من مسعود معاونی هستم. از سال 93 به عنوان وبمستر و بلاگر به تولید محتوا اشتغال دارم. توی این وبلاگ درباره اصول وبلاگنویسی،بازاریابی و استارتاپها محتوا منتشر میکنم.
وقتی به سراغ تولید محتوا میرویم که هدفهای بزرگی را در ذهن خود داریم. این هدفها ممکن است افزایش فروش، برندینگ، ایجاد تمایز با رقبا یا موارد دیگری از این دست باشند. هدف ما هر چه باشد باید بدانیم که مهمترین قدم برای موفقیت این است که محتواهای ما توانایی جذب وجلب توجهمخاطبانمان را داشته باشند. به همین دلیل است که استفاده از داستان سرایی در تولید محتوا اهمیت پیدا میکند.
با بکارگیری اصول و تکنیکهای داستان سرایی در تولید محتوا میتوانیم احتمال دیده شدن محتواهایمان توسط مخاطبین را افزایش دهیم. در واقع میتوان گفت داستان سرایی یک شیوه رایج برای وایرالسازی یک محتوا میباشد.
چرا باید از داستان سرایی در تولید محتوا استفاده کنیم؟
داستان سرایی در تولید محتوا
در مقالهای که قبلا منتشر کردهام درباره داستان سرایی و روایتگری در بازاریابی بطور مفصل صحبت کردیم. در آن مقاله به بیان تعریف داستان سرایی پرداختیم. شما میتوانیید از طریق لینک زیر به مطالعه آن مقاله بپردازید تا اطلاعات بیشتر از تکنیک های داستان سرایی در بازاریابی پیدا کنید.
مقاله پیش نیاز: آشنایی با تکنیک داستان سرایی در بازاریابی
بطور کلی میتوان داستان سرایی، قصهگویی یا همان روایتگری(Story Telling) را هنری برای تعامل با مخاطبان به کمک استفاده از کلمات، تصاویر، ویدئوها یا صوت دانست که در طی آن بازاریابان سعی میکنند تا مخاطب را به انجام یک اقدام مشخص ترغیب کنند.
هر چه داستانی جذابتر باشد، امکان اینکه کاربر بیشتر مجاب به انجام اقدام مدنظر بازاریاب محتواییشود، بیشتر خواهد شد.
اهمیت داستان سرایی در تولید محتوا
استفاده از داستانسرایی در انواع تولیدمحتوا(بلاگ پست، پست اینستاگرامی، پادکست و..) باعث میشود تا احتمال تعامل و درگیر شدن مخاطب با محتوای تولیدی بیشتر شود. این افزایش تعامل نتایجی مثل افزایش لایک، اشتراکگذاری بیشتر، افزایش بازدید و در نهایت احتمال فروش بیشتر را به همراه خواهد داشت.
پس اگر برای کسب و کارتان در حال تولید محتوا هستید حتما به بحث داستانسرایی توجه جدّیتری داشته باشید.
از داستان خوب تا محتوای خوب
معمولا در پشت هر محتوای قوی و با کیفیتی یک داستان سرایی وجود دارد. اگر قصد دارید یک محتوای مناسب برای مخاطب خود تولید کنید باید بیش از هر چیزی به دنبال شناسایی دلایل تولید یک محتوا باشید. یک محتوا ممکن است:
برای افزایش فروش
سرگرمی مخاطب
برندینگ
وایرال شدن
گسترس سازمان
یادآوری موضوعی
تبلیغ یک محصول یا خدمت به هدف فروش بیشتر
و دلایل دیگری
تهیه شو.د. هر کدام از دلایل بالا میتوانند یک داستان متفاوت برای محتوا بسازند.
اگر میخواهید در محتواهایی که تولید میکنید داستانی قوی را جانمایی کنید به ۵ گام زیر توجه داشته باشید:
۱- شناخت پرسونای مخاطب و علائق او
قبل از هر کاری سعی کنید به یک شناخت دقیق از مخاطبان خود و نیازهای آنان دست پیدا کنید.
۲- پیام محتوایی خود را مشخص کنید
اینکه قصد داریدچه چیزی به مخاطب خود انتقال دهید را برای خودتان مشخص کنید.
۳- نوع داستان، فرمت بیان داستان و رسانه انتشار داستان را مشخص کنید
مشخص کنید که از چه نوع داستانی و ابزارهایی برای بیان داستان خود میخواهید استفاده کنید. همچنین رسانه و بستری که میخواهید داستان خود را در آن نشر دهید را تعیین کنید. اگر به دنبال انتشار یک محتوا در چند رسانه هستید ویژگیهای محتواهای خود را طوری تنظیم کنید که قابلیت انتشار در پلتفرمهای مختلف را داشته باشد.
۴- دعوت به اقدام در داستان سرایی و تولید محتوا
هر محتوایی باید یک دعوت به اقدام(Call to Action) یا همان CTA مخصوص به خود داشته باشد. این دعوت به اقدام باید براساس پیام محتوایی تنظیم شود. CTA مهمترین بخش در داستان سرایی میباشد که اگر به درستی انجام نشود فرآیند تولید محتوا بینتیجه خواهد ماند.
۵- دریافت بازخورد از داستان سرایی انجام شده در تولید محتواها
وقتی محتوایی تولید و داستانی گفته میشود باید حتما به دنبال تحلیل نتایج آن باشیم. دریافت بازخورد و بررسی آمار و نتایج در داستانسرایی میتواند به ما کمک کند تا در تولید محتواهایی که در آینده انجام میدهیم بتوانیم از تجارب قبلی نهایت استفاده را ببریم.
فرمول داستان سرایی در تولید محتوا
فرمول طلایی داستان سرایی
اگر قصد دارید محتواهای جذاب و کاربرپسندی تولید کنید باید با فرمول داستانسرایی در محتواسازی آشنا باشید. در داستان سرایی باید به ۶ سوال کلیدی زیر پاسخ دهید:
چه کسی؟
چه زمانی؟
چه چیزی؟
کجا؟
چرا؟
چگونه؟
پاسخ به این ۶ سوال میتواند شاکله داستان شما را ایجاد نماید. پاسخ دقیق به هر کدام از سوالات فوق ایدههای جدیدی را در مقابل خالق یک محتوا میگذارد و به او برای ایجاد روایتی جذاب و ماندگار در تولید محتوا کمک میکند.
وقتی در محتواسازی برای یک کسب و کار به سراغ داستانسرایی میرویم مزایای مختلفی را برای ما ایجاد میکند. برخی از این مزایا :
۱- ساده سازی مفاهیم
در محتواهای تخصصی مشکلی که وجود دارد این است که کاربران نتوانند به درک کاملی از مفاهیم پیچیده برسند. با کمک داستانسرایی در تولید محتوا میتوان با مثالهای ساده و کاربردی موضوعات را به شکل کاملا سادهای به مخاطبان ارائه کرد.
۲- جذابیّت بیشتر محتواها
اکثر انسانها به قصهها علاقمند هستند و معمولا به یک همذات پنداری با این داستانها میرسند. خیلی از اوقات آنها خود را جای قهرمان داستان میگذارند و به جای او به حل مسائل پیشرو میپردازند.
به همین دلیل تولیدمحتوا در قالب داستان میتواند باعث جلب توجه بیشتر مخاطبان به یک موضوع میگردد. داستانهای جذاب توسط خود مخاطبان بازنشر میشوند و در اختیار مخاطبان دیگر قرار میگیرند.
۳- انگیزه بخشی
یک داستان کمک میکند تا مخاطب شرایط خود را با آن شبیهسازی کند و انگیزه بیشتری برای دنبال کردن آن محتوا داشته باشد.
۴- درگیر کردن احساسات مخاطب
در یک محتوای معمولی معمولا احساسات مخاطبان درگیر نمیشود. ولی با کمک تکنیکهای داستان سرایی میتوان محتوایی را تولید کرد که بصورت هدفمند احساسات مخاطبان را درگیر کند و سریعتر آنها را مجاب به اقدام نماید.
۵- افزایش مشارکت اجتماعی
وقتی داستانی مطح میشود مخاطبان با توجه به تجارب خود نسبت به آن واکنشهای منفی یا مثبتی نشان میدهند. یک داستان سرایی حرفهای در تولید محتوا میتواند باعث درج کامنتها و نظرات مخاطبان در زیر یک پست بلاگی یا اینستاگرامی شود. افزایش مشارکت اجتماعی درباره یک محتوای خاص از جمله مهمترین مزایای داستان سرایی است که به وایرال شدن یک محتوا کمک میکند.
۶- سازماندهی محتوا
اتفاقی که در تولید محتوا میافتد این است که محتواها شروع، بدنه اصلی و پایانبندی مناسبی را به علت عدم تمرکز نویسندگان ندارند. با کمک تکنیکهای داستانسرایی میتوان به محتواها یک انسجام ساختاری مناسب بخشید و در واقع یک محتوا را سازماندهی کرد.
۷- داستان سرایی در تولید محتوا وجه تمایز با رقبا
امروزه میتوان گفت که تقریبا تمامی برندها برحسب نیاز خود به تولید انواع محتوای متنی، تصویری، ویدئوی و حتی پادکست میپردازند. در جهانی که پر از محتواهای تکراری است بیان متفاوت یک محتوا در قالب داستانی جذاب میتواند نظر مخاطبان را به سمت یک محتوا جلب کند. فراموش نکنیم که استفاده درست از تکنیکهای داستانسرایی میتواند وجه تمایز یک کسب و کار با سایر رقبا شود.
۸- شخصیسازی مشکلات مخاطبان
با کمک داستانسرایی میتوان مسائل مختلفی که مشتریان یک کسب و کار با آن مواجه هستند را شخصیسازی کرد. تولید محتواهای مختلف برای روایت یک داستان به اشکال مختلف از جمله تکنیکهای بازاریابی محتوایی است که میتوان بوسیله آن حداکثر مخاطبان را به سمت یک کسب و کار کشاند.
در داستان سرایی به دنبال حل مشکلی/مشکلاتی با راهحلهای پیشنهادی توسط قهرمان قصه خود باشید. نمایش راهحلها به مخاطب در جریان داستان میتواند او را با محتوای شما بیشتر درگیر کند.
آننچه در داستان سرایی در تولید محتوا مهم است توجه به مخاطب و مسائلی است که او با آنها درگیر است. یک داستان یا محتوا را برای کمک به مخاطب بوجود بیاورید. قطعا چنین محتوایی مورد توجه مخاطبان شما قرار خواهد گرفت.
هیچگاه محتوای خود را فدای اصول و قوائد زائد در محتواسازی نکنید. بهتر است بدانیم اگر محتوایی به دل مخاطب بنشیند قطعا شانس بسیاری زیادی برای وایرال شدن و اشتراک گذاری گسترده را خواهد داشت.
افراد بسیاری هستند که قلم خوبی دارند و میتوانند متنهای زیبایی را درباره موضوعات مختلف بنویسند. امروزه یکی از مشاغلی که میتوان از آن کسب درآمد داشت، تولید کننده محتوای متنی است. یک محتوانویس میتواند نوشتههای خود را در اختیار نشریات سنتی(فیزیکی) و مدرن(آنلاین) قرار دهد و دستمزد مناسبی را دریافت کند.
البتّه محتوانویسی کار سادهای نیست و برای اینکه بتوانیم به درآمد مناسبی برسیم باید تواناییهای خود را تقویت کنیم. با ما همراه باشید تا در ادامه این پست به چگونگی موفقیت در زمینه نویسندگی بپردازیم.
چرا متن؟ چرا فرمتهای محتوایی دیگه نه؟ 😊😊
در این مقاله ما قصد نداریم به نقد یا بیاهمیت جلوه دادن سایر فرمتهای محتوایی بپردازیم. تنها قصدمان این است که برخی از ویژگیهای متن را بررسی کنیم و به نقش آن در رشد بازاریابی محتوایی در یک کسب وکار بپردازیم.
متن یکی از حساسترین و کاملترین فرمتهای محتوایی میباشد. زیرا با کمک متن میتوان خیلی راحت منظور خودمان را به دیگران بگوییم و به آنها کمک کنیم تا به یک درک درست از اهداف ما برسند.
از طرفی دیگر هرگونه فرمت محتوایی دیگر بر پایه متن بوجود میآید یا متن به درک بهتری از آن محتوا توسط مخاطبین کمک میکند. مثلا در:
تصویر: متن است که یک تصویر را شرح و بسط میدهد و ابعاد وجودی آن را مشخص میکند(مثلا توضیح متنی تصویر در سئو یا کپشننویسی در اینستاگرام)
انیمیشن و ویدئو: هر فیلمی بر پایه یک سناریو نوشته شده است. سناریویی که خود از حروف و متن تشکیل شده است.
صوت و پادکست: پادکستهای حرفهای معمولا از روی یک متن از قبل نوشته شده خوانده میشوند.
یک متن میتواند بر حسب نیاز کوتاه یا بلند باشد. پیامهایی که در درون یک محتوا جاسازی میشوند اثر زیادی بر روی مخاطبان میگذارند. همچنین محتوای متنی را میتوان مهمترین ابزار برای افزایش آگاهیمخاطبان درباره محصولات یا خدمات یک برند دانست.
تولید کننده محتوای متنی کیست؟
تولید کننده محتوای متنی کسی است که سعی میکند با کمک اعجاز و ایجازی که کلمات دارند مخاطبین بسیاری را به سمت یک کسب وکار یا یک محصول و خدمت بکشاند. او تمامی تلاش خود را انجام میدهد تا با آگاهی بخشی به مخاطبان خود آنها را به برای یک اقدام موثر آماده کند.
معمولا در ادبیات بازاریابی از یک تولید کننده محتوای متنی با نام بازاریاب محتوایی(content marketer) نام میبرند. تولیدمحتوای متنی، شغلی بسیار حساسی است زیرا هرگونه اشتباه در انتقال مفاهیم کسب وکاری به مخاطبین میتواند نتایج نامناسبی را برای یک بیزینس به همراه بیاورد.
معرفی انواع تولید کننده محتوای متنی
معمولا نویسندگان محتوای متنی در دو فضای کلی حضور دارند:
نویسندگان فضای سنتی(نشریات چاپی)
نویسندگان فضای مدرن(آنلاین)
نویسندگان سنتی محتواهای تولیدی خود را در نشریاتی مانند روزنامهها، جراید ومجلات، کتابها و بعضا رادیو و تلویزیون منتشر میکنند. چنین تولیدکنندگانی از آنجایی که شانس زیادی ندارند که رسانه اختصاصی برای خود داشته باشند معمولا به استخدام نهادهای مختلف در میآیند یا اینکه با ناشرین همکاری میکنند.
امّا نویسندگان فضای مجازی شرایط کاملا متفاوتی را تجربه میکنند. آنها میتوانند محتوای تولیدی خود را دروبلاگها، سایتهای خبری، شبکههای اجتماعی، کتابهای پیدیاف، اپلیکیشنهای موبایلی و.. انتشار دهند.
تولیدکنندگان محتوای متنی در فضای مجازی ممکن است محتواهای خود را در رسانههای شخصی خود منتشر کنند یا محتواهایی سفارشی برای کسب وکارهای دیگر تولید کنند. معمولا دسته گستردهای از این نویسندگان به صورت فریلنسری(آزادکاری) مشغول به فعالیت میشوند.
در این مقاله منظور و هدف ما از تولید کننده محتوای متنی، دسته دوم یعنی محتوانویسان آنلاین میباشد.
انواع تولید کننده محتوای متنی در فضای مجازی
در فضای مجازی بسته به بسترهایی که برای تولیدمحتوا و انتشار آن وجود دارد شاهد نقشهای مختلفی برای یک تولید کننده محتوای متنی هستیم. معروفترین عناوین شغلی این محتوانویسان بدین شرح است:
۱- بلاگر، بلاگنویس یا وبنویس
بلاگر به کسی گفته میشود که محتوایی را برای صفحات وب تولید میکند. معمولا به چنین فردی وبلاگنویس یا وبنویس گفته میشود. وبلاگنویسی هنری است که علاوه بر دانش نویسندگی، نیاز به آشنایی با اصول بازاریابی و سئو نیز دارد. نویسندگان وبلاگ علاوه بر ذوق و قریحه نویسندگی باید دارای نظم و انظباط کاری خوبی هم باشند.
۲- کپی رایتری
کپیرایتری یا تبلیغ نویسی از جمله شیوههای تولید محتوای متنی است که در بازاریابیهای اینترنتی کاربرد بسیاری دارد. معمولا کپیرایترها علاوه بر مهارت فنی نویسندگی با اصول بازاریابی و خطاهای شناختی در انسانها آشنایی دارند وسعی میکنند با کار روانشناختی، بیشترین تاثیر را بر روی مخاطبین خود بگذارند.
با رشد شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر، لینکدین و.. شاهد این هستیم که نوشتن کپشنهای زیبا برای این شبکههای اجتماعی توانسته مخاطبان را به سمت یک کسب وکار جذب کند و حتی منجر به اقدام آنها شود. کسانی که توانایی کپشننویسی دارند در بازاریابی شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام و توئیتر موفق عمل میکنند. چنین افرادی ظرفیت مناسبی برای برعهده گرفتن مدیریت یک پیج اینستاگرام را دارند.
۴- سناریو و فیلمنامه نویسی
تیزرهای تبلیغاتی در حال حاضر توانستهاند تاثیر خوبی بر روی مخاطبان بگذارند و آنها را به سمت خود جذب کنند. تولیدکننده محتوای متنی با نوشتن سناریوهای جذاب کمک زیادی به کارگردانان ویدئویی میمکند تا آثاری با کیفیت و مخاطب پسند را بوجود آورند.
۵- نوشتن کتابهای دیجیتال
تهیه و انتشار کتابهای رایگان با فرمت PDF یا EPUB از جمله شیوههایی است که میتوان مخاطبان را با یک برند، محصول یا خدمت آشنا کرد و به سمت آن کشاند. تولیدکنندگان محتوای متنی میتوانند هنر نویسندگی خود را در این زمینهها به کار گیرند.
۶- مقالات سفید و مقالات تحلیلی
نوشتن مقالات آموزشی و مقالات رایگان و انتشار آنها در بین مخاطبان هدف میتواند یک شیوه موثر برای تولید محتوا و بازاریابی باشد. یک تولید کننده محتوای متنی برای نوشتن مقالات علمی، پژوهشی یا تحلیلی باید دارای مهارتهای لازم برای کار با دادهها باشد.
۷- گزارشنویسی و تهیه خبر
یک تولید ککنده محتوای متنی ممکن است نیاز به تهیه گزارش یا خبر درباره یک موضوع پیدا کند. خبرنگاران میتوانند در سایتهای خبری، انواع مقالات سیاسی، اجتماعی، ورزشی، اقتصادی یا فرهنگی را به رشتر تحریر در بیاورند و آنها را با نام خود منتشر کنند.
یکی از سیوههای تولید محتوا ترجمه است. ترجمه یک خبر، مقاله یا کتاب و انتشار آن در رسانههای مرتبط میتواند یک سبک خوب برای محتواسازی باشد. یک تولید کننده محتوای متنی در بسیاری از مواقع به سراغ ترجمه میرود تا بتواند خوراک محتوایی موردنظر خود را بدست آورد.
۱۱ ویژگی روحی یک تولید کننده محتوای متنی
اگر شما قصد دارید تا به عنوان یک تولید کننده محتوای متنی مشغول به کار شوید باید قبل از هر چیزی بررسی کنید که آیا میتوانید شایستگیهای لازم برای این شغل را در اختیار داشته باشید. یک محتوانویس خوب باید:
۱- منظم باشد
نظم مهمترین ویژگی در یک تولید کننده محتوا میباشد.
۲- پژوهشگر باشد
برای یافتن حقایق پژوهش کند و سختیهای آن را با جان و دل بپذیرد.
۳- اهل مطالعه و یادگیری باشد
مهمترین تمرین برای خوب نوشتن، مطالعه زیاد است. یک نویسنده باید بخواند، یاد بگیرد و آموختههای خود را در نوشتههایش به کار گیرد.
۴- مخاطب شناس باشد
تولید کننده محتوای متنی اگر نتواند مخاطب خود را به خوبی بشناسد متن او اثری نخواهد داشت.
۵- زیبا نویس باشد
واضح و شفاف بودن متن کمک میکند تا مخاطبین به درک درستی از منظور و هدف نویسنده برسند. استفاده درست و به جا از استعارهها و کلیدواژهها باعث جذاب شدن یک متن میشود.
۶- صادق باشد
صادق بودن نویسنده مهم است. زیرا یک نویسنده صادق سعی میکند در همه جا حقیقت را بگوید، هرگز از محتواهای کپی استفاده نکند و همواره منابعی که از آنها در تهیه محتوا استفاده کرده است را عنوان کند.
۷- ارزشآفرین باشد
امروزه مخاطبین به محتواهای بسیاری دسترسی دارند. اگر یک نویسنده نتواند ارزش منحصربفردی را به مخاطبین ارائه کند در تولید محتوا توفیقی بدست نخواهد آورد.
۸- سئوکار باشد
یک تولید کننده محتوای متنی نیازی نیست سئو کار باشد امّا بهتر است با اصول کلی سئو و تولید محتوای سئو شده آشنا باشد و با رعایت خوانایی در متن، حال خوبی را به خواننده منتقل کند.
۹- موقعیتشناس باشد
تولید کننده محتوای متنی باید موقعیتهای طلایی را بشناسد و از این فرصتها برای رشد خود یا کسب کارش استفاده کند.
۱۰- خلاق و نوآور باشد
از تغییر نباید ترسید. حتی در تولید محتوای متنی سعی کند ساختارهای جدید را به کار گیرید و با خلاقیت و نوآوری، ایدههای جدیدی را به عرصه ظهور برسانید.
۱۱- دنبال بهتر شدن باشد
برای نویسندگی و تولید محتوای نمیتوان حد نهایتی را متصور شد. سعی کنید همیشه نقاط ضعف خود را شناسایی کنید و به دنبال بهبود عملکرد شخصی خود و کسب وکارتان باشید.
آموزش تولید محتوای متنی
اگر قصد دارید تا تبدیل به یک تولید کننده محتوای متنی موفق شوید باید به دنبال تقویت ویژگیهایی که در بالا گفتیم در خود باشید. از طرفی دیگر آموزش و بهبود مهارتهایتان را هم مدنظر داشته باشید.
دوره آموزشی تولید کننده محتوای متنی
اگر علاقمند هستید تا در دوره آموزش تولید محتوای متنی شرکت کنید با من تماس بگیرید:
۰۹۳۳۸۲۹۳۸۹۵
شرکت در دورههای آموزشی تولید محتوای متنی میتواند به شما کمک کند تا روز به روز در این زمینه توانمندتر شوید.
امّا مهمتر از شرکت در یک دوره آموزشی، مطالعه است. مطالعه میتواندنگرش شما را نسبت به تولید محتوای متنی تغییر دهد. برای اینکه بتوانیم در زمینه تولید محتوا موفق شویم باید حداقل ۴ دسته کتاب زیر را مطالعه کنیم:
کتابهای حوزه نویسندگی و نگارش متن
کتابهای حوزه بازاریابی مخصوصا بازاریابی محتوایی
کتابهای تخصصی نظیر کتابهای مرتبط با سئو، طراحی سایت و وبلاگ یا مدیریت شبکههای اجتماعی
کتابهای مرتبط با حوزهای که در آن زمینه به تولید محتوای متنی میپردازیم.
لیستی از کتابهای مناسب برای یک تولید کننده محتوای متنی
بازاریابی پرمحتوا انتشارات آریانا قلم
ادبیات تبلیغ انتشارات سیته
متن نویسی بازرگانی نشر بازرگانی
راهنمای تولید محتوا نشر بازرگانی
سازمان محتوامحور انتشارات غدک
شعار برند، شیپور جنگ انتشارات سیته
بازاریابی محتوایی کاربردی انتشارات هورمزد
بهترین قصهگو برنده است انتشارات اطراف
نوشتن خلاق انتشارات اختران
ماشین محتوا انتشارات کانون ترجمان
هر برند یک قصه است انتشارات اطراف
سواد روایت انتشارات اطراف
هر برند یک داستان انتشارات سیته
رساله ای در مقاله نویسی انتشارات نیلوفر
اعترافهای یک تبلغاتچی انتشارات سیته
کپی رایتینگ انتشارات سیته
برنامه محتوایی یک ساعته انتشارات برآیند
آنها میپرسند شما پاسخ دهید انتشارات برآیند
ایروبیک خلاقیت انتشارات بادکوبه
آگهی نویسی متقاعد کننده انتشارات ادیبان روز
بازاریابی محتوایی ادیبان روز
و..
میزان معرفی کتابها
۵۰%
این لیست همچنان در حال تکمیل است. اگر شما هم کتابی را میشناسید که برای تولید محتوای متنی مناسب است آن را در بخش نظرات معرفی کنید تا به لیست فوق افزوده شود.
عشق لازمه تبدیل شدن به یک تولید کننده محتوای متنی
در تولید محتوای متنی بیش از هر چیزی به عشق و علاقه نیاز است. محتوایی میتواند به دل مخاطب بنشیند که با علاقه نوشته شده باشد و برای تحریر آن زمان صرف شده باشد.
قلم هر تولید کننده محتوای متنی به مرور زمان پختهتر خواهد شد. پس اگر در شروع کار هستید از ایرادات کار خود نترسید و با تولید محتوای مستمر شانس خود را برای موفقیت افزایش دهید. توجه داشته باشید که همیشه محتواهای قبلی خود را با معیارهای مختلفی بسنجید و به دنبال این باشید که در تولید محتواهای بعدی خود کمترین ایراد را داشته باشید.
محتوای وایرال یا محتوای ویروسی(Viral Content) به محتوایی گفته میشود که پس از تولید با سرعت زیادی در میان مخاطبان توزیع میشود و توسط آنها بازنشر داده میشود.
چگونه یک محتوای وایرال تولید کنیم؟
معمولا هر فرد، کسب و کار یا حتی رسانه دارای تعداد مشخصی مخاطب است، امّا بسیاری از مواقع شاهد هستیم که برخی از محتواها تا چند ده برابر تعداد مخاطبان اصلی بازدید میگیرند. چنین محتواییهای وایرال شدهاند که بازدید بیشتری از مخاطبان واقعی گرفتهاند.
دلیل این موضوع این است که محتوای ما توانسته است نظر مخاطبان را به خود جلب کند و توسط آنها بازنشر شود. در این مقاله میخواهیم بطور مفصل به این موضوع بپردازیم که چطور یک محتوایی را تولید کنیم که بتواند ویروسی شود و مخاطبان را به سمت ما بکشاند.
محتوای وایرال یا محتوای ویروسی چیست؟
اجازه بدهید قبل از اینکه به بیان یک تعریف جامع و کامل از محتوای وایرال بپردازیم کمی درباره بازاریابی ویروسی یا بازاریابی وایرال (Viral Marketing) صحبت کنیم.
(نترسید؛ خوشبختانه بازاریابی ویروسی ارتباطی با ویروس کرونا ندارد😊😊😊)
بازاریابی ویروسی: بازاریابی ویروسی یک راهکار است که بوسیله آن پیامهای تبلیغاتی یک برند درباره یک محصول یا خدمت به شکل ویروسی در بین مخاطبان انتقال مییابد. این پیامهای تبلیغاتی باید آنقدر جذابیت داشتند که در مخاطب انگیزه لازم را برای اشتراکگذاری آن با دیگران ایجاد شود.
قبلا درباره بازاریابی دهان به دهان صحبت کردهایم، شاید برای شما سوال پیش بیاید که بازاریابی ویروسی چه تفاوتی با بازاریابی دهان به دهان دارد؟
در پاسخ باید بگوییم که در عمل تفاوتی بین این دو بازاریابی وجود ندارد. فقط میتوان اینطور گفت که وایرال مارکتینگ بیشتر در محیطهای مجازی اتفاق میافتد و بازاریابی دهان به دهان را در فضاهای سنتی مشاهده میکنیم.
از بازاریابی ویروسی تا تولید محتوای وایرال
مهمترین ابزاری که میتوان با کمک آن بازاریابی وایرال را اجرایی کرد، محتوا است. یک محتوای جذاب و منحصربفرد میتواند نظر مخاطبان را به خود جلب کند و به آنها انگیزه کافی برای بازنشر یک محتوا را بدهد.
سیستم انتقال محتوای ویروسی
با توجه به توضیحات فوق و تصویر فوق میتوانیم بگوییم محتوای ویروسی محتوایی است که: بعد از انتشار در بین مخاطبان اصلی یک رسانه(مخاطب سطح۱)، توسط این مخاطبان به دست مخاطبان سطح دوم رسانده میشود و مخاطبان دسته دوم محتوا را به مخاطبان لایههای سوم، چهارم و.. میرسانند. چنین محتوایی میتواند در قالب یک ایمیل، پست وبلاگی، پست شبکههای اجتماعی، پادکست، تصویر، ویدئو، انیمیشن، اینفوگرافیک، نمودار، کتاب یا قایل پیدیاف و.. باشد.
تولید محتوای وایرال، نیاز امروز هر کسب و کاری
اگر شما هم از جمله کسانی باشید که به تازگی وارد فضای کسب و کار آنلاین شده باشید، احتمالا هنوز برایتان سوال است که چرا باید به دنبال ویروسی کردن محتواهایتان باشید؟
محتوای وایرال مهمترین ارزشی که برای هر کسب و کاری ایجاد میکند برندینگ و افزایش آگاهی از برند (brand awareness) است. وقتی یک محتوا بین مخاطبان بچرخد، آنها را علاقمند به کسب اطلاعات در باره برند، محصولات یا خدمات مرتبط با آن برند مینماید و این میتواند یک شروع خوب برای داستانسرایی یک برند باشد.
یک محتوای وایرال مزایای دیگری هم دارد مثلا افزایش بازدید از سایت یا پیج اینستاگرام، افزایش فالوور، افزایش پیش ثبتنام در یک طرح جدید، فروش بیشتر محصول یا خدمت، افزایش اعتماد کاربران و…
چه محتوایی ظرفیت وایرال شدن را دارد؟
محتوایی که بتواند احساسات مخاطب را به خوبی تحریک کند.
محتوایی که منبع مشخص و معتبری داشته باشد و اطلاعات جامعی را به کاربران بدهد.
محتوایی که پیام سازنده و مثبتی دارد.
محتوایی که مفید و کاربردی باشد.
محتواهایی که آموزشی یا سرگرم کننده هستند.
محتواهایی که امکان بازنشر آنها در رسانههای مختلف وجود داشته باشد.
چگونه متوجه شویم که یک محتوای وایرال تولید کردهایم؟
هر کسب وکاری اگر به ابزارهای آنالیزی و آمارسنجی دسترسی داشته باشد به راحتی میتواند محتوای وایرال تولید شده خود را شناسایی کند. ولی میتوان سه آیتم زیر را مهمترین موارد برای تشخیص ویروسی بودن یک محتوا دانست:
۱- کانال انتشار محتوا
اولین چیزی که برای بررسی اینکه محتوایی وایرال شده یا نه، باید مدنظرمان باشد بستر انتشار یک محتوا است. در هر کدام از بسترهایی نظیر سایت، اینستاگرام، وبلاگ، توئیتر، تلگرام و.. شرایط خاصی برای وایرال شدن یک محتوا در نظر میگیریم. هر کدام از این بسترها ظرفیتهای خاص خود را دارند و مدت زمان لازم برای وایرال شدن محتواها با توجه به هر کدام از این رسانهها متفاوت است.
۲- نوع کسب وکار
هر کسب وکاری شرایط ومخاطبان خاص خود را دارد. مثلا وایرال شدن یک محتوا برای پیج محصولات آرایشی با وایرال شدن یک محتوا برای پیج اینستاگرامی محصولات چوبی متفاوت است. در هر کسب وکاری بهتر است وایرال شدن محتواها را با رقبای خود در آن صنعت بسنجیم.
۳- توجه به آمار گذشته
مهمترین آیتم برای پی بردن به وایرال شدن یک محتوا این است که به مقایسه آمار بازدید، کلیک، اشتراکگذاری یا حتی دعوت به اقدام آن محتوا با محتواهای قبلی بپردازیم. دریافت بازخورد(کامنت، دایرکت و تماس تلفنی) از مخاطبان جدید نیز نشانه مهمی برای تعیین میزان وایرال شدن یک محتوا است.
مواد لازم برای تولید یک محتوای وایرال
چرخه تولید یک محتوای وایرال
برای تولید یک محتوای وایرال باید یک سری مواد اولیه در اختیار داشته باشیم. در اینجا قصد داریم به مهمترین مواد لازم برای وایرالسازی محتواها بپردازیم پس همچنان با ما همراه باشید:
۱- شناخت مخاطب گام اول در تولید یک محتوای وایرال
برای موفقیت در وایرالسازی پیش از هرکاری باید به شناخت کامل از مخاطبان و پرسوناهای آنها بپردازیم. معمولا بسیاری از کسب و کارها به علّت عدم شناخت درست از مخاطب، محتواهایی را تهیه و انتشار میدهند که نه تنها ویروسی نمیشود بلکه نتیجه منفی هم برای برند به همراه میآورد.
۲- ایدهپردازی
برای اینکه یک محتوای ویروسی داشته باشید، وقت بگذارید و قبل از تولید به ایدهپردازی درباره محتوا بپردازید. داشتن یک اتاق فکر در هر تیم تولید محتوا یکی از ضروریات برای هر کسب و کار موفقی است.
۳- شناسایی کانالهای نشر محتوا
شناخت درست از بسترها یا پلتفرمهایی که میخواهیم محتوای خود را در آنها نشر دهیم به یک کسب و کار کمک میکند تا بتواند مدیریت بهتری بر روی هزینههای محتواسازی خود داشته باشد.
۴- تعیین و نوع فرمت محتوا
اینکه چه نوع محتوایی تولید و با چه فرمتی آن را منتشر کنیم میتواند بر روی نرخ ویروسی شدن آن تاثیر داشته باشد. ما میتوانیم یک:
بلاگ پست
تصویر گرافیکی
محصول جدید در صفحه فروشگاه
عکس واقعی
ویدئو یا تیزر تبلیغاتی
انیمیشن
اینفوگرافیک
پادکست
کتاب
فایل آموزشی
و..
را منتشر کنیم. تعیین درست فرمت محتوایی با توجه به بستر انتشار محتوا، میتواند منجر به اشتراکگذاری بیشتر محتوای ما شود.
۵- زمان انتشار محتوا
وقتشناسی از مهمترین موضوعات در ویروسی کرن یک محتوا است. خیلی اوقات محتواهای بسیار خوبی توسط یک کسب و کار تهیه میشود ولی زمان انتشار آنها به درستی تعیین نمیشود و همین موضوع باعث میشود تا محتوا اصطلاحا با انتشار بد موقع سوزانده شود و بازخورد لازم از آن گرفته نشود.
۶- صداقت؛ رمز پیروزی در تولید یک محتوای وایرال
اگر میخواهیم محتواهایمان وایرال شوند باید صداقت داشته باشیم و با استفاده از دادههای دقیق و منابع معتبر به سراغ کاربران خود برویم.
۷- رعایت ساختارهای محتوایی و اصول زیبا شناسی
این را همیشه مدنظر قرار دهیم که مخاطبان ما هرگز مجبور نیستند محتواهای بی کیفیت و دارای اشتباهات ما را ببینند و تازه آن را هم بازنشر دهند. توجه به اصول زیباشناسی در تولید محتوا از اصول اولیه وایرال شدن یک محتوا میباشد.
۸- انگیزه بخشی به مخاطب برای اشتراکگذاری یک محتوا
همیشه خود را جای مخاطب بگذارید و از خود سوال کنید که چرا باید این محتوا را بازنشر دهید؟
مخاطب ما، زمانی یک محتوا را به اشتراک میگذارد که آن محتوا به اندازه کافی غنی و پربار باشد. مخاطبان معمولا محتواهای خبری، اطلاعرسانی، آموزشی، علمی، طنز و بیوگرافی شخصیتها را بیشتر بازنشر میدهند. پس اگر قصد داریم محتوایی تولید کنیم که وایرال شود حتما به دنبال محتواهایی باشیم که انگیزه لازم را به مخاطب بدهد تا آن را با دیگران به اشتراک بگذارد.
۹- لطفا منتظر نمانید
برای اینکه یک محتوا را ویروسی کنیم نباید منتظر اتفاقات و قضا و قدر بمانیم. با استفاده از دوستان، تبلیغات، اینفلوئنسرها و بازنشر در سایر رسانههایی که در اختیار داریم میتوان شانس وایرال شدن محتوای خود را افزایش دهیم.
۱۰- تمایز داشته باشیم
امروزه همه کسب و کارها محتوا تولید میکنند و آن را در بلاگ یا شبکههای اجتماعی خود نشر میدهند. محتوایی که میخواهد وایرال شود باید دارای یک تمایز اساسی با سایر محتواهای مشابه خود باشد.
یک محتوای وایرال باید بتواند یک مشکل اساسی را از مخاطب حل کند و یک ارزش ویژه را به او انتقال دهد.
۱۱- توجه با آمار و بازخوردها
از زمانی که یک محتوا منتشر میشود باید به دقت به تعداد مشاهدهف لایک، کامنت، اشتراکگذاری و.. یک پست توجه کنیم. این آمارها میتواند اطلاعات دقیقی از وضعیت محتوا و میزان ویروسی شدن آن را به ما بدهد.
۱۲- ترندهای روز را از دست ندهید
شاید این جمله را یک شوخی در نظر بگیرید ولی همانطور که در تهیه سالاد فصل به سبزیجات موجود در بازار توجه میکنید در تولید محتوای وایرال نیز باید به ترندهای جامعه توجه داشته باشید!!!
یکی از راههای تولید محتوای ویروسی، استفاده از ترندهای روز میباشد.
۱۳- بهبود مستمر محتوا و تمرین برای بهتر شدن
شکست در تولید محتوا یک موضوع مرسوم است. ممکن است به هر دلیلی نتوانیم محتوایی را وایرال کنیم. اگر امکان بهبود محتوا وجود دارد(اگر یک بلاگ پست است)، باید حتما به دنبال بهینهسازی محتوا و بازنشر آن باشیم. از تجارب خود حداکثر استفاده را ببریم و با استفاده از تجارب قبلی به دنبال تولید محتواهای منحصربفرد و خلاقانه باشیم.
توجه به این نکته ضروری است که حتی بهترین برندها یا قویترین تیمهای تولید محتوا هم تنها درصدی از محتواهایشان وایرال میشود. پس با اولین شکست نترسیم و با تمرین مستمر توانایی محتواسازی خود را افزایش دهیم.
اگر شما علاقمند به بلاگنویسی هستید، حتما این سوال را در ذهن خود دارید که چه نوع محتواهایی میتواند در یک بلاگ وایرال شود. همانطور که قبل از این هم گفتیم، محتوایی میتواند وایرال شود که نیاز مخاطب شما را پوشش دهد. در بلاگها معمولا محتواهای جامع مورد توجعه مخاطبان هر بلاگی میباشد.
منظور از محتوای جامع یک محتوای خیلی بلند نیست. محتوایی که بتواند در کنار برطرف کردن نیاز کاربر، یک تجربه خوبی را برای او رقم بزند و انگیزه لازم به مخاطب بدهد تا به بازنشر مقاله بپردازد.
در ادامه برخی از بهترین نوع مقالاتی که توانایی ویروسی شدن در بلاگها را دارند با همدیگه بررسی میکنیم:
۱- مقالات فهرستی
در این مقالات به لیستی از خدمات، محصولات، سایتها، معرفی شرکتها، توصیهها، روشهای انجام یک کار، واژهنامهها و.. پرداخته میشود. در زیر لیستی از این نوع مقالات را در وبلاگ من میتوانید مشاهده کنید:
آموزشهای کاربردی از جمله مهمترین نوع محتواهایی است که میتواند وایرال شود. توجه داشته باشیم که حتی بیان یک نکته کوتاه آموزشی که بسیاری از کاربران به آن نیازمند هستند میتواند به ویرال شدن آن محتوا کمک کند. مثلا من در بلاگم در مقالهای به موضوع بازاریابی انسان به انسان و ارائه اسلایدهای آموزشی در این زمینه پرداختهام یا در مقالهای دیگر اقدام به معرفی محتوای یتیم (محتوای تنها) و تاثیر آن بر روی سئو یک سایت نمودهام.
۳- گزارشات تحقیقاتی
تولید محتوا و ارائه آخرین دستاوردهای علمی-تحقیقاتی در یک حوزه خاص میتواند برای کاربران جذابیّت زیادی داشته باشد و به وایرال شدن محتوا منجر شود. به عنوان مثال در مقاله زیر من به معرفی سیستمهای خبره پرداختهام.
۴- محتواهای دارای محدودیت
بیان بسیاری از مسائل در جامعه و فضاهای عمومی شایع نیست. بیان چنین مسائلی و ارائه راهنماییهای دقیق میتواند منجر به وایرال شدن محتواهای تولیدی شود. به عنوان مثال اگر شما به لحاظ قانونی دچار مشکلی نمیشوید میتوانید در بلاگ خود درباره موضوعات جنسی (با رعایت عرف جامعه) یا مشاورههای مرتبط با روابط عاطفی و ازدواج بپردازید.
۵- حرکت بر روی موضوعات ترند جامعه در تولید محتوای وایرال
اگر میخواهید محتواهایی وایرال تولید کنید، همیشه به دنبال ترندهای روز باشید. با چاشنی کردن کمی خلاقیت و ذوق هنری محتواهایی را در اختیار کاربران خود قرار دهید تا آنها محتوای شما را اشتراگ بگذارند و آن را ویروسی کنند. مثلا در زمانی که سرویس بلاگدهی میهن بلاگ فعالیت خود را ختمه داد من مقالهای در این زمینه نوشتم.
۶- بیان داستان افراد مشهور یا خلاصه کردن کتابها
معمولا مردم دوست دارند که داستان افراد موفق را بخوانند و آن را برای دیگران ارسال کنند. همچنین افراد بسیاری هستند که ترجیح میدهند قبل از خرید یک کتاب، به خلاصهای از آن دسترسی پیدا کنند. چنین محتواهایی توانایی بالایی برای وایرال شدن دارند. مثلا مقاله زیر را من براساس کتاب گاو بنفش ست گادین نوشتم.
۷- بیان تجربیات شخصی
معمولا بلاگرها و اینفلوئنسرهای حرفهای با بیان تجربیات شخصی خود در زمینه تخصصی که فعالیت میکنند، مخاطبان بسیاری را با خود همراه میسازند و انگیزه لازم را برای بازنشر محتواهای خود ایجاد میکنند.
۸- مقالات آماری
معمولا نمودارهای آماری که نشاندهنده رشد یا افت یک موضوع هستند برای مخاطبان یک بلاگ جذاب هستند. این آمار میتواند از وبلاگ خود شما باشد یا از سایر منابع دیگری که مرتبط با حوزه کاری شما هستند. داشتن کمی خلاقیت و ایجاد نمودارهای گرافیکی میتواند کمک زیادی به وایرال شدن محتوای شما بنماید.
۹- مقالات فان و سرگرم کننده
در بلاگها حتما نباید به دنبال مقالات علمی و رسمی باشیم. بعضی موقعها میتوان از محتواهای فان یا محتواهای سرگرمکننده نیز استفاده کرد. تولید چنین محتواهایی میتواند ظرفیت خوبی برای وایرال شدن پیدا کند.
۱۰- محتواهای تعاملی
این دسته از محتواها، مهمترین نوع محتواهای ویروسی میتوانند باشند. محتوای تعاملی محتواهایی هستند که کاربر را دعوت به اقدام و انجام یک واکنش میکنند. در یک بلاگ میتوان مخاطب را ترغیب به کامنتگذاری یا امتیازدهی به مقاله کرد. بسیاری از کاربران علاقه زیادی دارند که نظرات خود در زیر یک بلاگ را در شبکههای اجتماعی منتشر کنند و این شانس خوبی به بلاگر برای وایرال شدن محتوایش را میدهد.
و در پایان..
تولید محتوای وایرال موضوعی نیست که به این سادگی بتوان صحبت درباره آن را خاتمه داد. قطعا در آینده در مقالات دیگری به این نوع از محتواها بیشتر خواهیم پرداخت.
تولید محتوای وایرال یک فرآیند است که نیاز به تمرین و ممارست زیادی دارد. شکستهایی که در این مسیر برای ما اتفاق میافتد زمینه ساز پیروزیهای آینده ما خواهد بود.
ما میتوانیم با کمک محتواهای ویروسی رشد کسب و کار خود را سرعت ببخشیم و اگر بگوییم که یک محتوای ویروسی یکی از ابزارهای هک رشد هر کسب وکاری است، حرفی به گزاف نگفتهایم. باور کنیم که محتواهایی که توسط مخاطبان به اندازه کافی دیده نشوند، به زودی خواهند مُرد. وایرال کانتنت یک راهکار برای نجات و زندهنگهداشتن یک محتوا میباشد.
شما در موقعیت شغلی که قرار دارید تا چه حدی نرم هستید؟ آیا مهارتهای نرم در شغل شما اهمیت بیشتری دارد یا مهارتهای سخت؟ درست متوجه شوید، در این مقاله قصد داریم تا با همدیگه در مورد مهارتهای نرم و تاثیر آنها بر موفقیت و رشد شغلی صحبت کنیم. پس با ما همراه باشید.
مهارتهای نرم مجموعهای از مهارتهای عمومی هستند که وجود آنها در هر فردی میتواند تسهیلکننده انجام وظایف شغلی باشد. معمولا مهارتهای نرم را نمیتوان به راحتی اندازهگیری کرد ولی به تجربه اثبات شده است که وجود این مهارتها میتواند باعث رشد و پیشرفت یک فرد در جایگاه شغلیاش شود و منجر به تعامل بهتر با همکارانش شود.
مهارت نرم یا مهارت سخت؟
مهارتهای نرم (Soft Skills) مجموعهای از مهارتهای ذهنی هستند که به سختی میتوان آنها را ارزیابی کرد. از مهارت نرم با عناوینی نظیر مهارتهای انسانی یا مهارتهای بین فردی نیز یاد میشود. این مهارتها کمک میکنند تا تعاملات یک فرد با همکاران، مدیران، شرکای کلیدی یا مشتریان بهبود یابد.
معمولا مهارتهای نرم با آموزش مستقیم بدست نمیآیند. بخشی از آنها ذاتی هستند و بخش دیگری به مرور زمان، کسب تجربه و تعامل با دیگران بدست میآیند.
در سمت دیگر، مهارتهای سخت(Hard Skills) قرار دارند. مهارتهایی که میتوان آنها را با آموزش فرا گرفت. این دسته از مهارتها قابل سنجش هستند ومعمولا جزیی از مهارتهای فنی محسوب میشوند. مانند توانایی برنامهنویسی، طراحی گرافیک یا تدوین یک ویدئو و…
باید توجه داشت که مهارتهای سخت، بدون داشتن مهارتهای نرم کارآیی لازم را در یک فرد ایجاد نخواهند کرد. یک فرد دارای مهارت سخت اگر از مهارتهای نرمی بهرهای نبرد نمیتواند برای کسب و کاری که در آن مشغول است مزیت و ارزشی خلق کند.
نرم باشیم یا سخت؟
هر فردی برای موفقیت در کسب و کار خود نیاز دارد تا مجموعهای از مهارتهای نرم و سخت را در کنار یکدیگر در اختیار داشته باشد. در سالیان اخیر نقش مهارتهای نرم در موفقیتهای شغلی بروز و نمود بیشتری پیدا کرده است.
افرادی که نرم باشند و بتوانند این مهارتها را در محیط کاری خود بگیرند. معمولا دلچسبتر هستند و تعامل بهتری با همکاران خود برقرار میکنند. معمولا چنین افرادی انگیزه بالایی برای یادگیری مهارتهای سخت دارند و میتوانند با تلاش خود توانایی خود را در این زمینهها نیز افزایش میدهند.
چرا مهارتهای نرم اهمیّت پیدا کرده است؟
با گسترش کسب وکارهای کوچک ومتوسط در سالیان اخیر، اهمیت مهارتهای نرم به شدّت افزایش پیدا کرده است. زیرا در چنین کسب و کارهایی، کار تیمی و تعاملات بین افراد نقش مهمی دارد. هر چه یک فرد بتواند بازیکن تیمی بهتری باشد و همدلی بیشتری با سایر اعضا برقرار کند احتمال موفقیت آن بیزینس بیشتر خواهد شد.
کارمندان امروزی باید توجه کنند که در کنار یادگیری مهارتهای سخت باید همزمان بر روی مهارتهای نرم خود نیز سرمایهگذاری کنند. مدیران کسب و کارها هم اگر قصد استخدام فرد جدیدی را در شرکت خود دارند باید به دنبال کسانی باشند که علاوه بر مهارتهای سخت، دارای سطح خوبی از مهارتهای نرم هم باشند.
میزان مهارتهای نرم در یک فرد، تفاوت بین یک کارمند مناسب با یک کارمند ایدهآل را نشان میدهند.
به دنبال چه مهارتهای نرمی باشیم؟
مهارتهای نرم زیادی هستند که باید به دنبال تقویت آنها در خود باشیم. بطور کلی میتوان گفت که هر مهارتی که جزیی از مهارتهای فنی و سخت نباشد قطعا مهارتی نرم است. مهارتهای نرم میتواند با مشاهده و توجه به رفتار دیگران، خوداندیشی و رشد شخصی پرورش و توسعه پیدا کنند. در ادامه به بررسی چند دسته کلی از این نوع مهارتها میپردازیم. در هر دسته مجموعهای از مهارتهای نرم مرتبط با ان دسته قرار میگیرند.
انتظار میرود بعد از مطالعه این مهارتها، بتوانید موثرترین آنها را بر روی جایگاه شغلی خود شناسایی کنید و بر روی بهبود و ارتقاء سطح آن مهارت تمرکز کنید.
۱- مهارتهای ارتباطی، ابزاری برای تقویت مهارتهای نرم
ارتباطات نقش مهمی در هر سازمانی دارند. اینکه تو همکار بتوانند با یکدیگر رابطه خوبی برقرار کنند و منظور خود را در یک زمینه به درستی به دیگران منتقل کنند خود میتواند بر روی پیشرفت کارهای آن شرکت تاثیر مثبتی بگذارد. بخشی از مهارت ارتباطی را در جدول زیر مشاهده میکنید:
ما باید بتوانیم با افرادی که در محیط پیرامون ما هستند ارتباط درستی برقرار کنیم. این ارتباط میتواند کلامی یا نوشتاری باشد. بسیاری از تعارضات از ارتباطات نادرست یا ناقص بوجود میآیند.
۲
زبان بدن
زبان بدن(body language) هر کسی در برگیرنده پیامهای بسیاری برای اطرافیان است. اگر خواستار ارتباطات قویتری هستیم باید زبان بدنه خود را بهبود دهیم و از سویی دیگر به شناخت زبان بدن دیگران نیز بپردازیم.
نقل جذاب یک موضوع میتواند تاثیر بسیاری بر ایجاد کشش در دیگران برای اعتماد و برقراری ارتباط با ما داشته باشد. کسب و کارهایی موفق هستندکه کارمندانی توانمند در زمینه داستان پردازی و روایتگری داشته باشند.
۴
شوخ طبعی
در محیط کار داشتن رفتاری شاد و البتّه متعارف با همکاران میتواند بر روی کیفیت و عملکرد همه تاثیر بگذارد.
۵
تفکر خلاقانه
در مواجه شدن با مسائل مختلف باید به شکلی خلاقانه مشکلات را حل نمود.
۶
شنیدن فعالانه
برای داشتن یک ارتباط موثر باید به درستی حرف دیگران را شنید تا بتوان واکنشهای درستی را ارائه داد.
برقراری ارتباط با مشتری و توجه به نیازهای او و ارائه پاسخهای متناسب با این نیازها از جمله مهارتهای نرمی است که تسلط به آن میتواند برای هر کسب و کاری سودمند باشد.
نوشتن یک رزومه حرفهای یا توانایی بالا در مصاحبههای استخدامی یا جلسات مذاکره از جمله تواناییهایی است که باید به آنها توجه نمود.
۱۱
ارتباطات تصویری
امروزه حضور در جلسات آنلاین، بخشی از فعالیتهای روزانه بسیاری از کسب و کارها شده است. آشنایی با اصول ارتباطات تصویری برای هر فردی یک ضرورت است.
۲- مهارتهای رهبری
در تیمهای استارتاپی نقش رهبری از اهمیّت بسیاری برخوردار است. نیازی نیست که یک نفر حتما مدیر باشد تا نیاز به مهارتهای رهبری داشته باشد. هر عضوی از تیم باید توانایی رهبری را داشته باشد تا بتواند عملکرد خود و سایر اعضای گروه را بهبود دهد. یک رهبر باید به مهارتهای زیر مسلط باشد:
آموزش به همکاران و ارائه راهکاری پیشبرنده از مهمترین ویژگیهای یک رهبر است.
۶
حل اختلاف
در هر تیمی ممکن است بر سر موضوعات مختلف اختلاف پیش بیاید. یک رهبر سعی میکند تا اختلافات را بین اعضای تیم به حداقل برساند.
۷
بازخورد دادن به همکاران
ارائه باخوردهای مثبت و سازنده به همکاران، به آنها کمک میکند تا فعالیتهای خود را به شکل بهتری پیش ببرند.
۸
مدیریت گفتگو
مدیریت گفتگو در یک تیم کاری از وظایف یک رهبر است. جهتدهی به صحبت ها در جلسات میتواند به اعضای یک تیم کمک کند تا سریعتر به نتیجه مورد انتظار دست یابند.
یک رهبر توانایی بالایی در تصمیمگیری، در شرایط مختلف دارد. قاطعیت رهبر در تصمیمگیری باعث میشود تا دیگران به او اعتماد کافی داشته باشند.
۱۰
مدیریت بحران
بحران یک موضوع عادی در یک تیم استارتاپی است. رهبران در مواجه با بحرانها کاملا خونسردانه برخورد میکنند و سعی میکنند تا استرس را از خودو تیمشان دور کنند.
۱۱
مدیریت پروژه
هر کسب و کاری از مجموعهای از پروژههای کوچک و بزرگ تشکیل میشود. معمولا پروژهها دارای محدودیت زمانی هستند. یک رهبر سعی میکند پروژه را با توجه به منابع و امکاناتی که در اختیار دارد به بهترین شکل مدیریت کند.
۱۲
توانایی دورکاری و مدیریت تیمهای مجازی
با شیوع ویروس کرونا، موضوع دورکاری ومدیریت تیمها از راه دور به یک موضوع مهم برای رهبران و مدیران کسب و کارها مبدّل شده است.
۱۳
نظارت و کنترل(هدایت گری)
یک رهبر جدا از اینکه مدیر باشد یا نه، معمولا دارای ویژگی هدایت گری است. توانایی نظارت و خودکنترلی یک رهبر باعث میشود تا او بتواند بر روی اطرافیان خود نیز تاثیرگذار باشد.
۱۴
کنترل عملکرد و بهبود بهرهوری(شخصی یا سازمانی)
کسب و کاری موفق است که بتواند نرخ بهرهوری خود را به صورت مستمر ارتقاء دهد. یک رهبر پیش از آنکه بهرهوری سازمانی را بهبود دهد به سراغ بهرهوری شخصی(خود و اعضای تیمش) میرود. زیرا او به خوبی میداند که بهرهوری سازمانی برآیندی از بهرهوری تکتک اعضای تیم است.
۱۵
مدیریت توانایی و استعداد
رهبران موفق به خوبی میدانند که چه کاری به چه کسی واگذار کنند تا بهترین نتایج را بدست آورند.
۱۶
الهام بخشی
یک رهبر با رفتار و عملکرد خود الهامبخش دیگران میباشد.
۱۷
ابتکار عمل
اینکه در موضوعات مختلف بتوانیم قبل از دیگران عمل کنیم و به اصطلاح ابتکار عمل داشته باشیم مهارت نرمی است که یک رهبر باید به خوبی از آن بهره ببرد.
۱۸
بازیکن خوب تیمی بودن
یک رهبر هرگز خود را بالاتر از دیگران نمیداند. او به این واقعیت معتقد است که برای موفقیت تیم باید هر بازیکن در نقش و جایگاه خود بهترین عملکردش را به نمایش بگذارد.
۱۹
مدیریت تعارضات
رهبران واقعی سعی میکنند تعارضات را حل کنند یا به حداقل ممکن برسانند.
۲۰
قاطعیت در تصمیم گیری
یک رهبر یا مدیر موفق کسی است که بتوان در تصمیمات او قاطعیت را مشاهده کرد.
۲۱
پذیرش اشتباهات
رهبران بزرگ به راحتی اشتباهاتخود را میپذیرند و به دنبال یافتن شیوههای جدید برای جبران گذشته هستند.
۳- مهارتهای اینفلوئنسری
یکی از مهارتهای نرم که ضروری است به آن تسلط داشته باشیم مهارت نرمی به نام اینفلوئنسری یا همان تاثیرگذاری است. اگر میخواهیم در کسب و کار یا حتی زندگی شخصی خود موفق شویم باید توانایی تاثیر گذاشتن بر روی دیگران را داشته باشیم.
این تاثیرگذاری ممکن است بر روی خانواده، همکاران، مدیران، شرکای تجاری، مشتریان و… باشد. برای تاثیرگذار بودن باید مجموعهای از مهارتها را در اختیار داشت:
ردیف
نام مهارت نرم
توضیحات مهارت
۱
مهارت تسهیلگری
یک اینفلوئنسر باید بتواند بین افراد مختلف ارتباط برقرار کند و نقش تسهیلگری را برعهده بگیرد.
۲
آشنایی با مهارتهای فروش
یک اینفلوئنسر باید با مهارتهای فروش آشنا باشد تا بتواند بر روی مخاطبین خود تاثیر بگذارد و نرخ فروش را در قیف بازاریابی افزایش دهد.
یک فرد تاثیرگذار باید توانایی مذاکره داشته باشد تا شرایط لازم از این ویژگی خود استفاده کند.
۵
انگیزه بخش بودن
افراد تاثیرگذار با انگیزه بخشی به مخاطبین خود آن را دعوت به اقدام مینمایند.
۶
همکاری و ارتباطات صمیمانه
یک اینفلوئنسر با ارتباطات صمیمانهای که با جامعه مخاطبین خود میسازد آنها را تحت تاثیر حداکثری قرار میدهد.
۷
توانای آنالیز و تحلیل شرایط
یک اینفلوئنسر باید توانایی تحلیل و تفسیر بالایی داشته باشد تا با توجه به شرایط روز به مخاطبین خود راهکارهایی را ارائه نماید.
۸
تفکر انتقادی
در تفکر انتقادی به موضوعات از دیدگاه متفاوتی اندیشه میشود. این تفاوت در نگرشها است که اینفلوئنسر را برای مخاطبانش جذاب مینماید.
۹
هدف گرایی
افراد تاثیرگذار همیشه به دنبال تحقق اهداف مشخصی هستند. بنابراین مهارت هدفگرایی بخشی از مهارتهای ضروری برای آنها میباشد.
۴- مهارتهای بین فردی
برای اینکه بتوانیم در کسب و کار خود موفق شویم علاوه بر ارتباطات روزمره نیاز داریم تا یک سری مهارتهای دیگر را هم در اختیار داشته باشیم. این مهارتها به ما کمک میکنند تا بتوانیم نیازهای کسب و کاری خود را مرتفع کنیم.
اگر میخواهیم در کسب و کار خود موفق شویم باید شبکهایی از ارتباطات را در اختیار داشته باشیم. شبکهسازی یکی از مهمترین مهارتهای نرمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
۲
مهارت معرفی خود یا کسب وکار در یک جمع
فرقی نمیکند شما فردی درنگرا باشید یا برونگرا. شما باید توانایی معرفی خود یا کسب و کارتان را در جمع داشته باشید.
۳
برقراری ارتباط با دیگران(افراد سخت گیر)
ارتباط با برخی از افراد کار سختی است. معمولا مدیران ارشد یا مدیران عامل به راحتی پاسخگو نیستند و دسترسی به آنها ساده نیست. بنابراین ضروری است تا ارتباط صحیح با چنین افرادی را یاد بگیریم تا در زمان ضرورت بتوانیم از کوچکترین فرصتها بیشترین استفادهها را ببریم.
۴
دستیابی به تفاهم و حل اختلافات
حل اختلافات و رسیدن به تفاهم با دیگران از مهارتهای نرمی است که میتواند در بسیاری از مواقع برای ما کارگشا و موثر باشد.
پرسونال برند یا همان برندینگ شخصی از جمله موضوعاتی است که میتواند بر روی کسب و کار ما نیز تاثیر بگذارد.
۶
امانت داری
بسیار مهم است که در جمع همکاران یا در جامعه به امانتداری مشهور شویم. امانتداری فقط حفظ پول یا یک شی نیست، بلکه انتقال ندادن سخنی از یک جمع به جمع دیگر هم بخشی از امانتداری میباشد.
شناخت درست از خودمان و آگاهی داشتن به تواناییهای شخصی یک مهارت نرم مهم است که میتواند منجر به موفقیت بیشتر در ما شود.
۳
مدیریت احساسات
کنترل احساسات به ما کمک میکند تا در شرایط پیچیده بتوانیم بر اساس عقل و منطق تصمیم بگیریم.
۴
مدیریت استرس
استارتاپها با ابهامات بسیاری در مسیر رشد خود مواجه میشوند. این پیچیدگی و ابهام منجر به استرس بسیار برای بنیانگذاران و مدیران میشود. بنابراین ضرورت دارد که بتوانیم به خوبی استرس خود را کنترل کنیم.
۵
تحمل ابهام و پذیرش تغییر
ابهام و نامشخص بودن شرایط در یک استارتاپ کاملا طبیعی است. یک کسب و کار نوپا باید بتواند با توجه به شرایط بازار یا محیط توانایی تغییر و تحول را داشته باشد.
۶
انتقاد پذیری
پذیرش انتقاد دیگران میتواند منجر به رشد فردی یا سازمانی و بهبود عملکرد شود.
اینکه به خودمان اعتماد داشته باشیم و حتی در سختترین شرایط هم این اعتماد به نفس را از دست ندهیم یک مهارت نرم ارزشمند است.
۸
سازگاری و انعطاف پذیری
سازگاری و انعطافپذیر بودن با شرایط مختلف میتواند به افراد کمک کند تا بهترین تصمیمات را برای کسب و کار خود بگیرند.
۹
بی ادعا بودن
هر چه دانش و توانایی ما بالا هم باشد نباید ادعاهای غیر منطقی داشته باشیم. بیادعا بودن یک صفت مثبت در هر انسانی میباشد.
۱۰
رقابت پذیری
داشتن روحیه رقابت با دیگران میتواند منجر به رشد و موفقیت در هر فردی شود.
۱۱
خود رهبری
توانایی مدیریت و رهبری خود، مهارتی است که تاثیر بسیاری بر رشد شخصیتی خواهد گذاشت.
۱۲
خودارزیابی
هر فردی باید بتواند خود را بسنجد، قبل از اینکه دیگران او را بسنجند.
۱۳
تعادل بین کار و زندگی
رعایت تعادل بین کار و زندگی به توازن روحی و شخصیتی یک فرد کمک بسیاری خواهد کرد.
۱۴
اشتیاق
اشتیاق برای رشد یا شروع یک کار جدید، قدرتی در ما بوجود میآورد که به راحتی قابل جایگزینی با هیچ چیز دیگری نیست.
۱۵
همدلی
همدل بودن با مجموعهای از همکاران یا دوستان، میتواند حلّال بسیاری از مشکلات باشد.
۱۶
خودیادگیری
افرادی در کسب و کار یا زندگی شخصی موفقتر هستند که توانایی خودیادگیری در آنها بالا باشد.
۱۷
اهل مطالعه بودن
مطالعه و کتابخوانیی کمک زیادی به یادگیری مفاهیم جدید خواهد کرد.
۱۸
انگیزه و نگرش مثبت داشتن
به موضوعات مختلف و اطرافیان خود با نگرش مثبت بنگرید. این نگرش باعث تقویت انگیزههای شما خواهد شد.
۱۹
چند وظیفهای بودن
در کسب و کارهای امروزی نیاز است تا یک فرد بطور همزمان چند وظیف را انجام دهد.
۲۰
استقلال طلبی
داشتن روحیه استقلال طلبی میتواند کمک زیادی به رشد یک فرد یا کسب و کار بنماید.
۲۱
طراحی مسیر رشد شخصی
هر شخصی باید بتواند یک چشمانداز بلند ۵ ساله برای خود تعیین کند و گامهایی را برای رسیدن به آن چشمانداز برای خود تعیین کند.
۲۲
اعتماد پذیری
طوری عمل نمایید که مورد اعتماد دیگران قرار بگیرید.
۲۳
خود تنظیمی
توانایی تنظیم برنامهها و کارهای خود را داشته باشید. این ویژگی شما را به عنوان یک فرد مستقل نشان خواهد داد که نیاز به مدیریت شدن ندارد.
۲۴
وظیفه شناسی
وظایف خود را به درستی و بموقع انجام دهید. حس وظیفهشناسی باعث میشود تا مدیران ارشد سازمانی با اطمینان وظایف مهمتری را به شما بسپارند.
۶- مهارتهای خلاقیت و نوآوری
افرادی میتوانند در کسب و کارهای آینده نقش پررنگی را ایفا کنند که دارای خلاقیت و نوآوری بالایی باشند. برای اینکه خلاقیت را در خود گسترش دهیم و بتوانیم نوآوری در کسب و کارمان پیادهسازی کنیم باید مجموعهای از مهارتها را مدنظر قرار دهیم:
به موضوعات مختلف به دید انتقادی بنگرید و سعی کنید آن مسئله را به شیوهای جدید حل نمایید.
۳
تفکر طراحی
با مسائلی که مواجه میشوید با دیدگاه انسانمحورانه بنگرید و سعی در برطرف نمودن نیازهای مردم داشته باشید.
۴
نوآوری
خلاقیتها را به مرحله اجرا در آورید تا یک نوآوری شکل بگیرد.
۵
عیب یابی
معایب یک سیستم یا یک فرآیند را شناسایی و سعی در برطرف نمودن آنها داشته باشید.
۶
طراحی حسی
این مفهوم رابطه مستقیمی با تجربه کاربری دارد. سعی کنید محصولی یا خدمتی را که ایجاد میکنید در کاربران شما حس خوبی ایجاد کند.
۷
حس هنری
فرقی نمیکند که در چه شغلی یا در چه جایگاهی قرار گرفتهاید، به موضوعات مختلف کمی هنرمندانه بنگرید و تنها به دنبال حل منطقی مسائل نباشید.
۷- مهارتهای حرفهای
این دسته از مهارتها به نسبت سایر مهارتهای نرم تخصصیتر هستند ولی هنوز هم نمیتوان آنها را جزیی از مهارتهای سخت دانست. داشتن چنین مهارتهایی برای هر فردی، در هر پست سازمانی ضروری است.
ردیف
نام مهارت
توضیحات مهارت
۱
مدیریت زمان
زمان خود را به خوبی مدیریت کنید. برای این منظور امور روزمرهای که با آن مواجه میشوید را اولویتبندی کنید.
۲
مدیریت جلسه
جلسات کاری یک بخش جدایی ناپذیر از کسب و کارها هستند. سعی کنید روند گفتگوها و زمان جلسات را به خوبی مدیریت کنید.
۳
شناخت فناوری
فناوریهای سطح بالا را بشناسید. موفقیتهای کسب و کاری معمولا در لبههای تکنولوژی اتفاق میافتد.
۴
شناخت مدلهای کسب و کاری
مهم نیست که شما صاحب یک کسب و کار هستید یا نه!!! شما باید با انواع مدلهای کسب و کاری و شیوههایی که در آن مدلها برای درآمد زایی استفاده میشود آشنا باشید.
۵
تحقیق و توسعه
تحقیق و توسعه لازمه رشد تجاری هر کسب و کاری است. توجه به R&D باید در بین تمامی افراد یک سازمان نهادینه شود.
۶
آداب معاشرت تجاری
آشنایی با آداب معاشرت تجاری برای کارمندان یک شرکت ضروری است.
رعایت اخلاق حرفهای در کسب و کار، همکاری، رقابت در بازار و… تاثیر میگذارد. آشنایی با اصول اولیه اخلاق برای هر انسانی ضروری است.
۸
توانایی آموزش به دیگران
یک فرد باید توانایی آموزش به دیگران را داشته باشد تا بتواند دانش کاری را به همکاران و زیردستان خود انتقال دهد.
۹
توانایی شناخت فرآیندهای کاری و بهبود آنها
هر کسب و کاری از مجموعهای فرآیند تشکیل میشود. یک کارمند خوب باید توانایی شناسایی این فرآیندهای تکرار پذیر را داشته باشد و بتواند به مرور زمان آنها را بهبود دهد.
۱۰
مدیریت دانش
باید دانش فردی یا دانش سازمانی را بتوان مدیریت کرد و از آن به خوبی در جهت اهداف فردی یا سازمانی بهره برد.
۱۱
بایگانی و مستندسازی اطلاعات
بایگانی و مستندسازی اطلاعات از جممله مهارتهای نرم است که باید سعی بر تقویت آن داشته باشیم.
۱۲
توانایی گزارش نویسی
ارائه گزارشات اصولی به مراجع ذیصلاح در هر کسب و کاری نیاز خواهد بود.
۱۳
توانایی ارائه پورپوزال و طرح پیشنهادی
باید بتوانیم یک طرح یا پیشنهاده را در یک موضوع خاص آماده و در اختیار دیگران قرار دهیم .
۱۴
تدوین بوم کسب کار
نوشتن یک بوم کسب و کار و مستندسازی آن توانایی است که ممکن است در یک سال، چندین بار به آن نیاز پیدا کنیم.
۱۵
ارتباط با مشتریان و ارائه خدمات متناسب به آنان
با مشتریان در هر بیزینسی باید ارتباط درستی برقرار شود.
۱۶
تفکر کارآفرینی
داشتن تفکر کارآفرینی کمک میکند تا بتوانیم ایدههای نو را به خوبی بشناسیم و آنها را تبدیل به موقعیتهای طلایی برای خودمان یا سازمانی که در آن مشغول به کار هستیم، بنمایم.
۱۷
اصول روانشناسی و دیگر شناسی
شناخت درست از دیگران به ما کمک میکند تا رفتاری متناسب با آنها را در پیش بگیریم.
۱۸
اقتصاد رفتاری و خطاهای شناختی
یک سری خطای شناختی وجود دارد که آشنایی با آنها به ما کمک میکند تا تصمیمات بهتری را اتخاذ کنیم.
۱۹
مدیریت بازار و رقبا
مدیریت بازار و شناخت رقبا کمک زیادی به بازاریابی موثر به هر کسب و کاری میکند.
۲۰
مدیریت استرس و توانایی کار تحت فشار
اینکه بتوانیم تحت فشار عملکرد درستی از خود نشان دهیم قطعا یکی از مهارتهای نرم مهم میباشد.
۲۱
آشنایی با اصول مذاکره
مذاکره وارتباطات دو بال پرواز و صعود برای هر کسب و کاری خواهد بود.
شناخت درست از قوانین کسب و کاری میتواند به یک فرد کمک کند تا بهترین تصمیمات را در شرایط مختلف بگیرد.
چگونه مهارتهای نرمی که داریم را در مصاحبه کاری به کارفرمایان نمایش دهیم؟
نمایش مهارتهای سخت در رزومههای کاری و جلسات مصاحبه کار بسیار پیچیدهای نیست. امّا وقتی صحبت از مهارت نرم و نمایش آن به کارفرمایان میشود با ابهامات مواجه میشویم.
برای اینکه بتوانیم در جلسات مصاحبه، مهارتهای نرم خود را به خوبی نمایش دهیم بایستی ابتدا موقعیت شغلی که میخواهیم در آن مشغول به کار شویم را به درستی بشناسیم و لیستی از مهارتهای نرم مرتبط با آنم موقعیت شغلی را استخراج و در اختیار داشته باشیم.
سپس با دقت و وسواس مهارتهای نرمی که داریم را تیک بزنیم و در جلسه مصاحبه یا رزومهای که به کارفرما ارائه میکنیم بر روی آنها تاکید و صحبت کنیم.
هر روز چرخه مهارتهای نرم خود را تکمیلتر کنید
بر خلاف مهارتهای سخت، برای مهارتهای نرم؛ پایانی را نمیتوان متصور شد. زیرا این مهارتها با توسعه کسب و کارها روز به روز بر تعداد آنها افزوده خواهد شد.
برای اینکه بتوانیم کمی نرم شویم باید مطالعه همیشگی داشته باشیم و با تحقیق درباره افراد یا تیمهای موفق به بررسی عواملی بپردازیم که بر روی رشد آنها تاثیر حداکثری داشته است.
شما با چه مهارتهای نرمی بیشتر برخورد داشتهاید و از آنها در کسب و کار یا زندگی شخصی خود استفاده کردهاید. در بخش کامنتها در این خصوص برای من بنویسید و اگر مهارتهایی را که در لیست بالا جا افتاده بیان کنید تا سایر دوستانمان هم از آن اطلاع یابند. ممنونم🙌🙌🙌
بازاریابی انسان به انسان (H2H Marketing)عنوان جدیدترین کتاب فلیپ کاتلر در حوزه بازاریابی است که در سال ۲۰۲۱ و توسط انشارات اشپرینگر چاپ شده است. در این کتاب به تغییرات حوزه کسب و کاری پرداخته میشود و با توجه به این تغییرات پیشنهاد اجرای یک شیوه جدید از بازاریابی با رویکرد انسانمحوری ارائه میشود. در ادامه این پست به بررسی این کتاب میپردازیم، با ما همراه باشید.
(توضیح اینکه این کتاب توسط من در استودیو دیجیتال مارکتینگ چکاد ارائه شد که شما میتوانید تصاویر این ارائه را مشاهده کنید و فایل پیدیاف را در انتهای این پست دانلود کنید؛ بازنشر این محتوا با ذکر منبع آزاد است)
بازاریابی انسان به انسان
بازاریابی چیست؟
بسیاری از کسب و کارها همچنان با مفهوم بازاریابی آشنا نیستند به همین دلیل آنها به سراغ روشهایی میروند که علیرغم صرف بودجههای بسیار، نتیجهبخشی چندانی برای آنها ندارد.
واقعیت این است که مارکتینگ:
فقط تبلیغات نیست
بازاریابی شبکهای نیست
بازنشر محتواها از یک بستر به بستر دیگری نیست
فقط داخل اینترنت و فضای مجازی نیست
برگزاری مسابقات اینستاگرامی نیست
خرید فالوور و تبلیغات بیهدف نیست
مشاورههای صد من یک غاز نیست
سخنرانیهای انگیزی نیست
پس مارکتینگ چیست؟
ست گادین کارآفرین آمریکایی در تعریف مارکتینگ میگه:
“مارکتینگ یک داستانه که مردم در زندگی خود با اون برخورد میکنند و تمایل دارند تا آن داستان را دنبال کنند و با آن داستان ارتباط برقرار کنند تا احتمالا مشکلاتشان را با کمک آن داستان حل کنند.”
ست گاردین
هم چنین ست معتقد هست که:
“اگر کسب و کاری داستانی را خلق نمیکند که با کمک آن شرایط دیگران را در یک یا چند موضوع خاص بهبود بدهد، قطعا آن کسب و کار توجهای به مارکتینگ، رشد بازار و موفقیت تجاری ندارد و به زودی دچار افول و شکست خواهد شد.”
ست گادین
اگر تمایل دارید که درباره داستانهای کسب و کاری بیشتر بدانید حتما مقالهای که قبلا در این زمینه روی سایت قرار گرفته است را بخوانید:
خوب قبل از اینکه وارد موضوع اصلی یعنی بازاریابی انسان به انسان شویم، بیایید تا کمی درباره مفهوم آکادمیک بازاریابی صحبت کنیم. متاسفانه کلمه مارکتینگ(marketing) از جمله اصطلاحاتی است که به اشتباه در زبان فارسی بازاریابی تعریف شده است.
اجزای بازاریابی
مارکتینگ از هفت جز کلیدی زیر تشکیل میشود:
همانطور که در تصویر مشاهده میکنید مارکتینگ از هفت جز زیر تشکیل میشود:
بازارگرایی: گرایش یک کسب و کار به بازار، کسب و کاری که توجهای به بازار نداشته باشد محکوم به شکست است.(البته به جز کسب و کارهای انحصاری نظیر ایرانخودرو و سایپا در ایران😎😎)
بازارشناسی: هر کسب و کاریی باید به شناخت کامل از بازار محصولات یا خدمات خود برسد.
بازاریابی: یافتن بازارهای جدید برای هر کسب و کاری ضروری است.
بازارگردی: شناخت بازار به کسب و کارها کمک زیادی میکند امّا گردش در بازار و شناخت علایق و نیازهای مشتری است که به کسب و کارهای ایدههایی خلاقانه برای تولید محصولاتی نوآورانه را میدهد. اگر محصول یا خدمتی را تولید میکنید حتما خودتان از اولین مصرفکنندگان آن باشید تا ایرادات آن را به بهترین شکل متوجه شوید.
بازارسازی: در برخی از مواقع شناسایی و یافتن بازار نمیتواند کارگشا باشد و یک کسب و کار باید به دنبال ایجاد ساخت بازارهای جدید برای خود باشد. بازارسازی در استارتاپها و محصولات نوآورانه به خوبی نمود پیدا میکند.
بازارداری: برقراری ارتباط موثر با مشتریان و حفظ بازار فعلی از جمله موضوعاتی است که در مارکتینگ باید مورد توجه قرار گیرد. بازارداری به کسب و کارها کمک میکند تا هزینه جذب مشتری جدید را به شدت کاهش دهند.
بازارسنجی: سنجش شرایط بازار، مشتریان، شرکای کلیدی و رقبا به ما کمک میکند تا بتوانیم برنامهریزی بهتری برای حضور موثر در بازار داشته باشیم.
با توجه به ۷ مولفه فوق از این به بعد هرگاه میگوییم مارکتینگ یا بازاریابی منظورمان در نظر گرفتن تمامی مولفههای فوق با یکدیگر است.
پیشنیازهای بازاریابی
چه زمانی به سراغ بازاریابی میرویم؟ زمانی که محصول یا خدمت متناسبی وجود داشته باشد و قدرت خرید هم وجود داشته باشد. اصطلاحا در چنین شرایط گفته میشود که در بازار تقاضایی وجود دارد. تقاضا زمانی ایجاد میشود که خواستهای باشد و خواسته زمانی ایجاد میشود که نیاز باشد. برای درک بهتر این سه مفهوم حتما مقالهای که در هفتهنامه شنبه منتشر شده است را مطالعه کنید.
آشنایی با استراتژیهای بازاریابی
در بازاریابی میتوان استراتژیهای مختلفی را در نظر گرفت. این استراتژیها بر حسب کسب و کار ما متفاوت خواهند بود. لیستی از این استراتژیها را میتوانید در تصویر بالا مشاهده کنید. هم چنین در مقاله زیر توضیحات کاملی درباره این استراتژیها داده شد.
خوب تا اینجا به مقدماتی درباره صنعت بازاریابی پرداختیم. امّا بزرگترین چالشی که در بازاریابی با آن مواجه هستیم، چیست؟
بزرگترین چالش بازارابی را میتوان عدم توازن بین مشتری و یک کسب و کار دانست. گسترش اینترنت و فناوریهای سطح بالا بزگترین عامل ایجاد این عدم توازن است.
تغییرات گسترده در صنعت بازاریابی باعث شده است که مفاهیمی که در بازاریابی سنتی با آن مواجه بودیم زیاد کاربردی برای این روزهایمان نداشته باشند. مفاهیم همچون آمیخته بازاریابی و نقش عواملی همچون محصول، قیمت، موقعیت مکانی و ترویج در بازاریابی مدرن به حداقل رسیده است(توجه کنیم که این عوامل از بین نرفته است بلکه نقش کمرنگ تری را پیدا کردهاند).
برای اینکه یک کسب و کار موفق شود باید بتواند رضایت سه دسته زیر را جلب نماید:
شرکای کلیدی یا بنیانگذاران یک کسب و کار
مشتریان یا مخاطبان کسب و کار
پرسنل و نیروهای شاغل در یک کسب و کار
جلب رضایت سه دسته فوق کار سادهای نیست چرا که همیشه بین سه دسته فوق بحث تعارض منافع وجود خواهد داشت. نکته قابل توجه این است که هر سه عاملی که در بالا نام بردیم از جنس انسان هستند.
همین موضوع باعث میشود تا مفاهیم سنتی کسب و کار به سمت مفهوم جدیدتری به نام بازاریابی انسان به انسان سوق داده شوند.
بازاریابی انسان به انسان چیست؟
بازاریابی انسان به انسان یک چارچوب نظری است که بر خلاف مدلهای قبلی کسب و کار، انسان را به جای محصول یا خدمت مورد توجه قرار میدهد. در انسان به انسان رشد کسب و کار در کنار پایداری آن مدنظر است. توجه بازایابی H2H به اخلاق و مشارکت انسانی باعث میشود تا ارزشآفرینی ایجاد شده بر پایه اخلاق حرفهای کار تنظیم شود.
جایگاه بازاریابی انسان به انسان
توجه به منفعت کسب و کار و منفعت مشتریان میتواند ۴ جایگاه متفاوت بازاریابی را ایجاد کند.
این ۴ جایگاه عبارتند از:
بازاریابی غیر موثر: عدم توجه به منفعت مشتریان ومنفعت کسب و کار
بازاریابی غیر عادی: توجه بیش از حد به منفعت مشتریان و عدم توجه به منفعت کسب و کار
بازاریابی غیر اخلاقی: توجه بیش از حد به منفعت کسب و کار و عدم توجه به منافع مشتریان
بازاریابی موثر یا همان بازاریابی انسان به انسان: توجه همزمان به منافع کسب و کار و منافع مشتریان
اجزای کلیدی بازاریابی انسان به انسان
بازاریابی انسان به انسان از سه جزء کلیدی:
تفکر طراحی
ارائه خدمت ارزشمند
دیجیتالیزه شدن
تشکیل میشود که این سه جزء مهم با مدیریت، مدل ذهنی و فرآیندها به یکدیگر مرتبط میشوند.
تفکر طراحی در بازاریابی انسان به انسان
تفکر طراحی فرآیند ایجاد ایدههای جدید و نوآورانه برای حل یک مسئله خاص است. تفکر طراحی، تمرکز خود را بر روی کاربر نهایی میگذارد و سعی بر ایجاد تغییر و انعطافپذیری با توجه به نیاز بازار و پاسخگویی به مشتریان دارد.
در تفکر طراحی با یک چرخه مواجه هستیم که هیچگاه متوقف نمیشود و همیشه سعی دارد تا بهبود بیشتری پیدا کند:
بررسی نیاز مشتریان
تعریف مسئله در مشتری خاص
ایدهپردازی
مدلسازی
تست و ارزیابی
ارائه خدمت در بازاریابی انسان به انسان
در بازاریابی انسان به انسان مشتریان کالا یا خدمتی را نمیخرند مگر اینکه:
خدمت خریداری شده توانایی ایجاد یک خدمت جدید را برای آنها داشته باشد. خدمتی که خود ایجاد کننده یک ارزش باشد.
در دیدگاه سنتی خدمات استانداردی به مشتریان ارائه میشد و مشتری ارزش ایجاد شده توسط آن خدمت را مصرف میکرد ولی در بازاریابی انسان به انسان خدمات سفارشیسازی شدهای به مشتری ارائه میشود ومشتری از ارزشی که از خدمت بدست میآورد یک ارزش جدیدی را خلق میکند.
تحول دیجیتالی در بازاریابی انسان به انسان
وجود مفاهیم جدیدی همچون اینترنت داده، اینترنت مردم، اینترنت اشیا و سرویسهای متنوع اینترنتی باعث شده تا بازاریابی با تغییرات زیادی مواجه شود. تحول دیجیتالی یا دیجیتالیزه شدن به مجموعهای از اقدامات سازمان برای بکارگیری تکنولوژیهای جدید دیجیتالی و بهرهبرداری از منافع آنها برای رشد حداکثری گفته میشود.
نقش مدل ذهنی در بازاریابی انسان به انسان
در بازاریابی انسان به انسان زمانی میتوانیم به موفقیت برسیم که چارچوب H2H در کل سازمان و حتی در بین مشتریان جاری و ساری شود. زیرا همانطور که گفتیم شرکای کلیدی، مشتریان و نیروهای انسانی یک سازمان بر روی منافع یکدیگر تاثیر دارند و برای موفقیت بازاریابی انسان به انسان باید تمامی این عوامل به یک مدل ذهنی برسند.
روند تغییرات بازاریابی
تا سال ۱۹۹۰ توجه شرکتها بر روی محصول بود. ارائه یک محصول خوب میتوانست سهم بزرگی از بازار را در اختیار یک برند بگذارد. بعد از آن تا سال ۲۰۱۰، شرکتها بر روی اهداف تجاری خود تمرکز داشتند. از ۲۰۱۰ تا ۲۰۳۰ تمرکز بر روی شخصیسازی خدمات برای مشتریان میباشد که بارزترین ویژگی بازاریابی انسان به انسان میباشد. بنابراین باید برای پیادهسازی این مدل در سازمان اقدامات لازم را انجام دهیم.
امروزه مشتریان به وعدههایی که در زمان خرید یک محصول دریافت میکنند، چندان توجهی ندارند. مشتریان به دنبال یافتن یک روایت واقعی از محصول یا خدمات مدنظرشان و قابلیتهای آن هستند. تحقیقات جدید نشان میدهد که روایتگری در بازاریابی میتواند تا ۲۰ برابر فروش یک شرکت را افزایش دهد.
برای موفقیت در روایتگری یا همان داستانسرایی (Storytelling) نیاز به نوآوری و البتّه صداقت داریم. نیازهای یک مشتری همواره تغییر میکند و بر همین اساس رفتارهای مشتری نیز متفاوت از گذشته خواهد بود. به همین دلیل کسب و کاری موفق خواهد بود که از نیازهای مشتری آگاه شود و بتواند خود را با شرایط بازار وفق دهد.
داستان سرایی چیست؟
داستانسرای یا روایتگری(Storytelling) هنری است که در آن سعی میشود تا با کمک کلمات یا گفتار، یک تصویر کامل از یک سازمان، برند، محصول یا تجارت به مخاطبان ارائه شود.
تاریخچه داستانی سرایی
داستان سرایی و روایتگری زنان در کوچه
انسانها از بدو خلقت علاقمند به داستان سرایی و شنیدن داستانهای یکدیگر بودهاند. آنها از هر فرصتی برای دور هم جمع شدن و بیان داستانهایی که دیده یا شنیده بودند استفاده میکردند. این داستانها بر روی ذهنیّت دیگران از یک موضوع تاثیر زیادی میگذاشت.
تفاوت داستان سرایی با روایتگری
معمولا در ادبیات بازاریابی در ایران، داستان سرایی و روایتگری را به جای یکدیگر بکار میبرند. امّا واقعیت این است که این دو موضوع با یکدیگر تفاوتی ظریف دارند.
در روایتگری:
راوی داستان را برای مخاطب از زاوایهی دید خود تعریف میکند و ممکن است این روایت در مکان یا زمان دیگری به شکلی کاملا متفاوت بیان شود. در روایتگری؛ تجربه، افکر و احساسات شخصی بر روی جریان روایت تاثیر میگذارند.
امّا در داستان سرایی:
بیان داستان توسط داستانسرا براساس یک قصّه مشخص پیش میرود. این قصه دارای یک پیام مشخص است که داستانسرا سعی میکند با ایجاد تعامل و درگیرسازی مخاطب با قصهی خود، به طرزی خلاقانه پیام خود را به مخاطب برساند و او را مجاب کند با توجه به پیام دریافتی، اقدامی انجام دهد.
بطور کلی میتوان اینطور بیان کرد که روایتگری مجموعهای از تکنیکها است که برای داستان سرایی میتوان از آن استفاده کرد.
اهمیت داستان سرایی در کسب و کار
داستان یک زبان جهانی است که مردم میتوانند با کمک آن اهداف و منظورشان را به راحتی بیان کنند و حس خوبی را در مخاطبان خود ایجاد کنند.
در کسب و کارهای امروزی داستانسرایی باید به عنوان یک استراتژی مهم در نظر گرفته شود. چرا که به علّت مشغله زیاد مردم و وجود رسانهها و محتوای مختلف، امکان درگیر کردن مردم با یک برند کار سادهای نیست و تنها یک داستان یا روایت جذّاب میتواند با مخاطب تعامل برقرار کند.
برای اینکه بتوانیم یک روایتگری مناسبی را در بازاریابی خلق کنیم باید ابتدا یک ایده خلاقانه داشته باشیم، این ایده را باید خیلی سریع تبدیل به یک داستان کوتاه کرد و آن را در اختیار مخاطب/مخاطبین قرار داد. یک داستان جذاب مخاطب را قلقلک میدهد و احساسات او را به درستی تحریک میکند بطوری که نه تنها مخاطب اقدامی که در داستان مستتر است را انجام میدهد، بلکه کمک می@کند تا این داستان وایرال شود و در اختیار دیگرا نیز قرار بگیرد.
باید توجه داشته باشیم که اوج موفقیت در داستانسرایی و روایتگری وایرال شدن داستان ما می باشد.
یک داستان خوب باید منجر به نتایج زیر شود:
برندینگ
افزایش آگاهی نسبت به محصولات یا خدمتی جدید
جلب توجه عموم جامعه
انتقال یک پیام مهم در قالب یک روایتگری جذاب
و از همه مهمتر اینکه داستانسرای یک تبلیغ نیست، که مخاطب از آن دلزده شود. بنابراین اعتماد مخاطب آسانتر جذاب خواهد شد و نرخ تبدیل آن در فروش یا بازاریابی افزایش خواهد یافت.
چرا باید در بازاریابی از داستان سرایی استفاده کنیم؟
با کمک داستان سرایی در بازاریابی میتوانیم:
پیامهای پیچیده را به سادهترین شکل به مخاطبان خود انتقال دهیم.
بهبود ارتباطات با مخاطب و تبدیل مخاطب به مشتری بالقوه(افزایش نرخ تبدیل در قیف بازاریابی)
تحریک حس کنجکاوی مخاطبان
داشتن یک ساختار مشخص در بازاریابی
افزایش درگیر شدن مخاطبان با داستان برند
سفارشی سازی تجربیات مشتریان در داستانها
امکان بروز خلاقیت بوسیله روایتگری توسط کسب و کارها
مراحل ایجاد یک روایت جذاب
قبل از روایت هر داستانی باید به
دایره طلایی داستان سرایی
چرایی داستان(مسئله)
چه چیز یا چه کسی(دامنه داستان)
کجا(موقعیت داستان)
چه زمانی؟
چگونگی حل مسئله(راه حل)
توجه کنیم و برای ساخت یک روایت، بهتر است طبق مراحل زیر به جلو برویم:
در این تکنیک از یک قرمان خواسته میشود تا به همراه یک برند پا به یک سفر سخت بگذارد. سفری که در آن برند داستان ما به قهرمان کمک میکند تا بر مشکلات مختلفی غلبه کند. این نوع از داستان پردازی میتواند:
روایت برند برای مخاطب در طول یک سفر (نقل ماندگاری برند با مشتری)
ایجاد حس خوب در مخاطب توسط قهرمان داستان
نمایش منافع ریسکپذیری(سفر برخی از مواقع ساده نیست و در مسیر با مشکلاتی مواجه میشویم)
نمایش بدست آوردن یک دانش یا مهارت جدید(ارزش برند)
۲- تکنیک فراز و نشیب یا کوهستان
در این تکنیک شخصیت اصلی داستان با فراز و نشیبهای زیادی مواجه میشود. این شیوه برای داستانهای سریالی که از چندین قسمت، تشکیل میشوند مناسب است و ممکن است هر قسمت داستان، پایانی خوشایند نداشته باشد. فراز و نشیبهای داستان باعث میشود تا مخاطب با علاقه داستان را پیگیری کند. در این نوع از داستان:
شاهد نمایش غلبه بر چالشها و مشکلات هستیم
روایت منطقی وگام به گام از داستان را داریم
مناسب برای برندهای تازهکاری که داستانی نامعلوم دارند
۳- تکنیک حلقه تو در تو
در این شیه داستانسرایی با داستانهایی لایه به لایه مواجه هستیم که در دل هر داستان یک داستان جدید با پیامهای مختص به خود ایجاد میشود(مانند حلقههای تو در توی for در زبانهای برنامهنویسی). در این روش داستان اولیه تا انتها ادامه دارد و بعد از پایان همه داستانها به پایان میرسد. پیامهای داستان های داخلی پیام داستان اصلی را تشکیل میدهند. در این تکنیک شاهد:
به نمایش درآمدن چالشها هستیم
بررسی چند موضوع فرعی در دل موضوع اصلی هستیم
نمایش یک مسیر طولانی که یک برند آن را برای مخاطبان خود رقم میزند و آنها را در داستانهای مختلف تنها نمیگذارد.
۴- تکنیک چشمک زدن
در این تکنیک تنها اشارهای کوتاه به مشکل مخاطب میشود و سعی در تحریک انگیزه مخاطب میشود تا خود او به دنبال ادامه داستان و راه حل برود. در این شیوه حتی خود مخاطب هست که ادامه داستان را شکل میدهد و روایتهای متفاوتی از داستان را ایجاد میکند. این نوع از روایتگری:
در مخاطب ایجاد انگیزه میکند
امید و هیجان را در مخاطب زنده نگه میدارد
باعث جلب توجه بیشتر در مخاطبان میشود.
۵- تکنیک وسط داستان
در این روش یک دفعه و ناگهانی مخاطب را در وسط یک داستان قرار میدهیم. یادآوری و شبیهسازی مشکل فعلی مخاطب به کمک روایتی که در میان آن قرار گرفته است، باعث میشود تا او با داستان درگیر شودو با راوی برای ادامه داستان همراهی کند. این داستان موجبمیشود:
جلب توجه مخاطبان خاص(یک دسته مشخص از مشتریان)
مجبور کردن مخاطب به دقت بیشتر
پر رنگ شدن نقاط حساس داستان و درگیر کردن مخاطب با آن بخشها
۶- تکنیک همگرایی
در این روش چند داستان به یک داستان اصلیتر ختم میشوند. در واقع در این روش افرادی با داستانهای مختلف حول یک داستان اصلی جمع میشوند. در این شیوه داستانسرایی به
ارائه راهکارهای کلی برای مشکلات متفاوت پرداخته میشود
به توسعه موضوعات کوچک و نشان دادن آینده آنها میپردازیم
ایجاد رقابت صمیمانه با داستانهای دیگر(شاید از برندهای رقیب) و جمع کردن آنها حول داستان اصلی میپردازیم.
۷- تکنیک شروع گیجکننده
در این شیوه، ابتدا به بیان داستانی تکراری و قابل پیشبین پرداخته میشود امّا بر خلاف روال داستان، یک دفعه مسیر داستان عوض میشود. این تغییر جهت در داستان باعث میشود تا توجه و احساسات مخاطب بر روی پیام مدنظر روای متمرکز شود.
مناسب برای بیان تجربههای تلخ و شکستها به شکلی متفاوت
بر هم زدن انتظارات معمول مشتریان
درگیر سازی مخاطب
انعطافپذیری بالا در داستان سرایی
۸- تکنیک ساختار لایهای
چندین روایتگر در کنار یکدیگر قرار میگیرند و هر کدام داستانی را به شیوه مختص خود بیان میکنند ولی هدف همه آنها انتقال یک پیام مشخص به مخاطب است. در این داستانسرایی:
نشان دادن ارتباطات بین چندین داستان
اجرای سناریوهای مختلف برای جلب توجه حداکثری مخاطبان
استفاده از تواناییهای چند ارائهدهنده برای جذب حداکثری مخاطبان
چگونگی تحقق روایتگری در آینده بازاریابی
امروزه ابزارهای گوناگونی برای روایتگری در اختیار یک برند میباشد. از ویدئوها، اینفوگرافیکها، اسلایدهای آموزشی، پادکستها، بلاگها تا رسانههای اجتماعی مختلف، همگی ابزارهایی هستند که به بازاریابان امکان داستانسرایی هدفمند را میدهند.
مهمترین هدف روایتگری در بازاریابی، جلب نظر مخاطبان و افزایش فروش میباشد. امروزه در بازاریابی دیجیتال شاهد شیوههای گوناگونی در روایتگری هستیم که در ادامه به معرفی آنها میپردازیم:
۱- روایتگری داده محور
در سال ۲۰۲۱، در هر ثانیه در حدود ۱٫۷ مگابایت در ثانیه، به ازای هر انسان روی زمین داده جدید تولید میشود. دادههای دیجیتال توانایی ایجاد داستانهای بصری جذاب و هدفمند را برای بازاریابان محتوا فراهم میآورند.
روایتگری داده محور
روایتگری بصری یک شیوه منحصربفرد در افزایش تعامل با مخاطب میباشد. انسانها بطور متوسط یک تصویر را ۶۰۰۰۰ بار سریعتر از متن پردازش میکنند. در حال حاضر شرکتهای دیجیتال مارکتینگ از دادهها برای خلق محتواهای بصری و انتقال روایت برند مدنظرشان استفاده میکنند.
از جمله مهمترین روایتگریهای دادهمحور، میتوان به شیوه روایتگری گوگل اشاره کرد که در پایان هر سال مجموعهای از پرجستجوترین موضوعات آن سال(ترندهای سال) را در قالب یک ویدئو کوتاه و البته تاثیرگذار به مخاطبانش ارائه میدهد.
ترندهای گوگل در سال ۲۰۱۹
دادهها نقش اساسی در تولید محتوای با کیفیت و ایجاد یک روایت باورپذیر در بازاریابی دارند. در روایتگری نیازی نیست که به متون تکیه شود، بلکه با کمک محتواهای تعاملی میتوان میزان درگیرشدن کاربر(Engagement Rate) را افزایش داد.
۲- تبلیغات کوتاه
تبلیغاتت سنتی به مرور زمان جایگاه خود را به تبلیغات دیجیتال دادهاند. اما تبلیغات در فضای دیجیتال هم به شدّت در حال تغییر میباشد. شرکتهای تبلیغاتی در حال حاضر به دنبال ابداع راههای تازهای برای ارتباط موثرتر با مخاطبان برندها میباشند.
ارائه پیام یک برند یا محصول مهمترین بخش در یک استراتژی تبلیغاتی میباشد. به تجربه میتوان گفت که ویدئو یک روش ایدهآل برای انتقال پیام بازاریابی به مخاطبان محسوب میشود. به همین دلیل تیمهای بازاریابی تمرکز زیادی بر روی این شیوه دارند.
شرکتهایی که از ویدئو در تبلیغات خود استفاده میکنند توانستهاند تا حدود ۴۱% ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به سمت وبسایت خود انتقال دهند. اخیرا شرکتهای تبلیغاتی تمرکز زیادی بر روی ویدئوهای کوتاه تبلیغاتی (mini Ads) نمودهاند. ویدئوهایی که در کمترین زمان ممکن پیام خود را به مخاطب میرسانند و حوصله او را سر نمیبرند.
ویدئوهای کوتاه اثرگذاری سریع و فوری بر روی مخاطب دارند. فیسبوک اخیرا ویدئوهای ۶ ثانیهای را در اختیار مشاغل و برندها میگذارد تا بتوانند یک روایت متمرکز و کوتاه را در اختیار مخاطب خود بگذارند و او را به سمت خود جذب کنند.
یک مدیر بایستی همواره به آخرین تکنیکهای روایتگری در بازاریابی مسلط باشد و برای گسترش تجارت خود از آنها بهره ببرد. انتقال درست پیام و هدف یک برند کاری است که میتواند رشد یک کسب و کار را رقم بزند.
با گسترش شبکه اینترنت و تجهیزات هوشمند، درصد زیادی از افراد یک جامعه به فضای آنلاین دسترسی دارند. این دسترسی باعث میشود تا امکان به اشتراککذاری افکار و نظرات به شدت افزایش یابد. تقریبا ۹۲% از مردم به نظرات دیگراستفادهکنندگان از یک محصول اعتماد میکنند. به همین دلیل استفاده از روایتهای مشتریان قبلی میتواند باعث اعتماد بیشتر مشتریان جدید شود.
روایتگری مشتری
این روایتگری که مشتری وظیفه انجام آن را برعهده میگیرد، باعث افزایش تعامل، انتقال تجربه، افزایش اعتماد عمومی، تقویت شهرت و تولید محتواهای منحصرد برای یک برند میشود. تیمهای بازاریابی محتوایی میتوانند با کمک رسانههای اجتماعی یا وبلاگهای خود چنین محتواهایی را انتشار دهند و به ویرال شدن این نوع از روایتگری کمک کنند.
برندهای امروزی معمولا بخشی از وبلاگ خود را به پستهای مهمان اختصاص میدهند و امکان انتشار روایتگریهای مشتریان از محصولات یا خدمات آن برند در آنجا را بوجود میآورند.
برای استفاده هدفمند از نظرات مشتریان در بازاریابی به یک مدیر روابط عمومی قدرتمند نیاز خواهد بود تا بتواند راههای دسترسی به مخاطبان را بیابد و ترندهای مورد توجه مشتریان در شبکههای اجتماعی را شناسایی کند. یک مدیر روابط عمومی باید گوش شنوایی برای شنیدن نظرات مخاطبان داشته باشد و بتواند به صورت فعالانه در بسترهای آنلاین حضور یابد.
در دنیای امروز، مشتریان به دنبال شفافیت هستند و می خواهند بدانند که دقیقا در هر کسب وکاری چه اتفاقی میافتد و دیدگاه آن کسب و کار نسبت به خیلی از موضوعات عمومی در سطح جامعه چیست. مشتریان میخواهند اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد شرکتها، فرآیندهای کاری، مشتریمداری، تعامل با کارمندان، اخلاق مدیران، نحوه تهیه مواد اولیه، نحوه عملکرد محصولات و نحوه حفاظت از محیط زیست بدانند.
در روایتگری برند در عصر بازاریابی دیجیتال باید واضح، مختصر و صادقانه عمل کرد. بنابر تحقیقات، حدود ۷۵% از مدیران بازاریابی نمیتوانند چگونگی تغییر رفتار مصرفکننده را درک کنند و به همین دلیل عملکرد تجاری سازمان آنها با افت شدیدی مواجه میشود.
در داستانپردازی عامالمنفعه بایستی به مشتری در زمینههای مختلفی اطمینان داد. در حقیقت این ضمانت اخلاقی است که مشتری را به خرید یک محصول راغب میسازد. روایتگری عامالمنفعه میتواند در هدایت کمپینهای تبلیغاتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. حضور در خیریهها و کارهای عامالمنفعه میتواند یک رویکرد هوشمندانه از این نوع، روایتگری باشد.
۵- روایتگری تعاملی
واقعیت مجازی در بازاریابی
تا پایان سال ۲۰۲۰، در حدود ۲۰۰ میلیون هدست واقعیت مجازی (VR) فروخته خواهد شد. به زودی ارتباط با مخاطبان کسب و کارها از طریق VR صورت خواهد پذیرفت. این تکنولوژی به سرعت به ابزاری جذاب برای بازاریابی و برندینگ تبدیل میشود.
بازاریابان با کمک VR پیام خود را به صورت ساده و شفاف به مخاطبان خود منتقل میکنند. VR در کنار ویژگیهای جذاب بصری، به عنوان ابزاری ایدهآل برای آموزش به مشتریان و افزایش تعامل آنان با بازاریابان عمل خواهد کرد.
۶- رسانه های اجتماعی تاریک
با وجود ترسناک بودن نام رسانههای اجتماعی تاریک باید بدانیم که این رسانهها آنچنان هم ناگوار نیستند. Dark Social به نوعی اشتراکگذاری اجتماعی اشاره دارد که در آن نمیتوان ردپایی از افراد را به طور دقیق پیدا کرد. در حال حاضر در حدود ۷۰% از کل مراجعات به رسانههای اجتماعی از طریق Dark Social شکل میگیرد. عدم ردیابی دقیق در چنین فضاهایی باعث میشود تا اشتراکگذاری اطلاعات گسترش بیشتری یابد و این یک موقعیت ایدهآل برای کسب و کارها میباشد تا داستانهای خود را در چنین فضاهایی به اشتراک بگذارند.
روایتگری برند راهی عالی برای بیان نظرات، ویژگیهای محصولات و همچنین گسترش ایدههای جدید میباشد. امروزه اگر میخواهید به عنوان یک رهبر در کسب و کار خود موفق شوید، باید همزمان یک داستانپرداز ماهر هم باشید.
در حال حاضر با وجود پلتفرمهای مختلف از قبیل شبکههای اجتماعی، وبلاگها و پیامرسانها راههای زیادی برای اشتراکگذاری داستانهای شرکت خود دارید. یک برند میتواند از طریق ارائه روایتهای جذاب، احساسی و تحریکآمیز ارتباط بهتری با مخاطبان خود برقرار نماید و آنها را به سمت برند خود جذب نماید.
اقتصاد توجه یکی از مفاهیمی است که در سالیان اخیر مطرح شده است. حدود ۵۰ سال پیش، دستیابی به اطلاعات کار سختی بود. برای پیداکردن یا خرید یک کتاب لازم بود از شهری به شهر دیگر رفت. برای دریافت اخبار، همه مجبور بودند تا روزنامهها یا مجلّات را خریداری کنند.
امروزه ما از طریق گوشیهای هوشمند خود محتواهایی را از منابع مختلف نظیر پیامکها، اینستاگرام، لینکدین، توئیتر، وبسایتها و.. دریافت میکنیم. محتواهایی که سعی دارند اطلاعاتی را به ما انتقال دهند و آگاهی ما را نسبت به موضوعات مختلف افزایش دهند.
توجه چیست؟
اقتصاد توجه و رشد کسب و کارها
توجه یک فرآیند شناختی است که در آن ذهن انسان با تمرکز بر روی محرکهای محیطی سعی میکند تا با تمام وجود موضوعی را درک و نسبت به آن عکسالعمل نشان دهد. از آنجایی که امروزه دغدغهای برای جمعآوری اطلاعات نداریم و بصورت مستمر حجم عظیمی از اطلاعات را دریافت میکنیم، شاهد بحرانی به نام کمبود توجه (Scarcity of Attention) هستیم.
ویژگ مهم عصر اطلاعات این است که ما در حجم عظیمی از دادههایی که از منابع مختلف بدست میآوریم، غرق میشویم. در علم اقتصاد هر چیزی که دچار کمبود شود میتواند دارای ارزش شود و مورد بررسی جدّی قرار گیرد. عدم توجه مخاطبان به محتواهایی که در رسانههای مختلف منتشر میشود علمی را به نام اقتصاد توجه (economy attention) بوجود آورده است.
بزرگترین مشکلی که رسانهها با آن مواجه هستند، جلب توجه مخاطبان و ارزشآفرینی برای آنها میباشد. اقتصاد توجه به دنبال یافتن بهترین راهحلها برای افزایش توجه مخاطبان به موضوعات مختلف میباشد.
تاریخچه اقتصاد توجه
انسانها ظرفیت محدودی برای دریافت محتوا و پیامها از محیط اطراف خود دارند. به همین دلیل افزونی اطلاعات موجب بیتوجهی آنها به محتواها میشود. ما در عصر اطلاعات دیگر مشکلی برای یافتن دادههای مورد نیاز خود نداریم. حتی در بسیاری از مواقع با مشکل سرریز اطلاعات هم مواجه هستیم. همین موضوع باعث شد تا هربرت سایمون برنده جایزه نوبل اقتصاد(۱۹۷۸) عنوان کند:
” در جهانی که اطلاعات فراوانی وجود دارد، جامعه به مرور زمان دچار فقر توجه خواهد شد.”
هربرت سایمون
اقتصاد توجه زیرمجموعه اقتصاد رسانه است که در آن سعی میشود تا شیوههای جدیدی برای تطابق دنیای متناهی توجه انسانها و دنیای نامتناهی اطلاعات ارائه شود.
ضرورت نیاز به اقتصاد توجه
در حالی که این مقاله را میخوانیم
بیش از ۵۳۰۰۰ کتاب بر روی کتابخانههای آنلاین بارگذاری شده است که برای مطالعه آن باید بیش از ۱۴۵ سال زمان گذاشت
در هر دقیقه بیش از ۴۰۰ ساعت فیلم بر روی یوتیوب بارگذاری میشود
و..
پس میتوان گفت که چالش امروز یافتن محتوا برای مشاهده یا خواندن نیست، بلکه ایجاد توجه در خوانندگان مهمترین کاری است که مدیر یک رسانه باید بتواند آن را انجام دهد.
بحران کمبود توجه
توجه را میتوان دقت ذهنی به یک موضوع دانست. برای اینکه بتوانیم از اطلاعات به درستی استفاده کنیم باید بر روی یک موضوع مشخص تمرکز داشته باشیم. وقتی ما توجه خود را بر روی چندین موضوع میگذاریم، تمرکز خود را از دست میدهیم.
انسانها هرچقدر هم برنامهریزی کنند تنها ۲۴ ساعت را در شبانهروز در اختیار دارند. بنابراین ظرفیت توجه در انسانها محدود است و هر چقدر اطلاعات زیادی به آنها داده شود تنها میتوانند اطلاعات محدودی را پردازش کنند. اطلاعات بیش از حد، بحرانی به نام کمبود توجه را بوجود میآورد.
مهمترین وظیفه علم اقتصاد تخصیص درست منابع کماب به افراد تعریف شده است. وقتی توجه نیز کمیاب شود نیاز است تا با کمک علم اقتصاد این منبع محدود را به درستی در اختیار افراد بگذاریم و این سر منشاء ایجاد اقتصاد توجه محسوب میشود.
کمتر کسب و کاری را میتوان پیدا کرد که علاقمند باشد تا مورد بیتوجهی قرار گیرد و دیده نشود. زیرا کسب و کارها به تجربه به این واقعیت رسیدهاند که اگر بتوانند توجه مخاطبان را به خود جلب کنند، خواهند توانست این توجه را به سمت یک محصول و خدمت ببرند و میزان فروش خود را افزایش دهند.
انتقال توجه در اکثر موارد موجب درآمدزایی سریع برای یک بیزینس خواهد شد. نمونههایی از انتقال توجه را میتوان در تبلیغات تلویزیونی، اسپانسری روی لباس یازیکنان فوتبال، خطاب قرار گرفتن یک برند توسط مجری در یک همایش بزرگ و بین المللی و تکرار نام یک برند در بیلبوردهای شهری مشاهده کرد.
ارتباط بازاریابی و توجه
بازاریابی با برداشت ما از توجه مرتبط است. هدف از بازاریابی تاثیرگذاری بر رفتار مخاطب است. در بازاریابی سعی دارد تا مصرفکنندگان را به خرید یک محصول یا خدمت ترغیب کند. مدلهای بازاریابی، سطوح مختلفی از توجه را ایجاد میکنند. توجه مهمترین ابزار برای متقاعد سازی دیگران در بازاریابی است. در بازاریابی ما به دنبال تاثیرگذاری بر رفتار مخاطبان هستیم. توجه یک دریچه برای ورود به ذهن افراد است و شرط لازم برای ارتباط موفق با مشتری میباشد. بنابراین اگر به دنبال رشد بازار محصولات یا خدمات خود هستیم باید به اقتصاد توجه و راههای توسعه آن توجه کافی داشته باشیم.
نقش اقتصاد توجه در رشد کسب و کارها
اینترنت را میتوان بزرگترین مهندسی اجتماعی در طول تاریخ بشر دانست. استفاده از اینترنت در ابعاد مختلف زندگی جوامع رسوخ پیدا کرده است. در حال حاضر مهمترین مظهر توجه را میتوان در رسانههای اجتماعی پیدا کرد. کسب وکارهای کوچک، متوسط و حتی بزرگ به خوبی پیبردهاند که رسانههای اجتماعی نظیر فیسبوک، لینکدین، اینستاگرام، توئیتر، وبسایتهای خبری و.. میتوانند به عنوان یک منبع مناسب برای جلب توجه مخاطبان و هدایت آنها به سوی خرید یک محصول یا خدمت عمل نمایند. امّا ما در حال رسیدن به اوج اشباع در رسانههای دیجیتال هستیم چرا که جذب توجه دیگران نیازمند رقابت شدیدی است. بزرگترین مشکلی که بیزینسهای امروزی با آن مواجه هستند ناتوانی در جلب توجه و اقناع مخاطبان خود در رسانههای اجتماعی میباشد. علت این ناتوانی، کثرت محتواهای تولیدی در این قبیل از مدیاها است.
به همین دلیل توجه را میتوان یک واحد پولی رایج در اقتصاد رسانه دانست. اگر میخواهیم از رسانههای اجتماعی برای رشد کسب و کار خود استفاده کنیم باید به تقویت اقتصاد توجه بپردازیم. تولید محتوای باکیفیت، جذاب و البتّه آگاهی بخش میتواند نقش مهمی را در جلب توجه مخاطب و ارزشآفرینی برای کسب و کارها در شبکههای اجتماعی ایفا کند.
آینده اقتصاد توجه
اقتصاد توجه بیش از هر چیزی به خلاقیت نیاز دارد. از آنجا که جلب توجه مخاطب کار آسانی نیست، باید با استفاده از روشهای نوآورانه نظر مخاطب را به سمت یک موضوع جلب کرد.
استفاده از فناوریهای سطح بالا نظیر واقعیت افزوده از جمله شیوههایی است که بسیاری از شرکتها نظیر فیس بوک برای جلب نظر مخاطبان خود به سراغ آن رفتهاند.
امّا برخی از شرکتهای دیگر از ایدههای جذاب و البتّه سادهتری برای کسب توجه مخاطبان استفاده میکنند. آنها بخشی از پولی که از راه تبلیغات کسب میکنند را بین مخاطبان خود تقسیم میکنند. در حقیقت این شرکتها بهای توجه مخاطب به یک محتوا را بصورت مستقیم به او پرداخت میکنند.
در پایان باید توجه کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ایجاد یک رسانه(سایت، داشتن یک پیج در شبکههای اجتماعی و وبلاگ) کار سادهای بنظر میرسد. امّا جلب توجه مخاطب به سوی محتوا با توجه به حجم عظیم دادهها کار سادهای نیست. برای اینکه بتوانیم توجه مخاطب را دست بیاوریم باید طرح و برنامه داشته باشیم و با ابتکار و خلاقیت، محتوایی منحصربفرد را در اختیار کاربران خود بگذاریم.
صنعت تبلیغات با توجه به ظهور شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی توانسته رشد خوبی پیدا کند. در حال حاضر صاحبان کسب و کارها میتوانند با کمترین هزینه تبلیغات موثری را در رسانههای اجتماعی انجام دهند و بهترین نتایج را دریافت کنند. در این مابین آژانس های دیجیتال مارکتینگ به عنوان شرکتهایی خلاق و حرفهای در این زمینه، توانستهاند نقش تعیین کنندهای را در موفقیت کمپینهای تبلیغاتی آنلاین برعهده بگیرند.
یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ، شرکتی است که سعی میکند با ارائه راهکارهای خلاقانه و با استفاده از مهارتهای فنی نیروی انسانی خود در حوزه دیجیتال مارکتینگ، رشد سریعی را برای کسب و کارها رقم بزند.
در شرایط امروزی بسیاری از شرکتها به علّت هزینههای بالایی که امور مربوط به دیجیتال مارکتینگ به آنها تحمیل میکند ترجیح میدهند تا فعالیتهای خود را در این زمینه به آژانس های دیجیتال مارکتینگ واگذار کنند و دغدغههای خود را کاهش دهند.
برونسپاری فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ کاری کاملا مرسوم است زیرا با اینکار مدیران ارشد سازمانی میتوانند تمرکز خود را بر روی کیفیت و عرضه محصولات خود بگذارند و نگران فرآیندهای بازاریابی آنلاین نباشند.
کیفیت و کمیّت دو ابزار مهم در آژانسها
با توجه به نقشی که یک آژانس در رشد یک کسب و کار دارد بسیار مهم است که بتوانند کیفیت و کمیّت خوبی را به مشتریان خود ارائه کند. آژانسهای حرفهای مارکتینگ همیشه به دنبال بروزرسانی دانش خود هستند و در این راه سعی میکنند تا با با جذب پرسنلی مجرب و حرفهای و آموزش مستمر آنها بهترین کیفیت را به مشتریان خود ارائه دهند.
یک آژانس دیجیتال مارکتینگ بطور عمده با رسانههای اجتماعی و فضای اینترنت سر وکار دارد. بنابراین نیاز است تا مدیران چنین شرکتهایی مهارت قابل قبولی در زمینه مسائل فنی داشته باشند و بتوانند با تحلیلهای دقیقی که از شرایط کسب و کارها ارائه میدهند به آنها بهترین خدمات را ارائه دهند.
ایجاد شرایط لازم برای دریافت پروژههای دیجیتال مارکتینگ از شرکتهای دیگر
بهینهسازی کمپینهای تبلیغاتی براساس استخراج دادهها و تحلیل اطلاعات
جمعآوری یک تیم حرفهای از متخصصان حوزههای مختلف دیجیتال مارکتینگ
کاهش هزینهها برای بیزینسها
افزایش قدرت رقابتپذیری مشتریان یک آژانس با سایر رقبا
ارائه خدمات مشاورهای جهت بهبود فرآیندهای کسب و کاری
اعضای تیم دیجیتال مارکتینگ در یک آژانس
در آژانسهای دیجیتال مارکتینگ شاهد حضور نقشهای مختلفی هستیم. برای موفقیت یک تیم دیجیتال مارکتینگ، هر عضو باید بتواند وظایفی که به او محول شده است را به درستی انجام دهد. مشاغلی را که معمولا میتوانیم در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ببینیم:
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ برحسب بازاری که در اختیار دارند تعدادی خدمت مشخص را به مشتریان خود ارائه میدهند. در اینجا به برخی از این خدمات اشاره میکنیم:
۱- مدیریت شبکههای اجتماعی
امروزه شبکههای اجتماعی و بخصوص اینستاگرام به عنوان ابزاری مهم در جذب مخاطب محسوب میشوند. به همین دلیل کسب و کارها به خوبی متوجه شدهاند که میتوانند از طریق اینستاگرام مارکتینگ خیلی سریع رشد کنند و به درآمد برسند.
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ، بر همین اساس به برنامهریزی برای ارائه خدمات در زمینه مدیریت شبکههای اجتماعی به مشتریان خود نمودهاند.
۲- طراحی سایت
یک سایت، اعتبار یک کسب و کار در بین رقبا میباشد. درست است که شبکههای اجتماعی میتوانند نرخ تبدیل مناسبی را برای بیزینسها فراهم بیاورند، امّا واقعیت ان است که نقطه نهایی در جذب مشتری و فروش آنلاین سایت هر کسب و کاری میباشد.
پس اگر یک شرکت یا فروشگاه اینترنتی بخواهد به موفقیت برسد باید به فکر طراحی یک سایت حرفهای و البته متناسب با نیازهای خود باشد.
۳- سئو و بهینه سازی سایت برای موتورهای جستجو
داشتن یک سایت برای کسب و کار شما ارزشمند است، امّا سایتی که ترافیک ارگانیک خوبی داشت و مشتریان بالقوه را به سمت شما جلب نماید. سئو سایت و تولید محتوای حرفهای کمک میکند تا ترافیک به سمت یک سایت بیاید و شانس افزایش فروش یک کسب و کار به شدت افزایش پیدا کند.
آژانسهای دیجیتال مارکتینگ میتوانند خدمات متنوعی را در زمینه سئو و تولید محتوا به کسب و کارهای نوپا ارائه کنند.
۴- خدمات گرافیکی
هر کسب و کاری برای برندینگ نیازمند داشتن یک هویت بصری منحصربفرد برای خود میباشد. برندسازی را نمیتوان بدون داشتن یک برنامه مدّون برای گرافیک تصور کرد. به همین دلیل یکی از خدماتی اصلی که یک آژانس دیجیتال مارکتینگ ارائه میدهد کارهای گرافیکی نظیر تهیه پوستر، بنرهای تبلیغاتی، اسلایدر، لوگو، پست اینستاگرامی، کاور ویدئو و.. است.
۵- ویدئو مارکتینگ
یکی از محتواهایی که میتواند ارتباط موثری با مخاطبان برقرار کند ویدئو است. یک ویدئو مناسب، نرخ تعامل بالایی را در جذب مخاطبان به همراه خواهد آورد. در سالیان اخیر، آژانسهای دیجیتال مارکتینگ حرفهای توانستهاند با کمک ویدئو مارکتینگ تجربه خوبی را در تبدیل مخاطب به مشتری در بیزینسها تجربه کنند.
۶- مشاوره و استراتژی
کسب و کارها در هر سطحی که باشند نیاز دارند تا در استراتژیهای خود بازنگری کنند و برنامههای اجرایی دقیقی را برای پیشبرد اهداف خود در آینده تدوین کنند. یک آژانس دیجیتال مارکتینگ میتواند با ارائه خدمات مشاورهای مناسب به کسب و کارهاف زمینه رشد سریع آنها را فراهم بیاورد.
۷- تبلیغات و خدمات رپورتاژآگهی
آژانسهایی هستند که با داشتن رسانههای قدرتمند شرایط را برای تبلیغات آنلاین کسب و کارها فراهم میآورند. این رسانهها در شبکههای اجتماعی، سایتهای اینترنتی و نرمافزارهای موبایلی فعال هستند و میتوانند نرخ تبدیل خوبی را برای کسب و کارها فراهم بیاورند.
نرخ تبدیل بالایی که این نوع تبلیغات به بیزینسها ارائه میدهد باعث میشود تا سرمایهگذاری در پلتفرمهای تبلیغاتی کاملا توجیه پذیر باشد.
ابزارهای مورد استفاده در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ
مدیریت پروژه یکی از موضوعات مهم در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ است. اینکه یک آژانس بتواند پروژههای خود را در زمان مشخصی به مشتریان تحویل بدهد، میتواند نقطه اتکا و قوت یک آژانس باشد. به همین دلیل استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه مانند ترللو، میزیتو، تسکلو، آساناو.. برای هر آژانس دیجیتال مارکتینگ یک ضرورت است.
برحسب پروژههایی که یک آژانس برعهده میگیرد استفاده از ابزارهای تخصصی دیگر نیز ممکن است لازم شود. ابزارهای ردیابی، سئو، آنالیز تبلیغات، کنترل هزینه و.. از مهمترین نرمافزارهایی هستند که میتوانند عملکرد یک آژانس را به شکل قابل توجهی بهبود دهند.
فهرستی از برترین آژانسهای دیجیتال مارکتینگ ایرانی
دیجیتال مارکتینگ موضوعی نسبتا جدید در حوزه بازاریابی میباشد. در سالیان اخیر، بازاریابی آنلاین در ایرتان هم مورد توجه برندها و کسب و کارها قرار گرفته است. همین موضوع باعث شده تا متخصصان بسیاری در این حوزه آموزش ببینند ووارد بازار کار شوند.
هماکنون آژانسهای زیادی در ایران فعال هستند که هر کدام در یک حوزه خاص به ارائه خدمات به مشتریان خود میپردازند. در اینجا قصد داریم به معرفی تعدادی از این آژانسها بپردازیم:
۱- تپسل
این آژانس خود را یک شرکت تبلیغات دیجیتال معرفی میکند که در حوزههای فروش و مارکتینگ، تولید محتوا و رسانههای اجتماعی فعال است. تپسل در حوزه آموزش نیز فعال است و با انتشار محتواهای کاربردی توانسته نیاز متخصصان ایرانی را به دانش روز را به خوبی تامین کند.
۲- بادکوبه
بادکوبه یک آژانس تبلیغاتی خلاق که تمام خدمت است و به بیش از ۲۰۰ برند ایرانی و جهانی همکاری دارد. بادکوبه تنها یک آژانس نیست، بلکه بستری برای تغییرات در کسب و کارها است.
۳- جورچین
این آژانس دیجیتال مارکتینگ ، تمرکز خود را بر روی تولید محتوای دیجیتال گذاشته است. جورچین جایی است که خلاقیت و استراتژیها بارها به چالش کشیده میشود و لذّت بخش ترین کار آنها نتیجهگیری از بازاریابی دیجیتال برای کسب و کارها است.
۴- دیما
آژانس و شبکه تبلیغات دیما، دریایی از ایدههای نو را با همکاری و همفکری اعضای خوش فکر تیم خود، تبدیل به خدماتی نتیجه بخش برای کسب و کارها مینمایند.
۵- راتین
اگر به دنبال یک آژانس خلاق و پیشرو هستید، راتین میتواند با بکارگیری نیروهای جوان و متخصص بازویی توانمند برای تمام سازمانهای نیازمند به حوزه دیجیتال مارکتینگ باشد.
تیم جوان و متخصص چکاد، توان خود را برای ارائه خدمات متناسب با هر مشتری معطوف کرده است. این شرکت با سفارشی سازی خدمات خود برای مشتریان، سعی دارد تا تمامی نیازهای مشتریان خود را برآورده سازد.
آژانس تبلیغاتی که خود را بزرگترین شرکت در حوزه تبلیغات آنلاین میداند. این شرکت بیشترین توان خود را بر روی تبلیغات کلیکی و تبلیغات بنری گذاشته است.
۸- کروشه
کروشه یک کانون تبلیغاتی است که خداتی در زمینه برندینگ و مشاوره، دیجیتال مارکتینگ، طراحی گرافیک و چاپ، عکاسی و فیلمهای تبلیغاتی، طراحی سایت و اپلیکیشن و اجرای کمپینهای تبلغاتی را به مشتریان خود ارائه میکند.
۹- مدیا اد
مدیااد یک پلتفرم تبلیغات دیجیتال است که به تبلیغدهندگان و صاحبان کسب و کارها کمک میکند تا محصولات و خدمات خود را در فضای وبسایتهای معتبر فارسی زبان به مخاطبان هدف نمایش دهند و ترافیک با کیفیتی را جذب نمایند.
۱۰- یکتانت
شعار یکتانت صداقت، همدلی و نوآوری مستمر است. یکتانت به عنوان شبکهایی برای تبلیغات و درآمدزایی منصفانه برای رسانههاست تا بتوانند محتوایی غنیتر را برای مخاطبان فارسیزبانان تولید کنند.
۱۱- آژانسدیجیتال مارکتینگ DM360
DM360 را میتوان پرنفوذترین آژانس تبلیغات در شبکههای اجتماعی دانست که به مشتریان خود کمک میکند تا تبلیغات خود را به بیش از ۴۰ میلیون مخاطب فعال نمایش دهند. همچنین این آژانس دیجیتال مارکتینگ برای کانالهای تلگرامی با ایجاد ترافیک دائمی امکان درآمدزایی را برای آنها فراهم میآورد.
این آژانس بیش از ۱۰ سال است که در حوزههای فناوریهای دیجیتال فعالیت میکند و هدف آن بهبود کیفیت زندگی شهروندان به کمک فناوری میباشد. آژانس نوین خدماتی در زمینه تبلیغات گوگل، رپورتاژ خبری، تبلیغات نصب اپلیکیشن، طراحی استراتژی سئو و محتوا، تبلیغات کلیکی و خدمات مشاورهای ارائه میدهد.
وبسیما مجموعهای قدرتمند در زمینه طراحی سایت، فروشگاه اینترنتی و ارائه خدمات سئو است که به هدف ایجاد تغییر و تحول در فضای وب فعالیت خود را آغاز نموده است. این شرکت توانسته است تعداد زیادی مشتری در خارج از کشور جذب نماید و خدمات خود را به آنها ارائه نماید.
وبسیما هماکنون در کشورهای ترکیه، امارات، کانادا و استرالیا دفتر فعال نمایندگی دارد.
۱۴- پلتفرم تبلیغاتی، خدمات سئو و دیجیتال مارکتینگ تسمینو
تسمینو یک پلتفرم انتشار و توزیع رپورتاژ خبری است که به کسب و کارها کمک میکند تا با انتشار اخبار خود در رسانههای خبری، سایت قدرتمندتری را بسازند و جایگاه خود را در نتایج گوگل بهبود ببخشند.
۱۵- پلتفرم انتشار رپورتاژ آگهی تریبون
کسانی که در حوزه سئو فعالیت میکنند به خوبی میدانند که رپورتاژ آگهی میتواند کمک زیادی به بهبود رتبه سئو سایت آنها بنماید. ثبت رپورتاژ آگهی یکی از بهترین ابزارها برای بازاریابی محتوایی موثر در کسب و کار شما است که توسط تریبون بصورت کاملا حرفهای انجام میشود.
لیست آژانس های دیجیتال مارکتینگ در حال تکمیل است. اگر شما مالک یک آژانس هستید یا آژانس مطرحی را میشناسید که در حوزه کاری خود سرآمد است با معرفی آن آژانس به من، امکان قرار گرفتن نام آژانس مدنظرتان را در لیست بالا فراهم آورید.
برای موفقیت در کسب و کار یا زندگی شخصی باید به یک شناخت کامل از خود دست پیدا کنیم. برای اینکه بتوانیم خود را بهتر بشناسیم باید با تکنیکهای خودآگاهی و خودشناسی آشنا باشیم و از این علوم در زندگی روزمره خود استفاده کنیم.
آشنایی کامل با ویژگیهای شخصیتی خودمان اولین گام در مسیر خودشناسی است. خودشناسی که به ما برای موفقیت در کسب و کار یا زندگی شخصی بسیار کمک خواهد کرد.
وقتی خصوصیات ذاتی خود را بدانیم براساس همان ویژگیها عمل میکنیم و نتایج بهتری در کار یا زندگی شخصی خود بدست میآویم. موفقیتهای کچک از شناخت بهتر ما از خودمان بدست میآیند و باعث میشوند تا بتوانیم زندگی شادتری را تجربه کنیم.
۲- کاهش مشکلات و چالشهای شخصی:
وقتی خود را بهتر بشناسیم میتوانیم راهکارهای مواج با مشکلات و چالشهای شخصی را پیدا کنیم. آشنایی با استعدادها و زوایای پنهان درونی که داریم به ما کمک میکنند تا مسائل به ظاهر پیچیده را هم بتوانیم به سادگی حل کنیم.
۳- شناخت بهتر، تصمیماتی متناسبتر
معمولا شکستهایی که در زندگی هر فردی بوقوع میپیوندند از تصمیمات احاسی و نادرستی است که در مواجه با مسائل مختلف میگیریم. خودشناسی و خودآگاهی به ما کمک میکنند تا تصمیمات درست و بموقع بگیریم و با اعتماد به نفس بالا آنها را اجرایی کنیم.
۴- خودکنترلی
هیجانات و احساسات درونی در هر انسانی یک امر طبیعی است. مهم این است که بتوانیم در بزنگاههای حساس کنترل خوبی بر روی رفتار و عمل خود داشته باشیم. خودشناسی به ما کمک میکند تا با انگیزه بالا ب سمت اهداف متعالی خود پیش برویم و مسیر رشد شغلی خود را به بهترین شکل دنبال کنیم.
۵- مقاومت در برابر ناملایمات اجتماعی
بحرانهای اقتصادی، بیماریهای همهگیر نظیر کرونا، بیکاری، بحرانهای اجتماعی و سیاسی و.. باعث شدهاند تا هر انانسانی در معرض امواج مخربی قار بگیرد که محیط اجتماع به سمت او میفرستد. شناخت از خد میتواند به ما کمک کند تا در برابر فشارهای اجتماعی بهترین واکنشها را از خود بروز دهیم.
۶- تحمل نظرات دیگران و درک درست از آنها
خودشناسی، مقدمهای برای دیگرشناسی است. کسانی که بتوانند خود را به بهترین شکل بشناسند، میتوانند به یک درک درست از رفتار، حرکتها و صحبتهای اطرافیان خود دست پیدا کنند.
برای تقویت ارتباطات و مهارت برقراری رابطه موثر با دیگران نیاز داریم تا خود را بشناسیم و با خودکنترلی که از خودشناسی بدست میآوریم، بهترین پیامهای کلامی یا نوشتاری را به سمت مخاطبان خود ارسال کنیم.
۷- انگیزه و نشاط
کمتر کسی میتواند نقش انگیزه را در موفقیت انکار کند. خودآگاهی به ما کمک میکند تا با بیشترین انگیزه و نشاط به سراغ فعالیتهای جدید برویم و بهترین کارها را در بهترین زمان و با بالاترین سطح انرژی انجام دهیم.
ابزارهایی برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم؟
ابزارهایی برای خودشناسی
برای اینکه به یک سطح کاملی از خودشناسی دست پیدا کنیم باید بتوانیم به ۶ سوال کلیدی زیر پاسخهایی دقیق و مناسب بدهیم:
۱- ارزشهای ما چیست؟
هر کسی در زندگی خود یک سری ارزش دارد. این ارزشها براساس شرایط محیطی، خانواده، جامعه، دانشگاه و.. بوجود میآیند. ابتدا به دنبال شناسایی تعدادی از ارزشهای مهم در زمینههای مختلف برای خود باشید و سپس براساس این ارزشها فرآیندهای خودآگاهی و خودشناسی را دنبال کنید.
۲- علایق خود را بشناسید؟
هر کسی بصورت ذاتی دارای تعدادی از علایق و استعدادهای خاص میباشد. علاقمندیهای ما ممکن است با گذر زمان یا بروز یک شرایط خاص تغییر کنند. اینکه بدانیم در حال حاضر به چه چیزی علاقه داریم و چه موضوعی میتواند رضایت خاطر حداکثری را برای ما فراهم آورد به شناخت بهتر ما از خودمان کمک خواهد کرد.
براساس شخصیتشناسی MBTI هر انسانی دارای یک ذات و فطرت درونی است که از ابتدای تولد با او میباشد. هر چند که شرایط زندگی و جامعه میتواند این شخصیت را دستخوش تغییراتی کند ولی اساس این ذات تغییری نمیکند و ما همیشه به دنبال بازگشت به فطرت درونی خود هستیم.
برای شناخت دقیقتر از خود باید سعی کنیم، ذات درونی خود را به درستی بشناسیم و براساس آن برای زندگی شخصی یا کسب و کار خود برنامهریزی کنیم.
۴- ریتم زندگی خود را درست تنظیم کنیم؟
سبک زندگی یا همان ریتم زندگی از جمله موضوعاتی است که در افراد مختلف میتواند متفاوت باشد. مثلا برخی از افراد سحرخیز هستند و در ابتدای صبح بهتر میتوانند کاری را انجام دهند در عوض عدّهای دیگر، شبها میتوانند بهترین عملکرد را از خود به نمایش بگذارند.
اصلا مهم نیست که شما با چه سبک زندگی راحتتر هستید، آنچه که اهمیت دارد این است که به یک شناخت جامع از ریتم زندگی خود دست پیدا کنید.
۵- آیا چشمانداز و اهداف خود را میشناسید؟
چشمانداز و اهدافی که ما در زندگی برای خود تعیین میکنیم میتواند به ما برای شناخت بهتر از خودمان کمک کند. ممکن است برخی از اهداف سخت و دور از دسترس بنظر بیایند. امّا اگر ما به خودمان ایمان داشته باشیم و تلاش و پشتکار بیشتری از خود بروز دهیم میتوانیم به آن اهداف برسیم.
۶- به دنبال شناخت نقاط قوت و ضعف خود باشیم؟
خودشناسی یعنی شناخت دقیق از نقاط قوت و ضعف و انجام فعالیت با توجه به توانمندیهایی که داریم تا به مرور زمان و درکنار رشد فردی، نقاط ضعف خود ر هم بهبود دهیم.
در خودشناسی بهتر است با خود صادق باشیم و سعی کنیم خودمان باشیم و روز به روز با شناخت بهتر از خود نسبت به زندگی یا کسب و کارمان حس بهتری پیدا کنیم. مسیر زندگی یا مسیر شغلی میتواند با خودشناسی دچار تغییرات اساسی شود.
۱۲ تمرین طلایی برای اینکه خود را بهتر بشناسیم
خودشناسی یکی از مهمترین مهارتهای نرمی است که برای موفقیت به آن نیاز داریم. تمامی رفتارها و کنشهایی که ما از خود بروز میدهیم با فرآیندهای درونی ذهن ما قابل کنترل هستند.
خودشناسی میتواند به ما کمک کند تا الگوهای رفتاری غلط را به مرور زمان کنار بگذاریم و در لحظات حساس زندگی خود، تصمیمات بهتری بگیریم. در ادامه به معرفی ۱۲ تمرین طلایی برای خودشناسی میپردازیم پس با ما همراه باشید:
۱- چرایی؟
با هر موضوعی که مواجه میشوید درباره دلیل آن از خود بپرسید. بعد از یافت دلیل آن موضوع، باز هم سوا بپرسید و بگویید چرا؟؟؟
این سوال پرسیدنها به شما کمک میکند تا شناخت بهتری از خود و جهان اطرافتان بدست بیاورید.
۲- عاطفیتر شوید
استفاده بیشتر از واژگان عاطفی در مراودات شخصی با اطرافیان، به ما کمک میکند تا بهتر نیازهای خودمان و آنها را بشناسیم.
۳- راحت نه بگویید
نه گفتن یک مهارت است که باید آن را یاد بگیریم و بموقع از آن استفاده کنیم. وقتی خود را بهتر بشناسیم، میتوانیم راحتتر به موضوعات بیارتباط به خود نه بگوییم.
۴- واکنشهای احساسی و ناخودآگاه را کنار بگذارید
ممکن است شما فردی به شدت احساسی باشید. اگر چنین است سعی کنید نسبت به اتفاقاتی که در اطراف شما رخ میدهد واکنشهای احساسی و لحظهای نشان ندهید.
۵- شناسایی ضعفهای خود
ضعفهای خود را بشناسید و به دنبال برطرف کردن آنها باشید. اگر فکر میکنید که برای موفقیت باید مهارتی جدید بیاموزید، حتما به دنبال فراگیری آن بروید.
۶- از افکار خود مراقبت کنید
فکرهایی که به ذهن ما وارد میشوند میتوانند بر روی رفتار ما تاثیر بگذارند. از منفینگری نسبت به موضوعات مختلف اجتناب کنید.
۷- تقویت زبان بدن
زبان بدن ما میتواند بر روی افرادی که با ما در ارتباط هستند اثر بگذارد. در ابتدا به دنبال شناخت زبان بدن باشید و با تمرین پیوسته آن را بهبود دهید.
۸- به عقاید و نظرات مخالف احترام بگذارید
نظرات مخالف با شما میتوانند ارزشمند باشند زیرا که معمولا افراد از دیدگاههای متفاوتی نظر خود را به شما انتقال میدهند. این عقاید میتوانند به شما کمک کنند تا به شناخت بهتری از خود و تواناییهایتان دست پیدا کنید.
۹- شخصیت خود را بشناسید
سعی کنید تیپ شخصیتی خود را بشناسید. شما میتوانید بصورت آنلاین در یک آزمون شخصیت شناسی شرکت کنید و با انجام یک تست ساده به شنخت بهتری از شخصیت خود برسید. شناخت شخصیت به ما کمک میکند تا دلایل بسیاری از رفتارها و واکنشهای خود را درک کنیم و بتوانیم به یک درک بهتر از اطرافیان خود برسیم.
۱۰- تفکر عمیق را تمرین کنید.
بر روی موضوعات و چالشهایی که با آن مواجه میشوید بصورت عمیق متمرکز شوید و با تفکری نقادانه به بررسی آن بپردازید. هرگز از اجرای راهکارهای خلاقانه نترسید و همیشه از چالشهای جدیدی که برای شما پیش میآید استقبال کنید.
بدین شکل، همیشه ذهن خود را آماده مواجه شدن با مسائل نگه خواهید داشت و در بحرانها میتوانید بهترین عملکرد را از خود بروز و ظهور دهید.
همیشه پیشنهادات و حتی انتقاداتی که به رفتار یا عملکرد شما وارد میشود را بشنوید و با کمک مشاورین و کوچهای کسب و کاری به تحلیل این پیشنهادات بپردازید. علم کوچینگ کسب و کار(business coaching) از موضوعاتی است که میتواند به ما برای شناخت بهتر از خودمان کمک نماید.
۱۲- آرامش و تمرکز
تمرکز داشتن از جمله موضوعاتی است که به خودشناسی کمک زیادی خواهد کرد. همیشه فکر و ذهن خود را بر روی موضوعات مشخصی متمرکز کنید و از انجام کارهای پراکنده اجتناب کنید. آرامش و استراحت کافی هم میتواند به تمرکز ذهنی کمک نماید.
رشد فردی و خودشناسی
خودشناسی(Self Discovery) به ما کمک میکند تا شناخت بهتری از خود پیدا کنیم و بتوانیم به این سوال که چگونه خودمان را بشناسیم پاسخ دقیقی بدهیم. خودشناسی یک چرخه متوالی است که هیچ گاه خاتمه نمیپذیرد زیرا ما انسانها بصورت پیوسته در حال تغییر و دگرگونی هستیم.
استفاده از دورههای شخصیتشناسی و جلسات مشاوره و کوچینگ میتواند به ما در شناخت بهتر از خودمان کمک کننده باشد. اگر شما هم به دنبال موفقیت بیشتر هستید حتما راهکارهایی برای خودآگاهی و شناخت از خود پیدا کنید و در بخش نظرات این پست در میان بگذارید.
فریلنسر(freelancer) به کسی اطلاق میشود که بدون قرارداد طولانی مدّت، خدمات خود را در اختیار مشتریان و یا کارفرماها قرار میدهد. فرآیند کاری که یک فریلنسر با آن مواجه است را فریلنسینگ مینامند. فریلنسرها برای موفق شدن در کار خود، باید اصول مختلفی را رعایت کنند که در این پست قصد درایم به معرفی این قواعد بپردازیم.
زمینههای کاری فریلنسرها
اصول فریلنسینگ موفق
قبل از هر چیزی بهتر است به این موضوع بپردازیم که یک فریلنسر میتواند چه کارهایی را انجام دهد. فریلنسرهای امروزی در زمینههای گوناگونی میتوانند فعالیت کنند. دلیل این موضوع جذابیّتهای دنیای مجازی، ظهور وب و شبکههای اجتماعی میباشد. سهولت در ارتباطات الکترونیک، قابلیت ایجاد فعالیتهای فریلنسینگ موفق را افزایش داده است.
مهمترین حوزههایی که فریلنسرها میتوانند در آن به فعالیت بپردازند شامل:
بهتر است قبل از آنکه شغل فعلی خود را رها کنید و به دنبال فریلنسری باشید یکبار دیگر استعدادها و تواناییهای خود را بسنجید. شناخت کامل از خود باعث میشود تا در قبول پروژهها با مشکل مواجه نشویم و تعهداتی خارج از توان خود به دیگران ندهیم.
فریلنسرهای موفق اغلب کار خود را با ارزیابی مهارتها و خصوصیات شخصی خود شروع میکنند. آنها با ضعفهایی که دارند به خوبی آشنا هستند و همواره سعی میکنند این نقاط ضعف را بهبود دهند.
۴ مهارت مهم در فریلنسینگ موفق
مهارتهای فریلنسینگ
برای اینکه بتوانیم فریلنسینگ موفق و قابل قبولی داشته باشیم باید به ۴ دسته مهارتی زیر تسلط داشته باشیم:
مهارت فنی: برای فریلنسرها مهم است که در یک زمینه خاص دارای مهارت فنی باشند. این مهارت باعث تمایز آنها از دیگر فریلنسرها یا کارمندان خواهد شد.
مهارتهای کسب و کاری: فریلنسینگ موفق، بدون ارتباط با مفاهیم کسب و کاری نمیتواند باشد. اگر قصد موفقیت در کسب و کاری را دارید باید با مفاهیم مالی، تحقیقات بازاریابی، مدیریت زمان، ارائه خدمات به مشتریان و .. آشنا باشید.
مهارت سازماندهی: فریلنسرها معمولا به تنهایی کار میکنند، امّا این بدان معنا نیست که یک فریلنسر نیازی به مهارت سازماندهی ندارد. سازماندهی درست کارها توسط یک فریلنسر، بهرهوری او را به شدّت افزایش میدهد.
مهارتهای نرم: فریلنسری با مهارتهای نرمی نظیر ارتباطات موثر و شبکهسازی رابطه مستقیم دارد. برای فریلنسینگ موفق باید انزوا و خجالت را کنار گذاشت و با تقویت ارتباطات اجتماعی شانس دریافت پروژهها را افزایش داد.
افرادی میتوانند به عنوان یک فریلنسر موفق مطرح شوند که دارای شخصیتی خلّاق و مستقل باشند. چنین افرادی تمایل چندانی به کارمندی ندارند و به دنبال سبک زندگی منحصربفردی میباشند. مهمترین ویژگیهایی که در یک فریلنسر میتوان مشاهده کرد عبارتند از:
جاه طلبی
استعداد بالا در حل مشکلات
شجاعت
به دنبال رشد بودن
روابط اجتماعی مناسب
متعهد به اخلاق حرفهای
کمالگرایی
نگرش حرفهای به موضوعات و چالشهای کاری
اعتماد به نفس بالا
مدیریت زمان
آشنا به بودجهبندی و مدیریت مالی
آشنا به اصول اولیه بازاریابی و فروش
علاقمند به شبکهسازی و ارتباطات
توانمندی در ایجاد تعادل بین کار و زندگی
برای موفقیت در حرفه فریلنسری نیازی نیست تا تمامی ویژگیهای بالا را داشته باشید. یک فریلنسر سعی میکند تا روز به روز پیشرفت کند و خود را با محدودیتها و شرایط روز وفق دهد. بنابراین ممکن است در شروع کار تنها چند ویژگی بالا در یک آزادکار وجود داشته باشد امّا به مرور زمان این ویژگیها تقویت و رشد خواهد یافت.
مسیر رشد فریلنسری
فریلنسرها هم باید برای رشد و توسعه فردی خود مسیری برای خود طراحی کنند. این مسیر با توجه به مهارتها و انتظارات فریلنسر میتواند ابعاد گوناگونی را در برگیرد. امّا اجزای زیر را میتوان در تمامی مسیرهای رشد فرلنسینگ موفق جای داد:
مسیر رشد فریلنسری
تحقیق و شناسایی فرصتها، موانع و محدودیتها
تصمیمگیری و شروع فعالیّت با حداقل امکانات
برنامهریزی و تعیین چشمانداز
یادگیری مهارتهای مورد نیاز و بهبود عملکرد
بررسی عملکرد و دریافت بازخورد از مشتریان و کارفرمایان
تمرین بیشتر و تلاش برای افزایش بهرهوری
باید توجه داشت که فریلنسری پدیدهای جدید در بازار کار ایران میباشد که در کنار کارمندی و کارآفرینی مطرح شده است و در مدّت زمان کم توانسته جایگاه خوبی پیدا کند. متاسفانه قراردادهای فریلنسینگ از پشتوانه قانونی محکمی برخوردار نیستند و مراجع قانونی چنین قراردادهایی را زیاد جدّی نمیگیرند.
برای فریلنسینگ موفق باید به نکان زیادی توجه داشت و با آموختن قوانین و مهارتهای کسب و کاری جلوی هر گونه سواستفاده را گرفت.
الگوریتمهای گوگل مجموعهای از دستورالعملهای این موتور جستجو هستند که سعی دارند بهترین و متناسبترین محتوا را با توجه به درخواست کاربر در اختیار او قرار دهند. گوگل در طول سالیان متمادی سعی کرده است تا با ارائه الگوریتمهای جدید و بروزرسانی مستمر آنها، وظیفه خود که یافتن نزدیکترین نتایج به درخواست کاربران است را به درستی انجام دهد.
گوگل با توجه به ویژگی الگوریتمهای خود، آنها را به نام برخی از حیوانات نامگذاری کرده است به همین دلیل در برخی مواقع از این الگوریتمها با عنوان باغ وحش گوگل نیز نام برده میشود.
تاریخچه الگوریتمهای گوگل
معرفی الگوریتمهای گوگل
امروزه کمتر کسی هست که برای جستجو و یافتن نتایج مورد انتظار خود به سراغ اینترنت و موتورهای جستجو نرود. یکی از موتورهای جستجو که در ایران و بین فارسی زبانان طرفداران بسیاری دارد گوگل است. حتی میتوان گفت که گوگل یکهتاز بازار جستجوی جهان است و بیش از ۸۰% از بازار جهانی سرچ را به خود اختصاص داده است. بدون تردید گوگل این موفقیت خود را مدیون عملکرد بینقص الگوریتمهای جستجوی خود است.
گوگل از بدو ایجاد در سال ۱۹۹۸ برای اینکه بتواند نتایج را به کاربران خود عرضه کند اولین الگوریتمهای خود را ایجاد کرد و این الگوریتمها را بصورت پیوسته بهبود و توسعه داده است.
اولین الگوریتم مطرح گوگل در سال ۲۰۰۸ به نام ونیز(Vince) عرضه شد که به کلمات کلیدی حساسیت داشت. این الگوریتم نتوانست نتایج کاملی را به کاربران ارائه دهد و از اینجا به بعد بود که گوگل مجموعهای از الگوریتمهای خود که با نام حیوانات عرضه میشدند را عرضه نمود. اصطلاح باغ وحش گوگل از همین زمان شایع گردید.
باغ وحش گوگل
در سال ۲۰۱۱ پاندا عرضه شد. در سال ۲۰۱۲ پنگوئن مطرح شد که به دنبال مجازات سایتهای سودجو بود. در سال ۲۰۱۲ الگوریتم دزدان دریایی(pirate google) که به دنبال شناسایی و مجازات سایتهایی دارای شاکی بود. در سال ۲۰۱۲ الگوریتم رنک برین که به دنبال رتبه بندی سایتها بود عرضه شد. در ۲۰۱۵ الگوریتم مرغ مگس خوار عرضه شد که سعی داشت جستجوهایی متناسب با مفاهیم و معانی ارائه دهد. الگوریتم موبایل فریندلی نیز در همین سال عرضه شد زیرا که گوگل متوجه شده بود بسیاری از جستجوها از طریق گوشیهای تلفن صورت میپذیرد.
اهمیت الگوریتمهای گوگل
اگر شما قصد دارید یک کسب و کار آنلاین را راهاندازی کنید باید از شیوههای ختلف بازاریابی برای جذب مشتری استفاده کنید. یکی از این راهها استفاده از بازاریابی موتورهای جستجو(SEM) میباشد. اگر یک کسب و کار بتواند سایت خود را با کلمات کلیدی طلایی در صفحه اول نتایج گوگل(SERP) قرار دهد، میتواند ترافیک ارگانیک و به احتمال زیاد مشتریان بسیاری را بدست آورد.
بنابراین آشنایی با الگوریتمهای گوگل برای تولیدکنندگان محتوا و سئوکاران یک ضرورت است. در ادامه این پست به معرفی الگوریتمهای گوگل و کاربرد هریک از آنان میپردازیم.
الگوریتم پاندا(Panda)
این الگوریتم به هر صفحه وب یک امتیاز میدهد. این امتیاز در رتبهبندی تاثیرگذار است. پاندا تمامی محتواهای وب را با دقت میخواند و با توجه به کیفیت و کارآیی هر محتوا به آنها امتیاز میدهد.
الگوریتم پنگوئن(Penguin)
این الگوریتم بر روی لینکدهی سایتها تمرکز دارد. شناسایی لینکهای نامرتبط کار اصلی این الگوریتم میباشد. اگر در حوزه سئو فعالیت دارید حتما با اهمیت لینکسازی آشنا هستید. متاسفانه برخی افراد با استفاده از سئو سیاه به دنبال رشد ناگهانی و سریع هستند. پنگوئن به خوبی جلوی لینکسازیهای نامرتبط را میگیرد.
الگوریتم مرغ مگس خوار(Humming bird)
مرغ مگس خوار
با رشد گوگل، سوالات جستجوکنندگان هم پیچیدهتر گردید. مرغ مگسخوار به خوبی سوالات را تفسیر میکند و سعی میکند بهترین نتایج را به مخاطبان ارائه دهد. این الگوریتم با کمک زبان طبیعی معنای نهفته در جستجوهای کاربران را پیدا کرده و نتایجی نزدیک به اهداف آنان را ارائه میکند.
الگوریتم کبوتر(Pigeon)
سئو محلی موضوعی است که توسط کبوتر مورد توجه قرار گرفته است. کاربران در برخی از جستجوهای خود بر مکان تاکید دارند. اینجاست که کبوتر به کمک جستجوکنندگان میآید و سعی میکند نتایجی مبتی بر مکان را به آنها تحویل دهد.
الگوریتم جعبه ماسه(Sand box)
این الگوریتم توجه زیادی به سابقه و اعتبار سایتها دارد. الگوریتم جعبه ماسه سعی میکند تا محتواهای سایتهایی که دارای اعتبار بیشتری هستند را به کاربران نشان دهد زیرا که اینگونه سایتها قبلا امتحان خود را پس دادهاند.
الگوریتم رقص گوگل(Google dance)
این الگوریتم سعی میکند تا محتواهای تازه انتشار یافته را در موقعیت خوبی قرار دهد تا با تحلیل رفتار کاربران بتواند ارزش محتوا را شناسایی کند. در واقع گوگل دنس را میتوان نقطه مقابل سندباکس دانست. اگر سایتی بتواند در گوگل دنس عملکرد خوبی داشته باشد و رضایت کاربران را جلب کند شانس قرار گیری در رتبههای بالا را برای مدت طولانی خواهد داشت.
الگوریتم تازهگی(Freshness)
گوگل به بروزرسانی محتواها علاقه بسیاری دارد زیرا که مخاطبان او به دنبال یافتن اطلاعات دست اول هستند. بنابراین گوگل به سایتهایی که همیشه به دنبال بهبود و بروزرسانی باشند اهمیت بیشتری میدهد.
این الگوریتم با کمک زبان طبیعی به دنبال رتبهبندی ارگانیک وبسایتها میباشد. مهمترین کار این الگوریتم تطبیق برخی عبارات جستجو با نتایج مورد انتظار است. مثلا ممکن است کاربر عبارت “قرمه سبزی خوشمزه” را سرچ کند ولی این الگوریتم در نتایج “روش پخت قرمهسبزی” را به کاربر نمایش دهد. این الگوریتم گوگل را میتوان مهمترین جلوه هوش مصنوعی در گوگل دانست.
الگوریتم E-A-T
این الگوریتم به دنبال ارائه محتواهای با کیفیت به کاربران است و از از ابتدای سه کلمه اعتماد، اقتدار و تخصص بوجود آمده است. گوگل با کمک رباتهای خزنده و عوامل انسانی اعتبار هر سایتی را براساس سه مولفه فوق بدست میآورد. این الگوریتم بر منحصربفرد بودن و تخصصی بودن محتواهای یک سایت تاکید ویژهای دارد.
الگوریتم اعتبار صفحه(Page Authority)
بعد از انتشار هر صفحه جدید در وب این الگوریتم به امتیازدهی به آن صفحه میپردازد. هر چه امتیاز صفحهای بالاتر باشد رتبه آن صفحه در نتایج گوگل بهبود خواهد یافت. مجموع اعتبار صفحات مفهومی به نام اعتبار دامنه را ایجاد میکند.
برای گوگل رضایت کاربران اهمیت زیادی دارد. اگر در یک سایت تبلیغات زیادی وجود داشته باشد یا ساختار و تجربه کاربری مناسب نباشد، گوگل رتبه آن سایت را کاهش میدهد. الگوریتم پیجلیاوت گوگل وظیفه بررسی ساختار صفحات یک سایت را برعهده دارد.
الگوریتمEMP گوگل
این الگوریتم بر روی کلمات کلیدی و سئو آنها حساس است. وظیفه این الگوریتم جلوگیری از سئو کلاه سیاه میباشد و سایتهایی که سعی میکنند با بمباران یک کلمه کلیدی در رتبه اول نتایج گوگل قرار بگیرند را پنالتی میکند.
این الگوریتم با توجه به شرایط سنی به ارائه نتایج میپردازد و سعی میکند با اطلاعاتی که از کاربران دارد سایتهای مستهجن و قمار را به افراد کم سن و سال نشان ندهد. افرادی که دنبال دور زدن این شرایط هستند به شدت توسط این الگوریتم جریمه میشوند.
الگوریتم گورخر(Zebra)
این الگوریتم بر روی فروشگاههای اینترنتی تمرکز دارد و سعی میکند فروشگاههایی که محصولات بیکیفیت از نظر کاربران عرضه میکنند را از نتایج خود حذف کند.
الگوریتم موبایل فریندلی(Friendly mobile)
در سال ۲۰۱۵ که گوشیهای هوشمند توسعه یافته و فراگیر شدند، گوگل برای جستجو در موبایلها اهمیت ویژهای قائل شد. این الگوریتم به دنبال این است که صفحات سازگار با موبایلها را در نتایج خود نمایش دهد تا تجربه کاربری بهبود یابد.
الگوریتم Rank Brain
این الگوریتم با کمک هوش مصنوعی به دنبال درک و تفسیر سوالات کاربران میباشد. این الگوریتم بر تجربه کاربری تاکید دارد و به همین دلیل به شدت محتواهای کم عمق و بیکیفیت را جریمه میکند.
الگوریتم موش کور(Possum)
این الگوریتم تمرکز خود را بر روی کسب و کارها گذاشته است و به دنبال شناسایی کسب و کارهای محلی و نمایش آنها در نتایج خود میباشد.
الگوریتم FRED
این الگوریتم از ناشناختهترین و مرموزترین الگوریتمهای گوگل است. این الگوریتم به دنبال شناسایی خلافکاران و کسانی است که سعی میکنند با سئو سیاه در نتایج گوگل بالا بیایند. بک لینکسازی غیر اصولی، تبلیغات بیش از حد، نقض قوانین گوگل و استفاده از بلوکهای محتوایی نامرتبط از جمله مواردی است که این الگوریتم گوگل به دنبال یافتن آنها میباشد.
الگوریتم کافئین(Caffeine)
این الگوریتم بر روی ایندکس شدن صفحات گوگل تاثیر میگذارد و با تغییر سرعت ایندکس صفحات بر روی رنکبندی آنها تاثیر میگذارد. کافئین محتواهای تاریخ گذشته را از لیست نتایج خود حذف میکند.
این الگوریتم به دنبال محتواهای کپی میگردد و سایتهایی که محتواهای فیک وکپی منتشر میکنند را به شدت جریمه میکند. همچنین بکلینک های غیرطبیعی را هم شناسایی و لینکدهنده را جریمه میکند. الگوریتم دزد دریایی(pirate) نیز مشابه فلوریدا است و هدف آن یافتن دزدی محتواها توسط سایتهای مختلف میباشد.
سئو و الگوریتمهای گوگل
در پایان باید به ذکر این نکته بپردازیم که شناسایی الگوریتمهای گوگل به ما کمک میکند تا در تولید محتوا و سئو عملکرد بهتری داشته باشیم. البتّه با شناخت این الگوریتمها نمیتوان انتظار معجزه داشت. باید توجه داشته باشیم که گوگل بصورت مستمر در حال بهبود الگوریتمهای خود است و محتواسازان باید با جدّیت به این بروزرسانیها توجه کنند.
تولید محتوای با کیفیت و مخاطب پسند شاید تنها اصلی باشد که در هیچ یک از الگوریتمهای گوگل تغییر نخواهد کرد و همیشه میتواند ابزاری برای موفقیت در بازاریابی موتورهای جستجو باشد.
سرمایهگذاری جمعی یا تامین جمعی(Crowd Funding) یک روش جذب سرمایه برای استارتآپ ها میباشد. در این روش بنیانگذاران یک کسب و کار از مجموعهای از ذینفعان یا حامیان برای تزریق سرمایه به استارتاپ دعوت بعمل میآورند.
آشنایی با تامین جمعی در استارتاپ ها
تامین جمعی یک شیوه مرسوم برای تهیه منابع مالی در بسیاری از کسب و کارها محسوب میشود. کرودفاندنگ نوعی از جمعسپاری(Crowd Sourcing) می باشد. در جمعسپاری سعی میشود تا یک پروژه با استفاده از توان و ظرفیت مجموعهای از افراد اجرا شود.
سرمایهگذاری جمعی چگونه بوجود میآید؟
معمولا کسب و کارهای نوپا در تامین سرمایه و منابع مورد نیاز خود مشکل دارند. چنین بیزینسهایی معمولا به دلیل توان مالی کمی که دارند نمیتوانند منابع مالی مورد نیاز خود را از بانکها و موسسات مالی تامین کنند. در چنین شرایطی بنیانگذاران یک استارتاپ به سراغ آشنایان، فامیل و دوستان صمیمی میروند.
چنین افرادی با توجه به شناختی که از بنیانگذاران، تواناییها و اهداف آنها دارند حاضر هستند سرمایه اولیه کسب و کارها را تامین کنند. کروند فاندینگ را میتوان همان تعبیری از ضربالمثل معروف ایرانی دانست که “قطره قطره جمع گردد و انگهی دریا شود“.
از تامین جمعی در برخی مواقع به سرمایهگذاری مردمی یا اجتماعی هم نام برده میشود. این شیوه از جمعآوری پول رو میتوانیم در حوادث طبیعی نظیر زلزله، سیل و.. میبینیم. سرمایهگذاران جمعی در واقع سرمایهگذار فرشته (Angel Investor)هستند که تنها پول مورد نیاز برای رشد یک کسب و کار را فراهم میکنند و در مدیریت آن دخالتی ندارند.
اگر قصد راهاندازی یک استارتاپ را دارید بهتر است با اصطلاحات استارتاپی آشنا شوید: واژهنامه استارتاپی
انواع شیوههای تامین جمعی
تامین جمعی مبتنی بر سهامداری
سرمایهگذاری جمعی مبتی بر وام
تامین جمعی مبتنی بر کمک مالی
تامین جمعی مبتنی بر پاداش
مزایای سرمایهگذاری جمعی
سرمایهگذاری جمعی در شرایطی که بانکها برای وامدادن سختگیرانه عمل میکنند یا شرکتهای نوپا پشتوانه مناسبی برای ضمانت بانکی ندارند مناسب است. مهمترین مزایا این شیوه تامین مالی عبارتند از:
دسترسی آسان به منابع مالی
جذب اعتماد عمومی آسانتر سرمایهگزاران
سرعت عمل بالا در تامین منابع مالی
پایین بودن نرخ بهره به نسبت بانکها
امکان سهام دار کردن سرمایهگذاران و کاهش ریسک بازپرداخت سرمایه دریافتی
مشارکت اعضا و سرمایهگزاران در معرفی، اعتمادسازی و سرعت بخشی به برندینگ کسب و کار
در سرمایهگذاری جمعی شاهد مشارکت اجتماعی یک عده از افرادی هستیم که علاقمند به رشد یک کسب و کار هستند. در کنار هم قرار گرفتن این سرمایهگذاران و بنیانگذاران استارتاپ فضای مناسبی برای همکاری و تعامل بوجود میآورد. ارتباطات ایجاد شده در این بستر میتواند زمینهساز رشد سریعتر کسب و کار گردد و از طرفی دغدغههای مالی بنیانگذاران را به حداقل برساند.
مهاجرت همیشه به عنوان یک راه برای رشد و دستیابی به امکانات بیشتر بوده است. وجود معضلات مختلف در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران باعث شده است تا جوانان بسیاری علاقمند باشند تا تحصیلات یا کار خود را در کشورهای دیگر ادامه دهند. از همین رو در چند سال اخیر با مفهوم جدیدی به نام استارتاپ ویزا مواجه شدهایم.
در این پست قصد داریم تا به بررسی این مفهوم به نسبت نوظهور بپردازیم.
استارتاپ ویزا چیست؟
استارتاپ ویزا
کشورهای مهاجرپذیر ابزارهای مختلفی برای اعطای پناهندگی به افراد متقاضی دارند. از ویزای تحصیلی، سیاسی، کار و… تا استارتاپ ویزا از جمله ابزارهایی هستند که مهاجرین برای اخذ اقامت از آنها استفاده میکنند.
با رشد استارتاپها و تاثیر سازنده آنها بر روی فضای کسب و کار، کشورهای اروپای، آمریکایی و حتی برخی از کشورهای آسیایی به این واقعیت پی بردند که باید به دنبال جذب نیروهای مستعد و کارآفرین باشند.
به همین دلیل برای کارآفرینان نیز تسهیلات ویژهای را در نظر گرفتند. جذب کارآفرینان برتر سایر کشورها باعث میشود تا رشد اقتصادی کشورهای مهاجرپذیر به شدت بهبود پیدا کند.
یک ایده یا طرح کسب و کاری قابل قبول داشته باشند یا حتی آن را در کشور مبدا اجرا کرده باشند و برای ادامه کار و توسعه طرح خود مهاجرت کنند. خلاقیت و ابتکار در طرح از آیتمهای مهم در پذیرش مهاجر میباشد.
اعضا تیم مشخص باشند یا قبل جذب در کشور مقصد باشند.
طرح آنها از لحاظ ساختاری قابل اجرا باشد و با قوانین کشور مقصد در تضاد نباشد.
وجود زیرساختهای مورد نیاز آنها در کشور مقصد
متقاضی امکان تاکین هزینه خود و خانوادهاش، در چند ماه اول مهاجرت را داشته باشد.
طرح متقاضی بتواند زمینه حذب و استخدام نیروهای کار در کشور مقصد را فراهم کند.
معرفی کشورهای ارائه دهنده استارتاپویزا
معمولا اکثر کشورهای صنعتی خدمات استارتاپ ویزا را ارائه میدهند. امّا کانادا، برزیل، نیوزیلند، استرالیا، کرهجنوبی، سنگاپور، انگلیس، فرانسه، هلند، دانمارک و فلاند جزء کشورهایی هستند که شرایط سادهتری را برای استارتاپویزا در نظر میگیرند.
استارتاپ ویزا ابزاری مناسب برای توسعه و بینالمللی کردن یک استارتاپ محلی میباشد. معمولا استارتاپهایی که در حوزه فناوریهای سطح بالا کار میکنند با مشکل توسعه زیرساخت مواجه هستند. در چنین مواقعی استارتاپ ویزا میتواند به کمک این دسته از کسب و کارها بیاید.
کسبوکار عبارتی است که به عنوان معادل عبارت انگلیسی Business Plan انتخاب شده است. سایر معادلهایی که بهطور معمول مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از: برنامۀ تجاری، طرح تجاری، و برنامۀ کسب و کار.
مهارتها و قوانین کسب و کار
این عبارت به نسبت جدید است و هم زمان با ورود مباحث مرتبط با کارآفرینی در کشور مطرح گردید. هرچند در کشور ما طرح کسب و کار، راهاندازی شغل جدیدی را به ذهن متبادر میسازد؛ اما همواره این گونه نیست و طرح کسب و کار در مورد شرکتهای در حال فعالیت و حتی سازمانهای غیرانتفاعی و دولتی کاربرد دارد. برای آنکه مشخص شود طرح کسبوکار چیست و چه هدفی را دنبال میکند، تعاریف مختلفی که برای آن ارائه شده است را در ذیل ارائه میدهیم:
تعریف طرح کسب و کار
سندی است که وضع موجود شرکت را بیان و برنامههای پیشبینی شدهی آن برای چند سال آینده را ارائه مینماید.
سندی است که اقدامات شرکت را در یک دورۀ مشخص بیان مینماید و بهطور معمول شامل فهرست دقیقی از ریسکها و عدمقطعیتها و تحلیل آنها است؛
یک برنامۀ جامع مکتوب است که بهطور مشخص و روشن اهداف توسعهای یک کسب و کار موجود یا جدید را تشریح میکند؛
به صورت مختصر طرح کسبوکار باید به سئوالات چه چیزی؟، چرا؟، چه موقعی؟، توسط چه کسی؟، و چگونه؟ پاسخهای روشنی ارائه دهد؛
مروری است کمی و کیفی بر سوابق یک کسبوکار و مالکان آن، اهداف بلندمدت و کوتاهمدتی آن کسبوکار، و برنامههای پیشنهادی برای رسیدن به اهداف؛
طرح کسب و کار انواع گوناگونی دارد؛ برخی برای عملیات درون سازمانی کاربرد دارند و دستهای دیگر برای جذب سرمایه نوشته میشوند. گروهی که برای جذب سرمایه نوشته میشوند شرحی از شرکت، استراتژیهای آن، و پیشبینیهای مالی ارائه میدهند؛
طرح کسبوکار سندی برای برنامهریزی است که اقدامات کسب و کار را برای یک دورۀ زمانی مشخص بهصورت خلاصه ارائه میدهد.
مدل کسب و کار چیست؟
مدل کسبوکار چارچوبی برای خلق پول و ثروت است. این چارچوب نشان می دهد که یک بنگاه چه مجموعه فعالیتهایی را، چگونه و در چه زمانی باید انجام دهد تا مشتریان از آنچه بهرهمند شوند که از بنگاه انتظار دارند و بنگاه نیز به سود دست یابد. شیوهای که شرکت، بنگاه یا سازمان برای تولید سود و سرپا نگه داشتن خود انتخاب میکند.
مدل کسبوکار بیان میکند که چگونه سازمان برای تولید محصول یا ارائه خدمت ایجاد ارزش افزوده میکند. به بیان دیگر این مدلها که در واقع چارچوبی برای پولسازی هستند، به سه پرسش کلیدی در مورد شرکتها پاسخ میدهند: کدام فعالیتها، چگونه و چه وقت باید انجام شوند؟ – پاسخ صحیح به این پرسشها منجر به عملکرد مناسب شرکتها و ارائه مزایای مطلوب به مشتریان شده و در نهایت سود را برای شرکت به ارمغان میآورد.
مدل کسبوکار شرکت نوکیا که به تولید و فروش گوشیهای موبایل میپردازد.
یک ایستگاه تلویزیونی که مبادرت به پخش مجانی برنامهها میوزرد حیاتش وابسته به یک مدل پیچیده کسب و کار است که شامل تولید محتوا و آگهیها میشود.
پرتالهای اینترنتی مانند یاهو از یک مدل پیچیده کسب و کار پیروی میکنند.
مدل Fee in, free out: یک مدل کسب و کاری است که مشتری، اول برای دریافت خدمتی شارژ نموده وآن خدمت را برای مشتریان بعدی مجانی ارایه می نماید. این مدل مناسب محیطهای کسب و کاری که یک بار هزینه برای تولید محصول یا خدمات (مثل خدمات دیجیتایز نمودن )دارند و توزیع پس از آن مشمول هزینه بسیار کم یا بدون هزینه می باشد.
مرتبط مدل Freemium
عوامل تأثیرگذار در تغییر مدل کسبوکار
تکنولوژی
بازار
جامعه
پاسخ سازمان به این عوامل تأثیرگذار
سیستمهای استراتژیک و مدیریت استراتژیک
مشتریمداری (ارتباط موثر با مشتریان و حفظ آنها)
بهبود مستمر و اثر بخشی در کار از طریق رعایت استانداردهای بینالمللی، مدیریت کیفیت، واکنش به موقع به تغییرات، مدیریت دانش، ابتکار و خلاقیت
مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار
ساخت بر اساس سفارش و تولید انبوه
سوق یافتن بهسوی کسب و کار الکترونیک و تجارت الکترونیک
بنگاههای مجازی
تعاریف مدلهای کسب و کار
تعریف مدل کسب و کار غالبا با دشواری همراه است زیرا در زمینههای متفاوت کسب و کار معانی متفاوتی از آن برداشت میشود و ارائه یک تعریف یکسان در همه کسب و کارها مقدور نیست.این نقصان در تعریف مدلهای نوین کسب و کار الکترونیک بیش از سایر حوزهها احساس میشود.
انواع تعریفهای مدلهای کسبوکار
«مدلهای کسب و کار در حوزه وب، از مفاهیمی هستند که بیشترین بحث و تبادل نظر و کمترین درک و اتفاق نظر روی آنان صورت گرفته است.»
مدل کسب و کار ابزاری است برای تامین منافع مشتری و منافع بنگاه و کسب درآمد.
مدل کسب و کار به بیان ساده عبارت از متدی است که شرکت در فعالیتهای تجاری در پیش گرفته و با کسب درآمد ثبات خود را حفظ مینماید. در این مدل با توجه به منابع در دسترس و نیاز مشتری، پیشنهادی برای عرضه ارزش مورد نظر مشتری ارائه شده و منافع و درآمد نصیب شرکت میسازد.
به تعبیری دیگر «مدل کسب و کار چگونگی کسب درآمد توسط بنگاه را با مشخص کردن جایگاه آن در زنجیره ارزش مشتری تشریح میکند.»
مدل کسب و کار توصیف ابزارها و روشهایی است که یک بنگاه بکار میگیردتا به سودی که در طرح و نقشه بنگاه است برسد.مدل کسب و کار –کسب و کار را بهعنوان یک سیستم در نظر میگیرد وسپس به این سوال پاسخ میدهد که چگونه پول بهدست بیاوریم تا زنده بمانیم و رشد کنیم؟
مدل کسب و کار روش یا پردازشی که بهوسیله آن یک کسب و کار تولید پول میکند یا روشی که یک کسب و کار از فراوردهها یا سرویسهای خود ارزش اقتصادی تولید میکند. مدل کسب و کار یک دامنه وسیع از مدلهای رسمی و غیر رسمی را توصیف میکند که توسط بنگاههای اقتصادی برای توصیف جنبههای متنوع کسب و کار استفاده میشوند از جمله اهداف-استراتژی-زیر ساختها-ساختار سازمانی و سیاستها.
مدل کسب و کار طرحها و ایدههای سازمان را به ارزشهای اقتصادی تبدیل میکند. مدل کسب و کار نشان میدهند که یک شرکت چگونه با تعیین کردن جایگاه در زنجیره ارزش کسب درآمد میکند که شامل موضوعات مختلفی در باره کسب و کار میباشد که عبارتند از کارآفرینی, استراتژی ها, مسائل اقتصادی, سرمایه گذاری, عملکردها و بازاریابی است.
مدل کسب و کار توصیفی است از ارزشی که یک شرکت به یک یا چند بخش از مشتریان ارائه میدهد. طرحی است از شرکت و شبکه همکاران آن برای ایجاد، بازاریابی و تحویل ارزش و سرمایههای ارتباطی برای ایجاد جریاناتی که منجر به کسب درآمدهای مثبت (سود) و با ثبات میشوند
طراحی کالا، خدمات و جریانهای اطلاعاتی شامل توصیفی از بازیگران مختلف کسب و کار و نقشهای آنها، توصیفی از مزایای بالقوه برای بازیگران مختلف کسب و کار و همچنین توصیفی از منابع درآمدی است.
نکاتی که در راه اندازی کسب و کار باید به آنها توجه کرد
مهمترین مزیت راه اندازی کسبوکار شخصی آن است که برنامه مربوط به شغل و کسب و کارتان برعهده خودتان قرار می گیرد و خودتان تصمیم می گیرید که چه کار کنید با وجود این ، مسائل و مشکلات زیر را در نظر داشته باشید:
ممکن است برای سود آوری در کسب و کار تازه راه اندازی شده ، به زمان زیادی نیاز داشته باشید و درآمدتان در سال های اول کم باشد . همچنین ممکن است درآمدتان در نوسان و متغیر باشد .
اگر در راه اندازی کسبوکارتان اشتباهی مرتکب شوید ، فرد دیگری مسئولیت آن را بر عهده نمیگیرد و تمام مسئولیتها متوجه صاحب کسبوکار است .
بهطور کلی صاحبان کسبوکارها (به خصوص کسبوکارهای جدید ) در مقایسه با صاحبان دیگر مشاغل ، باید زمان بیشتری را به کار خویش اختصاص دهند . اکثر کارآفرینان این مورد را عامل اصلی موفقیتشان خواندهاند .
با رشد و توسعه کسبوکارتان، باید یاد بگیرید بخشی از مسئولیتها و وظایفتان را به دیگران بسپارید، زیرا اداره تمام امور یک کسبوکار توسعهیافته برای یک نفر مقدور نیست.
پس با توجه به اهمیت و ضرورت راه اندازی کسب و کارشخصی ، شغل آینده خویش را با تاکید بر ایجاد کسبوکار شخصی برنامهریزی کنید.
دلایل شکست یک کسب و کار
چرا یک کسبوکار با شکست مواجه می شود :
موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه بهصورت خود به خودی و یا براساس شانس نیست . بهطور اصولی این موفقیت به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد . شروع یک کسبوکار همیشه ریسکپذیر است. با توجه به گزارش اداره کسبوکارهای کوچک در آمریکا ” بیش از ۵۰% کسبوکارهای کوچک در سال های اول با شکست مواجه شده و ۹۰% آن ها در ۵ سال اول از بین میروند.
Michael Ames در کتاب خود به نام ” کنترل کسبوکار کوچک ” دلایل زیر را برای شکست این نوع کسبوکارها بیان کرده است:
عدم وجود تجریه
نداشتن سرمایه کافی
نداشتن جایگاهی مناسب
عدم وجود کنترل قوی
سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارائی های ثابت
قراردادهای اعتباری ضعیف
استفاده شخصی از سرمایه های تجاری
رشد بدون انتظار
Custav Berle دو دلیل دیگر در کتاب خود بنام ” کسبوکار را خود بر عهده بگیرید ” به این دلایل اضافه میکند:
رقابت
فروش پائین
بیان این موارد قصد ترساندن شما را برای شروع یک کسبوکار ندارد. بلکه می خواهد شما را برای مسیر پر فراز و نشیبی که در پیش دارید آماده کند. ناچیز پنداشتن مشکلات شروع یک کسب و کار یکی از بزرگترین موانع کارآفرینی است . در هر صورت اگر صبور باشید و به سختی کار کنید به موفقیت دست مییابید و هیچ گاه فکر نکنید که قادرید همه کارها را به تنهایی انجام دهید.
یکی از بهترین روشها برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار استفاده از راهنمائی های دیگران است. شخصی که دارای تجربیات مرتبط با کسبوکار است میتواند شما را در این امر راهنمائی کند. یکی از عوامل در پیشرفت و موفقیت یک کسبوکار تصمیمگیری است، یکی از بهترین تصمیمها، یادگیری این موضوع است که چگونه تصمیمگیرنده خوبی باشید. این امر نیازمند تعهد، درک و مهارت میباشد که بسیار مهم و ارزشمند است.
شناخت انواع کسبوکار
در این قسمت با انواع مختلف کسب و کار آشنا میشویم. تقسیمبندیهای مختلفی از انواع کسبوکار وجود دارد. در اینجا برحسب تعداد افراد شاغل در کسبوکارها، آنها را تقسیمبندی میکنیم:
کسب و کار کوچک: به کسبوکاری گفته میشود که تعداد افراد شاغل در آن کمتر از ۵۰ نفر باشند . بهعنوان مثال مغازه محله شما جزء کسبوکارهای کوچک به حساب میآید . کسبوکارهای خانگی، اینترنتی و خانوادگی نیز جزء کسب و کارهای کوچک به حساب میآیند.
کسب و کار متوسط: به کسبوکاری گفته می شود که تعداد افرادی که در آن کار میکنند ، بین ۵۰ تا ۵۰۰ نفر باشند. بهعنوان مثال، فروشگاههای زنجیرهای جزء کسبوکارهای متوسط به حساب میآیند.
کسب و کار بزرگ: به کسبوکاری گفته میشود که تعداد افراد شاغل در آن بیشتر از ۵۰۰ نفر باشند . بهعنوان نمونه، شرکتهای بزرگی مثل ایران خودرو، سایپا و بانکها از کسبوکارهای بزرگ به حساب میآیند.
با وجود این، سهم کسبوکارهای کوچک جهان در بازار اشتغال، بیشتر از سهم کسبوکارهای بزرگ است. شرکتهای بزرگ فقط ۵ درصد اشتغال جهان را تامین میکنند.
مدل کسب و کار توصیفی از نقشها و ارتباطات ما بین مصرفکنندگان، مشتریان، هم پیمانان و عرضهکنندگان یک شرکت است که جریانات اصلی تولیدی، اطلاعاتی و مالی و همچنین منافع اصلی شرکا را مشخص میکند. مدل کسبوکار توصیفی است از ارتباطات تجاری ما بین یک شرکت تجاری و کالاها و خدماتی که آن شرکت در بازار فراهم میکند. بهطور خاص مدل کسبوکار روشی برای ساختاردهی جریانات هزینهای و درآمدی است.
مدل کسب و کار توصیفی از یک مجموعه کسبوکار است که ساختار، روابط بین عوامل ساختاری و همچنین نحوه پاسخدهی آن کسبوکار به دنیای واقعی را بیان میکند.
مدل کسبوکاری با طرح چند سوال اساسی شناسایی میشود:
مشتری کیست؟
ارزش مشتری چیست؟
چگونه میتوان ارزش لازم را با هزینهای مورد قبول به مشتری ارائه کرد؟
چگونه میتوان حاشیه امنیت مطمئنی در برابر رقیبها ایجاد کرد؟
مدل کسب و کار طرحها و ایدههای سازمان را به ارزشهای اقتصادی تبدیل میکند. مدلهای کسبوکاری نشان میدهند که یک شرکت چگونه با تعیین کردن جایگاه در زنجیره ارزش، کسب درآمد میکند که شامل موضوعات مختلفی در باره کسبوکار میباشد که عبارتاند از کارآفرینی, استراتژی ها, مسائل اقتصادی, سرمایه گذاری, عملکردها و بازاریابی است.
توضیح ساده تر اینکه یک مدل کسبوکار توصیح میدهد که یک شرکت چگونه میتواند برای خود جایگاهی در زنجیره ارزش پیدا کند و چگونه میتواند به ثبات لازم برسد تا درآمدزایی کند. در حالت کلی یک مدل کسب و کار را روشی معرفی میکنند که یک سازمان و بنگاه با استفاده از آن میتواند به ثبات لازم دست پیدا کند و درآمدزایی کند.
شرکتها مجبور هستند جایگاه خود را نسبت به سه موضوع استراتژیک زیر تعیین کنند:
مشتری شما چه کسی میتواند باشد.
چه محصولات و خدماتی میتوان به مشتریان انتخاب شده ارائه کرد.
چگونه میتوانیم این محصولات یا خدمات را بهصورت کارآمد و موثر به مشتری پیشنهاد کنیم.
شکل گیری یک مدل کسبوکار جدید
با هدف قرار دادن بخش جدید یا بخشهایی که در اثر اهمال کاری با مشکل مواجهاند
با شناسایی نیازهای جدید یا فراموش شده مشتریان
با یافتن راههای جدید برای تولید و تحویل, تولید محصولات جدید و یافتن مشتریان جدید
یک مدل کسب و کار موثر و قابل اجرا باعث خلق و هدایت ارزش افزوده بیشتری نسبت به سایرگزینههای موجود میشود. این مدل ممکن است برای مشتریانی که ارتباطشان را با سازمان شما قطع کردهاند، ارزشهای بیشتری بههمراه داشته باشد یا ممکن است بهطور کلی روشها و شیوههای سنتی انجام کارها را کنار گذارد. از سوی دیگر ممکن است مدل کسب و کار بهعلت تفکر نامناسب موثر و کارا نباشد زیرا رقیبان مدلهای کسب و کار بهتری را گزینش کردهاند.
مدلهای کسب و کار از زمانهای پیشین وجود داشته اند با این وجود در زمانهای مختلف با نامهای گوناگونی مورد استفاده قرار گرفته اند؛ اما در نهایت تمامی مدلهای کسب و کار ناشی از لزوم شکلگیری زنجیره ارزش در یک کسب و کار هستند. اولین نام مطرح شده در این خصوص توسط استاد دانش مدیریت یعنی مایکل پورتر مطرح شد.
فعالیت های منجر به شکل گیری زنجیره ارزش
فعالیتهای مرتبط با درست کردن چیزی, طراحی, خرید مواد خام, ساخت و فعالیتهایی از این دست.
فعالیتهای مرتبط با فروش چیزی, جستجو و یافتن مشتری, داد و ستدهای فروش, توزیع محصولات و یا انتقال خدمات
پشتیبانی عملیات نظیر منابع انسانی, زیرساختها و توسعه فناوری
با بهرهگیری از نظریه و راه کار زنجیره ارزش ما میتوانیم بفهمیم که چگونه بخشهای یک کسب و کار با هم هماهنگ میشوند. یک مدل کسب و کار ممکن است با هدف طراحی محصولی جدید برای نیازهای پیش بینی نشده تهیه شود و یا ممکن است بر روی راههای بهتر تولید, فروش یا توزیع محصولات وخدمات تمرکز کند.
یک مدل کسب و کار جدید و خوب اغلب اوقات حاصل ترکیب عناصری از هر دو طرف است و مزیتهای رقابتی مختلفی را بههمراه دارد که فراتر از یک محصول جدید یا یک فرایند بهینهسازی در جریان زنجیره ارزش است.
بهعنوان مثال مدل کسب و کار ابداعی شرکت تویوتا که در برابر رقبای بزرگی همچون فورد وجنرال موتورز موفقیت بزرگی به حساب میآمد بر پایه ابتکار وتنوع در زنجیره ارزشهای مختلفی همچون توسعه محصولات, مدیریت فروش و ساخت بود.
مدل کسب و کار شرکت وال مارت نیز بر اساس موقعیت فروشگاه ها, طراحی آنها و مدیریت لجستیک بود. واژه مدلهای کسب و کار, در فضای دات کامها مورد استفاده بیشتری قرار گرفت و عمومیت یافت. دات کامهای بسیاری که تقریباً از اواسط دهه نود فعالیت خود را آغاز کرده بودند در مسیر تغییر مدلهای کسب و کار خود برآمدند. ولی با این وجود متاسفانه بیشتر آنها از گردونه رقابت خارج شدند.
استراتژی در مدل های کسب و کار
مدل کسب و کار چیزی جز آشکارسازی استراتژیهای یک شرکت نیست. طبق گفته جان ماگارتا مدل کسب و کار و استراتژی رقابتی با هم پیش میروند. یک استراتژی رقابتی تو صیف کننده این است که یک یک کسب و کار چگونه میتواند فعالیت هایش را بهتر از رقبا انجام دهد. سازمانها وقتی میتوانند به کارایی بالایی برسند که سایر شرکتها قادر نباشند به آسانی از آن نسخهبرداری کنند.
زمانی که تمامی شرکتها محصولات و خدمات یکسانی را با شیوههای مشابه به مشتریان یکسانی ارائه میکنند ساختار آن صنعت تا حد زیادی غیر جذاب خواهد شد. با صراحت تمام میتوان گفت که این یک نوع رقابت مخرب است که بسیاری از خرده فروشها را در اینترنت بهسوی نابودی هدایت میکند کسانی که با مدلهای کسب و کار یکسان بهسوی بازار حمله میکنند.
آنها هیچگونه تلاشی برای متمایز ساختن خدمات خود در مورد مشتریها و بازارهایی که وجود دارند, محصولات و خدماتی که ارائه میدهند و ارزش افزودهای که باید داشته باشند, نمیکنند.
تعداد کمی همچون eBay که موفقیتهایی را کسب کرده اند در وافع تصمیم گرفتند کسب و کار خود را به شیوه متفاوتی دنبال کنند. بهطورخلاصه یک مدل کسب و کار خوب فقط نباید قدرتمند باشد بلکه باید منحصر به فرد نیز باشد.
چشم انداز تاریخی
واژه مدل کسب و کار تقریباً از سه دهه پیش وارد ادبیات مدیریت شد. اولین کسانی که از واژه مدلهای کسب و کار استفاده کردند Konczal و Dottore در سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۷۷ هستند. آنها این واژه را در مورد مفهوم مدلسازی فرآیندها و دادهها به کار بردند. در مدیریت اطلاعات مدلهای کسب و کار برای طراحی کلیه فرآیند ها, وظایف, دادهها و لینکها ارتباطاتی جهت ساختن یک سیستم فناوری اطلاعات که پشتیبان برنامههای کاری روزانه است, استفاده میشود. برنامه کسب و کار در واقع نقشه کلیات سیستم اطلاعاتی خواهد بود.
واژه مرتبط نزدیک به مدل کسب و کار, معماری سیستم اطلاعاتی بود این معماری تشریح کننده نقشه و طرح کلی بک سیستم اطلاعاتی با همه اجزا و ارتباط ما بین این اجزاست.
بعد از توصیف مشکل مشتری، محصول یا خدماتی که میتواند پاسخگوی این مشکل باشد، جایگاه ارزشی نامیده میشود. ارزش این محصول و یا خدمات از دیدگاه مشتری، در تعیین این جایگاه ارزشی ملاک قرار میگیرد.
گروه مشتریان که مورد هدف قرار گرفتهاند. باید توجه داشت که بخشهای مختلف بازار نیازهای متفاوتی دارند. گاهی نوآوری در یک Business Model بعد تغییر در بخش بازار شکوفا میشود.
ساختار زنجیره ارزش (به انگلیسی: Value Chain Structure)
جایگاه فعالیتهای شرکت در زنجیره ارزش و نحوه بهدست آوردن بخشی از ارزش تولید شده در زنجیره توسط شرکت، ساختار زنجیره ارزش را تشکیل میدهد.
تولید سود و حاشیه (به انگلیسی: Revenue Generation And Margine)
چگونه سود حاصل میشود؟ (از طریق فروش، اجاره، عضویت، پشتیبانی و…) ساختار هزینهای چگونه است و حاشیه سود مورد نظر چگونه بهدست میآید؟
جایگاه در شبکه ارزش (به انگلیسی: Position In Value Network)
شناسایی رقبا، شرکتهای مکمل و اثراتی که شبکه همکاری میتواند برای مشتریان ایجاد کند. این تعاریف جایگاه شرکت در شبکه ارزش را توصیف میکند.
چگونه شرکت سعی میکند یک “مزیت رقابتی” ماندگار برای خود بسازد. این مزیت ممکن است در نوع مدیریت نمودن هزینهها باشد و یا در Niche Strategy و یا همان بازار پنهان و دنج و غیرقابل دسترس توسط رقبا. در هر صورت وجود این مزیت رقابتی الزامی است. یک مدل کسب و کار میتواند با یکی از روشهای زیر طراحی شود.
نوآوری: یک مدل کسب و کار برای اولین بار با فکر و ایدهای نوآورانه طراحی گردد.
احیاء: یک مدل کسب و کار قدیمی مجدد احیاء گردد.
تغییر: یک مدل کسب و کار موجود با کمی تغییر در یکی از شش اصل فوق به مدل کسب و کار جدیدی تبدیل گردد.
اتخاذ: یک مدل کسب و کار بهصورت کامل برای شغل دیگر و یا کشوری دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
دلایل شکست یک کسب و کار
چرا یک کسب و کار با شکست مواجه می شود:
موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه بصورت خودبخودی و یا بر اساس شانس نیست و همانطور که گفته شد این موفقیت اصولاً به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد.
شروع یک کسب کار همیشه ریسک پذیر است، با توجه به گزارش اداره کسب و کارهای کوچک در آمریکا (( SBA)) بیش از ۵۰% کسب و کارهای کوچک در سالهای اول با شکست مواجه شده و ۹۰% آنها در ۵ سال اول از بین می روند. Micheal ames در کتاب خود به نام \”کنترل کسب و کار کوچک\” دلایل زیر را برای شکست این نوع کسب و کارها بیان کرده است:
۱-عدم وجود تجربه
۲-نداشتن سرمایه کافی
-نداشتن جایگاهی مناسب
۴-عدم وجود کنترل قوی
۵-سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارائیهای ثابت
۶-قراردادهای اعتباری ضعیف
۷-استفاده شخصی از سرمایه های تجاری
۸-رشد بدون انتظار
مهارتهای کارآفرینی
مهارتهای شخصی عبارتند از:
۱- کنترل و نظم درونی
عقیده فرد نسبت به این که وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی هست یا خیر را مرکز کنترل مینامند. بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف نمودهاند. افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند وقایعی که خارج از کنترل آنها هستند، سرنوشتشان را تعیین میکند. کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمیدهند. آنها همچنین این ویژگی را دارند که وقایع پیش آمده را برای خود قابل کنترل میدانند.
۲٫ ریسک پذیری
ریسک پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار میباشد. این ویژگی از ویژگیهایی است که در اکثر کارآفرینان وجود دارد.
۳٫ نوآوری
نوآوری فرایند خلق چیزی جدید است که ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یکی از ویژگیهای شرکت و فرد کارآفرین نوآوربودن است. حل مسائل و پیگیری فرصتها به راهحلهایی نیاز دارد که بسیاری از آنها ممکن است مختص یک وضعیت خاص باشند. بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برای بقاء و موفقیت شرکت امری حیاتی است.
۴٫ توانایی اداره تغییر
ما در زمانی زندگی میکنیم که روند دگرگونی در فناوریها، با شتاب فراوان افزایش مییابد و موجهایی میآفریند که همه صنایع را دربر میگیرد. نمیتوان جلوی دگرگونیها و تغییرات را گرفت یا خود را از آنها پنهان کرد. باید نگاهها را بر آنها دوخته و برای رویایی با آنها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر برنامهریزیها کاری از پیش نمیبرند و توان پیشبینی این گونه دگرگونیها را ندارند. البته این بدان معنا نیست که باید از برنامهریزی دست برداشت، بلکه باید همانند سازمانها و واحدهای آتش نشانی صورت گیرد، آنها نمیتوانند محل آتش سوزی را در آینده پیشبینی کنند ولی گروهی آنچنان توانمند و کارآمد آماده میسازند که میتوانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشدهای پاسخ مناسب دهند. بنابراین، کارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و بتواند تغییر جهت باد را تشخیص داده، مسیر مناسب را برگزیند. این توانایی برای ادامه آینده کار کارآفرین بسیار مهم و حساس است.
۵٫ تغییرمحوری
دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیدهاند که شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شرکت) همواره در حال دگرگونی است. این دگرگونیها با سرعت انجام میپذیرد و تمامی سازمان را دربرمیگیرد. در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً غیرثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم ، تکنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند. در درون سازمان کارکنان تغییر میکنند و با خود اندیشهها و دانشهای تازه میآورند. در چنین شرایطی کارآفرین یا مدیر به عنوان عامل تغییر همیشه با مسأله تغییر سر و کار دارد، زیرا تغییر امری اجتناب ناپذیر است. او باید در مقابل تغییر نگرشی مثبت داشته باشد و آماده اعمال تغییر در مواقع لزوم باشد.
۶٫ پافشاری، مقاومت و پشتکار
افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند. این یک باور است که پافشاری و مقاومت برای انجام یک کار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدیت بی وقفه مقدور نمیشود. اگر به افرادی که در هر زمینه موفق شدهاند بنگریم، میبینیم که آنها لزوماً بهتر، با هوشتر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند، بلکه پشتکار و مقاومت بیشتری داشتهاند. یک کارآفرین نیز برای موفقیت در کار خود باید پشتکار و مقاومت لازم را داشته باشد.
۷٫ رهبری دوراندیشی
دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز پیش از بهوقوع پیوستن آنها است پیتردراکر در کتاب خود «کنترل آشوب و هرج و مرج»مهارتی را شرح میدهد که یک مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت که برای کنترل دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است.
مهارتهای مدیریتی کارآفرینی
۱٫ برنامهریزی و تعیین اهداف – برنامهریزی بدین معنی است که مدیر از قبل درباره هدفها و اقدامات مورد نظر میاندیشد و کارها و اقدامات وی بر اساس یک روش ، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث میشود که سازمان دارای هدفهای بلندمدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدفها بهترین رویهها را اتخاذ نماید. ۲٫ تصمیم گیری – تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوه عمل خاصی برای حل یک مسأله یا یک مشکل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: تصمیم گیری معمول و با برنامه که مطابق با عادات، قواعد و یا رویههای مشخص اتخاذ میشود و تصمیمگیری غیرمعمول و بی برنامه که تصمیم گیری با مسائل و مشکلات غیرعادی سر و کار دارد. تصمیم گیری، برای یک مدیر یا کارآفرین فعالیتی حساس و پر اهمیت است. ۳٫ روابط انسانی – بر پایه پژوهشهای قابل ملاحظه در دههای ۳ و ۴ قرن حاضر، این نتیجهگیری حاصل شد که محیطهای کار در واقع زمینههای اجتماعی پیچیدهای هستند که درک و فهم رفتار در آنها از طریق توجه به نگرشهای کارکنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیررسمی و متغیرهای دیگر امکانپذیر است. ماری پارکتر فالت معتقد بود در هر کار جمعی، مسأله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است. توجه به روابط انسانی در محیط کار برای کارآفرینان و اداره یک کسب و کار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش کارآفرینان مورد توجه قرار گیرد. ۴٫ بازاریابی – در فرهنگ واژگان بنت(Bennett)بازاریابی، فرآیند برنامهریزی، طراحی، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع ایدهها و کالاها و خدمات به منظور خلق مبادله است که اهداف فردی و سازمانی را برآورده میسازد. مهارت بازاریابی یکی دیگر از مهارتهای مورد نیاز برای کارآفرینان است. ۵٫ راه اندازی تجارت – عوامل متعددی مانند دولت، منابع مالی که فرد در اختیار دارد، الگوهای نقش و …. در راه اندازی کسب و کار جدید تأثیر دارند. همچنین کارآفرین همچنین برای راه اندازی کسب و کار باید زمینه لازم را داشته باشد. تحصیلات رسمی و تجربه قبلی نیز در فعالیتهای اقتصادی باعث میشود مهارتهای لازم برای راه اندازی کسب و کار برای کارآفرین مهیا گردد. اگر چه نظامهای آموزشی از اهمیت ویژهای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی کسب و کار در زمینههایی که قبلاً کار کرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری کسب میکنند. به طور کلی نباید فراموش کرد که خصلتهای کارآفرینان ذاتی نیست، بلکه آنها تربیت میشوند و این مهارت را میتوان در آنها بوجود آورد. ۶٫ مهارتهای مالی و حسابداری – حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیتهای مالی یک مؤسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصل از بررسی این اعداد حسابداری را زبان تجارت نامیدهاند. کارآفرینان هر چقدر که این زبان را بهتر یاد بگیرند، بهتر میتوانند بر زندگی و کسب و کار خود تسلط داشته باشند. ۷٫ مدیریت – فرآیند مدیریت مربوط به وظیفهای است مبنی بر کسب اطمینان از این که فعالیتهایی به نحوی در حال اجر بوده و به دستیابی به هدفی معین منجر میگردند. این مهارت یکی دیگر از مهارتهای مورد نیاز کارآفرین است. ۸٫کنترل – کنترل عبارت است از توجه به نتایج کار (بازخورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیتهای انجام شده با برنامهها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی که انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است. کنترل به کارآفرینان کمک میکند که بر اثربخشی، برنامهریزی، سازمان دهی و هدایت کردن فعالیتها نظارت نمایند. ۹٫ مذاکره – مذاکره یک فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت کارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاکره بر اساس این واقعیت شروع میشود که مردم یا اشخاص به یکدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به کارکنان و کارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند. یک رابطه کاری در چهارچوب یکسری موافقتها تعریف میشود و هر توافقی حاصل یک فرآیند مذاکره است. ۱۰٫ مدیریت توسعه – در گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییرناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش میکردند اما امروزه با تحولات شتابندهای مواجهند. آنان با نوآوریهای مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات روبرو هستند و دنیای پرآشوب، بازارهای متغیر و شیوههای زندگی غیرثابت مصرف کنندگان در برابرشان قرار دارد. برای مقابله با چنین نیروهای متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون کردن و نوکردن را داشته باشند. مدیریت توسعه روشهایی را فراهم میآورد که به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن میشود. هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش ترکردن آن و افزایش فرصتها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوه خود را به فعل درآورند.
مهارتهای فنی کارآفرینی
۱٫ مهارتهای نوشتاری – مهارت نوشتاری، فعالیت یا هنر تنظیم کلمات و حروف بر روی کاغذ، چوب و یا هر چیز دیگر با هدف ثبت افکار و به منظور برقراری ارتباط با دیگران است. این نوع ارتباط با علائم مشهود و نمایان نوشته و یا چاپ شده صورت میگیرد. ۲٫ ارتباطات شفاهی یا ارتباطات کلامی – ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل اندیشهها، احساسات و عقاید دو نفر یا بیشتر با استفاده از علائم و نمادهای مناسب به منظور تأثیر، کنترل و هدایت دیگران. وقتی در جریان ارتباط، پیامها به صورت رمزهای کلامی و یا شفاهی انتقال یابند، آن ارتباط را ارتباط شفاهی گویند، مانند بحث و گفتگوی فرد با فرد یا فرد با گروهی دیگر. ۳٫ نظارت یا ارزیابی محیط – سیستم نظارت و ارزیابی محیط را کاوتس۱به این صورت تعریف میکند: – آشنایی با روند جریانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فنی و حوادث مهم داخل سازمان یا شرکت. – مشخص کردن خطرات بالقوه و فرصتها و تغییراتی که آن خطرات به طور ضمنی بیان میکنند. موارد بالا، باعث درک وضعیت آینده توسط مدیران و کارکنان شده، به سازمان در تعیین استراتژیهایش یاری میرساند. ۴٫ مدیریت بیزینس ۵٫ تکنولوژی – تکنولوژی مجموعهای از سخت افزار و نرم افزار است که باید به شکل مناسبی ترکیب شود تا تولید کالا و خدمات امکان پذیر گردد. اجزای تکنولوژی عبارت است از: – تجهیزات، ماشین آلات و ابزار – مهارت و تجربه انسانی – دادهها و دانش، فنون، روشها و فرآیندها – سازمان و مدیریت در عمل، ترکیبات متفاوتی از اجزای مذکور تکنولوژی، یک کسب و کار را شکل میدهد. یکی از تصمیمات مهم کارآفرینان در ایجاد کسب و کار، انتخاب مناسب است. در این تصمیم، کارآفرین باید ترکیب مناسبی از اجزای فوق را به کار گیرد تا در راه اندازی و توسعه کسب و کار جدید، موفق باشد. ۶٫ مهارت میان فردی- مهارت میان فردی به توانایی شخص در داشتن رفتاری اثربخش و کارآمد با افراد دخیل در تولید برای رسیدن به اهداف سازمان گفته میشود. ۷٫ مهارت شنیداری- یک کارآفرین به عنوان صاحب یک کسب و کار باید گوش دادن به حرفهای دیگران را یاد بگیرد چرا که اطلاعات حاصل از آن بسیار مهم است. او باید این کار را به شکل مؤثر انجام دهد زیرا گوش دادن مؤثر کاری فعال است تا منفعل. در گوش دادن منفعل شخص مثل یک ضبطصوت عمل کرده و تنها به جذب اطلاعات داده شده میپردازد. اما در گوش دادن فعال فرد باید کوشش کند تا به جای شنیدن آنچه که خود دوست دارد از کلام گوینده بهرهمند شود و منظور اصلی او را از گفتههایش بفهمد. او باید همه کارهای لازم را به منظور دریافت معنا و مفهوم مورد نظر گوینده انجام دهد. ۸٫ توانایی سازماندهی – توانایی سازماندهی مستلزم آن است که منابع (افراد، سرمایه و تجهیزات) به مؤثرترین شیوه برای حصول هدفها فراهم شود. بنابراین سازماندهی شامل ترکیب و یگانه سازی منابع است. ۹٫ ایجاد شبکههای مدیریت (مدیریت مشارکتی)- مدیریت مشارکتی فلسفهای است که ایجاب میکند تصمیم گیری سازمانی چنان صورت گیرد که اطلاعات و درون دادهها و مسئولیت به پایینترین رده مربوط به آن واگذار گردد. به طور خلاصه مدیریت مشارکتی به معنای درگیرکردن کارکنان در فرآیند تصمیم گیری است. ۱۰٫ مربی گری- تعاریف زیادی از مربی گری شده است. بعضی معتقدند مربی گری فقط آموزش دادن چیزی به دیگران است و بر جنبه آموزشی آن تأکید دارند؛ بعضی دیگر معتقدند که مربیگری یادگیری را تسهیل میکند. از دیدگاه جان وایت مور مربی گری شکوفا ساختن ویژگیهای بالقوه افراد است و کمک میکند که موفقیتشان به حداکثر برسد. مربیگری، مهارتی است که از آن برای افزایش موفقیت افراد در تیم استفاده میشود. همچنین مربی کسی است که افراد را به سوی پیشرفت برانگیخته، راهنمایی و هدایت میکند. با توجه به آنچه ذکر شد، کارآفرین باید نقش مربی را برای افراد تیم و گروه خود بازی کند. گروه یا تیم ممکن است جمعی از افراد باشد که برای کسب و کار آنها را گرد هم میآوریم. ۱۱٫ بازیگر و ایفاکننده نقش در تیم – مهارتهای تیم سازی برای کارآفرینان امری ضروری است. کارآفرینان به توسعه و تقویت نگرش مثبت همچنین اتخاذ روشهایی سازمان یافته در رهبری نیاز دارند تا بتوانند تیم منسجمی ایجاد نمایند که همه کارکنان نسبت به اهداف مشترک، برانگیخته شوند و خود نیز باید به عنوان عضوی از تیم و همراه با دیگر کارکنان در تیم فعالیت کنند. کارآفرینانی که این مهارت را به کار میبرند از موفقیت بیشتری برخوردار میگردند و در نتیجه محیط کاری آنها کاراتر خواهد شد.
سخن پایانی
آشنایی با مهارتها و قوانین کسب و کار به افراد کمک میکند تا در مسیر شغلی خود موفقتر باشند و در مسیر توسعه تجاری با بحران جدی روبهرو نشوند. برای مدیریت کسب و کار باید با مجموعهای از مهارتها نظیر رهبری، حل مسئله، تفکر خلاقانه و… آشنایی داشت.
امروزه بهره گیری از تیم تولید محتوا در زمینه تولید محتوای با کیفیت در اکثر سازمان های کوچک و بزرگ رو به افزایش است. اهمیتی که تولید محتوا در دنیای امروز دارد بر کسی پوشیده نیست. دنیای امروز حول مصرف محتوای دیجیتال میچرخد. این محتوا میتواند به صورت متن ، فیلم یا عکس و … باشد. در هر حال محتوا به هرگونه ای که تولید شود منبع عالی برای دست یافتن به اطلاعات و مخصوصاً سرگرمی های روزانه ما است.
دیگر دوران، زمانی که برند ها فقط از رسانه های جمعی برای انتشار محتوای خود به مصرف کنندگان از طریق ایجاد کمپین های تبلیغاتی عمده استفاده میکردند، به سر آمده است. در آن زمان مشتریان مشتریانی منفعل بودند و فقط به محرکهای ناشی از تبلیغات پاسخ میدادند.
بهره گیری از تیم تولید محتوا برای تولید محتوای با کیفیت
امروز دیگر اوضاع کاملاً تغییر کرده است! بازاریابی محتوا ۳۶۰ درجه تغییر جهت داده است. مشتریان دیگر منفعل نیستند و می توانند آزادانه نظرات خود را در شبکه های اجتماعی (فیس بوک ،توییتر، اینستاگرام ) یا حتی در وب سایت ها به اشتراک بگذارند. دیگر ، پخش تبلیغات برای متقاعد کردن مصرف کننده برای خرید یک محصول کافی نیست. باید از یک تیم تولید محتوا حرفه ای و متخصص در زمینه تولید محتوای با کیفیت و بازاریابی محتوا کمک گرفت. شرکت رایامارکتینگ یکی از شرکت های بزرگ در زمینه تولید محتوا و بازاریابی محتوا می باشد که با بهره گیری از تیم تولید محتوا خبره توانسته است نیاز تولید محتوا را برای شرکت ها و سازمان های مختلف به خوبی برآورده کند.
تیم تولید محتوا در رایامارکتینگ بر ایجاد ، تولید ، ویرایش و توزیع محتوای با کیفیت تمرکز دارد. امروزه دیگر چالش اساسی برای کسب و کارها فقط فروش محصول یا خدمات نیست ، بلکه آن ها دنبال ایجاد ارزش برای برنده و کسب و کار خود هستند. تیم تولید محتوا رایامارکتینگ می تواند در زمینه تولید انواع محتوای مختلف شامل محتوای متنی ، صوتی ، تصویری ، موشن گرافیک و … خدمات ارزنده ای را به سایت های مختلف ارائه دهد. در ادامه می خواهیم با ویژگی های تیم تولید محتوا رایامارکتینگ که باعث شده است این شرکت نسبت به دیگر شرکت های رقیب موفقیت و محبوبیت بیشتری در بین کسب و کارها پیدا کند می پردازیم.
بهره گیری از تیم تولید محتوا برای تولید محتوای با کیفیت
ویژگی های تیم تولید محتوا رایا مارکتینگ چیست؟
تخصص در کنار تجربه و نظارت دقیق از ویژگی های منحصر به فرد تیم تولید محتوا رایامارکتینگ است. تولید محتوا کاری است زمان بر و پر حوصله که نیاز به دقت بالا دارد. اهمیتی که تولید محتوا در بهینه سازی سایت و معرفی یک برند دارد برای همگان روشن است. ویژگی هایی که تیم تولید محتوا در مجموعه رایا مارکتینگ دارای آن می باشد به شرح زیر است .
برنامه ریزی
یکی از ویژگی های بارز تیم تولید محتوا در این مجموعه تمرکز کامل بر نتایج است. و برای انجام موفقیت آمیز ، اولین قدم اساسی که در این زمینه وجود دارد برنامه ریزی می باشد. در این مرحله است که باید اهداف ، عنوان ، کلمه کلیدی و زبان متن تعیین شود . به یاد داشته باشید: این کار باید بسیار دقیق انجام شود ، استراتژی مشتری به خوبی مطالعه شود و از منابع تحقیق خوبی استفاده شود. همه این کارها توسط تیم تولید محتوا رایامارکتینگ به بهترین وجه ممکن انجا می شود.
فکر کردن مانند یک مخاطب
یکی از عناصری که بیشترین تاثیر را در تولید محتوای وب دارد ، مخاطبی است که متن را می خواهید برای او بنویسید . برای موفقیت در تولید محتوا ، باید تصور کنید (و مطالعه کنید!) چالش ها ، مشکلات ، خواسته ها و نیازهای مخاطب شما چیست. همه این کارها در تیم تولید محتوا رایا مارکتینگ به صورت حرفه ای انجام گیرد.
هدف متن باید همیشه در رابطه با حل یک شبهه یا مشکل مخاطب باشد ، زیرا از این طریق ما تضمین می کنیم که این محتوا ، مطمئناً ، برای آنها مفید خواهد بود. این موضوع باعث خواهد شد احتمال اینکه فرد محتوای شما را پیدا کند ، به طور کامل آن بخواند و بخواهد به نوعی با آن تعامل داشته باشد ، بسیار بیشتر شود.
توجه به کیفیت محتوا
تنها نوشتن متن برای پر کردن وب سایت کافی نیست کیفیت محتوا بسیار مهم است. درست است. متنی که تیم تولید محتوا آن را تولید می کند به گونه ای است که نه تنها برای موتورهای جستجوگر بهینه سازی شده است بلکه اطلاعات مفید و ارزشمندی را در مورد موضوع مورد نظر در اختیار مخاطب قرار می دهد.
هنگامی که محتوا به درستی تولید شود و اطلاعات دقیق و صحیحی را در اختیار مخاطبان قرار دهد باعث خواهد شد که سایت مورد نظر که محتوا را ارائه می دهد به عنوان یک مرجع مطمئن در مورد موضوع مورد نظر در بازار شناخته شود و این موضوع روز به روز بر ارزش و اعتبار برند و آن وب سایت می افزاید.
ویژگی های تیم تولید محتوا رایامارکتینگ
خدماتی که تیم تولید محتوای حرفهای رایامارکتینگ ارائه میدهد
چالش های زیادی برای تیم تولید محتوا وجود دارد. ایجاد محتوای جدید ، قابل توجه و تأثیرگذار با ارائه تجربه ای اصیل و “فراموش نشدنی” به کاربر اینترنت امری ضروری است ، ضمن رعایت بسیاری از محدودیت ها: بودجه محدود ، منابع موجود ، مهلت و غیره؛ هدف نهایی متقاعد کردن مشتری و مخاطب برای انجام عملی مانند خرید یک محصول یا استفاده از خدمات سایت است . مجموعه رایا مارکتینگ دارای تیم تولید محتوا با تجربه و متخصصی است که در این زمینه مهارت لازم را در تولید و تهیه محتوا و بهینه سازی آن و مقابله با چالش های پیش رو را دارد. خدمات گسترده ای توسط تیم تولید محتوا رایامارکتینگ ارائه می شود که در ادامه شما را با مهم ترین این خدمات آشنا می کنیم.
تولید محتوا سئو شده و مخاطب محور
خدماتی که تیم تولید محتوا رایامارکتینگ ارائه می دهد
یکی از مهم ترین و اصلی ترین کارهایی که تیم تولید محتوا در این مجموعه انجام می دهد، تولید محتوای سئو شده است به گونه ای که برای کاربر و مخاطب هم مفید باشد. محتوای تولید شده توسط تیم تولید محتوا نه تنها می تواند برای رتبه بندی سایت در نتایج جستجو موتورهای جستجوگر مفید واقع شود بلکه مخاطب محور هم هست و می تواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مخاطبان قرار دهد. ایجاد محتوای بهینه سازی شده برای مخاطب سبب می شود که کاربران بیشتری به سایت رجوع کنند و بازدید کننده سایت زیاد شده و در نتیجه محصولات بیشتری به فروش برسند. ایجاد محتوا سئو شده شامل توجه به کلمات کلیدی و همچنین اصول نگارش صحیح و توجه به تکنیک های سئو در ایجاد محتوا می باشد.
تولید رپورتاژ آگهی
رپورتاژ آگهی و تولید آن یکی دیگر از خدمات تیم تولید محتوا رایامارکتینگ است. از ویژگی های تولید رپورتاژ آگهی در مجموعه رایامارکتینگ این است که شما نگارش متن رپورتاژ آگهی را به صورت رایگان دریافت می کنید و بابت آن هزینه ای پرداخت نخواهید کرد. رپورتاژ آگهی در واقع به تبلیغات متنی که به صورت یک خبر یا گزارش در سایت های معروف قرار می گیرد گفته می شود و مزایای بیشماری دارد. رپورتاژ آگهی می تواند باعث بیشتر دیده شدن سایت شما شود، همچنین برای اکثر کسب و کارها مناسب است و ضمن برند سازی باعث افزایش اعتبار برند نیز خواهد شد.
تولید پادکست
برای به اشتراک گذاشتن صدا ، موسیقی ، افکار و دانش یا هر چیز دیگر تولید پادکست بعد از تولید متن یکی از بهترین شیوه ها به شمار می رود. خدمات مربوط به تولید پادکست توسط تیم تولید محتوا رایامارکتینگ ارائه می شود. شما می توانید در زمینه های مختلف به تولید پادکست بپردازید. می توانید به تبلیغ و معرفی محصولات و خدمات سایت خود با استفاده از پادکست اقدام کنید. اگر دانشی دارید که می خواهید در شبکه های اجتماعی و …با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید به جرات می توان گفت یکی از بهترین روش ها استفاده از تولید پادکست است. یا اگر می خواهید فعالیتی که جنبه سرگرمی داشته باشد نیز این گزینه استفاده کنید. تولید پادکست موثرترین روش برای جذب مخاطبان شناخته می شود. شما می توانید خدمات مربوط به تولید پادکست را توسط افرادی که دارای صدای خوش و دلنشین هستند و در تیم تولید محتوا رایا مارکتینگ در حال فعالیت هستند با هزینه ای مناسب و کیفیتی عالی دریافت کنید.
تبلیغات در شبکه های اجتماعی مختلف
استفاده از شبکه های اجتماعی به عنوان یک عادت روزانه در بسیار افراد سبب شده است که بتوان از این بستر مناسب برای تبلیغات محصولات و خدمات خود استفاده نمود. تیم تولید محتوا رایا مارکتینگ در زمینه تبلیغات در شبکه های اجتماعی مختلف می تواند به کسب و کار شما کمک کرده و برنده و کسب و کارتان را در این رسانه های پرمخاطب که طرفداران زیادی دارد به مخاطبان مورد نظر شما معرفی کند. مزایای بسیار زیادی با تبلیغات در شبکه های اجتماعی نصیب شما می شود. شما با تبلیغات در شبکه های اجتماعی می توانید برند خود را به طیف گوناگونی از مخاطبان بشناسانید. با توجه به سبک زندگی و سلیقه مخاطبان می توانید هدف گذاری دقیق تری برای تبلیغات داشته باشید. قدرتی که شبکه های اجتماعی در جذب مشتریان دارند مثال زدنی است زیرا شمار زیادی از مخاطبان به گوشی های هوشمند دسترسی داشته و در شبکه های اجتماعی مختلف در حال فعالیت هستند.
بک لینک
بک لینک یعنی این که از سایت های اینترنتی دیگر به سایت خود لینک دریافت کنید. در واقع کاربران سایت های دیگر با کلیک کردن بر روی تصویر یا متن وارد سایت شما می شوند. این موضوع برای ربات ها موتورهای جستجوگر بسیار مهم است و اهمیت زیادی دارد. بنابراین هر چه میزان بک لینک بیشتری از سایت های معتبر داشته باشید در رتبه سایت شما تاثیر بیشتری خواهد داشت.
خدماتی که تیم تولید محتوا رایامارکتینگ ارائه می دهد بسیار گسترده است از دیگر خدمات این مجموعه می توان به دیتا اینتری ، طراحی و ایجاد موشن گرافیک ، طراحی بنر ، لوگو ، طراحی سایت و طراحی کارت ویزیت و … اشاره نمود. تیم تولید محتوا رایامارکتینگ که از افرادی متخصص و باتجربه تشکیل شده است آمادگی ارائه خدمات معرفی شده به تمامی کسب و کارها و شرکت ها و سازمان ها با هزینه ای مقرون به صرفه و ارائه خدمات با کیفیت دارد.