امروزه بازاریابی (Marketing) شکل متفاوتی به خود گرفته است. با توسعه فضای آنلاین برندهای مختلف میتوانند به آسانی و از طریق رسانههای اجتماعی به معرفی خود و محصولاتشان بپردازند. شرکتهای مختلف برای معرفی خود به مخاطبانشان از اجزاء و عوامل زیادی نظیر نام برند، لوگو، کاتالوگ، بنر و … استفاده میکنند که در تمامی این موارد رنگها تاثیر دارند. روانشناسی رنگها در بازاریابی موضوعی است که امروزه مورد توجه بسیاری از بازاریابان قرار گرفته است.
روانشناسی رنگها در بازاریابی
تاثیر رنگ ها بر روی مخاطب
برخی از رنگها نسبت به سایر رنگها قدرت بیشتری در جذب مخاطب دارند. رنگها میتوانند یک تاثیر عاطفی برروی مخاطب بگذارند و احساسات او را درگیر کنند. شناخت پرسونای مخاطب در تعیین رنگ سازمانی برندهای مختلف تاثیر دارد. به عنوان مثال اگر اکثر مخاطبان یک برند خانمها هستند رنگ آن برند باید متناسب با روحیات آنها باشد. نکته جالب این که بعضی رنگها زنانه و برخی دیگر مردانه هستند. در ادامه به بررسی انواع رنگها میپردازیم:
۱- رنگ قرمز
این رنگ باعث افزایش فشار خون و شدت گرفتن متابولیسم طبیعی بدن میشود(تپش قلب). این ویژگی امکان مشاهده بالایی را برای مخاطب فراهم میآورد. قرمز نماد انرژی است و برای دکمههایی که منجر به “اقدام خرید” میشوند، بسیار مناسب است. این رنگ برای محصولات غذایی مناسب است. همچنین از این رنگ به منظور بیان عشق و احساسات نیز استفاده میشود. بنابراین میتوان آن را رنگی بیشتر زنانه دانست.
رنگ ها در برندهای مختلف
۲- رنگ زرد
این رنگ نماد شادی، جنب و جوش وخوشطبعی میباشد. این رنگ حس روشنایی را در آدمی زنده میکند و توانایی بسیاری در جلب توجه مشتریان دارد. ترکیب این رنگ با سیاه، جلوههای خاصی را ایجاد میکند.
۳- رنگ نارنجی
رنگ نارنجی انرژی رنگ قرمز و شادی رنگ زرد را با خود به همراه دارد. این رنگ به معنای جدیّت، جذابیّت، انگیزش و تصمیمگیری است. این رنگ باعث میشود اکسیژن بیشتری به مغز برسد. نارنجی تمایز رنگی خوبی را ایجاد میکند و به خوبی دیده میشود بنابراین جایگاه مهمی در تبلیغات بنری دارد.
این رنگ، بدون تردید رنگ طبیعت است. سبز نشان رشد، تازگی، امید، توازن و هماهنگی است. این رنگ برای انسان حس آرامش را به همراه دارد. سبز نمادی از پول، بانکداری و بورس است. همچنین این رنگ برای صلح نیز استفاده میشود.
۵- رنگ آبی
این رنگ احساس ثبات، تجربه، صداقت، وفاداری و هوشیاری رامنتقل میکند. این رنگ متابولیسم بدن را آرام میکند. این رنگ برای بستهبندی محصولاتی که با سلامت و ایمنی انسانها رابطه دارند مناسب میباشد. این رنگ، رنگی مردانه است و مخالف رنگهای قرمز، نارنجی و زرد میباشد. استفاده از این رنگ در محصولات پیشرفته (High Tech) نشان از دقت بالای این محصولات دارد.
ویژگی های رنگ های مختلف
۶- رنگ ارغوانی
این رنگ ثبات رنگ آبی و انرژی رنگ قرمز را با یکدیگر دارا میباشد. این رنگ نمادی از سلطنت، قدرت، اصالت، لوکس بودن، خلاقیت و افسانهای بودن میباشد. این رنگ برای برندهایی مرتبط با زنان و کودکان مناسب است. رنگ ارغوانی روشن برای موضوعات رمانتیک ایدهآل میباشد.
۷- رنگ قهوهای
قهوهای با زمین، جنگل و زندگی سالم مرتبط است. این رنگ نشاندهنده ابراز تمایل به تملک و رفاه مادّی است. قهوهای رنگی مردانه است و احساس برتری جایگاه اجتماعی را در مخاطب القاء میکند. این رنگ را میتوان برای تمامی کالاهای مردانه استفاده کرد.
۸- رنگ سفید
سفید به معنای روشنی، نیکی، پاکی، خلوص، تجرّد، کمال، پاکیزگی و ایمان است. این رنگ برای سازمانهای خیریه، بیمارستانها، محصولات رژیمی و لبنّی بسیار مناسب است. سفید نماد موفقیت، امنیت و سادگی میباشد.
۹- رنگ سیاه
سیاه نشانهای از قدرت، تشریفات، رسمیبودن، اعتبار و سلطه میباشد. معمولا برندهای قدیمی و فنّاور از این رنگ در طراحی لوگوهای خود استفاده میکنند.
مذاکره فرآیندی است که حداقل دو نفر درگیر آن هستند و بین خواستهها و نیازهای آنها تعارض وجود دارد. دو طرف سعی میکنند با مذاکره این تعارضات را به حداقل برسانند. پیچیدگی در روابط تجاری باعث شده تا کسب و کارهای امروزی نیاز مبرمی به مذاکره برای فروش محصولات خود داشته باشند. از همینرو آشنایی با اصول مذاکره برای هر فردی ضروری بنظر میرسد.
اصول مذاکره
بطور کلی مذاکره یک فرآیند سخت و پیچیده است که بایستی در آن به نکات مختلفی توجه داشت. حال اگر موضوع فروش یک محصول یا خدمت به این مذاکره اضافه شود کار پیچیدهتر از قبل میشود. شکست در فرآیند مذاکره و فروش برای هر کسب و کاری نتایج خوشایندی را به همراه نخواهد داشت. بنابراین بنظر میآید که کسب و کارها باید به اصول مذاکره و شیوههای فنی آن توجه ویژهای داشته باشند.
در فرآیند مذاکره شاهد انواع جلسات میباشیم. این جلسات عبارتند از :
جلسات رسمی
جلسات غیررسمی
جلسات فردی
جلسات گروهی
جدا از نوع یک جلسه مذاکره، زبان بدن (Body Language) یکی از موضوعاتی است که بایستی مورد توجه مذاکرهکنندگان باشد. آشنایی با زبان بدن میتواند به مذاکرهکنندگان اطلاعات بسیاری را درباره شرایط طرف مقابل بدهد. سازمانهای مختلف با توجه به ساختار و نحوه مدیریت خود انواع رفتارها را از خود در فرآیند مذاکره نشان میدهند. در ادامه به بررسی این رفتارها میپردازیم.
۱- مذاکره بوفالویی
مذاکره بوفالویی
در این نوع مذاکره همه به مدیر خود وفادار و پایبند هستند و پیرو تصمیمات او عمل مینمایند و معمولا مذاکرهکنندگان منتظر فرمان مقام بالاتر هستند و بدون اجازه او در فرآیند مذاکره اقدامی نمیکنند.
۲- مذاکره غازی
مذاکره غازی
غازها برای مسیریابی وپرواز به سوی هدف به صورت جمعی تصمیمگیری میکنند. رهبری و جلودار بودن نوبتی است. همه غازها مسئولیت پذیرند و توانایی رهبری دارند. غازها در طول پرواز به یکدیگر کمک میکنند.
۳- مذاکره روباهی
مذاکره روباهی
در این فرآیند مذاکره، مذاکرهکنندگان سعی میکنند طرف مقابل خود را فریب دهند. اطلاعات نادرست و ساختگی به همراه ابهامات گسترده از ویژگیهای این نوع مذاکره است.
۴- مذاکره عقابی
مذاکره عقابی
در این نوع مذاکره طرفین چانهزنی گستردهای دارند و سعی میکنند درخواستهای افراطی خود را به طرف مقابل بقبولانند. طمع زیادی و جلسات طولانی از ویژگیهای این نوع مذاکره است.
اصول کلیدی در مذاکره و فروش
اصول کلیدی در فرآیند مذاکره
معمولا مذاکره همرا با فروش محصول یا یک خدمت میباشد. برای اینکه در یک مذاکره به موفقیت برسیم و میزان فروش خود را بهبود دهیم بایستی به نکات بسیاری توجه کنیم. این نکات عبارتند از:
برای مذاکره بایستی از قبل ارتباط سازی کرد یا پتانسیل برقراری ارتباط با افراد را ایجاد کرد.
برای مذاکره بایستی انگیزه و نیروی لازم در افراد وجود داشته باشد.
یک مذاکره بایستی بر مبنای برد-برد طراحی شود. یعنی برای دو طرف مذاکره منافعی حاصل شود. در یک مذاکره بایستی امتیازاتی داد و بالطبع امتیازاتی را گرفت.
در مذاکره ابتدا به سراغ مسائل چالشی بروید. زیرا که مسائل جزئی بعد از توافق بر روی کلیّات آسانتر حل میشوند.
مذاکره، جنگ نیست. مذاکره یک فرآیند حل مسئله است که در آن بایستی برای هر موضوعی یک راهکار اندیشید.
مذاکره یک فرآیند انتقال اطلاعات محسوب میشود. پس باید از قبل محتوای مناسبی را برای یک مذاکره آماده کرد.
در برخی از مذاکرهها بطور مستقیم اهداف تجاری مطرح نمیشوند بلکه طرفین از مذاکره اهداف دیگری نظیر برندینگ، محاسبه قدرت رقبا و تحلیل بازار را دنبال میکنند.
همه مذاکرات نبایستی با موفقیت همرا شوند. شکست در یک معامله بد بهتر از پیروزی در آن است.
اصول مذاکره برد – برد
برد – برد
در مذاکره بایستی توجه داشت که هیچ قاعده مطلق و همیشگی وجودندارد. یک مذاکرهکننده باید همیشه در دست خود برگهای مختلفی داشته باشد که با توجه به شرایط مذاکره آنها را رو خواهد کرد. در فرآیند مذاکره ممکن است به مباحث بسیاری پی ببرید. مثلا متوجه شوید طرف مذاکره شرایط مدنظر شما را ندارد. بهتر است در چنین شرایطی مذاکره را قطع کنید و هرگز به افشاء نکاتی که به آن پی بردهایدنپردازید. ضایع کردن یک طرف مذاکره توسط طرف دیگر هرگز پیروزی محسوب نمیشود بلکه اوج ضعف او محسوب میشود.
رقابت در فرآیند مذاکره طبیعی است. ممکن است دو طرف مذاکره از یکدیگر به علت رقابتهای قدیمی دلخور باشند. امّا باید توجه داشت که فرآیند مذاکره جای انتقامگیری نمیباشد. اگر فرآیند مذاکره به هر دلیلی خوب پیش نرفت، میز مذاکره را به حالت اعتراض ترک نکنید. همیشه شانس بازگشت به مذاکره را برای خود محفوظ نگهدارید.
سخن پایانی
آشنایی با مهارتهای مذاکره و فروش میتواندشخص را در مسیر شغلی و کاری توانمندتر سازد. نفوذ در مخاطب با کمک ابزارهای روایت گری و زبان بدن از تواناییهای یک مذاکرهکننده خبره میباشد. کسب این مهارتها با آموزش و تجربه کردن امکانپذیر خواهد شد. نکته مهمی که در مذاکره نباید فراموش شود این است که باید از مهارت “نه گفتن” به درستی و در جا و مکان مناسب استفاده شود.
امروزه تولید محتوا برای وبلاگها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. زیرا که اکثر وبلاگها به یک کسب و کار مرتبط هستند و به راحتی میتوانند با جذب مخاطب، آنها را به سوی هدفهای از پیش تعیین شده ببرند. برای تولید یک محتوای ناب و اصولی بایستی کمی خلاقیت و البتّه زیرکی داشت.
تولید محتوا برای وبلاگها
اصول تولید محتوا برای وبلاگها
وبلاگنویسی اصول و قواعد خاص خود را دارد. برای تولید محتوای اصولی بایستی زمان مناسب بگذارید و قواعد بسیاری را مدنظر قرار دهید. برای موفقیت در وبلاگنویسی بایستی به این قوانین توجه نمود. هر بلاگنویس باید برای موفقیت به نکات زیر توجه داشته باشد:
۱- تیتر دروازه ورود به هر محتوا!
تیتر دروازه ورود به محتوا
برای اینکه به هر محتوای وبلاگی دسترسی پیدا کنیم اوّل از همه بایستی از گذرگاهی به نام تیتر عبور کنیم. یک تیتر جذاب میتواند مخاطب را به سوی محتوا بکشاند و در محتوا غرق نماید. توجه به نیاز مخاطب و اغراق نکردن در تیترها میتواند یک راه مناسب برای تیترنویسی باشد. در تیتر بایستی مزیت محتوای شما نسبت به سایر محتواهای موجود در گوگل به چشم بیاید.
۲- توجه به عملکرد مغز انسان
رفتارهای انسانی تا حدود زیادی قابل پیشبینی هستند. بنابراین میتوان در تولید محتوا بازخورد خوانندگان را تا حدود زیادی پیشبینی کرد. این موضوع در طراحی کمپینهای تبلیغاتی نیز مصداق پیدا میکند. نکات زیر در مورد رفتارهای انسانی همیشگی هستند، بنابراین میتوان از این موارد در محتوانویسی استفاده کرد:
انسانها به اعداد و صفتهای“ترین” توجه خاصی دارند.
انسانها از تردید و شک متنفرند، پس افراد را با محتواهایمان به ابهام نیندازیم.
به طور کلی محتوا برای پاسخگویی به سئوالات افراد تولید میشود پس سعی کنیم در محتوا به سوالات مخاطب پاسخ شایستهایی بدهیم.
زمان مخاطب را ارزشمند بدانیم و از گزافهگویی پرهیز کنیم.
نکات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنیم تا مخاطب زودتر به هدف خود برسد.
۳- سادهنویسی
عموم خوانندگان یک محتوا به دنبال درک سریع مفاهیم میباشند. پس سعی کنیم در وبلاگنویسی ساده نویسی را فراموش نکنیم. سادگی و واضح بودن معنای جملات به خواننده کمک میکند تا در کمترین زمان، بیشترین میزان اطلاعات را از محتواها دریافت کنند.
۴- جملهبندی صحیح و خوانایی بالای متون
خوانایی، نگارش، لحن و جملهبندی از موضوعاتی هستند که برروی خوانندگان تاثیر بسزایی دارند. سعی کنید در محتواها از جملات کوتاه و گویا استفاده کنید. توصیفهای ساده و خوانا از موضوعات میتواند کاربران را به خواندن کامل یک مقاله ترغیب نماید.
۵- بازتاب محتوا با پارگراف اول
بعد از تیتر، پارگراف اول از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع میتوان پاراگراف اول را چکیدهای از کل محتوا دانست. پاراگراف اوّل بایستی توان آن را داشته باشد که مخاطب را برای همراهی در کل محتوا آماده سازد. هر محتوایی دارای یک هدف است. هدف محتوا بایستی در پاراگراف اول گنجانده شود تا مخاطب به این درک برسد که بعد از خواندن این محتوا چه چیزی را بدست خواهد آورد.
۶- نظم در نوشتن و ساختاربندی محتوا
نظم در نوشتن محتوا
یک محتوای وبلاگی بایستی دارای ساختار باشد. ساختار محتوا در ارتباط موضوعی بین پاراگراف و زیرتیترها خود را نشان خواهد داد. در محتوانویسی باید از موضوعات ساده شروع کرد و در امتداد محتوا به موضوعات پیچیدهتر رسید. بهتر است کات مهم به صورت لیستهای عددی یا نشانهای بیان شوند تا نظر مخاطب بهتر جلب شود و خواننده محتوا به آسانی به آنها دسترسی پیدا کند.
اگر محتوای خود را از منبعی دیگر نقل قول میکنید یا محتوایی را بازنویسی و خلاصهنویسی کردهاید، مرجع اصلی خود را معرفی کنید. این کار باعث ایجاد حس اعتماد در مخاطب به شما و برندتان میشود و از طرفی دیگر موتورهای جستجو متوجه فعالیت مثبت و سازنده شما میشوند.
۸- تصویرسازی در وبلاگ
هر چند عنصر اصلی در یک وبلاگ، متون هستند امّا تصاویر، پادکستها و ویدئوها نیز در ایجا جذابیت در یک وبلاگ نقش پررنگی دارند. با توسعه شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرامی مخاطبان وقت زیادی را برای وبلاگخوانی نمیگذارند. بنابراین تصویرسازی و ارائه نمودارها و اینفوگرافیها میتواند نظر مخاطب را به محتوا جلب نماید.
انتقال مفاهیم با تصاویر سادهتر میباشد و خواننده کمتر خسته خواهد شد. استفاده از ویدئو و پادکست نیز باعث افزایش زمان ماندگاری کاربر در سایت میشود.
چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟
۹- طول محتوا
امروزه اکثر کاربران تصور میکنند مخاطبان محتواهای طولانی را نمیخوانند. این در حالی است که تحقیقات نشان میدهد مخاطبان محتواهایی با بیش از ۱۶۰۰ کلمه را بیشتر میخوانند و محتواهایی بیشتر به اشتراک گذاشته میشوند که طولی بیش از ۲۵۰۰ کلمه دارند.
۱۰- کار تیمی و همفکری
آنالیز اطلاعات
اکثر وبلاگنویسها به صورت فردی و فریلنس کار میکنند. امّا واقعیت این است که کار تیمی و همفکری کردن در بلاگنویسی نیز می تواند موثر واقع شود.
تعیین استراتژی محتوا
استخراج لیست کلمات کلیدی
تولید محتوا
ویرایش محتوا
تصویرسازی
تولید پادکست و ویدئو
سئو
لینکسازی
بهینهساز کدهای وبلاگ
آنالیز رقبا
بهبود تجربه کاربری
و..
از جمله فعالیتهایی هستند که در یک وبلاگ باید انجام پذیرند. استفاده از تجارب و نفرات گوناگون در زمینههای گوناگون شانس موفقیت یک وبلاگ را افزایش خواهند داد.
نکته مهمی که در وبلاگنویسی باید به آن توجه کرد این است که هر وبلاگی باید دارای ارزش منحصربفرد خود باشد. امروزه کپیبرداری و شبیهسازی وبلاگهای دیگر یک مزیت رقابتی و ویژگی خاص محسوب نمیشود. هر وبلاگنویس باید بتواند با توجه به تواناییهایی که دارد یک تفاوت خاص در وبلاگ خود بوجود آورد. این خاصبودن میتواند مخاطبان بسیاری را به سوی یک وبلاگ بکشاند.
۱۲- تست کردن
چرخه کاری یک وبلاگنویس
یک وبلاگنویس در روز ممکن است چندین محتوا ببیند. استفاده از ابزارهای تحلیلی و تست نتایج بازدید از وبلاگ یکی از مهمترین وظایف هر بلاگری میباشد. وبلاگنویس در یک چرخه متوالی به تحقیق و شناسایی ترندهای روز، استخراج کلمه کلیدی، تولید محتوا، انتشار محتوا، ترویج محتوا در شبکههای اجتماعی، آنالیز محتوا، بروزرسانی (بهبود)محتوا و دریافت بازخورد از محتوا میپردازد و این چرخه همیشه ادامه خواهد داشت تا بهترین محتواها در وبلاگ ایجاد شوند.
تا چندین سال پیش بیشتر کسب و کارها در فضای فیزیکی مستقر بودند. به لطف توسعه اینترنت، شبکههای اجتماعی و تکنولوژیهای طراحی وبسایت امروزه هرکسی با هر سطح دانشی میتواند وارد فضای کسب و کار آنلاین شود. سایتساز ها (website builder) نیز در سالیان اخیر توانستهاند در این زمینه نقش تسهیل کننده را ایفا کنند.
سایتساز
یک کسب و کار آنلاین میتواند به صورت ۲۴ ساعته و در ۷ روز هفته به مشتریان خود خدمات عرضه کند. این ویژگی باعث شده تا افراد بسیاری به سراغ کسب و کارهای آنلاین بیایند. برای شروع یک کسب و کار آنلاین علاوه بر داشتن یک پیج فعال در شبکههای اجتماعی و کانال در پیامرسان ها، بایستی یک سایت نیز داشت. زیرا که وجود یک سایت به عنوان اعتبار برای یک برند محسوب میشود و هرگز نمیتوان یک کسب و کار آنلاین را بدون سایت در نظر گرفت.
امروزه طراحی سایت به کمک CMS های مختلف نظیر وردپرس، جوملا، دروپال، پرستاشاپ و … کار آسانی است. امّا نکته مهم این است که برای کار با این CMS ها نیز باید کمی دانش فنی در مورد هاستینگ، شبکه، برنامه نویسی و امنیت داشت. به همین دلیل شرکتهای بسیاری به عرضه یک سرویس جدید به نام سایتساز اقدام نمودهاند.
سایتساز چیست؟
شرکتهای زیادی امکان ایجاد یک سایت بدون هیچ دانشی را برای افراد فراهم میآورند. این شرکتها بسادگی امکان ایجاد یک وبلاگ معمولی، یک سایت شرکتی یا حتی فروشگاههای اینترنتی را برای مشتریان خود فراهم میآورند.
در این سایت سازها میتوان با چند کلیک وبسایت خود را به راحتی ایجاد کرد و آن را سفارشی سازی نمود. هسته اصلی در این سایتسازها یک CMS (معمولا وردپرس) میباشد که شرکتهای ارائه دهنده سایت ساز به سفارشی سازی آنها و طراحی قالبهای مختص هر کسب و کاری میپردازند.
مزایای سایتسازها
مزایای استفاده از سایت سازها
استفاده از کدهای تمییز در طراحی قالب و بهبود سرعت بارگذاری سایت
استفاده از سایتسازها مزایای بسیاری برای افراد تازهکار و حتی افراد متخصص دارد. بسیاری از سرویس دهندگان خدمات متنوعی از جمله مشاورههای سئویی را ارائه میدهند. امّا نکته مهم این است که برای تهیه هر سرویسی بهتر است از شرکتهای معتبر استفاده کرد. ایرانسرور به عنوان زیرمجموعه هلدینگ گرینوب با اعتبار مناسبی که دارد بهترین گزینه برای خرید هاست و سرویس سایتساز میباشد.
اینفلوئنسرها، اشخاصی هستند که در یک حوزه خاص میتوانند بر روی مخاطبان تاثیر بسزایی بگذارند. تاکنون شما در شبکههای اجتماعی با اینفلوئنسرهایی که در حوزههای گردشگری، رستورانگردی، استندآپ، بازاریابی و فروش، عکاسی، شعر، نویسندگی و.. فعالیت میکنند، مواجه شدهاید. اینفلوئنسرها ظرفیت بالایی برای تبدیل مخاطبان به مشتریان بالقوه را دارند. امروزه کسب و کارهای مختلف و برندهای مطرح با اجرای کمپینهای مختلف اینفلوئنسرمارکتینگ سعی در برندینگ و افزایش فروش خود دارند. کنترل دقیق شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) میتواند موفقیت یک کمپین را تضمین نماید.
شاخص های کلیدی عملکرد
اگر یک شرکت قصد دارد از اینفلوئنسرمارکتینگ برای افزایش فروش خود بهره ببرد بایستی به شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) در این حوزه توجه داشته باشد. چرا که KPI ها نشاندهنده میزان موفقیت یا عدم موفقیت یک کسب وکار میباشند.
در اینجا قصد داریم به معرفی شاخصهایی بپردازیم که در طراحی و اجرای یک کمپین تبلیغاتی دارای اهمیت میباشند. اندازهگیری دقیق کمپینهای تبلیغاتی برای کنترل و بهبود مستمر آنها بسیار مهم است. قبل از شروع فعالیتهای اینفلوئنسرمارکتینگ بایستی لیستی از اینفلوئنسرهای موفق در هر کسب و کاری را استخراج کرد. این لیست بایستی به صورت دورهای بروزرسانی و بهبود داده شود.
۱- افزایش ترافیک وب سایت
افزایش ترافیک سایت
بعد از اجرای هر کمپین تبلیغاتی به طور طبیعی انتظار داریم تا ترافیک سایت هدف افزایش پیدا کند. افزایش ترافیک و دریافت ورودی به عنوان یک معیار مهم در موفقیت کمپینهای اینفلوئنسرمارکتینگ محسوب میشود. با کمک گوگل آنالیتیکس میتوان کاربران جدید، تعداد کل نشستها، زمان ماندگاری در سایت و … را بدست آورد. همچنین بهتر است اهداف(Goals) خود را از قبل در گوگل آنالیتیکس تعریف کنیم تا بتوانیم بهتر وضعیت کمپین خود را مورد بررسی قرار دهیم.
۲- تاثیر شبکههای اجتماعی بر روی کمپینهای تبلیغاتی
پلتفرمهای مختلف شبکههای اجتماعی، مکانی مناسب برای اجرای کمپینهای اینفلوئنسر مارکتینگ میباشند. افزایش تعداد فالورها، افزایش مشاهده پستها، بهبود نرخ لایک و تعداد کامنت از جمله مهمترین سنجههای عملکردی در شبکههای اجتماعی میباشند.
یکی از موضوعاتی که در کمپینهای تبلیغاتی باید مدنظر قرار گیرد میزان درگیر شدن یا نرخ تعامل کاربر(engagment rate) با یک برند می باشد. تبلیغات اینفلوئنسرها زمانی تاثیرگذار خواهد بود که کاربران با یک برند درگیر شوند و با بهبود نرخ تعامل میزان فروش آن برند افزایش پیدا کند.
مهمترین معیاری که در یک کمپین باید مورد توجه قرار گیرد میزان Call to Action میباشد. قبل از شروع کمپینهای تبلیغاتی بایستی action های مختلفی را تعریف کرد. مثلا ثبتنام، جذب ترافیک، افزایش بازدید کننده، فروش بیشتر و.. . بعد از طراحی کمپینتبلیغاتی بایستی با استفاده از ابزارهای مختلف میزان تحقق هر کدام از این اقدامات را به دقت مورد ارزیابی قرار داد و نتایج آن را در کمپینهای بعدی لحاظ کرد.
در طراحی کمپینهای تبلیغاتی اینفلوئنسری بایستی به نسبت هزینه انجام شده به درآمد بدست آمده نیز توجه داشت. محاسبه دقیق نرخ ROI میتواند موفقیت یا عدم موفقیت یک کمپین تبلیغاتی را به خوبی نشان دهد. هدف اینفلوئنسرمارکتینگ تنها تبلیغ کردن برای دیده شدن نیست، بلکه بایستی حتما چنین کمپینهایی منجر به درآمد زایی شوند.
محتوا در موفقیت یک کمپین تبلیغاتی نقش پررنگی را ایفا میکند. در اینفلوئنسرمارکتینگ نیز محتوا میتواند در جذب مخاطب و منجر به اقدام شدن تاثیر زیادی داشته باشد. محتوا بایستی با اینفلوئنسر، برند تبلیغ شده ومحصول عرضه شده تناسب داشته باشد و پیام مشخصی را به سوی مخاطب ارسال کند. بهتر است محتواهای تبلیغاتی با KPI های مختلفی سنجیده شوند و حتی قبل از اجرای رسمی یک کمپین تبلیغاتی، به صورت پایلوت نظر برخی از مشتریان دریافت و در صورت نیاز در محتوا بازنگری صورت پذیرد.
پرسونا مخاطب (Audience Persona) یک نمای فرضی و حدودی از تعدادی مخاطب است که به طور شفاف ویژگیهای مورد علاقه آنان را مطرح مینماید و نیازهایی که مخاطبان یک پرسونای خاص به دنبال دستیابی به آن هستند برای مدیران، طراحان یا دیجیتال مارکترها معلوم میشود. به طور معمول یک پرسونا باید تعداد زیادی از مخاطبان را در برگیرد. به عبارتی دیگر ما برای یک نفر پرسونا در نظر نمیگیریم بلکه برای یک تعداد از افراد پرسونای مشخصی تعیین میکنیم. به عنوان مثال در یک سیستم آموزشی ما پرسونای معلم، دانشآموز، مدیر، اولیا و.. را داریم.
پرسونا مخاطب
پرسونا مخاطب به مجموعهای از خصوصیات، علائق، تواناییها، نیازها، هنجارهای اجتماعی، تفکرات و رفتارها اشاره میکند. امروزه از پرسونا در حوزههای کاری مختلفی از جمله بازاریابی، تولید محتوا، ارتباط با مشتریان، مدلسازی کسب وکارها، جذب مخاطب و برندینگ استفاده میشود. شناخت شخصیت مخاطبان هر کسب و کاری میتواند در رشد وتوسعه آن بیزینس تاثیر بسزایی داشته باشد.
باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم، مهم نیست که مالکان هر کسب و کاری چه میخواهند و به چه علاقه دارند، بلکه مهم این است که مشتری آن برند به چه چیزی علاقه دارد و به دنبال خرید چه محصولات/خدماتی میباشد.
نکات مهم در تعیین پرسونای مخاطب
شناخت پرسونای مخاطب
هنگامیکه یک پرسونا طراحی میکنیم بایستی به یک سری از نکات توجه داشته باشیم تا بتوانیم در کارمان نتیجه بهتری بگیریم.در ادامه به برخی از این نکات اشاره میکنیم:
پرسوناهای مختلف ممکن است بر اثر تغییر شرایط دچار تحول شوند.
یک نفر میتواند در یک یا دو دسته پرسونا قرار بگیرد، هرچند بهتر است پرسوناها طوری طراحی شوند تا جامعیت و یکپارچگی در آنها رعایت شود.
هر پرسونا بایستی تعداد قابل توجهی از مخاطبان را در برگیرد.
پرسونا به تمامی جزئیات اشاره نمیکند بلکه یک رویه کلّی از افراد حاضر در آن پرسونا را توصیف میکند.
شناسایی رسانهها، اینفلوئنسرها، علاقمندیها و… در افراد حاضر در هر پرسونا
طراحی پرسشنامهها، مصاحبهها، نظرسنجی و.. به هدف بروزرسانی مستمر پرسونای مخاطبان.
توجه به تفاوت موجود بین پرسونای مخاطب و پرسونای مشتری(مخاطب کسی است که به شما علاقمند شده در حالی که مشتری مرحله مخاطب بودن را طی کرده و حاضر شده به ازای خدمات شما وجهی را پرداخت نماید)
اهمیت پرسونای مخاطب در کسب و کارها
شناخت پرسونا
یک استارتآپ نوپا بایستی بتواند محصولات خود را براساس نیازهای بازار طراحی کند. برای اینکه از نیازهای بازار به شناخت درستی برسیم باید پرسونای مخاطبان هر کسب و کاری را بشناسیم. برای شناخت درست پرسونا مخاطب باید اطلاعات کاملی در زمینههای زیر درباره مخاطب داشته باشیم:
جنسیت
سن
تحصیلات
محل زندگی
علاقمندیها
فرمت محتوای مورد علاقه
نیازهای مخاطب
شغل ومهارتهای مخاطب
میزان درآمد
سرمایههای مادی ومعنوی مخاطب
تیپ شخصیتی
تفریحات مخاطب
شناسایی افراد تاثیرگذار بر روی مخاطب
شبکههای اجتماعی مورد علاقه
تجهیزات کامپیوتری مورد استفاده(لپتاپ، تبلت، اسمارتفون و…)
طراحی دقیق پرسونا به بیزینسها کمک میکند تا نرخ تعامل با مشتریان خود را بهبود دهند و بتوانند آنها را ترغیب به خرید مجدد نمایند. توجه به الگوهای رفتاری، اهداف، مهارتها و عقاید مخاطبان باعث میشود تا محصول/خدمتی متناسب با نیاز آنها طراحی شود و فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ به صورت کاملا هدفمند و مدوّن طراحی شود.
تعیین پرسونای مشتریان یک کسب وکار آنلاین
امروزه دیجیتال مارکتینگ نقشی فعال و بسیار گسترده در بین مشاغل مختلف پیدا کرده است. شناخت پرسونای مشتریان در کسب و کارهای آنلاین تا حدود زیادی پیچیدهتر از کسب و کارهای سنتی است. اگر مالک یک کسب و کار آنلاین هستیم باید گامهای زیر را برای شناسایی پرسوناهای مخاطبان خود برداریم:
استفاده از تجربههای قبلی یا حتی رقبا در طراحی پرسوناها
برگزاری نظرسنجی، مصاحبه یا توزیع پرسش نامههای اینترنتی در بین مخاطبان
پاسخ به سئوالات زیر به هدف شناخت زوایای پنهان هر پرسونا
who
what
why
how
پرسونا مخاطب در بازاریابی محتوا
تاثیرگذاری برروی مخاطب
هماکنون بسیاری از کسب و کارهای آنلاین به دنبال استفاده از بازاریابی محتوایی برای جذب مخاطبان ارگانیک میباشند. در تولید محتوا نیز توجه به پرسونای مخاطبان از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا که میتواند تولید محتوا را هدفمند نماید. شناخت این که هر پرسونایی به دنبال چه محتوایی میباشد، میتواند ایدههای جدیدی را به محتواسازان بدهد. تولید محتوا مورد علاقه مخاطب میتواند نرخ تعامل با محتوا، نرخ اشتراکگذاری محتوا و نرخ تبدیل را بهبود دهد و منجر به Call to Action شود.
و در پایان…
شناسایی درست پرسونا باعث میشود تا فرآیندهای تفکر طراحی به درستی انجام شود چرا که تعریف درستی از نیازهای مشتری و آنچه اومیخواهد وجود دارد. تعیین دقیق پرسونا به صاحبان کسب وکارها امکان خروج از پیلهای که به دور خود پیچیدهاند را میدهد. مدیران ارشد سازمانی با استفاده از دادهها و تجربیات قبلی و با الهام گرفتن از پرسوناهای مخاطبان، الگوهای جدید و کارآمدی برای درآمدزایی از کسب وکارشان طراحی میکنند.
امروزه بازاریابی رسانههای اجتماعی (Social Media Marketing)، یکی از موضوعات ترند در بین دیجیتال مارکترها میباشد. از دیگرسو، اینترنت اشیا (Internet of Things) قدرت و ویژگیهای خود را در موضوعات مختلف نشان داده است و توانسته است حوزههای گوناگونی را در دنیای تجارت تحت تاثیر خود قرار دهد بازاریابی رسانههای اجتماعی نیزدیر یا زود با اینترنت اشیا مواجه خواهد شد و دچار تغییرات گستردهای خواهد شد.
بازاریابی رسانههای اجتماعی
بازاریابی رسانههای اجتماعی
با رشد رسانههای اجتماعی مختلف به خصوص شبکههای اجتماعی، بازاریابان آنلاین فرصتی فوقالعاده برای تبلیغ محصولات یا خدمات خود در فضای آنلاین پیدا کردهاند. هر شخصی که به اینترنت متصل است و در یکی از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی نظیر توئیتر، فیسبوک، اینستاگرام و.. عضو باشد میتواند یک هدف مناسب برای دیجیتال مارکترها باشد. از طرفی دیگر، IoT به عنوان یک تکنولوژی لبه، دامنه عملیاتی گستردهای را در اختیار دارد. اهمیت بازاریابی آنلاین نیز باعث شده تا متخصصان بازاریابی به دنبال بهبود عملکرد بازاریابی با استفاده از فناوریهای نوینی همچون اینترنت اشیا باشند.
رسانههای اجتماعی بستر مناسبی برای تبلیغ محصولات و خدمات شرکتهای و برندهای تجاری میباشند. رسانههای اجتماعی مشتریان بالقوهای که در عرصههای مختلف جغرافیایی پراکنده هستند را به کسب و کارها متصل میکنند. امّا جدا از دسترسی گسترده به مخاطبان، رسانههای اجتماعی جاذبههای بیشتر دیگری هم برای بازاریابان دارند از جمله:
مقرون به صرفهبودن: دیجیتال مارکتینگ یکی از سریعترین و کم هزینهترین مسیرها برای تبلیغ یک محصول و برندینگ موفق در بین مخاطبان هدف میباشد. شبکههای اجتماعی به راحتی میتوانند ترافیک پولساز برای هر سایتی را به ارمغان آورند.
پشتیبان سئو: امروزه کمتر سئوکاری است که از تاثیر سیگنال شبکههای اجتماعی بر روی سئو یک سایت چیزی نشنیده باشد. یکی از عناصر مهمبهینهسازی یک سایت برای موتورهای جستجو(SEO)، فعالیت مثبت و سازنده در رسانههای اجتماعی میباشد. اگر شرکتی در شبکههای اجتماعی فعال باشد و همزمان سایت خود را بروز کند، شاهد رشد قابل توجهی در رتبه و جایگاه سایت خود در موتورهای جستجو خواهد بود.
تنوع کاربران شبکههای اجتماعی، داده های بزرگ و اینترنت اشیا
ارتباط با مشتری و شناخت نیاز مشتریان با کمک IoT بسیار راحت خواهد بود. اینترنت اشیا حجم بزرگی از دادهها را از مشتریان هر کسب و کاری جمعآوری میکند. پردازش درست این اطلاعات میتواند مسیر بازاریابی شبکههای اجتماعی را به کلی تغییر دهد. دانشی که از اطلاعات مشتریان بدست میآید میتواند علائق مشتریان را به خوبی نشان دهد و یک کسب و کار را با سرعت قابل توجهی به درآمدزایی برساند. تجهیزات اینترنت اشیا امکان ارتباط با مشتری را بهبود میبخشند و با آنالیز دادهها و تحلیل سریع آنها باعث بهبود فروش خواهند شد. اینترنت اشیا به طور کلی استراتژی بازاریابی رسانههای اجتماعی را دستخوش تغییر خواهد کرد.
تغییرات ایجاد شده توسط اینترنت اشیا در بازاریابیهای آنلاین
اینترنت اشیا اجتماعی
با ادغام اینترنت اشیا با دیجیتال مارکتینگ جهشهای بسیاری را در روشهای بازاریابی آنلاین شاهد خواهیم بود. اینترنت اشیا بستر را برای بازاریابی رسانههای اجتماعی بهبود خواهد داد و از طرفی دیگر خود نیز باعث گسترش و تنوع بازار برای مشتریان خواهد شد. در زیر لیستی از مزایا یک پلتفرم بازاریابی مبتنی بر اینترنت اشیا عنوان گردیده است:
شخصیسازی: اینترنت اشیا کمک زیادی به رسانههای اجتماعی برای شخصیسازی آسانتر مینماید. شبکههای اجتماعی امروزی با توجه به علائق کاربران، پیشنهادی مختلفی را به آنها میدهند. اینترنت اشیا شکل تبلیغات در رسانههای اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت و تبلیغاتی کاملا تعاملی مبتنی بر شخصیت کاربران ارائه خواهد کرد.
آنالیز و پیشبینی: اینترنت اشیا با کمک تکنولوژیهای موازی همچون هوشمصنوعی، پردازش دادههای حجیم، یادگیری ماشین، وبکاوی و مدلسازی بهترین تحلیلها را از شرایط مشتریان به مدیران کسب و کارها ارائه خواهد کرد. ردیابی مشتریان و جمعآوری اطلاعات درباره آنها، سلائق و اولویتهای مشتریان را در اختیار تحلیلگران و برنامهریزان قرار میدهد. کسب و کارها نیز از این اطلاعات برای ارائه پیشنهادات جدید به مشتریان در خریدهای بعدی استفاده میکنند.
استراتژیهای جدید در بازاریابی: اینترنت اشیا باعث بازتعریف استراتژی در بازاریابی شده است. استراتژی رسانههای اجتماعی امروزه به صورت کاملا شخصی و براساس پرسوناهای مختلف مشتریان تعریف میشود. در بازاریابی مدرن، مشتری و نیازهای وی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد.
تاثیرات منفی اینترنت اشیا بر رسانههای اجتماعی
همانطور که درباره مزایای اینترنت اشیا بر رسانههای اجتماعی صحبت کردیم باید به معایب و مشکلات ترکیب این دو تکنولوژی (اینترنت اشیا و رسانههای اجتماعی) هم اشاره کنیم. در ادامه به چند تاثیر منفی بزرگ این دو تکنولوژی بر زندگی انسانها می پردازیم:
مسائل حریم خصوصی
هک و دسترسی غیرمجاز
تاثیر اینترنت اشیا بر سبک زندگی
آماده نبودن زیرساختهای اینترنت اشیا برای تجارت
تاثیرات منفی رسانههای اجتماعی بر شئون مختلف زندگی انسانها
بازاریابی تنها صنعتی است که در سالیان اخیر بیشترین تغییرات را به خود دیده است. فناوریهای جدید باعث شدهاند تا بازاریابی روزبهروز شکل علمیتری را به خود بگیرد. برای عقب نماندن از سرعت رشد بازاریابی علمی، بایستی بازاریابان دانش خود را به صورت مستمر بروز کنند و با توجه به تکنولوژیهای روز، شیوههای جدیدی برای جذب مخاطب ارائه کنند.
برندسازی شخصی (Personal Branding) میتواند یک کار سخت و زمانبر باشد. دلیل این موضوع این است که نمیدانیم بایستی از کجا شروع کنیم و چه مسیری را ادامه دهیم. شخصیت فردی و بازار دو عامل مهم در برندینگ شخصی میباشند. در اینجا به ۱۰ قانون طلایی برای ایجاد یک پرسونال برندینگ موفق اشاره میکنیم.
برندسازی شخصی
۱- تمرکز
هنگامیکه میخواهید برند شوید بایستی برروی یک موضوع تمرکز(Focus) کنید. داشتن یک پیام مشخص و واحد در همه زمانها، سیگنالهای مثبتی را به سوی دیگران خواهد فرستد. اگر شما همیشه یک پیام مشخص داشته باشید میتوانید در نقشهای مختلفی قرار گیرید. بازیگر، کارآفرین، معلم یا… چندان تفاوتی نمیکنند. مهّم این است که در هرکدام از این نقشها (شغلها) یک پیام مشخص به سوی مخاطبان خود بفرستید.
۲- واقعی باشید
برای یک برندسازی شخصی بایستی خود واقعیتان باشید. مردم به خوبی نقش بازی کردن و غیر واقعی بودن را تشخیص میدهند. کپیبرداری از دیگران، نه تنها شما را محبوب نخواهد کرد بلکه اعتماد عمومی به شما را هم خدشهدار خواهد کرد.
هر انسانی در هر مقامی میتواند ضعف داشته باشد. پس از ضعفهای خود نترسید و سعی در گمراه کردن مخاطبان نداشته باشید. سعی کنید مهارتهای خود را به درستی معرفی کنید و با کمک محتواسازی به معرفی درست خود به دیگران بپردازید. در ابتدای برندینگ سعی کنید محتواهای خود را به کسانی عرض کنید که یک شناخت اولیه از شما دارند. زیرا که آنها ظرفیت بیشتری برای پذیرش شما خواهند داشت.
۳- داستان مربوط به خود را داشته باشید
داستان برند
در برندینگ شخصی، همچون برندینگ سازمانی نیاز به داستان سرایی به شدت وجود دارد. سعی کنید یک روایت واقعی از خودتان داشته باشید. وجود یک داستان که مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند باعث بهبود پرسونال برندینگ شما خواهد شد.
شما میتوانید در یک نوشته یا ویدئو کوتاه درباره یک سفر کاریتان روایتگری کنید. ویدئو تاثیر بیشتری از سایر شیوهها در برقراری ارتباط با دیگران دارد. امروز به آسانی میتوان با یک گوشی هوشمند با دیگران ارتباط برقرار کرد و آنها را در جریان رویدادهای مختلف قرار داد.
۴- سازگار بودن
یک شخص همانند یک شرکت با بحران و مسائل مختلفی ممکن است مواجه شود. سازگاری با شرایط مختلف میتواند در ایجاد ذهنیت مثبت از یک برند در ذهن مشتریان موثر واقع شود.
وجود چالشهای مختلف در اطراف یک برند شخصی طبیعی است ولی برخورد درست با این چالشها و ارائه راهکارهای منطقی میتواند اعتماد مشتری را نسبت به شخصیت یک فرد تقویت کند. داشتن یک ارتباط قوی و سالم با مخاطبین در هر شرایطی، به آنها نشان خواهد داد که شما میتوانید بر بحرانها غلبه کنید و مخاطبان شما با اطمینان خاطر به شما اعتماد خواهند کرد.
۵- آمادگی شکست را داشته باشید
شکست خوردن خیلی سخت و زجرآور است و همه ما میخواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، این طبیعت هر انسانی است. امّا در پرسونال برندینگ هم احتمال شکست وجود دارد. مخصوصا زمانی که جوانت هستیم و جویای کسب نام و آوازه در کوتاهمدت میباشیم.
شکست یک تجربه ارزشمند خواهد بود که به ما چیزهای بسیاری را خواهد آموخت. شکست همیشه ترسناک نیست، بلکه بسیاری از اوقات راههای ناشناختهای را به سوی ما خواهد گشود. هیچگاه از آزمایشات مکرر، خطاها و شکستها نترسید. اطمینان داشته باشید که هیچ برندی بدون شکست به کمال نهایی خود نرسیده و نخواهد رسید.
یک برند شخصی در طول زمان ایجاد خواهد شد. امّا نباید فراموش کرد که همیشه باید به دنبال توسعه برندینگ بود. سعی کنید تجارب ارزشمند خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و به جامعه اطراف خود برای رسیدن به اهدافشان یاری رسانید.
تاثیر مثبت و سازنده شما برروی دیگران باعث تقویت پرسونال برندینگ شما میشود و روز به روز بر شهرت و قدرت نفوذ شما خواهد افزود.
۷- افراد موفق را دنبال کنید
افرادی که در حوزه کاری شما موفق هستند و از یک پرسونال برندینگ خوبی بهره میبرند را دنبال کنید. معمولا چنین افرادی وایرال شدهاند و طرفداران آنها ممکن است به فالیتهای شما نیز علاقمند باشند. رفتار مخاطبان چنین افرادی را به دقت رصد کنید و علائق و خصوصیات آنها را مورد بررسی قرار دهید.
۸- با برند خود زندگی کنید
جداسازی برند تجاری از زندگی شخصی کار دشواری است. بنابراین سعی کنید برند خود را با استفاده از زندگی واقعیتان بسازید. برند شخصی شما بایستی همیشه و همهجا همراه شما باشد. برند شخصی بایستی شامل مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی، امورمالی، خلاقیتهای فردی، آرمانها، تفکرات، رهبری و مربیگری شما باشد.
۹- به دیگران اجازه صحبت درباره خودتان را بدهید
پرسونال برندینگ
در پرسونال برندینگ بهترین نوع بازاریابی، بازاریابی دهان به دهان است. داستان برند شخصی شما با لباس پوشیدن، غذاخوردن، حرف زدن، علائق، محصولات ترویجشده، تکیه کلامها و… شکل میگیرد که بایستی این داستان توسط افراد دیگر نقل قول شود.
به دیگران اجازه دهید تا درباره شما صحبت کنند. انتقادات را بشنوید و سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات در راه توسعه برند شخصی خود بهره ببرید.
۱۰- ایجاد یک میراث ماندگار
بعد از آن که یک پرسونال برند موفق از خود ایجاد کردید بایستی به دنبال ایجاد یک میراث ماندگار از خود باشید، همچون قهرمانان ملی که مدالها یا افتخارات آنها هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد. ایجاد یک برند شخصی از ایجاد یک کسب و کار مشکلتر است و زمان زیادی را از شما خواهد گرفت امّا نتایج ارزشمندی رابا خود به همراه خواهد آورد.
برند شخصی یک پروژه مادامالعمر است که بهطور مداوم در حال تغییر و تحول است. در برندسازی بایستی بصورت مستمر به دنبال بهبود همه چیز بود. باید توجه داشت که در Personal Branding هیچ قانون نوشته شده و مدونی وجود ندارد. بنابراین بایستی با تلاش و مجاهدت گامهای مختلف را شناسایی کرد و با آزمون و خطا بهترین شیوهها را یافت.
یک برند شخصی موفق به شما کمک خواهد کرد تا سب و کار خود را بتوانید توسعه دهید و بصورت حرفهای در آن رونق ایجاد کنید.
آشنایی با شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) در بازاریابی برای هر بازاریاب آنلاینی (Online Marketer) وبرندی ضروری است، زیرا با کمک KPI ها میتوان به تلاشها مسیر داد و نتایج کمپینهای تبلیغاتی را بررسی کرد. برای آنالیز درست کمپینهای تبلیغاتی قبل از هرچیزی بایستی با شاخصهای بازاریابی به خوبی آشنا شد و نحوه دستیابی به آنها را فراگرفت.
شاخص های کلیدی عملکرد
شاخص های کلیدی عملکرد در مارکتینگ
شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI ها پارامترهایی قابل اندازهگیری میباشند که نشاندهنده میزان پیشرفت در دستیابی به یک هدف تجاری میباشند. شاخصهای بازاریابی، مقادیر قابل اندازهگیری هستند(ماهیت عددی دارند یا قابلیت تبدیل شدن به عدد و رقم را دارند) که می توانند نشاندهنده میزان تحقق اهداف خاص در یک کمپین تبلیغاتی باشند.
شاخصهای کلیدی عمکلکرد میتوانند میزان اثربخشی بازاریابی را در طول یک کمپین تبلیغاتی نشان دهند. KPI های آنلاین که در دیجیتال مارکتینگ مورد استفاده قرار میگیرند با شاخصهای مورد استفاده در بازاریابیهای سنتی متفاوت هستند. پارامترهای موجود در بازاریابی دیجیتال بایستی بصورت مداوم اندازهگیری شوند و بهبود داده شوند تا وضعیت یک کسب و کار رشد یابد.
اگر میخواهید در زمینه بازاریابی آنلاین فعالیت کنید بایستی با KPI های مختلف که در زمینههای مختلف به کار گرفته میشوند آشنا شوید و اهمیت آنها را به درستی درک کنید.
شاهص های کلیدی عملکرد در بازاریابی به شما کمک میکنند تا بدانید:
به کجا میروید(اهداف کاری و تجاری خود را بشناسید)
نحوه رسیدن به اهدافتان را بدانید
بررسی نتایج بدست آمده و راههای رسیدن به این نتایج
چگونه میتوان مسیرهای بهتری را بای آینده تدوین کرد
و…
بدون داشتن KPI های قوی، ایجاد کمپینهای بازاریابی با استراتژی قوی و همچنین ارزیابی نتایج بازاریابی بسیار دشوار خواهد بود. شاخصهای بازاریابی به بازاریابان کمک میکنند تا بتوانند ارزش کمپینهای تبلیغاتی خود را به مدیران ارشد خود نمایش دهند.
معرفی ۱۷ شاخص کلیدی عملکرد در بازاریابی آنلاین
امروزه مهندسین داده و آنالیزورها انواع KPI های مختلف را در حوزههای بازاریابی تولید کردهاند. این معیارها با توجه به اهداف سازمانها تدوین میشوند. در اینجا یک لیست از عمومیترین و ارزشمندترین KPI های در حوزه دیجیتال مارکتینگ را معرفی میکنیم:
۱- تعداد تبدیل (Number of Conversion)
یک تبدیل(Conversion) زمانی اتفاق میافتد که یک کاربر اقدام خاصی را انجام دهد. برای کمپینهای بازاریابی شاهد انواع مختلفی از تبدیلها هستیم:
تعداد ایمیل بازشده
کلیک شدن روی بکلینک
پرشدن یک فرم
خوانده شدن یک شماره تلفن
انجام یک کار یا …
۲- نرخ تبدیل(Conversion Rate)
فرمول نرخ تبدیل
نرخ تبدیل یک مقدار درصدی است که از تعداد تبدیل به تعداد کل بازدیدها بدست میآید.
۳- هزینه هر تبدیل(Cost Per Conversion)
فرمول هزینه هر تبدیل
هزینه هر تبدیل، مقدار پولی است که برای تبدیل مدنظر صرفمیکنید.
۴- تعداد سرنخ(Number of Leads)
Lead یا سرنخ زمانی رخ میدهد که مخاطبین شما آمادگی لازم برای تبدیل به یک مشتری بالقوه شدن را پیدا کنند. مثل زمانی که مخاطبین یک برند علاقمند میشوند تا از محصولات آن برند خرید کنند.
۵- هزینه هر سرنخ(Cost Per Lead)
هزینه هر سرنخ
هزینه سرنخ، مقدار پولی است که برای هر Lead جدید اختصاص مییابد.
۶- تعداد نسخه نمایشی(Number of Demos)
تعداد دموهای محصول ارائه شده به مشتریان بالقوه است. این شاخص کلیدی عملکرد در تعیین ارزش یک محصول میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
۷- مشتریان جدید(New Customers)
تعداد مشتریان یک شاخص بازاریابی ساده امّا مفید برای نمایش روند بازاریابی یک سازمان میباشد.
۸- هزینه جذب مشتری(Cost of Customer Acquisition)
هزینه جذب مشتری جدید
مقدار پولی که هزینه میشود تا یک مشتری به سوی یک برند جذب شود.د
۹- رشد فروش(Sales Growth)
این شاخص کلیدی عملکرد بر اساس دو شاخص دیگر یعنی تغییر در تعداد فروش یا تغییر در سطح درآمد بدست میآید.
۱۰- رتبه جستجو(Search Ranking)
یکی از رایجترین KPI های بازاریابی دیجیتال میباشد که برای نظارت بر صفحات نتایج جستجو(SERPs) بکار میرود.
۱۱- رتبه الکسا(Alexa Rank)
یک رتبه مهم که نشاندهنده وضعیت سایتها از لحاظ میزان ترافیک و جایگاه آنها در بین سایتهای دیگر میباشد.
۱۲- ترافیک طبیعی(Organic Site Traffic)
ترافیک ارگانیک هر سایت که از طریق موتورهای جستجو به آن سایت وارد میشوند.
۱۵- اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی(Social Shares)
اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی، نشاندهنده میزان وایرالشدن یک محتوا در رسانههای مختلف میباشد.
۱۶- تعداد ذکر نام یک نام(Number of Press Mentions)
تعداد منشن شدن یا معرفی شدن یک برند در رسانههای اجتماعی مختلف میتواند یک شاخص کلیدی عملکرد برای بازاریابی باشد. این شاخص نشاندهنده جایگاه یک کسب و کار در بین جامعه مخاطبان هدف میباشد.
۱۷- تعداد لینکهای ورودی(Number Link of Inbounds)
لینکهای ورودی، لینکهایی هستند که از رسانهها و وبسایت دیگر به یک سایت اشاره میکنند. این لینکها ترافیک را به سمت سایت هدف میفرستند و اعتبار دامنه را بهبود میدهند. این شاخص بازاریابی در سئو و افزایش بار ترافیکی تاثیر مثبتی دارد.
مانیتورکردن شاخصهای بازاریابی
با توجه به کسب و کارهای مختلف، میتوان لیستی از شاخص های کلیدی عملکرد موردنظر را تهیه کرد. بایستی با کمک ابزارهای مختلف مقادیر شاخصهای بازاریابی را بصورت دورهای و مستمر محاسبه کرده و میزان بهبود یا اُفت آنها را مدنظر قرار داد.
آنالیز درست شاخصها میتواند حال و روز یک کسب و کار را به خوبی نمایش دهد. با کمک شاخصها میتوان قبل از وقوع یک مشکل، پیشبینی های لازم را کرد و راهکارهای مناسبی را برای آن در نظر گرفت.
بازاریابی دیجیتال یا Digital Marketing به مجموعه فعالیتهای مرتبط با بازاریابی در فضای مجازی اطلاق میشود. با توسعه شبکه اینترنت، ضریب نفوذ آن در بین استفادهکنندگان به شدت افزایش یافت. بطوری که امروزه دیجیتال مارکتینگ و فروش محصول یا خدمات از طریق آن از شیوههای جدید در بین دیجیتال مارکترها (بازاریابهای آنلاین) محسوب میشود.
مفاهیم کلیدی در دیجیتال مارکتینگ
تعریف دیجیتال مارکتینگ
دیجیتال مارکتینگ را می توان استفاده از تمامی ابزارها و تجهیزات دیجیتالی برای بازاریابی محصولات و خدمات بر بستر اینترنت تعریف کرد. طبیعتا طبق این تعریف پیامکهای تبلیغاتی، سئو، SEM ، بازاریابی محتوا،بازاریابی شبکههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و… را جزئی از بازاریابی آنلاین دانست.
یک دیجیتال مارکتر بایستی توانایی کار با تمامی ابزارهای حوزه بازاریابی دیجیتال را داشته باشد. امروزه بسیاری از کسب وکارهای سنتی برای توسعه کسب و کار خود به سراغ فضای آنلاین رفتهاند. دیجیتال مارکتینگ توانسته امکان رقابت با شرکتهای بزرگ را برای کسب و کارهای کوچک و خانگی فراهم آورد. در حال حاضر شبکههای اجتماعی بعنوان ابزاری مهم برای معرفی یک استارتآپ نوپا مطرح هستند.
حضور در فضای مجازی میتواند مزایای بسیاری را برای کسب و کارها داشته باشد. در اینجا تنها به چند مورد مهم از این مزایا میپردازیم:
۱- شناخت هدفمند مخاطب
برخلاف کسب و کارهای سنتی، در فضای آنلاین میتوان مخاطب هدفمند بدست آورد. همچنین رفتار مخاطب را با سنجههای مشخصی تحلیل کرد و پیام مناسب با هر دسته از مخاطبان را به سوی آنها ارسال کرد.
۲- آنالیز آمار و اطلاعات
در فضای مجازی میتوان شاخصهای مختلفی را برای رشد کسب و کارها تعریف کرد. سنجش این KPI ها بسادگی امکانپذیر است. آنالیز اطلاعات میتواند موجب رشد سریعتر کسب و کارها شود. هک رشد مفهومی است که برپایه مهندسی داده در استارتآپها ایجاد گردیده است.
با کمک دادههای حجیم جمعآوری شده از مشتریان در سطح وب میتوان بهراحتی از موقعیت مکانی، علایق و انتخابهای مشتریان آگاه شد. پیشبینیهای دقیقی که از نیاز مشتریان صورت میپذیرد، امکان تحلیل بازار، رقبا و انواع محصولات را به دیجیتال مارکترها میدهد.
۴- برندسازی آسان
با کمک بازاریابی آنلاین به راحتی میتوان فرآیند برندینگ را پیش برد. کاهش هزینهها برای برندسازی، افزایش اعتماد مشتریان، هدفمند دیده شدن توسط مخاطبان و … از جمله مزایای برندسازی آنلاین میباشد.
بازاریابی دیجیتال، دانش و هنری است که با کمک آن میتوان یک ارزش را کشف، خلق و ارائه کرد. این ارزش با هدف تامین نیازهای بازار هدف همزمان با کسب سود ایجاد میشود.
تقریبا هر استارتآپ شکست خوردهای یک محصول برای ارائه دارد، امّا آنچه در استارتاپها به سختی پیدا میشود مشتری است. از همینرو است که مخاطب شناسی در دیجیتال مارکتینگ از اهمیت بسیاری برخوردار است. با شناخت درست از مخاطبان میتوان:
مشکلات محصول را برطرف کرد.
اعتبارسنجی درستی از محصول داشت.
به درآمدزایی قابلتوجهی دست یافت.
بازاریابی را می#توان خون رگهای یک پروژه دانست.
تفاوت بازاریابی سنتی و دیجیتال
هر چند که تفاوت این دو نوع بازاریابی برای همه مشخص میباشد، امّا بصورت موردی چند مورد مهم از تفاوت این دو نوع بازاریابی را مطرح می کنیم:
در بازاریابی سنتی با افراد و گروههای محدود (افراد محلی) مواجهایم، این در حالی است که در بازاریابی آنلاین با گروههای مختلف و جامعه هدف بسیار بزرگی (افراد تمام جهان) مواجهایم.
در بازاریابی سنتی برپایه ارتباطات فیزیکی پیش میرویم، اما در بازاریابی دیجیتال ارتباطات مجازی بر پایه دیالوگهای متنی یا صوتی شکل میگیرند.
در بازاریابی سنتی با اطلاعات محدود مواجهایم، امّا بازاریابی آنلاین برپایه اطلاعات حجیم (big data) جمعآوری شده از محیط شکل میگیرد.
معمولا در بازاریابی سنتی اممکان ردیابی و پیگیری مشتریان بسادگی امکانپذیر نیست، این در حالی است که بازاریابی آنلان کاملا Traceable میباشد.
برای فروش یک کالا در فضای آنلاین از کانالهای مختلفی استفاده میشود. این کانالها عبارتند از :
مستقیم (Direct) : افرادی که بصورت مستقیم به سراغ یک بیزینس میآیند.
ارجاع (Referal) : افرادی که از طرق مختلفی به یک برند ارجاع داده میشوند.
جستجو (Search) : دست یابی افراد از طریق موتورهای جستجو (SEO & SEM)
رسانههای اجتماعی(Social Media) : رسیدن به یک محصول یا برند از طریق رسانههای اجتماعی یا بطور اختصاصی شبکههای اجتماعی(Social Network)
ایمیل (خبرنامه یا Email Marketing ) : بسیاری از مشتریان بوسیله ایمیلهای دریافتی ار سوی کسب و کارها با آنها آشنا میشوند.
نمایش تبلیغات (Display) : تبلیغ یک ابزار مناسب برای دیجیتال مارکترها بوده و خواهد بود. تبلیغات کلیکی(PPC)، بنری، رپورتاژ آگهی و … ابزاری برای بهتر دیده شدن یک برند میباشند.
بازاریابی برونگرا در مقابل بازاریابی درونگرا
در دیجیتال مارکتینگ همواره شاهد دو مفهوم بازاریابی درونگرا (inbound marketing) و بازاریابی برونگرا (outbound marketing) هستیم. در ادامه به ویژگیهای این دو نوع از بازاریابی می پردازیم:
بازاریابی درونگرا
ارتباط یک طرفه
ارائه محتواهای تبلیغاتی
کنترل فرآیندها توسط فروشنده
بازاریابی ناآگاهانه(غیرهدفمند)
پیداکردن مشتری توسط فروشنده
بازاریابی برونگرا
ارتباط دوطرفه
ارائه محتواهای آموزشی
کنترل فرآیندها توسط خریدار
بازاریابی آگاهانه(هدفمند)
پیدا کردن فروشنده توسط مشتری
بررسی انواع شیوههای بازاریابی از لحظ درونگرا یا برونگرا بودن
تبلیغات PPC : (برونگرا)
تبیغات گوگل(Adwords) : (درونگرا)
سئو : (درونگرا)
تبلیغات در کانالهای تلگرام : (برونگرا)
دریافت ورودی مستقیم در سایت یا شبکه های اجتماعی : (درونگرا)
خبرنامه ایمیلی : (درونگرا)
ایمیل مارکتینگ : (برونگرا)
نگاهی به قیف بازاریابی دیجیتال
هر کسب و کاری برای خود اهدافی را تعیین میکند. کسب و کارها برای رسدن به این اهداف یک دامنه از مشتریان را برای خد متصور میشوند. آنها سعی میکنند مخاطبان خود را تبدیل به مشتریان وفادار نمایند. امّا آنچه مسلم است در هر مرحله عدّهای از مخاطبان به دلایل مختلفی ریزش میکنند و تنها تعداد محدودی به عنوان مشتری نهایی از قیف بازاریابی خارج میشوند.
هنر یک دیجیتال مارکتر این است که خروجی قیف بازاریابی خود را بهبود دهد و تعداد مشتری بیشتری را برای کسب و کارش جذب نماید. یک قیف بازاریابی ۶ گام اساسی زیر را درون خود دارد:
قیف بازاریابی
آگاه شدن(Awareness) : در این مرحله مشتری از طرق مختلف با یک کسب و کار آشنا میشود.
ایجاد علاقمندی(Interest) : مشتری به موضوع یک کسب و کار، محصولات یا خدمات یک برند علاقمند میشود.
توجه(Consideration) : مخاطب توجه خاصی به یک برند یا محصول مییابد. بطوری که پیوسته سایت یا شبکههای اجتماعی آن برند را دنبال میکند.
قصد خرید(Intent) : مخاطب تحقیقات مختلفی را برای خرید محصول یا خدمت از آن برند انجام میدهد.
ارزیابی(Evaluation) : مخاطب جوانب مختلف را ارزیابی میکند و انگیزههای لازم را برای خرید در درون خود ایجاد میکند.
خرید(Purchase) : نهایتا مشتری در این مرحله اقدام به خرید مینماید.
نقش محتوا برروی قیف بازاریابی
نقش محتوا در دیجیتال مارکتینگ
یک قیف بازاریابی می تواند با کمک محتوا دامنه گستردهتری از مشتریان را به خود اختصاص دهد. بدون شک محتوا یکی از کلیدیترین ابزارها برای موفقیت در دیجیتال مارکتینگ بوده و خواهد بود. محتوا میتواند در کشف مشتریان جدید، جلب توجه آنان به سوی محصولات، تبدیل مخاطبان به مشتری و نکهداری مشتریان تاثیر داشته باشد.
محتوای خوب میتواند میزان فروش را به شدت تغییر دهد و سایز قیف بازاریابی را افزایش دهد. در محتواسازی بایستی با حوصله به سئوالات کاربران پاسخ داد و اعتماد آنها را بدست آورد. ایجاد علاقمندی با کمک محتوا به سادگی امکانپذیر است.
در دیجیتال مارکتینگ شاهد انواع نقشهای مختلف هستیم. برای موفقیت در صنعت بازاریابی آنلاین بایستی با این نقشها و وظایف هرکدام آشنا باشیم. استفاده درست از این نقشها باعث تقویت احتمال موفقیت در کسب و کارها میشود. در ادامه با ما باشید تا این نقشها را بررسی کنیم:
۱- مدیر دیجیتال مارکتینگ
چنین مدیری به تعیین استراتژیها، برنامهریزیهای کلی، راهاندازی کمپینها، پیداکردن بهترین کانالها برای جذب مشتری میپردازد.
۲- مدیر سئو
مدیریت بودجه وتعیین ROI (نرخ بازگشت سرمایه) در بخش سئو، افزایش ترافیک و ورودی از گوگل، تحقیق برروی کلیدواژههای با ارزش، افزایش رنک و اعتبار وبسایت، تحلیل و تحقیق در مورد رقبا از وظایف یک مدیر سئو میباشد.
۳- متخصص بازاریابی شبکههای اجتماعی
یک Social Network Management وظیفه برندسازی، تولید سرنخهای بازاریابی، تعامل با مخاطبان، تولید محتوای مرتبط با برند را برعهده دارد.
۴- بهبود دهنده نرخ تعامل
چنین شخصی وظیفه بهبود نرخ تبدیل، ایجاد لندینگ پیج، بهینهسازی صفحاتو بهینهسازی قیف بازاریابی را برعهده دارد.
۵- مدیر بازاریابی محتوا
تولید، ویرایش و بهبود محتوای متناسب با مخاطب، تعیین استراتژیها، ساختار و دسته بندی محتواها، بهبود نرخ تعامل، تولید و بهبود سنجههای مرتبط با محتوا از وظایف یک Content Marketing Management میباشد.
۶- مدیر آنالیتیکس
یک مدیر آنالیتیکس باید بتواند اهداف سازمان، درست کردن داشبورد گوگل، تبدیل دادههای خشک به نمودارهای قابل درک و … را به خوبی انجام دهد.
ابزارهای مطرح در بازاریابی آنلاین
در این بخش به معرفی مهمترین ابزارهایی که یک دیجیتال مارکتر برای موفقیت در کارش باید از آنها استفاده کند میپردازیم:
گوگل آنالیتیکس
سرچ کنسول(وبمستر تو.لز)
HotJar (برای تحلیل رفتار کاربر)
Mailelite (برای ارسال انبوه ایمیل)
ZoHo CRM (مدیریت ارتباط با مشتری)
افزونه yoast در وردپرس برای سئو آنپیج
الکسا و آمار آن
Similaweb
ابزارهای بکلینک گرفتن نظیر ahref.com
باید توجه داشت که دیجیتال مارکتینگ از آن جهت مهم است که میتوان با کمک ابزارهای آن بر روی کاربران هدفگذاری (Target) کرد. با کمک محتوا و تعامل میتوان ارتباط با مشتریان برقرار کرد و با کمی خلاقیت، مشتریان را به علاقمندان همیشگی تبدیل کرد.
یک بازاریابی محتوا موثر میتواند عامل مهمی برای بهبود فروش در یک سازمان باشد. در شرایط رکود اقتصادی استفاده از فضای آنلاین و ابزارهای مختلف دیجیتال مارکتینگ میتواند به عنوان موتور محرکه در یک کسب و کار محسوب شود. در این پست قصد داریم به اصول مهم در بازاریابی محتوا بپردازیم. اصولی که رعایت آنها میتواند موجب تسریع در رشد هر کسب و کاری شود.
اصول مهم در بازاریابی محتوا
۲۰ اصل مهم در بازاریابی محتوا
در ادامهی این پست به اصول مهم در بازاریابی محتوا میپردازیم. البته بایستی توجه داشت که برای موفقیت در بازاریابی محتوا نباید محدود به چند قاعده کلی شد. قطعا اصول دیگری نیز وجود خواهند داشت که میتوانند احتمال موفقیت در بازاریابی محتوا را تقویت نمایند.
۱- شناسایی اهداف
در بازاریابی محتوا (Content Marketing) بایستی اهداف از قبل مشخص باشند. شناخت درست اهداف باعث میشود تا مسیرهای حرکت به درستی مشخص باشند و جلوی اتلاف زمان گرفته شود.
۲- شناخت محصول یا خدمت
هدف نهایی از بازاریابی محتوا(تولید محتوا) معرفی یک محصول یا خدمت به مخاطبان میباشد. بازاریابان محتوا انتظار دارند درصدی از مخاطبان آنها تبدیل به مشتری شوند. بنابراین بایستی محصول یا خدمتی که میخواهیم عرضه کنیم مشخص باشد.
۳- انتخاب تکنیک بازاریابی محتوا
برای این که بازاریابی محتوا شما را به اهدافتان برساند بایستی تکنیک تولید و عرضه محتواهایتان مشخص باشد. در حال حاضر تکنیکهای زیر رایجترین شیوههای بازاریابی محتوا میباشد:
ویدئو
وبینار
وایت پیپر
سایت (وبلاگ)
شبکههای اجتماعی
پادکست
اینفوگرافیک
انیمیشن و موشن گرافیک
و…
۴- شناخت رفتار کاربران و پرسونای آنها
هر مخاطب دارای یک پرسونای مخصوص به خود میباشد. شناخت پرسوناهای مختلف مخاطبان میتواند در رفتارشناسی آنها موثر باشد. با کمک شناخت رفتارهای احتمالی کاربان میتوان برنامهریزی دقیقتری برای بازاریابی محتوا داشت. سادهترین راههای شناخت پرسونای مخاطبان عبارتند از:
شناسایی پرسونای مخاطبان از روی ورودیهای گوگل
شناسایی پرسونای مخاطبان با توجه به استفاده از ترندهای پراستفاده در شبکههای اجتماعی (یا هشتگها)
۵- شناسایی مسیر حرکت
بسیاری از کسب و کارها به دنبال جذب مخاطب حداکثری هستند. این در حالی است که آنها هدفی برای بعد از جذب مشتری ندارند. این بسیار مهم است که بدانیم پس از تبدیل مخاطب به کاربر علاقمند(مشتری بالقوه) چه اتفاقی میخواهد بیفتند(Convert Lead). یک کسب و کار موفق انواع سناریوها را برای مشتریان بالقوه خود طراحی میکند تا بتواند قیف بازاریابی خود را به بهترین شکل بهبود دهد.
۶- ارتباط با مشتری(CRM)
باید بدانیم که ارتباط درست با مشتری فرهنگ است. همیشه در شروع هر کسب و کاری راههای ارتباطی با مشتریان خود را شناسایی کنید. همچنین بستری برای ارتباط مستمر و مطلوب با مشتری خود ایجاد کنید. تعامل با مشتری میتواند بسیاری از مشکلات کسب و کارها را قبل از تبدیل شدن به چالش حل نماید.
برای فروش کالا یا خدمت به مشتری، داستان مخصوص به خود را ایجاد کنید. یک ارتباط قوی با مشتری ایجاد کنید، سپس کالا یا خدمت خود را به او عرضه کنید. هیچگاه به صورت مستقیم و بدون تعامل کالایی را به مشتریان خود عرضه کنید.
۸- ویترین زیبا
هر کسب و کاری باید بتواند یک نمای زیبا (ویترین) از کار خود را به مشتریانش عرضه کند. برای یک آغاز خوب باید برنامهریزی داشت. بایستی در نگاه اول مشتری را به سوی خود جذب کرد.
۹-درگیرکردن احساسات
احساسات مشتری خود را در نظر بگیرید. سعی کنید با شیوههای مختلف، مشتری خود را قلقلک دهید.شما باید بتوانید از طریق برانگیختن احساسات مشتری، خدمات یا محصولاتی را به او عرضه کنید.
۱۰- محتوای مناسب مخاطب
هرگز نباید فراموش کنیم که محتوا متعلق به مخاطب است. بنابراین بایستی محتوا را براساس نیاز و علائق مخاطب تولید کرد. مهم نیست که مدیران یک کسب و کار چه محتوایی را میپسندند. بلکه مهم نظر مخاطب است، پس لطفا از سر راه مخاطب کنار بروید…!!!
سعی کنید در بازاریابی محتوا، ناب کار کنید. خلاقیت داشتن نقطه اتکای یک بازاریابی محتوای موثر میباشد. فراموش نکنیم که مردم از مسائل تکراری گریزانند.
۱۲-آنالیز داده و آمار
با آمار و دادههای واقعی میتوان به بازاریابی محتوا کمک کرد. شناخت علاقمندیهای مخاطبان تنها با استفاده از آنالیز درست بدست خواهد آمد. تعیین شاخصهای کلیدی مناسب(KPI) میتواند در موفقیت یک کسب و کار تاثیرگذار باشد.
۱۳- اهمیت دادن به محتوا
هرگز فراموش نکنیم که یک محتوای خوب پادشاه است. توجه به محتوا مهمترین اصل در بازاریابی محتوا خواهد بود. بنابراین بایستی به ظاهر و باطن محتوایمان توجه کافی داشته باشیم.
۱۴- نظم و انضباط
یک بازاریابی محتوا تنها با نظم به نتیجه خواهد رسید. داشتن تقویم محتوایی میتواند بازاریابی را با برنامه و هدفمندتر کند. انتشار مرتب و بموقع پستها میتواند حس خوبی را بدهد.
۱۵- بروزرسانی
بروزررسانی محتوا
بروزرسانی از موضوعاتی است که معمولا در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار میگیرد. یک بازاریاب محتوا باید یاد بگیرد که چگونه محتواهای قدیمی را احیا کند. معمولا بسیاری از سایتها یک انبار پر از محتواهای قدیمی و بلا استفاده دارند که تنها هزینه نگهداری و هاستینگ برای نگهداری آنها پرداخت می کنند. بروزرسانی محتواها میتواند باعث بهبود عملکرد بازاریابی محتوا شود.
۱۶-درست نوشتن
تعیین لحن و نگارش درست در تولید محتوا از اهمیت بسزایی برخوردار است. بایستی در سند محتوایی تمامی موضوعات مرتبط با نگارش محتوا تعیین شود.
۱۷- جمعآوری اطلاعات
سعی کنید از مخاطبان خود اطلاعات بگیرید. جمعآوری ایمیل، شماره تلفن، محل سکونت و … میتواند یک بانک جامع اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارد. این بانک اطلاعاتی میتواند برای شما ارزشآفرینی قابل توجهی را ایجاد کند.
۱۸- رها نکردن مخاطب
هرگز مخاطب خود را به حال خودش رها نکنید. ارسال خبرنامه، پیامک، معرفی محصولات جدید، نظرسنجی و … میتواند مخاطب را مجدد به سوی شما بکشاند. اهمیت دادن به مخاطب باعث خواهد شد تا او نهایتا به شما اعتماد کند.
هر چند که ارتباط مستمر با مخاطب از اهمیت سیاری برخوردار است. امّا سعی کنید هرگز اسپم نکنید. در ارسال خبرنامهها و تولید محتوا هم یک برنامه زمانی داشته باشید. طوری عمل کنید که باعث آزار و اذیت مخاطبان خود نشوید.
۲۰- سخت نگیرید!!!
سعی کنید کارها را به سادهترین شکل ممکن به انجام برسانید. همیشه از نمونه سازی استفاده کنید و به مرور زمان نمونه خود را بهبود و ارتقا دهید. نمونه سازی باعث میشود تا امکان تغییر و ویرایش به آسانی برای شما ممکن شود. هنگامی که از عملکرد محصول خود مطمئن شدید محصول نهایی خود خود را ایجاد و عرضه کنید.
آنچه در بالا گفته شد تنها بخشی از اصول بازاریابی محتوا بود. استفاده از تکنیکها و ابزارهای مدرن میتواند باعث بهبود بازاریابی محتوا شود. بنابراین هرگز نباید یادگیری را فراموش کرد.
شرکت در همایشها و ورکشاپهای تخصصی میتواند در بهبود دانش و استفاده از تجارب دیگران موثر واقع شود. ارتباط و شبکهسازی با افراد موثر در حوزه تولید محتوا یکی از مهمترین شیوههای بهبود بازاریابی محتوا میباشد که باید توجه زیادی را به آن معطوف کرد.
برای بسیاری از افراد افزایش فالوور اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد. در این پست می خواهیم راهکارهایی را مورد بررسی قرار دهیم که به کمک آنها می توانیم در مدت ۶۰ روز به ۱۰K فالوور دست پیدا کنیم. تعداد فالوورهای اینستاگرام معمولا نشان دهنده تعامل خوبی است که شما با کاربرانتان ایجاد کرده اید.
افزایش فالوور اینستاگرام
معمولا زمانی که ما فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می کنیم، ۱۰۰۰ فالوور اولیه خود را از بین اعضای خانواده، دوستان و همکارانمان جذب می کنیم. این موضوع می تواند یک چرخه موفقیت برای شما باشد. بدین معنا که شما باید دامنه ارتباطات خود را با افراد مختلف گسترش دهید. در اینجا به معرفی ۱۰ راهکار مهم در افزایش فالوور اینستاگرام می پردازیم که می تواند برای اینفلوئنسرها و برندهای تجاری مفید باشد.
بسیاری از کسانی که در لیست ایمیل شما قرار دارند معمولا شناخت خوبی از شما دارند که می توانند هسته اولیه طرفدران شما را شکل دهند. اگر شما قبل از اینستاگرام، در شبکه های اجتماعی دیگر نظیر فیسبوک، توئیتر، لینکدین، پینترست و .. هم فعال بوده اید، می توانید لینک پیج خود در اینستاگرام را در این شبکه ها هم انتشار دهید تا کسانی که از شما شناخت قبلی دارند به صفحه شما بپیوندند.
توجه کنید این دسته از افراد از اهمیت زیادی برای شما برخوردارند، چرا که می توان آنها را جزیی از طرفداران شما محسوب کرد که از همان ابتدای کار محتوای شما را به صورت ویروسی بازنشر خواهند داد و لایک و کامنت خوبی را برای شما به ارمغان می آورند.
۲- محتوای با کیفیت
تصاویر با کیفیت می تواند انگیزه مخاطبان شما را در باقی ماندن در پیج تان تقویت کند. همچنین بازدیدکنندگان پیج شما هم با دیدن کیفیت بالای محتواهایتان شما را فالوو خواهند کرد. اینستاگرام یک پلت فرم اجتماعی است. بابراین سعی کنید در این شبکه اجتماعی موضوعات روز را به اشتراک بگذارید تا بدین شکل باعث ایجاد یک حس مشترک با فالورانتان گردید.
این که دیگران در پیج اینستاگرام خود چه کارهایی را انجام می دهند بسیار مهم است. امّا مهمتر از آن این است که شما باید در اینستاگرام خلاق باشید و همیشه ایده مخصوص به خود را داشته باشید. ایده خود را سعی کنید به بهترین شکل پرورش دهید و آن را به مخاطبانتان تحویل دهید.
در مسیر ایده پروری نظم را فراموش نکنید چرا که نظم در انتشار محتوا می تواند مخاطبان شما را پایبند به شما نماید. از بازخورد گرفتن از مخاطب خود نهراسید. به شیوه های مختلف نظرات مخاطبان خود را بررسی کنید و نقاط مثبت آنها را در تقویم محتوایی خود لحاظ کنید.
۴- محتوای منحصربفرد
اوج موفقیت در شبکه های اجتماعی با کمک محتوا بدست می آید. یک محتوای خوب سوخت حرکت در شبکههای اجتماعی است. سعی کنید با محتوای منحصربفرد و جذاب مشارکت مخاطبان خود را افزایش دهید و آنها را به سمت اهداف خود بکشانید. افزایش فالوور اینستاگرام یک فرآیند قانونمند است، پس سعی کنید از کپی کاری و فریب مخاطبان جلوگیری کنید.
۵- هشتگ شناسی
یکی از راه های افزایش فالوور اینستاگرام شناسایی هشتگ های ترند شده در شبکه های اجتماعی می باشد. این که مخاطبان شما به دنبال چه هشتگ هایی می باشند و یا این که مخاطبان شما از چه هشتگ هایی به سمت شما می آیند، می تواند خیلی به موفقیت شما کمک کند. هشتگ در اینستاگرام همان نقش کلمات کلیدی در وبلاگ ها را بازی می کند. در هشتگ نگاری سعی کنید استراتژی داشته باشید و بی هدف به اسپم کردن هشتگ ها نپردازید.
اگر از ابتدای این متن را خوانده اید و به اینجا رسیده اید و پیج اینستاگرام خود را هنوز راه اندازی نکرده اید، تردید را از خود دور کنید و شروع کنید!!!
“آگاه باشید که همیشه شروع کردن سخت ترین بخش هر کاری است.”
از شروع کردن نترسید !!! مطمئن باشید که پایداری در هرکاری شما را به موفقیت خواهد رساند. سعی کنید در گردنهها و مراحل سخت تنها با دنده سنگین حرکت کنید ولی هیچ گاه توقف نکنید و به عقب برنگردید.
پایداری و نظم شما در شبکه های اجتماعی، ثبات شما را به مخاطبانتان نشان می دهد. شما خواهید توانست به مرور زمان به یک اُسوه برای آنها تبدیل شوید.
۷- ارتباطات
سعی کنید با دیگر کسانی که در حوزه کاری شما فعالیت می کنند ارتباط برقرار کنید. این ارتباطات می تواند در افزایش فالوور اینستاگرام شما موثر باشد. شبکهسازی یکی از اصول مهم در پلتفرمهای اجتماعی نظیر اینستاگرام میباشد. سعی کنید از همه فضاها برای دعوت افراد به پیج اینستاگرامتان استفاده کنید ( حتی دعوت فیزیکی مثلا حضور در همایش ها، نمایشگاه ها و سمینارهای علمی هم می تواند در گسترش شبکه فالوورهای شما موثر باشد).
در انجمنها و گروههای مجازی مشارکت داشته باشید و از متخصصان حاضر در چنین فضاهایی برای حل مشکلات، پیشرفتهای کاری و یافتن ایدههای جدیدتر بهره ببرید.شما افرادی را در چنین انجمنهایی خواهید یافت که به ویروسی شدن (وایرال) محتواهای شما کمک خواهند کرد.
۸- رشد ثابت ولی همیشگی
همیشه به آمار و اعداد توجه ویژه ای داشته باشید. امّا هیچ گاه به دنبال رشد سریع و کوتاه مدت نباشید. جذب هفتهای ۵۰۰ فالوور برای شروع کار می تواند خوب باشد. امّا سعی کنید روند روبه رشد شما تنزلی نشود. این تنزلها می تواند باعث کاهش انگیزه شما شود. سعی کنید کاملا هدفمند، فالوور کسب کنید. این فالوورها بایستی در آینده ای نزدیک به علاقمندان شما تبدیل شوند و قسمتی از درآمد شما را تامین کنند.
در نظر داشته باشید که همیشه تعداد فالوور بالا نمی تواند خیلی مهم باشد. آنچه درجه اهمیت بیشتری دارد اعتماد کاربران به شما میباشد . زمانی شما می توانید موفق باشید که بتوانید تاثیر لازم را بر روی مخاطب خود بگذارید. در واقع اینفلوئنسرها از این ویژگی به خوبی بهره می برند. سعی کنید همزمان با افزایش فاوور اینستاگرام، حس دوستی و رفاقت را بین خودتان و فالوورهایتان تقویت کنید.
۱۰- داستان گویی و برندسازی شخصی
سعی کنید یک داستان مخصوص به خود را داشته باشید. داستانسرایی میتواند موجب جذب فالوورهای بیشماری برای شما شود. علاقمندان شما سعی خواهند کرد که داستان شما را به صورت پیوسته دنبال کنند. برقرار ارتباط بین داستان شما و فالورهایتان ضروری است. این ارتباط می تواند باعث ایجاد برند شخصی شما میشود.
در زندگی روزمره با افراد زیادی مواجه می شویم که تاثیر زیادی بر روی رفتارهای ما می توانند داشته باشند. امروزه بازاریابی ربایشی یا همان بازاریابی ویروسی مورد توجه بسیاری از برند ها و اینفلوئنسرهای موفق قرار گرفته است. برای تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر موفق باید به یک سری نکات توجه کنیم.
چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟
اینفلوئنسرها محدود به افراد خاصی نمی شوند. هرکسی می تواند با رعایت یک سری اصول حرفه ای در حوزه فعالیت خود، تبدیل به یک اینلوئنسر موفق شود. از بازیگران سینما تا بازیکنان فوتبال، سیاستمداران، دوستان، همکاران، اعضای خانواده و .. را می توان یک اینفلوئنسر بحساب آورد. البته به شرطی که توان تاثیر گذاری بر روی مخاطب (بازاریابی تاثیرگذار) خود را داشته باشند.
با توسعه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اینفلوئنسرها موقعیت مناسبی را برای فعالیت و بهتر دیده شدن یافته اند. امروزه شاهد وایرال شدن سریع محتواها توسط اینفلوئنسرهای موفق و مطرح در حوزه های مختلف کاری هستیم. به عنوان مثال اگر بازیگری در مورد یک حادثه طبیعی محتوایی را انتشار دهد، این محتوا به سرعت در شبکه های اجتماعی انتشار می یابد و به اصطلاح وایرال می شود.
وایرال شدن محتوا به معنای گسترش جامعه مخاطبان یک محتوا است. شما بارها دیده اید که همه به شکلی یک محتوا را باز نشر می دهند. به عنوان مثال پیام علی کریمی مبنی بر عدم خرید خودرو تا ارزان شدن آن یک نمونه از وایرال شدن محتوا بود. وایرال شدن یک محتوا به عوامل گوناگونی بستگی دارد که موضوع این پست ما نمی باشد و در پست دیگری به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.
وایرال شدن محتوای اینفلوئنسرها، قدرت نفوذ آنها را در یک جامعه نشان می دهد. امّا سئوال اساسی این است که برای یک اینلوئنسر موفق شدن حتما باید یک سلبریتی بود؟ در پاسخ به این سئوال باید بگوییم که خیر. هرکسی می تواند با هر تعداد فالوور تبدیل به یک اینفلئنسر شود. فقط نکته مهم این است که باید قدرت تاثیر گذاری بر روی مخاطب وجود داشته باشد.
در حال حاضر اینفلوئنسر مارکتینگ یک شیوه رایج برای جذب مخاطب و انتقال پیام ها گردیده است. اکثر برندها و مدیران بازاریابی به قدرت و تاثیر این شیوه بازاریابی پی برده اند. اگر می خواهید تبدیل به یک اینفلوئنسر موفق شوید باید یکسری قواعد را رعایت کنید که مهمترین آن نفوذ در مخاطب می باشد.
شما برای انجام یک کار از چه کسانی مشورت می گیرید؟ چه کسانی بر روی تصمیمات کوچک و بزرگ شما تاثیر می گذارند؟ عوامل نفوذ بر تصمیمات شما چه چیزها و یا چه کسانی می باشند؟
برای پاسخ به سئوالات فوق باید بگوییم که معمولا افراد شناخته شده و متخصص در هر حوزه کاری بیشترین قدرت نفوذ را بر روی مخاطبان خود دارند. باید توجه داشت که محبوبیت اینفلوئنسر بر روی میزان وایرال شدن محتواهای او تاثیر دارد. اینفلوئنسرها ناگهانی محبوب نمی شوند، آنها با ایجاد ارتباط موثر با مخاطب، اعتماد مخاطب را به سوی خود جلب می کنند. آنها سعی می کنند مخاطب را با انجام رفتارهای مثبت و سازنده به خود جذب کنند. این مجذوب شدن مخاطب، بزرگترین امتیاز برای یک اینفلوئنسر خواهد بود.
گام به گام تا تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر تاثیرگذار
اینفلوئنسر مارکتینگ
برای اینفلئونسر شدن نباید عجله کرد. گذر زمان می تواند به رشد و پیشرفت یک اینفلوئنسر کمک کند. یک اینفلوئنسر بایستی تلاش کند تا اعتماد مخاطبان خود را بدست آورد. بدست آوردن این اعتماد سختی های خاص خود را دارد، ممکن است شما در این راه انواع توهینها و حقارتها را بشنوید و ببینید ( از کامنتهای توهینآمیز تا فشاهای رقبا و …). اعتمادی که یک اینفلوئنسر از مخاطبان خود کسب می کند در واقع همان اعتبار یا آبروی او می باشد. اگر اعتبار یک اینفلوئنسر به هر دلیلی کاسته شود، قدرت نفوذ و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد.
مهمترین مساله برای یک اینفلوئنسر شناخت نیازها و احساسات مخاطبان می باشد. اینفلوئنسر با توجه به این نیازها محتوای خود را تولید می کند. او بایستی یک روانشناس، تحلیلگر، دیجیتال مارکتر و حتی کارشناس بازار باشد، چرا که باید توانایی ارائه تبلیغات هدفمند متناسب با نیاز مخاطب خود را داشته باشد.
اینفلوئنسر در واقع رهبر جامعه مخاطبان خود می باشد. بنابراین باید مخاطبان خود را به درستی مدیریت و راهنمایی نماید. ارائه اطلاعات غلط اینفلوئنسر را بین مخاطبانش بی اعتبار خواهد کرد. یک رهبر موفق باید شیوه خاص خود برای برقرای ارتباط با پیروانش را داشته باشد.
نیازمندی های مهم
اینفلوئنسر موفق
یک اینفلوئنسر موفق باید یک کارشناس برندینگ باشد. در اولین گام یک اینفلوئنسر موفق باید برروی برندینگ شخصی خود (Personal Branding ) کار کند. آنها سعی می کنند به کاربران خود متعهد باشند و دارای ثبات اجتماعی باشند تا از خود یک برند شخصیتی موفق برجای گذارند.
یک اینفلوئنسر واقعی هرگز سعی نمی کند مخاطبان خود را فریب دهد و یا از آنها سواستفاده های مالی نماید. صداقت اصل اساسی در فرآیند اینفلوئنسرینگ می باشد.
اینفلوئنسرهای موفق معمولا مطالعات زیاد و کاملی دارند به گونه ای که از ترندهای روز باخبرند و نظر افراد جامعه هدف خود را درباره موضوعات مختلف پیش بینی می نمایند. آنها هرگز اظهار نظرات هیجانی و مقطعی نمی کنند. بنابراین معمولا کمتر دچار اشتباهات محاسباتی میشوند. به همین دلیل آنها کمتر مجبور به عذرخواهی و ارائه توضیح درباره رفتارهای خود می شوند. البته معمولا اینفلوئنسرها پرمخاطب، دوست داشتنی و محبوب هستند بنابراین اگر زمانی هم دچار اشتباه شوند از عذرخواهی و ابراز ندامت هراسی ندارند.
و در پایان …
یک اینفلوئنسر موفق باید قدرت نفوذ مناسبی را داشته باشد و بتواند بر روی مخاطب خود تاثیر لازم را بگذارد. درغیراینصورت نمی تواند هیچ ارزشی را برای خود و مخاطبانش ایجاد کند. برندهای تجاری و شرکت های تبلیغاتی هم باید در انتخاب اینفلوئنسرها به نکات فوق توجه داشته باشند. هم چنین یکسان بودن زمینه فعالیت یک اینفلوئنسر و یک کسب و کارهم از اهمیت زیادی برخوردار است.
اینفلوئنسرمارکتینگ در حوزه بازاریابی ویروسی قرار می گیرد که در ایران هنوز مبحث جدیدی محسوب می شود و هنوز بسیاری از زوایای آن ناشناخته و مجهول می باشد. بنابراین ضرورت آنالیز و تعیین شاخص های کلیدی و پارامترهای اندازه گیری برای این نوع از بازاریابی قطعی بنظر می رسد.
بازاریابی دهان به دهان یا Word Of Mouth Marketing نوعی بازاریابی است که افراد در آن سعی می کنند تجربه خود را از یک محصول، خدمت یا برند را به دیگران انتقال دهند. این نوع از بازاریابی تاثیر بسزایی در تجارت های نوپا خواهد داشت چرا که باعث رشد ویروسی کسب و کارها خواهد شد.
بازاریابی دهان به دهان
خیلی از اوقات، هنگامی که قصد خرید کالایی را داریم، سعی می کنیم از تجربه افرادی که قبلا آن محصول را خریده اند استفاده کنیم. مثلا برای خرید لپ تاپ ایسوس از دوستانی که قبلا آن مدل از لپ تاپ را داشته اند درباره عملکرد آن سئوال می کنیم. توضیحاتی که ما از آشنایان یا متخصصین در یک حوزه می شنویم بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم گیری ما دارد.
در این نوع از بازاریابی بیشترین توجه به ظرفیت مشتریان فعلی می باشد. در واقع همان ضرب المثل بازاریابان قدیمی که می گفتند : “مشتری راضی با خود مشتری می آورد ” را دنبال می کنیم. در این بازاریابی ما به دنبال ایجاد گفتگو درباره یک برند، سازمان، محصول، خدمت یا یک رویداد می باشیم. هرچه این گفتگو سازنده تر و فعال تر باشد احتمال موفقیت بازریابی ما و انتقال مفاهیم افزایش پیدا خواهد کرد و در نتیجه شاهد فروش بیشتری خواهیم بود.
در بازاریابی دهان به دهان به این اصل که ” قدرت در دستان مصرف کننده است ” توجه داریم. بازاریابان این حوزه معتقدند : “قدرتی که یک مصرف کننده برای انتقال پیام بازاریابی در اختیار دارد را هیچ گونه رسانه دیگری ندارد “.
این نوع از بازاریابی گذشته ای به بلندای تاریخ بشری دارد. انسانها به صورت فطری و بنابر خصلت اجتماعی بودنشان، تمایل دارند تا نظرات افرادی مشابه خودشان را درباره موضوعات مختلف بدانند. انسان ها سعی می کنند تا از برآیند نظرات به یک نتیجه منطقی برسند.
word of mouth marketing
فضای مجازی یک موقعیت استثنایی و خاص را برای ارائه نظرات فراهم می آورد. همه ی انسانها علاقه زیادی به نظردادن دارند. در واقع نظردادن وسیله ای برای ابراز وجود و نشان دادن لیاقت و شایستگی های افراد می باشد.
در انواع بازاریابی های آنلاین نظردادن یا همان کامنت گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع تعداد و کیفیت کامنت ها، قدرت یک محتوا را نشان می دهد. فروشگاه های آنلاین با ارائه محصولات متنوع و بازخورد دادن نظرات مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را برای خود فراهم می آورند.
بسیاری از استارت آپ ها نظیر همگردی ، دیجی کالا ، فیدیبو ، آمازون ، ebay و فیدیلو با استفاده از نظرات کاربران خود، سعی در ارائه خدمات و محصولات متناسب با نیاز مشتریانشان می نمایند. بازاریابی دهان به دهان دارای حجم عظیمی از بازاریابان می باشد زیرا که هرکدام از مشتریان که تمایل به شرکت در گفتگوها را دارند به عنوان یک بازاریاب قوی محسوب می شوند.
نقش شبکه های اجتماعی در word of mouth
ارائه نظرات در شبکه های اجتماعی (نظیر اینستاگرام ، فیسبوک و پینترست) می تواند برای ما بسیار راهگشا باشد. چرا که بازاریابی دهان به دهان به عنوان یک شیوه بازاریابی درونگرا می تواند به خوبی بر روی مخاطب تاثیر بگذارد و مخاطب را به سوی هدف نهایی بکشاند.
شبکه های اجتماعی با ایجاد گفتگوهای تعاملی و سازنده باعث بازنشر محتوا و وایرال شدن (فراگیرشدن) آنها می شوند. در واقع شبکه های اجتماعی قوی ترین ابزار برای word of mouth marketing می باشند. شبکه های اجتماعی با کمترین هزینه، بیشترین فروش و بهبود تجربه کاربری را به ارمغان می آورند.
واقعیت آن است که در فضای مجازی بایستی بازاریابی محتوایی را در کنار بازاریابی دهان به دهان داشته باشیم. همانطور که داشتن صداقت مهمترین آیتم در content marketing است، در کامنت مارکتینگ هم نقش حیاتی خواهد داشت.
امروزه بازاریابان به خوبی متوجه شده اند که هیچ تبلیغی به اندازه یک مشتری راضی نمی تواند باعث ترویج محصول آنها شود. بنابراین بازاریابان سعی به ترکیب بازاریابی سنتی با شیوه های بازاریابی مدرن و دیجیتال دارند.
در بازاریابی word of mouth کیفیت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. برای موفقیت در این نوع از مارکتینگ نیاز است محصولات با کیفیتی ارائه شود تا ویژگی های آن محصول دهان به دهان بین مشتریان ترویج گردد. محصولات با کیفیت باعث می شود تا یک برند اعتبار خوبی را در بین مشتریان خود بیابد.
آنچه مسلم است در آینده سیستم های توصیه گر نقش پررنگ تری را خواهند یافت. آنها خواهند توانست با استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در هر لحظه بهترین پیشنهادات را به کاربران ارائه دهند.
بازاریابی بازگشتی یا Retention Marketing نقش مهمی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال دارد. متاسفانه در ایران کمتر به ریتنشن مارکتینگ و تاثیر آن پرداخته میشود.
بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی
بازاریابی بازگشتی شامل مجموعه اقداماتی میشود که حفظ مشتری اساس فعالیتها را تشکیل میدهد. این حفظ مشتری باعث کاهش هزینههای تبلیغات میشود.
در بازاریابی بازگشتی اعتقاد بر مانا بودن مشتری است. مشتری راضی همواره میتواند به عنوان یک مبلغ با بازاریابی دهان به دهان، به فروش بیشترمحصولات یک شرکت کمک نماید.
ریتنشن مارکتینگ به دنبال ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبان است. در بازاریابی برگشتی ما محصولاتمان را فقط یکبار به مشتری نمیفروشیم بلکه سعی میکنیم مشتری خود را برای یک بازه زمانی بلند حفظ کنیم.
معمولا هزینه جذب مشتریان جدید برای یک کسب و کار بالا است. بازاریابی برگشتی سعی دارد با استفاده از مشتریان فعلی، نیاز به جذب مشتریان جدید را به حداقل برساند.
شیوهای مرسوم در ریتنشن مارکتینگ
شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی
شیوههای متفاوتی در این نوع از بازاریابی مورد استفاده قرار میگیرد. ریتنشن مارکتینگ تاثیر بسیاری برروی نرخ ROI دارد.
شرکتها برای جذب مشتریان جدید ترفندهای گوناگونی را به کار میبرند. آنها معمولا برای حفظ مشتریان قدیمی نیز برنامههایی دارند.
واحدهای ارتباط با مشتری (CRM) و باشگاه مشتریان به هدف بهبود تعاملات با مشتریان ایجاد میشوند. تعامل مناسب با مشتری میتواند نرخ بازگشت مشتری را به شکل قابل توجهی بهبود دهد. باید توجه داشت که ارتباط با مشتریان قبلی، اصولی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره میکنیم.
بازاریابی بازگشتی و راههای تقویت ارتباط با مشتریان
۱-نیازسنجی از مشتریان
نیازسنجی از مشتریان
درست است که مشتری حاضر شده است از شما خرید انجام دهد، امّا سئوالی که حتما باید به آن جواب داده شود این است که آیا نیاز مشتری مرتفع گردیده است؟
این که مشتری به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار چه خدماتی را دارد میتواند در بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار موثر باشد.
۲-امکانات ویژه
یک مشتری زمانی مجدد به سراغ یک کسب و کار میرود که از خدمات قبلی راضی باشد. ارائه سوپرایزها و خدمات ویژه به مشتریان میتواند به آنها انگیزه بیشتری برای بازگشت بدهد.
همیشه سعی کنید خدمات متنوع و ویژهای را برای مشتریان ثابت خود در نظر بگیرید. این خدمات ویژه به مشتری حس خوبی را منتقل خواهد کرد.
سعی کنید به شیوههای مختلف اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. اعتماد مشتریان به شما باعث شهرت برندشما میگردد. شهرت برند، اطمینان خاطر را برای مشتریان سابق و مشتریان جدید فراهم میآورد.
۴-اتوماسیونسازی
سعی کنید فرآیندهای ارتباط با مشتریان را بصورت نرم افزاری انجام دهید. این کار باعث کاهش خطاهای انسانی میشود. امروزه سیستمهای CRM مختلفی تهیه گردیده است که شما میتوانید از آنها برای پیشبرد اهدافتان بهره ببرید.
۵-تعیین شاخصهایی برای ارزیابی مشتریان
همواره کیفیت خدمات به مشتریانتان را با سنجههای دقیق و اصولی بسنجید. این کار باعث میشود تا ایرادات فرآیندهای کاری قبل از تبدیلشدن به بحران، شناسایی شوند. شما باید برای تحقق اهداف کسب و کاریتان برای جذب و حفظ مشتری، پارامترهای دقیق و اصولی انتخاب کنید.
۶-توجه به نظرسنجی از مشتریان
از مشتریان خود بصورت دورهای نظرسنجی کنید. این نظرسنجیها میتواند نشاندهنده نقایص کاری شما باشد. ارتباط با مشتریان را نظم بدهید و براساس یک تقویم زمانبندی شده برای آنها خبرنامه و نوتیفیکیشنهای مرتبط ارسال کنید.
۷-طول عمر مشتری
برای این که طول عمر مشتری خود را افزایش دهید، خدماتی بهتر از سطح تعهدتان را به آنها ارائه دهید. یک مشتری با ارزشترین دارایی یک کسب و کار میباشد. بدون مشتری تقریبا هر کسب و کاری نابود (Fail) میشود.
۸-آموزش به مشتریان
شاید بسیاری از فرآیندها و چگونگی عملکرد تجهیزات برای شما ساده و پیشپا افتاده باشد. امّا این موضوع در مورد مشتریان شما صدق نمیکند. همیشه به مشتریان خود آموزشهای لازم را ارائه دهید. شناسایی مشکلاتی که مشتریان شما با آنها مواجه میشوند، میتواند فرصتهای جدیدی را پیشروی کسب و کار شما قرار دهد.
۹-حضور در سمینارها و همایشها
حضور در سمینارها و همایشهای علمی و تجاری به مشتریان شما پویا و زنده بودن کسب و کارتان را نشان میدهد. پس هرگز از فرصتهای طلایی که در چنین فضاهایی برای بازاریابی بازگشتی در اختیار کسب و کار شما قرار میگیرد، غفلت نکنید.
۱۰-عرضه محتوا
نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی
محتوا میتواند در افزایش رضایت مشتریان تاثیر بگذارد. سعی کنید همواره محتواهای متاسب با مشتریان خود را در اختیار آنها بگذارید. معرفی کاربردهای جدید در محصولات و یا خدمات نوین از طریق رسانههای اجتماعی، میتواند موجب بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار شود.
طوری عمل کنید تا مشتری با شما احساس راحتی کند. بسیاری از معذوریتها باعث میشوند تا مشتریان احساسات و نیازهای واقعی خود را به مدیران کسب و کارها انتقال ندهند. ارتباطگیری گسترده و از طریق رسانههای مختلف میتواند موجب بهبود ارتباطات و افزایش تعاملات منجر به فروش گردد.
۱۲-بررسی شکایات و رعایت بیطرفی
سعی کنید به اعتراضات مشتریان خود اهمیت دهید. اصلا نیازی نیست در مقابل شکایات مشتریان جبهه بگیرید و با مشتریان برخورد تند داشته باشید.
تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع مشتریان درباره دلایل بوقوع پیوستن یک مشکل اشتباه میکنند. حفظ خونسردی و احترام به مشتری باعث میشود تا مشتریان به مرور زمان به اشتباهات خود پی ببرند، آنگاه مجدد به سراغ شما خواهند آمد.
بازاریابی بازگشتی در شرایط رکود که هزینههای تبلیغات بسیار زیاد است میتواند راهگشای بسیاری از کسب و کارها باشد. استراتژ در Retention Marketing همچون سایر استراتژیهای دیجیتال مارکتینگ، یک رویه زمانبر است. بنابراین بایستی با حوصله و تامل برروی آن کار کرد.