگ و موفقیت می‌دهند. فراموش نکنیم که هیچ برندی در یک شب بوجود نخواهد آمد. این نظرات جمعی و حتی انتقادات تخریبی هستند که برند را در گذر زمان صیقل خواهند داد و آن را به بهترین شکل خواهند ساخت.

۵ نکته مهم در عملیات برندسازی

برند خودتان را بسازید

برای اینکه بتوانیم یک برند موفق را بوجود بیاوریم، ضروری است تا به نکات زیر توجه داشته باشیم:

۱- تحقیقات بازار

قبل از اینکه به سراغ برندسازی و تبلیغات گسترده برویم باید ابتدا بازار و پرسونای مشتریان خود را بشناسیم. تحقیقات بازار(Market Research) که زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) می‌باشد می‌تواند اطلاعات خوبی را به ما بدهد و در تدوین استراتژی‌های کسب وکاری ما تاثیر بگذارد.

۲- ارتباطات و تعامل با مشتریان

موضوعی که در برندسازی باید مدنظر قرار گیرد، داشتن ارتباطات موثر با مشتریان فعلی یا مشتریان بالقوه می‌باشد. راه‌اندازی واحد روابط عمومی در هر کسب وکاری می‌تواند زمینه‌ساز خوبی برای عملیات برندسازی باشد. پاسخگویی همیشگی به مخاطب موضوعی است که باید همیشه مدنظر یک برند تجاری باشد.

۳- ارائه مزیت رقابتی

هر برندی باید براساس یک ارزش رقابتی شکل بگیرد. این ارزش باید برتری آن کسب وکار را نسبت به سایر رقبا نشان بدهد. این مزیت رقابتی باید در نام برند و حتی شعارهای تبلیغاتی نمود پیدا کند.

۴- استراتژی برند

بسیار حائز اهمیت است که در فعالیت‌های تجاری یک چارچوب و اصول خاص را دنبال کنیم. هر برندی شامل اهدافی تجاری یا غیرتجاری می‌شود. اینکه بدانیم از چه طریقی، با کمک چه ابزاری و به چه شیوه‌ای باید به این اهداف برسیم بسیار مهم است. به همین دلیل داشتن سند استراتژی‌های کلان برای هر برندی الزامی است.

یک محتوای تکمیلی: آشنایی با مفهوم و کاربرد استراتژی

۵- هویت و جایگاه برند

هر سازمانی یک احساس نسبت به خود ایجاد می‌کند که این حس هویت برند را تشکیل می‌دهد. هویت برند بر روی جایگاه برند در بازار و بین رقبا تاثیر می‌گذارد. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در شکل‌گیری هویت برند دارد. پس زمانی که می‌خواهیم عملیات برندسازی را شروع کنیم باید به ساختار و فرهنگ سازمانی توجه کافی را داشته باشیم.

انواع مدل‌های برندسازی

عناصر مهم در برندسازی
عناصر مهم در برندسازی

در شکل بالا عناصر مهم در برندسازی را مشاهده می‌کنید. یک سازمان با توجه به شرایط خود ممکن است انواع مختلفی از برندسازی را تجربه کند. مهمترین مدل‌های برندسازی برای یک کسب و کار شامل موارد زیر می‌شوند:

۱- برندینگ اسمی(Name Brand Recognition)

در این نوع از برندسازی، سازمان سعی می‌کند تا نام خود را در بازار و در بین رقبا مطرح کند. یکی از اصول مهم در این برندسازی این است که رنگ سازمان، نام و لوگوی شرکت در اذهان مخاطبان نقش ببندد. تبلیغات و اقناع مخاطبان در پذیرش این نوع از برندینگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

۲- برندینگ منفرد(Individual Branding)

برندینگ محصول

در بعضی از شرایط یک شرکت تصمیم می‌گیرد علاوه بر برند سازمانی، یک محصول را هم برند نماید. به همین دلیل از برندینگ منفرد برای معرفی یک محصول خاص به عموم مخاطبان استفاده می‌کند. برند شدن یک محصول می‌تواند باعث ارتقاء جایگاه برند اصلی و فروش سایر محصولات آن برند شود.

۳- برندینگ نگرشی(Attitude Branding)

نگرش افراد نسبت به یک برند یا یک محصول بسیار مهم است. در برخی از مواقع لازم است تا نام یک برند با یک ویژگی خاص عجین شود. مثلا برند دوستدار طبیعت یا برند حامی ورزشکاران.

۴- برندینگ بدون برند(No-Brand Branding)

برخی از اوقات نیاز است تا محصولات یا خدماتی بدون توجه به برند عرضه شود. این محصولات که عموما حفظ سادگی در آن‌ها اهمیت بیشتری از برندسازی دارد.

۵- توسعه برند(Brand Extension)

توسعه برند
توسعه برند

یک برند ممکن است نیاز به توسعه پیدا کند. در بازارهای بین المللی یا بازارهای جدید نیاز است تا برند مجدد عملیات برندسازی را پیاده نماید.

۶- برندینگ از طریق جمع‌سپاری(Crowd Sourcing)

در این روش از مشتریان برای توسعه یک برند استفاده می‌شود. به جای اینکه هزینه‌های سنگین تبلیغاتی صورت پذیرد، سعی می‌شود با مشارکت دادن مشتریان وفادار، عملیات برندسازی توسط آن‌ها شکل بگیرد. این شیوه برندینگ شباهت زیاد با روش بازاریابی دهان به دهان دارد.

۷- برندینگ مشارکتی(Co-Branding)

برخی از اوقات دو یا چند برند با یکدیگر همکاری می‌کنند تا یک مفهوم خاص را در جامعه نهادینه کنند. این نوع از برندینگ می‌تواند هم اهداف تجاری را در برگیرد و هم به جهت اطلاع‌رسانی یا فرهنگ‌سازی مورد استفاده قرار گیرد.

۸- برندینگ شخصی(Personal Branding)

در این نوع از برندسازی سعی می‌شود تا با استفاده از اعتبار اشخاص، به تحقق اهداف سازمانی پرداخته شود. می‌توان از اعتبار مدیرعامل یا اعضای هئیت مدیره برای معرفی یک محصول یا خدمت جدید استفاده کرد. اینفلوئنسرمارکتینگ نیز براساس برندینگ شخصی افراد مطرح در حوزه‌های مختلف شکل می‌گیرد.

آشنایی با ۱۰ قانون طلایی در پرسونال برندینگ یا همان برندسازی شخصی

و در پایان..

هر برندی باید تلاش کند تا برای خود یک قبیله بسازد. قبیله‌ای که در شرایط سخت حامی و پشتیبان او باشند. برندهای موفق سعی می‌کنند با ایجاد شبکه‌ای از مشتریان خود، هسته اصلی بازاریابی را شکل دهند. جامعه‌ای که برندها برای خود بوجود می‌آورند به عنوان یک بلندگویی رسا و واحد، صدای برند را به گوش همه خواهد رساند. هرچه این جامعه قوی‌تر باشد شانس بیشتری برای دیده شدن و موفقیت برند بوجود خواهد آمد. پس هر برندی باید رشد خود را در پیشرفت و ارتقاء جایگاه مشتریان خود ببیند.

۱۰ گام مهم برای راه اندازی یک کسب وکار

کارآفرینی یک هنر است، هنری که ذاتی نیست ومی‌توان آن را اکتساب کرد. برای راه اندازی یک کسب وکار متفاوت، باید با اصول کارآفرینی به خوبی آشنا شویم. امروزه کسب و کارهایی موفق می‌شوند که مبتنی بر نوآوری باشند. امّا برای نوآوری در بیزینس نیاز است تا بتوانیم به ۶ سئوال زیر پاسخ بدهیم.

یک پست ضروری که بهتر است حتما آن را بخوانید:
آشنایی با مهارت ها و قوانین کسب و کار

۶ سئوال کلیدی در طراحی کسب‌وکارها

6 سئوال کلیدی در کسب و کارها
۶ سئوال کلیدی در کسب و کارها
  1. مشتریان ما چه کسانی هستند؟ شناخت بازار، انتخاب بازار هدف، محاسبه اندازه بازار و شناسایی مشتریان آینده
  2. چه کارهایی می‌توانیم برای مشتریان خود انجام دهیم؟ چرخه حیات محصول، تعیین کمیِت ارزش پیشنهادی و..
  3. مشتریان ما چگونه محصولات ما را خواهند یافت؟ تعیین فرآیندهای جذب مشتری، تعیین فرآیند فروش و شناخت نحوه اخذ تصمیم توسط مشتری
  4. چگونه از محصولات خود درآمد کسب کنیم؟ طراحی مدل کسب و کار، تعیین چارچوب‌های قیمت‌گذاری و..
  5. چگونه محصولات را طراحی و بسازیم؟ شناسایی فرضیات کلیدی و ساخت کمینه محصول(MVP)
  6. چگونه وضعیت کسب و کار خود را بسنجیم؟ محاسبه اندازه بازار، تعیین روند توسعه محصول و شناسایی سنجه‌های کلیدی کسب و کارمان

در ادامه به ۱۰ گام مهم برای راه‌اندازی یک کسب و کار نوپا براساس کتاب بیل‌اولت خواهیم پرداخت، پس با ما همراه باشید.

معرفی ۱۰ گام مهم برای شروع یک کسب و کار

10 گام مهم در راه اندازی یک کسب و کار
۱۰ گام مهم در راه اندازی یک کسب و کار

۱- تقسیم‌بندی بازار

برای اینکه صاحب یک کسب و کار شویم باید دارای مشتری یا مشتریانی باشیم که حاضر باشند بابت محصولات یا خدمات ما پولی بپردازند. اگر ما نمی‌توانیم مشتری خود را بیابیم نشان می‌دهد که ما نتوانسته‌ایم بازار هدف خود را به درستی شناسایی کنیم. تمرکز بر نیازهای جدید یا بازارهای جدید می‌تواند ما را در طراحی محصولات یا خدمات کاربردی کمک نماید.

چگونه بازارهای جدید را شناسایی کنیم؟

برای شناخت مارکت‌های جدید می‌توانیم مراحل زیر را دنبال کنیم:

  • طوفان فکری: در نظر گرفتن همه بازارهای هدف حتی ایده‌های مضحّک
  • محدودسازی: باید بازارهایی که در مرحله قبل شناسایی شده‌اند را محدود کنیم.
  • تحقیقات بازار: با تحقیق از بازارهای شناسایی شده، بهترین بازارها را برای ارائه محصولات یا خدمات خود انتخاب کنیم.

داشتن بازار به معنای این است که ما می‌توانیم فرآیندهای بازاریابی خود را شروع کنیم. بسیاری از کسب و کارها نوپا به این علّت شکست می‌خورند که بازاری برای محصولات/خدمات خود نمی‌توانند پیدا کنند.

اگر شما می‌خواهید یک استارتاپ راه بیندازید حتما این پست را بخوانید:
۱۲ نکته ضروری در راه‌اندازی یک استارتاپ

۲- انتخاب بازارهای هدف

تمرکز(Focus) در کسب وکارهای نوپا اهمیت بسیاری دارد. ممکن است ما چند بازار را شناسایی کرده باشیم. امّا برای موفقیت باید فقط بر روی یک بازار تمرکز کرد. شروع فعالیت در یک بازار باعث خواهد شد تا موقعیت‌های جدیدی برای ما بوجود آید و بتوانیم به گذشت زمان فعالیّت خود را گسترش داده و به بازارهای دیگر نفوذ پیدا کنیم.

۳- شناخت مشتریان نهایی

مشتری یابی
مشتری یابی

حضور فعالانه در بازارها بسیار مهم است ولی مهمتر از آن شناسایی مشتریانی می‌باشد که به محصولات ما نیازمند هستند. معمولا در شرکت‌های نوپا، سرمایه چندانی برای بازاریابی و فعالیّت‌های تبلیغاتی وجود ندارد. به همین دلیل شناخت مشتری نهایی بسیار مهم است. شناسایی درست مشتریان باعث می‌شود تا توان تیم‌های بازاریابی هدر نرود و هدفمندتر بر روی مشتریان واقعی تمرکز کنند.

۴- محاسبه اندازه بازار و چرخه حیات

چرخه حیات یک محصول
چرخه حیات یک محصول

بسیاری از استارت‌آپ ها در شناخت اندازه بازار خود دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها گمان می‌کنند که خدمات آن‌ها مورد نیاز همه‌ی بازارها یا افراد خواهد بود. در حالیکه بازار به مقدار محدودی از محصولات و خدمات آن‌ها نیازمند است. عدم جذب مشتری جدید یا بی‌علاقگی مشتریان سابق به کالاهای ایجاد شده باعث رکود در فعالیت کسب و کاری چنین بنگاه‌های جوانی خواهد شد. هر محصولی دارای یک چرخه حیات است. شناخت چرخه حیات محصولات می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا دچار بحران کمبود مشتری و بازار عرضه نشوند.

شاید خواندن این پست هم برای شما جذاب باشد:
۱۰ ایده برتر برای کارآفرینی اینترنتی

۵- ارزش پیشنهادی

بازارهای امروزی به شدت رقابت‌محور هستند. وقتی که محصول جدیدی ارائه می‌شود معمولا رقبا بیکار نخواهند نشست و به شبیه‌سازی خدمات یا محصولات پرطرفدار در بازار خواهند پرداخت. اینکه بتوانیم ارزش پیشنهادی را بوجود بیاوریم که به راحتی قابل کپی‌شدن نباشد بسیار مهم است. ارزش پیشنهادی می‌تواند موجب موفقیت یک کسب و کار در بازارهای رقابتی شود.

۶- شناخت مشتریان بعدی

مشتریان آینده ما چه کسانی هستند؟
مشتریان آینده ما چه کسانی هستند؟

وجود مشتری نیاز هر کسب و کار نوپایی می‌باشد. کسب و کارهاها حتی اگر در وضعیت رشد هم باشند باید به دنبال مشتریابی باشند. یافتن شیوه‌هایی برای جذب مخاطب و تبدیل آن به مشتریان وفادار یکی از ضروری‌ترین فعالیت‌ها در کسب و کارهای امروزی می‌باشد.

۷- تعیین ویژگی محوری کسب و کار

هر بیزینسی برای خودش دارای یک ویژگی انحصاری می‌باشد.در راه اندازی یک کسب وکار باید به این خصوصیات توجه کرد زیرا معمولا این ویژگی‌ها جزء مهمترین خصوصیات برند شما در آینده خواهند شد. برخی از ویژگی‌های کلیدی عبارتند از:

  • اثر شبکه‌ایی(توانایی جذب تعداد زیادی از مشتریان وفادار)
  • ارائه خدمات برتر به مشتریان(توانایی جذب رضایت حداکثری مشتریان)
  • کمترین هزینه یا قیمت برای خدمات یا محصولات
  • نوآوری در خدمات
  • بهبود تجربه مشتریان
  • ارائه خدمات سفارشی و منحصربفرد

اگر شما یک استارت‌آپ هستید، بهتر است با فرآیند پذیرش استارت‌آپ ها در شتابدهنده‌ها آشنا شوید.

۸- طراحی مدل کسب و کار

بسیاری از کسب و کارهای نوپا براساس فناوری‌های سطح بالا شکل می‌گیرند. آن‌ها خدمات یا محصولات بسیار عالی تولید می‌کنند امّا ایده مناسبی برای درآمدزایی از بیزینس خود ندارند. به همین دلیل آن‌ها نمی‌توانند قیمت‌گذاری مناسبی را برای فعالیت‌های خود تعیین کنند. مهمترین مدل‌های کسب و کاری عبارتند از:

  1. واسطه‌گری(Brokerage)
  2. بازارگاه(Market Place)
  3. ثبت نام یا دریافت حق عضویت(Subscription)
  4. سفارشی‌سازی(Customized Every Things)
  5. به محض نیاز(On-Demand)
  6. فروش مستقیم یا واسطه‌زدایی
  7. مدل دسترسی اندک یا فری‌میوم(Freemium)
  8. تبلیغات
  9. همکاری در فروش(Affiliate)
  10. تامین جمعی(Crowd Sourcing)
  11. تقسیم‌بندی یا فروش قسمت شده(Fractionalization)
  12. اعطای امتیاز(Franchise)
  13. مدل اجاره‌ای یا لیزینگ(Leasing)
  14. مدل ریش‌تراش(عرضه رایگان یک بخش مثل دسته تیغ و دریافت پول بابت تیغ)
  15. مدل پرداخت به اندازه مصرف(Pay-as-you-go)

بوم کسب و کار چیست و چه کاربردی دارد؟

۹- طراحی فرآیند فروش

بسیاری از مشاغل علاوه بر داشتن محصول مناسب، تبلیغات و بازاریابی، خدمات پس از فروش و قیمت مناسب نمی‌توانند فروش خوبی داشته باشند. باید توجه داشته باشیم که بازاریابی و تبلیغات مقوله‌ای جدا از فروش می‌باشد. به همین دلیل باید برای فروش محصولات واحد مجزا و فرآیندهای مشخصی را در نظر بگیریم.

۱۰- طراحی حداقل محصول پذیرفتنی(MVP)

حداقل محصول پذیرفتنی
چرخه بهبود در حداقل محصول پذیرفتنی

درراه اندازی یک کسب وکار لازم است تا قبل از عرضه عمومی یک محصول یا خدمت به بازار یک نمونه اولیه از آن ایجاد شود. حداقل محصول پذیرفتنی(Minimum Viable Product) باید مدنظر طراحان محصول یا خدمت در یک کسب و کار باشد. MVP می‌تواند به خوبی شرایط بازار، اندازه آن و عکس‌العمل مشتریان احتمالی را نشان دهد.

معمولا استارت‌آپ های بسیاری وارد بازار می‌شوند در حالی‌که خودشان ذهنیّت مشخصی از محصولات(خدمات) خود ندارند. MVP به راحتی به استارت‌آپ های نوپا نشان می‌دهد که چگونه باید عمل کنند و جلوی هزینه‌های بی‌دلیل و شکست‌های احتمالی را بگیرند.

نقش شبکه سازی در رشد فردی

ایجاد شبکه‌ایی از همکاران یا دوستان می‌تواند در رشد فردی یا بیزینسی ما نقش موثری داشته باشد. انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و همیشه به دنبال این هستند تا اجتماعاتی را با دیگر هم‌نوعان خود بوجود آورند. از دیگرسو کسب و کارهای امروزی نیز مهارت‌محور هستند و برای موفقیت در کارها نیاز است تا شبکه‌ایی از افراد توانا را در کنار خود داشته باشیم. همین موضوع اهمیت شبکه سازی در کسب و کارها را به خوبی نمایش می‌دهد.

شبکه سازی (Business Networking) چیست؟

آشنایی با اصول شبکه سازی
آشنایی با اصول شبکه سازی

ما برای این که بتوانیم با دیگران تعامل بهتری داشته باشیم و بتوانیم اطلاعات مختلفی را از آن‌ها بگیریم یا به آن‌ها انتقال دهیم، نیاز به شبکه‌ایی از روابط انسانی داریم. هدف از این شبکه سازی، استفاده از توانایی‌ها و ظرفیت‌های افراد یا سازمان‌‌های مختلف در راستای اهداف شخصی یا سازمانی ما می‌باشد.

چگونگی عملکرد یک شبکه بر روی کسب و کار ما

یک شبکه، ارتباطی دو یا چند طرفه را بوجود می‌آورد که تمامی افراد حاضر در آن به اشکال مختلفی از آن منتفع خواهند شد. به عنوان مثال فرض کنید که قصد داریم یک فروشگاه اینترنتی در زمینه جواهرات قیمتی راه‌اندازی کنیم. فرض کنید که ما از قبل شبکه‌ای ازبرنامه‌نویسان و طراحان سایت را تشکیل داده‌ باشیم. بنابراین با کمترین دغدغه و با اطمینان خاطر می‌توانیم پروژه طراحی فروشگاه اینترنتی خود را به تعدادی از آنان بسپاریم.

شبکه برنامه‌نویسانی که ما تشکیل داده بودیم هم برای ما منفعت دارد(واگذاری کار طراحی فروشگاه اینترنتی با هزینه‌ای نسبتا مناسب و اطمینان بالا از کیفیت طراحی) و هم برای برنامه‌نویسان ایده‌آل خواهد بود(دریافت یک پروژه جدید با اطمینان کامل از دریافت دستمزد).

ارزش‌آفرینی بیزینس نتورکینگ

شبکه‌سازی در واقع یک فعالیت تجاری-اجتماعی می‌باشد که در طی آن افراد با ظرفیت‌های یکدیگر آشنا می‌شوند و از نیازهای دیگران اطلاع می‌یابند. البته باید توجه داشت که ممکن است شبکه‌ایی که ایجاد می‌شود در حال حاضر به کار ما نیاید، امّا قطعا در آینده این ارتباطات می‌تواند یک نقطه اتکّا برای ما باشد.

آشنایی با مزایای شبکه‌سازی

ایجاد شبکه‌های کاری می‌تواند به رشد سریع‌تر یک کسب و کار کمک کند. مهمترین مزایایی که از شبکه‌سازی می‌توانیم بدست آوریم عبارتند از:

  1. کاهش هزینه‌های بازاریابی و تبلیغات
  2. آسان‌تر شدن برندینگ و معرفی محصولات جدید
  3. استفاده از توانایی ومهارت‌های اعضای شبکه
  4. کسب دانش و یادگیری بهتر موضوعات جدید با اشتراک‌گذاری منابع یا تجربیات توسط اعضای شبکه
  5. امکان حل مسائل پیچیده و تشریک مساعی
  6. اعتمادسازی وتوسعه پرسونال برندینگ در شبکه
  7. حل مشکلات صنفی و یافتن راهکارهایی برای حمایت‌های حقوقی از تمامی اعضا
  8. و..
نقش انگیزه در موفقیت فردی و تیمی

معرفی آسانسوری یا فست نتورکینگ

هر انسانی باید توانایی معرفی یا اصطلاحا پرزنت خود به دیگران را داشته باشد. ممکن است شما در یک جمع حاضر شوید، باید بتوانید در یک تایم کوتاه(مثلا ۱ یا ۲ دقیقه) خودتان و توانایی‌هایتان را به دیگران ارائه کنید. در معرفی آسانسوری یا Fast Networking باید از کلیدواژه‌های مهم و تاثیرگذار استفاده کرد تا بتوان شبکه‌ی هدف را سریع‌تر جمع‌آوری کرد.

فست نتورکینگ می‌تواند باعث ارتقاء پرسونال برندینگ شود. در هنگام حضور در همایش‌ها و سمینارها، کارت ویزیت و شماره خود را به دیگران بدهید تا آن‌ها بتوانند در صورت نیاز به شما دسترسی پیدا کنند.

استراتژی گسترش شبکه

شبکه‌سازی موضوعی مهم و حیاتی در کسب و کارهای امروزی محسوب می‌شود. امّا باید توجه داشت که در شبکه سازی هم باید استراتژی داشت و با یک برنامه‌ریزی اصولی اقدام به گسترش شبکه کرد. جذب افراد به شبکه بسیار مهم است امّا حفظ و نگهداری این افراد درشبکه امری حیاتی محسوب می‌شود.

باید با اجرای برنامه‌های مختلف، افراد حاضر در شبکه را همیشه فعال(Active) نگه داریم و سعی کنیم آن‌ها را در موضوعات و مسائل مختلف مشارکت دهیم تا بتوانیم از توان و مهارت‌های آنان برای پیش‌برد اهداف خود استفاده کنیم.

معمولا کسانی‌ که در شبکه‌سازی دارای تبحّر کافی هستند سعی می‌کنند با برگزاری دورهمی‌های هفتگی یا ماهیانه، افراد را دور هم جمع کنند و با درگیرکردن اعضا با یکدیگر نرخ تعامل و کیفیت روابط بین آن‌ها را افزایش دهند.

آشنایی با دورهمی‌های شبکه سازی در مشهد

شبکه سازی یا شبکه‌های اجتماعی

در گذشته ارتباطات معمولا در محیط‌های فیزیکی شکل می‌گرفت. افراد با شناختی که از هم داشتند با یکدیگر همکاری می‌کردند. امّا با توسعه فضای مجازی، نوع جدیدی از تعاملات بین افراد شکل گرفت.

نقش شبکه های اجتماعی بر روی نتورکینگ
نقش شبکه های اجتماعی بر روی نتورکینگ

هم‌اکنون ارتباطات بر بستر شبکه‌های اجتماعی شکل می‌گیرند. لینکدین به عنوان بستری برای کاریابی و ارتقاء شغلی محسوب می‌شود. اینستاگرام ابزاری برای نشان دادن سبک زندگی و برندینگ شخصی(یا سازمانی) می باشد. توئیتر هم مکانی برای بیان نظرات سیاسی یا اقتصادی می‌باشد.

شبکه‌های اجتماعی توانسته‌اند به خوبی بسترهایی را برای ایجاد شبکه‌های انسانی بوجود آورند. نقطه‌ی اشتراک شبکه سازی و شبکه‌های اجتماعی این است که در هردو می‌توانیم حمایت اجتماعی(Social Support) را بدست آوریم. حمایت اجتماعی یک ابزار کاربردی در توسعه روابط فردی، اجتماعی و حتی کسب و کاری می‌باشد.

لطفا هرچه سریعتر شبکه خود را بسازید!!!

نتورکینگ باعث کاهش برخوردهای درون سازمانی (یا درون تیمی) می‌شود و یک مزیت رقابتی مهم برای کسب و کارهای در حال رشد ایجاد می‌کند. با کمک شبکه‌سازی و ارتباطات موثر می‌توان مسیر موفقیت قردی یا سازمانی را سریع‌تر طی کرد.

مبالغه نیست اگر نتورکینگ را نوعی کاتالیزور کسب و کاری بدانیم که مسیرهای سخت و طولانی را برای ما کوتاه و دلنشین‌تر خواهد کرد.

اخلاق حرفه ای در کسب و کار

انسان‌ها در شرایط مختلف از خود رفتارهای گوناگونی را بروز می‌دهند. در طول تاریخ، بشریت به دنبال تسلط بر محیط اطراف خود بوده و همیشه تلاش کرده است تا زندگی همراه با آرامش و رفاه را برای خود و اطرافیانش فراهم بیاورد. انسان‌ها برای کنترل رفتارهای خود نیاز به اخلاقیّات دارند. اخلاق حرفه ای در کسب وکار همان کنترل‌کننده رفتارهای انسان در حوزه شغلی می‌باشد.

اخلاق حرفه ای در کسب و کارها
اخلاق حرفه ای در کسب و کارها

انسان بدون اخلاق، شبیه اتومبیل بدون ترمز یا اسلحه بدون ضامن می‌باشد. علم و اخلاق دو حوزه‌ای هستند که همواره با یکدیگر در رقابت بوده‌اند(مخصوصا در حوزه کسب و کار و کسب درآمد). شاید یک رفتار از لحاظ علمی قابل قبول باشد امّا از لحاظ اخلاقی جای بحث بسیاری دارد.

شاید خواندن این مطلب هم برای شما جذاب باشد: چگونگی راه اندازی یک کسب و کار مجازی

اخلاق حرفه ای چیست؟

اخلاق حرفه ای
اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه‌ای(Professional Ethics) یکی از موضوعاتی است که در حوزه اخلاق بررسی می‌شود و در آن سعی می‌شود برای مباحث اخلاقی مطرح در حرفه‌های گوناگون راهکاری ارائه شود. اخلاق حرفه‌ایی مسئولیت‌های یک فرد را در یک حرفه یا شغل مورد بررسی قرار می‌دهد و سعی می‌کند فرد را برای تحقق رفتارهای خاص هدایت کند.

اهداف اخلاق حرفه ای در کسب و کارها عبارتند از:

  1. جلوگیری از آسیب به دیگران
  2. حداکثر شدن مهربانی و عطوفت بین انسان‌ها
  3. افزایش احترام به دیگران
  4. رعایت آزادی فردی یا گروهی
  5. رعایت عدالت و حقوق فردی و اجتماعی
  6. احترام به قوانین و دستورالعمل‌ها
  7. پیروی از مظاهر اخلاقی مانند صداقت، درستکاری و..
  8. پرهیز از خشونت و تضییع حقوق ضعیفان
  9. یاری رساندن به نیازمندان و مظلومان
  10. افزایش مشارکت و دلبستگی به کار
  11. افزایش شانس موفقیت در کسب و کارها و گسترش تجارت
  12. و..

شانس یا مهارت در کسب وکار، کدامیک؟

انواع اخلاق

انواع اخلاق
انواع اخلاق

قبل از آن که به موضوع اخلاق حرفه‌ای در کسب و کارها بپردازیم، بهتر آن است که با انواع اخلاق آشنا شویم.

۱- اخلاق نظری

این نوع از اخلاق به مفاهیم کلی و قضاوت‌های اخلاقی می‌پردازد و در واقع به چیستی و چرایی مسائل ارتباط دارد و سعی می‌کند اصول اخلاقی را تعریف کند.

۲- اخلاق هنجاری

این بخش از اخلاق، انتخاب صحیح از میان «خوب و بد» و «درست و نادرست» را براساس قواعد اخلاقی مطرح می‌کند.

۳- اخلاق کاربردی

این بخش از اخلاق سعی دارد تا با توجه به اخلاق نظری و اخلاق هنجاری و قواعد کلی نظیر حقوق بشر، عدالت اجتماعی و برابری نژادی تعدادی ضابطه برای مدیریت امور ارائه دهد.

تفاوت اخلاق با حقوق یا قانون

رهنمودها و توصیه‌های اخلاقی با ضوابط وقوانین حقوقی متفاوت است. رهنمودهای اخلاقی را معمولا سازمان‌های علمی و بر مبنای رفتارهای مثبت انسانی تدوین می‌کنند ولی قوانین حقوقی معمولا توسط دولت‌ها یا سایر نهادهای قانون‌گذار تدوین می‌شوند.

در هر حرفه‌ای شاهد رهنمودهای اخلاقی و حقوقی(و حتی فقهی) می‌باشیم که معمولا این رهنمودها در قالب استانداردهای خاصی تدوین و برای اجرا به سایرین ابلاغ می‌شوند. تفاوت‌های اخلاق و قانون عبارتند از:

  • اخلاق از قانون کلی‌تر است.
  • اخلاق جنبه شخصی دارد در حالی که قانون جنبه اجتماعی دارد.
  • اخلاق معمولا توصیه‌ایی است امّا قانون الزامی است.
  • در بیشتر موارد قانون براساس اخلاق یا هنجارهای اجتماعی نوشته می‌شود.
  • اخلاق(معمولا) ضمانت اجرایی ندارد، امّا قانون ضمانت اجرایی دارد.
  • قانون صلاح اکثریت را در نظر می‌گیرد امّا اخلاق خصوصیات برتر و آرمانی را در نظر می‌گیرد.

نقش اخلاق حرفه ای در ایجاد کسب و کار ها

رعایت اخلاق و توجه به رفتارهای انسانی می‌تواند در رشد کسب و کارها نقش بسیاری داشته باشد. در کسب و کارهای کوچک و متوسط که بیشتر فعالیت‌های آنان بر روی بستر اینترنت شکل می‌گیرد، معمولا ارزشمندترین دارایی که در اختیار آنان می‌باشد نیروی انسانی است. در چنین کسب و کارهایی توجه به اخلاقیّات می‌تواند بهبود رضایت شغلی پرسنل را به همراه داشته باشد. افزایش رضایت شغلی موجب افزایش بهره‌وری در یک سازمان می‌شود.

برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید باید بیش از هرکاری به فراگیری اصول اخلاق حرفه ای در آن کسب و کار پرداخت. رعایت اخلاق حرفه‌ای می‌تواند باعث شهرت برند و افزایش اعتماد عمومی به یک کسب و کار شود.

آشنایی با اصول مذاکره در کسب و کارها

مسئولیت‌پذیری در کسب و کارها

نقش مسئولیت پذیری در کسب و کارها
نقش مسئولیت پذیری در کسب و کارها

یکی از مفاهیم چالش برانگیز در حوزه اخلاق، مسئولیت است. مسئولیت فعالیتی است که فرد مامور به انجام آن می‌شود. در مسئولیت نوعی التزام از سوی خود شخص یا مافوق او وجود دارد. مسئولیت نسبت به یک موضوع یا کار زمانی مطرح می‌شود که فرد مسئول نسبت به کاری، وظیفه یا تکلیفی داشته باشد.

“به طور کلی می‌توان گفت مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در قبال وظایف و تکالیف محوله به یک شخص”

مسئولیت‌پذیری در کسب وکارها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا که موفقیت یک تیم‌کاری یا سازمان منوط به اجرای درست وظایف توسط تمامی اعضا می‌باشد.

انواع مسئولیت در کسب و کار

۱- مسئولیت در قبال اعمال

یک انسان بر کلیه اعمالی که به صورت غیرفطری از خود بروز می‌دهد مسئول است و در مورد اعمال فطری هم باید سعی کند تا آن‌ها را کنترل کند و منطبق بر هنجارهای اجتماعی عمل نماید. ما باید سعی کنیم که اعمالمان بر کسب و کارها یا سایر افراد جامعه اثر منفی نگذارد.

۲- مسئولیت معطوف به گذشته

منظور از مسئولیت معطوف به گذشته، مسئولیت‌های یک فرد یا گروه در قبال رفتارهایی است که در گذشته انجام داده‌اند. این رفتارها معمولا خاتمه پذیرفته‌اند ولی آثار آن ممکن است در زمان حال و حتی آینده نیز تداوم داشته باشد.

۳- مسئولیت معطوف به آینده

منظور از مسئولیت معطوف به آینده، مسئولیتی است که هنوز در حال جریان است و فردملزم است آن وظیفه یا تکلیف را انجام دهد.

۴- مسئولیت فردی و گروهی

مسئولیت منحصر به افراد نمی‌باشد بلکه گروه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌ها نیز مسئول رفتارهایشان هستند.

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

شرایط مسئولیت اخلاقی در کسب وکارها

باید توجه داشت که افراد یا گروه‌ها در شرایط خاصی نسبت به رفتارهای خود مسئول هستند. این شرایط عبارتند از:

  • قدرت و توانایی برای انجام آن مسئولیت
  • علم و آگاهی داشتن نسبت به آن مسئولیت
  • اختیار و اراده داشتن در انجام مسئولیت

اگر شرایط حداقلی فوق به هر دلیلی وجود نداشته باشد مسئولیّت از گردن افراد ساقط می‌شود.

صفات اخلاقی مثبت در کارکنان

درست یا نادرست
درست یا نادرست

اخلاق حرفه ای در کسب و کارها از نیروها و کارکنانی که در یک سازمان مشغول به کار هستند می‌خواهد که تعدادی از بایدها و نبایدها را در کار رعایت کنند. رعایت این هنجارها باعث می‌شود تا یک سازمان بتواند حداکثر رضایت ارباب رجوعان خود را جلب نماید و به سد رشد و تعالی سازمانی حرکت کند.

تعدادی از سجایای اخلاقی که کارکنان باید در کار خودمدنظر قرار دهند عبارتند از:

  • نظم و انضباط کاری
  • سعه صدر و صبور بودن
  • پرهیز از شتاب‌زدگی و عجله
  • انتقادپذیر بودن
  • امانت‌داری
  • وقت‌شناسی(مدیریت زمان)
  • حفظ اسرار همکاران و سازمان
  • کمک به سایر همکاران و همیاری و همدلی با مدیران ارشد سازمانی
  • حل تعارضات با سایر همکاران و حتی رقبا به صورت دوستانه
  • خستگی ناپذیر بودن
  • خوش‌رفتاری، خوش‌رویی و خوش‌خویی
  • و..

اخلاق حرفه‌ای در کسب و کار به طور خلاصه عنوان می‌کند که آن چیزی که برای خود نمی‌پسندید برای دیگران هم نپسندید. هرچند که در سالیان اخیر، توسعه تکنولوژی‌های پیشرفته موجب رشد سریع کسب و کارها شده است، امّا در بسیاری از موارد همین تکنولوژی‌ها باعث تضعیف اخلاق و حتی فرهنگ عمومی در کسب و کارهای نوین شده است.

رعایت اخلاق حرفه‌ای از سوی تمامی اصناف و زیرمجموعه‌های آنان می‌تواند پیشرفت همه‌ی مشاغل را به همراه بیاورد و در سایه رقابت سالم و سازنده کیفیت و کمیّت محصولات و خدمات شرکت‌ها نیز افزایش پیدا کند.

منبع: کتاب اخلاق حرفه ای نوشته ناصر صبحی قراملکی (اگر شما پدیدآورنده این اثر هستید یا فکر می کنید دانلود این فایل غیرمجاز است به من اطلاع دهید تا فایل حذف شود)

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

امروزه واژه کوچ (Coach) و کوچینگ (Coaching) زیاد شنیده می‌شود. در قرن ۱۸ میلادی معلمانی که به خانه‌ها می‌رفتند تا دانشجویان را آموزش دهند کوچ نامیده می‌شدند. کوچ‌ها وظیفه داشتند که افراد را برای مواجه با امتحانات یا مسابقات سراسری آماده کنند.

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها
کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

کوچ‌ها در ابتدا در حوزه‌های آموزشی و ورزشی فعالیت می‌کردند. امّا به مرور زمان کوچینگ به مباحث مختلفی از جمله امور مالی، موفقیت و کسب و کار راه پیدا کرد.

کوچینگ چیست؟

کوچینگ چیست؟
کوچینگ چیست؟

کوچینگ یک فرایند در توسعه‌ی فردی، کسب وکار، سازمانی، ارتباطات و.. می‌باشد. یک کوچ با داشتن توانایی و مهارت‌های خاص، فضایی ایمن و قابل اعتماد را برای افراد حاضر در یک کسب و کار فراهم می‌آورد تا آنها بتوانند به راحتی از تمام ظرفیت‌های کسب و کارشان و توانایی‌های شخصی خود استفاده کنند.

کوچینگ چگونه عمل می‌کند؟

یک کوچ حرفه‌ای هرگز به دیگران مشاوره نمی‌دهد. در کوچینگ شنیدن فعال یک ویژگی مهم محسوب می‌شود. در Coaching مراحل زیر اتفاق می‌افتد:

فرآیند اجرایی کوچ
فرآیند اجرایی کوچ
  • شنیدن مسائل فرد توسط کوچ
  • پرسیدن سئوالاتی توسط کوچ از فرد یا تیم
  • مطرح شدن چالش‌هایی توسط فرد یا تیم
  • ایجاد تغییر و تحول برای حل چالش‌ها
  • ارائه بازتاب

در کوچینگ بعد از شنیدن اظهارات یک فرد یا تیم سعی می‌شود تا سئوالاتی کلیدی از آن‌ها پرسیده شود. کوچ‌ها سعی می‌کنند با پرسیدن سئوالات کلیدی، ابعاد مختلف یک موضوع را به فرد یادآوری کنند تا خود فرد چالش‌های موجود در کارش را شناسایی کند و یک راهکار برای حل آن‌ها ارائه دهد.

راهکارهای بدست آمده توسط خود فرد می‌تواند زمینه‌ساز تغییر و تحولات بعدی باشد. کوچ‌ها معتقدند یک فرد خود بهتر از هرشخص دیگری می‌تواند راه‌حل منحصربفردی را برای مشکلاتش بیابد.

منتور، مشاور، مربی یا تسهیلگر؟ آشنایی با این ۴ مفهوم کلیدی

کوچ‌ها چگونه کار خود را پیش می‌برند؟

انسان‌ها به صورت ذاتی فراموش کار هستند. آن‌ها انواع راهکارها را در ذهن خود دارند، فقط غباری از فراموشی روی آن‌ها را گرفته است. کوچینگ به یک شخص کمک می‌کند تا این غبار از ذهن آنان رخت بربندد. کوچینگ روندی است که باعث بهبود عملکرد افراد می‌شود و به آن‌ها کمک می‌کند تا تکه‌هایی مختلف از پازل زندگی‌شان را به بهترین شکل در کنار یکدیگر بچینند.

عملکرد یک کوچ

کوچ‌ها سعی می‌کنند به جای اینکه ماهی را در دهان مخاطبان خود بگذارند به آن‌ها به طور غیرمستقیم ماهیگیری را یاد بدهند. در کوچینگ به افراد آموزشی داده نمی‌شود بلکه سعی می‌شود تا در طی جلسات مختلف یک فرد به درجه‌ایی از خودآگاهی برسد که بتواند راه‌حل‌های مبتکرانه‌ای را برای مشکلات خود بیابد.

یک کوچ به عنوان تسهیل‌گری است که هرگز نصیحت نمی‌کند و راه‌حلی را نشان نمی‌دهد بلکه سعی می‌کند تا با نشان دادن قدرت درونی هر انسانی او را به سمت موفقیت سوق دهد.

چه کسانی به کوچینگ نیاز دارند؟

معمولا وقتی که صحبت از مشاوره گرفتن یا خدمات Coaching می‌شود[همانطور که گفتیم مشاوره با کوچینگ متفاوت است] تصور می‌شود که افراد موفق نیازی به این خدمات ندارند. امّا واقعیت این است که ما هر چقدر هم که موفق باشیم، نیاز به یک کوچ برای پیشبرد اهدافمان داریم.

معمولا انسان‌ها در زندگی خود دچار قضاوت شخصی می‌شوند. این قضاوت‌ها باعث می‌شود تا ما نتوانیم یک ارزیابی دقیق از خود و توانایی‌هایمان داشته باشیم. یک کوچ مانند آیینه‌ای شفاف، بسیاری از مسائلی که از ذهن ما دور مانده است را به ما نشان می‌دهد.

مزایای Coaching

  1. امکان مشاهده، شنیدن و هم فکری بهتر با دیگران و استخراج لایه‌های پنهان در ذهن
  2. کشف نیازها، انگیزه‌ها و خواسته‌های هر فرد
  3. بهبود عملکرد افراد و بروز توانمندی‌های افراد
  4. قرار دادن افراد در فضای یادگیری و بروز خلاقیت‌ها
  5. توسعه فردی و رشد شخصی
  6. افزایش سلامت و شادابی در افراد و تیم‌های کاری
  7. بهبود ارتباطات، تعاملات و همکاری‌های چند جانبه
  8. تسریع در اجرای ایده‌های نوآورانه
  9. خودارزیابی و اصلاح فرآیندهای کاری
  10. ایجاد یک نقشه راه مدوّن با توجه به اهداف تعیین شده

انواع مدل‌های کوچینگ

کوچینگ کسب و کار
کوچینگ کسب و کار

امروزه Coaching برحسب حوزه کاری دارای انواع مدل‌های مختلف می‌باشد که در ادامه به چند نوع مطرح آن اشاره می‌کنیم:

  • کوچینگ کسب و کار: امروزه برای کار در شرکت‌های بزرگ بایستی توانایی‌های زیادی داشت. امّا استفاده از یک کوچ در زمینه کسب و کار می‌تواند موجب بروز خلاقیت‌های بسیاری شود.
  • کوچینگ اجرایی: هر فرآیندی نیاز به اجرا دارد. افراد بسیاری در اجرا دچار ضعف هستند. یک کوچ اجرایی سعی می‌کند تا به افراد در اجرای درست برنامه‌ها کمک کند.
  • کوچینگ بهروه‌وری: امروزه بهبود عملکرد در بسیاری از مشاغل مطرح است. یک کوچ سعی می‌کند کارآیی و بهره‌وری را در موضوعات مختلف بهبود دهد.
  • کوچینگ مهارت: نیاز به متخصصین ماهر باعث شده تا کوچینگ مهارت نیز ایجاد شد. این قبیل از کوچ‌ها در یک زمینه خاص دارای مهارت هستند و سعی می‌کنند تا با استفاده از مهارت‌شان فرد را به درستی به سمت اهدافش هدایت کنند.
  • کوچینگ فردی: هر کسی در زندگی شخصی هم نیاز به کوچ دارد. چنین کوچ‌هایی به فضای زندگی فردی و شخصی افراد نیز ورود پیدا می‌کنند.
  • کوچینگ سازمانی و گروهی: سازمان‌های بزرگ نیز برای دستیابی به اهدافشان نیاز به دریافت کمک از کوچ‌ها دارند. کوچ سازمانی با شناخت سازمان و ساختار تیم‌ها سعی می‌کند با هدایت اعضای سازمان، بهترین نتایج را برای یک مجموعه به ارمغان بیاورند.

آموزش کوچینگ در مشهد

فراکوچ؛ مرکز آموزش کوچینگ ایران با بهره گیری از دکتر یاسر متحدین که یکی مموفق‌ترین کوچ‌ها در حوزه کسب و کار می باشد، در شهر مشهد به آموزش کوچینگ به مخاطبان می‌پردازد. همچنین این مرکز به برگزاری جلسات کوچینگ فردی و سازمانی نیز می‌پردازد.

در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که هدف یک کوچ کمک به رشد یک فرد است. در Coaching نباید اصلا به اشتباهات فرد اشاره شود بلکه باید انگیزه لازم برای تغییر بوجود بیاید. یک کوچ باید بتواند زمینه خودشکوفایی را برای افراد بوجود بیاورد و امکان تحقق رویاهای آن‌ها را محقق سازد.

آخرین پست‌های انتشار یافته:

فرآیند پذیرش یک استارت آپ در شتابدهنده ها

شتابدهنده ، مرکزی است که به کمک استارت‌آپ ها می‌آید تا تیم‌ها و صاحبان ایده‌ها بتوانند با دغدغه کمتری به رشد خود ادامه دهند، سرمایه‌گذار جذب کنند و بتوانند در بازار رقابتی مجالی برای رشد پیدا کنند.

فرآیند پذیرش در شتابدهنده‌ ها
فرآیند پذیرش در شتابدهنده‌ ها

شتابدهنده ها(Accelerator) سعی می‌کنند تا کسب و کارهای نوپا را رشددهی کنند و از اولین مراحل ایجاد یک تیم استارت‌آپی تا ایجاد محصول و ورود به بازار و جذب سرمایه‌گذار در کنار تیم باقی بمانند و با حمایت و ارائه خدمات منتورینگ، شرایط رشد بیشتر برای یک استارت‌آپ را فراهم آورند.

واژه نامه استارتاپی؛ آشنایی با مفاهیم کلیدی در استارتاپ ها

خدمات شتابدهنده ها به استارت‌آپ ها

شتابدهنده‌های مختلف با توجه به مکانیزم‌ها و فلسفه وجودی‌شان، خدمات متنوعی را به کسب و کارها ارائه می‌کنند. امّا خدمات زیر به عنوان عمومی‌ترین سرویس‌های یک شتابدهنده به استارتاپ‌ها محسوب می‌شود:

خدمات شتابدهنده‌ها به استارتاپ‌ها
خدمات شتابدهنده‌ها به استارتاپ‌ها
  • ارائه خدمات مشاوره و مربی‌گری(Mentorship)
  • تامین فضای کار اشتراکی
  • ارائه حمایت مالی و جذب سرمایه‌گذار جسورانه
  • شبکه‌سازی ومعرفی استارت‌آپ به اکوسیستم‌های کسب و کاری
  • تامین زیرساخت‌ها و تجهیزات آزمایشگاهی

شتابدهنده برای پذیرفتن یک ایده مراحل خاصی را در نظر می‌گیرند که در ادامه به بررسی این مراحل می‌پردازیم.

فرآیندهای پذیرش در شتابدهنده ها

شتابدهنده ها برای اینکه بتوانند از استارت‌آپ های نوپا حمایت کنند شرایط خاصی را دارند زیرا که منابع مالی و انسانی آن‌ها به شدت محدود می‌باشد. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند روی ایده‌ها سرمایه‌گذاری کنند که شانس بیشتری برای موفقیت دارند و در بازار به آن‌ها یک رغبت نسبی وجود داشته باشد.

۱- گزینش و داوری

رشد سریعتر با کمک شتابدهنده‌ها
رشد سریعتر با کمک شتابدهنده‌ها

در این مرحله شتابدهنده‌ها یک فراخوان عمومی برای پذیرش ایده‌های جدید به علاقمندان ارائه می‌دهند و از بین ایده‌های دریافتی بهترین ایده‌ها را گزینش می‌کنند. معمولا شتابدهنده‌ها در انتخاب یک ایده به موارد زیر توجه دارند:

  1. هم‌سو بودن ایده با اهداف کلی شتابدهنده
  2. علاقمندی بازار به آن ایده و امکان توسعه آن ایده
  3. امکان تامین نیازمندی‌های و ریرساخت‌های مورد نیز برای آن ایده توسط شتابدهنده
  4. وجود یک تیم کارآمد برای پیاده‌سازی ایده
  5. انعطاف‌پذیری، تکرارپذیری و مقیاس‌پذیر بودن ایده

بسیاری از شتابدهنده‌ها، صاحبان ایده‌های مختلف به همراه تیم‌شان را دعوت می‌کنند تا در یک ارائه آسانسوری به دفاع از ایده و راهکار مدنظرشان بپردازند. در این جلسه معمولا داوران، منتورها، مشاوران و حتی سرمایه‌گذاران حضور دارند. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند بطور دقیق تیم‌ها را ارزیابی کنند و بهترین ایده‌هایی را انتخاب کنند که دارای یک تیم کارآمد برای پیاده‌سازی ایده باشند.

۲- پرورش ایده

یک شتابدهنده سعی می‌کند با تامین فضای کار، زیرساخت‌های ضروری و ارائه خدمات منتورینگ به رشد یک استارت‌آپ کمک نماید.

۳- شبکه‌سازی

شتابدهنده‌ها همزمان با مراحل رشد یک استارت‌آپ سعی می‌کنند تا ارتباطاتی را برای یک کسب و کار ایجاد کنند. تسهیل ارتباطات بین مراکز دولتی، صاحبان ایده، سرمایه‌گذاران و دیگر عوامل موثر در اکوسیستم استارتاپی از مهمترین وظایف یک شتابدهنده می‌باشد.

۴- جذب سرمایه

یک استارت‌آپ برای رشد و تکامل خود نیاز به سرمایه‌گذاری دارد. شتابدهنده سعی می‌کند با شناسایی سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و معرفی آن‌ها به استارتاپ‌ها امکان جذب سرمایه برای تیم‌هایی که در مراحل رشد هستند را فراهم آورند.

۱۲ نکته ضروری در راه اندازی یک استارتاپ

مراحل حضور یک استارت‌آپ در شتابدهنده

مراحل شتابدهی استارتاپ ها
مراحل شتابدهی استارتاپ ها

یک استارت‌آپ بطور کلی سه مرحله زیر را در یک شتابدهنده می‌گذراند:

۱- مرحله پیش شتابدهی(warm up)

این مرحله معمولا در یک بازه سه ماهه اتفاق می‌افتد واستارتاپ در محل شتابدهنده مستقر می‌شود. نمونه اولیه از محصول یا خدمات استارتاپ به جامعه کوچکی از بازار هدف عرضه می‌شود. هدف این مرحله سنجش سلیقه مشتریان و ظرفیت تیم استارتاپی می‌باشد.

معمولا در این مرحله با تغییرات زیاد در تیم استارتاپی و حتی ایده همرا می‌باشد و استارت‌آپ ها سعی می‌کنند شرایط خود را با بازار تطبیق دهند و ایرادات خود را برطرف کنند.

۲- مرحله شتابدهی(stretch)

این مرحله بین ۶ تا ۹ ماه طول می‌کشد. در این فاز شتابدهنده به طور جدّی‌تری خدمات زیرساختی را به استارتاپ‌ها ارائه می‌دهد. معمولا سرمایه اولیه مورد نیاز یک استارت‌آپ در این مرحله توسط شتابدهنده به تیم استارتاپی تزریق می‌شود.

خدمات مشاوره‌ای و حقوقی، توسعه بازار، کنترل پروژه و فرآیندها و.. از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که در این مرحله به شدت مورد توجه قرار می‌گیرند.

۳- مرحله پساشتابدهی(work out)

در این مرحله یک استارت‌آپ به مقدار کافی قدرتمند شده است. امّا هنوز برای ادامه حیات خود نیاز به کمک‌های یک شتابدهنده دارد. معمولا جذب سرمایه‌گذار و افزایش فروش در این مرحله اتفاق می‌افتد. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند تا با ارائه راهکارهایی بازدهی استارتاپ‌ها را افزایش داده و ایرادات موجود در کار را برطرف نمایند.

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ‌ها بعد از جذب سرمایه گذار

لیستی از شتابدهنده‌های مطرح در شهر مشهد

در این بخش به معرفی چند شتابدهنده مطرح در شهر مشهد می پردازیم تا علاقمندان به راه‌اندازی استارت‌آپ بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

۱- شتابدهنده فردوسی

شتاب‌دهنده کسب‌وکار فردوسی که اولین شتاب‌دهنده دانش‌بنیان شرق کشور است،حوزه‌های فعالیت این شتابدهنده عبارتند از:

  • اطلاع‌‌‌رسانی و رسانه‌های جدید
  • بازی‌ و ‌سرگرمی‌
  • بازاریابی محتوا
  • خدمات شهری و گردشگری

فرآیندهای شتابدهی، شتایدهنده فردوسی به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا استارتاپ‌هایی که بصورت تیمی عمل کرده و توانسته‌اند محصول اولیه خود را بسازند، به مجموعه‌هایی سرمایه‌پذیر معرفی شوند تا رشد چشمگیری را تجربه کرده و با جذب سرمایه کسب‌وکار خود را توسعه دهند. پس از برگزاری شش دوره کشف (پیش شتابدهی) و سه دوره شتابدهی، اکنون با همکاری شهرداری مشهد، شتابدهنده فردوسی در حال راه‌اندازی اولین کارخانه نوآوری شرق کشور در مشهد می‌باشد.

۲- شتابدهنده گرین تک

با حضور وزیر جوان دولت، دکتر آذری جهرمی، شتابدهنده گرین تک اولین روز کاری خود را در سال ۱۳۹۷ شروع کرد. شروعی که پشتوانه آن ۲۹ سال تجربه هلدینگ دانش بنیان گرین وب و همکاری نخبگان کارآفرینی و فناوری اطلاعات کشور بود. گرین تک با مساحتی به وسعت ۱۰۰۰ متر در یکی از نقاط کانونی شهر مشهد، پذیرای سرمایه گذاران و استارتاپ ها می‌باشد.

Tech Hub، Dev School، UX Lab، Export Center، VC Network، Quality Assurance شش بخش اصلی این شتابدهنده، در واقع ایستگاه هایی هستند در یک سفر لذت بخش سفری پر از یادگیری و رشد برای استارتاپ ها و سرمایه گذاران.

۳- شتابدهنده سانباپلاس

هدف اصلی فراشتابدهنده سانباپلاس ارائه کلیه خدمات و امکانات در راستای تبدیل ایده به محصول (شامل خدمات آموزشی ، مشاوره ای ، منتورشیپ ، کوچینگ ، نمونه سازی ، سرمایه گذاری و…) به شرح زیر می باشد. این شتابدهنده در حوزه‌های زیر فعال است:

  • معادن
  • کشاورزی
  • کم‌آبی
  • آلودگی هوا
  • صنعت و خدمات مالی

۴- شتابدهنده هاوش

شتابدهنده هاوش در فروردین سال ۱۳۹۸ در حوزه فناوری‌های فرهنگی و صنایع خلاق در فاز یک خود شروع به کار کرده است. این مجموعه با در اختیار داشتن متخصصان و مشاوران مجرب فضای آرام با دسترسی به امکانات مورد نیاز باعث به وجود آمدن شرایط متفاوت و خاص شده است.

شتابدهنده هاوش یک ساختار منسجم در جهت حمایت و توسعه کارآفرینی فناورانه و نوآورانه است که با هدف تقویت زیست‌بوم استارتاپی منطقه و توانمندسازی در حوزه صنایع خلاق ایجاد شده است. زمینه‌های فعالیت هاوش در حوزه تخصصی صنایع خلاق که مشتمل بر ۱۴ صنعت مبتنی بر هنر می‌باشد.

۵- شتابدهنده ماموت

شتابدهنده ماموت با تکیه بر خلاقیت و کار گروهی سعی بر خلق آثار ارزشمند در زمینه فناوری اطلاعات، دیجیتال مارکتینگ، طراحی گرافیکی و معماری دارد. ماموت نیاز تیم‌ها را کشف کرده و با ایجاد مدلی جدید برای کسب کارها راه رسیدن به اهدافشان را شفاف و آسان می گرداند.

۶- مرکز نوآوری شهرداری مشهد

با توجه به چشم انداز بیست ساله توسعه کشور که به دست آوردن جایگاه نخست در منطقه را برای کشور هدف قرار داده و در راستای قوانین توسعه کشور که بر اقتصاد شهری و توسعه فناوری های موردنیاز برای مدیریت شهری همراه با اقتصاد دانایی محور تأکید شده است، شورای اسلامی شهر و شهرداری مشهد، موضوع پایه گذاری مرکز نوآوری شهری را برای تحقق اهداف چشم انداز شهر، کمک به ایجاد شهری دانا و هوشمند، ارتقای بهره وری در سرمایه گذاری های لازم با هم پیوندی عناصر موجود برای توسعه اقتصاد دانش بنیان، ارتقای جایگاه عناصر فعال در حوزه دانایی در جایگاه ملی و بین المللی شهر مشهد، ایجاد شرایط هم افزایی و رقابت سازنده، جذب و حفظ سرمایه های انسانی خلاق و شایسته و ایجاد اشتغال ارزش افزا در برنامه های کلان و اساسی خود لحاظ کرده است.

نقش شتابدهنده‌ها در رشد استارت‌آپ ها

شتابدهنده‌ها با آموزش، منتورینگ و تامین مالی از استارتاپ‌ها حمایت می‌کنند. این خدمات به ظاهر ساده نقش بسیاری در موفقیت یک کسب وکار دارد. زیرا دیگر نیازی نیست بنیان‌گذاران یک استارتاپ بسیاری از مسائل را به صورت شخصی تجربه کنند و هزینه‌های زیادی را بابت این تجربه کردن پرداخت کنند.

اگر قصد راه‌اندازی یک کسب و کار تازه را داریم، بهتر است از خدمات مشاوره‌ای و آموزشی شتابدهنده‌ها استفاده کنیم تا بتوانیم رشد سریعتری را تجربه کنیم.

واژه نامه استارت آپی

افراد بسیاری امروزه به استارت آپ علاقمند شده اند و قصد دارند در این زمینه فعالیت کنند. علیرغم اینکه استارت آپ ها عمر چندانی ندارند امّا در همین مدت کم، مفاهیم متفاوت و گوناگونی در این حوزه ایجاد شده است. در این پست قصد داریم به معرفی یک واژه نامه استارت آپی بپردازیم. آشنایی با این واژه‌ها و معانی آن‌ها می‌تواند برای افراد علاقمند به این حوزه جذاب باشد.

واژه نامه استارتاپی
واژه نامه استارتاپی

معرفی رایج‌ترین اصطلاحات در استارت آپ ها

اگر قصد داریم یک استارت آپ را راه‌اندازی کنیم، بهتر است با حداقل اصطلاحات این حوزه آشنا شویم. در ادامه ما سعی می‌کنیم واژه نامه استارت آپی را بطور مختصر معرفی کنیم.

  • ایده: فکر و طرح اولیه به منظور ایجاد یک کسب وکار
  • اعتبارسنجی ایده: بررسی امکان پیاده‌سازی یک ایده از جهات مختلف
  • کشت ایده(seed stage): در این مرحله ایده‌پردازان سعی می‌کنند با نیازسنجی ایده خود را کامل کنند.
  • استارت‌آپ: یک مدل تجاری جدید که دارای ابهام زیادی می‌باشد و دارای دو ویژگی تکرارپذیری و مقیاس‌پذیری می‌باشد و به هدف مرتفع کردن یک نیاز در جامعه بوجود می‌آید.
  • تسهیلگر: فرد یا سازمانی که سعی می‌کند با کمک تقویت ارتباطات انجام فرآیندهای مختلف را تسریع کند و امکان نتیجه‌گیری را بوجود آورد.
  • منتور: فردی که در یک زمینه خاص دارای تجربه بالایی می‌باشد و می‌تواند از علمو تجربه خود در جهت کمک به استارت‌آپ ها بهره بگیرد.
  • بوم کسب و کار: پیاده‌سازی اطلاعات یک کسب و کار بر روی کاغذ برای ارائه به منتورها و سرمایه‌گزاران خطرپذیر
  • طرح کسب و کار(Business Plan): براساس بوم کسب و کار یک طرح تجاری نوشته می‌شود. بیزینس پلن در کنار بوم کسب و کار می‌تواند در جذب سرمایه‌گزار و دریافت حمایت از شتابدهنده‌ها موثر باشد.
  • ارائه آسانسوری(Elevator Pitch): ارائه سریع یک ایده به سرمایه‌گزاران در یک زمان کوتاه که باید در آن فقط به ارزش‌ها و نکات کلیدی تکیه کرد.
  • شتابدهنده(Accelerators): شتابدهنده‌ها شرکت‌های خصوصی هستند که در ازای دریافت سهام(۵ تا ۴۰ درصد) از یک استارت‌آپ، از آن‌ها تا مرحله جذب سرمایه‌گذار حمایت می‌کنند.
  • مرکز رشد(Incubators): برخلاف شتابدهنده‌ها، مراکز رشد مجموعه‌های دولتی هستند که در راستای اهداف کلان کشور از استارت‌آپ ها حمایت می‌کنند.
  • نسخه اولیه یا MVP: یک نمونه اولیه(Prototype) از محصول یا خدماتی که یک استارتاپ عرضه می‌کند که سعی می‌شود این محصول یا خدمات با استفاده از مولفه‌های آماده در کمترین زمان آماده و برای تست و بهبود در اختیار جامعه هدف قرار گیرد.
  • جذب سرمایه(Fundraising): دریافت پول یا اعتبار به جهت گسترش یک استارت‌آپ
  • سرمایه‌گزاری جمعی(Crowd Funding): در برخی از مواقع نیاز است برای رشد یک کسب و کار به صورت جمعی تامین سرمایه شود.
  • فرشتگان سرمایه‌گذار(Angel Investor): این سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند علاوه بر پول، انواع حمایت‌های معنوی و شبکه‌سازی را هم در اختیار یک استارت‌آپ بگذارند.
  • سرمایه‌گذاری بذری(Seed Funding): سرمایه‌گذاری اولیه در ی استارت‌آپ می‌باشد. در واقع این مرحله پس از شتابدهی و قبل از جذب سرمایه‌گزار می‌باشد.
  • سرمایه‌گذار خطرپذیر(Venture Capital): شرکت صاحب سرمایه‌ای که حاضر است در فعالیت‌های کارآفرینانه پرخطر بر روی استارت‌آپ های تجاری سازی شده سرمایه‌گزاری کند.
  • نقطه سر به سر(RoI): نقطه‌ایی که درآمد با میزان سرمایه‌گزاری انجام شده برابر می‌شود.
  • خروج سرمایه‌گذار یا بنیان‌گذار از استارت‌آپ
  • بنچمارک(Benchmark): در بنچمارک، یک استارت‌آپ میزان موفقیت فعلی خود را اندازه‌گیری می‌کند. سرمایه‌گذاران از بنچمارک برای سرمایه‌گذاری و تعیین میزان ریسک‌پذیری در سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند.
  • بوت استرپ(Bootstrap): مرحله‌ای که یک استارتاپ از سرمایه خود یا درآمد بدست آورده برای پیشبرد اهدافش و ادامه کار استفاده می‌کند.
  • ادغام(Merge & Acquisition): خرید استارت‌آپ توسط یک شرکت بزرگتر یا ادغام در یک کسب وکار دیگر
  • نرخ هزینه(Burn Rate): هزینه‌های مشخص یک استارت‌آپ در یک مدت زمان معین
  • سهام تشویقی(Vesting or Pool Option): سهامی که به کارمندان برای افزایش انگیزه داده می‌شود.
  • IPO: زمانی که یک استارت‌آپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می‌دهد و دیگر یک استارت‌آپ نیست.
  • Pivot: هرگاه یک استارت‌آپ به دلایل مختلف حوزه کاری خود را تغییر دهد به کار می‌رود.
  • پیمان عدم افشا(Non Disclosure Agreement): قراردادی است که در آن طرفین توافق می‌کنند نسبت به قرارداد بسته شده هیچ اطلاعاتی را افشا نکنند. این قرارداد در جهت حفظ محرمانگی اسرار یک استارتاپ بسیار ضروری است.
  • بنیان‌گذار(Founder): بنیان‌گذار کسی است که معمولا صاحب ایده است و سعی می‌کند با تیم‌سازی یک ایده را اجرایی نماید.
  • هم بنیان‌گذار(Co-Founder): فردی است که به کمک یک یا دو نفر دیگر یک فعالیت کسب و کاری را آغاز می‌کند.
  • حق جلوگیری از رقیق شدن سهام(Anti Dilution Right): معمولا بعد از جذب سرمایه‌گزار، درصد سهام بنیان‌گذاران کاهش می‌یابد(رقیق می‌شود). این حق برای جلوگیری از رقیق شدن سهام برای یک مدت خاص به افراد اعطا می‌شود.
  • استارتاپ تک‌شاخ(Unicorn startups): به استارتاپی که ارزش سهام آن بیش از یک میلیارد دلار باشد گفته می‌شود.
  • استارتاپ ویکند(Startup Weekend): رویدادی سه روزه است که در آن سعی می‌شود یک ایده مطرح شود و بوم کسب و کار مربوط به آن پیاده شود و در یک ارائه آسانسوری به داوران ومنتورها ارائه گردد.
  • استارتاپ گرایند(Startup Grind): یک برنامه جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ها و شکست‌های خود در کسب و کارشان را به اشتراک بگذارند.

۱۲ نکته ضروری در راه اندازی استارت آپ

استارت آپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کاری تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر بوجود می‌آید. در حال حاضر کارآفرینی، خوداشتغالی و راه اندازی استارت آپ به ترند روز در بین جوانان ایرانی تبدیل شده است. بسیاری از مشاورین کسب و کارها اعلام می‌کنند که راه اندازی استارت آپ کار ساده‌ای نیست و نیاز به تجارب زیادی دارد.

راه اندازی استارت آپ
راه اندازی استارت آپ

در این پست می‌خواهیم به این موضوع بپردازیم که برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید چندان نیازی به سرمایه زیاد، مدرک دانشگاهی یا حتی مهارت و تجربه کاری وجود ندارد. تنها چیزی که یک استارت آپ برای موفقیت خود به آن نیاز دارد، انگیزه بنیان‌گذاران برای عملی کردن یک ایده می‌باشد.

در ادامه ۱۲ نکته مهم برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

۱- خودارزیابی

خود ارزیابی
خود ارزیابی از خود

شناخت درست انگیزه‌ها، علائق و توانایی‌های شما مهمترین گام در راه‌اندازی یک کسب و کار می‌باشد. شاید شما در حال حاضر یک مهارت خاصی را در اختیار نداشته باشید امّا اگر انگیزه و علاقه کافی در شما وجود داشته باشد می‌توانید آن مهارت را فرا گیرید.

۲- ایده تجاری

برای موفقیت بایستی یک ایده خوب در اختیار داشته باشید که از لحاظ تجاری نیز قابلیت پیاده‌سازی داشته باشد.

۱۰ ایده برتر در حوزه کسب وکار برای علاقمندان کارآفرینی اینترنتی

۳- تحقیقات بازار

تحقیقات بازار
تحقیقات بازار

شاید یک ایده در ابتدا بسیار جذاب بنظر برسد. امّا باید برای پیاده‌سازی یک ایده واقع‌بین بود و شرایط بازار را برای پذیرش آن ایده مورد بررسی قرار داد. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارآفرینان انجام می‌دهند، ساخت محصولی است که مشتریان تمایلی به استفاده و پرداخت هزینه بابت آن را ندارند.

مرحله بوت استرپ و نقش آن در فرآیند رشد استارت آپ ها

۴- توجه به بازخوردها

یک محصول یا خدمت شاید از لحاظ ارائه‌کننده کامل و بدون نقص باشد، امّا نظر مصرف‌کننده می‌تواند چیز دیگری باشد. به نظرات و بازخوردهایی که از مشتریان دریافت می‌کنید توجه کنید و سعی کنید در یک چرخه بی‌انتها همواره محصولات و خدمات خود را بهبود دهید.

۵- رسمی کردن کسب و کار

برندسازی و ثبت شرکت
برندسازی و ثبت شرکت

قبل از شروع یک کسب و کار سعی کنید مراحل کسب مجوزهای قانونی را مدنظر قرار دهید. ثبت شرکت، نشان تجاری و برندسازی یکی از موضوعاتی است که باید مدنظر سهامداران باشد و اقدامات لازم صورت پذیرد تا در آینده دچار مشکل نشوند.

۶- هر کسب و کار یک بیزینس پلن

برنامه‌ریزی شالوده و اساس هر کاری است. اگر می‌خواهید در کسب و کار خود موفق شوید، یک طرح اجرایی مکتوب و مدون تهیه کنید. برای تهیه بیزینس پلن کمک از مشاورین امین را فراموش نکنید.

موضوعات کلیدی برای رشد استارت آپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

۷- بودجه ریزی کسب و کار

قبل از شروع کسب و کارتان بودجه مورد نیاز برای آغاز و ادامه آن را پیش‌بینی کنید و منابعی که می‌خواهید از طریق آن بودجه را تهیه کنید برای خود مشخص کنید.

۸- طراحی فازهای توسعه

کسب و کارهای موفق معمولا در اندازه و سایز کوچک شروع به کار می‌کنند و همواره طرح‌های توسعه‌ای برای گسترش کسب و کار خود دارند. شما هم برنامه‌ریزی لازم برای گسترش کسب وکارتان را داشته باشید.

۹- تیم‌سازی

کار تیمی و تیم سازی
کار تیمی و تیم سازی

کسب و کاری موفق خواهد شد که دارای یک تیم متحّد و همدل باشد. شما به تنهایی نخواهید توانست یک کسب و کار را توسعه و گسترش دهید و دیر یا زود به همکارانی کارآمد نیاز پیدا خواهید کرد. پس بهتر است از شروع کار خود به دنبال یافتن هم تیمی‌هایی وفادار، ماهر و توانمند برای پیشرفت کار خود باشید.

تیم سازی و تاثیر آن بر رشد کسب و کارها

۱۰- راه اندازی محل استقرار استارت آپ

دفتر کار برای استقرار استارت آپ
دفتر کار برای استقرار استارت آپ

هر چند که استارت آپ‌ها و کسب و کارهای آنلاین مدعی هستند که برای شروع کارشان، نیاز چندانی به فضای فیزیکی ندارند. امّا باید توجه داشت که مکانی با حداقل امکانات برای استقرار تیم‌های فنی و تجهیزات برای هر استارتاپی ضرورت دارد.

۱۱- مدل درآمدی و شروع فروش

کسب و کارها برای موفقیت باید جریان درآمدی خود را بشناسند و براساس این مدل درآمدی، جریان نقدینگی را در استارت آپ خود راه‌اندازی کنند. داشتن یک جریان درآمدی و شروع فروش محصولات می‌تواند خون تازه‌ای را به رگ های یک بیزینس تزریق کند. حقیقت آن است که فروش و خلق پول هر کسب و کاری را زنده و امیدوار نگه خواهد داشت.

۱۲- توجه به فضای مجازی

فضای کسب و کار آنلاین
فضای کسب و کار آنلاین

در حال حاضر فضای آنلاین به عنوان یک ابزار مناسب و ارزان قیمت برای رشد و توسعه بازار در استارت آپ های کوچک و متوسط محسوب می‌شود. شما می‌توانید با کمترین هزینه بیشترین مخاطب را از فضای مجازی به سوی کسب و کار خود جذب کنید. امروزه دیجیتال مارکتینگ بخشی از هر کسب و کار محسوب می شود.

آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و مفاهیم کلیدی آن

گردآورنده : مسعود معاونی

۸ اسفند ۹۸، خراسان رضوی، مشهد

۱۰ قانون طلایی در برندسازی شخصی

برندسازی شخصی (Personal Branding) می‎تواند یک کار سخت و زمانبر باشد. دلیل این موضوع این است که نمی‎دانیم بایستی از کجا شروع کنیم و چه مسیری را ادامه دهیم. شخصیت فردی و بازار دو عامل مهم در برندینگ شخصی می‎باشند. در اینجا به ۱۰ قانون طلایی برای ایجاد یک پرسونال برندینگ موفق اشاره می‎کنیم.

برندسازی شخصی
برندسازی شخصی

۱- تمرکز

هنگامیکه می‎خواهید برند شوید بایستی برروی یک موضوع تمرکز(Focus) کنید. داشتن یک پیام مشخص و واحد در همه زمان‎ها، سیگنال‎های مثبتی را به سوی دیگران خواهد فرستد. اگر شما همیشه یک پیام مشخص داشته باشید می‎توانید در نقش‎های مختلفی قرار گیرید. بازیگر، کارآفرین، معلم یا… چندان تفاوتی نمی‎کنند. مهّم این است که در هرکدام از این نقش‎ها (شغل‎ها) یک پیام مشخص به سوی مخاطبان خود بفرستید.

۲- واقعی باشید

برای یک برندسازی شخصی بایستی خود واقعی‎تان باشید. مردم به خوبی نقش بازی کردن و غیر واقعی بودن را تشخیص می‎دهند. کپی‎برداری از دیگران، نه تنها شما را محبوب نخواهد کرد بلکه اعتماد عمومی به شما را هم خدشه‎دار خواهد کرد.

هر انسانی در هر مقامی می‎تواند ضعف داشته باشد. پس از ضعف‎های خود نترسید و سعی در گمراه کردن مخاطبان نداشته باشید. سعی کنید مهارت‎های خود را به درستی معرفی کنید و با کمک محتواسازی به معرفی درست خود به دیگران بپردازید. در ابتدای برندینگ سعی کنید محتواهای خود را به کسانی عرض کنید که یک شناخت اولیه از شما دارند. زیرا که آنها ظرفیت بیشتری برای پذیرش شما خواهند داشت.

۳- داستان مربوط به خود را داشته باشید

داستان برند
داستان برند

در برندینگ شخصی، همچون برندینگ سازمانی نیاز به داستان سرایی به شدت وجود دارد. سعی کنید یک روایت واقعی از خودتان داشته باشید. وجود یک داستان که مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند باعث بهبود پرسونال برندینگ شما خواهد شد.

شما می‎توانید در یک نوشته یا ویدئو کوتاه درباره یک سفر کاری‎تان روایتگری کنید. ویدئو تاثیر بیشتری از سایر شیوه‎ها در برقراری ارتباط با دیگران دارد. امروز به آسانی می‎توان با یک گوشی هوشمند با دیگران ارتباط برقرار کرد و آن‎ها را در جریان رویدادهای مختلف قرار داد.

۴- سازگار بودن

یک شخص همانند یک شرکت با بحران و مسائل مختلفی ممکن است مواجه شود. سازگاری با شرایط مختلف می‎تواند در ایجاد ذهنیت مثبت از یک برند در ذهن مشتریان موثر واقع شود.

وجود چالش‎های مختلف در اطراف یک برند شخصی طبیعی است ولی برخورد درست با این چالش‎ها و ارائه راهکارهای منطقی می‎تواند اعتماد مشتری را نسبت به شخصیت یک فرد تقویت کند. داشتن یک ارتباط قوی و سالم با مخاطبین در هر شرایطی، به آن‎ها نشان خواهد داد که شما می‎توانید بر بحران‎ها غلبه کنید و مخاطبان شما با اطمینان خاطر به شما اعتماد خواهند کرد.

۵- آمادگی شکست را داشته باشید

شکست خوردن خیلی سخت و زجرآور است و همه ما می‎خواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، این طبیعت هر انسانی است. امّا در پرسونال برندینگ هم احتمال شکست وجود دارد. مخصوصا زمانی که جوان‎ت هستیم و جویای کسب نام و آوازه در کوتاه‎مدت می‎باشیم.

شکست یک تجربه ارزشمند خواهد بود که به ما چیزهای بسیاری را خواهد آموخت. شکست همیشه ترسناک نیست، بلکه بسیاری از اوقات راههای ناشناخته‎ای را به سوی ما خواهد گشود. هیچ‎گاه از آزمایشات مکرر، خطاها و شکست‎ها نترسید. اطمینان داشته باشید که هیچ برندی بدون شکست به کمال نهایی خود نرسیده و نخواهد رسید.

نقش استعداد در موفقیت یا شکست یک تیم

۶- یک تاثیر مثبت بر روی مخاطبان خود بگذارید

یک برند شخصی در طول زمان ایجاد خواهد شد. امّا نباید فراموش کرد که همیشه باید به دنبال توسعه برندینگ بود. سعی کنید تجارب ارزشمند خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و به جامعه اطراف خود برای رسیدن به اهدافشان یاری رسانید.

تاثیر مثبت و سازنده شما برروی دیگران باعث تقویت پرسونال برندینگ شما می‎شود و روز به روز بر شهرت و قدرت نفوذ شما خواهد افزود.

۷- افراد موفق را دنبال کنید

افرادی که در حوزه کاری شما موفق هستند و از یک پرسونال برندینگ خوبی بهره می‎برند را دنبال کنید. معمولا چنین افرادی وایرال شده‎اند و طرفداران آن‎ها ممکن است به فالیت‎های شما نیز علاقمند باشند. رفتار مخاطبان چنین افرادی را به دقت رصد کنید و علائق و خصوصیات آن‎ها را مورد بررسی قرار دهید.

۸- با برند خود زندگی کنید

جداسازی برند تجاری از زندگی شخصی کار دشواری است. بنابراین سعی کنید برند خود را با استفاده از زندگی واقعی‎تان بسازید. برند شخصی شما بایستی همیشه و همه‎جا همراه شما باشد. برند شخصی بایستی شامل مجموعه‎ای از فعالیت‎های بازاریابی، امورمالی، خلاقیت‎های فردی، آرمان‎ها، تفکرات، رهبری و مربیگری شما باشد.

۹- به دیگران اجازه صحبت درباره خودتان را بدهید

پرسونال برندینگ
پرسونال برندینگ

در پرسونال برندینگ بهترین نوع بازاریابی، بازاریابی دهان به دهان است. داستان برند شخصی شما با لباس پوشیدن، غذاخوردن، حرف زدن، علائق، محصولات ترویج‎شده، تکیه کلام‎ها و… شکل می‎گیرد که بایستی این داستان توسط افراد دیگر نقل قول شود.

به دیگران اجازه دهید تا درباره شما صحبت کنند. انتقادات را بشنوید و سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات در راه توسعه برند شخصی خود بهره ببرید.

۱۰- ایجاد یک میراث ماندگار

بعد از آن که یک پرسونال برند موفق از خود ایجاد کردید بایستی به دنبال ایجاد یک میراث ماندگار از خود باشید، همچون قهرمانان ملی که مدال‎ها یا افتخارات آنها هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد. ایجاد یک برند شخصی از ایجاد یک کسب و کار مشکل‎تر است و زمان زیادی را از شما خواهد گرفت امّا نتایج ارزشمندی رابا خود به همراه خواهد آورد.

برند شخصی یک پروژه مادام‎العمر است که به‎طور مداوم در حال تغییر و تحول است. در برندسازی بایستی بصورت مستمر به دنبال بهبود همه چیز بود. باید توجه داشت که در Personal Branding هیچ قانون نوشته شده و مدونی وجود ندارد. بنابراین بایستی با تلاش و مجاهدت گام‎های مختلف را شناسایی کرد و با آزمون و خطا بهترین شیوه‎ها را یافت.

یک برند شخصی موفق به شما کمک خواهد کرد تا سب و کار خود را بتوانید توسعه دهید و بصورت حرفه‎ای در آن رونق ایجاد کنید.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا