بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ
چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.

مارکت پلیس چیست؟

مارکت پلیس یا Market Place یک پلتفرم (معمولا یک سایت اینترنتی) برای فروش محصولاتِ تولید کنندگان مختلف می باشد. یک کاربر می تواند به آسانی در یک سایت مارکت پلیس چرخ بزند و محصولات تولیدکنندگان/فروشندگان مختلف را بازدید کند و با خیالی آسوده یک خرید مطمئن را انجام می‎دهند.

مارکت پلیس چیست؟
مارکت پلیس چیست؟

معمولا تولیدکنندگان یا فروشندگانی به سراغ سایت‎های مارکت پلیس می‎روند که خودشان یک فروشگاه قدرتمند برای عرضه محصولاتشان ندارند. آنها بیشتر توان خود را بر روی تولید محصول با کیفیت می‎گذارند و بازاریابی و فروش محصولات خود را به سایت‎های مارکت پلیس واگذار می کنند.

ازطرفی‎دیگر، سایت‎های مارکت پلیس، سرمایه خود را صرف خرید کالا و انبارداری نمی‎کنند. آنها محصولات و خدمات سایر تولیدکنندگان را برای فروش عرضه می‎کنند.چنین سایت‎هایی سعی می کند نیازهای مشتری را شناسایی کند و این نیازها را تامین کند.

چگونگی عملکرد یک مارکت پلیس

چگونگی عملکرد مارکت پلیس
چگونگی عملکرد

تامین نیازهای مخاطبان توسط یک سایت مارکت پلیس باعث می شود تا مخاطبان علاقمند به دنبال کردن جدّی یک سایت Market Place شوند. معمولا مخاطبان علاقمند، ظرفیت زیادی برای کلیک بر روی لینک یک محصول و بررسی یک کالا در چنین فروشگاه‎هایی را دارند. چنین افرادی یک مشتری بالقوه محسوب می شوند که به راحتی قابلیت تبدیل شدن به مشتری بالفعل را دارا می باشند.

یک سایت Market Place سعی می‎کند تا بصورت کاملا بی‎طرف انواع محصولات را بررسی کند. این بی‎طرفی باعث می‎شود تا کاربران به چنین سایت هایی اعتماد مناسبی پیدا کنند. فروشگاه‎های Market Place معمولا خود کالاها را خریداری نمی کنند وتنها نقش یک واسطه را دارند. بنابراین دارای هزینه‎های انبارداری، مرجوعی و کالای منقضی شده نمی باشند.

بیشتر بخوانید : معرفی مدل های کسب و کار

ویژگی‎های مهم یک سایت مارکت پلیس

۱-محتوا محوری

یک سایت Market Place باید یک سایت قدرتمند در زمینه محتوا باشد. محتوا می‎تواند نیازهای مخاطب را پوشش دهد. بنابراین چنین کسب و کاری باید به محتوا توجه خاصی داشته باشد.

۲-بروزرسانی های مستمر

از آنجا که نیازهای یک مشتری بطور مستمر تغییر می ‎یابند، بایستی سایت‎های Market Place بصورت همیشگی بروزرسانی شوند.

۳-تعامل نقطه قوت Market Place

یک سایت مارکت پلیس باید توان تعامل زیادی با فروشندگان مختلف داشته باشد. از آنجایی که معمولا، مدیر یک سایت Market Place خودش کالایی برای عرضه ندارد بایستی همواره به جلب نظر تامین‎کنندگان توجه داشته باشد.

۴- نقش تسهیلگری

چنین سایتی وظیفه تسهیل کردن کار برای کاربران را برعهده دارد. بنابراین یک سایت Market Place باید همیشه روابط خود را با کاربران در بالاترین سطح نگه دارد. اعتمادسازی مهمترین خصیصه یک چنین سیستمی می باشد.

۵-توجه به فنون صنعت بازاریابی

مارکت پلیس یک زمین اجاره‎ای محسوب می‎شود. به همین دلیل معمولا چنین سایت‎هایی، نمی‎توانند یک درآمد ثابت را برای خود طراحی کنند. عدم توجه به فنون صنعت بازاریابی باعث حذف آنها از چرخه رقابت خواهد شد.

بررسی تفاوت Market Place با همکاری در فروش

همکاری در فروش یامارکت پلیس
همکاری در فروش یا مارکت پلیس

در مقابل Market Place، همکاری در فروش یا Affiliate Marketing قرار می‎گیرد. روند همکاری در فروش بدین گونه است که افراد در چنین سیستمی سعی می کنند محصول شرکت‎ها یا فروشگاه‎های اینترنتی دیگر را بفروشند و در ازای این فروش پورسانت خود را دریافت کنند.

مهمترین تفاوت Market Place با همکاری در فروش در این است که مالک سایت مارکت پلیس، محصولات دیگر تولیدکنندگان را برای فروش در سایت خود عرضه می کند. امّا در همکاری در فروش مالک سایت تنها به معرفی محصولات دیگر سایت‎ها با لینک اختصاصی خود می‎پردازد. اگر بازدیدکننده با لینک تبلیغ‎کننده به خرید یک کالا بپردازد درصدی از فروش به تبلیغ‎کننده خواهد رسید.

نمونه ایرانی مارکت پلیس و همکاری در فروش

در سایت دیجی کالا، شاهد هر دو نوعِ، مارکت پلیس و همکاری در فروش می باشیم. تولیدکنندگانی که کالاهای خود را برای فروش در سایت دیجی کالا قرار می دهند از سیستم مارکت پلیس این فروشگاه اینترنتی بهره می‎برند و کسانی که به معرفی محصولات دیجی کالا در سایت خود می پردازند از سیستم همکاری در فروش این فروشگاه استفاده می‎کنند.

جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا بدون توجه به مفهوم استراتژی هرگز معنا نمی یابد. داشتن استراتژی در بازاریابی محتوایی می تواند شما را به مقام یک امپراطور بزرگ در قلمرو پادشاهی محتوا برساند.

نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی
نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

شما هنگامی که به دنبال یافتن یک گنج نهفته می روید، سعی می کنید از قبل یک نقشه مطمئن را برای خود تهیه کنید. محتوا و بازاریابی محتوایی همان گنج نهفته است و استراتژی همان نقشه ایی است که شما را در یافتن گنج واقعی کمک می نماید.

سایت متمم در یک مقاله مفصل به بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوا پرداخته است.

نگاهی به گذشته‌‎ی استراتژی در بازاریابی محتوا

محتوا همواره در طول تاریخ توانسته است نظرات را به سوی خود جذب کند. یک محتوای خوب می تواند بردل هر‎کسی بنشیند.

شاید شعرای ایرانی را بتوان بزرگترین محتواسازان تاریخ دانست. آنها علاوه بر ادیب بودن، یک استراتژیست محتوا بوده اند.

فردوسی،مولانا، حافظ و سعدی محتوایی را تولید کرده اند که در طول تاریخ ماندگار شده و به راحتی توسط مردم ترویج و انتشار یافته است. قطعا این شعرا به عنوان موفق ترین افراد در برندینگ شخصی (Personal Branding) در طول اعصار تاریخ محسوب می شوند.

نگاهی به تصورات نادرست درباره استراتژی را در اینجا بخوانید!!!

عصر حاضر و نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

در عصر حاضر یک استراتژی در بازاریابی محتوایی بایستی براساس موتورهای جستجو پیش رود. امروزه محتوایی موفق‎تر است که در موتورهای جستجو و البته در شبکه های اجتماعی بیشتر دیده شود.

استراتژی درست در بازاریابی محتوایی می تواند مزایای بسیاری را برای محتواساز و صاحبان کسب‎وکارها ایجاد کند. در ادامه به بررسی چند مورد از این مزایا می پردازیم.

نگاهی به مزایای یک استراتژی قوی در بازاریابی محتوا

  1. با کمک استراتژی می توانید یک محتوای منسجم،با‎ثبات و مرتبط تولید کنید.
  2. استراتژی یک ساختار اختصاصی و مشخص به برند شما اهداء خواهد کرد.
  3. استراتژی درست محتوایی، کسب و کار شما را هدفمند و پربازده خواهد کرد.
  4. استراتژی به آنالیز داده های کسب و کار شما هدف می دهد. استراتژی و آنالیز داده ها دو ابزاری قوی برای قراردادن شما در مسیر درست می باشند. یک استراتژی اصولی، انحرافات شما را به وضوح فریاد خواهد زد.
  5. ROI یا همان نرخ بازگشت سرمایه یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی محتوا است. یک استراتژی قوی به شما کمک می کند تا بتوانید کنترل بهتری بر روی ROI داشته باشید.
  6. لحن بیان، یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی است. یک استراتژی محتوا بایستی دارای سند تولید محتوا باشد. این سند تولید محتوا موارد مهمی را درباره لحن، نحوه نگارش، قلم و.. را تعیین می کند.

مقاله ای درباره استراتژیست کیست با عنوان : “آیا من یک استراتژیست هستم؟؟؟

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

هر فعالیتی که در فضای مجازی انجام می دهیم را باید بتوانیم بسنجیم.این سنجش باعث می شود تا به میزان رشد کسب‎و‎کار خود آگاه شویم. برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی بایستی به دنبال یک سری سنجه یا همان شاخص کلیدی(KPI) برای بازاریابی محتوایی خود باشیم.

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی
سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

شناسایی سنجه های کلیدی، یک بخش بسیار مهم برای هک رشد در یک کسب و کار می باشد. در این پست کوتاه وبلاگی به معرفی اجمالی مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی می پردازیم :

۱- شناسایی محدوده یک کسب و کار

برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی، باید ابتدا با محدوده یک کسب و کار آشنا شد. خیلی مهم است که بدانید مشتریان بالقوه شما چگونه و با چه کلمات کلیدی شما را می یابند.

مطلب مرتبط: چگونگی راه اندازی یک کسب و کار الکترونیک

۲-ذائقه شناسی مخاطب

سعی کنید ذائقه مخاطب خود را بشناسید. اگر مخاطب شما به محتواهای کوتاه علاقه بیشتری نشان می دهد، سعی کنید برای او محتواهای کوتاه ولی کاربردی تولید کنید. شما می توانید از ابزارهای نظیر گوگل ترندز، گوگل آنالیتیکز و وبمسترتولز برای ذائقه شناسی مخاطبانتان استفاده کنید.

مطلب مرتبط: مخاطب شناسی از دیدگاه سایت متمم

۳-نرخ پرش ، تب سنج بازاریابی محتوایی

همیشه به نرخ پرش مخاطب، به عنوان یک شاخص مهم توجه داشته باشید. مدّت زمان حضور مخاطب هم به عنوان یک شاخص کلیدی محسوب می شود که نشاندهنده میزان گیرایی محتواهای شما می باشد. اگر مخاطب شما زیر یک دقیقه سایت شما را ترک می کند، نشاندهنده این واقعیت است که استراتژی شما در طراحی محتوا کاربرپسند به‎درستی عمل نمی کند.

هیچ‎وقت از بازنگری در استراتژی نترسید. چرا که اصلاح سریع یک استراتژی اشتباه می تواند جلوی شکست های سنگین را بگیرد.

مخاطبی برای یک سایت ارزش دارد که به آن سایت معتاد شود. برای نیل به چنین هدفی شما باید بتوانید به شیوه های مختلف مخاطب را با محتواهایتان درگیر کنید.

مخاطب شناسی و نیاز سنجی
مخاطب شناسی و نیاز سنجی

گذاشتن ویدئو و پادکست یکی از شیوه هایی است که باعث می شود ماندگاری مخاطب در سایت افزایش پیدا کند. یک بازاریاب محتوا بایستی بتواند بهترین شرایط میزبانی را برای بازدیدکنندگان از محتوایش فراهم آورد(این کار با کمک مخاطب شناسی+نیازسنجی مخاطب صورت خواهد پذیرفت).

۴-محتوای ویروسی، اوج موفقیت در بازاریابی محتوایی

وایرال شدن محتوا به معنای اشتراک گذاری یک محتوا در بسترهای مختلف می باشد. سعی کنید محتوایی تولید کنید که در بین مخاطبان شما وایرال شود. وایرال شدن محتوا باعث می شود تا هزینه های انتشار محتوای شما در رسانه های مختلف به شدت کاهش یابد.

هک رشد، ابزاری برای موفقیت یک کسب و کار

از‎طرفی‎دیگر، شما می توانید با یک محتوای وایرال شده، مخاطبان جدید بسیاری را به سوی سایت، شبکه اجتماعی یا کانال تلگرامی خود بکشانید.

۵-اثر شبکه های اجتماعی بر بازاریابی محتوایی

توجه خاصی به شبکه های اجتماعی داشته باشید. سیگنال هایی که از شبکه های اجتماعی به سایت شما وارد می شوند، می توانند یک اعتبار ویژه برای سایت شما در نزد موتورهای جستجو ایجاد کنند.

شبکه های اجتماعی علاوه بر ترافیک مناسبی که به سایت شما انتقال می‎دهند به‎عنوان یک فیلتر مخاطب عمل می‎کنند. شبکه‎های اجتماعی علاقمندان واقعی به شما و محتواهایتان را به سمت شما گسیل می دارند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و بررسی آنها

۶-تعیین هدف برای یک بازاریابی محتوایی

در بازاریابی محتوایی، آنگونه از محتوا برای ما ارزش‎آفرین است که مخاطب را راغب به یک اقدام نماید(Call to Action). شما به عنوان یک بازاریاب باید بتوانید در محتواهایتان پیام مدنظرتان را طوری جانمایی کنید که مخاطبان شما، اقدام مدنظرتان را بدون هیچگونه اجباری انجام دهند.

و در پایان…

آنچه گفته شد مراحلی بود که قبل از تعیین شاخص های سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی باید مورد توجه قرار گیرند. به زودی در یک پست مفص به معرفی شاخص های کلیدی در بازاریابی محتوایی خواهیم پرداخت.

آشنایی با بازاریابی محتوایی

در سالیان اخیر شیوه های بازاریابی تغییر زیادی کرده است. رشد اینترنت و بالطبع رسانه های اجتماعی، موجب رشد قابل توجه بازاریابی آنلاین (Digital Marketing) گردیده است. بازاریابی محتوایی یکی از شاخه های بازاریابی آنلاین است که توانسته نقش پررنگی را در بین سایر شیوه های دیجیتال مارکتینگ برای خود فراهم آورد.

اهداف بازاریابی محتوایی
اهداف بازاریابی محتوایی

تفاوت بازاریابی محتوایی و تبلیغات با یکدیگر

بازاریابی محتوایی یک شیوه مدرن برای بازاریابی است. در این روش از بازاریابی با کمک محتوا و به صورت غیرمستقیم، پیام مدنظر را به مخاطب انتقال می دهیم. ماهیت بازاریابی محتوایی تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد.

نگاهی به اشتباهات تاثیر گذار در بازاریابی محتوا

ماهیت بازاریابی محتوا تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد. یکی از این تفاوت ها که به سادگی قابل ملاحظه است، این است که بازاریابی محتوایی یک فرآیند زمان بر و طولانی است. در حالی که در تبلیغات برروی اهداف کوتاه مدت متمرکز می شویم.

از طرفی دیگر، محتوا باید بتواند برروی تغییر ذهنیت مخاطب کار کند. امّا تبلیغات تنها به دنبال افزایش فروش و کسب سود بیشتر می باشد.

ویژگی های یک محتوای موثر در بازاریابی محتوا

یک محتوای قوی باید بتواند تعامل خوبی را با مخاطب برقرار کند. از همین رو، امروزه شاهد ویدئومارکتینگ، پادکست، اینفوگرافیک، اسلایدهای آموزشی و … هستیم.

بازاریابی محتوایی موثر
بازاریابی محتوایی موثر

بازاریابی محتوایی باید بتواند برای یک برند شخصیت سازی کند. این شخصیت می تواند اعتبار برند را در نزد مشتریان افزایش دهد. اعتبار موجب افزایش اعتماد در مشتری خواهد شود. اعتماد می تواند موجب شهرت و جلب اطمینان مشتریان می گردد. مشتری مطمئن انگیزه بیشتری برای خرید خخواهد شد. آنچه گفته شد کل فرمول بازاریابی محتوایی بود.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند بین رقبا

بازاریابی محتوایی یک بازاریابی داده محور

شرکت های بسیاری در حال تمرین و کسب تجربه در حوزه بازاریابی محتوایی هستند. این شرکت ها بیشترین تمرکز خود را برروی مدیریت محتوا، تدوین و نگارش متون، تصویرسازی، خلق ویدئوها و پادکست های حرفه ای گذاشته اند.

این در حالی است که خبرنگاری داده محور (Data Driven Journalism) یک ترند داغ در حوزه محتوا گردیده است. (پیگیر این موضوع باشید، به زودی در یک پست مستقل به بررسی این موضوع خواهم پرداخت).

محتواسازان در این حوزه تولید محتوا با استفاده از داده کلان (Big Data) و مدیریت داده ها (Data Management) و هوش مصنوعی (Artificial intelligence) سعی در ایجاد محتوایی نفوذپذیر در فکر و اندیشه مخاطبان دارند.

اوج هنر یک بازاریاب محتوا ؛ خبرسازی با استفاده از داده ها

بنیان این نوع از محتواسازی را داده تشکیل می دهد.در اینگونه بازاریابی محتوا با استفاده از اطلاعات سعی در ایجاد داستان هایی می شود که علاوه بر جدید بودن، مخاطب پسند باشند و به اندازه کافی امکان پردازش و خبرسازی برروی آنها وجود داشته باشد.

در چنین شیوه محتوایی، سعی می شود داده ها را در قالب اینفوگرافیک و نمودار به مخاطب ارائه دهند. این داده ها به راحتی می توانند نظر مخاطب را درباره موضوعات تغییر دهند. به همین جهت است که گفته می شود قدرت بازاریابی محتوایی از داده بدست می آید.

نقش داستان سرایی در تحقق اهداف بازاریابی محتوا

هنر داستان سرایی می تواند احتمال موفقیت یک بازاریابی محتوایی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. یک داستان در بازاریابی باید حداقل دارای سه عنصر زیر باشد تا بتواند مخاطب را به سمت خود جذب کند:

داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
  1. تضاد : تضاد بین چیزی که هست و چیزی که باید باشد، مخاطب را راغب می کند تا به آن داستان توجه کند.
  2. دقت : یک داستان خوب بازاریابی باید دقت بالایی داشته باشد و به تمامیی جزئیات توجه کند. دقت داشتن به جزئیات اگر با صداقت همراه شود می تواند موجب محبوبیت خاص یک داستان در نزد مخاطب شود.
  3. مخاطب : یک داستان به هدف جلب رضایت یک مخاطب ایجاد می شود. پس باید همیشه به مخاطب توجه داشت. مخاطب باید از داستان لذّت ببرد و درباره آن حرف بزند و آن را برای دیگران نقل قول کند. داستانی که مخاطب آن را بپسندد به راحتی بازخورد(کامنت) می گیرد و در شبکه های اجتماعی لایک خورش بالا می رود.

آینده بازاریابی محتوا

بطور کلی علم بازاریابی دارای بیشترین میزان تغییر در دهه های اخیر به نسبت سایر شاخه های علم مدیریت بوده است. همین واقعیت موجب شده است تا آینده بازاریابی محتوا نیز از این تغییرات مصون نماند.

آینده بازاریابی محتوا
آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی دیجیتال (Digital marketing)، با توجه به ماهیت پویایی که دارد بسیار تغییرپذیر می باشد. بازاریابی محتوا هم به عنوان یکی از زیرشاخه های دیجیتال مارکتینگ از این قاعده کلی مستثنی نیست. بنابراین انتظار تغییرات فراگیر در آینده بازاریابی محتوا بسیار محتول است.

در این پست قصد داریم تا به بررسی آینده بازاریابی محتوا بپردازیم. شناسایی تغییرات در بازاریابی محتوا باعث می شود تا یک محتواساز با آمادگی بیشتری خود را آماده مواجه با تحولات نماید.

چگونه یک بازاریابی محتوایی تاثیر گذار ایجاد کنیم؟

در ادامه به بررسی مهمترین تغییراتی که بازاریابی محتوا در آینده ی نزدیک شاهد آن خواهد بود، می پردازیم.

تحولات آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟
بازاریابی محتوا چیست؟

بازاریابی محتوا یک فرآیند بلند مدت است و نتایج آن در درازمدت مشاهده می شود. همین قضیه باعث می شود تا مدیران ارشد سازمانی که معمولا افراد نتیجه گرایی هستند، زمان لازم را به بازاریابان محتوا ندهند. این موضوع باعث شده است تا محتواسازان به دنبال شیوه های موثرتر برای افزایش درگیرکردن مخاطب بروند.

در ادامه به ۶ شیوه ی رایج که باعث افزایش تعامل بین مخاطب و یک برند می شوند می پردازیم. البته شیوه های دیگری نیز وجود دارد که فرصت لازم برای پرداختن به آنها در این پست کوتاه بوجود نیامد. شما می توانید تجارب ارزشمند خودتان را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

۱- افزایش استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی

استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی به شدت در حال افزایش است. مخاطبان معمولا ترجیح می دهند مسائل و مشکلات خود را از طریق ویدئوهای تعاملی حل کنند. مخاطب با مشاهده یک ویدئو حس بهتری پیدا می کند. ویدئو به عنوان یک ابزار برای افزایش نرخ تعامل و کاهش نرخ پرش در بازاریابی مورد توجه محتواسازان باید قرار گیرد.

بازاریابی محتوایی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای هک رشد محسوب می شود ، برای آشنایی با هک رشد اینجا کلیک کنید

۲- پادکست، ابزاری جدید برای برندسازی و تبلیغات

پادکست و فایل صوتی نیز مانند ویدئو از آینده خوبی در صنعت بازتاریابی محتوا برخوردار هستند. با توجه به اینکه زندگی ماشینی باعث شده است افراد زمان زیادی را در ترافیک،مترو و اتوبوس بگذرانند، پادکست می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای مخاطبان محسوب شود.

۳- تصویر سازی کلید موفقیت در بازاریابی محتوا

مصوّرسازی یکی از ابزارهایی است که می تواند موفقسیت آینده بازاریابی محتوا را تضمین کند. نمودارها، جداول، اینفوگرافیک ها، انیمیشن ها و … می توانند نرخ تعامل با کاربر را به راحتی افزایش دهند. یک تولیدکننده محتوا بایستی بتواند به خوبی از انواع فرمت های گرافیکی برای جلب نظر مخاطب خود استفاده کند.

۴-محتوا، بزرگترین تامین کننده نیاز مخاطب

محتوای خوب همیشه پادشاه است. یک محتوا می تواند کوتاه،متوسط یا بلند باشد. هرگونه از این محتواها کاربردهای خاص خود را دارند. محتوایی می تواند حداکثر اثر را در آینده بازاریابی محتوا داشته باشد که بتواند نیاز مخاطب را به طور کامل مرتفع سازد. محتواسازان آینده بایستی بیش از هر مهارتی به مخاطب شناسی مسلط باشند.

سرریز محتوا، آیا شما محتوای زیادی تولید می کنید؟

۵- تکنولوژی محوری، مهمترین خصیصه بازاریابان آیند

استفاده از تکنولوژی های جدیدی همچون واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، یادگیری ماشین و … می تواند باعث جذابیّت محتوا شود. آینده بازاریابی محتوا را نمی توان بدون توجه به این تکنولوژی ها در نظر گرفت.

۶- سئو، دروازه ورود به بازاریابی محتوا

الگوریتم های موتورهای جستجو روزبه روز در حال تغییر و بهبود هستند. فرآیند سئو سایت ها، همچون گذشته کاری ساده و کوتاه مدت نمی باشد.در آینده، محتوای موثر می تواند در فرآیند سئو نقش پررنگ تری را بیابد. همانطور که سئو می تواند آینده بازاریابی محتوا را تحت تاثیر خود قرار دهد، بازاریابی محتوایی نیز می تواند آینده سئو را موثر از خود گرداند.

ارائه تخفیف چه تاثیری بر یک بازاریابی دارد ؟

امروزه بسیاری از کسب و کارها سعی می کنند تا به عناوین مختلف ، مشتریان خود را ترغیب به خرید نمایند. ارائه تخفیف یکی از شیوه های جذاب برای مشتریان می باشد. مدیران معمولا این تخفیف ها را برای مناسبت های مختلف عرضه می کنند.

ارائه تخفیف ، آری یا نه !!!
ارائه تخفیف ، آری یا نه !!!

معمولا تعطیلات نوروزی یکی از موقعیت هایی است که بیشترین و متنوع ترین تخفیفات را شاهد هستیم. در این پست می خواهیم به طور مفصل به بررسی نقش تخفیف و زمان ارائه آنها بپردازیم. ارائه یک تخفیف درست در زمان مناسب می تواند سود قابل قبولی را به همراه داشته باشد.

تخفیف چیست ؟

تخفیف Discount یک کاهش قیمت کم نسبت به قیمت اصلی می باشد. هدف از ارائه تخفیف افزایش فروش و کسب سود بیشتر می باشد. در واقع تخفیف دادن در قیمت ها باعث می شود تا انگیزه مشتریان برای خرید افزایش یابد.

تخفیف می تواند بلند مدّت یا کوتاه مدّت باشد. تخفیف های بلند مدّت تاثیر کمتری بر مشتری می گذارند. امّا تخفیف کوتاه مدّت که معمولا همان تخفیف های مناسبتی هستند مشتری را ترغیب به خرید می کنند.

چگونه یک کمپین تبلیغاتی را اجرا کنیم؟

بسیاری از کسب و کارها به ارائه تخفیف های تعدادی می پردازند. به عنوان مثال آنها ۱۰ کوپن تخفیف را به اولین مشتریانی که خرید کنند واگذار می کنند. برخی از فروشگاه ها هم مبلغی از خرید را به مشتریان در قالب کارت هدیه مسترد می کنند.

برخی از مشاغل نیز تخفیف را برای خریدهای در تعداد بالا لحاظ می کنند. به عنوان مثال اگر کسی از یک کالا بیش از ۳ تا خرید کند از درصدی تخفیف برخوردار خواهد شد.

تفاوت تخفیف با حراج و پیشنهاد چیست؟

در ایران معمولا تخفیف و حراج به جای یکدیگر به کار می روند. این در حالی است که این دو تفاوت های جدّی با یکدیگر دارند. باید توجه داشت که معمولا در تخفیف از میزان سود کم می کنیم امّا در حراج ، فروشندگان از قیمت تمام شده محصول ، کالای خود را ارزان تر می دهند.

تخفیف ، حراج ، پیشنهاد
تخفیف ، حراج یا پیشنهاد

معمولا شاهد ارائه حراج ها در پایان فصل هستیم. در حراج ها بیشتر اجناسی را مشاهده می کنیم که کم مشتری هستند یا این که تولید آنها متوقف گردیده است. شرکت های بزرگ حراج های خود را به جهت کاهش هزینه های انبارداری برگزار می کنند.

در برخی از مواقع شرکت ها پیشنهادات ویژه(offer) را ارائه می کنند. در پیشنهادات معمولا قیمت کاهش چندانی پیدا نمی کند بلکه خریدار می تواند کالا را با شرایط بهتر(مثلا گوشی موبایل به همراه گلس آن) یا با همان قیمت قبلی ولی با حجم یا تعدا بیشتر بخرد.

ارائه تخفیف ، آری یا نه !!!

هرجند که ارائه تخفیف باعث افزایش انگیزه مشتریان برای خرید می شود. امّا باید دقت داشت که هرگز نباید مشتری را به تخفیف عادت دهیم. اگر کالا یا خدمتی که ما عرضه می کنیم برای مشتری دارای ارزش کافی باشد، مشتری بدون توجه به تخفیف آن کالا را تهیه خواهد کرد.

بسیاری از استارت آپ های نوپا سعی می کنند با ارائه کد تخفیف های جذاب بازار را از دست رقبای خود خارج می کنند. این سیاست شاید در بسیاری از موارد جوابگو باشد. ولی از لحاظ روانشناسی بازاریابی باعث تغییر ذهنیت مشتری می شود.

مطلب توصیه شده برای مطالعه : ۱۹ نکته برای افزایش فروش از طریق سایت

در چنین حالتی یک مشتری تا زمانی از پلتفرم یک استارت آپ خرید می کند که تخفیفی وجود داشته باشد. هنگامی که تخفیف ها خاتمه بپذیرد مشتری نیز علاقه ای به خرید نخواهد داشت. در واقع ما مشتری را به دریافت تخفیف های همیشگی بدعادت می کنیم. به این موضوع باور داشته باشید که “تغییر عادت در مشتری از سخت ترین کارها در حوزه بازاریابی می باشد“.

باید مدنظر داشت که بسیاری از مباحث موجود در بازاریابی مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کنند. دقّت در انتخاب شیوه های بازاریابی می تواند بهترین نتایج را به هراه آورد.

چگونگی ایجاد یک بازاریابی محتوا تاثیرگذار

بازاریابی محتوا تاثیرگذار
بازاریابی محتوای تاثیرگذار

شما به مطالعه این مطلب علاقمند شده اید ، چرا که احتمالا بازاریابی محتوا تاثیرگذار برای شما اهمیت پیدا کرده است . امروزه هرکسی می تواند با کمی تلاش و تمرین ماشین بازاریابی محتوا خود را راه اندازی کند . بازاریابی محتوا یک نوع از بازاریابی های استراتژیک می باشد که تاثیر بسزایی بر روی روند رو به رشد فرآیندهای کسب و کار خواهد داشت .

بازاریابی محتوا با کمک محتوای باارزش ، مرتبط و سازگار به دنبال جذب و حفظ مخاطب می باشد و هدف نهایی آن ، تبدیل مخاطب به یک مشتری سودمند است . در واقع بازاریابی محتوا تاثیرگذار به دنبال ایجاد اعتماد در بین مخاطبان یک کسب و کار می باشد تا آنها را ترغیب به اقدام مدنظر آن کسب و کار نماید (Call to Action) . هنگامی که مخاطبان اعتماد کافی به یک برند بنمایند به راحتی می توانند اقدام به خرید ، ثبت نام و … بنمایند .

بازاریابی محتوای تاثیر گذار
قیف بازاریابی محتوا

یک محتوا باید قدرت لازم را برای جذب هدفمند افراد را داشته باشد . در واقع هر مخاطبی مناسب ما نمی باشد . محتوا باید توانایی ایجاد تمایز بین مخاطبین و ارسال مخاطب مناسب را به سوی اهداف ما را داشته باشد . بازاریابی محتوا تاثیرگذار هنر برقراری ارتباط با مشتری در یک چشم انداز بلندمت می باشد و هدف نهایی آن تنها فروش یک محصول نمی باشد (بازاریابی محتوا یک استراتژی بلند مدت است ).

داشتن چارچوبی برای ایجاد محتوا

چرا یک کسب و کار نیاز به چارچوبی برای ایجاد محتوا دارد ؟

یک استراتژی بازاریابی محتوا تاثیرگذار باید امکان انتشار آسان محتوا را برای علاقمندان به راحتی امکان پذیر سازد . هنگامی که شما به دنبال ایجاد محتوا در یک مقیاس بزرگ هستید بایستی تمامی زیرساخت های مورد نیازتان را در اختیار داشته باشید .

بسیاری از فرآیندهایی که شما در تولید محتوا انجام می دهید فرآندهای تکرار پذیر هستند . بنابراین شما نیاز دارید تا فریمورک های مختلف برای هر یک از فعالیتهای خود را در اختیار داشت باشید . شما به صورت روزانه پست های مختلف وبلاگی تولید می کنید یا به انتشار کتاب های الکترونیکی می پردازید . شاید هم وبینارها ، پادکست ، ویدئوکست و .. را در اختیار کاربرانتان بگذارید . برای تمامی این موارد نیاز دارید که یک چارچوب مشخص را در اختیار داشته باشید .

فرآیند بررسی تولید محتوا تاثیرگذار :

همواره سعی کنید محتوای خود را از لحاظ چارچوب و ساختار مورد بررسی قرار دهید . در بررسی محتوا به موارد زیر توجه داشته باشید :

  • تولید محتوا و تعیین وظایف هریک از تولیدکنندگان محتوا (سازندگان محتوا ، کنترل کنندگان محتوا ، ویراستاران ، بازنشرکنندگان محتوا و ..)
  • ایجاد محتواهای جانبی قبل از تولید محتوای اصلی
  • انتشار سند تولید محتوا ، که در این سند بایستی تمامی جزئیات و روش های تولید محتوا ذکر شود و همه افراد موظف هستند تا از آن در تولید محتواهایشان تبعیت کنند .
  • تعریف یک فرآیند مشخص برای بازبینی محتوا ؛ که در این فرآیند شما باید به بروزرسانی محتوا براساس نیازهای کسب و کارتان بپردازید .

گردآوری : مسعود معاونی


مطالب مشابه:

چگونه کلمات کلیدی طلایی خود را بیابیم ؟

کلمات کلیدی قلب یک سئو می باشد . اگر شما نتوانید کلمات کلیدی خود را بیابید ، هرگز نخواهید توانست یک محتوای کاربر پسند را تولید کنید . بنابراین شما نباید انتظار داشته باشید که در فرآیند پیچیده سئو هم موفق شوید . برای این که بتوانیم یک محتوای تاثیر گذار ایجاد کنیم بایستی کلمات کلیدی مناسب را پیدا کنیم .

البتّه توجه داشته باشید که هدف ما از سئو تنها قرارگیری در صفحه اول یک موتور جستجو نمی باشد . بلکه ما به دنبال انتقال ترافیک پولساز به سمت یک سایت می باشیم . ما به دنبال ترافیکی هستیم که حاضر به پرداخت پول بابت محصولات/خدمات یک سایت باشند .

تعیین کلمات کلیدی
تعیین کلمات کلیدی

شناسایی کلمات کلیدی طلایی :

برای شناسایی کلمات کلیدی طلایی باید هدف خود از سئو را به درستی تعیین کنید . آیا شما به دنبال یک سئو پولساز می باشید یا این که فقط قرار است در صفحات اول موتورهای جستجو باشید . آن چه قطعی است این است که هدف همه کسب و کارها از سئو کسب درآمد می باشد .

کسب و کارها به دنبال این هستند که در کلمات کلیدی مرتبط با کارشان در صدر لیست موتورهای جستجو قرار گیرند تا بتوانند فروش خود را بهبود بخشند . برای این که شما در فرآیند سئو موفق شوید باید دارای یک استراتژی سئو قوی باشید . این استراتژی می تواند تعیین کلمات کلیدی شما را در درازمدت تحت تاثیر قرار دهد .

نقش خلاقیت در شناسایی کلمات کلیدی طلایی :

شما برای این که بتوانید بهترین کلمات کلیدی را برای تجارت خود شناسایی کنید به کمی نبوغ و خلاقیت نیاز دارید . شما می توانید با تفکر و با استفاده از ابزارهای تعیین کلمات بسادگی به اهداف کلیدی خود برسید . برای این منظور به دو نکته زیر توجه ویژه ای داشته باشید :

۱- شناخت نیت و قصد کاربر (user intent) :

بسیار مهم است که بدانیم یک کاربر به چه هدفی جستجو می کند . معمولا یک کاربر به یکی از سه هدف زیر جستجو می کند :

  1. اطلاعاتی : کسب اطلاعاتی درباره یک موضوع
  2. تراکنشی : خرید اینترنتی یا پرداخت بانکی
  3. پیمایشی : سرگرمی ، وبگردی و ..

۲- تعداد جستجو (search volume) :

یکی از مهمترین موضوعاتی که باید توجه شود تعیین چگالی یک کلمه کلیدی در جستجوی کاربران می باشد . معمولا کاربران سه دسته از عبارات را در جستجوهای خود به کار می برند :

  1. کلمات اصلی (head) : معمولا این کلمات مفاهیم اصلی را می رسانند مانند موبایل
  2. Middle tail : این دسته از عبارات که معمولا دو حرفی هستند ما را به سمت نیت کاربر هدایت می کنند مانند خرید موبایل
  3. Long tail : در اینجا نیت و هدف کاربر کاملا مشخص است و با عباراتی ۳ یا ۴ کلمه ای مواجه ایم . مانند خرید موبایل سامسونگ گلکسی

سعی کنید در انتخاب کلمات کلیدی به سراغ عبارات طولانی تر (long tail) بروید . امروزه کاربران معمولا جملات بلندتری را جستجو می کنند . از طرفی دیگر در کلمات کلیدی اصلی (همان کلمات کوتاه مانند موبایل ، لپ تاپ و …) رسیدن به صفحه اول موتورهای جستجو کار دشواری است . عبارات بلند ترافیک موثرتری را برای شما به ارمغان می آورند و نرخ تبدیل مناسب تری را دارند .

نکات مهم در تعیین کلمات کلیدی :

  • هم نویس ها (Homographs) : در کلماتی که شکل ظاهری یکسانی دارند دقت کنید مانند شیرآب و شیر جنگل
  • مخفف ها (Acronyms) : مثلا ممکن است کلمه SMS دارای معنا و مفهوم دیگری هم باشد و ترافیک ناخواسته ای را برای شما بیاورد و باعث افزایش نرخ پرش شما شود .
  • نگارش های مختلف : خیلی از کلمات دارای نگارش های گوناگونی هستند مانند مایکروویو و ماکروفر یا اینترنت اشیا و اینترنت اشیاء .

ابزارهای مطرح در شناسایی کلمات کلیدی :

۱– گوگل ترندز:

برای شروع کار می توانید به سراغ گوگل ترندز بروید . برای این منظور بر روی لینک کلیک کنید یا به آدرس https://trends.google.com مراجعه کنید . بعد از ورود به صفحه اصلی گوگل ترندز ابتدا نام کشور ایران را انتخاب کنید . شما می توانید از گوگل ترندز برای مقایسه دو کلمه کلیدی به راحتی استفاده کنید . حتی می توانید مقایسه کنید که کلمه کلیدی شما در کدام ناحیه جغرافیایی جستجوی بیشتری را به خود اختصاص داده است .

۲- Keyword Planner :

شما با کمک این ابزار می توانید متوجه شوید که هر کلمه کلیدی در هر ماه چند بار جستجو می شود . هر چند که این ابزار از لحاظ عدد و رقم دقیق نمی باشد امّا شما می توانید به کمک این ابزار رقابت موجود برروی کلمات کلیدی را شناسایی کنید . برای استفاده از این ابزار با توجه به تحریم بودن کشور نیاز به فیلترشکن دارید . برای استفاده از این ابزار به لینک زیر بروید :

https://ads.google.com/home/tools/keyword_planner

۳- MOZ :

شما می توانید به آسانی وارد لینک زیر شوید و این ابزار را دریافت و بر روی سیستم خود نصب کنید .

https://moz.com/product/pro/seo_toolbar

سپس در سایت moz ثبت نام کنید . با وارد شدن به اکانت کاربری تان اطلاعاتی درباره اعتبار دامنه (DA) و اعتبار صفحات (PA) در اختیار شما قرار می گیرد . هرچه مقادیر PA و DA بالاتر باشد اعتبار سایت شما بیشتر می شود .

۴- توجه به پیشنهادات گوگل :

هنگامی که شما موضوعی را گوگل می کنید با یک سری پیشنهادات گوگل مواجه می شوید (Google instant و google related search) . این پیشنهادات گوگل در واقع کلماتی هستند که بیشترین جستجو را از سوی مخاطبان شما داشته اند .

۵– سایر سایت ها و امکانات کاربردی :

  • ویکی پدیا : شما به کمک این سایت می توانید کلمات کلیدی مرتبط زیادی را پیدا کنید . همچنین ویکی پدیا یک سایت ایده آل برای بک لینک سازی می باشد . فقط باید کمی بر روی آن وقت بگذارید .
  • سایت های رقبا : رقبای شما می توانند یک مرجع خوب برای یافتن دسته بندی ها و موضوعات کلیدی باشند . مسلما رقبای اصلی شما از نیروها و امکانات خوبی برای آنالیز بهره می برند . شما می توانید با زیرنظرگرفتن آنها به کلمات کلیدی طلایی دست یابید .
  • Ahrefs : این سایت اطلاعاتی درباره بک لینک های سایت های دیگر (رقبا) به شما می دهد . همچنین می توانید از آن برای لینک سازی استفاده کنید .
  • Keyword tool dominator : این سایت به شما امکان جستجو در زمینه عبارات کلیدی یا همان Long tail ها را می دهد . این سایت به پایگاه داده های گوگل ، آمازون ، یاهو و… دسترسی دارد . بنابراین بهترین گزینه ها را به شما پیشنهاد خواهد کرد و شما می توانید قویترین کلمات کلیدی را برای سایتتان بیابید .
  • Kwfinder : این ابزار به ما کمک می کند تا کلمات کلیدی با ترافیک بالا را شناسایی کنیم .این ابزار دارای اکانت های رایگان و پولی می باشد . پیشنهاد می شود برای شروع کار از ابزارهای رایگان آن استفاده کنید .
  • Lsigraph : این ابزار به شما کمک می کند تا لیستی از کلمات کلیدی مرتبط با یک موضوع را در اختیار داشته باشید . در واقع این ابزار کلمات مترادف و هم معنی را برای شما ایمیل می کند . این سایت می تواند هم در شناخت کلمات کلیدی موثر به شما کمک کند و هم در تولید محتوا و یافتن کلمات هم معنی و پرتکرار برای شما کارگشا باشد .
  • Keywordgen.com : یک ابزار برای تبدیل کلمات اصلی (head) به عبارات کلیدی (long tail) می باشد .
  • Keywordtool.io : این ابزار براساس کلمه کلیدی پایه شما بیش از ۷۰۰ کلمه کلیدی مرتبط به شما می دهد . هم چنین این سایت می تواند کلمات کلیدی مناسب برای موتورهای جستجو مختلف را ارائه کند .
  • tabliq.com : و در پایان یک ابزار کاملا ایرانی را برای تحقیق کلمات کلیدی معرفی می کنیم . شما بعد از ورود به این سایت می توانید به بخش ابزارها رفته و از انواع امکانات این سایت بهره مند شوید .

آموزش عملی :

در این جا قصد داریم کلمات کلیدی را برای یک موضوع استخراج کنیم . فرض کنید قبلا بوسیله گوگل ترندز و ابزارهای دیگر موضوع اصلی خود را “طراحی سایت ” انتخاب کرده باشیم . حالا مراحل زیر را دنبال می کنیم :

  1. ابتدا در گوگل کلمه طراحی سایت را جستجو می کنیم . مشابه شکل ۱ ، پیشنهادات گوگل را یادداشت می کنیم .
  2. سپس با استفاده از پیشهادات گوگل دوباره سرچ می کنیم .
  3. مراحل ۱ و ۲ را آنقدر تکرار می کنیم تا به عبارات بلند و جمله گونه برسیم .
شکل ۱

همچنین برای انجام مراحل فوق می توانیم از سایت tabliq.com هم استفاده کنیم . نهایتا باید به یک هرم مثل شکل زیر برسیم :

هرم کلمات کلیدی
هرم کلمات کلیدی

گردآوری : مسعود معاونی

جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام
الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام تغییر کرد تا کار دیجیتال مارکترها مشکل تر از قبل شود . درست زمانی که تصور می کنیم تمامی جزئیات یک الگوریتم را دریافته ایم و می توانیم مدیریت صفحات وبلاگ یا پیج های اینستاگرام خود را به خوبی انجام دهیم به ناگهان همه چیز تغییر می کند . البته این موضوع ، ماجرایی است که زندگی همه دیجیتال مارکترها با آن عجین شده است .

اینستاگرام مدعی شده است که تغییرات جدید بر روی الگوریتم خود را از آن جهت انجام داده است تا تجربه کاربری بهتری را به کاربران خود ارائه دهد . اینستاگرام مدعی شده است که قصد دارد محتوایی را در فید خود به مخاطبان نمایش دهد که آنها واقعا به دنبال آن هستند .

تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام
تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام

تغییر در مدت زمان نمایش پست ها

در تغییرات جدید ، پست های اینستاگرام به میزان قبل به مخاطبان نمایش داده نمی شوند . در واقع چیزی در حدود ۱۰ درصد مخاطبان هر پیج یک پست را مشاهده خواهند کرد . جدیدترین الگوریتم اینستاگرام به بررسی لایک و کامنت بر روی همین ۱۰ درصد بازدید کننده می پردازد . اگر پست دارای شرایط خوبی بود آن را به ۹۰ درصد باقیمانده ی فالوورها نمایش خواهد داد . در غیر اینصورت ممکن است پست شما به همه فالوورها نشان داده نشود .

در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام کمیّت جای خود را به کیفیت داده است . در واقع میزان تعاملی که شما با مخاطب خود برقرار می کنید در دیده شدن محتواهای شما تاثیر دارد . شما برای این که بتوانید با الگوریتم اینستاگرام رفاقت بهتری ایجاد کنید باید به سراغ محتواهای با کیفیت تر بروید . یک محتوای خوب توانایی ایجاد تعامل خوبی را با کاربران فراهم می آورد و این تعامل باعث می شود تا اینستاگرام محتوای شما را به کاربران بیشتری ارائه دهد .

محتوا محوری در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره یک پست آیتم هایی هستند که برای الگوریتم اینستاگرام دارای اهمیت خاصی می باشند . افزایش هر کدام از این آیتم ها (لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره) نشان دهنده میزان تعامل موثر با کاربران می باشد . بنابراین اینستاگرام محتوای شما را به مخاطبان بیشتری ارائه می دهد .

برای آنکه بتوانید مخاطبان خود را همیشه همراه داشته باشید باید یک داستان جذاب برای خود یا برندتان داشته باشید . داستانی که توانایی لازم برای ایجاد کشش در مخاطب را داشته باشد و فالوور را تبدیل به پیگیر همیشگی برای شما بنماید . این داستان به کمک محتواهایی با کیفیت ایجاد می شود . محتواهایی که دارای نظم و ساختاری مشخص هستند .

توجه داشته باشید که برخی امکانات در پلتفرم اینستاگرام وجود دارد که معمولا مغفول مانده اند . یکی از این امکانات دایرکت اینستاگرام می باشد . شما می توانید با کمک دایرکت اینستاگرام به بازاریابی مستقیم اقدام کنید و همچنین تعامل خود را با مخاطبانتان افزایش دهید .

یکی از مواردی که در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام لحاظ شده است ، مدّت زمان ماندگاری یک بازدیدکننده بر روی یک پست می باشد . شما می توانید با استفاده از چندین ویدئویی یک دقیقه ای که به صورت اسلایدی در یک پست قرار می دهید مخاطب خود را مدت زمان بیشتری بر روی پست هایتان نگهدارید .

البتّه باید توجه داشت که بازهم کیفیت این ویدئوها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است زیرا که پایین بودن کیفیت باعث می شود تا فالوور خیلی سریع پست را ترک کند .

توجه خاص به کپشن های پست ها در الگوریتم اینستاگرام

سعی کنید از کپشن های جذاب و البته کمی بلند در پست هایتان استفاده کنید . اگر پست شما مورد توجه مخاطب شما قرار گیرد یک کپشن جذاب می تواند ماندگاری مخاطب شما را بر روی یک پست افزایش دهد . کپشن های بلند باعث می شوند تا مخاطب مدّت زمان بیشتری را صرف مطالعه و باقیماندن بر روی پست نماید .

یکی از نکاتی که در الگوریتم اینستاگرام مورد توجه ویژه قرار گرفته است ، استوری ها می باشد . هرچه افراد به استوری شما بیشتر توجه کنند و نرخ خروج از استوری کاهش یابد احتمال نمایش پست های شما در فید آنها بیشتر می شود .

همیشه به کامنت ها توجه خاصی داشته باشید . کامنت ها یک مکالمه تعاملی می باشند . سعی کنید پاسخ همه مخاطبانتان را بدهید . حتی اگر کامنتی پرسشی نمی باشد سعی کنید یک اموجی برای آنها ارسال کنید

افراد مطرح در حوزه کاری تان را در پیج های خود شات کنید . این کار به اینستاگرام نشان می دهد شما به صورت واقعی با دیگران در ارتباط هستید . از هشتگ ها به صورت حرفه ای استفاده کنید . توجه به هشتگ های ترند شده می تواند تاثیر بسیاری در دیده شدن پست های شما داشته باشد .

بازنویسی : مسعود معاونی

منبع : سایت بهنام کشانی

اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

در سالیان اخیر بازاریابی محتوا به عنوان یک شیوه رایج برای جلب نظر مخاطب ، افزایش ترافیک ، برندسازی و افزایش فروش مورد استفاده قرار می گیرد . اما متاسفانه بسیاری از بازاریابان این حوزه و مدیران ارشد سازمانی ، انتظار دارند تا بازاریابی محتوا در کوتاه مدت نتایج خود را نشان دهد .

اشتباهات رایج در بازریابی محتوا
اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

بایستی توجه داشت که بازاریابی محتوا یک فرآیند طولانی مدت است و نمی توان انتظار معجزه در کوتاه مدت را از آن داشت . در حال حاضر یکی از شیوه های موثر برای جلب نظر مخاطب ، تولید محتوای ارزشمند و مورد نیاز آنها می باشد .

نکته مهمی که در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار می گیرد این است که هدف از تولید محتوا تنها تبلیغ یک محصول ، فرآیند و یا خدمت نمی باشد . بلکه باید به دنبال ارائه یک استراتژی جامع و بلند مدت باشیم . در این پست قصد داریم به ۱۰ مورد از مهمترین اشتباهات در بازاریابی محتوا اشاره کنیم :

۱- نداشتن برنامه ریزی بلند مدّت :

فرآیند بازاریابی محتوا و هم چنین تولید محتوای متناسب با آن یک رویه طولانی مدت است . این که انتظار داشته باشیم در کوتاه مدت از یک محتوای تولید شده نتیجه بگیریم زیاد عقلانی نمی باشد . برای تولید محتوای موثر باید به یک مدل ذهنی مشخص دست یابیم . معمولا سازمان ها بودجه تولید محتوا را محدود و مشروط به نتیجه گیری کوتاه مدت می کنند . که خود این موضوع از مهلک ترین اشتباهات در زمینه محتواسازی می باشد .

۲- اتکا به اینفلوئنسرها در تولید محتوا :

بسیاری از افراد و سازمان ها ، فرآیند تولید محتوا ، ترویج و انتشار آن را برعهده اینفلوئنسرها می گذارند . بسیاری از اینفلوئنسرها هم فقط سعی در افزایش تعداد بازدید (view) یک محتوا را دارند . آنها سعی چندانی نمی کنند تا برای هر محتوایی داستان مخصوص به آن را ایجاد کنند . بنابراین معمولا محتواهای آنها بازخورد لازم (Action) را دریافت نمی کند . اینفلوئنسرها در هر سطحی که باشند باید بدانند که فرآیند تولید محتوا کار ساده و پیش پا افتاده ای نیست .

۳- صبر و حوصله در بازاریابی محتوا :

باید توجه داشت که برخلاف شیوه های بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) ، بازاریابی محتوا یک فرآیند زمانبر و طولانی مدت است . یعنی تاثیر محتوایی را که امروز منتشر می کنید ممکن است یک سال یا دو سال دیگر مشاهده کنید . از دست ندادن انگیزه مهمترین موضوع در این نوع از بازاریابی می باشد .

۴- بازاریابی محتوا وتبلیغات :

بازاریابی محتوا و تبلیغات هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند بلکه دو موضوع کاملا مختلف هستند . تبلیغ یک فرآیند کوتاه مدت است . هدف تبلیفات منجر به یک اقدام شدن می باشد به عنوان مثال خریدی صورت پذیرد ، ثبت نامی انجام شود و … . ولی بازاریابی محتوایی یک فرآیند بلندمدت است که ذهن مشتری را برای پذیرش تبلیغات آماده می کند . تمایز و تفاوت گذاشتن بین این دو موضوع بسیار اهمیت ارد که معمولا مدیران ارشد سازمانی به آن توجهی ندارند .

۵- محتوای مبهم بدون توجه به شرایط مخاطب :

هر مخاطبی نیاز به محتوای خاص خود دارد . این در حالی است که نیازهای مخاطب هر کسب وکاری با کسب و کار دیگر تفاوت دارد . به عنوان مثال یک مخاطب محتوای طتز را می پسندد و مخاطبی دیگر محتوای جدّی و علمی را قبول دارد . در یک رسانه محتوای متنی مورد توجه است و در رسانه ای دیگر محتوای تصویری و ویدئویی را انتظار داریم . محتوای ما باید شرایط مخاطب را بسنجد . محتوایی که برای مخاطب مبهم و نامفهوم باشد نه تنها او را جذب نخواهد کرد بلکه باعث فاصله گرفتن او از برند و محصول خواهد شد .

از دیگر سو هر مخاطب یک پرسونای خاص خود را دارد . برای شناخت این پرسونا باید دانش خود را درباره مشتری تان افزایش دهید . برقراری ارتباط دوطرفه بین مشتری و یک کسب و کار می تواند یک راهکار مناسب برای تولید محتوای کاربردی باشد .

۶- نداشتن استراتژی تولید محتوا :

هدف از تولید محتوا را بایستی در استراتژی محتوا دنبال کرد . استراتژی محتوا به شما ماموریت محتواهای شما را نشان خواهد داد . در واقع شما باید بدانید که قصد دارید با یک محتوا به چه اهدافی دست یابید .

استراتژی محتوا باعث یکپارچگی محتواهای شما خواهد شد . در واقع تمامی محتواهایی که شما تولید می کنید در یک راستای خاص می باشند و مانند یک نردبان شما را به بالای سر هدفتان خواهند رساند . در تولید محتوا هر گز به دنبال انبار کردن محتوا در هاست خود نباشید . متاسفنه بسیاری از محتواسازان محتوا را برای محتوا تولید می کنند . این گونه افراد به تولید محتوا معتاد می شوند و با کمترین توجه به نیاز مخاطب ، محتواهایی بی مصرف تولید می نمایند .

۷- کمیّت یا کیفیت :

اشتباهی که بسیاری از افراد در تولید محتوا انجام می دهند این است که تصور می کنند هر چه بیشتر محتوا داشته باشند موفق ترند . حجم محتواها هر چند که می تواند نقش بسزایی در رنک یک وبسایت داشته باشد امّا باید توجه داشت که مخاطب محتوای با کیفیت را به هرچیز دیگری ترجیح خواهد داد .

کیفیت محتوا

یک نکته حیاتی دیگر هم در این زمینه وجود دارد . لطفا هیچ گاه محتوای خود را فدای سئو نکنید . هرچند که سئو در محتوای متنی و صفحات سایت ها بسیار مهم است امّا این که فقط به دنبال سئو باشیم گریزی از مشکل سرریز سئو (Over SEO) نخواهیم داشت . (اخیرا موتورهای جستجو به محتواهای بسیار سئو شده امتیاز منفی می دهند ) .

۸- محتوا ، محتوا و بازهم محتوا :

کمیت یا کیفیت محتوا
کمیت یا کیفیت محتوا

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند تنها محتوا است که می تواند باعث رشد کسب و کار آن ها شود . این گونه افراد هرگز به مسائل زیر ساختی توجه نمی کنند . امروزه بهبود تجربه کاربری و بهینه سازی سایت اهمیت بسیاری پیدا کرده است . چرا که این موضوعات می توانند در حفظ و نگهداری کاربر در وب سایت تاثیر داشته باشند .

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند که تولید محتوا تنها مختص فضای مجازی است و در فضای آفلاین کاربردی ندارد . این در حالی است که تجربه نشان داده وایرال شدن یک محتوا معمولا در بستر آفلاین صورت می پذیرد . بنابراین بایستی به شیوه های بازاریابی دهان به دهان هم توجه خاصی داشته باشیم . ویروسی شدن یک محتوا می تواند به عنوان هک رشد یک کسب و کار محسوب شود .

۹- بی نظمی در تولید محتوا :

بزرگترین مشکل کسب و کارهای ایرانی ، نداشتن نظم در تولید محتوا می باشد . این بی نظمی باعث نارضایتی مخاطبان می شود . داشتن نظم در تولید محتوا باعث می شود تا مخاطبان شما به صورت پیگیر شما را دنبال کنند و همیشه منتظر دریافت محتوای تازه ای از سوی شما باشند .

این دنبال کردن ها به معنای افزایش ترافیک ، افزایش ماندگاری در سایت و منجر به اقدام شدن (Call to Action) خواهد شد . تمامی این موارد به مرور زمان بر روی اعتبار دامنه شما تاثیر مثبت خواهد داشت وباعث رشد بیشتر کسب و کار شما خواهد شد .

۱۰- نیروی انسانی کم تجربه و نداشتن خلاقیت :

معمولا در بحث تولید محتوا این طور تصور می شود که با کار ساده ای مواجه هستیم . بنابراین هرگز به دنبال آموزش نیروی انسانی نمی رویم . خود این موضوع باعث می شود که افراد تولید محتوا را خود آموز و با تکرار و آزمایش بیاموزند . که خود این شیوه باعث بروز خطاها و اشتباهات بسیاری می شود . عدم آموزش نیروی انسانی از یک سو و کپی کاری و نداشتن خلاقیت باعث شکست در بازاریابی محتوا می شود . تمامی این مسائل باعث شده تا شاهد حجم انبوهی از محتواهای بی کیفیت و پر از غلط های نگارشی باشیم .

مطالب مفید و کاربردی :

بازنویسی و گردآوری : مسعود معاونی

منبع : ویکی محتوا

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

متریک های رسانه ها اجتماعی

متریک های رسانه ها اجتماعی

در این پست قصد داریم ۱۹ متریک (شاخص) مهم در رسانه های اجتماعی را معرفی کنیم و نحوه پیگیری و محاسبه آنها رابیان کنیم . متریک یا همان شاخص (KPI : Key Performance Indicator) معیارهایی هستند که ما می توانیم از آنها برای اندازه گیری وضعیت کسب و کارمان استفاده کنیم . در اینجا به طور اختصاصی به شاخص های رسانه های اجتماعی خواهیم پرداخت . کنترل پیوسته این شاخص ها می توانند تاثیر شگرفی در رشد و توسعه کسب و کار شما در محیط های مجازی داشته باشند .

امروزه سئوالات زیادی ذهن بازاریابان دیجیتال را به خود مشغول کرده است . از جمله مهمترین این سئوالات عبارتند از :

  • متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی کدام هستند ؟
  • پیگیری این متریک ها چه تاثیر بر کسب و کار ما دارد ؟
  • آنالیز داده ها و ارقام مرتبط با رسانه های اجتماعی می تواند ایده های جدیدی را به ما بدهد ؟
  • و…

اگر شما مدیر یک رسانه اجتماعی هستید باید توانایی نشان دادن ارزش های کاری خود را داشته باشید و به کمک یکسری اعداد و ارقام و متریک های معین بهترین تصمیمات را بگیرید . بنابراین می توان نتیجه گرفت که موفقیت در دیجیتال مارکتینگ تنها با کمک متریک ها بوجود خواهد آمد .

شما (به عنوان بازاریاب آنلاین) باید به صورت مستمر به مدیران ارشد خود گزارشاتی را ارائه دهید . گزارشات شما باید برمبنای داده های واقعی تهیه شوند . تعداد فالوورها ، بازدیدها ، اشتراک گذاری ، لایک ها ، کامنت ها و … در یک رسانه اجتماعی نشان دهنده وایرال شدن یا نشدن محتوای شما می باشد . اگر محتواهای شما بتوانند به خوبی وایرال شوند ، شما می توانید امیدوار به دریافت بیشترین بازخوردها از سوی مخاطبان خود باشید .

داده های واقعی که از رسانه های اجتماعی استخراج می شوند ، اطمینان لازم را به مدیران می دهند تا با خاطری آسوده تر به سرمایه گذاری در آن رسانه اجتماعی بپردازند . همچنین این داده ها به یک دیجیتال مارکتر کمک خواهد کرد تا تصمیمات هوشمندانه تری را برای انتخاب و ادامه مسیر خود بگیرد .

مهمترین شاخص های رسانه های اجتماعی برای بازاریابان دیجیتال

قیف اجتماعی : عناصر موثر در یک رسانه اجتماعی

قبل از بررسی متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی به معرفی قیف شبکه های اجتماعی می پردازیم . به این منظور قیف یک شبکه اجتماعی را به ۴ بخش زیر تقسیم می کنیم(به شکل۱ توجه کنید) :

قیف رسانه های اجتماعی

قیف رسانه های اجتماعی

  1. آگاهی (Awareness) : این معیار مخاطبان فعلی و بالقوه را مشخص می کند .
  2. تعامل (Engagement) : این معیار نشان می دهد که مخاطبان شما چگونه با محتوای شما ارتباط برقرار می کنند .
  3.  تبدیل (Conversation) : این معیار میزان اثربخشی شما را در رسانه های اجتماعی نشان می دهد .
  4. مصرف کننده (Consumer) : این معیار منعکس کننده تفکرات و احساس مشتریان شما در مورد برند تجاری شما می باشد .

هرکدام از مراحل قیف بالا دارای یکسری متریک های مرتبط با خودشان هستند که برروی اثربخشی بازاریابی شبکه های اجتماعی تاثیر می گذارند . حالا می خواهیم به همراه یکدیگر به درون این قیف شیرجه بزنیم و به بررسی هر کدام از متریک های بخش های ۴ گانه بالا بپردازیم :

شاخص های آگاهی

متریک هایی که در این دسته جای می گیرند اطلاعاتی را درباره مخاطبان فعلی و مخاطبان بالقوه به شما می دهند . در پایین مهمترین آنها را مشاهده می کنید :

۱- آگاهی از برند (Brand Awarness)

در معیار آگاهی از برند ، شما باید به نام تجاری برندتان در تمامی رسانه های اجتماعی توجه داشته باشید . شما باید در طول دوره های زمانی مشخص گزارشاتی را بر پایه داده های آماری در مورد برندتان تهیه کنید .

شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید به موضوعات مهمی نظیر منشن شدن ، اشتراک گذاری ، لینک شدن ، تعداد نمایش و .. در شبکه های مختلف توجه داشته باشید . با توجه به شرایط برندتان می توانید طول دوره های گزارش گیری را تغییر دهید . معمولا این گزارشات هفته ای ، ماهانه یا فصلی تهیه می شوند .

مراحل طراحی این معیار:
  1. ۱-تعیین معیارهای مهم برای برقراری ارتباط بین برند شما و مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه تان .
  2. ۲- تعیین دوره گزارش گیری
  3. ۳- سعی کنید سازگار باشید (Consistent) . سازگاری تضمین می کند که شما با روند دقیق و قابل اطمینانی داده های خود را مقایسه می کنید .
۲-نرخ رشد مخاطبان(Audience Growth Rate)

نرخ رشد مخاطبان شاخصی است که شما می توانید به وسیله آن سرعت رشد برند خود را در رسانه های اجتماعی مختلف اندازه گیری کنید . این معیار در حقیقت سرعت افزایش فالوورهای شما را نشان می دهد .

همانطور که دسترسی در اینترنت همچنان در سراسر جهان افزایش می یابد ، دنبال کردن رسانه های اجتماعی مشهور نیز بیشتر مورد توجه مردم قرار خواهد گرفت . بنابراین انتظار رشد شبکه های اجتماعی هرگز دور از انتظار نخواهد بود .

به همین دلیل بسیار مهم است که بدانیم چه تعداد مخاطب جدید در ماه های گذشته بدست آورده ایم و این تعداد آیا برای حفظ شرایط رقابتی ما مناسب است .

مراحل پیگیری این معیار
  1. ۱- دنبال کنندگان جدید خود را در هر شبکه اجتماعی به صورت دوره ای اندازه گیری کنید .
  2. ۲-دنبال کنندگان جدید خود را به تعدا کل مخاطبان خود تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد رشد مخاطبان خود را بیابید .
۳-مشاهده پست(Post Reach)

مشاهده یک پست تعداد افرادی را نشان می دهد که یک پست شما را مشاهده کرده اند .

این متریک بسیار ساده و قابل درک است . شما می توانید به صورت عملی تعداد مشاهده شدن پست های خود را استخراج کنید . این متریک اطلاعات جزئی بسیاری را با خود به همراه دارد . مثلا زمان آنلاین بودن مخاطبان شما را نشان می دهد و یا این که مخاطب شما به چه محتوایی بیشتر ارزش می دهد .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-تعداد بازدید هر پست را اندازه گیری کنید .
  2. ۲-تعداد بازدید هرپست را بر تعداد کل مخاطبان خود تقسیم کنید . عدد بدست آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد بازدید هر پست خود را بدست آورید .
۴- پتانسیل مشاهده(Potential Reach)

پتانسیل مشاهده تعداد افرادی که در یک دوره گزارشی یک پست را مشاهده خواهند کرد ، نمایش می دهد . به عبارتی دیگر ، اگر فالوورهای شما پست تان را به اشتراک بگذارند ، تقریبا ۲ تا ۵ درصد از فالوورهای آنها روی پست شما تاثیر خواهند گذاشت .

درک این متریک بسیار مهم است چرا که شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید تلاش کنید تا مخاطبان خود را گسترش دهید . پتانسیل مشاهده شما را قادر می سازد تا میزان پیشرفت خود را بسنجید .

پیگیری این معیار
  1. ۱- از ابزارهای نظارتی برای تعیین تعداد کل منشن ها و اشتراک گذاری پست های خود استفاده کنید .
  2. ۲-بررسی کنید که چه درصدی از فالوورهای شما از طریق منشن ها به شما پیوسته اند .
  3. ۳-با ضرب دو عدد مرحله ۱ و ۲ تعداد بازدید کننده پتانسیل مشاهده برند تجاری خود را بدست آورید . معمولا پتانسی شما باید عددی بین ۲ تا ۵ درصد باشد .
۵- اشتراک گذاری صدا در شبکه های اجتماعی(Social Share of Voice [SSOV])

این معیار به اندازه گیری میزان اشتراک گذاری صوت تولید شده توسط برند شما در شبکه های اجتماعی می پردازد . این اشتراک گذاری ها می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می باشد . SSOV نشان دهنده توان رقابتی شما با سایر رقبا می باشد .

فرآیند پیگیری این معیار
  1. ۱-میزان ذکر شدن نام تجاری خود را به صورت مستقم و غیرمستقیم در شبکه های اجتماعی بیابید .
  2. ۲-نام رقبای خود را در لیستی اضافه کنید .
  3. ۳-وضعیت رقبای خود را در یک دوره زمانی مشخص بسنجید .
  4. ۴-تعداد اشتراک گذاری فایل های خود را به تمام اشتراک گذاری برندها تقسیم کنید و عدد بدسا آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید . شما می توانید با استفاده از ابزارهای آنالیز ، فرآیند این محاسبات را ساده تر کنید .

معیارهای تعامل (Engagement Metrics)

در این بخش به بررسی متریک هایی می پردازیم که به چگونگی برقراری ارتباط بین مخاطبان و محتوای تولیدی ما می پردازد .

۶- نرخ تحسین(Applause Rate)

نرخ تحسین در واقع تعداد تاییدیه های یک پست است (مثل لایک کردن و یا اعلام علاقمندی) . این نرخ براساس تعداد لایک به تعداد کل مخاطبان بدست می آید .

هنگامی که یک فالوور یکی از پست های شما را لایک می کند به صورت غیرمستقیم اذعان می کند که پست شما برای او ارزشمند بوده است . دانستن این که چه محتوایی برای چه تعداد از مخاطبان شما ارزشمند بوده است ، می تواند مسیر شما را در طراحی محتواهای آینده تغییر دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- تعداد کل لایک های یک پست را که در یک دوره مشخص دریافت کرده اید استخراج کنید .
  2. ۲-عدد استخراج شده در مرحله قبل را بر تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کرده و حاصل را در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۷- میانگین نرخ تعامل(Average Engagement Rate)

نرخ متوسط تعامل یا همان میانگین نرخ تعامل ، تعداد مشارکت ها در یک پست را نشان می دهد .( نظیر لایک ، اشتراک گذاری ، دایرکت ، ذخیره کردن ، کامنت و …) .

این نرخ یک معیار بسیار مهم است چرا که تعامل بیشتر به معنای درگیر شدن مخاطب با محتوای شما می باشد . شما باید همواره یک نرخ متوسط تعامل را برای هر پست در نظر بگیرید . اگر پست شما از تعامل بالایی برخوردار است زیاد نگران آیتم هایی نظیر لایک ، تعداد فالوور و … نباشید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-جمع کردن تعداد لایک ها ، کامنت و اشتراک گذاری در هر پست
  2. ۲-تقسیم عدد فوق بر تعداد کل فالوورها ضربدر ۱۰۰

نکته : این معیار در هر پلت فرمی متفاوت است به عنوان مثال توئیتر و فیسبوک دارای نرخ تعامل پایین تری می باشند (مثلا ۰٫۵ تا ۱ درصد) . از طرفی دیگر اینستاگرام نرخ تعامل بالاتری دارد (در حدود ۳ تا ۶ درصد)

۸- نرخ ارتقاء(Amplification Rate)

نرخ ارتقاء ، نسبت اشتراک گذاری هر پست به تعداد کل کاربران است . این نرخ توسط Avinash Kaushik نویسنده و بازاریاب دیجیتال گوگل طراحی شده است . ارتقاء در واقع نرخ توجه به محتوا و اشتراک گذاری آن در شبکه های اجتماعی را نشان می دهد . به هر میزان که نرخ ارتقاء شما بیشتر باشد نشان دهنده تمایل فالوورهای شما به برندتان می باشد .

چگونگی پیگیری این نرخ
  1. ۱-تعداد دفعاتی که یک پست در یک شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود را در یک دوره زمانی مشخص استخراج کنید .
  2. ۲-این تعداد را به کل فالوورها تقسیم کرده و در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۹- نرخ ویروسی(Virality Rate)

این نرخ میزان اشتراک گذاری پست شما را بر تعداد نمایش های منحصربفرد (Unique View) در یک دوره زمانی نشان می دهد . همانند بسیاری از متریک های معرفی شده در این لیست ، نرخ ویروسی نشان دهنده اطلاعات دقیقی از یک بازاریابی می باشد . این نرخ به مراتب از تعداد لایک اهمیت بیشتری دارد .

مثلا فرض کنید یک پست که ۱۷۰۰۰ لایک دارد دارای نرخ ویروسی ۰٫۱% باشد . در حالی که پست دیگری که تنها ۱۰۰۰۰ لایک دارد ممکن است نرخ ویروسی ۹٫۹۷% داشته باشد و قطعا پست دوم با نرخ ویروسی بالاتر ارزشمندتر از پست اول با تعداد لایک بیشتر خواهد بود .

نحوه پیگیری این متریک مهم
  1. ۱- میزان مشاهده منحصربفرد (Unique View) یا میزان تاثیر (Impression)  یک پست را استخراج کنید .
  2. ۲- میزان اشتراک گذاری همان پست را بدست آورید .
  3. ۳-میزان اشتراک گذاری را به میزان مشاهده منحصربفرد تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ ویروسی شما بدست آید .

معیارهای تبدیل

شاخص هایی که در زیر مطرح می شوند میزان مشارکت اجتماعی (Social Engagement) را نشان می دهد :

۱۰- نرخ تبدیل(Conversion Rate)

نرخ تبدیل به کلیک کنندگان روی یک لینک به کل بازدیدکنندگان آن لینک گفته می شود . البته این کلیک باید منجر به یک اقدام شود . منظور از اقدام (Action) می تواند عضویت در یک خبرنامه ، دانلود یک محتوا و یا ثبت نام در یک وبینار باشد .

یک نرخ تبدیل نشان دهنده میزان ارزشمند بودن و قانع کننده بودن محتوای شما برای مخاطبان هدف می باشد . از دیدگاه رسانه های اجتماعی ، این نرخ نشان دهنده قدرت برند و محتوای شما برای مخاطب است . در حقیقت این نرخ نشان می دهد که شما به چه میزانی توانسته اید انتظارات را برآورده کنید .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- یک پست با یک پیوند ارتباطی به صفحه فرود (Landing Page)  را با کمک یک کوتاه کننده لینک ایجاد کنید . صفحه فرود شما باید امکان پیگیری و آنالیز ترافیک شما را داشته باشد .
  2. ۲- نرخ مشاهده آن پست را محاسبه کنید .
  3. ۳- نرخ کلیک شدن بر روی آن لینک را بدست آورید .
  4. ۴- از تقسیم نرخ کلیک به نرخ مشاهده و ضرب آن در ۱۰۰ نرخ تبدیل خود را بدست آورید .

نکته : ممکن است در برخی مواقع یک پست تعداد مشاهده کمی داشته باشد امّا نرخ تبدیل آن بالا باشد . در چنین حالتی بازدید کنندگان اندک همان مشتریان واقعی خواهند بود . نرخ تبدیل یک معیار مهم برای نشان دادن اثر پذیری یک شبکه اجتماعی می باشد .

۱۱- میزان کلیک(CTR:Click Through Rate)

میزان کلیک یا همان CTR معمولا میزان کلیک افراد بر روی لینک موجود در هر پست می باشد (Call to Action) .این متریک را نباید با سایر اقدامات تعامل (نظیر اشتراک گذاری ، لایک ، کامنت) اشتباه گرفت .

CTR به طورخاص فقط به یک لینک مرتبط است که مخاطبان را به سمت یک محتوا می برد . ردیابی CTR به شما بینش ارزشمندی را درباره چگونگی ارائه پیشنهاداتتان به مخاطبان هدف را می دهد .

پیگیری این متریک
  1. ۱- کل کلیک بر روی یک لینک را اندازه گیری کنید .
  2. ۲- کل اقدام های انجام شده بر روی آن لینک را اندازه گیری کنید (اقدام انجام شده : ثبت نام ، خرید ، دانلود و..)
  3. ۳- تعداد کل اقدامات را به کل کلیک ها تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید .

نکته مهم : فراموش نکنید که در طی یک دوره زمانی مشابه میزان کلیک و اقدام را یادداشت کنید .

۱۲- نرخ پرش(Bounce Rate)

نرخ پرش درصد بازدیدکنندگان یک صفحه فرود می باشند که با استفاده از یک لینک یا موتور جستجو به آن صفحه وارد می شوند امّا به سرعت و بدون آنکه اقدامی را انجام دهند از آن صفحه خارج می شوند .

نرخ پرش به شما این امکان را می دهد تا میزان ترافیک وارد شده از رسانه های اجتماعی را اندازه گیری کنید و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) خود را در مقابل سایر منابع ترافیکی (مثلا ترافیک فیسبوک در مقابل ترافیک جستجوی گوگل) بدست آورید .

اگر نرخ پرش رسانه های اجتماعی شما پایین تر از سایر منابع باشد ، نشان دهنده این واقعیت است که کمپین رسانه های اجتماعی شما توانسته است مخاطبان هدف را به خوبی شناسایی نماید و نیازهای آنها را برآورده نماید و ترافیک ارزشمندی را به سوی صفحات فرود شما روانه کند .

پیگیری نرخ پرش
  1. ۱- تنظیم گوگل آنالیتیکس
  2. ۲- ورود به برگه Acquisition در بخش channeles و سپس به بررسی All traffic بروید .
  3. ۳- با کلیک بر روی دکمه Bounce Rate نرخ پرش در کنال های مختلف را می توان مشاهده کرد .

نکته : یافتن میزان اثربخشی رسانه های اجتماعی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست . شما باید برای اثبات ارزش رسانه های مختلف در یک کسب و کار ، مدت زمان طولانی را بر روی آن تمرکز کنید .

۱۳ – هزینه هر کلیک (CPC : Cost Per Click)

هزینه هر کلیک یا CPC مبلغی است که شما به ازای هر کلیک بر روی پست هایتان در شبکه های اجتماعی پرداخت می کنید . شما باید با توجه به CPC انتخاب کنید که تبلیغاتتان در فیسبوک ، اینستاگرام ، توئیتر یا لینکدین نمایش داده شود . شما با CPC می توانید به راحتی هزینه های خود را مدیریت کنید و یک سرمایه گذاری منطقی و کارآمد انجام دهید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱- یک پلتفرم مدیریت آگهی مناسب انتخاب کنید .
  2. ۲- امکانات و گزینه های مختلف آن را مورد بررسی قرار دهید .

نکته حیاتی : کمپین های تبلغاتی CPC (هزینه دار) می توانند برای رشد لحظه ای مناسب باشند . امّا هرگز آنها را برای مدت طولانی نگهداری نکنید چرا که می توانند نتیجه معکوسی برای کسب و کار شما در پی داشته باشند .

۱۴- هزینه انجام شده برای هر هزار حمایت (Cost Per Thousand Impression)

CPM مبلغی است که شما برای حمایت هزار نفر از یک پست تان در یک رسانه اجتماعی پرداخت می کنید . بر خلاف CPC یک CPM معمولا منجر به یک اقدام (Action) نشود .

در CPM هدف فقط نمایش یک محتوا به مخاطبان می باشد . CPM یک روش سریع و ارزان برای اشتراک گذاری محتواهایتان می باشد .

ییگیری این متریک
  1. ۱- انتخاب یک پلتفرم مدیریت آگهی
  2. ۲- بررسی گزینه های مختلف آن

نکته : یک کمپین CPM را برای مدت طولانی اجرا نکنید چرا که ممکن است نتایج معکوسی را برای شما در برداشته باشد .

۱۵- نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی (Social Media Conversion Rate)

نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی در حقیقت تعداد کل تبدیل هایی است که از رسانه های اجتماعی بدست می آید و به صورت یک درصد بیان می شود .

نقش این متریک بستگی به تاثیر هر پست شما در یک کمپین تبلیغاتی دارد . به دیگر عبارت این متریک پاسخ هایی را برای این سئوال می دهد که : چگونه پیشنهادات یک برند می تواند مخاطبان هدف را جلب نماید ؟

کنترل این شاخص
  1. ۱- یک پیوند کوتاه شده در تبلیغ خود ایجاد کنید .
  2. ۲- تعداد کل تبدیل های خود را اندازه گیری کنید .
  3. ۳- تبدیل های رسانه های اجتماعی خود را به کل تبدیل های خود تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی خود را بدست آورید .
۱۶- نرخ مکالمه(Conversion Rate)

نرخ مکالمه در شبکه های اجتماعی ، به نسبت کامنت های هر پست به تعداد کل مخاطبان شما در آن شبکه گفته می شود .

این نرخ به شما کمک می کند تا بتوانید ردیابی خوبی بر روی کامنت ها داشته باشید . در واقع این معیار ، توانایی شما را برای برقراری یک گفتگو با مخاطبانتان نشان می دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- سعی کنید با کمک ابزارهای مختلف ، نظرات کاربران خود را در یک دوره زمانی بدست آورید .
  2. ۲- تعداد نظرات استخراج شده در مرحله قبل را به تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کنید تا نرخ مکالمه را بدست آورید .

شاخص های مشتری(Customer Metrics)

متریک های زیر نشان می دهد که مشتریان فعال شما در مورد برندتان چه تصور و احساسی دارند .

۱۷- رضایت مشتری(Customer Testimonials)

متریک رضایت مشتری به بررسی و ارزیابی نظرات و مصاحبه های خاص مشتریان درباره یک برند می پردازد .

هدف نهایی این متریک ، دریافت احساس مشتریان از یک برند می باشد . این احساس می تواند منجر به اشتراک گذاری تجربیات خوب مشتریان با افراد دیگر گردد .

این متریک اعتماد و اعتبار  مشتری را به یک برند نمایش می دهد . اگر شما به دنبال جذب مشتری بیشتری هستید از مشتریان خوب خود بخواهید تا نظرات خود را درباره برند شما بیان نمایند .

یک کمپین در رسانه های اجتماعی راه اندازی کنید تا مردم درباره محصول و سرویس های شما توصیفات خود را بنویسند یا ویدئویی از کاربرد محصولات شما تهیه کنند . سعی کنید به طور دقیق نظرات مشتریان خود را رصد کنید و انتقادات آنها را به شدت جدّی بگیرید .

این متریک کاملا کیفی می باشد و نمی توان عدد و رابطه ای برای آن تعریف کرد .

۱۸- ارزیابی رضایت مشتری(Csat:coustomer Satisfaction Score)

نرخ رضایت مشتری یا Csat ، متریکی است که رضایت افراد از محصولات و سرویس های شما را نشان می دهد . معمولا امتیاز Csat از یک سئوال ساده بدست می آید ؟ میزان رضایت کلی خود از این محصول را بیان کنید ؟ (یک امتیاز از ۱ تا ۱۰ بدهید)

شما می توانید از مشتریان خود بخواهید که میزان رضایت خود را در مقیاس خطی به صورت امتیازی از ۱ تا ۱۰ و یا احساساتی (ضعیف ، متوسط ، خوب ، عالی ، بسیار عالی) ارائه کنند . Csat یک راه مطمئن برای درک نظر مشتریان درباره یک برند خاص می باشد .

پیگیری این سنجه
  1. ۱- ایجاد فرم جمع آوری نظرات
  2. ۲-جمع کل نظرات نظرسنجی
  3. ۳-تقسیم کل نمرات به تعداد کل نظرات
۱۹- نمره ترویج(NPS:Net Promoter Score)

نمره ترویج یا NPS متریکی برای اندازه گیری وفاداری مشتری می باشد . برخلاف Cast ، متریک NPS برای پیش بینی مشارکت مشتریان در آینده کاربرد دارد .

در این متریک ما تنها با یک سوال اساسی مواجه هستیم و آن این است که چقدر احتمال دارد که برند/محصول/خدمات ما را به یک دوست توصیه کنید ؟

سپس از مشتریان خواسته می شود تا با یک عدد ( از ۰ تا ۱۰) به این سئوال پاسخ دهند و براساس این نمره مشتریان به سه دسته زیر تقسیم می شوند :

  1. ۱- رقیبان (نمره ۰ تا ۶)
  2. ۲-منفعلین (نمره ۷ تا ۸)
  3. ۳-طرفداران (نمره ۸ تا ۱۰)

NPS از این لحاظ یک متریک منحصربفرد محسوب می شود که میزان رضایت فعلی مشتری و همچنین میزان فروش احتمالی در آینده را به صاحبان کسب وکار نمایش می دهد . این متریک آنقدر قوی است که می توان از آن برای سازمان های مختلف (دولتی ، خصوصی) از آن استفاده کرد .

نحوه پیگیری این متریک
  1. ۱- ایجاد یک نظرسنجی در شبکه های اجتماعی
  2. ۲-حذف رقیبان(نمرات ۰ تا ۶ ) از نظرسنجی
  3. ۳- تعداد باقیمانده را به تعدا کل پاسخ دهندگان تقسیم کنید و در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ NPS خود را بدست آورید .

و در پایان …

کار با داده ها شما را عاشق آنها خواهد کرد . شما باید همیشه به کاوش عمیق در معیارهای مختلفی که می تواند باعث رشد و پیشرفت شما و برند تحت حمایت تان شود بپردازید .

شما می توانید به راحتی توانایی های خود (مهارت هایتان) را با آنالیزهای دقیق ، کاربردی تر سازید . تحلیل رسانه های اجتماعی یک روایت جذاب است که می تواند برای سازمان شما ارزش آفرینی نماید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

منبع : سایت Hootsuite

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

استفاده درست از هشتگ ها در اینستاگرام می تواند شانس مشارکت بیشتری را از سوی فالورها برای شما فراهم کند . هشتگ ها به عنوان یک دسته بندی کننده محتوا در اینستاگرام محسوب می شوند . آنها محتوای شما را برای علاقمندان به آن موضوع قابل شناسایی می نمایند .

هرکسی که برروی یک هشتگ کلیک نماید صفحاتی را که با آن هشتگ برچسب گذاری شده اند را مشاهده خواهد کرد . این که با استفاده از هشتگ ها در چه جایگاهی در صفحه جستجو اینستاگرام قرار گیرید به عوامل زیادی بستگی دارد . از جمله این عوامل می توان به چگونگی استفاده از هشتگ ، تعداد نظرات پست ، زمان ارسال و .. اشاره کرد . هنگامی که شما پستی را به اشتراک بگذارید میزان فعالیت فالورهای شما ، بر روی پست تان می تواند آن پست را به صدر نتایج ببرد .

ما در اینجا سعی داریم به بیان نکاتیی بپردازیم که به شما کمک خواهد کرد تا با کمک هشتگ ها ، فالورهای جدیدی را برای خود جذب کنید . هشتگ هایی که باعث اشتراک گذاری بیشتر محتوای شما و افزایش ترخ تعامل محتواهای شما خواهند شد .

(مطلب مشابه : ۱۱ نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام)
(مطلب ارزشمند : تاریخچه هشتگ و استراتژی هشتگ)

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

نکاتی درباره هشتگ ها در اینستاگرام

”  مردم هم اکنون هشتگ ها را در اینستاگرام به طور جدّی دنبال می کنند” . بدین صورت که محتوای شما می تواند توسط کسانی که شما را فالو نمی کنند هم دیده شود . بنابراین شما باید سعی کنید بهترین محتوا را تولید کنید و مرتبط ترین هشتگ ها را برای بهتر دیده شدن انتخاب کنید . مطمئن باشید در صورتی که هشتگ های مناسبی را انتخاب کنید عدّه زیادی شما را دنبال خواهند کرد و به لیست علاقمندان شما افزوده خواهند شد .

استفاده از هشتگ های تکراری و نامناسب ، بدترین استراتژی است که می توانید در پیج اینستاگرام خود دنبال کنید . کاربران معمولا از هشتگ های تکراری ، خسته می شوند و دیگر به هیچ عنوان حاضر به دنبال کردن آن نمی باشند .

به طور کلی همانطور که استفاده از تعداد زیاد هشتگ در یک پست توصیه نمی شود ، ارسال نظرات تکراری یا محتواهای مشابه نیز توصیه نمی شود . هنگامی که یک پست ایجاد می کنید فقط از هشتگ های معنی دار استفاده کنید و سعی کنید هشتگ مرتبط با موضوع محتوایتان را انتخاب کنید .

شما در استراتژی هشتگ گذاری خود نباید به دنبال بیشتر دیده شدن یک پست توسط افراد مختلف باشید بلکه باید به دنبال دیده شدن توسط مناسب ترین افراد باشید . در صورتی که این مورد را به درستی به کار گیرید شما می توانید تعامل بهتری را با کاربران خود برقرار کنید و فالورهای بیشتری را به سوی خود بکشانید .

هشتگ ها در پروفایل های تجاری

پروفایل های تجاری (Business Profile) توانایی اندازه گیری مقدار تاثیرگذاری هشتگ ها را دارند . برای این منظور ابتدا بر روی پست مدنظر بروید و سپس به روی دیدن اطلاعات آماری کلیک کنید و صفحه را به بالا بکشید و به تعداد بازدیدهای که از هشتگ شما بوجود آمده اند دقت کنید (شکل ۱). با ردیابی این داده ها می توانید به این نتیجه برسید که کدام هشتگ ها برای بهبود وضعیت شما موثرتر هستند .

استفاده از هشتگ ها در استوری ها

شما می توانید با قرار دادن هشتگ در استوری های خود ، مخاطبان خود را به سمت خود بکشید . شما می توانید هشتگ را به صورت معمولی ( همانطور که در پست استفاده می کنید) در استوری نیز به کار ببرید . هم چنین می توانید از برچسب هشتگ استفاده کنید . شما می توانید تا ۱۰ هشتگ را در استوری های خود داشته باشید . بهتر آن است که برخی از هشتگ ها را در استوری های خود مخفی کنید تا باعث اذیّت شدن کاربر نشوند .

استفاده از هشتگ ها در بیو

شما می توانید هشتگ های موردنظر خود را در بیوی پیج تان قرار دهید . هنگامی که یک کاربر بر روی یک هشتگ ضربه می زند به صفحه آن هشتگ منتقل خواهد شد . این راه یک شیوه مناسب برای تعامل با مخاطب یا جمع آوری محتوای تولید شده توسط شما می باشد .

استفاده از هشتگ ها در کامنت ها

شما در یک پست می توانید حداکثر تا ۳۰ هشتگ را به کار ببرید . ولی نگران نباشید ، شما امکان استفاده از هشتگ را در کامنت های پست های خودتان و دیگگر افراد را دارید . شما با استفاده از هشتگ در کامنت های پست های افراد دیگر ، نظر خود را پررنگ تر و چشم نوازتر خواهید کرد .

پیداکردن بهترین هشتگ ها برای کسب و کار شما

هشتگ هایی که می خواهید استفاده کنید باید با فضای کسب و کار شما متناسب باشند . ولی همیشه سعی کنید یک لیست کامل از هشتگ های موردنیاز خود را تهیه کنید . سعی کنید هشتگ هایی متناسب با برند خود بوجود آورید . شما می توانید از کمپین های هشتگی برای برند خود استفاده کنید و کاربران خود را ترغیب به استفاده از یک هشتگ خاص نمایید .

انتخاب هشتگ یک کار فنی و تخصصی است . همواره به دنبال خلاقیت در به کاربردن هشتگ ها باشید . خلاقیت و نوآوری در تولید هشتگ های جدید و جایگزین کردن آن ها با هشتگ های پرکاربرد رقبایتان ، یک شانس برای پیروزی شما در جنگ هشتگ ها و ترند شدن می باشد .

شما می توانید هشتگ مورد نظر خود را در صفحه جستجو هشتگ ها وارد کنید ، اینستاگرام یک لیست کامل از هشتگ های مرتبط با کلید واژه شما را ارائه می دهد . شما می توانید از این هشتگ ها و یا ترکیب های نوآورانه و حتی عجیب و غریب آنها استفاده کنید .

و در پایان …

پست هایی که روند موفقیت آمیزی داشته اند (در لیست اکسپلور در صدر قرار می گیرند) را زیر نظر بگیرید و هشتگ های آنها را مورد بررسی قرار دهید . درنهایت همیشه دقت کنید که هشتگ هایتان با موضوع کاری شما مرتبط باشند و مراقب باشید که دچار پراکندگی هشتگی نشوید .

نویسنده : مسعود معاونی

گوگل آنالیتیکس ابزاری برای ردیابی رسانه های اجتماعی

گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس

سایت شما ، سنگ بنای کسب و کار آنلاین شما می باشد . امّا فراموش نکنید که برادر دوقلوی سایت شما ، شبکه های اجتماعی شما می باشند . شبکه های اجتماعی شما باید با سایت شما در یک هماهنگی کامل باشند تا با ارزش ترین دارایی شما در فضای مجازی ، یعنی ترافیک را به صورت مستمر به سمت سایت شما هدایت کنید . (بزرگترین فراموش شده این پاراگراف آنالیز داده بوسیله ابزار ارزشمند گوگل آنالیتیکس می باشد ، امّا نگران نباشید این پست به طور کامل به این موضوع اختصاص دارد ).

توجه داشته باشید که تجارت الکترونیک شما علاوه بر سایت و شبکه های اجتماعی نیاز به یک خواهر دوست داشتنی و جواهرگونه هم دارد . آن خواهر طلایی آنالیز داده های کسب و کار شما می باشد . شما باید بتوانید در هر زمانی و مکانی ترافیک سایت خود را آنالیز کنید تا بتوانید ضعف های کاری خود را شناسایی کنید ، اولویت های موجود را بیابید و بهبود متوالی در تجارت آنلاین خود داشته باشید . اینجاست که خواسته یا ناخواسته به یاد ابزاری ارزشمند به نام گوگل آنالیتیکس می افتیم .

گوگل آنالیتیکس اطلاعات کاملی درباره بازدید کنندگان وب سایت شما ، رفتار آن ها و منبع ورود ترافیک سایت به شما ارائه می دهد . شما به راحتی خواهید توانست نرخ بازگشت سرمایه ROI شبکه های اجتماعی خود را محاسبه کنید . این نرخ به شما کمک خواهد کرد تا بر روی شبکه هایی سرمایه گذاری کنید که کارآیی بیشتری برای شما دارند .

ما در این پست ۶ گام اساسی را برای ردیابی رسانه های اجتماعی در گوگل آنالیتیکس بررسی خواهیم کرد :

۱- ایجاد شبکه های اجتماعی به هدف افزایش ترافیک وب سایت :

قبل از اینکه بتوانید ابتکارات رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس دنبال کنید باید شبکه های اجتماعی متنایب با هدف خود را در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید . این اهدف باید بخشی از برنامه کلی بازاریابی رسانه های اجتماعی شما باشند و با استراتژی و برنامه بازاریابی شما هماهنگ باشند .

اگر هدف شما در استفاده از شبکه های اجتماعی افزایش ترافیک وب سایتتان می باشد مدل S.M.A.R.T به شما توصیه می شود تا بتوانید بهتر به هدفتان برسید . در این مدل به خاص بودن ، قابل دستیابی بودن ، قابل اندازه گیری بودن ، مرتبط بودن و متناسب با زمان بودن محتوا ها تاکید شده است . (شکل۱)

۲- در گوگل آنالیتیکس ثبت نام کنید :

این گام بسیار مهم است ، اگر قصد دارید که رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس رصد کنید ، باید حتما ثبت نام نمایید (متاسفانه این سرویس برای ایرانیان غیر فعال است ، سعی کنید از پروکسی یا VPN برای دسترسی به آن استفاده کنید) . شما باید یک حساب برای دسترسی به گزارش های ترافیکی وب سایت خود داشته باشید . شما می توانید به سادگی از آدرس  google.com/analytics فرآیند ثبت نام خود را دنبال کنید و مراحل زیر را دنبال کنید .

۳- دریافت کد ردیابی در گوگل آنالیتیکس :

برای جمع آوری داده های وب سایت تان ، شما باید ابتدا کد ردیابی خود را تنظیم کنید . دو راه برای جمع آوری داده های وب سایت شما وجود دارد : استفاده از Google Tag Manager  یا اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما می باشد . در ادامه به طور مفصل به بررسی این دو شیوه می پردازیم :

۱- Google Tag Manager

این رویکرد به عنوان یک اولویت به شما توصیه می شود چرا که Google Tag Manager مدیریت سایت شما را ساده تر می کند .

۲-اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما

برای استفاده از این روش شما باید به کد منبع وب سایت خود دسترسی داشته باشید و امکان ویرایش کد HTML را داشته باشید . شما می توانید وارد مدیریت حساب های خود شوید و از Track info کد Tracing خود را که در داخل یک تگ <script>…</script قرار دارد را بردارید و در درون تمام صفحات خود در سایت تان قرار دهید .

  ۴- تنظیم اهداف گوگل آنالیتیکس :

اثربخش بودن رسانه های اجتماعی در کسب و کار شما فراتر از تعداد نمایش ، بازدید و ترافیک ارسالی به سوی سایت شما می باشد . شما باید در رسانه های اجتماعی نرخ ROI خود را بدست آورید . همچنین شما باید با متریک های مهم دیگری نیز آشنا شوید .

۵- درک گزارش های رسانه های اجتماعی :

هشت گزارش عالی در گوگل آنالیتیکس وجود دارد . این گزارش ها به شما کمک خواهد کرد تا تاثیرات شبکه های اجتماعی را بر کسب و کار خود شناسایی کنید . شما می توانید این گزارشات را از بخش Acquisition > social مشاهده کنید .

۶- داده های ارزشمند گزارش ها :

شما می توانید از داده هایی که از گزارشات مرحله قبل بدست آمده است ، برای افزایش ترافیک وبسیایت خود استفاده کنید . شما می توانید از این نمودارها برای ارائه گزارشاتی دقیق و کاربردی به مدیران ارشد خود استفاده کنید .

رسانه های اجتماعی مهمترین ابزار برای موفقیت در یک کسب و کار آنلاین می باشند ولی فراموش نکنید که همواره شما نیاز به اندازه گیری ، ردیابی ، آنالیز ترافیک خود را دارید تا بتوانید بهبود لازم را در فرآیندهای کاری تان بوجود آورید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی