درباره مسعود معاونی

من مسعود معاونی هستم. از سال 93 به عنوان وبمستر و بلاگر به تولید محتوا اشتغال دارم. توی این وبلاگ درباره اصول وبلاگنویسی،بازاریابی و استارتاپ‌ها محتوا منتشر می‌کنم.

اخلاق حرفه ای در کسب و کار

انسان‌ها در شرایط مختلف از خود رفتارهای گوناگونی را بروز می‌دهند. در طول تاریخ، بشریت به دنبال تسلط بر محیط اطراف خود بوده و همیشه تلاش کرده است تا زندگی همراه با آرامش و رفاه را برای خود و اطرافیانش فراهم بیاورد. انسان‌ها برای کنترل رفتارهای خود نیاز به اخلاقیّات دارند. اخلاق حرفه ای در کسب وکار همان کنترل‌کننده رفتارهای انسان در حوزه شغلی می‌باشد.

اخلاق حرفه ای در کسب و کارها
اخلاق حرفه ای در کسب و کارها

انسان بدون اخلاق، شبیه اتومبیل بدون ترمز یا اسلحه بدون ضامن می‌باشد. علم و اخلاق دو حوزه‌ای هستند که همواره با یکدیگر در رقابت بوده‌اند(مخصوصا در حوزه کسب و کار و کسب درآمد). شاید یک رفتار از لحاظ علمی قابل قبول باشد امّا از لحاظ اخلاقی جای بحث بسیاری دارد.

شاید خواندن این مطلب هم برای شما جذاب باشد: چگونگی راه اندازی یک کسب و کار مجازی

اخلاق حرفه ای چیست؟

اخلاق حرفه ای
اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه‌ای(Professional Ethics) یکی از موضوعاتی است که در حوزه اخلاق بررسی می‌شود و در آن سعی می‌شود برای مباحث اخلاقی مطرح در حرفه‌های گوناگون راهکاری ارائه شود. اخلاق حرفه‌ایی مسئولیت‌های یک فرد را در یک حرفه یا شغل مورد بررسی قرار می‌دهد و سعی می‌کند فرد را برای تحقق رفتارهای خاص هدایت کند.

اهداف اخلاق حرفه ای در کسب و کارها عبارتند از:

  1. جلوگیری از آسیب به دیگران
  2. حداکثر شدن مهربانی و عطوفت بین انسان‌ها
  3. افزایش احترام به دیگران
  4. رعایت آزادی فردی یا گروهی
  5. رعایت عدالت و حقوق فردی و اجتماعی
  6. احترام به قوانین و دستورالعمل‌ها
  7. پیروی از مظاهر اخلاقی مانند صداقت، درستکاری و..
  8. پرهیز از خشونت و تضییع حقوق ضعیفان
  9. یاری رساندن به نیازمندان و مظلومان
  10. افزایش مشارکت و دلبستگی به کار
  11. افزایش شانس موفقیت در کسب و کارها و گسترش تجارت
  12. و..

شانس یا مهارت در کسب وکار، کدامیک؟

انواع اخلاق

انواع اخلاق
انواع اخلاق

قبل از آن که به موضوع اخلاق حرفه‌ای در کسب و کارها بپردازیم، بهتر آن است که با انواع اخلاق آشنا شویم.

۱- اخلاق نظری

این نوع از اخلاق به مفاهیم کلی و قضاوت‌های اخلاقی می‌پردازد و در واقع به چیستی و چرایی مسائل ارتباط دارد و سعی می‌کند اصول اخلاقی را تعریف کند.

۲- اخلاق هنجاری

این بخش از اخلاق، انتخاب صحیح از میان «خوب و بد» و «درست و نادرست» را براساس قواعد اخلاقی مطرح می‌کند.

۳- اخلاق کاربردی

این بخش از اخلاق سعی دارد تا با توجه به اخلاق نظری و اخلاق هنجاری و قواعد کلی نظیر حقوق بشر، عدالت اجتماعی و برابری نژادی تعدادی ضابطه برای مدیریت امور ارائه دهد.

تفاوت اخلاق با حقوق یا قانون

رهنمودها و توصیه‌های اخلاقی با ضوابط وقوانین حقوقی متفاوت است. رهنمودهای اخلاقی را معمولا سازمان‌های علمی و بر مبنای رفتارهای مثبت انسانی تدوین می‌کنند ولی قوانین حقوقی معمولا توسط دولت‌ها یا سایر نهادهای قانون‌گذار تدوین می‌شوند.

در هر حرفه‌ای شاهد رهنمودهای اخلاقی و حقوقی(و حتی فقهی) می‌باشیم که معمولا این رهنمودها در قالب استانداردهای خاصی تدوین و برای اجرا به سایرین ابلاغ می‌شوند. تفاوت‌های اخلاق و قانون عبارتند از:

  • اخلاق از قانون کلی‌تر است.
  • اخلاق جنبه شخصی دارد در حالی که قانون جنبه اجتماعی دارد.
  • اخلاق معمولا توصیه‌ایی است امّا قانون الزامی است.
  • در بیشتر موارد قانون براساس اخلاق یا هنجارهای اجتماعی نوشته می‌شود.
  • اخلاق(معمولا) ضمانت اجرایی ندارد، امّا قانون ضمانت اجرایی دارد.
  • قانون صلاح اکثریت را در نظر می‌گیرد امّا اخلاق خصوصیات برتر و آرمانی را در نظر می‌گیرد.

نقش اخلاق حرفه ای در ایجاد کسب و کار ها

رعایت اخلاق و توجه به رفتارهای انسانی می‌تواند در رشد کسب و کارها نقش بسیاری داشته باشد. در کسب و کارهای کوچک و متوسط که بیشتر فعالیت‌های آنان بر روی بستر اینترنت شکل می‌گیرد، معمولا ارزشمندترین دارایی که در اختیار آنان می‌باشد نیروی انسانی است. در چنین کسب و کارهایی توجه به اخلاقیّات می‌تواند بهبود رضایت شغلی پرسنل را به همراه داشته باشد. افزایش رضایت شغلی موجب افزایش بهره‌وری در یک سازمان می‌شود.

برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید باید بیش از هرکاری به فراگیری اصول اخلاق حرفه ای در آن کسب و کار پرداخت. رعایت اخلاق حرفه‌ای می‌تواند باعث شهرت برند و افزایش اعتماد عمومی به یک کسب و کار شود.

آشنایی با اصول مذاکره در کسب و کارها

مسئولیت‌پذیری در کسب و کارها

نقش مسئولیت پذیری در کسب و کارها
نقش مسئولیت پذیری در کسب و کارها

یکی از مفاهیم چالش برانگیز در حوزه اخلاق، مسئولیت است. مسئولیت فعالیتی است که فرد مامور به انجام آن می‌شود. در مسئولیت نوعی التزام از سوی خود شخص یا مافوق او وجود دارد. مسئولیت نسبت به یک موضوع یا کار زمانی مطرح می‌شود که فرد مسئول نسبت به کاری، وظیفه یا تکلیفی داشته باشد.

“به طور کلی می‌توان گفت مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در قبال وظایف و تکالیف محوله به یک شخص”

مسئولیت‌پذیری در کسب وکارها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا که موفقیت یک تیم‌کاری یا سازمان منوط به اجرای درست وظایف توسط تمامی اعضا می‌باشد.

انواع مسئولیت در کسب و کار

۱- مسئولیت در قبال اعمال

یک انسان بر کلیه اعمالی که به صورت غیرفطری از خود بروز می‌دهد مسئول است و در مورد اعمال فطری هم باید سعی کند تا آن‌ها را کنترل کند و منطبق بر هنجارهای اجتماعی عمل نماید. ما باید سعی کنیم که اعمالمان بر کسب و کارها یا سایر افراد جامعه اثر منفی نگذارد.

۲- مسئولیت معطوف به گذشته

منظور از مسئولیت معطوف به گذشته، مسئولیت‌های یک فرد یا گروه در قبال رفتارهایی است که در گذشته انجام داده‌اند. این رفتارها معمولا خاتمه پذیرفته‌اند ولی آثار آن ممکن است در زمان حال و حتی آینده نیز تداوم داشته باشد.

۳- مسئولیت معطوف به آینده

منظور از مسئولیت معطوف به آینده، مسئولیتی است که هنوز در حال جریان است و فردملزم است آن وظیفه یا تکلیف را انجام دهد.

۴- مسئولیت فردی و گروهی

مسئولیت منحصر به افراد نمی‌باشد بلکه گروه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌ها نیز مسئول رفتارهایشان هستند.

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

شرایط مسئولیت اخلاقی در کسب وکارها

باید توجه داشت که افراد یا گروه‌ها در شرایط خاصی نسبت به رفتارهای خود مسئول هستند. این شرایط عبارتند از:

  • قدرت و توانایی برای انجام آن مسئولیت
  • علم و آگاهی داشتن نسبت به آن مسئولیت
  • اختیار و اراده داشتن در انجام مسئولیت

اگر شرایط حداقلی فوق به هر دلیلی وجود نداشته باشد مسئولیّت از گردن افراد ساقط می‌شود.

صفات اخلاقی مثبت در کارکنان

درست یا نادرست
درست یا نادرست

اخلاق حرفه ای در کسب و کارها از نیروها و کارکنانی که در یک سازمان مشغول به کار هستند می‌خواهد که تعدادی از بایدها و نبایدها را در کار رعایت کنند. رعایت این هنجارها باعث می‌شود تا یک سازمان بتواند حداکثر رضایت ارباب رجوعان خود را جلب نماید و به سد رشد و تعالی سازمانی حرکت کند.

تعدادی از سجایای اخلاقی که کارکنان باید در کار خودمدنظر قرار دهند عبارتند از:

  • نظم و انضباط کاری
  • سعه صدر و صبور بودن
  • پرهیز از شتاب‌زدگی و عجله
  • انتقادپذیر بودن
  • امانت‌داری
  • وقت‌شناسی(مدیریت زمان)
  • حفظ اسرار همکاران و سازمان
  • کمک به سایر همکاران و همیاری و همدلی با مدیران ارشد سازمانی
  • حل تعارضات با سایر همکاران و حتی رقبا به صورت دوستانه
  • خستگی ناپذیر بودن
  • خوش‌رفتاری، خوش‌رویی و خوش‌خویی
  • و..

اخلاق حرفه‌ای در کسب و کار به طور خلاصه عنوان می‌کند که آن چیزی که برای خود نمی‌پسندید برای دیگران هم نپسندید. هرچند که در سالیان اخیر، توسعه تکنولوژی‌های پیشرفته موجب رشد سریع کسب و کارها شده است، امّا در بسیاری از موارد همین تکنولوژی‌ها باعث تضعیف اخلاق و حتی فرهنگ عمومی در کسب و کارهای نوین شده است.

رعایت اخلاق حرفه‌ای از سوی تمامی اصناف و زیرمجموعه‌های آنان می‌تواند پیشرفت همه‌ی مشاغل را به همراه بیاورد و در سایه رقابت سالم و سازنده کیفیت و کمیّت محصولات و خدمات شرکت‌ها نیز افزایش پیدا کند.

منبع: کتاب اخلاق حرفه ای نوشته ناصر صبحی قراملکی (اگر شما پدیدآورنده این اثر هستید یا فکر می کنید دانلود این فایل غیرمجاز است به من اطلاع دهید تا فایل حذف شود)

تولید محتوا برپایه مدل ۵E

در تولید محتوا باید به ایجاد حس خوب در کاربر توجه داشت. اگر مخاطب بتواند با محتوا ارتباط برقرار کند احتمال این که فرآیند بازاریابی محتوا به درستی پیش برود به شدت افزایش می‌یابد. در تولید محتوا برپایه مدل ۵E ما با ۵ E مهم سر و کار داریم. این ۵ عبارتی که با E شروع می‌شوند عبارتند از: تهیج، ورود، تعامل، خروج و توسعه. در ادامه به بررسی این موارد می‌پردزیم.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

بررسی ۵ عنصر کلیدی برای تولید محتوا برپایه مدل ۵E

تولید محتوا برپایه مدل 5E
تولید محتوا برپایه مدل ۵E
  1. تهیج (Excitement): با دادن اطلاعات به مخاطبان سعی می‌شود تا انگیزه و هیجان لازم برای مطالعه و درگیرشدن با یک محتوا در آنان ایجاد شود.
  2. ورود (Entry): بعد از ایجاد انگیزه بایستی شرایط لازم برای ورود و دسترس آسان مخاطب به محتوا ایجاد شود. پلتفرم واسطه‌ایی که مخاطب از آن برای دسترسی به یک محتوا استفاده‌ می‌کند اهیت بسیاری دارد و باید در طراحی UI آن دقت شود.
  3. تعامل (ٍEngagement): باید شرایطی فراهم شود تا امکان تعامل بین محتواساز(یا برند مرتبط با آن) با مخاطبان بوجود بیاید. در بازاریابی محتوا، تعامل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
  4. خروج (Exit): هر محتوایی شروعی دارد و پایانی. پایان محتوا باید تجربه خوبی را برای کاربران ایجاد کند. محتواها باید پایانی شفاف داشته باشند و پیام محتوایی خود را به راحتی به مخاطب انتقال دهند.
  5. توسعه‌پذیری (Extension): یک محتوای خوب باید قابلیت توسعه داشته باشد. بروزرسانی و تکمیل محتوا موضوعی است که می‌تواند هم بر روی سئو تاثیر داشته باشد و هم موجب جلب توجه بیشتر مخاطب شود.

نحوه تحقق مدل ۵E با کمک محتوا

داشتن خلاقیت در محتوانویسی اهمیت بسیاری دارد. خلاقیت یک منبع نامتناهی و الهام‌بخش است که یک محتواساز می‌تواند با کمک آن محتواها خود را در چارچوب‌های مختلفی قرار دهد و به مخاطب عرضه کند. اولین قدم برای این که مخاطب در یک محتوا غوطه‌ور شود این است که یک مفهوم مهم و حیاتی را به او معرفی کنیم(محتوای سطح بالا یا High Content). مخاطب در محیط وب به دنبال یادگیری موضوعات جدید یا یافتن پاسخ سئوالات خود است.

چهار مولفه مهم در اندازه‌گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

ویژگی‌های محتواهای سطح بالا

محتوایی را سطح بالا(High Content) می‌نامیم که ارزش مهمی را به مخاطب انتقال دهد. یک محتوای سطح بالا باید:

  • مخاطب را درگیر، هیجانی وکنجکاو کند.
  • کاربران را راهنمایی و هدایت کند.
  • کاربران را در بهبود و ارتقاء سطح کیفی به همکاری وا دارد(با درج نظرات و یا تعامل با نویسنده یا برند)
  • کاربران را آماده تغییر رفتار کند.
  • امکان برقراری ارتباط با مخاطبان را فراهم کند.

مدل ۵E یک سیستم مرحله‌ایی را ارائه می‌دهد. محتوانویس می‌تواند در حالی که مخاطب درگیر یک مرحله است به طراحی و آماده‌سازی مراحل بعدی بپردازد. این مدل می‌تواند یک نقشه سفر با کمک محتواهای سطح بالا برای یک برند یا محصول طراحی نماید.

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

امروزه واژه کوچ (Coach) و کوچینگ (Coaching) زیاد شنیده می‌شود. در قرن ۱۸ میلادی معلمانی که به خانه‌ها می‌رفتند تا دانشجویان را آموزش دهند کوچ نامیده می‌شدند. کوچ‌ها وظیفه داشتند که افراد را برای مواجه با امتحانات یا مسابقات سراسری آماده کنند.

کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها
کوچینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها

کوچ‌ها در ابتدا در حوزه‌های آموزشی و ورزشی فعالیت می‌کردند. امّا به مرور زمان کوچینگ به مباحث مختلفی از جمله امور مالی، موفقیت و کسب و کار راه پیدا کرد.

کوچینگ چیست؟

کوچینگ چیست؟
کوچینگ چیست؟

کوچینگ یک فرایند در توسعه‌ی فردی، کسب وکار، سازمانی، ارتباطات و.. می‌باشد. یک کوچ با داشتن توانایی و مهارت‌های خاص، فضایی ایمن و قابل اعتماد را برای افراد حاضر در یک کسب و کار فراهم می‌آورد تا آنها بتوانند به راحتی از تمام ظرفیت‌های کسب و کارشان و توانایی‌های شخصی خود استفاده کنند.

کوچینگ چگونه عمل می‌کند؟

یک کوچ حرفه‌ای هرگز به دیگران مشاوره نمی‌دهد. در کوچینگ شنیدن فعال یک ویژگی مهم محسوب می‌شود. در Coaching مراحل زیر اتفاق می‌افتد:

فرآیند اجرایی کوچ
فرآیند اجرایی کوچ
  • شنیدن مسائل فرد توسط کوچ
  • پرسیدن سئوالاتی توسط کوچ از فرد یا تیم
  • مطرح شدن چالش‌هایی توسط فرد یا تیم
  • ایجاد تغییر و تحول برای حل چالش‌ها
  • ارائه بازتاب

در کوچینگ بعد از شنیدن اظهارات یک فرد یا تیم سعی می‌شود تا سئوالاتی کلیدی از آن‌ها پرسیده شود. کوچ‌ها سعی می‌کنند با پرسیدن سئوالات کلیدی، ابعاد مختلف یک موضوع را به فرد یادآوری کنند تا خود فرد چالش‌های موجود در کارش را شناسایی کند و یک راهکار برای حل آن‌ها ارائه دهد.

راهکارهای بدست آمده توسط خود فرد می‌تواند زمینه‌ساز تغییر و تحولات بعدی باشد. کوچ‌ها معتقدند یک فرد خود بهتر از هرشخص دیگری می‌تواند راه‌حل منحصربفردی را برای مشکلاتش بیابد.

منتور، مشاور، مربی یا تسهیلگر؟ آشنایی با این ۴ مفهوم کلیدی

کوچ‌ها چگونه کار خود را پیش می‌برند؟

انسان‌ها به صورت ذاتی فراموش کار هستند. آن‌ها انواع راهکارها را در ذهن خود دارند، فقط غباری از فراموشی روی آن‌ها را گرفته است. کوچینگ به یک شخص کمک می‌کند تا این غبار از ذهن آنان رخت بربندد. کوچینگ روندی است که باعث بهبود عملکرد افراد می‌شود و به آن‌ها کمک می‌کند تا تکه‌هایی مختلف از پازل زندگی‌شان را به بهترین شکل در کنار یکدیگر بچینند.

عملکرد یک کوچ

کوچ‌ها سعی می‌کنند به جای اینکه ماهی را در دهان مخاطبان خود بگذارند به آن‌ها به طور غیرمستقیم ماهیگیری را یاد بدهند. در کوچینگ به افراد آموزشی داده نمی‌شود بلکه سعی می‌شود تا در طی جلسات مختلف یک فرد به درجه‌ایی از خودآگاهی برسد که بتواند راه‌حل‌های مبتکرانه‌ای را برای مشکلات خود بیابد.

یک کوچ به عنوان تسهیل‌گری است که هرگز نصیحت نمی‌کند و راه‌حلی را نشان نمی‌دهد بلکه سعی می‌کند تا با نشان دادن قدرت درونی هر انسانی او را به سمت موفقیت سوق دهد.

چه کسانی به کوچینگ نیاز دارند؟

معمولا وقتی که صحبت از مشاوره گرفتن یا خدمات Coaching می‌شود[همانطور که گفتیم مشاوره با کوچینگ متفاوت است] تصور می‌شود که افراد موفق نیازی به این خدمات ندارند. امّا واقعیت این است که ما هر چقدر هم که موفق باشیم، نیاز به یک کوچ برای پیشبرد اهدافمان داریم.

معمولا انسان‌ها در زندگی خود دچار قضاوت شخصی می‌شوند. این قضاوت‌ها باعث می‌شود تا ما نتوانیم یک ارزیابی دقیق از خود و توانایی‌هایمان داشته باشیم. یک کوچ مانند آیینه‌ای شفاف، بسیاری از مسائلی که از ذهن ما دور مانده است را به ما نشان می‌دهد.

مزایای Coaching

  1. امکان مشاهده، شنیدن و هم فکری بهتر با دیگران و استخراج لایه‌های پنهان در ذهن
  2. کشف نیازها، انگیزه‌ها و خواسته‌های هر فرد
  3. بهبود عملکرد افراد و بروز توانمندی‌های افراد
  4. قرار دادن افراد در فضای یادگیری و بروز خلاقیت‌ها
  5. توسعه فردی و رشد شخصی
  6. افزایش سلامت و شادابی در افراد و تیم‌های کاری
  7. بهبود ارتباطات، تعاملات و همکاری‌های چند جانبه
  8. تسریع در اجرای ایده‌های نوآورانه
  9. خودارزیابی و اصلاح فرآیندهای کاری
  10. ایجاد یک نقشه راه مدوّن با توجه به اهداف تعیین شده

انواع مدل‌های کوچینگ

کوچینگ کسب و کار
کوچینگ کسب و کار

امروزه Coaching برحسب حوزه کاری دارای انواع مدل‌های مختلف می‌باشد که در ادامه به چند نوع مطرح آن اشاره می‌کنیم:

  • کوچینگ کسب و کار: امروزه برای کار در شرکت‌های بزرگ بایستی توانایی‌های زیادی داشت. امّا استفاده از یک کوچ در زمینه کسب و کار می‌تواند موجب بروز خلاقیت‌های بسیاری شود.
  • کوچینگ اجرایی: هر فرآیندی نیاز به اجرا دارد. افراد بسیاری در اجرا دچار ضعف هستند. یک کوچ اجرایی سعی می‌کند تا به افراد در اجرای درست برنامه‌ها کمک کند.
  • کوچینگ بهروه‌وری: امروزه بهبود عملکرد در بسیاری از مشاغل مطرح است. یک کوچ سعی می‌کند کارآیی و بهره‌وری را در موضوعات مختلف بهبود دهد.
  • کوچینگ مهارت: نیاز به متخصصین ماهر باعث شده تا کوچینگ مهارت نیز ایجاد شد. این قبیل از کوچ‌ها در یک زمینه خاص دارای مهارت هستند و سعی می‌کنند تا با استفاده از مهارت‌شان فرد را به درستی به سمت اهدافش هدایت کنند.
  • کوچینگ فردی: هر کسی در زندگی شخصی هم نیاز به کوچ دارد. چنین کوچ‌هایی به فضای زندگی فردی و شخصی افراد نیز ورود پیدا می‌کنند.
  • کوچینگ سازمانی و گروهی: سازمان‌های بزرگ نیز برای دستیابی به اهدافشان نیاز به دریافت کمک از کوچ‌ها دارند. کوچ سازمانی با شناخت سازمان و ساختار تیم‌ها سعی می‌کند با هدایت اعضای سازمان، بهترین نتایج را برای یک مجموعه به ارمغان بیاورند.

آموزش کوچینگ در مشهد

فراکوچ؛ مرکز آموزش کوچینگ ایران با بهره گیری از دکتر یاسر متحدین که یکی مموفق‌ترین کوچ‌ها در حوزه کسب و کار می باشد، در شهر مشهد به آموزش کوچینگ به مخاطبان می‌پردازد. همچنین این مرکز به برگزاری جلسات کوچینگ فردی و سازمانی نیز می‌پردازد.

در پایان باید به این نکته اشاره کنیم که هدف یک کوچ کمک به رشد یک فرد است. در Coaching نباید اصلا به اشتباهات فرد اشاره شود بلکه باید انگیزه لازم برای تغییر بوجود بیاید. یک کوچ باید بتواند زمینه خودشکوفایی را برای افراد بوجود بیاورد و امکان تحقق رویاهای آن‌ها را محقق سازد.

آخرین پست‌های انتشار یافته:

قانون ۷ در بازاریابی

بازاریابان باتجربه می‌دانند که شانس آن‌ها برای جذب مشتری در اولین تعامل با برند بسیار کم است(البتّه همیشه استثناهایی هم وجود دارد). بنابراین آن‌ها سعی می‌کنند تا بعد از اولّین برخورد با مشتری از طریق ابزارها و رسانه‌های مختلف با مشتری در ارتباط باشند و به او برای اخذ تصمیم و خرید محصول کمک کنند. قانون ۷ در بازاریابی به صورت کاملا ساده بیان می‌کند که قبل از انجام هر خریدی توسط یک مشتری به طور متوسط هفت تعامل با برند انجام خواهد شد.

قانون 7 در بازاریابی
قانون ۷ در بازاریابی

یک مشتری قبل از این که اقدام به خرید یک محصول یا تقاضای دریافت یک خدمت را بنماید باید حداقل ۷ بار تبلیغ یا پیام یک محصول را ببیند و بشنود و درباره آن محصول اطلاعات کاملی را کسب نماید. طبق قانون ۷ اگر شخصی ۷ بار یک محصول یا تبلیغات برندی را ببیند به احتمال زیاد با آن برند تعامل خواهد کرد و مشتری آن برند خواهد شد.

تاریخچه قانون ۷ در بازاریابی

اصطلاح قانون ۷ (Rule of 7) در سال ۱۹۳۰ در ادبیات بازاریابی شکل گرفت. زمانی که فعالان صنعت فیلم‌سازی به تجربه دریافتند که برای این که فیلمی خریداری شود باید حداقل ۷ بار تبلیغ آن فیلم در رسانه‌های مختلف توسط مخاطب دیده شود تا او اقدام به خرید آن فیلم نماید.

قانون ۷ در بازاریابی و صنعت تبلیغات از اهمیت بسیار برخوردار است زیرا که این قانون پایه و اساس مفهوم جدیدتر یعنی بازاریابی ویروسی می‌باشد. بازاریابی ویروسی(Viral Marketing) تکنیکی در بازاریابی است که در آن به شکل ویروسی و تصاعدی تبلیغ یک محصول یا خدمت در رسانه‌های مختلف انتشار می‌یابد. بازاریابی ویروسی در آگاه نمودن مشتریان از محصولات/خدمات جدید و برندینگ موثر می‌باشد.

واژه نامه بازاریابی| آشنایی با انواع مدل‌های بازاریابی

کاربرد قانون ۷ در صنعت بازاریابی امروزی

قانون 7 در بازاریابی مدرن
قانون ۷ در بازاریابی مدرن

در بازاریابی مدرن سعی می‌شود تا در کمپین‌های تبلیغاتی از رسانه‌های مختلف برای پروموت کردن یک تبلیغ و اصطلاحا انتشار ویروسی آن استفاده شود. وقتی مخاطب به هر رسانه‌ای مراجعه می‌کند نام یک برند، محصول یا خدمات آن را می‌بیند و یک حس فراگیر بودن تبلیغات در او ایجاد می‌شود و همین حس باعث می‌شود تا او به دنبال کسب اطلاعات بیشتری درباره آن محصول یا برند برود.

درگیر شدن مخاطب با برند علاوه بر این که به افزایش شهرت و برندینگ کمک می‌نماید باعث افزایش فروش یک محصول یا خدمت می‌شود.

کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

نفش قانون ۷ در رسانه‌های اجتماعی

رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک بستر تبلیغاتی ارزان قیمت و گسترده در اختیار همه کسب و کارها(مخصوصا کسب و کارهای کوچک و متوسط) هستند. سوشال مدیاها به مشاغل این فرصت را می‌دهند که مشتریان را درگیر موضوعات و محتواهای مرتبط با بیزینس خود کنند. بهبود تعامل با مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را فراهم خواهد آورد.

مرز باریک بین قانون ۷ و اسپم مارکتینگ

باید دقت داشت که قانون ۷ در بازاریابی با اسپم مارکتینگ مرز بسیار باریکی دارد. اگر در انتشار یک تبلیغ یا محتوا، استراتژی مشخصی وجود نداشته باشد قانون۷ تبدیل به اسپم مارکتینگ خواهد شد. اسپم‌کردن در بازاریابی، مشتری را از برند فراری خواهد داد.

استفاده از روایت‌گری یا همان داستان‌سرایی می‌تواند یک تکنیک جالب در استفاده از قانون ۷ باشد. داستان‌سرایی (Storytelling) باعث تقویت ارتباطات بین برند با مشتریان می‌شود.

کاربردهای قانون۷ در بازاریابی

ما امروزه در وسط جریان‌های عظیمی از اطلاعات قرار گرفته‌ایم که به سرعت وارد ذهن ما می‌شوند و به همان سرعت از ذهن ما خارج می‌شوند. در دنیای که بارش اطلاعات وجود دارد برای این که بتوان در ذهن مخاطب باقی ماند نیاز به تکرار داریم.

این تکرار باعث ماندگاری و شهرت یک برند خواهد شد. باید توجه داشت که محتوا به عنوان مهمترین ابزار برای اجرای قانون ۷ محسوب می‌شود. یک محتوای با کیفیت می‌تواند به راحتی وایرال شود و مشتریان را مجدد به سمت برند ما بکشاند.

تغییر در بازاریابی رسانه ها با کمک اینترنت اشیا

۷ نکته مهم و کلیدی در قانون۷

شاید در ذهن ما متبادر شود که چرا قانون ۷ و نه قانون۸ یا قانون۶؟

در پاسخ باید بگوییم که ۷ تنها یک عدد است و استفاده از آن دلیل خاصی ندارد. منظور از عدد ۷ ، تکرار یک فرآیند است. ممکن است یک مشتری با سومین تکرار یا پنجمین تکرار جذب شود. خسته نشدن در بازاریابی یک موضوع کلیدی است. یک بازاریاب حرفه‌ای باید صبر زیادی داشته باشد و همیشه به این نکته توجه داشته باشد که یادآوری کردن می‌تواند باعث پررنگ شدن یک موضوع در ذهن مخاطب شود.

ویژگی های قانون 7
ویژگی های قانون ۷

قانون ۷ به مدیران کسب و کارها ۷ مورد زیر را یادآوری می‌کند:

۱- آگاهی دادن

آگاهی دادن و انتقال اطلاعات در بازاریابی یک موضوع کلیدی می‌باشد. قانون ۷ با تکرار سعی می‌کند تا اطلاعات در ناخودآگاه مشتریان نهادینه شود.

۲- تامین نیازها و خواسته‌ها

ممکن است یک مشتری فعلا نیازی به یک محصول یا خدمت نداشته باشد. امّا تکرارپذیری که در قانون۷ به آن تاکید می‌شود موجب خواهد شد تا مشتری در زمان نیازمندی به یاد برند مرتبط بیفتد.

۳- اعتمادسازی

تکرار شدن نام برند در رسانه‌های مختلف باعث ماندگاری یک برند در ذهن مخاطب می‌شود و به مرور زمان حس اعتماد را در مشتریان ایجاد می‌کند. اگر یک برند بتواند نشان دهد که در همه شرایط در کنار مخاطبان خود باقی خواهد ماند اطمینان به برند را در جامعه هدف خود توزیع خواهد کرد. این اعتماد و اطمینان، شهرت برند را به همراه خواهند آورد.

۴- قیمت

رقابت‌پذیری یک برند در بازار می‌تواند یک نقطه اتکا مهم برای مدیران باشد. قیمت محصولات از موضوعاتی است که بر انتخاب یک محصول توسط مشتریان تاثیر می‌گذارد. یک برند باید با نشان‌دادن ویژگی‌های محصولات خود و مزایای ایجاد شده به مشتریان اطمینان دهد که هزینه‌ای که بابت یک محصول پرداخت می‌کنند، به مراتب ارزش افزوده بیشتری را برای آنان ایجاد خواهد کرد.

۵- زمان

قانون۷ به ما یادآوری می‌کند که برای نتیجه گرفتن از بازاریابی و تبلیغات نباید عجله کرد. مشتری یک سفر را با برند شروع می‌کند و در طول زمان برحسب نیاز خود از خدمات یا محصولات استفاده خواهد کرد. مدیریت ارتباط با مشتریان از جمله موضوعاتی است که قانون ۷ بر آن تاکید کرد.

۶- سفارشی سازی

قانون ۷ تاکید دارد که برای جذب مشتری باید محصولات خاصی را به هر مشتری ارائه داد. سفارشی سازی از جمله موضوعاتی است که باید در بازاریابی مدنظر قرار گیرد. خاص بودن محصولات یک برند امکان رقابت با سایر برندها را فراهم می‌آورد.

۷- به حافظه سپردن

گذر زمان همه چیز را از خاطر می‌برد، چه از ذهن مخاطب و چه از یاد مدیران ارشد سازمانی. قانون ۷ سعی می‌کند به مدیران و مشتریان موضوعات کلیدی در هر کسب و کاری را یادآوری کند.

پیاده‌سازی قانون۷ در کسب و کارها

با کمک محتواهای دیجیتال می‌توان به راحتی قانون ۷ را در کسب و کارهای مختلف ایجاد کرد.

  • تصاویر واقعی و معتبر از هر کسب و کاری می‌تواند به مشتری کمک کند تا تجربه بهتری را نسبت به یک کسب و کار پیدا کند.
  • انتشار ویدئو و کلیپ‌های جذاب در اینستاگرام، فیس‌بوک، توئیتر، یوتیوب و آپارات می‌تواند مخاطبان گسترده‌ای را برای هر کسب و کاری جذب کند. البتّه باید توجه داشت که محتوای انتشار یافته در هر شبکه اجتماعی باید متناسب با خصوصیات آن رسانه باشد.
  • وبلاگ همیشه در محتواسازی اهمیت داشته است. زیرا این وبلاگ‌ها هستند که در موتورهای جستجو ثبت شده و رتبه‌بندی می‌شوند. محتواهای یک وبلاگ می‌توانند بارها و بارها توسط یک مشتری مورد بازدید قرار گیرند. یک برند معتبر باید از محتوا به عنوان ابزاری برای آموزش و تعریف چشم‌اندازهای خود استفاده کند.

بهبود تجربه کاربر در وبلاگ نویسی راهی برای جذب مخاطب

راه‌هایی برای تعامل بیشتر با مخاطبان کسب و کارها

پیاده سازی قانون7
پیاده سازی قانون۷

راه‌های مختلفی برای برقراری تعامل با مشتری وجود دارد. تعامل(Interaction) به معنای ذکر نام برند در رسانه‌های مختلف می‌باشد. این ذکر نام می‌تواند مثبت یا منفی باشد. امروزه از ابزارهای زیر می‌توان برای تعامل بیشتر با مخاطبان و اجرای قانون۷ استفاده کرد:

  1. آگهی‌های تلویزیونی
  2. تماس از طرف نمایندگان شرکت با مشتریان
  3. پاسخگویی به نظرات مشتریان درباره خدمات یک برند
  4. آگهی دادن در در نشریات و مجلات مرتبط و معتبر
  5. ارسال ایمیل‌های اطلاع‌رسانی یا تبلیغی
  6. بازگویی نام برند توسط دوستان قدیمی و صمیمی
  7. مشاهده نام برند در وبلاگ‌های معتبر
  8. اجرای بیلبورد در حاشیه خیابان‌های اصلی شهر
  9. قراردادن بنر در سایت‌های معتبر
  10. استفاده از رسانه‌های اجتماعی(شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان ها)
  11. توجه به سئو و تولید محتوا در سایت شرکت به هدف قرارگیری در صدر لیست موتورهای جستجو(سئو یا تبلیغات کلیکی گوگل)
  12. و موارد دیگر…

برای لیست بالا پایانی را نمی‌توان متصور شد زیرا که هر روز رسانه‌ها و ابزارهای جدیدی به این لیست افزوده می‌شوند.

آخرین محتواهای انتشار یافته

نقش محتوای با کیفیت در فضای آنلاین

در نوروز ۹۹ با توجه به قرنطینه عمومی و شایع شدن ویروس کرونا، استقبال مردم از برنامه‌های تلویزیونی به شدت افزایش پیدا کرده است. اخیرا کالج تپسل گزارش کاملی را از تاثیر سریال پایتخت بر روی کمپین‌های تبلیغاتی منتشر کرده است. گزارش تپسل به حد کافی کامل و جامع هست، در این جستار کوتاه قصد داریم تا به نقش محتوای با کیفیت و وایرالی همچون سریال پایتخت و تاثیر آنان‌ها در فضای آنلاین بپردازیم.

تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین
تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین

نکته جالبی که در گزارش تپسل وجود دارد این است که در بازه‌ای که سریال پخش می‌شود میزان ترافیک در تبلیغات همسان و تبلیغات موبایلی به شدت کاهش می‌یابد. جالب‌تر اینکه در زمان پخش تبلیغات بازرگانی در بین این سریال، مجدد نرخ کلیک بر روی تبلیغات اینترنتی افزایش پیدا می‌کند.( تصاویر زیر)

تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تصویر ۱: تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی

چرا همچنان محتوا پادشاه است؟

موضوعی که در گزارش تپسل جالب است، این هست که هنوز هم اگر محتوایی جذاب و با کیفیت در هر رسانه‌ای تولید شود می‌تواند مخاطب را از سایر رسانه‌ها به سمت خود جذب کند.

سریال پایتخت نمونه‌ایی از یک محتوای کامل و موثر است که به خوبی توانسته پرسونای مخاطبان خود را بشناسد و با توجه به نیازهای آنان پلان‌های تصویری را عرضه کند. طبق توئیتی که محمد جواد آذری جهرمی وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته، ترافیک شبکه اینترنت هم در زمان پخش این سریال به شدت کاهش می‌یابد.(تصویر زیر)

کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت 6
کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت ۶

شناخت مخاطب با کمک تحقیق درباره کاربران، استفاده از روایت‌گرایی جذاب، به کارگیری رسانه‌های عمومی و فراگیر و داشتن برنامه و سناریو برای درگیرسازی مخاطب باعث شده تا سریال پایتخت به عنوان یک محتوای فراگیر و وایرال حداکثر مخاطب را به پای تلویزیون بکشاند.

در روزهایی که بسیاری از محتواسازان و کپی‌رایترها به کیفیت محتوا توجه کافی ندارند و تنها سعی می‌کنند صدر موترهای جستجو را با روش‌های سیاه و خاکستری در سئو تصاحب کنند، سریال پایتخت به خوبی به همه نشان داد که هنوز هم “محتوا پادشاه است” به شرطی که درست محتوادانی، محتوارانی و محتوابانی انجام شود.

نویسنده: مسعود معاونی

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

در چند سال گذشته همه وبمسترها برای بهبود نرخ کلیک سایت خود توجه زیادی به بهینه‌سازی سایت در موتورهای جستجو داشتند. آن‌ها سعی داشتند تا با بهینه‌سازی صفحات سایت‌ها و طراحی‌هایی زیبا، بازدیدکنندگان خود را ترغیب به ماندن در سایت نمایند. تا جایی که توجه بیش از حد به اصول سئو باعث شد تا تجربه کاربری در وبلاگ نویسی به حاشیه رانده شود.

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی
بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

اگر مخاطبان، محتواهای وبلاگ شما را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارند، به پست‌های وبلاگ شما لینک نمی‌دهند یا کامنت‌های تاثیرگذار برای شما نمی گذارند باید به پرسونای مخاطبان خود توجه کنید و محتواهای کاربردی برای آن‌ها تهیه کنید.

اگر شما به تمامی موارد فوق توجه داشته‌اید ولی هنوز هم وبلاگ شما بازدید مناسبی ندارد بهتر است به بهبود تجربه کاربران وبلاگ خود فکر کنید.

نقش نرخ کلیک در رشد یک وبلاگ

نقش بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

اگر شما یک سایت، فروشگاه اینترنتی یا وبلاگ دارید قطعا برای شما بسیار مهم خواهد بود که بازدیدکنندگان در وب‌سایت شما باقی بمانند و اقدام (Action) مدنظر شما را انجام دهند. امّا در بسیاری از موارد یک وبمستر از طریق گوگل آنالیتیکس و دیگر ابزارها متوجه می‌شود که بازدیدکننده به سایت او مراجعه کرده ولی اقدام مدنظر وی را انجام نداده است و بدون هیچ واکنش مثبتی از سایت خارج شده است.

بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین
بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

دلیل این موضوع این است که یک سایت یا وبلاگ نتوانسته تاثیر مثبتی را بر روی ذهن مخاطب خود بگذارد و او را با خود درگیر کند. در چنین مواقعی است که تجربه‌کاربری(User Experience) یا همان UX می‌تواند به کمک وبمستران بیاید و نرخ تبدیل‌(Conversion Rate) را به شکل قابل‌توجهی بهبود دهد.

اهمیت تجربه کاربری برای وبمستران

درک عمیق از نیازهای کاربران و آن چیزی که برای آن‌ها ارزشمند است، مهمترین وظیفه تجربه‌کاربری می‌باشد. تجربه کاربری از آن جهت حائز اهمیت است که در فضای مجازی ما ارتباط مستقیمی با کاربران نداریم و نمی‌توانیم از احساسات کاربران به درستی مطلع شویم. طراحی یک تجربه‌کاربری خوب، مشتریان را به یک برند وفادار می‌سازد. بنابراین برای برندینگ اصولی باید به نقش تجربه کاربری توجه داشت.

عوامل تاثیرگذار بر روی تجربه کاربری

عوامل مختلفی بر روی بهبود تجربه کاربران تاثیر دارند. به طور کلی برای این که تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان وبلاگ خود بسازیم باید به عوامل زیر توجه نماییم:

هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
  • ارزش: آیا محتوا/محصولات/خدمات ما می‌توانند ارزش کافی را برای مخاطبان ایجاد کنند.
  • قابلیت استفاده: آیا سایت یا وبلاگ ما برای بازدیدکنندگان قابلیت استفاده دارد.
  • سودمندی: آیا وبلاگ ما نیازهای کاربران را برآورده می‌کند یا تنها وقت آن‌ها را می‌گیرد.
  • قابلیت پیدا شدن: آیا محتواهای وبلاگ ما به راحتی قابلیت پیدا شدن توسط موتورهای جستجو را دارند. آیا وبلاگ ما قابلیت جستجو پست‌ها و دسته‌های محتوایی را دارد. پیمایش درست محتواهای یک وبلاگ می‌تواند بر روی سئو و تجربه کاربری تاثیر زیادی داشته باشد.
  • کیفیت: آیا وبلاگ یا برند تجاری ما حس خوبی را برای کاربران ایجاد می‌کند. آیا مشتریان ما با شنیدن نام یک برند کیفیت خوب خدمات ما را به خاطر می‌آورند.
  • قابلیت دسترسی: آیا وبلاگ ما در دستگاه‌های مختلف(موبایل، لپ‌تاپ، تبلت و فبلت ها) قابل دسترسی می‌باشد.
  • اعتماد: آیا محصولات و برندی که یک وبلاگ قصد معرفی آن‌ها را داشته است توانسته به کمک محتواهای تولیدی اعتمادسازی کند.

۱۰ نکته مهم در بهبود تجربه کاربری

اهمیت بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ

هر قدمی که برای بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ برداشته شود باعث خواهد شد تا قیف بازاریابی محتوا بهینه‌تر شود. هدف تجربه کاربری در محتوانویسی این است که تا حدممکن موانع جذب مخاطب را کاهش دهیم. با یک تجربه کاربری خوب، خوانندگان وبلاگ به سادگی خسته نمی‌شوند و بلاگر می‌تواند پیام خود را به خوبی به مخاطبانش انتقال دهد.

UX سعی دارد اصطحکاک بین کاربر و وبلاگ را کاهش دهد و ریزش در قیف بازاریابی را به حداقل برساند. بهبود تجربه کاربری در وبلاگ باعث می‌شود:

  • کاربران با درصد بالایی به سراغ صفحات فرود و انجام Call to Action ها بروند.
  • مخاطبان فرم‌های ثبت نام را پرخواهند کرد و محتواهای اختصاصی(نظیر کاتالوگ‌های قابل دانلود) را به خوبی دریافت کنند.
  • آن‌ها اکانت اختصاصی خود را در وبلاگ ایجاد می‌کنند و با پرداخت هزینه از محتواهای سفارشی برخوردار می‌شوند.(نظیر آن‌چه در سایت متمم اتفاق می‌افتد)
  • خبرنامه وبلاگی شما بیشتر مورد توجه آن‌ها قرار خواهد گرفت و احتمال حضور آن‌ها در وبینارها یا سمینارهای شما بیشتر می‌شود.
  • آن‌ها در منابع دیگر نظیر شبکه‌های اجتماعی شما را دنبال خواهند کرد و به عنوان طرفداران شما محصولات یا خدمات شما را به دیگران معرفی کنند.
  • بهبود تجربه کاربری یک کار منطقی و عاقلانه است. تجربه کاربری اشتباهات را به حداقل کاهش می‌دهد و آشفتگی‌های طراحی را برطرف می‌کند.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگنویسی

۶ راهکار مهم برای بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

برای این که UX را در یک وبلاگ بهبود بدهیم، راهکارهای متعددی وجود دارد. از تحقیقات بازار، ارزیابی قابلیت‌های استفاده از مولفه‌های موجود در یک وبلاگ تا طراحی رابط کاربری، همگی مواردی هستند که باید توسط یک طراح تجربه کاربری (UX Designer ) مدنظر قرار گیرد.

مواردی که در ادامه مطرح می‌شوند، نکات ارزشمندی در طراحی تجربه کاربری هستند که باید همیشه مورد توجه یک بلاگر و وبمستر قرار بگیرند.

۱- تعیین قواعد کلی و رعایت آن‌ها

در یک وبلاگ بایستی هرمولفه‌ای(Component) در سرجای خودش باشد. شاید یک طراح رابط کاربری(UI Designer) بخواهد خلاقیت از خود به خرج دهد. امّا باید بگوییم همه وبلاگ‌ها قواعدی دارند که هرگز نباید از آن‌ها عدول کنیم و آن‌ها را فدای خلاقیت و نوآوری کنیم. این قواعد عبارتند از:

  • لوگو وبلاگ در بالا گوشه سمت راست قرار می‌گیرد.
  • منوی اصلی(ناوبری سایت) در بالای وبلاگ سمت راست یا مرکز قرار می‌گیرد.
  • دکمه‌ها باید رنگی متفاوت از پس‌زمینه اصلی صفحات داشته باشند.
  • کادر جستجو در وبلاگ باید در هدر یا بالای ساید بار قرار گیرد و کاملا مشخص و قابل دستیابی باشد.
  • فرم ثبت‌نام و ورود به وبلاگ یا ارتباط با بلاگر باید موجود و قابل دسترسی باشند.
  • لوگوی شبکه‌های اجتماعی بلاگر یا برند در وبلاگ باید فعال باشد.
  • دکمه‌های اشتراک‌گذاری در صفحات اجتماعی بهتر است در پایین هر محتوا قرار بگیرد.

۲- سلسله مراتب محتواها و اصول تایپوگرافی

اصول نگارش در بلاگنویسی
اصول نگارش در بلاگنویسی

یکی از موضوعاتی که در وبلاگ‌نویسی و بهبود تجربه کاربری دارای اهمیت است توجه به اصول نگارش، چگونگی لحن و بیان درمحتواها و رعایت قواعد فنی و زبانی می‌باشد. رعایت موارد زیر می‌تواند تجربه کاربران یک وبلاگ را به شدت بهبود دهد:

  • سلسله مراتب محتواها باید همیشه در وب رعایت شود. استفاده درست از عناوین و تگ‌های h1،h2،h3 موجب می‌شود تا یک محتوا به خوبی قابل خوانش توسط خزنده‌های موتورهای جستجو و بازدیدکنندگان شود.
  • کاربران وب معمولا پاراگراف‌ها را در ابتدا نمی‌خوانند. آن‌ها در ابتدا به عناوین و زیرعناوین توجه می‌کنند و در صورتی که نیاز خود را بیابند به پاراگراف‌ها هم توجه می‌کنند. بنابراین استفاده درست از زیرعنوان‌ها و توجه به اصول کپی‌رایتینگ می‌تواند تجربه کاربری بهتری را رقم بزند.
  • استفاده از پارگراف‌های کوتاه و مرتبط به هم در وب نیز توصیه‌ایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
  • نوع فونت(قلم) و اندازه آن بر روی تجربه کاربری تاثیرگذار است. در وب فارسی استفاده از فونت یکان بسیار رایج است.
  • تنظیم درست حاشیه متون(margin) برای خسته نشدن چشم کاربر باید مدنظر باشد.
  • برجسته‌سازی(Bold)، زیرخط دار کردن متون(Underline) یا مورب کردن(Italic) می تواند باعث ایجاد تمایز در کلمات مهم شود و توجه کاربر را به کلیدواژه‌ها جلب کند.
  • استفاده از لیست‌های عددی ولیست‌های نشانه‌ای باعث دسترسی راحت‌تر به محتواها توسط خوانندگان می‌شود و خوانایی افزایش می‌یابد.
  • تصاویر و نمودار‌ها می‌توانند علاوه بر زیابیی بصری، سریعتر پیام‌های محتوایی را به مخاطبان انتقال دهند.

آشنایی با ۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ ها

۳- سادگی، سادگی و بازهم سادگی

تاثیر طراحی در بهبود تجربه کاربری
تاثیر طراحی در بهبود تجربه کاربری

در طراحی یک وبلاگ سعی کنید سادگی را مدنظر خود قرار دهید. قطعا تاکنون سایت‌هایی را دیده‌اید که از رنگ‌های زیاد، انیمیشن و محتوای بی‌نظم به همراه پاپ‌های بی‌پایان استفاده می‌کنند.

چنین وبلاگ‌هایی به شما چه حسی می‌دهند؟

توجه به طراحی تمییز و زیبا یک ضرورت در بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ می‌باشد. مردم عاشق زیبایی و البتّه سادگی هستند. در محیط وب وجود پیچیدگی و آشفتگی می‌تواند نتایج بدی را برای یک وبلاگ به همراه بیاورد. در طراحی یک وبلاگ به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • استفاده درست از فضاها
  • تقسیم صفحه به بخش‌های استاندارد تعریف شده(header/body/footer/sidebar و..)
  • استفاده از تصاویر با کیفیت و کم‌حجم
  • ساماندهی محتواها و نمایش درست اجزای آن در صفحه اول وبلاگ
  • ایجاد ناوبری‌های مناسب برای دستیابی به تمامی دسته‌های محتوایی موجود در یک وبلاگ
  • استفاده درست از تبلیغات در وبلاگ(تبلیغات بخش مهمی از یک وبلاگ هستند امّا سعی کنید در آن افراط یا تفریط نکنید)
  • دکمه‌ها یا لینک‌ها به صورت واضح و مشخص باشند.
  • و نکته پایانی این که: یک طراحی ساده و تمییز همیشه برنده است.

۴- از اضاف‌گویی در محتواها بپرهیزید!!!

تلخ است امّا واقعیت این است که بازدیدکنندگان یک وبلاگ، پست‌ها را در ابتدا به طور کامل نمی‌خوانند بلکه فقط کل محتوا را به صورت سریع اسکن(مرور) می‌کنند. آن‌ها اگر تیتر مهمی یا کلیدواژه‌های مورد نیاز خود را مشاهده کنند دوباره محتوا را با دقت می‌خوانند و بر روی پاراگراف‌ها تمرکز می‌خوانند.

بنابراین باید سعی شود پست‌ها از لحاظ محتوایی تا حدممکن خلاصه شود و تنها موضوعات کلیدی در اختیار مخاطب قرار گیرد. یک محتوا باید با کمترین تعداد کلمه بیشترین پیام را به مخاطب برساند.

بیشتر افراد بصری هستند، بنابراین می‌توان با کمک تصاویر، اینفوگراف‌ها، اسلایدها،نمودارها و ویدئوها پیام محتوایی خود را به آن‌ها رساند. تعادل بین محتوای بصری و متنی، تجربه کاربری را بهبود خواهد داد و ماندگاری کاربر در وبلاگ را افزایش خواهد داد.

۵- دسترسی به بخش‌های مختلف وبلاگ

ابزارهای ناوبری امروزه بخش مهمی از طراحی را در بر می‌گیرند. هر کاربری در هر کجای سایت باشد باید بتواند تنها با سه کلیک به هر بخش دیگری از سایت یا وبلاگ برسد. این ویژگی در ماندگاری یک کاربر در وبلاگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری
نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری

ناوبری سایت به کاربر نشان می‌دهد که در کجا هست و چگونه می‌تواند به هدف خود دسترسی پیدا کند. منوی اصلی هر سایت باید حداقل به صفحات خانه، درباره ما، ارتباط با ما و ورود به سیستم لینک بدهد. همچنین صفحات فرود و دسته‌بندی‌های اصلی یک وبلاگ می‌توانند علاوه بر ناوبری اصلی در سایدبار(ستون کناری) و فوتر(پابرگ) جای بگیرند.

لوگوی سایت باید به صفحه اصلی وبلاگ لینک شود. ضرورت دارد که ناوبری وبلاگ برای موبایل‌ و تبلت‌ها نیز قابل نمایش باشد. زیرا که امروزه بسیاری از بازدیدکنندگان وبلاگ‌ها با موبایل یا تبلت به مرور وبلاگ‌ها می‌پردازند.

تاثیر محتوای تازه بر روی رتبه بندی گوگل

۶- بهینه‌سازی عملکرد وبلاگ

تاثیر طراحی خوب و محتوای با کیفیت در جذب مخاطب بر کسی پوشیده نیست. امّا توسعه فنی و نگهداری وبلاگ نیز می‌تواند در بهبود تجربه کاربری موثر واقع شوند. در بهینه‌سازی سایت باید به موارد زیر توجه کنیم:

  • بهبود سرعت لود (بارگذاری) وبلاگ
  • توجه به واکنش‌گرا بودن و طراحی موبایل فریندلی یک وبلاگ
  • انجام تغییرات مختلف بر روی وبلاگ و بررسی نتایج تست A/B به منظور افزایش کارآیی وبلاگ برای کاربران
  • بهبود در قالب وبلاگ و ایجاد کدهای تمییز
  • بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو(توجه به اصول سئو)
  • بهینه سازی تصویر استفاده شده در محتواهای وبلاگ با کمک افزونه‌های مرتبط

بهبود در تجربه کاربری هیچ‌گاه خاتمه نمی‌پذیرد و بلاگر باید در یک چرخه بی‌پایان به دنبال ایجاد حس و حال بهتر در کاربران وبلاگ خود باشد و در صورتی که تلاش خود را به درستی انجام دهد نتیجه پشتکار خود را از کاربران دریافت خواهد کرد.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

هر کسی که یک وبلاگ را مدیریت می‌کند به خوبی می‌داند که برای موفقیت باید به مسائل زیادی توجه داشته باشد. یک مسئله مهم در تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بازدهی می‌باشد. نرخ بازگشت سرمایه(ROI) یک سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی می‌باشد که عملکرد بازاریابی محتوا را به خوبی نشان می‌دهد.

آشنایی با 20 سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی
آشنایی با ۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی

امّا باید توجه داشته باشیم که ROI یک سنجه طولانی مدّت است وما نیاز داریم که به کمک معیارهای دیگر عملکرد یک وبلاگ را به صورت تدریجی و کوتاه‌مدّت ارزیابی کنیم.

۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

سنجش عملکرد وبلاگ
سنجش عملکرد وبلاگ

وبمسترها و دیجیتال‌مارکترها برای این که موفقیت یک کمپین یا رویه‌های بازاریابی محتوا را بسنجند از یک سری سنجه‌های کلیدی عملکرد(KPI) استفاده می‌کنند. آن‌ها با آنالیز این سنجه‌ها و تغییر در شیوه انجام فرآیندها به دنبال یافتن شیوه منحصربفرد و موثری برای موفقیت هستند. در این پست قصد داریم به معرفی معیارهایی بپردازیم که یک بلاگر باید جمع‌آوری کند، به صورت مستمر به بررسی آن‌ها بپردازد و میزان پیشرفت خود را با کمک آن‌ها بسنجد.

۱- بازدید کلی یک وبلاگ

این سنجه می‌گوید که یک وبلاگ در بازه زمانی معین چه مقدار بازدید داشته است. ردیابی این معیار به صورت ماهیانه به بلاگر این حس را می‌دهد که وضعیت وبلاگ او چطور است. تحلیل دقیق این معیار می‌تواند داده‌های ارزشمندی را برای واحد بازاریابی به همراه بیاورد.

استخراج اطلاعات وبلاگ و شناسایی ماه‌های پربازدید در یک سایت می‌تواند یک آلارم مناسب برای واحد فروش باشد. واحد فروش با اجرای کمپین‌های تبلیغاتی متناسب در ماه‌های پربازدید یا مناسبت‌ها می‌تواند میزان سود حاصل از فروش را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

۲- منبع ترافیک ورودی

منابع ترافیک وبلاگ
منابع ترافیک وبلاگ

این که ترافیک یک وبلاگ از چه منابعی بدست می‌آید می‌تواند حاوی نکات زیادی باشد. معمولا در یک وبلاگ ۵ منبع ترافیکی زیر را داریم:

  • ترافیک مستقیم
  • ترافیک از رسانه‌های اجتماعی(پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی)
  • جستجوی ارگانیک(موتورهای جستجو)
  • ترافیک ارجاعی(ترافیک ورودی از دیگر سایت‌ها یا تبلیغات در موتورهای جستجو)
  • خبرنامه یا ایمیل مارکتینگ

این که بدانیم بیشترین ترافیک ما از چه منبعی می‌باشد می‌تواند بر روی استراتژی تولید محتوا ما تاثیر بگذارد. شناسایی منابع ترافیکی به یک وبلاگ می‌تواند نشان‌دهنده فرصت‌های رشد برای یک کسب و کار باشد. همچنین منابعی که مورد غفلت قرار داده‌ایم را به ما یادآوری می‌کند.

۳- بازدید صفحه اصلی وبلاگ

این معیار می‌گوید که از بازدیدهای وبلاگ چه تعدادی از صفحه اصلی وبلاگ آمده‌اند. این معیار نشان می‌دهد که بازدیدکنندگان تا چه حد از یک وبلاگ به عنوان سایت مرجع استفاده می‌کنند. ترافیک مستقیم می‌تواند نشان‌دهنده این واقعیت باشد که وبلاگ فرآیند برندسازی را به خوبی توانسته است به پیش ببرد.(منظور از ترافیک مستقیم این است که بازدیدکننده یک وبلاک آدرس URL را مستقیم در مرورگر خود وارد کنند).

بازدیدکنندگان همیشگی یک وبلاگ، مشتریان وفادار آن کسب وکار محسوب می‌شوند که می‌توانند بسیار ارزش‌آفرین باشند. البتّه یک بلاگر باید علاوه بر حفظ بازدیدکنندگان همیشگی به دنبال جذب مخاطبان جدید هم باشد.

۴- تعداد پست‌های انتشار یافته

تعداد پست‌های انتشار یافته در یک وبلاگ در مدت زمان مشخص، نشان‌دهنده تلاش و پشتکار یک بلاگر است. همچنین مقایسه حجم پست‌ها با سایر نتایج نظیر ترافیک ورودی به سایت، سیگنال‌های بسیاری را به بلاگنویس انتقال می‌دهد. این متریک به راحتی در هر وبلاگی قابل دستیابی ومحاسبه است.

۵- پست‌های برتر هر وبلاگ

این معیار برای هر وبمستری بسیار ارزشمند است که بداند چه موضوعاتی برای یک وبلاگ ترافیک بیشتری را به ارمغان می‌آورند. شناسایی پست‌های برتر هر وبلاگ و آنالیز آن‌ها می‌تواند ایده‌های جدیدی را برای پست‌های آینده به وبلاگ‌نویس بدهد. همچنین از این متریک می‌توات نمشکلات ترافیکی و ایندکس نشدن یک پست را در موتورهای جستجو پیدا کرد.

۶- میانگین بازدید پست‌ها

این سنجه نشان‌دهنده ارزش هر پست نسبت به کل ترافیک یک وبلاگ می‌باشد. این متریک ارتباط بین حجم انتشار پست و ترافیک کل وبلاگ را نشان می‌دهد. اگر شما تعداد پست بیشتری را منتشر می‌کنید امّا میانگین بازدید پست‌ها کاهش می‌یابد بدان معنا است که پست‌های جدید نتوانسته‌اند بازدیدکننده مناسبی را جذب کنند.

کمّیت و کیفیت دو موضوع مهم در بلاگنویسی هستند. این که آیا تعداد محتواهای کم ولی با کیفیت تولید کنیم یا تعداد محتواهای زیاد ولی با کیفیت پایین‌تر تولید کنیم، همواره از مهمترین چالش‌ها در وبلاگ‌نویسی بوده است. نرخ میانگین بازدید هر پست می‌تواند به بلاگر کمک کند تا کمّیت و کیفیت محتواها را با یکدیگر بالانس کند.

۷- میانگین لینک‌های دریافتی برای هر پست

آیا محتوایی که تولید می‌شود ارزشمند بوده و توانسته از وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگر لینک دریافت کند. لینک‌های ورودی به هر وبلاگ برای موتورهای جستجو از اهمیت زیادی برخوردارند. این لینک‌ها به موتورهای جستجو نشان می‌دهند که محتوای شما برای دیگران ارزشمند بوده است.

یک بلاگنویس همیشه باید به دنبال جذب لینک معتبر از وبلاگ‌هایی که محتواهای تازه و مرتبط دارند باشد. قطعا استفاده از شیوه‌های کلاه‌ سفید در لینک‌سازی باید مدنظر وبمستر قرار گیرد.

شاید مطالعه این محتوا هم برای شما مفید و جالب باشد: نقش لینک سازی در بهبود سئو یک سایت

۸- میانگین نظرات برای هر پست

کامنت‌ها یا همان نظرات یکی از معیارهای مهمی است که نشان‌دهنده میزان تعامل کاربران با یک وبلاگ می‌باشد. یک بلاگر به صورت مرتب واکنش و بازخورد مخاطبان خود را زیر نظر می‌گیرد. افزایش تعامل کاربران با وبلاگ علاوه بر این که برای موتورهای جستجو ارزشمند است می‌تواند ایده‌های جدیدی را هم به بلاگر انتقال دهد.

از کاربران خود بخواهید نظرات خود را درباره موضوعات منتشر شده در وبلاگ بگویند. مشارکت مخاطبان در بخش کامنت‌ها باعث می‌شود تا آن‌ها مجددا به آن پست مراجعه کنند تا از نظر دیگران نسبت به کامنت خود مطلع شوند یا حتی آن را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران همرسانی کنند.

۹- نرخ اشتراک‌گذاری یک پست در شبکه‌های اجتماعی

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

وایرال شدن یک محتوا یا پست وبلاگی موجب می‌شود تا آن پست توسط افراد زیادی دیده شود. به همین دلیل اگر مخاطبان یک وبلاگ، پستی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند امتیاز ویژه‌ای را برای وبلاگ به همراه می‌آورد. یک وبمستر باید دکمه‌های اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی را به پست‌های خود اضافه کند.

تعیین شبکه‌های اجتماعی برای اشتراک‌گذاری محتواهای وبلاگ با توجه به تجربه بلاگر و نوع محتوا وبلاگ تعیین می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ترافیک زیاد و هدفمند را برای یک بلاگر به همراه بیاورند.

۱۰- نرخ جذب مشتری جدید

قطعا ترافیک خوب و خیلی خوب است. امّا ترافیک زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به درآمدزایی شود. ترافیک یک وبلاگ بایستی در راستای اهداف کسب و کاری باشد. یک بلاگر باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشد که ترافیک ورودی به وبلاگ تا چه حدی توانسته Call to Action برای او به همراه داشته باشد. وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای برای این که بتوانند نرخ جذب مشتری یا Call to Action وبلاگ خود را بدست آورند صفحات فرود (Landing Page) را طراحی می‌کنند یا از ابزارهای آماده دیگری استفاده می‌کنند.

۱۱- شناسایی منابع ارجاع دهنده به وبلاگ

این که بدانید چه سایت‌هایی به وبلاگ شما ارجاع داده‌اند می‌تواند در طراحی پست‌های آینده و نوع محتواها به شما کمک کند و موجب شود تا به صورت هدفمندتری پست‌های خود را تهیه کنید. به عنوان مثال ممکن است شبکه‌های اجتماعی برای یک وبلاگ یک منبع مناسب برای دریافت ترافیک نباشد. در حالی که ممکن است وبلاگ یک اینفلوئنسر بتواند ترافیک قابل توجهی را برای وبلاگ شما به همراه بیاورد.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

۱۲- پست‌های برتر از لحاظ جذب مشتری

اگر هدف شما از وبلاگ‌نویسی، بازاریابی و جذب مشتری می‌باشد بایستی به پست‌هایی که توانسته‌اند توجه مشتری را به محصولات یا خدمات شما جذب کنند به عنوان یک پتانسیل جدّی توجه داشته باشید. معمولا موضوع چنین پست‌هایی برای مشتریان مهم بوده است و این یک سیگنال مثبت برای تولید محتواهای مرتبط دیگری می‌باشد.

۱۳- نرخ کلیک

نرخ کلیک یا CTR در هر وبلاگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این معیار، موضوعاتی که باید در هنگام بهبود بخشیدن محتواها مورد توجه قرار گیرند را به بلاگر یادآوری می‌کند. با افزایش ترافیک ورودی و ثابت نگهداشتن نرخ کلیک، احتمال افزایش بازدید کننده و مشتری برای هر کسب و کاری وجود دارد. نرخ کلیک می‌تواند بر روی استراتژی‌های تولید محتوا، کپی رایتینگ و شیوه‌های فروش محصولات یا خدمات تاثیر بگذارد.

محتوامحوری یا مخاطب محوری، کدام استراتژی محتوایی را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

۱۴- جایگاه کلمات کلیدی مهم برای یک وبلاگ در نتایج SERp گوگل

یک بلاگر همواره یک لیست از کلمات کلیدی طلایی را برای کسب و کارش استخراج می‌کند. این کلمات کلیدی یک ترافیک هذفمند و هوشمندانه را از موتورهای جستجو به سمت وبلاگ می‌فرستند. به همین دلیل ارتقاء جایگاه وبلاگ براساس کلمات کلیدی مختلف در SERp گوگل(صفحه اول گوگل) از اهمیت بسیاری برخوردار است.

وبمسترهای حرفه‌ای همواره جایگاه وبلاگ خود را براساس کلمات کلیدی مختلف در نتایج SERp گوگل استخراج می‌کنند و در یک فایل اکسل ذخیره و نگهداری می‌کنند. آنها تغییرات جایگاه وبلاگ خود را به صورت دوره‌ای کنترل می‌کنند. رشد در یک کلمه کلیدی و رسیدن به صفحه اوّل گوگل می‌تواند ترافیک ورودی به یک سایت را منفجر کند و بالطبع برای مدیر آن سایت یا وبلاگ درآمدزایی به دنبال داشته باشد.

۱۵- نرخ خروج

نرخ پرش
نرخ پرش از صفحه

نرخ پرش یا Bounce Rate یک معیار حیاتی است. این نرخ نشان می‌دهد که ترافیک ورودی از منابع مختلف نتوانسته با محتوای وبلاگ یا رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. اگر وبلاگی نرخ پرش بالایی دارد بلاگر باید بر روی افزایش کیفیت محتوا، تغییر قالب و رابط کاربری، تست A/B و تغییر شرایط وبلاگ متمرکز شود. بهبود تجربه کاربری وظیفه‌ای است که وبلاگنویسان باید همیشه به آن توجه کنند.

۱۶- زمان حضور در وبلاگ

ماندگاری در سایت یا Time on Site نشان می‌دهد که محتواهای یک وبلاگ تا چه میزان توانسته‌اند برای مخاطب جذاب باشند و او را علاقمند به ماندن در سایت کنند. این معیار بر روی سئو و قرارگیری محتوا در صدر لیست موتورهای جستجو تاثیر بسزایی دارد.

یک بلاگر بایستی به اصول سئو محتوا نیز توجه داشته باشد. هر چند که بهتر است بلاگر بیش از هر چیزی به نیاز مخاطب خود توجه کند و محتوا را به هدف جلب رضایت وتامین نیازهای مخاطب بنویسد.

۱۷- ترافیک بازگشتی

یکی از اهداف استراتژی بازاریابی محتوا دادن آگاهی به مشتری و جلب توجه او به یک محصول یا خدمت می‌باشد. بنابراین معمولا در وبلاگ‌ها، مخاطبان مقالات را مطالعه کرده و به مقایسه آن‌ها با سایر منابع می‌پردازند. به همین دلیل ممکن است آنان به دفعات زیادی به یک وبلاگ مراجعه کنند تا در نهایت تبدیل به مشتری شوند. از همین‌رو اندازه‌گیری و رصد ترافیک بازگشتی(Returning Traffic) با کمک گوگل آنالیتیکس از اهمیت بسیاری برخوردار است.

چگونه یک بازاریابی محتواتاثیرگذار ایجاد کنیم؟

۱۸- رتبه الکسا

امروزه رتبه الکسا به تنهایی یک سنجه مهم برای وبلاگ‌نویس محسوب نمی‌شود، ولی توجه به این پارامتر می‌تواند از جهاتی دیگر مهم باشد. رتبه الکسا موقعیت یک وبلاگ را نسبت به سایر سایت‌ها در جهان و یک منطقه خاص(کشور) نمایش می‌دهد. بنابراین کاهش رتبه الکسا نشان‌دهنده رشد یک وبلاگ در قیاس با سایر رقبا می‌باشد. مضاف بر این که با تحلیل رتبه الکسا سایر رقبا، می‌توان اطلاعات دقیقی نسبت به آنان بدست آورد.

اهمیت بهبود رتبه الکسا در تولیدمحتوا وبلاگی

۱۹- اعتبار دامنه و اعتبار صفحه

سایت MOZ به دامنه و هرصفحه از وبلاگ یک عدد(اعتبار) اختصاص می‌دهد. هر چه مقدار اعتبار صفحه‌های یک وبلاگ(PA) افزایش پیدا کند، اعتبار دامنه(DA) آن وبلاگ افزایش پیدا می‌کند. افزایش اعتبار دامنه در سریع‌تر ایندکس شدن صفحات یک وبلاگ تاثیر دارد. در واقع DA و PA دو پارامتر مهم در بهبود سئو یک سایت می‌باشند. یک بلاگر باید همواره به دنبال افزایش اعتبار صفحات وبلاگ و اعتبار دامنه خود از طریق شیوه‌های قانونی باشد.

۲۰- مشترکان فعال خبرنامه‌ها

تعداد افرادی که عضو خبرنامه یک وبلاگ می‌شوند یک معیار مهم برای شناسایی خوانندگان وفادار به آن وبلاگ یا برند هستند. این معیار به خوبی میزان چَسبندگی یک بلاگ را نمایش می‌دهد. کسانی که تنها یکبار به وبلاگی مراجعه می‌کنند و دیگر هرگز به سراغ آن نمی‌روند ارزش چندانی را نمی‌توانند برای آن وبلاگ‌نویس ایجاد کنند. هر بلاگری می‌داند مخاطبانی برای او و وبلاگش ارزش‌آفرین هستند که به صورت مستمر به بلاگ او سر بزنند. توجه داشته باشیم کسانی که عضو خبرنامه ما می‌شوند و ایمیل خود را در اختیار ما می‌گذارند به ما اعتماد کرده‌اند. بنابراین باید برای آن‌ها بهترین محتواها، فایل‌ها و تخفیفات را ارسال کنیم.

یک وبلاگ باید تبدیل به انجیل محتوا برای مخاطبانش شود و همه خوانندگان محتواها را بارها و بارها بخوانند و پست‌ها را ستایش کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند و این هدف تنها با محتواهای با کیفیت ایجاد می‌شود.

نقش نرخ کلیک در رشد یک وبلاگ

هدف اصلی از ایجاد یک وبلاگ، افزایش ترافیک و جذب مخاطب از طریق موتورهای جستجو برای اهداف تجاری یا تبلیغات می‌باشد. ترافیک ورودی از موتورهای گوگل یکی از مهمترین فاکتورهایی است که نشان می‌دهد یک وبلاگ تا چه میزانی توانسته است فرآیند بازاریابی محتوا را به نحو مطلوبی به جلو ببرد. بسیاری از وبمستران معتقدند که ترافیک ورودی به یک سایت به تنهایی نمی‌تواند یک پارامتر تعیین کننده برای موفقیت یک وبلاگ باشد و شاید بتوان نرخ کلیک را یک سنجه مهمتر دانست.

نقش افزایش نرخ کلیک بر روی سئو
نقش افزایش نرخ کلیک بر روی سئو

اگر شما یک وبلاگنویس هستید یا به عنوان یک وبمستر با وبلاگنویسان متعددی همکاری می‌کنید باید به نرخ کلیک(CTR) به عنوان یک سنجه مهم توجه داشته باشید و همیشه نوسانات آن را زیر نظر بگیرید.

نرخ کلیک یا CTR چیست؟

در دنیای وبلاگ‌نویسی معیارهای گوناگونی وجود دارند که نشان‌دهنده عملکرد یک وبلاگ در زمینه‌های مختلف می‌باشند. نرخ کلیک یا Click Through Rate یک معیار مهم برای وبنویسان می‌باشد.

اامّا نرخ کلیک چیست؟

یک کاربر هنگام‌که درباره موضوعات مختلف در یک موتور جستجو(مثلا گوگل) سرچ می‌کند، مجموعه‌ایی از نتایج را مشاهده می‌کند و می‌تواند بر روی یک یا چند نتیجه که به هدفش نردیکتر است کلیک نماید. در حقیقت می‌توان نرخکلیک در یک عبارت جستجو را از تعداد کلیک کاربران تقسیم بر تعداد نمایش آن URL در نتایج گوگل بدست آورد.(فرمول زیر)

فرمول محاسبه مقدار CTR
فرمول محاسبه مقدار CTR

نرخ‌کلیک به بلاگنویس نشان می‌دهد که کاربران به چه میزانی جذب محتواهای یک سایت شده‌اند و روی آن کلیک کرده‌اند. مقدار نرخ کلیک به طور غیرمستقیم با مباحثی همچون کپی‌رایتینگ، عنوان نویسی هدفمند و بهبود تجربه کاربری مرتبط است. همچنین مباحث فنی نظیر نشانه‌گذاری‌ها وSchema می‌تواند بر روی بهبود نرخ‌کلیک تاثیر بگذارد.

مقدار مناسب برای نرخ کلیک طبیعی و نحوه محاسبه آن

نرخ‌کلیک برای موضوعات مختلف، مقادیر گوناگونی دارد. به طور معمول اگر CTR بین ۴ تا ۸ درصد باشد یک نرخ طبیعی و مناسب محسوب می‍شود.

محاسبه CTR در سرچ کنسول
محاسبه CTR در سرچ کنسول

برای بدست آوردن نرخ کلیک یک وبلاگ می توان از طریق Google Search Console استفاده کرد. البتّه ضروری است که از قبل ارتباط وبلاگ با سرچ کنسول برقرار شده باشد. در قسمت Performance در سرچ کنسول میانگین نرخ‌کلیک یک وبلاگ به همراه میزان نمایش وکلیک وجود دارد. شما می‌توانید با اجرای کوئری‌های مختلف نرخ‌کلیک خود در عبارات کلیدی مختلف را در بازه‌های زمانی متنوع بدست آورید.

عوامل موثر بر روی نرخ‌کلیک

به طور کلی عوامل مختلفی بر روی نرخ کلیک موثر هستند. برخی از افراد سعی می‌کنند با استفاده از ربات‌ها یا عوامل انسانی نرخ‌کلیک خود را به صورت جعلی بالا ببرند. این کار تاثیری بر روی سئو و بهبود جایگاه سایت در گوگل ندارد زیرا که الگوریتم‌های گوگل کاملا هوشمند هستند و ترافیک‌های جعلی و تغییر در نرخ‌کلیک را به خوبی تشخیص می‌دهند.

عوامل موثر بر روی CTR عبارتند از:

  1. عنوان صفحه(تیتر اصلی)
  2. بهینه‌سازی توضیحات متا
  3. استفاده از نشانه‌گذاری یا Schema
  4. URL و اسنپیت‌های جستجو
  5. افزایش کیفیت محتوا و توجه به برندسازی

نرخ کلیک فاکتوری کم‌ارزش در رتبه بندی گوگل و سئو

همانطور که در بالا گفتیم CTR می‌تواند اطلاعات مهمی را به وبمستر برای افزایش کیفیت تولید محتوا بدهد. امّا باید توجه داشت که نرخ‌کلیک به عنوان یک فاکتور کلیدی در الگوریتم‌های رتبه‌بندی گوگل محسوب نمی‌شود و تنها گوگل از CTR برای تست کیفیت نتایج جستجوی خود استفاده می‌کند.

شاید این سئوال ذهن خواننده محترم را به خود درگیر کند که چرا تغییردر CTR یک پارامتر مهم برای بهبود رتبه‌بندی یک محتوا از لحاظ گوگل نمی باشد؟

همانطور که در قبلا گفتیم نرخ‌کلیک را می‌توان با کمک ربات‌ها به راحتی تغییر داد و میزان آن را جعل نمود. همین موضوع باعث می‌شود تا گوگل از CTR به عنوان یک معیار کلیدی در رتبه بندی توجه نکند و تنها برای کنترل کیفیت نتایج نمایش داده شده از آن استفاده کند.

بهبود طبیعی نرخ کلیک به عنوان یک وظیفه مهم برای وبمستران و بلاگنویسان محسوب می‌شود. استفاده از روش‌های طبیعی و توجه به کیفیت محتوا برای بهبود این نرخ ضروری است زیرا که گوگل به شدّت بر روی تغییرات غیرطبیعی در پارامترهای تولید محتوا حساس است.

فرآیند پذیرش یک استارت آپ در شتابدهنده ها

شتابدهنده ، مرکزی است که به کمک استارت‌آپ ها می‌آید تا تیم‌ها و صاحبان ایده‌ها بتوانند با دغدغه کمتری به رشد خود ادامه دهند، سرمایه‌گذار جذب کنند و بتوانند در بازار رقابتی مجالی برای رشد پیدا کنند.

فرآیند پذیرش در شتابدهنده‌ ها
فرآیند پذیرش در شتابدهنده‌ ها

شتابدهنده ها(Accelerator) سعی می‌کنند تا کسب و کارهای نوپا را رشددهی کنند و از اولین مراحل ایجاد یک تیم استارت‌آپی تا ایجاد محصول و ورود به بازار و جذب سرمایه‌گذار در کنار تیم باقی بمانند و با حمایت و ارائه خدمات منتورینگ، شرایط رشد بیشتر برای یک استارت‌آپ را فراهم آورند.

واژه نامه استارتاپی؛ آشنایی با مفاهیم کلیدی در استارتاپ ها

خدمات شتابدهنده ها به استارت‌آپ ها

شتابدهنده‌های مختلف با توجه به مکانیزم‌ها و فلسفه وجودی‌شان، خدمات متنوعی را به کسب و کارها ارائه می‌کنند. امّا خدمات زیر به عنوان عمومی‌ترین سرویس‌های یک شتابدهنده به استارتاپ‌ها محسوب می‌شود:

خدمات شتابدهنده‌ها به استارتاپ‌ها
خدمات شتابدهنده‌ها به استارتاپ‌ها
  • ارائه خدمات مشاوره و مربی‌گری(Mentorship)
  • تامین فضای کار اشتراکی
  • ارائه حمایت مالی و جذب سرمایه‌گذار جسورانه
  • شبکه‌سازی ومعرفی استارت‌آپ به اکوسیستم‌های کسب و کاری
  • تامین زیرساخت‌ها و تجهیزات آزمایشگاهی

شتابدهنده برای پذیرفتن یک ایده مراحل خاصی را در نظر می‌گیرند که در ادامه به بررسی این مراحل می‌پردازیم.

فرآیندهای پذیرش در شتابدهنده ها

شتابدهنده ها برای اینکه بتوانند از استارت‌آپ های نوپا حمایت کنند شرایط خاصی را دارند زیرا که منابع مالی و انسانی آن‌ها به شدت محدود می‌باشد. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند روی ایده‌ها سرمایه‌گذاری کنند که شانس بیشتری برای موفقیت دارند و در بازار به آن‌ها یک رغبت نسبی وجود داشته باشد.

۱- گزینش و داوری

رشد سریعتر با کمک شتابدهنده‌ها
رشد سریعتر با کمک شتابدهنده‌ها

در این مرحله شتابدهنده‌ها یک فراخوان عمومی برای پذیرش ایده‌های جدید به علاقمندان ارائه می‌دهند و از بین ایده‌های دریافتی بهترین ایده‌ها را گزینش می‌کنند. معمولا شتابدهنده‌ها در انتخاب یک ایده به موارد زیر توجه دارند:

  1. هم‌سو بودن ایده با اهداف کلی شتابدهنده
  2. علاقمندی بازار به آن ایده و امکان توسعه آن ایده
  3. امکان تامین نیازمندی‌های و ریرساخت‌های مورد نیز برای آن ایده توسط شتابدهنده
  4. وجود یک تیم کارآمد برای پیاده‌سازی ایده
  5. انعطاف‌پذیری، تکرارپذیری و مقیاس‌پذیر بودن ایده

بسیاری از شتابدهنده‌ها، صاحبان ایده‌های مختلف به همراه تیم‌شان را دعوت می‌کنند تا در یک ارائه آسانسوری به دفاع از ایده و راهکار مدنظرشان بپردازند. در این جلسه معمولا داوران، منتورها، مشاوران و حتی سرمایه‌گذاران حضور دارند. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند بطور دقیق تیم‌ها را ارزیابی کنند و بهترین ایده‌هایی را انتخاب کنند که دارای یک تیم کارآمد برای پیاده‌سازی ایده باشند.

۲- پرورش ایده

یک شتابدهنده سعی می‌کند با تامین فضای کار، زیرساخت‌های ضروری و ارائه خدمات منتورینگ به رشد یک استارت‌آپ کمک نماید.

۳- شبکه‌سازی

شتابدهنده‌ها همزمان با مراحل رشد یک استارت‌آپ سعی می‌کنند تا ارتباطاتی را برای یک کسب و کار ایجاد کنند. تسهیل ارتباطات بین مراکز دولتی، صاحبان ایده، سرمایه‌گذاران و دیگر عوامل موثر در اکوسیستم استارتاپی از مهمترین وظایف یک شتابدهنده می‌باشد.

۴- جذب سرمایه

یک استارت‌آپ برای رشد و تکامل خود نیاز به سرمایه‌گذاری دارد. شتابدهنده سعی می‌کند با شناسایی سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر و معرفی آن‌ها به استارتاپ‌ها امکان جذب سرمایه برای تیم‌هایی که در مراحل رشد هستند را فراهم آورند.

۱۲ نکته ضروری در راه اندازی یک استارتاپ

مراحل حضور یک استارت‌آپ در شتابدهنده

مراحل شتابدهی استارتاپ ها
مراحل شتابدهی استارتاپ ها

یک استارت‌آپ بطور کلی سه مرحله زیر را در یک شتابدهنده می‌گذراند:

۱- مرحله پیش شتابدهی(warm up)

این مرحله معمولا در یک بازه سه ماهه اتفاق می‌افتد واستارتاپ در محل شتابدهنده مستقر می‌شود. نمونه اولیه از محصول یا خدمات استارتاپ به جامعه کوچکی از بازار هدف عرضه می‌شود. هدف این مرحله سنجش سلیقه مشتریان و ظرفیت تیم استارتاپی می‌باشد.

معمولا در این مرحله با تغییرات زیاد در تیم استارتاپی و حتی ایده همرا می‌باشد و استارت‌آپ ها سعی می‌کنند شرایط خود را با بازار تطبیق دهند و ایرادات خود را برطرف کنند.

۲- مرحله شتابدهی(stretch)

این مرحله بین ۶ تا ۹ ماه طول می‌کشد. در این فاز شتابدهنده به طور جدّی‌تری خدمات زیرساختی را به استارتاپ‌ها ارائه می‌دهد. معمولا سرمایه اولیه مورد نیاز یک استارت‌آپ در این مرحله توسط شتابدهنده به تیم استارتاپی تزریق می‌شود.

خدمات مشاوره‌ای و حقوقی، توسعه بازار، کنترل پروژه و فرآیندها و.. از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که در این مرحله به شدت مورد توجه قرار می‌گیرند.

۳- مرحله پساشتابدهی(work out)

در این مرحله یک استارت‌آپ به مقدار کافی قدرتمند شده است. امّا هنوز برای ادامه حیات خود نیاز به کمک‌های یک شتابدهنده دارد. معمولا جذب سرمایه‌گذار و افزایش فروش در این مرحله اتفاق می‌افتد. شتابدهنده‌ها سعی می‌کنند تا با ارائه راهکارهایی بازدهی استارتاپ‌ها را افزایش داده و ایرادات موجود در کار را برطرف نمایند.

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ‌ها بعد از جذب سرمایه گذار

لیستی از شتابدهنده‌های مطرح در شهر مشهد

در این بخش به معرفی چند شتابدهنده مطرح در شهر مشهد می پردازیم تا علاقمندان به راه‌اندازی استارت‌آپ بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.

۱- شتابدهنده فردوسی

شتاب‌دهنده کسب‌وکار فردوسی که اولین شتاب‌دهنده دانش‌بنیان شرق کشور است،حوزه‌های فعالیت این شتابدهنده عبارتند از:

  • اطلاع‌‌‌رسانی و رسانه‌های جدید
  • بازی‌ و ‌سرگرمی‌
  • بازاریابی محتوا
  • خدمات شهری و گردشگری

فرآیندهای شتابدهی، شتایدهنده فردوسی به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا استارتاپ‌هایی که بصورت تیمی عمل کرده و توانسته‌اند محصول اولیه خود را بسازند، به مجموعه‌هایی سرمایه‌پذیر معرفی شوند تا رشد چشمگیری را تجربه کرده و با جذب سرمایه کسب‌وکار خود را توسعه دهند. پس از برگزاری شش دوره کشف (پیش شتابدهی) و سه دوره شتابدهی، اکنون با همکاری شهرداری مشهد، شتابدهنده فردوسی در حال راه‌اندازی اولین کارخانه نوآوری شرق کشور در مشهد می‌باشد.

۲- شتابدهنده گرین تک

با حضور وزیر جوان دولت، دکتر آذری جهرمی، شتابدهنده گرین تک اولین روز کاری خود را در سال ۱۳۹۷ شروع کرد. شروعی که پشتوانه آن ۲۹ سال تجربه هلدینگ دانش بنیان گرین وب و همکاری نخبگان کارآفرینی و فناوری اطلاعات کشور بود. گرین تک با مساحتی به وسعت ۱۰۰۰ متر در یکی از نقاط کانونی شهر مشهد، پذیرای سرمایه گذاران و استارتاپ ها می‌باشد.

Tech Hub، Dev School، UX Lab، Export Center، VC Network، Quality Assurance شش بخش اصلی این شتابدهنده، در واقع ایستگاه هایی هستند در یک سفر لذت بخش سفری پر از یادگیری و رشد برای استارتاپ ها و سرمایه گذاران.

۳- شتابدهنده سانباپلاس

هدف اصلی فراشتابدهنده سانباپلاس ارائه کلیه خدمات و امکانات در راستای تبدیل ایده به محصول (شامل خدمات آموزشی ، مشاوره ای ، منتورشیپ ، کوچینگ ، نمونه سازی ، سرمایه گذاری و…) به شرح زیر می باشد. این شتابدهنده در حوزه‌های زیر فعال است:

  • معادن
  • کشاورزی
  • کم‌آبی
  • آلودگی هوا
  • صنعت و خدمات مالی

۴- شتابدهنده هاوش

شتابدهنده هاوش در فروردین سال ۱۳۹۸ در حوزه فناوری‌های فرهنگی و صنایع خلاق در فاز یک خود شروع به کار کرده است. این مجموعه با در اختیار داشتن متخصصان و مشاوران مجرب فضای آرام با دسترسی به امکانات مورد نیاز باعث به وجود آمدن شرایط متفاوت و خاص شده است.

شتابدهنده هاوش یک ساختار منسجم در جهت حمایت و توسعه کارآفرینی فناورانه و نوآورانه است که با هدف تقویت زیست‌بوم استارتاپی منطقه و توانمندسازی در حوزه صنایع خلاق ایجاد شده است. زمینه‌های فعالیت هاوش در حوزه تخصصی صنایع خلاق که مشتمل بر ۱۴ صنعت مبتنی بر هنر می‌باشد.

۵- شتابدهنده ماموت

شتابدهنده ماموت با تکیه بر خلاقیت و کار گروهی سعی بر خلق آثار ارزشمند در زمینه فناوری اطلاعات، دیجیتال مارکتینگ، طراحی گرافیکی و معماری دارد. ماموت نیاز تیم‌ها را کشف کرده و با ایجاد مدلی جدید برای کسب کارها راه رسیدن به اهدافشان را شفاف و آسان می گرداند.

۶- مرکز نوآوری شهرداری مشهد

با توجه به چشم انداز بیست ساله توسعه کشور که به دست آوردن جایگاه نخست در منطقه را برای کشور هدف قرار داده و در راستای قوانین توسعه کشور که بر اقتصاد شهری و توسعه فناوری های موردنیاز برای مدیریت شهری همراه با اقتصاد دانایی محور تأکید شده است، شورای اسلامی شهر و شهرداری مشهد، موضوع پایه گذاری مرکز نوآوری شهری را برای تحقق اهداف چشم انداز شهر، کمک به ایجاد شهری دانا و هوشمند، ارتقای بهره وری در سرمایه گذاری های لازم با هم پیوندی عناصر موجود برای توسعه اقتصاد دانش بنیان، ارتقای جایگاه عناصر فعال در حوزه دانایی در جایگاه ملی و بین المللی شهر مشهد، ایجاد شرایط هم افزایی و رقابت سازنده، جذب و حفظ سرمایه های انسانی خلاق و شایسته و ایجاد اشتغال ارزش افزا در برنامه های کلان و اساسی خود لحاظ کرده است.

نقش شتابدهنده‌ها در رشد استارت‌آپ ها

شتابدهنده‌ها با آموزش، منتورینگ و تامین مالی از استارتاپ‌ها حمایت می‌کنند. این خدمات به ظاهر ساده نقش بسیاری در موفقیت یک کسب وکار دارد. زیرا دیگر نیازی نیست بنیان‌گذاران یک استارتاپ بسیاری از مسائل را به صورت شخصی تجربه کنند و هزینه‌های زیادی را بابت این تجربه کردن پرداخت کنند.

اگر قصد راه‌اندازی یک کسب و کار تازه را داریم، بهتر است از خدمات مشاوره‌ای و آموزشی شتابدهنده‌ها استفاده کنیم تا بتوانیم رشد سریعتری را تجربه کنیم.

واژه نامه استارت آپی

افراد بسیاری امروزه به استارت آپ علاقمند شده اند و قصد دارند در این زمینه فعالیت کنند. علیرغم اینکه استارت آپ ها عمر چندانی ندارند امّا در همین مدت کم، مفاهیم متفاوت و گوناگونی در این حوزه ایجاد شده است. در این پست قصد داریم به معرفی یک واژه نامه استارت آپی بپردازیم. آشنایی با این واژه‌ها و معانی آن‌ها می‌تواند برای افراد علاقمند به این حوزه جذاب باشد.

واژه نامه استارتاپی
واژه نامه استارتاپی

معرفی رایج‌ترین اصطلاحات در استارت آپ ها

اگر قصد داریم یک استارت آپ را راه‌اندازی کنیم، بهتر است با حداقل اصطلاحات این حوزه آشنا شویم. در ادامه ما سعی می‌کنیم واژه نامه استارت آپی را بطور مختصر معرفی کنیم.

  • ایده: فکر و طرح اولیه به منظور ایجاد یک کسب وکار
  • اعتبارسنجی ایده: بررسی امکان پیاده‌سازی یک ایده از جهات مختلف
  • کشت ایده(seed stage): در این مرحله ایده‌پردازان سعی می‌کنند با نیازسنجی ایده خود را کامل کنند.
  • استارت‌آپ: یک مدل تجاری جدید که دارای ابهام زیادی می‌باشد و دارای دو ویژگی تکرارپذیری و مقیاس‌پذیری می‌باشد و به هدف مرتفع کردن یک نیاز در جامعه بوجود می‌آید.
  • تسهیلگر: فرد یا سازمانی که سعی می‌کند با کمک تقویت ارتباطات انجام فرآیندهای مختلف را تسریع کند و امکان نتیجه‌گیری را بوجود آورد.
  • منتور: فردی که در یک زمینه خاص دارای تجربه بالایی می‌باشد و می‌تواند از علمو تجربه خود در جهت کمک به استارت‌آپ ها بهره بگیرد.
  • بوم کسب و کار: پیاده‌سازی اطلاعات یک کسب و کار بر روی کاغذ برای ارائه به منتورها و سرمایه‌گزاران خطرپذیر
  • طرح کسب و کار(Business Plan): براساس بوم کسب و کار یک طرح تجاری نوشته می‌شود. بیزینس پلن در کنار بوم کسب و کار می‌تواند در جذب سرمایه‌گزار و دریافت حمایت از شتابدهنده‌ها موثر باشد.
  • ارائه آسانسوری(Elevator Pitch): ارائه سریع یک ایده به سرمایه‌گزاران در یک زمان کوتاه که باید در آن فقط به ارزش‌ها و نکات کلیدی تکیه کرد.
  • شتابدهنده(Accelerators): شتابدهنده‌ها شرکت‌های خصوصی هستند که در ازای دریافت سهام(۵ تا ۴۰ درصد) از یک استارت‌آپ، از آن‌ها تا مرحله جذب سرمایه‌گذار حمایت می‌کنند.
  • مرکز رشد(Incubators): برخلاف شتابدهنده‌ها، مراکز رشد مجموعه‌های دولتی هستند که در راستای اهداف کلان کشور از استارت‌آپ ها حمایت می‌کنند.
  • نسخه اولیه یا MVP: یک نمونه اولیه(Prototype) از محصول یا خدماتی که یک استارتاپ عرضه می‌کند که سعی می‌شود این محصول یا خدمات با استفاده از مولفه‌های آماده در کمترین زمان آماده و برای تست و بهبود در اختیار جامعه هدف قرار گیرد.
  • جذب سرمایه(Fundraising): دریافت پول یا اعتبار به جهت گسترش یک استارت‌آپ
  • سرمایه‌گزاری جمعی(Crowd Funding): در برخی از مواقع نیاز است برای رشد یک کسب و کار به صورت جمعی تامین سرمایه شود.
  • فرشتگان سرمایه‌گذار(Angel Investor): این سرمایه‌گذاران سعی می‌کنند علاوه بر پول، انواع حمایت‌های معنوی و شبکه‌سازی را هم در اختیار یک استارت‌آپ بگذارند.
  • سرمایه‌گذاری بذری(Seed Funding): سرمایه‌گذاری اولیه در ی استارت‌آپ می‌باشد. در واقع این مرحله پس از شتابدهی و قبل از جذب سرمایه‌گزار می‌باشد.
  • سرمایه‌گذار خطرپذیر(Venture Capital): شرکت صاحب سرمایه‌ای که حاضر است در فعالیت‌های کارآفرینانه پرخطر بر روی استارت‌آپ های تجاری سازی شده سرمایه‌گزاری کند.
  • نقطه سر به سر(RoI): نقطه‌ایی که درآمد با میزان سرمایه‌گزاری انجام شده برابر می‌شود.
  • خروج سرمایه‌گذار یا بنیان‌گذار از استارت‌آپ
  • بنچمارک(Benchmark): در بنچمارک، یک استارت‌آپ میزان موفقیت فعلی خود را اندازه‌گیری می‌کند. سرمایه‌گذاران از بنچمارک برای سرمایه‌گذاری و تعیین میزان ریسک‌پذیری در سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند.
  • بوت استرپ(Bootstrap): مرحله‌ای که یک استارتاپ از سرمایه خود یا درآمد بدست آورده برای پیشبرد اهدافش و ادامه کار استفاده می‌کند.
  • ادغام(Merge & Acquisition): خرید استارت‌آپ توسط یک شرکت بزرگتر یا ادغام در یک کسب وکار دیگر
  • نرخ هزینه(Burn Rate): هزینه‌های مشخص یک استارت‌آپ در یک مدت زمان معین
  • سهام تشویقی(Vesting or Pool Option): سهامی که به کارمندان برای افزایش انگیزه داده می‌شود.
  • IPO: زمانی که یک استارت‌آپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می‌دهد و دیگر یک استارت‌آپ نیست.
  • Pivot: هرگاه یک استارت‌آپ به دلایل مختلف حوزه کاری خود را تغییر دهد به کار می‌رود.
  • پیمان عدم افشا(Non Disclosure Agreement): قراردادی است که در آن طرفین توافق می‌کنند نسبت به قرارداد بسته شده هیچ اطلاعاتی را افشا نکنند. این قرارداد در جهت حفظ محرمانگی اسرار یک استارتاپ بسیار ضروری است.
  • بنیان‌گذار(Founder): بنیان‌گذار کسی است که معمولا صاحب ایده است و سعی می‌کند با تیم‌سازی یک ایده را اجرایی نماید.
  • هم بنیان‌گذار(Co-Founder): فردی است که به کمک یک یا دو نفر دیگر یک فعالیت کسب و کاری را آغاز می‌کند.
  • حق جلوگیری از رقیق شدن سهام(Anti Dilution Right): معمولا بعد از جذب سرمایه‌گزار، درصد سهام بنیان‌گذاران کاهش می‌یابد(رقیق می‌شود). این حق برای جلوگیری از رقیق شدن سهام برای یک مدت خاص به افراد اعطا می‌شود.
  • استارتاپ تک‌شاخ(Unicorn startups): به استارتاپی که ارزش سهام آن بیش از یک میلیارد دلار باشد گفته می‌شود.
  • استارتاپ ویکند(Startup Weekend): رویدادی سه روزه است که در آن سعی می‌شود یک ایده مطرح شود و بوم کسب و کار مربوط به آن پیاده شود و در یک ارائه آسانسوری به داوران ومنتورها ارائه گردد.
  • استارتاپ گرایند(Startup Grind): یک برنامه جهانی است که در آن از کارآفرینان موفق دعوت می‌شود تا داستان موفقیت‌ها و شکست‌های خود در کسب و کارشان را به اشتراک بگذارند.

تاثیر محتوای تازه بر روی رتبه بندی گوگل

در سالیان گذشته، الگوریتم‌های گوگل توانسته‌اند به درجه بالایی از هوشمندی دست پیدا کنند. این الگوریتم‌ها تازگی(freshness) را به عنوان یک سیگنال مهم در رتبه‌بندی محتواها در صفحات اول نتایج گوگل در نظر می‌گیرند. یک سئوال اساسی که همیشه ذهن محتواسازان را به خود درگیر می‌کند این است که چه محتوایی را می‌توان یک محتوای تازه (Fresh Content) در نظر گرفت.

محتوای تازه
محتوای تازه

مهندسان گوگل در سال ۲۰۰۳ توانستند به بازیابی اطلاعات وب براساس تاریخ ایجاد آن‌ها بپردازند. این موضوع به شدت بر روی عملکرد الگوریتم‌های گوگل از آن پس تاثیر گذاشت. به مروردر سالیان بعد، گوگل برای تعیین میزان طراوت یا همان تازگی محتواها، آیتم‌های بسیاری را در نظر گرفت.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

جایگاه محتوای تازه در گوگل

منظور ما از محتوای تازه (Fresh Content) در این پست، محتوایی است که یا اخیرا تولید شده باشد یا به اشکال مختلفی بروزرسانی و بهینه شده باشد. باید توجه داشته باشیم که در برخی از جستجوهای گوگل، کاربران نیاز به محتواهای تازه دارند و در برخی دیگر از جستجوها، نیاز به محتواهای قدیمی می‌باشد. انتخاب نوع محتوا(تازه یا قدیمی) براساس تصمیم‌گیری گوگل می‌باشد که به کمک الگوریتم‌هایش صورت می‌پذیرد.

معمولا گوگل یک محتوای تازه را به محتوای قدیمی ترجیح می‌دهد نه برای همیشه.

Amit Singhal مهندس ارشد گوگل سه آیتم زیر را به عنوان نشانه‌هایی برای شناخت یک محتوای تازه توسط گوگل می‌داند:

  1. نوشتن درباره موضوعاتی که اخیرا ترند شده‌اند و به عنوان موضوعات داغ (hot topic) شناخته می‌شوند.
  2. نوشتن درباره اتفاقاتی که به طور منظم و پیوسته در حال تکرار یا تکامل هستند.
  3. نوشتن درباره اخباری که در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی به ترند روز تبدیل شده‌اند و هروز خبرهای جدیدتری درباره آن‌ها منتشر می‌شود.

گوگل باتوجه به سه حوزه اصلی فوق به انبار عظیم محتواهای تازه خود مراجعه می‌کند و سعی می‌کند محتوای متناسب با جستجوی مخاطب را در اختیار او قرار دهد. گوگل در نمایش محتواها همواره سه مورد زیر را مدنظر قرار می‌دهد:

  1. حجم کلیدواژه جستجو: آیا یک عبارت خاص در یک جستجو در یک وبلاگ به مقدار کافی وجود دارد.
  2. پوشش محتوایی: آیا آن سایت یا وبلاگ، محتواهای مرتبط دیگری با موضوع جستجو را دارد.
  3. شبکه‌های اجتماعی: آیا شبکه‌های اجتماعی آن سایت یا برند نیز در آن زمینه فعال هستند و توانسته‌اند ترند روز را در شبکه‌های اجتماعی داغ کنند.

در ادامه به معرفی ۱۰ ویژگی می‌پردازیم که گوگل برای شناسایی یک محتوای تازه در نظر می‌گیرد:

۱- تازگی محتوا براساس تاریخ

تولید منظم محتوا
تولید منظم محتوا

یک محتوایی که اخیرا منتشر شده بالطبع یک محتوای تازه محسوب می‌شود. این محتوای تازه، نمره تازگی بالایی را نزد گوگل خواهد داشت. امّا با گذشت زمان این نمره تازگی کاهش خواهد یافت. تاریخ شروع یک محتوا، زمانی است که گوگل از وجود یک محتوا آگاه می‌شود یا با کمک پیوندی آن را پیدا می‌کند و آن محتوا را ایندکس می‌کند.

آنچه مهم است مدنظر قرار گیرد این است که همیشه یک محتوای جدید یک محتوای تازه محسوب نمی‌شود. به همین دلیل در گوگل لز یک معیار خاص به نام “میانگین سنی نتایج” برای یافتن میزان تازگی یک محتوا استفاده می‌شود. فرمول یافتن این معیار چندان مشخص نیست امّا ۹ مورد بعدی که در ادامه اشاره می‌کنیم در تعیین این مقدار تاثیر خواهند داشت.

۲- نرخ تغییرات در یک محتوا

خزنده‌های گوگل
خزنده‌های گوگل

سن کم یک صفحه وب یا یک محتوا دلیلی برای تازگی یک محتوا نیست. موتورهای جستجو نسبت به کوچکترین تغییرات در محتواها حساس هستند و به هر تغییری در محتوا نمره‌ای اختصاص می‌دهند. خزنده‌های گوگل همیشه درون محتوای یک وبلاگ در حال خزش و یافتن عبارات کلیدی هستند. بهینه‌سازی محتوا و بهبود نگارش محتوا می‌تواند نشان‌دهنده اهمیت دادن شما به محتوا و تازه نگه‌داشتن آن باشد.

۳- نرخ تغییرات در هسته محتوا

تغییرات ایجاد شده در مناطق مهم یک محتوا، نمره تازگی یک محتوا را به شدّت تغییر می‌دهند. نقاط غیرمهم در یک محتوا عبارتند از:

  • کدهای جاوا اسکریپت
  • نظرات کاربران
  • تبلیغات
  • منوها و لینک‌های ناوبری
  • برچسب‌های نویسنده، تاریخ/زمان

براساس آن‌چیزی که در بالا محتوای غیر مهم نامیده شد می‌توان تیترها، تصاویر و بدنه متن اصلی در یک محتوا را مناطق مهم و حساس هر محتوایی نامید. برخی از وبمسترهای تازه‌کار سعی می‌کنند به صورت مستمر محتواهای خود را بروز کنند. به همین دلیل آن‌ها درگیر تازه‌سازی جعلی محتواهای خود می‌شوند. ما باید زمانی به بروزرسانی یک محتوا بپردازیم که واقعا نیازی به تغییر در بدنه اصلی محتوای خود را احساس کنیم.

سرریز محتوا: آیا شما محتوای زائد تولید می‌کنید؟

۴- نرخ نیاز به بروزرسانی

بروزرسانی انواع محتواها
بروزرسانی انواع محتواها

محتواها همیشه یک مدل نیستند و ممکن است ساختار متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال در وردپرس ما با دو دسته محتوایی به نام برگه و نوشته مواجه‌ایم. در اینجا نمی‌خواهیم به ساختار این دو نوع محتوا بپردازیم، امّا باید توجه داشت هر محتوایی نیاز به یک نرخ بروزرسانی خاص دارد. به طور کلی محتوا از لحاظ بروزرسانی به دو دسته زیر تقسیم می‌شوند:

  1. محتواهایی که باید به صورت مستمر بروزرسانی شوند.
  2. محتواهایی که هر چند سال یکبار بروز می‌شوند.

تعیین این که چه محتواهایی باید بیشتر بروزرسانی شوند کار پیچیده‌ای است، امّا یک قاعده کلی در این زمینه وجود دارد و آن هم عبارت است که صفحات اصلی در هر سایت یا وبلاگ معمولا بیشترین بروزرسانی را نیاز درند و هرچه اهمیت صفحه کمتر شود میزان بروزرسانی کاهش می‌یابد.

۵- نرخ ایجاد صفحات جدید

معمولا در سیستم‌های مدیریت محتوا با ایجاد هر محتوای جدید ما یک صفحه جدید خواهیم داشت. معمولا در وبلاگ‌ها نرخ ایجاد صفحات جدید بسیار بالاتر از سایت‌های شرکتی یا فروشگاهی می‌باشد. به همین دلیل است که وبلاگ‌ها معمولا امتیاز بالاتری را از لحاظ تازگی و طراوت دریافت می‌کنند. یک صفحه جدید (و بالطبع یک محتوای جدید) زمانی باید بوجود آید که وبمستر تصمیم می‌گیرد که یک سیگنال جدید و جدّی را به سمت موتورهای جستجو و مخاطبان خود ارسال کند.

۶- نرخ رشد لینک‌های داخلی

میزان تازگی در یک محتوا تنها به بدنه متن و ایجاد صفحات جدید محدود نمی‌شود. افزایش مستمر لینک‌های داخلی به یک صفحه به موتورهای جستجو نشان می‌دهد که محتوای آن صفحه همچنان قابل استناد است و محتوای آن از تازگی و طراوت کافی برخوردار است.

البته باید توجه داشت که افزایش ناگهانی پیوندها به یک صفحه خاص از لحاظ موتورهای جستجو می‌تواند نشانه اسپم یا تکنیک‌های سئو کلاه سیاه محسوب شود. رشد طبیعی لینک‌ها به مرور زمان بهترین شیوه برای نشان دادن تازگی یک محتوا می‌باشد.

نقش لینک سازی در بهبود سئو یک سایت

۷- دریافت لینک خارجی از وبلاگ‌هایی با محتواهای تازه

دریافت لینک از وبلاگ‌هایی که دارای نمره تازگی بالایی در محتواها هستند می‌تواند وضعیت طراوت محتوا در سایت مقصد را بهبود دهد. به عنوان مثال اگر لینکی را از یک سایت قدیمی که سالیان سال است بروز نشده است بدست آورید، ممکن است به مراتب ارزش کمتری از یک سایتی که به صورت مستمر بروز می‌شود برای شما داشته باشد.

۸- ترافیک ونرخ تعامل، دو سیگنال مهم در تازگی محتوا

افزایش ترافیک سات
افزایش ترافیک سات

هنگامی که گوگل لیستی از محتواها را به مخاطبان خود نشان می‌دهد به شدت بر رفتار و عملکرد کاربران نظارت دارد. هرچه کاربران با محتوایی بیشتر ارتباط برقرار کنند و نرخ تعامل بهتری را ایجاد کنند، به گوگل یک سیگنال مهم برای یک محتوای تازه ارسال می‌شود.

همچنین افزایش ترافیک واقعی از طریق شبکه‌های اجتماعی به گوگل یک سیگنال مثبت می‌فرستد. پس همواره به دنبال انتقال ترافیک از منابع مختلف به سمت محتواهای خود باشید. از دیگرسو، افزایش نرخ کلیک (CTR) به گوگل نشان می‌دهد که علاقه به یک موضوع افزایش یافته ومخاطبان به آن محتوا توجه زیادی دارند.

۹- تغییر در آنکرتکست لینک‌ها

آنکرتکست متنی است که آن را به یک صفحه خاص لینک می‌دهید. با تغییر و بروزرسانی محتواها به طور طبیعی باید متن آنکرتکست‌ها هم بروز شوند و تغییر کنند. وضعیت متن این آنکرتکست‌ها می‌تواند به گوگل تازگی یک محتوا را نشان دهد.

آنکرتکست
آنکرتکست

باید توجه داشته باشید که اگر یک محتوا را بروز می‌کنید نباید از موضوع اصلی محتوا فاصله زیادی بگیرید زیرا که ممکن است با آنکرتکست‌ها در وبلاگ‌های خارجی که به محتوای شما لینک داده‌اند زاویه پیدا کنید و این نشانه خوبی برای یک محتوای تازه نمی‌تواند باشد.

۱۰- قدیمی‌ترها اغلب بهتر هستند

قدیمی یا جدید
محتوای قدیمی یا جدید؟

گوگل به خوبی می‌داند که محتواهای تازه همیشه بهترین نیستند. برخی از اوقات وجود یک محتوای قدیمی ممکن است به کمک یک وبمستر بیایند. بسیاری از محتواهای قدیمی به عنوان مرجع محسوب می‌شوند و اعتبار صفحه بالایی را خواهند داشت.

اگر در یک عبارت جستجو (عبارت کلیدی) در نتایج گوگل، محتواهای قدیمی رتبه بالاتری داشته باشند باید بدانید که یک محتوای جدید در رقابت با آن محتواهای قدیمی کار سختی خواهد داشت زیراکه محتوای جدید شانس کمتری در رقابت با آن محتواهای قدیمی خواهد داشت. در چنین حالتی وبمستر باید تمرکز خود را بر روی کیفیت محتوا و پارامترهای دیگر بگذارد.

نقش اعتبار دامنه و اعتبار صفحه در رشد یک سایت در موتورهای جستجو

بهترین شیوه‌ها برای تازه نگه‌داشتن یک وبلاگ

تازه نگه داشتن محتواها
تازه نگه داشتن محتواها

بروزرسانی محتواها همیشه یک روش خوب برای افزایش تازگی یک وبلاگ می‌باشد ولی باید توجه داشت که این کار همیشه نتیجه مدنظر را بوجود نخواهد آورد. برای حفظ تازگی و طراوت یک سایت، وبمستر باید به دنبال بروزنگه‌داشتن محتواهای خود برای برطرف کردن نیازهای کاربران خود باشد.

توجه به مخاطب مهمترین سیگنالی است که یک وبمستر برای نشان‌دادن تازگی محتواهای خود به گوگل ارسال می‌کند. اگر می‌خواهید یک وبلاگ تازه و بروز داشته باشید همواره به ۷ گام زیر توجه کنید:

  1. تولید منظم محتواهای جدید
  2. در بروزرسانی‌ها بر روی بهبود ساختار محتوای اصلی تمرکز کنید ومحتواهایتان را فدای جزئیات بی‌ارزش نکنید.
  3. در بروزرسانی محتواها به تغییرات کوچک هم توجه کنید. اگر می‌خواهید متن یک پیوند را بروزرسانی کنید، نیاز است که تمامی محتواهای مرتبط با آن آنکرتکست را هم به‌روز کنید.
  4. لینک‌سازی آرام و پیوسته ارجحیت دارد به لینک‌سازی تند ومتناقض.
  5. در لینک گرفتن از وبلاگ‌های دیگر، سعی کنید از محتواهای تازه و با طراوت لینک بگیرید تا هم در سئو رشد داشته باشید و هم ترافیک موثری را دریافت کنید.
  6. معیارهای تعامل در وبلاگ‌نویسی را همواره مدنظر قرار دهید. همیشه به دنبال افزایش کلیک و رضایت کاربرانتان باشید.
  7. اگر تیتر و بدنه در یک محتوا را تغییر می‌دهید، ممکن است لینک‌های قدیمی (داخلی و خارجی) به محتوای شما فاقد ارزش و اعتبار شوند و این موضوع باعث افزایش نرخ پرش از محتوای شما خواهد شد. پس در بروزرسانی‌های اساسی یک محتوا باید یک چک لیست برای برطرف کردن مشکلات گوناگون داشته باشید.

پرسونای مخاطب و نقش آن در دیجیتال مارکتینگ

بروزرسانی مهمترین وظیفه وبمستر و سئوکاران

در پایان باید توجه داشته باشیم که بروزرسانی و تازه‌سازی محتواها یکی از مهمترین وظایفی است که یک وبمستر و سئوکار باید همواره به آن توجه داشته باشد. یک محتوا باید همواره سه ویژگی زیر را داشته باشد تا مورد توجه مخاطبان و موتورهای جستجو قرار گیرد:

  1. تازگی و طراوت
  2. مرتبط بودن با دیگر محتواهای وبلاگ
  3. مفید و کاربردی بودن برای مخاطبان

یک بلاگر باید همواره سعی کند در محتواهایش سه ویژگی فوق را بوجود بیاورد و بهترین نوشته‌هایش را در اختیار کاربران خود قرار دهد.

۱۲ نکته ضروری در راه اندازی استارت آپ

استارت آپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کاری تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر بوجود می‌آید. در حال حاضر کارآفرینی، خوداشتغالی و راه اندازی استارت آپ به ترند روز در بین جوانان ایرانی تبدیل شده است. بسیاری از مشاورین کسب و کارها اعلام می‌کنند که راه اندازی استارت آپ کار ساده‌ای نیست و نیاز به تجارب زیادی دارد.

راه اندازی استارت آپ
راه اندازی استارت آپ

در این پست می‌خواهیم به این موضوع بپردازیم که برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید چندان نیازی به سرمایه زیاد، مدرک دانشگاهی یا حتی مهارت و تجربه کاری وجود ندارد. تنها چیزی که یک استارت آپ برای موفقیت خود به آن نیاز دارد، انگیزه بنیان‌گذاران برای عملی کردن یک ایده می‌باشد.

در ادامه ۱۲ نکته مهم برای راه‌اندازی یک استارت‌آپ را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

۱- خودارزیابی

خود ارزیابی
خود ارزیابی از خود

شناخت درست انگیزه‌ها، علائق و توانایی‌های شما مهمترین گام در راه‌اندازی یک کسب و کار می‌باشد. شاید شما در حال حاضر یک مهارت خاصی را در اختیار نداشته باشید امّا اگر انگیزه و علاقه کافی در شما وجود داشته باشد می‌توانید آن مهارت را فرا گیرید.

۲- ایده تجاری

برای موفقیت بایستی یک ایده خوب در اختیار داشته باشید که از لحاظ تجاری نیز قابلیت پیاده‌سازی داشته باشد.

۱۰ ایده برتر در حوزه کسب وکار برای علاقمندان کارآفرینی اینترنتی

۳- تحقیقات بازار

تحقیقات بازار
تحقیقات بازار

شاید یک ایده در ابتدا بسیار جذاب بنظر برسد. امّا باید برای پیاده‌سازی یک ایده واقع‌بین بود و شرایط بازار را برای پذیرش آن ایده مورد بررسی قرار داد. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارآفرینان انجام می‌دهند، ساخت محصولی است که مشتریان تمایلی به استفاده و پرداخت هزینه بابت آن را ندارند.

مرحله بوت استرپ و نقش آن در فرآیند رشد استارت آپ ها

۴- توجه به بازخوردها

یک محصول یا خدمت شاید از لحاظ ارائه‌کننده کامل و بدون نقص باشد، امّا نظر مصرف‌کننده می‌تواند چیز دیگری باشد. به نظرات و بازخوردهایی که از مشتریان دریافت می‌کنید توجه کنید و سعی کنید در یک چرخه بی‌انتها همواره محصولات و خدمات خود را بهبود دهید.

۵- رسمی کردن کسب و کار

برندسازی و ثبت شرکت
برندسازی و ثبت شرکت

قبل از شروع یک کسب و کار سعی کنید مراحل کسب مجوزهای قانونی را مدنظر قرار دهید. ثبت شرکت، نشان تجاری و برندسازی یکی از موضوعاتی است که باید مدنظر سهامداران باشد و اقدامات لازم صورت پذیرد تا در آینده دچار مشکل نشوند.

۶- هر کسب و کار یک بیزینس پلن

برنامه‌ریزی شالوده و اساس هر کاری است. اگر می‌خواهید در کسب و کار خود موفق شوید، یک طرح اجرایی مکتوب و مدون تهیه کنید. برای تهیه بیزینس پلن کمک از مشاورین امین را فراموش نکنید.

موضوعات کلیدی برای رشد استارت آپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

۷- بودجه ریزی کسب و کار

قبل از شروع کسب و کارتان بودجه مورد نیاز برای آغاز و ادامه آن را پیش‌بینی کنید و منابعی که می‌خواهید از طریق آن بودجه را تهیه کنید برای خود مشخص کنید.

۸- طراحی فازهای توسعه

کسب و کارهای موفق معمولا در اندازه و سایز کوچک شروع به کار می‌کنند و همواره طرح‌های توسعه‌ای برای گسترش کسب و کار خود دارند. شما هم برنامه‌ریزی لازم برای گسترش کسب وکارتان را داشته باشید.

۹- تیم‌سازی

کار تیمی و تیم سازی
کار تیمی و تیم سازی

کسب و کاری موفق خواهد شد که دارای یک تیم متحّد و همدل باشد. شما به تنهایی نخواهید توانست یک کسب و کار را توسعه و گسترش دهید و دیر یا زود به همکارانی کارآمد نیاز پیدا خواهید کرد. پس بهتر است از شروع کار خود به دنبال یافتن هم تیمی‌هایی وفادار، ماهر و توانمند برای پیشرفت کار خود باشید.

تیم سازی و تاثیر آن بر رشد کسب و کارها

۱۰- راه اندازی محل استقرار استارت آپ

دفتر کار برای استقرار استارت آپ
دفتر کار برای استقرار استارت آپ

هر چند که استارت آپ‌ها و کسب و کارهای آنلاین مدعی هستند که برای شروع کارشان، نیاز چندانی به فضای فیزیکی ندارند. امّا باید توجه داشت که مکانی با حداقل امکانات برای استقرار تیم‌های فنی و تجهیزات برای هر استارتاپی ضرورت دارد.

۱۱- مدل درآمدی و شروع فروش

کسب و کارها برای موفقیت باید جریان درآمدی خود را بشناسند و براساس این مدل درآمدی، جریان نقدینگی را در استارت آپ خود راه‌اندازی کنند. داشتن یک جریان درآمدی و شروع فروش محصولات می‌تواند خون تازه‌ای را به رگ های یک بیزینس تزریق کند. حقیقت آن است که فروش و خلق پول هر کسب و کاری را زنده و امیدوار نگه خواهد داشت.

۱۲- توجه به فضای مجازی

فضای کسب و کار آنلاین
فضای کسب و کار آنلاین

در حال حاضر فضای آنلاین به عنوان یک ابزار مناسب و ارزان قیمت برای رشد و توسعه بازار در استارت آپ های کوچک و متوسط محسوب می‌شود. شما می‌توانید با کمترین هزینه بیشترین مخاطب را از فضای مجازی به سوی کسب و کار خود جذب کنید. امروزه دیجیتال مارکتینگ بخشی از هر کسب و کار محسوب می شود.

آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و مفاهیم کلیدی آن

گردآورنده : مسعود معاونی

۸ اسفند ۹۸، خراسان رضوی، مشهد

چگونه یک محتوای با کیفیت تولید کنیم؟

محتوای با کیفیت
محتوای با کیفیت

موتورهای جستجو ازجمله گوگل به تولید محتوای با کیفیت اهمیت زیادی می‌دهند زیرا که هر چه محتوا غنی‌تر باشد احتمال برطرف‌شدن نیازهای کاربر بیشتر می‌شود و کاربری که نیاز خود را بتواند از طریق جستجو در یک موتور جستجوبرطرف کند مجدد نیز به سراغ آن موتور جستجو خواهد آمد.

این که برای یک سایت چه موضوعی را برای تولید محتوا انتخاب کنیم یکی از مهمترین چالش‌های وب‌نویسان می‌باشد. برای انتخاب موضوع قبل از هرچیزی به پرسونای مخاطب توجه کرد. این‌که یک محتوا برای چه کاربری و با چه ویژگی‌هایی نوشته می‌شود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

ویژگی‌های محتوای با کیفیت

محتوای با کیفیت ، محتوایی است که مخاطب را جذب خود نماید و او را در سایت نگه دارد و درنهایت برای مدیران آن سایت درآمدزایی داشته باشد. مهمترین معیار برای شناسایی محتوای با کیفیت رضایت کاربران و وایرال شدن یک محتوا می‌باشد(وایرال شدن به معنی ویروسی شدن و اشتراک‌گذاری وسیع یک محتوا توسط دیگران می‌باشد).

مراحل تولید محتوای با کیفیت

برای تولید یک محتوای خوب بایستی مراحل زیر را انجام دهیم:

۱- انتخاب موضوع و یافتن کلمه کلیدی

ویژگی های محتوای با کیفیت
ویژگی های محتوای با کیفیت

برای وب‌نویسی و تولید محتوا متنی باید قبل از هر چیزی به موضوعی که می‌خواهید درباره آن محتواسازی کنید تسلط کافی داشته باشید. مطالعه و تحقیق می‌تواند یک ابزار مناسب برای توسعه دانش در یک زمینه خاص باشد. معمولا کسانی‌که اطلاعات کافی درباره یک موضوع دارند به سادگی می‌توانند موضوعات ترند روز را شناسایی کنند.

برای شناسایی موضوع می‌توان از موتورهای جستجوی مختلف، سایت‌های رقبا، الکسا و حتی فروشگاه‌های اینترنتی استفاده کرد. انتخاب درست موضوعات و دسته‌بندی‌های محتوایی می‌تواند مسیر یک کسب و کار را متحول کند. برای همین منظور بایستی قبل از انتخاب موضوعات یک سایت، استراتژی محتوایی مناسبی را برگزید. بعد از انتخاب موضوع باید یک عنوان و کلمه کلیدی متناسب با آن را انتخاب کنید.

۲- ارائه محتوا

هر سایتی در شروع کار خود، بازدیدکننده چندانی نخواهد داشت. هم‌زمان با تولید محتوای با کیفیت بایستی به دنبال رسانه‌های مختلف برای عرضه محتوای خود به عموم مخاطبان‌تان باشید. وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، ابزارهای انتشار ویدئوها و.. بسترهایی هستند که می‌توان بری ارائه فراگیر یک محتوا از آن‌ها بهره برد.

۳- محتوای جدید

بروزرسانی مستمر یک سایت و ارائه محتواهای جدید بسیار مهم است. محتوای قدیمی به مرور زمان کیفیت خود را از دست می‌دهد. با بروزرسانی مستمر یک محتوا می‌توان کیفیت ان محتوا را بهبود داد و نیازهای جدید مخاطب را پوشش داد.

بروز کردن محتواهای قدیمی باعث می‌شود تا موتورهای جستجو به این محتواها توجه ویژه‌ای بنمایند و آن‌ها را در صفحه اول SERp قرار دهند. موضوع Fresh Content در حال حاضر از اهمیت بالایی در بهبود سئو یک سایت برخوردار است.

یک محتواساز حرفه‌ای به صورت مستمر به بررسی موتورهای جستجو می‌پردازد تا متوجه شود در حال حاضر چه کلماتی برای این موتورها از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است یا به عبارتی دیگر حجم جستجو کدام کلمات بیشتر است.

۱۲ گام طلایی برای تولید محتوای وبلاگی

۴- ارتباطات محتوایی

برای تولید محتوای با کیفیت بایستی تمامی محتواها یک ارتباط معنایی و موضوعی با یکدیگر داشته باشند. هر محتوایی که تولید می‌شود بایستی تکمیل‌کننده محتواهای قبلی و پیش‌نیازی برای محتواهای آینده باشد.

ویژگی فوق کمک زیادی به سئوکاران می‌نماید تا بتوانند به راحتی لینک‌سازی داخلی را انجام دهند. سعی کنید با کمک لینک‌ها، ارتباط منطقی بین محتواهای یک سایت را به موتورهای جستجو و خوانندگان نشان دهید. لینک‌سازی اصولی علاوه بر تاثیر مثبت بر روی سئو یک سایت باعث افزایش زمان ماندگاری کاربران یک سایت خواهد شد.

۵- عنوان‌بندی و بخش‌های مختلف یک محتوا

برای افزایش کیفیت محتوا بایستی به عناوین و زیر عنوان‌های موجود در یک محتواتوجه ویژه‌ای نمود، زیرا که تیترها بیش از هر قسمت دیگری در محتواها مورد توجه قرار می‌گیرند. به کارگیری کلمه کلیدی در عنوان محتوا، علاوه بر جذابیت باعث افزایش خوانایی و تاثیر مثبت بر روی سئو خواهد شد.

۶- تصویرسازی و ایجاد جذابیت بصری در محتوا

متن بخش عمده‌ای از یک محتوای وبلاگی را تشکیل می‌دهد. امّا تصاویر این قابلیت را دارند که با کمترین فضا، بیشترین پیام را به مخاطب انتقال دهند. در یک محتوای با کیفیت باید از تصاویر، نمودار و اینفوگرافیک‌ها برای برقراری ارتباط قوی با مخاطبان استفاده کرد.

تعیین Alt تگ برای تصاویر و رعایت اصول سئو در تصاویر از اهمیت بسیاری برخوردار است. بهتر است از تصاویری با کیفیت بالا و البته حجم کم استفاده کنیم.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۷- لینک‌سازی داخلی و خارجی

لینک سازی و تاثیر آن در محتواسازی خوب
لینک سازی و تاثیر آن در محتواسازی خوب

امروزه لینک‌سازی و بهبود دسترسی به قسمت‌های مخلف سایت از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است چرا که این موضوع به طور مستقیم با بحث بهبود تجربه کاربری مرتبط است. در سایت شما باید این امکان وجود داشته باشد که از هر جایی تنها با ۴ کلیک به صفحات دیگر سایت دسترسی پیدا کرد.

یکی از شیوه‌هایی که برای تقویت ارتباطات در یک سایت مورد توجه قرار می‌گیرد، لینک‌سازی داخلی است. شما می‌توانید صفحاتی که از لحاظ مفهومی و معنایی با یکدیگر ارتباط دارند را تنها با یک لینک به یکدیگر مرتبط کنید.

معرفی سایت‌های دیگری که با کسب و کار شما و موضوع سایت شما مرتبط هستند هم می‌توانند بر روی سئو سایت شما تاثیر بگذارند. لینک‌سازی خارجی یا ارجاع به منابع دیگر می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن سایت شما توسط موتورهای جستجو دیگر شود.

۵۱ نوع از پرکاربردترین مدل های بازاریابی

استراتژی بازاریابی به روشی برای حفظ مشریان فعلی و افزایش مشتریان جدید اطلاق می‌شود که توسط مدیران یک سازمان اتخاذ می‌گردد. در تدوین یک استراتژی بازاریابی بایستی با توجه به مدل های بازاریابی سیاست کلی یک سازمان در عرصه مارکتینگ را تعیین کرد. در تعیین استراتژی بازاریابی به موارد زیر توجه داریم:

مدل های بازاریابی
مدل های بازاریابی
  • تعیین مدل بازاریابی
  • نحوه تعامل با رقیبان
  • افزایش رضایت مشتریان
  • چگوتنگی راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی
  • همکاری با اینفلوئنسرها
  • شناسایی مشکلات پنهان مشتریان
  • برندینگ اصولی
  • توجه به نظرات مخاطبان
  • استفاده از کانال‌های ارتباطی جدید برای ارتباط موثر با مشتریان
  • افزایش مشارکت پرسنل شرکت در فرآیند بازاریابی
  • توجه به روایتگری در بازاریابی

در ادامه این پست قصد داریم به معرفی انواع مدل های بازاریابی یا در واقع اصطلاحات رایج در بازاریابی مدرن بپردازیم.

معرفی انواع مدل‌های بازاریابی

برای افزایش فروش و تسلط بر بازارهای رقابتی بایستی به استراتژی‌های بازاریابی توجه داشت. استراتژی بازاریابی نحوه عرضه یک محصول به بازار و ارتباط با مشتریان، رقبا ومحیط را تعیین می‌کند. انتخاب یک استراتژی بازاریابی درست می‌تواند ارزش مناسبی را به مشتریان انتقال دهد.

ارزش ایجاد شده برای مشتریان باعث ارتقاء جایگاه یک کسب و کار خواهد شد. به کارگیری استراتژی‌های بازاریابی مختلف در طول سالیان متمادی باعث ایجاد مدل های بازاریابی متنوعی گردیده است. در این پست سعی می‌کنیم به صورت گذرا به ۵۱ نوع از مدل های بازاریابی اشاره کنیم.

۱- بازاریابی انگیزه‌ای(Cause Marketing)

شناسایی انگیزه‌های مشتری می‌تواند کمک زیادی به هر کسب وکاری بنماید.

۲- بازاریابی محدوده نزدیک(Close Range Marketing)

در این نوع استراتژی سعی می‌شود تبلیغات در یک محدوده نزدیک به سازمان یا محصول ارائه شود. این نوع بازاریابی به بازاریابی مجاورتی نیز مشهور است.

۳-بازاریابی رابطه‌ای(Relationship Marketing)

در بازاریابی رابطه‌ای به ارتباط نزدیک با مشتری از طیق کانال‌های مختلف توجه داریم و سعی می کنیم از فروشگاه فیزیکی، وب‌سایت، موبایل مارکتینگ، شبکه‌های اجتماعی و.. برای تعامل بیشتر با مشتری استفاده کنیم.

۴- بازاریابی عرضه کم(Scarcity Marketing)

در برخی از کسب وکارها اصل بر عرضه کم ولی با کیفیت است. این نوع از بیزنس‌ها معمولا دارای مشتری‌های لاکچری و خاص خود هستند.

۵- بازاریابی دهان به دهان(Word of Mouth Marketing)

در این بازاریابی به دنبال انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر بوسیله ارتباطات شفاهی هستیم.

۶- بازاریابی اقدام محور(Call to Action Marketing)

در این روش به دنبال تبدیل ترافیک در وب‌سایت به فروش واقعی با کمک محتواهای متنی و بصری می‌باشیم.

۷- بازاریابی ویروسی(Viral Marketing)

در این روش سعی می‌شود تا یک محصول یا برند به صورت گسترده‌ در جامعه مطرح شود. بستر وب و شبکه‌های اجتماعی بای بازاریابی ویروسی بسیار ایده‌آل می‌باشد.

۸- بازاریابی سفارشی(Diversity Marketing)

ایجاد تنوع در فرهنگ‌ها و سلایق باعث می‌شود تا انتظارات مختلفی در مردم بوجود آید. بازاریابی سفارشی سعی در تامین نیاز افراد با توجه به خواسته‌های آنان دارد.

۹- بازاریابی مخفی(Undercover Marketing)

گاهی اوقات نیازی نیست که همه‌ی ویژگی‌های یک محصول را بیان کنیم. شگفت‌زده شدن مشتری از برخی ویژگی‌ها باعث می‌شود تا یک همهمه عمومی در جامعه پیش بیاید که این خود تاثیر بسزایی در جذب مشتریان خواهد داشت.

۱۰- بازاریابی فراگیر(Mass Marketing)

بسیاری از کسب و کارها نیاز به حجم زیادی از مشتریان دارند. در بازاریابی انبوه یا فراگیر سعی می‌شود تا به صورت عمومی افراد را به سمت خدمات یا محصولات بکشند و تلاش حداکثری برای جذب مشتری انجام دهند.

۱۱- بازاریابی فصلی(Seasonal Marketing)

برخی از رویدادها و اتفاقات فقط در بازه‌های زمانی خاصی اتفاق می‌افتند. مثلا مسافرت‌های نوروزی یا جشن ولنتاین را می‌توان جزء بازاریابی‌های فصلی دانست. داشتن یک مدل بازاریابی خاص برای این ایام می‌تواند باعث موفقیت یک کسب و کار شود.

۱۲- بازاریابی روابط عمومی(PR Marketing)

داشتن بازاریابی قوی در کنار روابط عمومی موثر می‌تواند یک موقعیت ایده‌آل را برای هر تجارتی فراهم آورد. ارتباط با مشتریان و پشتیبانی از محصولات فروخته شده می‌تواند به عنوان یک استراتژی جدّی در بازاریابی محسوب شود.

۱۳- بازاریابی آنلاین(Online Marketing)

با توسعه تجهیزات هوشمند، لپ‌تاپ های قابل حمل و فراگیر شدن اسمارت‌ فون‌ها، جذب مخاطبان از طریق فضای آنلاین گسترش یافته است.

۱۴- بازاریابی ایمیلی(Email Marketing)

هر چند از زمان عرضه سرویس‌های ایمیلی چندین سال می‌گذرد امّا همچنان این نوع بازاریابی در بسیاری از تاثیرگذاری بالاتری برخوردار است.

۱۵- بازاریابی هیجانی(Evangelism Marketing)

بسیاری از مشاغل با ایجاد هیجانات مقطعی به فروش محصولات خود می‌پردازند. مشابه آن چیزی که در باشگاه‌های فوتبال و فروش پیراهن‌های ورزشی دو رقیب اتفاق می‌افتد.

۱۶- بازاریابی رویدادمحور(Event Marketing)

ایجاد یک رویداد یا شرکت در رویدادهای مختلف به عنوان یک راهکار در بازاریابی محسوب می‌شود.

۱۷- بازاریابی آفلاین(Offline Marketing)

هرچند امروزه بازاریابی آنلاین گسترده شده و جایگاه ویژه‌ای را پیدا کرده است امّا هنوز بکارگیری مدل‌های بازاریابی آفلاین می‌تواند در بسیاری از موارد کارگشا باشد.

۱۸- بازاریابی برونگرا(Outbound Marketing)

اطلاع‌رسانی گسترده درباره خدمات یا محصولات یک برند به عامه افراد با کمک تبلیغات گسترده، مهمترین استراتژی در بازاریابی برونگرا می‌باشد.

۱۹- بازاریابی مستقیم(Direct Marketing)

ارتباط مستقیم با مشتریان در بسیاری از موارد می‌تواند راهگشا باشد و موجب افزایش فروش شود.

۲۰- بازاریابی ربایشی یا درونگرا(Inbound Marketing)

جذب مخاطب با کمک آگاهی دادن و بدون ارائه مستقیم محصول به مشتری، مهمترین استراتژی در بازاریابی درونگرا می‌باشد.

۲۱- بازاریابی خبرنامه‌ایی(Newsletter Marketing)

ارائه اخبار یک کسب و کار یا معرفی جدیدترین محصولات یک برند می‌تواند برای بسیاری از مخاطبان جذاب باشد. خبرنامه می‌تواند با آگاه کردن مخاطبان آنها را به مشتریان بالقوه تبدیل کند.

۲۲- بازاریابی ارائه رایگان(Freebie Marketing)

در این شیوه بازاریابی محصولات یا خدمات رایگانی عرضه می‌شود ولی خدمات جانبی یا پشتیبانی محصولات در قبال دریافت هزینه ارائه می‌شود.

۲۳- بازاریابی مقاله‌(Article Marketing)

بسیاری از محققان و متخصصان برای خرید محصولات مورد نیاز، براساس اطلاعات فنی ارائه شده در مقالات عمل می‌نمایند. بنابراین می‌توان از مقالات علمی و فنی برای بازاریابی محصولات HighTech استفاده برد.

۲۴- بازاریابی محتوا(Content Marketing)

محتوا پادشاه است. به همین دلیل می‌توان با کمک تولید و ارائه انواع محتوا به صورت گسترده مشتریان را به سمت خود فرا خواند. بازاریابی محتوا یک روش بازاریابی درونگرا و به عنوان ابزاری برای فروش مستقیم محسوب می‌شود.

۲۵- بازاریابی نمایشگاهی(TradeShow Marketing)

محصولات بسیاری وجود دارند که ماهیت فیزیکی دارند و باید عملکرد آن‌ها توسط مشتری دیده شود تا خریداری شوند. بازاریابی نمایشگاهی به عنوان ابزاری برای معرفی محصولات فیزیکی و برندینگ محسوب می‌شود.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

۲۶- بازاریابی جستجو(Search Marketing)

در حال حاضر مردم سئوالات رایج خود را از دیگران نمی‌پرسند. آن‌ها موتورهای جستجو نظیر گوگل را به عنوان مرجعی معتبر قبول دارند. فدرت بازاریابی جستجو باعث شده تا مفهوم مهمی به نام سئو(SEO) بوجود بیاید و بسیاری از کسب و کارها با کمک تکنیک‌های سئوی ارگانیک، موقعیت ایده‌آلی را برای خود بوجود بیاورند.

۲۷- بازاریابی دنج(Niche Marketing)

در هر بازاری موقعیت‌های بکری وجود دارد که با کمترین امکاناتی و البته با داشتن کمی خلاقیت می‌توان به آن‌ها دست یافت. استفاده از خصوصیات خاص در یک محصول می‌تواند به شما کمک کند تا یک بازار انحصاری یا با رقابت کم را برای خود ایجاد کنید.

۲۸- بازاریابی قطره‌ای(Drip Marketing)

بازاریابی قطره‌ای یک شیوه ارتباطی است که در آن سعی می‌شود تا پیام‌ها به صورت محدود و قطره‌ چکانی به مخاطبان عرضه گردد. این بازاریابی باعث تحریک حس کنجکاوی مخاطبان و درگیرشدن آن‌ها با موضوع بازاریابی می‌شود.

۲۹- بازاریابی جامعه‌ایی(Community Marketing)

درگیر کردن جامعه هدف در فعالیت‌ها، مباحث و نحوه عملکرد محصولات یک شرکت باعث خواهد شد تا نیازها و خواسته‌های آن‌ها به راحتی مطرح شود و از سوی دیگر حس اعتماد بیشتری در مشتریان بوجود آید.

۳۰- بازاریابی رسانه‌های اجتماعی(Social Media Marketing)

با ارائه رسانه‌های اجتماعی نظیر شبکه‌های اجتماعی، پیامرسان‌ها، اپ‌های موبایلی و..) فرصتی منحصربفرد برای بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط بوجود آمده است.

۳۱- بازاریابی رسانه متقابل(Cross Media Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود تا اطلاعات از طریق چندین رسانه به مشتری ارسال شود. مشتری در چنین شرایطی حس فراگیر بودن تبلیغات و شهرت برند را پیدا می‌کند.

۳۲- بازاریابی B2B

در بازاریابی کسب وکار یا بازاریابی B2B، مخاطب بازاریابی خود یک کسب و کار دیگر می‌باشد. در چنین بازاریابی بایستی به ویژگی‌های آن کسب و کار نیز توجه نمود.

۳۳- بازاریابی ترویجی(Promotional Marketing)

در این بازاریابی به دنبال تحریک مشتری برای خرید یا اقدام به یک عمل می‌باشیم. انواع مسابقات، کوپن‌ها، هدایا و تخفیفات مقطعی از جمله انواع شیوه‌های استفاده شده در این روش می‌باشد.

۳۴- بازاریابی کمین کردن(Ambush Marketing)

این بازاریابی مناسب کسب و کارهای کوچکی است که قدرت رقابتی بالایی ندارند. در این نوع از بازاریابی کسب و کارهای کوچک سعی می‌کنند با تاثیری که بر روی کسب و کارهای بزرگتر می‌گذارند بهتر دیده شوند و رشد مطلوبی پیدا کنند.

۳۵- بازاریابی B2C

هدف این نوع از بازاریابی، مصرف کننده نهایی می‌باشد. کمپین‌های بازاریابی B2C معمولا کوتاه مدت و با تخفیفات ویژه هستند.

۳۶- بازاریابی ابری(Cloud Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود تمامی محصولات و خدمات به صورت آنلاین و با استفاده از فضای ابری به مشتریان ارائه شود. در این بازاریابی سعی می‌شود منابع به صورت ارزان قیمت و به صورت گسترده در اختیار مشتری قرار گیرد. مشتری می‌تواند از هرجایی و در هر زمانی به خرید اقدام کند.

۳۷- بازاریابی موبایل(Mobile Marketing)

در این نوع بازاریابی، رسانه اصلی گوشی‌های هوشمند و آپ‌های نصب‌شده بر روی آن‌ها می باشد. ارسال نوتیفیکیشن‌های تبلیغاتی از طریق نرم‌افزارهای موبایلی براساس اطلاعات زمانی ومکانی کاربر موقعیت جذابی را برای بسیاری از مشاغل فراهم می‌آورد.

۳۸- بازاریابی اتحاد محور(Alliance Marketing)

اتحاد دو یا چند کسب وکار برای کسب منافع مشترک در بازاریابی و تصاحب سهم بزرگتری از بازار را بازاریابی اتحاد گویند. از این نوع بازاریابی به بازاریابی همکاری یا Affinity Marketing هم نام برده می‌شود. به عنوان مثال یک برند وظیفه آموزش و آگاه‌سازی را برعهده می‌گیرد و برند دیگر وظیفه ارائه خدمات را برعهده می‌گیرد.

۳۹- بازاریابی معکوس(Reverse Marketing)

در بازاریابی معکوس، به جای آن‌که بازاریابان به سراغ مشتری بروند، مشتری به دنبال فروشندگان یک محصول یا خدمت می‌رود. شیوه اصلی در این کار تبلیغات گسترده تلویزیونی می‌باشد. بعد از این‌که تبلیغات صورت پذیرفت، بازاریابان منتظر می‌مانند تا مشتریان به سراغ آن‌ها بیایند.

۴۰- بازاریابی تلفنی(Tele Marketing)

هر چند که امروزه استفاده از تلفن برای بازاریابی زیاد منطقی بنظر نمی‌رسد، امّا همچنان می‌توان از این ابزار برای بازاریابی یا پیگیری تقاضاهای مشترین استفاده کرد. در بازاریابی تلفنی هدف اصلی معرفی محصولات جدید به مشتریان و اطمینان‌ دادن از خدمات پشتیبانی می‌باشد.

۴۱- بازاریابی نمونه رایگان

در این مدل بازاریابی سعی می‌شود یک نمونه ساده و رایگان از محصول در اختیار مشتری قرار گیرد تا مشتری بتواند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد. این روش با مدل بازاریابی Freebie Marketing متفاوت است.

۴۲- بازاریابی ایمیل مستقیم(Direct Mail Marketing)

ارتباط مستقیم با مشتری در بسیاری از موارد می‌تواند به مشتری حس خوبی را بدهد. ارسال ایمیل مستقیم و شخصی به دوستان یا مشتریان قدیمی و دعوت از آنان برای بازدید از خدمات و محصولات جدید می‌تواند دربسیاری از موارد راهگشا باشد.

۴۳- بازاریابی داده‌محور(Data Driven Marketing)

امروزه کسب و کارهای فنّاورو اینترنت-محور از مخاطبان خود داده‌های زیادی را جمع‌آوری می‌کنند. استفاده از داده‌های ذخیره شده در پایگاه داده‌ها می‌تواند باعث ایجاد موقعیت‌های جدیدی در بازار شود.

۴۴- بازاریابی شخصی سازی شده(Personalized Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود تا محصولی کاملا متمایز با سایر محصولات موجود در بازار عرضه گردد. در شخصی‌سازی سعی بر این است که برای هر مشتری ثیک محصول سفارشی تولید و عرضه گردد.

۴۵- بازاریابی فرهنگی(Cultural Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود با توجه به فرهنگ قالب در یک جامعه به عرضه محصولات یا خدمات پرداخته شود.

۴۶- بازاریابی انسانی(Humanistic Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود با توجه به ویژگی‌ها و علاقمندی‌های عمومی در انسان تصمیماتی برای بازاریابی گرفته شود. این نوع از بازاریابی به دنبال برطرف‌کردن محرومیت‌های ذاتی انسان‌ها می‌باشد.

۴۷- بازاریابی چریکی(Geurrila Marketing)

در این نوع بازاریابی به روش‌های غیر متعارف در بازاریابی اشاره دارد که با بودجه کم، جمعیت زیادی از مخاطبان را در بر می‌گیرد و معمولا نتایج حیرت‌انگیزی را به همراه می‌آورد.

۴۸- بازاریابی هوش مصنوعی(Artificial Intelligence Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود با استفاده از الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی، یادگیری ماشین و الگوریتم‌های تکاملی به مدل‌سازی رفتار احتمالی مشتریان در فرآیندهای بازاریابی پرداخته شود. هوشمندسازی بازاریابی هدف نهای این نوع از بازاریابی می‌باشد.

تغییر در بازاریابی رسانه های اجتماعی با اینترنت اشیا

۴۹- بازاریابی دوستدار برند(Brand Lover Marketing)

در این بازاریابی سعی می‌شود تا طرفداران یک برند به دوستداران واقعی تبدیل شوند به طوری که آن‌ها ترویج‌کننده آن برند شوند و حتی بخشی از فرآیندهای بازاریابی و تبلیغات را به صورت رایگان برعهده گیرند.

۵۰- بازاریابی چابک(Agile Marketing)

در این شیوه از بازاریابی سعی می‌شود تا با استفاده از انواع متدلوژی‌های چابک، فرآیند بازاریابی به شکل متفاوتی اجرا گردد.

۵۱- بازاریابی رفتاری(Behavioral Marketing)

در این مدل بازاریابی که بر پایه شناخت رفتار مشتریان بنا گزارده شده است، سعی می‌شود تا سیاست‌های بازاریابی براساس علوم شناختی تدوین گردد. این نوع از بازاریابی مدعی است که بسیاری از رفتارهای انسانی در موقع خرید قابل پیش‌بینی می‌باشد. در بازاریابی عصبی یا Neuromarketing نیز به این می‌پردازد که مغز چگونه تحت تاثیر تبلیغات قرار می‌گیرد.

کاربرد برچسب ها در وبلاگ نویسی

کسانی‌که به صورت حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی می‌کنند با اصطلاح برچسب‌ها در سیستم‌های مدیریت محتوا به دفعات مواجه شده‌اند. استفاده درست از برچسب ها در وبلاگ نویسی می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن محتواهای یک وبلاگ شود.

امّا سئوال مهمی که ذهن وبلاگ‌نویسان را به خود درگیر می‌کند، این است که جایگاه برچسب ها در یک وبلاگ چیست و بایستی از چند برچسب در هر محتوایی استفاده کرد. در ادامه این پست کوتاه می‌خواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم.

دسته‌ها(Category) یا برچسب ها(Tags)؟

برچسب ها در وبلاگ نویسی
برچسب ها در وبلاگ نویسی

معمولا در CMS های مختلف با دو اصطلاح دسته‌ها و برچسب‌ها مواجه هستیم. در دسته‌بندی معمولا مرزبندی وحوزه های اصلی هر سایتی را مشخص می‌کند. معمولا از دسته‌ها در منوی اصلی سایت استفاده می‌کنیم. دسته‌بندی باعث می‌شود تا محتوای سایت ما دارای نظم باشد و هر محتوایی در یک گروه مختص به خود جا بگیرد. این نظم باعث می‌شود تا کاربران بتوانند به راحتی پست خود را بیابند.

امّا در کنار دسته‌بندی با اصطلاح برچسب نیز مواجه هستیم. معمولا هنگان تعیین استراتژی محتوایی برای یک وبلاگ نمی‌توانیم تمامی دسته‌ها یا موضوعات را شناسایی کنیم یا این‌که ممکن است برخی از دسته‌ها برای ما اهمیت با درجه بالایی نداشته باشند، در چنین مواقعی برچسب‌ها به کمک ما می‌آیند.

برچسب ها نیز در واقع نوعی از دسته‌بندی هستند که به مخاطبان و موتورهای جستجو کمک می‌کنند تا محتوای موردنظر خود را سریعتر بیابند.

۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

تفاوت اصلی برچسب‌ها با دسته‌ها

برچسب ها را باید همانند دسته‌ها در زمان تعیین استراتژی و حوزه‌های فعالیت وبلاگ تعیین کرد. یک بلاگر حرفه‌ای همواره یک لیست از برچسب‌های مهم را در اختیار دارد. هرچند که برچسب ها جزئی از محتواهای ضعیف(Poor Content) در وبلاگ ها محسوب می‌شوند، امّا می‌توانند باعث افزایش ماندگاری کاربر در سایت شوند و عملکردی مشابه لینک‌های داخلی از خود بروز دهند.

در جدول۱ تفاوت‌های دسته‌ها و برچسب ها به صورت موردی عنوان شده است:

تفاوت برچسب ها با دسته ها در وبلاگ‌نویسی
جدول۱: بررسی تفاوت‌های برچسب‌ها با دسته‌ها در وبلاگ‌نویسی
  • در دسته‌ها از عناوین عمومی و کوتاه استفاده می‌کنیم، در حالی که در برچسب‌ها عناوین اختصاصی‌تر و بلندتر می‌شوند.
  • معمولا هر محتوا در یک دسته خاص قرار می‌گیرد، امّا لزومی ندارد در یک محتوا حتما از برچسب‌ها استفاده کنیم.
  • دسته‌ها ساختار سلسله مراتبی دارند و به یکدیگر وابسته هستند، امّا برچسب معمولا مستقل از یکدیگر هستند.
  • دسته‌ها را ایندکس می‌کنیم و سئو آن‌ها برای ما اهمیت دارد، در حالی‌که برچسب‌ها را می‌توان بصورت no index در نظر گرفت.
  • تعداد دسته‌ها در یک وبلاگ محدود است و نباید دسته‌های زیادی را ایجاد کنیم، اما در مورد برچسب‌ها محدودیت زیادی نداریم. همچنین هر محتوایی می‌تواند در دو دوسته یا سه دسته قرار گیرد، امّا هر محتوایی می‌تواند تا ۵ برچسب مستقل از یکدیگر داشته باشد.
  • از دسته بندی می‌توان برای فهرست‌ها و منوهای یک سایت استفاده کرد، این در حالی است که برچسب ها را می‌توان با ابزار ابربرچسب در فوتر یا سایدبار نمایش داد.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

تاثیر برچسب ها بر وبلاگ نویسی مدرن

هدف نهایی در استفاده از دسته‌ها و برچسب‌گذاری، مرتب سازی محتواها و دسترس‌پذیری بهتر محتواها برای کاربران یک وبلاگ می‌باشد. تجربه کاربری خوب در یک وبلاگ باعث رضایت مخاطبان خواهد شد، که این رضایت برای اینفلوئنسر یا مالک یک کسب و کار مزایای بسیاری را به همراه خواهد آورد.

جایگاه برچسب و دسته ها در یک وبلاگ
جایگاه برچسب و دسته ها در یک وبلاگ

همواره باید در برچسب‌گذاری محتواها به دو مورد زیر توجه داشته باشیم:

  • استفاده بیش از حد از برچسب‌ها هرگز توصیه نمی‌شود.
  • عدم استفاده از برچسبگذاری در محتواها هم هرگز توصیه نمی‌شود.

باید توجه داشت که استفاده درست و به موقع از برچسب ها در وبلاگنویسی می‌تواند ارزش‌آفرین باشد. زیرا که برای هر برچسب یک صفحه جدید در وبلاگ ایجاد می‌شود. اگر این برچسب به درستی انتخاب و سئو شود، در گوگل ایندکس خواهد شد و می‌تواند برای بلاگنویس، ورودی موثری را به همراه داشته باشد.

اسلاید آموزشی مربوط به این پست را در ادامه مشاهده کنید و با کمک نشانگر بین اسلایدها حرکت کنید:

[soliloquy id=”4720″]