لطفا کمی نرم باش؛ راهنمای جامع مهارت‌های نرم

شما در موقعیت شغلی که قرار دارید تا چه حدی نرم هستید؟ آیا مهارت‌های نرم در شغل شما اهمیت بیشتری دارد یا مهارت‌های سخت؟ درست متوجه شوید، در این مقاله قصد داریم تا با همدیگه در مورد مهارت‌های نرم و تاثیر آنها بر موفقیت و رشد شغلی صحبت کنیم. پس با ما همراه باشید.

مهارت‌های نرم دقیقا چیه؟

لیستی از مهارت‌های نرم
لیستی از مهارت‌های نرم

مهارت‌های نرم مجموعه‌ای از مهارت‌های عمومی هستند که وجود آنها در هر فردی می‌تواند تسهیل‌کننده انجام وظایف شغلی باشد. معمولا مهارت‌های نرم را نمی‌توان به راحتی اندازه‌گیری کرد ولی به تجربه اثبات شده است که وجود این مهارت‌ها می‌تواند باعث رشد و پیشرفت یک فرد در جایگاه شغلی‌اش شود و منجر به تعامل بهتر با همکارانش شود.

مهارت‌ نرم یا مهارت سخت؟

مهارت‌های نرم (Soft Skills) مجموعه‌ای از مهارت‌های ذهنی هستند که به سختی می‌توان آنها را ارزیابی کرد. از مهارت نرم با عناوینی نظیر مهارت‌های انسانی یا مهارت‌های بین فردی نیز یاد می‌شود. این مهارت‌ها کمک می‌کنند تا تعاملات یک فرد با همکاران، مدیران، شرکای کلیدی یا مشتریان بهبود یابد.

معمولا مهارت‌های نرم با آموزش مستقیم بدست نمی‌آیند. بخشی از آنها ذاتی هستند و بخش دیگری به مرور زمان، کسب تجربه و تعامل با دیگران بدست می‌آیند.

در سمت دیگر، مهارت‌های سخت(Hard Skills) قرار دارند. مهارت‌هایی که می‌توان آنها را با آموزش فرا گرفت. این دسته از مهارت‌ها قابل سنجش هستند ومعمولا جزیی از مهارت‌های فنی محسوب می‌شوند. مانند توانایی برنامه‌نویسی، طراحی گرافیک یا تدوین یک ویدئو و…

باید توجه داشت که مهارت‌های سخت، بدون داشتن مهارت‌های نرم کارآیی لازم را در یک فرد ایجاد نخواهند کرد. یک فرد دارای مهارت سخت اگر از مهارت‌های نرمی بهره‌ای نبرد نمی‌تواند برای کسب و کاری که در آن مشغول است مزیت و ارزشی خلق کند.

نرم باشیم یا سخت؟

هر فردی برای موفقیت در کسب و کار خود نیاز دارد تا مجموعه‌ای از مهارت‌های نرم و سخت را در کنار یکدیگر در اختیار داشته باشد. در سالیان اخیر نقش مهارت‌های نرم در موفقیت‌های شغلی بروز و نمود بیشتری پیدا کرده است.

افرادی که نرم باشند و بتوانند این مهارت‌ها را در محیط کاری خود بگیرند. معمولا دلچسب‌تر هستند و تعامل بهتری با همکاران خود برقرار می‌کنند. معمولا چنین افرادی انگیزه بالایی برای یادگیری مهارت‌های سخت دارند و می‌توانند با تلاش خود توانایی خود را در این زمینه‌ها نیز افزایش می‌دهند.

چرا مهارت‌های نرم اهمیّت پیدا کرده است؟

با گسترش کسب وکارهای کوچک ومتوسط در سالیان اخیر، اهمیت مهارت‌های نرم به شدّت افزایش پیدا کرده است. زیرا در چنین کسب و کارهایی، کار تیمی و تعاملات بین افراد نقش مهمی دارد. هر چه یک فرد بتواند بازیکن تیمی بهتری باشد و همدلی بیشتری با سایر اعضا برقرار کند احتمال موفقیت آن بیزینس بیشتر خواهد شد.

هم نرم باش، هم سخت

کارمندان امروزی باید توجه کنند که در کنار یادگیری مهارت‌های سخت باید همزمان بر روی مهارت‌های نرم خود نیز سرمایه‌گذاری کنند. مدیران کسب و کارها هم اگر قصد استخدام فرد جدیدی را در شرکت خود دارند باید به دنبال کسانی باشند که علاوه بر مهارت‌های سخت، دارای سطح خوبی از مهارت‌های نرم هم باشند.

میزان مهارت‌های نرم در یک فرد، تفاوت بین یک کارمند مناسب با یک کارمند ایده‌آل را نشان می‌دهند.

به دنبال چه مهارت‌های نرمی باشیم؟

مهارت‌های نرم زیادی هستند که باید به دنبال تقویت آنها در خود باشیم. بطور کلی می‌توان گفت که هر مهارتی که جزیی از مهارت‌های فنی و سخت نباشد قطعا مهارتی نرم است. مهارت‌های نرم می‌تواند با مشاهده و توجه به رفتار دیگران، خوداندیشی و رشد شخصی پرورش و توسعه پیدا کنند. در ادامه به بررسی چند دسته کلی از این نوع مهارت‌ها می‌پردازیم. در هر دسته مجموعه‌ای از مهارت‌های نرم مرتبط با ان دسته قرار می‌گیرند.

انتظار می‌رود بعد از مطالعه این مهارت‌ها، بتوانید موثرترین آنها را بر روی جایگاه شغلی خود شناسایی کنید و بر روی بهبود و ارتقاء سطح آن مهارت تمرکز کنید.

1- مهارت‌های ارتباطی، ابزاری برای تقویت مهارت‌های نرم

ارتباطات

ارتباطات نقش مهمی در هر سازمانی دارند. اینکه تو همکار بتوانند با یکدیگر رابطه خوبی برقرار کنند و منظور خود را در یک زمینه به درستی به دیگران منتقل کنند خود می‌تواند بر روی پیشرفت کارهای آن شرکت تاثیر مثبتی بگذارد. بخشی از مهارت ارتباطی را در جدول زیر مشاهده می‌کنید:

ردیفنام مهارت نرمتوضیح مهارت
1ارتباط موثر(ارتباطات کلامی، ارتباطات نوشتاری)ما باید بتوانیم با افرادی که در محیط پیرامون ما هستند ارتباط درستی برقرار کنیم. این ارتباط می‌تواند کلامی یا نوشتاری باشد. بسیاری از تعارضات از ارتباطات نادرست یا ناقص بوجود می‌آیند.
2زبان بدنزبان بدن(body language) هر کسی در برگیرنده پیام‌های بسیاری برای اطرافیان است. اگر خواستار ارتباطات قویتری هستیم باید زبان بدنه خود را بهبود دهیم و از سویی دیگر به شناخت زبان بدن دیگران نیز بپردازیم.
3داستان‌سرایی و روایتگرینقل جذاب یک موضوع می‌تواند تاثیر بسیاری بر ایجاد کشش در دیگران برای اعتماد و برقراری ارتباط با ما داشته باشد. کسب و کارهایی موفق هستندکه کارمندانی توانمند در زمینه داستان پردازی و روایتگری داشته باشند.
4شوخ طبعیدر محیط کار داشتن رفتاری شاد و البتّه متعارف با همکاران می‌تواند بر روی کیفیت و عملکرد همه تاثیر بگذارد.
5تفکر خلاقانهدر مواجه شدن با مسائل مختلف باید به شکلی خلاقانه مشکلات را حل نمود.
6شنیدن فعالانهبرای داشتن یک ارتباط موثر باید به درستی حرف دیگران را شنید تا بتوان واکنش‌های درستی را ارائه داد.
7توانایی ارائه یک موضوعپرزنت کردن یا ارائه دادن از هنرهای ارتباطی است که تسلط به آن کمک زیادی به یک کسب و کار خواهد کرد.
8سخنوری و فن بیانتوانایی صحبت کردن و سخنرانی در جمع بر روی تقویت ارتباطات و جذب مخاطبان یا همکاران تاثیر خواهد گذاشت.
9ارتباط با مشتریبرقراری ارتباط با مشتری و توجه به نیازهای او و ارائه پاسخ‌های متناسب با این نیازها از جمله مهارت‌های نرمی است که تسلط به آن می‌تواند برای هر کسب و کاری سودمند باشد.
10مصاحبه و رزومه‌نویسی حرفه‌اینوشتن یک رزومه حرفه‌ای یا توانایی بالا در مصاحبه‌های استخدامی یا جلسات مذاکره از جمله توانایی‌هایی است که باید به آنها توجه نمود.
11ارتباطات تصویریامروزه حضور در جلسات آنلاین، بخشی از فعالیت‌های روزانه بسیاری از کسب و کارها شده است. آشنایی با اصول ارتباطات تصویری برای هر فردی یک ضرورت است.

2- مهارت‌های رهبری

مهارت رهبری

در تیم‌های استارتاپی نقش رهبری از اهمیّت بسیاری برخوردار است. نیازی نیست که یک نفر حتما مدیر باشد تا نیاز به مهارت‌های رهبری داشته باشد. هر عضوی از تیم باید توانایی رهبری را داشته باشد تا بتواند عملکرد خود و سایر اعضای گروه را بهبود دهد. یک رهبر باید به مهارت‌های زیر مسلط باشد:

ردیفنام مهارتتوضیحات مهارت
1مهارت تیم‌سازییک رهبر باید توانایی تیم سازی داشته باشد و بتواند تیم را به خوبی راهبری کند.
2مهارت برنامه‌ریزی و زمان‌بندی کارهابرنامه‌ریزی و زمان بندی درست کارها باعث می‌شود تا هر کاری در سر موعد مشخص خود انجام شود.
3توانایی انجام کارگروهیتوانایی کارکردن با افرادمختلف که هر کدام ممکن است تفکرات و سلایق متضادی داشته باشند از ویژگی‌های یک رهبر است.
4همدلی و همکاری با دیگراندر انجام یک فعالیت کاری هم دل بودن و همکاری کردن می‌تواند موجب تسریع در به نتیجه رسیدن آن شود.
5مربیگری و منتورشیپآموزش به همکاران و ارائه راهکاری پیشبرنده از مهمترین ویژگی‌های یک رهبر است.
6حل اختلافدر هر تیمی ممکن است بر سر موضوعات مختلف اختلاف پیش بیاید. یک رهبر سعی می‌کند تا اختلافات را بین اعضای تیم به حداقل برساند.
7بازخورد دادن به همکارانارائه باخوردهای مثبت و سازنده به همکاران، به آنها کمک می‌کند تا فعالیت‌های خود را به شکل بهتری پیش ببرند.
8مدیریت گفتگومدیریت گفتگو در یک تیم کاری از وظایف یک رهبر است. جهت‌دهی به صحبت ها در جلسات می‌تواند به اعضای یک تیم کمک کند تا سریعتر به نتیجه مورد انتظار دست یابند.
9تصمیم‌گیرییک رهبر توانایی بالایی در تصمیم‌گیری، در شرایط مختلف دارد. قاطعیت رهبر در تصمیم‌گیری باعث می‌شود تا دیگران به او اعتماد کافی داشته باشند.
10مدیریت بحرانبحران یک موضوع عادی در یک تیم استارتاپی است. رهبران در مواجه با بحران‌ها کاملا خونسردانه برخورد می‌کنند و سعی می‌کنند تا استرس را از خودو تیم‌شان دور کنند.
11مدیریت پروژههر کسب و کاری از مجموعه‌ای از پروژه‌های کوچک و بزرگ تشکیل می‌شود. معمولا پروژه‌ها دارای محدودیت زمانی هستند. یک رهبر سعی می‌کند پروژه را با توجه به منابع و امکاناتی که در اختیار دارد به بهترین شکل مدیریت کند.
12توانایی دورکاری و مدیریت تیم‌های مجازیبا شیوع ویروس کرونا، موضوع دورکاری ومدیریت تیم‌ها از راه دور به یک موضوع مهم برای رهبران و مدیران کسب و کارها مبدّل شده است.
13نظارت و کنترل(هدایت گری)یک رهبر جدا از اینکه مدیر باشد یا نه، معمولا دارای ویژگی هدایت گری است. توانایی نظارت و خودکنترلی یک رهبر باعث می‌شود تا او بتواند بر روی اطرافیان خود نیز تاثیرگذار باشد.
14کنترل عملکرد و بهبود بهره‌وری(شخصی یا سازمانی)کسب و کاری موفق است که بتواند نرخ بهره‌وری خود را به صورت مستمر ارتقاء دهد. یک رهبر پیش از آنکه بهره‌وری سازمانی را بهبود دهد به سراغ بهره‌وری شخصی(خود و اعضای تیمش) می‌رود. زیرا او به خوبی می‌داند که بهره‌وری سازمانی برآیندی از بهره‌وری تک‌تک اعضای تیم است.
15مدیریت توانایی و استعدادرهبران موفق به خوبی می‌دانند که چه کاری به چه کسی واگذار کنند تا بهترین نتایج را بدست آورند.
16الهام بخشییک رهبر با رفتار و عملکرد خود الهام‌بخش دیگران می‌باشد.
17ابتکار عملاینکه در موضوعات مختلف بتوانیم قبل از دیگران عمل کنیم و به اصطلاح ابتکار عمل داشته باشیم مهارت نرمی است که یک رهبر باید به خوبی از آن بهره ببرد.
18بازیکن خوب تیمی بودنیک رهبر هرگز خود را بالاتر از دیگران نمی‌داند. او به این واقعیت معتقد است که برای موفقیت تیم باید هر بازیکن در نقش و جایگاه خود بهترین عملکردش را به نمایش بگذارد.
19مدیریت تعارضاترهبران واقعی سعی می‌کنند تعارضات را حل کنند یا به حداقل ممکن برسانند.
20قاطعیت در تصمیم گیرییک رهبر یا مدیر موفق کسی است که بتوان در تصمیمات او قاطعیت را مشاهده کرد.
21پذیرش اشتباهاترهبران بزرگ به راحتی اشتباهاتخود را می‌پذیرند و به دنبال یافتن شیوه‌های جدید برای جبران گذشته هستند.

3- مهارت‌های اینفلوئنسری

اینفلوئنسینگ یا تاثیر گذاری بر دیگران

یکی از مهارت‌های نرم که ضروری است به آن تسلط داشته باشیم مهارت نرمی به نام اینفلوئنسری یا همان تاثیرگذاری است. اگر می‌خواهیم در کسب و کار یا حتی زندگی شخصی خود موفق شویم باید توانایی تاثیر گذاشتن بر روی دیگران را داشته باشیم.

این تاثیرگذاری ممکن است بر روی خانواده، همکاران، مدیران، شرکای تجاری، مشتریان و… باشد. برای تاثیرگذار بودن باید مجموعه‌ای از مهارت‌ها را در اختیار داشت:

ردیفنام مهارت نرمتوضیحات مهارت
1مهارت تسهیلگرییک اینفلوئنسر باید بتواند بین افراد مختلف ارتباط برقرار کند و نقش تسهیلگری را برعهده بگیرد.
2آشنایی با مهارت‌های فروشیک اینفلوئنسر باید با مهارت‌های فروش آشنا باشد تا بتواند بر روی مخاطبین خود تاثیر بگذارد و نرخ فروش را در قیف بازاریابی افزایش دهد.
3توانایی اقناع مخاطبینقانع کردن مخاطبین یکی از ویژگی‌های افراد تاثیرگذار است.
4توانایی مذاکرهیک فرد تاثیرگذار باید توانایی مذاکره داشته باشد تا شرایط لازم از این ویژگی خود استفاده کند.
5انگیزه بخش بودنافراد تاثیرگذار با انگیزه بخشی به مخاطبین خود آن را دعوت به اقدام می‌نمایند.
6همکاری و ارتباطات صمیمانهیک اینفلوئنسر با ارتباطات صمیمانه‌ای که با جامعه مخاطبین خود می‌سازد آنها را تحت تاثیر حداکثری قرار می‌دهد.
7توانای آنالیز و تحلیل شرایطیک اینفلوئنسر باید توانایی تحلیل و تفسیر بالایی داشته باشد تا با توجه به شرایط روز به مخاطبین خود راهکارهایی را ارائه نماید.
8تفکر انتقادیدر تفکر انتقادی به موضوعات از دیدگاه متفاوتی اندیشه می‌شود. این تفاوت‌ در نگرش‌ها است که اینفلوئنسر را برای مخاطبانش جذاب می‌نماید.
9هدف گراییافراد تاثیرگذار همیشه به دنبال تحقق اهداف مشخصی هستند. بنابراین مهارت هدف‌گرایی بخشی از مهارت‌های ضروری برای آنها می‌باشد.

4- مهارت‌های بین فردی

 مهارت های شبکه سازی و بین فردی

برای اینکه بتوانیم در کسب و کار خود موفق شویم علاوه بر ارتباطات روزمره نیاز داریم تا یک سری مهارت‌های دیگر را هم در اختیار داشته باشیم. این مهارت‌ها به ما کمک می‌کنند تا بتوانیم نیازهای کسب و کاری خود را مرتفع کنیم.

ردیفنام مهارتتوضیحات مهارت
1مهارت شبکه‌سازیاگر می‌خواهیم در کسب و کار خود موفق شویم باید شبکه‌ایی از ارتباطات را در اختیار داشته باشیم. شبکه‌سازی یکی از مهمترین مهارت‌های نرمی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
2مهارت معرفی خود یا کسب وکار در یک جمعفرقی نمی‌کند شما فردی درنگرا باشید یا برونگرا. شما باید توانایی معرفی خود یا کسب و کارتان را در جمع داشته باشید.
3برقراری ارتباط با دیگران(افراد سخت گیر)ارتباط با برخی از افراد کار سختی است. معمولا مدیران ارشد یا مدیران عامل به راحتی پاسخگو نیستند و دسترسی به آنها ساده نیست. بنابراین ضروری است تا ارتباط صحیح با چنین افرادی را یاد بگیریم تا در زمان ضرورت بتوانیم از کوچکترین فرصت‌ها بیشترین استفاده‌ها را ببریم.
4دستیابی به تفاهم و حل اختلافاتحل اختلافات و رسیدن به تفاهم با دیگران از مهارت‌های نرمی است که می‌تواند در بسیاری از مواقع برای ما کارگشا و موثر باشد.
5برندینگ شخصیپرسونال برند یا همان برندینگ شخصی از جمله موضوعاتی است که می‌تواند بر روی کسب و کار ما نیز تاثیر بگذارد.
6امانت داریبسیار مهم است که در جمع همکاران یا در جامعه به امانت‌داری مشهور شویم. امانت‌داری فقط حفظ پول یا یک شی نیست، بلکه انتقال ندادن سخنی از یک جمع به جمع دیگر هم بخشی از امانت‌داری می‌باشد.
7نگرش مثبت داشتن به دیگرانهمیشه مثبت‌نگر باشیم و به دیگران به دید منفی نگاه نکنیم. تا زمانیکه از کسی خطایی سرنزده است او را محکوم به یک اتهام نامعتبر نکنیم.

5- مهارت‌های شخصیتی

مهارت های شخصیتی

برخی از مهارت‌های نرم وابستگی شدیدی به شخصیت ما دارند. این مهارت‌ها عبارتند از:

ردیفنام مهارتتوضیحات مهارت
1هوش هیجانیهوش هیجانی یا هوش عاطفی به معنای نظارت و کنترل احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از اطلاعات بدست آمده برای اتخاذ رفتارهای مناسب می‌باشد.
2خودشناسی و خودآگاهیشناخت درست از خودمان و آگاهی داشتن به توانایی‌های شخصی یک مهارت نرم مهم است که می‌تواند منجر به موفقیت بیشتر در ما شود.
3مدیریت احساساتکنترل احساسات به ما کمک می‌کند تا در شرایط پیچیده بتوانیم بر اساس عقل و منطق تصمیم بگیریم.
4مدیریت استرساستارتاپ‌ها با ابهامات بسیاری در مسیر رشد خود مواجه می‌شوند. این پیچیدگی و ابهام منجر به استرس بسیار برای بنیان‌گذاران و مدیران می‌شود. بنابراین ضرورت دارد که بتوانیم به خوبی استرس خود را کنترل کنیم.
5تحمل ابهام و پذیرش تغییرابهام و نامشخص بودن شرایط در یک استارتاپ کاملا طبیعی است. یک کسب و کار نوپا باید بتواند با توجه به شرایط بازار یا محیط توانایی تغییر و تحول را داشته باشد.
6انتقاد پذیریپذیرش انتقاد دیگران می‌تواند منجر به رشد فردی یا سازمانی و بهبود عملکرد شود.
7اعتماد به نفساینکه به خودمان اعتماد داشته باشیم و حتی در سخت‌ترین شرایط هم این اعتماد به نفس را از دست ندهیم یک مهارت نرم ارزشمند است.
8سازگاری و انعطاف پذیریسازگاری و انعطاف‌پذیر بودن با شرایط مختلف می‌تواند به افراد کمک کند تا بهترین تصمیمات را برای کسب و کار خود بگیرند.
9بی ادعا بودنهر چه دانش و توانایی ما بالا هم باشد نباید ادعاهای غیر منطقی داشته باشیم. بی‌ادعا بودن یک صفت مثبت در هر انسانی می‌باشد.
10رقابت پذیریداشتن روحیه رقابت با دیگران می‌تواند منجر به رشد و موفقیت در هر فردی شود.
11خود رهبریتوانایی مدیریت و رهبری خود، مهارتی است که تاثیر بسیاری بر رشد شخصیتی خواهد گذاشت.
12خودارزیابیهر فردی باید بتواند خود را بسنجد، قبل از اینکه دیگران او را بسنجند.
13تعادل بین کار و زندگیرعایت تعادل بین کار و زندگی به توازن روحی و شخصیتی یک فرد کمک بسیاری خواهد کرد.
14اشتیاقاشتیاق برای رشد یا شروع یک کار جدید، قدرتی در ما بوجود می‌آورد که به راحتی قابل جایگزینی با هیچ چیز دیگری نیست.
15همدلیهمدل بودن با مجموعه‌ای از همکاران یا دوستان، می‌تواند حلّال بسیاری از مشکلات باشد.
16خودیادگیریافرادی در کسب و کار یا زندگی شخصی موفق‌تر هستند که توانایی خودیادگیری در آنها بالا باشد.
17اهل مطالعه بودنمطالعه و کتاب‌خوانیی کمک زیادی به یادگیری مفاهیم جدید خواهد کرد.
18انگیزه و نگرش مثبت داشتنبه موضوعات مختلف و اطرافیان خود با نگرش مثبت بنگرید. این نگرش باعث تقویت انگیزه‌های شما خواهد شد.
19چند وظیفه‌ای بودندر کسب و کارهای امروزی نیاز است تا یک فرد بطور همزمان چند وظیف را انجام دهد.
20استقلال طلبیداشتن روحیه استقلال طلبی می‌تواند کمک زیادی به رشد یک فرد یا کسب و کار بنماید.
21طراحی مسیر رشد شخصیهر شخصی باید بتواند یک چشم‌انداز بلند 5 ساله برای خود تعیین کند و گام‌هایی را برای رسیدن به آن چشم‌انداز برای خود تعیین کند.
22اعتماد پذیریطوری عمل نمایید که مورد اعتماد دیگران قرار بگیرید.
23خود تنظیمیتوانایی تنظیم برنامه‌ها و کارهای خود را داشته باشید. این ویژگی شما را به عنوان یک فرد مستقل نشان خواهد داد که نیاز به مدیریت شدن ندارد.
24وظیفه شناسیوظایف خود را به درستی و بموقع انجام دهید. حس وظیفه‌شناسی باعث می‌شود تا مدیران ارشد سازمانی با اطمینان وظایف مهمتری را به شما بسپارند.

6- مهارت‌های خلاقیت و نوآوری

خلاقیت و نوآوری

افرادی می‌توانند در کسب و کارهای آینده نقش پررنگی را ایفا کنند که دارای خلاقیت و نوآوری بالایی باشند. برای اینکه خلاقیت را در خود گسترش دهیم و بتوانیم نوآوری در کسب و کارمان پیاده‌سازی کنیم باید مجموعه‌ای از مهارت‌ها را مدنظر قرار دهیم:

ردیفنام مهارتتوضیحات مهارت
1توانایی حل مسئلهمسائل مختلفی که با آن مواجه می‌شوید را به خوبی تحلیل کنید و راه‌حل‌های مناسبی ارائه دهید.
2تفکر انتقادیبه موضوعات مختلف به دید انتقادی بنگرید و سعی کنید آن مسئله را به شیوه‌ای جدید حل نمایید.
3تفکر طراحیبا مسائلی که مواجه می‌شوید با دیدگاه انسان‌محورانه بنگرید و سعی در برطرف نمودن نیازهای مردم داشته باشید.
4نوآوریخلاقیت‌ها را به مرحله اجرا در آورید تا یک نوآوری شکل بگیرد.
5عیب یابیمعایب یک سیستم یا یک فرآیند را شناسایی و سعی در برطرف نمودن آنها داشته باشید.
6طراحی حسیاین مفهوم رابطه مستقیمی با تجربه کاربری دارد. سعی کنید محصولی یا خدمتی را که ایجاد می‌کنید در کاربران شما حس خوبی ایجاد کند.
7حس هنریفرقی نمی‌کند که در چه شغلی یا در چه جایگاهی قرار گرفته‌اید، به موضوعات مختلف کمی هنرمندانه بنگرید و تنها به دنبال حل منطقی مسائل نباشید.

7- مهارت‌های حرفه‌ای

مهارت‌های حرفه‌ای

این دسته از مهارت‌ها به نسبت سایر مهارت‌های نرم تخصصی‌تر هستند ولی هنوز هم نمی‌توان آنها را جزیی از مهارت‌های سخت دانست. داشتن چنین مهارت‌هایی برای هر فردی، در هر پست سازمانی ضروری است.

ردیفنام مهارتتوضیحات مهارت
1مدیریت زمانزمان خود را به خوبی مدیریت کنید. برای این منظور امور روزمره‌ای که با آن مواجه می‌شوید را اولویت‌بندی کنید.
2مدیریت جلسهجلسات کاری یک بخش جدایی ناپذیر از کسب و کارها هستند. سعی کنید روند گفتگوها و زمان جلسات را به خوبی مدیریت کنید.
3شناخت فناوریفناوری‌های سطح بالا را بشناسید. موفقیت‌های کسب و کاری معمولا در لبه‌های تکنولوژی اتفاق می‌افتد.
4شناخت مدل‌های کسب و کاریمهم نیست که شما صاحب یک کسب و کار هستید یا نه!!! شما باید با انواع مدل‌های کسب و کاری و شیوه‌هایی که در آن مدل‌ها برای درآمد زایی استفاده می‌شود آشنا باشید.
5تحقیق و توسعهتحقیق و توسعه لازمه رشد تجاری هر کسب و کاری است. توجه به R&D باید در بین تمامی افراد یک سازمان نهادینه شود.
6آداب معاشرت تجاریآشنایی با آداب معاشرت تجاری برای کارمندان یک شرکت ضروری است.
7اخلاق‌ حرفه‌ای در کسب و کاررعایت اخلاق حرفه‌ای در کسب و کار، همکاری، رقابت در بازار و… تاثیر می‌گذارد. آشنایی با اصول اولیه اخلاق برای هر انسانی ضروری است.
8توانایی آموزش به دیگرانیک فرد باید توانایی آموزش به دیگران را داشته باشد تا بتواند دانش کاری را به همکاران و زیردستان خود انتقال دهد.
9توانایی شناخت فرآیندهای کاری و بهبود آنهاهر کسب و کاری از مجموعه‌ای فرآیند تشکیل می‌شود. یک کارمند خوب باید توانایی شناسایی این فرآیندهای تکرار پذیر را داشته باشد و بتواند به مرور زمان آنها را بهبود دهد.
10مدیریت دانشباید دانش فردی یا دانش سازمانی را بتوان مدیریت کرد و از آن به خوبی در جهت اهداف فردی یا سازمانی بهره برد.
11بایگانی و مستندسازی اطلاعاتبایگانی و مستندسازی اطلاعات از جممله مهارت‌های نرم است که باید سعی بر تقویت آن داشته باشیم.
12توانایی گزارش نویسیارائه گزارشات اصولی به مراجع ذیصلاح در هر کسب و کاری نیاز خواهد بود.
13توانایی ارائه پورپوزال و طرح پیشنهادیباید بتوانیم یک طرح یا پیشنهاده را در یک موضوع خاص آماده و در اختیار دیگران قرار دهیم .
14تدوین بوم کسب کارنوشتن یک بوم کسب و کار و مستندسازی آن توانایی است که ممکن است در یک سال، چندین بار به آن نیاز پیدا کنیم.
15ارتباط با مشتریان و ارائه خدمات متناسب به آنانبا مشتریان در هر بیزینسی باید ارتباط درستی برقرار شود.
16تفکر کارآفرینیداشتن تفکر کارآفرینی کمک می‌کند تا بتوانیم ایده‌های نو را به خوبی بشناسیم و آنها را تبدیل به موقعیت‌های طلایی برای خودمان یا سازمانی که در آن مشغول به کار هستیم، بنمایم.
17اصول روانشناسی و دیگر شناسیشناخت درست از دیگران به ما کمک می‌کند تا رفتاری متناسب با آنها را در پیش بگیریم.
18اقتصاد رفتاری و خطاهای شناختییک سری خطای شناختی وجود دارد که آشنایی با آنها به ما کمک می‌کند تا تصمیمات بهتری را اتخاذ کنیم.
19مدیریت بازار و رقبامدیریت بازار و شناخت رقبا کمک زیادی به بازاریابی موثر به هر کسب و کاری می‌کند.
20مدیریت استرس و توانایی کار تحت فشاراینکه بتوانیم تحت فشار عملکرد درستی از خود نشان دهیم قطعا یکی از مهارت‌های نرم مهم می‌باشد.
21آشنایی با اصول مذاکرهمذاکره وارتباطات دو بال پرواز و صعود برای هر کسب و کاری خواهد بود.
22آشنایی با مهارت‌ها و قوانین کسب و کارشناخت درست از قوانین کسب و کاری می‌تواند به یک فرد کمک کند تا بهترین تصمیمات را در شرایط مختلف بگیرد.

چگونه مهارت‌های نرمی که داریم را در مصاحبه کاری به کارفرمایان نمایش دهیم؟

نمایش مهارت‌های سخت در رزومه‌های کاری و جلسات مصاحبه کار بسیار پیچیده‌ای نیست. امّا وقتی صحبت از مهارت نرم و نمایش آن به کارفرمایان می‌شود با ابهامات مواجه می‌شویم.

برای اینکه بتوانیم در جلسات مصاحبه، مهارت‌های نرم خود را به خوبی نمایش دهیم بایستی ابتدا موقعیت شغلی که می‌خواهیم در آن مشغول به کار شویم را به درستی بشناسیم و لیستی از مهارت‌های نرم مرتبط با آنم موقعیت شغلی را استخراج و در اختیار داشته باشیم.

سپس با دقت و وسواس مهارت‌های نرمی که داریم را تیک بزنیم و در جلسه مصاحبه یا رزومه‌ای که به کارفرما ارائه می‌کنیم بر روی آنها تاکید و صحبت کنیم.

هر روز چرخه مهارت‌های نرم خود را تکمیل‌تر کنید

بر خلاف مهارت‌های سخت، برای مهارت‌های نرم؛ پایانی را نمی‌توان متصور شد. زیرا این مهارت‌ها با توسعه کسب و کارها روز به روز بر تعداد آنها افزوده خواهد شد.

برای اینکه بتوانیم کمی نرم شویم باید مطالعه همیشگی داشته باشیم و با تحقیق درباره افراد یا تیم‌های موفق به بررسی عواملی بپردازیم که بر روی رشد آنها تاثیر حداکثری داشته است.

شما با چه مهارت‌های نرمی بیشتر برخورد داشته‌اید و از آنها در کسب و کار یا زندگی شخصی خود استفاده کرده‌اید. در بخش کامنت‌ها در این خصوص برای من بنویسید و اگر مهارتهایی را که در لیست بالا جا افتاده بیان کنید تا سایر دوستانمان هم از آن اطلاع یابند.
ممنونم🙌🙌🙌

مسعود معاونی؛ انتشار و بروزرسانی: 4 مرداد 1400

معرفی بازاریابی انسان به انسان

بازاریابی انسان به انسان (H2H Marketing)عنوان جدیدترین کتاب فلیپ کاتلر در حوزه بازاریابی است که در سال 2021 و توسط انشارات اشپرینگر چاپ شده است. در این کتاب به تغییرات حوزه کسب و کاری پرداخته می‌شود و با توجه به این تغییرات پیشنهاد اجرای یک شیوه جدید از بازاریابی با رویکرد انسان‌محوری ارائه می‌شود. در ادامه این پست به بررسی این کتاب می‌پردازیم، با ما همراه باشید.

(توضیح اینکه این کتاب توسط من در استودیو دیجیتال مارکتینگ چکاد ارائه شد که شما می‌توانید تصاویر این ارائه را مشاهده کنید و فایل پی‌دی‌اف را در انتهای این پست دانلود کنید؛ بازنشر این محتوا با ذکر منبع آزاد است)

بازاریابی انسان به انسان
بازاریابی انسان به انسان

بازاریابی چیست؟

آشنایی با مفهوم بازاریابی

بسیاری از کسب و کارها همچنان با مفهوم بازاریابی آشنا نیستند به همین دلیل آنها به سراغ روش‌هایی می‌روند که علیرغم صرف بودجه‌های بسیار، نتیجه‌بخشی چندانی برای آنها ندارد.

بازاریابی چیست؟

واقعیت این است که مارکتینگ:

  • فقط تبلیغات نیست
  • بازاریابی شبکه‌ای نیست
  • بازنشر محتوا‌ها از یک بستر به بستر دیگری نیست
  • فقط داخل اینترنت و فضای مجازی نیست
  • برگزاری مسابقات اینستاگرامی نیست
  • خرید فالوور و تبلیغات بی‌هدف نیست
  • مشاوره‌های صد من یک غاز نیست
  • سخنرانی‌های انگیزی نیست

پس مارکتینگ چیست؟

تعریف ست گادین از بازاریابی

ست گادین کارآفرین آمریکایی در تعریف مارکتینگ میگه:

“مارکتینگ یک داستانه که مردم در زندگی خود با اون برخورد می‌کنند و تمایل دارند تا آن داستان را دنبال کنند و با آن داستان ارتباط برقرار کنند تا احتمالا مشکلات‌شان را با کمک آن داستان حل کنند.”

ست گاردین

هم چنین ست معتقد هست که:

“اگر کسب و کاری داستانی را خلق نمی‌کند که با کمک آن شرایط دیگران را در یک یا چند موضوع خاص بهبود بدهد، قطعا آن کسب و کار توجه‌‌ای به مارکتینگ، رشد بازار و موفقیت تجاری ندارد و به زودی دچار افول و شکست خواهد شد.”

ست گادین

اگر تمایل دارید که درباره داستان‌های کسب و کاری بیشتر بدانید حتما مقاله‌ای که قبلا در این زمینه روی سایت قرار گرفته است را بخوانید:

هم‌اکنون بخوانید: نقش داستان‌سرایی در بازاریابی

تعریف آکادمیک بازاریابی

خوب قبل از اینکه وارد موضوع اصلی یعنی بازاریابی انسان به انسان شویم، بیایید تا کمی درباره مفهوم آکادمیک بازاریابی صحبت کنیم. متاسفانه کلمه مارکتینگ(marketing) از جمله اصطلاحاتی است که به اشتباه در زبان فارسی بازاریابی تعریف شده است.

اجزای بازاریابی

مارکتینگ از هفت جز کلیدی زیر تشکیل می‌شود:

تعریف رسمی بازاریابی

همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید مارکتینگ از هفت جز زیر تشکیل می‌شود:

  1. بازارگرایی: گرایش یک کسب و کار به بازار، کسب و کاری که توجه‌ای به بازار نداشته باشد محکوم به شکست است.(البته به جز کسب و کارهای انحصاری نظیر ایرانخودرو و سایپا در ایران😎😎)
  2. بازارشناسی: هر کسب و کاریی باید به شناخت کامل از بازار محصولات یا خدمات خود برسد.
  3. بازاریابی: یافتن بازارهای جدید برای هر کسب و کاری ضروری است.
  4. بازارگردی: شناخت بازار به کسب و کارها کمک زیادی می‌کند امّا گردش در بازار و شناخت علایق و نیازهای مشتری است که به کسب و کارهای ایده‌هایی خلاقانه برای تولید محصولاتی نوآورانه را می‌دهد. اگر محصول یا خدمتی را تولید می‌کنید حتما خودتان از اولین مصرف‌کنندگان آن باشید تا ایرادات آن را به بهترین شکل متوجه شوید.
  5. بازارسازی: در برخی از مواقع شناسایی و یافتن بازار نمی‌تواند کارگشا باشد و یک کسب و کار باید به دنبال ایجاد ساخت بازارهای جدید برای خود باشد. بازارسازی در استارتاپ‌ها و محصولات نوآورانه به خوبی نمود پیدا می‌کند.
  6. بازارداری: برقراری ارتباط موثر با مشتریان و حفظ بازار فعلی از جمله موضوعاتی است که در مارکتینگ باید مورد توجه قرار گیرد. بازارداری به کسب و کارها کمک می‌کند تا هزینه جذب مشتری جدید را به شدت کاهش دهند.
  7. بازارسنجی: سنجش شرایط بازار، مشتریان، شرکای کلیدی و رقبا به ما کمک می‌کند تا بتوانیم برنامه‌ریزی بهتری برای حضور موثر در بازار داشته باشیم.

با توجه به 7 مولفه فوق از این به بعد هرگاه می‌گوییم مارکتینگ یا بازاریابی منظورمان در نظر گرفتن تمامی مولفه‌های فوق با یکدیگر است.

پیش‌نیازهای بازاریابی

پیش‌نیازهای بازاریابی

چه زمانی به سراغ بازاریابی می‌رویم؟ زمانی که محصول یا خدمت متناسبی وجود داشته باشد و قدرت خرید هم وجود داشته باشد. اصطلاحا در چنین شرایط گفته می‌شود که در بازار تقاضایی وجود دارد. تقاضا زمانی ایجاد می‌شود که خواسته‌ای باشد و خواسته زمانی ایجاد می‌شود که نیاز باشد. برای درک بهتر این سه مفهوم حتما مقاله‌ای که در هفته‌نامه شنبه منتشر شده است را مطالعه کنید.

آشنایی با استراتژی‌های بازاریابی

استراتژی‌های مطرح در بازاریابی

در بازاریابی می‌توان استراتژی‌های مختلفی را در نظر گرفت. این استراتژی‌ها بر حسب کسب و کار ما متفاوت خواهند بود. لیستی از این استراتژی‌ها را می‌توانید در تصویر بالا مشاهده کنید. هم چنین در مقاله زیر توضیحات کاملی درباره این استراتژی‌ها داده شد.

هم اکنون بخوانید: آشنایی با 51 نوع از استراتژی‌های مهم در صنعت بازاریابی

مشکل صنعت بازاریابی

بزرگترین چالش بازاریابی

خوب تا اینجا به مقدماتی درباره صنعت بازاریابی پرداختیم. امّا بزرگترین چالشی که در بازاریابی با آن مواجه هستیم، چیست؟

بزرگترین چالش بازارابی را می‌توان عدم توازن بین مشتری و یک کسب و کار دانست. گسترش اینترنت و فناوری‌های سطح بالا بزگترین عامل ایجاد این عدم توازن است.

بازاریابی آمیخته

تغییرات گسترده در صنعت بازاریابی باعث شده است که مفاهیمی که در بازاریابی سنتی با آن مواجه بودیم زیاد کاربردی برای این روزهایمان نداشته باشند. مفاهیم همچون آمیخته بازاریابی و نقش عواملی همچون محصول، قیمت، موقعیت مکانی و ترویج در بازاریابی مدرن به حداقل رسیده است(توجه کنیم که این عوامل از بین نرفته است بلکه نقش کم‌رنگ تری را پیدا کرده‌اند).

شاید مطالعه این مقاله هم برای شما جالب باشد: آشنایی با مفهوم بازاریابی آمیخته

نقطه موفقیت‌های کسب و کارهای امروزی

نقطه موفقیت در کسب و کارهای امروزی

برای اینکه یک کسب و کار موفق شود باید بتواند رضایت سه دسته زیر را جلب نماید:

  1. شرکای کلیدی یا بنیان‌گذاران یک کسب و کار
  2. مشتریان یا مخاطبان کسب و کار
  3. پرسنل و نیرو‌های شاغل در یک کسب و کار

جلب رضایت سه دسته فوق کار ساده‌ای نیست چرا که همیشه بین سه دسته فوق بحث تعارض منافع وجود خواهد داشت. نکته قابل توجه این است که هر سه عاملی که در بالا نام بردیم از جنس انسان هستند.

ورود مفهوم بازاریابی انسان به انسان

همین موضوع باعث می‌شود تا مفاهیم سنتی کسب و کار به سمت مفهوم جدیدتری به نام بازاریابی انسان به انسان سوق داده شوند.

بازاریابی انسان به انسان چیست؟

بازاریابی انسان به انسان چیست؟

بازاریابی انسان به انسان یک چارچوب نظری است که بر خلاف مدل‌های قبلی کسب و کار، انسان را به جای محصول یا خدمت مورد توجه قرار می‌دهد. در انسان به انسان رشد کسب و کار در کنار پایداری آن مدنظر است. توجه بازایابی H2H به اخلاق و مشارکت انسانی باعث می‌شود تا ارزش‌آفرینی ایجاد شده بر پایه اخلاق حرفه‌ای کار تنظیم شود.

جایگاه بازاریابی انسان به انسان

جایگاه بازاریابی انسان به انسان

توجه به منفعت کسب و کار و منفعت مشتریان می‌تواند 4 جایگاه متفاوت بازاریابی را ایجاد کند.

این 4 جایگاه عبارتند از:

  1. بازاریابی غیر موثر: عدم توجه به منفعت مشتریان ومنفعت کسب و کار
  2. بازاریابی غیر عادی: توجه بیش از حد به منفعت مشتریان و عدم توجه به منفعت کسب و کار
  3. بازاریابی غیر اخلاقی: توجه بیش از حد به منفعت کسب و کار و عدم توجه به منافع مشتریان
  4. بازاریابی موثر یا همان بازاریابی انسان به انسان: توجه همزمان به منافع کسب و کار و منافع مشتریان

اجزای کلیدی بازاریابی انسان به انسان

اجزای کلیدی بازاریابی انسان به انسان

بازاریابی انسان به انسان از سه جزء کلیدی:

  1. تفکر طراحی
  2. ارائه خدمت ارزشمند
  3. دیجیتالیزه شدن

تشکیل می‌شود که این سه جزء مهم با مدیریت، مدل ذهنی و فرآیندها به یکدیگر مرتبط می‌شوند.

تفکر طراحی در بازاریابی انسان به انسان

تفکر طراحی در بازاریابی انسان به انسان

تفکر طراحی فرآیند ایجاد ایده‌های جدید و نوآورانه برای حل یک مسئله خاص است. تفکر طراحی، تمرکز خود را بر روی کاربر نهایی می‌گذارد و سعی بر ایجاد تغییر و انعطاف‌پذیری با توجه به نیاز بازار و پاسخگویی به مشتریان دارد.

در تفکر طراحی با یک چرخه مواجه هستیم که هیچگاه متوقف نمی‌شود و همیشه سعی دارد تا بهبود بیشتری پیدا کند:

  1. بررسی نیاز مشتریان
  2. تعریف مسئله در مشتری خاص
  3. ایده‌پردازی
  4. مدل‌سازی
  5. تست و ارزیابی

ارائه خدمت در بازاریابی انسان به انسان

ارائه خدمت

در بازاریابی انسان به انسان مشتریان کالا یا خدمتی را نمی‌خرند مگر اینکه:

خدمت خریداری شده توانایی ایجاد یک خدمت جدید را برای آنها داشته باشد. خدمتی که خود ایجاد کننده یک ارزش باشد.

در دیدگاه سنتی خدمات استانداردی به مشتریان ارائه می‌شد و مشتری ارزش ایجاد شده توسط آن خدمت را مصرف می‌کرد ولی در بازاریابی انسان به انسان خدمات سفارشی‌سازی شده‌ای به مشتری ارائه می‌شود ومشتری از ارزشی که از خدمت بدست می‌آورد یک ارزش جدیدی را خلق می‌کند.

تحول دیجیتالی در بازاریابی انسان به انسان

تحول دیجیتالی یا دیجیتالیزه شدن

وجود مفاهیم جدیدی همچون اینترنت داده، اینترنت مردم، اینترنت اشیا و سرویس‌های متنوع اینترنتی باعث شده تا بازاریابی با تغییرات زیادی مواجه شود. تحول دیجیتالی یا دیجیتالیزه شدن به مجموعه‌ای از اقدامات سازمان برای بکارگیری تکنولوژی‌های جدید دیجیتالی و بهره‌برداری از منافع آنها برای رشد حداکثری گفته می‌شود.

نقش مدل ذهنی در بازاریابی انسان به انسان

مدل ذهنی

در بازاریابی انسان به انسان زمانی می‌توانیم به موفقیت برسیم که چارچوب H2H در کل سازمان و حتی در بین مشتریان جاری و ساری شود. زیرا همانطور که گفتیم شرکای کلیدی، مشتریان و نیروهای انسانی یک سازمان بر روی منافع یکدیگر تاثیر دارند و برای موفقیت بازاریابی انسان به انسان باید تمامی این عوامل به یک مدل ذهنی برسند.

روند تغییرات بازاریابی

روند تغییرات بازاریابی

تا سال 1990 توجه شرکت‌ها بر روی محصول بود. ارائه یک محصول خوب می‌توانست سهم بزرگی از بازار را در اختیار یک برند بگذارد. بعد از آن تا سال 2010، شرکت‌ها بر روی اهداف تجاری خود تمرکز داشتند. از 2010 تا 2030 تمرکز بر روی شخصی‌سازی خدمات برای مشتریان می‌باشد که بارزترین ویژگی بازاریابی انسان به انسان می‌باشد. بنابراین باید برای پیاده‌سازی این مدل در سازمان اقدامات لازم را انجام دهیم.

نقش روایتگری در بازاریابی

امروزه مشتریان به وعده‌‌هایی که در زمان خرید یک محصول دریافت می‌کنند، چندان توجهی ندارند. مشتریان به دنبال یافتن یک روایت واقعی از محصول یا خدمات مدنظرشان و قابلیت‌های آن هستند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که روایتگری در بازاریابی می‌تواند تا 20 برابر فروش یک شرکت را افزایش دهد.

روایتگری در بازاریابی
روایتگری در بازاریابی

برای موفقیت در روایتگری یا همان داستان‌سرایی (Storytelling) نیاز به نوآوری و البتّه صداقت داریم. نیازهای یک مشتری همواره تغییر می‌کند و بر همین اساس رفتارهای مشتری نیز متفاوت از گذشته خواهد بود. به همین دلیل کسب و کاری موفق خواهد بود که از نیازهای مشتری آگاه شود و بتواند خود را با شرایط بازار وفق دهد.

داستان سرایی چیست؟

داستان‌سرای یا روایتگری(Storytelling) هنری است که در آن سعی می‌شود تا با کمک کلمات یا گفتار، یک تصویر کامل از یک سازمان، برند، محصول یا تجارت به مخاطبان ارائه شود.

تاریخچه داستانی سرایی

داستان سرایی و روایتگری زنان در کوچه
داستان سرایی و روایتگری زنان در کوچه

انسان‌ها از بدو خلقت علاقمند به داستان سرایی و شنیدن داستان‌های یکدیگر بوده‌اند. آنها از هر فرصتی برای دور هم جمع شدن و بیان داستان‌هایی که دیده یا شنیده بودند استفاده می‌کردند. این داستان‌ها بر روی ذهنیّت دیگران از یک موضوع تاثیر زیادی می‌گذاشت.

تفاوت داستان سرایی با روایتگری

معمولا در ادبیات بازاریابی در ایران، داستان سرایی و روایتگری را به جای یکدیگر بکار می‌برند. امّا واقعیت این است که این دو موضوع با یکدیگر تفاوتی ظریف دارند.

در روایتگری:

راوی داستان را برای مخاطب از زاوایه‌ی دید خود تعریف می‌کند و ممکن است این روایت در مکان یا زمان دیگری به شکلی کاملا متفاوت بیان شود. در روایتگری؛ تجربه، افکر و احساسات شخصی بر روی جریان روایت تاثیر می‌گذارند.

امّا در داستان سرایی:

بیان داستان توسط داستان‌سرا براساس یک قصّه مشخص پیش می‌رود. این قصه دارای یک پیام مشخص است که داستان‌سرا سعی می‌کند با ایجاد تعامل و درگیرسازی مخاطب با قصه‌ی خود، به طرزی خلاقانه پیام خود را به مخاطب برساند و او را مجاب کند با توجه به پیام دریافتی، اقدامی انجام دهد.

بطور کلی می‌توان اینطور بیان کرد که روایتگری مجموعه‌ای از تکنیک‌ها است که برای داستان سرایی می‌توان از آن استفاده کرد.

اهمیت داستان سرایی در کسب و کار

داستان یک زبان جهانی است که مردم می‌توانند با کمک آن اهداف و منظورشان را به راحتی بیان کنند و حس خوبی را در مخاطبان خود ایجاد کنند.

در کسب و کارهای امروزی داستان‌سرایی باید به عنوان یک استراتژی مهم در نظر گرفته شود. چرا که به علّت مشغله زیاد مردم و وجود رسانه‌ها و محتوای مختلف، امکان درگیر کردن مردم با یک برند کار ساده‌ای نیست و تنها یک داستان یا روایت جذّاب می‌تواند با مخاطب تعامل برقرار کند.

هم اکنون بخوانید: نقش اقتصاد توجه در آینده رسانه‌ها

فرمول داستان سرایی

فرمول داستان سرایی

برای اینکه بتوانیم یک روایتگری مناسبی را در بازاریابی خلق کنیم باید ابتدا یک ایده خلاقانه داشته باشیم، این ایده را باید خیلی سریع تبدیل به یک داستان کوتاه کرد و آن را در اختیار مخاطب/مخاطبین قرار داد. یک داستان جذاب مخاطب را قلقلک می‌دهد و احساسات او را به درستی تحریک می‌کند بطوری که نه تنها مخاطب اقدامی که در داستان مستتر است را انجام می‌دهد، بلکه کمک می@کند تا این داستان وایرال شود و در اختیار دیگرا نیز قرار بگیرد.

باید توجه داشته باشیم که اوج موفقیت در داستان‌سرایی و روایتگری وایرال‌ شدن داستان ما می باشد.

یک داستان خوب باید منجر به نتایج زیر شود:

  • برندینگ
  • افزایش آگاهی نسبت به محصولات یا خدمتی جدید
  • جلب توجه عموم جامعه
  • انتقال یک پیام مهم در قالب یک روایتگری جذاب
  • و از همه مهمتر اینکه داستان‌سرای یک تبلیغ نیست، که مخاطب از آن دلزده شود. بنابراین اعتماد مخاطب آسان‌تر جذاب خواهد شد و نرخ تبدیل آن در فروش یا بازاریابی افزایش خواهد یافت.

چرا باید در بازاریابی از داستان سرایی استفاده کنیم؟

با کمک داستان سرایی در بازاریابی می‌توانیم:

  • پیام‌های پیچیده را به ساده‌ترین شکل به مخاطبان خود انتقال دهیم.
  • بهبود ارتباطات با مخاطب و تبدیل مخاطب به مشتری بالقوه(افزایش نرخ تبدیل در قیف بازاریابی)
  • تحریک حس کنجکاوی مخاطبان
  • داشتن یک ساختار مشخص در بازاریابی
  • افزایش درگیر شدن مخاطبان با داستان برند
  • سفارشی سازی تجربیات مشتریان در داستان‌ها
  • امکان بروز خلاقیت بوسیله روایتگری توسط کسب و کارها

مراحل ایجاد یک روایت جذاب

قبل از روایت هر داستانی باید به

دایره طلایی داستان سرایی
دایره طلایی داستان سرایی
  1. چرایی داستان(مسئله)
  2. چه چیز یا چه کسی(دامنه داستان)
  3. کجا(موقعیت داستان)
  4. چه زمانی؟
  5. چگونگی حل مسئله(راه حل)

توجه کنیم و برای ساخت یک روایت، بهتر است طبق مراحل زیر به جلو برویم:

  • شناخت پرسونای مخاطب
  • ایجاد پیام اصلی در داستان
  • شخصیت پردازی
  • ایجاد سناریو داستان
  • تست داستان
  • اجرای داستان بر روی مشتریان واقعی
  • دریافت بازخورد و نتیجه‌گیری از داستان

آشنایی با تکنیک‌های داستان سرایی

1- قهرمان‌سازی

در این تکنیک از یک قرمان خواسته می‌شود تا به همراه یک برند پا به یک سفر سخت بگذارد. سفری که در آن برند داستان ما به قهرمان کمک می‌کند تا بر مشکلات مختلفی غلبه کند. این نوع از داستان پردازی می‌تواند:

  • روایت برند برای مخاطب در طول یک سفر (نقل ماندگاری برند با مشتری)
  • ایجاد حس خوب در مخاطب توسط قهرمان داستان
  • نمایش منافع ریسک‌پذیری(سفر برخی از مواقع ساده نیست و در مسیر با مشکلاتی مواجه می‌شویم)
  • نمایش بدست آوردن یک دانش یا مهارت جدید(ارزش برند)

2- تکنیک فراز و نشیب یا کوهستان

در این تکنیک شخصیت اصلی داستان با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه می‌شود. این شیوه برای داستان‌های سریالی که از چندین قسمت، تشکیل می‌شوند مناسب است و ممکن است هر قسمت داستان، پایانی خوشایند نداشته باشد. فراز و نشیب‌های داستان باعث می‌شود تا مخاطب با علاقه داستان را پیگیری کند. در این نوع از داستان:

  • شاهد نمایش غلبه بر چالش‌ها و مشکلات هستیم
  • روایت منطقی وگام به گام از داستان را داریم
  • مناسب برای برندهای تازه‌کاری که داستانی نامعلوم دارند

3- تکنیک حلقه تو در تو

در این شیه داستان‌سرایی با داستان‌هایی لایه به لایه مواجه هستیم که در دل هر داستان یک داستان جدید با پیام‌های مختص به خود ایجاد می‌شود(مانند حلقه‌های تو در توی for در زبان‌های برنامه‌نویسی). در این روش داستان اولیه تا انتها ادامه دارد و بعد از پایان همه داستان‌ها به پایان می‌رسد. پیام‌های داستان های داخلی پیام داستان اصلی را تشکیل می‌دهند. در این تکنیک شاهد:

  • به نمایش درآمدن چالش‌ها هستیم
  • بررسی چند موضوع فرعی در دل موضوع اصلی هستیم
  • نمایش یک مسیر طولانی که یک برند آن را برای مخاطبان خود رقم می‌زند و آنها را در داستان‌های مختلف تنها نمی‌گذارد.

4- تکنیک چشمک زدن

در این تکنیک تنها اشاره‌ای کوتاه به مشکل مخاطب می‌شود و سعی در تحریک انگیزه مخاطب می‌شود تا خود او به دنبال ادامه داستان و راه حل برود. در این شیوه حتی خود مخاطب هست که ادامه داستان را شکل می‌دهد و روایت‌های متفاوتی از داستان را ایجاد می‌کند. این نوع از روایتگری:

  • در مخاطب ایجاد انگیزه می‌کند
  • امید و هیجان را در مخاطب زنده نگه می‌دارد
  • باعث جلب توجه بیشتر در مخاطبان می‌شود.

5- تکنیک وسط داستان

در این روش یک دفعه و ناگهانی مخاطب را در وسط یک داستان قرار می‌دهیم. یادآوری و شبیه‌سازی مشکل فعلی مخاطب به کمک روایتی که در میان آن قرار گرفته است، باعث می‌شود تا او با داستان درگیر شودو با راوی برای ادامه داستان همراهی کند. این داستان موجبمی‌شود:

  • جلب توجه مخاطبان خاص(یک دسته مشخص از مشتریان)
  • مجبور کردن مخاطب به دقت بیشتر
  • پر رنگ شدن نقاط حساس داستان و درگیر کردن مخاطب با آن بخش‌ها

6- تکنیک همگرایی

تکنیک همگرایی در داستان سرایی

در این روش چند داستان به یک داستان اصلی‌تر ختم می‌شوند. در واقع در این روش افرادی با داستان‌های مختلف حول یک داستان اصلی جمع می‌شوند. در این شیوه داستان‌سرایی به

  • ارائه راهکارهای کلی برای مشکلات متفاوت پرداخته می‌شود
  • به توسعه موضوعات کوچک و نشان دادن آینده آنها می‌پردازیم
  • ایجاد رقابت صمیمانه با داستان‌های دیگر(شاید از برندهای رقیب) و جمع کردن آنها حول داستان اصلی می‌پردازیم.

7- تکنیک شروع گیج‌کننده

در این شیوه، ابتدا به بیان داستانی تکراری و قابل پیش‌بین پرداخته می‌شود امّا بر خلاف روال داستان، یک دفعه مسیر داستان عوض می‌شود. این تغییر جهت در داستان باعث می‌شود تا توجه و احساسات مخاطب بر روی پیام مدنظر روای متمرکز شود.

  • مناسب برای بیان تجربه‌های تلخ و شکست‌ها به شکلی متفاوت
  • بر هم زدن انتظارات معمول مشتریان
  • درگیر سازی مخاطب
  • انعطاف‌پذیری بالا در داستان سرایی

8- تکنیک ساختار لایه‌ای

چندین روایتگر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و هر کدام داستانی را به شیوه مختص خود بیان می‌کنند ولی هدف همه آنها انتقال یک پیام مشخص به مخاطب است. در این داستان‌سرایی:

  • نشان دادن ارتباطات بین چندین داستان
  • اجرای سناریوهای مختلف برای جلب توجه حداکثری مخاطبان
  • استفاده از توانایی‌های چند ارائه‌دهنده برای جذب حداکثری مخاطبان

چگونگی تحقق روایتگری در آینده بازاریابی

امروزه ابزارهای گوناگونی برای روایتگری در اختیار یک برند می‌باشد. از ویدئوها، اینفوگرافیک‌ها، اسلایدهای آموزشی، پادکست‌ها، بلاگ‌ها تا رسانه‌های اجتماعی مختلف، همگی ابزارهایی هستند که به بازاریابان امکان داستان‌سرایی هدفمند را می‌دهند.

مهمترین هدف روایتگری در بازاریابی، جلب نظر مخاطبان و افزایش فروش می‌باشد. امروزه در بازاریابی دیجیتال شاهد شیوه‌های گوناگونی در روایتگری هستیم که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:

1- روایتگری داده محور

در سال 2021، در هر ثانیه در حدود 1.7 مگابایت در ثانیه، به ازای هر انسان روی زمین داده جدید تولید می‌شود. داده‌های دیجیتال توانایی ایجاد داستان‌های بصری جذاب و هدفمند را برای بازاریابان محتوا فراهم می‌آورند.

روایتگری داده محور
روایتگری داده محور

روایتگری بصری یک شیوه منحصربفرد در افزایش تعامل با مخاطب می‌باشد. انسان‌ها بطور متوسط یک تصویر را 60000 بار سریعتر از متن پردازش می‌کنند. در حال حاضر شرکت‌های دیجیتال مارکتینگ از داده‌ها برای خلق محتواهای بصری و انتقال روایت برند مدنظرشان استفاده می‌کنند.

از جمله مهمترین روایتگری‌‌های داده‌محور، می‌توان به شیوه روایتگری گوگل اشاره کرد که در پایان هر سال مجموعه‌ای از پرجستجوترین موضوعات آن سال(ترندهای سال) را در قالب یک ویدئو کوتاه و البته تاثیرگذار به مخاطبانش ارائه می‌دهد.

ترندهای گوگل در سال 2019

داده‌ها نقش اساسی در تولید محتوای با کیفیت و ایجاد یک روایت باورپذیر در بازاریابی دارند. در روایت‌گری نیازی نیست که به متون تکیه شود، بلکه با کمک محتواهای تعاملی می‌توان میزان درگیرشدن کاربر(Engagement Rate) را افزایش داد.

2- تبلیغات کوتاه

تبلیغاتت سنتی به مرور زمان جایگاه خود را به تبلیغات دیجیتال داد‌ه‌اند. اما تبلیغات در فضای دیجیتال هم به شدّت در حال تغییر می‌باشد. شرکت‌های تبلیغاتی در حال حاضر به دنبال ابداع راه‌های تازه‌ای برای ارتباط موثرتر با مخاطبان برندها می‌باشند.

ارائه پیام یک برند یا محصول مهمترین بخش در یک استراتژی تبلیغاتی می‌باشد. به تجربه می‌توان گفت که ویدئو یک روش ایده‌آل برای انتقال پیام بازاریابی به مخاطبان محسوب می‌شود. به همین دلیل تیم‌های بازاریابی تمرکز زیادی بر روی این شیوه دارند.

تبلیغات کوچک

شرکت‌هایی که از ویدئو در تبلیغات خود استفاده می‌کنند توانسته‌اند تا حدود 41% ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به سمت وب‌سایت خود انتقال دهند. اخیرا شرکت‌های تبلیغاتی تمرکز زیادی بر روی ویدئوهای کوتاه تبلیغاتی (mini Ads) نموده‌اند. ویدئوهایی که در کمترین زمان ممکن پیام خود را به مخاطب می‌رسانند و حوصله او را سر نمی‌برند.

ویدئوهای کوتاه اثرگذاری سریع و فوری بر روی مخاطب دارند. فیس‌بوک اخیرا ویدئوهای 6 ثانیه‌ای را در اختیار مشاغل و برندها می‌گذارد تا بتوانند یک روایت متمرکز و کوتاه را در اختیار مخاطب خود بگذارند و او را به سمت خود جذب کنند.

یک مدیر بایستی همواره به آخرین تکنیک‌های روایتگری در بازاریابی مسلط باشد و برای گسترش تجارت خود از آنها بهره ببرد. انتقال درست پیام و هدف یک برند کاری است که می‌تواند رشد یک کسب و کار را رقم بزند.

یک مقاله کاربردی دیگر : تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

3- داستان سرایی مشتری

با گسترش شبکه اینترنت و تجهیزات هوشمند، درصد زیادی از افراد یک جامعه به فضای آنلاین دسترسی دارند. این دسترسی باعث می‌شود تا امکان به اشتراک‌کذاری افکار و نظرات به شدت افزایش یابد. تقریبا 92% از مردم به نظرات دیگراستفاده‌کنندگان از یک محصول اعتماد می‌کنند. به همین دلیل استفاده از روایت‌های مشتریان قبلی می‌تواند باعث اعتماد بیشتر مشتریان جدید شود.

روایتگری مشتری
روایتگری مشتری

این روایتگری که مشتری وظیفه انجام آن را برعهده می‌گیرد، باعث افزایش تعامل، انتقال تجربه، افزایش اعتماد عمومی، تقویت شهرت و تولید محتواهای منحصرد برای یک برند می‌شود. تیم‌های بازاریابی محتوایی می‌توانند با کمک رسانه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌های خود چنین محتواهایی را انتشار دهند و به ویرال شدن این نوع از روایتگری کمک کنند.

برندهای امروزی معمولا بخشی از وبلاگ خود را به پست‌های مهمان اختصاص می‌دهند و امکان انتشار روایتگری‌های مشتریان از محصولات یا خدمات آن برند در آنجا را بوجود می‌آورند.

برای استفاده هدفمند از نظرات مشتریان در بازاریابی به یک مدیر روابط عمومی قدرتمند نیاز خواهد بود تا بتواند راه‌های دسترسی به مخاطبان را بیابد و ترندهای مورد توجه مشتریان در شبکه‌های اجتماعی را شناسایی کند. یک مدیر روابط عمومی باید گوش شنوایی برای شنیدن نظرات مخاطبان داشته باشد و بتواند به صورت فعالانه در بسترهای آنلاین حضور یابد.

با هم بخوانیم: بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

4- داستان‌پردازی عام المنفعه

در دنیای امروز، مشتریان به دنبال شفافیت هستند و می خواهند بدانند که دقیقا در هر کسب وکاری چه اتفاقی می‌افتد و دیدگاه آن کسب و کار نسبت به خیلی از موضوعات عمومی در سطح جامعه چیست. مشتریان می‌خواهند اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد شرکت‌ها، فرآیندهای کاری، مشتری‌مداری، تعامل با کارمندان، اخلاق مدیران، نحوه تهیه مواد اولیه، نحوه عملکرد محصولات و نحوه حفاظت از محیط زیست بدانند.

در روایتگری برند در عصر بازاریابی دیجیتال باید واضح، مختصر و صادقانه عمل کرد. بنابر تحقیقات، حدود 75% از مدیران بازاریابی نمی‌توانند چگونگی تغییر رفتار مصرف‌کننده را درک کنند و به همین دلیل عملکرد تجاری سازمان آن‌ها با افت شدیدی مواجه می‌شود.

در داستان‌پردازی عام‌المنفعه بایستی به مشتری در زمینه‌های مختلفی اطمینان داد. در حقیقت این ضمانت اخلاقی است که مشتری را به خرید یک محصول راغب می‌سازد. روایتگری عام‌المنفعه می‌تواند در هدایت کمپین‌های تبلیغاتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. حضور در خیریه‌ها و کارهای عام‌المنفعه می‌تواند یک رویکرد هوشمندانه از این نوع، روایتگری باشد.

5- روایتگری تعاملی

واقعیت مجازی در بازاریابی
واقعیت مجازی در بازاریابی

تا پایان سال 2020، در حدود 200 میلیون هدست واقعیت مجازی (VR) فروخته خواهد شد. به زودی ارتباط با مخاطبان کسب و کارها از طریق VR صورت خواهد پذیرفت. این تکنولوژی به سرعت به ابزاری جذاب برای بازاریابی و برندینگ تبدیل می‌شود.

بازاریابان با کمک VR پیام خود را به صورت ساده و شفاف به مخاطبان خود منتقل می‌کنند. VR در کنار ویژگی‌های جذاب بصری، به عنوان ابزاری ایده‌آل برای آموزش به مشتریان و افزایش تعامل آنان با بازاریابان عمل خواهد کرد.

6- رسانه های اجتماعی تاریک

با وجود ترسناک‌ بودن نام رسانه‌های اجتماعی تاریک باید بدانیم که این رسانه‌ها آنچنان هم ناگوار نیستند. Dark Social به نوعی اشتراک‌گذاری اجتماعی اشاره دارد که در آن نمی‌توان ردپایی از افراد را به طور دقیق پیدا کرد. در حال حاضر در حدود 70% از کل مراجعات به رسانه‌های اجتماعی از طریق Dark Social شکل می‌گیرد. عدم ردیابی دقیق در چنین فضاهایی باعث می‌شود تا اشتراک‌گذاری اطلاعات گسترش بیشتری یابد و این یک موقعیت ایده‌آل برای کسب و کارها می‌باشد تا داستان‌های خود را در چنین فضاهایی به اشتراک بگذارند.

هم اکنون بخوانید: آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش روایتگری در آینده بازاریابی دیجیتال

روایتگری برند راهی عالی برای بیان نظرات، ویژگی‌های محصولات و همچنین گسترش ایده‌های جدید می‌باشد. امروزه اگر می‌خواهید به عنوان یک رهبر در کسب و کار خود موفق شوید، باید همزمان یک داستان‌پرداز ماهر هم باشید.

در حال حاضر با وجود پلتفرم‌های مختلف از قبیل شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها و پیامرسان‌ها راه‌های زیادی برای اشتراک‌گذاری داستان‌های شرکت خود دارید. یک برند می‌تواند از طریق ارائه روایت‌های جذاب، احساسی و تحریک‌آمیز ارتباط بهتری با مخاطبان خود برقرار نماید و آن‌ها را به سمت برند خود جذب نماید.