من مسعود معاونی هستم. از سال 93 به عنوان وبمستر و بلاگر به تولید محتوا اشتغال دارم. توی این وبلاگ درباره اصول وبلاگنویسی،بازاریابی و استارتاپها محتوا منتشر میکنم.
امروزه تولید محتوا نقش مهمی در بازاریابی و افزایش فروش پیدا کرده است. آشنایی با اصول نگارش محتوا باعث میشود تا محتواهایی کاربرپسند تولید شود. درست نوشتن در تولید محتوا اهمیت زیادی دارد زیرا که درستنویسی هم برای مخاطبان سایت و هم برای موتورهای جستجو مهم است.
در ادامه این پست به بررسی نکاتی درباره نگارش محتوا میپردازیم.
۲۴ نکته مهم در نگارش محتوا
اصول نگارش محتوا
۱- حفظ استقالل دستوری هرکلمه از نظر معنی و کلمه و مستقل نوشتن هرکلمه از کلمه های دیگر
مثال:
بنویسیم: دانشسرای عالی ننویسیم: دانشسرایعالی
بنویسیم: هیچ کس ننویسیم: هیچکس
۲- حروف ربط، ضمیر و صفت پرسشی(را، ای، تو، یک، که، چه) و صفت اشاره(این و آن) را نباید به کلمههای دیگر چسباند:
مثال:
بنویسیم: دوست را ننویسیم: دوسترا
۳- “چه” در کلمههای چرا و چسان(به معنی چه چیز را و چگونه) باید پیوسته نوشته شود.
۴- هرگاه چه،ها و که با آن، این، چنان و همچنان ترکیب شوند باید پیوسته نوشته شود.
مثال:
بنویسیم: آنکه، اینکه، چنانکه، همچنانکه، چنانچه، آننچه، آنها، اینها ننویسیم: آن که، این که، چنان که، همچنان که، چنان چه، آن چه، آن ها ، این ها
آشنایی با تقویم محتوایی و ابزارهای مدیریت تیم محتوا
۵-“است” هرگز نباید به “که” متصل شود.
مثال:
بنویسیم: درست است که، مردی است که، آن است که ننویسیم: درست استکه، مردی استکه، آن استکه
۶- هنگامی که دو کلمه به گونهای ترکیب میشوند که از ترکیب آنها کلمه تازهای یا مفهومی غیر از مفهوم هریک از دو کلمه را بدهد کلمه را متصل به هم مینویسیم.
مثلا کتاب و خانه با هم ترکیب میشوند معنی مستقل از هر دوکلمه میآید ولی پس از اتصال با یکدیگر میشوند کتابخانه
مثال:
بنویسیم: اینجا، آنجا، اینجانب، چیستان، نگهداری، پنجشنبه، یکدیگر، هیچکاره ننویسیم: این جا، آن جا، این جانب، چیست آن، نگه داری، یک دیگر، هیچ کاره
۷- پسوند “تر” و “ترین” بهتر است که جدا از کلمه نوشته شود.
در قیدهای بهتر، بیشتر، کمتر، مهمتر، کوچکتر، بزرگتر، ندیکتر و .. که متصل نوشتن آنها رایج شده است میتوان هر دو گونه را نوشت. اما در کلمات دیگر به ویژه کلمات دندانهدار و کلماتی که رسمالخط آن نازیبا میشود حتما باید جدا نوشته شود.
۱۳- پیشوندها و پسوندها بیشتر مواقع متصل نوشته میشوند
مثال:
بنویسیم: همنشین، همدل، همکار، همراه، باغبان، مرغدانی، دانشمند، گلزار، کشتزار ننویسیم: هم نشین، هم دل، هم کار، هم راه، باغ بان، مرغ دانی، دانش مند، گل زار، کشت زار
۱۴- اجزای پیشین فعل مثل “ب”، “ن” و “م” را باید پیوسته به فعل نوشت.
مثال:
بنویسیم: بنویسیم، ببیند، برود، نخواند، نبینی، مکن، به کار برد، به بار آمد، به دست آورد، به خاطر آورد ، به زانو در آمد، بیاید و..
۱۵- “می” و “همی” جدا از فعل نوشته میشود.
مثال:
بنویسیم: می گوید، می خواند، می کند، می زد، همی گفت، همی رفت، همی نوشت ننویسیم: میگوید، میخواند، میکند، میزد، همیگفت، همیرفت، همینوشت
۱۶- “بی” به دو گونه است:
حرف اضافه به معنی “بدون” که مثل “به” حرف اضافه جدا نوشته میشود مثال: بی تربیت، بی نظم و..
پیشوند منفی که با اسم یا ضمیر میآد و صفت مرکب میسازد. مثال: بیخود
۱۷- “ه” بیان حرکت، در جزء اول از کلمات مرکب حذف یا پیوسته نمی گردد.
مثال:
بنویسیم: علاقه مند، جامهها ننویسیم: علاقمند یا علاقهمند، جامها یا جامهها
۱۸- در کلمات عربی متداول در فارسی، کلمههای مستقل را باید جدا از هم نوشت.
مثال:
بنویسیم: ان شاء اللّه، من جمله، عن قریب، علی هذا، مع هذا، مع ذلک و.. ننویسیم: انشاءاللّه، منجمله، عنقریب، علیهذا، معهذا، معذالک و..
۱۹- “ها” علامت جمع جدا از کلمه و بدون فاصله(نیم فاصله) نوشته میشود.
مثال:
بنویسیم: گلها، باغها
۲۰- کلمات هارون، اسماعیل، رحمان، اسحاق، ابراهیم، ملایکه، سماوات و سلیمان بهتر است اینگونه نوشته شئند نه به این شکل: هرون، اسمعیل، رحمن، اسحق، ابرهیم و..
یکی از موضوعاتی که طی سالیان اخیر رشد چشمگیری داشته است پدیده وب بوده است که از صفحات ایستا و بدون رابط کاربری مناسب شروع شد و به سرعت پیشرفت کرد. طوری که اکنون میلیونها سایت رایانهای وجود دارد که بسیاری از آنها دارای یک رابط مناسب گرافیکی برای ارسال و دریافت اطلاعات میباشند. پیشرفتها به اینجا ختم نشد و به دنبال وب پویا، وبمعنایی مطرح شد که مکمل وب قبلی می باشد و در جهت بهبود فرایندهای مختلف آن ایجاد شده و به سرعت در حال رشد میباشد.
وبمعنایی چیست؟
وبمعنایی یا Semantic Web به دنبال ایجاد یک چارچوب مشخص برای ایجاد یک درک سطح بالا از صفحات وب برای انسانها یا ماشینآلات میباشد. این چارچوب میتواند کاربردهای جدیدی را برای وب در زمینههای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
وب موجود بسیاری از امور ضروری و روزمره را بوسیله ابزارهای خودکار پشتیبانی نمیکند. برای مثال، موتورهای جستوجوی مبتنی بر کلمات کلیدی مهمترین ابزار در پشتیبانی از بازیابی اطلاعات هستند. اگرچه وجود آنها ضروری است زیرا بدون موتورهای جستوجو وب ارزشی ندارد، ولی هنوز هنگام استفاده از آنها مشکلات و محدودیتهای اساسی برحسب فراخوانی، دقت و محتوایِ صفحاتِ گوناگونِ وب وجود دارد.
وبمعنایی به دنبال این است که یک درک سطح بالا از عبارات جستجو شده توسط کاربران را بدست آورد. هوشمندی جستجو میتواند نتایج بسیار دقیقی را به کاربران ارائه دهد. وبمعنایی خواهد توانست مفاهیم بسیاری را در بازاریابی آنلاین، سئو و مدیریت شبکههای اجتماعی تغییر دهد.
در سمنتیک وب ، عاملهای هوشمند بسیاری از فعالیتهای روزمره انسانها را انجام خواهند داد زیرا که ماشینآلات نیز میتوانند به یک درک سطح بالا از مفاهیم و کلیدواژههای موجود در سطح وب برسند.
ساختار وبمعنایی
در پایینترین لایه URI ها را داریم که همان زیربنای وب امروزی میباشد. یعنی وب معنایی قرار است بر روی وب امروزی قرار بگیرد. منظور از URI یا Uniform resource identifier شناسه منحصر به فردی که برای هر منبع در اینترنت داریم. تفاوت آن با URL در این است که URI علاوه بر آدرس اینترنتی منحصر به فرد اطلاعات دیگری در مورد منبع مورد نظر نیز به ما میدهد. مثلا اگر URI یک میز را بخواهیم علاوه بر آدرس اینترنتی آن ویژگی هایی مثل رنگ و وزن و .. آن نیز ذخیره شده است.
ساختار سمنتیک وب
لایه بالاتر از آن XML می باشد که زبان اصلی وب معنایی میباشد. به علت اینکه در حوصله این مقاله نمیباشد در مورد آن توضیحی مختصر داده می شود. تنها به این تعریف بسنده می کنیم که XML زبانی است استاندارد که تمام تگ های آن را خودمان می توانیم تولید کنیم. در تصویربالا ساختار کامل سمنتیک وب را مشاهده میکنید و اطلاعات تکمیلی را از این لینک دریافت کنید.
کاربردهای سمنتیک وب
وب معنایی میتواند کاربردهای بسیاری داشته باشد:
ادغام اطلاعات دریافتی از منابع مختلف
برطرف کردن ابهامات در جستجوهای وب
ایجاد امکان بازیابی اطلاعات و کاهش حجم دادههای ذخیره شده
شناسایی اطلاعاتی مرتبط با توجه به یک دامنه معین از کوئریهای جستجو
امکان تصمیمگیری و پشتیبانی
امکان مقیاسپذیری در جستجوهای وب و ایجاد اعتماد در کاربران
اهداف تجاری و بازاریابی
بازاریابی و وبمعنایی
بازاریابی آنلاین، امروزه طرفداران بسیاری پیدا کرده است. قرارگیری با یک کلمهکلیدی پرجستجو در صفحه اوّل موتورهای جستجو میتواند ترافیک و بالطبع مشتریان زیادی را برای کسب وکارها ایجاد کند. الگوریتمهای جستجو در سالیان اخیر رشد زیادی داشتهاند و از هوشمندی بالایی برخوردار شدهاند. این درحالی است که هنوز هم آنها دارای نواقص بسیاری هستند. وبمعنایی به زودی تغییرات بسیاری را بر روی شیوههای سئو ایجاد خواهد کرد.
از سویی دیگر، شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام و توئیتر هم توانستهاند به عنوان ابزارهای مهمی در بازاریابی و فروش مورد استفاده دیجیتال مارکترها قرار گیرند. وب معنایی و متن کاوی میتوانند تاثیر بسیاری بر روی آینده الگوریتمهای این شبکههای اجتماعی بگذارند.
نکات مهم برای بازاریابهای آنلاین
بازاریابان آنلاین باید توجه بسیاری به وب معنایی داشته باشند زیرا که آینده صنعت دیجیتال مارکتینگ وابستگی زیادی به این دانش دارد و اگر آنان میخواهند در این صنعت فعال باشند باید با اصول وبمعنایی به خوبی آشنا شوند تا بتوانند فعالیتهای خود را براساس آخرین بروزرسانی الگوریتمهای جستجو در گوگل و شبکههای اجتماعی طرحریزی کنند.
در بسیاری از مواقع خریدهای ما بر مبنای توصیههایی که از دوستان یا اطرافیان دریافت میکنیم، صورت میگیرد. در خریدهای اینترنتی به توصیههای سایر خریداران یک محصول توجه میکنیم یا اینکه با توجه به مشتریان سرشناس یک برند، تصمیم به خرید یک محصول یا استفاده از یک خدمت میگیریم. در تمامی این موارد ما براساس یک تئوری مهم به نام تایید اجتماعی عمل میکنیم.
تایید اجتماعی
تایید اجتماعی(Social Proof) یک موضوع مهم در بازاریابی و فروش میباشد. انسانها به طور ذاتی موجوداتی اجتماعی هستند به همین دلیل در تصمیمگیریها به نظرات، عقاید و رفتارهای سایر افراد توجه ویژهای دارند. اینکه چندین اینفلوئنسر یا کارشناس خبره، محصول یا خدمتی را تایید کنند به سایر افراد اطمینان خاطر میدهد تا با خیالی آسوده از آن استفاده کنند.
نقش تکنیک تایید اجتماعی بر افزایش فروش
انسانها معمولا درباره آینده و نتایج کارهای خود دچار ترس و نگرانی میشوند به همین دلیل سعی میکنند تا با استفاده از تجربیّات دیگران بهترین اقدامات را انجام دهند. در هنگام خرید یک محصول نیز مشتریان به انتخاب خود اطمینان کافی ندارند و به همین دلیل به دنبال دریافت تایید اجتماعی از افرادی هستند که به آنها اطمینان خاطر بدهند.
تایید اجتماعی تاثیر زیادی بر روی نرخ تبدیل میگذارد زیرا که سوشالپروف معمولا در مراحل انتهایی قیف بازاریابی اتفاق میافتد.
در خریدهای سنتی و حضوری امکان مقایسه دو کالا با یکدیگر وجود دارد این در حالی است که در خریدهای آنلاین امکان لمس و مشاهده مستقیم کالا نیست به همین دلیل افراد در خریدهای آنلاین نیاز دارند به سراغ تایید اجتماعی و بررسی نظرات سایر کاربران بروند.
روشهای مختلفی وجود دارد که میتوان با کمک آنها به صورت آنلاین تاییداجتماعی درباره یک موضوع، کالا یا خدمت را مورد بررسی قرار داد. برخی از این شیوهها:
نظرات و کامنتهای مخاطبان در پلتفرمهای مختلف
میزان لایک و تعامل در شبکههای اجتماعی
تجربیات مشتریان
تایید افراد مشهور
رشد ارگانیک فالورها در شبکههای اجتماعی
تعداد کاربران یا مشتریان فعال
تعداد نصب اپلیکیشن
سئو ارگانیک یک برند
اشتراکگذاری اجتماعی
داشتان داستان برند(روایتگرایی)
در پایان باید اشاره کنیم که تایید اجتماعی یک پدیده روانشناختی است که در موقعیتهای مبهم که افراد قادر به تصمیمگیری نمیباشند مورد استفاده قرار میگیرد. این شیوه به عنوان یکی از مهمترین شیوههای در متقاعدسازی و اقناع مخاطبان محسوب میشود. باید توجه داشت که سوشالپروف همیشه نتیجه بخش نیست و در برخی از مواقع شاهد تاییداجتماعی منفی هستیم.
در دنیای کارآفرینی موفقیت یک شبه اتفاق نمیافتد. هر کسب و کاری برای رسیدن به اهداف خود باید از مجموعهایی از متخصصان بهره ببرد. در یک استارتآپ استودیو سرمایهگذارانی حضور دارند که سعی میکنند با تمرکز بر یک حوزه تجاری به ایجاد استارتآپ هایی بپردازند که نیازهای مجموعه آنها را برطرف کند.
استارتآپ استودیو چیست؟
استارتآپ استودیو
استارتاپ استودیو یا استارتآپ فکتوری یک بنگاه سرمایهگذاری بزرگ میباشد که هدف آن ایجاد شرکتهای نوآور مبتنی بر سرمایههای انسانی میباشد. استارتآپ استودیوها سعی میکنند با شناخت نیازهای بازار به خلق کسب و کارهایی بپردازند که بتوانند پروژههایی را در مقیاس بزرگ اجرا کنند. چنین مراکزی سعی میکنند با پرورش نیروهای انسانی و تامین مالی شانس موفقیت استارتاپهای مورد حمایت خود را افزایش دهند.
یک استارتآپ استودیو(Startup Studio) به صورت پیوسته ایدههای خلاقانه را رصد میکند و با ایجاد تیم کاری، تدوین استراتژی و تدوین مالی استارتآپ های مختلفی را بوجود میآورد و امکان رشد را برای آنها فراهم میکند. در زیر چرخه فعالیت در یک استارتاپ استودیو را مشاهده میکنید.
چرخه عمر استارتآپ استودیو
استارتآپ استودیوها شتابدهندههایی هستند که سعی میکنند بوسیله ایجاد مستمر کسب وکارهای خلاقانه نیازهای جامعه و مخاطبان را تامین کنند. ایجاد پیاپی استارتآپ های جدید در چنین شتابدهندههایی باعث میشود تا به آنها کارخانه استارتآپ (Startup Factory) نیز گفته شود.
شتابدهندهها سعی میکنند یک سرمایهگذاری بذری در یک استارتآپ انجام دهند و آن کسب وکار را به مرحلهای برسانند که سرمایهگذارن حاضر شوند بودجه مورد نیاز برای ادامه کارشان را فراهم کنند. امّا استارتاپ استودیو بر خلاف شتابدهندهها خدمات کاملی را برای استارتآپ های مورد حمایت خود فراهم میکند.
بر خلاف شتابدهندهها که خود استارتآپ ها باید ایده خود را برای تایید و اجرا به آنها ارائه دهند در یک کارخانه استارتآپی به اندازه کافی ایده وجود دارد و تنها نیاز به تیمها و افرادی میباشد که به اجرای این ایدهها بپردازند.
استارتآپ استودیو سعی میکند با شتابدهی ساردینی مجموعهای از کسب وکارها را بوجود آورد تا آنها بتوانند خدمات مورد نیاز یکدیگر را تامین کنند. شتابدهی ساردینی مدلی است که براساس ماهیهای ساردین ایجاد گردیده است. اینگونه از ماهیها میتوانند در کنار یکدیگر با بزرگترین دشمنان خود مقابله کنند. کاری که کسب و کارهایی که در درون یک استارتاپاستودیو هستند میتوانند با رقبایشان انجام دهند.
اهداف یک استارتآپ فکتوری
بهبود کیفیت و عملکرد
کاهش هزینهها و افزایش تولید
تمرکز بر یک حوزه خاص و تامین تمامی نیازمندیها با کمک استارتآپ های وابسته
استفاده از ظرفیت تمامی کارآفرینان خلاق
تامین زیرساخت لازم برای کسب و کارها و اشتغالآفرینی
فراهم آوردن امکان اجرا و توسعه ایدهها
رشد سریع و همه جانبه
جلب اعتماد افراد و سازمانها در خصوص کمیّت و کیفیت خدمات
امکان مقیاسپذیری واجرا طرحها در سطح کشوری وجهانی
رشد و توسعه کسب و کارها در فضای مجازی باعث شده است تا نیاز به تولید محتواهای منحصربفرد و با کیفیت همواره وجود داشته باشد. نظم و برنامه داشتن در تولید محتوا از موضوعات مهمی است که باید مدنظر کارشناسان تولید محتوا باشد. وجود تقویم محتوایی در هر کسب و کاری میتواند به محتواسازان کمک کند تا بتوانند استراتژیهای کسب وکاری را به بهترین شکل پیادهسازی کنند.
تقویم محتوایی
در سالیان اخیر ابزارهای مختلفی برای برنامهریزی در انتشار محتوا و مدیریت تیمهای کاری بوجود آمدهاند. این ابزارها که معمولا تحت وب هستند کار مدیریت انتشار محتواها را تا حدود زیادی آسان کردهاند. در ادامه به بررسی نقش تقویم محتوایی در رشد کسب وکارها و ابزارهای مدیریتی مطرح در این زمینه میپردازیم.
نظم داشتن در هر کاری موجب رشد سریعتر میشود. در تولید محتوا نیز نظم و انظباط کاری اهمیت دارد، زیرا که موتورهای جستجو به سایتهایی که بصورت منظم محتوا تولید میکنند توجه بیشتری میکنند و از سویی دیگر، کاربران به چنین سایتهایی اعتماد بیشتری خواهند داشت.
بسیاری از مدیران و حتی تولیدکنندگان محتوا، مهمترین کار را در فرآیندهای محتواسازی نوشتن و تولید انواع محتوا میدانند. این در حالی است که مهمترین کار داشتن یک استراتژی قوی در محتواسازی میباشد. یک استراتژی خوب در تولید محتوا تنها با کمک یک تقویم محتوایی دقیق ومدوّن ایجاد میشود.
تقویم محتوایی چیست؟
تقویم محتوا(Content Calendar) یا تقویم سردبیری(Editorial Content) یک جدول برنامهریزی روزانه برای تولیدکنندگان محتوا میباشد. این جدول میتواند در ستونهای مختلف دارای مقادیر زیر باشد:
نمونه یک تقویم محتوایی
موضوع محتوا
هدف از محتوا
نوع و فرمت محتوا
نویسنده محتوا
دسته محتوایی
پرسونای مخاطبان(مخاطبان هدف)
پلتفرم انتشار محتوا
تاریخ انتشار محتوا
کانالهای ترویج محتوا
کال تو اکشن یا اقدام مدنظر از مخاطبان محتوا
تاریخ بروزرسانی محتوا
و..
مزایای یک تقویم محتوا
یک تقویم محتوایی خوب موجب میشود:
امکان پیادهسازی درست استراتژی محتوایی بوجود آید.
مدیریت صحیح منابع تولید محتوا و ترویج بموقع محتواها در بسترهای مختلف
صرفهجویی در زمان و انرژی تیم تولید محتوا
امکان پرورش ایدهها و کنترل فرآیند تولید محتواهای جدید
نظمبخشی به فرآیندهای تولید محتوا
جلوگیری از موازیکاری و تولید محتواهای تکراری با ایجاد هماهنگی بین اعضای تیم
معرفی ابزارهای مدیریت تیم تولید محتوا و اجرای تقویم محتوایی
ارزانترین و بهترین ابزار برای ایجاد یک تقویم محتوایی نرم افزار اکسل میباشد. البتّه ابزارهای آنلاین مختلفی نیز وجود دارند که میتوان از آنها برای ایجاد یک تقویم محتوایی، مدیریت و هماهنگی تیمهای تولید محتوا استفاده کرد. در ادامه به معرفی برخی از این موارد میپردازیم:
۱- ترلو(Trello)
ترلو یک ابزار تحت وب برای مدیریت و پیشبرد پروژههای شخصی یا سازمانی میباشد. در این نرمافزار امکان تعریف بوردهای مختلفی وجود دارد. در هر بورد میتوان کارتهای مختلفی را تعریف کرد، که داخل این کارتها میتوان یادداشتها، فایلها وتوضیحاتی را قرار داد.
۲- تسکولو(Taskulu)
تسکولو را میتوان نسخه فارسی شده ترلو دانست. این ابزار با ایجاد ارتباطی دو طرفه بین تمامی اعضای یک تیم کمک میکند تا کسب وکارها بتوانند فرآیندها و فعالیتهای خود را به بهترین شکل به پیش ببرند.
۳- میزیتو(Mizito)
میزیتو یک ابزار آنلاین برای مدیریت از راهدور تیمهای کاری با رویکرد شبکههای اجتماعی میباشد. با کمک این سایت میتوان صورتجلسات آنلاین تهیه کرد و فعالیتهایی نظیر فروش، پیشرفت امور، ثبت گزارشات، مشاهده وظایف اعضای تیم، فرصتهای مالی و.. را کنترل کرد.
۴- آسانا(Asana)
آسانایکی از مطرحترین نرمافزارها در دنیای مدیریت کسب وکار میباشد. آسانا برای پروژههایی نظیر محتوانویسی مناسب است. با کمک این ابزار میتوان شروع یک پروژه و مسئول انجام هر کاری را تعیین کرد. از مهمترین ویژگیهای آسانا این است که میتوان به کمک آن برای کارها سلسله مراتب تعیین کرد. این قابلیت موجب میشود تا در پروژههایی نظیر تولید محتوا هرکسی بداند که چه زمانی کار او شروع میشود و چه زمانی باید نتیجه کار خود را به فرد دیگری تحویل دهد.
۵- تودوایست(todoist)
با کمک تودوایست میتوان کارهای روزانه را لیست کرد و از آن برای برنامهریزی دقیق استفاده کرد. سازماندهی و نظم در فعالیتهای روزانه میتواند به هر فردی کمک کند تا احتما موفقیت خود را افزایش دهد.
۶- واندرلیست(Wunderlist)
واندرلیست ابزاری است که از آن میتوان برای مدیریت زمان و مدیریت پروژه استفاده کرد. در این نرمافزار امکان یادداشتگذاری برای کارهای مختلف یا سایر اعضای تیم وجود دارد. همچنین میتوان برای هر فعالیتی یک یادآور تنظیم کرد.
۷- ایرتیبل(Airtable)
در ایرتیبل با استفاده از متد کانبان در مدیریت(شیوهای برای انجام به موقع امور)، سعی در سازماندهی امور روزمره دارد.
۸- مایند مستر(Mind Meister)
در نقشه ذهنی سعی میشود تا با مجموعهای از دیاگرامها وضعیت فعالیتها و اجرای ایدهها در یک سازمان نمایش داده شود. ابزار مایند مستر سعی دارد تا با نمایش این فرآیندها به افزایش خلاقیت افراد کمک کند و امکان پیادهسازی آن چیزی که در ذهن میگذرد را فراهم بیاورد.
۹- پاکت(Pocket)
حضور در فضای آنلاین نیاز ما را به مطالعه صفحات مختلف وب افزایش میدهد. پاکت یک اپلیکیشن موبایلی است که میتوان با کمک آن صفحات وب را ذخیره کرد تا بعدا به صورت آفلاین به مطالعه آن صفحات پرداخت. از این نرمافزار میتوان برای اشتراکگذاری صفحات وب بین اعضای تیم استفاده کرد.
۱۰- سردبیر(Sardabir)
مدیریت یک تیم تولید محتوا همواره کاری سخت و مشکل میباشد. سردبیر ابزاری برای مدیریت فرآیندهای تولید محتوا میباشد. این سرویس امکان دورکاری با طعم همکاری را فراهم میآورد. داشتن تقویم تولید محتوا، تعیین سطح دسترسی برای اعضا، امکان تنظیم فعالیت گروهی ومدیریت فایلها از مهمترین ویژگیهای این ابزار میباشد.
با رشد کسب وکارها در فضای مجازی شاهد این هستیم که نیاز به مدیریت تیمهای کاری به شدت افزایش پیدا کرده است. یکی از تیمهایی که نقش مهمی در کسب وکارهای اینترنتی داردساختار تیم تولید محتوا میباشد. محتوا میتواند در رشد سریع استارتاپها موثر واقع شود. با توجه به اینکه در تیمهای تولیدمحتوا نقشهای گوناگونی وجود دارد مدیریت تیمهای محتوا کاری پیچیده و مشکل میباشد. به همین دلیل بنیانگذاران یک استارتاپ باید توجه ویژهای را به این قبیل تیمها داشته باشند.
یک محتوای خوب موجب برندینگ میشود و آن را مقتدر میکند و از سویی دیگر، مخاطبان را در انجام اقدام مدنظر یک برند توانا میسازد. به همین دلیل قبل از اینکه به بررسی اعضای یک تیم تولید محتوای حرفهای بپردازیم، بهتر است با فرآیندهای ایجاد یک محتوا آشنا شویم.
چرخه تولید محتوا
برای تولید محتوا باید تمامی مراحل زیر را به صورت مستمر پیگیری کنیم:
تعیین استراتژی
برنامهریزی
تولیدمحتوا
بررسی محتوا و برطرف کردن ایرادات آن قبل از انتشار نهایی
انتشار و ترویج محتوا
اندازهگیری محتوا(سنجش محتوا با کمک سنجهها کلیدی)
بروزرسانی و بهبود محتواها
تمامی مراحل فوق در تولید محتوا بسیار مهم هستند، بنابراین یک تیم کاری باید مراحل فوق را با دقّت دنبال کند.
نقشهای موجود در ساختار یک تیم تولید محتوا
ساختار یک تیم تولید محتوا
همانطور که گفته شد تولید محتوا برای کسب وکارهای امروزی، موضوعی مهم و حیاتی است. زیرا که محتوا میتواند به آسانی موجب رشد یک کسب و کار و تمایز آن با سایر رقبا شود. رقابت زیاد بین برندهای مختلف در یک حوزه کاری، نیاز به محتواهای منحصربفرد و با کیفیت را افزایش میدهد. همین موضوع کسب وکارها را علاقمند به ایجاد تیمهای حرفهای تولید محتوا کرده است. تیمهایی که از تخصصهای مختلفی تشکیل میشوند و هرفردی بخشی از کار را برعهده میگیرد.
محتواسازی موضوعی تقریبا جدید برای شرکتهای ایرانی میباشد. به همین دلیل بسیاری از مدیران و صاحبان کسب وکارها با ساختار یک تیم تولید محتوا به خوبی آشنا نیستند. برخی از مدیران انتظاراتی غیرواقعی و خارج از اختیار تولیدکنندگان محتوا را از آنها دارند. به همین دلیل نیاز به معرفی نقشهای مختلف در یک تیم تولید محتوا به شدت احساس میشود.
در ادامه به معرفی برخی از مشاغل مورد نیاز در یک تیم تولیدمحتوا میپردازیم:
۱- استراتژیست محتوا
استراتژیدر هر کسب وکاری باید وجود داشته باشد. در محتواسازی نیز باید به استراتژی کسب و کار توجه داشت و سعی نمود با اجرای تکنیکها و تاکتیکهای صحیح به اهداف از پیش تعیین شده رسید.
۲- نویسنده محتوا
نویسنده
هر چند که تولید محتوا فقط نویسندگی نیست، امّا نوشتن شالوده واساس کار تولید محتوا میباشد. واقعیت این است که هر نوع محتوایی را هم که بخواهیم تولید کنیم نیاز به مهارت نویسندگی وجود دارد. بنابراین داشتن یک یا چند نویسنده خلّاق از ضروریات یک تیم تولید محتوا میباشد.
۳- ویراستار
یک نویسنده، تنها یک نویسنده است. در بسیاری از مواقع باید نوشتههای نویسندگان ویرایش شود تا نگارشی یک دست و مناسب در محتواها داشته باشیم و متون ما قابلیت انتشار در رسانههای مختلف را پیدا کنند.
۴- کپیرایتر
در هر کمپین تبلیغاتی نیاز به نوشتن عباراتی داریم که جذابیّت بالایی داشته باشتند و بتوانند به خوبی یک محصول یا خدمت را به مخاطبین معرفی کنند. کپیرایتر یک نویسنده حرفهای است که توانایی بالایی در بکارگیری کلمات و جملات برای اثرگذاری بر روی مخاطبان را دارد.
هر محتوایی قبل از بوجود آمدن نیاز به ایدهپردازی و تدوین سناریوهای مختلفی دارد. سناریو نویس با اصول روایتگری به خوبی آشنا است. او ایدههای مختلف را پیدا میکند و براساس بستر انتشار محتوا، سفارشاتی را برای تولید محتواهای متنی، تصویری، صوتی و ویدئویی به محتواسازان میدهد.
۶- کارشناس فروش وتحقیقات بازار
بازاریابی محتوا و محتواسازی با فروش تفاوت دارند. امّا باید توجه داشته باشیم که تولید محتوا به هدف آگاهی دادن به مشتری و جذب او برای خرید صورت میپذیرد. بنابراین بهتر است در هر تیم تولید محتوا از یک کارشناس فروش حرفهای که به مهارتهای تحقیق و توسعه مسلط است، استفاده کنیم تا بتوان نتایج بهتری از تولید محتوا گرفت.
یک چنین کارشناسی با کمک تحقیقاتی که انجام میدهد راهکارهایی عملیاتی را به تیم تولید محتوا ارائه میکند تا آنها بتوانند سریعتر به نتایج مورد انتظار خود برسند.
تصاویر یکی از تاثیرگذارترین انواع محتوا میباشند. تصاویر را میتوان در کنار متن یا در شبکههای اجتماعی به کار گرفت. یک گرافیست باید بتواند با تصویرسازی، مفاهیم پیچیده را به سادهترین شکل ممکن به مخاطبین انتقال دهد. باید بدانیم که طراحی مفهوم گستردهای دارد، ولی در یک تیم تولید محتوا منظور از طراح میتواند یک کاربر فتوشاپ تا یک طراح فوق حرفهای باشد.
۸- عکاس
عکسهای طبیعی از محیطهای واقعی میتوانند تاثیر بسزایی بر روی جذب مخاطبان یک وبلاگ یا شبکههای اجتماعی داشته باشند. عکسهای منحصربفرد و زیبا میتوانند بر روی ماندگاری کاربران در سایت موثر باشند و سئو یک سایت را بهبود دهند. چنین تصاویری میتوانند ترافیک قابلتوجهی را از طریق جستجوی تصاویر در موتورهای جستجو به سمت سایت بیاورند.
۹- وبمستر
مدیریت صحیح سایت، وبلاگ یا فروشگاه اینترنتی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. یک وبمستر باید با اصول اولیّه کدنویسی ، طراحی، افزونههای مختلف، سیستمهای مدیریت محتوا و تا حدودی سئو سایت آشنا باشد و بتواند به راحتی محتوای دریافتی از محتوانویس را در سایت بارگذاری کند.
در شرکتهایی که بزرگ هستند و از چندین واحد مجزا تشکیل میشوند، بهتر است برای هر دپارتمان یک سردبیر(سرپرست) مخصوص انتخاب شود تا وظیفه تولید محتوا تخصصیتر شود و محتواهای با کیفیتتری در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.
۱۱- سئوکار
همکاری تیمی در تولید محتوا
در محتواهای متنی، تصویری یا حتی ویدئویی که برای یک وبلاگ، سایت یا فروشگاه اینترنتی تولید میشود باید به اصول سئو توجه داشت. محتوای متنی زمانی دارای ارزش است که در موتورهای جستجو(مخصوصا گوگل) به خوبی دیده شود. هر چند که یک محتوا برای استفاده مخاطبان یک سایت تهیه میشود امّا یک تیم تولید محتوای حرفهای، باید به سئو نیز توجه کافی داشته باشد.
۱۲- گوینده
یک تیم حرفهای تولید محتوا باید بتواند انواع محتواها را برای مشتریان خود بسازد. پادکست و محتواهای صوتی از فرمتهای محتوایی هستند که توانستهاند نظر مثبت مخاطبان را به خود جلب کنند. به همین دلیل وجود یک گوینده مسلط به فن بیان و سخنرانی در یک تیم تولید محتوا بسیار ضروری بنظر میرسد.
۱۳- هنرپیشه
ویدئومارکتینگ توانسته نرخ جذب بالایی را در شبکههای اجتماعی، یوتیوب و آپارات به خود اختصاص دهد. با کمک ویدئوهای جذاب میتوان برندسازی کرد. همین موضوع باعث شده تا شاهد نقش هنرپیشه تبلیغاتی در تیمهای تولید محتوا باشیم. هنرپیشههایی که با کمک مهارتهای خود و جلوههای بصری، سعی در انتقال پیامی به مخاطب دارند.
۱۴- انیمیشنساز
ساخت کلیپهای کوتاه و انیمیتهای جذاب، کاربران را به سوی یک پیج اینستاگرام یا وبلاگ خواهد کشاند. یک متخصص انمیشین با تسلط بر نرمافزارهایی نظیر افترافکت و ایلوستریتور میتواند کلیپهای کمهزینهای را برای شبکههای اجتماعی و صفحات فرود در سایتها طراحی کند.
۱۵- کارشناس شبکههای اجتماعی
بسیاری از افراد تصور میکنند تولید محتوا، برای هر پلتفرمی یکسان است. امّا واقعیت این است که در هر شبکه اجتماعی یا حتی پیامرسانی باید به ساختار محتوا، فرمت محتوا، علائق مخاطبان، نحوه انتشار و ترویج محتوا توجه داشت.
یک کارشناس شبکههای اجتماعی سعی میکند با شناخت کامل از الگوریتمهای استفاده شده در این شبکهها، شناخت پرسونای مخاطبان و درک صحیح از سنجههای کلیدی شایستهترین محتواها را در بهترین زمانها و در مناسبترین شبکههای اجتماعی منتشر کند.
بخش اعظمی از تولید محتوا برای ارائه در کمپینهای تبلیغاتی صورت میپذیرد. بنابراین باید در هر تیم تولید محتوا یک متخصص کمپینهای تبلیغاتی نیز وجود داشته باشد تا با توجه به شرایط هر کمپین به تولید محتوای تخصصی پرداخته شود.
۱۷- تحلیلگر اطلاعات
تحلیل گر اطلاعات تیم تولید محتوا
در چرخه تولید محتوا، یک بخش مهم کار بررسی سنجههای کلیدی میباشد. سرچ کنسول، گوگل آنالیتیکس و سایر ابزارهای مدیریت شبکههای اجتماعی آمار و اطلاعات خوبی را به تولیدکنندگان محتوا میدهند. محتواسازان باید بتوانند با تحلیل این دادههای آماری، تصمیمات به موقع و درستی را درباره آینده بگیرند.
۱۸- مدیر تیم تولید محتوا
یک تیم تولید محتوا به علّت گستردگی که دارد نیاز به مدیریت دارد. مدیر چنین تیمی باید تواناییهای خوبی در زمینه هماهنگی و کنترل نیروهای تحت امر خود داشته باشد و تا حدود زیادی با مهارتهای عمومی تولید محتوا آشنا باشد.
«دیگر هیچ نام مناسبی برای سایت شرکت ما وجود ندارد»، این جملهای است که آن را بارها از زبان دیگران شنیده ایم و معنای آن این است که دیگر نمیتوان یک دامنه مناسب را برای یک کسب و کار پیدا کرد. البته منظور از نام های مناسب، نامهای کوتاه، شیک، گویا و شاید با پسوند داتکام باشند. اما اگر کمی خلاق باشیم، همواره دامنههایی وجود خواهند داشت که مناسب کسب و کار ما میباشند و توانایی زیادی برای برند شدن دارند.
انتخاب دامنه مناسب برای یک سایت
اگر نگاهی به نام استارتاپهای جدیدی که وارد بازار میشوند بیندازیم، مشاهده میکنیم که این کسب و کارها با توجه به زمینه کاری که دارند سعی میکنند در نامگذاری شرکت و محصولاتشان خلاقیّت داشته باشند. این خلاقیت و ابتکار کمک زیادی به آنها میکند تا دامنهای آزاد را برای خود پیدا کنند.
دامنه اینترنتی چیست و چه کاربردی دارد؟
دامنه اینترنتی همان آدرسی است که برای دسترسی به یک سایت در مرورگرمان وارد میکنیم. به عنوان مثال برای دسترسی به سایت گوگل در مرورگر خود www.google.com را وارد میکنیم. اینکه چرا هر سایتی به دامنه نیاز دارد به موضوعات شبکه و دیتا سنترها مربوط میشود. اگر بخواهیم بطور ساده و خلاصه دلیل نیاز به دامنه را بیان کنیم این طوری میشود گقت که:
هر سایتی برای اینکه در دسترس عموم قرار بگیرد نیاز دارد تا محتواهای خود را در فضای اینترنت(که ما آن را هاست یا host مینامیم) ذخیره کند. این فضا با یک شماره IP ورژن ۴ قابل دسترسی خواهد بود، مثلا ۱۹۸٫۶۴٫۳۱٫۴
مشکل اصلی که اینجا پیش میآید این است که بخاطر سپردن شماره IPها کار مشکلی است. بنابراین با استفاده از یک پروتکل شبکهایی به نام DNS یا Domain Name Service که وظیفه ارتباطدهی بین شمارهIP و نام دامنه را برعهده دارد، مشکل فوق را حل میکنیم.
حالا هر سایت و فضای فایلهای مرتبط با آن با یک دامنه اختصاصی یا همان دامین(Doamin) قابل دسترسی خواهد بود. نام دامنه کمک زیادی به در ذهن ماندن نام سایتهای مختلف در ذهن مخاطبان میکند. امروزه یک دامنه اینترنتی، ابزاری مهم برای برندینگ میباشد. به گونهای که بسیاری از افراد حرفهای قبل از ثبت اسم شرکت، نام محصول، برند و آرم خود به دنبال ثبت دامنهای متناسب با کسب وکار خود هستند.
خوب تا اینجا متوجه شدیم که دامنه چیست و چه ارزشی برای ما دارد. در ادامه به بررسی ویژگیهای یک دامنه مناسب برای کسب و کارمان میپردازیم.
اجزای یک دامنه
اجزای یک دامنه
یک دامنه از سه جزء اصلی تشکیل میشود:
پروتکل: معمولا هر سایتی میتواند از دو پروتکل http و https استفاده کند. پروتکل https برای سایتهای فروشگاهی و سایتهای پرداخت اینترنتی مورد استفاده قرار میگیرد. البتّه از سال ۲۰۱۸ گوگل پیشنهاد داده که همه سایتها با خرید گواهینامههای SSL از این پروتکل استفاده کنند. بسیاری از سئوکاران معتقدند داشتن SSL و استفاده از پروتکل https بر روی سئو تاثیر مثبتی خواهد داشت.
نام دامنه: این همان قسمتی است که ما به دنبا انتخاب آن هستیم و برای هر سایتی منحصربفرد میباشد.
پسوند دامنه: پسوند را با توجه به حوزه کاری و نوع فعالیتمان انتخاب میکنیم. مهمترین پسوندهای مورد استفاده در ایران عبارتند از:
روز به روز شانس یافتن یک دامنه با تعداد حروف کم، سخت و سخت تر میشود. اگر شما بخواهید نام شرکت خود را به طور کامل در دامنه خود داشته باشید با مشکل تعداد حروف زیاد در دامنه مواجه خواهید شد. زیرا که اجازه ثبت شرکتها با نامهای ۴ بخشی صادر میشود و در این شرایط بازدیدکنندگان سایت دچار مشکل نگارشی خواهند شد. ضمن اینکه برگردان کلمه های فارسی به املای فینگلیش همواره منحصر به فرد نیست.
فرض کنید نام شرک شما وب افزار بیکران باشد، در این صورت دامین شما به این صورت خواهد بود: webafzarebikaran.com . در این دامنه افراد بسیاری با درج حروف صدادار مشکل دارند، حتی ممکن است در تلفظ بیکران هم دچار مشکل شوند.
خوب چاره کار چیست؟ در این شرایط بهتر است از یک نام خلاصه استفاده شود یا اینکه سعی کنیم یک نام تجاری متفاوت با نام شرکت خود انتخاب کنیم. باید توجه داشته باشیم که انتخاب دامنه مناسب میتواند بر روی ترافیک مستقیمی که کسب و کار ما دریافت میکند تاثیر بگذارد. پس اگر چندین روز هم بر روی انتخاب نام دامنه وقت بگذاریم ارزش خواهد داشت.
۲- تا حد امکان خط تیره و اعداد استفاده نکنید
هر چند در بسیاری از مواقع اعداد یا خط تیره میتوانند راهگشا باشد ولی بهتر است این کار را انجام ندهیم. استفاده از اعداد و خط تیره در نام یک دامنه باعث میشود تا خوانایی آن کاهش پیدا کند و علاوه بر آن ممکن است کاربران دچار اشتباه شده و نام دامنه را بدون خط تیره وارد کنند و به سایت دیگری بروند یا با خطای عدم وجود سایت مواجه شوند.
۳-یک دامین خوب بیاد ماندنی است
شما نامهای عمومی را همواره به راحتی حفظ میکنید. دامنههایی مانند art.com , fun.com در حافظه ماندگار هستند. در عین حال دامنههای دیگری هم وجود دارند که با وجود عمومی نبودن به راحتی حفظ میشوند. نام های مانند :google.com یا yahoo.com از این جملهاند که برخی تغییر شکل یافتهاند و یا مخفف یک جمله و یا مفهوم خاص هستند.
خوش آوایی یک کلمه و آهنگین بودن نام سایت دارای اهمیت است به عنوان مثال irna.ir یک گزینه مناسب و irtin.ir یک گزینه نامناسب به نظر میرسد. در مورد سایتهایی با نام دو بخشی هم باید دقت کرد به عنوان مثال سایت alibaba.com با سایت babaali.com متفاوت است. در چنین شرایطی بهتر است ما در صورت آزاد بودن، هر دو دامنه را برای خود ثبت کنیم.
۴- یک دامنه خوب نباید با دیگر دامنهها اشتباه شود
برخی افراد دامنههایی را برای خود انتخاب میکنند که قبلا توسط افراد و شرکت های معتبر ثبت گردیده است، سپس با ایجاد تغییراتی جزیی، مشابه آن را برای خود ثبت می کنند مانند yahoo4ir.com. دقت شود در چنین مواردی شرکتها حق پیگیری و شکایت و نهایتا تعطیلی سایت شما را خواهند داشت. پس سعی کنید از این روشها استفاده نکنید.
۵- سعی کنید املای سخت و پیچیدهای را در نظر نگیرید
خواندن برخی از اسمها سخت است مثلا قسطنطنیه. برخی از افراد در نامهایی که برای سایت خود انتخاب میکنند هم چنین حالتی را بو جود میآورند. به عنوان مثال: hooponopono.net
۶- یک دامنه خوب باید بیانگر فعالیت شما یا نوع آن باشد
یک نام خوب دامین باید به گونه ای باشد که هرکسی بتواند با مشاهده آن، نوع فعالیت شما را تشخیص دهد. البتّه احتمال اینکه شما نامی پیدا کنید که به صورت تک کلمهای فعالیتتان را آشکارا بیان کند، بسیار اندک است با این حال شما می توانید با اضافه کردن برخی کلمهها به کلمه پایه به دامنه خوبی دست پیدار کنید. به عنوان مثال bestfunny.com
۷- یک دامنه خوب باید مخاطبان شما را درست هدف بگیرد
شناخت دقیق از حوزه فعالیتی یا کسب و کاری میتواند بر روی تعیین نام دامنه و انتخاب پسوند متناسب با آن تاثیر بگذارد. شما میتوانید از پسوندهای جدیدی مانند .ir, .tv, .to استفاده کنید. این انتخاب می تواند بر اساس حوزه کشور و یا تجارت خاص باشد.
۸- خرید دامنه از مالکان آن
در برخی از مواقع می توانید با استفاده از سایت who.is مالکین وب سایتها و اطلاعات تماسی آنها را یافته و با آنها تماس بگیرید و دامنه آنها را با قیمت مناسب خریداری نمایید. در خرید دامنه سعی کنید تمامی ضوابط حقوقی را رعایت کنید و دقت کنید که دامنه خریداری شده توسط شما قبلا توسط موتورهای جستجو به عنوان اسپم شناخته نشده باشد.
۹- ثبت آی دی مرتبط با دامنه در شبکههای اجتماعی
امروزه علاوه بر ثبت دامنه مناسب، ثبت نام و آیدی مناسب در شبکههای اجتماعی نیز اهمیت دارد. قبل از اینکه دامنهای را خریداری و به نام خود ثبت کنید به سراغ شبکههای اجتماعی مطرح نظیر لینکدین، اینستاگرام، توئیتر، فیسبوک، یوتیوب، آپارات و همچنین پیامرسانهایی نظیر تلگرام و واتسآپ بروید و بررسی کنید که آیا آیدی مرتبط با شما آزاد میباشد یا خیر.
در صورتی که در چندین شبکه اجتماعی مهم آیدی مدنظر شما رزرو شده بود سعی کنید آیدی مرتبط دیگری را بیابید یا اینکه یک نام دامنه جدید را برای سایت خود انتخاب کنید.
۱۰ -رقبای خود را بررسی کنید
قبل از انتخاب یک نام دامنه، به سراغ رقبای خود بروید و نام دامنههایی که آنها انتخاب کردهاند را مورد بررسی قرار دهید. معمولا آنها از یک تعداد کلیدواژه برای تعریف اهداف خود استفاده میکنند، این کلیدواژهها میتواند ایدههای جدیدی را برای انتخاب نام دامنه مناسب به شما بدهد.
در حال حاضر ابزارهای بسیاری برای انتخاب نام دامنه بوجود آمدهاند. سایتهای بسیاری در این زمینه هستند که با کمک الگوریتمهای اکتشافی سعی دارند بهترین گزینهها را به ما معرفی کنند، در ادامه به بررسی برخی از این سایتها میپردازیم.
Domainr: این سایت ابزاری آسان برای یافتن دامنه میباشد. اگر دامنه مدنظر شما قبلا رزرو شده باشد، این سایت پیشنهادات جدیدی را به شما ارائه میدهد.
NameSmith:این سایت براساس نام کلمه کلیدی که شما میخواهید در آنفعالیت کنید به شما پیشنهاداتی را ارائه میدهد.
NameCHK: این ابزار به شما کمک میکند تا در کنار دامنه، وضعیت شبکههای اجتماعی را هم مورد بررسی قرار دهید.
Flynic: سایت فلای نیک یک سایت ایرانی است که لیستی از آخرین دامنههای آزادشده .ir را به شما معرفی میکند. شما میتوانید با کمک این سایت به ثبت دامنههای آزاد شده بپردازید یا از آنها ایدههای جدیدی بگیرید.
Wordoid: این سایت علاوه بر بررسی وضعیت دامنههای جستجو شده تا ۱۰ دامنه پیشنهادی جدید براساس ترکیب کلمات کلیدی را به شما پیشنهاد میدهد.
تغییر دامنه و مشکلات آن
این امکان وجود دارد که در آینده نام دامنه سایتی را عوض کنیم، ولی تغییر نام دامنه هزینههای مالی و فنی بسیاری را بوجود خواهد آورد و ممکن است ضربههای جبران ناپذیری را از لحاظ سئو به یک کسب و کار وارد کند. به همین دلیل بهتر است در انتخاب نام دامنه دقت کنیم و با حساسیت زیادی دامنه سایت خود را انتخاب کنیم.
در سالیان اخیر اصطلاح استارتاپ را در جامعه زیاد شنیدهایم، کسب و کارهای کوچک و چابکی که برپایه خلاقیت و بر بستر اینترنت شکل میگیرند را استارتاپ مینامند. این گونه کسب و کارها از آنجایی که در فضای مجازی شکل میگیرند معمولا هزینههای کسب وکارهای سنتی را ندارند. در کارآفرینی اینترنتی برای ماندگاری در بازارهای رقابتی نیاز به خلاقیت زیادی وجود دارد. بسیاری از استارتاپها از جمله دیجی کالا ، تپسی ، ریحون ، تیزلند ، شنبه ، تخفیفان و … امروزه از مرحله رشد عبور کردهاند و ما آنها را به عنوان یک کسب و کار قوی میشناسیم.
کارآفرینی اینترنتی چیست؟
کارآفرینی اینترنتی
در کارآفرینی اینترنتی با نوآوری و ابتکار و با استفاده از فناوریهای سطح بالایی که در بستر اینترنت پیادهسازی میشوند، به حل مشکلاتی که افراد جامعه درگیر آن هستند پرداخته میشود. حل این چالشها علاوه بر پاسخگویی به نیاز مشتریان، اهداف در آمدزایی و ایجاد شغل را برای صاحبان ایده تامین میکند.
کسب وکارهای اینترنتی به کمک وبسایت یا اپلیکیشنهای موبایلی شکل میگیرند. اگر به کارآفرینی اینترنتی و راهاندازی یک کسب و کار علاقمندید ولی نمیدانید از کجا شروع کنید یا نگران بودجه اولیه آن هستید، باید بگوییم که کسب و کارهای اینترنتی گزینهی خوبی برای شروع هستند. ما در این پست به معرفی گزینههایی برای راهاندازی یک استارتاپ نوپا میپردازیم. موارد معرفی شده در این پست تنها به عنوان نمونههایی هستند که برای یافتن ایده مورد استفاده قرار میگیرند.
راهاندازی کسب وکاری در مقیاس کشوری/جهانی و به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز کاری
عدم نیاز به دفترکار یا تجهیزات خاص در شروع کار
امکان نمونهسازی و تست محصول قبل از تولید وعرضه گسترده محصولات یا خدمات
امکان اجرای نوآوری و بروز خلاقیّت در کار
انعطاف پذیری بالا و امکان ایجاد تغییرات سریع
هزینههای راهاندازی کسب وکارهای اینترنتی به نسبت کم و دامنهی کسب و کارهایی که میتوانید راهاندازی کنید وسیع است. در ادامه ۱۰ ایده برای راهاندازی یک استارتاپ مبتنی بر اینترنت را برای علاقمندان معرفی می کنیم.
با رشد اینترنت و گوشیهای هوشمند امکان آموزش دیدن از راه دور برای اکثر مردم فراهم شده است. برای شروع یک کسب وکار اینترنتی میتوان با توجه به تخصص ومهارتی که دارید به تولید محتوای آموزشی بپردازید. شما میتوانید از طریق شبکههای اجتماعی یا وبسایت خود به فروش این آموزشها به مخاطبانتان بپردازید.
در سالیان اخیر پلتفرمهای مختلفی برای اشتراکگذاری و فروش فایلهای آموزشی بوجود آمدهاند. از مهمترین این پلتفرمها میتوان به فرادرس، فرانش، داناپ، مکتبخونه و.. اشاره کرد. همچنین میتوان از پلتفرمهایی برای برگزاری وبینارهای آنلاین استفاده کرد. ایسمینار به عنوان یک نمونه موفق از پلتفرمهای برگزاری وبینار میباشد.
۲- تولید محتوا و وبلاگنویسی
حرکت کسب وکارها به سمت فضای آنلاین باعث شده است تا آنها نیاز به محتواهای با کیفیت و منحصربفرد برای دیدهشدن بهتر و حضور فعال در بازارهای رقابتی را داشته باشند. معمولا این کسب وکارها فرصت چندانی برای تولیدمحتوا ندارند بنابراین آنها علاقمند هستند که فرآیند تولید محتوای خود برای وبلاگ، شبکههای اجتماعی یا حتی کمپینهای تبلیغاتی را به فریلنسرها یا شرکتهای فعال در این زمینه واگذار کنند.
حضور در فضای آنلاین میتواند موقعیتهای متنوعی را در اختیار یک محتواساز قرار دهد. یکی از این فرصتهای طلایی همکاری با شرکتهای دیگر میباشد. همکاری در فروش به عنوان یک ایده جذاب برای کسانی میباشد که توانایی وبلاگنویسی را دارند. همکاری در فروش معمولا سود بیشتری از تبلیغات را نصیب وبلاگها میکند.
۳- عکاسی و تولید ویدئوهای سرگرمکننده در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای اشتراک ویدئو
با ظهور و بروز بیماری کرونا(کوید۱۹) در جهان و ایران شاهد این هستیم که معضلات اقتصادی بسیاری در جوامع ظهور و بروز پیدا کرده است. در چنین فضای که مردم دچار مشکلات روحی بسیاری شدهاند، مردم ازدیدن عکسهای جذاب و تولید ویدئوهای سرگرمکننده استقبال زیادی میکنند. شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام میتوانند به عنوان یک بستر مناسب برای انتشار این کلیپها محسوب شود و با جذب فالوئر و تبلیغات برای شما درآمدزایی صورت پذیرد.
۴- تولید یا فروش محصولات به صورت آنلاین
ممکن است شما در فضای فیزیکی به تولید یا عرضه یک محصول خاص بپردازید. این امکان برای شما وجود خواهد داشت که علاوه بر فروشگاه فیزیکی، فروشگاه مجازی خود را نیز راهاندازی کنید و محصولات موجود در فروشگاه اصلی خود را به صورت اینترنتی هم بفروشید. هزینه پایین راهاندازی فروشگاه اینترنتی باعث میشود تا شاهد افزایش چشمگیر درآمد خود در این حوزه باشید.
۵- کسب درآمد ازطراحی سایت برای دیگران
همانطور که در مورد۴ گفتیم کسب وکارهای بسیاری به این واقعیت رسیدهاند که بخشی از فعالیتهای تجاری خود را به فضای آنلاین انتقال بدهند. طراحی سایت امروزه کاری مشکل و پیچیده نیست. وجود سیستمهای مدیریت محتوا نظیر جوملا و وردپرس وافزونههای مرتبط با آنها امکان ایجاد سایت یا فروشگاه اینترنتی را به شدت آسان کردهاند. امّا با همه این ابزارها، هنوز افرادی هستند که تمایل دارند امور فنّی طراحی سایت خود را به متخصصین بسپارند.
شما میتوانید با گذراندن دورههای کوتاه مدّت آموزشی و کارآموزی به تجربه کافی در این زمینه دست پیدا کنید و برای مشتریان خود به طراحی سایت یا فروشگاه اینترنتی بپردازید.
۶- سئو و دیجیتال مارکتینگ
یک سایت یا فروشگاه اینترنتی زمانی برای مالکان خود ایجاد ارزش میکنند که برای موتورهای جستجو بهینهسازی شده باشند و ترافیک هدفمند مناسبی را بدست بیاورند. آشنایی با اصول سئو ودیجیتال مارکتینگ میتواند به شما کمک کند تا علاوه بر راهاندازی کسب وکارشخصی بتوانید برای دیگران نیز پروژههایی را قبول کنید.
یک دیجیتالمارکتر با شناخت خوبی که از بازار بدست میآورد میتواند به کسب وکارها کمک کند تا با اجرای کمپینهای تبلیغاتی، سوشال مارکتینگ یا حتی طراحی یک محصول سهم بیشتری را از بازار بدست بیاورند.
۷- طراحی اپلیکیشنهای موبایلی
امروزه در دست هرکسی میتوان یک گوشی هوشمند مشاهده کرد. تمامی این گوشیها نیاز به نرمافزارهای کاربردی گوناگونی دارند. اگر شما بتوانید دانش برنامهنویسی اندروید یا ios را فرا بگیرید میتوانید به طراحی اپهای موبایلی برای خودتان یا شرکتهای دیگر بپردازید. در برخی مواقع میتوان با اجرای ایدههای ساده به درآمدزایی بالایی دست پیدا کرد.
نرمافزارهای موبایلی به نسبت سایت یا فروشگاههای اینترنتی، موضوعی جدیدی محسوب میشود. با تکمیل اطلاعات و فراگیری مهارت در این حوزه میتوان زمینهساز ایجاد درآمدهای خوبی برای خود یا دیگران شویم.
۸- بازیسازی
بازیهای موبایلی هم مثل نرمافزارها از بازار خوبی برخوردار هستند. با آموزش دیدن در زمینه تولید بازی میتوان به ساخت بازیهای موبایلی پرداخت و سهم قابل توجهی را از بازار گسترده این محصولات داشت. گسترش تبلیغات درون بازیهای موبایلی، امکان این ا فراهم آورده است تا فریلنسرها شانس خود را برای تولید بازی افزایش دهند و از درآمد بالایی از تبلیغات برخوردار شوند.
۹- تحلیل اطلاعات
کسب وکارهای مجازی حجم زیادی از مشتریان را دارند، این حجم زیاد از مشتریان ، اطلاعات زیادی را در اختیار صاحبان کسب و کارها میگذارد. اگر شما بتوانید در زمینه دادهکاوی(Data Mining) تخصص پیدا کنید میتوانید به عنوان کارشناس آنالیز اطلاعات در شرکتهای بسیاری استخدام شوید یا اینکه با استفاده از دادههای رایگانی که شرکتهای مختلف منتشر میکنند و تحلیل آن دادهها به شناسایی موقعیتهای بکر در بازار بپردازید و برای خود یا دیگران کارآفرینی اینترنتی جدیدی را بسازید.
۱۰- توجه به تکنولوژیهای سطح بالا
تکنولوژیهای سطح بالایی همچون اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، ذخیرهسازی ابری، واقعیت مجازی و افزوده، فینتک و بلاکچین، شهر هوشمند، دادهکاوی، وبکاوی، سلامت اکترونیک، گردشگری هوشمند و.. میتوانند موقعیتهای جدیدی را پیشروی شما بگذارند. شما میتوانید با رصد این تکنولوژیها و یادگیری مهارتهای لازم به فرصتهای ایدهآلی برای کارآفرینی اینترنت دست پیدا کنید.
توجه داشته باشیم که در کارآفرینی همیشه خلاقیت و نوآوری موجب ایجاد ابتکار میشود. پس همیشه باید در کنار کسب مهارتهای فنی به دنبال تقویت خلاقیت خود باشیم و سعی کنیم با داشتن تفکر انتقادی در انجام امور مختلف نوآوری داشته باشیم.
توضیح: این محتوا در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵ برای اولین بار نوشته شده است و در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۰ مجدد بروزرسانی گردیده است. برای دریافت نسخه قدیمی این محتوا میتوانید بر روی این لینک کلیک کنید.
ارائه آسانسوری یک مهارت ارتباطی است که در آن یک شخص باید بتواند در کمترین زمان ممکن، منظور و هدف خود را به شخص دیگری(یک فرد تاثیرگذار نظیر کارفرما یا سرمایهگذار) ارائه کند. معمولا از ارائه آسانسوری برای معرفی محصولات/خدمات به سرمایهگذاران خطرپذیر استفاده میشود. امّا میتوان از این مهارت برای برقراری انواع ارتباطات استفاده کرد و موقعیتهای بیبدیلی را بوجود آورد.
ارائه آسانسوری چیست؟
ارائه آسانسوری
ارائه آسانسوری(Elevator Pitch) یک تکنیک ارتباطی است که در آن سعی میشود نظر فرد(یا گروهی از افراد) دریک مدّت زمان کوتاه(بین ۳۰ ثانیه تا حداکثر ۲ دقیقه) به موضوعی جلب شود. زمانی میگوییم که یک ارائه آسانسوری موفق بوده است که مدیر یا سرمایهگذار حاضر شوند تا برای ملاقاتهای بعدی و همچنین دریافت توضیحات تکمیلی ومستندات، قرار ملاقاتی را اختصاص دهند.
ما در زندگی خود با موقعیتهای حساس زیادی مواجه میشویم که در آن موقعیتها نیاز به ارائهای درباره خود یا کسب وکارمان داریم. برخلاف تصور عمومی که ارائه را فقط برای درس و دانشگاه میدانند، یک ارائه میتواند در زندگی شخصی(مثل ازواج)، کسب وکار(جذب اسپانسر یا استخدام شدن) و حتی ارتباطات روزانه ما صورت پذیرد.
مثال: فرض کنید که وارد آسانسوری شدهاید و مشاهده میکنید که یک شخصیت مهم وتاثیرگذار در حوزه کاری شما در داخل آسانسور است. در چنین شرایطی و قبل از اینکه آسانسور به طبقه مدنظر شما یا آن شخص دیگر برسد، فرصت دارید تا در زمانی زیر ۱ دقیقه موضوعی را به او انتقال دهید و نظر مساعد او را جلب کنید.
شما باید بتوانید در همین مدّت کوتاه اعتماد طرف مقابل را بدست آورده و کارت ویزیتی با او رد و بدل کنید یا شماره تماسی از او بگیرید.
موضوعاتی که باید در یک ارائه کوتاه مطرح شوند؟
محتویات مطرح شده در یک ارائه
در یک ارائه آسانسوری باید بتوانید موارد زیر را بیان کنید:
شما چه کسی هستید؟(معرفی خودتان)
چه کاری را انجام میدهید؟(معرفی مهارتها و تواناییهایتان)
هدف شما از برقراری ارتباط با طرف مقابل چیست؟(نیاز یا خواسته شما از طرف مقابل)
ارزش انحصاری شما یا کسب وکارتان نسبت به دیگران چیست؟(مزیت رقابتی شما)
چطور آن کار را انجام میدهید و چه کسانی میتوانند از آن استفاده ببرند؟(شناخت بازار، مشتریان و نحوه انجام کار)
وقتی شما به کسی پیشنهاد ازدواج میدهید، قصد فروش محصولی را دارید، با همکاران خود ارتباط برقرار میکنید یا با همسایگان خود تعامل میکنید در واقع در حال ارائه هستید. برای موفقیت در ارائه باید به اصول سخنوری، رعایت لحن وگفتار و زبان بدن توجه داشت. بنابراین میتوان گفت که ارائه دادن یک توانایی ترکیبی است که برای دستیابی به مهارت در آن باید تمرین و ممارست زیادی داشت.
فلوچارت یک ارائه آسانسوری
فلوچارت یک ارائه آسانسوری سریع
در یک ارائه سریع باید برنامه داشت و هدفمند جلو رفت، به همین دلیل فلوچارتهای مختلفی ارائه میشود.
معرفی یک مشکل یا نیاز: باید مسئلهای پیش آمده است و ما نیاز به کمک داشته باشیم که موضوعی را برای دیگران ارائه بدهیم.
راهحل شما: برای مشکل باید به یک راه حل رسیده باشیم مثلا شناخت کافی از بازار داشته باشیم یا یک مزیت رقابتی خاص را بتوانیم عرضه کنیم.
معرفی رقبا: رقبا و شرایط بازار را بشناسیم. داشتن مطالعه نسبت به یک موضوع باعث اطمینان خاطر مخاطب ما میشود.
متقاعد کردن کارفرما: باید کارفرما متقاعد شود در غیراینصورت ارائه با شکست مواجه شده است.
انجام یک اقدام: هر ارائهای باید منجر به یک اقدام شود مثلا تبادل کارت ویزیت، دریافت طرح توجیهی یا..
از اضافهگویی بپرهیزید و سعی کنید مخاطب خود را متقاعد کنید.
به طرف مقابل نشان دهید که او را منتفع خواهید کرد.
عجله نکنید، کوتاه و سریع گفتن با عجله کردن متفاوت است.
پیشنهاد نهایی خود را مشخص و دقیق ارائه کنید.
همیشه آمادگی ارائه داشته باشید زیرا که در بسیاری از مواقع، زمان ارائه مشخص نیست و شما باید بتوانید از فرصتهایی که برای شما پیش میآید بیشترین استفاده را ببرید.
از ارائه دادن نترسید، سعی کنید مهارتها وتواناییهای خود را با دیگران به اشتراک بگذارید. ایجاد شبکهایی از ارتباطات میتواند شانسهای بسیاری را در مقابل شما قرار دهد.
به رعایت زمان در ارائه توجه داشته باشید و به دنبال بیان کلیدواژههای طلایی که از قبل در ذهن خود پرورش دادهاید به طرف مقابلتان باشید.
مثبتنگر و انعطافپذیر باشید و با توجه به متغییرهای زمانی ومکانی، در نحوه ارائه خود تغییر ایجاد کنید.
تمرین بهترین وسیله برای بهبود مهارتهای سخنوری و زبان بدن شما میباشد.
فراموش نکنیم که ارائه آسانسوری یک فرصت طلایی محسوب میشود که نباید به راحتی آن را از دست بدهیم. رویدادها، همایشها، کارگاههای آموزشی، مصاحبههای شغلی و حتی شبکههای اجتماعی(نظیر لینکدین) ابزارهایی هستند که شما میتوانید با کمک آنها اشخاص مدنظرتان را بیابید و در فرصتی کوتاه با آنها درباره موضوعات مورد علاقه صحبت کنید و یک ارائه آسانسوری را تجربه کنید.
تمامی کسانی که به صورت حرفهای وبلاگنویسی میکنند و به تولیدمحتوای متنی اشتغال دارند باید با مباحث سئو آشنا شوند. یکی از موضوعات مهم در سئو، لینکسازی داخلی و خارجی میباشد که هرکدام در جایگاه خود دارای اهمیّت میباشند. در این پست قصد داریم تا درباره محتوای یتیم صحبت کنیم که از موضوعات مهم در لینکسازی وسئو میباشد.
محتوای یتیم چیست؟
محتوای یتیم
محتوایی یتیم(Orphaned Content) یا تنها نامیده میشود که هیچ لینکی را از سایر پستها یا مقالات در همان وبلاگ دریافت نکند. چنین محتوایی در وبلاگ تنها میماند و با سایر محتواهای مشابه با خود هیچ ارتباطی ندارد. عدم وجود لینک به یک پست وبلاگی باعث میشود تا گوگل و سایر بازدیدکنندگان نتوانند به راحتی به آن محتوا دسترسی پیدا کنند.
بهتر است قبل از اینکه به موضوع محتوای یتیم بپردازیم درباره لینک سازی کمی صحبت کنیم. لینک داخلی(Internal Link) پیوندی از یک صفحه وبسایت به صفحه دیگر در سایت میباشد. کاربران وموتورهای جستجو از پیوندهای داخلی برای یافتن محتواهای مشابه در یک سایت استفاده میکنند. آنها با کمک لینکهای داخلی در یک سایت حرکت میکنند(میخزند) و محتواهای موردنیاز خود را مییابند. یک لینک داخلی از سه جنبه زیر دارای اهمیت است:
ایجاد دسترسی به صفحات دیگر یک وبلاگ
نمایش ارتباط بین صفحات ومحتواهای یک وبلاگ
نمایش ارزش صفحات مختلف یک وبلاگ( هر صفحهای که لینک بیشتری را دریافت کند، دارای اعتبار دامنه(PA) بیشتری خواهد شد).
گوگل با استفاده از یک ربات به نام GoogleBot پیوندهای داخلی وخارجی در یک وبسایت را دنبال میکند. محتواهایی که دارای هیچ لینک ورودی نباشند یتیم محسوب شده و تنها برای خود باقی خواهند ماند. منظور ما از لینک داخلی در اینجا، پیوندهای متنی میباشد که با آنکرتکست مناسب به صفحه مقصد لینک مرتبط شده باشند. پس اگر لینکی در صفحه اصلی، سایدبار و حتی منوها قرار بگیرد آن محتوا را از تنهایی خارج نخواهد کرد و همچنان یک محتوای یتیم محسوب خواهد شد.
چرا باید محتواهای یتیم را شناسایی کنیم؟
هدف نهایی از تولیدمحتوا و سئو این است که محتواهای ما در گوگل ایندکس شوند، رتبه بگیرند، در صفحات SERPs گوگل نمایش داده شوند و کاربران هدف را به سمت سایت ما بیاورند. برای اینکه گوگل بتواند محتواهای مناسب را شناسایی کند و رنک بالایی به آنها بدهد باید اطلاعات جامعی از تمامی محتواهایی که در یک وبلاگ منتشر شدهاند، داشته باشد.
لینکسازی داخلی(بین محتواهای درونی یک سایت) و لینکسازی خارجی(بین محتواهای دو سایت جدا از هم) میتوانند بخشی از وظیفه شناسایی محتواهای ارزشمند را برای گوگل انجام دهند. بنابراین تا حدود زیادی معلوم شد که چرا ما باید به دنبال شناسایی محتواهای یتیم در یک وبلاگ باشیم.
زمانی که ما تعداد کمی محتوا تولید میکنیم معمولا به لینکسازی داخلی توجه داریم ولی هنگامی که تعداد محتواهای وبلاگ ما زیاد میشوند در لینکسازی دچار مشکل میشویم و به بسیاری از محتواها لینک نمیدهیم. این فراموشکاری غیرعمدی باعث تاثیر منفی بر روی سئو وبلاگ ما میشود. زیرا که ارتباطات بین محتواها از بین میروند وگوگل نمیتواند آنها را به درستی ارزشگذاری کند.
بر روی چه محتواهایی بیشتر حساس شویم؟
وجود تعداد زیادی محتوای یتیم در هر وبلاگی نشاندهنده این موضوع است که به لینکسازی داخلی توجه چندانی نشده است یا ارتباطات درستی بین محتواها بوجود نیامده است. این موضوع ممکن است به دلیل انتخاب نادرست استراتژی محتوایی شکل گرفته باشد.
محتواهای بنیادین
اگر یک مقاله بنیادین(Corner Stone) در سایت ما یتیم شود کارآیی خود را از دست میدهد، امّا در مورد مقالاتی که دارای زمان مصرف محدودی هستند(محتواهای غیر سبز) تنها شدن آنها چندان مهم نیست. بنابراین اگر مقالهای در یک وبلاگ از اهمیت زیادی برخوردار است و نشاندهنده اهداف کلیدی آن وبلاگ(کسب وکار) است هرگز نباید یتیم شود. فراموش نکنیم که لینکسازی داخلی باعث بالارفتن نرخ ماندگاری کاربران در یک وبلاگ خواهد شد.
اگر شما هم از سیستم مدیریت محتوای وردپرس استفاده میکنید و نسخه حرفهای(غیررایگان) Yoast SEO Premium را نصب کرده باشید در بخش نمایش “همه نوشتهها” ، قسمتی به نام “محتوای تنها” را مشاهده خواهید کرد. اگر برروی محتواهای تنها کلیک کنید، لیستی از محتواهایی که تاکنون به آنها لینک ندادهاید را مشاهده خواهید کرد. شما میتوانید با اتخاذ یک استراتژی درست محتوایی، این محتواها را از یتیمی خارج کنید.
ایجاد محتوای یتیم یک مسئله عادی در وبلاگنویسی و سئو محسوب میشود امّا باید سعی کنیم تا حجم این محتواها را به حداقل برسانیم و با ایجاد محتواهایی مرتبط با پستهای قبلی، لینکهایی قوی بین تمامی محتواهای وبلاگ خود ایجاد کنیم.
بازاریابی چابک به عنوان یک رویکرد جدید در صنعت مارکتینگ در حال رشد میباشد. بازاریابی چابک (Agile Marketing) را میتوان یک شیوه مدیریت بازاریابی دانست که در آن سعی میشود تا هزینههای مارکتینگ برای یک کسب و کار به حداقل برسد.
هزینههای بازاریابی
هزینههای بازاریابی برای یک کسب و کار شامل زمان صرفشده برای مشترییابی و همچنین میزان پول خرجشده برای فرآیندهای بازاریابی میشود.
تاریخچه بازاریابی چابک
بازاریابی چابک
در سال ۲۰۰۱ عدهّای از مهندسان برنامهنویس به این نتیجه رسیدند که بهرهوری لازم در کار آنها وجود ندارند. تاخیر در انجام پروژهها و هزینه بالای انجام پروژهها دو فاکتوری بود که برنامهنویسان را به چارهاندیشی واداشت. آنها توانستند با توسعه چابک نرمافزارها، سرعت خود را بهبود دهند و در هزینهها صرفهجویی کنند. توسعه چابکی که آنها طراحی نمودند شامل موارد زیر بود:
یک پروژه بزرگ به بخشهای کوچکتری تقسیم میشد.
هر بخش را یک عضو یا یک تیمکاری به انجام میرساند.
پروژه را در سریعترین زمان ممکن آماده میکردند و به کارفرما تحویل میدادند. سپس در چرخههای متوالی، پروژه بهبود مییافت و با نظرات کارفرما تطبیق داده میشد.
پروژهها با کمک مولفههایی ساخته میشد که امکان تغییر در آنها وجود داشت. بنابراین با تغییر نظر استفادهکنندگان نهایی یک نرمافزار، امکان تغییر و برطرف کردن ایرادات در بخشهای خاصی از پروژه وجود داشت.
تعمیم چابکسازی به موضوعات جدید
توسعه چابک نرمافزارها موجب شد تا چابکسازی به عنوان یک تکنیک موفق در موضوعات مختلفی به کار گرفته شود. همواره بازاریابی به عنوان یک صنعت پیشرو و پولساز مطرح بوده است. چابکی یا چابک بودن به ویژگیهایی همچون زیرکی، پاسخگویی، پویایی، تطبیقپذیری و سرعت اشاره دارد. تمامی ویژگیهای که از آن نام بردیم را میتوان جزیی از خصوصیات یک بازاریاب و تیمهای بازاریابی مدرن دانست.
در سال ۲۰۱۲ عدهای از پیشگامان علم بازاریابی برای اینکه بتوانند بهترین نتایج را از فعالیتهای خود بگیرند مفهوم بازاریابی چابک(Agile Marketing) را پایهگذاری نمودند. با توسعه این مفهوم، امکان تعریف پروژههای بازاریابی بزرگتر بوجود آمد و از سویی دیگر سرعت و اثربخشی فعالیتهای بازاریابی بهبود یافت.
یک مدل جدید برای بازاریابیهای مدرن
چرخه ناب در چابک سازی
تیمهای بازاریابی با کمک چابکشدن میتوانند به یک مدل عملیاتی جدید برای بازاریابی دست پیدا کنند. این مدل عملیاتی که شامل فرآیندها، سیستمها و ساختارهایی میشود که سازمان میتواند با کمک آنها برای مشتریان و ذینفعات خود ارزشآفرینی کند و عملکرد سازمان را ارتقاء دهد.
استراتژی در بازاریابی چابک
در بازاریابی چابک، استراتژیهای بازاریابی را با تاکتیکهای نظیر محتواسازی، سئو، تبلیغات، رسانههای اجتماعی و.. مرتبط میکند. در چابکسازی نقش افراد، فرآیندها، نحوه استفاده از فناوریها مشخص میشود تا شیوههای موثری برای مشتریمداری و پاسخگویی موثر ایجاد گردد.
بازاریابی چابک از ایدهآل گرایی تا واقعنگری
اکثر مردم و حتی مدیران ارشد، چابکسازی را رویکردی بلندپروزانه میدانند. امّا برای جهانی که به شدت تغییرپذیر است و فرصتها و تهدیدات غیرمنتظرهای در آن بوقوع میپیوندد، تنها رویکرد چابکسازی میتواند مناسب باشد. بازاریابی مدرن نمیتواند ۶ ماه یا یک سال منتظر بماند تا یک راهکار مناسب برای اجرا پیدا شود. تغییرات شدید در بازار را به راحتی میتوان با کمک چرخههای اسپرینت کماثر کرد و خود را با شرایط بازار وفق داد.
برای اینکه بتوانیم بازاریابی چابک را در یک تیم مارکتینگ اجرایی کنیم باید نکات زیر را در تیم خود بپیادهسازی کنیم:
۱- رویکرد
چابکی به معنای رعایت تعدادی اصول و ارزشهای خاص میباشد. این اصول به ما کمک میکنند که چگونه فکر کنیم، رفتار کنیم و به سناریوهای مختلف پاسخ دهیم. موارد زیر در رویکرد چابکسازی بازاریابی اهمیت دارند:
انگیزه بالای تیمی و استفاده از تمامی ظرفیتهای تیم
انعطاف پذیری بالا برای توانایی پاسخگویی به تغییرات(تغییر سریع یک مزیت رقابتی در تیمهای چابک میباشد)
توجه به یادگیری مبتنی بر داده و آزمایشات واقعی
تجزیه پروژههای بزرگ به بخشهای کوچک و قابل انجام
همکاری تیمی بالا
نترسیدن از شکست(البته تیمهای چابک دودفعه به یک شیوه شکست نمیخورند)
توجه به اصول بازاریابی و طراحی خوب
مشتری محوری و توجه به رضایت مشتری
تکرار آموختهها و سعی در بهبود آنها
استفاده از تجارب افراد متخصص در حوزههای مختلف کاری
۲- روششناسی
هر رویکردی از تعدادی روش تشکیل میشود. در حدود ۱۰۰ روش(متدلوژی) مختلف برای چابکسازی مطرح هستند که میتوانند با توجه به شرایط و نیازها به کار گرفته شوند. متدلوژیهای Lean ، Scrum و Kanban مشهورترین آنها هستند. تعیین اینکه کدامیک از این روشها برای یک کسب وکار مناسب هستند اهمیت دارد.
۳- تمرین
در چابکسازی، شیوههای تعریف شدهای برای تمرین و بهبود وجود دارد. نقشهای تخصصی، جلسات، ابزارها، قوانین و کارهای دیگری که چابک سازی را تشکیل میدهند. مفاهیمی همچون چرخههای اسپرینت، Stand-up ، Back Logs و تختههای Kanban کمک میکنند تا چابکسازی هر چه سریعتر شکل بگیرد.
مولفههای تاثیرگذار بر روی Agile Marketing
در سال ۲۰۱۲ گروهی از مدیران ارشد بازاریابی دور هم جمع شدند تا مولفههایی را برای بازاریابی سریع(چابک) تدوین کنند. هدف آنها قانوننویسی برای بازاریابی نبود، بلکه آنها سعی داشتند ایدهآلهایی را برای صنعت بازاریابی به علاقمندان این حوزه معرفی کنند. بر این اساس بازاریابی چابک دارای ۷ مولفه زیر میباشد:
یادگیری: در بازاریابی سریع باید کار را در مقیاس کوچک شروع کرد و با یادگیری مستمر و به کارگیری آموختهها کار را توسعه داد.
مشتریمداری: در بازاریابیچابک با همکاری متمرکز با مشتریان، سعی میکنیم فرآیندها را بهبود دهیم. در این نوع بازاریابی مشتری علاوه بر نقش مرسوم خود، نقش راهبری در فرآیندهای بازاریابی را هم برعهده میگیرد.
سازگارشدن و تکرارپذیری: سازگاری نقطه تمایز بازاریابی سریع با سایر روشهای بازاریابی میباشد. سازگار شدن و تکرار اسپرینتها میتواند بهرهوری را به حداکثر برساند.
کشف مشتری: شناخت مشتری و نیازهای او بسیار اهمیت دارد تا هزینههای بازاریابی کاهش یابد.
برنامههای انعطافپذیر: با کمک برنامهریزیهای قابل انعطاف میتوان ثبات پروژهها را تضمین کرد. در برنامهریزی چابک سعی میشود تا براساس تغییرات امور به پیش بروند.
پاسخگو بودن نسبت به تغییرات: تغییرات در بازارهای رقابتی امری قطعی میباشد، پاسخگو بودن تیمهای بازاریابی به پویایی آنها و اجرای درست بازاریابی چابک مرتبط میشود.
نمونهسازی و آزمایش: یک تیم چابک محصولات و ایدههای خود را قبل از اجرا در مقیاس بزرگ، آزمایش میکند و سعی میکند در چرخههای متوالی محصولات/ایدههای خود را بهبود دهد. پشتیبانی از مشتریان میتواند در بهبود خدمات نقش بسیاری را ایفا کند.
برای موفقیت در هر نوع بازاریابی نیاز است تا یک تیم خوب وجود داشته باشد. بازاریابی چابک(Agile Marketing) نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بازاریابان چابک دارای ویژگیهای خاصی میباشند که قصد داریم به بررسی این خصوصیات بپردازیم:
مهارتمحوری: مهارت و وسعت دانش به بازاریابان چابک امکان میدهد تا به بهترین نحو به وظایف خود عمل کنند.
کارآفرینی: داشتن ذهنیت کارآفرینی به آنها کمک میکند تا به دنبال راههای برای بهبود عملکرد و ایجاد ارزشافزوده باشند.
خلاقیت و ابتکار: یک بازاریاب چابک باید بتواند ایدههای جدید را دریافت کرده و با خلاقیّت و ابتکار آنها را به مرحله اجرا برساند.
متعهد: یک بازاریابچابک باید بتواند با توجه به زمان و منابع موجود بهترین کارها را انجام دهند و به مشتریان(کارفرما) متعهد باشند.
سازگار: چنین بازاریابانی سعی میکنند تا مهارتهای مختلف را به خوبی یاد بگیرند تا در مواقع لزوم از آموختههای خود به خوبی استفاده کنند و خود را با شرایط محیطی سازگار کنند.
تیمگرایی: یک بازاریاب چابک همیشه به این موضوع توجه دارد که چگونه تیم او میتواند به موفقیت بیشتری دست یابد. آنها به خوبی دریافتهاند که موفقیت تیمی باعث رشد و پیشرفت آنها خواهد شد.
فرآیندهای کسب و کار(Business Process) به مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با یک مهارت یا هدف خاص اطلاق میشود که به وسیله آنها عملکرد یک سازمان بهبود مییابد. برای شناسایی فرآیندهای سازمانی نیاز داریم تا اطلاعات مهم را از هر بخش سازمان استخراج کنیم.
فرآیندهای کسب و کار
یک رهبر سازمانی بایستی فرآیندهای موجود در حیطه خود را شناسایی کند و سعی نماید تا با ایجاد تغییرات فرهنگی، تخصیص ساختار سازمانی مناسب و ایجاد مشوقهای لازم در کارکنان خود، ضمانتهای لازم اجرایی برای اجرای فرآیندهای کسب و کاری را فراهم آورد.
فرآیندهای کسب و کار شامل یک چرخه میباشند. چرخهای که هیچگاه به پایان نخواهد رسید. در هر چرخه ما شاهد شناسایی ایرادات و ارائه راهکارهایی برای بهبود آنها میباشیم. این مراحل شامل موارد ذیل میشوند:
مراحل فرآیندهای کسب و کار
برنامهریزی و استراتژی
آنالیز
طراحی و مدلسازی
پیادهسازی و اجرا
پایش و کنترل
اصلاح و بهینهسازی
درک استراتژی و اهداف سازمانی باعث میشود تا بتوان فرآیندهای کسب و کاری را به بهترین شکل طراحی کرد. برای اینکه هر سازمانی به موفقیت دست یابد و فرآیندهای خود را به بهترین شکل اجرا و مدیریت نماید، نیازمند کنترل و اندازهگیری عملکرد بخشهای مختلف میباشد.
فرآیندهای اصلی(کلان): فرآیندهایی هستند که مستقیما برای مشتریان یک سازمان ایجاد ارزش میکنند. این فرآیندها زنجیره ارزش اصلی سازمان را بوجود میآورند. تشخیص، مستندسازی و مدلسازی در هر سازمانی باعث میشود تا امکان پیگیری سرویسهای مدنظر مشتریان وجود داشته باشد. تشخیص درست فعالیتهای اصلی، امکان تغییرات سازنده در سازمان را افزایش میدهد.
فرآیندهای پشتیبانی: این فرآیندها به منظور حمایت از فعالیتهای اصلی در یک سازمان ایجاد میشوند که این امر معمولا از طریق مدیریت منابع یا زیرساختها انجام میشود. فرآیندهای پشتیبانی به طور مستقیم برای مشتریان سازمان ایجاد ارزش نمیکنند، امّا میتوانند ناهنجاریها و مشکلات سازمان را برای اجرای موثر فرآیندها از بین ببرند. فرآیندهای پشتیبانی معمولا دارای محدودیتهایی از لحاظ منابع یا تکنولوژی هستند. مهمترین فرآیندهای پشتیبانی عبارتند از:
مدیریت فناوری اطلاعات
مدیریت ظرفیت و تسهیلات
مدیریت منابع انسانی
مدیریت امور مالی
فرآیندهای مدیریتی: فرآیندهای مدیریتی به منظور اندازهگیری، پایش و کنترل فعالیتهای کسب و کاری به کار میروند. این فرآیندها یک سازمان را مطمئن میسازند که فرآیندهای اصلی و پشتیبانی به اهداف عملیاتی، مالی، حقوقی و قانونی خود رسیدهاند. این فرآیندها به طور مستقیم برای مشتریان ایجاد ارزش نمیکنند امّا اجرای دقیق آنها بمنظور اطمینان از میزان کارآیی و اثربخشی عملکرد سازمان(بهرهوری)، الزامی میباشد.
هر فرآیند کسب و کاری با توجه به نوع و شرایط خود، شامل یک یا چندین فعالیت میشود. این فعالیتها از لحاظ ساختاری دارای سه نوع میباشند:
ارزش افزوده: فعالیتهای ارزش افزوده شامل فعالیتهایی هستند که در ایجاد خروجی مثبت در یک سازمان موثر واقع شوند.
مبادلات: فعالیتهایی از جنس تبادل میباشند، بدین معنی که اجرای فعالیتی از یک فرآیند به یک واحد سازمانی دیکر انتقال مییابد. در انتقال بین واحدی باید کنترلهای لازم در مبدا صورت پذیرد. این کنترلها توسط بخش کنترل فرآیند صورت خواهد پذیرفت.
کنترل: فعالیتهای کنترلی، تضمینکننده عملکرد فرآیندها در یک محدوده معین و موردانتظار هستند. کنترلها کمک میکنند تا فرآیندها به اهداف مورد نظر دست یابند و براساس استانداردها و قوانین عمل کنند. کنترلها یادآور شرطها در تدوین فرآیندها میباشند. تحقق شرط به معنای شروع شدن یک فعالیت جدید در ساختار فرآیند میباشد. فعالیتهای کنترلی قادر هستند شرایط ناخواسته را اصلاح، حذف و حتی پیشبینی کنند و در صورت لزوم مسیر فرآیند را تغییر دهند.
در فرآیندهای کسب و کار، بهبود و تکرار اهمیت بسیاری دارد. بهینهسازی باعث میشود تا شاهد بهبود عملکرد و ارتقاء بهرهوری در یک سازمان باشیم. اصلاح فرآیندها موجب میشود تا به مرور زمان نحوه انجام امور مختلف بهبود یابد و بهترین نتایج حاصل شود.
زمانی که صحبت از یک برند تجاری مشهور میشود همهی افراد ناخواسته به یاد درآمد بالای آن برند میافتند. مسئله جالب اینجاست که بسیاری از کسب و کارها نیز مدعی میشوند که اگر آنها هم میخواستند، قطعا میتوانستند جای آن برند مطرح را بگیرند یا حتی از آن موفقتر شوند. آنها در توضیح اینکه چرا نخواستهاند که یک برند صاحبنام شوند جوابهای متناقض و نخنمایی را میدهند. امّا واقعیت این است که آنها هرگز با عملیات برندسازی و اصول و قواعد آن آشنا نبودهاند.
آشنایی با عملیات برندسازی
توجه به اصول برندینگ میتواند هر کسب و کاری را در مسیر موفقیّت قرار دهد، مخصوصا در استارتآپ های نوپا برند شدن میتواند به عنوان یک کاتالیزور مهم عمل نماید. در این پست قصد داریم تا درباره عملیاتهای مهم در برندسازی صحبت کنیم و بررسی کنیم که چرا بسیاری از بیزینسها نمیتوانند یکّهتاز بازار خود شوند.
برند یک نام یا نشان یا مولفهای است معرف یک شرکت یا محصول است و در ذهن مخاطب دارای روایتی منحصربفرد میباشد. عملیات برندسازی وظیفه دارد تا تمایزهای بین یک شرکت یا محصول را با سایر رقبا نشان دهد. یک برند در ذهن مشتری شکل میگیرد امّا میتوان با کنترل عوامل مختلف، نقش مثبتی را در ذهن مشتریان حک کرد. از ابزارهای زیر میتوان برای ایجاد یک برند تاثیرگذار استفاده کرد:
تبلیغات
روابط عمومی
واحدهای فروش
بازاریابی
بستهبندی و طراحی خاص
حضور در رویدادها و معرفی محصولات یا خدمات توسط اینفلوئنسرها
ارتباط تاثیرگذار با مشتریان و ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان
و..
برندسازی و قانون اعداد بزرگ
برندسازی و قانون اعداد بزرگ
شاید این سئوال در ذهن شما بوجود بیاید که چرا برندسازی تا این حد برای کسب و کارها اهمیّت دارد. کسب و کارهای امروزی میتوانند با کمک اعداد بزرگ سحرآمیز شوند. با توسعه رسانههای دیجیتال، اعداد بزرگ توانستهاند نقش پررنگی را در تجاریسازی فعالیتهای بیزینسی پیدا کنند. توجه به آمار زیر میتواند تا حدودی اهمیت رسانهها و اعداد بزرگ در آنها را نشان بدهد:
گوگل: یک میلیارد جستجو در هر ثانیه
ایمیل: ارسال ۸ میلیارد ایمیل در روز
اینترنت: دسترسی بیش از ۴ میلیارد نفر به اینترنت پرسرعت
شبکههای اجتماعی: بیش از ۳٫۵ میلیارد عضو
توئیتر: ۳۰۰ میلیون توئیت در هر روز
پخش ویدئو آنلاین: تماشای ۱۲٫۲ میلیارد ویدئو در ماه
و..
اعداد فوق تنها نمونههای محدودی از شگفتیهای فضای مجازی هستند. این اعداد بزرگ میتوانند نتایج بزرگی را با خود به همراه بیاورند. به عنوان مثال فرض کنید اگر یک فروشگاه اینترنتی در روز تنها ۱ میلیون نفر بازدید داشته باشد و تنها یک هزارم(۰٫۰۰۱) آنها تبدیل به خریدار شوند، این فروشگاه اینترنتی میتواند ۱۰۰۰ مورد فروش روزانه را تجربه کند. اگر هر فروش بطور میانگین ۵۰۰۰۰ تومان سود داشته باشد، این فروشگاه روزانه بیش از ۵۰ میلیون تومان سود نصیب مدیران خود خواهد کرد.
اگر شما هم به فکر راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید باید یک رسانه اختصاصی برای خود داشته باشید. محتوای زیر میتواند به شما دیدگاهی سازنده در این زمینه بدهد: نقش رسانه در کسب و کارهای امروزی
چرا برندینگ مهم است؟
در هر بازاری، برندهای پیشرو سودآوری زیادی دارند زیرا آنها میتوانند مشتریان زیادی را به سمت خود جلب کنند. توجه به عملیات برندسازی میتواند شانس بسیاری را برای یک فعالیت تجاری بوجود آورد. امّا سئوال اساسی این است که چرا کسب و کارهای زیادی، شانس بِرند شدن و کسب درآمد میلیونی را ندارند و چرا قانون اعداد بزرگ نمیتواند برای همه کارگشا باشد.
ترس بزرگترین چالش در عملیات برندسازی
همانطور که در بالا گفتیم اعداد بزرگ میتوانند نتایج شگفتانگیزی را برای کسب و کارها بوجود آورند. امّا واقعیت این است که همه نمیتوانند صاحب این اعداد بزرگ بزرگ شوند یا اینکه اگر هم صاحب این اعداد شوند نمیتوانند از آنها در کسب و کار خود استفاده کنند.
تنها کسب و کارهای معدودی هستند که میتوانند از اعداد بزرگ استفاده لازم را ببرند زیرا آنها به درجه بالایی از شجاعت و ریسکپذیری ریسدهاند و ترس خود را کنار گذاشتهاند. ترس مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای امروزی میباشد. باید بدانیم که برنینگ برپایه جلب توجهات عمل میکند. بنابراین هرچه ما ترسوتر باشیم، ریسک کمتری میکنیم. این خطرپذیری کم، باعث کاهش توجهات به کسب و کار ما خواهد شد.
انتقاد ناپذیری، ترس به همراه میآورد
دلیل اصلی ترسیدن این است که کسب وکارها معمولا از انتقادات، هراسان هستند و سعی میکنند به شیوههای مختلفی از تیرهای انتقادی دیگران به دور بمانند. در هر کسبوکاری میتوان یکی از دو استراتژی زیر را در پیش گرفت:
نامرئی و ناشناس بمانیم و از انتقادات به دور باشیم.
بزرگ و منحصربفرد باشیم و خود را در معرض قضاوت شدن قرار دهیم. انتقادات را بشنویم و با بهبود مستمر خود، مسیر رشد و تعالی را دنبال کنیم.
باید توجه داشته باشیم که برای رشد و برجستهشدن در حوزه کاری خود نیازمند انتقادات هستیم. انتقادات نشاندهنده نقاط ضعف و قوت هر برندی میباشد و این نقدها هستند که میتواند جلوی لغزشهای بزرگ را از کسب و کارها بگیرند.
یک برند به تنهایی نمیتواند درک کند که چگونه میتواند موفق شود. راهنماییهایی که مشتریان، شرکا، کارمندان و حتی رقبای تجاری به یک سازمان مینمایند بهترین شانسها را برای برندینگ و موفقیت میدهند. فراموش نکنیم که هیچ برندی در یک شب بوجود نخواهد آمد. این نظرات جمعی و حتی انتقادات تخریبی هستند که برند را در گذر زمان صیقل خواهند داد و آن را به بهترین شکل خواهند ساخت.
۵ نکته مهم در عملیات برندسازی
برای اینکه بتوانیم یک برند موفق را بوجود بیاوریم، ضروری است تا به نکات زیر توجه داشته باشیم:
۱- تحقیقات بازار
قبل از اینکه به سراغ برندسازی و تبلیغات گسترده برویم باید ابتدا بازار و پرسونای مشتریان خود را بشناسیم. تحقیقات بازار(Market Research) که زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) میباشد میتواند اطلاعات خوبی را به ما بدهد و در تدوین استراتژیهای کسب وکاری ما تاثیر بگذارد.
۲- ارتباطات و تعامل با مشتریان
موضوعی که در برندسازی باید مدنظر قرار گیرد، داشتن ارتباطات موثر با مشتریان فعلی یا مشتریان بالقوه میباشد.راهاندازیواحد روابط عمومی در هر کسب وکاری میتواند زمینهساز خوبی برای عملیات برندسازی باشد. پاسخگویی همیشگی به مخاطب موضوعی است که باید همیشه مدنظر یک برند تجاری باشد.
۳- ارائه مزیت رقابتی
هر برندی باید براساس یک ارزش رقابتی شکل بگیرد. این ارزش باید برتری آن کسب وکار را نسبت به سایر رقبا نشان بدهد. این مزیت رقابتی باید در نام برند و حتی شعارهای تبلیغاتی نمود پیدا کند.
۴- استراتژی برند
بسیار حائز اهمیت است که در فعالیتهای تجاری یک چارچوب و اصول خاص را دنبال کنیم. هر برندی شامل اهدافی تجاری یا غیرتجاری میشود. اینکه بدانیم از چه طریقی، با کمک چه ابزاری و به چه شیوهای باید به این اهداف برسیم بسیار مهم است. به همین دلیل داشتن سند استراتژیهای کلان برای هر برندی الزامی است.
هر سازمانی یک احساس نسبت به خود ایجاد میکند که این حس هویت برند را تشکیل میدهد. هویت برند بر روی جایگاه برند در بازار و بین رقبا تاثیر میگذارد. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در شکلگیری هویت برند دارد. پس زمانی که میخواهیم عملیات برندسازی را شروع کنیم باید به ساختار و فرهنگ سازمانی توجه کافی را داشته باشیم.
انواع مدلهای برندسازی
عناصر مهم در برندسازی
در شکل بالا عناصر مهم در برندسازی را مشاهده میکنید. یک سازمان با توجه به شرایط خود ممکن است انواع مختلفی از برندسازی را تجربه کند. مهمترین مدلهای برندسازی برای یک کسب و کار شامل موارد زیر میشوند:
۱- برندینگ اسمی(Name Brand Recognition)
در این نوع از برندسازی، سازمان سعی میکند تا نام خود را در بازار و در بین رقبا مطرح کند. یکی از اصول مهم در این برندسازی این است که رنگ سازمان، نام و لوگوی شرکت در اذهان مخاطبان نقش ببندد. تبلیغات و اقناع مخاطبان در پذیرش این نوع از برندینگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
۲- برندینگ منفرد(Individual Branding)
برندینگ محصول
در بعضی از شرایط یک شرکت تصمیم میگیرد علاوه بر برند سازمانی، یک محصول را هم برند نماید. به همین دلیل از برندینگ منفرد برای معرفی یک محصول خاص به عموم مخاطبان استفاده میکند. برند شدن یک محصول میتواند باعث ارتقاء جایگاه برند اصلی و فروش سایر محصولات آن برند شود.
۳- برندینگ نگرشی(Attitude Branding)
نگرش افراد نسبت به یک برند یا یک محصول بسیار مهم است. در برخی از مواقع لازم است تا نام یک برند با یک ویژگی خاص عجین شود. مثلا برند دوستدار طبیعت یا برند حامی ورزشکاران.
۴- برندینگ بدون برند(No-Brand Branding)
برخی از اوقات نیاز است تا محصولات یا خدماتی بدون توجه به برند عرضه شود. این محصولات که عموما حفظ سادگی در آنها اهمیت بیشتری از برندسازی دارد.
۵- توسعه برند(Brand Extension)
توسعه برند
یک برند ممکن است نیاز به توسعه پیدا کند. در بازارهای بین المللی یا بازارهای جدید نیاز است تا برند مجدد عملیات برندسازی را پیاده نماید.
۶- برندینگ از طریق جمعسپاری(Crowd Sourcing)
در این روش از مشتریان برای توسعه یک برند استفاده میشود. به جای اینکه هزینههای سنگین تبلیغاتی صورت پذیرد، سعی میشود با مشارکت دادن مشتریان وفادار، عملیات برندسازی توسط آنها شکل بگیرد. این شیوه برندینگ شباهت زیاد با روش بازاریابی دهان به دهان دارد.
۷- برندینگ مشارکتی(Co-Branding)
برخی از اوقات دو یا چند برند با یکدیگر همکاری میکنند تا یک مفهوم خاص را در جامعه نهادینه کنند. این نوع از برندینگ میتواند هم اهداف تجاری را در برگیرد و هم به جهت اطلاعرسانی یا فرهنگسازی مورد استفاده قرار گیرد.
۸- برندینگ شخصی(Personal Branding)
در این نوع از برندسازی سعی میشود تا با استفاده از اعتبار اشخاص، به تحقق اهداف سازمانی پرداخته شود. میتوان از اعتبار مدیرعامل یا اعضای هئیت مدیره برای معرفی یک محصول یا خدمت جدید استفاده کرد. اینفلوئنسرمارکتینگ نیز براساس برندینگ شخصی افراد مطرح در حوزههای مختلف شکل میگیرد.
هر برندی باید تلاش کند تا برای خود یک قبیله بسازد. قبیلهای که در شرایط سخت حامی و پشتیبان او باشند. برندهای موفق سعی میکنند با ایجاد شبکهای از مشتریان خود، هسته اصلی بازاریابی را شکل دهند. جامعهای که برندها برای خود بوجود میآورند به عنوان یک بلندگویی رسا و واحد، صدای برند را به گوش همه خواهد رساند. هرچه این جامعه قویتر باشد شانس بیشتری برای دیده شدن و موفقیت برند بوجود خواهد آمد. پس هر برندی باید رشد خود را در پیشرفت و ارتقاء جایگاه مشتریان خود ببیند.
کسب و کارهای امروزی بیش از هر چیزی مخاطبمحور هستند. مدیرانی که به دنبال رشد هستند به خوبی میدانند تامین نیازهای واقعی مخاطبانشان میتواند باعث رضایت بیشتر آنها شود. رضایت مشتری، ابزاری برای کسب شهرت و اعتبار برای یک برند میباشد. تحقیقات بازاریابی یک شیوه اصولی و نسبتا کمهزینه برای شناسایی نیازمندیهای مخاطبان میباشد.
تحقیقات بازاریابی
یکی از مشکلهای جدّی استارتآپ ها برای ورود به بازار، عدم شناخت از مخاطبان، نیازها و طریقه ارتباطگیری با آنان میباشد. با کمک تحقیقات بازاریابی میتوان اطلاعات ارزشمندی درباره مشتریان بالقوه یک کسب و کار جمعآوری کرد. این اطلاعات میتواند از مرحله طراحی محصول/خدمت تا مراحل بازاریابی و فروش یاریدهنده مدیران کسب و کار باشد.
تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) شامل جمعآوری، آنالیز و تفسیر منظم دادههای مرتبط با شرایط بازار است. در تحقیقات بازاریابی به دنبال شناسایی عوامل مهم در تغییر رفتار مصرفکنندگان هستیم. عوامل مهم در تغییر رفتار مصرفکنندگان میتواند ترکیبی از محصول، قیمت، مکان و نوع تبلیغات باشد.
عوامل موثر بر تغییر رفتار مشتری
بازاریابان باید اطلاعات کاملی در مورد دلایل تغییرات در بازار را در اختیار داشته باشند. تغییرات ناگهانی در سلایق و ترجیهات مشتریان میتواند یک کسب و کار را تا مرز نابودی به پیش ببرد.
اهداف تحقیقات بازاریابی
تحقیات بازاریابی به دنبال دستیابی به اهداف کلیدی زیر میباشد:
شناخت فرصتها و چالشهای احتمالی در آینده به هدف کاهش ریسکها
کسب اطلاعات دقیق از رقبا و مزیتهای رقابتی آنها
نیازسنجی دقیق از مشتریان و ارائه محصول یا خدمتی متناسب با نیاز و تقاضای آنها
یافتن سنجههای مرتبط با بیزینس برای تحلیل وضعیت رشد کسب و کاری
یافتن شیوههای اصولی و رقابتی برای قیمتگذاری محصولات یا خدمات
پیشبینی فروش و میزان درآمد احتمالی برای برنامهریزیهای بلندمدت و ارائه گزارشات به هئیت مدیره
تحقیقات بازار یا تحقیقات بازاریابی
تحقیقات بازار(Market Research) را میتوان زیرمجموعهایی از تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) دانست. تحقیقات بازاریابی طیف وسیعی از فعالیتها را در برمیگیرد که تحقیقات بازار هم زیرمجموعه آن است.
در بازاریابی، ما به دنبال یافتنبازار، بازارسازی، و بازارداری هستیم. این در حالی است که در تحقیقات بازار ما به دنبال شناخت بازارها، حجم محصولات یا خدمات مورد نیاز بازار، رقبا، مزیتهای رقابتی و اطلاعاتی از این دست هستیم.
چرخه تحقیقات بازار
چرخه تحقیقات بازار
برای شناسایی بازارهای متناسب با هر کسب وکاری باید به دنبال تحقیقات بازار باشیم. تحقیقات بازاریابی به ما کمک میکند تا از مشتریان، رقبا، شرکای تجاری، شیوههای بازاریابی، تبلیغات، فروش و بسیاری از مسائل دیگر شناخت پیدا کنیم. تحقیقات بازاریابی یک چرخه همیشگی دارد که هر کسب و کاری باید بصورت مستمر آن را دنبال کند. در ادامه به معرفی این چرخه میپردازیم:
۱- تعریف مسئله
هرگاه بخواهیم درباره موضوعی تحقیق کنیم باید ابتدا مسئله، ابعاد، آثار مشکل و بسیاری از مسائل دیگر را تعریف کنیم. در تحقیقات بازار هم اولّین گام این است که تعریف درستی از مشکل داشته باشیم و برنامه تحقیقاتی خود را براساس مشکل تعریف شده تدوین کنیم. در این مرحله توجه به مسائل زیر ضروری است:
تعیین اهداف تحقیق
شناسایی رویکردهای تحقیقاتی
تعیین منابع تحقیقاتی و روشهای جمعآوری اطلاعات
تعیین روشهای ارتباطی با مشتریان یا مدیران اجرایی در تحققات
۲- تدوین طرح تحقیقاتی
بعد از شناخت مسئله، ما باید سعی کنیم به دنبال حل مسئله باشیم. تدوین طرح تحقیقاتی به عنوان یک مستند مهم در تحقیقات بازار محسوب میشود. یک طرح تحقیقاتی از مجموعهای از اطلاعات تشکیل میشود که از منابع مختلفی جمعآوری میشوند. این منابع عبارتند از:
جمعآوری مشاهدات و گزارشها از طریق تحقیقات میدانی و محیطی
جمعآوری نظرات مشتریان فعلی درباره محصولات آینده با کمک تحقیقات پیمایشی
سنجش رفتارهای مشتریان با کمک جمعآوری دادههای رفتاری
یافتن روابط علّت و معلولی با استفاده از تحقیقات تجربی
یک نمونه اولیه از یک محصول یا خدمت میتواند کمک زیادی به تحقیقات بنماید. نمونهسازی یک بخش مهم از طرح تحقیقاتی را در بر میگیرد. در نمونه سازی بهتر است پاسخهای شفافی برای سئوالات زیر داشته باشیم:
طرح نمونه را چه کسی/کسانی باید استفاده کنند؟
حجم(تعداد) طرح نمونه به چه میزانی باشد؟
چگونه اطلاعات مورد نیازمان را از طرح نمونه برآورد کنیم؟
۳- جمعآوری اطلاعات
جمع آوری اطلاعات
یکی از پرهزینهترین بخشها در هر تحقیقی، جمعآوری اطلاعات دقیق و شفاف است. یک محقق باید به دنبال روشهای اصولی برای جمعآوری اطلاعات متناسب با تحقیق خود باشد. ممکن است اطلاعات مخدوش، تکراری یا نامرتبط، صحت تحقیقات را به خطر بیندازد. جمعآوری اطلاعات کار سادهای نیست چون که:
عدم شناسایی پرسوناهای درست
عدم دستیابی به مخاطبان یا منابع متناسب با تحقیق
عدم تمایل به پاسخدهی مخاطبان یا مشتریان فعلی
غرضورزی مخاطبان یا انتخاب نادرست نمونههای تحقیقاتی
و..
روشهای جمعآوری اطلاعات
در فرآیند تحقیقات بازاریابی یکی از مهمترین بخشهای تحقیق، جمعآوری اطلاعات(Data Collection) میباشد. دادهای که برای اولیّن بار توسط محقق جمعآوری میشود داده اولیه یا اصلی(Primary Data) نامیده میشود.دادههای که از پردازش بر روی این دادههای اولیه استخراج یا استنتاج میشود داده ثانویه(Secondary Data) نامیده میشود.
استخراج دادههای اصلی
برای استخراج دادههای اصلی در یک تحقیق بازاریابی، محقق میتواند از روشهای زیر استفاده کند:
مصاحبه: متدوالترین روش جمعآوری اطلاعات در تحقیقات بازاریابی میباشد که در آن مصاحبهکننده شخصا از طریق فرم های آنلاین، ایمیل یا تلفن از پاسخدهندگان سئوال میکند تا اطلاعاتی را بدست آورد.
تکنیک دلفی: در این روش محقق، اطلاعاتی را از خبرگان و متخصصین در یک حوزه خاص کسب میکند و تحقیق را بر مبنای این اطلاعات به پیش میبرد.
تکنیک پروژکتیو: در این شیوه سعی میشود از افراد مختلف به شیوه غیرمستقیم اطلاعاتی دریافت شود. این تکنیک خود شامل چندین شیوه مختلف است که برحسب نیاز استفاده میشود.
تست تصویری: چند تصویر به شخص نشان داده میشود و از او میخواهند تا آن چه به ذهنش میرسد را در توصیف عکس بیان کند.
بازی نقش: در این شیوه به پاسخدهندگان موقعیّتی تخیلی داده میشود و از آنها میخواهند که در صورت واقعی بودن شرایط چه عکسالعملی از خود نشان میدهند.
تکمیل کارتون: تصاویر کارتونی و ناقص به افراد نشان داده میشود و از آنها خواسته میشود تا ایدهها و نظرات خود را درباره شخصیتها بیان کنند.
مجموعه کلمات: مجموعهای از کلمات به مخاطب ارائه میشود و سپس از مخاطب میخواهند تا با شنیدن یک کلمه آن چه به ذهنش میرسد را بیان کند.
تکمیل جمله: محقق جملاتناقص را برای پاسخدهندگان فراهم میکند و از آنها میخواهد تا آن را کامل کنند، این کار برای بررسی ایدههای پاسخدهندگان انجام میشود.
مصاحبه گروهی: گروههای کوچک ۶ تا ۱۲ نفری در یک مکان دور هم جمع میشوند. هر فرد گروه نظر خود را درباره موضوع مورد بحث میگوید و سعی میشود تا به یک جمعبندی برسند. این مصاحبه یک گرداننده دارد که از تیم محققین میباشد.
شیوه پرسشنامه: پرسشنامه یک راه ساده و مطمئن برای جمعآوری دادهها میباشد. در یک پرسشنامه مجموعهای از سئوالات مربوط به یک مشکل قرار داده میشود. این روش از آن جهت مناسب است که در یک مدّت زمان کم میتوان حجم زیادی از اطلاعات را جمعآوری کرد. با کمک فرمهای آنلاین میتوان به راحتی دادههای موجود در پرسشنامه ها را دستهبندی و پردازش کرد.
استخراج دادههای ثانویه
این دادهها را میتوان از منابع مختلفی استخراج کرد. مهمترین منابعی که برای استخراج دادههای ثانویه استفاده میشوند عبارتند از:
گزارشهای فروش
صورتهای مالی
اطلاعات مشتریان(نام، سن، جنسیت، اطلاعات تماس و آدرس)
اطلاعات استخراجی از شرکتهای همکار
گزارشات و بازخوردهای فروشندگان یا توزیعکنندگان یک محصول خاص
گزارشات استخراجی از سیستمهای مدیریت اطلاعات (MIS)
سرشماریهای عمومی دولت(نظیر نفوس و مسکن، آمارهای اداره بازرگانی یا آمار تو.لید محصولات کشاورزی و..)
اطلاعات ادارات دولتی(تامین اجتماعی، دارایی و..)
مجلّات تجاری
وبسایت ها و شبکههای اجتماعی
کتابها
یکی از مزایای دادههای ثانویه این است که به راحتی در دسترس است و از این جهت زمان کمتری صرف جمعآوری اطلاعات میشود. این نوع از اطلاعات ارزان هستند ولی قابلیت اطمینان به آنها کمتر است.
۴- آنالیز اطلاعات
پس از جمعآوری اطلاعات، مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات شروع میشود. استفاده از تکنیکهای آماری نظیر محاسبه میانگین و اندازهگیری پراکندگی از روشهای شایعی است که در این فاز مورد استفاده قرار میگیرند.همچنین استفاده از مدلهای شبیهسازی، سیستمهای تصمیمیار و الگوریتمهای یادگیری میتواند به محقق کمک نمایند.
۵- ارائه یافتهها
ارائه یافته ها
هر تحقیقی به هدف ارائه به افراد یا سازمانهای خاصی تهیه و تدوین میشود، به همین دلیل نتایج تحقیق بایستی به ذینفعان تحقیق ارائه گردد. در این مرحله میتوان نتایج بدست آمده از تحقیق را به مدیران ارشد سازمانی ارائه کرد تا امکان نزدیکشدن به فاز تصمیمگیری بوجود بیاید.
۶- تصمیمگیری، اجرا و کنترل
این آخرین مرحله از تحقیقات بازار است. با استفاده از یافتهها و براساس سیاستهای سازمانی، مدیران تصمیم به تولید یا ارائه محصولات/خدمات جدید براساس طرح تحقیقاتی مینمایند. این مرحله حساسیت زیادی دارد و همچنان پرونده تحقیقات بازار باز باقی میماند. اجرا درست و جزبه جز طرح باید مورد نظارت قرار بگیرد و براساس بازخوردهای دریافتی از بازار باید محصولات/خدمات بهبود پیدا کنند.
اهمیت تحقیقاتبازاریابی برای کسب و کارها
اهمیت تحقیقات بازاریابی
در حال حاضر، هزینه راهاندازی یک کسب و کار به شدّت بالا است و از طرفی دیگر با توجه به رقابت شدید در بازار، تنها تعداد محدودی از کسب و کارها شانس موفقیت در بازار را خواهند داشت. بدون تحقیق فعالیتی را آغاز کردن در تجارت امری غیرمنطقی محسوب میشود، بنابراین افراد سعی میکنند براساس مستندات به سراغ یک بیزینس بروند و سرمایه و زمان خود را بیدلیل به هدر ندهند.
بهترین راه برای اینکه ظرفیت بازار را در یک زمینه خاص بسنجیم استفاده از تحقیقاتباازاریابی است. در حال حاضر شرکتهای بسیاری هستند که به عنوان کارگزار میتوانند تحقیقات بازاریابی را برای شرکتهای کوچک و متوسط که امکانات کافی در اختیار ندارند را انجام دهند. این شرکتها با استفاده از کارشناسان مجرّب هزینههای تحقیقات را به حداقل کاهش میدهند.
فراموش نکنیم که اگر تحقیقات بازاریابی به درستی انجام شود میتوان از آن به عنوان یک سند رسمی برای تحقیقات آینده یا کاربردهای دیگر در سازمان استفاده کرد.
انواع تحقیقات بازاریابی
با توجه به اهدافی که ما داریم، میتوانیم از انواع شیوههای تبیلغاتی استفاده کنیم. در ادامه به بررسی چند شیوه تحقیقاتی شایع در بازاریابی میپردازیم:
۱- تحقیقات اکتشافی
محقق در شرایطی که اطلاعات کم و ناقصی در مورد یک مسئله دارد از این شیوه استفاده میکند. وی ابتدا با تحقیقات خود یک بینش کلی در باره مشکل پیدا میکند. محقق در این شیوه تحقیقاتی تمامی پیشفرضهای قبلی را از ذهن خود پاک میکند و بیطرفانه به مشکل نگاه میکند. او ایدههای بسیاری را برای خود لیست میکند و به مرور ایدههای غیرعملی را کنار میگذارد و به دنبال راهحلی میگردد که قابلیّت پیادهسازی داشته باشد.
۲- تحقیقات توصیفی
در این نوع از تحقیق سعی میشود با آزمایش فرضیّات، پاسخهای دقیقی برای یک مشکل پیدا شود. هدف از این نوع از تحقیق در بازاریابی، اندازهگیری میزان وقوع احتمالات مختلف میباشد. شناسایی میزان تاثیر متغییرهای مختلف در شرایط بازار در این نوع از تحقیق امکانپذیر خواهد بود.
۳- تحقیقات عِلّی
این نوع از تحقیق را میتوان برای شناسایی علّت و معلول در متغییرهای مختاف بکار گرفت. در این شیوه تحقیقاتی میزان تاثیر یک متغییر در سایر متغییرها مورد بررسی قرار میگیرد. به عنوان مثال تغییر رنگ دکمههای خرید در یک فروشگاه اینترنتی تا چه میزانی بر روی فروش یک فروشگاه تاثیر دارد.
۴- تحقیقات پیشبینی کننده
این نوع از تحقیق به هدف پیشبینی تغییرات در بازار انجام میشود. در این شیوه، میزان تاثیر متغییرهای مختلف در کل بازار مورد بررسی قرار میگیرد. مطرحترین مدلهای تحقیقات پیشبینی کننده عبارتند از:
پیشبینی میزان رشد بازار
پیشبینی بحرانهای مالی
پیشبینی فروش در ۶ ماه آینده
پیشبینی استقبال از محصول جدید
و..
۵- تحقیقات کمّی
در تحقیقات کمّی بیشتر با واقعیات و دادههای عددی سر و کار داریم و چندان توجهی به احساسات، نظرات و نگرشهای افراد نداریم. در این مدل تحقیقی سعی میشود تا براساس دادهها، استنتاجهای ریاضی و آماری صورت پذیرد و با استناد به آمار به تفسیر ترجیهات مشتریان پرداخته شود.
۶- تحقیقات کیفی
در این شیوه، محقق درگیر احساسات، نگرشها، عقاید و افکار فردی میشود تا بتواند یک مدل رفتاری مشخص را برای انواع مشتریان استخراج کند. در این مدل تحقیقاتی به دنبال دلایل روانشناختی و احساسی هستیم و سعی میکنیم با تاثیر بر روی چنین متغییرهایی، انگیزه و نگرشهای مشتریان را طوری جهتدهی کنیم که اهداف تجاری کسب و کار برآورده شود.
کشف نیاز مشتری
یکی از مهمترین موضوعات در بازاریابی، شناخت نیازهای واقعی مشتریان میباشد. مشکل بسیاری از کسب و کارها این است که خود را جای مشتری میگذارند و سعی میکنند آن چیزی که برای آنها مناسب و سودآور است را در اختیار مشتری خود قرار دهند. این در حالی است که تقاضا، نیاز و خواسته یک مشتری ممکن است با کالا یا خدمتی که در اختیار او گذاشته میشود کاملا متضّاد باشد.
کشف نیاز واقعی مشتریان
هدف اصلی در کشف نیاز مشتری این است که فرضیههای اولیّهای که یک مدیر درباره یک محصول در ذهن خود دارد را با واقعیّات بسنجد. کسب و کارها برای اینکه موفق شوند و ماندگار باشند باید درک عمیقی از نیاز مشتریان خود پیدا کنند. راهکارهای زیر به کسب و کارها کمک میکند تا بتوانند نیازهای مشتریان خود را بهتر بشناسند:
اعتماد مشتری را جلب کنید و حرف او را به خوبی بشنوید.
مانند یک مشاور عمل کنید و بهترین راهنماییها را به مشتریان خود ارائه کنید.
از مشتریان سئوالات مناسب بپرسید تا بتوانید نیازهای آنها را به خوبی جواب بدهید.
کشف نیاز یک چرخه همیشگی است زیرا نیازمندیهای مشتریان لحظه به لحظه تغییر میکند.
از نظرات صاحبنظران برای تشخیص نیازهای مشتریان بهره ببرید.
بازاریابی، بازارداری یا بازارسازی
مفهوم واقعی مارکتینگ
نکته مهم در یک بیزینس این است که همیشه همه چیز برای ما مهیّا و آماده نیست. برخی از اوقات کسب و کارها باید بازار جدیدی برای خود بسازند(بازارسازی). برخی از زمانها نیاز است تا بازار موجود را حفظ کنیم(بازارداری). البتّه در شرایطی هم به سراغ پیداکردن بازارهای جدید خواهیم رفت(بازاریابی).
واژه Marketing در ادبیّات آمریکایی معنای گستردهای دارد. مارکتینگ را میتوان یافتن بازر، معرفی محصول، ارتباط با مشتری و حفظ مشتری، تعامل با مصرفکنندگان، جایگاهسازی و ایجاد برند دانست. بنابراین هنگامی که ما از بازاریابی صحبت میکنیم در واقع باید بازارداری و بازارسازی را هم مدنظر قرار دهیم.
عوامل تاثیرگذاری بر روی مشتری
تکنیک LOCATE، شیوهای برای تعامل بهتر با مشتریان و شناخت نیازهای آنان میباشد، این تکنیک از ابتدای حروف نامش تشکیل شده است.
تکنیک LOCATE
Listen: به صحبتهای مشتری به خوبی گوش دهید.
Observe: به مشتری و شرایط محیطی که او در آن قرار گرفته است توجه کنید.
Combine: صحبتها، دیدگاهها و شنیدهها را با شرایط محیطی ترکیب کنید.
Ask Question: از سئوال کردن خسته نشوید زیرا هر پرسشی میتواند یکی از نیازهای پنهان مشتری را برای شما آشکار کند.
Talk to Others: با متخصصین در مورد نیازهای مشتریان خود صحبت کنید.
Empathize: از چشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.
تدوین مجدد استراتژیها بازاریابی با کمک مارکتینگ ریسرچ
شکست در بازار موضوعی است که میتواند حیات یک کسب و کار را با تهدیدات جدّی موجه کند. کسب و کارهای نوپا برای ورود به بازار باید دارای استراتژیهای مشخصی برای بازاریابی باشند. تعیین استراتژی کار سادهای نخواهد بود زیرا که استراتژی را باید باتوجه به چشماندازهای موجود در بازار تعیین کرد.
به همین دلیل است که تحقیقات بازاریابی اهمیت بسیاری مییابد. زیرا اطلاعات میتواند یک چشمانداز(View) خوبی به مدیران بدهد تا بهترین استراتژیها را برای سازمان خود برگزینند.
با رشد ارتباطات در جوامع بشری شاهد این هستیم که کسب و کارها نیاز بیشتری به رعایت اصول مدیریتی و داشتن روابط عمومی پیدا کردهاند. داشتن برنامهریزی در امور مختلف باعث میشود تا یک سازمان امکان دستیابی به اهدافش را بیابد. بخش اعظمی از مدیریت سازمانی را مدیریت منابع انسانی در برمیگیرد، بنابراین مدیران ناچار هستند تا برای مدیریت بهتر به ارتباطات انسانی توجه کافی داشته باشند.
روابط عمومی و رشد کسب و کاری
مدیران با ایجاد واحدهای روابط عمومی در سازمان خود، سعی میکنند تا منابع انسانی (درون سازمانی و یرون سازمانی) را به بهترین شکل مدیریت کنند و آن را برای تحقق اهداف سازمانی جهتدهی نمایند.
روابط عمومی چیست؟
براساس تعریف رکس هارلو از پیشگامان علم روابط عمومی درجهان و بنیانگذار انجمن روابط عمومی آمریکا، روابط عمومی(Public Relation) دانشی است که توسط آن سازمانها سعی میکنند تا به صورت آگاهانه به مسئولیتهای اجتماعی خود عمل کنند تا بتوانند نظر مساعد افرادی را که برای آنها اهمیت دارند را جلب نمایند.
روابط عمومی یک وظیفه و کار مدیریتی است که سعی در ایجاد، حفظ و ارتقاء ارتباطات در یک سازمان دارد. ارتباطات سازمانی باعث درک بهتر افراد از موضوعات و مباحث موجود در داخل یا خارج یک سازمان میشود.
اهمیّت روابط عمومی در کسب و کارها
روابط عمومی در هر سازمانی از آن زاویه اهمیّت دارد که اولّین واحدی است که با نظرات عمومافراد(داخل و خارج سازمان) درباره آن سازمان مواجه میشود و میتواند با پاسخگویی سریع و درست نظرات منفی را تغییر دهد و نظرات مثبت را بازتاب دهد.
PR را میتوان یک سیستم هشدار سازمانی دانست که به دنبال تحقق سه هدف زیر میباشد:
اطلاعات را به جامعه هدف ومخاطبان میدهد.
سعی در تغییر نگرش و گرایش افراد مرتبط با سازمان دارد.
تسهیل ارتباطات بین افرادی که با سازمان در تعامل هستند.
آیا شما دنبال استخدام هستید پس حتما به یک رزومه حرفهای نیاز دارید: آشنایی با اصول رزومهنویسی حرفهای
اهداف روابطعمومی
شاید برای شما سئوال پیش بیاید که یک واحد روابطعمومی چه کارهایی انجام میدهد؟ مهمترین اهداف و وظایف یک واحد روابط عمومی میتواند در ۱۲ مورد زیر و موارد بسیار دیگری جای بگیرد:
ایجاد تفاهم، رفع سوتفاهمها و پاسخگویی منطقی به انتقادات
توسعه ارتباطات رسانهای و خبری
معرفی فعالیتهای انجامشده در یک سازمان
بررسی عملکرد واحدهای مختلف و ارائه گزارشات کاربردی به مدیران ارشد
افزایش رضایت در تمامی افرادی که با سازمان در ارتباط هستند
شناسایی نیروها و سازمانهای مستعد برای همکاری با سازمان
تسهیل در ارتباطات درون و برون سازمانی
اطلاعرسانی وسخنگویی رسمی سازمان
آماده کردن اذهان عمومی برای مواجه با مسائل مختلف
تکریم ارباب رجوع و افزایش رضایتمندی در مشتریان
استفاده از ابزارها و فناوریهای نوین برای ارتباطات و جمعآوری دادهها(روابط عمومی دیجیتال)
واحد PR یکی از نهادهایی است که قبل از تولد یک سازمان هم میتواند وجود داشته باشد. اگر شما یک ایده خوب در ذهن خود دارید ولی هنوز شرایط برای عملیکردن ایدهتان وجود ندارد میتوانید از همین حالا روابطعمومی خود را ایجاد کنید. ایجاد PR قبل از ایجاد سازمان یا حتی تولید محصول میتواند بازار خوبی را برای شما ایجاد کند.
هرم مازلو در روابط عمومی
هرم مازلو در PR (تصویر بالا) به خوبی نشان میدهد که محصول پایینترین سطح این هرم است و رهبری فکری بالاترین سطح آن میباشد. روابط عمومی به ما کمک میکند تا بدون داشتن یک محصول یا خدمت تبدیل به رهبر فکری در یک زمینه خاص شویم و بتوانیم با توجه به شرایط بازار و رقبا محصول یا خدمتی را به بازار ارائه کنیم که با استقبال جامعه مواجه شود.
ساختار واحد روابط عمومی در یک سازمان
آنچه در PR یک سازمان بوقوع میپیوندد هدفمند است و به دنبال بهبود عملکرد سایر واحدها میباشد. به همین دلیل مسئولین PR باید به موارد زیر توجه کافی داشته باشند:
عملی آگاهانه: روابطعمومی فعالیتّی ارادی و آگاهانه است که به دنبال تاثیرگذاری برروی جامعه هدف در یک سازمان میباشد.
برنامهریزی: روابط عمومی فعالیتی سازمانیافته است که براساس طرح و برنامه قبلی اجرا میشود.
عملکرد: روابط عمومی براساس سیاستها و خطمشی های کلی یک سازمان شکل میگیرد و هدف آن تاثیر مثبت بر روی عملکرد سازمان است.
منفعت عموم: روابط عمومی باید برای سازمان و همهی افراد مرتبط، انتفاع ایجاد کند.
ارتباط دو طرفه: PR یک ارتباط دو طرفه برای توزیع اطلاعات میباشد.
وظیفه مدیریتی: روابطعمومی زمانی حداکثر تاثیر خود را خواهد گذاشت که بتواند بر روی تصمیمات مدیران ارشد سازمانی تاثیر بگذارد.
برنامهریزی در PR
برنامه PR، طرح مدوّنی است که خطوط کلّی فعالیتها در روابط عمومی را برای مخاطبان یک سازمان مشخص میکند. در برنامه روابط عمومی، اقدامات گوناگونی برای مدیران و کارکنان مشخص میشود، این اقدامات عبارتند از:
الگوهایی برای تهیه اطلاعیهها و بولتنهای خبری
تعیین فرهنگ سازمانی
مشخص نمودن اهداف عالی سازمانی
تعیین رسانه، پیامرسانهها و ساختار پیامهای ارسالی به مخاطبان
و..
تحقیق و توسعه(Research & Development) در طراحی برنامهPR در هر سازمانی تاثیر دارد. برنامه روابطعمومی، یک طرح ثابت و ایستا نیست بلکه بعد از اجرا نیاز به ارزشیابی و برطرف کردن ایرادات دارد.
افکار عمومی یا روابط عمومی
افکار عمومی
افکار عمومی برآیندگرایشات و قضاوت ذهنی افراد یک جامعه نسبت به یک موضوع میباشد. روابط عمومی میتواند افکار عمومی در یک جامعه هدف را تحت تاثیر قرار دهد. برای موفقیت در PR باید نیازهای مخاطبان را مقدّم بر منافع سازمانی بدانیم زیرار که امروزه جنگ بر سر جلب توجه مخاطبان و مشتریان میباشد.
بهتر است بدانیم که یک روابط عمومی خوب، واحدی است که در بیرون سازمان مدعی سازمان و در داخل سازمان مدعی مردم ومخاطبانش باشد. از همینرو سنجش افکار عمومی جامعه یکی از مهمترین وظایف واحدهای PR در هر سازمانی میباشد.
روابطعمومی دیجیتال(Digital Public Relation) که به اختصار آن را DPR مینامیم همان روابط عمومی سنتّی است با این تفاوت که در آن از ابزارهای آنلاین برای ارتباطگیری با مخاطبان استفاده میکنیم. کانالهایی که ما در روابط عمومی دیجیتال با آنها سر و کار داریم شامل سه دسته کلی زیر میشوند:
رسانههای اکتسابی(رسانههایی که دیگران در آنها درباره ما حرف میزنند: رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجلات، سایتهای خبری و..)
رسانههای پولی(رسانههایی که در ازای دریافت پول محتوای ما را نشر میدهند و آن راوایرال میکنند)
رسانهها در PR این امکان را به سازمان میدهند تا موجهای منفی را در نطفه شناسایی کنند و راهکارهای مناسبی را قبل از بحرانیشدن یک ماجرا ارائه کنند. هر برندی باید با کمک رسانههای قدرتمند، امکان ترویج برند خود را داشته باشد. ترکیب قدرت رسانهای با هنر روابط عمومی میتواند هر کسب و کاری را به اوج موفقیت نزدیک کند.
DPR امروزه اهمیت زیادی دارد زیرا که فضای دیجیتال میتواند آبستنی برای ایجاد فرصتها و چالشهای زیادی برای یک برند شود. معمولا در فضای دیجیتال مدیریت رسانههای مختلف کار مشکلی است و همین موضوع موجب میشود تا برخی افراد سودجو از ضعف در روابط عمومی رقبایشان در فضای دیجیتال برای تخریب آنها استفاده کنند. ردپای دیجیتالی افراد مهم است و میتواند اطلاعات خوبی را به واحد PR بدهد.
روابطعمومی دیجیتال
حضور فعالّانه در فضای مجازی علاوه بر کنترل رفتارهای رقبا، میتواند موقعیّتهای جدیدی را پیشروی کسب و کارها برای بازاریابی و بازارسازی قرار دهد. تاثیرمستقیم DPR برروی تبلیغات اینترنتی و بازاریابی محتوا میتواند تاثیرگذاری بیشتری را برای کسب و کارها ایجاد کند.
بسنجید، قبل از آن که سنجیده شوید!!!
اندازهگیری در روابط عمومی یک موضوع بسیار مهم است. در روابط عمومی سنتّی برای سنجیدن عملکرد واحدهای مختلف مشکلات زیادی وجود داشت، امّا در DPR میتوان با کمک ابزارهای مختلف به راحتی از نظر مشتریان، کارکنان، رقبای تجاری و حتی مدیران ارشد سازمانی درباره موضوعات مختلف آگاه شد. این آگاهی میتواند جنبههای مغفولمانده در هر سازمانی را به مدیران PR نشان دهد.
نقش PR در تبلیغات
یک روابط عمومی قوی به دنبال تامین منابع موردنیاز در یک سازمان و مخاطبان آن میباشد. یک سازمان موفق خواهد بود و رشد قابلتوجهی خواهد داشت اگر بتواند ارتباط خوبی با مخاطبان خود برقرار کند. امروزه مردم از تبلیغ مستقیمی که در چشم آنها فرو شود، خسته و بیزار شدهاند.
یک روابطعمومی وظیفه دارد تا با تصویرسازی، برندینگ و اعتبارافزایی را برای سازمان خود انجام دهد. فراموش نکنیم که PR یک فعالیت همیشگی میباشد که حتّی یک لحظه هم تعطیلپذیر نیست.
واحدهای روابط عمومی و تبلیغات هر دو سعی دارند با ارسال پیامها یا سیگنالهایی به مخاطبان، آنها را جذب برند و علاقمند به انجام اقدامی(Action) نمایند. ولی پیامهایی که در این دو واحد به مخاطبان داده میشود با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند.
در روابط عمومی پیامها دنبالهدار و همیشگی است و هدف بیشتر وفادارسازی مخاطبان است در حالیکه در تبلیغات به دنبال اقناع و ترغیب مخاطب به انجام یک عمل خاص هستیم.
روابط عمومی مسئولیتی اجتماعی است امّا تبلیغات یک مسئولیت اقتصادی است.
پیامها در روابط عمومی مشارکتآمیز و دو سویه است، امّا پیامهای تبلیغاتی غالبا سلطهآمیز و یک سویه هستند.
نقش مخاطب در PR فعال و هوشمندانه است امّا در تبلیغات نقش مخاطب منفعل است.
تاثیرگذاری در PR دیر صورت میپذیرد ولی ماندگارتر است، در حالیکه اثرگذاری تبلیغات سریع و موقتی است(به همین دلیل PR بعد از تبلیغات گسترده به سراغ مشتری میرود و سعی میکند با تکنیکهای مختلفی او را تبدیل به یک مشتری وفادار نماید).
تبلیغات به صورت ناگهانی و انفجاری است در صورتیکه PR آهسته و پیوسته میباشد.
تبلیغات وظیفه معرفی یک برند را برعهده دارد و این وظیفه به مرور زمان کمرنگ میشود ولی روابطعمومی وظیفه ارتقاء و رشد یرند را برعهده دارد و با گذشت زمان این وظیفه سنگینتر و حیاتیتر میشود.
روابط عمومی با کمک ارتباط کلامی(نوشتاری و غیرنوشتاری) پیش میرود ولی تبلغات یک ارتباط بصری است که با کمک ابزارهای بصریسازی و رسانهها صورت میپذیرد.
روابطعمومی کمهزینه و ارزانتر از فعالیتهای پیچیده تبلیغاتی است(البتّه این بدان معنا نیست که فرآیندهای PR ساده و پیشپا افتاده هستند).
در PR با ساخت اِلمانهای ارزشمند این امکان را به واحد تبلیغات میدهیم تا آنها بتوانند این اِلمانها را به اطلاع مخاطبان برسانند. منظور از اِلمانهای ارزشمند همان مزیّتهای رقابتی است که هر برندی را از سایر رقبا متمایز میکند.
یک کارشناس PR باید توانایی کار با دادهها را داشته باشد و با استخراج اطلاعات و پردازش آنها به واحد تبلیغات سیگنالهای مثبتی را برای تبلیغات و راهاندازی کمپینهای تبلیغاتی مناسبتی را بدهد. با کمک یک روابطعمومی حرفهای وموجسازی خبری در فضاهای مجازی میتوان بهتر دیده شد و شانس برندینگ سازمانی را بدست آورد. هر برندی یک روایت در درون خود باید داشته باشد و این روابط عمومی است که مسئول روایتگری داستان(داستانها) برند میباشد.
آشنایی با تواناییهای ضروری برای یک کارشناس روابط عمومی
کارهای پیشبینی نشده و حساسیت زیاد در یک واحد PR باعث میشود تا این پُست به جایگاه ششمین شغل پراسترس در دنیا تبدیل شود. افراد شاغل در این سمت سازمانی باید دارای توانایی تفکر سریع در کنار قدرت تعامل قابل قبولی باشند. اگر شما هم میخواهید در یک واحد PR مشغول به کار شوید باید تواناییهای زیر را در خود تقویت کنید:
داشتن گوش شنوا و توانایی شنیدن فعال
داشتن مهارتهای ارتباطی و قدرت تسهیلگری ارتباطات
آشنایی با اصول مدیریت و کنترل بحران
توانایی ویرایش و نگارش متون
تسلط به مبانی رسانهای و روزنامهنگاری
توانایی علمی با توجه به موضوع و نوع فعالیت سازمان
آشنایی با اصول و فنون مذاکره و سخنوری
آیندهنگری و کنجکاو بودن
توانایی شناخت و جداسازی فرصتها از خطرات
توانایی لابیگری و تعامل سازنده با رسانهها و سازمانهای مختلف
توسعه و آینده PR
روابطعمومی یک دانش است که برای موفقیت در هر سازمانی باید بصورت علمی به دنبال اجرا و تحقق آن باشیم. برای اینکه یک واحد روابط عمومی موفق شود باید مجموعهای از عوامل در کنار یکدیگر جمع شوند.
باید توجه داشته باشیم که PR یک فرآیند طولانیمدّت است که برای نتیجه گرفتن از آن باید سالیان متمادی بر روی آن هزینه کرد و زمان گذاشت و با بهبود مستمر، ایرادات را برطرف کرد. یادگیری یک اصل بنیادین در PR است. کسانی که یادگیرنده هستند و به دنبال ارتقاء تواناییهای خود هستند بهترین گزینهها برای تصدّی پست روابط عمومی خواهند بود.