چگونگی ایجاد یک بازاریابی محتوا تاثیرگذار

بازاریابی محتوا تاثیرگذار
بازاریابی محتوای تاثیرگذار

شما به مطالعه این مطلب علاقمند شده اید ، چرا که احتمالا بازاریابی محتوا تاثیرگذار برای شما اهمیت پیدا کرده است . امروزه هرکسی می تواند با کمی تلاش و تمرین ماشین بازاریابی محتوا خود را راه اندازی کند . بازاریابی محتوا یک نوع از بازاریابی های استراتژیک می باشد که تاثیر بسزایی بر روی روند رو به رشد فرآیندهای کسب و کار خواهد داشت .

بازاریابی محتوا با کمک محتوای باارزش ، مرتبط و سازگار به دنبال جذب و حفظ مخاطب می باشد و هدف نهایی آن ، تبدیل مخاطب به یک مشتری سودمند است . در واقع بازاریابی محتوا تاثیرگذار به دنبال ایجاد اعتماد در بین مخاطبان یک کسب و کار می باشد تا آنها را ترغیب به اقدام مدنظر آن کسب و کار نماید (Call to Action) . هنگامی که مخاطبان اعتماد کافی به یک برند بنمایند به راحتی می توانند اقدام به خرید ، ثبت نام و … بنمایند .

بازاریابی محتوای تاثیر گذار
قیف بازاریابی محتوا

یک محتوا باید قدرت لازم را برای جذب هدفمند افراد را داشته باشد . در واقع هر مخاطبی مناسب ما نمی باشد . محتوا باید توانایی ایجاد تمایز بین مخاطبین و ارسال مخاطب مناسب را به سوی اهداف ما را داشته باشد . بازاریابی محتوا تاثیرگذار هنر برقراری ارتباط با مشتری در یک چشم انداز بلندمت می باشد و هدف نهایی آن تنها فروش یک محصول نمی باشد (بازاریابی محتوا یک استراتژی بلند مدت است ).

داشتن چارچوبی برای ایجاد محتوا

چرا یک کسب و کار نیاز به چارچوبی برای ایجاد محتوا دارد ؟

یک استراتژی بازاریابی محتوا تاثیرگذار باید امکان انتشار آسان محتوا را برای علاقمندان به راحتی امکان پذیر سازد . هنگامی که شما به دنبال ایجاد محتوا در یک مقیاس بزرگ هستید بایستی تمامی زیرساخت های مورد نیازتان را در اختیار داشته باشید .

بسیاری از فرآیندهایی که شما در تولید محتوا انجام می دهید فرآندهای تکرار پذیر هستند . بنابراین شما نیاز دارید تا فریمورک های مختلف برای هر یک از فعالیتهای خود را در اختیار داشت باشید . شما به صورت روزانه پست های مختلف وبلاگی تولید می کنید یا به انتشار کتاب های الکترونیکی می پردازید . شاید هم وبینارها ، پادکست ، ویدئوکست و .. را در اختیار کاربرانتان بگذارید . برای تمامی این موارد نیاز دارید که یک چارچوب مشخص را در اختیار داشته باشید .

فرآیند بررسی تولید محتوا تاثیرگذار :

همواره سعی کنید محتوای خود را از لحاظ چارچوب و ساختار مورد بررسی قرار دهید . در بررسی محتوا به موارد زیر توجه داشته باشید :

  • تولید محتوا و تعیین وظایف هریک از تولیدکنندگان محتوا (سازندگان محتوا ، کنترل کنندگان محتوا ، ویراستاران ، بازنشرکنندگان محتوا و ..)
  • ایجاد محتواهای جانبی قبل از تولید محتوای اصلی
  • انتشار سند تولید محتوا ، که در این سند بایستی تمامی جزئیات و روش های تولید محتوا ذکر شود و همه افراد موظف هستند تا از آن در تولید محتواهایشان تبعیت کنند .
  • تعریف یک فرآیند مشخص برای بازبینی محتوا ؛ که در این فرآیند شما باید به بروزرسانی محتوا براساس نیازهای کسب و کارتان بپردازید .

گردآوری : مسعود معاونی


مطالب مشابه:

چگونه کلمات کلیدی طلایی خود را بیابیم ؟

کلمات کلیدی قلب یک سئو می باشد . اگر شما نتوانید کلمات کلیدی خود را بیابید ، هرگز نخواهید توانست یک محتوای کاربر پسند را تولید کنید . بنابراین شما نباید انتظار داشته باشید که در فرآیند پیچیده سئو هم موفق شوید . برای این که بتوانیم یک محتوای تاثیر گذار ایجاد کنیم بایستی کلمات کلیدی مناسب را پیدا کنیم .

البتّه توجه داشته باشید که هدف ما از سئو تنها قرارگیری در صفحه اول یک موتور جستجو نمی باشد . بلکه ما به دنبال انتقال ترافیک پولساز به سمت یک سایت می باشیم . ما به دنبال ترافیکی هستیم که حاضر به پرداخت پول بابت محصولات/خدمات یک سایت باشند .

تعیین کلمات کلیدی
تعیین کلمات کلیدی

شناسایی کلمات کلیدی طلایی :

برای شناسایی کلمات کلیدی طلایی باید هدف خود از سئو را به درستی تعیین کنید . آیا شما به دنبال یک سئو پولساز می باشید یا این که فقط قرار است در صفحات اول موتورهای جستجو باشید . آن چه قطعی است این است که هدف همه کسب و کارها از سئو کسب درآمد می باشد .

کسب و کارها به دنبال این هستند که در کلمات کلیدی مرتبط با کارشان در صدر لیست موتورهای جستجو قرار گیرند تا بتوانند فروش خود را بهبود بخشند . برای این که شما در فرآیند سئو موفق شوید باید دارای یک استراتژی سئو قوی باشید . این استراتژی می تواند تعیین کلمات کلیدی شما را در درازمدت تحت تاثیر قرار دهد .

نقش خلاقیت در شناسایی کلمات کلیدی طلایی :

شما برای این که بتوانید بهترین کلمات کلیدی را برای تجارت خود شناسایی کنید به کمی نبوغ و خلاقیت نیاز دارید . شما می توانید با تفکر و با استفاده از ابزارهای تعیین کلمات بسادگی به اهداف کلیدی خود برسید . برای این منظور به دو نکته زیر توجه ویژه ای داشته باشید :

1- شناخت نیت و قصد کاربر (user intent) :

بسیار مهم است که بدانیم یک کاربر به چه هدفی جستجو می کند . معمولا یک کاربر به یکی از سه هدف زیر جستجو می کند :

  1. اطلاعاتی : کسب اطلاعاتی درباره یک موضوع
  2. تراکنشی : خرید اینترنتی یا پرداخت بانکی
  3. پیمایشی : سرگرمی ، وبگردی و ..

2- تعداد جستجو (search volume) :

یکی از مهمترین موضوعاتی که باید توجه شود تعیین چگالی یک کلمه کلیدی در جستجوی کاربران می باشد . معمولا کاربران سه دسته از عبارات را در جستجوهای خود به کار می برند :

  1. کلمات اصلی (head) : معمولا این کلمات مفاهیم اصلی را می رسانند مانند موبایل
  2. Middle tail : این دسته از عبارات که معمولا دو حرفی هستند ما را به سمت نیت کاربر هدایت می کنند مانند خرید موبایل
  3. Long tail : در اینجا نیت و هدف کاربر کاملا مشخص است و با عباراتی 3 یا 4 کلمه ای مواجه ایم . مانند خرید موبایل سامسونگ گلکسی

سعی کنید در انتخاب کلمات کلیدی به سراغ عبارات طولانی تر (long tail) بروید . امروزه کاربران معمولا جملات بلندتری را جستجو می کنند . از طرفی دیگر در کلمات کلیدی اصلی (همان کلمات کوتاه مانند موبایل ، لپ تاپ و …) رسیدن به صفحه اول موتورهای جستجو کار دشواری است . عبارات بلند ترافیک موثرتری را برای شما به ارمغان می آورند و نرخ تبدیل مناسب تری را دارند .

نکات مهم در تعیین کلمات کلیدی :

  • هم نویس ها (Homographs) : در کلماتی که شکل ظاهری یکسانی دارند دقت کنید مانند شیرآب و شیر جنگل
  • مخفف ها (Acronyms) : مثلا ممکن است کلمه SMS دارای معنا و مفهوم دیگری هم باشد و ترافیک ناخواسته ای را برای شما بیاورد و باعث افزایش نرخ پرش شما شود .
  • نگارش های مختلف : خیلی از کلمات دارای نگارش های گوناگونی هستند مانند مایکروویو و ماکروفر یا اینترنت اشیا و اینترنت اشیاء .

ابزارهای مطرح در شناسایی کلمات کلیدی :

۱– گوگل ترندز:

برای شروع کار می توانید به سراغ گوگل ترندز بروید . برای این منظور بر روی لینک کلیک کنید یا به آدرس https://trends.google.com مراجعه کنید . بعد از ورود به صفحه اصلی گوگل ترندز ابتدا نام کشور ایران را انتخاب کنید . شما می توانید از گوگل ترندز برای مقایسه دو کلمه کلیدی به راحتی استفاده کنید . حتی می توانید مقایسه کنید که کلمه کلیدی شما در کدام ناحیه جغرافیایی جستجوی بیشتری را به خود اختصاص داده است .

۲- Keyword Planner :

شما با کمک این ابزار می توانید متوجه شوید که هر کلمه کلیدی در هر ماه چند بار جستجو می شود . هر چند که این ابزار از لحاظ عدد و رقم دقیق نمی باشد امّا شما می توانید به کمک این ابزار رقابت موجود برروی کلمات کلیدی را شناسایی کنید . برای استفاده از این ابزار با توجه به تحریم بودن کشور نیاز به فیلترشکن دارید . برای استفاده از این ابزار به لینک زیر بروید :

https://ads.google.com/home/tools/keyword_planner

۳- MOZ :

شما می توانید به آسانی وارد لینک زیر شوید و این ابزار را دریافت و بر روی سیستم خود نصب کنید .

https://moz.com/product/pro/seo_toolbar

سپس در سایت moz ثبت نام کنید . با وارد شدن به اکانت کاربری تان اطلاعاتی درباره اعتبار دامنه (DA) و اعتبار صفحات (PA) در اختیار شما قرار می گیرد . هرچه مقادیر PA و DA بالاتر باشد اعتبار سایت شما بیشتر می شود .

۴- توجه به پیشنهادات گوگل :

هنگامی که شما موضوعی را گوگل می کنید با یک سری پیشنهادات گوگل مواجه می شوید (Google instant و google related search) . این پیشنهادات گوگل در واقع کلماتی هستند که بیشترین جستجو را از سوی مخاطبان شما داشته اند .

۵– سایر سایت ها و امکانات کاربردی :

  • ویکی پدیا : شما به کمک این سایت می توانید کلمات کلیدی مرتبط زیادی را پیدا کنید . همچنین ویکی پدیا یک سایت ایده آل برای بک لینک سازی می باشد . فقط باید کمی بر روی آن وقت بگذارید .
  • سایت های رقبا : رقبای شما می توانند یک مرجع خوب برای یافتن دسته بندی ها و موضوعات کلیدی باشند . مسلما رقبای اصلی شما از نیروها و امکانات خوبی برای آنالیز بهره می برند . شما می توانید با زیرنظرگرفتن آنها به کلمات کلیدی طلایی دست یابید .
  • Ahrefs : این سایت اطلاعاتی درباره بک لینک های سایت های دیگر (رقبا) به شما می دهد . همچنین می توانید از آن برای لینک سازی استفاده کنید .
  • Keyword tool dominator : این سایت به شما امکان جستجو در زمینه عبارات کلیدی یا همان Long tail ها را می دهد . این سایت به پایگاه داده های گوگل ، آمازون ، یاهو و… دسترسی دارد . بنابراین بهترین گزینه ها را به شما پیشنهاد خواهد کرد و شما می توانید قویترین کلمات کلیدی را برای سایتتان بیابید .
  • Kwfinder : این ابزار به ما کمک می کند تا کلمات کلیدی با ترافیک بالا را شناسایی کنیم .این ابزار دارای اکانت های رایگان و پولی می باشد . پیشنهاد می شود برای شروع کار از ابزارهای رایگان آن استفاده کنید .
  • Lsigraph : این ابزار به شما کمک می کند تا لیستی از کلمات کلیدی مرتبط با یک موضوع را در اختیار داشته باشید . در واقع این ابزار کلمات مترادف و هم معنی را برای شما ایمیل می کند . این سایت می تواند هم در شناخت کلمات کلیدی موثر به شما کمک کند و هم در تولید محتوا و یافتن کلمات هم معنی و پرتکرار برای شما کارگشا باشد .
  • Keywordgen.com : یک ابزار برای تبدیل کلمات اصلی (head) به عبارات کلیدی (long tail) می باشد .
  • Keywordtool.io : این ابزار براساس کلمه کلیدی پایه شما بیش از ۷۰۰ کلمه کلیدی مرتبط به شما می دهد . هم چنین این سایت می تواند کلمات کلیدی مناسب برای موتورهای جستجو مختلف را ارائه کند .
  • tabliq.com : و در پایان یک ابزار کاملا ایرانی را برای تحقیق کلمات کلیدی معرفی می کنیم . شما بعد از ورود به این سایت می توانید به بخش ابزارها رفته و از انواع امکانات این سایت بهره مند شوید .

آموزش عملی :

در این جا قصد داریم کلمات کلیدی را برای یک موضوع استخراج کنیم . فرض کنید قبلا بوسیله گوگل ترندز و ابزارهای دیگر موضوع اصلی خود را “طراحی سایت ” انتخاب کرده باشیم . حالا مراحل زیر را دنبال می کنیم :

  1. ابتدا در گوگل کلمه طراحی سایت را جستجو می کنیم . مشابه شکل 1 ، پیشنهادات گوگل را یادداشت می کنیم .
  2. سپس با استفاده از پیشهادات گوگل دوباره سرچ می کنیم .
  3. مراحل 1 و 2 را آنقدر تکرار می کنیم تا به عبارات بلند و جمله گونه برسیم .
شکل 1

همچنین برای انجام مراحل فوق می توانیم از سایت tabliq.com هم استفاده کنیم . نهایتا باید به یک هرم مثل شکل زیر برسیم :

هرم کلمات کلیدی
هرم کلمات کلیدی

گردآوری : مسعود معاونی

جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام
الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام تغییر کرد تا کار دیجیتال مارکترها مشکل تر از قبل شود . درست زمانی که تصور می کنیم تمامی جزئیات یک الگوریتم را دریافته ایم و می توانیم مدیریت صفحات وبلاگ یا پیج های اینستاگرام خود را به خوبی انجام دهیم به ناگهان همه چیز تغییر می کند . البته این موضوع ، ماجرایی است که زندگی همه دیجیتال مارکترها با آن عجین شده است .

اینستاگرام مدعی شده است که تغییرات جدید بر روی الگوریتم خود را از آن جهت انجام داده است تا تجربه کاربری بهتری را به کاربران خود ارائه دهد . اینستاگرام مدعی شده است که قصد دارد محتوایی را در فید خود به مخاطبان نمایش دهد که آنها واقعا به دنبال آن هستند .

تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام
تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام

تغییر در مدت زمان نمایش پست ها

در تغییرات جدید ، پست های اینستاگرام به میزان قبل به مخاطبان نمایش داده نمی شوند . در واقع چیزی در حدود ۱۰ درصد مخاطبان هر پیج یک پست را مشاهده خواهند کرد . جدیدترین الگوریتم اینستاگرام به بررسی لایک و کامنت بر روی همین ۱۰ درصد بازدید کننده می پردازد . اگر پست دارای شرایط خوبی بود آن را به ۹۰ درصد باقیمانده ی فالوورها نمایش خواهد داد . در غیر اینصورت ممکن است پست شما به همه فالوورها نشان داده نشود .

در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام کمیّت جای خود را به کیفیت داده است . در واقع میزان تعاملی که شما با مخاطب خود برقرار می کنید در دیده شدن محتواهای شما تاثیر دارد . شما برای این که بتوانید با الگوریتم اینستاگرام رفاقت بهتری ایجاد کنید باید به سراغ محتواهای با کیفیت تر بروید . یک محتوای خوب توانایی ایجاد تعامل خوبی را با کاربران فراهم می آورد و این تعامل باعث می شود تا اینستاگرام محتوای شما را به کاربران بیشتری ارائه دهد .

محتوا محوری در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره یک پست آیتم هایی هستند که برای الگوریتم اینستاگرام دارای اهمیت خاصی می باشند . افزایش هر کدام از این آیتم ها (لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره) نشان دهنده میزان تعامل موثر با کاربران می باشد . بنابراین اینستاگرام محتوای شما را به مخاطبان بیشتری ارائه می دهد .

برای آنکه بتوانید مخاطبان خود را همیشه همراه داشته باشید باید یک داستان جذاب برای خود یا برندتان داشته باشید . داستانی که توانایی لازم برای ایجاد کشش در مخاطب را داشته باشد و فالوور را تبدیل به پیگیر همیشگی برای شما بنماید . این داستان به کمک محتواهایی با کیفیت ایجاد می شود . محتواهایی که دارای نظم و ساختاری مشخص هستند .

توجه داشته باشید که برخی امکانات در پلتفرم اینستاگرام وجود دارد که معمولا مغفول مانده اند . یکی از این امکانات دایرکت اینستاگرام می باشد . شما می توانید با کمک دایرکت اینستاگرام به بازاریابی مستقیم اقدام کنید و همچنین تعامل خود را با مخاطبانتان افزایش دهید .

یکی از مواردی که در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام لحاظ شده است ، مدّت زمان ماندگاری یک بازدیدکننده بر روی یک پست می باشد . شما می توانید با استفاده از چندین ویدئویی یک دقیقه ای که به صورت اسلایدی در یک پست قرار می دهید مخاطب خود را مدت زمان بیشتری بر روی پست هایتان نگهدارید .

البتّه باید توجه داشت که بازهم کیفیت این ویدئوها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است زیرا که پایین بودن کیفیت باعث می شود تا فالوور خیلی سریع پست را ترک کند .

توجه خاص به کپشن های پست ها در الگوریتم اینستاگرام

سعی کنید از کپشن های جذاب و البته کمی بلند در پست هایتان استفاده کنید . اگر پست شما مورد توجه مخاطب شما قرار گیرد یک کپشن جذاب می تواند ماندگاری مخاطب شما را بر روی یک پست افزایش دهد . کپشن های بلند باعث می شوند تا مخاطب مدّت زمان بیشتری را صرف مطالعه و باقیماندن بر روی پست نماید .

یکی از نکاتی که در الگوریتم اینستاگرام مورد توجه ویژه قرار گرفته است ، استوری ها می باشد . هرچه افراد به استوری شما بیشتر توجه کنند و نرخ خروج از استوری کاهش یابد احتمال نمایش پست های شما در فید آنها بیشتر می شود .

همیشه به کامنت ها توجه خاصی داشته باشید . کامنت ها یک مکالمه تعاملی می باشند . سعی کنید پاسخ همه مخاطبانتان را بدهید . حتی اگر کامنتی پرسشی نمی باشد سعی کنید یک اموجی برای آنها ارسال کنید

افراد مطرح در حوزه کاری تان را در پیج های خود شات کنید . این کار به اینستاگرام نشان می دهد شما به صورت واقعی با دیگران در ارتباط هستید . از هشتگ ها به صورت حرفه ای استفاده کنید . توجه به هشتگ های ترند شده می تواند تاثیر بسیاری در دیده شدن پست های شما داشته باشد .

بازنویسی : مسعود معاونی

منبع : سایت بهنام کشانی

اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

در سالیان اخیر بازاریابی محتوا به عنوان یک شیوه رایج برای جلب نظر مخاطب ، افزایش ترافیک ، برندسازی و افزایش فروش مورد استفاده قرار می گیرد . اما متاسفانه بسیاری از بازاریابان این حوزه و مدیران ارشد سازمانی ، انتظار دارند تا بازاریابی محتوا در کوتاه مدت نتایج خود را نشان دهد .

اشتباهات رایج در بازریابی محتوا
اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

بایستی توجه داشت که بازاریابی محتوا یک فرآیند طولانی مدت است و نمی توان انتظار معجزه در کوتاه مدت را از آن داشت . در حال حاضر یکی از شیوه های موثر برای جلب نظر مخاطب ، تولید محتوای ارزشمند و مورد نیاز آنها می باشد .

نکته مهمی که در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار می گیرد این است که هدف از تولید محتوا تنها تبلیغ یک محصول ، فرآیند و یا خدمت نمی باشد . بلکه باید به دنبال ارائه یک استراتژی جامع و بلند مدت باشیم . در این پست قصد داریم به 10 مورد از مهمترین اشتباهات در بازاریابی محتوا اشاره کنیم :

1- نداشتن برنامه ریزی بلند مدّت :

فرآیند بازاریابی محتوا و هم چنین تولید محتوای متناسب با آن یک رویه طولانی مدت است . این که انتظار داشته باشیم در کوتاه مدت از یک محتوای تولید شده نتیجه بگیریم زیاد عقلانی نمی باشد . برای تولید محتوای موثر باید به یک مدل ذهنی مشخص دست یابیم . معمولا سازمان ها بودجه تولید محتوا را محدود و مشروط به نتیجه گیری کوتاه مدت می کنند . که خود این موضوع از مهلک ترین اشتباهات در زمینه محتواسازی می باشد .

2- اتکا به اینفلوئنسرها در تولید محتوا :

بسیاری از افراد و سازمان ها ، فرآیند تولید محتوا ، ترویج و انتشار آن را برعهده اینفلوئنسرها می گذارند . بسیاری از اینفلوئنسرها هم فقط سعی در افزایش تعداد بازدید (view) یک محتوا را دارند . آنها سعی چندانی نمی کنند تا برای هر محتوایی داستان مخصوص به آن را ایجاد کنند . بنابراین معمولا محتواهای آنها بازخورد لازم (Action) را دریافت نمی کند . اینفلوئنسرها در هر سطحی که باشند باید بدانند که فرآیند تولید محتوا کار ساده و پیش پا افتاده ای نیست .

3- صبر و حوصله در بازاریابی محتوا :

باید توجه داشت که برخلاف شیوه های بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) ، بازاریابی محتوا یک فرآیند زمانبر و طولانی مدت است . یعنی تاثیر محتوایی را که امروز منتشر می کنید ممکن است یک سال یا دو سال دیگر مشاهده کنید . از دست ندادن انگیزه مهمترین موضوع در این نوع از بازاریابی می باشد .

4- بازاریابی محتوا وتبلیغات :

بازاریابی محتوا و تبلیغات هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند بلکه دو موضوع کاملا مختلف هستند . تبلیغ یک فرآیند کوتاه مدت است . هدف تبلیفات منجر به یک اقدام شدن می باشد به عنوان مثال خریدی صورت پذیرد ، ثبت نامی انجام شود و … . ولی بازاریابی محتوایی یک فرآیند بلندمدت است که ذهن مشتری را برای پذیرش تبلیغات آماده می کند . تمایز و تفاوت گذاشتن بین این دو موضوع بسیار اهمیت ارد که معمولا مدیران ارشد سازمانی به آن توجهی ندارند .

5- محتوای مبهم بدون توجه به شرایط مخاطب :

هر مخاطبی نیاز به محتوای خاص خود دارد . این در حالی است که نیازهای مخاطب هر کسب وکاری با کسب و کار دیگر تفاوت دارد . به عنوان مثال یک مخاطب محتوای طتز را می پسندد و مخاطبی دیگر محتوای جدّی و علمی را قبول دارد . در یک رسانه محتوای متنی مورد توجه است و در رسانه ای دیگر محتوای تصویری و ویدئویی را انتظار داریم . محتوای ما باید شرایط مخاطب را بسنجد . محتوایی که برای مخاطب مبهم و نامفهوم باشد نه تنها او را جذب نخواهد کرد بلکه باعث فاصله گرفتن او از برند و محصول خواهد شد .

از دیگر سو هر مخاطب یک پرسونای خاص خود را دارد . برای شناخت این پرسونا باید دانش خود را درباره مشتری تان افزایش دهید . برقراری ارتباط دوطرفه بین مشتری و یک کسب و کار می تواند یک راهکار مناسب برای تولید محتوای کاربردی باشد .

6- نداشتن استراتژی تولید محتوا :

هدف از تولید محتوا را بایستی در استراتژی محتوا دنبال کرد . استراتژی محتوا به شما ماموریت محتواهای شما را نشان خواهد داد . در واقع شما باید بدانید که قصد دارید با یک محتوا به چه اهدافی دست یابید .

استراتژی محتوا باعث یکپارچگی محتواهای شما خواهد شد . در واقع تمامی محتواهایی که شما تولید می کنید در یک راستای خاص می باشند و مانند یک نردبان شما را به بالای سر هدفتان خواهند رساند . در تولید محتوا هر گز به دنبال انبار کردن محتوا در هاست خود نباشید . متاسفنه بسیاری از محتواسازان محتوا را برای محتوا تولید می کنند . این گونه افراد به تولید محتوا معتاد می شوند و با کمترین توجه به نیاز مخاطب ، محتواهایی بی مصرف تولید می نمایند .

7- کمیّت یا کیفیت :

اشتباهی که بسیاری از افراد در تولید محتوا انجام می دهند این است که تصور می کنند هر چه بیشتر محتوا داشته باشند موفق ترند . حجم محتواها هر چند که می تواند نقش بسزایی در رنک یک وبسایت داشته باشد امّا باید توجه داشت که مخاطب محتوای با کیفیت را به هرچیز دیگری ترجیح خواهد داد .

کیفیت محتوا

یک نکته حیاتی دیگر هم در این زمینه وجود دارد . لطفا هیچ گاه محتوای خود را فدای سئو نکنید . هرچند که سئو در محتوای متنی و صفحات سایت ها بسیار مهم است امّا این که فقط به دنبال سئو باشیم گریزی از مشکل سرریز سئو (Over SEO) نخواهیم داشت . (اخیرا موتورهای جستجو به محتواهای بسیار سئو شده امتیاز منفی می دهند ) .

8- محتوا ، محتوا و بازهم محتوا :

کمیت یا کیفیت محتوا
کمیت یا کیفیت محتوا

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند تنها محتوا است که می تواند باعث رشد کسب و کار آن ها شود . این گونه افراد هرگز به مسائل زیر ساختی توجه نمی کنند . امروزه بهبود تجربه کاربری و بهینه سازی سایت اهمیت بسیاری پیدا کرده است . چرا که این موضوعات می توانند در حفظ و نگهداری کاربر در وب سایت تاثیر داشته باشند .

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند که تولید محتوا تنها مختص فضای مجازی است و در فضای آفلاین کاربردی ندارد . این در حالی است که تجربه نشان داده وایرال شدن یک محتوا معمولا در بستر آفلاین صورت می پذیرد . بنابراین بایستی به شیوه های بازاریابی دهان به دهان هم توجه خاصی داشته باشیم . ویروسی شدن یک محتوا می تواند به عنوان هک رشد یک کسب و کار محسوب شود .

9- بی نظمی در تولید محتوا :

بزرگترین مشکل کسب و کارهای ایرانی ، نداشتن نظم در تولید محتوا می باشد . این بی نظمی باعث نارضایتی مخاطبان می شود . داشتن نظم در تولید محتوا باعث می شود تا مخاطبان شما به صورت پیگیر شما را دنبال کنند و همیشه منتظر دریافت محتوای تازه ای از سوی شما باشند .

این دنبال کردن ها به معنای افزایش ترافیک ، افزایش ماندگاری در سایت و منجر به اقدام شدن (Call to Action) خواهد شد . تمامی این موارد به مرور زمان بر روی اعتبار دامنه شما تاثیر مثبت خواهد داشت وباعث رشد بیشتر کسب و کار شما خواهد شد .

10- نیروی انسانی کم تجربه و نداشتن خلاقیت :

معمولا در بحث تولید محتوا این طور تصور می شود که با کار ساده ای مواجه هستیم . بنابراین هرگز به دنبال آموزش نیروی انسانی نمی رویم . خود این موضوع باعث می شود که افراد تولید محتوا را خود آموز و با تکرار و آزمایش بیاموزند . که خود این شیوه باعث بروز خطاها و اشتباهات بسیاری می شود . عدم آموزش نیروی انسانی از یک سو و کپی کاری و نداشتن خلاقیت باعث شکست در بازاریابی محتوا می شود . تمامی این مسائل باعث شده تا شاهد حجم انبوهی از محتواهای بی کیفیت و پر از غلط های نگارشی باشیم .

مطالب مفید و کاربردی :

بازنویسی و گردآوری : مسعود معاونی

منبع : ویکی محتوا

آنالیز رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی در طی چند دهه گذشته به یک مرجع مهم برای اطلاع رسانی تبدیل شده اند . آنها توانسته اند در حوزه های مختلفی از جمله : کسب وکار ، سرگرمی ، علم ، مدیریت بحران ، سیاست و … موثر واقع شوند . به همین دلیل آنالیز رسانه های اجتماعی هم برای محققان و شرکت های بزرگ از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است .

آنالیز رسانه های اجتماعی
آنالیز رسانه های اجتماعی

مهمترین دلیل محبوبیت رسانه های اجتماعی امکان اشتراک گذاری محتواهای عمومی با کمترین هزینه و در هرزمان و مکانی می باشد . امروزه تقریبا همه افراد از رسانه های اجتماعی در زندگی روزمره خود استفاده می کنند . این موضوع باعث تولید انبوه ای از داده ها گردیده است .

استفاده گسترده از رسانه های اجتماعی منجر به یک مساله پیچیده به نام “انباشت داده ها” می شود که در مقالات علمی از آن با عنوان Social Media Big Data نام برده می شود . بسیاری از متخصصان علم داده به دنبال آنالیز این داده ها به منظور شناسایی خصوصیات رفتاری کاربران ، تحلیل علائق و نیازمندی ها و بهبود فرآیندهای بازاریابی می باشند .

پلت فرم های متفاوت رسانه های اجتماعی ، توانایی به کارگیری انواع مدیا ، از جمله داده های متنی ، تصویری ، فیلم ، صوت و اطلاعات مکانی و … را دارد .

انواع داده در رسانه های اجتماعی:

به طور کلی داده های موجود در شبکه های اجتماعی را می توان به دو دسته کلی زیر تقسیم کرد :

  1. داده های بدون ساختار(Unstructured Data)
  2. داده های ساختار یافته(Structured Data)

به عنوان مثال در شبکه های اجتماعی “محتوای متنی” یک نوع از داده های بدون ساختار می باشد . در حالی که ارتباطاتی نظیر “فالوور/دوست” نمونه هایی از داده های ساختاریافته می باشند . رشد شبکه های اجتماعی موقعیت مناسبی را برای آنالیزهای چندوجهی و شناسایی الگوهای ارتباطی فراهم می آورد . بر اساس این الگوها می توان با آنالیز داده ها به روحیات افراد براساس روزهای هفته ، ماه ، فصل یا سال پی برد و به یک مدل جامع و کلی دست یافت .

سیستم های اطلاعاتی (IS: Information System) با انجام محاسباتی بر رروی داده های رسانه های اجتماعی به پاسخ های بسیاری درباره تاثیر عوامل مختلف بر روی رفتارهای اجتماعی دست می یابند .

آنالیز رسانه های اجتماعی

آنالیز رسانه های اجتماعی دارای پیچیدگی ذاتی بسیاری می باشد . برای کاهش این پیچیدگی متخصصان 4 گام اساسی زیر را در نظر می گیرند :

  1. شناسایی داده ها
  2. جمع آوری داده ها
  3. آماده سازی داده ها
  4. آنالیز داده ها

حجم زیاد داده ها باعث ایجاد چالش های مختلفی در مراحل 4 گانه فوق می شود . مشکل اساسی این است که هیچ استاندارد مدون و مشخصی برای انجام مراحل فوق (مخصوصا 3 گام اول) وجود ندارد .

تعریف جامع رسانه های اجتماعی

در این جا مناسب است که یک تعریف جامع از رسانه های اجتماعی داشته باشیم . ما رسانه های اجتماعی را برنامه هایی مبتنی بر اینترنت می دانیم که برپایه وب2 شکل گرفته اند . منظور از وب2 به طور کلی محتوا می باشد . این محتوا به صورت فراگیر و مشارکتی توسط تمامی کاربران ایجاد می گردد .

در سالیان اخیر آنالیز زسانه های اجتماعی مورد توجه بسیاری از سازمان ها و نهادها قرار گرفته است . در واقع آنالیز رسانه های اجتماعی یک موضوع مهم بین رشته ای می باشد که هدف آن ترکیب ، گسترش و انطباق شیوه های تحلیل رفتار اجتماعی در رسانه های اجتماعی می باشد .

آنالیز شبکه های اجتماعی به طور کلی در سه حوزه زیر دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد :

  1. در کسب و کار
  2. ارتباطات بحرانی (مدیریت بلایای طبیعی)
  3. روزنامه نگاری و ارتباطات سیاسی

هر چند که رسانه های اجتماعی توانسته اند در سالیان اخیر باعث رشد و توسعه 3 حوزه فوق شده اند . با این حال ، داده های رسانه های اجتماعی می توانند عوارض جانبی منفی زیادی را بر روی سه حوزه فوق ایجاد نمایند . شایعات و اطلاعات نادرست می توانند تاثیر منفی زیادی را بر روی رفتار کاربران دیگر داشته باشند .

همین موضوع باعث شده است که مدیران ارشد در رسانه های اجتماعی مختلف به دنبال شناسایی اطلاعات غلط و اخبار جعلی باشند . آن ها به صورت مستمر الگوریتم های خود را برای شناسایی این گونه از محتواها بروزرسانی می کنند .

آنالیز رسانه های اجتماعی فرآیندی پیچیده است . باید توجه داشت که به هر میزان که الگوریتم های آنالیز داده ای توسعه یابند ، فرآیند تولید هرزنامه ها و جعل اخبار نیز گسترش می باند .

مراحل آنالیز رسانه های اجتماعی

برای آنالیز رسانه های اجتماعی باید توجه داشت که هدف از انجام یک آنالیز چه می باشد . همچنین باید به منابع داده ها ، رویکردها ، معماری نرم افزار و شیوه های ذخیره سازی داده های نیز توجه کافی بشود . برای یک آنالیز موثر و کامل باید مراحل چهارگانه زیر در نظر گرفته شوند :

  1. کشف (ِDiscovery) :در این مرحله به دنبال کشف ساختارهای پنهان و الگوهای مرتبط با آنها می باشیم.
  2. ردیابی (Tracking) : در این مرحله درباره منابع داده های مورد استفاده تصمیم می گیریم .
  3. آماده سازی (Preparation) : در این مرحله به حذف داده های نویزدار می پردازیم . داده های نویزدار شامل داده های تکراری ، دارای خطا و داده های جعلی می باشند . ما در حقیقت سعی می کنیم با تمییز کردن (Clean) داده ها ، ضریب خطا را تا حد ممکن کاهش می دهیم .
  4. آنالیز : در این مرحله با توجه به هدف نهایی ، یک شیوه آنالیز داده ای را انتخاب می کنیم . برای آنالیز داده ها شیوه های مختلفی در نظر گرفته می شود که در حوزه های Big Data و Machine Learning قرار می گیرند .

انواع چالش های مطرح در آنالیز داده های کلان :

موضوع مهم و اساسی که باید به آن توجه شود این است که داده های رسانه های اجتماعی دارای ویژگی های داده های حجیم یا همان داده های کلان (Big Data) می باشند . داده های شبکه های اجتماعی از منابع مختلفی بدست می آیند و تعداد رکوردهای ثبت شده به حدّی است که باید برای آنالیز آنها از شیوه های مورد استفاده در داده های حجیم استفاده کرد . عوامل کلیدی زیر را باید در این نوع از آنالیزها مدنظر قرار داد :

  • حجم داده ها : توجه به فضای مورد نیاز برای ذخیره سازی داده ها .
  • سرعت : توجه به سرعت ایجاد داده ها اهمیت زیادی دارد . زیر که یک بایستی در یک مدت زمان معقول بتوان به آنالیز درستی دست یافت .
  • نوع داده : توجه به این واقعیت ضروری است که داده ها دارای انواع گوناگونی خواهند بود . بسیاری از این داده ها بدون ساختار هستند و برخی از آنها ساختارهای خاص خود را دارند .
  • صحت : باید کیفیت داده ها به حدی ارتقاء یابد که بتوان به نتایج داده ها اطمینان کرد .
  • یکپارچگی و اصالت داده ها : توجه به حفظ امنیت و سازگاری داده ها و همچنین استفاده از داده های ارزشمند نیز از اهمیت خاصی برخوردار است .

و در پایان …

همانگونه که شیوه های آنالیز و ارزیابی داده ها پیشرفت می کنند ، شیوه های جعل اخبار و اطلاعات نیز رشد می یابند . استفاده از شیوه های مکملی همچون مدیریت اعتماد و امنیت نرم می تواند در تحلیل درست تر داده ها به ما کمک نماید . باید توجه داشت که آنالیز شبکه های اجتماعی یک چرخه همیشگی می باشد که باید همواره بهبود یابد و شیوه های جدیدتر و موثرتر جایگزین شیوه های قدیمی تر و ناکارآمد شوند .

نویسنده : مسعود معاونی

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

متریک های رسانه ها اجتماعی

متریک های رسانه ها اجتماعی

در این پست قصد داریم 19 متریک (شاخص) مهم در رسانه های اجتماعی را معرفی کنیم و نحوه پیگیری و محاسبه آنها رابیان کنیم . متریک یا همان شاخص (KPI : Key Performance Indicator) معیارهایی هستند که ما می توانیم از آنها برای اندازه گیری وضعیت کسب و کارمان استفاده کنیم . در اینجا به طور اختصاصی به شاخص های رسانه های اجتماعی خواهیم پرداخت . کنترل پیوسته این شاخص ها می توانند تاثیر شگرفی در رشد و توسعه کسب و کار شما در محیط های مجازی داشته باشند .

امروزه سئوالات زیادی ذهن بازاریابان دیجیتال را به خود مشغول کرده است . از جمله مهمترین این سئوالات عبارتند از :

  • متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی کدام هستند ؟
  • پیگیری این متریک ها چه تاثیر بر کسب و کار ما دارد ؟
  • آنالیز داده ها و ارقام مرتبط با رسانه های اجتماعی می تواند ایده های جدیدی را به ما بدهد ؟
  • و…

اگر شما مدیر یک رسانه اجتماعی هستید باید توانایی نشان دادن ارزش های کاری خود را داشته باشید و به کمک یکسری اعداد و ارقام و متریک های معین بهترین تصمیمات را بگیرید . بنابراین می توان نتیجه گرفت که موفقیت در دیجیتال مارکتینگ تنها با کمک متریک ها بوجود خواهد آمد .

شما (به عنوان بازاریاب آنلاین) باید به صورت مستمر به مدیران ارشد خود گزارشاتی را ارائه دهید . گزارشات شما باید برمبنای داده های واقعی تهیه شوند . تعداد فالوورها ، بازدیدها ، اشتراک گذاری ، لایک ها ، کامنت ها و … در یک رسانه اجتماعی نشان دهنده وایرال شدن یا نشدن محتوای شما می باشد . اگر محتواهای شما بتوانند به خوبی وایرال شوند ، شما می توانید امیدوار به دریافت بیشترین بازخوردها از سوی مخاطبان خود باشید .

داده های واقعی که از رسانه های اجتماعی استخراج می شوند ، اطمینان لازم را به مدیران می دهند تا با خاطری آسوده تر به سرمایه گذاری در آن رسانه اجتماعی بپردازند . همچنین این داده ها به یک دیجیتال مارکتر کمک خواهد کرد تا تصمیمات هوشمندانه تری را برای انتخاب و ادامه مسیر خود بگیرد .

مهمترین شاخص های رسانه های اجتماعی برای بازاریابان دیجیتال

قیف اجتماعی : عناصر موثر در یک رسانه اجتماعی

قبل از بررسی متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی به معرفی قیف شبکه های اجتماعی می پردازیم . به این منظور قیف یک شبکه اجتماعی را به 4 بخش زیر تقسیم می کنیم(به شکل1 توجه کنید) :

قیف رسانه های اجتماعی

قیف رسانه های اجتماعی

  1. آگاهی (Awareness) : این معیار مخاطبان فعلی و بالقوه را مشخص می کند .
  2. تعامل (Engagement) : این معیار نشان می دهد که مخاطبان شما چگونه با محتوای شما ارتباط برقرار می کنند .
  3.  تبدیل (Conversation) : این معیار میزان اثربخشی شما را در رسانه های اجتماعی نشان می دهد .
  4. مصرف کننده (Consumer) : این معیار منعکس کننده تفکرات و احساس مشتریان شما در مورد برند تجاری شما می باشد .

هرکدام از مراحل قیف بالا دارای یکسری متریک های مرتبط با خودشان هستند که برروی اثربخشی بازاریابی شبکه های اجتماعی تاثیر می گذارند . حالا می خواهیم به همراه یکدیگر به درون این قیف شیرجه بزنیم و به بررسی هر کدام از متریک های بخش های 4 گانه بالا بپردازیم :

شاخص های آگاهی

متریک هایی که در این دسته جای می گیرند اطلاعاتی را درباره مخاطبان فعلی و مخاطبان بالقوه به شما می دهند . در پایین مهمترین آنها را مشاهده می کنید :

1- آگاهی از برند (Brand Awarness)

در معیار آگاهی از برند ، شما باید به نام تجاری برندتان در تمامی رسانه های اجتماعی توجه داشته باشید . شما باید در طول دوره های زمانی مشخص گزارشاتی را بر پایه داده های آماری در مورد برندتان تهیه کنید .

شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید به موضوعات مهمی نظیر منشن شدن ، اشتراک گذاری ، لینک شدن ، تعداد نمایش و .. در شبکه های مختلف توجه داشته باشید . با توجه به شرایط برندتان می توانید طول دوره های گزارش گیری را تغییر دهید . معمولا این گزارشات هفته ای ، ماهانه یا فصلی تهیه می شوند .

مراحل طراحی این معیار:
  1. 1-تعیین معیارهای مهم برای برقراری ارتباط بین برند شما و مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه تان .
  2. 2- تعیین دوره گزارش گیری
  3. 3- سعی کنید سازگار باشید (Consistent) . سازگاری تضمین می کند که شما با روند دقیق و قابل اطمینانی داده های خود را مقایسه می کنید .
2-نرخ رشد مخاطبان(Audience Growth Rate)

نرخ رشد مخاطبان شاخصی است که شما می توانید به وسیله آن سرعت رشد برند خود را در رسانه های اجتماعی مختلف اندازه گیری کنید . این معیار در حقیقت سرعت افزایش فالوورهای شما را نشان می دهد .

همانطور که دسترسی در اینترنت همچنان در سراسر جهان افزایش می یابد ، دنبال کردن رسانه های اجتماعی مشهور نیز بیشتر مورد توجه مردم قرار خواهد گرفت . بنابراین انتظار رشد شبکه های اجتماعی هرگز دور از انتظار نخواهد بود .

به همین دلیل بسیار مهم است که بدانیم چه تعداد مخاطب جدید در ماه های گذشته بدست آورده ایم و این تعداد آیا برای حفظ شرایط رقابتی ما مناسب است .

مراحل پیگیری این معیار
  1. 1- دنبال کنندگان جدید خود را در هر شبکه اجتماعی به صورت دوره ای اندازه گیری کنید .
  2. 2-دنبال کنندگان جدید خود را به تعدا کل مخاطبان خود تقسیم کنید و عدد حاصل را در 100 ضرب کنید تا درصد رشد مخاطبان خود را بیابید .
3-مشاهده پست(Post Reach)

مشاهده یک پست تعداد افرادی را نشان می دهد که یک پست شما را مشاهده کرده اند .

این متریک بسیار ساده و قابل درک است . شما می توانید به صورت عملی تعداد مشاهده شدن پست های خود را استخراج کنید . این متریک اطلاعات جزئی بسیاری را با خود به همراه دارد . مثلا زمان آنلاین بودن مخاطبان شما را نشان می دهد و یا این که مخاطب شما به چه محتوایی بیشتر ارزش می دهد .

پیگیری این شاخص
  1. 1-تعداد بازدید هر پست را اندازه گیری کنید .
  2. 2-تعداد بازدید هرپست را بر تعداد کل مخاطبان خود تقسیم کنید . عدد بدست آمده را در 100 ضرب کنید تا درصد بازدید هر پست خود را بدست آورید .
4- پتانسیل مشاهده(Potential Reach)

پتانسیل مشاهده تعداد افرادی که در یک دوره گزارشی یک پست را مشاهده خواهند کرد ، نمایش می دهد . به عبارتی دیگر ، اگر فالوورهای شما پست تان را به اشتراک بگذارند ، تقریبا 2 تا 5 درصد از فالوورهای آنها روی پست شما تاثیر خواهند گذاشت .

درک این متریک بسیار مهم است چرا که شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید تلاش کنید تا مخاطبان خود را گسترش دهید . پتانسیل مشاهده شما را قادر می سازد تا میزان پیشرفت خود را بسنجید .

پیگیری این معیار
  1. 1- از ابزارهای نظارتی برای تعیین تعداد کل منشن ها و اشتراک گذاری پست های خود استفاده کنید .
  2. 2-بررسی کنید که چه درصدی از فالوورهای شما از طریق منشن ها به شما پیوسته اند .
  3. 3-با ضرب دو عدد مرحله 1 و 2 تعداد بازدید کننده پتانسیل مشاهده برند تجاری خود را بدست آورید . معمولا پتانسی شما باید عددی بین 2 تا 5 درصد باشد .
5- اشتراک گذاری صدا در شبکه های اجتماعی(Social Share of Voice [SSOV])

این معیار به اندازه گیری میزان اشتراک گذاری صوت تولید شده توسط برند شما در شبکه های اجتماعی می پردازد . این اشتراک گذاری ها می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می باشد . SSOV نشان دهنده توان رقابتی شما با سایر رقبا می باشد .

فرآیند پیگیری این معیار
  1. 1-میزان ذکر شدن نام تجاری خود را به صورت مستقم و غیرمستقیم در شبکه های اجتماعی بیابید .
  2. 2-نام رقبای خود را در لیستی اضافه کنید .
  3. 3-وضعیت رقبای خود را در یک دوره زمانی مشخص بسنجید .
  4. 4-تعداد اشتراک گذاری فایل های خود را به تمام اشتراک گذاری برندها تقسیم کنید و عدد بدسا آمده را در 100 ضرب کنید . شما می توانید با استفاده از ابزارهای آنالیز ، فرآیند این محاسبات را ساده تر کنید .

معیارهای تعامل (Engagement Metrics)

در این بخش به بررسی متریک هایی می پردازیم که به چگونگی برقراری ارتباط بین مخاطبان و محتوای تولیدی ما می پردازد .

6- نرخ تحسین(Applause Rate)

نرخ تحسین در واقع تعداد تاییدیه های یک پست است (مثل لایک کردن و یا اعلام علاقمندی) . این نرخ براساس تعداد لایک به تعداد کل مخاطبان بدست می آید .

هنگامی که یک فالوور یکی از پست های شما را لایک می کند به صورت غیرمستقیم اذعان می کند که پست شما برای او ارزشمند بوده است . دانستن این که چه محتوایی برای چه تعداد از مخاطبان شما ارزشمند بوده است ، می تواند مسیر شما را در طراحی محتواهای آینده تغییر دهد .

پیگیری این نرخ
  1. 1- تعداد کل لایک های یک پست را که در یک دوره مشخص دریافت کرده اید استخراج کنید .
  2. 2-عدد استخراج شده در مرحله قبل را بر تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کرده و حاصل را در 100 ضرب نمایید .
7- میانگین نرخ تعامل(Average Engagement Rate)

نرخ متوسط تعامل یا همان میانگین نرخ تعامل ، تعداد مشارکت ها در یک پست را نشان می دهد .( نظیر لایک ، اشتراک گذاری ، دایرکت ، ذخیره کردن ، کامنت و …) .

این نرخ یک معیار بسیار مهم است چرا که تعامل بیشتر به معنای درگیر شدن مخاطب با محتوای شما می باشد . شما باید همواره یک نرخ متوسط تعامل را برای هر پست در نظر بگیرید . اگر پست شما از تعامل بالایی برخوردار است زیاد نگران آیتم هایی نظیر لایک ، تعداد فالوور و … نباشید .

پیگیری این شاخص
  1. 1-جمع کردن تعداد لایک ها ، کامنت و اشتراک گذاری در هر پست
  2. 2-تقسیم عدد فوق بر تعداد کل فالوورها ضربدر 100

نکته : این معیار در هر پلت فرمی متفاوت است به عنوان مثال توئیتر و فیسبوک دارای نرخ تعامل پایین تری می باشند (مثلا 0.5 تا 1 درصد) . از طرفی دیگر اینستاگرام نرخ تعامل بالاتری دارد (در حدود 3 تا 6 درصد)

8- نرخ ارتقاء(Amplification Rate)

نرخ ارتقاء ، نسبت اشتراک گذاری هر پست به تعداد کل کاربران است . این نرخ توسط Avinash Kaushik نویسنده و بازاریاب دیجیتال گوگل طراحی شده است . ارتقاء در واقع نرخ توجه به محتوا و اشتراک گذاری آن در شبکه های اجتماعی را نشان می دهد . به هر میزان که نرخ ارتقاء شما بیشتر باشد نشان دهنده تمایل فالوورهای شما به برندتان می باشد .

چگونگی پیگیری این نرخ
  1. 1-تعداد دفعاتی که یک پست در یک شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود را در یک دوره زمانی مشخص استخراج کنید .
  2. 2-این تعداد را به کل فالوورها تقسیم کرده و در 100 ضرب نمایید .
9- نرخ ویروسی(Virality Rate)

این نرخ میزان اشتراک گذاری پست شما را بر تعداد نمایش های منحصربفرد (Unique View) در یک دوره زمانی نشان می دهد . همانند بسیاری از متریک های معرفی شده در این لیست ، نرخ ویروسی نشان دهنده اطلاعات دقیقی از یک بازاریابی می باشد . این نرخ به مراتب از تعداد لایک اهمیت بیشتری دارد .

مثلا فرض کنید یک پست که 17000 لایک دارد دارای نرخ ویروسی 0.1% باشد . در حالی که پست دیگری که تنها 10000 لایک دارد ممکن است نرخ ویروسی 9.97% داشته باشد و قطعا پست دوم با نرخ ویروسی بالاتر ارزشمندتر از پست اول با تعداد لایک بیشتر خواهد بود .

نحوه پیگیری این متریک مهم
  1. 1- میزان مشاهده منحصربفرد (Unique View) یا میزان تاثیر (Impression)  یک پست را استخراج کنید .
  2. 2- میزان اشتراک گذاری همان پست را بدست آورید .
  3. 3-میزان اشتراک گذاری را به میزان مشاهده منحصربفرد تقسیم کنید و آن را در 100 ضرب کنید تا نرخ ویروسی شما بدست آید .

معیارهای تبدیل

شاخص هایی که در زیر مطرح می شوند میزان مشارکت اجتماعی (Social Engagement) را نشان می دهد :

10- نرخ تبدیل(Conversion Rate)

نرخ تبدیل به کلیک کنندگان روی یک لینک به کل بازدیدکنندگان آن لینک گفته می شود . البته این کلیک باید منجر به یک اقدام شود . منظور از اقدام (Action) می تواند عضویت در یک خبرنامه ، دانلود یک محتوا و یا ثبت نام در یک وبینار باشد .

یک نرخ تبدیل نشان دهنده میزان ارزشمند بودن و قانع کننده بودن محتوای شما برای مخاطبان هدف می باشد . از دیدگاه رسانه های اجتماعی ، این نرخ نشان دهنده قدرت برند و محتوای شما برای مخاطب است . در حقیقت این نرخ نشان می دهد که شما به چه میزانی توانسته اید انتظارات را برآورده کنید .

پیگیری این نرخ
  1. 1- یک پست با یک پیوند ارتباطی به صفحه فرود (Landing Page)  را با کمک یک کوتاه کننده لینک ایجاد کنید . صفحه فرود شما باید امکان پیگیری و آنالیز ترافیک شما را داشته باشد .
  2. 2- نرخ مشاهده آن پست را محاسبه کنید .
  3. 3- نرخ کلیک شدن بر روی آن لینک را بدست آورید .
  4. 4- از تقسیم نرخ کلیک به نرخ مشاهده و ضرب آن در 100 نرخ تبدیل خود را بدست آورید .

نکته : ممکن است در برخی مواقع یک پست تعداد مشاهده کمی داشته باشد امّا نرخ تبدیل آن بالا باشد . در چنین حالتی بازدید کنندگان اندک همان مشتریان واقعی خواهند بود . نرخ تبدیل یک معیار مهم برای نشان دادن اثر پذیری یک شبکه اجتماعی می باشد .

11- میزان کلیک(CTR:Click Through Rate)

میزان کلیک یا همان CTR معمولا میزان کلیک افراد بر روی لینک موجود در هر پست می باشد (Call to Action) .این متریک را نباید با سایر اقدامات تعامل (نظیر اشتراک گذاری ، لایک ، کامنت) اشتباه گرفت .

CTR به طورخاص فقط به یک لینک مرتبط است که مخاطبان را به سمت یک محتوا می برد . ردیابی CTR به شما بینش ارزشمندی را درباره چگونگی ارائه پیشنهاداتتان به مخاطبان هدف را می دهد .

پیگیری این متریک
  1. 1- کل کلیک بر روی یک لینک را اندازه گیری کنید .
  2. 2- کل اقدام های انجام شده بر روی آن لینک را اندازه گیری کنید (اقدام انجام شده : ثبت نام ، خرید ، دانلود و..)
  3. 3- تعداد کل اقدامات را به کل کلیک ها تقسیم کنید و عدد حاصل را در 100 ضرب کنید .

نکته مهم : فراموش نکنید که در طی یک دوره زمانی مشابه میزان کلیک و اقدام را یادداشت کنید .

12- نرخ پرش(Bounce Rate)

نرخ پرش درصد بازدیدکنندگان یک صفحه فرود می باشند که با استفاده از یک لینک یا موتور جستجو به آن صفحه وارد می شوند امّا به سرعت و بدون آنکه اقدامی را انجام دهند از آن صفحه خارج می شوند .

نرخ پرش به شما این امکان را می دهد تا میزان ترافیک وارد شده از رسانه های اجتماعی را اندازه گیری کنید و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) خود را در مقابل سایر منابع ترافیکی (مثلا ترافیک فیسبوک در مقابل ترافیک جستجوی گوگل) بدست آورید .

اگر نرخ پرش رسانه های اجتماعی شما پایین تر از سایر منابع باشد ، نشان دهنده این واقعیت است که کمپین رسانه های اجتماعی شما توانسته است مخاطبان هدف را به خوبی شناسایی نماید و نیازهای آنها را برآورده نماید و ترافیک ارزشمندی را به سوی صفحات فرود شما روانه کند .

پیگیری نرخ پرش
  1. 1- تنظیم گوگل آنالیتیکس
  2. 2- ورود به برگه Acquisition در بخش channeles و سپس به بررسی All traffic بروید .
  3. 3- با کلیک بر روی دکمه Bounce Rate نرخ پرش در کنال های مختلف را می توان مشاهده کرد .

نکته : یافتن میزان اثربخشی رسانه های اجتماعی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست . شما باید برای اثبات ارزش رسانه های مختلف در یک کسب و کار ، مدت زمان طولانی را بر روی آن تمرکز کنید .

13 – هزینه هر کلیک (CPC : Cost Per Click)

هزینه هر کلیک یا CPC مبلغی است که شما به ازای هر کلیک بر روی پست هایتان در شبکه های اجتماعی پرداخت می کنید . شما باید با توجه به CPC انتخاب کنید که تبلیغاتتان در فیسبوک ، اینستاگرام ، توئیتر یا لینکدین نمایش داده شود . شما با CPC می توانید به راحتی هزینه های خود را مدیریت کنید و یک سرمایه گذاری منطقی و کارآمد انجام دهید .

پیگیری این شاخص
  1. 1- یک پلتفرم مدیریت آگهی مناسب انتخاب کنید .
  2. 2- امکانات و گزینه های مختلف آن را مورد بررسی قرار دهید .

نکته حیاتی : کمپین های تبلغاتی CPC (هزینه دار) می توانند برای رشد لحظه ای مناسب باشند . امّا هرگز آنها را برای مدت طولانی نگهداری نکنید چرا که می توانند نتیجه معکوسی برای کسب و کار شما در پی داشته باشند .

14- هزینه انجام شده برای هر هزار حمایت (Cost Per Thousand Impression)

CPM مبلغی است که شما برای حمایت هزار نفر از یک پست تان در یک رسانه اجتماعی پرداخت می کنید . بر خلاف CPC یک CPM معمولا منجر به یک اقدام (Action) نشود .

در CPM هدف فقط نمایش یک محتوا به مخاطبان می باشد . CPM یک روش سریع و ارزان برای اشتراک گذاری محتواهایتان می باشد .

ییگیری این متریک
  1. 1- انتخاب یک پلتفرم مدیریت آگهی
  2. 2- بررسی گزینه های مختلف آن

نکته : یک کمپین CPM را برای مدت طولانی اجرا نکنید چرا که ممکن است نتایج معکوسی را برای شما در برداشته باشد .

15- نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی (Social Media Conversion Rate)

نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی در حقیقت تعداد کل تبدیل هایی است که از رسانه های اجتماعی بدست می آید و به صورت یک درصد بیان می شود .

نقش این متریک بستگی به تاثیر هر پست شما در یک کمپین تبلیغاتی دارد . به دیگر عبارت این متریک پاسخ هایی را برای این سئوال می دهد که : چگونه پیشنهادات یک برند می تواند مخاطبان هدف را جلب نماید ؟

کنترل این شاخص
  1. 1- یک پیوند کوتاه شده در تبلیغ خود ایجاد کنید .
  2. 2- تعداد کل تبدیل های خود را اندازه گیری کنید .
  3. 3- تبدیل های رسانه های اجتماعی خود را به کل تبدیل های خود تقسیم کنید و آن را در 100 ضرب کنید تا نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی خود را بدست آورید .
16- نرخ مکالمه(Conversion Rate)

نرخ مکالمه در شبکه های اجتماعی ، به نسبت کامنت های هر پست به تعداد کل مخاطبان شما در آن شبکه گفته می شود .

این نرخ به شما کمک می کند تا بتوانید ردیابی خوبی بر روی کامنت ها داشته باشید . در واقع این معیار ، توانایی شما را برای برقراری یک گفتگو با مخاطبانتان نشان می دهد .

پیگیری این نرخ
  1. 1- سعی کنید با کمک ابزارهای مختلف ، نظرات کاربران خود را در یک دوره زمانی بدست آورید .
  2. 2- تعداد نظرات استخراج شده در مرحله قبل را به تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کنید تا نرخ مکالمه را بدست آورید .

شاخص های مشتری(Customer Metrics)

متریک های زیر نشان می دهد که مشتریان فعال شما در مورد برندتان چه تصور و احساسی دارند .

17- رضایت مشتری(Customer Testimonials)

متریک رضایت مشتری به بررسی و ارزیابی نظرات و مصاحبه های خاص مشتریان درباره یک برند می پردازد .

هدف نهایی این متریک ، دریافت احساس مشتریان از یک برند می باشد . این احساس می تواند منجر به اشتراک گذاری تجربیات خوب مشتریان با افراد دیگر گردد .

این متریک اعتماد و اعتبار  مشتری را به یک برند نمایش می دهد . اگر شما به دنبال جذب مشتری بیشتری هستید از مشتریان خوب خود بخواهید تا نظرات خود را درباره برند شما بیان نمایند .

یک کمپین در رسانه های اجتماعی راه اندازی کنید تا مردم درباره محصول و سرویس های شما توصیفات خود را بنویسند یا ویدئویی از کاربرد محصولات شما تهیه کنند . سعی کنید به طور دقیق نظرات مشتریان خود را رصد کنید و انتقادات آنها را به شدت جدّی بگیرید .

این متریک کاملا کیفی می باشد و نمی توان عدد و رابطه ای برای آن تعریف کرد .

18- ارزیابی رضایت مشتری(Csat:coustomer Satisfaction Score)

نرخ رضایت مشتری یا Csat ، متریکی است که رضایت افراد از محصولات و سرویس های شما را نشان می دهد . معمولا امتیاز Csat از یک سئوال ساده بدست می آید ؟ میزان رضایت کلی خود از این محصول را بیان کنید ؟ (یک امتیاز از 1 تا 10 بدهید)

شما می توانید از مشتریان خود بخواهید که میزان رضایت خود را در مقیاس خطی به صورت امتیازی از 1 تا 10 و یا احساساتی (ضعیف ، متوسط ، خوب ، عالی ، بسیار عالی) ارائه کنند . Csat یک راه مطمئن برای درک نظر مشتریان درباره یک برند خاص می باشد .

پیگیری این سنجه
  1. 1- ایجاد فرم جمع آوری نظرات
  2. 2-جمع کل نظرات نظرسنجی
  3. 3-تقسیم کل نمرات به تعداد کل نظرات
19- نمره ترویج(NPS:Net Promoter Score)

نمره ترویج یا NPS متریکی برای اندازه گیری وفاداری مشتری می باشد . برخلاف Cast ، متریک NPS برای پیش بینی مشارکت مشتریان در آینده کاربرد دارد .

در این متریک ما تنها با یک سوال اساسی مواجه هستیم و آن این است که چقدر احتمال دارد که برند/محصول/خدمات ما را به یک دوست توصیه کنید ؟

سپس از مشتریان خواسته می شود تا با یک عدد ( از 0 تا 10) به این سئوال پاسخ دهند و براساس این نمره مشتریان به سه دسته زیر تقسیم می شوند :

  1. 1- رقیبان (نمره 0 تا 6)
  2. 2-منفعلین (نمره 7 تا 8)
  3. 3-طرفداران (نمره 8 تا 10)

NPS از این لحاظ یک متریک منحصربفرد محسوب می شود که میزان رضایت فعلی مشتری و همچنین میزان فروش احتمالی در آینده را به صاحبان کسب وکار نمایش می دهد . این متریک آنقدر قوی است که می توان از آن برای سازمان های مختلف (دولتی ، خصوصی) از آن استفاده کرد .

نحوه پیگیری این متریک
  1. 1- ایجاد یک نظرسنجی در شبکه های اجتماعی
  2. 2-حذف رقیبان(نمرات 0 تا 6 ) از نظرسنجی
  3. 3- تعداد باقیمانده را به تعدا کل پاسخ دهندگان تقسیم کنید و در 100 ضرب کنید تا نرخ NPS خود را بدست آورید .

و در پایان …

کار با داده ها شما را عاشق آنها خواهد کرد . شما باید همیشه به کاوش عمیق در معیارهای مختلفی که می تواند باعث رشد و پیشرفت شما و برند تحت حمایت تان شود بپردازید .

شما می توانید به راحتی توانایی های خود (مهارت هایتان) را با آنالیزهای دقیق ، کاربردی تر سازید . تحلیل رسانه های اجتماعی یک روایت جذاب است که می تواند برای سازمان شما ارزش آفرینی نماید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

منبع : سایت Hootsuite

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

استفاده درست از هشتگ ها در اینستاگرام می تواند شانس مشارکت بیشتری را از سوی فالورها برای شما فراهم کند . هشتگ ها به عنوان یک دسته بندی کننده محتوا در اینستاگرام محسوب می شوند . آنها محتوای شما را برای علاقمندان به آن موضوع قابل شناسایی می نمایند .

هرکسی که برروی یک هشتگ کلیک نماید صفحاتی را که با آن هشتگ برچسب گذاری شده اند را مشاهده خواهد کرد . این که با استفاده از هشتگ ها در چه جایگاهی در صفحه جستجو اینستاگرام قرار گیرید به عوامل زیادی بستگی دارد . از جمله این عوامل می توان به چگونگی استفاده از هشتگ ، تعداد نظرات پست ، زمان ارسال و .. اشاره کرد . هنگامی که شما پستی را به اشتراک بگذارید میزان فعالیت فالورهای شما ، بر روی پست تان می تواند آن پست را به صدر نتایج ببرد .

ما در اینجا سعی داریم به بیان نکاتیی بپردازیم که به شما کمک خواهد کرد تا با کمک هشتگ ها ، فالورهای جدیدی را برای خود جذب کنید . هشتگ هایی که باعث اشتراک گذاری بیشتر محتوای شما و افزایش ترخ تعامل محتواهای شما خواهند شد .

(مطلب مشابه : 11 نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام)
(مطلب ارزشمند : تاریخچه هشتگ و استراتژی هشتگ)

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

نکاتی درباره هشتگ ها در اینستاگرام

”  مردم هم اکنون هشتگ ها را در اینستاگرام به طور جدّی دنبال می کنند” . بدین صورت که محتوای شما می تواند توسط کسانی که شما را فالو نمی کنند هم دیده شود . بنابراین شما باید سعی کنید بهترین محتوا را تولید کنید و مرتبط ترین هشتگ ها را برای بهتر دیده شدن انتخاب کنید . مطمئن باشید در صورتی که هشتگ های مناسبی را انتخاب کنید عدّه زیادی شما را دنبال خواهند کرد و به لیست علاقمندان شما افزوده خواهند شد .

استفاده از هشتگ های تکراری و نامناسب ، بدترین استراتژی است که می توانید در پیج اینستاگرام خود دنبال کنید . کاربران معمولا از هشتگ های تکراری ، خسته می شوند و دیگر به هیچ عنوان حاضر به دنبال کردن آن نمی باشند .

به طور کلی همانطور که استفاده از تعداد زیاد هشتگ در یک پست توصیه نمی شود ، ارسال نظرات تکراری یا محتواهای مشابه نیز توصیه نمی شود . هنگامی که یک پست ایجاد می کنید فقط از هشتگ های معنی دار استفاده کنید و سعی کنید هشتگ مرتبط با موضوع محتوایتان را انتخاب کنید .

شما در استراتژی هشتگ گذاری خود نباید به دنبال بیشتر دیده شدن یک پست توسط افراد مختلف باشید بلکه باید به دنبال دیده شدن توسط مناسب ترین افراد باشید . در صورتی که این مورد را به درستی به کار گیرید شما می توانید تعامل بهتری را با کاربران خود برقرار کنید و فالورهای بیشتری را به سوی خود بکشانید .

هشتگ ها در پروفایل های تجاری

پروفایل های تجاری (Business Profile) توانایی اندازه گیری مقدار تاثیرگذاری هشتگ ها را دارند . برای این منظور ابتدا بر روی پست مدنظر بروید و سپس به روی دیدن اطلاعات آماری کلیک کنید و صفحه را به بالا بکشید و به تعداد بازدیدهای که از هشتگ شما بوجود آمده اند دقت کنید (شکل 1). با ردیابی این داده ها می توانید به این نتیجه برسید که کدام هشتگ ها برای بهبود وضعیت شما موثرتر هستند .

استفاده از هشتگ ها در استوری ها

شما می توانید با قرار دادن هشتگ در استوری های خود ، مخاطبان خود را به سمت خود بکشید . شما می توانید هشتگ را به صورت معمولی ( همانطور که در پست استفاده می کنید) در استوری نیز به کار ببرید . هم چنین می توانید از برچسب هشتگ استفاده کنید . شما می توانید تا 10 هشتگ را در استوری های خود داشته باشید . بهتر آن است که برخی از هشتگ ها را در استوری های خود مخفی کنید تا باعث اذیّت شدن کاربر نشوند .

استفاده از هشتگ ها در بیو

شما می توانید هشتگ های موردنظر خود را در بیوی پیج تان قرار دهید . هنگامی که یک کاربر بر روی یک هشتگ ضربه می زند به صفحه آن هشتگ منتقل خواهد شد . این راه یک شیوه مناسب برای تعامل با مخاطب یا جمع آوری محتوای تولید شده توسط شما می باشد .

استفاده از هشتگ ها در کامنت ها

شما در یک پست می توانید حداکثر تا 30 هشتگ را به کار ببرید . ولی نگران نباشید ، شما امکان استفاده از هشتگ را در کامنت های پست های خودتان و دیگگر افراد را دارید . شما با استفاده از هشتگ در کامنت های پست های افراد دیگر ، نظر خود را پررنگ تر و چشم نوازتر خواهید کرد .

پیداکردن بهترین هشتگ ها برای کسب و کار شما

هشتگ هایی که می خواهید استفاده کنید باید با فضای کسب و کار شما متناسب باشند . ولی همیشه سعی کنید یک لیست کامل از هشتگ های موردنیاز خود را تهیه کنید . سعی کنید هشتگ هایی متناسب با برند خود بوجود آورید . شما می توانید از کمپین های هشتگی برای برند خود استفاده کنید و کاربران خود را ترغیب به استفاده از یک هشتگ خاص نمایید .

انتخاب هشتگ یک کار فنی و تخصصی است . همواره به دنبال خلاقیت در به کاربردن هشتگ ها باشید . خلاقیت و نوآوری در تولید هشتگ های جدید و جایگزین کردن آن ها با هشتگ های پرکاربرد رقبایتان ، یک شانس برای پیروزی شما در جنگ هشتگ ها و ترند شدن می باشد .

شما می توانید هشتگ مورد نظر خود را در صفحه جستجو هشتگ ها وارد کنید ، اینستاگرام یک لیست کامل از هشتگ های مرتبط با کلید واژه شما را ارائه می دهد . شما می توانید از این هشتگ ها و یا ترکیب های نوآورانه و حتی عجیب و غریب آنها استفاده کنید .

و در پایان …

پست هایی که روند موفقیت آمیزی داشته اند (در لیست اکسپلور در صدر قرار می گیرند) را زیر نظر بگیرید و هشتگ های آنها را مورد بررسی قرار دهید . درنهایت همیشه دقت کنید که هشتگ هایتان با موضوع کاری شما مرتبط باشند و مراقب باشید که دچار پراکندگی هشتگی نشوید .

نویسنده : مسعود معاونی

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

11 گام کلیدی که باید پس از فاز سرمایه گذاری در یک استارتاپ مورد توجه قرار گیرند :

پس از آن که یک استارتاپ ایده خود را راه اندازی کرد و توانست سرمایه گذار مناسبی را برای خود بیابد ، اولین چیزی که به آن نیاز است توجه کند مسیر حرکت آینده استارتاپ خواهد بود . در ادامه به 11 گام مهمی که استارتاپ ها باید همواره به آنها توجه داشته باشند می پردازیم :

گام های کلیدی برای رشد استارتاپ ها

گام های کلیدی برای رشد استارتاپ ها

1– یافتن چرایی هر موضوعی

همیشه در انجام هر کاری چرا/چراهای مرتبط با آن کار را بیابید . به عنوان مثال : چرا برخی از کارها باعث می شوند تا شما نتوانید به پارامترهای مناسب خود دست یابید ؟ چرا محصول یا سرویس شما مورد توجه قرار نمی گیرد ؟ چرا نمی توانید رضایت مشتریان خود را جلب کنید ؟ و…

سعی کنید برای یافتن جواب این چراها یک گام به عقب بردارید .  ایده های اولیه خود را مجدد مورد ارزیابی حدّی قرار دهید . کارهای سخت و پیچیده را به شدت مورد توجه قرار دهید چرا که در پشت این سنگ های بزرگ جواب بسیاری از چراهای شما قرار گرفته است . شما می توانید با حل کردن مشکلات و کارهای بزرگ ، بازخوردهای مناسبی درباره محصولات یا خدمات تان بگیرید و بهبودهای اساسی در فرآیندهای کسب و کار خود بوجود آورید .

2– انجام اقدامات ضروری

برخی از کارها باید با سرعت انجام پذیرند . جلسات با سرمایه گذاران را همواره مدنظر داشته باشید . شما می توانید در جلسات سرمایه گذاری بسیاری از اقدامات ضروری و فوریتی را بشناسید . این اقدامات را در یک لیست مخصوص فهرست بندی کنید و همیشه به آنها توجه داشته باشید .

3– اعمال بازخوردها

شما با شروع کار خود ، بازخوردهای متنوعی و بعضا ناراحت کننده ای را دریافت خواهید کرد . بازخوردها می توانند باعث ایجاد یک روند مثبت وسازنده در کسب و کار شما شوند . شما می توانید از بازخوردها برای پیشرفت و روند رو به جلوی خود بهره ببرید .

توجه داشته باشید که بسیاری از بازخوردها مفید نیستند و تنها وقت و انگیزه شما را مورد هدف قرار می دهند . امّا بازخوردهای طلایی نیز وجود دارند که شناخت آنها می تواند کاتالیزور بسیار خوبی برای رشد سریع باشد .

4– نظارت برمخاطبان هدف

هرگز مخاطبان هدف خود را فدای سرمایه گذاران خود نکنید . استارتاپ شما برای تامین نیازهای مخاطبان ایجاد گردیده است ، نه سرمایه گذاران . علیرغم احترام به سرمایه گذاران ، هرگز مخاطبان خود را فراموش نکنید و تمام تلاش خود را برای حل مشکلات آنها به کار گیرید .

5– عدم تردید در انجام کارها

هرگز به خود تردید راه ندهید و پرقدرت به کار خود ادامه دهید . شما ممکن است در مراحل کار خود زیاد “نه” بشنوید . امّا تلاش خود را متوقف نکنید و امیدوار باشید که به زودی “بله” های بسیار بزرگی را خواهید شنید . مطمئن باشید که شما می توانید سرمایه گذار مخصوص به خود را داشته باشید ، پس محکم رو به جلو حرکت کنید .

(مطلب مرتبط : استارتآپ های مطرح در آمریکا در سال 2018)
(مطلب مرتبط : تیم سازی و تاثیر آن در کسب وکار)
(مطلب کاربردی : منتور کیست و منتورینگ در استارتاپ چیست ؟)

6– تمرکز ، تمرکز و بازهم تمرکز

سعی کنید بر موضوعاتی که در کنترل شما می باشند تمرکز کنید . در یک استارتاپ بسیاری از مسائلی که بوقوع می پیوندند در اختیار شما نمی باشند . به دنبال شناسایی مسائل غیرقابل کنترل باشید و با تمرکز بر راهکارهای موجود خود(استارتاپ تان) را قوی کنید و تا می توانید استارتاپ خود را از مشکلات غیرقابل کنترل دور سازید . قدرت تمرکز بالای شما می تواند اعتماد سرمایه گذاران را جلب نماید و اعتبار بیش از قبل برای شما به همراه آورد .

7– لیست سرمایه گذاران موثر

بسیاری از سرمایه گذاران اعلام می کنند که فعلا تمایلی به سرمایه گذاری های جدید ندارند . ممکن است این سرمایه گذاران به زودی به فعالیت شما علاقمند شوند . پس سعی کنید لیستی از سرمایه گذاران را در اختیار داشته باشید و با بروزرسانی مستمر این لیست ، شانس جذب سرمایه گذاران جدید را از دست ندهید .

8– سبد ایده به جای داشتن یک ایده

ایده ها تنها یک روی سکه هستند . هرچند که یک ایده ممکن است بسیار جذاب باشد ، امّا تمام واقعیت ها را نشان نمی دهد . ایده مانند یک نان تازه است که اگر استفاده نشود خیلی زود بیات می شود . بنابراین سعی کنید همواره سبدی از ایده ها را داشته باشید .

وقتی به سراغ یک سرمایه گذار می روید به جای یک ایده خام و مبهم یک نمونه اولیه(MVC) از محصول یا سرویس خود را عرضه کنید . سعی کنید نمونه اولیه خود را در مقیاس کوچک عرضه کنید ولی شامل تمام آنچه که در دنیای واقعی وجود دارد ، بشود . نمونه اولیه شما باید قابلیت کار با مشتریان واقعی را داشته باشد و جلوه گر تفکرات شما باشد . اگر نمونه اولیه نتواند مشتری را قانع کند ، مطمئن باشید محصول نهایی هم نخواهد توانست رضایت مشتری را بدست آورد .

9– اهداف متفاوت

ممکن است شما سرمایه گذار مدنظر خود را بدست آورده باشید ، امّا هرگز سرمایه گذاران را رها نکنید و اهداف مختلفی را برای جذب سرمایه گذاران تعریف کنید . مدل کسب و کار شما بایستی بتواند اهداف گوناگونی را در فازهای مختلفی تعریف کند .

10– راهکارهای جدید ، شرکای تجاری جدید

همواره شیوه های گوناگونی برای موفقیت وجود خواهند داشت . شما باید شبکه ای از شرکای استراتژیک را برای خود بسازید . این شرکای استراتژیک به خوبی می توانند ضعف های شما را پوشش دهند و احتمال شکست خوردن شما را کاهش دهند .

11– راه اندازی

هیچ گاه از شروع کردن نترسید ، شروع یک کار همواره سخت و به شدت ابهام انگیز است . امّا بعد از شروع آن مشاهده خواهد کرد که آنقدر هم کار دشواری نبوده است . سعی کنید کار خود را با حداقل های ممکن شروع کنید و کسب و کار خود را توسعه دهید . در اکوسیستم استارتاپی معمولا گفته می شود که احتمال موفقیت در کسب و کارهای لاغر و چابک بیشتر است . کسب و کار لاغر ، استارتاپی است که تلاش می کند تا با حداقل امکانات بیشترین پیشرفت ها را داشته باشد .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

گوگل آنالیتیکس ابزاری برای ردیابی رسانه های اجتماعی

گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس

سایت شما ، سنگ بنای کسب و کار آنلاین شما می باشد . امّا فراموش نکنید که برادر دوقلوی سایت شما ، شبکه های اجتماعی شما می باشند . شبکه های اجتماعی شما باید با سایت شما در یک هماهنگی کامل باشند تا با ارزش ترین دارایی شما در فضای مجازی ، یعنی ترافیک را به صورت مستمر به سمت سایت شما هدایت کنید . (بزرگترین فراموش شده این پاراگراف آنالیز داده بوسیله ابزار ارزشمند گوگل آنالیتیکس می باشد ، امّا نگران نباشید این پست به طور کامل به این موضوع اختصاص دارد ).

توجه داشته باشید که تجارت الکترونیک شما علاوه بر سایت و شبکه های اجتماعی نیاز به یک خواهر دوست داشتنی و جواهرگونه هم دارد . آن خواهر طلایی آنالیز داده های کسب و کار شما می باشد . شما باید بتوانید در هر زمانی و مکانی ترافیک سایت خود را آنالیز کنید تا بتوانید ضعف های کاری خود را شناسایی کنید ، اولویت های موجود را بیابید و بهبود متوالی در تجارت آنلاین خود داشته باشید . اینجاست که خواسته یا ناخواسته به یاد ابزاری ارزشمند به نام گوگل آنالیتیکس می افتیم .

گوگل آنالیتیکس اطلاعات کاملی درباره بازدید کنندگان وب سایت شما ، رفتار آن ها و منبع ورود ترافیک سایت به شما ارائه می دهد . شما به راحتی خواهید توانست نرخ بازگشت سرمایه ROI شبکه های اجتماعی خود را محاسبه کنید . این نرخ به شما کمک خواهد کرد تا بر روی شبکه هایی سرمایه گذاری کنید که کارآیی بیشتری برای شما دارند .

ما در این پست 6 گام اساسی را برای ردیابی رسانه های اجتماعی در گوگل آنالیتیکس بررسی خواهیم کرد :

1- ایجاد شبکه های اجتماعی به هدف افزایش ترافیک وب سایت :

قبل از اینکه بتوانید ابتکارات رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس دنبال کنید باید شبکه های اجتماعی متنایب با هدف خود را در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید . این اهدف باید بخشی از برنامه کلی بازاریابی رسانه های اجتماعی شما باشند و با استراتژی و برنامه بازاریابی شما هماهنگ باشند .

اگر هدف شما در استفاده از شبکه های اجتماعی افزایش ترافیک وب سایتتان می باشد مدل S.M.A.R.T به شما توصیه می شود تا بتوانید بهتر به هدفتان برسید . در این مدل به خاص بودن ، قابل دستیابی بودن ، قابل اندازه گیری بودن ، مرتبط بودن و متناسب با زمان بودن محتوا ها تاکید شده است . (شکل1)

2- در گوگل آنالیتیکس ثبت نام کنید :

این گام بسیار مهم است ، اگر قصد دارید که رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس رصد کنید ، باید حتما ثبت نام نمایید (متاسفانه این سرویس برای ایرانیان غیر فعال است ، سعی کنید از پروکسی یا VPN برای دسترسی به آن استفاده کنید) . شما باید یک حساب برای دسترسی به گزارش های ترافیکی وب سایت خود داشته باشید . شما می توانید به سادگی از آدرس  google.com/analytics فرآیند ثبت نام خود را دنبال کنید و مراحل زیر را دنبال کنید .

3- دریافت کد ردیابی در گوگل آنالیتیکس :

برای جمع آوری داده های وب سایت تان ، شما باید ابتدا کد ردیابی خود را تنظیم کنید . دو راه برای جمع آوری داده های وب سایت شما وجود دارد : استفاده از Google Tag Manager  یا اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما می باشد . در ادامه به طور مفصل به بررسی این دو شیوه می پردازیم :

1- Google Tag Manager

این رویکرد به عنوان یک اولویت به شما توصیه می شود چرا که Google Tag Manager مدیریت سایت شما را ساده تر می کند .

2-اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما

برای استفاده از این روش شما باید به کد منبع وب سایت خود دسترسی داشته باشید و امکان ویرایش کد HTML را داشته باشید . شما می توانید وارد مدیریت حساب های خود شوید و از Track info کد Tracing خود را که در داخل یک تگ <script>…</script قرار دارد را بردارید و در درون تمام صفحات خود در سایت تان قرار دهید .

  4- تنظیم اهداف گوگل آنالیتیکس :

اثربخش بودن رسانه های اجتماعی در کسب و کار شما فراتر از تعداد نمایش ، بازدید و ترافیک ارسالی به سوی سایت شما می باشد . شما باید در رسانه های اجتماعی نرخ ROI خود را بدست آورید . همچنین شما باید با متریک های مهم دیگری نیز آشنا شوید .

5- درک گزارش های رسانه های اجتماعی :

هشت گزارش عالی در گوگل آنالیتیکس وجود دارد . این گزارش ها به شما کمک خواهد کرد تا تاثیرات شبکه های اجتماعی را بر کسب و کار خود شناسایی کنید . شما می توانید این گزارشات را از بخش Acquisition > social مشاهده کنید .

6- داده های ارزشمند گزارش ها :

شما می توانید از داده هایی که از گزارشات مرحله قبل بدست آمده است ، برای افزایش ترافیک وبسیایت خود استفاده کنید . شما می توانید از این نمودارها برای ارائه گزارشاتی دقیق و کاربردی به مدیران ارشد خود استفاده کنید .

رسانه های اجتماعی مهمترین ابزار برای موفقیت در یک کسب و کار آنلاین می باشند ولی فراموش نکنید که همواره شما نیاز به اندازه گیری ، ردیابی ، آنالیز ترافیک خود را دارید تا بتوانید بهبود لازم را در فرآیندهای کاری تان بوجود آورید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

معرفی مدل های کسب و کار

مدل های درآمدی کسب و کار

مدل های درآمدی کسب و کار

در این پست می خواهیم درباره مدل های کسب و کار صحبت کنیم . یک استارتاپ (کسب و کار نوپا) باید برای موفقیت دارای یک مدل کسب و کار و مدل درآمدی متناسب با آن باشد . مدل کسب و کار یک ابزار مفهومی است که شامل مجموعه ای از عناصر مرتبط با یکدیگر می باشد و منطق یک نهاد را برای درآمدزایی نشان می دهد .

در یک مدل کسب و کار به دنبال ارائه یک روش به مشتری خود می باشیم . ما باید در مدل کسب و کار خود نحوه تعامل و ارتباط با مشتری و سایر عوامل را تعیین کنیم . داشتن مدل کسب و کار برای هر استارتاپی ضروری و لازم است . برای استخراج مدل کسب و کار باید حتما بوم کسب و کار را ترسیم نماییم . بوم کسب و کار به ما کمک می کند تا تمامی زوایای پنهان یک کسب و کار را بشناسیم .

(مطلب مشابه : چگونگی راه اندازی یک کسب و کار الکترونیک)

(مطلب مرتبط : مهارتها و قوانین کسب و کار)

(جدیدترین مطلب در این حوزه : تیم سازی و تاثیر آن بر کسب وکار)

بوم کسب و کار

بوم کسب و کار

یکی از موارد بسیار مهم در یک مدل کسب و کار شیوه کسب درآمد از آن کسب و کار یا مدل درآمدی می باشد . در یک مدل درآمدی بایستی به ارزش پیشنهادی توجه شود . ارزش پیشنهادی دلیل/دلایلی است که شما/مشتری برای خرید یک محصول دارید .

موارد موثر در ارزش پیشنهادی :

  • *تازگی داشتن : معمولا محصولات و تکنولوژی هایی که جدید وارد بازار می شوند ، رغبت زیادی در مشتریان برای خرید ایجاد می کنند . اگر شما بتوانید محصولی منحصربفرد و با تکنولوژی بالایی را به بازار ارائه دهید می توان گفت که ارزش پیشنهادی شما قابل قبول خواهد بود .
  • *عملکرد بهتر : در بازار از یک محصول خاص ، شاهد انواع مدل ها می باشیم . اگر شما بتوانید محصولی را به بازار ارائه دهید که عملکرد بهتری را نسبت به سایر محصولات ارائه نماید ، محصول شما دارای یک ارزش بیشتری خواهد بود .
  • *امکان سفارشی سازی : محصولات و حتی خدمات اگر دارای قابلیت سفارشی سازی داشته باشند می توانند مورد توجه بیشتر مشتریان قرار گیرند . سفارشی سازی بدین معنا می باشد که یک محصول با توجه به نیازهای هر مشتری قابل تنظیم باشد . سفارشی سازی امروزه در محصولات نرم افزاری از اهمیت بسیاری زیادی برخوردار گردیده است .
  • *پشتیبانی و انجام کامل کار : وقتی محصولی به بازار ارائه می شود ، جدای از کیفیت آن محصول گارانتی آن هم برای مشتریان بسیار مهم خواهد بود . برندی که نتواند نظر مشتری را جلب نماید ، نمی تواند به رشد و توسعه در آینده امیدوار باشد .
  • *طراحی منحصربفرد : رقابت در بازار یک اصل اساسی و پایه ای می باشد . اگر شما (برند شما) بتواند محصولی را به بازار ارائه نماید که هیچگونه نمونه مشابه ای از آن وجود نداشته باشد می تواند بخش عمده ای (نزدیک به 100 درصد) از بازار را در اختیار خود بگیرد و سایر رقبا را از میدان خارج نماید .
  • *برند ، مقام و منزلت : بِرند شدن بسیار حیاتی است . اکثر کسانی که از محصولات اپل استفاده می کنند به خاطر نام برند اپل از محصولات این شرکت استفاده می کنند (لاکچری بودن) . در حالی که ممکن است محصول مدنظر آنها قابلیت های خاصی نداشته باشد . پس سعی کنید بر روی برندسازی و ایجاد شخصیت کسب و کاری خود کار کنید . بِرند شدن می تواند برای شما منزلت و جایگاه خاصی را در بین مشتریان و مصرف کنندگانتان ایجاد کند .
  • *قیمت : برای اکثر افراد مهم است که چه مقدار پول برای دریافت یک محصول یا خدمت می پردازند . قیمت پایین تر یک محصول با کیفیتی مشابه سایر محصولات ، می تواند ارزش پیشنهادی برای آن محصول باشد .
  • *کاهش هزینه : استفاده از یک تکنولوژی خاص ، اگر باعث سادگی انجام کار و کاهش هزینه های جاری شود می تواند به عنوان یک ارزش پیشنهادی منظور گردد .
  • *کاهش ریسک : افراد و شرکت های مختلف معمولا از خطرکردن گریزان هستند . آنها سعی می کنند به هر صورتی ریسک را در انجام کارهای خود کاهش دهند . اگر شما بتوانیند فرآیند یا خدمتی را اائه دهید که باعث کاهش ریسک شود می توانید از آن به عنوان یک ارش پیشنهادی یاد کنید .
  • *قابلیت دسترسی و به اشتراک گذاری منابع : دسترس پذیر بودن یک سرویس و قابلیت اشتراک گذاری از اهمیت زیادی در استارتاپ های فناورانه برخوردار است . بسیاری از سرویس های جدید نظیر تاکسی های اینترنتی ، سفارش آنلاین غذا و .. بر اساس همین ویژگی به وجود آمده اند . پس به عنوان یک ارزش پیشنهادی سعی کنید به دنبال سهولت در انجام کارها با کمترین هزینه باشید .
  • *سهولت استفاده و راحتی : امروزه همه افراد سعی می کنند با استفاده از تکنولوژی ، کارهای پیچیده را به ساده ترین شکل ممکن انجام دهند . از ثبت نام های اینترنتی گرفته تا سفارشات آنلاین و فروشگاه های اینترنتی . سعی کنید ساده ترین راه ها  را برای ارائه خدمات به مشتریان خود پیدا کنید و آنها را به عنوان یک ارزش پیشنهادی ارائه هید .

تفاوت مشتری و مصرف کننده در مدل های کسب و کار :

در مدل های کسب و کار باید بین مشتری و مصرف کننده تفاوت قائل شد . مصرف کننده فردی است که از کالا و خدمات استفاده می کند ولی مشتری فردی است که اقدام به پرداخت پول می نماید . (یک مشتری می تواند مصرف کننده هم باشد)

یک استارتاپ در مجموع برای فروش محصولات خود معمولا از سه شیوه زیر می تواند استفاده کند :

  1. فروش مستقیم
  2. چندوجهی
  3. پلتفرمی (بازارچه)

به زودی به طور مفصل تر در پست دیگری به مدل های در آمدی خواهیم پرداخت . منتظر پست بعدی ما در این زمینه باشید …

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب وکار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

اگر شما قصد راه اندازی یک استارتاپ جدید را دارید ، بطور حتم به یک تیم از همکاران اجرایی متناسب با کسب و کار خود نیاز دارید . داشتن یک تیم هماهنگ و پویا آنقدر اهمیت دارد که بسیاری آن را مهم تر از ایده کسب و کار می دانند . امّا سئوال مهم این است که چگونه می توان یک تیم خوب را برای داشتن بهترین عملکرد ایجاد کرد ؟ در این پست به فرآیند تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار خواهیم پرداخت . همچنین به ارائه راهکارهای برای بهبود تیم های موجود خواهیم پرداخت ، پس تا انتهای این پست با ما همراه باشید .

چرا شما به یک تیم نیاز دارید ؟

تنها موضوعی که در همه فعالیتهای کاری می توان آن را مشاهده کرد این است که کسب و کار شما در هر حوزه ای که باشد ، شما به افرادی نیاز دارید که به شما در رشد کسب و کارتان کمک کنند و بهترین عملکرد را در انجام فرآیندهای کاری شما از خود برجای بگذارند . اینجا است که مفهوم گروه کاری یا همان تیم کاری معنا پیدا می کند . هیچ کسب و کار متوسط یا بزرگی بدون داشتن تیم / تیم های کاری نمی تواند موفق شود .

با توجه به آنچه که در بالا گفته شد ، اگر شما یک استارتاپ راه اندازی کرده اید و یا به فکر راه اندازی یک فعالیت جدید هستید باید از همین حالا به تیم سازی هم فکر کنید . ایجاد تیم تنها به استخدام افراد در پست های مختلف مربوط نمی شود . بلکه شما باید بتوانید هرکسی را در نقش مناسب با توانایی های او قرار دهید . این در حالی است که هماهنگی تیم اهمیت بسیاری دارد . اعضای تیم شما باید با همکاری یکدیگر به سوی هدف/اهداف تعیین شده حرکت کنند و به خوبی بدانند که چه کسی ، چه کاری و چگونه انجام خواهد داد .

ترکیب مناسب یک تیم بسیار مهمتر از توانایی های تک تک اعضا می باشد . یک تیم یک دل و یک دست می تواند به خوبی از عهده کارهای محول شده برآیند و عملکرد مثبتی را از خوب برجای بگذارند . مطمئن باشید که شما با یک تیم قوی ولی ناهماهنگ موقعیت های طلایی بسیاری را از دست خواهید داد و مرتب مجبور به صدور فرامین مدیریتی خواهید شد (صدور فرامین خشک مدیریتی هیچ تناسبی با ساختارهای چابک استارتاپی ندارد).

چگونه یک تیم قوی و مناسب برای کسب وکار خود طراحی کنیم ؟

در فرآیند تیم سازی باید به ساختارهای کاری دقت شود . شما باید به دنبال ایجاد بهترین همکاری ها ، نوآوری ها و خلاقیت ها بین اعضاء تیم تان باشید . این در حالی است که شما باید سرعت (چابکی) قابل قبولی را در اجرای فرآیندهای پیش بینی شده داشته باشید . قبل از شروع فرآیند تیم سازی (یا ترمیم تیم خود) خود بهتر است که برای سئوالات کلیدی زیر پاسخ مناسبی داشته باشید :

  • چگونه می توان حق مالکیت فکری تمام اعضای تیم را تامین کرد ؟
  • چه ساختاری برای تیم کاری مناسب می باشد ؟
  • آیا ساختار تیمی در نظرگرفته شده می تواند عملکرد کاری را بهبود دهد ؟ آیا ساختار طراحی شده مشکلات کاری را افزایش نخواهد داد ؟
  • آیا اعضای با عملکرد بالاتر از سایر اعضا احساس تحقیر یا شکست نخواهند کرد ؟
  • اعضای تیم در مورد قدرت و یا مسئولیت های خود دچار اشتباه نخواهند شد ؟
  • فرآیند استخدام و اضافه شدن نیروهای جدید به تیم های کاری چگونه خواهد بود ؟
  • ارتباطات بین تیم های مختلف کاری به چه شکل خواهد بود ؟
  • فرآیند تصمیم گیری به چه شکلی می باشد و آیا فرصت ها در خلال تصمیم گیری ها از بین نخواهند رفت ؟

سعی کنید با خود صادق باشید و در هریک از سئوالات بالا که احساس می کنید اشکلاتی وجود دارد ، به دنبال برطرف کردن آن ایراد باشید .

ساختار تیمی

ساختار تیمی

سازمان های امروزی نیاز به سرعت بسیار بالا در همکاری های بین اعضا دارند تا بتوانند با رقبای جدّی خود به بهترین شکل مواجه شوند . اعضای تیم باید بتوانند دارای سطح پاسخگویی مناسبی باشند و از اقتدار مناسبی برخوردار باشند . برای این منظور شما باید نکات زیر را در ساختار تیم خود لحاظ کنید .

ساختارهای مهم در طراحی یک تیم :

  1. ساختار تیم خود را در اطراف اهداف اصلی کسب و کار خود قرار دهید . شاید شما در حال تلاش برای ارائه خدمات جدید به بازار هدفتان باشید و یا شاید هم شما در حال تلاش برای رشد تیم خود برای تقاضاهای روبه رشد در بازارهای هدف تان باشید . به هر شکل هدف شما می تواند ساختار و ترکیب تیم های کاری تان را تغییر دهد .
  2. انواع ساختارهای سازمانی در دسترس را مورد بررسی قرار دهید . در جهان انواع مختلفی از ساختارهای سازمانی وجود دارد . شما برای یافتن بهترین ساختارها برای تیم هایتان نیاز به بررسی و ارزیابی سختارهای مختلف دارید . در تیم سازی حتی اگر یک استارتاپ کوچک و جابک هستید ، باید به ساختار سازمانی تیم توجه داشته باشید .
  3. سعی کنید ساختار خود را انتخاب کنید و به اطلاع اعضای تیم تان برسانید . توجه کنید اگر سازمان شما سنتی باشد معمولا تصمیم گیری ها به صورت متمرکز صورت می پذیرد . اما اگر سازمان شما چابک و دیجیتال محور باشد شما باید ساختاری غیر متمرکز را برای خود برگزینید .
  4. تصمیم بگیرید که چه تخصصی برای هر نقش (Role) لازم است .  در سازمان های کوچکتر که قصد رشد خیلی سریع را دارند معمولا از ساختارهای منعطف تر استفاده می کنند . این کار معمولا باعث افزایش بهره وری می شود . در سازمان های بزرگتر معمولا شاهد نقش های تخصصی تر و رهبران ارشد سازمانی می باشیم . از تعریف نقش های جدید نترسید ، مخصوصا زمانی که به مجموعه ای از مهارت ها نیاز دارید .
  5.  افرادی که دارای مهارت های بالقوه می باشند را شناسایی کنید . معمولا کارکنان یادگیری مهارت های جدید را دوست دارند . سعی کنید افراد مشتاق و توانا را به سوی مهارت های جدید هدایت کنید . البته قبل از اینکه نیروهایتان را به سمت آموزش بفرستید ، سعی کنید توانایی های طبیعی افراد را مورد ارزیابی قرار دهید . بعد از آموزش دادن نیروها طبق یک برنامه زمان بندی شده میزان موفق بودن نیروها در مهارت آموزی را ارزیابی کنید . همیشه سعی کنید مهارت های مورد نیاز خود را از نیروهای درونی تیم خود تامین کنید و در صورت عدم وجود نیروی مورد نظر ، نیروهای جدید را به استخدام درآورید .
  6.  تعیین معیارهایی برای تعیین عملکرد نیروها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . برای حفظ انگیزه تیم خود ، اهداف و ساختار تیمی را مشخص کنید و وظایف هریک از اعضا را تعیین کنید و در بازه های زمانی مشخص به بررسی عملکرد هر نیرو بپردازید . به اعضای موفق تیم تان پاداش بدهید ، این موجب افزایش عملکرد شرکت شما خواهد شد . هم چنین سایر اعضای تیم انگیزه لازم را برای رشد سریعتر پیدا خواهند کرد .
  7.  همچنان انعطاف پذیر بمانید . خیلی مهم است که در هر سازمانی ، هرکسی نقش خود را بداند و با چگونگی انجام وظایف خود آشنا باشد . اما هرگز نگران تعریف نقش ها و مسئولیت ها نباشید . سعی کنید تیم خود را همیشه انعطاف پذیر و چابک نگهدارید (در تیم سازی شما باید همیشه پویا و فعال باشید و آمادگی هر گونه تغییری را داشته باشید ) . این موضوع به شما اجازه می دهد تا بتوانید به خوبی مهارت ها و تجربه های مختلف را برای نقش های گوناگون ترکیب کنید .

استخدام استعدادهای برتر

همیشه به دنبال ترمیم و بهبود تیم خود باشید . حتی زمانی که تیم شما کامل ، شاداب و بی نقص بنظر می رسد ، سعی کنید بهینه سازی تیم خود را جزء اولویت های اصلی خود قرار دهید . سعی کنید اگر نیروهای ماهر و توانایی را می یابید هیچ گونه تردیدی در استخدام آن ها نکنید . این نیروها خواهند توانست عملکرد شما را ارتقاء دهند . استخدام چنین نیروهایی حتی می تواند به صورت مقطعی و پروژه ای (اینفلوئنسر) کمک شایان توجهی به شما و تیم شما بنماید .

راهکارهای برای استخدام بهترین نیروها

  • شبکه لینکدین در چند سال اخیر رشد قابل توجهی را داشته است . یک مجموعه از ویژگی ها باعث شده است تا این شبکه به محلی برای یافتن بهترین نیروهای کاری تبدیل شود (از لینکدین به عنوان یک ابزار برای تیم سازی استفاده کنید) .
  • تولید محتواهای الهام بخش و اشتراک گذاری آنها در شبکه های اجتماعی می تواند یک پیام قوی از سوی سازمان شما به همکاران ، رقبا و حتی نیروهای جوان و مستعد خارج از سازمان شما باشد .
  • همیشه در نظر داشته باشید که فرآیند استخدام یک نیروی مستعد کاری زمانبر و سخت می باشد . شما تا 6 ماه هم ممکن است برای جلب نظر نیروی مدنظرتان زمان صرف کنید ، بنابراین هیچ گاه انگیزه خود را از دست ندهید .
  • کلام دهان به دهان(رودرو) هنوز نقش مهمی را در بازاریابی دارد . سعی کنید با نیروهای مستعد مدنظرتان جلسات مذاکره بگذارید . همچنین سعی کنید در شبکه های اجتماعی به معرفی کامل فعالیت های مجموعه خود بپردازید .
  • برگزاری مسابقات ، چالش ها و همایش ها می تواند برای جلب نظر و شناسایی افراد مستعد بسیار مناسب باشد .
  • هرگز برون سپاری را فراموش نکنید . شما می توانید بخشی از کارهای سازمانی خود را برون سپاری نمایید و بدین شکل تیم خود را کوچک و چابک نگهدارید . هم چنین هزینه های اجرایی و مشکلات مدیریتی را به شدت کاهش دهید .
  • فراتر از منطقه خود فکر کنید . دورکاری یک گزینه بسیار عالی برای برخی از نقش ها در یک تیم می باشد . بخصوص اگر شرکت شما در شرایط پیچیده رقابتی برای استخدام نیروهای جدید قرار گرفته است .

نویسنده : مسعود معاونی

اهمیت استخدام نویسنده در صنعت تولید محتوا

تا زمانی که ” محتوا پادشاه است ” و بر تخت سلطنت خود قرار دارد ، نویسنده یک محتوا صدراعظم خواهد بود . اینجا است که یک سوال اساسی ذهن بسیاری را به خود مشغول می کنند که در استخدام نویسنده (تولیدکننده محتوا) چه ویژگی هایی را باید در نظر بگیریم ؟

اهمیت استخدام نویسنده اهمیت استخدام نویسنده

در حال حاضر تولید محتوا برای برندها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار گردیده است . قطعا یک محتوای ناب تنها می تواند توسط یک نویسنده قوی آفریده شود . چگونه می توانیم بهترین نویسندگان را برای کارخانه نویسندگی خود بیابیم (توجه شود که تنها کارخانه ایی که کمترین هزینه را برای تولید دارد و می تواند یک شخص یا برند را خیلی سریع به درآمدزایی بالا برساند ، کارخانه نویسندگی/تولید محتوا می باشد) .

برای اینکه بتوانید یک کارخانه با کیفیت در تولید محتوا را برای خود ایجاد کنید به نویسندگانی زبده و وفادار نیاز دارید . بسیاری از متخصصان دیجیتال مارکتینگ معتقدند که بهترین راه برای ایجاد یک تیم قوی از نویسندگان این است که شما اقدام به آموزش نیروهای درونی سازمان خود کنید . این شیوه شاید از جنبه وفاداری نیروها بسیار ارزشمند باشد ، امّا باید توجه داشت که این روش همیشه ارزان ترین یا عملی ترین گزینه برای استخدام نویسندگانتان نخواهد بود .

در این پست سعی داریم راهکارهایی را معرفی کنیم که به شما کمک می کند تا بهترین نویسندگانی که امکان تولید محتوای بهینه شده برای موتورهای جستجو را دارند بیابید و آن ها را به استخدام خود درآورید . برای رسیدن به این هدف 5 گام اساسی زیر را مطالعه کنید و سعی کنید آنها را در فرآیندهای مصاحبه و استخدام خود بکار گیرید :

1- چه کسانی به عنوان نویسندگانی سئوکار محسوب می شوند ؟

انتخاب یک نویسنده جدید واجد شرایط دقیقا مانند انتخاب یک عشق جدید می باشد . نویسندگان جدیدی که شما با آنها مصاحبه می کنید ، شاید عملکرد قابل قبولی بر روی کاغذ داشته باشند و تصویر رویایی از خود در ذهن شما بسازند ، امّا آیا در عمل آنها می توانند در مورد توانایی هایشان به شما اطمینان بخشند .

نویسنده سئوکار

نویسنده سئوکار

حقیقت بسیار سخت تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید . همانند ماجراهای رمانتیک و عاشقانه که بهتر آنست قبل از عاشق شدن و دلباختن به شناخت بیشتری از معشوق دست یافت ، شما باید قبل از بکارگیری نویسنده مدنظرتان به شناخت کاملی از نویسنده خود دست یابید . در عشق ، ممکن است شما چشمان خود را بر روی بسیاری از نقاط ضعف معشوقتان ببندید . امّا در انتخاب یک نویسنده شما باید کاملا بینا ، هوشیار و حساس باشید .

آگاه باشید که استخدام یک نویسنده خوب چندان شباهتی به جلسه های استخدام معمول ندارد . هرچند رزومه نویسنده می تواند خیلی مهم باشد ولی شما باید در جلسات استخدام بیش از مدارک و شواهد به حس خود اعتماد کنید . شما باید در چنین جلساتی به موارد مهم زیر پی ببرید :

  • 1- از ابتدا برای شما شفاف باشد که نویسنده شما چه درکی از اصول اولیه نویسندگی دارد . اصول پایه ای نظیر دستور زبان ، تلفظ ، املاء و شناخت ساختارهای زبانی باید در هر نویسنده ای وجود داشته باشد . شما می توانید با برقراری ارتباط کلامی و نوشتاری با نویسنده خود به چنین مواردی پی ببرید . سعی کنید ایمیل هایی را به نویسنده ارسال کنید و حس خود را از پاسخ های نوشته شده توسط او مورد ارزیابی قرار دهید .
  • 2- یک نویسنده توانا در نوشتن محتوای بهینه برای موتورهای جستجو (نویسنده سئوکار) بایستی به خوبی از ساختار یک موتور جستجو شناخت داشته باشد و دقیقا بداند که یک موتور جستجو از او چه محتوایی را می خواهد . توجه داشته باشید که همه موتورهای جستجو از یک نویسنده انتظار دارند که براساس خواسته های مخاطب ، محتوا تولید کند و نه برپایه الگوریتم های موجود در موتورهای جستجو .
  • 3- نمونه کارهای دریافتی از نویسندگان خود را به دقت مورد بررسی قرار دهید . در برخی موارد یک مقاله ممکن است بسیار سطح بالا بنظر برسد اما همچنان نمره خوانایی کمی داشته باشد . این بدان معنا می باشد که شفافیت نوشته در حدمطلوبی نمی باشد و آن نوشته برای خواننده مصرف چندانی ندارد .
  • 4- اگر شما به دنبال یک نویسنده خوب می گردید که قواعد سئو را هم رعایت کند باید به فکر استخدام نویسنده ای باشید که همزمان یک سئوکار هم باشد . ممکن است نویسنده شما یک سئوکار باشد و بتواند ترافیک مناسبی را به سمت سایت شما انتقال دهد امّا سوال مهمی که اینجا پیش می آید این است که آیا او خواهد توانست ترافیک ایجاد شده را به هدف شما برساند ؟ یک نویسنده حرفه ای باید درک بالایی از مباحث روانشناسی و تاثیر آن بر مخاطب خود داشته باشد . اگر شما بتوانید چنین نویسندگانی را به استخدام خود درآورید ، مطمئن باشید که جادوی بزرگی در کسب و کار و تجارت شما به وقوع خواهد پیوست .
  • 5- در نهایت نویسنده ای را بیابید و استخدام کنید که قادر به برقراری رابطه خوبی با مخاطبان باشد . یک نویسنده باید درک کاملی از شرایط مخاطب داشته باشد . به عنوان مثال اگر یک نویسنده درباره قرص های لاغری ، محتوا تولید می کند باید با شرایط و مشکلات افراد چاق آشنا باشد .

این که آیا نویسنده شما در جلسه مصاحبه می تواند توانایی های خود را در تمامی موارد بالا به شما نشان دهد یا نه ، کمی مشکل بنظر می رسد . امّا هرگز نگران نباشید شما باید از قبل یک روایت داستانی را برای نویسنده خود در نظر بگیرید و رفتارها و کلمات وی را در برخورد با این داستان مورد بررسی قرار دهید .

(پ. ن : نویسنده سئوکار نویسنده ای است که علاوه بر آشنایی با اصول نویسندگی با ساختار موتورهای جستجو نیز آشنا می باشد و می تواند محتوایی بهینه شده ای را برای موتورهای جستجو ارائه نماید).

2- نویسندگان خود را از کجا بیابم ؟

شما در هر جایی می توانید یک نویسنده خوب را برای خود بیابید . یکی از راههای ساده برای یافتن بهترین نویسندگان سئوکار این است که در رسانه های اجتماعی به دنبال افرادی باشید که محتواهای بلند و طولانی تولید می کنند . چنین محتواهایی به شما این امکان را می دهد که به راحتی با قلم نویسندگان خود آشنا شوید و توانایی های ذاتی آنها را بشناسید .

از طرفی دیگر شما باید حتما به گروه های کپی رایترها و سئوکاران در شبکه های مانند فیس بوک ، لینکدین و انجمن های تخصصی در گوگل پلاس بپیوندید . شما در چنین فضاهایی با آخرین مباحث در حوزه نویسندگی و سئو آشنا می شوید و هم چنین می توانید افرادی که توانایی های مورد نیاز شما را دارند به جلسات مذاکره و مصاحبه دعوت کنید . معمولا بسیاری از نویسندگان حرفه ای نمونه کارهای خود را در لینکدین منتشر می کنند و از مخاطبان خود بازخوردهای لازم را می گیرند .

شما می توانید در چنین فضاهایی با آسودگی بیشتری به بررسی توانایی نویسندگان مدنظرتان بپردازید و بدون کمترین شک و تردیدی بهترین انتخاب ها را انجام بدهید . این کار امکان ایجاد یک جامعه سازی هدفمند را برای شما به ارمغان خواهد آورد .

3- آیا من نیاز به یک دستورالعمل اجرایی استاندارد (SOP) برای نویسندگانم دارم ؟

“بله ، شما نیاز به یک SOP دارید ، برای یک میلیون بار تکرار می کنیم شما حتما یک SOP می خواهید ” .

آیا شما به دنبال استخدام یک نویسنده ای هستید که همزمان برای شما و چندین شرکت دیگر کار می کند ؟ اگر چنین است شما باید نگرانی های اساسی درباره سبک نوشتن ، ساختار تولید محتوا ، نحوه ارائه کار ، زمان بندی ارائه ، کیفیت محتوا ، ویراستاری متن و … داشته باشید . دستورالعمل اجرایی استاندارد (Standard Operating Procedures) یا همان SOP به شما کمک خواهد کرد تا بتوانیم احتمالات مختلف را درباره نویسندگان خود حدس بزنید و کیفیت محتوای تولیدی نویسندگان خود را رصد کنید و مشکلات احتمالی را به حداقل برسانید .

دستور العمل استاندارد اجرایی

دستور العمل استاندارد اجرایی

(در این جا به طور مفصل به تعریف SOP پرداختیم ، مطالعه آن را به شما خواننده عزیز توصیه می کنیم) .

حقیقت تلخ آن است که صاحبان کسب و کارها ، تلاش چندانی را برای جذب با کیفیت ترین نویسندگان انجام نمی دهند . آنها تلاش می کنند که نویسندگان خود را برای مدّت طولانی حفظ نمایند . نویسندگان ممکن است در کار خود دچار اشتباهات و خطاهای مختلفی باشند . در اینجا است که SOP راهگشای نویسندگان و صاحبان کسب و کارها خواهد بود . توجه شود که در برخی منابع به جای SOP از اصطلاح سند راهبردی تولید محتوا استفاده می شود که البته تفاوت هایی هم با SOP دارد .

نوشتن SOP ها در ابتدا کاری طولانی و بیهوده بنظر می آید . امّا خبر خوب این است که بعد از مدّتی نویسندگان شما شاهد ذخیره شدن صدها ساعت کاری خواهند بود . البتّه طراحی یک SOP موثر کاری مشکل و پیچیده می باشد و شما نیاز دارید تا به مشورت با یک مشاور عالی در این زمینه بپردازید .

SOP به راحتی بازده سرمایه گذاری ها را افزایش خواهد داد و ROI (نرخ بازگشت سرمایه) را برای شما به شکل قابل توجهی بهبود خواهد داد . همچنین دیگر شما شاهد استرس های کاری بر نویسندگان خود نخواهید بود و آنها را خوشحال تر و با انرژی تر در کار مشاهده خواهید کرد .

4- چقدر باید برای کپی رایتینگ هزینه کنیم ؟

یک انسان عاقل باید آن مقدار هزینه پرداخت کند که بیش از آن بتواند درآمد داشته باشد . این اصل اساسی در پرداخت پول به یک نویسنده می باشد . البتّه کمبود نویسنده ، ویراستاربودن خود نویسنده ، جذاب بودن نویسنده ، میزان نیاز به آموزش نویسندگان ، سبک نوشتاری نویسنده ، چندزبانه بودن نویسنده(مثلا انگلیسی ، عربی ، فارسی) و .. می تواند از عوامل تاثیرگذار در حقوق یک نویسنده باشد .

درهنگام استخدام یک نویسنده سعی کنید تمامی موارد جانبی را مدنظر قرار دهید . مثلا تعیین تامین کننده منابع مورد نیاز نویسنده ، حضور نویسنده در دفتر یا دورکاری ، مجوز نوشتن برای شرکت های دیگر و… از موارد مهمی است که باید به آنها توجه کرد . شما باید از نویسنده خود انتظار داشته باشید که در ازای حقوق دریافتی با کیفیت ترین محتوا را تحویل شما دهد . نویسنده شما باید بداند که محتوای او می تواند تا چه میزانی در رشد کسب و کار شما تاثیر داشته باشد .

5- ارزش آفرینی نویسنده به چه میزانی است ؟

سوال مهم این است که محتوای سئو شده توسط نویسنده آیا ارزش لازم را برای شما فراهم خواهد کرد ؟ باید توجه داشت که محتوایی که برای موتورهای جستجو بهینه شده است همانند هر محتوای دیگری است . زمانی که با کیفیت ترین نویسندگان را استخدام می کنید ، محتوای باکیفیت تری باید داشته باشید . چنین محتوایی باید ترافیک بیشتری را برای شما به ارمغان آورد و رتبه بندی سایت شما را بهبود بخشد .

موضوع مهم این است که این ترافیک تا چه مقداری می تواند برای شما درآمدزا باشد . اگر شما می توانید از ترافیک ورودی که از نوشتن های نویسندگانتان به سوی شما گسیل می شود استفاده ببرید ، نویسندگانی ارزشمند را در اختیار دارید . بنابراین در هنگام استخدام یک نویسنده به میزان ارزش آفرینی که یک نویسنده به مجموعه شما می دهد هم توجه داشته باشید .

گردآوری و نویسنده : مسعود معاونی

منبه : سرزمین بازاریابی

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

تاثیر برندسازی

تاثیر برندسازی

برندسازی و برند شدن اصطلاح رایج این روزهای بازارهای تجاری می باشد . اکثر کسب و کارها با سوالات گسترده ای نظیر ” آیا کسب و کار شما برای رشد بیشتر آماده است ؟” و  “آیا شما دارای یک تجارت کوچک و سنتی می باشید که قصد توسعه و گسترش آن را دارید؟” و  “آیا شما به دنبال یافتن مشتریانی جدید برای خود می باشید؟” و “آیاحفظ مشتریان قدیمی تان از اهمیت زیادی برای شما برخوردار است ؟” اگر جواب برخی از سوالات فوق مثبت است ، شما باید حتما به تاثیر برندسازی  و حضور قدرتمند در بین رقبا فکر کنید و راهکارهای مناسبی را برای آن ارائه دهید .

تمایل به رشد پایدار تنها چیزی است که می توان آن را در همه سازمان ها (بزرگ ، متوسط و کوچک) مشاهده کرد . امروزه افراد بسیاری با واژه هک رشد به خوبی آشنا هستند . در هک رشد یک راهکار جامع و سازگار برای رشد یک سازمان ارائه می شود . یکی از پیش نیازهای مهم در هک رشد برندسازی و شناسایی رقبا می باشد . در این پست ما راهکارهای را برای این موضوع ارائه می دهیم .

چرا شما به برندسازی نیاز دارید ؟

زمانی که شما شرکت خود را راه اندازی کردید دارای یک ایده روشن از آن چه که می خواستید انجام دهید ، بودید . شما به خوبی می دانستید که چگونه باید ایده خود را به نتیجه برسانید . حتی اگر شما به درستی شیوه به نتیجه رساندن ایده خود را هم در اختیار نداشتید  ، به طور حتم می دانستید که شرکت شما باید چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را نباید انجام دهد .

داشتن چنین دیدگاه شفاف و مشخصی در روزهای اول هر کسب و کاری بسیار آسان و ساده می باشد . امّا با گذشت زمان پیچیدگی های کسب و کار شما افزایش خواهد یافت . شما از دریافت پیشنهادات کاری متنوع و جذاب ، هیجان زده می شوید و فرصت های جدیدی در مقابل کسب و کار شما قرار می گیرند . این فرصت های جدید ، رقبای ناشناخته ای را در مقابل شما قرار می دهند که ممکن است از شما قوی تر و باتجربه تر باشند .

شما به عنوان یک شرکت جوان هرگز تجربه مواجه شدن با مشکلات پیچیده را ندارید و تنها امید شما استفاده از استعداد تیم های کاریتان می باشد و شما به دنبال خلاقیت و نوآوری برای مقابله با رقبا و جذب صددرصدی رضایت مشتریانتان می باشید . در این مرحله از کسب و کار شما متوجه اهمیت برند و برندسازی می شوید . چرا که داشتن یک برند خوشنام می تواند اعتماد و اطمینانی مضاعفی را به یک مشتری انتقال دهد .

حتی اگر شما یک سازمانی هستید  که می توانید به راحتی مشتریان خود را شناسایی کنید و نیازهای آن ها را بیابید ، بازهم باید توانایی های خود را در برندسازی توسعه دهید و در این زمینه واقع بینانه عمل نمایید (این مرحله مهمترین گام در رشد و توسعه یک سازمان می باشد)

مزایای برندسازی

یک برند تجاری قوی به شما این امکان را می دهد تا با شفافیت و اطمینان از موقعیت تجاری تان به انجام وظایف خود بپردازید و کسب وکار خود را به صورت کاملا متفاوتی ار رقبایتان انجام دهید . این واقعیت می تواند معنا و مفهوم متفاوتی را برای یک مشتری ایجاد نماید . همچنین :

  • یک برندینگ مطلوب امکان رقابت پذیری را برای کسب و کار شما فراهم می نمایند .
  • برندسازی شما را مجبور خواهد کرد تا بهترین محصولات را برای مشتریان خود ارائه دهید تا بتوانند بهترین جایگاه ها را بیابید . برندسازی ، توان شما را بر روی ایده آل هایتان متمرکز خواهد کرد .
  • شما برای ارسال پیام های تجاری تان ، معرفی برند و نمایش محتواهای مرتبط با برندتان به یک پلت فرم مخصوص نیاز خواهید داشت . این پلت فرم باعث رشد برند شما خواهد شد و پس از مدتی این پلت فرم بخشی از برند شما را تشکیل خواهد داد .
  • برند به شما در تصمیم سازی های تجاری تان کمک خواهد کرد و یک سند راهبردی را در اختیار شما خواهد گذاشت (شما به راحتی متوجه می شوید که آیا پیشنهاد های کاری جدید مرتبط با حوزه کاری شما می باشد یا خیر !!!) .
  • با در اختیار داشتن یک برند معتبر شما خواهید توانست تواناترین (بهترین ها) افراد را به استخدام خود در آورید چرا که همه برند شما را قابل ستایش خواهند دانست .

فرآیند برندسازی

“برای برندسازی با مشتری خود شروع کنید ” .

اگر شما به دنبال یک نام تجاری (برند) برای خود هستید باید برند خود را به گونه ای بسازید که مشتریان آن را دوست داشته باشند . بنابراین برای شروع فرآیند برندسازی حتما با فکرکردن درباره مشتریانتان شروع کنید :

  • مشتریانی را که دوست دارید یا آنها را بیشتر می پسندید را شناسایی کنید .
  • نیازهای واقعی مشتریان خود را شناسایی کنید ؟ احساسات ، ایده آل ها ، نگرانی ها و حتی علاقمندی های آن ها را زیر نظر بگیرید ؟
  • به دنبال این باشید که مشتریان شما در کارشان به دنبال چه چیزی هستند ؟
  • چه چیزی مشتری شما را از انجام یک کار ناامید می کند ؟
  • بهترین کاری که شرکت شما (برند شما) می تواند برای یک مشتری انجام دهد چیست ؟

پاسخ به سوالات فوق به شما کمک می کند تا جایگاه و شخصیت مشتری خود را به خوبی بشناسید و بتوانید بهتر بر روی مشتری خود تمرکز کنید و تنها بر روی یک وجهه مشتری خود باقی نمانید ( یک مشتری دارای وجوه مختلفی می باشد برای موفقیت در فرآیند برندینگ باید چندوجهی مشتری را در نظر بگیرید تا مشتری به شما اعتماد کند(شکل2) ) .

اهمیت درک بازار در برندسازی

بسیار خوب است و برخی مواقع هوشمندانه است که رقابت کردن را فراموش کنید .این یک موضوع بسیار مهم است و می تواند در نگاه درازمدت شما به بازار تاثیر بگذارد . شما بایستی به سختی مراقب رقبایتان باشید و آن ها را به طور کامل زیر نظر بگیرید (لطفا هرگز به خاطر برند خودتان هم که شده ،به کپی از رقبایتان نپردازید) چرا که بسیاری از راه حل های مشکلات شما را رقبایتان قبلا حل نموده اند و با محصولاتشان آن را به سادگی به شما ارائه می دهند و شما می توانید با کمترین هزینه و داشتن کمی خلاقیت آن راه حل ها را بهبود دهید .

همیشه به دنبال این باشید که :

  • چگونه رقبای شما ادعا می کنند که توانایی انجام متفاوت یک کار را دارند و محصولات متفاوتی را که ارائه می دهند چه ویژگی های خاصی دارند!!!
  • هر رقیبی  مشتریان خاص خود را دارد ، همیشه رصد کنید که چه چیزی باعث علاقمندی مشتریان به یک رقیب خاص می شود ؟؟؟
  • بررسی کنید که چه تخصصی در برند شما وجود دارد که سایر رقبا قادر به ارائه آن نمی باشند ؟ آیا آن تخصص می تواند نقطه تمایز برند شما از سایر رقبا شود ؟

همیشه در بازار همان چیزی که هستید را ادعا کنید ، چرا که مشتری و بازار به شدت بیرحم هستند و اگر شما نتوانید قابلیت های ادعایی را ارائه کنید به شدت توسط بازار (مشتری) به زمین کوبیده خواهید شد . برندی که شکسته شود و از بازار طرد شود به راحتی نمی تواند اعتبار خود را احیاء کند .

تیم سازی ابزار رشد آسانسوری یک برند

ایجاد موقعیت و استفاده درست از آن در بسیاری از مدل های خلاق یک فعالیت گروهی می باشد . شما باید با دقت و وسواس خاص اعضای تیم خود را انتخاب کنید . یک تیم قوی و هماهنگ می تواند برای یک برند رشدی انفجاری را به همراه داشته باشد ، همانطور که یک تیم ضعیف می تواند برند را در چشم برهم زدنی نابود سازد .

سعی کنید افرادی را در سیستم خود قرار دهید که توانایی درک کاملی از مشتری شما را داشته باشند . شما باید کسانی را جذب تیم خود کنید که به محصولاتی که برند شما تولید می کند اعتقاد کاملی داشته باشند و با تعصب خاصی به دنبال بهبود آنها باشند .

 بعد از شناسایی اعضای تیم کاری تان آن ها را به کارگاه های آموزشی متمرکز دعوت کنید . از قبل موضوعاتی را برای این کارگاه ها اعلام کنید تا اعضای تیم بتوانند بر روی آن موضوعات تمرکز نمایند و آمادگی ذهنی لازم را داشته باشند تا بتوانند تصمیم گیری های سخت و پیچیده را به خوبی انجام دهند .

بعد از کارگاه های آموزشی ، ملاقات های کاری واقعی را قرار دهید . در این ملاقات های کاری از روش های مختلفی نظیر طوفان مغزی استفاده کنید . طوفان مغزی در کنار خلاقیت می تواند چالش های بزرگی که برای هر برندی پیش خواهد آمد را حل نماید . اهداف اصلی برند را برای تیم های کاری تبیین نمایید . هم چنین ابزارهای که در اختیار هر تیمی برای رسیدن به اهداف می باشد را هم مشخص نمایید . فعالیت های گروهی کوچک را با یکدیگر ترکیب کنید و آن ها را به فعالیت ها بزرگتر تبدیل کنید تا به مدیریت ساده تری نیاز داشته باشید و عملکردهای تیمی بهبود یابد .

وجود راهکارهای متنوع و قوی در تیم های کاری ، باعث ایجاد خلاقیت بیشتر و ایده های جدیدتر خواهد گردید که این موضوع می تواند در جلب نظر مشتری موثر و کارگشا باشد .

مشتری به عنوان  آغاز کننده و پایان دهنده  داستان یک برند

بدانید و آگاه باشید همانطور که شما داستان برند خود را با مشتری هایتان آغاز کردید ، باید پایان داستان برندتان را هم با کمک مشتری هایتان خلق کنید . شما باید همواره وضعیت برند خود را مورد شدیدترین تحلیل ها قرار دهید تا حال برند خود را در یابید . حال یک برند تا زمانی که بتواند نیازهای مشتریان خود را به صورت کامل تامین نماید ، می تواند خوب باشد .

بازخوردهای مشتریان یک برند به عنوان مهمترین منبع برای آگاهی از سرنوشت یک برند محسوب می شود . این بازخوردها باید به صورت مستمر در اختیار تیم های کاری قرار گیرد تا در طوفان های مغزی ، راهکارهای برای مشکلات ارائه گردد و بدین شکل تنفس و حیات برند تضمین گردد .

نکات پایانی

تیم های کاری هماهنگ ، ایده های خلاقانه ، آموزش مستمر و یک برند جذاب برای هر کسی می تواند بسیار هیجان انگیز و مطلوب باشد . تبدیل ایده های نو به محصولات مدرن از سوی تیم های کاری اوج حس قدرت را برای یک برند موفق به ارمغان خواهد آورد . امّا در این مرحله هم یک برند باید مراقب برخی از شرایط خاص باشد . مثلا :

  • تا چه میزان جایگاه یک برند منحصربفرد است ؟
  • آیا می توان این موقعیت منحصر بفرد را همچنان حفظ کرد و آیا آن موقعیت همچنان تکرار پذیر است ؟
  • آیا شرایط فعلی برند می تواند در آینده هم مشتری را قانع کند ؟
  • تا چه میزان می توان روی نقاط قوت برند تمرکز کرد ؟
  • آیا می توانید براساس شرایط فعلی آینده برند را تضمین کرد ؟
  • آیا شرایط کاری در طول زمان یکسان باقی خواهد ماند ؟

شما همیشه باید بدانید که برند شما دقیقا چه کاری را انجام می دهد ؟ آن چه انجام می دهید چه ویژگی های خاصی دارد ؟ و چه چیزی باعث تمایز شما از دیگران خواهد شد ؟ برای پاسخ به این سوالات همواره یک لیست از راهکارهای جذاب را داشته باشید تا بتوانید در مسیر رشد برند تان از آن ها به خوبی استفاده کنید .

تهیه و گردآوری : مسعود معاونی

شانس یا مهارت در کسب و کار

یک سوال اساسی که ذهن افراد بسیاری را به خود معطوف کرده است ، این است که آیا موفقیت از شانس حاصل می شود و یا از مهارت (Luck or Skill) ؟ شانس یا مهارت در کسب و کار موضوعی است که امروزه ذهن بسیاری از بنیان گذاران استارتاپ های نوپا را درگیر خود کرده است . در ادامه سعی می کنیم به طور مبسوط به این موضوع بپردازیم .

شانس یا مهارت در کسب وکار

شانس یا مهارت در کسب وکار

وارن بافت معتقد است که وی یک فرد خوش اقبال بوده است . جف بزوس موفقیت آمازون را یک هماهنگی کامل بین بهترین شانس ها می داند و این داستان این گونه ادامه پیدا می کند که بیل گیتس ادعا می کند او بسیار خوش شانس بوده است که دارای استعدادهای خاصی بوده است .

واقعیت این است که شانس می تواند برای هر کسب و کاری یک نقطه امیدوار کننده باشد اما هرگز نباید فراموش کرد که ” موفقیت هرگز تصادف نیست” .

ثروت ، شبکه های ارتباطی ، دانش ، تجربه ، مهارت و عوامل دیگر تنها ابزارهایی هستند که شما می توانید از آن ها برای حرکت به سوی موفقیت استفاده کنید . آن چه مسلم است مخاطب این پست به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال است که نقش هرکدام از عوامل شانس و مهارت در کسب و کارها به چه میزانی می باشد ؟

متأسفانه نمی توان یک جواب عادلانه و درست به این سوال داد چرا که ما مجبوریم برای پاسخگویی به آن میلیون ها ترابایت از داده های شرکت های بزرگ را استخراج کنیم و بزرگترین موتورهای داده کاوی را به استخدام خود درآوریم تا بتوانیم جوابی علمی و مستدل به این سوال بدهیم .

از دیگر سو باید شرایط محیطی که هرکدام از این شرکت ها در آن قرار گرفته اند را هم در نظر بگیریم .هر شرکتی در یک شرایط منحصربفرد از لحاظ مکان ، زمان ، سرمایه و .. کار خود را شروع کرده است . بنابراین نمی توان آن شرایط را برای دیگران تعمیم داد .

کنترل آینده راهی برای افزایش شانس و فراگیری مهارت های ضروری

شاید اگر اطلاعاتی درباره آینده جهان هستی داشتیم ، می توانستیم شانس خود را افزایش دهیم و یا برای یک موضوع جذاب در آینده مهارت خود را افزایش دهیم . اما متاسفانه باید عنوان کنیم که مهم ترین ویژگی که آینده از آن برخوردار است ، ناشناخته بودن آن می باشد . شما نمی توانید هیچ شکل و فرم خاصی را برای آینده در نظر بگیرید چرا که هیچ چیزی در آینده قطعی نمی باشد و هیچ منطق مشخصی برای بسیاری از موضوعات را نمی توان طراحی کرد .

تنها راه کنترل آینده این است که با مدیریت صحیح به برنامه ریزی برای مواجه شدن با آینده بپردازیم و سعی کنیم با تمرکز بر روی تغییرات جهان و نیازهای بشری ، به شناسایی کمبودها و نیازهای افراد بپردازیم .

تنها چیزی که شما می توانید درباره آینده از آن مطمئن باشید این است که آینده می تواند بهتر یا بدتر از شرایط امروز باشد ولی شما نباید هرگز دچار بدبینی و ناامیدی شوید . بلکه خوش بینی و تلاش می تواند روزهای خوبی را برای شما به ارمغان آورد .

کتاب مقدس راهنمای بازاریابی محتوا

کتاب مقدس به عنوان مهمترین راهنمای بازاریابی محتوا مطرح می باشد که همیشه می تواند به شما کمک نماید. در کتاب مقدس 773692 کلمه وجود دارد. در همه جای این کتاب شما پیام هایی را که به خوبی در درون محتوا جاسازی شده اند را دریافت می کنید. این پیام ها به راحتی و بدون کمترین کنکاشی به مخاطب انتقال پیدا می کنند.

کتای مقدس راهنمای بازاریابی محتوا

کتای مقدس راهنمای بازاریابی محتوا

کتاب مقدس؛ بهترین راهنمای بازاریابی محتوا

کتاب مقدس سرشار از استراتژی های تولید محتوا می باشد. هر کسی که به حوزه تولید محتوا علاقمند است می تواند خیلی چیزها را از آن یاد بگیرد. در ادامه ما به شکل موردی به بیان آیتم هایی که می تواند براساس کتاب مقدس، راهگشای ما در تولید محتوا باشد را بررسی خواهیم کرد.

لیست آموزه های کتاب مقدس در تولید محتوا

  • کتاب مقدس یک برند با نام مسیحیت را توسعه می دهد. کتاب مقدس با داستان های خود با پیروان خود (مشتریان) ارتباط برقرار می کند و این ارتباط در طول سالیان متمادی باعث گسترش مسیحیت گردیده است.
  • کتاب مقدس دارای 10 فرمان کلیدی است که این 10 فرمان به عنوان قوانین مسیحیت محسوب می شوند. در واقع این 10 فرمان همان استراتژی های تولید محتوای دین مسیحیت می باشند. مسیحیت تعدادی باور را در قالب استراتژی محتوای خود به پیروانش انتقال می دهد. استراتژی شما باید دارای قوانینی در زمینه نحوه نگارش، شناخت مخاطبان هدف و نیازهای آن ها، شیوه پیام سازی و ایده یابی باشد.
  • در کتاب مقدس ما همواره شاهد یک ایده خلاق هستیم که محتوا سعی در پرورش و رشد دادن آن دارد. کتاب مقدس از داستان سازی برای مطرح کردن برند تجاری خود به خوبی استفاده می کند. شما باید در تولید محتوای خود همواره چنین ایده ای را داشته باشید و با تمرین بسیار به پرورش و بزرگ شدن آن ایده کمک کنید.
  • چرخه بازاریابی خود را هرگز متوقف نکنید. همان گونه که کتاب مقدس یک نقطه شروع برای مسیحیت محسوب می شود و برند مسیحیت را پایه گذاری می کند، امّا این برند هیچ گاه محدود به محتوای کتاب مقدس نشده و نمی شود. سعی کنید برای مصرف کنندگان محتوای خود نقاط لمس چندگانه‎ای را در نظر بگیرید تا آن ها بتوانند با شیوه‎های ارتباطی مختلف پیام محتوای شما را دریافت کنند.
  • سعی کنید همواره محتوای خود را در رسانه های مختلف انتشار دهید و از طریق انتقال بین رسانه ای مخاطبان خود را به سوی وب سایت خود انتقال دهید. محتوای خود را با استدلال های قوی به مخاطبانتان عرضه کنید. همان طور که دین مسیحیت هیچ گاه محدود به یک روش تبلیغی و جذب مخاطب نگردید و با استدلال سازی های مستمر به ترویج این دین در نقاط مختلف جهان پرداخت.
  • شعر، ادبیات و هنر می تواند باعث جذب مخاطبان شما شود. همان گونه که در کتاب مقدس از این صنایع ادبی و هنری به خوبی برای جذب مخاطب استفاده گردیده است. امروزه بازاریابان محتوا نیازمند این هستند که توانایی خود و تیم کاری شان را در زمینه های نگارشی، سمعی و بصری توسعه دهند. ابزارهایی هم چون اینفوگرافیک، انیمیشن، پادکست و کلیپ‎های تصویری می توانند با کمک رسانه هایی هم چون فیسبوک، اینستاگرام، پینترست، توئیتر و یوتیوب فرصت بسیار ارزشمندی را برای برندسازی و ارتباط‎ گیری بهتر با مشتریان برای بازاریابان محتوا فراهم آورند .
  • بازاریابان محتوا اغلب فراموش می کنند که بازاریابی آن ها می تواند به صورت آفلاین هم اجرا شود. مگر تمام مسیحیان جهان تنها از طریق کتاب مقدس با این دین آشنا شده اند؟ مسلما عده زیادی از مسیحیان از طریق تبلیغات چهره به چهره به این دین گرویده اند. شما هم باید برای بازاریابی محتوای خود از کنفرانس های مطبوعاتی، رویدادهای وبلاگ نویسی، ملاقات های کاری، آموزش و انتشار کتاب بهره ببرید. ابزارهای فوق راهی برای انتقال پیام شما به مخاطبانتان می باشند و از این شیوه‎ها می توانید نام تجاری‎تان را بر سر زبان ها بیندازید.
  • از کتاب مقدس می توان یاد گرفت که نام تجاری(برند) را باید از طریق اشخاص قابل نفوذ (مانند عیسی) ترویج داد. معمولا مردم به افراد مطرح راحت تر اعتماد می کنند. به عنوان مثال مارک زاکربرگ فیسبوک را ارتقاء داد و یا نقشی که استیو جابز و بیل گیتس در مجموعه هایشان داشتند. اهمیت اینفلوئنسر مارکتینگ را هرگز فراموش نکنید.
  • در کتاب مقدس ما شاهد مراسم مذهبی مانند عید پاک ، کریسمس و … هستیم. این مراسم مذهبی براساس تعطیلات و جشن های قدیمی پایه گذاری شده اند. شما هم باید در تقویم تولید محتوای خود نگاهی به تعطیلات و مراسم مذهبی و ملی داشته باشید. سعی کنید برخی از تعطیلات را بر پایه برند خود ترویج و گسترش دهید. تولید کنندگان محتوا باید با کمک توانایی قلم خود و امکانات سمعی و بصری، برخی از ایام را برای مشتریان و برندشان پررنگ تر نمایند.
  • از شکست نترسید. بسیاری از استراتژی‎های محتوا با شکست مواجه می شوند چرا که آن ها نمی توانند به خوبی تمامی نیازهای مخاطباان خود را پوشش دهند. توجه داشته باشید که اگر شما بتوانید یک استراتژی درست برای محتوای خود انتخاب کنید، مصرف کنندگان محتوای شما، پاداش های مناسبی را به شما خواهند داد. کتاب مقدس نیز چنین رویکردی را دارد و از چندین استراتژی محتوا بهره می برد.

محتواهای مفید و پیشنهادی برای مطالعه:


تهیه و گردآوری : مسعود معاونی