اهمیت استخدام نویسنده در صنعت تولید محتوا

تا زمانی که ” محتوا پادشاه است ” و بر تخت سلطنت خود قرار دارد ، نویسنده یک محتوا صدراعظم خواهد بود . اینجا است که یک سوال اساسی ذهن بسیاری را به خود مشغول می کنند که در استخدام نویسنده (تولیدکننده محتوا) چه ویژگی هایی را باید در نظر بگیریم ؟

اهمیت استخدام نویسنده اهمیت استخدام نویسنده

در حال حاضر تولید محتوا برای برندها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار گردیده است . قطعا یک محتوای ناب تنها می تواند توسط یک نویسنده قوی آفریده شود . چگونه می توانیم بهترین نویسندگان را برای کارخانه نویسندگی خود بیابیم (توجه شود که تنها کارخانه ایی که کمترین هزینه را برای تولید دارد و می تواند یک شخص یا برند را خیلی سریع به درآمدزایی بالا برساند ، کارخانه نویسندگی/تولید محتوا می باشد) .

برای اینکه بتوانید یک کارخانه با کیفیت در تولید محتوا را برای خود ایجاد کنید به نویسندگانی زبده و وفادار نیاز دارید . بسیاری از متخصصان دیجیتال مارکتینگ معتقدند که بهترین راه برای ایجاد یک تیم قوی از نویسندگان این است که شما اقدام به آموزش نیروهای درونی سازمان خود کنید . این شیوه شاید از جنبه وفاداری نیروها بسیار ارزشمند باشد ، امّا باید توجه داشت که این روش همیشه ارزان ترین یا عملی ترین گزینه برای استخدام نویسندگانتان نخواهد بود .

در این پست سعی داریم راهکارهایی را معرفی کنیم که به شما کمک می کند تا بهترین نویسندگانی که امکان تولید محتوای بهینه شده برای موتورهای جستجو را دارند بیابید و آن ها را به استخدام خود درآورید . برای رسیدن به این هدف ۵ گام اساسی زیر را مطالعه کنید و سعی کنید آنها را در فرآیندهای مصاحبه و استخدام خود بکار گیرید :

۱- چه کسانی به عنوان نویسندگانی سئوکار محسوب می شوند ؟

انتخاب یک نویسنده جدید واجد شرایط دقیقا مانند انتخاب یک عشق جدید می باشد . نویسندگان جدیدی که شما با آنها مصاحبه می کنید ، شاید عملکرد قابل قبولی بر روی کاغذ داشته باشند و تصویر رویایی از خود در ذهن شما بسازند ، امّا آیا در عمل آنها می توانند در مورد توانایی هایشان به شما اطمینان بخشند .

نویسنده سئوکار

نویسنده سئوکار

حقیقت بسیار سخت تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید . همانند ماجراهای رمانتیک و عاشقانه که بهتر آنست قبل از عاشق شدن و دلباختن به شناخت بیشتری از معشوق دست یافت ، شما باید قبل از بکارگیری نویسنده مدنظرتان به شناخت کاملی از نویسنده خود دست یابید . در عشق ، ممکن است شما چشمان خود را بر روی بسیاری از نقاط ضعف معشوقتان ببندید . امّا در انتخاب یک نویسنده شما باید کاملا بینا ، هوشیار و حساس باشید .

آگاه باشید که استخدام یک نویسنده خوب چندان شباهتی به جلسه های استخدام معمول ندارد . هرچند رزومه نویسنده می تواند خیلی مهم باشد ولی شما باید در جلسات استخدام بیش از مدارک و شواهد به حس خود اعتماد کنید . شما باید در چنین جلساتی به موارد مهم زیر پی ببرید :

  • ۱- از ابتدا برای شما شفاف باشد که نویسنده شما چه درکی از اصول اولیه نویسندگی دارد . اصول پایه ای نظیر دستور زبان ، تلفظ ، املاء و شناخت ساختارهای زبانی باید در هر نویسنده ای وجود داشته باشد . شما می توانید با برقراری ارتباط کلامی و نوشتاری با نویسنده خود به چنین مواردی پی ببرید . سعی کنید ایمیل هایی را به نویسنده ارسال کنید و حس خود را از پاسخ های نوشته شده توسط او مورد ارزیابی قرار دهید .
  • ۲- یک نویسنده توانا در نوشتن محتوای بهینه برای موتورهای جستجو (نویسنده سئوکار) بایستی به خوبی از ساختار یک موتور جستجو شناخت داشته باشد و دقیقا بداند که یک موتور جستجو از او چه محتوایی را می خواهد . توجه داشته باشید که همه موتورهای جستجو از یک نویسنده انتظار دارند که براساس خواسته های مخاطب ، محتوا تولید کند و نه برپایه الگوریتم های موجود در موتورهای جستجو .
  • ۳- نمونه کارهای دریافتی از نویسندگان خود را به دقت مورد بررسی قرار دهید . در برخی موارد یک مقاله ممکن است بسیار سطح بالا بنظر برسد اما همچنان نمره خوانایی کمی داشته باشد . این بدان معنا می باشد که شفافیت نوشته در حدمطلوبی نمی باشد و آن نوشته برای خواننده مصرف چندانی ندارد .
  • ۴- اگر شما به دنبال یک نویسنده خوب می گردید که قواعد سئو را هم رعایت کند باید به فکر استخدام نویسنده ای باشید که همزمان یک سئوکار هم باشد . ممکن است نویسنده شما یک سئوکار باشد و بتواند ترافیک مناسبی را به سمت سایت شما انتقال دهد امّا سوال مهمی که اینجا پیش می آید این است که آیا او خواهد توانست ترافیک ایجاد شده را به هدف شما برساند ؟ یک نویسنده حرفه ای باید درک بالایی از مباحث روانشناسی و تاثیر آن بر مخاطب خود داشته باشد . اگر شما بتوانید چنین نویسندگانی را به استخدام خود درآورید ، مطمئن باشید که جادوی بزرگی در کسب و کار و تجارت شما به وقوع خواهد پیوست .
  • ۵- در نهایت نویسنده ای را بیابید و استخدام کنید که قادر به برقراری رابطه خوبی با مخاطبان باشد . یک نویسنده باید درک کاملی از شرایط مخاطب داشته باشد . به عنوان مثال اگر یک نویسنده درباره قرص های لاغری ، محتوا تولید می کند باید با شرایط و مشکلات افراد چاق آشنا باشد .

این که آیا نویسنده شما در جلسه مصاحبه می تواند توانایی های خود را در تمامی موارد بالا به شما نشان دهد یا نه ، کمی مشکل بنظر می رسد . امّا هرگز نگران نباشید شما باید از قبل یک روایت داستانی را برای نویسنده خود در نظر بگیرید و رفتارها و کلمات وی را در برخورد با این داستان مورد بررسی قرار دهید .

(پ. ن : نویسنده سئوکار نویسنده ای است که علاوه بر آشنایی با اصول نویسندگی با ساختار موتورهای جستجو نیز آشنا می باشد و می تواند محتوایی بهینه شده ای را برای موتورهای جستجو ارائه نماید).

۲- نویسندگان خود را از کجا بیابم ؟

شما در هر جایی می توانید یک نویسنده خوب را برای خود بیابید . یکی از راههای ساده برای یافتن بهترین نویسندگان سئوکار این است که در رسانه های اجتماعی به دنبال افرادی باشید که محتواهای بلند و طولانی تولید می کنند . چنین محتواهایی به شما این امکان را می دهد که به راحتی با قلم نویسندگان خود آشنا شوید و توانایی های ذاتی آنها را بشناسید .

از طرفی دیگر شما باید حتما به گروه های کپی رایترها و سئوکاران در شبکه های مانند فیس بوک ، لینکدین و انجمن های تخصصی در گوگل پلاس بپیوندید . شما در چنین فضاهایی با آخرین مباحث در حوزه نویسندگی و سئو آشنا می شوید و هم چنین می توانید افرادی که توانایی های مورد نیاز شما را دارند به جلسات مذاکره و مصاحبه دعوت کنید . معمولا بسیاری از نویسندگان حرفه ای نمونه کارهای خود را در لینکدین منتشر می کنند و از مخاطبان خود بازخوردهای لازم را می گیرند .

شما می توانید در چنین فضاهایی با آسودگی بیشتری به بررسی توانایی نویسندگان مدنظرتان بپردازید و بدون کمترین شک و تردیدی بهترین انتخاب ها را انجام بدهید . این کار امکان ایجاد یک جامعه سازی هدفمند را برای شما به ارمغان خواهد آورد .

۳- آیا من نیاز به یک دستورالعمل اجرایی استاندارد (SOP) برای نویسندگانم دارم ؟

“بله ، شما نیاز به یک SOP دارید ، برای یک میلیون بار تکرار می کنیم شما حتما یک SOP می خواهید ” .

آیا شما به دنبال استخدام یک نویسنده ای هستید که همزمان برای شما و چندین شرکت دیگر کار می کند ؟ اگر چنین است شما باید نگرانی های اساسی درباره سبک نوشتن ، ساختار تولید محتوا ، نحوه ارائه کار ، زمان بندی ارائه ، کیفیت محتوا ، ویراستاری متن و … داشته باشید . دستورالعمل اجرایی استاندارد (Standard Operating Procedures) یا همان SOP به شما کمک خواهد کرد تا بتوانیم احتمالات مختلف را درباره نویسندگان خود حدس بزنید و کیفیت محتوای تولیدی نویسندگان خود را رصد کنید و مشکلات احتمالی را به حداقل برسانید .

دستور العمل استاندارد اجرایی

دستور العمل استاندارد اجرایی

(در این جا به طور مفصل به تعریف SOP پرداختیم ، مطالعه آن را به شما خواننده عزیز توصیه می کنیم) .

حقیقت تلخ آن است که صاحبان کسب و کارها ، تلاش چندانی را برای جذب با کیفیت ترین نویسندگان انجام نمی دهند . آنها تلاش می کنند که نویسندگان خود را برای مدّت طولانی حفظ نمایند . نویسندگان ممکن است در کار خود دچار اشتباهات و خطاهای مختلفی باشند . در اینجا است که SOP راهگشای نویسندگان و صاحبان کسب و کارها خواهد بود . توجه شود که در برخی منابع به جای SOP از اصطلاح سند راهبردی تولید محتوا استفاده می شود که البته تفاوت هایی هم با SOP دارد .

نوشتن SOP ها در ابتدا کاری طولانی و بیهوده بنظر می آید . امّا خبر خوب این است که بعد از مدّتی نویسندگان شما شاهد ذخیره شدن صدها ساعت کاری خواهند بود . البتّه طراحی یک SOP موثر کاری مشکل و پیچیده می باشد و شما نیاز دارید تا به مشورت با یک مشاور عالی در این زمینه بپردازید .

SOP به راحتی بازده سرمایه گذاری ها را افزایش خواهد داد و ROI (نرخ بازگشت سرمایه) را برای شما به شکل قابل توجهی بهبود خواهد داد . همچنین دیگر شما شاهد استرس های کاری بر نویسندگان خود نخواهید بود و آنها را خوشحال تر و با انرژی تر در کار مشاهده خواهید کرد .

۴- چقدر باید برای کپی رایتینگ هزینه کنیم ؟

یک انسان عاقل باید آن مقدار هزینه پرداخت کند که بیش از آن بتواند درآمد داشته باشد . این اصل اساسی در پرداخت پول به یک نویسنده می باشد . البتّه کمبود نویسنده ، ویراستاربودن خود نویسنده ، جذاب بودن نویسنده ، میزان نیاز به آموزش نویسندگان ، سبک نوشتاری نویسنده ، چندزبانه بودن نویسنده(مثلا انگلیسی ، عربی ، فارسی) و .. می تواند از عوامل تاثیرگذار در حقوق یک نویسنده باشد .

درهنگام استخدام یک نویسنده سعی کنید تمامی موارد جانبی را مدنظر قرار دهید . مثلا تعیین تامین کننده منابع مورد نیاز نویسنده ، حضور نویسنده در دفتر یا دورکاری ، مجوز نوشتن برای شرکت های دیگر و… از موارد مهمی است که باید به آنها توجه کرد . شما باید از نویسنده خود انتظار داشته باشید که در ازای حقوق دریافتی با کیفیت ترین محتوا را تحویل شما دهد . نویسنده شما باید بداند که محتوای او می تواند تا چه میزانی در رشد کسب و کار شما تاثیر داشته باشد .

۵- ارزش آفرینی نویسنده به چه میزانی است ؟

سوال مهم این است که محتوای سئو شده توسط نویسنده آیا ارزش لازم را برای شما فراهم خواهد کرد ؟ باید توجه داشت که محتوایی که برای موتورهای جستجو بهینه شده است همانند هر محتوای دیگری است . زمانی که با کیفیت ترین نویسندگان را استخدام می کنید ، محتوای باکیفیت تری باید داشته باشید . چنین محتوایی باید ترافیک بیشتری را برای شما به ارمغان آورد و رتبه بندی سایت شما را بهبود بخشد .

موضوع مهم این است که این ترافیک تا چه مقداری می تواند برای شما درآمدزا باشد . اگر شما می توانید از ترافیک ورودی که از نوشتن های نویسندگانتان به سوی شما گسیل می شود استفاده ببرید ، نویسندگانی ارزشمند را در اختیار دارید . بنابراین در هنگام استخدام یک نویسنده به میزان ارزش آفرینی که یک نویسنده به مجموعه شما می دهد هم توجه داشته باشید .

گردآوری و نویسنده : مسعود معاونی

منبه : سرزمین بازاریابی

تاریخچه طراحی صفحات وب

تاریخچه طراحی صفحات وب

تاریخچه طراحی صفحات وب

در این پست قصد داریم به تاریخچه طراحی وب بپردازیم . وب جهان گستر (World Wide Web) در حدود ۳۰ سال پیش توسط Berners-Lee ارائه گردید . هدف وی این بود که به افراد کمک کند تا اطلاعات خود را درسرتاسر جهان به آسانی به اشتراک بگذارند . در طول دهه های بعد ، به طور قابل توجه ای از لحاظ طراحی و عملکرد و همچنین نقش عمیق وب در جامعه ، تغییراتی اساسی در طراحی وب صورت پذیرفت .

همان طور که سبک معماری ساختمان های یک شهر می تواند وضعیت اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی یک جامعه را در دوران های مختلف نشان دهد ، تکامل طراحی وب هم منعکس کننده نظرات ، عقاید و فناوری های در حال تغییر در هر دوره طراحی می باشد .

در چند سال اخیر سبک های طراحی وب به شدت تغییر یافته است . وب سایت های ساده اولیه تنها حاوی متونی بودند که تنها تزئین آنها یک لینک ساده متنی آبی رنگ بود . این لینک های ساده ما را به سوی متون دیگر منتقل می کردند . از آن روزهای اولیه تا به امروز ، طراحی وب یک سفر طولانی و بسیار پیچیده را شاهد بوده است که در ادامه سیری در تاریخ طراحی وب را با یکدیگر انجام خواهیم داد .

یک آغاز نوستالژیک

در اوایل دهه ۱۹۹۰ ما شاهد تولد اولین زبان نشر وب بودیم . بله ما داریم از Hyper Text Markup Language یا همان HTML ساده و دوستداشتنی آن روزهای دنیای طراحی وب (و البته دهه های بعدی) سخن می گوییم .

این زبان مناسب اشتراک گذاری متون ساده و تصاویر سبک بود . مشاهده متون ساده با لینک های آبی رنگ ، آن روزها لذّت عجیبی را برای وب گردان فراهم می آورد . شاید این دوران برای همیشه نوستالژیک ترین دوران وب باقی بماند .

جداول

در اواسط دهه ۱۹۹۰ ، طراحان به اهمیت وب پی بردند و به توسعه آن کمک بیشتری نمودند . در این زمان بود که رابط کاربری گرافیگی (GUI) به طراحان این امکان را داد تا تصاویر بیشتری را به همراه آیکون های گرافیکی به وبسایت ها اضافه کنند . این دوران همزمان با افزایش محبوبیت وب در بین مردم بود و وب توانسته بود خود را به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات مطرح کند .

طراحان ، جداول را به عنوان ابزاری برای تنظیم متن و تصاویر گرافیکی خود به کار می گرفتند . قبل از طراحی جداول به عنوان یک ساختار طراحی صفحات وب هیچ راهی برای دسته بندی و بهبود نمایش محتواهای وب وجود نداشت . جداول به طراحان وب این امکان را می داد که ساختار مناسب تری برای نمایش متون و تصاویر به کاربران  خود را در اختیار داشه باشند .

طراحی Flash

هنوز دهه ۹۰ میلادی خاتمه نپذیرفته بود که یک تکنولوژی جدید پابه عرصه وجود گذاشت . بله داریم از فلش (Flash) صحبت می کنیم .

فلش یک پلتفرم نرم افزاری بود که طراحان را قادر می ساخت تا موسیقی ، ویدئو ، انیمیشن ، فایل های گیف را در وبسایتهایشان به راحتی منتشر کنند و تجربه کاربری (UX) بهتری را بوجود آورند . فلش همچنین باعث شد تا طراحان آزادی بیشتری را برای ایجاد وبسایت های تعاملی داشته باشند . در این دوران بیشترین خلاقیت در طراحی وب و پیشرفت تکنولوژیکی تا آن زمان بوجود آمد .

با کمک فلش برای اولین بار منوهای تعاملی ، انیمیشن های تزئینی و دکمه های حبابی ، که زیبایی های خاصی را به صفحات وب می دادند پا به عرصه وجود گذاشتند و این باعث جلب توجه بیشتر مردم به وب می شد . این درحالی بود که  وب برای بسیاری از مردم هنوز مفهوم جدیدی بود و آن ها از این طراحی های بصری هیجان زده می شدند .

امّا محبوبیت فلش بسیار کوتاه بود چراکه کاربران مجبور به بروزرسانی های مستمر پلاگین فلش نصب شده برروی کامپیوترهای خود بودند . همچنین فلش برای کاربران محدودیت هایی را در استفاده و دسترسی به وبسایت ها بوجود می آورد .

هرکس یک طراح وب

اگر چه فلش نتوانست انتظارات را به طور کامل برآورده کند امّا سلیقه و نظر طراحان وب و کاربران را دچار تحوّل کرد . دیگر هیچ کسی انتظار صفحات وب ساده را نداشت و همه منتظر یک وب متفاوت بودند. همزمان با ظهور اولین نسل های رسانه های اجتماعی شاهد تولد Cascading Style Sheets یا همان CSS دوستداشتنی خودمان بودیم .

CSS بهترین ابزار برای تعیین یک سبک خاص بدون نیاز به کدنویسی های پیچیده بود . ایده اصلی CSS این بود که محتوا (HTML) را از نحوه ارائه (CSS) جدا می کرد . این موضوع باعث می شد که طراحی یک وبسایت کاری تخصصی و پیچیده ای نباشد و هرکسی بتواند طراح سایت خود باشد .

در این زمان بود که قالب های مختلف طراحی و توسعه پیدا کردند و طراحان بسیاری به دنبال ارائه جذاب ترین قالب ها برای سلایق مختلف مشتریان خود بودند . قابلیت استفاده مجدد در قالب ها باعث کاهش هزینه های طراحی ، قابلیت دسترسی ساده و زیبایی بیشتر می شد .

طراحی تخت

در سال ۲۰۱۰ روند طراحی صفحات وب تغییرات اساسی پیدا کرد . چرا که در این زمان صفحات وب با ابزارهای متفاوتی نظیر گوشی های هوشمند و تبلت ها هم بازدید می شدند . این موضوع یک اصطلاح خاص را در طراحی بوجود آورد که تا آن زمان کمتر شنیده شده بود . آن اصطلاح عبارت بود از واکنش گرایی یا همان پاسخگو بودن (Responsive) که عنوان می کرد محتوا باید توانایی قرار گیری در هر ظرفی را داشته باشد .

واکنش گرایی یک رویکرد جدیدی را ایجاد می کرد که باعث استفاده متفاوتی از HTML و CSS در کنار یکدیگر می گردید . ایده اصلی واکنش گرایی این می باشد که وبسایت باید قابلیت ارائه در محیط هایی با صفحات نمایش مختلف را داشته باشد . این ایده باعث افزایش بهره وری در طراحی ، توسعه و نگهداری صفحات وب می شود .

این موج طراحی صفحات وب به طراحی تخت (Flat Design) مشهور گردید . در طراحی تخت دو هدف کارآمدی و چشم نوازبودن مورد توجه قرار گرفت . امروزه طراحی تخت همچنان مورد توجه طراحان و کاربران می باشد . در این نوع طراحی اولویت ویژه ای به محتوا داده شده است . همچنین سعی شده است که بین محتوا ها ارتباطات قوی و موثری برقرار شود تا دسترسی کاربر به سادگی صورت پذیرد . از دیگر سو پیچیدگی های اضافه در طراحی صفحات وب به شکل چشمگیری کاهش یافته است .

آینده وب

هرچند تاریخ طراحی صفحات وب کوتاه می باشد امّا در همین دوران کوتاه شاهد اعصار گوناگونی در تاریخچه صفحات وب بوده ایم . امروزه طراحان وب با این سوال اساسی مواجه اند که در آینده نزدیک چه باید بکنیم ؟ آنها به دنبال طراحی هایی هستند که تجربه کاربری بهتری را برای کاربران به ارمغان آورد . یک تجربه کاربری (UX) خوب ، تنها با کمک یک واسط کاربری (UI) خوب بوجود خواهد آمد .

نویسنده : مسعود معاونی

منبع : ایندپندنت

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

تاثیر برندسازی

تاثیر برندسازی

برندسازی و برند شدن اصطلاح رایج این روزهای بازارهای تجاری می باشد . اکثر کسب و کارها با سوالات گسترده ای نظیر ” آیا کسب و کار شما برای رشد بیشتر آماده است ؟” و  “آیا شما دارای یک تجارت کوچک و سنتی می باشید که قصد توسعه و گسترش آن را دارید؟” و  “آیا شما به دنبال یافتن مشتریانی جدید برای خود می باشید؟” و “آیاحفظ مشتریان قدیمی تان از اهمیت زیادی برای شما برخوردار است ؟” اگر جواب برخی از سوالات فوق مثبت است ، شما باید حتما به تاثیر برندسازی  و حضور قدرتمند در بین رقبا فکر کنید و راهکارهای مناسبی را برای آن ارائه دهید .

تمایل به رشد پایدار تنها چیزی است که می توان آن را در همه سازمان ها (بزرگ ، متوسط و کوچک) مشاهده کرد . امروزه افراد بسیاری با واژه هک رشد به خوبی آشنا هستند . در هک رشد یک راهکار جامع و سازگار برای رشد یک سازمان ارائه می شود . یکی از پیش نیازهای مهم در هک رشد برندسازی و شناسایی رقبا می باشد . در این پست ما راهکارهای را برای این موضوع ارائه می دهیم .

چرا شما به برندسازی نیاز دارید ؟

زمانی که شما شرکت خود را راه اندازی کردید دارای یک ایده روشن از آن چه که می خواستید انجام دهید ، بودید . شما به خوبی می دانستید که چگونه باید ایده خود را به نتیجه برسانید . حتی اگر شما به درستی شیوه به نتیجه رساندن ایده خود را هم در اختیار نداشتید  ، به طور حتم می دانستید که شرکت شما باید چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را نباید انجام دهد .

داشتن چنین دیدگاه شفاف و مشخصی در روزهای اول هر کسب و کاری بسیار آسان و ساده می باشد . امّا با گذشت زمان پیچیدگی های کسب و کار شما افزایش خواهد یافت . شما از دریافت پیشنهادات کاری متنوع و جذاب ، هیجان زده می شوید و فرصت های جدیدی در مقابل کسب و کار شما قرار می گیرند . این فرصت های جدید ، رقبای ناشناخته ای را در مقابل شما قرار می دهند که ممکن است از شما قوی تر و باتجربه تر باشند .

شما به عنوان یک شرکت جوان هرگز تجربه مواجه شدن با مشکلات پیچیده را ندارید و تنها امید شما استفاده از استعداد تیم های کاریتان می باشد و شما به دنبال خلاقیت و نوآوری برای مقابله با رقبا و جذب صددرصدی رضایت مشتریانتان می باشید . در این مرحله از کسب و کار شما متوجه اهمیت برند و برندسازی می شوید . چرا که داشتن یک برند خوشنام می تواند اعتماد و اطمینانی مضاعفی را به یک مشتری انتقال دهد .

حتی اگر شما یک سازمانی هستید  که می توانید به راحتی مشتریان خود را شناسایی کنید و نیازهای آن ها را بیابید ، بازهم باید توانایی های خود را در برندسازی توسعه دهید و در این زمینه واقع بینانه عمل نمایید (این مرحله مهمترین گام در رشد و توسعه یک سازمان می باشد)

مزایای برندسازی

یک برند تجاری قوی به شما این امکان را می دهد تا با شفافیت و اطمینان از موقعیت تجاری تان به انجام وظایف خود بپردازید و کسب وکار خود را به صورت کاملا متفاوتی ار رقبایتان انجام دهید . این واقعیت می تواند معنا و مفهوم متفاوتی را برای یک مشتری ایجاد نماید . همچنین :

  • یک برندینگ مطلوب امکان رقابت پذیری را برای کسب و کار شما فراهم می نمایند .
  • برندسازی شما را مجبور خواهد کرد تا بهترین محصولات را برای مشتریان خود ارائه دهید تا بتوانند بهترین جایگاه ها را بیابید . برندسازی ، توان شما را بر روی ایده آل هایتان متمرکز خواهد کرد .
  • شما برای ارسال پیام های تجاری تان ، معرفی برند و نمایش محتواهای مرتبط با برندتان به یک پلت فرم مخصوص نیاز خواهید داشت . این پلت فرم باعث رشد برند شما خواهد شد و پس از مدتی این پلت فرم بخشی از برند شما را تشکیل خواهد داد .
  • برند به شما در تصمیم سازی های تجاری تان کمک خواهد کرد و یک سند راهبردی را در اختیار شما خواهد گذاشت (شما به راحتی متوجه می شوید که آیا پیشنهاد های کاری جدید مرتبط با حوزه کاری شما می باشد یا خیر !!!) .
  • با در اختیار داشتن یک برند معتبر شما خواهید توانست تواناترین (بهترین ها) افراد را به استخدام خود در آورید چرا که همه برند شما را قابل ستایش خواهند دانست .

فرآیند برندسازی

“برای برندسازی با مشتری خود شروع کنید ” .

اگر شما به دنبال یک نام تجاری (برند) برای خود هستید باید برند خود را به گونه ای بسازید که مشتریان آن را دوست داشته باشند . بنابراین برای شروع فرآیند برندسازی حتما با فکرکردن درباره مشتریانتان شروع کنید :

  • مشتریانی را که دوست دارید یا آنها را بیشتر می پسندید را شناسایی کنید .
  • نیازهای واقعی مشتریان خود را شناسایی کنید ؟ احساسات ، ایده آل ها ، نگرانی ها و حتی علاقمندی های آن ها را زیر نظر بگیرید ؟
  • به دنبال این باشید که مشتریان شما در کارشان به دنبال چه چیزی هستند ؟
  • چه چیزی مشتری شما را از انجام یک کار ناامید می کند ؟
  • بهترین کاری که شرکت شما (برند شما) می تواند برای یک مشتری انجام دهد چیست ؟

پاسخ به سوالات فوق به شما کمک می کند تا جایگاه و شخصیت مشتری خود را به خوبی بشناسید و بتوانید بهتر بر روی مشتری خود تمرکز کنید و تنها بر روی یک وجهه مشتری خود باقی نمانید ( یک مشتری دارای وجوه مختلفی می باشد برای موفقیت در فرآیند برندینگ باید چندوجهی مشتری را در نظر بگیرید تا مشتری به شما اعتماد کند(شکل۲) ) .

اهمیت درک بازار در برندسازی

بسیار خوب است و برخی مواقع هوشمندانه است که رقابت کردن را فراموش کنید .این یک موضوع بسیار مهم است و می تواند در نگاه درازمدت شما به بازار تاثیر بگذارد . شما بایستی به سختی مراقب رقبایتان باشید و آن ها را به طور کامل زیر نظر بگیرید (لطفا هرگز به خاطر برند خودتان هم که شده ،به کپی از رقبایتان نپردازید) چرا که بسیاری از راه حل های مشکلات شما را رقبایتان قبلا حل نموده اند و با محصولاتشان آن را به سادگی به شما ارائه می دهند و شما می توانید با کمترین هزینه و داشتن کمی خلاقیت آن راه حل ها را بهبود دهید .

همیشه به دنبال این باشید که :

  • چگونه رقبای شما ادعا می کنند که توانایی انجام متفاوت یک کار را دارند و محصولات متفاوتی را که ارائه می دهند چه ویژگی های خاصی دارند!!!
  • هر رقیبی  مشتریان خاص خود را دارد ، همیشه رصد کنید که چه چیزی باعث علاقمندی مشتریان به یک رقیب خاص می شود ؟؟؟
  • بررسی کنید که چه تخصصی در برند شما وجود دارد که سایر رقبا قادر به ارائه آن نمی باشند ؟ آیا آن تخصص می تواند نقطه تمایز برند شما از سایر رقبا شود ؟

همیشه در بازار همان چیزی که هستید را ادعا کنید ، چرا که مشتری و بازار به شدت بیرحم هستند و اگر شما نتوانید قابلیت های ادعایی را ارائه کنید به شدت توسط بازار (مشتری) به زمین کوبیده خواهید شد . برندی که شکسته شود و از بازار طرد شود به راحتی نمی تواند اعتبار خود را احیاء کند .

تیم سازی ابزار رشد آسانسوری یک برند

ایجاد موقعیت و استفاده درست از آن در بسیاری از مدل های خلاق یک فعالیت گروهی می باشد . شما باید با دقت و وسواس خاص اعضای تیم خود را انتخاب کنید . یک تیم قوی و هماهنگ می تواند برای یک برند رشدی انفجاری را به همراه داشته باشد ، همانطور که یک تیم ضعیف می تواند برند را در چشم برهم زدنی نابود سازد .

سعی کنید افرادی را در سیستم خود قرار دهید که توانایی درک کاملی از مشتری شما را داشته باشند . شما باید کسانی را جذب تیم خود کنید که به محصولاتی که برند شما تولید می کند اعتقاد کاملی داشته باشند و با تعصب خاصی به دنبال بهبود آنها باشند .

 بعد از شناسایی اعضای تیم کاری تان آن ها را به کارگاه های آموزشی متمرکز دعوت کنید . از قبل موضوعاتی را برای این کارگاه ها اعلام کنید تا اعضای تیم بتوانند بر روی آن موضوعات تمرکز نمایند و آمادگی ذهنی لازم را داشته باشند تا بتوانند تصمیم گیری های سخت و پیچیده را به خوبی انجام دهند .

بعد از کارگاه های آموزشی ، ملاقات های کاری واقعی را قرار دهید . در این ملاقات های کاری از روش های مختلفی نظیر طوفان مغزی استفاده کنید . طوفان مغزی در کنار خلاقیت می تواند چالش های بزرگی که برای هر برندی پیش خواهد آمد را حل نماید . اهداف اصلی برند را برای تیم های کاری تبیین نمایید . هم چنین ابزارهای که در اختیار هر تیمی برای رسیدن به اهداف می باشد را هم مشخص نمایید . فعالیت های گروهی کوچک را با یکدیگر ترکیب کنید و آن ها را به فعالیت ها بزرگتر تبدیل کنید تا به مدیریت ساده تری نیاز داشته باشید و عملکردهای تیمی بهبود یابد .

وجود راهکارهای متنوع و قوی در تیم های کاری ، باعث ایجاد خلاقیت بیشتر و ایده های جدیدتر خواهد گردید که این موضوع می تواند در جلب نظر مشتری موثر و کارگشا باشد .

مشتری به عنوان  آغاز کننده و پایان دهنده  داستان یک برند

بدانید و آگاه باشید همانطور که شما داستان برند خود را با مشتری هایتان آغاز کردید ، باید پایان داستان برندتان را هم با کمک مشتری هایتان خلق کنید . شما باید همواره وضعیت برند خود را مورد شدیدترین تحلیل ها قرار دهید تا حال برند خود را در یابید . حال یک برند تا زمانی که بتواند نیازهای مشتریان خود را به صورت کامل تامین نماید ، می تواند خوب باشد .

بازخوردهای مشتریان یک برند به عنوان مهمترین منبع برای آگاهی از سرنوشت یک برند محسوب می شود . این بازخوردها باید به صورت مستمر در اختیار تیم های کاری قرار گیرد تا در طوفان های مغزی ، راهکارهای برای مشکلات ارائه گردد و بدین شکل تنفس و حیات برند تضمین گردد .

نکات پایانی

تیم های کاری هماهنگ ، ایده های خلاقانه ، آموزش مستمر و یک برند جذاب برای هر کسی می تواند بسیار هیجان انگیز و مطلوب باشد . تبدیل ایده های نو به محصولات مدرن از سوی تیم های کاری اوج حس قدرت را برای یک برند موفق به ارمغان خواهد آورد . امّا در این مرحله هم یک برند باید مراقب برخی از شرایط خاص باشد . مثلا :

  • تا چه میزان جایگاه یک برند منحصربفرد است ؟
  • آیا می توان این موقعیت منحصر بفرد را همچنان حفظ کرد و آیا آن موقعیت همچنان تکرار پذیر است ؟
  • آیا شرایط فعلی برند می تواند در آینده هم مشتری را قانع کند ؟
  • تا چه میزان می توان روی نقاط قوت برند تمرکز کرد ؟
  • آیا می توانید براساس شرایط فعلی آینده برند را تضمین کرد ؟
  • آیا شرایط کاری در طول زمان یکسان باقی خواهد ماند ؟

شما همیشه باید بدانید که برند شما دقیقا چه کاری را انجام می دهد ؟ آن چه انجام می دهید چه ویژگی های خاصی دارد ؟ و چه چیزی باعث تمایز شما از دیگران خواهد شد ؟ برای پاسخ به این سوالات همواره یک لیست از راهکارهای جذاب را داشته باشید تا بتوانید در مسیر رشد برند تان از آن ها به خوبی استفاده کنید .

تهیه و گردآوری : مسعود معاونی

شانس یا مهارت در کسب و کار

یک سوال اساسی که ذهن افراد بسیاری را به خود معطوف کرده است ، این است که آیا موفقیت از شانس حاصل می شود و یا از مهارت (Luck or Skill) ؟ شانس یا مهارت در کسب و کار موضوعی است که امروزه ذهن بسیاری از بنیان گذاران استارتاپ های نوپا را درگیر خود کرده است . در ادامه سعی می کنیم به طور مبسوط به این موضوع بپردازیم .

شانس یا مهارت در کسب وکار

شانس یا مهارت در کسب وکار

وارن بافت معتقد است که وی یک فرد خوش اقبال بوده است . جف بزوس موفقیت آمازون را یک هماهنگی کامل بین بهترین شانس ها می داند و این داستان این گونه ادامه پیدا می کند که بیل گیتس ادعا می کند او بسیار خوش شانس بوده است که دارای استعدادهای خاصی بوده است .

واقعیت این است که شانس می تواند برای هر کسب و کاری یک نقطه امیدوار کننده باشد اما هرگز نباید فراموش کرد که ” موفقیت هرگز تصادف نیست” .

ثروت ، شبکه های ارتباطی ، دانش ، تجربه ، مهارت و عوامل دیگر تنها ابزارهایی هستند که شما می توانید از آن ها برای حرکت به سوی موفقیت استفاده کنید . آن چه مسلم است مخاطب این پست به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال است که نقش هرکدام از عوامل شانس و مهارت در کسب و کارها به چه میزانی می باشد ؟

متأسفانه نمی توان یک جواب عادلانه و درست به این سوال داد چرا که ما مجبوریم برای پاسخگویی به آن میلیون ها ترابایت از داده های شرکت های بزرگ را استخراج کنیم و بزرگترین موتورهای داده کاوی را به استخدام خود درآوریم تا بتوانیم جوابی علمی و مستدل به این سوال بدهیم .

از دیگر سو باید شرایط محیطی که هرکدام از این شرکت ها در آن قرار گرفته اند را هم در نظر بگیریم .هر شرکتی در یک شرایط منحصربفرد از لحاظ مکان ، زمان ، سرمایه و .. کار خود را شروع کرده است . بنابراین نمی توان آن شرایط را برای دیگران تعمیم داد .

کنترل آینده راهی برای افزایش شانس و فراگیری مهارت های ضروری

شاید اگر اطلاعاتی درباره آینده جهان هستی داشتیم ، می توانستیم شانس خود را افزایش دهیم و یا برای یک موضوع جذاب در آینده مهارت خود را افزایش دهیم . اما متاسفانه باید عنوان کنیم که مهم ترین ویژگی که آینده از آن برخوردار است ، ناشناخته بودن آن می باشد . شما نمی توانید هیچ شکل و فرم خاصی را برای آینده در نظر بگیرید چرا که هیچ چیزی در آینده قطعی نمی باشد و هیچ منطق مشخصی برای بسیاری از موضوعات را نمی توان طراحی کرد .

تنها راه کنترل آینده این است که با مدیریت صحیح به برنامه ریزی برای مواجه شدن با آینده بپردازیم و سعی کنیم با تمرکز بر روی تغییرات جهان و نیازهای بشری ، به شناسایی کمبودها و نیازهای افراد بپردازیم .

تنها چیزی که شما می توانید درباره آینده از آن مطمئن باشید این است که آینده می تواند بهتر یا بدتر از شرایط امروز باشد ولی شما نباید هرگز دچار بدبینی و ناامیدی شوید . بلکه خوش بینی و تلاش می تواند روزهای خوبی را برای شما به ارمغان آورد .