صفحه فرود (Landing Page) اولّین صفحهای است که بازدیدکنندگان یک سایت از طریق آن به یک سایت دسترسی پیدا میکنند. سئو صفحه فرود اهمیت زیادی دارد، زیرا هر پستی که در یک سایت تولید میشود، یک صفحه(Page) جدید را بهوجود میآورد. از آن جا که این صفحه و محتوای مرتبط با آن در موتورهای جستجو ایندکس میشود و مخاطب از طریق آن میتواند وارد سایت شود، بنابراین هر صفحهایی که در سایت ایجاد میشود یک لندینگپیج خواهد بود.
صفحات فرود هیچ تفاوت مهمی با صفحات دیگر ندارند. تنها نکته مهم در این صفحات این است که کاربر از طریق آن صفحه به سایت ما رسیده است. اگر یک لندینگ پیج طراحی مناسبی داشته باشد و با کمک سئو، صفحه فرود در نتایج گوگل دیده شود، میتواند موجب ماندگاری بازدیدکنندگان شود.
سئو صفحه فرود و تبلیغات آنلاین
لندینگ پیجها در تبلیغات آنلاین اهمیت بسیاری دارند. دیجیتال مارکترها سعی میکنند با طراحی یک صفحه منحصربفرد و جذاب، اطلاعات مناسبی را درباره یک محصول یا خدمت در اختیار بازدیدکننده بگذارند بهطوری که مخاطب این صفحه، اقدام(Call to Action) مورد نظر دیجیتالمارکتر را انجام دهد. اگرچه صفحات فرود نقطه فروش نهایی هستند، اما میتوان بر روی سئو آنها نیز کارکرد.
سئو صفحه فرود (Landing Page SEO) یعنی بهینهسازی صفحاتی که هدف اصلی آنها تبدیل کاربر به لید یا مشتری است؛ نه صرفاً جذب ترافیک. چون شما هم روی جذب پروژه فریلنسری و پرسونال برندینگ کار میکنید، سئو صفحه فرود برایتان کاملاً حیاتی است.
اهداف یک صفحه فرود
همانطور که در بالا گفته شد یک لندینگپیج میتواند بازخوردهایی ازسرنخهای بدست آمده درکمپینهای تبلیغاتی را به مدیران فروش انتقال دهد. یک لندینگپیج معمولا به سه هدف زیر ایجاد میشود:
فروش مستقیم محصولات یا خدمات
جذب مخاطب و دریافت اطلاعات از او(ایمیل، تلفن و..)
اطلاع رسانی و دادن آگاهی به قصد برندسازی
همانطور که در اهداف بالا مشخص است یک صفحهفرود حتما باید دارای یک call to action باشد. طراحی صفحات فرود از آن جهت اهمیت دارد که تمامی ترافیک ایجاد شده در یک کمپین تبلیغاتی به سمت آن میآید. اگر صفحات فرود به درستی عمل نکنند تمامی هزینههای کمپین تبلیغاتی به هدر خواهد رفت.
سئو صفحه فرود چیست؟
صفحه فرود صفحهای است که کاربر بعد از کلیک روی:
نتیجه گوگل
تبلیغات
لینک شبکههای اجتماعی
وارد آن میشود و باید یک اقدام مشخص انجام دهد:
تماس
ثبتنام
خرید
ارسال فرم
پس در سئو لندینگ پیج، Conversion + SEO با هم مهماند.
ویژگیهای یک صفحهفرود خوب
لندینگ پیج کتابراه
در طراحی لندینگپیجها باید به اهداف کمپین تبلیغاتی توجه کنیم و براساس این اهداف صفحات فرود خود را طراحی کنیم. یک صفحهفرود خوب باید دارای ویژگیهای عمومی زیر باشد:
بهتر است صفحهفرود شلوغ نباشد و اقدامی(CTA) که انتظار داریم کاربر در آن صفحه انجام دهد کاملا مشخص و واضح باشد.
یک لندینگپیج باید با تبلیغات انجام شده در رسانههای مختلف مرتبط باشد و تکمیلکننده آن تبلیغات باشد.
ابتدا یک توضیح مختصر و دکمه اقدام قرار داده شود، سپس در ادامه میتواند توضیحات تکمیلی به همراه یک ویدئو قرار بگیرد.
ارائه تخفیفات یا نقلقول از مشتریان قبلی میتواند در افزایش نرخ تبدیل(Convert Rate) تاثیر بگذارد.
باید سعی شود لندینگ پیجها حاوی یک راهحل برای برطرفکردن مشکلات کاربران یا پاسخ به نیازهای آنان باشند.
صفحات فرود جایی هستند کهکپیرایترها باید هنر تبلیغنویسی خود را به نمایش بگذارند. یک محتوای کوتاه ولی جذاب میتواند حداکثر تاثیر را بر روی مخاطب بگذارد.
ابزارهای طراحی صفحات فرود
برای طراحی صفحات فرود میتوان از ابزارهای مختلفی استفاده کرد. اگر شما از وردپرس استفاده میکنید سادهترین ابزاری که در اختیار شما قرار دارد ویرایشگر گوتنبرگ میباشد. در این ویرایشگر میتوان از انواع مولفهها برای طراحی یک صفحه فرود استفاده کرد.
استفاده از صفحهسازهایی نظیر المنتور و ویژوال کامپوزر در وردپرس نیز برای طراحی صفحههای فرود میتواند راهگشا باشد. همچنین سایت لندین به عنوان یک ابزار آنلاین برای طراحی صفحات فرود میباشد که میتوان به صورت آنلاین به طراحی یک لندینگپیج جذاب پرداخت.
دیجیتال مارکتینگ شامل مجموعهای از مهارتها است که برای موفقیت در آن باید همواره به دنبال ارتقاء دانش خود باشیم. کمپینهای تبلیغاتی در فضای دیجیتال به عنوان راهی برای افزایش فروش lمطرح هستند. صفحاتفرود هم یک بخش جداییناپذیر از یک کمپین تبلیغاتی آنلاین میباشند که باید برای افزایش احتمال موفقیت یک کمپین به آنها توجه ویژهای نمود.
چگونه سئو صفحه فرود را به خوبی انجام دهیم؟
برای اینکه صفحه فرود در نتایج گوگل دیده شود، باید مجموعهای از اقدامات کلیدی زیر را انجام داد:
اگر بخواهم خلاصه بگویم: سئو صفحه فرود یعنی متقاعد کردن کاربر + گوگل بهصورت همزمان.
سئو صفحه فرود نقطه تلاقی بازاریابی، تجربه کاربری و سئو تکنیکال است. برخلاف مقالات وبلاگی که هدفشان آموزش و جذب ترافیک است، صفحه فرود با یک هدف مشخص ساخته میشود:
تبدیل بازدیدکننده هدفمند به اقدام (Lead یا Sale)
اگر این هدف در طراحی، محتوا و سئو لحاظ نشود، حتی رتبه ۱ گوگل هم برای صفحه فرود ارزشی ایجاد نمیکند.
در دنیای دیجیتال امروزی، کمتر کسی را میتوان یافت که نام تجارت الکترونیک (E-Commerce) را نشنیده باشد. از خرید یک کتاب الکترونیکی گرفته، سفارش آنلاین غذا از طریق اپلیکیشن و… همۀ اینها نمونههایی از تجارت الکترونیک هستند. اما تجارت الکترونیکی فقط به خرید آنلاین محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از فعالیتهای تجاری را هم شامل میشود که با کمک بستر اینترنت انجام میشوند: از بازاریابی گرفته تا فروش، از خدمات مشتریان تا پرداخت آنلاین.
در سالیان اخیر، رشد بیسابقۀ استفاده از موبایل، اینترنت، موتورهای جستجو و شبکههای اجتماعی باعث شده تا تجارت الکترونیکی به یکی از مهمترین ترندهای اقتصادی قرن ۲۱ تبدیل شود. تغییر در سبک زندگی مردم، علاقه به دورکاری و خرید از راه دور، نیاز به تعادل بین کار و زندگی و… همگی در رشد تجارت الکترونیک و توسعه کسبوکارهای الکترونیکی موثر بودهاند.
تجارت الکترونیک چیست و چه کاربردی دارد؟
تجارت الکترونیک (E-Commerce) به هر گونه خرید و فروش کالا یا خدمات از طریق اینترنت گفته میشود. این تجارت میتواند بین دو فرد، دو شرکت یا یک شرکت و مشتری نهایی صورت گیرد. مهمترین ویژگی تجارت الکترونیک، انجام تمام یا بخشی از فرایند تجاری بهصورت آنلاین است. از معرفی محصول و سفارشگذاری گرفته تا پرداخت و پشتیبانی.
تعریف ساده از تجارت الکترونیک
تجارت الکترونیک یعنی استفاده از اینترنت برای انجام مبادلات مالی، بازاریابی، فروش، خدمات پس از فروش و ارتباط با مشتری.
مثالهای ملموس از تجارت الکترونیک
خرید یک موبایل از دیجیکالا؛
سفارش غذا از اسنپفود؛
رزرو بلیط هواپیما از علیبابا؛
خرید دوره آموزشی از فرادرس؛
فروش فایلهای گرافیکی در پونیشا؛
و…
کاربردهای تجارت الکترونیکی در دنیای امروز
تجارت الکترونیک بر پایه فناوریهای سطح بالا (High Tech) شکل میگیرد. از همینرو بهصورت سالیانه کاربردهای جدیدی برای آن ارائه میشود:
خرید و فروش آنلاین کالا؛
ارائه انواع خدمات دیجیتال مانند مشاوره آنلاین، رزرو وقت و…؛
بازاریابی دیجیتال و تبلیغات هدفمند؛
تراکنش مالی آنلاین و درگاههای پرداخت الکترونیک؛
جمعآوری دادههای کاربر و تحلیل رفتار مشتری؛
خدمات پس از فروش و پشتیبانی.
چرا تجارت الکترونیک اهمیت دارد؟
کاهش هزینههای عملیاتی (نیاز کمتر به فروشگاههای فیزیکی)؛
دسترسی به بازار گستردهتر در سطح ملی و جهانی؛
امکان ارائه خدمات ۷۲۴ (هفت روز هفته و ۲۴ ساعت شبانهروز)؛
انعطافپذیری در روشهای بازاریابی؛
رشد سریع و قابل اندازهگیری؛
بهبود تجربه مشتری و تسریع فرایند خرید.
تفاوت تجارت الکترونیک و کسبوکار الکترونیکی چیست؟
در ظاهر ممکن است دو واژه تجارت الکترونیک (E-Commerce) و کسبوکار الکترونیکی (E-Business) شبیه به هم باشند، اما در حقیقت این دو مفهوم تفاوتهای مهمی با یکدیگر دارند. درک این تفاوت به ما کمک میکند تا دید وسیعتری نسبت به فضای دیجیتال و مدلهای مختلف درآمدی پیدا کنیم.
تعریف تجارتالکترونیکی (E-commerce): تجارت الکترونیک به فرایند خرید و فروش کالا یا خدمات از طریق اینترنت گفته میشود. تمرکز اصلی e-commerce بر تراکنشهای مالی است. مثال: فروش آنلاین یک کتاب، فایل یا کفش از طریق فروشگاه اینترنتی یا اینستاگرام.
تعریف کسبوکار الکترونیکی (E-Business): کسبوکار الکترونیکی، مفهومی وسیعتر از تجارت الکترونیک است. کسبوکار الکترونیکی شامل کلیه فعالیتهای تجاری است که از فناوری اطلاعات و اینترنت برای مدیریت و بهبود فرایندها استفاده میکنند؛ حتی اگر خرید و فروشی نیز در کار نباشد. مثال:
مدیریت منابع انسانی آنلاین؛
ارتباط با تامینکنندگان از طریق پورتال؛
اتوماسیون فرایندهای سازمانی؛
خدمات پشتیبانی مشتری از طریق تیکت یا ربات گفتگو؛
و..
جدول مقایسهای تجارت الکترونیک و کسبوکار الکترونیکی
ویژگی
تجارت الکترونیک یا E-Commerce
کسبوکار الکترونیکی یا E-Business
دامنه فعالیت
محدود به خرید و فروش
شامل تمام فعالیتهای تجاری
تمرکز اصلی
فروشگاه آنلاین، پرداخت اینترنتی
مدیریت کسبوکار از طریق اینترنت
مثال
خرید کفش از دیجیکالا
سیستم ارتباط با مشتری در دیجیکالا
نوع ارتباط
اغلب با مشتری نهایی
با مشتری، کارمندان، شرکا، تامینکنندهها
آشنایی با انواع مدلهای تجارت الکترونیک
تجارت الکترونیکی فقط محدود به فروش کالا در فروشگاههای اینترنتی نیست؛ بلکه اَشکال مختلفی دارد که بسته به نوع تعامل بین فروشنده و خریدار، به چند دسته اصلی تقسیم میشود. شناخت این مدلها برای انتخاب مسیر مناسب کسبوکار دیجیتال، بسیار کلیدی است. در ادامه با مهمترین مدلهای تجارت الکترونیک آشنا میشویم:
۱- مدل تجارت الکترونیک B2C یا فروشگاه به مصرفکننده (Business to Consumer)
این مدل، رایجترین نوع تجارت الکترونیک است که در آن یک شرکت یا برند، بهطور مستقیم به مصرفکننده نهایی کالا یا خدماتی را میفروشد. مثلا خرید از دیجی کالا، سفارش غذا از اسنپفود، خرید لباس از سایت بانیمد و…
ویژگیها:
مناسب برای راهاندازی فروشگاه اینترنتی؛
نیازمند بازاریابی و برندینگ قوی؛
رقابت بالا، با امکان رشد سریع (البته در صورت انتخاب استراتژی مناسب).
۲- مدل تجارت الکترونیک B2B یا فروش شرکت به شرکت (Business to Business)
در این مدل، خدمات یا محصولات بین دو کسبوکار رد و بدل میشوند. مثلا یک شرکت تولیدکننده، محصولات خود را به یک شرکت توزیعکننده میفروشد. نمونههای دیگری از این مدل را میتوان عمدهفروشی لوازم یدکی، فروش نرمافزار CRM به سایر شرکتها، ارائه خدمات سئو به کسبوکارهای اینترنتی و… دانست.
ویژگیها:
معاملات بزرگتر، اما مشتریان محدودتر؛
چرخه فروش طولانیتر؛
نیازمند ارتباط و مذاکره حرفهای.
۳- مدل تجارت الکترونیک C2C یا مصرفکننده به مصرفکننده (Consumer to Consumer)
در این مدل، کاربران عادی به یکدیگر کالا یا خدماتی را میفروشند و پلتفرمها نقش واسطهای دارند. نمونههایی از این مدل را میتوان فروش کالای دست دوم در دیوار، مزایده محصول در سایتهای حراجی، ارائه خدمات فریلنسری در سایتی مانند پونیشا و… دانست.
ویژگیها:
بدون واسطه و مستقیم؛
مناسب برای ایجاد بازارهای آنلاین؛
چالش اصلی، اعتبارسنجی فروشنده/خریدار.
۴- مدل تجارت الکترونیک C2B یا مدل از فرد به شرکت (Consumer to Business)
در این مدل، افراد خدمات یا محتوایی را به شرکتها ارائه میدهند. مدل C2B کمتر شناخته شده است ولی به شدت پتانسیل رشد دارد. مثالهایی که از این مدل میتوان عنوان کرد: فریلنسری تولید محتوا برای وب سایت، ارائه عکس یا ویدیو به برندها توسط کاربران، پیشنهاد ایده یا طراحی از سوی مخاطب و…
ویژگیها:
وابسته به مهارت یا دارایی کاربر؛
مناسب برای درآمدزایی فردی؛
برندها در این مدل میتوانند با جامعه هدف مخاطب کنند.
۵- مدل دولت و تجارت B2G/G2C
مدلهایی که در آن کسبوکارها با دولت تعامل دارند (B2G) یا دولت خدماتی را به شهروندان ارائه میدهد (G2C) نقش مهمی در توسعه e-commerce دارند. مثالهایی از این مدل را میتوان در مناقصههای اینترنتی برای پیمانکاران دولتی، پرداخت قبوض یا عوارض در درگاه دولت، ثبتنام در سامانههای بیمه یا مالیات عنوان کرد.
ویژگیها:
نیاز به بوروکراسی بیشتر؛
نیاز به مجوز یا تاییدیههای دولتی؛
سود بالا در پروژههای بزرگ.
مدل
طرفین تعامل
مثال ایرانی
مناسب برای
B2C
کسبوکار با مصرفکننده
دیجیکالا
فروشگاهها، برندهای مصرفی
B2B
کسبوکار با کسبوکار
زرینپال، فراتکنو
نرمافزارها، تولیدکنندهها
C2C
کاربر با کاربر
دیوار، شیپور
بازارهای آنلاین، اپها
C2B
فرد با شرکت
پونیشا، انجام میدم
فریلنسرها، طراحان، نویسندهها
B2G/G2C
شرکت با دولت/ دولت با شهروند
سامانههای دولتی، بیمهها
پروژههای سازمانی و خدمات عمومی
مزایای تجارت الکترونیک برای کسبوکارها
تجارت الکترونیکی نهتنها روش خرید و فروش را متحول کرده، بلکه مدل کسبوکارها، نحوه بازاریابی، ارتباط با مشتری و حتی توسعه بازار را نیز دگرگون ساخته است. در ادامه به مهمترین مزایای تجارت الکترونیک برای کسبوکارها میپردازیم:
کاهش هزینههای عملیاتی؛
دسترسی به بازارهای وسیعتر؛
بازاریابی هدفمند و قابل اندازهگیری؛
بهبود تجربه مشتری (Customer Experience)؛
جمعآوری و تحلیل دادههای رفتاری؛
انعطافپذیری و مقیاسپذیری؛
فروش ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته؛
افزایش وفاداری مشتریان.
چالشها و محدودیتهای تجارت الکترونیک در ایران
با وجود رشد چشمگیر فروشگاههای آنلاین و استقبال روز افزون مردم از خرید اینترنتی، تجارت الکترونیکی در ایران همچنان با چالشها و محدودیتهایی مواجه است که اگر از آنها آگاه نباشیم، میتوانند مانع رشد کسبوکارمان شوند:
ضعف در زیرساختهای شبکه و اینترنت؛
مشکلات ساختاری صنعت حملونقل؛
بیاعتمادی برخی از مشتریان به خرید اینترنتی؛
نوسانات شدید اقتصادی و نرخ ارز؛
محدودیتهای مالی، بانکی و تحریمها؛
رقابت بالا در بازارهای عمومی؛
چالش در تولید محتوای حرفهای و سئو؛
مشکلات حقوقی، مالیاتی و عدم قانونگذاری شفاف.
نقش فناوری در توسعه تجارت آنلاین
تجارت الکترونیک، بدون فناوری امکان رشد سریع ندارد. در واقع این فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) است که به کسبوکارها اجازه میدهد، محصولات و خدمات خود را بهصورت آنلاین عرضه کرده، با مشتریان تعامل کنند و پرداختها را بهصورت دیجیتال انجام دهند. فناوری نهتنها پایهگذار تجارت الکترونیک محسوب میشود، بلکه موتور رشد و نوآوریهای بعدی نیز خواهد بود. فناوری در تجارت الکترونیک نقش کلیدی دارد:
فراهمسازی زیرساخت دیجیتال برای خرید و فروش؛
سرعتبخشی به فرایندهای خرید و پشتیبانی؛
امکان تحلیل دادهها و تصمیمگیری هوشمند؛
افزایش امنیت در پرداخت و حفظ اطلاعات کاربران؛
توسعه ابزارهای بازاریابی دیجیتال؛
امکان مقیاسپذیری و گسترش سریع کسبوکار؛
ظهور فناوریهای نوین مثل هوش مصنوعی و بلاکچین.
چگونه وارد دنیای تجارت الکترونیک شویم؟ راهنمای گام به گام
ورود به دنیای تجارت الکترونیک شاید در ظاهر ساده باشد، اما اگر میخواهید در این زمینه موفق باشید و به درآمد پایداری برسید، باید آن را اصولی، حرفهای و مرحله به مرحله ادامه دهید:
گام اول: انتخاب زمینۀ مناسب (Niche)
اولین قدم برای موفقیت در تجارت آنلاین، انتخاب یک بازار هدف مشخص است. باید به درستی بدانید که به چه کسی، چه چیزی را میفروشید و چرا آنها باید از شما خرید کنند.
گام دوم: انجام تحقیق بازار و کسب شناخت کافی از رقبا
بدون شناخت دقیق از بازار و رقبا، مسیرتان نامشخص است. در این مرحله به بررسی گوگل ترندز، سایت رقبا، شبکههای اجتماعی و انجام پرسشنامههای آنلاین اقدام کنید تا اطلاعات و بینش لازم را بهدست آورید.
گام سوم: انتخاب مدل کسبوکار و تامین کالا
براساس موضوعی که برای تجارت الکترونیک انتخاب کردهاید، یک مدل کسبوکار (همکاری در فروش، عمدهفروشی، خرید اکانت یا اشتراک، دراپ شیپینگ، مارکت پلیس و…) را انتخاب کنید.
گام چهارم: ساخت فروشگاه اینترنتی
برای شروع تجارت الکترونیکی به یک وب سایت فروشگاهی حرفهای نیاز دارید. برای شروع به سراغ یادگیری وردپرس و طراحی سایت فروشگاهی با ووکامرس بروید. البته برای بازاریابی آنلاین میتوانید از شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام هم استفاده کنید.
گام پنجم: اتصال به درگاه پرداخت و نصب افزونههای ارسال کالا
بعد از ساخت فروشگاه اینترنتی، باید امکان پرداخت آنلاین و ارسال کالا از طریق پست یا تیپاکس را فراهم کنید. برای شروع، اینماد و کد مالیاتی بگیرید و از درگاههای واسطه مانند زرینپال، پیپینگ و… استفاده کنید.
گام ششم: تولید محتوا و بهینهسازی سئو
اگر میخواهید در نتایج گوگل دیده شوید، باید محتواهای ارزشمند و سئو شده را تولید کنید. سئو فروشگاه اینترنتی در کنار کنار بازاریابی شبکههای اجتماعی، ستون موفقیتتان در راهاندازی کسبوکار آنلاین است.
گام هفتم: تبلیغات و بازاریابی دیجیتال
بدون جذب مخاطب، فروشی در کار نیست! حالا زمان معرفی فروشگاهتان از طریق روشهای زیر به مخاطبان هدف است:
وفادارسازی مشتری، با ارائه خدمات خوب ساخته میشود. اگر میخواهید مشتریان کسبوکارتان حفظ و تعداد آنها افزایش یابد، باید:
با مشتری در تعامل باشید؛
سیستم پشتیبانی آنلاین و سریع داشته باشید؛
بازخورد بگیرید و بهطور دایمی تجربه مشتریان را در خرید بهبود دهید.
نمونههایی از کسبوکارهای موفق در تجارت الکترونیک
نمونههای ایرانی:
دیجیکالا؛
اسنپ؛
باسلام؛
بانیمد؛
دیجیاستایل؛
دیوار؛
ترب؛
علی بابا؛
موپن؛
و…
نمونههای خارجی:
آمازون؛
علی بابا؛
شاپیفای؛
و…
آینده تجارت الکترونیک در ایران و جهان
تجارت الکترونیک دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه ضرورتی برای بقا و رشد هر کسبوکاری است. با پیشرفت سریع فناوری، تغییر سبک زندگی مردم و جهانی شدن ارتباطات، آینده تجارت الکترونیکی پر از فرصت، رقابت و تحول خواهد بود. آینده تجارت الکترونیک مبتنی بر موارد زیر است:
رشد فناوریهای پیشرفته مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی (AR/VR)، بلاکچین، اینترنت اشیا، متاورس و… تجارت الکترونیک را متحول خواهد کرد؛
تغییر الگوی مصرف مشتریان و تقاضا برای سفارشیسازی کالاها افزایش خواهد یافت؛
رشد فروشگاههای آنلاین محلی باعث افزایش اعتماد به خرید اینترنتی میشود.
دانلود رایگان جزوه آموزشی تجارت الکترونیک دانشگاه علمی کاربردی
در درس تجارت الکترونیک رشته فناوری اطلاعات در دانشگاه علمی کاربردی سعی میشود تا به دانشجویان مقطع کارشناسی، مفاهیم کلیدی و البته کاربردی آموزش داده شود تا دانشجویان از پتانسیل لازم برای ورود به بازار کار یا ایجاد خود اشتغالی برخوردار شوند. در جزوه تجارت الکترونیک دانشگاه علمی کاربردی سرفصهای زیر تدریس میشود:
تجارت الکترونیک دیگر یک مدل تجاری لوکس یا فانتزی نیست؛ بلکه واقعیت امروز و آیندۀ اقتصاد جهانی است. از دیجیکالا و آمازون گرفته تا فروشگاههای سنتی یا خانگی و پیجهای اینستاگرامی، همه میتوانند با کمی برنامهریزی و کمترین هزینه مالی یا زمانی به سهم مناسبی از بازار برسند و رشد سریعی را تجربه کنند. در این مقاله مقدماتی از تجارت الکترونیک را مطرح کرده و جزوه درس تجارت الکترونیکی مهندس مسعود معاونی در دانشگاه علمی کاربردی را برای دانلود رایگان در اختیارتان قرار دادیم.
چشمانداز آیندۀ بازاریابی به سمت دیجیتالی شدن در حال حرکت است و کسب و کارهای بیشتری در حال آماده شدن برای حضور در فضای دیجیتال مارکتینگ هستند. طراحی وبسایتها، فروشگاههای اینترنتی و شبکههای اجتماعی مهمترین فناوریهای دیجیتالی هستند که شرکتها از آنها برای معرفی محصولات یا خدمات خود استفاده میکنند. رشد فضای دیجیتال تاثیر مستقیمی بر مشاغل دیجیتال مارکتینگ گذاشته است. افزایش محبوبیت مشاغل بازاریابی دیجیتال، نیاز به آموزش تخصصی و کسب اطلاعات در این زمینه را افزایش داده است.
۱۱ مورد از محبوبترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ
مشاغل دیجیتال مارکتینگ
مشاغل دیجیتال مارکتینگ دارای تنوع زیادی هستند که هر کدام نیاز به تخصصهای خاصی دارند. در این مقاله ما به بررسی متوسط درآمد جهانی در هر شغل دیجیتال مارکتینگ پرداختهایم:
۱- مدیر رسانههای اجتماعی
برای برعهده گرفتن این شغل، داشتن تجربه در زمینۀ بازاریابی و تولید محتوا اهمیت زیادی دارد. داشتن آشنایی با اصول ارتباطات و درک کامل از پلتفرمهای مختلف شبکههای اجتماعی از الزامات این شغل است. مدیر رسانههای اجتماعی وظیفه دارد تا شرکت خود را برای حضور قدرتمند در سوشالهای مختلف آماده کند. چنین فردی در آمریکا بهطور متوسط درآمد ۴۳۰۰۰ دلاری در سال را بهدست خواهد آورد.
یک مدیر سوشال مدیا باید همکاری مستقیمی با واحد بازاریابی و فروش داشته باشد تا محصولات و خدمات شرکت را از طریق کانالهای اجتماعی در اختیار مشتریان هدف قرار دهد. او باید با تحقیقات بازاریابی و شناسایی فرصتهای کلیدی، آشنایی داشته باشد تا توانایی تقویت برند دیجیتال کسب و کار را داشته باشد.
چنین فردی باید ساختارهای محتوای کارآمد را بشناسد و توانایی اجرای کمپینهای بازاریابی را با کمک اینفلونسرها داشته باشد. نحوۀ پاسخگویی مناسب او به مشتریان کسب و کار باعث تقویت برند و افزایش اعتماد مشتریان خواهد شد.
۲- طراح گرافیک یکی از مهمترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ
برای احراز این شغل در بازاریابی دیجیتال باید در زمینه طراحی گرافیک اطلاعات کاملی داشته باشید و احساس قویی از طراحی بصری و ترکیب رنگها را در خود ایجاد کنید. چنین فردی بهطور متوسط در آمریکا ۵۰۰۰۰ دلار در سال درآمد خواهد داشت.
یک طراح گرافیک حرفهای به خوبی هویت بصری برند را شکل خواهد داد و به کسب و کار کمک میکند تا در فضای دیجیتال از رقبای خود متمایز شود. طراح گرافیک با تهیۀ بروشورها، پوسترها، پستهای رسانههای اجتماعی، بنرها، لوگوها، ایمیلها، اینفوگرافیکها، طراحی بستهبندی محصولات و آمادهسازی تصاویر مورد نیاز در فروشگاه اینترنتی یکی از مهمترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ را برعهده میگیرد.
طراحان گرافیکی باید یکپارچگی هویت بصری برند را با طرحهای خود حفظ کنند و با رعایت اصول تعیین شده در برند بوک، ماندگاری برند دیجیتال در ذهن مشتریان را رقم بزنند. چنین فردی باید دارای ارتباطات قوی باشد تا بتواند در طراحیهای خلاقانه خود دیدگاه مشتریان را هم لحاظ کند.
۳- طراح رابط کاربری و تجربه کاربری
از مشاغل دیجیتال مارکتینگ که نیاز به آموزش رسمی دارد و با کسب تجربه در زمینه طراحی رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX)،نرمافزارهای طراحی گرافیک و طراحی وب میتوان به احراز این موقعیت شغلی پرداخت. یک طراح رابط کاربری در آمریکا درآمد متوسط سالیانه در حدود ۹۴۰۰۰ دلار خواهد داشت.
طراحان تجربه کاربری وظیفه بهبود تعامل کاربران با یک محصول یا خدمت دیجیتال را برعهده دارند. آنها سعی دارند تا استفاده از یک محصول یا خدمت را تا جایی که امکان دارد برای کاربران آسان، موثر و دلپذیر کنند.
آنها ممکن است بهبود تجربه کاربری یک وبسایت یا اپلیکیشن را برعهده داشته باشند یا ممکن است تمرکز خود را بر روی محصولات دیگری مانند خودروها، فروشگاههای فیزیکی، محصولات کاربردی و.. قرار دهند. همچنین آنها مسئولیتهایی در زمینه کاربر پژوهی، جمعیتشناسی، شناخت پرسونا، آنالیز رقبا، تولید محصولات نمونه و تست خدمات را برعهده میگیرند.
از طرفی دیگر، طراحان رابط کاربری ارتباط نزدیکی با طراحان تجربه کاربری دارند، بهطوری که حتی زیر مجموعۀ آنها در نظر گرفته میشوند. طراحی تجربه کاربری ممکن است مربوط به محصولات فیزیکی یا دیجیتال باشد، اما طراحی رابط کاربری فقط به محصولات دیجیتال مرتبط میشود.
طراحان رابط کاربری وظایفی مانند آمادهسازی تایپوگرافی، تصاویر، نمادها، دکمهها، رنگها و طراحی واکنشگرا را بر عهده دارند. آنها یک رابط بصری تعاملی و جذاب را ایجاد میکنند. یک طراح رابط کاربری با تحقیق بر روی رقبا، ایدههای خلاقانهای را برای طراحی اپلیکیشن یا وبسایت پیدا میکند و تاثیر مستقیمی بر رشد کسب و کار آنلاین و میزان فروش آن خواهد داشت.
برای احراز این شغل دیجیتال مارکتینگ باید تجربه کافی در بازاریابی، درک عمیق از مفاهیم سئو و شناخت کافی از پلتفرمهای انتشار محتوا و ابزارهای تحلیلی را داشته باشید. چنین شغلی متوسط درآمد سالانه ۴۷۰۰۰ دلاری در آمریکا دارد.
یک متخصص بهینهسازی موتور جستجو (SEO) بهترین شیوههای سئو را برای وبسایتهای شرکت پیدا میکند و با آنالیز نتایج سعی میکند تا در سریعترین زمان، نتایج مورد انتظار کسب و کار را بهدست آورد.
سئو یکی از جنبههای مهم بازاریابی دیجیتال است و میتوان مدعی شد که یکی از مهمترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ است که به دیده شدن یک برند در فضای وب کمک کرده و موجب دسترسی مشتریان به محصولات و خدمات میشود.
متخصصان سئو با توسعۀ استراتژیهای ایدهآل به بهینهسازی سئو داخلی (On-Page) و سئو خارجی (Off-Page) میپردازد. آنها با بسیاری از استراتژیها و ترفندهای سئو آشنا هستند که با سیستم مدیریت محتوای آنها سازگار است.
بهعنوان مثال یک متخصص سئو باید با تحقیق کلمات کلیدی، تنظیم ساختار پیوند و نصب افزونههای مرتبط با سئو آشنا باشد. آنها باید با بهینهسازی نرخ تبدیل، لینکسازی، نظارت بر ترافیک وبسایت، ردیابی بازار، رتبهبندی صفحات و همچنین با استفاده از ابزارهای کاربردی نظیر سرچکنسول و گوگل آنالیتیکس عملکرد کسب و کار را در فضای آنلاین بهبود دهند.
یک سئوکار باید ارتباط نزدیکی با تیمهای توسعه وب و همچنین تولیدکنندگان محتوا داشته باشد تا سایتی را طراحی و آماده کند که سازگار با اصول سئو باشد. بهعنوان مثال واکنشگرایی سایت یا سرعت آن بر روی سئو تاثیر دارد یا استفاده درست و متناسب از کلمات کلیدی در مقالات بر روی رتبهبندی در موتورهای جستجو تاثیر میگذارد.
متخصص سئو از مهمترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ محسوب میشود، زیرا با ایجاد یک کانال بازاریابی متفاوت، ترافیک هدفمند و ارزان قیمتی را به سمت کسب و کار انتقال میدهد که موجب رشد بازار هدف و افزایش فروش خواهد شد.
۵- تحلیلگر داده
آشنایی با آمار و مفاهیم ریاضی و همچنین دادههای بازاریابی برای چنین شغلی ضروری است. در بازاریابی آنلاین دادهکاوی (Data Mining) بر روی اطلاعات اهمیت زیادی دارد، زیرا یک تجسم واقعی از شرایط کسب و کار را در اختیار مدیران قرار میدهد که از آن برای تصمیمگیریهای کلیدی استفاده میکنند. چنین فردی سالیانه در حدود ۶۸۰۰۰ دلار در آمریکا درآمد خواهد داشت.
کار یک تحلیلگر داده، جمعآوری اطلاعات، تمیز کردن دادهها، پردازش، تجزیه و تحلیل دادهها به هدف حل مشکلات و یافتن راهکارهایی برای مقابله با چالشهای کسب و کاری است. با آنالیز اطلاعات یک تجسم بهتر از مشکلات و راهکارها در اختیار مدیران قرار میگیرد.
تحلیلگران با استفاده از نرمافزارهای کامپیوتری و ابزارهای آماری به جمعآوری دادهها، تمیز کردن آنها (حذف موارد تکراری)، نگهداری آنها در پایگاههای داده، تشخیص الگوهای رفتاری و مدلهای همبستگی و ایجاد گزارشات کاربردی میپردازند. عملکرد آنها باعث میشود تا تحقیقات بازار به شکل علمیتری انجام پذیرد و با الگوهای شناسایی شده از طریق تفسیر دادهها، استراتژی مناسبی برای بازاریابی اتخاذ گردد.
۶- توسعهدهنده وب؛ یکی از مشاغل دیجیتال مارکتینگ جذاب
طراح و توسعهدهنده وب از کاربردیترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ است. چنین فردی باید به زبانهای برنامهنویسی تسلط کافی داشته باشد و درک عمیقی از کتابخانههای توابع و پایگاههای داده داشته باشد. یک توسعهدهنده حرفهای وب در آمریکا بهطور متوسط سالانه ۷۰۰۰۰ دلار درآمد خواهد داشت. داشتن تحصیلات مرتبط و البته تجربۀ کاری در توسعه وب اهمیت زیادی دارد. خوشبختانه امروزه دورههای آموزشی آنلاین بسیاری برای برنامهنویسی وجود دارد.
سه نوع توسعهدهنده وب داریم:
Front End؛
Back End؛
Full Stack.
توسعهدهندگان فرانتاند مسئول توسعه وب در سمت کاربران هستند. در واقع آنها تمامی ظاهر وبسایتها را آماده میکنند. آنها باید با تجربه کاربری و رابط کاربری آشنایی کافی داشته باشند، زیرا با طراحی عناصر کاربردی، سر و کار دارند. توسعهدهندگان بکاند بر توسعه وب در سمت سرور تمرکز دارند. آنها ارتباط بین سرور و برنامههای کاربردی با پایگاه داده را طراحی کرده و زمینه را برای استفاده از وبسرویسها و APIها فراهم میکنند. توسعهدهندگان فولاستک به هر دو مهارت فرانتاند و بکاند تسلط کافی دارند.
برای فعالیت در زمینۀ فرانتاند و بکاند، شما نیاز دارید تا مجموعهای از مهارتهای متفاوت را در اختیار داشته باشید. توسعهدهندگان فرانتاند باید به زبانهای برنامهنویسی HTML، CSS و جاوا اسکریپت مسلط باشند. همچنین بهتر است برای توسعه وبسایتها توانایی کار با فریمورکهای بوتاسترپ یا آنگولارJS را داشته باشند.
از سویی دیگر، توسعهدهندگان وکیل بکاند باید به زبانهای برنامهنویسی سمت سرور مانند پایتون، رابی یا PHP تسلط داشته باشند. آنها همچنین باید با ساختار پایگاههای داده مانند My SQL و زیرساختهای شبکه نظیر سرورها آشنایی داشته باشند. توسعهدهندگان وب باید همیشه عملکرد وبسایت را زیر نظر قرار دهند تا در صورت بروز هر گونه مشکلی خیلی سریع آن را برطرف کنند.
۷- متخصص ایمیل مارکتینگ
آشنایی کامل با مفاهیم بازاریابی، ایمیل مارکتینگ، شیوههای تست A/B، مهارتهای کپیرایتینگ، آشنایی کافی با نرمافزارهای اتوماسیون ارسال ایمیل و ابزارهای تحلیلی از الزاماتی است که در این شغل باید داشته باشید.
در بین مشاغل دیجیتال مارکتینگ، کارشناس ایمیل مارکتینگ نقش کلیدی در بهبود نرخ تبدیل و نتیجهگیری کمپینهای بازاریابی دارد. چنین فردی بهطور متوسط سالیانه درآمدی معادل ۶۰۰۰۰ دلار در آمریکا خواهد داشت.
یک متخصص بازاریابی ایمیلی در یک شرکت یا برند با ارسال ایمیل به مشتریانی که در خبرنامه ثبتنام کردهاند به جذب سرنخهایی (Lead) برای فروش محصولات یا خدمات میپردازد. این ایمیلها حاوی اطلاعرسانی دربارۀ کمپینهای بازاریابی دیجیتال یا اطلاعرسانی دربارۀ محصولات و خدمات جدید هستند.
در بازاریابی ایمیلی از اتوماسیون ارسال ایمیل استفاده میشود. البته یک متخصص در این زمینه بایستی کاملا هدفمند به ارسال ایمیل بپردازد تا بهترین نتایج را بهدست آورد. با درک بازار و نیاز مشتریان، آنها ایمیلهایی را آماده ارسال میکنند که بر روی خرید مشتریان تاثیر مثبتی بگذارد. جمعآوری تجارب قبلی در بازاریابی ایمیلی به آنها کمک میکند تا در آینده کمپینهای موثرتری را اجرا کنند.
۸- کارشناس بازاریابی محصول
آشنایی با مدیریت محصول (Product Management) و تجربه بازاریابی، داشتن مهارت نوشتن، توانایی داستانسرایی دربارۀ محصولات، توانایی تحلیل رقابتی، انجام تحقیقات کاربربر و آنالیز دادههای محصول از الزامات این شغل دیجیتال مارکتینگ است.
یک کارشناس بازاریابی محصول بهطور متوسط سالانه ۷۰۰۰۰ دلار در آمریکا درآمد دارد. متخصصان بازاریابی محصول با تحقیقات بازار و آنالیز، بهترین استراتژیهای موثر برای ورود به بازار را شناسایی میکنند. استراتژیهایی مانند فروش متقابل (Cross Selling)،نفوذ به بازار (Market Penetration) و افزایش فروش (Upselling).
آنها از دادههایی که از طریق تحقیقات بهدست آوردهاند برای قیمتگذاری، تقسیمبندی مشتریان و اجرای بهتر کمپینهای تبلیغاتی استفاده میکنند. متخصصان مدیریت محصول، روندهای صنعت و بازار را دنبال میکنند تا از تناسب محصولات خود با نیازهای بازار و مشتریان مطمئن شوند.
یک مدیر محصول به همراه تیم روابط عمومی یا بازاریابی با ایجاد روایتهای مناسب یک نقشه راه برای محصولات ایجاد کرده و موثرترین راهکارها را برای در اختیار گذاشتن محصولات با کیفیت به مشتریان هدف پیدا میکند. آنها نقش مهمی در معرفی محصولات جدید دارند. رساندن صدای برند با استفاده از محصولات کاربردی به مشتریان، موجب رشد یک کسب و کار توسط مدیران محصول خواهد شد.
۹- کارشناس مالی در بازاریابی آنلاین
داشتن توانایی برای مدیریت بودجه و برنامهریزی در تبلیغات رسانههای اجتماعی، همچنین توانایی کار با اکسل و گوگل آنالیتیکس از مهارتهای مهم این شغل است. متخصصان مالی در بازاریابی آنلاین یکی از کلیدیترین مشاغل دیجیتال مارکتینگ را برعهده دارند که بهطور متوسط درآمدی معادل ۷۱۰۰۰ دلار در سال را در کشوری مانند آمریکا خواهند داشت.
آنها با مدیریت و بهینهسازی هزینههای یک شرکت در کمپینهای بازاریابی دیجیتال، بر روی میزان سوددهی یک کسب و کار تاثیر میگذارند. با مدیریت هزینه تبلیغات توسط آنها، منافع یک کسب و کار برآورده شده و این امکان فراهم میشود تا در صورت سودده نبودن کمپین، خیلی سریع آن را متوقف کنند تا بودجه و سرمایه کسب و کار تلف نشود.
آنها از پلتفرمهایی مانند گوگلادز بهصورت گسترده استفاده میکنند. چنین متخصصانی از سیستمهای همکاری در فروش (Affiliate Marketing) نیز به تناسب کار خود استفاده میکنند. کارشناسان مالی در امور بازاریابی دیجیتال با تمام توان خود به ردیابی بودجه تبلیغاتی، میزان بازگشت سرمایه (RoI)، نرخ ترافیک، نرخ کلیک و میزان تبدیل قرار میدهند.
یک متخصص مالی با در نظر گرفتن رقبای دیگر در بازار، راهکارهای جدیدی را برای دستیابی به اهداف ارائه میدهند. آنها با جمعآوری دادهها، گزارشات دقیقی را به مدیران کسب و کار یا ذینفعان ارائه میدهند و زمینههای لازم برای تصمیمگیری دربارۀ محتوا، استراتژی بازاریابی و بهینهسازی کمپینهای تبلیغاتی را فراهم میکنند.
۱۰- نویسنده محتوا
در بین مشاغل دیجیتال مارکتینگ، نویسندگان محتوا جایگاه ویژهای دارند زیرا نمیتوانیم هیچ کمپین بازاریابی آنلاینی را بدون تولید محتوا تصور کنیم. یک نویسندۀ محتوا باید به ارتباطات، کپیرایتینگ، نوشتن محتوای دیجیتال، محتوای سئو شده و ساختارهای CMS آشنایی داشته باشد. چنین فردی در آمریکا سالیانه در حدود ۴۷۵۰۰ دلار درآمد خواهد داشت.
یک نویسنده محتوا به هدف آگاهی از برند و ایجاد برندینگ به تولید محتوا می پردازد. این محتواها به اشکال مختلفی مانند پستهای وبلاگی، مقالات، پستهای رسانههای اجتماعی، تبلیغنویسی در کمپینهای بازاریابی یا حتی متنهای موجود در بیلبوردهای تبلیغاتی مورد استفاده قرار میگیرند. هدف از نوشتن تمامی این محتواها جذب مشتریان بالقوه است.
نویسندگان محتوا درباره موضوعات مختلف تحقیق کرده و بر اساس دانش خود، محتواهایی که مورد نیاز مخاطبان است را تولید میکنند. آنها یا خود به ویراستاری مقالات میپردازند یا با کمک ویراستاران یک محتوای ویراسته را تولید و منتشر میکنند. افزایش خوانایی محتوا موجب ارتباط بهتر مخاطبان با نوشتار آنها خواهد شد. رعایت اصول نگارش، لحن و سبک در کنار توجه به نکات سئویی در محتوا موجب میشود تا مقالات آنها مورد توجه خوانندگان قرار گیرد و موتورهای جستجو آنها را در رتبههای بالایی قرار دهند.
یک نویسنده حرفهای محتوا میتواند وبلاگ شخصی خود را راهاندازی کرده و زمینههای مختلفی برای درآمدزایی ایجاد نماید. فرصتهای متنوع برای درآمدزایی از وبلاگنویسی، امکان رشد سریع را در اختیار نویسندگان قرار داده است.
۱۱- مدیر دیجیتال مارکتینگ
آشنایی با اصول بازاریابی آنلاین و زمینههای مرتبط، دانش سئو، کپیرایتینگ، امور مالی کمپینهای بازاریابی، رسانههای اجتماعی، آنالیز وب، اصول زبانهای برنامهنویسی و.. از الزامات این شغل است. این حرفه از مشاغل دیجیتال مارکتینگ با درآمد بالا است. بهطوری که در آمریکا سالیانه یک مدیر دیجیتال مارکتینگ حرفهای در حدود ۱۲۲۰۰۰ دلار حقوق پرداخت میشود.
چنین فردی وظیفه دارد تا بهصورت پیوسته عملکرد بازاریابی دیجیتال در یک کسب و کار را بهبود دهد. کنترل زمان انجام پروژهها و رعایت تقویم محتوایی از وظایف کلیدی مدیران دیجیتال مارکتینگ است. بهطور کلی آنها وظیفۀ نظارت بر ۱۰ شغل کلیدی دیگری که قبل از این درباره آنها صحبت کردیم را برعهده دارند.
میزان تقاضای مشاغل دیجیتال مارکتینگ در ایران
هر چند که فعالیت در زمینه دیجیتال مارکتینگ در ایران مشکلات زیادی دارد و هر روز وضع قوانین و مقررات خاص باعث ایجاد چالشهایی میشود، اما واقعیت این است که فضای دیجیتال در ایران یکی از بهترین و مناسبترین شیوهها برای بازاریابی است زیرا:
هنوز ایدههای بکر زیادی برای اجرا در فضای دیجیتال وجود دارد؛
نرخ تبدیل در دیجیتال مارکتینگ بالاست؛
با داشتن تخصص، امکان اشتغال به کار در بخشهای مختلف دیجیتال مارکتینگ فراهم میشود؛
بسیاری از کسب و کارهای سنتی برای حفظ موقعیت خود در محیط وب، به سراغ روشهای دیجیتال مارکتینگ میآیند؛
تنوع در بین مشاغل دیجیتال مارکتینگ بسیار زیاد است و افراد با شخصیتها و علاقهمندیهای مختلف، امکان یافتن کار متناسب با روحیه خود را خواهند داشت؛
امکان آموزش سریع از منابع آنلاین برای تمامی مشاغل دیجیتال مارکتینگ وجود دارد.
البته کسب و کارهای آنلاین برای موفقیت در دیجیتال مارکتینگ باید به سراغ شرکتها یا افراد با تجربه در این زمینه بروند. برای دریافت راهنمایی و مشاوره بیشتر با شماره ۰۹۱۵۳۲۲۷۸۵۸ تماس بگیرید.
سخن پایانی
افزایش تقاضا برای مشاغل دیجیتال مارکتینگ در سالیان اخیر موجب شده تا افراد بسیاری به دنبال کسب اطلاعات در این زمینه باشند. در مقاله حاضر با معرفی بسیاری از ترندهای شغلی در زمینه دیجیتال مارکتینگ یک شناخت نسبی به شما ارائه کردیم تا بتوانید به انتخاب یک مسیر شغلی متناسب با علاقۀ خود بپردازید.
بازاریابی انسان به انسان (H2H Marketing)عنوان جدیدترین کتاب فلیپ کاتلر در حوزه بازاریابی است که در سال ۲۰۲۱ و توسط انشارات اشپرینگر چاپ شده است. در این کتاب به تغییرات حوزه کسب و کاری پرداخته میشود و با توجه به این تغییرات پیشنهاد اجرای یک شیوه جدید از بازاریابی با رویکرد انسانمحوری ارائه میشود. در ادامه این پست به بررسی این کتاب میپردازیم، با ما همراه باشید.
(توضیح اینکه این کتاب توسط من در استودیو دیجیتال مارکتینگ چکاد ارائه شد که شما میتوانید تصاویر این ارائه را مشاهده کنید و فایل پیدیاف را در انتهای این پست دانلود کنید؛ بازنشر این محتوا با ذکر منبع آزاد است)
بازاریابی انسان به انسان
بازاریابی چیست؟
بسیاری از کسب و کارها همچنان با مفهوم بازاریابی آشنا نیستند به همین دلیل آنها به سراغ روشهایی میروند که علیرغم صرف بودجههای بسیار، نتیجهبخشی چندانی برای آنها ندارد.
واقعیت این است که مارکتینگ:
فقط تبلیغات نیست
بازاریابی شبکهای نیست
بازنشر محتواها از یک بستر به بستر دیگری نیست
فقط داخل اینترنت و فضای مجازی نیست
برگزاری مسابقات اینستاگرامی نیست
خرید فالوور و تبلیغات بیهدف نیست
مشاورههای صد من یک غاز نیست
سخنرانیهای انگیزی نیست
پس مارکتینگ چیست؟
ست گادین کارآفرین آمریکایی در تعریف مارکتینگ میگه:
“مارکتینگ یک داستانه که مردم در زندگی خود با اون برخورد میکنند و تمایل دارند تا آن داستان را دنبال کنند و با آن داستان ارتباط برقرار کنند تا احتمالا مشکلاتشان را با کمک آن داستان حل کنند.”
ست گاردین
هم چنین ست معتقد هست که:
“اگر کسب و کاری داستانی را خلق نمیکند که با کمک آن شرایط دیگران را در یک یا چند موضوع خاص بهبود بدهد، قطعا آن کسب و کار توجهای به مارکتینگ، رشد بازار و موفقیت تجاری ندارد و به زودی دچار افول و شکست خواهد شد.”
ست گادین
اگر تمایل دارید که درباره داستانهای کسب و کاری بیشتر بدانید حتما مقالهای که قبلا در این زمینه روی سایت قرار گرفته است را بخوانید:
خوب قبل از اینکه وارد موضوع اصلی یعنی بازاریابی انسان به انسان شویم، بیایید تا کمی درباره مفهوم آکادمیک بازاریابی صحبت کنیم. متاسفانه کلمه مارکتینگ(marketing) از جمله اصطلاحاتی است که به اشتباه در زبان فارسی بازاریابی تعریف شده است.
اجزای بازاریابی
مارکتینگ از هفت جز کلیدی زیر تشکیل میشود:
همانطور که در تصویر مشاهده میکنید مارکتینگ از هفت جز زیر تشکیل میشود:
بازارگرایی: گرایش یک کسب و کار به بازار، کسب و کاری که توجهای به بازار نداشته باشد محکوم به شکست است.(البته به جز کسب و کارهای انحصاری نظیر ایرانخودرو و سایپا در ایران😎😎)
بازارشناسی: هر کسب و کاریی باید به شناخت کامل از بازار محصولات یا خدمات خود برسد.
بازاریابی: یافتن بازارهای جدید برای هر کسب و کاری ضروری است.
بازارگردی: شناخت بازار به کسب و کارها کمک زیادی میکند امّا گردش در بازار و شناخت علایق و نیازهای مشتری است که به کسب و کارهای ایدههایی خلاقانه برای تولید محصولاتی نوآورانه را میدهد. اگر محصول یا خدمتی را تولید میکنید حتما خودتان از اولین مصرفکنندگان آن باشید تا ایرادات آن را به بهترین شکل متوجه شوید.
بازارسازی: در برخی از مواقع شناسایی و یافتن بازار نمیتواند کارگشا باشد و یک کسب و کار باید به دنبال ایجاد ساخت بازارهای جدید برای خود باشد. بازارسازی در استارتاپها و محصولات نوآورانه به خوبی نمود پیدا میکند.
بازارداری: برقراری ارتباط موثر با مشتریان و حفظ بازار فعلی از جمله موضوعاتی است که در مارکتینگ باید مورد توجه قرار گیرد. بازارداری به کسب و کارها کمک میکند تا هزینه جذب مشتری جدید را به شدت کاهش دهند.
بازارسنجی: سنجش شرایط بازار، مشتریان، شرکای کلیدی و رقبا به ما کمک میکند تا بتوانیم برنامهریزی بهتری برای حضور موثر در بازار داشته باشیم.
با توجه به ۷ مولفه فوق از این به بعد هرگاه میگوییم مارکتینگ یا بازاریابی منظورمان در نظر گرفتن تمامی مولفههای فوق با یکدیگر است.
پیشنیازهای بازاریابی
چه زمانی به سراغ بازاریابی میرویم؟ زمانی که محصول یا خدمت متناسبی وجود داشته باشد و قدرت خرید هم وجود داشته باشد. اصطلاحا در چنین شرایط گفته میشود که در بازار تقاضایی وجود دارد. تقاضا زمانی ایجاد میشود که خواستهای باشد و خواسته زمانی ایجاد میشود که نیاز باشد. برای درک بهتر این سه مفهوم حتما مقالهای که در هفتهنامه شنبه منتشر شده است را مطالعه کنید.
آشنایی با استراتژیهای بازاریابی
در بازاریابی میتوان استراتژیهای مختلفی را در نظر گرفت. این استراتژیها بر حسب کسب و کار ما متفاوت خواهند بود. لیستی از این استراتژیها را میتوانید در تصویر بالا مشاهده کنید. هم چنین در مقاله زیر توضیحات کاملی درباره این استراتژیها داده شد.
خوب تا اینجا به مقدماتی درباره صنعت بازاریابی پرداختیم. امّا بزرگترین چالشی که در بازاریابی با آن مواجه هستیم، چیست؟
بزرگترین چالش بازارابی را میتوان عدم توازن بین مشتری و یک کسب و کار دانست. گسترش اینترنت و فناوریهای سطح بالا بزگترین عامل ایجاد این عدم توازن است.
تغییرات گسترده در صنعت بازاریابی باعث شده است که مفاهیمی که در بازاریابی سنتی با آن مواجه بودیم زیاد کاربردی برای این روزهایمان نداشته باشند. مفاهیم همچون آمیخته بازاریابی و نقش عواملی همچون محصول، قیمت، موقعیت مکانی و ترویج در بازاریابی مدرن به حداقل رسیده است(توجه کنیم که این عوامل از بین نرفته است بلکه نقش کمرنگ تری را پیدا کردهاند).
برای اینکه یک کسب و کار موفق شود باید بتواند رضایت سه دسته زیر را جلب نماید:
شرکای کلیدی یا بنیانگذاران یک کسب و کار
مشتریان یا مخاطبان کسب و کار
پرسنل و نیروهای شاغل در یک کسب و کار
جلب رضایت سه دسته فوق کار سادهای نیست چرا که همیشه بین سه دسته فوق بحث تعارض منافع وجود خواهد داشت. نکته قابل توجه این است که هر سه عاملی که در بالا نام بردیم از جنس انسان هستند.
همین موضوع باعث میشود تا مفاهیم سنتی کسب و کار به سمت مفهوم جدیدتری به نام بازاریابی انسان به انسان سوق داده شوند.
بازاریابی انسان به انسان چیست؟
بازاریابی انسان به انسان یک چارچوب نظری است که بر خلاف مدلهای قبلی کسب و کار، انسان را به جای محصول یا خدمت مورد توجه قرار میدهد. در انسان به انسان رشد کسب و کار در کنار پایداری آن مدنظر است. توجه بازایابی H2H به اخلاق و مشارکت انسانی باعث میشود تا ارزشآفرینی ایجاد شده بر پایه اخلاق حرفهای کار تنظیم شود.
جایگاه بازاریابی انسان به انسان
توجه به منفعت کسب و کار و منفعت مشتریان میتواند ۴ جایگاه متفاوت بازاریابی را ایجاد کند.
این ۴ جایگاه عبارتند از:
بازاریابی غیر موثر: عدم توجه به منفعت مشتریان ومنفعت کسب و کار
بازاریابی غیر عادی: توجه بیش از حد به منفعت مشتریان و عدم توجه به منفعت کسب و کار
بازاریابی غیر اخلاقی: توجه بیش از حد به منفعت کسب و کار و عدم توجه به منافع مشتریان
بازاریابی موثر یا همان بازاریابی انسان به انسان: توجه همزمان به منافع کسب و کار و منافع مشتریان
اجزای کلیدی بازاریابی انسان به انسان
بازاریابی انسان به انسان از سه جزء کلیدی:
تفکر طراحی
ارائه خدمت ارزشمند
دیجیتالیزه شدن
تشکیل میشود که این سه جزء مهم با مدیریت، مدل ذهنی و فرآیندها به یکدیگر مرتبط میشوند.
تفکر طراحی در بازاریابی انسان به انسان
تفکر طراحی فرآیند ایجاد ایدههای جدید و نوآورانه برای حل یک مسئله خاص است. تفکر طراحی، تمرکز خود را بر روی کاربر نهایی میگذارد و سعی بر ایجاد تغییر و انعطافپذیری با توجه به نیاز بازار و پاسخگویی به مشتریان دارد.
در تفکر طراحی با یک چرخه مواجه هستیم که هیچگاه متوقف نمیشود و همیشه سعی دارد تا بهبود بیشتری پیدا کند:
بررسی نیاز مشتریان
تعریف مسئله در مشتری خاص
ایدهپردازی
مدلسازی
تست و ارزیابی
ارائه خدمت در بازاریابی انسان به انسان
در بازاریابی انسان به انسان مشتریان کالا یا خدمتی را نمیخرند مگر اینکه:
خدمت خریداری شده توانایی ایجاد یک خدمت جدید را برای آنها داشته باشد. خدمتی که خود ایجاد کننده یک ارزش باشد.
در دیدگاه سنتی خدمات استانداردی به مشتریان ارائه میشد و مشتری ارزش ایجاد شده توسط آن خدمت را مصرف میکرد ولی در بازاریابی انسان به انسان خدمات سفارشیسازی شدهای به مشتری ارائه میشود ومشتری از ارزشی که از خدمت بدست میآورد یک ارزش جدیدی را خلق میکند.
تحول دیجیتالی در بازاریابی انسان به انسان
وجود مفاهیم جدیدی همچون اینترنت داده، اینترنت مردم، اینترنت اشیا و سرویسهای متنوع اینترنتی باعث شده تا بازاریابی با تغییرات زیادی مواجه شود. تحول دیجیتالی یا دیجیتالیزه شدن به مجموعهای از اقدامات سازمان برای بکارگیری تکنولوژیهای جدید دیجیتالی و بهرهبرداری از منافع آنها برای رشد حداکثری گفته میشود.
نقش مدل ذهنی در بازاریابی انسان به انسان
در بازاریابی انسان به انسان زمانی میتوانیم به موفقیت برسیم که چارچوب H2H در کل سازمان و حتی در بین مشتریان جاری و ساری شود. زیرا همانطور که گفتیم شرکای کلیدی، مشتریان و نیروهای انسانی یک سازمان بر روی منافع یکدیگر تاثیر دارند و برای موفقیت بازاریابی انسان به انسان باید تمامی این عوامل به یک مدل ذهنی برسند.
روند تغییرات بازاریابی
تا سال ۱۹۹۰ توجه شرکتها بر روی محصول بود. ارائه یک محصول خوب میتوانست سهم بزرگی از بازار را در اختیار یک برند بگذارد. بعد از آن تا سال ۲۰۱۰، شرکتها بر روی اهداف تجاری خود تمرکز داشتند. از ۲۰۱۰ تا ۲۰۳۰ تمرکز بر روی شخصیسازی خدمات برای مشتریان میباشد که بارزترین ویژگی بازاریابی انسان به انسان میباشد. بنابراین باید برای پیادهسازی این مدل در سازمان اقدامات لازم را انجام دهیم.
اقتصاد توجه یکی از مفاهیمی است که در سالیان اخیر مطرح شده است. حدود ۵۰ سال پیش، دستیابی به اطلاعات کار سختی بود. برای پیداکردن یا خرید یک کتاب لازم بود از شهری به شهر دیگر رفت. برای دریافت اخبار، همه مجبور بودند تا روزنامهها یا مجلّات را خریداری کنند.
امروزه ما از طریق گوشیهای هوشمند خود محتواهایی را از منابع مختلف نظیر پیامکها، اینستاگرام، لینکدین، توئیتر، وبسایتها و.. دریافت میکنیم. محتواهایی که سعی دارند اطلاعاتی را به ما انتقال دهند و آگاهی ما را نسبت به موضوعات مختلف افزایش دهند.
توجه چیست؟
اقتصاد توجه و رشد کسب و کارها
توجه یک فرآیند شناختی است که در آن ذهن انسان با تمرکز بر روی محرکهای محیطی سعی میکند تا با تمام وجود موضوعی را درک و نسبت به آن عکسالعمل نشان دهد. از آنجایی که امروزه دغدغهای برای جمعآوری اطلاعات نداریم و بصورت مستمر حجم عظیمی از اطلاعات را دریافت میکنیم، شاهد بحرانی به نام کمبود توجه (Scarcity of Attention) هستیم.
ویژگ مهم عصر اطلاعات این است که ما در حجم عظیمی از دادههایی که از منابع مختلف بدست میآوریم، غرق میشویم. در علم اقتصاد هر چیزی که دچار کمبود شود میتواند دارای ارزش شود و مورد بررسی جدّی قرار گیرد. عدم توجه مخاطبان به محتواهایی که در رسانههای مختلف منتشر میشود علمی را به نام اقتصاد توجه (economy attention) بوجود آورده است.
بزرگترین مشکلی که رسانهها با آن مواجه هستند، جلب توجه مخاطبان و ارزشآفرینی برای آنها میباشد. اقتصاد توجه به دنبال یافتن بهترین راهحلها برای افزایش توجه مخاطبان به موضوعات مختلف میباشد.
تاریخچه اقتصاد توجه
انسانها ظرفیت محدودی برای دریافت محتوا و پیامها از محیط اطراف خود دارند. به همین دلیل افزونی اطلاعات موجب بیتوجهی آنها به محتواها میشود. ما در عصر اطلاعات دیگر مشکلی برای یافتن دادههای مورد نیاز خود نداریم. حتی در بسیاری از مواقع با مشکل سرریز اطلاعات هم مواجه هستیم. همین موضوع باعث شد تا هربرت سایمون برنده جایزه نوبل اقتصاد(۱۹۷۸) عنوان کند:
” در جهانی که اطلاعات فراوانی وجود دارد، جامعه به مرور زمان دچار فقر توجه خواهد شد.”
هربرت سایمون
اقتصاد توجه زیرمجموعه اقتصاد رسانه است که در آن سعی میشود تا شیوههای جدیدی برای تطابق دنیای متناهی توجه انسانها و دنیای نامتناهی اطلاعات ارائه شود.
ضرورت نیاز به اقتصاد توجه
در حالی که این مقاله را میخوانیم
بیش از ۵۳۰۰۰ کتاب بر روی کتابخانههای آنلاین بارگذاری شده است که برای مطالعه آن باید بیش از ۱۴۵ سال زمان گذاشت
در هر دقیقه بیش از ۴۰۰ ساعت فیلم بر روی یوتیوب بارگذاری میشود
و..
پس میتوان گفت که چالش امروز یافتن محتوا برای مشاهده یا خواندن نیست، بلکه ایجاد توجه در خوانندگان مهمترین کاری است که مدیر یک رسانه باید بتواند آن را انجام دهد.
بحران کمبود توجه
توجه را میتوان دقت ذهنی به یک موضوع دانست. برای اینکه بتوانیم از اطلاعات به درستی استفاده کنیم باید بر روی یک موضوع مشخص تمرکز داشته باشیم. وقتی ما توجه خود را بر روی چندین موضوع میگذاریم، تمرکز خود را از دست میدهیم.
انسانها هرچقدر هم برنامهریزی کنند تنها ۲۴ ساعت را در شبانهروز در اختیار دارند. بنابراین ظرفیت توجه در انسانها محدود است و هر چقدر اطلاعات زیادی به آنها داده شود تنها میتوانند اطلاعات محدودی را پردازش کنند. اطلاعات بیش از حد، بحرانی به نام کمبود توجه را بوجود میآورد.
مهمترین وظیفه علم اقتصاد تخصیص درست منابع کماب به افراد تعریف شده است. وقتی توجه نیز کمیاب شود نیاز است تا با کمک علم اقتصاد این منبع محدود را به درستی در اختیار افراد بگذاریم و این سر منشاء ایجاد اقتصاد توجه محسوب میشود.
کمتر کسب و کاری را میتوان پیدا کرد که علاقمند باشد تا مورد بیتوجهی قرار گیرد و دیده نشود. زیرا کسب و کارها به تجربه به این واقعیت رسیدهاند که اگر بتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند، خواهند توانست این توجه را به سمت یک محصول و خدمت ببرند و میزان فروش خود را افزایش دهند.
انتقال توجه در اکثر موارد موجب درآمدزایی سریع برای یک بیزینس خواهد شد. نمونههایی از انتقال توجه را میتوان در تبلیغات تلویزیونی، اسپانسری روی لباس یازیکنان فوتبال، خطاب قرار گرفتن یک برند توسط مجری در یک همایش بزرگ و بین المللی و تکرار نام یک برند در بیلبوردهای شهری مشاهده کرد.
ارتباط بازاریابی و توجه
بازاریابی با برداشت ما از توجه مرتبط است. هدف از بازاریابی تاثیرگذاری بر رفتار مخاطب است. در بازاریابی سعی دارد تا مصرفکنندگان را به خرید یک محصول یا خدمت ترغیب کند. مدلهای بازاریابی، سطوح مختلفی از توجه را ایجاد میکنند. توجه مهمترین ابزار برای متقاعد سازی دیگران در بازاریابی است. در بازاریابی ما به دنبال تاثیرگذاری بر رفتار مخاطبان هستیم. توجه یک دریچه برای ورود به ذهن افراد است و شرط لازم برای ارتباط موفق با مشتری میباشد. بنابراین اگر به دنبال رشد بازار محصولات یا خدمات خود هستیم باید به اقتصاد توجه و راههای توسعه آن توجه کافی داشته باشیم.
نقش اقتصاد توجه در رشد کسب و کارها
اینترنت را میتوان بزرگترین مهندسی اجتماعی در طول تاریخ بشر دانست. استفاده از اینترنت در ابعاد مختلف زندگی جوامع رسوخ پیدا کرده است. در حال حاضر مهمترین مظهر توجه را میتوان در رسانههای اجتماعی پیدا کرد. کسب وکارهای کوچک، متوسط و حتی بزرگ به خوبی پیبردهاند که رسانههای اجتماعی نظیر فیسبوک، لینکدین، اینستاگرام، توئیتر، وبسایتهای خبری و.. میتوانند به عنوان یک منبع مناسب برای جلب توجه مخاطبان و هدایت آنها به سوی خرید یک محصول یا خدمت عمل نمایند. امّا ما در حال رسیدن به اوج اشباع در رسانههای دیجیتال هستیم چرا که جذب توجه دیگران نیازمند رقابت شدیدی است. بزرگترین مشکلی که بیزینسهای امروزی با آن مواجه هستند ناتوانی در جلب توجه و اقناع مخاطبان خود در رسانههای اجتماعی میباشد. علت این ناتوانی، کثرت محتواهای تولیدی در این قبیل از مدیاها است.
به همین دلیل توجه را میتوان یک واحد پولی رایج در اقتصاد رسانه دانست. اگر میخواهیم از رسانههای اجتماعی برای رشد کسب و کار خود استفاده کنیم باید به تقویت اقتصاد توجه بپردازیم. تولید محتوای باکیفیت، جذاب و البتّه آگاهی بخش میتواند نقش مهمی را در جلب توجه مخاطب و ارزشآفرینی برای کسب و کارها در شبکههای اجتماعی ایفا کند.
آینده اقتصاد توجه
اقتصاد توجه بیش از هر چیزی به خلاقیت نیاز دارد. از آنجا که جلب توجه مخاطب کار آسانی نیست، باید با استفاده از روشهای نوآورانه نظر مخاطب را به سمت یک موضوع جلب کرد.
استفاده از فناوریهای سطح بالا نظیر واقعیت افزوده از جمله شیوههایی است که بسیاری از شرکتها نظیر فیس بوک برای جلب نظر مخاطبان خود به سراغ آن رفتهاند.
امّا برخی از شرکتهای دیگر از ایدههای جذاب و البتّه سادهتری برای کسب توجه مخاطبان استفاده میکنند. آنها بخشی از پولی که از راه تبلیغات کسب میکنند را بین مخاطبان خود تقسیم میکنند. در حقیقت این شرکتها بهای توجه مخاطب به یک محتوا را بصورت مستقیم به او پرداخت میکنند.
در پایان باید توجه کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ایجاد یک رسانه(سایت، داشتن یک پیج در شبکههای اجتماعی و وبلاگ) کار سادهای بنظر میرسد. امّا جلب توجه مخاطب به سوی محتوا با توجه به حجم عظیم دادهها کار سادهای نیست. برای اینکه بتوانیم توجه مخاطب را دست بیاوریم باید طرح و برنامه داشته باشیم و با ابتکار و خلاقیت، محتوایی منحصربفرد را در اختیار کاربران خود بگذاریم.
صنعت تبلیغات با توجه به ظهور شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی توانسته رشد خوبی پیدا کند. در حال حاضر صاحبان کسب و کارها میتوانند با کمترین هزینه تبلیغات موثری را در رسانههای اجتماعی انجام دهند و بهترین نتایج را دریافت کنند. در این مابین آژانس های دیجیتال مارکتینگ به عنوان شرکتهایی خلاق و حرفهای در این زمینه، توانستهاند نقش تعیین کنندهای را در موفقیت کمپینهای تبلیغاتی آنلاین برعهده بگیرند.
یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ، شرکتی است که سعی میکند با ارائه راهکارهای خلاقانه و با استفاده از مهارتهای فنی نیروی انسانی خود در حوزه دیجیتال مارکتینگ، رشد سریعی را برای کسب و کارها رقم بزند.
در شرایط امروزی بسیاری از شرکتها به علّت هزینههای بالایی که امور مربوط به دیجیتال مارکتینگ به آنها تحمیل میکند ترجیح میدهند تا فعالیتهای خود را در این زمینه به آژانس های دیجیتال مارکتینگ واگذار کنند و دغدغههای خود را کاهش دهند.
برونسپاری فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ کاری کاملا مرسوم است زیرا با اینکار مدیران ارشد سازمانی میتوانند تمرکز خود را بر روی کیفیت و عرضه محصولات خود بگذارند و نگران فرآیندهای بازاریابی آنلاین نباشند.
کیفیت و کمیّت دو ابزار مهم در آژانسها
با توجه به نقشی که یک آژانس در رشد یک کسب و کار دارد بسیار مهم است که بتوانند کیفیت و کمیّت خوبی را به مشتریان خود ارائه کند. آژانسهای حرفهای مارکتینگ همیشه به دنبال بروزرسانی دانش خود هستند و در این راه سعی میکنند تا با با جذب پرسنلی مجرب و حرفهای و آموزش مستمر آنها بهترین کیفیت را به مشتریان خود ارائه دهند.
یک آژانس دیجیتال مارکتینگ بطور عمده با رسانههای اجتماعی و فضای اینترنت سر وکار دارد. بنابراین نیاز است تا مدیران چنین شرکتهایی مهارت قابل قبولی در زمینه مسائل فنی داشته باشند و بتوانند با تحلیلهای دقیقی که از شرایط کسب و کارها ارائه میدهند به آنها بهترین خدمات را ارائه دهند.
ایجاد شرایط لازم برای دریافت پروژههای دیجیتال مارکتینگ از شرکتهای دیگر
بهینهسازی کمپینهای تبلیغاتی براساس استخراج دادهها و تحلیل اطلاعات
جمعآوری یک تیم حرفهای از متخصصان حوزههای مختلف دیجیتال مارکتینگ
کاهش هزینهها برای بیزینسها
افزایش قدرت رقابتپذیری مشتریان یک آژانس با سایر رقبا
ارائه خدمات مشاورهای جهت بهبود فرآیندهای کسب و کاری
اعضای تیم دیجیتال مارکتینگ در یک آژانس
در آژانسهای دیجیتال مارکتینگ شاهد حضور نقشهای مختلفی هستیم. برای موفقیت یک تیم دیجیتال مارکتینگ، هر عضو باید بتواند وظایفی که به او محول شده است را به درستی انجام دهد. مشاغلی را که معمولا میتوانیم در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ببینیم:
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ برحسب بازاری که در اختیار دارند تعدادی خدمت مشخص را به مشتریان خود ارائه میدهند. در اینجا به برخی از این خدمات اشاره میکنیم:
۱- مدیریت شبکههای اجتماعی
امروزه شبکههای اجتماعی و بخصوص اینستاگرام به عنوان ابزاری مهم در جذب مخاطب محسوب میشوند. به همین دلیل کسب و کارها به خوبی متوجه شدهاند که میتوانند از طریق اینستاگرام مارکتینگ خیلی سریع رشد کنند و به درآمد برسند.
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ، بر همین اساس به برنامهریزی برای ارائه خدمات در زمینه مدیریت شبکههای اجتماعی به مشتریان خود نمودهاند.
۲- طراحی سایت
یک سایت، اعتبار یک کسب و کار در بین رقبا میباشد. درست است که شبکههای اجتماعی میتوانند نرخ تبدیل مناسبی را برای بیزینسها فراهم بیاورند، امّا واقعیت ان است که نقطه نهایی در جذب مشتری و فروش آنلاین سایت هر کسب و کاری میباشد.
پس اگر یک شرکت یا فروشگاه اینترنتی بخواهد به موفقیت برسد باید به فکر طراحی یک سایت حرفهای و البته متناسب با نیازهای خود باشد.
۳- سئو و بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو
داشتن یک سایت برای کسب و کار شما ارزشمند است، امّا سایتی که ترافیک ارگانیک خوبی داشت و مشتریان بالقوه را به سمت شما جلب نماید. سئو سایت و تولید محتوای حرفهای کمک میکند تا ترافیک به سمت یک سایت بیاید و شانس افزایش فروش یک کسب و کار به شدت افزایش پیدا کند.
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ میتوانند خدمات متنوعی را در زمینه سئو و تولید محتوا به کسب و کارهای نوپا ارائه کنند.
۴- خدمات گرافیکی
هر کسب و کاری برای برندینگ نیازمند داشتن یک هویت بصری منحصربفرد برای خود میباشد. برندسازی را نمیتوان بدون داشتن یک برنامه مدّون برای گرافیک تصور کرد. به همین دلیل یکی از خدماتی اصلی که یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ارائه میدهد کارهای گرافیکی نظیر تهیه پوستر، بنرهای تبلیغاتی، اسلایدر، لوگو، پست اینستاگرامی، کاور ویدئو و.. است.
۵- ویدئو مارکتینگ
یکی از محتواهایی که میتواند ارتباط موثری با مخاطبان برقرار کند ویدئو است. یک ویدئو مناسب، نرخ تعامل بالایی را در جذب مخاطبان به همراه خواهد آورد. در سالیان اخیر، آژانسهای دیجیتال مارکتینگ حرفهای توانستهاند با کمک ویدئو مارکتینگ تجربه خوبی را در تبدیل مخاطب به مشتری در بیزینسها تجربه کنند.
۶- مشاوره و استراتژی
کسب و کارها در هر سطحی که باشند نیاز دارند تا در استراتژیهای خود بازنگری کنند و برنامههای اجرایی دقیقی را برای پیشبرد اهداف خود در آینده تدوین کنند. یک آژانس دیجیتال مارکتینگ میتواند با ارائه خدمات مشاورهای مناسب به کسب و کارهاف زمینه رشد سریع آنها را فراهم بیاورد.
۷- تبلیغات و خدمات رپورتاژآگهی
آژانسهایی هستند که با داشتن رسانههای قدرتمند شرایط را برای تبلیغات آنلاین کسب و کارها فراهم میآورند. این رسانهها در شبکههای اجتماعی، سایتهای اینترنتی و نرمافزارهای موبایلی فعال هستند و میتوانند نرخ تبدیل خوبی را برای کسب و کارها فراهم بیاورند.
نرخ تبدیل بالایی که این نوع تبلیغات به بیزینسها ارائه میدهد باعث میشود تا سرمایهگذاری در پلتفرمهای تبلیغاتی کاملا توجیه پذیر باشد.
ابزارهای مورد استفاده در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ
مدیریت پروژه یکی از موضوعات مهم در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ است. اینکه یک آژانس بتواند پروژههای خود را در زمان مشخصی به مشتریان تحویل بدهد، میتواند نقطه اتکا و قوت یک آژانس باشد. به همین دلیل استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه مانند ترللو، میزیتو، تسکلو، آساناو.. برای هر آژانس دیجیتال مارکتینگ یک ضرورت است.
برحسب پروژههایی که یک آژانس برعهده میگیرد استفاده از ابزارهای تخصصی دیگر نیز ممکن است لازم شود. ابزارهای ردیابی، سئو، آنالیز تبلیغات، کنترل هزینه و.. از مهمترین نرمافزارهایی هستند که میتوانند عملکرد یک آژانس را به شکل قابل توجهی بهبود دهند.
فهرستی از برترین آژانسهای دیجیتال مارکتینگ ایرانی
دیجیتال مارکتینگ موضوعی نسبتا جدید در حوزه بازاریابی میباشد. در سالیان اخیر، بازاریابی آنلاین در ایرتان هم مورد توجه برندها و کسب و کارها قرار گرفته است. همین موضوع باعث شده تا متخصصان بسیاری در این حوزه آموزش ببینند ووارد بازار کار شوند.
هماکنون آژانسهای زیادی در ایران فعال هستند که هر کدام در یک حوزه خاص به ارائه خدمات به مشتریان خود میپردازند. در اینجا قصد داریم به معرفی تعدادی از این آژانسها بپردازیم:
۱- تپسل
این آژانس خود را یک شرکت تبلیغات دیجیتال معرفی میکند که در حوزههای فروش و مارکتینگ، تولید محتوا و رسانههای اجتماعی فعال است. تپسل در حوزه آموزش نیز فعال است و با انتشار محتواهای کاربردی توانسته نیاز متخصصان ایرانی را به دانش روز را به خوبی تامین کند.
۲- بادکوبه
بادکوبه یک آژانس تبلیغاتی خلاق که تمام خدمت است و به بیش از ۲۰۰ برند ایرانی و جهانی همکاری دارد. بادکوبه تنها یک آژانس نیست، بلکه بستری برای تغییرات در کسب و کارها است.
۳- جورچین
این آژانس دیجیتال مارکتینگ ، تمرکز خود را بر روی تولید محتوای دیجیتال گذاشته است. جورچین جایی است که خلاقیت و استراتژیها بارها به چالش کشیده میشود و لذّت بخش ترین کار آنها نتیجهگیری از بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارها است.
۴- دیما
آژانس و شبکه تبلیغات دیما، دریایی از ایدههای نو را با همکاری و همفکری اعضای خوش فکر تیم خود، تبدیل به خدماتی نتیجه بخش برای کسب و کارها مینمایند.
۵- راتین
اگر به دنبال یک آژانس خلاق و پیشرو هستید، راتین میتواند با بکارگیری نیروهای جوان و متخصص بازویی توانمند برای تمام سازمانهای نیازمند به حوزه دیجیتال مارکتینگ باشد.
تیم جوان و متخصص چکاد، توان خود را برای ارائه خدمات متناسب با هر مشتری معطوف کرده است. این شرکت با سفارشی سازی خدمات خود برای مشتریان، سعی دارد تا تمامی نیازهای مشتریان خود را برآورده سازد.
آژانس تبلیغاتی که خود را بزرگترین شرکت در حوزه تبلیغات آنلاین میداند. این شرکت بیشترین توان خود را بر روی تبلیغات کلیکی و تبلیغات بنری گذاشته است.
۸- کروشه
کروشه یک کانون تبلیغاتی است که خداتی در زمینه برندینگ و مشاوره، دیجیتال مارکتینگ، طراحی گرافیک و چاپ، عکاسی و فیلمهای تبلیغاتی، طراحی سایت و اپلیکیشن و اجرای کمپینهای تبلغاتی را به مشتریان خود ارائه میکند.
۹- مدیا اد
مدیااد یک پلتفرم تبلیغات دیجیتال است که به تبلیغدهندگان و صاحبان کسب و کارها کمک میکند تا محصولات و خدمات خود را در فضای وبسایتهای معتبر فارسی زبان به مخاطبان هدف نمایش دهند و ترافیک با کیفیتی را جذب نمایند.
۱۰- یکتانت
شعار یکتانت صداقت، همدلی و نوآوری مستمر است. یکتانت به عنوان شبکهایی برای تبلیغات و درآمدزایی منصفانه برای رسانههاست تا بتوانند محتوایی غنیتر را برای مخاطبان فارسیزبانان تولید کنند.
۱۱- آژانسدیجیتال مارکتینگ DM360
DM360 را میتوان پرنفوذترین آژانس تبلیغات در شبکههای اجتماعی دانست که به مشتریان خود کمک میکند تا تبلیغات خود را به بیش از ۴۰ میلیون مخاطب فعال نمایش دهند. همچنین این آژانس دیجیتال مارکتینگ برای کانالهای تلگرامی با ایجاد ترافیک دائمی امکان درآمدزایی را برای آنها فراهم میآورد.
این آژانس بیش از ۱۰ سال است که در حوزههای فناوریهای دیجیتال فعالیت میکند و هدف آن بهبود کیفیت زندگی شهروندان به کمک فناوری میباشد. آژانس نوین خدماتی در زمینه تبلیغات گوگل، رپورتاژ خبری، تبلیغات نصب اپلیکیشن، طراحی استراتژی سئو و محتوا، تبلیغات کلیکی و خدمات مشاورهای ارائه میدهد.
وبسیما مجموعهای قدرتمند در زمینه طراحی سایت، فروشگاه اینترنتی و ارائه خدمات سئو است که به هدف ایجاد تغییر و تحول در فضای وب فعالیت خود را آغاز نموده است. این شرکت توانسته است تعداد زیادی مشتری در خارج از کشور جذب نماید و خدمات خود را به آنها ارائه نماید.
وبسیما هماکنون در کشورهای ترکیه، امارات، کانادا و استرالیا دفتر فعال نمایندگی دارد.
۱۴- پلتفرم تبلیغاتی، خدمات سئو و دیجیتال مارکتینگ تسمینو
تسمینو یک پلتفرم انتشار و توزیع رپورتاژ خبری است که به کسب و کارها کمک میکند تا با انتشار اخبار خود در رسانههای خبری، سایت قدرتمندتری را بسازند و جایگاه خود را در نتایج گوگل بهبود ببخشند.
۱۵- پلتفرم انتشار رپورتاژ آگهی تریبون
کسانی که در حوزه سئو فعالیت میکنند به خوبی میدانند که رپورتاژ آگهی میتواند کمک زیادی به بهبود رتبه سئو سایت آنها بنماید. ثبت رپورتاژ آگهی یکی از بهترین ابزارها برای بازاریابی محتوایی موثر در کسب و کار شما است که توسط تریبون بصورت کاملا حرفهای انجام میشود.
لیست آژانس های دیجیتال مارکتینگ در حال تکمیل است. اگر شما مالک یک آژانس هستید یا آژانس مطرحی را میشناسید که در حوزه کاری خود سرآمد است با معرفی آن آژانس به من، امکان قرار گرفتن نام آژانس مدنظرتان را در لیست بالا فراهم آورید.
در بسیاری از مواقع خریدهای ما بر مبنای توصیههایی که از دوستان یا اطرافیان دریافت میکنیم، صورت میگیرد. در خریدهای اینترنتی به توصیههای سایر خریداران یک محصول توجه میکنیم یا اینکه با توجه به مشتریان سرشناس یک برند، تصمیم به خرید یک محصول یا استفاده از یک خدمت میگیریم. در تمامی این موارد ما براساس یک تئوری مهم به نام تایید اجتماعی عمل میکنیم.
تایید اجتماعی
تایید اجتماعی(Social Proof) یک موضوع مهم در بازاریابی و فروش میباشد. انسانها به طور ذاتی موجوداتی اجتماعی هستند به همین دلیل در تصمیمگیریها به نظرات، عقاید و رفتارهای سایر افراد توجه ویژهای دارند. اینکه چندین اینفلوئنسر یا کارشناس خبره، محصول یا خدمتی را تایید کنند به سایر افراد اطمینان خاطر میدهد تا با خیالی آسوده از آن استفاده کنند.
نقش تکنیک تایید اجتماعی بر افزایش فروش
انسانها معمولا درباره آینده و نتایج کارهای خود دچار ترس و نگرانی میشوند به همین دلیل سعی میکنند تا با استفاده از تجربیّات دیگران بهترین اقدامات را انجام دهند. در هنگام خرید یک محصول نیز مشتریان به انتخاب خود اطمینان کافی ندارند و به همین دلیل به دنبال دریافت تایید اجتماعی از افرادی هستند که به آنها اطمینان خاطر بدهند.
تایید اجتماعی تاثیر زیادی بر روی نرخ تبدیل میگذارد زیرا که سوشالپروف معمولا در مراحل انتهایی قیف بازاریابی اتفاق میافتد.
در خریدهای سنتی و حضوری امکان مقایسه دو کالا با یکدیگر وجود دارد این در حالی است که در خریدهای آنلاین امکان لمس و مشاهده مستقیم کالا نیست به همین دلیل افراد در خریدهای آنلاین نیاز دارند به سراغ تایید اجتماعی و بررسی نظرات سایر کاربران بروند.
روشهای مختلفی وجود دارد که میتوان با کمک آنها به صورت آنلاین تاییداجتماعی درباره یک موضوع، کالا یا خدمت را مورد بررسی قرار داد. برخی از این شیوهها:
نظرات و کامنتهای مخاطبان در پلتفرمهای مختلف
میزان لایک و تعامل در شبکههای اجتماعی
تجربیات مشتریان
تایید افراد مشهور
رشد ارگانیک فالورها در شبکههای اجتماعی
تعداد کاربران یا مشتریان فعال
تعداد نصب اپلیکیشن
سئو ارگانیک یک برند
اشتراکگذاری اجتماعی
داشتان داستان برند(روایتگرایی)
در پایان باید اشاره کنیم که تایید اجتماعی یک پدیده روانشناختی است که در موقعیتهای مبهم که افراد قادر به تصمیمگیری نمیباشند مورد استفاده قرار میگیرد. این شیوه به عنوان یکی از مهمترین شیوههای در متقاعدسازی و اقناع مخاطبان محسوب میشود. باید توجه داشت که سوشالپروف همیشه نتیجه بخش نیست و در برخی از مواقع شاهد تاییداجتماعی منفی هستیم.
بازاریابی چابک به عنوان یک رویکرد جدید در صنعت مارکتینگ در حال رشد میباشد. بازاریابی چابک (Agile Marketing) را میتوان یک شیوه مدیریت بازاریابی دانست که در آن سعی میشود تا هزینههای مارکتینگ برای یک کسب و کار به حداقل برسد.
هزینههای بازاریابی
هزینههای بازاریابی برای یک کسب و کار شامل زمان صرفشده برای مشترییابی و همچنین میزان پول خرجشده برای فرآیندهای بازاریابی میشود.
تاریخچه بازاریابی چابک
بازاریابی چابک
در سال ۲۰۰۱ عدهّای از مهندسان برنامهنویس به این نتیجه رسیدند که بهرهوری لازم در کار آنها وجود ندارند. تاخیر در انجام پروژهها و هزینه بالای انجام پروژهها دو فاکتوری بود که برنامهنویسان را به چارهاندیشی واداشت. آنها توانستند با توسعه چابک نرمافزارها، سرعت خود را بهبود دهند و در هزینهها صرفهجویی کنند. توسعه چابکی که آنها طراحی نمودند شامل موارد زیر بود:
یک پروژه بزرگ به بخشهای کوچکتری تقسیم میشد.
هر بخش را یک عضو یا یک تیمکاری به انجام میرساند.
پروژه را در سریعترین زمان ممکن آماده میکردند و به کارفرما تحویل میدادند. سپس در چرخههای متوالی، پروژه بهبود مییافت و با نظرات کارفرما تطبیق داده میشد.
پروژهها با کمک مولفههایی ساخته میشد که امکان تغییر در آنها وجود داشت. بنابراین با تغییر نظر استفادهکنندگان نهایی یک نرمافزار، امکان تغییر و برطرف کردن ایرادات در بخشهای خاصی از پروژه وجود داشت.
تعمیم چابکسازی به موضوعات جدید
توسعه چابک نرمافزارها موجب شد تا چابکسازی به عنوان یک تکنیک موفق در موضوعات مختلفی به کار گرفته شود. همواره بازاریابی به عنوان یک صنعت پیشرو و پولساز مطرح بوده است. چابکی یا چابک بودن به ویژگیهایی همچون زیرکی، پاسخگویی، پویایی، تطبیقپذیری و سرعت اشاره دارد. تمامی ویژگیهای که از آن نام بردیم را میتوان جزیی از خصوصیات یک بازاریاب و تیمهای بازاریابی مدرن دانست.
در سال ۲۰۱۲ عدهای از پیشگامان علم بازاریابی برای اینکه بتوانند بهترین نتایج را از فعالیتهای خود بگیرند مفهوم بازاریابی چابک(Agile Marketing) را پایهگذاری نمودند. با توسعه این مفهوم، امکان تعریف پروژههای بازاریابی بزرگتر بوجود آمد و از سویی دیگر سرعت و اثربخشی فعالیتهای بازاریابی بهبود یافت.
یک مدل جدید برای بازاریابیهای مدرن
چرخه ناب در چابک سازی
تیمهای بازاریابی با کمک چابکشدن میتوانند به یک مدل عملیاتی جدید برای بازاریابی دست پیدا کنند. این مدل عملیاتی که شامل فرآیندها، سیستمها و ساختارهایی میشود که سازمان میتواند با کمک آنها برای مشتریان و ذینفعات خود ارزشآفرینی کند و عملکرد سازمان را ارتقاء دهد.
استراتژی در بازاریابی چابک
در بازاریابی چابک، استراتژیهای بازاریابی را با تاکتیکهای نظیر محتواسازی، سئو، تبلیغات، رسانههای اجتماعی و.. مرتبط میکند. در چابکسازی نقش افراد، فرآیندها، نحوه استفاده از فناوریها مشخص میشود تا شیوههای موثری برای مشتریمداری و پاسخگویی موثر ایجاد گردد.
بازاریابی چابک از ایدهآل گرایی تا واقعنگری
اکثر مردم و حتی مدیران ارشد، چابکسازی را رویکردی بلندپروزانه میدانند. امّا برای جهانی که به شدت تغییرپذیر است و فرصتها و تهدیدات غیرمنتظرهای در آن بوقوع میپیوندد، تنها رویکرد چابکسازی میتواند مناسب باشد. بازاریابی مدرن نمیتواند ۶ ماه یا یک سال منتظر بماند تا یک راهکار مناسب برای اجرا پیدا شود. تغییرات شدید در بازار را به راحتی میتوان با کمک چرخههای اسپرینت کماثر کرد و خود را با شرایط بازار وفق داد.
برای اینکه بتوانیم بازاریابی چابک را در یک تیم مارکتینگ اجرایی کنیم باید نکات زیر را در تیم خود بپیادهسازی کنیم:
۱- رویکرد
چابکی به معنای رعایت تعدادی اصول و ارزشهای خاص میباشد. این اصول به ما کمک میکنند که چگونه فکر کنیم، رفتار کنیم و به سناریوهای مختلف پاسخ دهیم. موارد زیر در رویکرد چابکسازی بازاریابی اهمیت دارند:
انگیزه بالای تیمی و استفاده از تمامی ظرفیتهای تیم
انعطاف پذیری بالا برای توانایی پاسخگویی به تغییرات(تغییر سریع یک مزیت رقابتی در تیمهای چابک میباشد)
توجه به یادگیری مبتنی بر داده و آزمایشات واقعی
تجزیه پروژههای بزرگ به بخشهای کوچک و قابل انجام
همکاری تیمی بالا
نترسیدن از شکست(البته تیمهای چابک دودفعه به یک شیوه شکست نمیخورند)
توجه به اصول بازاریابی و طراحی خوب
مشتری محوری و توجه به رضایت مشتری
تکرار آموختهها و سعی در بهبود آنها
استفاده از تجارب افراد متخصص در حوزههای مختلف کاری
۲- روششناسی
هر رویکردی از تعدادی روش تشکیل میشود. در حدود ۱۰۰ روش(متدلوژی) مختلف برای چابکسازی مطرح هستند که میتوانند با توجه به شرایط و نیازها به کار گرفته شوند. متدلوژیهای Lean ، Scrum و Kanban مشهورترین آنها هستند. تعیین اینکه کدامیک از این روشها برای یک کسب وکار مناسب هستند اهمیت دارد.
۳- تمرین
در چابکسازی، شیوههای تعریف شدهای برای تمرین و بهبود وجود دارد. نقشهای تخصصی، جلسات، ابزارها، قوانین و کارهای دیگری که چابک سازی را تشکیل میدهند. مفاهیمی همچون چرخههای اسپرینت، Stand-up ، Back Logs و تختههای Kanban کمک میکنند تا چابکسازی هر چه سریعتر شکل بگیرد.
مولفههای تاثیرگذار بر روی Agile Marketing
در سال ۲۰۱۲ گروهی از مدیران ارشد بازاریابی دور هم جمع شدند تا مولفههایی را برای بازاریابی سریع(چابک) تدوین کنند. هدف آنها قانوننویسی برای بازاریابی نبود، بلکه آنها سعی داشتند ایدهآلهایی را برای صنعت بازاریابی به علاقمندان این حوزه معرفی کنند. بر این اساس بازاریابی چابک دارای ۷ مولفه زیر میباشد:
یادگیری: در بازاریابی سریع باید کار را در مقیاس کوچک شروع کرد و با یادگیری مستمر و به کارگیری آموختهها کار را توسعه داد.
مشتریمداری: در بازاریابیچابک با همکاری متمرکز با مشتریان، سعی میکنیم فرآیندها را بهبود دهیم. در این نوع بازاریابی مشتری علاوه بر نقش مرسوم خود، نقش راهبری در فرآیندهای بازاریابی را هم برعهده میگیرد.
سازگارشدن و تکرارپذیری: سازگاری نقطه تمایز بازاریابی سریع با سایر روشهای بازاریابی میباشد. سازگار شدن و تکرار اسپرینتها میتواند بهرهوری را به حداکثر برساند.
کشف مشتری: شناخت مشتری و نیازهای او بسیار اهمیت دارد تا هزینههای بازاریابی کاهش یابد.
برنامههای انعطافپذیر: با کمک برنامهریزیهای قابل انعطاف میتوان ثبات پروژهها را تضمین کرد. در برنامهریزی چابک سعی میشود تا براساس تغییرات امور به پیش بروند.
پاسخگو بودن نسبت به تغییرات: تغییرات در بازارهای رقابتی امری قطعی میباشد، پاسخگو بودن تیمهای بازاریابی به پویایی آنها و اجرای درست بازاریابی چابک مرتبط میشود.
نمونهسازی و آزمایش: یک تیم چابک محصولات و ایدههای خود را قبل از اجرا در مقیاس بزرگ، آزمایش میکند و سعی میکند در چرخههای متوالی محصولات/ایدههای خود را بهبود دهد. پشتیبانی از مشتریان میتواند در بهبود خدمات نقش بسیاری را ایفا کند.
برای موفقیت در هر نوع بازاریابی نیاز است تا یک تیم خوب وجود داشته باشد. بازاریابی چابک(Agile Marketing) نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بازاریابان چابک دارای ویژگیهای خاصی میباشند که قصد داریم به بررسی این خصوصیات بپردازیم:
مهارتمحوری: مهارت و وسعت دانش به بازاریابان چابک امکان میدهد تا به بهترین نحو به وظایف خود عمل کنند.
کارآفرینی: داشتن ذهنیت کارآفرینی به آنها کمک میکند تا به دنبال راههای برای بهبود عملکرد و ایجاد ارزشافزوده باشند.
خلاقیت و ابتکار: یک بازاریاب چابک باید بتواند ایدههای جدید را دریافت کرده و با خلاقیّت و ابتکار آنها را به مرحله اجرا برساند.
متعهد: یک بازاریابچابک باید بتواند با توجه به زمان و منابع موجود بهترین کارها را انجام دهند و به مشتریان(کارفرما) متعهد باشند.
سازگار: چنین بازاریابانی سعی میکنند تا مهارتهای مختلف را به خوبی یاد بگیرند تا در مواقع لزوم از آموختههای خود به خوبی استفاده کنند و خود را با شرایط محیطی سازگار کنند.
تیمگرایی: یک بازاریاب چابک همیشه به این موضوع توجه دارد که چگونه تیم او میتواند به موفقیت بیشتری دست یابد. آنها به خوبی دریافتهاند که موفقیت تیمی باعث رشد و پیشرفت آنها خواهد شد.
زمانی که صحبت از یک برند تجاری مشهور میشود همهی افراد ناخواسته به یاد درآمد بالای آن برند میافتند. مسئله جالب اینجاست که بسیاری از کسب و کارها نیز مدعی میشوند که اگر آنها هم میخواستند، قطعا میتوانستند جای آن برند مطرح را بگیرند یا حتی از آن موفقتر شوند. آنها در توضیح اینکه چرا نخواستهاند که یک برند صاحبنام شوند جوابهای متناقض و نخنمایی را میدهند. امّا واقعیت این است که آنها هرگز با عملیات برندسازی و اصول و قواعد آن آشنا نبودهاند.
آشنایی با عملیات برندسازی
توجه به اصول برندینگ میتواند هر کسب و کاری را در مسیر موفقیّت قرار دهد، مخصوصا در استارتآپ های نوپا برند شدن میتواند به عنوان یک کاتالیزور مهم عمل نماید. در این پست قصد داریم تا درباره عملیاتهای مهم در برندسازی صحبت کنیم و بررسی کنیم که چرا بسیاری از بیزینسها نمیتوانند یکّهتاز بازار خود شوند.
برند یک نام یا نشان یا مولفهای است معرف یک شرکت یا محصول است و در ذهن مخاطب دارای روایتی منحصربفرد میباشد. عملیات برندسازی وظیفه دارد تا تمایزهای بین یک شرکت یا محصول را با سایر رقبا نشان دهد. یک برند در ذهن مشتری شکل میگیرد امّا میتوان با کنترل عوامل مختلف، نقش مثبتی را در ذهن مشتریان حک کرد. از ابزارهای زیر میتوان برای ایجاد یک برند تاثیرگذار استفاده کرد:
تبلیغات
روابط عمومی
واحدهای فروش
بازاریابی
بستهبندی و طراحی خاص
حضور در رویدادها و معرفی محصولات یا خدمات توسط اینفلوئنسرها
ارتباط تاثیرگذار با مشتریان و ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان
و..
برندسازی و قانون اعداد بزرگ
برندسازی و قانون اعداد بزرگ
شاید این سئوال در ذهن شما بوجود بیاید که چرا برندسازی تا این حد برای کسب و کارها اهمیّت دارد. کسب و کارهای امروزی میتوانند با کمک اعداد بزرگ سحرآمیز شوند. با توسعه رسانههای دیجیتال، اعداد بزرگ توانستهاند نقش پررنگی را در تجاریسازی فعالیتهای بیزینسی پیدا کنند. توجه به آمار زیر میتواند تا حدودی اهمیت رسانهها و اعداد بزرگ در آنها را نشان بدهد:
گوگل: یک میلیارد جستجو در هر ثانیه
ایمیل: ارسال ۸ میلیارد ایمیل در روز
اینترنت: دسترسی بیش از ۴ میلیارد نفر به اینترنت پرسرعت
شبکههای اجتماعی: بیش از ۳٫۵ میلیارد عضو
توئیتر: ۳۰۰ میلیون توئیت در هر روز
پخش ویدئو آنلاین: تماشای ۱۲٫۲ میلیارد ویدئو در ماه
و..
اعداد فوق تنها نمونههای محدودی از شگفتیهای فضای مجازی هستند. این اعداد بزرگ میتوانند نتایج بزرگی را با خود به همراه بیاورند. به عنوان مثال فرض کنید اگر یک فروشگاه اینترنتی در روز تنها ۱ میلیون نفر بازدید داشته باشد و تنها یک هزارم(۰٫۰۰۱) آنها تبدیل به خریدار شوند، این فروشگاه اینترنتی میتواند ۱۰۰۰ مورد فروش روزانه را تجربه کند. اگر هر فروش بطور میانگین ۵۰۰۰۰ تومان سود داشته باشد، این فروشگاه روزانه بیش از ۵۰ میلیون تومان سود نصیب مدیران خود خواهد کرد.
اگر شما هم به فکر راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید باید یک رسانه اختصاصی برای خود داشته باشید. محتوای زیر میتواند به شما دیدگاهی سازنده در این زمینه بدهد: نقش رسانه در کسب و کارهای امروزی
چرا برندینگ مهم است؟
در هر بازاری، برندهای پیشرو سودآوری زیادی دارند زیرا آنها میتوانند مشتریان زیادی را به سمت خود جلب کنند. توجه به عملیات برندسازی میتواند شانس بسیاری را برای یک فعالیت تجاری بوجود آورد. امّا سئوال اساسی این است که چرا کسب و کارهای زیادی، شانس بِرند شدن و کسب درآمد میلیونی را ندارند و چرا قانون اعداد بزرگ نمیتواند برای همه کارگشا باشد.
ترس بزرگترین چالش در عملیات برندسازی
همانطور که در بالا گفتیم اعداد بزرگ میتوانند نتایج شگفتانگیزی را برای کسب و کارها بوجود آورند. امّا واقعیت این است که همه نمیتوانند صاحب این اعداد بزرگ بزرگ شوند یا اینکه اگر هم صاحب این اعداد شوند نمیتوانند از آنها در کسب و کار خود استفاده کنند.
تنها کسب و کارهای معدودی هستند که میتوانند از اعداد بزرگ استفاده لازم را ببرند زیرا آنها به درجه بالایی از شجاعت و ریسکپذیری ریسدهاند و ترس خود را کنار گذاشتهاند. ترس مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای امروزی میباشد. باید بدانیم که برنینگ برپایه جلب توجهات عمل میکند. بنابراین هرچه ما ترسوتر باشیم، ریسک کمتری میکنیم. این خطرپذیری کم، باعث کاهش توجهات به کسب و کار ما خواهد شد.
انتقاد ناپذیری، ترس به همراه میآورد
دلیل اصلی ترسیدن این است که کسب وکارها معمولا از انتقادات، هراسان هستند و سعی میکنند به شیوههای مختلفی از تیرهای انتقادی دیگران به دور بمانند. در هر کسبوکاری میتوان یکی از دو استراتژی زیر را در پیش گرفت:
نامرئی و ناشناس بمانیم و از انتقادات به دور باشیم.
بزرگ و منحصربفرد باشیم و خود را در معرض قضاوت شدن قرار دهیم. انتقادات را بشنویم و با بهبود مستمر خود، مسیر رشد و تعالی را دنبال کنیم.
باید توجه داشته باشیم که برای رشد و برجستهشدن در حوزه کاری خود نیازمند انتقادات هستیم. انتقادات نشاندهنده نقاط ضعف و قوت هر برندی میباشد و این نقدها هستند که میتواند جلوی لغزشهای بزرگ را از کسب و کارها بگیرند.
یک برند به تنهایی نمیتواند درک کند که چگونه میتواند موفق شود. راهنماییهایی که مشتریان، شرکا، کارمندان و حتی رقبای تجاری به یک سازمان مینمایند بهترین شانسها را برای برندینگ و موفقیت میدهند. فراموش نکنیم که هیچ برندی در یک شب بوجود نخواهد آمد. این نظرات جمعی و حتی انتقادات تخریبی هستند که برند را در گذر زمان صیقل خواهند داد و آن را به بهترین شکل خواهند ساخت.
۵ نکته مهم در عملیات برندسازی
برای اینکه بتوانیم یک برند موفق را بوجود بیاوریم، ضروری است تا به نکات زیر توجه داشته باشیم:
۱- تحقیقات بازار
قبل از اینکه به سراغ برندسازی و تبلیغات گسترده برویم باید ابتدا بازار و پرسونای مشتریان خود را بشناسیم. تحقیقات بازار(Market Research) که زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) میباشد میتواند اطلاعات خوبی را به ما بدهد و در تدوین استراتژیهای کسب وکاری ما تاثیر بگذارد.
۲- ارتباطات و تعامل با مشتریان
موضوعی که در برندسازی باید مدنظر قرار گیرد، داشتن ارتباطات موثر با مشتریان فعلی یا مشتریان بالقوه میباشد.راهاندازیواحد روابط عمومی در هر کسب وکاری میتواند زمینهساز خوبی برای عملیات برندسازی باشد. پاسخگویی همیشگی به مخاطب موضوعی است که باید همیشه مدنظر یک برند تجاری باشد.
۳- ارائه مزیت رقابتی
هر برندی باید براساس یک ارزش رقابتی شکل بگیرد. این ارزش باید برتری آن کسب وکار را نسبت به سایر رقبا نشان بدهد. این مزیت رقابتی باید در نام برند و حتی شعارهای تبلیغاتی نمود پیدا کند.
۴- استراتژی برند
بسیار حائز اهمیت است که در فعالیتهای تجاری یک چارچوب و اصول خاص را دنبال کنیم. هر برندی شامل اهدافی تجاری یا غیرتجاری میشود. اینکه بدانیم از چه طریقی، با کمک چه ابزاری و به چه شیوهای باید به این اهداف برسیم بسیار مهم است. به همین دلیل داشتن سند استراتژیهای کلان برای هر برندی الزامی است.
هر سازمانی یک احساس نسبت به خود ایجاد میکند که این حس هویت برند را تشکیل میدهد. هویت برند بر روی جایگاه برند در بازار و بین رقبا تاثیر میگذارد. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در شکلگیری هویت برند دارد. پس زمانی که میخواهیم عملیات برندسازی را شروع کنیم باید به ساختار و فرهنگ سازمانی توجه کافی را داشته باشیم.
انواع مدلهای برندسازی
عناصر مهم در برندسازی
در شکل بالا عناصر مهم در برندسازی را مشاهده میکنید. یک سازمان با توجه به شرایط خود ممکن است انواع مختلفی از برندسازی را تجربه کند. مهمترین مدلهای برندسازی برای یک کسب و کار شامل موارد زیر میشوند:
۱- برندینگ اسمی(Name Brand Recognition)
در این نوع از برندسازی، سازمان سعی میکند تا نام خود را در بازار و در بین رقبا مطرح کند. یکی از اصول مهم در این برندسازی این است که رنگ سازمان، نام و لوگوی شرکت در اذهان مخاطبان نقش ببندد. تبلیغات و اقناع مخاطبان در پذیرش این نوع از برندینگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
۲- برندینگ منفرد(Individual Branding)
برندینگ محصول
در بعضی از شرایط یک شرکت تصمیم میگیرد علاوه بر برند سازمانی، یک محصول را هم برند نماید. به همین دلیل از برندینگ منفرد برای معرفی یک محصول خاص به عموم مخاطبان استفاده میکند. برند شدن یک محصول میتواند باعث ارتقاء جایگاه برند اصلی و فروش سایر محصولات آن برند شود.
۳- برندینگ نگرشی(Attitude Branding)
نگرش افراد نسبت به یک برند یا یک محصول بسیار مهم است. در برخی از مواقع لازم است تا نام یک برند با یک ویژگی خاص عجین شود. مثلا برند دوستدار طبیعت یا برند حامی ورزشکاران.
۴- برندینگ بدون برند(No-Brand Branding)
برخی از اوقات نیاز است تا محصولات یا خدماتی بدون توجه به برند عرضه شود. این محصولات که عموما حفظ سادگی در آنها اهمیت بیشتری از برندسازی دارد.
۵- توسعه برند(Brand Extension)
توسعه برند
یک برند ممکن است نیاز به توسعه پیدا کند. در بازارهای بین المللی یا بازارهای جدید نیاز است تا برند مجدد عملیات برندسازی را پیاده نماید.
۶- برندینگ از طریق جمعسپاری(Crowd Sourcing)
در این روش از مشتریان برای توسعه یک برند استفاده میشود. به جای اینکه هزینههای سنگین تبلیغاتی صورت پذیرد، سعی میشود با مشارکت دادن مشتریان وفادار، عملیات برندسازی توسط آنها شکل بگیرد. این شیوه برندینگ شباهت زیاد با روش بازاریابی دهان به دهان دارد.
۷- برندینگ مشارکتی(Co-Branding)
برخی از اوقات دو یا چند برند با یکدیگر همکاری میکنند تا یک مفهوم خاص را در جامعه نهادینه کنند. این نوع از برندینگ میتواند هم اهداف تجاری را در برگیرد و هم به جهت اطلاعرسانی یا فرهنگسازی مورد استفاده قرار گیرد.
۸- برندینگ شخصی(Personal Branding)
در این نوع از برندسازی سعی میشود تا با استفاده از اعتبار اشخاص، به تحقق اهداف سازمانی پرداخته شود. میتوان از اعتبار مدیرعامل یا اعضای هئیت مدیره برای معرفی یک محصول یا خدمت جدید استفاده کرد. اینفلوئنسرمارکتینگ نیز براساس برندینگ شخصی افراد مطرح در حوزههای مختلف شکل میگیرد.
هر برندی باید تلاش کند تا برای خود یک قبیله بسازد. قبیلهای که در شرایط سخت حامی و پشتیبان او باشند. برندهای موفق سعی میکنند با ایجاد شبکهای از مشتریان خود، هسته اصلی بازاریابی را شکل دهند. جامعهای که برندها برای خود بوجود میآورند به عنوان یک بلندگویی رسا و واحد، صدای برند را به گوش همه خواهد رساند. هرچه این جامعه قویتر باشد شانس بیشتری برای دیده شدن و موفقیت برند بوجود خواهد آمد. پس هر برندی باید رشد خود را در پیشرفت و ارتقاء جایگاه مشتریان خود ببیند.
کسب و کارهای امروزی بیش از هر چیزی مخاطبمحور هستند. مدیرانی که به دنبال رشد هستند به خوبی میدانند تامین نیازهای واقعی مخاطبانشان میتواند باعث رضایت بیشتر آنها شود. رضایت مشتری، ابزاری برای کسب شهرت و اعتبار برای یک برند میباشد. تحقیقات بازاریابی یک شیوه اصولی و نسبتا کمهزینه برای شناسایی نیازمندیهای مخاطبان میباشد.
تحقیقات بازاریابی
یکی از مشکلهای جدّی استارتآپ ها برای ورود به بازار، عدم شناخت از مخاطبان، نیازها و طریقه ارتباطگیری با آنان میباشد. با کمک تحقیقات بازاریابی میتوان اطلاعات ارزشمندی درباره مشتریان بالقوه یک کسب و کار جمعآوری کرد. این اطلاعات میتواند از مرحله طراحی محصول/خدمت تا مراحل بازاریابی و فروش یاریدهنده مدیران کسب و کار باشد.
تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) شامل جمعآوری، آنالیز و تفسیر منظم دادههای مرتبط با شرایط بازار است. در تحقیقات بازاریابی به دنبال شناسایی عوامل مهم در تغییر رفتار مصرفکنندگان هستیم. عوامل مهم در تغییر رفتار مصرفکنندگان میتواند ترکیبی از محصول، قیمت، مکان و نوع تبلیغات باشد.
عوامل موثر بر تغییر رفتار مشتری
بازاریابان باید اطلاعات کاملی در مورد دلایل تغییرات در بازار را در اختیار داشته باشند. تغییرات ناگهانی در سلایق و ترجیهات مشتریان میتواند یک کسب و کار را تا مرز نابودی به پیش ببرد.
اهداف تحقیقات بازاریابی
تحقیات بازاریابی به دنبال دستیابی به اهداف کلیدی زیر میباشد:
شناخت فرصتها و چالشهای احتمالی در آینده به هدف کاهش ریسکها
کسب اطلاعات دقیق از رقبا و مزیتهای رقابتی آنها
نیازسنجی دقیق از مشتریان و ارائه محصول یا خدمتی متناسب با نیاز و تقاضای آنها
یافتن سنجههای مرتبط با بیزینس برای تحلیل وضعیت رشد کسب و کاری
یافتن شیوههای اصولی و رقابتی برای قیمتگذاری محصولات یا خدمات
پیشبینی فروش و میزان درآمد احتمالی برای برنامهریزیهای بلندمدت و ارائه گزارشات به هئیت مدیره
تحقیقات بازار یا تحقیقات بازاریابی
تحقیقات بازار(Market Research) را میتوان زیرمجموعهایی از تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) دانست. تحقیقات بازاریابی طیف وسیعی از فعالیتها را در برمیگیرد که تحقیقات بازار هم زیرمجموعه آن است.
در بازاریابی، ما به دنبال یافتنبازار، بازارسازی، و بازارداری هستیم. این در حالی است که در تحقیقات بازار ما به دنبال شناخت بازارها، حجم محصولات یا خدمات مورد نیاز بازار، رقبا، مزیتهای رقابتی و اطلاعاتی از این دست هستیم.
چرخه تحقیقات بازار
چرخه تحقیقات بازار
برای شناسایی بازارهای متناسب با هر کسب وکاری باید به دنبال تحقیقات بازار باشیم. تحقیقات بازاریابی به ما کمک میکند تا از مشتریان، رقبا، شرکای تجاری، شیوههای بازاریابی، تبلیغات، فروش و بسیاری از مسائل دیگر شناخت پیدا کنیم. تحقیقات بازاریابی یک چرخه همیشگی دارد که هر کسب و کاری باید بصورت مستمر آن را دنبال کند. در ادامه به معرفی این چرخه میپردازیم:
۱- تعریف مسئله
هرگاه بخواهیم درباره موضوعی تحقیق کنیم باید ابتدا مسئله، ابعاد، آثار مشکل و بسیاری از مسائل دیگر را تعریف کنیم. در تحقیقات بازار هم اولّین گام این است که تعریف درستی از مشکل داشته باشیم و برنامه تحقیقاتی خود را براساس مشکل تعریف شده تدوین کنیم. در این مرحله توجه به مسائل زیر ضروری است:
تعیین اهداف تحقیق
شناسایی رویکردهای تحقیقاتی
تعیین منابع تحقیقاتی و روشهای جمعآوری اطلاعات
تعیین روشهای ارتباطی با مشتریان یا مدیران اجرایی در تحققات
۲- تدوین طرح تحقیقاتی
بعد از شناخت مسئله، ما باید سعی کنیم به دنبال حل مسئله باشیم. تدوین طرح تحقیقاتی به عنوان یک مستند مهم در تحقیقات بازار محسوب میشود. یک طرح تحقیقاتی از مجموعهای از اطلاعات تشکیل میشود که از منابع مختلفی جمعآوری میشوند. این منابع عبارتند از:
جمعآوری مشاهدات و گزارشها از طریق تحقیقات میدانی و محیطی
جمعآوری نظرات مشتریان فعلی درباره محصولات آینده با کمک تحقیقات پیمایشی
سنجش رفتارهای مشتریان با کمک جمعآوری دادههای رفتاری
یافتن روابط علّت و معلولی با استفاده از تحقیقات تجربی
یک نمونه اولیه از یک محصول یا خدمت میتواند کمک زیادی به تحقیقات بنماید. نمونهسازی یک بخش مهم از طرح تحقیقاتی را در بر میگیرد. در نمونه سازی بهتر است پاسخهای شفافی برای سئوالات زیر داشته باشیم:
طرح نمونه را چه کسی/کسانی باید استفاده کنند؟
حجم(تعداد) طرح نمونه به چه میزانی باشد؟
چگونه اطلاعات مورد نیازمان را از طرح نمونه برآورد کنیم؟
۳- جمعآوری اطلاعات
جمع آوری اطلاعات
یکی از پرهزینهترین بخشها در هر تحقیقی، جمعآوری اطلاعات دقیق و شفاف است. یک محقق باید به دنبال روشهای اصولی برای جمعآوری اطلاعات متناسب با تحقیق خود باشد. ممکن است اطلاعات مخدوش، تکراری یا نامرتبط، صحت تحقیقات را به خطر بیندازد. جمعآوری اطلاعات کار سادهای نیست چون که:
عدم شناسایی پرسوناهای درست
عدم دستیابی به مخاطبان یا منابع متناسب با تحقیق
عدم تمایل به پاسخدهی مخاطبان یا مشتریان فعلی
غرضورزی مخاطبان یا انتخاب نادرست نمونههای تحقیقاتی
و..
روشهای جمعآوری اطلاعات
در فرآیند تحقیقات بازاریابی یکی از مهمترین بخشهای تحقیق، جمعآوری اطلاعات(Data Collection) میباشد. دادهای که برای اولیّن بار توسط محقق جمعآوری میشود داده اولیه یا اصلی(Primary Data) نامیده میشود.دادههای که از پردازش بر روی این دادههای اولیه استخراج یا استنتاج میشود داده ثانویه(Secondary Data) نامیده میشود.
استخراج دادههای اصلی
برای استخراج دادههای اصلی در یک تحقیق بازاریابی، محقق میتواند از روشهای زیر استفاده کند:
مصاحبه: متدوالترین روش جمعآوری اطلاعات در تحقیقات بازاریابی میباشد که در آن مصاحبهکننده شخصا از طریق فرم های آنلاین، ایمیل یا تلفن از پاسخدهندگان سئوال میکند تا اطلاعاتی را بدست آورد.
تکنیک دلفی: در این روش محقق، اطلاعاتی را از خبرگان و متخصصین در یک حوزه خاص کسب میکند و تحقیق را بر مبنای این اطلاعات به پیش میبرد.
تکنیک پروژکتیو: در این شیوه سعی میشود از افراد مختلف به شیوه غیرمستقیم اطلاعاتی دریافت شود. این تکنیک خود شامل چندین شیوه مختلف است که برحسب نیاز استفاده میشود.
تست تصویری: چند تصویر به شخص نشان داده میشود و از او میخواهند تا آن چه به ذهنش میرسد را در توصیف عکس بیان کند.
بازی نقش: در این شیوه به پاسخدهندگان موقعیّتی تخیلی داده میشود و از آنها میخواهند که در صورت واقعی بودن شرایط چه عکسالعملی از خود نشان میدهند.
تکمیل کارتون: تصاویر کارتونی و ناقص به افراد نشان داده میشود و از آنها خواسته میشود تا ایدهها و نظرات خود را درباره شخصیتها بیان کنند.
مجموعه کلمات: مجموعهای از کلمات به مخاطب ارائه میشود و سپس از مخاطب میخواهند تا با شنیدن یک کلمه آن چه به ذهنش میرسد را بیان کند.
تکمیل جمله: محقق جملاتناقص را برای پاسخدهندگان فراهم میکند و از آنها میخواهد تا آن را کامل کنند، این کار برای بررسی ایدههای پاسخدهندگان انجام میشود.
مصاحبه گروهی: گروههای کوچک ۶ تا ۱۲ نفری در یک مکان دور هم جمع میشوند. هر فرد گروه نظر خود را درباره موضوع مورد بحث میگوید و سعی میشود تا به یک جمعبندی برسند. این مصاحبه یک گرداننده دارد که از تیم محققین میباشد.
شیوه پرسشنامه: پرسشنامه یک راه ساده و مطمئن برای جمعآوری دادهها میباشد. در یک پرسشنامه مجموعهای از سئوالات مربوط به یک مشکل قرار داده میشود. این روش از آن جهت مناسب است که در یک مدّت زمان کم میتوان حجم زیادی از اطلاعات را جمعآوری کرد. با کمک فرمهای آنلاین میتوان به راحتی دادههای موجود در پرسشنامه ها را دستهبندی و پردازش کرد.
استخراج دادههای ثانویه
این دادهها را میتوان از منابع مختلفی استخراج کرد. مهمترین منابعی که برای استخراج دادههای ثانویه استفاده میشوند عبارتند از:
گزارشهای فروش
صورتهای مالی
اطلاعات مشتریان(نام، سن، جنسیت، اطلاعات تماس و آدرس)
اطلاعات استخراجی از شرکتهای همکار
گزارشات و بازخوردهای فروشندگان یا توزیعکنندگان یک محصول خاص
گزارشات استخراجی از سیستمهای مدیریت اطلاعات (MIS)
سرشماریهای عمومی دولت(نظیر نفوس و مسکن، آمارهای اداره بازرگانی یا آمار تو.لید محصولات کشاورزی و..)
اطلاعات ادارات دولتی(تامین اجتماعی، دارایی و..)
مجلّات تجاری
وبسایت ها و شبکههای اجتماعی
کتابها
یکی از مزایای دادههای ثانویه این است که به راحتی در دسترس است و از این جهت زمان کمتری صرف جمعآوری اطلاعات میشود. این نوع از اطلاعات ارزان هستند ولی قابلیت اطمینان به آنها کمتر است.
۴- آنالیز اطلاعات
پس از جمعآوری اطلاعات، مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات شروع میشود. استفاده از تکنیکهای آماری نظیر محاسبه میانگین و اندازهگیری پراکندگی از روشهای شایعی است که در این فاز مورد استفاده قرار میگیرند.همچنین استفاده از مدلهای شبیهسازی، سیستمهای تصمیمیار و الگوریتمهای یادگیری میتواند به محقق کمک نمایند.
۵- ارائه یافتهها
ارائه یافته ها
هر تحقیقی به هدف ارائه به افراد یا سازمانهای خاصی تهیه و تدوین میشود، به همین دلیل نتایج تحقیق بایستی به ذینفعان تحقیق ارائه گردد. در این مرحله میتوان نتایج بدست آمده از تحقیق را به مدیران ارشد سازمانی ارائه کرد تا امکان نزدیکشدن به فاز تصمیمگیری بوجود بیاید.
۶- تصمیمگیری، اجرا و کنترل
این آخرین مرحله از تحقیقات بازار است. با استفاده از یافتهها و براساس سیاستهای سازمانی، مدیران تصمیم به تولید یا ارائه محصولات/خدمات جدید براساس طرح تحقیقاتی مینمایند. این مرحله حساسیت زیادی دارد و همچنان پرونده تحقیقات بازار باز باقی میماند. اجرا درست و جزبه جز طرح باید مورد نظارت قرار بگیرد و براساس بازخوردهای دریافتی از بازار باید محصولات/خدمات بهبود پیدا کنند.
اهمیت تحقیقاتبازاریابی برای کسب و کارها
اهمیت تحقیقات بازاریابی
در حال حاضر، هزینه راهاندازی یک کسب و کار به شدّت بالا است و از طرفی دیگر با توجه به رقابت شدید در بازار، تنها تعداد محدودی از کسب و کارها شانس موفقیت در بازار را خواهند داشت. بدون تحقیق فعالیتی را آغاز کردن در تجارت امری غیرمنطقی محسوب میشود، بنابراین افراد سعی میکنند براساس مستندات به سراغ یک بیزینس بروند و سرمایه و زمان خود را بیدلیل به هدر ندهند.
بهترین راه برای اینکه ظرفیت بازار را در یک زمینه خاص بسنجیم استفاده از تحقیقاتباازاریابی است. در حال حاضر شرکتهای بسیاری هستند که به عنوان کارگزار میتوانند تحقیقات بازاریابی را برای شرکتهای کوچک و متوسط که امکانات کافی در اختیار ندارند را انجام دهند. این شرکتها با استفاده از کارشناسان مجرّب هزینههای تحقیقات را به حداقل کاهش میدهند.
فراموش نکنیم که اگر تحقیقات بازاریابی به درستی انجام شود میتوان از آن به عنوان یک سند رسمی برای تحقیقات آینده یا کاربردهای دیگر در سازمان استفاده کرد.
انواع تحقیقات بازاریابی
با توجه به اهدافی که ما داریم، میتوانیم از انواع شیوههای تبیلغاتی استفاده کنیم. در ادامه به بررسی چند شیوه تحقیقاتی شایع در بازاریابی میپردازیم:
۱- تحقیقات اکتشافی
محقق در شرایطی که اطلاعات کم و ناقصی در مورد یک مسئله دارد از این شیوه استفاده میکند. وی ابتدا با تحقیقات خود یک بینش کلی در باره مشکل پیدا میکند. محقق در این شیوه تحقیقاتی تمامی پیشفرضهای قبلی را از ذهن خود پاک میکند و بیطرفانه به مشکل نگاه میکند. او ایدههای بسیاری را برای خود لیست میکند و به مرور ایدههای غیرعملی را کنار میگذارد و به دنبال راهحلی میگردد که قابلیّت پیادهسازی داشته باشد.
۲- تحقیقات توصیفی
در این نوع از تحقیق سعی میشود با آزمایش فرضیّات، پاسخهای دقیقی برای یک مشکل پیدا شود. هدف از این نوع از تحقیق در بازاریابی، اندازهگیری میزان وقوع احتمالات مختلف میباشد. شناسایی میزان تاثیر متغییرهای مختلف در شرایط بازار در این نوع از تحقیق امکانپذیر خواهد بود.
۳- تحقیقات عِلّی
این نوع از تحقیق را میتوان برای شناسایی علّت و معلول در متغییرهای مختاف بکار گرفت. در این شیوه تحقیقاتی میزان تاثیر یک متغییر در سایر متغییرها مورد بررسی قرار میگیرد. به عنوان مثال تغییر رنگ دکمههای خرید در یک فروشگاه اینترنتی تا چه میزانی بر روی فروش یک فروشگاه تاثیر دارد.
۴- تحقیقات پیشبینی کننده
این نوع از تحقیق به هدف پیشبینی تغییرات در بازار انجام میشود. در این شیوه، میزان تاثیر متغییرهای مختلف در کل بازار مورد بررسی قرار میگیرد. مطرحترین مدلهای تحقیقات پیشبینی کننده عبارتند از:
پیشبینی میزان رشد بازار
پیشبینی بحرانهای مالی
پیشبینی فروش در ۶ ماه آینده
پیشبینی استقبال از محصول جدید
و..
۵- تحقیقات کمّی
در تحقیقات کمّی بیشتر با واقعیات و دادههای عددی سر و کار داریم و چندان توجهی به احساسات، نظرات و نگرشهای افراد نداریم. در این مدل تحقیقی سعی میشود تا براساس دادهها، استنتاجهای ریاضی و آماری صورت پذیرد و با استناد به آمار به تفسیر ترجیهات مشتریان پرداخته شود.
۶- تحقیقات کیفی
در این شیوه، محقق درگیر احساسات، نگرشها، عقاید و افکار فردی میشود تا بتواند یک مدل رفتاری مشخص را برای انواع مشتریان استخراج کند. در این مدل تحقیقاتی به دنبال دلایل روانشناختی و احساسی هستیم و سعی میکنیم با تاثیر بر روی چنین متغییرهایی، انگیزه و نگرشهای مشتریان را طوری جهتدهی کنیم که اهداف تجاری کسب و کار برآورده شود.
کشف نیاز مشتری
یکی از مهمترین موضوعات در بازاریابی، شناخت نیازهای واقعی مشتریان میباشد. مشکل بسیاری از کسب و کارها این است که خود را جای مشتری میگذارند و سعی میکنند آن چیزی که برای آنها مناسب و سودآور است را در اختیار مشتری خود قرار دهند. این در حالی است که تقاضا، نیاز و خواسته یک مشتری ممکن است با کالا یا خدمتی که در اختیار او گذاشته میشود کاملا متضّاد باشد.
کشف نیاز واقعی مشتریان
هدف اصلی در کشف نیاز مشتری این است که فرضیههای اولیّهای که یک مدیر درباره یک محصول در ذهن خود دارد را با واقعیّات بسنجد. کسب و کارها برای اینکه موفق شوند و ماندگار باشند باید درک عمیقی از نیاز مشتریان خود پیدا کنند. راهکارهای زیر به کسب و کارها کمک میکند تا بتوانند نیازهای مشتریان خود را بهتر بشناسند:
اعتماد مشتری را جلب کنید و حرف او را به خوبی بشنوید.
مانند یک مشاور عمل کنید و بهترین راهنماییها را به مشتریان خود ارائه کنید.
از مشتریان سئوالات مناسب بپرسید تا بتوانید نیازهای آنها را به خوبی جواب بدهید.
کشف نیاز یک چرخه همیشگی است زیرا نیازمندیهای مشتریان لحظه به لحظه تغییر میکند.
از نظرات صاحبنظران برای تشخیص نیازهای مشتریان بهره ببرید.
بازاریابی، بازارداری یا بازارسازی
مفهوم واقعی مارکتینگ
نکته مهم در یک بیزینس این است که همیشه همه چیز برای ما مهیّا و آماده نیست. برخی از اوقات کسب و کارها باید بازار جدیدی برای خود بسازند(بازارسازی). برخی از زمانها نیاز است تا بازار موجود را حفظ کنیم(بازارداری). البتّه در شرایطی هم به سراغ پیداکردن بازارهای جدید خواهیم رفت(بازاریابی).
واژه Marketing در ادبیّات آمریکایی معنای گستردهای دارد. مارکتینگ را میتوان یافتن بازر، معرفی محصول، ارتباط با مشتری و حفظ مشتری، تعامل با مصرفکنندگان، جایگاهسازی و ایجاد برند دانست. بنابراین هنگامی که ما از بازاریابی صحبت میکنیم در واقع باید بازارداری و بازارسازی را هم مدنظر قرار دهیم.
عوامل تاثیرگذاری بر روی مشتری
تکنیک LOCATE، شیوهای برای تعامل بهتر با مشتریان و شناخت نیازهای آنان میباشد، این تکنیک از ابتدای حروف نامش تشکیل شده است.
تکنیک LOCATE
Listen: به صحبتهای مشتری به خوبی گوش دهید.
Observe: به مشتری و شرایط محیطی که او در آن قرار گرفته است توجه کنید.
Combine: صحبتها، دیدگاهها و شنیدهها را با شرایط محیطی ترکیب کنید.
Ask Question: از سئوال کردن خسته نشوید زیرا هر پرسشی میتواند یکی از نیازهای پنهان مشتری را برای شما آشکار کند.
Talk to Others: با متخصصین در مورد نیازهای مشتریان خود صحبت کنید.
Empathize: از چشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.
تدوین مجدد استراتژیها بازاریابی با کمک مارکتینگ ریسرچ
شکست در بازار موضوعی است که میتواند حیات یک کسب و کار را با تهدیدات جدّی موجه کند. کسب و کارهای نوپا برای ورود به بازار باید دارای استراتژیهای مشخصی برای بازاریابی باشند. تعیین استراتژی کار سادهای نخواهد بود زیرا که استراتژی را باید باتوجه به چشماندازهای موجود در بازار تعیین کرد.
به همین دلیل است که تحقیقات بازاریابی اهمیت بسیاری مییابد. زیرا اطلاعات میتواند یک چشمانداز(View) خوبی به مدیران بدهد تا بهترین استراتژیها را برای سازمان خود برگزینند.
تبلیغ یا همان تبلیغات (Advertising) را به عنوان کوششی برای برقراری ارتباط متقاعدکننده با دیگران عنوان میکنند. هدف از تبلیغات، عرضه و ترویج یک ایده از طریق پیامی است که در درون تبلیغ نهفته است.
تبلیغات
با تبلیغ میتوان کالا یا خدماتی را به دیگران معرفی کرد و با جلب نظر عامّهی مردم به معرفی و شناساندن محصولات(یا خدمات) به جامعه اقدام کرد. فعالیتهای تبلیغاتی علاوه بر اطلاعرسانی به دنبال ایجاد انگیزه در مخاطبان نیز میباشند.
تاریخچه تبلیغات
اصطلاح تبلیغات اولّین بار توسط کلیسای کاتولیک در سال ۱۶۲۲ مطرح شد. کلیسا در این دوران سعی داشت تا با تبلیغات افراد بیشتری را جذب مسیحیّت کند. این تبلیغات کلیسا حالت اجبار داشت به همین دلیل است که واژه تبلیغات در ادبیات انگلیسی بار منفی دارد. در آن دوره از تبلیغات برای کنترل عقاید افراد استفاده میشد. کلیسا به خوبی از شایعات و ترویج خرافات برای اقناع مخاطبان خود استفاده میکرد.
خلاقیت در تبلیغات
تبلیغات به مرور زمان در عرصه تجاری نیز ورود پیدا کرد و توانست روزبه روز پیشرفت کرده و با کمک علم مدیریت، بازاریابی، روانشناسی و علوم روانشناختی تاثیر بیشتری را بر روی مردم بگذارد. در ایران نیز تبلیغات را بییشتر با واژه آگهی یا آگهیهای تجاری میشناسیم. در فرهنگ فارسی کلمه تبلیغات یک واژه عام است که میتواند شامل تبلیغات تجاری، تبلیغات سیاسی یا دینی میشود.
تغییرات تبلیغات در طول زمان
قبل از شروع دوران تبلیغات تجاری همهچیز شفاهی بود. تولیدات و خدماتی که میتوانستند مشکلی را حل کنند در معرض دیدعموم گذاشته میشدند و در نهایت توسط خریداران پسندیده و خریداری میشدند. در این دوران کسانی که میتوانستند از قدرت اقناعگری خود بهره بیشتری ببرند درآمد و شهرت خوبی میتوانستند داشته باشند.
با شروع دوران تبلیغات، سرمایه اهمیت بسیاری یافت. اگر کسب و کاری میتوانست سرمایه مورد نیاز برای تبلیغات تلویزیونی(یا جراید) را تامین کند شانس زیادی برای موفقیت داشت.
با ظهور شبکههای اجتماعی(Social Network)، ارتباطات و شبکهسازی توانستند برروی تبلیغات تاثیر بگذارند. سوشال مدیاها کمک زیادی به کسب و کارهای کوچک و متوسط کردند تا بتوانند در مقابل شرکتهای بزرگ با سرمایههای میلیاردی بایستند.
مشتری راضی یک نگین انگشتری
با ظهور رسانههای اجتماعی(Social Media) فعالان صنعت بازاریابی و تبلیغات به شدت متحول شدند زیرا که آنها با فراست خود پی بردند که طرز تفکّر مردم تغییر کرده است و این آگاهی است که میتواند مردم را مجاب به اقدامی نماید.
کسب و کارهای امروزی سعی میکنند با مدیریت درست ارتباط با مشتریان بتوانند درک درستی از نظرات مشتریان خود پیدا کنند و با کمترین هزینه، بهترین بازخوردها را از مخاطبان خود بگیرند. مشتری راضی امروزه برای هر کسب و کاری یک نگین انگشتری ارزشمند میباشد.
وظیفه تبلیغات چیست؟
تبلیغات دارای ۵ جزء اساسی زیر میباشد:
هدفگذاری
بودجهریزی
طراحی پیام
انتخاب رسانه
گرفتن بازخورد
تبلیغات تجاری به هدف افزایش فروش صورت میپذیرند. تبلیغات با فعالیتهای روابط عمومی تفاوت دارند. در روابط عمومی به دنبال ایجاد محیطی برای افزایش پیشرفت سازمانی ومدیریت بحران میباشیم در حالی که تبلیغات به دنبال تبدیل خریداران بالقوه به بالفعل میباشد.
در عصر حاضر، تبلیغات یکی از شیوههای ارتباط با مشتریان میباشد. با وجود رسانههای اجتماعی امکان ارتباط دوطرفه بین یک کسب و کار و مشتریان او وجود دارد. مشتریان میتوانند به سادگی درباره یک تبلیغ و پیام مستتر در آن از طریق شبکههای اجتماعی، وبلاگها، بخش کامنتهای فروشگاه اینترنتی و حتی پیامرسان به مدیران بازاریابی و طراحان کمپینهای تبلیغاتی بازخورد بدهند. این بازخوردها فرصتها و دیدگاههای جدیدی را برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد.
صنعت تبلیغ تنها فریاد زدن یک محصول و معرفی آن به افراد تصادفی نیست. هماکنون میتوان با کمکابزارهای مدیریت تبلیغاتوضعیت یک تبلیغ را در هر لحظه رصد کرد و با استفاده از فرصتهای طلایی که به کمک این ابزارها شناسایی میشوند کسب و کارها را منفجر کرد. سیگنالهایی که مشتریان درباره یک تبلیغ به صاحبان برندها میفرستند به خوبی میتواند نشاندهنده نیازهای فعل و آتی آنها باشد.
معرفی ویژگیهای یک تبلیغ متقاعدگرایانه
اطلاعرسانی: مردم همواره نیاز دارند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. یک تبلیغ باید جنبه اطلاعرسانی را مدنظر قرار دهد و با توجه به نیاز مخاطبان به آنها راهنماییهایی را عرضه کند.
خبررسانی: خبر نوعی از اطلاعرسانس محسوب میشود. مردم به خبر حساسیت بیشتری دارند و با جدّیت بیشتری آن را دنبال میکنند و تاثیرپذیری بیشتری بر روی آنها دارد.
آموزش: انسانها همواره به دنبال یادگیری موضوعات جدید هستند. آموزش از موضوعاتی است که یک تبلیغ باید پوششدهنده آن باشد.
مشاوره: مشاوره یک ابزار مهم در ارتباطات متقاعدگرایانه میباشد. معمولا مردم به مشاورین اعتماد میکنند. بنابراین استفاده از سبکهای مختلف مشاورهای در تبلیغات میتواند مخاطبان را قانع و مصمم سازد.
سخنپراکنی: ترویج یا سخنپراکنی(پروپاگاندا) که از آن به تبلیغات سیاسی هم یاد میشود، شیوهای است که در آن عقاید به صورت یک جانبه به مخاطب ارائه میشود به گونهای که مخاطب تصور میکند این عقاید خود او است که از زبان دیگران بیان میشود.
عوامل موثر بر تاثیرگذاری تبلیغات و اقناع مخاطب
اقناع مخاطب
برای تبلیغات از افراد متخصص استفاده شود
سعی شود تغییر نگرش در افراد به صورت غیرمستقیم صورت پذیرد
مُبلّغ یا رسانه او باید دارای جذابّیت باشد.
ارسال پیام به مخاطب باید به صورت غیرمستقیم صورت پذیرد تا تاثیر تبلیغ بیشتر شود
پیامهای هیجانی میتوانند متقاعدکنندگی بیشتری داشته باشند
آموزندگی تبلیغات باید مدنظر باشد
پیام مستتر در تبلیغات باید نظر مخاطب را به خودش جلب نماید و این پیام به راحتی قابل درک باشد
برای موفقیت تبلیغات در یک شرکت یا سازمان باید بین واحد تبلیغات با سایر نهادها یک ارتباط سازنده و پیوسته بوجود آید. در سازمانهایی که فرآیند بازاریابی و تبلیغات برونسپاری میشود باید به عملکرد این واحدها توجه داشت. معمولا واحدهای بازاریابی، تبلیغات، فروش، روابط عمومی و ارتباط با مشتری از یکدیگر مستقل هستند امّا عملکرد هرکدام از آنها میتواند بر روی دیگر واحدها تاثیر بگذارد.
بازاریابی (Marketing )را میتوان دانش، هنر کشف، خلق و ارائه یک ارزش دانست که بازار به آن نیازمند است و هدف از انجام آن کسب سود میباشد. با کمک بازاریابی میتوان نیازها و خواستههای تامین نشده را تشخیص داد و با توجه به این تقاضاها محصولات یا خدمات مناسبی را طراحی و ترویج کرد.
آشنایی با انواع تعاریف بازاریابی
مارکتینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها
بازاریابی یعنی انجام فعالیتهایی مثل خرید و فروش کالا، حمل و نقل و انبار کردن آن
بازاریابی به مجموعهایی از فعالیتهای بازرگانی اطلاق میشود که جریان کالا یا خدمات را از تولیدکننده تا مصرفکننده نهایی هدایت میکند.
بازاریابی عبارتست از فرآیندی که طی آن افراد و گروهها، از طریق تولید و مبادله کالا وکسب سود، خواستهها و نیازهای خود را تامین میکنند.
بازاریابی به معنای طیف وسیعی از فعالیتهای تحقیقاتی، طراحی، تدارک، تولید، بیمه، کنترل کیفیت، انبارداری، آمادهسازی برای مصرف، تعیین قیمت، تعیین عوامل فروش، شناسایی مشتری، بستهبندی، فروش و خدمات پس از فروش است به طوری که توزیع و انتقال کالا به مصرفکنندگان دور و نزدیک را تسهیل کند.
مارکتینگ را میتوان بازارشناسی، بازاریابی، بازارسازی، بازار گرمی و بازارداری دانست.
بازار را میتوان مجموعهایی از خریداران و فروشندگان دانست که به دنبال کسب منفعت و برطرفکردن نیازهایشان میباشند. دادو ستد در بازار باید دارای سه ویژگی زیر باشد:
علاقمند به خرید محصول یا خدمت باشند.
درآمد لازم وکافی برای خرید محصولات را داشته باشند.
دسترسی به فروشندگان آن خدمت یا محصول وجود داشته باشد.
بازارها میتوانند رقابتی، انحصاری یا ترکیبی از هر دو باشند.
در بازارهای رقابتی اطلاعات در اختیار همه اقشار قرار دارد و معمولا همه موسسات از سود معمول و متعارفی برخوردار میشوند.
در بازارهای انحصاری معمولا یک فروشنده یا تولیدکننده امتیاز انحصاری عرضه یک محصول را در اختیار دارد و سود بیش از اندازهای را کسب میکند.
در بازارهای ترکیبی که شباهت زیادی به بازارهای امروزی دارد، معمولا عرضهکنندگان گوناگونی وجود دارند که البتّه ممکن است برخی از عرضهکنندگان سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشته باشند.
اهداف مارکتینگ
در محیط بازار باید تصمیماتی اتخاذ شود تا یک شرکت یا سازمان بیشترین انتفاع را ببرد. از همینرو میتوان اهداف زیر را مهمترین اهداف مارکتینگ دانست:
استراتژی یک چشمانداز بلندمدّت در یک سازمان میباشد. با کمک استراتژی میتوان برنامهها را به درستی اجرا کرد. در ادامه به معرفی سه استراتژی در بازاریابی میپردازیم:
۱- بازاریابی یکسان
شرکتهایی که از این روش مارکتینگ استفاده میکنند بدون در نظرگرفتن تفاوت بخشهای مختلف بازار، کالا یا کالاهای تولیدی خود را در سطح وسیعی برای همه آنها به طور یکسان عرضه میکنند.
۲- استراتژی بازاریابی متفاوت
موسسات با به کارگیری این روش تعداد معین و مشخصی از بازارهای هدف را انتخاب میکنند و برای هریک از آنها محصولات مناسب با خواستهها و انتظارات آنان تولید و عرضه میکنند.
۳- استراتژی مارکتینگ متمرکز
این روش برای شرکتهای تازه تاسیس و کوچک که دارای منابع و امکانات محدودتری هستند، ایدهآل است. با اتخاذ این استراتژی، یک شرکت به جای این که به دنبال یک سهم کوچک از یک بازار بزرگ باشد تلاش میکند سهم نسبتا بزرگی از یک یا چند بازار کوچک را تصاحب کند.
مارکتینگ یک سیستم بزرگ محسوب میشود که دارای انواع زیر سیستمها میباشد، ۴ زیرسیستم بازاریابی عبارتند از:
۱- سیستم اطلاعات بازاریابی
این سیستم با جمعآوری، طبقهبندی، تلخیص و تجزیه و تحلیل اطلاعات، برنامهریزان و کلیّه مدیران استراتژیک شرکت را در امر برنامهریزی بهینه و کنترل عملیات بازاریابی یاری مینماید.
۲- سیستم برنامهریزی بازاریابی
این سیستم با تهیه برنامههای بلندمدت و برنامههای کوتاه مدت مدیران را مورد حمایت و پشتیبانی قرار میدهد. یعنی با در نظر گرفتن امکانات و منابع موسسه از یک طرف و واقعیتهای بازار از طرف دیگر، اهداف شرکت را تعیین نموده و خط مشیهای لازم را مشخص میکند.
۳- سیستم سازمانی بازاریابی
این سیستم نیز با طراحی ساختارهای سازمانی مناسب برای موسسات، آنها را در استفاده بهتر از امکانات موجود و فرصتهای پیشرو کمک مینماید. به طوری که موسسات برنامههایشان را به بهترین شکل اجرا میکنند و خود را با شرایط تجاری، اقتصادی، مالی، جغرافیایی، تکنولوژیکی و سایر متغییرهای محیطی تطبیق دهند.
۴- سیستم کنترل بازاریابی
این سیستم از طریق نظارت و بررسی مستمر فعالیتهای بخش بازاریابی، به ارزیابی و مقایسه نتایج کسب شده میپردازد و سعی میکند گزارشات جامعی را به مدیران ارائه کند. پیدا کردن نقاط قوت و ضعف برنامههای بازاریابی و شناخت نارساییها از مهمترین وظایف این سیستم میباشد.
با رشد شبکههای اجتماعی و استفاده گسترده از آنها توسط مردم، اهمیّتت رشد ارگانیک فالوورها برای دیجیتالمارکترها و کسب و کارها به خوبی نمایان شده است.تولید محتواهای با کیفیت و جذاب در سوشالها میتواند عاملی برای کشش مخاطبان به سوی یک پیج شود. علاوه بر محتوای جذاب، استفاده درست از هشتگ های ترند در اینستاگرام نیز میتواند در جذب مخاطبان تاثیر بگذارد.
هشتگ های ترند در اینستاگرام
هشتگ ها در اینستاگرام معادل کلمات کلیدی در یک وبلاگ هستند. بکارگیری اصولی آنها میتواند مخاطبان زیادی را به سوی یک پیج بکشاند.
تاثیر هشتگ های ترند در اینستاگرام بر روی رشد فالوورها
هشتگها تاثیر زیادی بر دیده شدن یک پست دارند. زیرا که تعداد زیادی از مخاطبان شبکههای اجتماعی موضوعات خاصی را دنبال میکنند(هشتگ را فالوو میکنند). آنها برای این که بتوانند آخرین محتواهای مرتبط با موضوع مدنظرشان را ببینند هشتگ مرتبط با آن را دنبال کنند یا در سرچ اینستاگرام آن هشتگ را جستجو میکنند.
به همین دلیل است که دیجیتال مارکترها سعی میکنند تا در محتواهای خود هشتگهای مرتبط و پربازدید را قرار دهند. استفاده از هشتگها در شبکههای اجتماعی قواعد خاصی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
استفاده از هشتگهای مرتبط با کسب و کار
رعایت تعداد هشتگ در هر پست
اسپم نکردن در هشتگگذاری و استفاده از هشتگهای مرتبط
بروزرسانی لیست هشتگهای مورد استفاده با توجه به ترندهای روز
برای یافتن هشتگهای مناسب، باید تلاش زیادی کرد. دقیقا مانند سرچ کلمات کلیدی در وبلاگ، یافتن هشتگهای مناسب نیز میتواند بر روی دیده شدن بیشتر یک پست تاثیر بگذارد. راههای زیر به عنوان شیوههایی برای یافتن هشتگهای طلایی در یک پیج محسوب میشوند:
۱-استفاده از خود اینستاگرام
استفاده از خود اینستاگرام بهترین شیوه برای یافتن هشتگ محسوب میشود. هنگامی که شما در کپشن خود علامت هشتگ(#) را میگذارید و بخشی از عبارت مدنظر را مینویسید، اینستاگرام هشتگهای مرتبط دیگر به همراه تعداد پستهایی که بازتاب دهنده آن هشتگ است را به شما نمایش میدهد.
استفاده بیشتر از یک هشتگ نشاندهنده داغ بودن آن است. البتّه برخی مواقع تکرار زیاد یک هشتگ امتیاز محسوب نمیشود زیرا که نشاندهنده رقابت سنگین بر روی آن کلمه کلیدی(هشتگ) است. به همین دلیل توجه به استراتژی هشتگ ضروری است(استراتژی هشتگ را در انتهای همین پست بررسی میکنیم)
۲- بررسی پیجهای مشابه
معمولا هر پیج با هر موضوع کاری دارای رقبا یا همکارانی میباشد. شما میتوانید پیجهای مشابه با پیج خود را مورد بررسی قرار دهید و ببینید که آنها از چه هشتگهای ترندی استفاده کردهاند.
سعی کنید پستهایی که بازدید خوبی داشتهاند و توانستهاند تعامل خوبی را با مخاطبان برقرار کنند را مدنظر قرار دهید و هشتگهای استفاده شده در این قبیل پستها را در یک فایل اکسل ذخیره کنید تا در آینده از آنها در پستهایتان استفاده کنید.
امروزه سایتهای بسیاری هستند که میتوان از آنها برای یافتن هشتگهای مرتبط با یک موضوع استفاده کرد. هر چند که بسیاری از این سایتها از زبان فارسی پشتیبانی نمیکنند یا ایران را تحریم کردهاند، امّا هنوز هم تعداد قابل توجهی ابزار برای استفاده در اینستاگرام مارکتینگ وجود دارد.
در ادامه به معرفی چند ابزار کاربردی در این زمینه میپردازیم:
این سایت انواع کلمات کلیدی و هشتگها را برای رسانههای مختلف معرفی میکند. از این سایت میتوان برای یافتن کلمات کلیدی مهم در گوگل یا شبکههای اجتماعی مختلف استفاده کرد.
این سایت هم توانایی نمایش هشتگهای مرتبط با موضوع شما را دارد. البتّه برای این که بتوانید لیست کاملی از هشتگها را مشاهده کنید باید اکانت پولی آن را خریداری کنید.
این ابزار یک ویژگی جالب برای پیشنهاد هشتگ دارد. شما میتوانید با آپلود کردن یک فایل(عکس یا ویدئو) که قصد دارید آن را در پست اینستاگرام خود قرار دهید، هشتگهای متناسب با آن را به شما پیشنهاد میدهد. البتّه این ابزار هشتگهای انگلیسی پیشنهاد میدهد که میتوانیم این هشتگها را با معادلهای فارسی جایگزین کنیم.
این ابزار هم ۱۰۰ هشتگ که بیشترین ارتباط را با هشتگ اصلی دارند به شما پیشنهاد میدهد. این ابزار میزان ارتباط و وابستگی سایر هشتگها را با هشتگ اصلی به درصد نمایش میدهد(هر چه درصد بالاتر باشد ارتباط بیشتری بین دو هشتگ وجود دارد).
استراتژی هشتگگذاری
در درج هشتگها هم مانند سایر فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ باید استراتژی داشته باشیم. در هشتگگذاری ما به دنبال تحقق یکی از اهادف زیر هستیم:
افزایش نرخ تعامل و بازدید از پست
برندسازی و اعتمادسازی
جذب مخاطبان یا همان فالوور
در استفاده از هشتگ باید بسیار حساس بود. برای اینکه بتوانیم بیشترین استفاده را از هشتگها در اینستاگرام ببریم باید به نکات زیر توجه داشته باشیم:
یک هشتگ زمانی میتواند ترند(داغ) شود که افراد تاثیرگذار از آن استفاده کنند. اگر شما به دنبال برندسازی هستید میتوانید از اینفلوئنسرهای مرتبط با حوزه کاری خود بخواهید تا هشتگ برند شما را استفاده کنند.
سادگی هشتگ بسیار مهم است. در زبان فارسی معمولا مجبور هستیم برای هشتگهای دو سیلابی از علامت آندرلاین(_) استفاده کنیم. همین موضوع باعث میشود تا احتمال سرچ آن هشتگ توسط مخاطبان کاهش یابد. به همین دلیل یافتن هشتگهای کوتاه و تک سیلابی در زبان فارسی بسیار مهم است.(مانند: #مارکتینگ به جای #دیجیتال_مارکتینگ)
استفاده از هشتگهای داغ و پراستفاده به کسب و کارهای تازهکار کمک چندانی نخواهد کرد. چون رقابت بر سر این هشتگها بسیار زیاد است، احتمال دیده شدن محتواهای کسب و کارهای نوپا با چنین هشتگهایی کم میشود. بنابراین استفاده از هشتگهای مرتبط و کمتر مورد توجه میتواند یک استراتژی مهم در هشتگگذاری باشد.
باید توجه داشت که در تمامی موضوعات مرتبط با دیجیتال مارکتینگ یک قاعده مشخص و ثابتی نداریم که بتوانیم برای همه کسب وکارها آن را تجویز کنیم. این هنر دیجیتال مارکتر است که با تست و آنالیز سنجههای کلیدی مناسبترین شیوهها را برای تحقق اهداف خود بیابد. یافتن هشتگ های ترند در اینستاگرام مارکتینگ هم از این قاعده کلی پیروی خواهند کرد.
بازاریابان باتجربه میدانند که شانس آنها برای جذب مشتری در اولین تعامل با برند بسیار کم است(البتّه همیشه استثناهایی هم وجود دارد). بنابراین آنها سعی میکنند تا بعد از اولّین برخورد با مشتری از طریق ابزارها و رسانههای مختلف با مشتری در ارتباط باشند و به او برای اخذ تصمیم و خرید محصول کمک کنند. قانون ۷ در بازاریابی به صورت کاملا ساده بیان میکند که قبل از انجام هر خریدی توسط یک مشتری به طور متوسط هفت تعامل با برند انجام خواهد شد.
قانون ۷ در بازاریابی
یک مشتری قبل از این که اقدام به خرید یک محصول یا تقاضای دریافت یک خدمت را بنماید باید حداقل ۷ بار تبلیغ یا پیام یک محصول را ببیند و بشنود و درباره آن محصول اطلاعات کاملی را کسب نماید. طبق قانون ۷ اگر شخصی ۷ بار یک محصول یا تبلیغات برندی را ببیند به احتمال زیاد با آن برند تعامل خواهد کرد و مشتری آن برند خواهد شد.
تاریخچه قانون ۷ در بازاریابی
اصطلاح قانون ۷ (Rule of 7) در سال ۱۹۳۰ در ادبیات بازاریابی شکل گرفت. زمانی که فعالان صنعت فیلمسازی به تجربه دریافتند که برای این که فیلمی خریداری شود باید حداقل ۷ بار تبلیغ آن فیلم در رسانههای مختلف توسط مخاطب دیده شود تا او اقدام به خرید آن فیلم نماید.
قانون ۷ در بازاریابی و صنعت تبلیغات از اهمیت بسیار برخوردار است زیرا که این قانون پایه و اساس مفهوم جدیدتر یعنی بازاریابی ویروسی میباشد. بازاریابی ویروسی(Viral Marketing) تکنیکی در بازاریابی است که در آن به شکل ویروسی و تصاعدی تبلیغ یک محصول یا خدمت در رسانههای مختلف انتشار مییابد. بازاریابی ویروسی در آگاه نمودن مشتریان از محصولات/خدمات جدید و برندینگ موثر میباشد.
در بازاریابی مدرن سعی میشود تا در کمپینهای تبلیغاتی از رسانههای مختلف برای پروموت کردن یک تبلیغ و اصطلاحا انتشار ویروسی آن استفاده شود. وقتی مخاطب به هر رسانهای مراجعه میکند نام یک برند، محصول یا خدمات آن را میبیند و یک حس فراگیر بودن تبلیغات در او ایجاد میشود و همین حس باعث میشود تا او به دنبال کسب اطلاعات بیشتری درباره آن محصول یا برند برود.
درگیر شدن مخاطب با برند علاوه بر این که به افزایش شهرت و برندینگ کمک مینماید باعث افزایش فروش یک محصول یا خدمت میشود.
رسانههای اجتماعی به عنوان یک بستر تبلیغاتی ارزان قیمت و گسترده در اختیار همه کسب و کارها(مخصوصا کسب و کارهای کوچک و متوسط) هستند. سوشال مدیاها به مشاغل این فرصت را میدهند که مشتریان را درگیر موضوعات و محتواهای مرتبط با بیزینس خود کنند. بهبود تعامل با مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را فراهم خواهد آورد.
مرز باریک بین قانون ۷ و اسپم مارکتینگ
باید دقت داشت که قانون ۷ در بازاریابی بااسپم مارکتینگ مرز بسیار باریکی دارد. اگر در انتشار یک تبلیغ یا محتوا، استراتژی مشخصی وجود نداشته باشد قانون۷ تبدیل به اسپم مارکتینگ خواهد شد. اسپمکردن در بازاریابی، مشتری را از برند فراری خواهد داد.
استفاده از روایتگری یا همان داستانسرایی میتواند یک تکنیک جالب در استفاده از قانون ۷ باشد. داستانسرایی (Storytelling) باعث تقویت ارتباطات بین برند با مشتریان میشود.
کاربردهای قانون۷ در بازاریابی
ما امروزه در وسط جریانهای عظیمی از اطلاعات قرار گرفتهایم که به سرعت وارد ذهن ما میشوند و به همان سرعت از ذهن ما خارج میشوند. در دنیای که بارش اطلاعات وجود دارد برای این که بتوان در ذهن مخاطب باقی ماند نیاز به تکرار داریم.
این تکرار باعث ماندگاری و شهرت یک برند خواهد شد. باید توجه داشت که محتوا به عنوان مهمترین ابزار برای اجرای قانون ۷ محسوب میشود. یکمحتوای با کیفیتمیتواند به راحتی وایرال شود و مشتریان را مجدد به سمت برند ما بکشاند.
شاید در ذهن ما متبادر شود که چرا قانون ۷ و نه قانون۸ یا قانون۶؟
در پاسخ باید بگوییم که ۷ تنها یک عدد است و استفاده از آن دلیل خاصی ندارد. منظور از عدد ۷ ، تکرار یک فرآیند است. ممکن است یک مشتری با سومین تکرار یا پنجمین تکرار جذب شود. خسته نشدن در بازاریابی یک موضوع کلیدی است. یک بازاریاب حرفهای باید صبر زیادی داشته باشد و همیشه به این نکته توجه داشته باشد که یادآوری کردن میتواند باعث پررنگ شدن یک موضوع در ذهن مخاطب شود.
ویژگی های قانون ۷
قانون ۷ به مدیران کسب و کارها ۷ مورد زیر را یادآوری میکند:
۱- آگاهی دادن
آگاهی دادن و انتقال اطلاعات در بازاریابی یک موضوع کلیدی میباشد. قانون ۷ با تکرار سعی میکند تا اطلاعات در ناخودآگاه مشتریان نهادینه شود.
۲- تامین نیازها و خواستهها
ممکن است یک مشتری فعلا نیازی به یک محصول یا خدمت نداشته باشد. امّا تکرارپذیری که در قانون۷ به آن تاکید میشود موجب خواهد شد تا مشتری در زمان نیازمندی به یاد برند مرتبط بیفتد.
۳- اعتمادسازی
تکرار شدن نام برند در رسانههای مختلف باعث ماندگاری یک برند در ذهن مخاطب میشود و به مرور زمان حس اعتماد را در مشتریان ایجاد میکند. اگر یک برند بتواند نشان دهد که در همه شرایط در کنار مخاطبان خود باقی خواهد ماند اطمینان به برند را در جامعه هدف خود توزیع خواهد کرد. این اعتماد و اطمینان، شهرت برند را به همراه خواهند آورد.
۴- قیمت
رقابتپذیری یک برند در بازار میتواند یک نقطه اتکا مهم برای مدیران باشد. قیمت محصولات از موضوعاتی است که بر انتخاب یک محصول توسط مشتریان تاثیر میگذارد. یک برند باید با نشاندادن ویژگیهای محصولات خود و مزایای ایجاد شده به مشتریان اطمینان دهد که هزینهای که بابت یک محصول پرداخت میکنند، به مراتب ارزش افزوده بیشتری را برای آنان ایجاد خواهد کرد.
۵- زمان
قانون۷ به ما یادآوری میکند که برای نتیجه گرفتن از بازاریابی و تبلیغات نباید عجله کرد. مشتری یک سفر را با برند شروع میکند و در طول زمان برحسب نیاز خود از خدمات یا محصولات استفاده خواهد کرد. مدیریت ارتباط با مشتریان از جمله موضوعاتی است که قانون ۷ بر آن تاکید کرد.
۶- سفارشی سازی
قانون ۷ تاکید دارد که برای جذب مشتری باید محصولات خاصی را به هر مشتری ارائه داد. سفارشی سازی از جمله موضوعاتی است که باید در بازاریابی مدنظر قرار گیرد. خاص بودن محصولات یک برند امکان رقابت با سایر برندها را فراهم میآورد.
۷- به حافظه سپردن
گذر زمان همه چیز را از خاطر میبرد، چه از ذهن مخاطب و چه از یاد مدیران ارشد سازمانی. قانون ۷ سعی میکند به مدیران و مشتریان موضوعات کلیدی در هر کسب و کاری را یادآوری کند.
پیادهسازی قانون۷ در کسب و کارها
با کمک محتواهای دیجیتال میتوان به راحتی قانون ۷ را در کسب و کارهای مختلف ایجاد کرد.
تصاویر واقعی و معتبر از هر کسب و کاری میتواند به مشتری کمک کند تا تجربه بهتری را نسبت به یک کسب و کار پیدا کند.
انتشار ویدئو و کلیپهای جذاب در اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر، یوتیوب و آپارات میتواند مخاطبان گستردهای را برای هر کسب و کاری جذب کند. البتّه باید توجه داشت که محتوای انتشار یافته در هر شبکه اجتماعی باید متناسب با خصوصیات آن رسانه باشد.
وبلاگ همیشه در محتواسازی اهمیت داشته است. زیرا این وبلاگها هستند که در موتورهای جستجو ثبت شده و رتبهبندی میشوند. محتواهای یک وبلاگ میتوانند بارها و بارها توسط یک مشتری مورد بازدید قرار گیرند. یک برند معتبر باید از محتوا به عنوان ابزاری برای آموزش و تعریف چشماندازهای خود استفاده کند.
راههای مختلفی برای برقراری تعامل با مشتری وجود دارد. تعامل(Interaction) به معنای ذکر نام برند در رسانههای مختلف میباشد. این ذکر نام میتواند مثبت یا منفی باشد. امروزه از ابزارهای زیر میتوان برای تعامل بیشتر با مخاطبان و اجرای قانون۷ استفاده کرد:
آگهیهای تلویزیونی
تماس از طرف نمایندگان شرکت با مشتریان
پاسخگویی به نظرات مشتریان درباره خدمات یک برند
آگهی دادن در در نشریات و مجلات مرتبط و معتبر
ارسال ایمیلهای اطلاعرسانی یا تبلیغی
بازگویی نام برند توسط دوستان قدیمی و صمیمی
مشاهده نام برند در وبلاگهای معتبر
اجرای بیلبورد در حاشیه خیابانهای اصلی شهر
قراردادن بنر در سایتهای معتبر
استفاده از رسانههای اجتماعی(شبکههای اجتماعی و پیامرسان ها)
توجه به سئو و تولید محتوا در سایت شرکت به هدف قرارگیری در صدر لیست موتورهای جستجو(سئو یا تبلیغات کلیکی گوگل)
و موارد دیگر…
برای لیست بالا پایانی را نمیتوان متصور شد زیرا که هر روز رسانهها و ابزارهای جدیدی به این لیست افزوده میشوند.
استراتژی بازاریابی به روشی برای حفظ مشریان فعلی و افزایش مشتریان جدید اطلاق میشود که توسط مدیران یک سازمان اتخاذ میگردد. در تدوین یک استراتژی بازاریابی بایستی با توجه به مدل های بازاریابی سیاست کلی یک سازمان در عرصه مارکتینگ را تعیین کرد. در تعیین استراتژی بازاریابی به موارد زیر توجه داریم:
در ادامه این پست قصد داریم به معرفی انواع مدل های بازاریابی یا در واقع اصطلاحات رایج در بازاریابی مدرن بپردازیم.
معرفی انواع مدلهای بازاریابی
برای افزایش فروش و تسلط بر بازارهای رقابتی بایستی به استراتژیهای بازاریابی توجه داشت. استراتژی بازاریابی نحوه عرضه یک محصول به بازار و ارتباط با مشتریان، رقبا ومحیط را تعیین میکند. انتخاب یک استراتژی بازاریابی درست میتواند ارزش مناسبی را به مشتریان انتقال دهد.
ارزش ایجاد شده برای مشتریان باعث ارتقاء جایگاه یک کسب و کار خواهد شد. به کارگیری استراتژیهای بازاریابی مختلف در طول سالیان متمادی باعث ایجاد مدل های بازاریابی متنوعی گردیده است. در این پست سعی میکنیم به صورت گذرا به ۵۱ نوع از مدل های بازاریابی اشاره کنیم.
۱- بازاریابی انگیزهای(Cause Marketing)
شناسایی انگیزههای مشتری میتواند کمک زیادی به هر کسب وکاری بنماید.
۲- بازاریابی محدوده نزدیک(Close Range Marketing)
در این نوع استراتژی سعی میشود تبلیغات در یک محدوده نزدیک به سازمان یا محصول ارائه شود. این نوع بازاریابی به بازاریابی مجاورتی نیز مشهور است.
۳-بازاریابی رابطهای(Relationship Marketing)
در بازاریابی رابطهای به ارتباط نزدیک با مشتری از طیق کانالهای مختلف توجه داریم و سعی می کنیم از فروشگاه فیزیکی، وبسایت، موبایل مارکتینگ، شبکههای اجتماعی و.. برای تعامل بیشتر با مشتری استفاده کنیم.
۴- بازاریابی عرضه کم(Scarcity Marketing)
در برخی از کسب وکارها اصل بر عرضه کم ولی با کیفیت است. این نوع از بیزنسها معمولا دارای مشتریهای لاکچری و خاص خود هستند.
۵- بازاریابی دهان به دهان(Word of Mouth Marketing)
در این بازاریابی به دنبال انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر بوسیله ارتباطات شفاهی هستیم.
۶- بازاریابی اقدام محور(Call to Action Marketing)
در این روش به دنبال تبدیل ترافیک در وبسایت به فروش واقعی با کمک محتواهای متنی و بصری میباشیم.
۷- بازاریابی ویروسی(Viral Marketing)
در این روش سعی میشود تا یک محصول یا برند به صورت گسترده در جامعه مطرح شود. بستر وب و شبکههای اجتماعی بای بازاریابی ویروسی بسیار ایدهآل میباشد.
۸- بازاریابی سفارشی(Diversity Marketing)
ایجاد تنوع در فرهنگها و سلایق باعث میشود تا انتظارات مختلفی در مردم بوجود آید. بازاریابی سفارشی سعی در تامین نیاز افراد با توجه به خواستههای آنان دارد.
۹- بازاریابی مخفی(Undercover Marketing)
گاهی اوقات نیازی نیست که همهی ویژگیهای یک محصول را بیان کنیم. شگفتزده شدن مشتری از برخی ویژگیها باعث میشود تا یک همهمه عمومی در جامعه پیش بیاید که این خود تاثیر بسزایی در جذب مشتریان خواهد داشت.
۱۰- بازاریابی فراگیر(Mass Marketing)
بسیاری از کسب و کارها نیاز به حجم زیادی از مشتریان دارند. در بازاریابی انبوه یا فراگیر سعی میشود تا به صورت عمومی افراد را به سمت خدمات یا محصولات بکشند و تلاش حداکثری برای جذب مشتری انجام دهند.
۱۱- بازاریابی فصلی(Seasonal Marketing)
برخی از رویدادها و اتفاقات فقط در بازههای زمانی خاصی اتفاق میافتند. مثلا مسافرتهای نوروزی یا جشن ولنتاین را میتوان جزء بازاریابیهای فصلی دانست. داشتن یک مدل بازاریابی خاص برای این ایام میتواند باعث موفقیت یک کسب و کار شود.
۱۲- بازاریابی روابط عمومی(PR Marketing)
داشتن بازاریابی قوی در کنار روابط عمومی موثر میتواند یک موقعیت ایدهآل را برای هر تجارتی فراهم آورد. ارتباط با مشتریان و پشتیبانی از محصولات فروخته شده میتواند به عنوان یک استراتژی جدّی در بازاریابی محسوب شود.
۱۳- بازاریابی آنلاین(Online Marketing)
با توسعه تجهیزات هوشمند، لپتاپ های قابل حمل و فراگیر شدن اسمارت فونها، جذب مخاطبان از طریق فضای آنلاین گسترش یافته است.
۱۴- بازاریابی ایمیلی(Email Marketing)
هر چند از زمان عرضه سرویسهای ایمیلی چندین سال میگذرد امّا همچنان این نوع بازاریابی در بسیاری از تاثیرگذاری بالاتری برخوردار است.
۱۵- بازاریابی هیجانی(Evangelism Marketing)
بسیاری از مشاغل با ایجاد هیجانات مقطعی به فروش محصولات خود میپردازند. مشابه آن چیزی که در باشگاههای فوتبال و فروش پیراهنهای ورزشی دو رقیب اتفاق میافتد.
۱۶- بازاریابی رویدادمحور(Event Marketing)
ایجاد یک رویداد یا شرکت در رویدادهای مختلف به عنوان یک راهکار در بازاریابی محسوب میشود.
۱۷- بازاریابی آفلاین(Offline Marketing)
هرچند امروزه بازاریابی آنلاین گسترده شده و جایگاه ویژهای را پیدا کرده است امّا هنوز بکارگیری مدلهای بازاریابی آفلاین میتواند در بسیاری از موارد کارگشا باشد.
۱۸- بازاریابی برونگرا(Outbound Marketing)
اطلاعرسانی گسترده درباره خدمات یا محصولات یک برند به عامه افراد با کمک تبلیغات گسترده، مهمترین استراتژی در بازاریابی برونگرا میباشد.
۱۹- بازاریابی مستقیم(Direct Marketing)
ارتباط مستقیم با مشتریان در بسیاری از موارد میتواند راهگشا باشد و موجب افزایش فروش شود.
۲۰- بازاریابی ربایشی یا درونگرا(Inbound Marketing)
جذب مخاطب با کمک آگاهی دادن و بدون ارائه مستقیم محصول به مشتری، مهمترین استراتژی در بازاریابی درونگرا میباشد.
۲۱- بازاریابی خبرنامهایی(Newsletter Marketing)
ارائه اخبار یک کسب و کار یا معرفی جدیدترین محصولات یک برند میتواند برای بسیاری از مخاطبان جذاب باشد. خبرنامه میتواند با آگاه کردن مخاطبان آنها را به مشتریان بالقوه تبدیل کند.
۲۲- بازاریابی ارائه رایگان(Freebie Marketing)
در این شیوه بازاریابی محصولات یا خدمات رایگانی عرضه میشود ولی خدمات جانبی یا پشتیبانی محصولات در قبال دریافت هزینه ارائه میشود.
۲۳- بازاریابی مقاله(Article Marketing)
بسیاری از محققان و متخصصان برای خرید محصولات مورد نیاز، براساس اطلاعات فنی ارائه شده در مقالات عمل مینمایند. بنابراین میتوان از مقالات علمی و فنی برای بازاریابی محصولات HighTech استفاده برد.
۲۴- بازاریابی محتوا(Content Marketing)
محتوا پادشاه است. به همین دلیل میتوان با کمک تولید و ارائه انواع محتوا به صورت گسترده مشتریان را به سمت خود فرا خواند. بازاریابی محتوا یک روش بازاریابی درونگرا و به عنوان ابزاری برای فروش مستقیم محسوب میشود.
۲۵- بازاریابی نمایشگاهی(TradeShow Marketing)
محصولات بسیاری وجود دارند که ماهیت فیزیکی دارند و باید عملکرد آنها توسط مشتری دیده شود تا خریداری شوند. بازاریابی نمایشگاهی به عنوان ابزاری برای معرفی محصولات فیزیکی و برندینگ محسوب میشود.
در حال حاضر مردم سئوالات رایج خود را از دیگران نمیپرسند. آنها موتورهای جستجو نظیر گوگل را به عنوان مرجعی معتبر قبول دارند. فدرت بازاریابی جستجو باعث شده تا مفهوم مهمی به نام سئو(SEO) بوجود بیاید و بسیاری از کسب و کارها با کمک تکنیکهای سئوی ارگانیک، موقعیت ایدهآلی را برای خود بوجود بیاورند.
۲۷- بازاریابی دنج(Niche Marketing)
در هر بازاری موقعیتهای بکری وجود دارد که با کمترین امکاناتی و البته با داشتن کمی خلاقیت میتوان به آنها دست یافت. استفاده از خصوصیات خاص در یک محصول میتواند به شما کمک کند تا یک بازار انحصاری یا با رقابت کم را برای خود ایجاد کنید.
۲۸- بازاریابی قطرهای(Drip Marketing)
بازاریابی قطرهای یک شیوه ارتباطی است که در آن سعی میشود تا پیامها به صورت محدود و قطره چکانی به مخاطبان عرضه گردد. این بازاریابی باعث تحریک حس کنجکاوی مخاطبان و درگیرشدن آنها با موضوع بازاریابی میشود.
۲۹- بازاریابی جامعهایی(Community Marketing)
درگیر کردن جامعه هدف در فعالیتها، مباحث و نحوه عملکرد محصولات یک شرکت باعث خواهد شد تا نیازها و خواستههای آنها به راحتی مطرح شود و از سوی دیگر حس اعتماد بیشتری در مشتریان بوجود آید.
۳۰- بازاریابی رسانههای اجتماعی(Social Media Marketing)
با ارائه رسانههای اجتماعی نظیر شبکههای اجتماعی، پیامرسانها، اپهای موبایلی و..) فرصتی منحصربفرد برای بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط بوجود آمده است.
۳۱- بازاریابی رسانه متقابل(Cross Media Marketing)
در این نوع بازاریابی سعی میشود تا اطلاعات از طریق چندین رسانه به مشتری ارسال شود. مشتری در چنین شرایطی حس فراگیر بودن تبلیغات و شهرت برند را پیدا میکند.
۳۲- بازاریابی B2B
در بازاریابی کسب وکار یا بازاریابی B2B، مخاطب بازاریابی خود یک کسب و کار دیگر میباشد. در چنین بازاریابی بایستی به ویژگیهای آن کسب و کار نیز توجه نمود.
۳۳- بازاریابی ترویجی(Promotional Marketing)
در این بازاریابی به دنبال تحریک مشتری برای خرید یا اقدام به یک عمل میباشیم. انواع مسابقات، کوپنها، هدایا و تخفیفات مقطعی از جمله انواع شیوههای استفاده شده در این روش میباشد.
۳۴- بازاریابی کمین کردن(Ambush Marketing)
این بازاریابی مناسب کسب و کارهای کوچکی است که قدرت رقابتی بالایی ندارند. در این نوع از بازاریابی کسب و کارهای کوچک سعی میکنند با تاثیری که بر روی کسب و کارهای بزرگتر میگذارند بهتر دیده شوند و رشد مطلوبی پیدا کنند.
۳۵- بازاریابی B2C
هدف این نوع از بازاریابی، مصرف کننده نهایی میباشد. کمپینهای بازاریابی B2C معمولا کوتاه مدت و با تخفیفات ویژه هستند.
۳۶- بازاریابی ابری(Cloud Marketing)
در این نوع از بازاریابی سعی میشود تمامی محصولات و خدمات به صورت آنلاین و با استفاده از فضای ابری به مشتریان ارائه شود. در این بازاریابی سعی میشود منابع به صورت ارزان قیمت و به صورت گسترده در اختیار مشتری قرار گیرد. مشتری میتواند از هرجایی و در هر زمانی به خرید اقدام کند.
۳۷- بازاریابی موبایل(Mobile Marketing)
در این نوع بازاریابی، رسانه اصلی گوشیهای هوشمند و آپهای نصبشده بر روی آنها می باشد. ارسال نوتیفیکیشنهای تبلیغاتی از طریق نرمافزارهای موبایلی براساس اطلاعات زمانی ومکانی کاربر موقعیت جذابی را برای بسیاری از مشاغل فراهم میآورد.
۳۸- بازاریابی اتحاد محور(Alliance Marketing)
اتحاد دو یا چند کسب وکار برای کسب منافع مشترک در بازاریابی و تصاحب سهم بزرگتری از بازار را بازاریابی اتحاد گویند. از این نوع بازاریابی به بازاریابی همکاری یا Affinity Marketing هم نام برده میشود. به عنوان مثال یک برند وظیفه آموزش و آگاهسازی را برعهده میگیرد و برند دیگر وظیفه ارائه خدمات را برعهده میگیرد.
۳۹- بازاریابی معکوس(Reverse Marketing)
در بازاریابی معکوس، به جای آنکه بازاریابان به سراغ مشتری بروند، مشتری به دنبال فروشندگان یک محصول یا خدمت میرود. شیوه اصلی در این کار تبلیغات گسترده تلویزیونی میباشد. بعد از اینکه تبلیغات صورت پذیرفت، بازاریابان منتظر میمانند تا مشتریان به سراغ آنها بیایند.
۴۰- بازاریابی تلفنی(Tele Marketing)
هر چند که امروزه استفاده از تلفن برای بازاریابی زیاد منطقی بنظر نمیرسد، امّا همچنان میتوان از این ابزار برای بازاریابی یا پیگیری تقاضاهای مشترین استفاده کرد. در بازاریابی تلفنی هدف اصلی معرفی محصولات جدید به مشتریان و اطمینان دادن از خدمات پشتیبانی میباشد.
۴۱- بازاریابی نمونه رایگان
در این مدل بازاریابی سعی میشود یک نمونه ساده و رایگان از محصول در اختیار مشتری قرار گیرد تا مشتری بتواند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد. این روش با مدل بازاریابی Freebie Marketing متفاوت است.
۴۲- بازاریابی ایمیل مستقیم(Direct Mail Marketing)
ارتباط مستقیم با مشتری در بسیاری از موارد میتواند به مشتری حس خوبی را بدهد. ارسال ایمیل مستقیم و شخصی به دوستان یا مشتریان قدیمی و دعوت از آنان برای بازدید از خدمات و محصولات جدید میتواند دربسیاری از موارد راهگشا باشد.
۴۳- بازاریابی دادهمحور(Data Driven Marketing)
امروزه کسب و کارهای فنّاورو اینترنت-محور از مخاطبان خود دادههای زیادی را جمعآوری میکنند. استفاده از دادههای ذخیره شده در پایگاه دادهها میتواند باعث ایجاد موقعیتهای جدیدی در بازار شود.
۴۴- بازاریابی شخصی سازی شده(Personalized Marketing)
در این نوع بازاریابی سعی میشود تا محصولی کاملا متمایز با سایر محصولات موجود در بازار عرضه گردد. در شخصیسازی سعی بر این است که برای هر مشتری ثیک محصول سفارشی تولید و عرضه گردد.
۴۵- بازاریابی فرهنگی(Cultural Marketing)
در این نوع بازاریابی سعی میشود با توجه به فرهنگ قالب در یک جامعه به عرضه محصولات یا خدمات پرداخته شود.
۴۶- بازاریابی انسانی(Humanistic Marketing)
در این نوع از بازاریابی سعی میشود با توجه به ویژگیها و علاقمندیهای عمومی در انسان تصمیماتی برای بازاریابی گرفته شود. این نوع از بازاریابی به دنبال برطرفکردن محرومیتهای ذاتی انسانها میباشد.
۴۷- بازاریابی چریکی(Geurrila Marketing)
در این نوع بازاریابی به روشهای غیر متعارف در بازاریابی اشاره دارد که با بودجه کم، جمعیت زیادی از مخاطبان را در بر میگیرد و معمولا نتایج حیرتانگیزی را به همراه میآورد.
در این نوع از بازاریابی سعی میشود با استفاده از الگوریتمهای هوشمصنوعی، یادگیری ماشین و الگوریتمهای تکاملی به مدلسازی رفتار احتمالی مشتریان در فرآیندهای بازاریابی پرداخته شود. هوشمندسازی بازاریابی هدف نهای این نوع از بازاریابی میباشد.
در این بازاریابی سعی میشود تا طرفداران یک برند به دوستداران واقعی تبدیل شوند به طوری که آنها ترویجکننده آن برند شوند و حتی بخشی از فرآیندهای بازاریابی و تبلیغات را به صورت رایگان برعهده گیرند.
۵۰- بازاریابی چابک(Agile Marketing)
در این شیوه از بازاریابی سعی میشود تا با استفاده از انواع متدلوژیهای چابک، فرآیند بازاریابی به شکل متفاوتی اجرا گردد.
۵۱- بازاریابی رفتاری(Behavioral Marketing)
در این مدل بازاریابی که بر پایه شناخت رفتار مشتریان بنا گزارده شده است، سعی میشود تا سیاستهای بازاریابی براساس علوم شناختی تدوین گردد. این نوع از بازاریابی مدعی است که بسیاری از رفتارهای انسانی در موقع خرید قابل پیشبینی میباشد. در بازاریابی عصبی یا Neuromarketing نیز به این میپردازد که مغز چگونه تحت تاثیر تبلیغات قرار میگیرد.