من مسعود معاونی هستم. از سال 93 به عنوان وبمستر و بلاگر به تولید محتوا اشتغال دارم. توی این وبلاگ درباره اصول وبلاگنویسی،بازاریابی و استارتاپها محتوا منتشر میکنم.
راه اندازی یک بنگاه کسب و کار در اقتصاد دیجیتال به مفهوم به کارگیری سیستمهای تحت وب در اینترنت و سایر شبکههای الکترونیکی جهت انجام برخی از اشکال تجارت الکترونیک است.
شرکتی که بیشتر عملیات تجاری خود را به شکل الکترونیکی انجام میدهد و از سیستم های تحت وب برای انجام امور خرید، فروش و خدمات استفاده میکند نمونهای از یک شرکت تجارت الکترونیک است. در تجارت الکترونیک تراکنشهای تجاری از طریق اینترنت و شبکههای مختلف صورت میپذیرد.
اقتصاد دیجیتال چیست؟
اقتصاد دیجیتال
منظور از اقتصاد دیجیتالی، اقتصادی است که بر پایه فناوریهای دیجیتالی مثل شبکههای ارتباطاتی دیجیتالی (اینترنت، اینترانت، و شبکههای ارزش افزوده )، کامپیوتر، نرم افزار و سایر فناوریهای اطلاعاتی استوار است. گاهی اوقات به اقتصاد دیجیتالی، اقتصاد اینترنت و یا اقتصاد جدید و یا اقتصاد وب نیز گفته میشود.
این همگرایی دیجیتالی امکان ذخیره، بازیابی و انتقال تمامی انواع دادهها و اطلاعات را از طریق شبکه در تمام اقصی نقاط جهان فراهم میکند .
زیرساختهای اقتصاد دیجیتال
زیرساخت لازم برای تجارت الکترونیک شبکه است که کامپیوترها را از طریق شبکههای ارتباطاتی از راه دور به یکدیگر متصل میکند. این اتصالات به کاربر این امکان را میدهد که به اطلاعات ذخیره شده در مناطق مختلفی دسترسی پیدا نموده و به برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات با سایرین از طریق کامپیوتر یا حتی موبایل بپردازد.
شبکههای کامپیوتری به برخی از بنگاهها در بهبود و به برخی از آنها برای بقا کمک می کنند. به مجموعه سیستمهای کامپیوتری که توسط یک سازمان به کار گرفته می شود IT گفته میشود.
مزایای فناوری اطلاعات در اقتصاد دیجیتال
امروزه IT به یکی از بزرگترین تسهیل کننده فعالیت های تجاری در جهان تبدیل شده است . IT توانسته است پنج هدف اصلی هر بنگاه تجاری را برآورده کند که این اهداف عبارتند از :
بهبود کارآیی
کاهش هزینه
بهبود تصمیم گیری
برقراری ارتباط خوب با مشتری
توسعه برنامه های کاربردی استراتژیک جدید
در واقع IT در روش انجام کارهای تجاری تغییرات اساسی ایجاد کرده و تغییر به سمت اقتصاد دیجیتالی را تسهیل نموده است .
انقلاب جهانی با اقتصاد دیجیتال
اقتصاد دیجیتالی سبب بروز انقلاب اقتصادی در جهان گردیده است و برای هزاران کارآفرین فرصتهای شغلی جدید ایجاد کرده است .محیط کسب و کار شامل عوامل مختلفی چون عوامل اجتماعی، فنی، قانونی، اقتصادی، فیزیکی و سیاسی است. لذا هرگونه تغییر قابل ملاحظهای در این عوامل فشاری را بر سازمانهای متبوع وارد مینماید.
فشارهای بازار که بر سازمان وارد میشود ناشی از اقتصاد جهانی و رقابت سنگین، تغییر ماهیت نیروی کار و وجود مشتریان قدرتمند است. بکارگیری فناوری اطلاعات در محیطهای چند ملیتی و چند فرهنگی سبب میگردد تا حریم خصوصی افراد حفظ گردد. فناوری نقش عمدهای هم در تولید و هم در خدمات ایفا میکند.
از آنجا که فناوریهای جدید به سرعت ابداع میشوند با همان سرعت فناوریهای فعلی منسوخ میگردنند. قابل توجه که اطلاعات در دسترس بر روی شبکه اینترنت هر سال دو برابر سال قبلی میشود.
امروزه بازاریابی (Marketing) شکل متفاوتی به خود گرفته است. با توسعه فضای آنلاین برندهای مختلف میتوانند به آسانی و از طریق رسانههای اجتماعی به معرفی خود و محصولاتشان بپردازند. شرکتهای مختلف برای معرفی خود به مخاطبانشان از اجزاء و عوامل زیادی نظیر نام برند، لوگو، کاتالوگ، بنر و … استفاده میکنند که در تمامی این موارد رنگها تاثیر دارند. روانشناسی رنگها در بازاریابی موضوعی است که امروزه مورد توجه بسیاری از بازاریابان قرار گرفته است.
روانشناسی رنگها در بازاریابی
تاثیر رنگ ها بر روی مخاطب
برخی از رنگها نسبت به سایر رنگها قدرت بیشتری در جذب مخاطب دارند. رنگها میتوانند یک تاثیر عاطفی برروی مخاطب بگذارند و احساسات او را درگیر کنند. شناخت پرسونای مخاطب در تعیین رنگ سازمانی برندهای مختلف تاثیر دارد. به عنوان مثال اگر اکثر مخاطبان یک برند خانمها هستند رنگ آن برند باید متناسب با روحیات آنها باشد. نکته جالب این که بعضی رنگها زنانه و برخی دیگر مردانه هستند. در ادامه به بررسی انواع رنگها میپردازیم:
۱- رنگ قرمز
این رنگ باعث افزایش فشار خون و شدت گرفتن متابولیسم طبیعی بدن میشود(تپش قلب). این ویژگی امکان مشاهده بالایی را برای مخاطب فراهم میآورد. قرمز نماد انرژی است و برای دکمههایی که منجر به “اقدام خرید” میشوند، بسیار مناسب است. این رنگ برای محصولات غذایی مناسب است. همچنین از این رنگ به منظور بیان عشق و احساسات نیز استفاده میشود. بنابراین میتوان آن را رنگی بیشتر زنانه دانست.
رنگ ها در برندهای مختلف
۲- رنگ زرد
این رنگ نماد شادی، جنب و جوش وخوشطبعی میباشد. این رنگ حس روشنایی را در آدمی زنده میکند و توانایی بسیاری در جلب توجه مشتریان دارد. ترکیب این رنگ با سیاه، جلوههای خاصی را ایجاد میکند.
۳- رنگ نارنجی
رنگ نارنجی انرژی رنگ قرمز و شادی رنگ زرد را با خود به همراه دارد. این رنگ به معنای جدیّت، جذابیّت، انگیزش و تصمیمگیری است. این رنگ باعث میشود اکسیژن بیشتری به مغز برسد. نارنجی تمایز رنگی خوبی را ایجاد میکند و به خوبی دیده میشود بنابراین جایگاه مهمی در تبلیغات بنری دارد.
این رنگ، بدون تردید رنگ طبیعت است. سبز نشان رشد، تازگی، امید، توازن و هماهنگی است. این رنگ برای انسان حس آرامش را به همراه دارد. سبز نمادی از پول، بانکداری و بورس است. همچنین این رنگ برای صلح نیز استفاده میشود.
۵- رنگ آبی
این رنگ احساس ثبات، تجربه، صداقت، وفاداری و هوشیاری رامنتقل میکند. این رنگ متابولیسم بدن را آرام میکند. این رنگ برای بستهبندی محصولاتی که با سلامت و ایمنی انسانها رابطه دارند مناسب میباشد. این رنگ، رنگی مردانه است و مخالف رنگهای قرمز، نارنجی و زرد میباشد. استفاده از این رنگ در محصولات پیشرفته (High Tech) نشان از دقت بالای این محصولات دارد.
ویژگی های رنگ های مختلف
۶- رنگ ارغوانی
این رنگ ثبات رنگ آبی و انرژی رنگ قرمز را با یکدیگر دارا میباشد. این رنگ نمادی از سلطنت، قدرت، اصالت، لوکس بودن، خلاقیت و افسانهای بودن میباشد. این رنگ برای برندهایی مرتبط با زنان و کودکان مناسب است. رنگ ارغوانی روشن برای موضوعات رمانتیک ایدهآل میباشد.
۷- رنگ قهوهای
قهوهای با زمین، جنگل و زندگی سالم مرتبط است. این رنگ نشاندهنده ابراز تمایل به تملک و رفاه مادّی است. قهوهای رنگی مردانه است و احساس برتری جایگاه اجتماعی را در مخاطب القاء میکند. این رنگ را میتوان برای تمامی کالاهای مردانه استفاده کرد.
۸- رنگ سفید
سفید به معنای روشنی، نیکی، پاکی، خلوص، تجرّد، کمال، پاکیزگی و ایمان است. این رنگ برای سازمانهای خیریه، بیمارستانها، محصولات رژیمی و لبنّی بسیار مناسب است. سفید نماد موفقیت، امنیت و سادگی میباشد.
۹- رنگ سیاه
سیاه نشانهای از قدرت، تشریفات، رسمیبودن، اعتبار و سلطه میباشد. معمولا برندهای قدیمی و فنّاور از این رنگ در طراحی لوگوهای خود استفاده میکنند.
مذاکره فرآیندی است که حداقل دو نفر درگیر آن هستند و بین خواستهها و نیازهای آنها تعارض وجود دارد. دو طرف سعی میکنند با مذاکره این تعارضات را به حداقل برسانند. پیچیدگی در روابط تجاری باعث شده تا کسب و کارهای امروزی نیاز مبرمی به مذاکره برای فروش محصولات خود داشته باشند. از همینرو آشنایی با اصول مذاکره برای هر فردی ضروری بنظر میرسد.
اصول مذاکره
بطور کلی مذاکره یک فرآیند سخت و پیچیده است که بایستی در آن به نکات مختلفی توجه داشت. حال اگر موضوع فروش یک محصول یا خدمت به این مذاکره اضافه شود کار پیچیدهتر از قبل میشود. شکست در فرآیند مذاکره و فروش برای هر کسب و کاری نتایج خوشایندی را به همراه نخواهد داشت. بنابراین بنظر میآید که کسب و کارها باید به اصول مذاکره و شیوههای فنی آن توجه ویژهای داشته باشند.
در فرآیند مذاکره شاهد انواع جلسات میباشیم. این جلسات عبارتند از :
جلسات رسمی
جلسات غیررسمی
جلسات فردی
جلسات گروهی
جدا از نوع یک جلسه مذاکره، زبان بدن (Body Language) یکی از موضوعاتی است که بایستی مورد توجه مذاکرهکنندگان باشد. آشنایی با زبان بدن میتواند به مذاکرهکنندگان اطلاعات بسیاری را درباره شرایط طرف مقابل بدهد. سازمانهای مختلف با توجه به ساختار و نحوه مدیریت خود انواع رفتارها را از خود در فرآیند مذاکره نشان میدهند. در ادامه به بررسی این رفتارها میپردازیم.
۱- مذاکره بوفالویی
مذاکره بوفالویی
در این نوع مذاکره همه به مدیر خود وفادار و پایبند هستند و پیرو تصمیمات او عمل مینمایند و معمولا مذاکرهکنندگان منتظر فرمان مقام بالاتر هستند و بدون اجازه او در فرآیند مذاکره اقدامی نمیکنند.
۲- مذاکره غازی
مذاکره غازی
غازها برای مسیریابی وپرواز به سوی هدف به صورت جمعی تصمیمگیری میکنند. رهبری و جلودار بودن نوبتی است. همه غازها مسئولیت پذیرند و توانایی رهبری دارند. غازها در طول پرواز به یکدیگر کمک میکنند.
۳- مذاکره روباهی
مذاکره روباهی
در این فرآیند مذاکره، مذاکرهکنندگان سعی میکنند طرف مقابل خود را فریب دهند. اطلاعات نادرست و ساختگی به همراه ابهامات گسترده از ویژگیهای این نوع مذاکره است.
۴- مذاکره عقابی
مذاکره عقابی
در این نوع مذاکره طرفین چانهزنی گستردهای دارند و سعی میکنند درخواستهای افراطی خود را به طرف مقابل بقبولانند. طمع زیادی و جلسات طولانی از ویژگیهای این نوع مذاکره است.
اصول کلیدی در مذاکره و فروش
اصول کلیدی در فرآیند مذاکره
معمولا مذاکره همرا با فروش محصول یا یک خدمت میباشد. برای اینکه در یک مذاکره به موفقیت برسیم و میزان فروش خود را بهبود دهیم بایستی به نکات بسیاری توجه کنیم. این نکات عبارتند از:
برای مذاکره بایستی از قبل ارتباط سازی کرد یا پتانسیل برقراری ارتباط با افراد را ایجاد کرد.
برای مذاکره بایستی انگیزه و نیروی لازم در افراد وجود داشته باشد.
یک مذاکره بایستی بر مبنای برد-برد طراحی شود. یعنی برای دو طرف مذاکره منافعی حاصل شود. در یک مذاکره بایستی امتیازاتی داد و بالطبع امتیازاتی را گرفت.
در مذاکره ابتدا به سراغ مسائل چالشی بروید. زیرا که مسائل جزئی بعد از توافق بر روی کلیّات آسانتر حل میشوند.
مذاکره، جنگ نیست. مذاکره یک فرآیند حل مسئله است که در آن بایستی برای هر موضوعی یک راهکار اندیشید.
مذاکره یک فرآیند انتقال اطلاعات محسوب میشود. پس باید از قبل محتوای مناسبی را برای یک مذاکره آماده کرد.
در برخی از مذاکرهها بطور مستقیم اهداف تجاری مطرح نمیشوند بلکه طرفین از مذاکره اهداف دیگری نظیر برندینگ، محاسبه قدرت رقبا و تحلیل بازار را دنبال میکنند.
همه مذاکرات نبایستی با موفقیت همرا شوند. شکست در یک معامله بد بهتر از پیروزی در آن است.
اصول مذاکره برد – برد
برد – برد
در مذاکره بایستی توجه داشت که هیچ قاعده مطلق و همیشگی وجودندارد. یک مذاکرهکننده باید همیشه در دست خود برگهای مختلفی داشته باشد که با توجه به شرایط مذاکره آنها را رو خواهد کرد. در فرآیند مذاکره ممکن است به مباحث بسیاری پی ببرید. مثلا متوجه شوید طرف مذاکره شرایط مدنظر شما را ندارد. بهتر است در چنین شرایطی مذاکره را قطع کنید و هرگز به افشاء نکاتی که به آن پی بردهایدنپردازید. ضایع کردن یک طرف مذاکره توسط طرف دیگر هرگز پیروزی محسوب نمیشود بلکه اوج ضعف او محسوب میشود.
رقابت در فرآیند مذاکره طبیعی است. ممکن است دو طرف مذاکره از یکدیگر به علت رقابتهای قدیمی دلخور باشند. امّا باید توجه داشت که فرآیند مذاکره جای انتقامگیری نمیباشد. اگر فرآیند مذاکره به هر دلیلی خوب پیش نرفت، میز مذاکره را به حالت اعتراض ترک نکنید. همیشه شانس بازگشت به مذاکره را برای خود محفوظ نگهدارید.
سخن پایانی
آشنایی با مهارتهای مذاکره و فروش میتواندشخص را در مسیر شغلی و کاری توانمندتر سازد. نفوذ در مخاطب با کمک ابزارهای روایت گری و زبان بدن از تواناییهای یک مذاکرهکننده خبره میباشد. کسب این مهارتها با آموزش و تجربه کردن امکانپذیر خواهد شد. نکته مهمی که در مذاکره نباید فراموش شود این است که باید از مهارت “نه گفتن” به درستی و در جا و مکان مناسب استفاده شود.
امروزه تولید محتوا برای وبلاگها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. زیرا که اکثر وبلاگها به یک کسب و کار مرتبط هستند و به راحتی میتوانند با جذب مخاطب، آنها را به سوی هدفهای از پیش تعیین شده ببرند. برای تولید یک محتوای ناب و اصولی بایستی کمی خلاقیت و البتّه زیرکی داشت.
تولید محتوا برای وبلاگها
اصول تولید محتوا برای وبلاگها
وبلاگنویسی اصول و قواعد خاص خود را دارد. برای تولید محتوای اصولی بایستی زمان مناسب بگذارید و قواعد بسیاری را مدنظر قرار دهید. برای موفقیت در وبلاگنویسی بایستی به این قوانین توجه نمود. هر بلاگنویس باید برای موفقیت به نکات زیر توجه داشته باشد:
۱- تیتر دروازه ورود به هر محتوا!
تیتر دروازه ورود به محتوا
برای اینکه به هر محتوای وبلاگی دسترسی پیدا کنیم اوّل از همه بایستی از گذرگاهی به نام تیتر عبور کنیم. یک تیتر جذاب میتواند مخاطب را به سوی محتوا بکشاند و در محتوا غرق نماید. توجه به نیاز مخاطب و اغراق نکردن در تیترها میتواند یک راه مناسب برای تیترنویسی باشد. در تیتر بایستی مزیت محتوای شما نسبت به سایر محتواهای موجود در گوگل به چشم بیاید.
۲- توجه به عملکرد مغز انسان
رفتارهای انسانی تا حدود زیادی قابل پیشبینی هستند. بنابراین میتوان در تولید محتوا بازخورد خوانندگان را تا حدود زیادی پیشبینی کرد. این موضوع در طراحی کمپینهای تبلیغاتی نیز مصداق پیدا میکند. نکات زیر در مورد رفتارهای انسانی همیشگی هستند، بنابراین میتوان از این موارد در محتوانویسی استفاده کرد:
انسانها به اعداد و صفتهای“ترین” توجه خاصی دارند.
انسانها از تردید و شک متنفرند، پس افراد را با محتواهایمان به ابهام نیندازیم.
به طور کلی محتوا برای پاسخگویی به سئوالات افراد تولید میشود پس سعی کنیم در محتوا به سوالات مخاطب پاسخ شایستهایی بدهیم.
زمان مخاطب را ارزشمند بدانیم و از گزافهگویی پرهیز کنیم.
نکات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنیم تا مخاطب زودتر به هدف خود برسد.
۳- سادهنویسی
عموم خوانندگان یک محتوا به دنبال درک سریع مفاهیم میباشند. پس سعی کنیم در وبلاگنویسی ساده نویسی را فراموش نکنیم. سادگی و واضح بودن معنای جملات به خواننده کمک میکند تا در کمترین زمان، بیشترین میزان اطلاعات را از محتواها دریافت کنند.
۴- جملهبندی صحیح و خوانایی بالای متون
خوانایی، نگارش، لحن و جملهبندی از موضوعاتی هستند که برروی خوانندگان تاثیر بسزایی دارند. سعی کنید در محتواها از جملات کوتاه و گویا استفاده کنید. توصیفهای ساده و خوانا از موضوعات میتواند کاربران را به خواندن کامل یک مقاله ترغیب نماید.
۵- بازتاب محتوا با پارگراف اول
بعد از تیتر، پارگراف اول از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع میتوان پاراگراف اول را چکیدهای از کل محتوا دانست. پاراگراف اوّل بایستی توان آن را داشته باشد که مخاطب را برای همراهی در کل محتوا آماده سازد. هر محتوایی دارای یک هدف است. هدف محتوا بایستی در پاراگراف اول گنجانده شود تا مخاطب به این درک برسد که بعد از خواندن این محتوا چه چیزی را بدست خواهد آورد.
۶- نظم در نوشتن و ساختاربندی محتوا
نظم در نوشتن محتوا
یک محتوای وبلاگی بایستی دارای ساختار باشد. ساختار محتوا در ارتباط موضوعی بین پاراگراف و زیرتیترها خود را نشان خواهد داد. در محتوانویسی باید از موضوعات ساده شروع کرد و در امتداد محتوا به موضوعات پیچیدهتر رسید. بهتر است کات مهم به صورت لیستهای عددی یا نشانهای بیان شوند تا نظر مخاطب بهتر جلب شود و خواننده محتوا به آسانی به آنها دسترسی پیدا کند.
اگر محتوای خود را از منبعی دیگر نقل قول میکنید یا محتوایی را بازنویسی و خلاصهنویسی کردهاید، مرجع اصلی خود را معرفی کنید. این کار باعث ایجاد حس اعتماد در مخاطب به شما و برندتان میشود و از طرفی دیگر موتورهای جستجو متوجه فعالیت مثبت و سازنده شما میشوند.
۸- تصویرسازی در وبلاگ
هر چند عنصر اصلی در یک وبلاگ، متون هستند امّا تصاویر، پادکستها و ویدئوها نیز در ایجا جذابیت در یک وبلاگ نقش پررنگی دارند. با توسعه شبکههای اجتماعی و کانالهای تلگرامی مخاطبان وقت زیادی را برای وبلاگخوانی نمیگذارند. بنابراین تصویرسازی و ارائه نمودارها و اینفوگرافیها میتواند نظر مخاطب را به محتوا جلب نماید.
انتقال مفاهیم با تصاویر سادهتر میباشد و خواننده کمتر خسته خواهد شد. استفاده از ویدئو و پادکست نیز باعث افزایش زمان ماندگاری کاربر در سایت میشود.
چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟
۹- طول محتوا
امروزه اکثر کاربران تصور میکنند مخاطبان محتواهای طولانی را نمیخوانند. این در حالی است که تحقیقات نشان میدهد مخاطبان محتواهایی با بیش از ۱۶۰۰ کلمه را بیشتر میخوانند و محتواهایی بیشتر به اشتراک گذاشته میشوند که طولی بیش از ۲۵۰۰ کلمه دارند.
۱۰- کار تیمی و همفکری
آنالیز اطلاعات
اکثر وبلاگنویسها به صورت فردی و فریلنس کار میکنند. امّا واقعیت این است که کار تیمی و همفکری کردن در بلاگنویسی نیز می تواند موثر واقع شود.
تعیین استراتژی محتوا
استخراج لیست کلمات کلیدی
تولید محتوا
ویرایش محتوا
تصویرسازی
تولید پادکست و ویدئو
سئو
لینکسازی
بهینهساز کدهای وبلاگ
آنالیز رقبا
بهبود تجربه کاربری
و..
از جمله فعالیتهایی هستند که در یک وبلاگ باید انجام پذیرند. استفاده از تجارب و نفرات گوناگون در زمینههای گوناگون شانس موفقیت یک وبلاگ را افزایش خواهند داد.
نکته مهمی که در وبلاگنویسی باید به آن توجه کرد این است که هر وبلاگی باید دارای ارزش منحصربفرد خود باشد. امروزه کپیبرداری و شبیهسازی وبلاگهای دیگر یک مزیت رقابتی و ویژگی خاص محسوب نمیشود. هر وبلاگنویس باید بتواند با توجه به تواناییهایی که دارد یک تفاوت خاص در وبلاگ خود بوجود آورد. این خاصبودن میتواند مخاطبان بسیاری را به سوی یک وبلاگ بکشاند.
۱۲- تست کردن
چرخه کاری یک وبلاگنویس
یک وبلاگنویس در روز ممکن است چندین محتوا ببیند. استفاده از ابزارهای تحلیلی و تست نتایج بازدید از وبلاگ یکی از مهمترین وظایف هر بلاگری میباشد. وبلاگنویس در یک چرخه متوالی به تحقیق و شناسایی ترندهای روز، استخراج کلمه کلیدی، تولید محتوا، انتشار محتوا، ترویج محتوا در شبکههای اجتماعی، آنالیز محتوا، بروزرسانی (بهبود)محتوا و دریافت بازخورد از محتوا میپردازد و این چرخه همیشه ادامه خواهد داشت تا بهترین محتواها در وبلاگ ایجاد شوند.
تا چندین سال پیش بیشتر کسب و کارها در فضای فیزیکی مستقر بودند. به لطف توسعه اینترنت، شبکههای اجتماعی و تکنولوژیهای طراحی وبسایت امروزه هرکسی با هر سطح دانشی میتواند وارد فضای کسب و کار آنلاین شود. سایتساز ها (website builder) نیز در سالیان اخیر توانستهاند در این زمینه نقش تسهیل کننده را ایفا کنند.
سایتساز
یک کسب و کار آنلاین میتواند به صورت ۲۴ ساعته و در ۷ روز هفته به مشتریان خود خدمات عرضه کند. این ویژگی باعث شده تا افراد بسیاری به سراغ کسب و کارهای آنلاین بیایند. برای شروع یک کسب و کار آنلاین علاوه بر داشتن یک پیج فعال در شبکههای اجتماعی و کانال در پیامرسان ها، بایستی یک سایت نیز داشت. زیرا که وجود یک سایت به عنوان اعتبار برای یک برند محسوب میشود و هرگز نمیتوان یک کسب و کار آنلاین را بدون سایت در نظر گرفت.
امروزه طراحی سایت به کمک CMS های مختلف نظیر وردپرس، جوملا، دروپال، پرستاشاپ و … کار آسانی است. امّا نکته مهم این است که برای کار با این CMS ها نیز باید کمی دانش فنی در مورد هاستینگ، شبکه، برنامه نویسی و امنیت داشت. به همین دلیل شرکتهای بسیاری به عرضه یک سرویس جدید به نام سایتساز اقدام نمودهاند.
سایتساز چیست؟
شرکتهای زیادی امکان ایجاد یک سایت بدون هیچ دانشی را برای افراد فراهم میآورند. این شرکتها بسادگی امکان ایجاد یک وبلاگ معمولی، یک سایت شرکتی یا حتی فروشگاههای اینترنتی را برای مشتریان خود فراهم میآورند.
در این سایت سازها میتوان با چند کلیک وبسایت خود را به راحتی ایجاد کرد و آن را سفارشی سازی نمود. هسته اصلی در این سایتسازها یک CMS (معمولا وردپرس) میباشد که شرکتهای ارائه دهنده سایت ساز به سفارشی سازی آنها و طراحی قالبهای مختص هر کسب و کاری میپردازند.
مزایای سایتسازها
مزایای استفاده از سایت سازها
استفاده از کدهای تمییز در طراحی قالب و بهبود سرعت بارگذاری سایت
استفاده از سایتسازها مزایای بسیاری برای افراد تازهکار و حتی افراد متخصص دارد. بسیاری از سرویس دهندگان خدمات متنوعی از جمله مشاورههای سئویی را ارائه میدهند. امّا نکته مهم این است که برای تهیه هر سرویسی بهتر است از شرکتهای معتبر استفاده کرد. ایرانسرور به عنوان زیرمجموعه هلدینگ گرینوب با اعتبار مناسبی که دارد بهترین گزینه برای خرید هاست و سرویس سایتساز میباشد.
در گذشته، سایتهای تازه تاسیس برای رسیدن به رتبه های بالا در SERP گوگل کار سخت و طاقت فرسایی داشتند. زیرا که آنها مجبور بودند با سایتهایی که دارای قدمت بیشتری بودند به رقابت بپردازند. همین موضوع باعث میشد تا بسیاری از سایتهای نوپا در یک رقابت نابرابر و نفس گیر دچار نومیدی و شکست شوند. از همین جهت الگوریتم گوگل دنس (Google Dance) ایجاد گردید تا به سایتهای تازه تاسیس شانس بیشتری را برای رقابت بدهد.
الگوریتم گوگل دنس
گوگل در سالیان اخیر سعی کرده است تا سیاستی را به کارگیرد تا همه سایتها شانس دیده شدن عادلانه را داشته باشند. الگوریتم گوگل دنس یا همان الگوریتم رقص گوگل در سالیان اخیر این فرصت را به سایتهایی کهکمتر از ۳ ماه از تاسیس آنها نگذشته است داده است تا در صفحات اول نتایج گوگل نمایش داده شوند. این امکان، شانس زیادی را به این سایتها میدهد تا با محتوای معمولی توسط ماطبان دیده شوند و به مرور به کیفیت محتواهایشان بیفزایند.
الگوریتم گوگل دنس، شانسی برای موفقیت کسب وکارهای نوپا
رقص گوگل
امروزه کسب و کارهای بسیاری، تجارت خود را برپایه متورهای جستجو و سئوی ارگانیک بنیان نهادهاند. دریافت ورودی مناسب از گوگل میتواند شانس رقابت بیشتری را به کسب و کارهای کوچک و متوسط در مقابل رقبای بزرگ و چند ملیّتی بدهد. رقص گوگل به نسبت الگوریتمهای باغ وحش گوگل (نظیر الگوریتم پاندا، پنگوئن، مرغ مگسخوار و …) به دنبال رتبه بندی سایتها بر اساس کاربرد آنها برای کاربران است. به همین دلیل رقص گوگل توانایی بسیاری برای تغییر ناگهانی جایگاه یک وبسایت در نتایج گوگل را دارد.
این الگوریتم از آن جهت ارزشمند است که سایتهای تازه کار را مورد توجه بیشتری قرار میدهد و باعث تشویق اینگونه سایتها به فعالیت بیشتر و تامین نظر مخاطبان میشود.
عملکرد الگوریتم رقص گوگل
بایستی توجه داشت که الگوریتم گوگل دنس به صورت مقطعی عمل میکند. یعنی این الگوریتم یک یا چند سایت را در نتایج گوگل بالا میآورد. اگر این سایتها بتوانند در یک مدت زمان محدودنظر مخاطبان را جلب کنند درصدر نتایج گوگل باقی میمانند، در غیر اینصورت آنها به جایگاه پایینتری سقوط میکنند.
این الگوریتم گوگل عملکرد جالب و بسیار متفاوتی نسبت به سایر الگوریتمهای گوگل دارد. تغییر جایگاه سایتها در نتایج جستجو به گوگل اطلاعات دقیقی از ارزش محتواهای سایتها میدههد. این الگوریتم به گوگل کمک میکند تا نتایج نمایش داده شده دچار یکنواختی نشوند و همیشه همه سایتها شانس دیده شدن و قرارگیری در صفحه اول گوگل را داشته باشند.
همانطور که رقص گوگل باعث ارتقاء سایتهای ضعیف به جایگاههای برار میشود، میتواند سایتهای برتر را مورد خشم خود قرار دهد و آنها را به جایگاههای پایین تر نزول دهد. البته باید توجه داشت که گوگل دنس موقتی است(از بازه چند ساعت تا چند روز) و در شرایط دنس بهتر است تغییرات چندانی بر روی وب سایتمان انجام ندهیم. در بی نظمی موجود در گوگل ئنس یک نظم واقعی پنهان شده که میتواند عملکرد درست سایر الگوریتمهای گوگل را تضمین نماید.
و در پایان…
گوگل همواره به دنبال بهبود الگوریتمهای خود به جهت نمایش بهترین نتایج به کاربران و جلب رضایت آنها میباشد. وجود الگوریتمهای گوناگون و بروزرسانیهای مستمر باعث سردرگمی سئوکاران وتولیدکنندگان محتوا میشود. امّانکته مهم این است که اگر سایتی محتوای یونیک و کاربرپسندی تولید کند خواهد توانست از آزمونهای مختلف گوگل سربلند بیرون آید.
اینفلوئنسرها، اشخاصی هستند که در یک حوزه خاص میتوانند بر روی مخاطبان تاثیر بسزایی بگذارند. تاکنون شما در شبکههای اجتماعی با اینفلوئنسرهایی که در حوزههای گردشگری، رستورانگردی، استندآپ، بازاریابی و فروش، عکاسی، شعر، نویسندگی و.. فعالیت میکنند، مواجه شدهاید. اینفلوئنسرها ظرفیت بالایی برای تبدیل مخاطبان به مشتریان بالقوه را دارند. امروزه کسب و کارهای مختلف و برندهای مطرح با اجرای کمپینهای مختلف اینفلوئنسرمارکتینگ سعی در برندینگ و افزایش فروش خود دارند. کنترل دقیق شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) میتواند موفقیت یک کمپین را تضمین نماید.
شاخص های کلیدی عملکرد
اگر یک شرکت قصد دارد از اینفلوئنسرمارکتینگ برای افزایش فروش خود بهره ببرد بایستی به شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) در این حوزه توجه داشته باشد. چرا که KPI ها نشاندهنده میزان موفقیت یا عدم موفقیت یک کسب وکار میباشند.
در اینجا قصد داریم به معرفی شاخصهایی بپردازیم که در طراحی و اجرای یک کمپین تبلیغاتی دارای اهمیت میباشند. اندازهگیری دقیق کمپینهای تبلیغاتی برای کنترل و بهبود مستمر آنها بسیار مهم است. قبل از شروع فعالیتهای اینفلوئنسرمارکتینگ بایستی لیستی از اینفلوئنسرهای موفق در هر کسب و کاری را استخراج کرد. این لیست بایستی به صورت دورهای بروزرسانی و بهبود داده شود.
۱- افزایش ترافیک وب سایت
افزایش ترافیک سایت
بعد از اجرای هر کمپین تبلیغاتی به طور طبیعی انتظار داریم تا ترافیک سایت هدف افزایش پیدا کند. افزایش ترافیک و دریافت ورودی به عنوان یک معیار مهم در موفقیت کمپینهای اینفلوئنسرمارکتینگ محسوب میشود. با کمک گوگل آنالیتیکس میتوان کاربران جدید، تعداد کل نشستها، زمان ماندگاری در سایت و … را بدست آورد. همچنین بهتر است اهداف(Goals) خود را از قبل در گوگل آنالیتیکس تعریف کنیم تا بتوانیم بهتر وضعیت کمپین خود را مورد بررسی قرار دهیم.
۲- تاثیر شبکههای اجتماعی بر روی کمپینهای تبلیغاتی
پلتفرمهای مختلف شبکههای اجتماعی، مکانی مناسب برای اجرای کمپینهای اینفلوئنسر مارکتینگ میباشند. افزایش تعداد فالورها، افزایش مشاهده پستها، بهبود نرخ لایک و تعداد کامنت از جمله مهمترین سنجههای عملکردی در شبکههای اجتماعی میباشند.
یکی از موضوعاتی که در کمپینهای تبلیغاتی باید مدنظر قرار گیرد میزان درگیر شدن یا نرخ تعامل کاربر(engagment rate) با یک برند می باشد. تبلیغات اینفلوئنسرها زمانی تاثیرگذار خواهد بود که کاربران با یک برند درگیر شوند و با بهبود نرخ تعامل میزان فروش آن برند افزایش پیدا کند.
مهمترین معیاری که در یک کمپین باید مورد توجه قرار گیرد میزان Call to Action میباشد. قبل از شروع کمپینهای تبلیغاتی بایستی action های مختلفی را تعریف کرد. مثلا ثبتنام، جذب ترافیک، افزایش بازدید کننده، فروش بیشتر و.. . بعد از طراحی کمپینتبلیغاتی بایستی با استفاده از ابزارهای مختلف میزان تحقق هر کدام از این اقدامات را به دقت مورد ارزیابی قرار داد و نتایج آن را در کمپینهای بعدی لحاظ کرد.
در طراحی کمپینهای تبلیغاتی اینفلوئنسری بایستی به نسبت هزینه انجام شده به درآمد بدست آمده نیز توجه داشت. محاسبه دقیق نرخ ROI میتواند موفقیت یا عدم موفقیت یک کمپین تبلیغاتی را به خوبی نشان دهد. هدف اینفلوئنسرمارکتینگ تنها تبلیغ کردن برای دیده شدن نیست، بلکه بایستی حتما چنین کمپینهایی منجر به درآمد زایی شوند.
محتوا در موفقیت یک کمپین تبلیغاتی نقش پررنگی را ایفا میکند. در اینفلوئنسرمارکتینگ نیز محتوا میتواند در جذب مخاطب و منجر به اقدام شدن تاثیر زیادی داشته باشد. محتوا بایستی با اینفلوئنسر، برند تبلیغ شده ومحصول عرضه شده تناسب داشته باشد و پیام مشخصی را به سوی مخاطب ارسال کند. بهتر است محتواهای تبلیغاتی با KPI های مختلفی سنجیده شوند و حتی قبل از اجرای رسمی یک کمپین تبلیغاتی، به صورت پایلوت نظر برخی از مشتریان دریافت و در صورت نیاز در محتوا بازنگری صورت پذیرد.
انگیزه را میتوان میزان تمایلی که یک فرد برای انجام یک کار دارد تعریف کرد که باعث میشود تا افراد تواناییها و مهارتهای خود را به صورت کامل در عمل به کار گیرند. در واقع میتوان انگیزه را مهمترین محرّک در افراد برای انجام فعالیتهای مختلف دانست. از همینرو محققان معتقدند انگیزش نقش کلیدی در موفقیت فردی دارد. انگیزه باعث میشود تا افراد ذهنیت متفاوتی را نسبت به یک موضوع پیدا کنند. تحمل سختی و مشکلات از مهمترین نتایجی است که برای یک انسان باانگیزه بوجود میآید. افرادی که انگیزه کافی برای انجام یک فعالیت را ندارند با کوچکترین مشکلات میدان را خالی میکنند، این در حالی است که افراد پرانگیزه سختترین مشکلات و چالشها را به جان میخرند تا به هدف و خواسته خود دست یابند.
نقش انگیزه در موفقیت
مزایای باانگیزه بودن
انگیزه
انگیزه ترکیبی از ارزشها، بینشها و تقاضاها میباشد. انگیزش مهمترین محرک درونی برای حرکتدادن انسانها به سوی اهدافشان محسوب میشود. انگیزه باعث میشود تا:
اهداف مشخصی را برای خود تعیین کنید.
تلاش و پشتکار بیشتری برای رسیدن به اهداف داشته باشید.
نظم و ترتیب در کارها بوجود میآید.
دستیابی به اهداف نوعی انگیزههای جدید در فرد بوجود میآورد.
امکان شبکهسازی و ارتباط با افراد جدید در جهت دستیابی به اهداف گوناگون بوجود میآید.
انگیزش باعث مثبتاندیشی و ایجاد نگرش سازنده در افراد میشود.
رقابتپذیری و جدیّت در انجام کارها از مزایای هدفمند بودن و انگیزه داشتن محسوب میشود.
انگیزش و هیجان چگونه زندگی ما را میسازند؟
نقش انگیزه در حرکت رو به جلو
نقش انگیزه در موفقیت
انگیزه را میتوان انرژی موتور انسانی دانست که باعث حرکت و تغییر موقعیت در انسان میشود. انگیزه را باید ساخت و آن را بوجود آورد. شاید یک علاقمندی، رقابت یا حتی نیاز باعث ایجاد انگیزش در هر انسانی شود. باید توجه داشت که موفقیت هرگز بدون داشتن هدف بدست نخواهد آمد. بنابراین اگر قصد شروع یک کسب و کار جدید را دارید باید قبل از شروع هر فعالیتی، انگیزههای لازم را در خود ایجاد کنید. البته بسیاری از انگیزهها در حین کار و فعالیت بوجود میآیند. سعی کنید برای هر موفقیتی که بدست میآورید به خودتان پاداش دهید. هرگز به دنبال دریافت تاییدیه و احسنت شنیدن از دیگران نباشید. همواره ذهن خود را برای موفقیتهای بزرگتر آماده نگهدارید. آمادگی ذهنی باعث تقویت انگیزهها در انسان میشود. از شکست وناکامی نترسید و اگر شکست خوردید، امیدوار به آینده به دنبال رفع معایب گذشته و استفاده از تجربیات ارزشمند خود در کارهای جدید باشید.
معمولا استارتاپها کسب وکارهای هستند که از تیمهای کوچک و چابک شکل گرفتهاند. چنین تیمهایی مملو از هیجان و اشتیاق برای موفقیتهای بزرگ هستند. وجود ریسک بالا در کسب و کارهای نوپا باعث میشود تا در برخی از مواقع اهضای تیمهای استارتاپی انگیزش خود را برای ادامه کار و فعالیت از دست بدهند. واقعیتهای چند سال اخیر نشان داده است، استارتآپ هایی که دارای ایده مناسب و تیم خوب و با پشتکاری باشند و همیشه انگیزه لازم برای کشف ناشناختههای جدید را داشته باشند قطعا پیروز و موفق خواهند شد.
پرسونا مخاطب (Audience Persona) یک نمای فرضی و حدودی از تعدادی مخاطب است که به طور شفاف ویژگیهای مورد علاقه آنان را مطرح مینماید و نیازهایی که مخاطبان یک پرسونای خاص به دنبال دستیابی به آن هستند برای مدیران، طراحان یا دیجیتال مارکترها معلوم میشود. به طور معمول یک پرسونا باید تعداد زیادی از مخاطبان را در برگیرد. به عبارتی دیگر ما برای یک نفر پرسونا در نظر نمیگیریم بلکه برای یک تعداد از افراد پرسونای مشخصی تعیین میکنیم. به عنوان مثال در یک سیستم آموزشی ما پرسونای معلم، دانشآموز، مدیر، اولیا و.. را داریم.
پرسونا مخاطب
پرسونا مخاطب به مجموعهای از خصوصیات، علائق، تواناییها، نیازها، هنجارهای اجتماعی، تفکرات و رفتارها اشاره میکند. امروزه از پرسونا در حوزههای کاری مختلفی از جمله بازاریابی، تولید محتوا، ارتباط با مشتریان، مدلسازی کسب وکارها، جذب مخاطب و برندینگ استفاده میشود. شناخت شخصیت مخاطبان هر کسب و کاری میتواند در رشد وتوسعه آن بیزینس تاثیر بسزایی داشته باشد.
باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم، مهم نیست که مالکان هر کسب و کاری چه میخواهند و به چه علاقه دارند، بلکه مهم این است که مشتری آن برند به چه چیزی علاقه دارد و به دنبال خرید چه محصولات/خدماتی میباشد.
نکات مهم در تعیین پرسونای مخاطب
شناخت پرسونای مخاطب
هنگامیکه یک پرسونا طراحی میکنیم بایستی به یک سری از نکات توجه داشته باشیم تا بتوانیم در کارمان نتیجه بهتری بگیریم.در ادامه به برخی از این نکات اشاره میکنیم:
پرسوناهای مختلف ممکن است بر اثر تغییر شرایط دچار تحول شوند.
یک نفر میتواند در یک یا دو دسته پرسونا قرار بگیرد، هرچند بهتر است پرسوناها طوری طراحی شوند تا جامعیت و یکپارچگی در آنها رعایت شود.
هر پرسونا بایستی تعداد قابل توجهی از مخاطبان را در برگیرد.
پرسونا به تمامی جزئیات اشاره نمیکند بلکه یک رویه کلّی از افراد حاضر در آن پرسونا را توصیف میکند.
شناسایی رسانهها، اینفلوئنسرها، علاقمندیها و… در افراد حاضر در هر پرسونا
طراحی پرسشنامهها، مصاحبهها، نظرسنجی و.. به هدف بروزرسانی مستمر پرسونای مخاطبان.
توجه به تفاوت موجود بین پرسونای مخاطب و پرسونای مشتری(مخاطب کسی است که به شما علاقمند شده در حالی که مشتری مرحله مخاطب بودن را طی کرده و حاضر شده به ازای خدمات شما وجهی را پرداخت نماید)
اهمیت پرسونای مخاطب در کسب و کارها
شناخت پرسونا
یک استارتآپ نوپا بایستی بتواند محصولات خود را براساس نیازهای بازار طراحی کند. برای اینکه از نیازهای بازار به شناخت درستی برسیم باید پرسونای مخاطبان هر کسب و کاری را بشناسیم. برای شناخت درست پرسونا مخاطب باید اطلاعات کاملی در زمینههای زیر درباره مخاطب داشته باشیم:
جنسیت
سن
تحصیلات
محل زندگی
علاقمندیها
فرمت محتوای مورد علاقه
نیازهای مخاطب
شغل ومهارتهای مخاطب
میزان درآمد
سرمایههای مادی ومعنوی مخاطب
تیپ شخصیتی
تفریحات مخاطب
شناسایی افراد تاثیرگذار بر روی مخاطب
شبکههای اجتماعی مورد علاقه
تجهیزات کامپیوتری مورد استفاده(لپتاپ، تبلت، اسمارتفون و…)
طراحی دقیق پرسونا به بیزینسها کمک میکند تا نرخ تعامل با مشتریان خود را بهبود دهند و بتوانند آنها را ترغیب به خرید مجدد نمایند. توجه به الگوهای رفتاری، اهداف، مهارتها و عقاید مخاطبان باعث میشود تا محصول/خدمتی متناسب با نیاز آنها طراحی شود و فعالیتهای دیجیتال مارکتینگ به صورت کاملا هدفمند و مدوّن طراحی شود.
تعیین پرسونای مشتریان یک کسب وکار آنلاین
امروزه دیجیتال مارکتینگ نقشی فعال و بسیار گسترده در بین مشاغل مختلف پیدا کرده است. شناخت پرسونای مشتریان در کسب و کارهای آنلاین تا حدود زیادی پیچیدهتر از کسب و کارهای سنتی است. اگر مالک یک کسب و کار آنلاین هستیم باید گامهای زیر را برای شناسایی پرسوناهای مخاطبان خود برداریم:
استفاده از تجربههای قبلی یا حتی رقبا در طراحی پرسوناها
برگزاری نظرسنجی، مصاحبه یا توزیع پرسش نامههای اینترنتی در بین مخاطبان
پاسخ به سئوالات زیر به هدف شناخت زوایای پنهان هر پرسونا
who
what
why
how
پرسونا مخاطب در بازاریابی محتوا
تاثیرگذاری برروی مخاطب
هماکنون بسیاری از کسب و کارهای آنلاین به دنبال استفاده از بازاریابی محتوایی برای جذب مخاطبان ارگانیک میباشند. در تولید محتوا نیز توجه به پرسونای مخاطبان از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا که میتواند تولید محتوا را هدفمند نماید. شناخت این که هر پرسونایی به دنبال چه محتوایی میباشد، میتواند ایدههای جدیدی را به محتواسازان بدهد. تولید محتوا مورد علاقه مخاطب میتواند نرخ تعامل با محتوا، نرخ اشتراکگذاری محتوا و نرخ تبدیل را بهبود دهد و منجر به Call to Action شود.
و در پایان…
شناسایی درست پرسونا باعث میشود تا فرآیندهای تفکر طراحی به درستی انجام شود چرا که تعریف درستی از نیازهای مشتری و آنچه اومیخواهد وجود دارد. تعیین دقیق پرسونا به صاحبان کسب وکارها امکان خروج از پیلهای که به دور خود پیچیدهاند را میدهد. مدیران ارشد سازمانی با استفاده از دادهها و تجربیات قبلی و با الهام گرفتن از پرسوناهای مخاطبان، الگوهای جدید و کارآمدی برای درآمدزایی از کسب وکارشان طراحی میکنند.
تقویم محتوا یا Content Calendar یک ابزار مهم برای موفقیت در بازاریابی محتوایی میباشد. یک تقویم کامل ومناسب میتواند استراتژیهای بازاریابی یک برند را نظم بخشد و احتمال موفقیت فرآیندهای بازاریابی را تقویت کند. برای تهیه یک تقویم محتوا میتوان از نمونههای موجود در فضای وب استفاده کرد. امّا بهتر است قبل از استفاده از نمونههای آماده، یک تعداد شاخص برای خود تهیه کنیم و با استفاده از این شاخصهای کلیدی عملکرد (KPI) برای کسب وکارمان، استراتژی بازاریابی خود را تعیین کنیم. سپس با توجه به استراتژی بازاریابی که برای کسب و کار خود تهیه کردهایم، یک تقویم زمانی برای تولید، انتشار و بروزرسانی محتواها بنویسیم.
تقویم محتوا
اگر قصد داریم در حوزه دیجیتال مارکتینگ موفق شویم باید به تقویم محتوایی به عنوان یک زیربنای مهم توجه کامل داشته باشیم و همیشه به آن پایبند بمانیم. یک تقویم دقیق به تولید محتوا نظم میدهد و این نظم میتواند فرآیندهای کاری دیجیتالمارکترها را هدفمندتر کند.
تقویم محتوا بر روی نگرش تولیدکنندگان محتوا تاثیر مستقیم دارد. اینکه هر محتوایی کجا، چه زمانی، با چه کیفیتی و برای چه مخاطبانی تولید شود توسط استراتژی محتوا تعیین میشود امّا اجرایی شدن برعهده تقویم محتوایی میباشد. در واقع یک تقویم به عنوان یک سند اجرایی محسوب میشود. تقویم محتوا یک برنامه زمانی برای همهی افراد تیم دیجتال مارکتینگ میباشد. تقویم محتوا به تیم محتواساز یادآوری میکند که سرنوشت یک محتوا تنها با تولید محتوا خاتمه نمیپذیرد بلکه با تولید محتوا یک سیکل(چرخه) محتوایی باید بوجود آید که این چرخه در یک تقویم باید بصورت کامل لحاظ شود.
از دیربازدر بین سئوکاران نظم در تولید محتوا از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بروزرسانی منظم یک سایت میتواند باعث موفقیت بیشتر در فرآیندهای سئو شود. الگوریتمهای موتورهای جستجو امروزه هوشمند هستند و بیش از هر چیزی به یک محتوای با کیفیت اهمیت میدهند. فرآیند بازاریابی محتوا یک فرآیند زمانبر است. Content Calendar میتواند نشاندهنده روند و رویههای موثر در بازاریابی باشد. با کمک یک تقویم دقیق و مدوّن میتوان از هدر رفت منابع و نیروی انسانی اجتناب کرد و رشد بیشتری را برای هر کسب و کاری به ارمغان آورد.
تقویم محتوایی در شبکههای اجتماعی
رسانه های اجتماعی
همانطور که یک سایت یا وبلاگ نیاز به تقویم دارد، شبکههای اجتماعی هم نیازمند یک تقویم برای زمانبندی تولید محتوا هستند. بهتر آن است که تقویم تولیدمحتوا برای شبکههای اجتماعی با تقویت تولید محتوا سایت مرتبط باشد و یک پیام مشترک از هر دو تقویم ارسال شود. زیرا که سیگنالهای دریافتی از شبکههای اجتماعی میتواند بر روی وضعیت یک سایت تاثیر بگذارد.
باید توجه داشت که هر شبکه اجتماعی دارای شرایط خاص خود میباشد. مثلا در اینستاگرام بهتر است روزانه یک یا دو پست انتشار دهیم، این در حالی است که در لینکدین انتشار دو پست در هر هفته مناسب میباشد. تقویم محتوایی کمک میکند تا در فرآیند تولیدمحتوا دچار فراموشی و خطا نشویم.
انواع ابزارهای مهم برای داشتن یک تقویم محتوا مناسب
Hootsuite:سایتی برای مدیریت محتواها که دارای دونسخه تجاری و رایگان می باشد.
Buffer: امکان شناسایی بهترین زمان برای انتشار محتوا
TweetDeck: ابزاری رایگان برای مدیریت محتوا در توئیتر
SocialOomph: یک ابزار مفید برای مدیریت شبکههای اجتماعی
Socialpilot: ابزاری مناسب برای شرکتهای دیجیتال مارکتینگ
یک تقویم محتوایی علاوه بر نظم بخشیدن و ساماندهی محتواها میتواند در بهینهسازی و مدیریت زمان نیز کمککننده باشد. پیشرفت بازاریابی محتوا میتواند باعث توسعه هر کسب و کاری شود. با استفاده از بازخوردهایی که از مشتریان/مخاطبان گرفته میشود بایستی تقویم را بروزرسانی کرد. پویایی یک Content Calendar باعث میشود تا بتوان به سرعت موضوعات جدید را به تقویم اضافه کرد و به نویسندگان برای تولید محتواهای با کیفیتتر، ایدههای جدیدتری داد.
امروزه بازاریابی رسانههای اجتماعی (Social Media Marketing)، یکی از موضوعات ترند در بین دیجیتال مارکترها میباشد. از دیگرسو، اینترنت اشیا (Internet of Things) قدرت و ویژگیهای خود را در موضوعات مختلف نشان داده است و توانسته است حوزههای گوناگونی را در دنیای تجارت تحت تاثیر خود قرار دهد بازاریابی رسانههای اجتماعی نیزدیر یا زود با اینترنت اشیا مواجه خواهد شد و دچار تغییرات گستردهای خواهد شد.
بازاریابی رسانههای اجتماعی
بازاریابی رسانههای اجتماعی
با رشد رسانههای اجتماعی مختلف به خصوص شبکههای اجتماعی، بازاریابان آنلاین فرصتی فوقالعاده برای تبلیغ محصولات یا خدمات خود در فضای آنلاین پیدا کردهاند. هر شخصی که به اینترنت متصل است و در یکی از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی نظیر توئیتر، فیسبوک، اینستاگرام و.. عضو باشد میتواند یک هدف مناسب برای دیجیتال مارکترها باشد. از طرفی دیگر، IoT به عنوان یک تکنولوژی لبه، دامنه عملیاتی گستردهای را در اختیار دارد. اهمیت بازاریابی آنلاین نیز باعث شده تا متخصصان بازاریابی به دنبال بهبود عملکرد بازاریابی با استفاده از فناوریهای نوینی همچون اینترنت اشیا باشند.
رسانههای اجتماعی بستر مناسبی برای تبلیغ محصولات و خدمات شرکتهای و برندهای تجاری میباشند. رسانههای اجتماعی مشتریان بالقوهای که در عرصههای مختلف جغرافیایی پراکنده هستند را به کسب و کارها متصل میکنند. امّا جدا از دسترسی گسترده به مخاطبان، رسانههای اجتماعی جاذبههای بیشتر دیگری هم برای بازاریابان دارند از جمله:
مقرون به صرفهبودن: دیجیتال مارکتینگ یکی از سریعترین و کم هزینهترین مسیرها برای تبلیغ یک محصول و برندینگ موفق در بین مخاطبان هدف میباشد. شبکههای اجتماعی به راحتی میتوانند ترافیک پولساز برای هر سایتی را به ارمغان آورند.
پشتیبان سئو: امروزه کمتر سئوکاری است که از تاثیر سیگنال شبکههای اجتماعی بر روی سئو یک سایت چیزی نشنیده باشد. یکی از عناصر مهمبهینهسازی یک سایت برای موتورهای جستجو(SEO)، فعالیت مثبت و سازنده در رسانههای اجتماعی میباشد. اگر شرکتی در شبکههای اجتماعی فعال باشد و همزمان سایت خود را بروز کند، شاهد رشد قابل توجهی در رتبه و جایگاه سایت خود در موتورهای جستجو خواهد بود.
تنوع کاربران شبکههای اجتماعی، داده های بزرگ و اینترنت اشیا
ارتباط با مشتری و شناخت نیاز مشتریان با کمک IoT بسیار راحت خواهد بود. اینترنت اشیا حجم بزرگی از دادهها را از مشتریان هر کسب و کاری جمعآوری میکند. پردازش درست این اطلاعات میتواند مسیر بازاریابی شبکههای اجتماعی را به کلی تغییر دهد. دانشی که از اطلاعات مشتریان بدست میآید میتواند علائق مشتریان را به خوبی نشان دهد و یک کسب و کار را با سرعت قابل توجهی به درآمدزایی برساند. تجهیزات اینترنت اشیا امکان ارتباط با مشتری را بهبود میبخشند و با آنالیز دادهها و تحلیل سریع آنها باعث بهبود فروش خواهند شد. اینترنت اشیا به طور کلی استراتژی بازاریابی رسانههای اجتماعی را دستخوش تغییر خواهد کرد.
تغییرات ایجاد شده توسط اینترنت اشیا در بازاریابیهای آنلاین
اینترنت اشیا اجتماعی
با ادغام اینترنت اشیا با دیجیتال مارکتینگ جهشهای بسیاری را در روشهای بازاریابی آنلاین شاهد خواهیم بود. اینترنت اشیا بستر را برای بازاریابی رسانههای اجتماعی بهبود خواهد داد و از طرفی دیگر خود نیز باعث گسترش و تنوع بازار برای مشتریان خواهد شد. در زیر لیستی از مزایا یک پلتفرم بازاریابی مبتنی بر اینترنت اشیا عنوان گردیده است:
شخصیسازی: اینترنت اشیا کمک زیادی به رسانههای اجتماعی برای شخصیسازی آسانتر مینماید. شبکههای اجتماعی امروزی با توجه به علائق کاربران، پیشنهادی مختلفی را به آنها میدهند. اینترنت اشیا شکل تبلیغات در رسانههای اجتماعی را دگرگون خواهد ساخت و تبلیغاتی کاملا تعاملی مبتنی بر شخصیت کاربران ارائه خواهد کرد.
آنالیز و پیشبینی: اینترنت اشیا با کمک تکنولوژیهای موازی همچون هوشمصنوعی، پردازش دادههای حجیم، یادگیری ماشین، وبکاوی و مدلسازی بهترین تحلیلها را از شرایط مشتریان به مدیران کسب و کارها ارائه خواهد کرد. ردیابی مشتریان و جمعآوری اطلاعات درباره آنها، سلائق و اولویتهای مشتریان را در اختیار تحلیلگران و برنامهریزان قرار میدهد. کسب و کارها نیز از این اطلاعات برای ارائه پیشنهادات جدید به مشتریان در خریدهای بعدی استفاده میکنند.
استراتژیهای جدید در بازاریابی: اینترنت اشیا باعث بازتعریف استراتژی در بازاریابی شده است. استراتژی رسانههای اجتماعی امروزه به صورت کاملا شخصی و براساس پرسوناهای مختلف مشتریان تعریف میشود. در بازاریابی مدرن، مشتری و نیازهای وی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار میباشد.
تاثیرات منفی اینترنت اشیا بر رسانههای اجتماعی
همانطور که درباره مزایای اینترنت اشیا بر رسانههای اجتماعی صحبت کردیم باید به معایب و مشکلات ترکیب این دو تکنولوژی (اینترنت اشیا و رسانههای اجتماعی) هم اشاره کنیم. در ادامه به چند تاثیر منفی بزرگ این دو تکنولوژی بر زندگی انسانها می پردازیم:
مسائل حریم خصوصی
هک و دسترسی غیرمجاز
تاثیر اینترنت اشیا بر سبک زندگی
آماده نبودن زیرساختهای اینترنت اشیا برای تجارت
تاثیرات منفی رسانههای اجتماعی بر شئون مختلف زندگی انسانها
بازاریابی تنها صنعتی است که در سالیان اخیر بیشترین تغییرات را به خود دیده است. فناوریهای جدید باعث شدهاند تا بازاریابی روزبهروز شکل علمیتری را به خود بگیرد. برای عقب نماندن از سرعت رشد بازاریابی علمی، بایستی بازاریابان دانش خود را به صورت مستمر بروز کنند و با توجه به تکنولوژیهای روز، شیوههای جدیدی برای جذب مخاطب ارائه کنند.
مجازات گوگل (Google Penalties) میتواند برای هر سایتی پرهزینه باشد. خارج شدن از نتایج جستجوهای گوگل، ترافیک ورودی به یک سایت را به شدت کاهش خواهد داد و این موضوع بدون تردید باعث کاهش درآمدهای یک سایت خواهد شد. همیشه بایستی به مجازاتهای گوگل توجه داشت و به دنبال یافتن درک درستی از دلایل این جرایم بود تا بتوان بهترین تصمیمات را درباره رفع آنها گرفت.
مجازات گوگل
ماهیت مجازات گوگل
جرایم گوگل ، اقدامی از سوی گوگل است که برروی سایتهایی اعمال میشود که دستورالعملهای کیفی گوگل را نقض میکنند. اگر یک سایت از سوی گوگل مجازات شود تمامی صفحات یا برخی از صفحات آن از لیست نتایج جستجو (SERP) خارج میشوند. گوگل با استفاده از الگوریتمهای مختلف و همچنین عوامل انسانی به تشخیص عملکردهای مخرب وبسایتها میپردازد. هدف گوگل، ارائه بهترین محتوا به مخاطبان است تا آنها بتوانند نیاز خود را برطرف کنند. هرگاه هر سایتی سعی کند گوگل را از این هدف دور کند، توسط گوگل مورد جریمه واقع خواهد شد.
جرایم گوگل
دلیل این موضوع این است که الگوریتمهای گوگل به دنبال ارائه بهترین محتواها به مخاطبان هستند. از دیگرسو، نیاز مخاطبان به انواع محتوا بطور پیوسته در حال تغییر است. بنابراین الگوریتمهای گوگل بایستی بطور پیوسته بروزرسانی شوند. با هر بروزرسانی گوگل برای وبمسترها این نگرانی پیش میآید که آیا ممکن است سایت آنها مجازات شود. گوگل سرچ کنسول (وبمستر تولز) به عنوان یک مرجع برای کنترل مجازاتهای گوگل محسوب میشود. برای مشاهده مجازاتهای گوگل بایستی به صفحه Manual Action در وبمستر تولز خود بروید. اگر سایت شما شامل مجازاتی شده باشد در این صفحه لیست آنها به شما نمایش داده میشود.
مجازاتهای گوگل برای چه مدت زمانی باقی می مانند؟
تا زمانی که شما مشکل را حل نکنید، مجازات گوگل ادامه خواهد داشت. شما بایستی مسئله و مشکل را بیابید و آن را رفع کنید. سپس درخواست بررسی مجدد را به گوگل بفرستید. هنگامی که گوگل متوجه شود، مشکل از طرف شما حل شده است مجازاتها را از روی سایت شما برخواهد داشت.
دلایل بروز جرایم گوگل
هرگاه گوگل سایتی را جریمه میکند حتما دلایل قابل توجهی وجود دارد. در ادامه به معرفی ۱۱ دلیل مهمی که منجر به جریمه یک سایت توسط گوگل میشود میپردازیم:
پنالتی های گوگل
۱- لینکهای غیرطبیعی به سایت شما
اگر گوگل یک الگوی غیرطبیعی یا دستکاری شده از بکلینکهای مرتبط به سایت شما(لینکهای ورودی به سایت شما) را بیابد، سایت شما را جریمه خواهد کرد. خرید انبوه لینک یا دریافت لینک از سایتهای اسپم منجر به مجازات توسط گوگل خواهد شد. در لینکسازی توجه به کیفیت لینکها اهمیت زیادی دارد.
۲- لینکهای غیرطبیعی از سایت شما به دیگر سایتها
اگر شما یک سایت فروش یا تبادل لینک هستید و به سایتهای بسیاری لینک میدهید، گوگل به شدت شما را جریمه خواهد کرد. لینکهای درست به سایتهای مرجع میتواند به اعتبار هر سایتی بیفزاید. امّا اگراین لینکها به قصد فریب موتورهای جستجو و سئو کلاهسیاه باشند، احتمال مجازات سایت شما از طرف گوگل افزایش مییابد.
گوگل صفحاتی را که محتوای ضعیف یا کپی شده دارند را شناسایی میکند. اگر سایتی به تولید محتواهای خودکار یا پستهای مهمان کم کیفیت بپردازد، توسط گوگل جریمه خواهد شد. ماموریت گوگل اشتراکگذاری محتواهای ارزشمند با جستجوگران میباشد. محتوای کمکیفیت، کپی، بمباران شده با کلمات کلیدی، غیرواقعی و دارای بلوکهای محتوایی پنهان از دید کاربر می تواند مستعد دریافت شدیدترین مجازاتها از سوی موتورهای جستجو باشند.
اگر گوگل صفحاتی با یک کلمه کلیدی خاص را شناسایی کند که محتوای آنها هیچ ارتباطی با آن کلمه کلیدی نداشته باشد، آن صفحه را اسپم تشخیص داده و سایت مرتبط با آن را جریمه میکند. بایستی توجه داشت که استفاده درست و مناسب از کلمات کلیدی در سئو بایستی مورد توجه قرار گیرد و هرگز به سمت روشهای سئو سیاه حرکت نکنیم.
استفاده از متون سفید که در یک پسزمینه سفید قرار گرفتهاند، متونی که در پشت تصاویر قرار دارند، تنظیم اندازه فونت به صفر یا استفاده از کدهای CSS برای قراردادن متن در خارج از صفحه و… از موضوعاتی هستند که گوگل به شدت برروی آنها حساس میباشد.
۶- ریدایرکتهای غیرطبیعی در وی یا موبایل
اگر گوگل متوجه شود که سایتی URL های مختلف را با استفاده از ریدایرکت به سایتهای دیگری انتقال میدهد به شدت با آن برخورد میکند. در چنین حالتی سایت مقصد با URL واردشده توسط کاربر متفاوت است. گوگل این موضوع را در وب یا موبایل مورد رصد قرار میدهد و به هر دو بخش به شدت حساس است.
گوگل صفحات AMP یا Accelearated Mobile Pages که با صفحه اصلی مطابقت ندارند را مییابد. در واقع محتوای صفحات AMP بایستی با محتوای صفحه اصلی مشابه باشد.
۸- دادههای ساختار یافته
گوگل توانایی پیدا کردن دادههای ساختار یافته یا نشانهگذاری شده را که هدف آنها گمراه کردن کاربران است را دارد. دادههای ساختار یافته معمولا محتواهایی را ارائه میکنند که توسط کاربران قابل رویت نمیباشند.
۹- اسپمهای تولید شده توسط کاربران
اگر گوگل در سایت اسپمهای بیشماری را بیابد که توسط کاربران ایجاد شده است آن سایت را به شدت مجازات می#کند. هرزنامههای کاربران ممکن است شامل نظرات و لینکها در انجمنها و بخش نظرات وبسایتها باشد. برخی از سایتها به کاربران اجازه ایجاد صفحات جدید را هم میدهند که این از لحاظ گوگل میتواند نوعی اسپم محسوب شود.
۱۱-اوج مجازات گوگل در هرزنامه خالص(Pure SPam)
کارت قرمز گوگل
اگر گوگل سایتی را ناقض مکرر دستورالعملهای کیفی خود تشخیص دهد آن را هرزنامه (Spam) اعلام میکند. چنین سایتی ممکن است صفحات مخفی متعدد، تولید خودکار محتوا، محتواهای بیکیفیت یا رفتارهای مخرب(مانند فیشینگ، نصب ویروس، تروجان یا سایر بدافزارها) را داشته باشد.
شیوه رفع و جلوگیری از مجازاتهای گوگل
برای پیداکردن پنالتیهای گوگل در سایتتان سمه مرحله زیر را دنبال کنید:
از گوگل کنسول برای شناسایی صفحات مشکوک و مجازاتهای اعمال شده بر روی یک سایت استفاده کنید.
با پیگیری اقدامات توصیه شده در بخش Manual Action کنسول گوگل از پنالتیها آگاه شوید و نحوه برطرف کردن آنها را بیابید.
درخواست مرور مجدد را با استفاده از ابزار URL Inspection به گوگل ارسال کنید.
همواره به موضوعاتی که باعث پنالتی شدن یک سایت میشود توجه داشته باشید. آخرین بروزرسانیهای موتورهای جستجو را دنبال کنید و سعی کنید از تکنیکهای کلاه سفید برای بهبود سئو سایتتان استفاده کنید.
برندسازی شخصی (Personal Branding) میتواند یک کار سخت و زمانبر باشد. دلیل این موضوع این است که نمیدانیم بایستی از کجا شروع کنیم و چه مسیری را ادامه دهیم. شخصیت فردی و بازار دو عامل مهم در برندینگ شخصی میباشند. در اینجا به ۱۰ قانون طلایی برای ایجاد یک پرسونال برندینگ موفق اشاره میکنیم.
برندسازی شخصی
۱- تمرکز
هنگامیکه میخواهید برند شوید بایستی برروی یک موضوع تمرکز(Focus) کنید. داشتن یک پیام مشخص و واحد در همه زمانها، سیگنالهای مثبتی را به سوی دیگران خواهد فرستد. اگر شما همیشه یک پیام مشخص داشته باشید میتوانید در نقشهای مختلفی قرار گیرید. بازیگر، کارآفرین، معلم یا… چندان تفاوتی نمیکنند. مهّم این است که در هرکدام از این نقشها (شغلها) یک پیام مشخص به سوی مخاطبان خود بفرستید.
۲- واقعی باشید
برای یک برندسازی شخصی بایستی خود واقعیتان باشید. مردم به خوبی نقش بازی کردن و غیر واقعی بودن را تشخیص میدهند. کپیبرداری از دیگران، نه تنها شما را محبوب نخواهد کرد بلکه اعتماد عمومی به شما را هم خدشهدار خواهد کرد.
هر انسانی در هر مقامی میتواند ضعف داشته باشد. پس از ضعفهای خود نترسید و سعی در گمراه کردن مخاطبان نداشته باشید. سعی کنید مهارتهای خود را به درستی معرفی کنید و با کمک محتواسازی به معرفی درست خود به دیگران بپردازید. در ابتدای برندینگ سعی کنید محتواهای خود را به کسانی عرض کنید که یک شناخت اولیه از شما دارند. زیرا که آنها ظرفیت بیشتری برای پذیرش شما خواهند داشت.
۳- داستان مربوط به خود را داشته باشید
داستان برند
در برندینگ شخصی، همچون برندینگ سازمانی نیاز به داستان سرایی به شدت وجود دارد. سعی کنید یک روایت واقعی از خودتان داشته باشید. وجود یک داستان که مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند باعث بهبود پرسونال برندینگ شما خواهد شد.
شما میتوانید در یک نوشته یا ویدئو کوتاه درباره یک سفر کاریتان روایتگری کنید. ویدئو تاثیر بیشتری از سایر شیوهها در برقراری ارتباط با دیگران دارد. امروز به آسانی میتوان با یک گوشی هوشمند با دیگران ارتباط برقرار کرد و آنها را در جریان رویدادهای مختلف قرار داد.
۴- سازگار بودن
یک شخص همانند یک شرکت با بحران و مسائل مختلفی ممکن است مواجه شود. سازگاری با شرایط مختلف میتواند در ایجاد ذهنیت مثبت از یک برند در ذهن مشتریان موثر واقع شود.
وجود چالشهای مختلف در اطراف یک برند شخصی طبیعی است ولی برخورد درست با این چالشها و ارائه راهکارهای منطقی میتواند اعتماد مشتری را نسبت به شخصیت یک فرد تقویت کند. داشتن یک ارتباط قوی و سالم با مخاطبین در هر شرایطی، به آنها نشان خواهد داد که شما میتوانید بر بحرانها غلبه کنید و مخاطبان شما با اطمینان خاطر به شما اعتماد خواهند کرد.
۵- آمادگی شکست را داشته باشید
شکست خوردن خیلی سخت و زجرآور است و همه ما میخواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، این طبیعت هر انسانی است. امّا در پرسونال برندینگ هم احتمال شکست وجود دارد. مخصوصا زمانی که جوانت هستیم و جویای کسب نام و آوازه در کوتاهمدت میباشیم.
شکست یک تجربه ارزشمند خواهد بود که به ما چیزهای بسیاری را خواهد آموخت. شکست همیشه ترسناک نیست، بلکه بسیاری از اوقات راههای ناشناختهای را به سوی ما خواهد گشود. هیچگاه از آزمایشات مکرر، خطاها و شکستها نترسید. اطمینان داشته باشید که هیچ برندی بدون شکست به کمال نهایی خود نرسیده و نخواهد رسید.
یک برند شخصی در طول زمان ایجاد خواهد شد. امّا نباید فراموش کرد که همیشه باید به دنبال توسعه برندینگ بود. سعی کنید تجارب ارزشمند خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و به جامعه اطراف خود برای رسیدن به اهدافشان یاری رسانید.
تاثیر مثبت و سازنده شما برروی دیگران باعث تقویت پرسونال برندینگ شما میشود و روز به روز بر شهرت و قدرت نفوذ شما خواهد افزود.
۷- افراد موفق را دنبال کنید
افرادی که در حوزه کاری شما موفق هستند و از یک پرسونال برندینگ خوبی بهره میبرند را دنبال کنید. معمولا چنین افرادی وایرال شدهاند و طرفداران آنها ممکن است به فالیتهای شما نیز علاقمند باشند. رفتار مخاطبان چنین افرادی را به دقت رصد کنید و علائق و خصوصیات آنها را مورد بررسی قرار دهید.
۸- با برند خود زندگی کنید
جداسازی برند تجاری از زندگی شخصی کار دشواری است. بنابراین سعی کنید برند خود را با استفاده از زندگی واقعیتان بسازید. برند شخصی شما بایستی همیشه و همهجا همراه شما باشد. برند شخصی بایستی شامل مجموعهای از فعالیتهای بازاریابی، امورمالی، خلاقیتهای فردی، آرمانها، تفکرات، رهبری و مربیگری شما باشد.
۹- به دیگران اجازه صحبت درباره خودتان را بدهید
پرسونال برندینگ
در پرسونال برندینگ بهترین نوع بازاریابی، بازاریابی دهان به دهان است. داستان برند شخصی شما با لباس پوشیدن، غذاخوردن، حرف زدن، علائق، محصولات ترویجشده، تکیه کلامها و… شکل میگیرد که بایستی این داستان توسط افراد دیگر نقل قول شود.
به دیگران اجازه دهید تا درباره شما صحبت کنند. انتقادات را بشنوید و سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات در راه توسعه برند شخصی خود بهره ببرید.
۱۰- ایجاد یک میراث ماندگار
بعد از آن که یک پرسونال برند موفق از خود ایجاد کردید بایستی به دنبال ایجاد یک میراث ماندگار از خود باشید، همچون قهرمانان ملی که مدالها یا افتخارات آنها هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد. ایجاد یک برند شخصی از ایجاد یک کسب و کار مشکلتر است و زمان زیادی را از شما خواهد گرفت امّا نتایج ارزشمندی رابا خود به همراه خواهد آورد.
برند شخصی یک پروژه مادامالعمر است که بهطور مداوم در حال تغییر و تحول است. در برندسازی بایستی بصورت مستمر به دنبال بهبود همه چیز بود. باید توجه داشت که در Personal Branding هیچ قانون نوشته شده و مدونی وجود ندارد. بنابراین بایستی با تلاش و مجاهدت گامهای مختلف را شناسایی کرد و با آزمون و خطا بهترین شیوهها را یافت.
یک برند شخصی موفق به شما کمک خواهد کرد تا سب و کار خود را بتوانید توسعه دهید و بصورت حرفهای در آن رونق ایجاد کنید.
کارگاه دیجیتال مارکتینگ (نقد و بررسی تجربه مشتری) توسط شتابدهنده فردوسی و با همکاری مرکز نوآوری شهری در تاریخ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۹۸ از ساعت ۱۰ صبح لغایت ۱۳ در محل فرهنگسرای ترافیک مشهد در بلوار دانشجوی مشهد برگزار می شود. در این کارگاه ۳ ساعته مهدی پاکراد مدیرپروژه دیجیتال گروه رنو در فرانسه به بیان تجربیات خود خواهد پرداخت.
باتوجه به افزایش روز افزون حضورکاربران در فضای دیجیتال، ضرورت حضور فعال کسب و کارها در فضای آنلاین برای توسعه و رشد، بیش از پیش احساس می شود. کسب و کارهای نوپا ملزم به افزایش مهارت خود در زمینه دیجیتال مارکتینگ هستند تا بتوانند حجم وسیعی از کاربران را به سمت خود جذب کنند. دراین کارگاه، چگونگی رصد و ارزیابی مشتری را در فضای آنلاین را می آموزیم. همچنین از تجربیات عملی مدرس در این زمینه بهره مند خواهیم شد.
در شرایط رکود و تحریم های اقتصادی دیجیتال مارکتینگ می تواند موجب توسعه یک کسب و کار شود و مشتریان بالقوه را تبدیل به مشتریان بالفعل نماید. استفاده از Digital Marketing در یک کسب و کار اصول خاص خود را دارد. نداشتن آشنایی کافی با این اصول هر کسب و کاری را می تواند با مشکل مواجه نماید.
شرکت در کارگاههای مختلف دیجیتال مارکتینگ واستفاده از تجربیات مدیران با تجربه و جهانی می تواند برای کسانی که قصد ورود به این عرصه جذاب را دارند، کارگشا باشد. در چنین گردهماییهایی امکان شبکه سازی و یافتن افراد باانگیزه برای شروع یک فعالیت اقتصادی نیز امکانپذیر می باشد.
موضوعات مورد بحث:
•رصد تجربه مشتری •سنجه های تجربه مشتری •تحلیل و بررسی تجربه مشتری •مطالعه موردی شرکت های خودرویی بین المللی و استارتاپ های با رشد سریع
سوابق مهدی پاکراد:
• مدیر پروژه دیجیتال گروه رنو در فرانسه (دامنه استراتژی دیجیتال و برندینگ) • سرپرست اسبق دیجیتال مارکتینگ رنو ایران •متخصص طراحی و اجرای کمپین های دیجیتال در صبا ویژن، آپارات و ریحون
آشنایی با شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) در بازاریابی برای هر بازاریاب آنلاینی (Online Marketer) وبرندی ضروری است، زیرا با کمک KPI ها میتوان به تلاشها مسیر داد و نتایج کمپینهای تبلیغاتی را بررسی کرد. برای آنالیز درست کمپینهای تبلیغاتی قبل از هرچیزی بایستی با شاخصهای بازاریابی به خوبی آشنا شد و نحوه دستیابی به آنها را فراگرفت.
شاخص های کلیدی عملکرد
شاخص های کلیدی عملکرد در مارکتینگ
شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI ها پارامترهایی قابل اندازهگیری میباشند که نشاندهنده میزان پیشرفت در دستیابی به یک هدف تجاری میباشند. شاخصهای بازاریابی، مقادیر قابل اندازهگیری هستند(ماهیت عددی دارند یا قابلیت تبدیل شدن به عدد و رقم را دارند) که می توانند نشاندهنده میزان تحقق اهداف خاص در یک کمپین تبلیغاتی باشند.
شاخصهای کلیدی عمکلکرد میتوانند میزان اثربخشی بازاریابی را در طول یک کمپین تبلیغاتی نشان دهند. KPI های آنلاین که در دیجیتال مارکتینگ مورد استفاده قرار میگیرند با شاخصهای مورد استفاده در بازاریابیهای سنتی متفاوت هستند. پارامترهای موجود در بازاریابی دیجیتال بایستی بصورت مداوم اندازهگیری شوند و بهبود داده شوند تا وضعیت یک کسب و کار رشد یابد.
اگر میخواهید در زمینه بازاریابی آنلاین فعالیت کنید بایستی با KPI های مختلف که در زمینههای مختلف به کار گرفته میشوند آشنا شوید و اهمیت آنها را به درستی درک کنید.
شاهص های کلیدی عملکرد در بازاریابی به شما کمک میکنند تا بدانید:
به کجا میروید(اهداف کاری و تجاری خود را بشناسید)
نحوه رسیدن به اهدافتان را بدانید
بررسی نتایج بدست آمده و راههای رسیدن به این نتایج
چگونه میتوان مسیرهای بهتری را بای آینده تدوین کرد
و…
بدون داشتن KPI های قوی، ایجاد کمپینهای بازاریابی با استراتژی قوی و همچنین ارزیابی نتایج بازاریابی بسیار دشوار خواهد بود. شاخصهای بازاریابی به بازاریابان کمک میکنند تا بتوانند ارزش کمپینهای تبلیغاتی خود را به مدیران ارشد خود نمایش دهند.
معرفی ۱۷ شاخص کلیدی عملکرد در بازاریابی آنلاین
امروزه مهندسین داده و آنالیزورها انواع KPI های مختلف را در حوزههای بازاریابی تولید کردهاند. این معیارها با توجه به اهداف سازمانها تدوین میشوند. در اینجا یک لیست از عمومیترین و ارزشمندترین KPI های در حوزه دیجیتال مارکتینگ را معرفی میکنیم:
۱- تعداد تبدیل (Number of Conversion)
یک تبدیل(Conversion) زمانی اتفاق میافتد که یک کاربر اقدام خاصی را انجام دهد. برای کمپینهای بازاریابی شاهد انواع مختلفی از تبدیلها هستیم:
تعداد ایمیل بازشده
کلیک شدن روی بکلینک
پرشدن یک فرم
خوانده شدن یک شماره تلفن
انجام یک کار یا …
۲- نرخ تبدیل(Conversion Rate)
فرمول نرخ تبدیل
نرخ تبدیل یک مقدار درصدی است که از تعداد تبدیل به تعداد کل بازدیدها بدست میآید.
۳- هزینه هر تبدیل(Cost Per Conversion)
فرمول هزینه هر تبدیل
هزینه هر تبدیل، مقدار پولی است که برای تبدیل مدنظر صرفمیکنید.
۴- تعداد سرنخ(Number of Leads)
Lead یا سرنخ زمانی رخ میدهد که مخاطبین شما آمادگی لازم برای تبدیل به یک مشتری بالقوه شدن را پیدا کنند. مثل زمانی که مخاطبین یک برند علاقمند میشوند تا از محصولات آن برند خرید کنند.
۵- هزینه هر سرنخ(Cost Per Lead)
هزینه هر سرنخ
هزینه سرنخ، مقدار پولی است که برای هر Lead جدید اختصاص مییابد.
۶- تعداد نسخه نمایشی(Number of Demos)
تعداد دموهای محصول ارائه شده به مشتریان بالقوه است. این شاخص کلیدی عملکرد در تعیین ارزش یک محصول میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
۷- مشتریان جدید(New Customers)
تعداد مشتریان یک شاخص بازاریابی ساده امّا مفید برای نمایش روند بازاریابی یک سازمان میباشد.
۸- هزینه جذب مشتری(Cost of Customer Acquisition)
هزینه جذب مشتری جدید
مقدار پولی که هزینه میشود تا یک مشتری به سوی یک برند جذب شود.د
۹- رشد فروش(Sales Growth)
این شاخص کلیدی عملکرد بر اساس دو شاخص دیگر یعنی تغییر در تعداد فروش یا تغییر در سطح درآمد بدست میآید.
۱۰- رتبه جستجو(Search Ranking)
یکی از رایجترین KPI های بازاریابی دیجیتال میباشد که برای نظارت بر صفحات نتایج جستجو(SERPs) بکار میرود.
۱۱- رتبه الکسا(Alexa Rank)
یک رتبه مهم که نشاندهنده وضعیت سایتها از لحاظ میزان ترافیک و جایگاه آنها در بین سایتهای دیگر میباشد.
۱۲- ترافیک طبیعی(Organic Site Traffic)
ترافیک ارگانیک هر سایت که از طریق موتورهای جستجو به آن سایت وارد میشوند.
۱۵- اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی(Social Shares)
اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی، نشاندهنده میزان وایرالشدن یک محتوا در رسانههای مختلف میباشد.
۱۶- تعداد ذکر نام یک نام(Number of Press Mentions)
تعداد منشن شدن یا معرفی شدن یک برند در رسانههای اجتماعی مختلف میتواند یک شاخص کلیدی عملکرد برای بازاریابی باشد. این شاخص نشاندهنده جایگاه یک کسب و کار در بین جامعه مخاطبان هدف میباشد.
۱۷- تعداد لینکهای ورودی(Number Link of Inbounds)
لینکهای ورودی، لینکهایی هستند که از رسانهها و وبسایت دیگر به یک سایت اشاره میکنند. این لینکها ترافیک را به سمت سایت هدف میفرستند و اعتبار دامنه را بهبود میدهند. این شاخص بازاریابی در سئو و افزایش بار ترافیکی تاثیر مثبتی دارد.
مانیتورکردن شاخصهای بازاریابی
با توجه به کسب و کارهای مختلف، میتوان لیستی از شاخص های کلیدی عملکرد موردنظر را تهیه کرد. بایستی با کمک ابزارهای مختلف مقادیر شاخصهای بازاریابی را بصورت دورهای و مستمر محاسبه کرده و میزان بهبود یا اُفت آنها را مدنظر قرار داد.
آنالیز درست شاخصها میتواند حال و روز یک کسب و کار را به خوبی نمایش دهد. با کمک شاخصها میتوان قبل از وقوع یک مشکل، پیشبینی های لازم را کرد و راهکارهای مناسبی را برای آن در نظر گرفت.