همه دوست دارند که از گوگل ترافیک مناسبی را دریافت کنند زیرا که این ترافیک میتواند برای آنها درآمد به همراه داشته باشد. معمولا برای جذب ترافیک، به سراغ تبلیغات گوگل یا سئو ارگانیک میرویم. امّا گوگل دیسکاور به عنوان یک راهحل جدید برای جذب ترافیک با هزینه کم(نسبت به تبلیغات یا هزینههای سئو) مطرح میباشد.
گوگل دیسکاور چیست؟
گوگل دیسکاور چیست؟
اگر مرورگر کروم را در گوشی تلفن همراه هوشمند خود باز کنید با مقالات پیشنهادی مواجه میشوید که براساس علائق شما قرار گرفتهاند، این همان گوگل دیسکاور است.
سالیان سال است که مردم برای یافتن سئوالات و نیازمندیهای خود به سراغ گوگل میروند. در چند سال گذشته گوگل برای ارائه نتایج نزدیک به نظرات کاربران سرویس گوگل فید(Google Feed) را در گوشیها موبایل عرضه کرد. گوگل دیسکاور(Google Discover) در واقع نسخه کاملتری از گوگل فید است که سعی میکند بر اساس علائق هر کسی و سوابق جستجوهای قبلی او، پیشنهاداتی را به کاربران ارائه دهد.
چگونگی عملکرد الگوریتم گوگل دیسکاور
گوگل دیسکاور همان جستجوی گوگل است که بدون نیاز به سرچ مرسوم، نتایجی را به کاربران نمایش میدهد. استفادهکنندگان از این سرویس میتوانند به راحتی بر روی نتایجی که گوگل به آنها نمایش میدهد کلیک کنند و وارد صفحات مختلفی شوند. حتی کاربران میتوانند از طریق تنظیمات به فالوو کردن یک موضوع بپردازند یا نمایش برخی از موضوعات را محدود کنند.
الگوریتم Google Discover براساس جستجوهای قبلی کاربر عمل میکند. مثلا اگر شما قبلا درباره نتایج تیم استقلال در لیگ برتر سرچ کرده باشید، گوگل دیسکاور نتایج جدید تیم استقلال را برای شما نمایش خواهد داد.
مهمترین تفاوت گوگل دیسکاور با شبکههای اجتماعی
مهمترین تفاوت گوگل دیسکاور با شبکههای اجتماعی در این است که معمولا در سوشالها شما افراد را دنبال میکنید ولی در گوگل دیسکاور شما میتوانید موضوعات را دنبال کنید(مشابه دنبال کردن هشتگها در شبکههای اجتماعی).
کاربران میتوانند با دنبال کردن موضوعات مورد علاقه خود در گوگل دیسکاور، آخرین اخبار یا مقالات مرتبط با آن موضوع را مطالعه کنند.
اهمیت گوگلدیسکاور بر روی سئو
گوگل دیسکاور در ابزارهای مختلف
گوگلدیسکاور میتواند ترافیک هدفمند زیادی را به سمت یک سایت بیاورد به همین دلیل میتواند بر روی سئو تاثیر مثبتی بگذارد. امّا دو سئوال مهم زیر به ذهن هر مخاطبی میرسد:
آیا Google Discover برای سایتهای ایرانی هم قابل استفاده است؟
چگونه میتوانیم مقالات خود را در گوگل دیسکاور قرار دهیم؟
در پاسخ به سئوال اوّل باید بگوییم که گوگلدیسکاور برای وب فارسی و ایرانیان قابل دسترس میباشد زیرا گوگل به دنبال ارائه بهترین محتواها با تمامی مخاطبان خود میباشد.
در پاسخ به سئوال دوم باید عنوان کنیم که الگوریتم مورد استفاده در گوگلدیسکاور به خوبی شناخته شده نیست، امّا طبق گفته مدیران گوگل، محتوای با کیفیت بیشترین نقش را در قرارگیری یک مقاله در Google Discover دارد.
گوگلدیسکاور علاوه بر سئو میتواند بر روی برندسازی نیز تاثیر بگذارد. طبق قانون ۷ در بازاریابی اگر شخصی ۷ بار با یک برند تعامل کند و تبیلغات یا پیام آن برند را ببیند به احتمال زیاد مشتری آن برند خواهد شد و گوگلدیسکاورمیتواند بخشی از قانون۷ را تامین کند.
چگونه سایتهای خود را برای گوگل دیسکاور بهینه کنیم؟
خوشبختانه کار با گوگلدیسکاور به اندازه سئوی ارگانیک پیچیده نیست و نتایج خیلی سریعتر از سئو اتفاق خواهند افتاد. شما میتوانید با گذشت زمان شاهد افزایش میزان ترافیک دیسکاور خود باشید(ترافیک ایجاد شده از دیسکاور را میتوان در سرچ کنسول گوگل بررسی کرد).
نکات مهم در بهینهسازی دیسکاور
برای بهینهسازی دیسکاور باید به نکات زیر توجه کرد:
حتما از تصاویر با کیفیت استفاده کنید. تصاویر در دیسکاور نمایش داده میشوند، بنابراین تصاویر مرتبط و با کیفیت بالا که محتوای شما را همراهی میکنند دارای اهمیت هستند. دقیقا مانند تیترها که میتوانند بر روی نرخ کلیک تاثیر بگذارند، تصاویر هم میتوانند باعث افزایش کلیک شوند. تصاویری که کنجکاوی یا هیجان را در مخاطبان بر میانگیزند، نرخ کلیک بالاتری خواهند داشت.
محتوا پادشاه است. امّا اگر در مورد موضوعات مورد علاقه مخاطب ننویسید هرگز در گوگلدیسکاور نشان داده نخواهید شد. پیشنهادات گوگل را مدنظر قرار دهید و سعی کنید موضوعات سایت خود را براساس آنها تنظیم کنید. محتوای منحصربفرد و غیرکپی میتواند شما را در مقابل رقبایتان یک سر و گردن بالاتر ببرد. استفاده از تکنیکهای محتواهای آسمانخراش میتواند به شما کمک قابل توجهی بنماید.
محتوا در درون یک سایت زندگی میکند، امّا رسانههای اجتماعی محتوا را زنده و همیشه سبز نگه میدارند. ایجاد بکلینک های معتبریا تبلیغ در رسانههای دیگر میتواند محتوا را قدرتمندتر و با نفوذ سازد. توجه به محتواهایی که رشد بازدیدکننده دارند میتواند بر روی گوگل دیسکاور تاثیر بگذارد. باید به خاطر داشت که گوگل دیسکاور هم مانند یک فید در شبکههای اجتماعی عمل میکند و میتوان از آن برای تقویت محتواهای یک سایت استفاده کرد.
Google Discover به عنوان یک کانال مهم برای دریافت ترافیک هدفمند محسوب میشود. استفاده از چندین کانال ترافیکی یک موضوع کلیدی برای هر سایت یا کسب و کاری خواهد بود. زیرا که ممکن است با یک تغییر کوچک در الگوریتمهای گوگل، بخش عظیمی از ترافیک وبسایت را از دست دهیم. در چنین مواقعی شبکههای اجتماعی یا گوگل دیسکاور میتوانند به کمک ما بیایند.
انسانها در شرایط مختلف از خود رفتارهای گوناگونی را بروز میدهند. در طول تاریخ، بشریت به دنبال تسلط بر محیط اطراف خود بوده و همیشه تلاش کرده است تا زندگی همراه با آرامش و رفاه را برای خود و اطرافیانش فراهم بیاورد. انسانها برای کنترل رفتارهای خود نیاز به اخلاقیّات دارند. اخلاق حرفه ای در کسب وکار همان کنترلکننده رفتارهای انسان در حوزه شغلی میباشد.
اخلاق حرفه ای در کسب و کارها
انسان بدون اخلاق، شبیه اتومبیل بدون ترمز یا اسلحه بدون ضامن میباشد. علم و اخلاق دو حوزهای هستند که همواره با یکدیگر در رقابت بودهاند(مخصوصا در حوزه کسب و کار و کسب درآمد). شاید یک رفتار از لحاظ علمی قابل قبول باشد امّا از لحاظ اخلاقی جای بحث بسیاری دارد.
اخلاق حرفهای(Professional Ethics) یکی از موضوعاتی است که در حوزه اخلاق بررسی میشود و در آن سعی میشود برای مباحث اخلاقی مطرح در حرفههای گوناگون راهکاری ارائه شود. اخلاق حرفهایی مسئولیتهای یک فرد را در یک حرفه یا شغل مورد بررسی قرار میدهد و سعی میکند فرد را برای تحقق رفتارهای خاص هدایت کند.
قبل از آن که به موضوع اخلاق حرفهای در کسب و کارها بپردازیم، بهتر آن است که با انواع اخلاق آشنا شویم.
۱- اخلاق نظری
این نوع از اخلاق به مفاهیم کلی و قضاوتهای اخلاقی میپردازد و در واقع به چیستی و چرایی مسائل ارتباط دارد و سعی میکند اصول اخلاقی را تعریف کند.
۲- اخلاق هنجاری
این بخش از اخلاق، انتخاب صحیح از میان «خوب و بد» و «درست و نادرست» را براساس قواعد اخلاقی مطرح میکند.
۳- اخلاق کاربردی
این بخش از اخلاق سعی دارد تا با توجه به اخلاق نظری و اخلاق هنجاری و قواعد کلی نظیر حقوق بشر، عدالت اجتماعی و برابری نژادی تعدادی ضابطه برای مدیریت امور ارائه دهد.
تفاوت اخلاق با حقوق یا قانون
رهنمودها و توصیههای اخلاقی با ضوابط وقوانین حقوقیمتفاوت است. رهنمودهای اخلاقی را معمولا سازمانهای علمی و بر مبنای رفتارهای مثبت انسانی تدوین میکنند ولی قوانین حقوقی معمولا توسط دولتها یا سایر نهادهای قانونگذار تدوین میشوند.
در هر حرفهای شاهد رهنمودهای اخلاقی و حقوقی(و حتی فقهی) میباشیم که معمولا این رهنمودها در قالب استانداردهای خاصی تدوین و برای اجرا به سایرین ابلاغ میشوند. تفاوتهای اخلاق و قانون عبارتند از:
اخلاق از قانون کلیتر است.
اخلاق جنبه شخصی دارد در حالی که قانون جنبه اجتماعی دارد.
اخلاق معمولا توصیهایی است امّا قانون الزامی است.
در بیشتر موارد قانون براساس اخلاق یا هنجارهای اجتماعی نوشته میشود.
اخلاق(معمولا) ضمانت اجرایی ندارد، امّا قانون ضمانت اجرایی دارد.
قانون صلاح اکثریت را در نظر میگیرد امّا اخلاق خصوصیات برتر و آرمانی را در نظر میگیرد.
نقش اخلاق حرفه ای در ایجاد کسب و کار ها
رعایت اخلاق و توجه به رفتارهای انسانی میتواند در رشد کسب و کارها نقش بسیاری داشته باشد. در کسب و کارهای کوچک و متوسط که بیشتر فعالیتهای آنان بر روی بستر اینترنت شکل میگیرد، معمولا ارزشمندترین دارایی که در اختیار آنان میباشد نیروی انسانی است. در چنین کسب و کارهایی توجه به اخلاقیّات میتواند بهبود رضایت شغلی پرسنل را به همراه داشته باشد. افزایش رضایت شغلی موجب افزایش بهرهوری در یک سازمان میشود.
برای راهاندازی یک کسب و کار جدید باید بیش از هرکاری به فراگیری اصول اخلاق حرفه ای در آن کسب و کار پرداخت. رعایت اخلاق حرفهای میتواند باعث شهرت برند و افزایش اعتماد عمومی به یک کسب و کار شود.
یکی از مفاهیم چالش برانگیز در حوزه اخلاق، مسئولیت است. مسئولیت فعالیتی است که فرد مامور به انجام آن میشود. در مسئولیت نوعی التزام از سوی خود شخص یا مافوق او وجود دارد. مسئولیت نسبت به یک موضوع یا کار زمانی مطرح میشود که فرد مسئول نسبت به کاری، وظیفه یا تکلیفی داشته باشد.
“به طور کلی میتوان گفت مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در قبال وظایف و تکالیف محوله به یک شخص”
مسئولیتپذیری در کسب وکارها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا که موفقیت یک تیمکاری یا سازمان منوط به اجرای درست وظایف توسط تمامی اعضا میباشد.
انواع مسئولیت در کسب و کار
۱- مسئولیت در قبال اعمال
یک انسان بر کلیه اعمالی که به صورت غیرفطری از خود بروز میدهد مسئول است و در مورد اعمال فطری هم باید سعی کند تا آنها را کنترل کند و منطبق بر هنجارهای اجتماعی عمل نماید. ما باید سعی کنیم که اعمالمان بر کسب و کارها یا سایر افراد جامعه اثر منفی نگذارد.
۲- مسئولیت معطوف به گذشته
منظور از مسئولیت معطوف به گذشته، مسئولیتهای یک فرد یا گروه در قبال رفتارهایی است که در گذشته انجام دادهاند. این رفتارها معمولا خاتمه پذیرفتهاند ولی آثار آن ممکن است در زمان حال و حتی آینده نیز تداوم داشته باشد.
۳- مسئولیت معطوف به آینده
منظور از مسئولیت معطوف به آینده، مسئولیتی است که هنوز در حال جریان است و فردملزم است آن وظیفه یا تکلیف را انجام دهد.
۴- مسئولیت فردی و گروهی
مسئولیت منحصر به افراد نمیباشد بلکه گروهها، سازمانها، نهادها و شرکتها نیز مسئول رفتارهایشان هستند.
باید توجه داشت که افراد یا گروهها در شرایط خاصی نسبت به رفتارهای خود مسئول هستند. این شرایط عبارتند از:
قدرت و توانایی برای انجام آن مسئولیت
علم و آگاهی داشتن نسبت به آن مسئولیت
اختیار و اراده داشتن در انجام مسئولیت
اگر شرایط حداقلی فوق به هر دلیلی وجود نداشته باشدمسئولیّت از گردن افراد ساقط میشود.
صفات اخلاقی مثبت در کارکنان
درست یا نادرست
اخلاق حرفه ای در کسب و کارها از نیروها و کارکنانی که در یک سازمان مشغول به کار هستند میخواهد که تعدادی از بایدها و نبایدها را در کار رعایت کنند. رعایت این هنجارها باعث میشود تا یک سازمان بتواند حداکثر رضایت ارباب رجوعان خود را جلب نماید و به سد رشد و تعالی سازمانی حرکت کند.
تعدادی از سجایای اخلاقی که کارکنان باید در کار خودمدنظر قرار دهند عبارتند از:
نظم و انضباط کاری
سعه صدر و صبور بودن
پرهیز از شتابزدگی و عجله
انتقادپذیر بودن
امانتداری
وقتشناسی(مدیریت زمان)
حفظ اسرار همکاران و سازمان
کمک به سایر همکاران و همیاری و همدلی با مدیران ارشد سازمانی
حل تعارضات با سایر همکاران و حتی رقبا به صورت دوستانه
خستگی ناپذیر بودن
خوشرفتاری، خوشرویی و خوشخویی
و..
اخلاق حرفهایدر کسب و کار به طور خلاصه عنوان میکند که آن چیزی که برای خود نمیپسندید برای دیگران هم نپسندید. هرچند که در سالیان اخیر، توسعه تکنولوژیهای پیشرفته موجب رشد سریع کسب و کارها شده است، امّا در بسیاری از موارد همین تکنولوژیها باعث تضعیف اخلاق و حتی فرهنگ عمومی در کسب و کارهای نوین شده است.
رعایت اخلاق حرفهای از سوی تمامی اصناف و زیرمجموعههای آنان میتواند پیشرفت همهی مشاغل را به همراه بیاورد و در سایه رقابت سالم و سازنده کیفیت و کمیّت محصولات و خدمات شرکتها نیز افزایش پیدا کند.
در تولید محتوا باید به ایجاد حس خوب در کاربر توجه داشت. اگر مخاطب بتواند با محتوا ارتباط برقرار کند احتمال این که فرآیند بازاریابی محتوا به درستی پیش برود به شدت افزایش مییابد. در تولید محتوا برپایه مدل ۵E ما با ۵ E مهم سر و کار داریم. این ۵ عبارتی که با E شروع میشوند عبارتند از: تهیج، ورود، تعامل، خروج و توسعه. در ادامه به بررسی این موارد میپردزیم.
تهیج (Excitement): با دادن اطلاعات به مخاطبان سعی میشود تا انگیزه و هیجان لازم برای مطالعه و درگیرشدن با یک محتوا در آنان ایجاد شود.
ورود (Entry): بعد از ایجاد انگیزه بایستی شرایط لازم برای ورود و دسترس آسان مخاطب به محتوا ایجاد شود. پلتفرم واسطهایی که مخاطب از آن برای دسترسی به یک محتوا استفاده میکند اهیت بسیاری دارد و باید در طراحی UI آن دقت شود.
تعامل (ٍEngagement): باید شرایطی فراهم شود تا امکان تعامل بین محتواساز(یا برند مرتبط با آن) با مخاطبان بوجود بیاید. در بازاریابی محتوا، تعامل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
خروج (Exit): هر محتوایی شروعی دارد و پایانی. پایان محتوا باید تجربه خوبی را برای کاربران ایجاد کند. محتواها باید پایانی شفاف داشته باشند و پیام محتوایی خود را به راحتی به مخاطب انتقال دهند.
توسعهپذیری (Extension):یک محتوای خوب باید قابلیت توسعه داشته باشد. بروزرسانی و تکمیل محتوا موضوعی است که میتواند هم بر روی سئو تاثیر داشته باشد و هم موجب جلب توجه بیشتر مخاطب شود.
نحوه تحقق مدل ۵E با کمک محتوا
داشتن خلاقیت در محتوانویسی اهمیت بسیاری دارد. خلاقیت یک منبع نامتناهی و الهامبخش است که یک محتواساز میتواند با کمک آن محتواها خود را در چارچوبهای مختلفی قرار دهد و به مخاطب عرضه کند. اولین قدم برای این که مخاطب در یک محتوا غوطهور شود این است که یک مفهوم مهم و حیاتی را به او معرفی کنیم(محتوای سطح بالا یا High Content). مخاطب در محیط وب به دنبال یادگیری موضوعات جدید یا یافتن پاسخ سئوالات خود است.
محتوایی را سطح بالا(High Content) مینامیم که ارزش مهمی را به مخاطب انتقال دهد. یک محتوای سطح بالا باید:
مخاطب را درگیر، هیجانی وکنجکاو کند.
کاربران را راهنمایی و هدایت کند.
کاربران را در بهبود و ارتقاء سطح کیفی به همکاری وا دارد(با درج نظرات و یا تعامل با نویسنده یا برند)
کاربران را آماده تغییر رفتار کند.
امکان برقراری ارتباط با مخاطبان را فراهم کند.
مدل ۵E یک سیستم مرحلهایی را ارائه میدهد. محتوانویس میتواند در حالی که مخاطب درگیر یک مرحله است به طراحی و آمادهسازی مراحل بعدی بپردازد. این مدل میتواند یک نقشه سفر با کمک محتواهای سطح بالا برای یک برند یا محصول طراحی نماید.
امروزه واژه کوچ (Coach) و کوچینگ (Coaching) زیاد شنیده میشود. در قرن ۱۸ میلادی معلمانی که به خانهها میرفتند تا دانشجویان را آموزش دهند کوچ نامیده میشدند. کوچها وظیفه داشتند که افراد را برای مواجه با امتحانات یا مسابقات سراسری آماده کنند.
کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها
کوچها در ابتدا در حوزههای آموزشی و ورزشی فعالیت میکردند. امّا به مرور زمان کوچینگ به مباحث مختلفی از جمله امور مالی، موفقیت و کسب و کار راه پیدا کرد.
کوچینگ چیست؟
کوچینگ چیست؟
کوچینگ یک فرایند در توسعهی فردی، کسب وکار، سازمانی، ارتباطات و.. میباشد. یک کوچ با داشتن توانایی و مهارتهای خاص، فضایی ایمن و قابل اعتماد را برای افراد حاضر در یک کسب و کار فراهم میآورد تا آنها بتوانند به راحتی از تمام ظرفیتهای کسب و کارشان و تواناییهای شخصی خود استفاده کنند.
کوچینگ چگونه عمل میکند؟
یک کوچ حرفهای هرگز به دیگران مشاوره نمیدهد. در کوچینگ شنیدن فعال یک ویژگی مهم محسوب میشود. در Coaching مراحل زیر اتفاق میافتد:
فرآیند اجرایی کوچ
شنیدن مسائل فرد توسط کوچ
پرسیدن سئوالاتی توسط کوچ از فرد یا تیم
مطرح شدن چالشهایی توسط فرد یا تیم
ایجاد تغییر و تحول برای حل چالشها
ارائه بازتاب
در کوچینگ بعد از شنیدن اظهارات یک فرد یا تیم سعی میشود تا سئوالاتی کلیدی از آنها پرسیده شود. کوچها سعی میکنند با پرسیدن سئوالات کلیدی، ابعاد مختلف یک موضوع را به فرد یادآوری کنند تا خود فرد چالشهای موجود در کارش را شناسایی کند و یک راهکار برای حل آنها ارائه دهد.
راهکارهای بدست آمده توسط خود فرد میتواند زمینهساز تغییر و تحولات بعدی باشد. کوچها معتقدند یک فرد خود بهتر از هرشخص دیگری میتواند راهحل منحصربفردی را برای مشکلاتش بیابد.
انسانها به صورت ذاتی فراموش کار هستند. آنها انواع راهکارها را در ذهن خود دارند، فقط غباری از فراموشی روی آنها را گرفته است. کوچینگ به یک شخص کمک میکند تا این غبار از ذهن آنان رخت بربندد. کوچینگ روندی است که باعث بهبود عملکرد افراد میشود و به آنها کمک میکند تا تکههایی مختلف از پازل زندگیشان را به بهترین شکل در کنار یکدیگر بچینند.
کوچها سعی میکنند به جای اینکه ماهی را در دهان مخاطبان خود بگذارند به آنها به طور غیرمستقیم ماهیگیری را یاد بدهند. در کوچینگ به افراد آموزشی داده نمیشودبلکه سعی میشود تا در طی جلسات مختلف یک فرد به درجهایی از خودآگاهی برسد که بتواند راهحلهای مبتکرانهای را برای مشکلات خود بیابد.
یک کوچ به عنوان تسهیلگری است که هرگز نصیحت نمیکند و راهحلی را نشان نمیدهد بلکه سعی میکند تا با نشان دادن قدرت درونی هر انسانی او را به سمت موفقیت سوق دهد.
چه کسانی به کوچینگ نیاز دارند؟
معمولا وقتی که صحبت از مشاوره گرفتن یا خدمات Coaching میشود[همانطور که گفتیم مشاوره با کوچینگ متفاوت است] تصور میشود که افراد موفق نیازی به این خدمات ندارند. امّا واقعیت این است که ما هر چقدر هم که موفق باشیم، نیاز به یک کوچ برای پیشبرد اهدافمان داریم.
معمولا انسانها در زندگی خود دچار قضاوت شخصی میشوند. این قضاوتها باعث میشود تا ما نتوانیم یک ارزیابی دقیق از خود و تواناییهایمان داشته باشیم. یک کوچ مانند آیینهای شفاف، بسیاری از مسائلی که از ذهن ما دور مانده است را به ما نشان میدهد.
مزایای Coaching
امکان مشاهده، شنیدن و هم فکری بهتر با دیگران و استخراج لایههای پنهان در ذهن
ایجاد یک نقشه راه مدوّن با توجه به اهداف تعیین شده
انواع مدلهای کوچینگ
کوچینگ کسب و کار
امروزه Coaching برحسب حوزه کاری دارای انواع مدلهای مختلف میباشد که در ادامه به چند نوع مطرح آن اشاره میکنیم:
کوچینگ کسب و کار: امروزه برای کار در شرکتهای بزرگ بایستی تواناییهای زیادی داشت. امّا استفاده از یک کوچ در زمینه کسب و کار میتواند موجب بروز خلاقیتهای بسیاری شود.
کوچینگ اجرایی: هر فرآیندی نیاز به اجرا دارد. افراد بسیاری در اجرا دچار ضعف هستند. یک کوچ اجرایی سعی میکند تا به افراد در اجرای درست برنامهها کمک کند.
کوچینگ بهروهوری: امروزه بهبود عملکرد در بسیاری از مشاغل مطرح است. یک کوچ سعی میکند کارآیی و بهرهوری را در موضوعات مختلف بهبود دهد.
کوچینگ مهارت: نیاز به متخصصین ماهر باعث شده تا کوچینگ مهارت نیز ایجاد شد. این قبیل از کوچها در یک زمینه خاص دارای مهارت هستند و سعی میکنند تا با استفاده از مهارتشان فرد را به درستی به سمت اهدافش هدایت کنند.
کوچینگ فردی: هر کسی در زندگی شخصی هم نیاز به کوچ دارد. چنین کوچهایی به فضای زندگی فردی و شخصی افراد نیز ورود پیدا میکنند.
کوچینگ سازمانی و گروهی: سازمانهای بزرگ نیز برای دستیابی به اهدافشان نیاز به دریافت کمک از کوچها دارند. کوچ سازمانی با شناخت سازمان و ساختار تیمها سعی میکند با هدایت اعضای سازمان، بهترین نتایج را برای یک مجموعه به ارمغان بیاورند.
آموزش کوچینگ در مشهد
فراکوچ؛ مرکز آموزش کوچینگ ایران با بهره گیری از دکتر یاسر متحدین که یکی مموفقترین کوچها در حوزه کسب و کار می باشد، در شهر مشهد به آموزش کوچینگ به مخاطبان میپردازد. همچنین این مرکز به برگزاری جلسات کوچینگ فردی و سازمانی نیز میپردازد.
در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که هدف یک کوچ کمک به رشد یک فرد است. در Coaching نباید اصلا به اشتباهات فرد اشاره شود بلکه باید انگیزه لازم برای تغییر بوجود بیاید. یک کوچ باید بتواند زمینه خودشکوفایی را برای افراد بوجود بیاورد و امکان تحقق رویاهای آنها را محقق سازد.
بازاریابان باتجربه میدانند که شانس آنها برای جذب مشتری در اولین تعامل با برند بسیار کم است(البتّه همیشه استثناهایی هم وجود دارد). بنابراین آنها سعی میکنند تا بعد از اولّین برخورد با مشتری از طریق ابزارها و رسانههای مختلف با مشتری در ارتباط باشند و به او برای اخذ تصمیم و خرید محصول کمک کنند. قانون ۷ در بازاریابی به صورت کاملا ساده بیان میکند که قبل از انجام هر خریدی توسط یک مشتری به طور متوسط هفت تعامل با برند انجام خواهد شد.
قانون ۷ در بازاریابی
یک مشتری قبل از این که اقدام به خرید یک محصول یا تقاضای دریافت یک خدمت را بنماید باید حداقل ۷ بار تبلیغ یا پیام یک محصول را ببیند و بشنود و درباره آن محصول اطلاعات کاملی را کسب نماید. طبق قانون ۷ اگر شخصی ۷ بار یک محصول یا تبلیغات برندی را ببیند به احتمال زیاد با آن برند تعامل خواهد کرد و مشتری آن برند خواهد شد.
تاریخچه قانون ۷ در بازاریابی
اصطلاح قانون ۷ (Rule of 7) در سال ۱۹۳۰ در ادبیات بازاریابی شکل گرفت. زمانی که فعالان صنعت فیلمسازی به تجربه دریافتند که برای این که فیلمی خریداری شود باید حداقل ۷ بار تبلیغ آن فیلم در رسانههای مختلف توسط مخاطب دیده شود تا او اقدام به خرید آن فیلم نماید.
قانون ۷ در بازاریابی و صنعت تبلیغات از اهمیت بسیار برخوردار است زیرا که این قانون پایه و اساس مفهوم جدیدتر یعنی بازاریابی ویروسی میباشد. بازاریابی ویروسی(Viral Marketing) تکنیکی در بازاریابی است که در آن به شکل ویروسی و تصاعدی تبلیغ یک محصول یا خدمت در رسانههای مختلف انتشار مییابد. بازاریابی ویروسی در آگاه نمودن مشتریان از محصولات/خدمات جدید و برندینگ موثر میباشد.
در بازاریابی مدرن سعی میشود تا در کمپینهای تبلیغاتی از رسانههای مختلف برای پروموت کردن یک تبلیغ و اصطلاحا انتشار ویروسی آن استفاده شود. وقتی مخاطب به هر رسانهای مراجعه میکند نام یک برند، محصول یا خدمات آن را میبیند و یک حس فراگیر بودن تبلیغات در او ایجاد میشود و همین حس باعث میشود تا او به دنبال کسب اطلاعات بیشتری درباره آن محصول یا برند برود.
درگیر شدن مخاطب با برند علاوه بر این که به افزایش شهرت و برندینگ کمک مینماید باعث افزایش فروش یک محصول یا خدمت میشود.
رسانههای اجتماعی به عنوان یک بستر تبلیغاتی ارزان قیمت و گسترده در اختیار همه کسب و کارها(مخصوصا کسب و کارهای کوچک و متوسط) هستند. سوشال مدیاها به مشاغل این فرصت را میدهند که مشتریان را درگیر موضوعات و محتواهای مرتبط با بیزینس خود کنند. بهبود تعامل با مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را فراهم خواهد آورد.
مرز باریک بین قانون ۷ و اسپم مارکتینگ
باید دقت داشت که قانون ۷ در بازاریابی بااسپم مارکتینگ مرز بسیار باریکی دارد. اگر در انتشار یک تبلیغ یا محتوا، استراتژی مشخصی وجود نداشته باشد قانون۷ تبدیل به اسپم مارکتینگ خواهد شد. اسپمکردن در بازاریابی، مشتری را از برند فراری خواهد داد.
استفاده از روایتگری یا همان داستانسرایی میتواند یک تکنیک جالب در استفاده از قانون ۷ باشد. داستانسرایی (Storytelling) باعث تقویت ارتباطات بین برند با مشتریان میشود.
کاربردهای قانون۷ در بازاریابی
ما امروزه در وسط جریانهای عظیمی از اطلاعات قرار گرفتهایم که به سرعت وارد ذهن ما میشوند و به همان سرعت از ذهن ما خارج میشوند. در دنیای که بارش اطلاعات وجود دارد برای این که بتوان در ذهن مخاطب باقی ماند نیاز به تکرار داریم.
این تکرار باعث ماندگاری و شهرت یک برند خواهد شد. باید توجه داشت که محتوا به عنوان مهمترین ابزار برای اجرای قانون ۷ محسوب میشود. یکمحتوای با کیفیتمیتواند به راحتی وایرال شود و مشتریان را مجدد به سمت برند ما بکشاند.
شاید در ذهن ما متبادر شود که چرا قانون ۷ و نه قانون۸ یا قانون۶؟
در پاسخ باید بگوییم که ۷ تنها یک عدد است و استفاده از آن دلیل خاصی ندارد. منظور از عدد ۷ ، تکرار یک فرآیند است. ممکن است یک مشتری با سومین تکرار یا پنجمین تکرار جذب شود. خسته نشدن در بازاریابی یک موضوع کلیدی است. یک بازاریاب حرفهای باید صبر زیادی داشته باشد و همیشه به این نکته توجه داشته باشد که یادآوری کردن میتواند باعث پررنگ شدن یک موضوع در ذهن مخاطب شود.
ویژگی های قانون ۷
قانون ۷ به مدیران کسب و کارها ۷ مورد زیر را یادآوری میکند:
۱- آگاهی دادن
آگاهی دادن و انتقال اطلاعات در بازاریابی یک موضوع کلیدی میباشد. قانون ۷ با تکرار سعی میکند تا اطلاعات در ناخودآگاه مشتریان نهادینه شود.
۲- تامین نیازها و خواستهها
ممکن است یک مشتری فعلا نیازی به یک محصول یا خدمت نداشته باشد. امّا تکرارپذیری که در قانون۷ به آن تاکید میشود موجب خواهد شد تا مشتری در زمان نیازمندی به یاد برند مرتبط بیفتد.
۳- اعتمادسازی
تکرار شدن نام برند در رسانههای مختلف باعث ماندگاری یک برند در ذهن مخاطب میشود و به مرور زمان حس اعتماد را در مشتریان ایجاد میکند. اگر یک برند بتواند نشان دهد که در همه شرایط در کنار مخاطبان خود باقی خواهد ماند اطمینان به برند را در جامعه هدف خود توزیع خواهد کرد. این اعتماد و اطمینان، شهرت برند را به همراه خواهند آورد.
۴- قیمت
رقابتپذیری یک برند در بازار میتواند یک نقطه اتکا مهم برای مدیران باشد. قیمت محصولات از موضوعاتی است که بر انتخاب یک محصول توسط مشتریان تاثیر میگذارد. یک برند باید با نشاندادن ویژگیهای محصولات خود و مزایای ایجاد شده به مشتریان اطمینان دهد که هزینهای که بابت یک محصول پرداخت میکنند، به مراتب ارزش افزوده بیشتری را برای آنان ایجاد خواهد کرد.
۵- زمان
قانون۷ به ما یادآوری میکند که برای نتیجه گرفتن از بازاریابی و تبلیغات نباید عجله کرد. مشتری یک سفر را با برند شروع میکند و در طول زمان برحسب نیاز خود از خدمات یا محصولات استفاده خواهد کرد. مدیریت ارتباط با مشتریان از جمله موضوعاتی است که قانون ۷ بر آن تاکید کرد.
۶- سفارشی سازی
قانون ۷ تاکید دارد که برای جذب مشتری باید محصولات خاصی را به هر مشتری ارائه داد. سفارشی سازی از جمله موضوعاتی است که باید در بازاریابی مدنظر قرار گیرد. خاص بودن محصولات یک برند امکان رقابت با سایر برندها را فراهم میآورد.
۷- به حافظه سپردن
گذر زمان همه چیز را از خاطر میبرد، چه از ذهن مخاطب و چه از یاد مدیران ارشد سازمانی. قانون ۷ سعی میکند به مدیران و مشتریان موضوعات کلیدی در هر کسب و کاری را یادآوری کند.
پیادهسازی قانون۷ در کسب و کارها
با کمک محتواهای دیجیتال میتوان به راحتی قانون ۷ را در کسب و کارهای مختلف ایجاد کرد.
تصاویر واقعی و معتبر از هر کسب و کاری میتواند به مشتری کمک کند تا تجربه بهتری را نسبت به یک کسب و کار پیدا کند.
انتشار ویدئو و کلیپهای جذاب در اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر، یوتیوب و آپارات میتواند مخاطبان گستردهای را برای هر کسب و کاری جذب کند. البتّه باید توجه داشت که محتوای انتشار یافته در هر شبکه اجتماعی باید متناسب با خصوصیات آن رسانه باشد.
وبلاگ همیشه در محتواسازی اهمیت داشته است. زیرا این وبلاگها هستند که در موتورهای جستجو ثبت شده و رتبهبندی میشوند. محتواهای یک وبلاگ میتوانند بارها و بارها توسط یک مشتری مورد بازدید قرار گیرند. یک برند معتبر باید از محتوا به عنوان ابزاری برای آموزش و تعریف چشماندازهای خود استفاده کند.
راههای مختلفی برای برقراری تعامل با مشتری وجود دارد. تعامل(Interaction) به معنای ذکر نام برند در رسانههای مختلف میباشد. این ذکر نام میتواند مثبت یا منفی باشد. امروزه از ابزارهای زیر میتوان برای تعامل بیشتر با مخاطبان و اجرای قانون۷ استفاده کرد:
آگهیهای تلویزیونی
تماس از طرف نمایندگان شرکت با مشتریان
پاسخگویی به نظرات مشتریان درباره خدمات یک برند
آگهی دادن در در نشریات و مجلات مرتبط و معتبر
ارسال ایمیلهای اطلاعرسانی یا تبلیغی
بازگویی نام برند توسط دوستان قدیمی و صمیمی
مشاهده نام برند در وبلاگهای معتبر
اجرای بیلبورد در حاشیه خیابانهای اصلی شهر
قراردادن بنر در سایتهای معتبر
استفاده از رسانههای اجتماعی(شبکههای اجتماعی و پیامرسان ها)
توجه به سئو و تولید محتوا در سایت شرکت به هدف قرارگیری در صدر لیست موتورهای جستجو(سئو یا تبلیغات کلیکی گوگل)
و موارد دیگر…
برای لیست بالا پایانی را نمیتوان متصور شد زیرا که هر روز رسانهها و ابزارهای جدیدی به این لیست افزوده میشوند.
در نوروز ۹۹ با توجه به قرنطینه عمومی و شایع شدن ویروس کرونا، استقبال مردم از برنامههای تلویزیونی به شدت افزایش پیدا کرده است. اخیرا کالج تپسل گزارش کاملی را از تاثیر سریال پایتخت بر روی کمپینهای تبلیغاتی منتشر کرده است. گزارش تپسل به حد کافی کامل و جامع هست، در این جستار کوتاه قصد داریم تا به نقش محتوای با کیفیت و وایرالی همچون سریال پایتخت و تاثیر آنانها در فضای آنلاین بپردازیم.
تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین
نکته جالبی که در گزارش تپسل وجود دارد این است که در بازهای که سریال پخش میشود میزان ترافیک در تبلیغات همسان و تبلیغات موبایلی به شدت کاهش مییابد. جالبتر اینکه در زمان پخش تبلیغات بازرگانی در بین این سریال، مجدد نرخ کلیک بر روی تبلیغات اینترنتی افزایش پیدا میکند.( تصاویر زیر)
تصویر ۱: تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی
چرا همچنان محتوا پادشاه است؟
موضوعی که در گزارش تپسل جالب است، این هست که هنوز هم اگر محتوایی جذاب و با کیفیت در هر رسانهای تولید شود میتواند مخاطب را از سایر رسانهها به سمت خود جذب کند.
سریال پایتخت نمونهایی از یک محتوای کامل و موثر است که به خوبی توانسته پرسونای مخاطبان خود را بشناسد و با توجه به نیازهای آنان پلانهای تصویری را عرضه کند. طبق توئیتی که محمد جواد آذری جهرمی وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته، ترافیک شبکه اینترنت هم در زمان پخش این سریال به شدت کاهش مییابد.(تصویر زیر)
کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت ۶
شناخت مخاطب با کمک تحقیق درباره کاربران، استفاده از روایتگرایی جذاب، به کارگیری رسانههای عمومی و فراگیر و داشتن برنامه و سناریو برای درگیرسازی مخاطب باعث شده تا سریال پایتخت به عنوان یک محتوای فراگیر و وایرال حداکثر مخاطب را به پای تلویزیون بکشاند.
در روزهایی که بسیاری از محتواسازان و کپیرایترها به کیفیت محتوا توجه کافی ندارند و تنها سعی میکنند صدر موترهای جستجو را با روشهای سیاه و خاکستری در سئو تصاحب کنند، سریال پایتخت به خوبی به همه نشان داد که هنوز هم “محتوا پادشاه است” به شرطی که درست محتوادانی، محتوارانی و محتوابانی انجام شود.
در چند سال گذشته همه وبمسترها برای بهبود نرخ کلیک سایت خود توجه زیادی به بهینهسازی سایت در موتورهای جستجو داشتند. آنها سعی داشتند تا با بهینهسازی صفحات سایتها و طراحیهایی زیبا، بازدیدکنندگان خود را ترغیب به ماندن در سایت نمایند. تا جایی که توجه بیش از حد بهاصولسئو باعث شد تا تجربه کاربری در وبلاگ نویسی به حاشیه رانده شود.
بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی
اگر مخاطبان، محتواهای وبلاگ شما را در شبکههای اجتماعی به اشتراک نمیگذارند، به پستهای وبلاگ شما لینک نمیدهند یا کامنتهای تاثیرگذار برای شما نمی گذارند باید به پرسونای مخاطبان خود توجه کنید و محتواهای کاربردی برای آنها تهیه کنید.
اگر شما به تمامی موارد فوق توجه داشتهاید ولی هنوز هم وبلاگ شما بازدید مناسبی ندارد بهتر است به بهبود تجربه کاربران وبلاگ خود فکر کنید.
اگر شما یک سایت، فروشگاه اینترنتی یا وبلاگ دارید قطعا برای شما بسیار مهم خواهد بود که بازدیدکنندگان در وبسایت شما باقی بمانند و اقدام (Action) مدنظر شما را انجام دهند. امّا در بسیاری از موارد یک وبمستر از طریق گوگل آنالیتیکس و دیگر ابزارها متوجه میشود که بازدیدکننده به سایت او مراجعه کرده ولی اقدام مدنظر وی را انجام نداده است و بدون هیچ واکنش مثبتی از سایت خارج شده است.
بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین
دلیل این موضوع این است که یک سایت یا وبلاگ نتوانسته تاثیر مثبتی را بر روی ذهن مخاطب خود بگذارد و او را با خود درگیر کند. در چنین مواقعی است که تجربهکاربری(User Experience) یا همان UX میتواند به کمک وبمستران بیاید و نرخ تبدیل(Conversion Rate) را به شکل قابلتوجهی بهبود دهد.
اهمیت تجربه کاربری برای وبمستران
درک عمیق از نیازهای کاربران و آن چیزی که برای آنها ارزشمند است، مهمترین وظیفه تجربهکاربری میباشد. تجربه کاربری از آن جهت حائز اهمیت است که در فضای مجازی ما ارتباط مستقیمی با کاربران نداریم و نمیتوانیم از احساسات کاربران به درستی مطلع شویم. طراحی یک تجربهکاربری خوب، مشتریان را به یک برند وفادار میسازد. بنابراین برای برندینگ اصولی باید به نقش تجربه کاربری توجه داشت.
عوامل تاثیرگذار بر روی تجربه کاربری
عوامل مختلفی بر روی بهبود تجربه کاربران تاثیر دارند. به طور کلی برای این که تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان وبلاگ خود بسازیم باید به عوامل زیر توجه نماییم:
هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
ارزش: آیا محتوا/محصولات/خدمات ما میتوانند ارزش کافی را برای مخاطبان ایجاد کنند.
قابلیت استفاده: آیا سایت یا وبلاگ ما برای بازدیدکنندگان قابلیت استفاده دارد.
سودمندی: آیا وبلاگ ما نیازهای کاربران را برآورده میکند یا تنها وقت آنها را میگیرد.
قابلیت پیدا شدن: آیا محتواهای وبلاگ ما به راحتی قابلیت پیدا شدن توسط موتورهای جستجو را دارند. آیا وبلاگ ما قابلیت جستجو پستها و دستههای محتوایی را دارد. پیمایش درست محتواهای یک وبلاگ میتواند بر روی سئو و تجربه کاربری تاثیر زیادی داشته باشد.
کیفیت: آیا وبلاگ یا برند تجاری ما حس خوبی را برای کاربران ایجاد میکند. آیا مشتریان ما با شنیدن نام یک برند کیفیت خوب خدمات ما را به خاطر میآورند.
قابلیت دسترسی: آیا وبلاگ ما در دستگاههای مختلف(موبایل، لپتاپ، تبلت و فبلت ها) قابل دسترسی میباشد.
اعتماد: آیا محصولات و برندی که یک وبلاگ قصد معرفی آنها را داشته است توانسته به کمک محتواهای تولیدی اعتمادسازی کند.
هر قدمی که برای بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ برداشته شود باعث خواهد شد تا قیف بازاریابی محتوابهینهتر شود. هدف تجربه کاربری در محتوانویسی این است که تا حدممکن موانع جذب مخاطب را کاهش دهیم. با یک تجربه کاربری خوب، خوانندگان وبلاگ به سادگی خسته نمیشوند و بلاگر میتواند پیام خود را به خوبی به مخاطبانش انتقال دهد.
UX سعی دارد اصطحکاک بین کاربر و وبلاگ را کاهش دهد و ریزش در قیف بازاریابی را به حداقل برساند. بهبود تجربه کاربری در وبلاگ باعث میشود:
کاربران با درصد بالایی به سراغصفحات فرودو انجام Call to Action ها بروند.
مخاطبان فرمهای ثبت نام را پرخواهند کرد و محتواهای اختصاصی(نظیر کاتالوگهای قابل دانلود) را به خوبی دریافت کنند.
آنها اکانت اختصاصی خود را در وبلاگ ایجاد میکنند و با پرداخت هزینه از محتواهای سفارشی برخوردار میشوند.(نظیر آنچه در سایت متمم اتفاق میافتد)
خبرنامه وبلاگی شما بیشتر مورد توجه آنها قرار خواهد گرفت و احتمال حضور آنها در وبینارها یا سمینارهای شما بیشتر میشود.
آنها در منابع دیگر نظیر شبکههای اجتماعی شما را دنبال خواهند کرد و به عنوان طرفداران شما محصولات یا خدمات شما را به دیگران معرفی کنند.
بهبود تجربه کاربری یک کار منطقی و عاقلانه است. تجربه کاربری اشتباهات را به حداقل کاهش میدهد و آشفتگیهای طراحی را برطرف میکند.
۶ راهکار مهم برای بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی
برای این که UX را در یک وبلاگ بهبود بدهیم، راهکارهای متعددی وجود دارد. از تحقیقات بازار، ارزیابی قابلیتهای استفاده از مولفههای موجود در یک وبلاگ تا طراحی رابط کاربری، همگی مواردی هستند که باید توسط یک طراح تجربه کاربری (UX Designer ) مدنظر قرار گیرد.
مواردی که در ادامه مطرح میشوند، نکات ارزشمندی در طراحی تجربه کاربری هستند که باید همیشه مورد توجه یک بلاگر و وبمستر قرار بگیرند.
۱- تعیین قواعد کلی و رعایت آنها
در یک وبلاگ بایستی هرمولفهای(Component) در سرجای خودش باشد. شاید یک طراح رابط کاربری(UI Designer) بخواهد خلاقیت از خود به خرج دهد. امّا باید بگوییم همه وبلاگها قواعدی دارند که هرگز نباید از آنها عدول کنیم و آنها را فدای خلاقیت و نوآوری کنیم. این قواعد عبارتند از:
لوگو وبلاگ در بالا گوشه سمت راست قرار میگیرد.
منوی اصلی(ناوبری سایت) در بالای وبلاگ سمت راست یا مرکز قرار میگیرد.
دکمهها باید رنگی متفاوت از پسزمینه اصلی صفحات داشته باشند.
کادر جستجو در وبلاگ باید در هدر یا بالای ساید بار قرار گیرد و کاملا مشخص و قابل دستیابی باشد.
فرم ثبتنام و ورود به وبلاگ یا ارتباط با بلاگر باید موجود و قابل دسترسی باشند.
لوگوی شبکههای اجتماعی بلاگر یا برند در وبلاگ باید فعال باشد.
دکمههای اشتراکگذاری در صفحات اجتماعی بهتر است در پایین هر محتوا قرار بگیرد.
۲- سلسله مراتب محتواها و اصول تایپوگرافی
اصول نگارش در بلاگنویسی
یکی از موضوعاتی که در وبلاگنویسی و بهبود تجربه کاربری دارای اهمیت است توجه به اصول نگارش، چگونگی لحن و بیان درمحتواها و رعایت قواعد فنی و زبانی میباشد. رعایت موارد زیر میتواند تجربه کاربران یک وبلاگ را به شدت بهبود دهد:
سلسله مراتب محتواها باید همیشه در وب رعایت شود. استفاده درست از عناوین و تگهای h1،h2،h3 موجب میشود تا یک محتوا به خوبی قابل خوانش توسط خزندههای موتورهای جستجو و بازدیدکنندگان شود.
کاربران وب معمولا پاراگرافها را در ابتدا نمیخوانند. آنها در ابتدا به عناوین و زیرعناوین توجه میکنند و در صورتی که نیاز خود را بیابند به پاراگرافها هم توجه میکنند. بنابراین استفاده درست از زیرعنوانها و توجه به اصول کپیرایتینگمیتواند تجربه کاربری بهتری را رقم بزند.
استفاده از پارگرافهای کوتاه و مرتبط به هم در وب نیز توصیهایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
نوع فونت(قلم) و اندازه آن بر روی تجربه کاربری تاثیرگذار است. در وب فارسی استفاده از فونت یکان بسیار رایج است.
تنظیم درست حاشیه متون(margin) برای خسته نشدن چشم کاربر باید مدنظر باشد.
برجستهسازی(Bold)، زیرخط دار کردن متون(Underline) یا مورب کردن(Italic) می تواند باعث ایجاد تمایز در کلمات مهم شود و توجه کاربر را به کلیدواژهها جلب کند.
استفاده از لیستهای عددی ولیستهای نشانهای باعث دسترسی راحتتر به محتواها توسط خوانندگان میشود و خوانایی افزایش مییابد.
تصاویر و نمودارها میتوانند علاوه بر زیابیی بصری، سریعتر پیامهای محتوایی را به مخاطبان انتقال دهند.
در طراحی یک وبلاگ سعی کنید سادگی را مدنظر خود قرار دهید. قطعا تاکنون سایتهایی را دیدهاید که از رنگهای زیاد، انیمیشن و محتوای بینظم به همراه پاپهای بیپایان استفاده میکنند.
چنین وبلاگهایی به شما چه حسی میدهند؟
توجه به طراحی تمییز و زیبا یک ضرورت در بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ میباشد. مردم عاشق زیبایی و البتّه سادگی هستند. در محیط وب وجود پیچیدگی و آشفتگی میتواند نتایج بدی را برای یک وبلاگ به همراه بیاورد. در طراحی یک وبلاگ به نکات زیر توجه داشته باشید:
استفاده درست از فضاها
تقسیم صفحه به بخشهای استاندارد تعریف شده(header/body/footer/sidebar و..)
استفاده از تصاویر با کیفیت و کمحجم
ساماندهی محتواها و نمایش درست اجزای آن در صفحه اول وبلاگ
ایجاد ناوبریهای مناسب برای دستیابی به تمامی دستههای محتوایی موجود در یک وبلاگ
استفاده درست از تبلیغات در وبلاگ(تبلیغات بخش مهمی از یک وبلاگ هستند امّا سعی کنید در آن افراط یا تفریط نکنید)
دکمهها یا لینکها به صورت واضح و مشخص باشند.
و نکته پایانی این که: یک طراحی ساده و تمییز همیشه برنده است.
۴- از اضافگویی در محتواها بپرهیزید!!!
تلخ است امّا واقعیت این است که بازدیدکنندگان یک وبلاگ، پستها را در ابتدا به طور کامل نمیخوانند بلکه فقط کل محتوا را به صورت سریع اسکن(مرور) میکنند. آنها اگر تیتر مهمی یا کلیدواژههای مورد نیاز خود را مشاهده کنند دوباره محتوا را با دقت میخوانند و بر روی پاراگرافها تمرکز میخوانند.
بنابراین باید سعی شود پستها از لحاظ محتوایی تا حدممکن خلاصه شود و تنها موضوعات کلیدی در اختیار مخاطب قرار گیرد. یک محتوا باید با کمترین تعداد کلمه بیشترین پیام را به مخاطب برساند.
بیشتر افراد بصری هستند، بنابراین میتوان با کمک تصاویر، اینفوگرافها، اسلایدها،نمودارها و ویدئوها پیام محتوایی خود را به آنها رساند. تعادل بین محتوای بصری و متنی، تجربه کاربری را بهبود خواهد داد و ماندگاری کاربر در وبلاگ را افزایش خواهد داد.
۵- دسترسی به بخشهای مختلف وبلاگ
ابزارهای ناوبری امروزه بخش مهمی از طراحی را در بر میگیرند. هر کاربری در هر کجای سایت باشد باید بتواند تنها با سه کلیک به هر بخش دیگری از سایت یا وبلاگ برسد. این ویژگی در ماندگاری یک کاربر در وبلاگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری
ناوبری سایت به کاربر نشان میدهد که در کجا هست و چگونه میتواند به هدف خود دسترسی پیدا کند. منوی اصلی هر سایت باید حداقل به صفحات خانه، درباره ما، ارتباط با ما و ورود به سیستم لینک بدهد. همچنین صفحات فرود و دستهبندیهای اصلی یک وبلاگ میتوانند علاوه بر ناوبری اصلی در سایدبار(ستون کناری) و فوتر(پابرگ) جای بگیرند.
لوگوی سایت باید به صفحه اصلی وبلاگ لینک شود. ضرورت دارد که ناوبری وبلاگ برای موبایل و تبلتها نیز قابل نمایش باشد. زیرا که امروزه بسیاری از بازدیدکنندگان وبلاگها با موبایل یا تبلت به مرور وبلاگها میپردازند.
تاثیر طراحی خوب و محتوای با کیفیت در جذب مخاطب بر کسی پوشیده نیست. امّا توسعه فنی و نگهداری وبلاگ نیز میتواند در بهبود تجربه کاربری موثر واقع شوند. در بهینهسازی سایت باید به موارد زیر توجه کنیم:
بهبود سرعت لود (بارگذاری) وبلاگ
توجه به واکنشگرا بودن و طراحی موبایل فریندلی یک وبلاگ
انجام تغییرات مختلف بر روی وبلاگ و بررسی نتایج تست A/B به منظور افزایش کارآیی وبلاگ برای کاربران
بهبود در قالب وبلاگ و ایجاد کدهای تمییز
بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو(توجه به اصول سئو)
بهینه سازی تصویر استفاده شده در محتواهای وبلاگ با کمک افزونههای مرتبط
بهبود در تجربه کاربری هیچگاه خاتمه نمیپذیرد و بلاگر باید در یک چرخه بیپایان به دنبال ایجاد حس و حال بهتر در کاربران وبلاگ خود باشد و در صورتی که تلاش خود را به درستی انجام دهد نتیجه پشتکار خود را از کاربران دریافت خواهد کرد.
هر کسی که یک وبلاگ را مدیریت میکند به خوبی میداند که برای موفقیت باید به مسائل زیادی توجه داشته باشد. یک مسئله مهم در تولید محتوا و وبلاگنویسی بازدهی میباشد. نرخ بازگشت سرمایه(ROI) یک سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی میباشد که عملکرد بازاریابی محتوا را به خوبی نشان میدهد.
آشنایی با ۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی
امّا باید توجه داشته باشیم که ROI یک سنجه طولانی مدّت است وما نیاز داریم که به کمک معیارهای دیگر عملکرد یک وبلاگ را به صورت تدریجی و کوتاهمدّت ارزیابی کنیم.
۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی
سنجش عملکرد وبلاگ
وبمسترها و دیجیتالمارکترها برای این که موفقیت یک کمپین یا رویههای بازاریابی محتوا را بسنجند از یک سری سنجههای کلیدی عملکرد(KPI) استفاده میکنند. آنها با آنالیز این سنجهها و تغییر در شیوه انجام فرآیندها به دنبال یافتن شیوه منحصربفرد و موثری برای موفقیت هستند. در این پست قصد داریم به معرفی معیارهایی بپردازیم که یک بلاگر باید جمعآوری کند، به صورت مستمر به بررسی آنها بپردازد و میزان پیشرفت خود را با کمک آنها بسنجد.
۱- بازدید کلی یک وبلاگ
این سنجه میگوید که یک وبلاگ در بازه زمانی معین چه مقدار بازدید داشته است. ردیابی این معیار به صورت ماهیانه به بلاگر این حس را میدهد که وضعیت وبلاگ او چطور است. تحلیل دقیق این معیار میتواند دادههای ارزشمندی را برای واحد بازاریابی به همراه بیاورد.
استخراج اطلاعات وبلاگ و شناسایی ماههای پربازدید در یک سایت میتواند یک آلارم مناسب برای واحد فروش باشد. واحد فروش با اجرای کمپینهای تبلیغاتی متناسب در ماههای پربازدید یا مناسبتها میتواند میزان سود حاصل از فروش را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
۲- منبع ترافیک ورودی
منابع ترافیک وبلاگ
این که ترافیک یک وبلاگ از چه منابعی بدست میآید میتواند حاوی نکات زیادی باشد. معمولا در یک وبلاگ ۵ منبع ترافیکی زیر را داریم:
ترافیک مستقیم
ترافیک از رسانههای اجتماعی(پیامرسانها و شبکههای اجتماعی)
جستجوی ارگانیک(موتورهای جستجو)
ترافیک ارجاعی(ترافیک ورودی از دیگر سایتها یا تبلیغات در موتورهای جستجو)
خبرنامه یا ایمیل مارکتینگ
این که بدانیم بیشترین ترافیک ما از چه منبعی میباشد میتواند بر رویاستراتژی تولید محتواما تاثیر بگذارد. شناسایی منابع ترافیکی به یک وبلاگ میتواند نشاندهنده فرصتهای رشد برای یک کسب و کار باشد. همچنین منابعی که مورد غفلت قرار دادهایم را به ما یادآوری میکند.
۳- بازدید صفحه اصلی وبلاگ
این معیار میگوید که از بازدیدهای وبلاگ چه تعدادی از صفحه اصلی وبلاگ آمدهاند. این معیار نشان میدهد که بازدیدکنندگان تا چه حد از یک وبلاگ به عنوان سایت مرجع استفاده میکنند. ترافیک مستقیم میتواند نشاندهنده این واقعیت باشد که وبلاگ فرآیند برندسازی را به خوبی توانسته است به پیش ببرد.(منظور از ترافیک مستقیم این است که بازدیدکننده یک وبلاک آدرس URL را مستقیم در مرورگر خود وارد کنند).
بازدیدکنندگان همیشگی یک وبلاگ، مشتریان وفادار آن کسب وکار محسوب میشوند که میتوانند بسیار ارزشآفرین باشند. البتّه یک بلاگر باید علاوه بر حفظ بازدیدکنندگان همیشگی به دنبال جذب مخاطبان جدید هم باشد.
۴- تعداد پستهای انتشار یافته
تعداد پستهای انتشار یافته در یک وبلاگ در مدت زمان مشخص، نشاندهنده تلاش و پشتکار یک بلاگر است. همچنین مقایسه حجم پستها با سایر نتایج نظیر ترافیک ورودی به سایت، سیگنالهای بسیاری را به بلاگنویس انتقال میدهد. این متریک به راحتی در هر وبلاگی قابل دستیابی ومحاسبه است.
۵- پستهای برتر هر وبلاگ
این معیار برای هر وبمستری بسیار ارزشمند است که بداند چه موضوعاتی برای یک وبلاگ ترافیک بیشتری را به ارمغان میآورند. شناسایی پستهای برتر هر وبلاگ و آنالیز آنها میتواند ایدههای جدیدی را برای پستهای آینده به وبلاگنویس بدهد. همچنین از این متریک میتوات نمشکلات ترافیکی و ایندکس نشدن یک پست را در موتورهای جستجو پیدا کرد.
۶- میانگین بازدید پستها
این سنجه نشاندهنده ارزش هر پست نسبت به کل ترافیک یک وبلاگ میباشد. این متریک ارتباط بین حجم انتشار پست و ترافیک کل وبلاگ را نشان میدهد. اگر شما تعداد پست بیشتری را منتشر میکنید امّا میانگین بازدید پستها کاهش مییابد بدان معنا است که پستهای جدید نتوانستهاند بازدیدکننده مناسبی را جذب کنند.
کمّیت و کیفیت دو موضوع مهم در بلاگنویسی هستند. این که آیا تعداد محتواهای کم ولی با کیفیت تولید کنیم یا تعداد محتواهای زیاد ولی با کیفیت پایینتر تولید کنیم، همواره از مهمترین چالشها در وبلاگنویسی بوده است. نرخ میانگین بازدید هر پست میتواند به بلاگر کمک کند تا کمّیت و کیفیت محتواها را با یکدیگر بالانس کند.
۷- میانگین لینکهای دریافتی برای هر پست
آیا محتوایی که تولید میشود ارزشمند بوده و توانسته از وبلاگها و سایتهای دیگر لینک دریافت کند. لینکهای ورودی به هر وبلاگ برای موتورهای جستجو از اهمیت زیادی برخوردارند. این لینکها به موتورهای جستجو نشان میدهند که محتوای شما برای دیگران ارزشمند بوده است.
یک بلاگنویس همیشه باید به دنبال جذب لینک معتبر از وبلاگهایی که محتواهای تازه و مرتبط دارند باشد. قطعا استفاده از شیوههای کلاه سفید در لینکسازی باید مدنظر وبمستر قرار گیرد.
کامنتها یا همان نظرات یکی از معیارهای مهمی است که نشاندهنده میزان تعامل کاربران با یک وبلاگ میباشد. یک بلاگر به صورت مرتب واکنش و بازخورد مخاطبان خود را زیر نظر میگیرد. افزایش تعامل کاربران با وبلاگ علاوه بر این که برای موتورهای جستجو ارزشمند است میتواند ایدههای جدیدی را هم به بلاگر انتقال دهد.
از کاربران خود بخواهید نظرات خود را درباره موضوعات منتشر شده در وبلاگ بگویند. مشارکت مخاطبان در بخش کامنتها باعث میشود تا آنها مجددا به آن پست مراجعه کنند تا از نظر دیگران نسبت به کامنت خود مطلع شوند یا حتی آن را در شبکههای اجتماعی با دیگران همرسانی کنند.
۹- نرخ اشتراکگذاری یک پست در شبکههای اجتماعی
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
وایرال شدن یک محتوا یا پست وبلاگی موجب میشود تا آن پست توسط افراد زیادی دیده شود. به همین دلیل اگر مخاطبان یک وبلاگ، پستی را در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارند امتیاز ویژهای را برای وبلاگ به همراه میآورد. یک وبمستر باید دکمههای اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی را به پستهای خود اضافه کند.
تعیین شبکههای اجتماعی برای اشتراکگذاری محتواهای وبلاگ با توجه به تجربه بلاگر و نوع محتوا وبلاگ تعیین میشوند. شبکههای اجتماعی میتوانند ترافیک زیاد و هدفمند را برای یک بلاگر به همراه بیاورند.
۱۰- نرخ جذب مشتری جدید
قطعا ترافیک خوب و خیلی خوب است. امّا ترافیک زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به درآمدزایی شود. ترافیک یک وبلاگ بایستی در راستای اهداف کسب و کاری باشد. یک بلاگر باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشد که ترافیک ورودی به وبلاگ تا چه حدی توانستهCall to Actionبرای او به همراه داشته باشد. وبلاگنویسان حرفهای برای این که بتوانند نرخ جذب مشتری یا Call to Action وبلاگ خود را بدست آورند صفحات فرود (Landing Page) را طراحی میکنند یا از ابزارهای آماده دیگری استفاده میکنند.
۱۱- شناسایی منابع ارجاع دهنده به وبلاگ
این که بدانید چه سایتهایی به وبلاگ شما ارجاع دادهاند میتواند در طراحی پستهای آینده و نوع محتواها به شما کمک کند و موجب شود تا به صورت هدفمندتری پستهای خود را تهیه کنید. به عنوان مثال ممکن است شبکههای اجتماعی برای یک وبلاگ یک منبع مناسب برای دریافت ترافیک نباشد. در حالی که ممکن است وبلاگ یک اینفلوئنسر بتواند ترافیک قابل توجهی را برای وبلاگ شما به همراه بیاورد.
اگر هدف شما از وبلاگنویسی، بازاریابی و جذب مشتری میباشد بایستی به پستهایی که توانستهاند توجه مشتری را به محصولات یا خدمات شما جذب کنند به عنوان یک پتانسیل جدّی توجه داشته باشید. معمولا موضوع چنین پستهایی برای مشتریان مهم بوده است و این یک سیگنال مثبت برای تولید محتواهای مرتبط دیگری میباشد.
۱۳- نرخ کلیک
نرخ کلیک یا CTR در هر وبلاگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این معیار، موضوعاتی که باید در هنگام بهبود بخشیدن محتواها مورد توجه قرار گیرند را به بلاگر یادآوری میکند. با افزایش ترافیک ورودی و ثابت نگهداشتن نرخ کلیک، احتمال افزایش بازدید کننده و مشتری برای هر کسب و کاری وجود دارد. نرخ کلیک میتواند بر روی استراتژیهای تولید محتوا، کپی رایتینگ و شیوههای فروش محصولات یا خدمات تاثیر بگذارد.
۱۴- جایگاه کلمات کلیدی مهم برای یک وبلاگ در نتایج SERp گوگل
یک بلاگر همواره یک لیست از کلمات کلیدی طلایی را برای کسب و کارش استخراج میکند. این کلمات کلیدی یک ترافیک هذفمند و هوشمندانه را از موتورهای جستجو به سمت وبلاگ میفرستند. به همین دلیل ارتقاء جایگاه وبلاگ براساس کلمات کلیدی مختلف در SERp گوگل(صفحه اول گوگل) از اهمیت بسیاری برخوردار است.
وبمسترهای حرفهای همواره جایگاه وبلاگ خود را براساس کلمات کلیدی مختلف در نتایج SERp گوگل استخراج میکنند و در یک فایل اکسل ذخیره و نگهداری میکنند. آنها تغییرات جایگاه وبلاگ خود را به صورت دورهای کنترل میکنند. رشد در یک کلمه کلیدی و رسیدن به صفحه اوّل گوگل میتواند ترافیک ورودی به یک سایت را منفجر کند و بالطبع برای مدیر آن سایت یا وبلاگ درآمدزایی به دنبال داشته باشد.
۱۵- نرخ خروج
نرخ پرش از صفحه
نرخ پرش یا Bounce Rate یک معیار حیاتی است. این نرخ نشان میدهد که ترافیک ورودی از منابع مختلف نتوانسته با محتوای وبلاگ یا رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. اگر وبلاگی نرخ پرش بالایی دارد بلاگر باید بر روی افزایش کیفیت محتوا، تغییر قالب و رابط کاربری، تست A/B و تغییر شرایط وبلاگ متمرکز شود.بهبود تجربه کاربریوظیفهای است که وبلاگنویسان باید همیشه به آن توجه کنند.
۱۶- زمان حضور در وبلاگ
ماندگاری در سایت یا Time on Site نشان میدهد که محتواهای یک وبلاگ تا چه میزان توانستهاند برای مخاطب جذاب باشند و او را علاقمند به ماندن در سایت کنند. این معیار بر روی سئو و قرارگیری محتوا در صدر لیست موتورهای جستجو تاثیر بسزایی دارد.
یک بلاگر بایستی به اصول سئو محتوا نیز توجه داشته باشد. هر چند که بهتر است بلاگر بیش از هر چیزی به نیاز مخاطب خود توجه کند و محتوا را به هدف جلب رضایت وتامین نیازهای مخاطب بنویسد.
۱۷- ترافیک بازگشتی
یکی از اهداف استراتژی بازاریابی محتوا دادن آگاهی به مشتری و جلب توجه او به یک محصول یا خدمت میباشد. بنابراین معمولا در وبلاگها، مخاطبان مقالات را مطالعه کرده و به مقایسه آنها با سایر منابع میپردازند. به همین دلیل ممکن است آنان به دفعات زیادی به یک وبلاگ مراجعه کنند تا در نهایت تبدیل به مشتری شوند. از همینرو اندازهگیری و رصد ترافیک بازگشتی(Returning Traffic) با کمک گوگل آنالیتیکس از اهمیت بسیاری برخوردار است.
امروزه رتبه الکسا به تنهایی یک سنجه مهم برای وبلاگنویس محسوب نمیشود، ولی توجه به این پارامتر میتواند از جهاتی دیگر مهم باشد. رتبه الکسا موقعیت یک وبلاگ را نسبت به سایر سایتها در جهان و یک منطقه خاص(کشور) نمایش میدهد. بنابراین کاهش رتبه الکسا نشاندهنده رشد یک وبلاگ در قیاس با سایر رقبا میباشد. مضاف بر این که با تحلیل رتبه الکسا سایر رقبا، میتوان اطلاعات دقیقی نسبت به آنان بدست آورد.
سایت MOZ به دامنه و هرصفحه از وبلاگ یک عدد(اعتبار) اختصاص میدهد. هر چه مقدار اعتبار صفحههای یک وبلاگ(PA) افزایش پیدا کند، اعتبار دامنه(DA) آن وبلاگ افزایش پیدا میکند. افزایش اعتبار دامنه در سریعتر ایندکس شدن صفحات یک وبلاگ تاثیر دارد. در واقع DA و PA دوپارامتر مهم در بهبود سئو یک سایت میباشند. یک بلاگر باید همواره به دنبال افزایش اعتبار صفحات وبلاگ و اعتبار دامنه خود از طریق شیوههای قانونی باشد.
۲۰- مشترکان فعال خبرنامهها
تعداد افرادی که عضو خبرنامه یک وبلاگ میشوند یک معیار مهم برای شناسایی خوانندگان وفادار به آن وبلاگ یا برند هستند. این معیار به خوبی میزان چَسبندگی یک بلاگ را نمایش میدهد. کسانی که تنها یکبار به وبلاگی مراجعه میکنند و دیگر هرگز به سراغ آن نمیروند ارزش چندانی را نمیتوانند برای آن وبلاگنویس ایجاد کنند. هر بلاگری میداند مخاطبانی برای او و وبلاگش ارزشآفرین هستند که به صورت مستمر به بلاگ او سر بزنند. توجه داشته باشیم کسانی که عضو خبرنامه ما میشوند و ایمیل خود را در اختیار ما میگذارند به ما اعتماد کردهاند. بنابراین باید برای آنها بهترین محتواها، فایلها و تخفیفات را ارسال کنیم.
یک وبلاگ باید تبدیل به انجیل محتوابرای مخاطبانش شود و همه خوانندگان محتواها را بارها و بارها بخوانند و پستها را ستایش کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند و این هدف تنها با محتواهای با کیفیت ایجاد میشود.