راهکارهایی برای افزایش فالوور اینستاگرام

برای بسیاری از افراد افزایش فالوور اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد. در این پست می خواهیم راهکارهایی را مورد بررسی قرار دهیم که به کمک آنها می توانیم در مدت ۶۰ روز به ۱۰K فالوور دست پیدا کنیم. تعداد فالوورهای اینستاگرام معمولا نشان دهنده تعامل خوبی است که شما با کاربرانتان ایجاد کرده اید.

افزایش فالوور اینستاگرام
افزایش فالوور اینستاگرام

معمولا زمانی که ما فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می کنیم، ۱۰۰۰ فالوور اولیه خود را از بین اعضای خانواده، دوستان و همکارانمان جذب می کنیم. این موضوع می تواند یک چرخه موفقیت برای شما باشد. بدین معنا که شما باید دامنه ارتباطات خود را با افراد مختلف گسترش دهید. در اینجا به معرفی ۱۰ راهکار مهم در افزایش فالوور اینستاگرام می پردازیم که می تواند برای اینفلوئنسرها و برندهای تجاری مفید باشد.

چگونه در شبکه های اجتماعی به یک اینفلوئنسر موفق تبدیل شویم؟

۱- تنظیم لیست ایمیل در صفحه اینستاگرام

بسیاری از کسانی که در لیست ایمیل شما قرار دارند معمولا شناخت خوبی از شما دارند که می توانند هسته اولیه طرفدران شما را شکل دهند. اگر شما قبل از اینستاگرام، در شبکه های اجتماعی دیگر نظیر فیسبوک، توئیتر، لینکدین، پینترست و .. هم فعال بوده اید، می توانید لینک پیج خود در اینستاگرام را در این شبکه ها هم انتشار دهید تا کسانی که از شما شناخت قبلی دارند به صفحه شما بپیوندند.

توجه کنید این دسته از افراد از اهمیت زیادی برای شما برخوردارند، چرا که می توان آنها را جزیی از طرفداران شما محسوب کرد که از همان ابتدای کار محتوای شما را به صورت ویروسی بازنشر خواهند داد و لایک و کامنت خوبی را برای شما به ارمغان می آورند.

۲- محتوای با کیفیت

تصاویر با کیفیت می تواند انگیزه مخاطبان شما را در باقی ماندن در پیج تان تقویت کند. همچنین بازدیدکنندگان پیج شما هم با دیدن کیفیت بالای محتواهایتان شما را فالوو خواهند کرد. اینستاگرام یک پلت فرم اجتماعی است. بابراین سعی کنید در این شبکه اجتماعی موضوعات روز را به اشتراک بگذارید تا بدین شکل باعث ایجاد یک حس مشترک با فالورانتان گردید.

پله، پله تا ملاقات محتوا

۳- ایده مخصوص به خود را داشته باشید

این که دیگران در پیج اینستاگرام خود چه کارهایی را انجام می دهند بسیار مهم است. امّا مهمتر از آن این است که شما باید در اینستاگرام خلاق باشید و همیشه ایده مخصوص به خود را داشته باشید. ایده خود را سعی کنید به بهترین شکل پرورش دهید و آن را به مخاطبانتان تحویل دهید.

در مسیر ایده پروری نظم را فراموش نکنید چرا که نظم در انتشار محتوا می تواند مخاطبان شما را پایبند به شما نماید. از بازخورد گرفتن از مخاطب خود نهراسید. به شیوه های مختلف نظرات مخاطبان خود را بررسی کنید و نقاط مثبت آنها را در تقویم محتوایی خود لحاظ کنید.

۴- محتوای منحصربفرد

اوج موفقیت در شبکه های اجتماعی با کمک محتوا بدست می آید. یک محتوای خوب سوخت حرکت در شبکه‎های اجتماعی است. سعی کنید با محتوای منحصربفرد و جذاب مشارکت مخاطبان خود را افزایش دهید و آنها را به سمت اهداف خود بکشانید. افزایش فالوور اینستاگرام یک فرآیند قانونمند است، پس سعی کنید از کپی کاری و فریب مخاطبان جلوگیری کنید.

۵- هشتگ شناسی

یکی از راه های افزایش فالوور اینستاگرام شناسایی هشتگ های ترند شده در شبکه های اجتماعی می باشد. این که مخاطبان شما به دنبال چه هشتگ هایی می باشند و یا این که مخاطبان شما از چه هشتگ هایی به سمت شما می آیند، می تواند خیلی به موفقیت شما کمک کند. هشتگ در اینستاگرام همان نقش کلمات کلیدی در وبلاگ ها را بازی می کند. در هشتگ نگاری سعی کنید استراتژی داشته باشید و بی هدف به اسپم کردن هشتگ ها نپردازید.

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

۶- شروع کنید !!!

اگر از ابتدای این متن را خوانده اید و به اینجا رسیده اید و پیج اینستاگرام خود را هنوز راه اندازی نکرده اید، تردید را از خود دور کنید و شروع کنید!!!

“آگاه باشید که همیشه شروع کردن سخت ترین بخش هر کاری است.”

از شروع کردن نترسید !!! مطمئن باشید که پایداری در هرکاری شما را به موفقیت خواهد رساند. سعی کنید در گردنه‎ها و مراحل سخت تنها با دنده سنگین حرکت کنید ولی هیچ گاه توقف نکنید و به عقب برنگردید.

پایداری و نظم شما در شبکه های اجتماعی، ثبات شما را به مخاطبانتان نشان می دهد. شما خواهید توانست به مرور زمان به یک اُسوه برای آنها تبدیل شوید.

۷- ارتباطات

سعی کنید با دیگر کسانی که در حوزه کاری شما فعالیت می کنند ارتباط برقرار کنید. این ارتباطات می تواند در افزایش فالوور اینستاگرام شما موثر باشد. شبکه‎سازی یکی از اصول مهم در پلتفرم‎های اجتماعی نظیر اینستاگرام می‎باشد. سعی کنید از همه فضاها برای دعوت افراد به پیج اینستاگرامتان استفاده کنید ( حتی دعوت فیزیکی مثلا حضور در همایش ها، نمایشگاه ها و سمینارهای علمی هم می تواند در گسترش شبکه فالوورهای شما موثر باشد).

در انجمن‎ها و گروه‎های مجازی مشارکت داشته باشید و از متخصصان حاضر در چنین فضاهایی برای حل مشکلات، پیشرفت‎های کاری و یافتن ایده‎های جدیدتر بهره ببرید.شما افرادی را در چنین انجمن‎هایی خواهید یافت که به ویروسی شدن (وایرال) محتواهای شما کمک خواهند کرد.

۸- رشد ثابت ولی همیشگی

همیشه به آمار و اعداد توجه ویژه ای داشته باشید. امّا هیچ گاه به دنبال رشد سریع و کوتاه مدت نباشید. جذب هفته‎ای ۵۰۰ فالوور برای شروع کار می تواند خوب باشد. امّا سعی کنید روند روبه رشد شما تنزلی نشود. این تنزل‎ها می تواند باعث کاهش انگیزه شما شود. سعی کنید کاملا هدفمند، فالوور کسب کنید. این فالوورها بایستی در آینده ای نزدیک به علاقمندان شما تبدیل شوند و قسمتی از درآمد شما را تامین کنند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و نحوه استفاده از آنها

۹- اعتماد سازی و تاثیر گذاری

در نظر داشته باشید که همیشه تعداد فالوور بالا نمی تواند خیلی مهم باشد. آنچه درجه اهمیت بیشتری دارد اعتماد کاربران به شما می‎باشد . زمانی شما می توانید موفق باشید که بتوانید تاثیر لازم را بر روی مخاطب خود بگذارید. در واقع اینفلوئنسرها از این ویژگی به خوبی بهره می برند. سعی کنید همزمان با افزایش فاوور اینستاگرام، حس دوستی و رفاقت را بین خودتان و فالوورهایتان تقویت کنید.

۱۰- داستان گویی و برندسازی شخصی

سعی کنید یک داستان مخصوص به خود را داشته باشید. داستان‎سرایی می‎تواند موجب جذب فالوورهای بی‎شماری برای شما شود. علاقمندان شما سعی خواهند کرد که داستان شما را به صورت پیوسته دنبال کنند. برقرار ارتباط بین داستان شما و فالورهایتان ضروری است. این ارتباط می تواند باعث ایجاد برند شخصی شما می‎شود.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم ؟

در زندگی روزمره با افراد زیادی مواجه می شویم که تاثیر زیادی بر روی رفتارهای ما می توانند داشته باشند. امروزه بازاریابی ربایشی یا همان بازاریابی ویروسی مورد توجه بسیاری از برند ها و اینفلوئنسرهای موفق قرار گرفته است. برای تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر موفق باید به یک سری نکات توجه کنیم.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟
چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

اینفلوئنسرها محدود به افراد خاصی نمی شوند. هرکسی می تواند با رعایت یک سری اصول حرفه ای در حوزه فعالیت خود، تبدیل به یک اینلوئنسر موفق شود. از بازیگران سینما تا بازیکنان فوتبال، سیاستمداران، دوستان، همکاران، اعضای خانواده و .. را می توان یک اینفلوئنسر بحساب آورد. البته به شرطی که توان تاثیر گذاری بر روی مخاطب (بازاریابی تاثیرگذار) خود را داشته باشند.

آشنایی با بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

اینفلوئنسری و فضای مجازی

با توسعه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اینفلوئنسرها موقعیت مناسبی را برای فعالیت و بهتر دیده شدن یافته اند. امروزه شاهد وایرال شدن سریع محتواها توسط اینفلوئنسرهای موفق و مطرح در حوزه های مختلف کاری هستیم. به عنوان مثال اگر بازیگری در مورد یک حادثه طبیعی محتوایی را انتشار دهد، این محتوا به سرعت در شبکه های اجتماعی انتشار می یابد و به اصطلاح وایرال می شود.

وایرال شدن محتوا به معنای گسترش جامعه مخاطبان یک محتوا است. شما بارها دیده اید که همه به شکلی یک محتوا را باز نشر می دهند. به عنوان مثال پیام علی کریمی مبنی بر عدم خرید خودرو تا ارزان شدن آن یک نمونه از وایرال شدن محتوا بود. وایرال شدن یک محتوا به عوامل گوناگونی بستگی دارد که موضوع این پست ما نمی باشد و در پست دیگری به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

وایرال شدن محتوای اینفلوئنسرها، قدرت نفوذ آنها را در یک جامعه نشان می دهد. امّا سئوال اساسی این است که برای یک اینلوئنسر موفق شدن حتما باید یک سلبریتی بود؟ در پاسخ به این سئوال باید بگوییم که خیر. هرکسی می تواند با هر تعداد فالوور تبدیل به یک اینفلئنسر شود. فقط نکته مهم این است که باید قدرت تاثیر گذاری بر روی مخاطب وجود داشته باشد.

در حال حاضر اینفلوئنسر مارکتینگ یک شیوه رایج برای جذب مخاطب و انتقال پیام ها گردیده است. اکثر برندها و مدیران بازاریابی به قدرت و تاثیر این شیوه بازاریابی پی برده اند. اگر می خواهید تبدیل به یک اینفلوئنسر موفق شوید باید یکسری قواعد را رعایت کنید که مهمترین آن نفوذ در مخاطب می باشد.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش نفوذ در اینفلوئنسر مارکتینگ

شما برای انجام یک کار از چه کسانی مشورت می گیرید؟ چه کسانی بر روی تصمیمات کوچک و بزرگ شما تاثیر می گذارند؟ عوامل نفوذ بر تصمیمات شما چه چیزها و یا چه کسانی می باشند؟

برای پاسخ به سئوالات فوق باید بگوییم که معمولا افراد شناخته شده و متخصص در هر حوزه کاری بیشترین قدرت نفوذ را بر روی مخاطبان خود دارند. باید توجه داشت که محبوبیت اینفلوئنسر بر روی میزان وایرال شدن محتواهای او تاثیر دارد. اینفلوئنسرها ناگهانی محبوب نمی شوند، آنها با ایجاد ارتباط موثر با مخاطب، اعتماد مخاطب را به سوی خود جلب می کنند. آنها سعی می کنند مخاطب را با انجام رفتارهای مثبت و سازنده به خود جذب کنند. این مجذوب شدن مخاطب، بزرگترین امتیاز برای یک اینفلوئنسر خواهد بود.

گام به گام تا تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر تاثیرگذار

اینفلوئنسر مارکتینگ
اینفلوئنسر مارکتینگ

برای اینفلئونسر شدن نباید عجله کرد. گذر زمان می تواند به رشد و پیشرفت یک اینفلوئنسر کمک کند. یک اینفلوئنسر بایستی تلاش کند تا اعتماد مخاطبان خود را بدست آورد. بدست آوردن این اعتماد سختی های خاص خود را دارد، ممکن است شما در این راه انواع توهین‎ها و حقارت‎ها را بشنوید و ببینید ( از کامنت‎های توهین‎آمیز تا فشاهای رقبا و …). اعتمادی که یک اینفلوئنسر از مخاطبان خود کسب می کند در واقع همان اعتبار یا آبروی او می باشد. اگر اعتبار یک اینفلوئنسر به هر دلیلی کاسته شود، قدرت نفوذ و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد.

مهمترین مساله برای یک اینفلوئنسر شناخت نیازها و احساسات مخاطبان می باشد. اینفلوئنسر با توجه به این نیازها محتوای خود را تولید می کند. او بایستی یک روانشناس، تحلیلگر، دیجیتال مارکتر و حتی کارشناس بازار باشد، چرا که باید توانایی ارائه تبلیغات هدفمند متناسب با نیاز مخاطب خود را داشته باشد.

اینفلوئنسر در واقع رهبر جامعه مخاطبان خود می باشد. بنابراین باید مخاطبان خود را به درستی مدیریت و راهنمایی نماید. ارائه اطلاعات غلط اینفلوئنسر را بین مخاطبانش بی اعتبار خواهد کرد. یک رهبر موفق باید شیوه خاص خود برای برقرای ارتباط با پیروانش را داشته باشد.

نیازمندی های مهم

اینفلوئنسر موفق
اینفلوئنسر موفق

یک اینفلوئنسر موفق باید یک کارشناس برندینگ باشد. در اولین گام یک اینفلوئنسر موفق باید برروی برندینگ شخصی خود (Personal Branding ) کار کند. آنها سعی می کنند به کاربران خود متعهد باشند و دارای ثبات اجتماعی باشند تا از خود یک برند شخصیتی موفق برجای گذارند.

یک اینفلوئنسر واقعی هرگز سعی نمی کند مخاطبان خود را فریب دهد و یا از آنها سواستفاده های مالی نماید. صداقت اصل اساسی در فرآیند اینفلوئنسرینگ می باشد.

اینفلوئنسرهای موفق معمولا مطالعات زیاد و کاملی دارند به گونه ای که از ترندهای روز باخبرند و نظر افراد جامعه هدف خود را درباره موضوعات مختلف پیش بینی می نمایند. آنها هرگز اظهار نظرات هیجانی و مقطعی نمی کنند. بنابراین معمولا کمتر دچار اشتباهات محاسباتی می‎شوند. به همین دلیل آنها کمتر مجبور به عذرخواهی و ارائه توضیح درباره رفتارهای خود می شوند. البته معمولا اینفلوئنسرها پرمخاطب، دوست داشتنی و محبوب هستند بنابراین اگر زمانی هم دچار اشتباه شوند از عذرخواهی و ابراز ندامت هراسی ندارند.

و در پایان …

یک اینفلوئنسر موفق باید قدرت نفوذ مناسبی را داشته باشد و بتواند بر روی مخاطب خود تاثیر لازم را بگذارد. درغیراینصورت نمی تواند هیچ ارزشی را برای خود و مخاطبانش ایجاد کند. برندهای تجاری و شرکت های تبلیغاتی هم باید در انتخاب اینفلوئنسرها به نکات فوق توجه داشته باشند. هم چنین یکسان بودن زمینه فعالیت یک اینفلوئنسر و یک کسب و کارهم از اهمیت زیادی برخوردار است.

اینفلوئنسرمارکتینگ در حوزه بازاریابی ویروسی قرار می گیرد که در ایران هنوز مبحث جدیدی محسوب می شود و هنوز بسیاری از زوایای آن ناشناخته و مجهول می باشد. بنابراین ضرورت آنالیز و تعیین شاخص های کلیدی و پارامترهای اندازه گیری برای این نوع از بازاریابی قطعی بنظر می رسد.

کپی رایتینگ چیست؟ چگونه یک کپی رایتر موفق شویم؟

بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

بازاریابی دهان به دهان یا Word Of Mouth Marketing نوعی بازاریابی است که افراد در آن سعی می کنند تجربه خود را از یک محصول، خدمت یا برند را به دیگران انتقال دهند. این نوع از بازاریابی تاثیر بسزایی در تجارت های نوپا خواهد داشت چرا که باعث رشد ویروسی کسب و کارها خواهد شد.

بازاریابی دهان به دهان
بازاریابی دهان به دهان

خیلی از اوقات، هنگامی که قصد خرید کالایی را داریم، سعی می کنیم از تجربه افرادی که قبلا آن محصول را خریده اند استفاده کنیم. مثلا برای خرید لپ تاپ ایسوس از دوستانی که قبلا آن مدل از لپ تاپ را داشته اند درباره عملکرد آن سئوال می کنیم. توضیحاتی که ما از آشنایان یا متخصصین در یک حوزه می شنویم بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم گیری ما دارد.

در این نوع از بازاریابی بیشترین توجه به ظرفیت مشتریان فعلی می باشد. در واقع همان ضرب المثل بازاریابان قدیمی که می گفتند : “مشتری راضی با خود مشتری می آورد ” را دنبال می کنیم. در این بازاریابی ما به دنبال ایجاد گفتگو درباره یک برند، سازمان، محصول، خدمت یا یک رویداد می باشیم. هرچه این گفتگو سازنده تر و فعال تر باشد احتمال موفقیت بازریابی ما و انتقال مفاهیم افزایش پیدا خواهد کرد و در نتیجه شاهد فروش بیشتری خواهیم بود.

در بازاریابی دهان به دهان به این اصل که ” قدرت در دستان مصرف کننده است ” توجه داریم. بازاریابان این حوزه معتقدند : “قدرتی که یک مصرف کننده برای انتقال پیام بازاریابی در اختیار دارد را هیچ گونه رسانه دیگری ندارد “.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

تاریخچه word of mouth marketing

این نوع از بازاریابی گذشته ای به بلندای تاریخ بشری دارد. انسانها به صورت فطری و بنابر خصلت اجتماعی بودنشان، تمایل دارند تا نظرات افرادی مشابه خودشان را درباره موضوعات مختلف بدانند. انسان ها سعی می کنند تا از برآیند نظرات به یک نتیجه منطقی برسند.

word of mouth marketing
word of mouth marketing

فضای مجازی یک موقعیت استثنایی و خاص را برای ارائه نظرات فراهم می آورد. همه ی انسانها علاقه زیادی به نظردادن دارند. در واقع نظردادن وسیله ای برای ابراز وجود و نشان دادن لیاقت و شایستگی های افراد می باشد.

در انواع بازاریابی های آنلاین نظردادن یا همان کامنت گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع تعداد و کیفیت کامنت ها، قدرت یک محتوا را نشان می دهد. فروشگاه های آنلاین با ارائه محصولات متنوع و بازخورد دادن نظرات مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را برای خود فراهم می آورند.

بسیاری از استارت آپ ها نظیر همگردی ، دیجی کالا ، فیدیبو ، آمازون ، ebay و فیدیلو با استفاده از نظرات کاربران خود، سعی در ارائه خدمات و محصولات متناسب با نیاز مشتریانشان می نمایند. بازاریابی دهان به دهان دارای حجم عظیمی از بازاریابان می باشد زیرا که هرکدام از مشتریان که تمایل به شرکت در گفتگوها را دارند به عنوان یک بازاریاب قوی محسوب می شوند.

نقش شبکه های اجتماعی در word of mouth

ارائه نظرات در شبکه های اجتماعی (نظیر اینستاگرام ، فیسبوک و پینترست) می تواند برای ما بسیار راهگشا باشد. چرا که بازاریابی دهان به دهان به عنوان یک شیوه بازاریابی درونگرا می تواند به خوبی بر روی مخاطب تاثیر بگذارد و مخاطب را به سوی هدف نهایی بکشاند.

شبکه های اجتماعی با ایجاد گفتگوهای تعاملی و سازنده باعث بازنشر محتوا و وایرال شدن (فراگیرشدن) آنها می شوند. در واقع شبکه های اجتماعی قوی ترین ابزار برای word of mouth marketing می باشند. شبکه های اجتماعی با کمترین هزینه، بیشترین فروش و بهبود تجربه کاربری را به ارمغان می آورند.

واقعیت آن است که در فضای مجازی بایستی بازاریابی محتوایی را در کنار بازاریابی دهان به دهان داشته باشیم. همانطور که داشتن صداقت مهمترین آیتم در content marketing است، در کامنت مارکتینگ هم نقش حیاتی خواهد داشت.

کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی های آنلاین

آینده بازاریابی دهان به دهان

امروزه بازاریابان به خوبی متوجه شده اند که هیچ تبلیغی به اندازه یک مشتری راضی نمی تواند باعث ترویج محصول آنها شود. بنابراین بازاریابان سعی به ترکیب بازاریابی سنتی با شیوه های بازاریابی مدرن و دیجیتال دارند.

در بازاریابی word of mouth کیفیت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. برای موفقیت در این نوع از مارکتینگ نیاز است محصولات با کیفیتی ارائه شود تا ویژگی های آن محصول دهان به دهان بین مشتریان ترویج گردد. محصولات با کیفیت باعث می شود تا یک برند اعتبار خوبی را در بین مشتریان خود بیابد.

آنچه مسلم است در آینده سیستم های توصیه گر نقش پررنگ تری را خواهند یافت. آنها خواهند توانست با استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در هر لحظه بهترین پیشنهادات را به کاربران ارائه دهند.

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

۱۰ نکته مهم در بهبود تجربه کاربری

امروزه محتوا تاثیر بسیار زیادی در بازاریابی آنلاین دارید، بسیاری از دیجیتال مارکترها معتقدند که توجه به نیاز مشتریان و تهیه محتوای مورد نیاز آنها می تواند باعث موفقیت یک کسب و کار شود. اما یک نکته مهم را که معمولا این افراد فراموش می کنند عدم توجه به طراحی سایت و بهبود تجربه کاربری می باشد.

بهبود تجربه کاربری
بهبود تجربه کاربری

هر چند که استفاده از سایت سازهای آماده و سیستم های مدیریت محتوای رایگان به عنوان یک شیوه آسان و کم هزینه در توسعه کسب و کارهای آنلاین محسوب می گردد. امّا باید توجه داشت که تجربه کاربری ( User experience ) امروزه در موتورهای جستجو و الگوریتم های سئو هم از اهمیت خاصی برخوردار گردیده است.

در این پست قصد داریم به بررسی ۱۰ مورد از مهمترین مواردی بپردازیم که در بهبود تجربه کاربری یک وب سایت موثرند. یک تجربه کاربری خوب می تواند باعث رشد یک کسب و کار و متمایز شدن آن از دیگر رقبا شود. در ادامه با ما باشید تا به بررسی این موارد بپردازیم.

بررسی تاریخچه طراحی صفحات وب

۱- استفاده از تمام فضای وب سایت

فضای وب سایت شما ویترین کسب و کار شما می باشد. هر چه ویترین کسب و کار شما پربارتر باشد، شانس موفقیت شما افزایش خواهد یافت. البتّه این بدان معنا نیست که شما باید تمام سایت خود را با عکس، محتوا و بنرهای تبلیغاتی پر کنید. بلکه منظورمان این است که یک تناسب منطقی بین فضاهای خالی و بدنه اصلی سایت خود برقرار کنید.

۲- بهبود سرعت بارگذاری یک سایت

امروزه بسیاری از مخاطبان از طریق موبایل، تبلت و سایر دستیارهای الکترونیکی به مشاهده صفحات وب می پردازند. اگر سرعت بارگذاری سایت شما کند باشد معمولا مخاطبان چندان تمایل به لود شدن آن نخواهند داشت و خیلی سریع آن را ترک خواهند کرد. سعی کنید برای بهبود تجربه کاربری، سایت خود را از اضافات عاری کنید. همچنین حجم عکس و صفحات اصلی خود را کاهش دهید. برای چنین کاری باید کدهای خود را تمییز و بهینه بنویسید.

۳- دقت در تناسب رنگها

یک سایت جذاب می تواند باعث جذب بالای مخاطب شود. روانشناسی رنگها یکی از موضوعات اساسی در طراحی می باشد. شما باید بتوانید با کمک رنگها و ترکیب آنها پیام خود را به مخاطبانتان انتقال دهید. با استفاده درست از متون و عکس ها در کنار یک ترکیب رنگ جذاب، می توان یک تجربه کاربری عالی را برای بازدیدکنندگان ایجاد کرد.

۴- نقش لینک ها در بهبود تجربه کاربری

ممکن است محتواهای شما نیاز به دانش اولیه ای داشته باشد. بنابراین با استفاده از لینک‎های متنی، مخاطب خود را به محتواهای مرتبط در وب سایت خود یا دیگران ارجاع دهید. این ارجاعات می توانند باعث بهتر دیده شدن شما در موتورهای جستجو و همچنین بهبود تجربه کاربری بازدیدکنندگان‎تان شوند.

۵- استفاده از لیست‎ها و نشانه گذاری

استفاده از لیست های عددی و نشانه‎ای می تواند پیام شما را به درستی به مخاطبان‎تان انتقال دهد. مخاطب شما توجه ویژه‎ای را به لیست‎ها خواهد کرد. شما می‎توانید مراحل انجام یک کار یا اصطلاحات کلیدی خود را در قالب لیست‎ها قرار دهید. همچنین می توانید نکات کلیدی و مهم را با نشانه گذاری‎ها به مخاطب خود گوشزد کنید.

۶- نقش تصاویر در بهبود تجربه کاربری

اکثر افراد با تصاویر، جداول، نمودارها و اینفوگرافیک ها راحت تر ارتباط برقرار می کنند. تصاویر علاوه بر زیبایی بصری می توانند در جذب و ماندگاری مخاطب در سایت شما هم تاثیر گذار باشند. سعی کنید در محتواهای خود عکس‎های منحصربفرد و مرتبط با محصول خود استفاده کنید و از گذاشتن تصاویر کپی و تکراری اجتناب کنید.

۷- عنوان بندی خوب

یک عنوان خوب به عنوان ویترین سایت شما محسوب می شود. شما می توانید با یک عنوان جذاب، مشتری را به سمت خود فرابخوانید. تیترهای شما بهتر است شامل کلمات کلیدی شما باشند و مفاهیم اصلی در متن شما را به مخاطب نشان دهند. مرتبط بودن عنوان با متن اصلی یک موضوع کلیدی در حفظ مخاطب و بهبود تجربه کاربری می باشد.

تعیین استراتژی در تولید محتوا : “محتوا محوری یا مخاطب محوری در تولید محتوا”

۸- هماهنگی تمام عناصر

سعی کنید در وب سایت خود تمامی عناصر استفاده شده با یکدیگر مرتبط باشند. این ارتباط می تواند یک هارمونی خاص را به مخاطب شما منتقل کند. مخاطبان چنین سایت هایی احساس اطمینان بیشتری به محتوا خواهند داشت و این اطمینان خاطر باعث افزایش درجه اعتماد پذیری سایت شما خواهد شد.

۹- لینک شکسته

معمولا به دلایل مختلفی ممکن است برخی از لینک های سایت شما خراب شوند یا از بین بروند. در واقع با شکسته شدن لینک های سایت شما تجربه کاربری با خطر مواجه خواهد شد. بنابراین سعی کنید لینک های شکسته سایت خود را برطرف کنید تا موتورهای جستجو سایت شما را مورد جریمه قرار ندهند. در وردپرس شما می توانید از افزونهBroken Link Cheker برای برطرف کردن مشکل لینک‎های شکسته استفاده کنید.

۱۰- واکنش گرایی

تجربه کاربری خوب
تجربه کاربری خوب

همانطور که گفته شد امروزه اکثر کاربران از موبایل خود (حدود ۴۸% از کل بازدیدهای وب سایت‎ها از طریق موبایل صورت می پذیرد) برای مشاهده صفحات وب استفاده می‎کنند. سعی کنید صفحه وب خود را برای موبایل بهینه‎سازی کنید. از سال ۲۰۱۴ اکثر وب سایت ها به صورت واکنش گرا (Responsive) طراحی می شوند. نکته مهم در واکنش گرایی این است که ترکیب اجزاء در موبایل با صفحات وب متفاوت است. بنابراین ضرورت طراحی‎های اختصاصی برای تجهیزات مختلف ضروری بنظر می رسد.

باید توجه داشت که بهبود تجربه کاربری یک پروسه همیشگی است که هیچ‎گاه خاتمه نخواهد پذیرفت. برای تجربه کاربری بهتر بایستی همیشه نظر مخاطبین را مدنظر قرار داد. رضایت مخاطب نشانه‎ای از ارتقا User experience می‎باشد.

معرفی راهکارهایی برای اندازه گیری توسعه فردی

خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

خطای ۴۰۴ یک خطای سمت کلاینت می‎باشد. در واقع ۴۰۴ یک کد Error است که در تمامی سایت‎ها و سرورها به معنای Page not found یا This URL is not Available می‎باشد. این خطا، به بازدیدکنندگان یک سایت این پیام را می‎رساند: “صفحه‎ای که شما به دنبال آن هستید وجود خارجی ندارد“.

خطای 404 و تاثیر آن بر سئو
خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

چگونگی بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴

خطای ۴۰۴ در اثر یک اشتباه تایپی یا حذف یک صفحه یا وجود یک لینک اشتباه در صفحات بوجود می‎آید. در برخی مواقع تغییر ساختار URL ها و یا تغییر سیستم مدیریت محتوا(مثلا کوچ کردن از جوملا به سمت وردپرس) نیز موجب ایجاد خطای ۴۰۴ خواهد شد.

خطای ۴۰۴ یک استاندارد بین‎المللی است که به بازدیدکننده وب‎سایت می‎گوید که این صفحه‎ای که دنبال آن هستید یا آدرسش را وارد کرده‎اید، دیگر وجود ندارد.

دلایل ایجاد ۴۰۴

دلایل متعددی باعث ایجاد خطای ۴۰۴ می‎شوند. مهمترین این دلایل عبارتند از:

  • تغییرات ساختاری در سایت‎ها
  • حذف محتواها
  • تغییر در ساختار URLها
  • اشتباه وارد کردن آدرس‎ها
  • وجود ارجاعات نادرست یا لینکهای شکسته
  • و…

تاثیرات ۴۰۴ بر سئو سایت‎ها

سایت‎ها نبایستی هرگز دچار صفحه ۴۰۴ شوند چرا که گوگل به شدت از خطای ۴۰۴ متنفر و بی‎زار است.

دلیل تنفر گوگل از ۴۰۴ این است که بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴ باعث ایجاد یک تجربه کاربری بَد برای استفاده کنندگان از گوگل می‎شود.

گوگل تمامی صفحات سایت‎ها را به صورت مستمر ایندکس می‎کند و اطلاعات آنها را در دایرکتوری خود ذخیره می‎کند. گوگل در هنگام جستجو توسط مخاطبان، محتواهای مرتبط با موضوع جستجو را بررسی می‎کند و مرتبط‎ترین محتواها را پیشنهاد می‎دهد.

گوگل ربات‎های خود را به همراه فرد جستجوکننده به سایت هدف می‎فرستد. اگر ربات‎ها با صفحه ۴۰۴ مواجه شوند، موضوع را به گوگل گزارش می‎دهند. گوگل بصورت مستمر صفحات ۴۰۴ را در گوگل کنسول(وبمستر تولز) نمایش می‎دهد تا وبمسترها امکان برطرف کردن آنها را داشته باشند.

شیوه‎های برطرف کردن خطاهای ۴۰۴

اگر شما یک سایت بزرگ دارید و به عنوان وبمستر فعالیت می‎کنید، خواسته یا ناخواسته، با خطاهای ۴۰۴ مواجه خواهید شد. امّا مهم این است که بدانیم چگونه باید خطای ۴۰۴ را برطرف کنیم. معمولا سه راهکار زیر برای برطرف کردن خطای ۴۰۴ مطرح می‎شود:

  1. صفحه‎ای که پیدا نمی‎شود(Page not found) را مجددا ایجاد کنیم.
  2. با استفاده از ریدایرکت‎کردن صفحه‎ای که یافت نمی‎شود را به سایر صفحات مرتبط ارجاع دهیم.
  3. آن لینک را با مراجعه به کنسول گوگل از دایرکتوری گوگل خود حذف کنیم.

خطای ۴۰۴، یک خطای بسیار مهم در سئو یک سایت می‎باشد. بطوری که این خطا می‎تواند برروی روند رشد یک کسب و کار تاثیر منفی بگذارد.

طراحی صفحه۴۰۴ ایده‎آل

در طراحی سایت یکی از صفحاتی که از اهمیت زیادی برخوردار است، صفحه ۴۰۴ می‎باشد. صفحه ۴۰۴ می تواند نقش مهمی در هرکسب و کار مبتنی بر سایت را به خود اختصاص دهد.

صفحه ۴۰۴ در حالت عادی چندان مهم نیست، چون کسی آن را مشاهده نخواهد کرد. امّا زمانی که کاربر وارد صفحه‎ای می‎شود که به هر دلیلی وجود ندارد، با صفحه ۴۰۴ مواجه خواهد شد.

یک صفحه ۴۰۴ ایده‎آل بایستی جلوی ترک سایت کاربران را بگیرد چرا که خروج سریع کاربر از سایت(به دلیل صفحه ۴۰۴) باعث پنالتی شدید توسط موتورهای جستجو خواهد شد.

به همین دلیل است که طراحان حرفه‎ای، صفحه ۴۰۴ را یکی از بخش‎های مهم در هر سایتی می‎دانند. یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای می‎تواند یک سایت را از جریمه‎های گوگل نجات دهد.

ویژگی‎های صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای

یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای بایستی کاربران را به صفحات مرتبط دیگر هدایت کند تا کاربر از سایت خارج نشود. برای گوگل رضایت کاربر از اهمیت زیادی برخوردار است.

یک صفحه ۴۰۴، علیرغم اینکه نشان‎دهنده خطا می‎باشد، امّا می‎تواند به مانند یک صفحه فرود (Landing Page) عمل کند و کاربران را به سمت اهداف مختلف سوق دهد.

در ادامه به چند مورد از راهکارهایی که طراحان در صفحات ۴۰۴ آنها را اعمال می‎کنند می‎پردازیم:

صفحه 404 ایده آل
صفحه ۴۰۴ ایده آل
  • طراحان در صفح ۴۰۴ معمولا یک کادر جستجو قرار می‎دهند تا کاربران بعد از مواجه شدن با خطای ۴۰۴ ، بتوانند به دنبال مطالب مدنظر خود بگردند. این جستجو می‎تواند مخاطب را به سوی محتواهای مرتبط دیگر بکشاند.
  • طراحان حرفه‎ای معمولا از لینک‎های مهم و پربازدید در سایت‎ها و همچنین لینک صفحه اصلی سایت برای انتقال ترافیک موجود در صفحه ۴۰۴ به بخش‎های مختلف استفاده می‎کنند.
  • قراردادن دسته‎بندی محتواهای سایت و برچسب‎های پربازدید، راهکار دیگری برای انتقال مخاطب از صفحه ۴۰۴ به درون سایت می‎باشد.

خطای ۴۰۴ همانطور که می‎تواند تاثیر منفی برروی سئو داشته باشد، می‎تواند موجب بهبود سئو گردد. این واقعیت، اهمیت طراحی صفحه ۴۰۴ را به خوبی نشان می‎دهد. استفاده از قالب‎ها و تم‎های مناسب می‎تواند نقش موثری در کاهش نرخ پرش یک سایت داشته باشد.


محتواهای مرتبط:


چگونگی راه اندازی یک کسب و کار مجازی

برای راه‎اندازی یک کسب و کار مجازی باید ایده‎های قابل اجرا داشته باشیم. این ایده ها بایستی توانایی ایجاد درآمد برای ما را دارا باشند.

برای شروع یک کسب و کار مجازی اولین قدم انتخاب محصول یا خدمت مناسب می باشد. شما باید با توجه به توانایی های خود و بازار هدف‎تان یک محصول / خدمت را برای ارائه انتخاب نمایید. سعی کنید در گام اول مزایای خودتان را نسبت به رقبایتان افزایش دهید و یک ویژگی منحصربفرد برای خدمت یا کالاهایتان خلق کنید.

چگونگی راه اندازی یک کسب و کار مجازی
چگونگی راه اندازی یک کسب و کار مجازی

در شرایط اقتصادی حال حاضر، کسب و کاری ارزشمند محسوب می‎شود که توانایی ایجاد درآمدهای مشخص و ثابت را داشته باشد.

معمولا کسب و کارهای مجازی یکی از شیوه‎های زیر را برای درآمدزایی انتخاب می‎کنند:

  1. فروش کالا یا خدمت (فیزیکی)
  2. فروش فایل، VPN و خدمات مجازی (کالاهای مجازی)
  3. همکاری در فروش
  4. بازاریابی و تبلیغات

بعد از تعیین مدل درآمدی یک کسب و کار، در گام های بعدی سعی کنید با توجه به نوع کسب و کار یک دامنه اینترنتی مناسب برای خود انتخاب کنید. البته ممکن است شما بخواهید کسب و کار خود را بر پایه شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید و قاطعانه بگویید که هیچ نیازی به سایت ندارید.

معرفی مدل های کسب و کار

کسب و کار مجازی و نقش شبکه های اجتماعی در آن

فروشگاه اینترنتی
فروش مجازی

واقعیت این است که شبکه های اجتماعی تنها یک زمین اجاره ای هستند و هر کسب و کار مجازی نیاز به یک سایت اختصاصی دارد. در طراحی سایت سعی کنید بهترین هاست و سرورها را برای خود انتخاب کنید و سعی کنید از کدهای تمییز و بهینه بهره ببرید. سیستم‎های سایت ساز می توانند برای شما یک شانس خوب باشند. چرا که شما با کمترین دانش فنی می توانید سایت خود را راه بیندازید و از خدمات سئو و طراحی آنها بهره ببرید. (اگر به دنبال یک سایت ساز خوب هستید به شما سایت ساز مانا که زیرمجموعه شرکت ایران سرور می باشد توصیه می گردد).

آشنایی با مهارتها و قوانین کسب و کار

شما برای موفقیت در یک کسب و کار بایستی یک طرح بازاریابی منحصربفرد داشته باشید و با اصول تبلیغات در فضای مجازی آشنا باشید. یکی از مواردی که می تواند به شما کمک قابل توجهی بنماید تولید محتوا می باشد.

تولید محتوا شیوه ای جذاب برای بازاریابی دیجیتال می باشد. شما می توانید در وبلاگی که به عنوان ساب دامین اصلی سایت شما می باشد به تولید محتواهای متنی، متناسب با نیاز مخاطبانتان بپردازید.

شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمند برای معرفی یک کسب و کار یا برند به مشتریان بالقوه می باشد. شبکه‎های اجتماعی به عنوان یک هاب برای انتقال ترافیک به سایت شما محسوب می شوند. درصورتی که محتوای شما جذاب و گیرا باشد می توانید شاهد وایرال شدن آن محتوا توسط مخاطبانتان باشید.

۱۰ ایده برتر برای علاقمندان کارآفرینی اینترنتی

راهکارهایی برای اندازه‎گیری توسعه فردی

در دنیای امروز ما به قدری درگیر شغل و مشکلات روزمره‌ی خود می شویم که فراموش می‌کنیم چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشته‌ایم یا چقدر پیشرفت کرده‌ایم. موفقیت به راحتی بدست نمی‌آید و نیازمند صبر، تلاش و حوصله است. بنابراین هر شخص راه دور و درازی برای کسب آن طی خواهد کرد. به همین دلیل برای اینکه در این راه از تکاپو نیفتاده و نا امید نشویم، بهتر است روشی برای اندازه گیری توسعه فردی خود بیابیم.

توسعه فردی
توسعه فردی

کارشناسان روش‌هایی زیادی را برای اندازه گیری توسعه فردی پیشنهاد می‌دهند و ما در این مطلب سعی داریم بهترین گزینه‌های موجود را گردآوری کنیم تا با رعایت آنها بتوانیم پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده و مهمتر از همه در مسیر رشد و تعالی فردی بسادگی خسته نشویم.

اولین قدم برای پیشبرد روشی برای اندازه گیریتوسعه فردی، فراهم کردن مقدمات آن به شمار می‌رود. برای مثال شما باید همواره میزان فعالیت روزانه و ثبات عاطفی خود را به روشی خاص اندازه گیری کنید.

شناسایی پارامترهای مهم در رشد فردی، برای هر شخصی ضرورت دارد. برای مثال چند ساعت در روز فعالیت کاری یا غیر کاری دلخواهتان را انجام داده‌اید؟

البته پیگیری و ثبت رضایت شخصی، کار سختی است چرا که نمی توان فاکتور‌هایی مثل خوشحالی را اندازه گیری کرد اما چند راهکار ساده در این زمینه وجود دارد که اندازه گیری پیشرفت شخصی را آسانتر می‌کند و می‌توان آن‌ها را چند گزینه خلاصه کرد.

آشنایی با مفهوم توسعه، توسعه یافتگی و توسعه پایدار

انتخاب شاهدی برای کنترل توسعه فردی

بهتر است برای اندازه گیری پیشرفت، یک منبع بیرونی وجود داشته باشد تا تغییراتی که شما کرده‌اید و متوجه آنها نیستید را به شما گوشزد کند. مشخصاً در ابتدا روند تغییر، سرعت بالایی ندارد و خود شخص متوجه آنها نمی‌شود اما نزدیکان شما بهتر می‌توانند پیشرفتتان را تشخیص دهند.

اندازه گیری میزان پیشرفت
اندازه گیری میزان پیشرفت

با این وجود غالباً همین نزدیکان شما هستند که لحظات بدی را برایتان به ارمغان می‌آورند و ممکن است روحیه شما را متزلزل کنند. به همین دلیل سخت می‌توان فردی را انتخاب کرد که بدون قضاوت و تاثیر گذاری در روند زندگی، پیشرفت‌هایمان را بررسی کند.

توسعه فردی می‌تواند تنها در رفتارهای متفاوت ما در مقابله با یک احساس خلاصه شود. شاید برخی افراد تغییرات شما را حس نکنند اما مشخصاً شما قادرید بهتر به مقایسه رفتارهای قبلی با روش‌های جدیدتان بپردازید.

پس بهتر است خودتان را به عنوان یک شاهد برای میزان تغییراتتان در نظر بگیرید. حال سوال اینجاست که چگونه یک شخص می‌تواند هم تغییراتش را مرتب بررسی کند و هم شاهدی برای اندازه گیری پیشرفت شخصی باشد. می‌توانید جواب این سوال را در تیتر بعد پیدا کنید.

خاطره نویسی و ثبت وقایع روزانه

خاطره نویسی و ثبت وقایع
خاطره نویسی و ثبت وقایع

شما به تمامی احساساتتان درونی و حالات معنوی خود آگاه هستید و تغییرات درونی‎تان را متوجه می‌شوید. بنابراین بهترین گزینه این است که روزانه خاطرات، اتفاقات یا احساساتتان را بنویسید. بدین ترتیب تمامی تفکرتان را خالی کرده‌اید و دیگر نیازی نیست روی آنها تمرکز کنید.

علاوه بر این منبعی برای مراجعه و مقایسه حالات درونی با هم دارید. لازم نیست روزانه مطالب بلندی بنویسید و تمامی جزئیات را ذکر کنید. تنها کافیست اطلاعاتی درباره‌ی نحوه سپری شدن یک روزتان را ثبت کنید.

استفاده از اپلیکیشن‌ها، بهترین گزینه به شمار می‌رود چرا که در آنها می‌توان بلافاصله به تاریخ خاصی بروید و برخی اتفاقات را مرور کنید. این مسئله در راهکار‌های بعدی به کمکتان می‌آید.

چطور یک نویسنده عالی شویم؟

بررسی نوشته‎های قبلی

همیشه زمان کافی ندارید که سراغ مطالب قبلی بروید و حالات شخصی خود را مرور کنید اما گاهی این موقعیت پیش می‌آید و بهتر است از آن به نحو شایسته استفاده کنید.

اینکه بدانید قبلاً با چه چیزی دست و پنجه نرم می‌کردید و پس از گذشت مدتی قادر بودید مشکل خود را حل کنید، خود می‌تواند حس خوبی به شما بدهد.

حال اگر در این میان رفتار‌های شما نشان می دهد که هنوز با مسئله خاصی مشکل دارید، مرور خاطرات این قضیه را به شما گوشزد می‌کند و شما قادر خواهید بود راهکار متفاوتی در پیش بگیرید و آن را حل نمایید.

توجه به تفاوت‎های ایجاد شده

بررسی میزان رشد در توسعه فردی
بررسی میزان رشد در توسعه فردی

برخی مشکلات به طور کلی حل نمی‌شوند و باید برای رفعشان قدم به قدم پیش رفت. اینکه شما (بدون اینکه بدانید) در کار خود پیشرفت کرده‌اید یا توانایی‌هایی کسب کرده‌اید، واقعیتی‌ است که بدون اندازه گیری توسعه فردی مشخص نمی‌شود.

پس به روند تغییر ایجاد شده دقت کرده و تفاوت‌های بوجود آمده با گذشته را در نظر بگیرید. شاید شما هم‎اکنون تصور می‎کنید که هیچ پیشرفتی نداشته‌اید اما اگر حال حاضر خود را با موقعیت سال گذشته خودتان مقایسه کنید، نقاط قوت بسیاری خواهید یافت.

با کمک نوشته‌های خود می‌توانید درک عمیقی نسبت به سفر شخصیت خود در دنیای پیرامونتان پیدا کنید، باور‌های قدیمی را کنار گذاشته و سیر تکاملی خود در رسیدن به کمال را بهتر دنبال کنید.

یکی از بهترین معیار‌های پیشرفت شخصی، حس شماست. با انتخاب این راهکار پس از چند هفته متوجه می‌شوید آنچنان هم که تصور می‌کنید عمرتان را بیهوده تلف نکرده‌اید.

منبع: دیجیاتو

مرحله بوت استرپ و نقش آن در فرآیند رشد استارتاپ ها

استارتاپ یک فعالیتی است که براساس فناوری های جدید و با کمترین هزینه شکل می گیرد. بوت استرپ در هر استارتاپ مرحله ای است که بنیان گذاران یک استارتاپ باید بدون دریافت هیچ سرمایه ای رشد کسب و کار خود را شروع کنند.

بوت استرپ در استارت آپ ها
بوت استرپ در استارت آپ ها

مرحله بوت استرپ در واقع سخت ترین روزهایی است که یک تیم استارتاپی باید بگذراند. چرا که هنوز درآمدی برای تیم ایجاد نشده است و از طرفی بیشترین هزینه ها نیز مربوط به چنین مرحله ای می شود.

معمولا در چنین مرحله‎ای استارت‎آپ‎ها به سراغ سرمایه گذار نمی‎روند. چرا که هنوز ابهامات بسیاری در مسیر رشد آنها وجود دارد.

استارت‎آپ چیست؟

معنای بوت استرپ در یک استارتاپ

بوت استرپ (Bootstrap) فاز خودگردانی یک استارتاپ می باشد که راه اندازان آن استارتاپ بدون هیچ کمکی از سرمایه گذاران بایستی روی پای خود بایستند. در این مرحله باید بنیان گذاران استارتاپ به دنبال جذب مشتری و معرفی فعالیت های خود باشند. همچنین آنها بایستی به دنبال جذب سرمایه گذاران جدّی برای پیشبرد اهداف آتی خود باشند.

در فاز بوت‎استرپ استارتاپ ها باید هزینه های خود را به حداقل برسانند. حفظ انگیزه تیم در این مرحله از نکات قابل توجهی است که می تواند حیات یا ممات یک استارتاپ را در آینده رقم بزند.

بوت استرپ فاز مذاکرات حساس است. مذاکراتی که بایستی با کمال حوصله و دقت صورت پذیرند. بهبود توانایی‎ها در جذب مشتری، سرمایه گذار و بازار فروش از اهمیت بالایی در این مرحله برخوردارند. استارت‎آپ‎ها نباید از جواب منفی دلسرد شوند. باید توجه داشت که خیلی از ایده های ناب در روزهای اوّل سخت و غیرقابل اجرا بنظر می رسند.

هک رشد و نقش آن در استارت‎آپ‎ها

نقش ایده پروری در رشد یک استارت‎آپ

سعی کنید ایده‎های خود را با فرصت‎های قابل اجرا جایگزین کنید. تغییر همیشه می تواند به عنوان یک گام اساسی برای حرکت به سوی رشد محسوب شود. این ترفند (تغییرات هدفمند) می تواند اعتماد به نفس را به یک استارتاپ بازگرداند.

در ادامه به ذکر نکاتی می‎پردازیم که یک استارت‎آپ برای موفقیت در مرحله بوت استرپ به آنها نیاز دارد.

نکات مهم در فاز بوت استرپ استارت‎اپ‎ها

نکات مهم در فاز راه اندازی استارت آپ
نکات مهم در فاز راه اندازی استارت آپ

۱-مدیریت هزینه

همانطور که گفته شد، مدیریت هزینه یکی از نکات مهم در یک استارت‎آپ می‎باشد. استارت‎آپ‎ها باید یاد بگیرند که با کمترین امکانات بیشترین کارآیی‎ها را برای خود رقم بزنند.

استفاده از فضاهای اشتراکی، استفاده از توان و قابلیت‎های اعضای تیم، هزینه زیاد نکردن برای تجهیزات و… از اصولی است که هر استارتاپی باید در فاز راه‎اندازی به آن توجه داشته باشد.

۲-نه گفتن به مدل درآمدی تبلیغات

متاسفانه یک بیماری شایع به جان همه استارت‎آپ‎های ایرانی افتاده است و آنهم این است که همه به دنبال استفاده از مدل درآمدی تبلیغات هستند.

استارت‎آپ‎های بسیاری اعلام می‎کنند که تمامی خدمات خود را رایگان در اختیار افراد می‎گذارند. آنها برای تامین هزینه‎های خود تنها برروی تبلیغات تمرکز می‎کنند.

هرچند که این شیوه می‎تواند به عنوان یک مدل درآمدی جانبی در آینده استارتاپ مطرح شود (زمانیکه به مرحله رشد رسید) ، امّا هرگز برای شروع کار نمی‎تواند چندان شیوه مناسبی باشد!!!

نقش منتور و منتورینگ در توسعه استارتاپها

۳-استارتاپ بانک پول نیست!!!

بسیاری از افرادی که به دنبال راه‎اندازی استارت‎آپ هستند تصور می‎کنند یک استارتاپ به عنوان بانک مرکزی برای آنها عمل خواهد کرد که از روز اول برای آنها پول چاپ خواهد کرد!!!

این در حالی است که درآمدهای که از یک استارتاپ بست می‎آید باید هزینه خود آن شود تا به رشد کامل برسد. پس اگر قصد راه‎اندازی استارت‎آپ دارید، ابتدا یک منبع مطمئن برای تامین هزینه‎های جاری زندگی‎تان بیابید.

زمانی می‎توان به برداشت پول از یک استارت‎آپ اقدام کرد که آن کسب و کار دیگر یک استارتاپ نباشد و تبدیل به یک شرکت قوی شده باشد.

۴-عدم استخدام نیرو

شاید اعضای یک تیم استارتاپی خیلی از کارها را بلد نباشند و با فرآیندهای مرتبط با آن آشنایی نداشته باشند. امّا آنها هرگز در فاز بوت استرپ به سراغ استخدام نیرو نمی‎روند.

یکی از تفاوت‎های استارت‎آپ‎ها با شرکت‎های معمولی این است که آنها به توانایی‎های درون تیمی اتکّا می‎کنند. آنها اگر کاری را هم یاد نداشته باشند به دنبال یادگیری در حین کار می‎روند.

هرچند این یادگیری ممکن است هزینه‎های زیادی را از لحاظ مالی و زمانی برای تیم‎ها در پی داشته باشد، امّا شما و تیم‎تان را تبدیل به متخصصانی خودساخته خواهد نمود.

نقش استعداد فردی در موفقیت تیم های استارتاپی

این خودساختگی می‎تواند عاملی برای ظهور ایده‎های جدید و نو باشد. بعلاوه وابستگی شما به دیگران را به شدت کاهش می‎دهد.

۵-تولید با حداقل هزینه

اگر شما برای شروع کارتان نیاز به یک سایت یا آپ دارید، نیازی نیست به دنبال استخدام برنامه‎نویس یا یادگیری زبان‎های برنامه‎نویسی باشید.

یک استارتاپ بایستی MVP خود را با حداقل هزینه تولید کند. شما می‎توانید از محصولات آماده(مثلا وردپرس) استفاده کنید. این امکان برای استارتآپها وجود دارد تا در آینده‎ای نزدیک و بعد از موفق بودن MVP اولیه، به سراغ بهبود نسخه اولیه محصول خود بروند(چرخه ناب در استارت‎آپ‎ها)

استارتآپهای مطرح آمریکا در سال ۲۰۸

۶- نه به کمپین های گران تبلیغاتی

یک استارت‎آپ بایستی کمترین هزینه را داشته باشد. اجرای کمپین‎های پرهزینه تبلیغاتی، پاشنه آشیل یک کسب و کار نوپا خواهد بود.

سعی کنید برای تبلیغات از شبکه‎های اجتماعی و امکانات رایگان نظیر خبرنامه‎های ایمیلی برای معرفی خود و توسعه کسب‎وکارتان استفاده کنید.

امروزه داشت یک وبلاگ و تولیدمحتوا هزینه نسبتا کمی دارد. هرکسی می‎تواند از این ابزار تقریبا رایگان برای معرفی خود و برندینگ کسب و کارش بهره ببرد.

۷-KPI مخصوص به خود داشته باشید

برای رشد و موفق‎شدن بایستی معیارهایی داشته باشید که با کمک آنها حال و روز کسب‎وکارتان را بسنجید!!!

یک سری سنجه‎های عمومی وجود دارند که شما‎ می‎توانید از آنها استفاده کنید. امّا سعی کنید KPI های مخصوص به تجارت خود را بیابید، آنها را فرموله‎سازی کنید، از آنها استفاده کنید و به آنالیز اطلاعات براساس آنها بپردازید.

۸-تعهد اضافه ندهید

تعیین اهداف بلندمدت می‎تواند باعث رشد هر کسب و کاری شود. امّا هرگز تعهدات اضافه برای خود ایجاد نکنید. بسیاری از افراد تعهدات خارج از توان‎شان برای خود ایجاد می‎کنند.

این تعهدات اضافه می‎تواند موجب درگیری‎های ذهنی و کاری بسیاری برای شما شود و جلوی چابکی تیم شما را بگیرد.

و در نهایت …

در بوت استرپ نیاز به تمرکز(Focus) بالا بر روی موضوعات اصلی و کلیدی وجود دارد. این تمرکز می تواند برآیند انرژی نیروهای سازمان را به سوی هدف اصلی سوق دهد. و در پایان باید اشاره کنیم استارتاپی موفق خواهد بود که فاز بوت استرپ را به درستی و به صورت کامل طی کند. Bootstrap باعث پوست اندازی استارتاپ و فرم‎گیری درست و اصولی آن خواهد شد.

موضوعات کلیدی برای رشد استارت‎آپ ها بعد از جذب سرمایه

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی یا Retention Marketing نقش مهمی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال دارد. متاسفانه در ایران کمتر به ریتنشن مارکتینگ و تاثیر آن پرداخته می‎شود.

بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی
بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی شامل مجموعه‎ اقداماتی می‎شود که حفظ مشتری اساس فعالیت‎ها را تشکیل می‎دهد. این حفظ مشتری باعث کاهش هزینه‎های تبلیغات می‎شود.

در بازاریابی بازگشتی اعتقاد بر مانا بودن مشتری است. مشتری راضی همواره می‎تواند به عنوان یک مبلغ با بازاریابی دهان به دهان، به فروش بیشترمحصولات یک شرکت کمک نماید.

بررسی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

عملکرد بازاریابی بازگشتی

تاثیرات ریتنشن مارکتینگ
تاثیرات ریتنشن مارکتینگ

ریتنشن مارکتینگ به دنبال ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبان است. در بازاریابی برگشتی ما محصولاتمان را فقط یکبار به مشتری نمی‎فروشیم بلکه سعی می‎کنیم مشتری خود را برای یک بازه زمانی بلند حفظ کنیم.

معمولا هزینه جذب مشتریان جدید برای یک کسب و کار بالا است. بازاریابی برگشتی سعی دارد با استفاده از مشتریان فعلی، نیاز به جذب مشتریان جدید را به حداقل برساند.

شیوه‎ای مرسوم در ریتنشن مارکتینگ

شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی
شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی

شیوه‎های متفاوتی در این نوع از بازاریابی مورد استفاده قرار می‎گیرد. ریتنشن مارکتینگ تاثیر بسیاری برروی نرخ ROI دارد.

شرکت‎ها برای جذب مشتریان جدید ترفندهای گوناگونی را به کار می‎برند. آنها معمولا برای حفظ مشتریان قدیمی نیز برنامه‎هایی دارند.

واحدهای ارتباط با مشتری (CRM) و باشگاه مشتریان به هدف بهبود تعاملات با مشتریان ایجاد می‎شوند. تعامل مناسب با مشتری می‎تواند نرخ بازگشت مشتری را به شکل قابل توجهی بهبود دهد. باید توجه داشت که ارتباط با مشتریان قبلی، اصولی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‎کنیم.

بازاریابی بازگشتی و راه‎های تقویت ارتباط با مشتریان

۱-نیازسنجی از مشتریان

نیازسنجی از مشتریان
نیازسنجی از مشتریان

درست است که مشتری حاضر شده است از شما خرید انجام دهد، امّا سئوالی که حتما باید به آن جواب داده شود این است که آیا نیاز مشتری مرتفع گردیده است؟

این که مشتری به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار چه خدماتی را دارد می‎تواند در بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار موثر باشد.

۲-امکانات ویژه

یک مشتری زمانی مجدد به سراغ یک کسب و کار می‎رود که از خدمات قبلی راضی باشد. ارائه سوپرایزها و خدمات ویژه به مشتریان می‎تواند به آنها انگیزه بیشتری برای بازگشت بدهد.

همیشه سعی کنید خدمات متنوع و ویژه‎ای را برای مشتریان ثابت خود در نظر بگیرید. این خدمات ویژه به مشتری حس خوبی را منتقل خواهد کرد.

بررسی تاثیرات ارائه تخفیف به مشتریان ویژه

۳-اعتمادسازی و جلب اطمینان

سعی کنید به شیوه‎های مختلف اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. اعتماد مشتریان به شما باعث شهرت برند شما می‎گردد. شهرت برند، اطمینان خاطر را برای مشتریان سابق و مشتریان جدید فراهم می‎آورد.

۴-اتوماسیون‎سازی

سعی کنید فرآیندهای ارتباط با مشتریان را بصورت نرم افزاری انجام دهید. این کار باعث کاهش خطاهای انسانی می‎شود. امروزه سیستم‎های CRM مختلفی تهیه گردیده است که شما می‎توانید از آنها برای پیش‎برد اهدافتان بهره ببرید.

۵-تعیین شاخص‎هایی برای ارزیابی مشتریان

همواره کیفیت خدمات به مشتریانتان را با سنجه‎های دقیق و اصولی بسنجید. این کار باعث می‎شود تا ایرادات فرآیندهای کاری قبل از تبدیل‎شدن به بحران، شناسایی شوند. شما باید برای تحقق اهداف کسب و کاری‎تان برای جذب و حفظ مشتری، پارامترهای دقیق و اصولی انتخاب کنید.

۶-توجه به نظرسنجی از مشتریان

از مشتریان خود بصورت دوره‎ای نظرسنجی کنید. این نظرسنجی‎ها می‎تواند نشان‎دهنده نقایص کاری شما باشد. ارتباط با مشتریان را نظم بدهید و براساس یک تقویم زمان‎بندی شده برای آنها خبرنامه و نوتیفیکیشن‎های مرتبط ارسال کنید.

۷-طول عمر مشتری

برای این که طول عمر مشتری خود را افزایش دهید، خدماتی بهتر از سطح تعهدتان را به آنها ارائه دهید. یک مشتری با ارزش‎ترین دارایی یک کسب و کار می‎باشد. بدون مشتری تقریبا هر کسب و کاری نابود (Fail) می‎شود.

۸-آموزش به مشتریان

شاید بسیاری از فرآیندها و چگونگی عملکرد تجهیزات برای شما ساده و پیش‎پا افتاده باشد. امّا این موضوع در مورد مشتریان شما صدق نمی‎کند. همیشه به مشتریان خود آموزش‎های لازم را ارائه دهید. شناسایی مشکلاتی که مشتریان شما با آنها مواجه می‎شوند، می‎تواند فرصت‎های جدیدی را پیشروی کسب و کار شما قرار دهد.

۹-حضور در سمینارها و همایش‎ها

حضور در سمینارها و همایش‎های علمی و تجاری به مشتریان شما پویا و زنده بودن کسب و کارتان را نشان می‎دهد. پس هرگز از فرصت‎های طلایی که در چنین فضاهایی برای بازاریابی بازگشتی در اختیار کسب و کار شما قرار می‎گیرد، غفلت نکنید.

۱۰-عرضه محتوا

نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی
نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی

محتوا می‎تواند در افزایش رضایت مشتریان تاثیر بگذارد. سعی کنید همواره محتواهای متاسب با مشتریان خود را در اختیار آنها بگذارید. معرفی کاربردهای جدید در محصولات و یا خدمات نوین از طریق رسانه‎های اجتماعی، می‎تواند موجب بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار شود.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۱۱-شخصی‎سازی ارتباطات

طوری عمل کنید تا مشتری با شما احساس راحتی کند. بسیاری از معذوریت‎ها باعث می‎شوند تا مشتریان احساسات و نیازهای واقعی خود را به مدیران کسب و کارها انتقال ندهند. ارتباط‎گیری گسترده و از طریق رسانه‎های مختلف می‎تواند موجب بهبود ارتباطات و افزایش تعاملات منجر به فروش گردد.

۱۲-بررسی شکایات و رعایت بی‎طرفی

سعی کنید به اعتراضات مشتریان خود اهمیت دهید. اصلا نیازی نیست در مقابل شکایات مشتریان جبهه بگیرید و با مشتریان برخورد تند داشته باشید.

تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع مشتریان درباره دلایل بوقوع پیوستن یک مشکل اشتباه می‎کنند. حفظ خونسردی و احترام به مشتری باعث می‎شود تا مشتریان به مرور زمان به اشتباهات خود پی ببرند، آنگاه مجدد به سراغ شما خواهند آمد.

بازاریابی بازگشتی در شرایط رکود که هزینه‎های تبلیغات بسیار زیاد است می‎تواند راهگشای بسیاری از کسب و کارها باشد. استراتژ در Retention Marketing همچون سایر استراتژی‎های دیجیتال مارکتینگ، یک رویه زمانبر است. بنابراین بایستی با حوصله و تامل برروی آن کار کرد.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

محتوا مهمترین بخش یک سایت است. چرا که با کمک محتوا می‎توان در موتورهای جستجو دیده شد. امّا نکته مهم اینجاست که گوگل تنها ۱۰ محتوا (پست) را در صفحه اول خود بیشتر نمایش نمی‎دهد. در این پست وبلاگی می‎خواهیم بررسی کنیم که چطور می‎توان یک محتوا را به صفحه اول گوگل رساند؟

صفحه اول گوگل
صفحه اول گوگل

۲۴ راهکار برای داشتن محتواهایی در صفحه اول گوگل

در ادامه به معرفی ۲۴ راهکار برای داشتن محتوا در صفحه اول گوگل می‎پردازیم. قطعا شما خواننده گرامی هم به راهکارهایی دست یافته‎اید. لطفا در بخش کامنت‎های این پست روشها و راهکارهای شخصی‎سازی شده تان را در میان بگذارید.

۱-موضوع مقاله

سعی کنید قبل از تولید یک محتوا موضوع مقاله خود را تعیین کنید. موضوع مقالات یک سایت باید براساس کلمات کلیدی که بازدید بالایی دارند انتخاب شوند.

وسواس داشتن برروی کلیدواژه‎هایی که در یک سایت درباره آن محتوا تولید می‎شود ضروری است. همواره باید یک تناسب بین کلیدواژه‎های استفاده شده در مقالات سایت وجود داشته باشد.

مطلب کاربردی : اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۲-هدف از تولید مقاله

معمولا مقالاتی که برروی سایت‎ها قرار می‎گیرند، اهداف مختلفی را دنبال می‎کنند. برخی از مقالات برای دریافت بازدیدکننده نوشته می‎شوند و برخی دیگر از مقالات به دنبال افزایش فروش یک محصول می‎باشند.

بسیار مهم است که هدف خود را از تولید یک مقاله بدانید. هدفمند تولیدکردن محتوا می‎تواند نتایج ارزشمندی را برای شما به ارمغان آورد.

یک پست درباره تعیین استراتژی در تولید محتوا : محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولید محتوا

۳-محتوای منحصربفرد

محتوای یونیک
محتوای یونیک

لطفا تمامی محتواهای کپی شده را دور بریزید. برای تولید محتوا وقت کافی بگذارید، تحقیق کنید و یک محتوای تازه تولید کنید. محتواهای کپی نمی‎توانند برای شما اعتبار بیاورند. یک محتوای کپی باعث می‎شود ارزش و اعتبار برند شما خدشه‎دار شود.

۴-اثرمنفی گوگل ترنسلیت

اگر مقاله‎ای را ترجمه می‎کنید، بطور مستقیم از گوگل ترنسلیت استفاده نکنید. چرا که گوگل براحتی این موضوع را تشخیص می‎دهد و برای سایت نتایج منفی به دنبال خواهد داشت.

۵-ترند بودن موضوع

سعی کنید مقاله‎ای تولید کنید که تعداد علاقمندان به آن موضوع نسبتا زیاد باشند. شما می توانید از پیشنهادات گوگل و یا سایت گوگل ترندز برای شناسایی ترندهای روز استفاده کنید. استفاده از موضوعات ترند روز به شما کمک می‎کند تا مقاله شما توسط افراد بیشتری خوانده شود.

۶-مرتبط بودن مقالات با یکدیگر

مقالات یک سایت بایستی با یکدیگر مرتبط باشند و همدیگر را پوشش دهند. این ارتباط بین مقالات می‎تواند با کمک لینک‎سازی داخلی معنا و مفهوم کاملتری یابد. موتورهای جستجو از جمله گوگل به خوبی این ارتباطات محتوایی را تشخیص می‎دهند.

یک پست دیگر درباره سنجه‎های محتوایی : سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

۷-عمر محتوا

طول عمر محتوا و تاثیر آن در قرارگیری در صفحه اول گوگل
طول عمر محتوا و تاثیر آن در قرارگیری در صفحه اول گوگل

سعی کنید محتواهایی را تولید کنید که عمر بالایی داشته باشند. خبرهای روز شاید بتوانند در کوتاه‎مدت برای شما بازدیدکننده زیادی را جذب کنند، امّا در درازمدت چندان اعتباری برای سایت شما ایجاد نخواهند کرد.

به بروزرسانی سایت نیز توجه داشته باشید. سعی کنید با بروزرسانی محتواهای قدیمی و مُرده، آنها را احیا کنید و مجددا به موتورهای جستجو معرفی کنید. گوگل آن مقداری که به بروزرسانی محتواهای قدیمی اهمیت می‎دهد به تولید محتواهای جدید اهمیت نمی‎دهد.

۸-تمرکز در مقاله

سعی کنید در یک مقاله یک خط اصلی را دنبال کنید و بر موضوع اصلی مقاله تمرکز داشته باشید. این تمرکز می‎تواند اهداف مخاطب شما را برآورده سازد. یک مخاطب راضی مجدد به سایت شما سرخواهد زد و محتواهای شما را با دقت بررسی خواهد کرد.

رضایت بیشتر مخاطبان، شانس محتوای شما را برای قرارگیری در صفحه اول گوگل بیشتر می‎نماید.

۹-استفاده از کلمات مترادف و هم معنی در مقاله

سعی کنید در مقالاتی که تولید می‎کنید از کلمات مترادف و هم‎معنی کلیدواژه اصلی‎تان استفاده کنید. همچنین از کلماتی که با آن کلمه کلیدی ارتباط معنایی و مفهومی دارند، به صورت برنامه ریزی‎شده و هدفمند استفاده کنید.

۱۰-بهینه‎سازی عنوان

عنوان مقاله (Title) از مهمترین عناصری است که باعث می‎شود محتوای شما توسط یک مخاطب دیده شود.همیشه از کلمات کلیدی در عنوان مقاله استفاده کنید.

عنوان مناسب باعث بهتر دیده شدن محتوا در موتورهای جستجو می‎شود و به رنک گرفتن محتوای شما کمک می‎کند. در عنواین محتواهایتان از عبارت‎های توصیفی نظیر بهترین، بیشترین و … بهره ببرید. استفاده از اعداد در تیتر هم می‎تواند موجب جذابیّت عنوان و افزایش کلیک کاربران شود.

۱۱-آدرس صفحه

سعی کنید آدرس صفحه‎ مقاله‎تان را تا حدامکان کوتاه در نظر بگیرید. آدرس صفحه شما(URL) بایستی با موضوع مقاله شما همخوانی داشته باشد و شامل کلمات کلیدی شما باشد. در سایت‎هایی که در حوزه تکنولوژی کار می‎کنند(معدل لاتین برای محتواها وجود دارد) بهتر است از URL های انگلیسی استفاده کنند.

۱۲-طول محتوا

یکی از موضوعات مهمی که می‎تواند در قرارگیری یک محتوا در نتایج صفحه اول گوگل موثر باشد، طول محتوا می‎باشد. یک محتوای مناسب باید بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد.

سرریزمحتوا: آیا شما بیش از حد محتوا تولید می کنید؟

۱۳-چگالی کلمات کلیدی

چگالی کلمات کلیدی به معنای میزان تکرار یک کلیدواژه در محتوا می‎باشد. براساس استانداردهای موجود، چگالی کلمه کلیدی باید در حدود ۲ تا ۳ درصد باشد. اگر از CMS وردپرس استفاده می‎کنید، می‎توانید با استفاده از افزونه Yoast به راحتی چگالی کلمات کلیدی خود را (تعداد تکرار) اندازه‎گیری کنید.

۱۴-زیرعنوان مقاله

سعی کنید مقالات بلند خود را با استفاده از زیرعنوان‎ها (Headings) بشکنید و آن را به چند بخش کوچکتر تقسیم کنید. این کار باعث می‎شود تا محتوای شما دارای دسته‎بندی مناسبی باشد، مخاطب خیلی سریعتر به هدف خود برسد و خواننده در هنگام خواندن متن خسته نشود.

۱۵-پاراگراف اول محتوا

پاراگراف اول
پاراگراف اول

بعد از کلمه کلیدی و عنوان، پاراگراف اوّل دارای اهمیت بسیاری در ایجاد ساختار یک محتوا می‎باشد. پاراگراف اول در واقع یک چکیده از کل مقاله شما را باید به نمایش بگذارد. پاراگراف اول در هر مقاله‎ای اولین جایی است که گوگل آن را ایندکس می‎کند و به صورت مستمر خزنده‎های گوگل به آن سرکشی می‎کنند.

۱۶-استفاده از رسانه (Media)

سعی کنید در محتواهایتان از انواع رسانه‎ها(نظیر تصویر، نمودار، اینفوگرافیک، فیلم، پادکست و …) استفاده کنید. سایت‎هایی که از مدیاهای متناسب بهره می‎برند، می‎توانند جذابّیت بصری مناسبی را برای کاربران خود فراهم آورند.

گوگل به محتواهای آموزشی که دارای تصویر و ویدئو هستند اهمیّت خاصی می‎دهد و آنها را در صدر نتایج خود قرار می‎دهد. همچنین استفاده از مدیا باعث ماندگاری بیشتر کاربران برروی سایت می‎شود و امکان بازنشر محتواها را در رسانه‎های اجتماعی فراهم می‎آورد.

نگاهی به اشتباهات رایج در بازاریابی محتوایی

۱۷-تصاویر محتوا

سعی کنی از تصاویری در محتواهایتان استفاده کنید که تکراری (کپی) نباشند. همچنین دارای حجم و کیفیت مناسبی باشند تا بارگذاری آنها در کامپیوتر کابران به سادگی امکان‎پذیر باشد(عکس‎هایتان را بهینه‎سازی کنید)

در تصاویرتان از تگ ALT استفاده کنید و همچنین نام عکس‎های استفاده شده در محتواهایتان، متناسب با کلیدواژه تان باشد.

۱۸-لینک‎سازی محتوا

هیچ‎گاه کلمه کلیدی که محتوا را برای آن نوشته‎ایم را به جای دیگری لینک نمی‎دهیم. سعی کنید مقالات جدید خود را در راستای مقالات قبلی در سایت‎تان تولید کنید.

شود و از دیگرسو، متنی که لینک می دهید(Anchor Text) بایستی متناسب با مقاله لینک داده شده باشد. ارجاعات داخلی به مقالات قبلی سایت می‎تواند باعث کاهش نرخ پرش سایت(Bounce Rate) شود و از دیگرسو، گوگل متوجه ارتباطات بین محتواها می‎شود.

۱۹-لینک‎سازی خارجی

سعی کنید در هر محتوایی به چندین سایت خارجی لینک بدهید. البتّه همانند لینک سازی داخلی، هرگز نباید AnchorText کلمه کلیدی آن محتوا باشد. لینک خارجی می تواند به گوگل کمک کند تا اهداف شما را از نوشتن آن مقاله بهتر درک کند. به سایت‎هایی لینک بدهید که اعتبار بیشتری(اعتبار دامنه: Domain authority) از سایت شما داشته باشد.

۲۰-استفاده از علائم نگارشی

سعی کنید در تولید محتوای وب به علائم نگارشی توجه داشته باشید. برای قرارگیری در صفحه اول گوگل رعایت اصول نگارش و لحن محتوا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

۲۱-دسته بندی محتوا و برچسب‎گذاری اصولی

رعایت موضوعات اصلی سایت در کنار دسته‎بندی اصولی محتواها می‎تواند باعث دیده‎شدن بهتر محتواها در صفحه اول گوگل شود. از برچسب‎ها به اندازه و متناسب با زیردسته‎های محتواهایتان استفاده کنید.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

۲۲-سرعت وب‎سایت

سرعت یک وبسایت یکی از پارامترهای مهم در سئو می‎باشد و از طرفی دیگر در جذب و حفظ مخاطب تاثیر بسیاری دارد. برای بهبود سرعت سایت سعی کنید از شرکت‎های هاستینگ معتبر استفاده کنید. همچنین از قالب‎های استاندارد و سفارشی برای بهبود سرعت سایت‎تان بهره ببرید.

۲۳-واکنش گرایی

تاثیر واکنش گرایی در صفحه اول گوگل بودن
تاثیر واکنش گرایی در صفحه اول گوگل بودن

یک سایت واکنش‎گرا (Responsive) در موبایل و تبلت‎ها به صورت درستی به نمایش در خواهد آمد. امروزه بسیاری از افراد از تلفن هوشمند خود برای وبگردی استفاده می‎کنند، بنابراین موبایل فریندلی بودن از لحاظ گوگل اهمیت زیادی دارد.

۲۴-حذف محتواهای زائد

سعی کنید سایت خود را از شر محتواهای زائد و محتواهایی که برای شما ورودی ندارند رها سازید. حذف محتوا از سایت اصول خاصی دارد که باید در آن دقت شود امّا حذف اضافات می‎تواند جان دوباره‎ای به سایت شما دهد.

رعایت اصول بالا می‎تواند کمک قابل‎توجهی در قرار گیری محتواهای شما در صفحه اول گوگل بنماید. سعی کنید در محتواسازی پرسونای مخاطب خود را مدنظر قرار دهید و براساس نیازهای خوانندگانتان محتواسازی کنید.

نگاهی به صفر تا صد استراتژی محتوا

بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ
چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی
آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی
اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی
تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا
اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

ز
اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

نقش منتور در توسعه استارت‎آپ ها

در فضای استارت‎آپی که این روزها گسترش زیادی یافته است، با اصطلاحات مختلفی مواجه می شویم. یکی از این اصطلاحات مربوط به منتور(Mentor) و فرآیند منتورینگ(Mentoring) می شود.

نقش منتور و منتورینگ در موفقیت یک کسب و کار
نقش منتور و منتورینگ در موفقیت یک کسب و کار

معمولا هرکسی در زندگی خود تعداد محدودی تجربه را می تواند کسب کند. بنابراین نیاز است تا در مراحل مختلف از تجربیات دیگران استفاده کند. در استارت‎آپ ها این نقش را برعهده فردی به نام منتور می گذارند. در ادامه به بررسی تعریف منتور خواهیم پرداخت.

مطلب مفید: نقش استعداد فردی در موفقیت یا شکست یک استارت‎آپ

منتور کیست؟

منتور کیست؟
منتور کیست؟

منتور کسی است که در یک موضوع مشخص دارای تجارب و مهارت‎های مناسبی است. منتور در حوزه کاری خود کارشناس است و توانایی‎هایی در حوزه آموزش دارد. او می تواند روابط بین اشخاص را به بهترین شکل ممکن تنظیم کند.

یک منتور می تواند در همه جای زندگی ما انسان‎ها وجود داشته باشد و به ما انگیزه بدهد، در مسائل فنی به ما پشتیبانی دهد و در یک کلام ما را به سمت هدفمان هُل دهد.

منتورینگ چیست؟

مهمترین مزیت یک اکوسیستم استارت‎آپی، پویایی آن می باشد. هرچند این پویایی باعث خلق موقعیت های بکری برای کسب و کارها می شود، امّا همزمان باعث ایجاد چالش هایی هم می گردد.

یک منتور سعی می کند، با مجموعه ای از فعالیت ها که به منتورینگ مشهور است، مشکلات پیشروی استارت‎آپ ها را حل کند. منتور برای حل این مشکلات از تجارب هود یا مجموعه هایی که با آنها ارتباط دارد استفاده می کند.

درحقیقت می توان گفت که منتورینگ، یک فرآیند حل مشکل است که در آن منتور نقش محوری را برعهده خواهد داشت.

معرفی مدل های کسب و کار

همه چیز را همه کس ندانند!

براساس تجربه، اثبات شده است که همه افراد در همه حوزه ها متخصص نمی باشند. یک استارت‎آپ نوپا نیاز دارد تا اطلاعاتی درباره موضوعات مختلف داشته باشد تا احتمال شکستش کمتر شود.

فراموش نکنیم که شانس کسب دانش، تجربه، افزایش ارتباطات و حتی یادگیری برای اعضای یک تیم استارت‎آپی با محدودیت مواجه است. ازطرفی‎دیگر، مسئله زمان و سرعت ارائه محصول برای تیم های کسب و کاری از اهمیت بالایی برخوردار است.

تیم های استارت‎آپی بایستی در کمترین زمان، بیشترین پیشرفت را بنمایند. چابک سازی انجام فرآیندها در چنین تیم هایی، نیاز به منتور و منتورینگ را به وضوح آشکار می سازد.

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

منتور دوای درد استارت‎آپ ها

جوان بودن تیم های استارت‎آپی باعث می شود تا آنها تجربه کافی برای مواجه با چالش های پیشرو را نداشته باشند. از همین‎رو، وجود یک منتور با تجربه می تواند بسیار راهگشا باشد.

استفاده از تجارب منتور چیز جدیدی نیست. در گذشته افراد برای کسب مهارت به سراغ شاگردی می رفتند. آنها از ساده ترین کارها شروع می کردند و در عرض ۵ تا ۱۰ سال تبدیل به یک اُستادکار ماهر می شدند.

منتور همان اُستاد کار زمان قدیم است(با این تفاوت که شاگردان خود را به استخدام در نمی آورد) که کنار افراد یک تیم قرار می گیرد و سعی می کند همه چیز را به آنها یاد بدهد. او مسیرهای شکست و خطرات را به خوبی می شناسد و سعی می کند تیم را از گردنه های مشکلات عبور دهد.

تیم‎سازی و تاثیر آن بر کسب وکار

منتور، مربی، مشاور، تسهیل‎گر ؛ تفاوت ها و تشابهات

در فضای کسب و کار امروزی با چهار اصطلاح فوق به صورت گسترده مواجه ایم. اینکه هرکدام از اصطلاحات فوق چه تعریفی دارند بسیار مهم است. در ادامه به تعریف هرکدام از این اصطلاحات می پردازیم:

۱-منتور

منتور کسی است که یک مسیر را رفته است و تجاربی را کسب کرده است. او سعی می کند تجارب خود را به دیگران انتقال دهد تا هزینه ها و احتمال شکست دیگران را کاهش دهد.

مهندس پورعلی، دریافت خدمات مشاوره و منتورینگ در زمینه کسب و کار


۲-مربی

نقش عوامل مختلف در موفقیت یک استارت‎آپ
نقش عوامل مختلف در موفقیت یک استارت‎آپ

یک مُربی معمولا به دنبال آموزش دادن می باشد. مربیان افرادی هستند که پرسونای تعلیم و تربیتی دارند. آنها به دنبال توسعه مهارت های فردی در تیمهای استارت‎آپی می باشند.

مربی‎گری یک فرآیند رسمی است که شغل اینگونه از افراد محسوب می شود و در ازای آن پول می گیرند. یک مُربی انرژی زیادی را برای مجموعه خود می گذارد و بیشتر زمان خود را در کنار تیم می گذراند.

۳-مشاور

مشاور چیزی مابین منتور و مربی است. البته یک مشاور تشابهات بیشتری به مربی دارد. مشاور همانطور که از نامش معلوم است، وظیفه مشاوره دادن دارد. مربی به کارآموزان خود ماهیگیری یاد می دهد. در حالی‎که مشاور ماهی را به دست تان مشورت‎پذیران می دهد.

مشاور متعهد به نتیجه گرایی است. آنها معمولا کارهای اجرایی را برعهده می گیرند و حرف شان در مورد یک موضوع خاص، سندیّت دارد.

۴-تسهیل‎گر

در فضای استارتاپی، علاوه بر سه اصطلاح فوق معمولا با صطلاحی به نام تسهیل‎گر هم مواجه می شویم. یک تسهیل‎گر به دنبال تسهیل امور می باشد. او می تواند راهنمایی های کاملی از فرآیندهای مختلف را ارائه کند. همچنین قدرت چانه‎زنی مناسبی با مدیران ارشد سازمانی دارد.

معمولا در استارت‎آپ های بزرگ، به هرکسی که تازه وارد محیط کاری آنها می شود یک پارتنر یا رفیق اختصاص می دهند. این پارتنرها وظیفه دارند نیروی جدید را با سیستم و ساختار کلی آشنا کنند. آنها در کنار نیروهای جوان قرار می گیرند تا احساس غریبگی و انفعال را از بین ببرند.

یک پست جالب : نقش شانس یا مهارت در موفقیت یک کسب وکار

نیاز استارت‎آپ ها به کیست؟

در اینجا سئوال مهمی که ممکن است برای استارتآپ ها پیش بیاید، این است که نیاز به کدام مورد(منتور، مشاور، مربی، تسهیلگر) دارند. بطور کلی می توان قاعده کلی زیر را برای حل این موضوع بیان کرد:

  1. منتورها، به فراخور شرایط و نیازهای تخصصی استارت‎آپ ها از ابتدا تا پایان کار در کنار تیم ها قرار می گیرند.
  2. مربی هرگاه که نیاز به آموزش باشد وارد می شود. او سعی می کند رهبری، بهبود ارتباطات و مهارت های فنی را به افراد حاضر در یک تیم آموزش دهد.
  3. هرگاه یک تیم با چالش و مشکلی بزرگ مواجه شود، مشاورها حضور خواهند یافت. آنها متخصص حل مشکلات پیچیده هستند.
  4. تسهیل‎گر زمانی به سراغ یک تیم می آید که نیاز به تقویت ارتباطات بین سازمانی احساس شود.

آیا منتور بایستی خود بنیان گذار یک استارت‎آپ شود؟

آنچه از فضای استارتاپی ایران دریافت می شود، این است که معمولا منتورها خود بنیان گذاران استارتاپ هایی بوده اند( حالا ممکن است استارت‎آپ آنها موفق بوده باشد یا شکست خورده باشد)

منتورها هم ممکن است مانند سایر افراد اشتباه کنند و شکست بخورند. یک منتور بایستی در شبکه سازی و تقویت ارتباطات مهارت داشته باشد. بهتر آنست که منتور تجربه کار با فضاهای استارت‎آپی را داشته باشد.

بطور کلی هدف از منتورینگ کمک گرفتن از تجربه و علم دیگران در توسعه یک کسب و کار می باشد. استارت‎آپ ها معمولا بودجه لازم برای استفاده از مشاوران گرانقیمت را ندارند. پس بهتر آنست که از کمک منتورها برای رشد کسب و کار خود استفاده کنند.

استارت‎آپ های مطرح آمریکا در سال ۲۰۱۸

ویژگی های یک منتور خوب

  1. منتوری خوب است که بتواند به تیم استارت‎آپی کمک سازنده بکند. ممکن است یک منتور برای یک استارت‎آپ مفید باشد و برای یک استارت‎آپ دیگر چندان کارآ نباشد.
  2. منتور باید در لبه دانش باشد. منتور علاوه بر تجربه باید دانش آکادمیک داشته باشد و به حوزه های جدید فناوری تسلط کافی داشته باشد.
  3. منتور بایستی توانایی نه گفتن بالایی داشته باشد. وقتی منتوری از کاری سر در نمی آورد، بهتر آن است که برای بقیه نسخه ننویسد.
  4. منتور بایستی توانایی مباحثه و به چالش کشیدن ایده ها را داشته باشد.
  5. یک منتور باید مشاور صادقی باشد.
  6. قدرت بالا در ارتباطات یک ویژگی مهم در منتورها می باشد. این ارتباط‎گیری قوی موجب انتقال بهتر تجربیات به اعضای تیم ها می شود.
  7. یک منتور باید روانشناس باشد تا بتواند انگیزش لازم را در افراد ایجاد کند و به آنها اعتماد به نفس بدهد.
  8. منتور بایستی تجاربی داشته باشد که در هیچ کتابی وجود نداشته باشند.
  9. یک منتور بایستی در زمینه های هوش احساسی یا هوش هیجانی هم مهارت های لازم را داشته باشد.
  10. در مجموع یک منتور باید آدم خفنی باشد.

۱۰ ایده برتر در حوزه کسب و کار برای علاقمندان اینترنتی

و در پایان…

تجربه نشان داده است که نرخ موفقیت استارت‎آپ هایی که منتور داشته اند بالاتر بوده است و علاوه بر آن نرخ بقاء آنها هم بیشتر است.

یک استارت‎آپ نباید خود را محدود به یک منتور کند. چرا که ممکن است هر منتور دارای نقاط ضعف و قوت گوناگونی باشد. منتورها ممکن است در یک موضوع مشخص، راهنمایی های متفاوتی را ارائه دهند. این راهنمایی های متنوع می تواند در تکمیل یک ایده استارتاپی موثر واقع شوند.

بررسی مفهوم کسب و کار الکترونیکی و تجارت الکترونیک

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.