معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

متریک های رسانه ها اجتماعی

متریک های رسانه ها اجتماعی

در این پست قصد داریم ۱۹ متریک (شاخص) مهم در رسانه های اجتماعی را معرفی کنیم و نحوه پیگیری و محاسبه آنها رابیان کنیم . متریک یا همان شاخص (KPI : Key Performance Indicator) معیارهایی هستند که ما می توانیم از آنها برای اندازه گیری وضعیت کسب و کارمان استفاده کنیم . در اینجا به طور اختصاصی به شاخص های رسانه های اجتماعی خواهیم پرداخت . کنترل پیوسته این شاخص ها می توانند تاثیر شگرفی در رشد و توسعه کسب و کار شما در محیط های مجازی داشته باشند .

امروزه سئوالات زیادی ذهن بازاریابان دیجیتال را به خود مشغول کرده است . از جمله مهمترین این سئوالات عبارتند از :

  • متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی کدام هستند ؟
  • پیگیری این متریک ها چه تاثیر بر کسب و کار ما دارد ؟
  • آنالیز داده ها و ارقام مرتبط با رسانه های اجتماعی می تواند ایده های جدیدی را به ما بدهد ؟
  • و…

اگر شما مدیر یک رسانه اجتماعی هستید باید توانایی نشان دادن ارزش های کاری خود را داشته باشید و به کمک یکسری اعداد و ارقام و متریک های معین بهترین تصمیمات را بگیرید . بنابراین می توان نتیجه گرفت که موفقیت در دیجیتال مارکتینگ تنها با کمک متریک ها بوجود خواهد آمد .

شما (به عنوان بازاریاب آنلاین) باید به صورت مستمر به مدیران ارشد خود گزارشاتی را ارائه دهید . گزارشات شما باید برمبنای داده های واقعی تهیه شوند . تعداد فالوورها ، بازدیدها ، اشتراک گذاری ، لایک ها ، کامنت ها و … در یک رسانه اجتماعی نشان دهنده وایرال شدن یا نشدن محتوای شما می باشد . اگر محتواهای شما بتوانند به خوبی وایرال شوند ، شما می توانید امیدوار به دریافت بیشترین بازخوردها از سوی مخاطبان خود باشید .

داده های واقعی که از رسانه های اجتماعی استخراج می شوند ، اطمینان لازم را به مدیران می دهند تا با خاطری آسوده تر به سرمایه گذاری در آن رسانه اجتماعی بپردازند . همچنین این داده ها به یک دیجیتال مارکتر کمک خواهد کرد تا تصمیمات هوشمندانه تری را برای انتخاب و ادامه مسیر خود بگیرد .

مهمترین شاخص های رسانه های اجتماعی برای بازاریابان دیجیتال

قیف اجتماعی : عناصر موثر در یک رسانه اجتماعی

قبل از بررسی متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی به معرفی قیف شبکه های اجتماعی می پردازیم . به این منظور قیف یک شبکه اجتماعی را به ۴ بخش زیر تقسیم می کنیم(به شکل۱ توجه کنید) :

قیف رسانه های اجتماعی

قیف رسانه های اجتماعی

  1. آگاهی (Awareness) : این معیار مخاطبان فعلی و بالقوه را مشخص می کند .
  2. تعامل (Engagement) : این معیار نشان می دهد که مخاطبان شما چگونه با محتوای شما ارتباط برقرار می کنند .
  3.  تبدیل (Conversation) : این معیار میزان اثربخشی شما را در رسانه های اجتماعی نشان می دهد .
  4. مصرف کننده (Consumer) : این معیار منعکس کننده تفکرات و احساس مشتریان شما در مورد برند تجاری شما می باشد .

هرکدام از مراحل قیف بالا دارای یکسری متریک های مرتبط با خودشان هستند که برروی اثربخشی بازاریابی شبکه های اجتماعی تاثیر می گذارند . حالا می خواهیم به همراه یکدیگر به درون این قیف شیرجه بزنیم و به بررسی هر کدام از متریک های بخش های ۴ گانه بالا بپردازیم :

شاخص های آگاهی

متریک هایی که در این دسته جای می گیرند اطلاعاتی را درباره مخاطبان فعلی و مخاطبان بالقوه به شما می دهند . در پایین مهمترین آنها را مشاهده می کنید :

۱- آگاهی از برند (Brand Awarness)

در معیار آگاهی از برند ، شما باید به نام تجاری برندتان در تمامی رسانه های اجتماعی توجه داشته باشید . شما باید در طول دوره های زمانی مشخص گزارشاتی را بر پایه داده های آماری در مورد برندتان تهیه کنید .

شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید به موضوعات مهمی نظیر منشن شدن ، اشتراک گذاری ، لینک شدن ، تعداد نمایش و .. در شبکه های مختلف توجه داشته باشید . با توجه به شرایط برندتان می توانید طول دوره های گزارش گیری را تغییر دهید . معمولا این گزارشات هفته ای ، ماهانه یا فصلی تهیه می شوند .

مراحل طراحی این معیار:
  1. ۱-تعیین معیارهای مهم برای برقراری ارتباط بین برند شما و مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه تان .
  2. ۲- تعیین دوره گزارش گیری
  3. ۳- سعی کنید سازگار باشید (Consistent) . سازگاری تضمین می کند که شما با روند دقیق و قابل اطمینانی داده های خود را مقایسه می کنید .
۲-نرخ رشد مخاطبان(Audience Growth Rate)

نرخ رشد مخاطبان شاخصی است که شما می توانید به وسیله آن سرعت رشد برند خود را در رسانه های اجتماعی مختلف اندازه گیری کنید . این معیار در حقیقت سرعت افزایش فالوورهای شما را نشان می دهد .

همانطور که دسترسی در اینترنت همچنان در سراسر جهان افزایش می یابد ، دنبال کردن رسانه های اجتماعی مشهور نیز بیشتر مورد توجه مردم قرار خواهد گرفت . بنابراین انتظار رشد شبکه های اجتماعی هرگز دور از انتظار نخواهد بود .

به همین دلیل بسیار مهم است که بدانیم چه تعداد مخاطب جدید در ماه های گذشته بدست آورده ایم و این تعداد آیا برای حفظ شرایط رقابتی ما مناسب است .

مراحل پیگیری این معیار
  1. ۱- دنبال کنندگان جدید خود را در هر شبکه اجتماعی به صورت دوره ای اندازه گیری کنید .
  2. ۲-دنبال کنندگان جدید خود را به تعدا کل مخاطبان خود تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد رشد مخاطبان خود را بیابید .
۳-مشاهده پست(Post Reach)

مشاهده یک پست تعداد افرادی را نشان می دهد که یک پست شما را مشاهده کرده اند .

این متریک بسیار ساده و قابل درک است . شما می توانید به صورت عملی تعداد مشاهده شدن پست های خود را استخراج کنید . این متریک اطلاعات جزئی بسیاری را با خود به همراه دارد . مثلا زمان آنلاین بودن مخاطبان شما را نشان می دهد و یا این که مخاطب شما به چه محتوایی بیشتر ارزش می دهد .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-تعداد بازدید هر پست را اندازه گیری کنید .
  2. ۲-تعداد بازدید هرپست را بر تعداد کل مخاطبان خود تقسیم کنید . عدد بدست آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد بازدید هر پست خود را بدست آورید .
۴- پتانسیل مشاهده(Potential Reach)

پتانسیل مشاهده تعداد افرادی که در یک دوره گزارشی یک پست را مشاهده خواهند کرد ، نمایش می دهد . به عبارتی دیگر ، اگر فالوورهای شما پست تان را به اشتراک بگذارند ، تقریبا ۲ تا ۵ درصد از فالوورهای آنها روی پست شما تاثیر خواهند گذاشت .

درک این متریک بسیار مهم است چرا که شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید تلاش کنید تا مخاطبان خود را گسترش دهید . پتانسیل مشاهده شما را قادر می سازد تا میزان پیشرفت خود را بسنجید .

پیگیری این معیار
  1. ۱- از ابزارهای نظارتی برای تعیین تعداد کل منشن ها و اشتراک گذاری پست های خود استفاده کنید .
  2. ۲-بررسی کنید که چه درصدی از فالوورهای شما از طریق منشن ها به شما پیوسته اند .
  3. ۳-با ضرب دو عدد مرحله ۱ و ۲ تعداد بازدید کننده پتانسیل مشاهده برند تجاری خود را بدست آورید . معمولا پتانسی شما باید عددی بین ۲ تا ۵ درصد باشد .
۵- اشتراک گذاری صدا در شبکه های اجتماعی(Social Share of Voice [SSOV])

این معیار به اندازه گیری میزان اشتراک گذاری صوت تولید شده توسط برند شما در شبکه های اجتماعی می پردازد . این اشتراک گذاری ها می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می باشد . SSOV نشان دهنده توان رقابتی شما با سایر رقبا می باشد .

فرآیند پیگیری این معیار
  1. ۱-میزان ذکر شدن نام تجاری خود را به صورت مستقم و غیرمستقیم در شبکه های اجتماعی بیابید .
  2. ۲-نام رقبای خود را در لیستی اضافه کنید .
  3. ۳-وضعیت رقبای خود را در یک دوره زمانی مشخص بسنجید .
  4. ۴-تعداد اشتراک گذاری فایل های خود را به تمام اشتراک گذاری برندها تقسیم کنید و عدد بدسا آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید . شما می توانید با استفاده از ابزارهای آنالیز ، فرآیند این محاسبات را ساده تر کنید .

معیارهای تعامل (Engagement Metrics)

در این بخش به بررسی متریک هایی می پردازیم که به چگونگی برقراری ارتباط بین مخاطبان و محتوای تولیدی ما می پردازد .

۶- نرخ تحسین(Applause Rate)

نرخ تحسین در واقع تعداد تاییدیه های یک پست است (مثل لایک کردن و یا اعلام علاقمندی) . این نرخ براساس تعداد لایک به تعداد کل مخاطبان بدست می آید .

هنگامی که یک فالوور یکی از پست های شما را لایک می کند به صورت غیرمستقیم اذعان می کند که پست شما برای او ارزشمند بوده است . دانستن این که چه محتوایی برای چه تعداد از مخاطبان شما ارزشمند بوده است ، می تواند مسیر شما را در طراحی محتواهای آینده تغییر دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- تعداد کل لایک های یک پست را که در یک دوره مشخص دریافت کرده اید استخراج کنید .
  2. ۲-عدد استخراج شده در مرحله قبل را بر تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کرده و حاصل را در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۷- میانگین نرخ تعامل(Average Engagement Rate)

نرخ متوسط تعامل یا همان میانگین نرخ تعامل ، تعداد مشارکت ها در یک پست را نشان می دهد .( نظیر لایک ، اشتراک گذاری ، دایرکت ، ذخیره کردن ، کامنت و …) .

این نرخ یک معیار بسیار مهم است چرا که تعامل بیشتر به معنای درگیر شدن مخاطب با محتوای شما می باشد . شما باید همواره یک نرخ متوسط تعامل را برای هر پست در نظر بگیرید . اگر پست شما از تعامل بالایی برخوردار است زیاد نگران آیتم هایی نظیر لایک ، تعداد فالوور و … نباشید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-جمع کردن تعداد لایک ها ، کامنت و اشتراک گذاری در هر پست
  2. ۲-تقسیم عدد فوق بر تعداد کل فالوورها ضربدر ۱۰۰

نکته : این معیار در هر پلت فرمی متفاوت است به عنوان مثال توئیتر و فیسبوک دارای نرخ تعامل پایین تری می باشند (مثلا ۰٫۵ تا ۱ درصد) . از طرفی دیگر اینستاگرام نرخ تعامل بالاتری دارد (در حدود ۳ تا ۶ درصد)

۸- نرخ ارتقاء(Amplification Rate)

نرخ ارتقاء ، نسبت اشتراک گذاری هر پست به تعداد کل کاربران است . این نرخ توسط Avinash Kaushik نویسنده و بازاریاب دیجیتال گوگل طراحی شده است . ارتقاء در واقع نرخ توجه به محتوا و اشتراک گذاری آن در شبکه های اجتماعی را نشان می دهد . به هر میزان که نرخ ارتقاء شما بیشتر باشد نشان دهنده تمایل فالوورهای شما به برندتان می باشد .

چگونگی پیگیری این نرخ
  1. ۱-تعداد دفعاتی که یک پست در یک شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود را در یک دوره زمانی مشخص استخراج کنید .
  2. ۲-این تعداد را به کل فالوورها تقسیم کرده و در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۹- نرخ ویروسی(Virality Rate)

این نرخ میزان اشتراک گذاری پست شما را بر تعداد نمایش های منحصربفرد (Unique View) در یک دوره زمانی نشان می دهد . همانند بسیاری از متریک های معرفی شده در این لیست ، نرخ ویروسی نشان دهنده اطلاعات دقیقی از یک بازاریابی می باشد . این نرخ به مراتب از تعداد لایک اهمیت بیشتری دارد .

مثلا فرض کنید یک پست که ۱۷۰۰۰ لایک دارد دارای نرخ ویروسی ۰٫۱% باشد . در حالی که پست دیگری که تنها ۱۰۰۰۰ لایک دارد ممکن است نرخ ویروسی ۹٫۹۷% داشته باشد و قطعا پست دوم با نرخ ویروسی بالاتر ارزشمندتر از پست اول با تعداد لایک بیشتر خواهد بود .

نحوه پیگیری این متریک مهم
  1. ۱- میزان مشاهده منحصربفرد (Unique View) یا میزان تاثیر (Impression)  یک پست را استخراج کنید .
  2. ۲- میزان اشتراک گذاری همان پست را بدست آورید .
  3. ۳-میزان اشتراک گذاری را به میزان مشاهده منحصربفرد تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ ویروسی شما بدست آید .

معیارهای تبدیل

شاخص هایی که در زیر مطرح می شوند میزان مشارکت اجتماعی (Social Engagement) را نشان می دهد :

۱۰- نرخ تبدیل(Conversion Rate)

نرخ تبدیل به کلیک کنندگان روی یک لینک به کل بازدیدکنندگان آن لینک گفته می شود . البته این کلیک باید منجر به یک اقدام شود . منظور از اقدام (Action) می تواند عضویت در یک خبرنامه ، دانلود یک محتوا و یا ثبت نام در یک وبینار باشد .

یک نرخ تبدیل نشان دهنده میزان ارزشمند بودن و قانع کننده بودن محتوای شما برای مخاطبان هدف می باشد . از دیدگاه رسانه های اجتماعی ، این نرخ نشان دهنده قدرت برند و محتوای شما برای مخاطب است . در حقیقت این نرخ نشان می دهد که شما به چه میزانی توانسته اید انتظارات را برآورده کنید .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- یک پست با یک پیوند ارتباطی به صفحه فرود (Landing Page)  را با کمک یک کوتاه کننده لینک ایجاد کنید . صفحه فرود شما باید امکان پیگیری و آنالیز ترافیک شما را داشته باشد .
  2. ۲- نرخ مشاهده آن پست را محاسبه کنید .
  3. ۳- نرخ کلیک شدن بر روی آن لینک را بدست آورید .
  4. ۴- از تقسیم نرخ کلیک به نرخ مشاهده و ضرب آن در ۱۰۰ نرخ تبدیل خود را بدست آورید .

نکته : ممکن است در برخی مواقع یک پست تعداد مشاهده کمی داشته باشد امّا نرخ تبدیل آن بالا باشد . در چنین حالتی بازدید کنندگان اندک همان مشتریان واقعی خواهند بود . نرخ تبدیل یک معیار مهم برای نشان دادن اثر پذیری یک شبکه اجتماعی می باشد .

۱۱- میزان کلیک(CTR:Click Through Rate)

میزان کلیک یا همان CTR معمولا میزان کلیک افراد بر روی لینک موجود در هر پست می باشد (Call to Action) .این متریک را نباید با سایر اقدامات تعامل (نظیر اشتراک گذاری ، لایک ، کامنت) اشتباه گرفت .

CTR به طورخاص فقط به یک لینک مرتبط است که مخاطبان را به سمت یک محتوا می برد . ردیابی CTR به شما بینش ارزشمندی را درباره چگونگی ارائه پیشنهاداتتان به مخاطبان هدف را می دهد .

پیگیری این متریک
  1. ۱- کل کلیک بر روی یک لینک را اندازه گیری کنید .
  2. ۲- کل اقدام های انجام شده بر روی آن لینک را اندازه گیری کنید (اقدام انجام شده : ثبت نام ، خرید ، دانلود و..)
  3. ۳- تعداد کل اقدامات را به کل کلیک ها تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید .

نکته مهم : فراموش نکنید که در طی یک دوره زمانی مشابه میزان کلیک و اقدام را یادداشت کنید .

۱۲- نرخ پرش(Bounce Rate)

نرخ پرش درصد بازدیدکنندگان یک صفحه فرود می باشند که با استفاده از یک لینک یا موتور جستجو به آن صفحه وارد می شوند امّا به سرعت و بدون آنکه اقدامی را انجام دهند از آن صفحه خارج می شوند .

نرخ پرش به شما این امکان را می دهد تا میزان ترافیک وارد شده از رسانه های اجتماعی را اندازه گیری کنید و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) خود را در مقابل سایر منابع ترافیکی (مثلا ترافیک فیسبوک در مقابل ترافیک جستجوی گوگل) بدست آورید .

اگر نرخ پرش رسانه های اجتماعی شما پایین تر از سایر منابع باشد ، نشان دهنده این واقعیت است که کمپین رسانه های اجتماعی شما توانسته است مخاطبان هدف را به خوبی شناسایی نماید و نیازهای آنها را برآورده نماید و ترافیک ارزشمندی را به سوی صفحات فرود شما روانه کند .

پیگیری نرخ پرش
  1. ۱- تنظیم گوگل آنالیتیکس
  2. ۲- ورود به برگه Acquisition در بخش channeles و سپس به بررسی All traffic بروید .
  3. ۳- با کلیک بر روی دکمه Bounce Rate نرخ پرش در کنال های مختلف را می توان مشاهده کرد .

نکته : یافتن میزان اثربخشی رسانه های اجتماعی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست . شما باید برای اثبات ارزش رسانه های مختلف در یک کسب و کار ، مدت زمان طولانی را بر روی آن تمرکز کنید .

۱۳ – هزینه هر کلیک (CPC : Cost Per Click)

هزینه هر کلیک یا CPC مبلغی است که شما به ازای هر کلیک بر روی پست هایتان در شبکه های اجتماعی پرداخت می کنید . شما باید با توجه به CPC انتخاب کنید که تبلیغاتتان در فیسبوک ، اینستاگرام ، توئیتر یا لینکدین نمایش داده شود . شما با CPC می توانید به راحتی هزینه های خود را مدیریت کنید و یک سرمایه گذاری منطقی و کارآمد انجام دهید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱- یک پلتفرم مدیریت آگهی مناسب انتخاب کنید .
  2. ۲- امکانات و گزینه های مختلف آن را مورد بررسی قرار دهید .

نکته حیاتی : کمپین های تبلغاتی CPC (هزینه دار) می توانند برای رشد لحظه ای مناسب باشند . امّا هرگز آنها را برای مدت طولانی نگهداری نکنید چرا که می توانند نتیجه معکوسی برای کسب و کار شما در پی داشته باشند .

۱۴- هزینه انجام شده برای هر هزار حمایت (Cost Per Thousand Impression)

CPM مبلغی است که شما برای حمایت هزار نفر از یک پست تان در یک رسانه اجتماعی پرداخت می کنید . بر خلاف CPC یک CPM معمولا منجر به یک اقدام (Action) نشود .

در CPM هدف فقط نمایش یک محتوا به مخاطبان می باشد . CPM یک روش سریع و ارزان برای اشتراک گذاری محتواهایتان می باشد .

ییگیری این متریک
  1. ۱- انتخاب یک پلتفرم مدیریت آگهی
  2. ۲- بررسی گزینه های مختلف آن

نکته : یک کمپین CPM را برای مدت طولانی اجرا نکنید چرا که ممکن است نتایج معکوسی را برای شما در برداشته باشد .

۱۵- نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی (Social Media Conversion Rate)

نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی در حقیقت تعداد کل تبدیل هایی است که از رسانه های اجتماعی بدست می آید و به صورت یک درصد بیان می شود .

نقش این متریک بستگی به تاثیر هر پست شما در یک کمپین تبلیغاتی دارد . به دیگر عبارت این متریک پاسخ هایی را برای این سئوال می دهد که : چگونه پیشنهادات یک برند می تواند مخاطبان هدف را جلب نماید ؟

کنترل این شاخص
  1. ۱- یک پیوند کوتاه شده در تبلیغ خود ایجاد کنید .
  2. ۲- تعداد کل تبدیل های خود را اندازه گیری کنید .
  3. ۳- تبدیل های رسانه های اجتماعی خود را به کل تبدیل های خود تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی خود را بدست آورید .
۱۶- نرخ مکالمه(Conversion Rate)

نرخ مکالمه در شبکه های اجتماعی ، به نسبت کامنت های هر پست به تعداد کل مخاطبان شما در آن شبکه گفته می شود .

این نرخ به شما کمک می کند تا بتوانید ردیابی خوبی بر روی کامنت ها داشته باشید . در واقع این معیار ، توانایی شما را برای برقراری یک گفتگو با مخاطبانتان نشان می دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- سعی کنید با کمک ابزارهای مختلف ، نظرات کاربران خود را در یک دوره زمانی بدست آورید .
  2. ۲- تعداد نظرات استخراج شده در مرحله قبل را به تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کنید تا نرخ مکالمه را بدست آورید .

شاخص های مشتری(Customer Metrics)

متریک های زیر نشان می دهد که مشتریان فعال شما در مورد برندتان چه تصور و احساسی دارند .

۱۷- رضایت مشتری(Customer Testimonials)

متریک رضایت مشتری به بررسی و ارزیابی نظرات و مصاحبه های خاص مشتریان درباره یک برند می پردازد .

هدف نهایی این متریک ، دریافت احساس مشتریان از یک برند می باشد . این احساس می تواند منجر به اشتراک گذاری تجربیات خوب مشتریان با افراد دیگر گردد .

این متریک اعتماد و اعتبار  مشتری را به یک برند نمایش می دهد . اگر شما به دنبال جذب مشتری بیشتری هستید از مشتریان خوب خود بخواهید تا نظرات خود را درباره برند شما بیان نمایند .

یک کمپین در رسانه های اجتماعی راه اندازی کنید تا مردم درباره محصول و سرویس های شما توصیفات خود را بنویسند یا ویدئویی از کاربرد محصولات شما تهیه کنند . سعی کنید به طور دقیق نظرات مشتریان خود را رصد کنید و انتقادات آنها را به شدت جدّی بگیرید .

این متریک کاملا کیفی می باشد و نمی توان عدد و رابطه ای برای آن تعریف کرد .

۱۸- ارزیابی رضایت مشتری(Csat:coustomer Satisfaction Score)

نرخ رضایت مشتری یا Csat ، متریکی است که رضایت افراد از محصولات و سرویس های شما را نشان می دهد . معمولا امتیاز Csat از یک سئوال ساده بدست می آید ؟ میزان رضایت کلی خود از این محصول را بیان کنید ؟ (یک امتیاز از ۱ تا ۱۰ بدهید)

شما می توانید از مشتریان خود بخواهید که میزان رضایت خود را در مقیاس خطی به صورت امتیازی از ۱ تا ۱۰ و یا احساساتی (ضعیف ، متوسط ، خوب ، عالی ، بسیار عالی) ارائه کنند . Csat یک راه مطمئن برای درک نظر مشتریان درباره یک برند خاص می باشد .

پیگیری این سنجه
  1. ۱- ایجاد فرم جمع آوری نظرات
  2. ۲-جمع کل نظرات نظرسنجی
  3. ۳-تقسیم کل نمرات به تعداد کل نظرات
۱۹- نمره ترویج(NPS:Net Promoter Score)

نمره ترویج یا NPS متریکی برای اندازه گیری وفاداری مشتری می باشد . برخلاف Cast ، متریک NPS برای پیش بینی مشارکت مشتریان در آینده کاربرد دارد .

در این متریک ما تنها با یک سوال اساسی مواجه هستیم و آن این است که چقدر احتمال دارد که برند/محصول/خدمات ما را به یک دوست توصیه کنید ؟

سپس از مشتریان خواسته می شود تا با یک عدد ( از ۰ تا ۱۰) به این سئوال پاسخ دهند و براساس این نمره مشتریان به سه دسته زیر تقسیم می شوند :

  1. ۱- رقیبان (نمره ۰ تا ۶)
  2. ۲-منفعلین (نمره ۷ تا ۸)
  3. ۳-طرفداران (نمره ۸ تا ۱۰)

NPS از این لحاظ یک متریک منحصربفرد محسوب می شود که میزان رضایت فعلی مشتری و همچنین میزان فروش احتمالی در آینده را به صاحبان کسب وکار نمایش می دهد . این متریک آنقدر قوی است که می توان از آن برای سازمان های مختلف (دولتی ، خصوصی) از آن استفاده کرد .

نحوه پیگیری این متریک
  1. ۱- ایجاد یک نظرسنجی در شبکه های اجتماعی
  2. ۲-حذف رقیبان(نمرات ۰ تا ۶ ) از نظرسنجی
  3. ۳- تعداد باقیمانده را به تعدا کل پاسخ دهندگان تقسیم کنید و در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ NPS خود را بدست آورید .

و در پایان …

کار با داده ها شما را عاشق آنها خواهد کرد . شما باید همیشه به کاوش عمیق در معیارهای مختلفی که می تواند باعث رشد و پیشرفت شما و برند تحت حمایت تان شود بپردازید .

شما می توانید به راحتی توانایی های خود (مهارت هایتان) را با آنالیزهای دقیق ، کاربردی تر سازید . تحلیل رسانه های اجتماعی یک روایت جذاب است که می تواند برای سازمان شما ارزش آفرینی نماید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

منبع : سایت Hootsuite

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

استفاده درست از هشتگ ها در اینستاگرام می تواند شانس مشارکت بیشتری را از سوی فالورها برای شما فراهم کند . هشتگ ها به عنوان یک دسته بندی کننده محتوا در اینستاگرام محسوب می شوند . آنها محتوای شما را برای علاقمندان به آن موضوع قابل شناسایی می نمایند .

هرکسی که برروی یک هشتگ کلیک نماید صفحاتی را که با آن هشتگ برچسب گذاری شده اند را مشاهده خواهد کرد . این که با استفاده از هشتگ ها در چه جایگاهی در صفحه جستجو اینستاگرام قرار گیرید به عوامل زیادی بستگی دارد . از جمله این عوامل می توان به چگونگی استفاده از هشتگ ، تعداد نظرات پست ، زمان ارسال و .. اشاره کرد . هنگامی که شما پستی را به اشتراک بگذارید میزان فعالیت فالورهای شما ، بر روی پست تان می تواند آن پست را به صدر نتایج ببرد .

ما در اینجا سعی داریم به بیان نکاتیی بپردازیم که به شما کمک خواهد کرد تا با کمک هشتگ ها ، فالورهای جدیدی را برای خود جذب کنید . هشتگ هایی که باعث اشتراک گذاری بیشتر محتوای شما و افزایش ترخ تعامل محتواهای شما خواهند شد .

(مطلب مشابه : ۱۱ نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام)
(مطلب ارزشمند : تاریخچه هشتگ و استراتژی هشتگ)
راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

نکاتی درباره هشتگ ها در اینستاگرام

”  مردم هم اکنون هشتگ ها را در اینستاگرام به طور جدّی دنبال می کنند” . بدین صورت که محتوای شما می تواند توسط کسانی که شما را فالو نمی کنند هم دیده شود . بنابراین شما باید سعی کنید بهترین محتوا را تولید کنید و مرتبط ترین هشتگ ها را برای بهتر دیده شدن انتخاب کنید . مطمئن باشید در صورتی که هشتگ های مناسبی را انتخاب کنید عدّه زیادی شما را دنبال خواهند کرد و به لیست علاقمندان شما افزوده خواهند شد .

استفاده از هشتگ های تکراری و نامناسب ، بدترین استراتژی است که می توانید در پیج اینستاگرام خود دنبال کنید . کاربران معمولا از هشتگ های تکراری ، خسته می شوند و دیگر به هیچ عنوان حاضر به دنبال کردن آن نمی باشند .

به طور کلی همانطور که استفاده از تعداد زیاد هشتگ در یک پست توصیه نمی شود ، ارسال نظرات تکراری یا محتواهای مشابه نیز توصیه نمی شود . هنگامی که یک پست ایجاد می کنید فقط از هشتگ های معنی دار استفاده کنید و سعی کنید هشتگ مرتبط با موضوع محتوایتان را انتخاب کنید .

شما در استراتژی هشتگ گذاری خود نباید به دنبال بیشتر دیده شدن یک پست توسط افراد مختلف باشید بلکه باید به دنبال دیده شدن توسط مناسب ترین افراد باشید . در صورتی که این مورد را به درستی به کار گیرید شما می توانید تعامل بهتری را با کاربران خود برقرار کنید و فالورهای بیشتری را به سوی خود بکشانید .

هشتگ ها در پروفایل های تجاری

پروفایل های تجاری (Business Profile) توانایی اندازه گیری مقدار تاثیرگذاری هشتگ ها را دارند . برای این منظور ابتدا بر روی پست مدنظر بروید و سپس به روی دیدن اطلاعات آماری کلیک کنید و صفحه را به بالا بکشید و به تعداد بازدیدهای که از هشتگ شما بوجود آمده اند دقت کنید (شکل ۱). با ردیابی این داده ها می توانید به این نتیجه برسید که کدام هشتگ ها برای بهبود وضعیت شما موثرتر هستند .

استفاده از هشتگ ها در استوری ها

شما می توانید با قرار دادن هشتگ در استوری های خود ، مخاطبان خود را به سمت خود بکشید . شما می توانید هشتگ را به صورت معمولی ( همانطور که در پست استفاده می کنید) در استوری نیز به کار ببرید . هم چنین می توانید از برچسب هشتگ استفاده کنید . شما می توانید تا ۱۰ هشتگ را در استوری های خود داشته باشید . بهتر آن است که برخی از هشتگ ها را در استوری های خود مخفی کنید تا باعث اذیّت شدن کاربر نشوند .

استفاده از هشتگ ها در بیو

شما می توانید هشتگ های موردنظر خود را در بیوی پیج تان قرار دهید . هنگامی که یک کاربر بر روی یک هشتگ ضربه می زند به صفحه آن هشتگ منتقل خواهد شد . این راه یک شیوه مناسب برای تعامل با مخاطب یا جمع آوری محتوای تولید شده توسط شما می باشد .

استفاده از هشتگ ها در کامنت ها

شما در یک پست می توانید حداکثر تا ۳۰ هشتگ را به کار ببرید . ولی نگران نباشید ، شما امکان استفاده از هشتگ را در کامنت های پست های خودتان و دیگگر افراد را دارید . شما با استفاده از هشتگ در کامنت های پست های افراد دیگر ، نظر خود را پررنگ تر و چشم نوازتر خواهید کرد .

پیداکردن بهترین هشتگ ها برای کسب و کار شما

هشتگ هایی که می خواهید استفاده کنید باید با فضای کسب و کار شما متناسب باشند . ولی همیشه سعی کنید یک لیست کامل از هشتگ های موردنیاز خود را تهیه کنید . سعی کنید هشتگ هایی متناسب با برند خود بوجود آورید . شما می توانید از کمپین های هشتگی برای برند خود استفاده کنید و کاربران خود را ترغیب به استفاده از یک هشتگ خاص نمایید .

انتخاب هشتگ یک کار فنی و تخصصی است . همواره به دنبال خلاقیت در به کاربردن هشتگ ها باشید . خلاقیت و نوآوری در تولید هشتگ های جدید و جایگزین کردن آن ها با هشتگ های پرکاربرد رقبایتان ، یک شانس برای پیروزی شما در جنگ هشتگ ها و ترند شدن می باشد .

شما می توانید هشتگ مورد نظر خود را در صفحه جستجو هشتگ ها وارد کنید ، اینستاگرام یک لیست کامل از هشتگ های مرتبط با کلید واژه شما را ارائه می دهد . شما می توانید از این هشتگ ها و یا ترکیب های نوآورانه و حتی عجیب و غریب آنها استفاده کنید .

و در پایان …

پست هایی که روند موفقیت آمیزی داشته اند (در لیست اکسپلور در صدر قرار می گیرند) را زیر نظر بگیرید و هشتگ های آنها را مورد بررسی قرار دهید . درنهایت همیشه دقت کنید که هشتگ هایتان با موضوع کاری شما مرتبط باشند و مراقب باشید که دچار پراکندگی هشتگی نشوید .

نویسنده : مسعود معاونی

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

۱۱ گام کلیدی که باید پس از فاز سرمایه گذاری در یک استارتاپ مورد توجه قرار گیرند :

پس از آن که یک استارتاپ ایده خود را راه اندازی کرد و توانست سرمایه گذار مناسبی را برای خود بیابد ، اولین چیزی که به آن نیاز است توجه کند مسیر حرکت آینده استارتاپ خواهد بود . در ادامه به ۱۱ گام مهمی که استارتاپ ها باید همواره به آنها توجه داشته باشند می پردازیم :

گام های کلیدی برای رشد استارتاپ ها

گام های کلیدی برای رشد استارتاپ ها

۱– یافتن چرایی هر موضوعی

همیشه در انجام هر کاری چرا/چراهای مرتبط با آن کار را بیابید . به عنوان مثال : چرا برخی از کارها باعث می شوند تا شما نتوانید به پارامترهای مناسب خود دست یابید ؟ چرا محصول یا سرویس شما مورد توجه قرار نمی گیرد ؟ چرا نمی توانید رضایت مشتریان خود را جلب کنید ؟ و…

سعی کنید برای یافتن جواب این چراها یک گام به عقب بردارید .  ایده های اولیه خود را مجدد مورد ارزیابی حدّی قرار دهید . کارهای سخت و پیچیده را به شدت مورد توجه قرار دهید چرا که در پشت این سنگ های بزرگ جواب بسیاری از چراهای شما قرار گرفته است . شما می توانید با حل کردن مشکلات و کارهای بزرگ ، بازخوردهای مناسبی درباره محصولات یا خدمات تان بگیرید و بهبودهای اساسی در فرآیندهای کسب و کار خود بوجود آورید .

۲– انجام اقدامات ضروری

برخی از کارها باید با سرعت انجام پذیرند . جلسات با سرمایه گذاران را همواره مدنظر داشته باشید . شما می توانید در جلسات سرمایه گذاری بسیاری از اقدامات ضروری و فوریتی را بشناسید . این اقدامات را در یک لیست مخصوص فهرست بندی کنید و همیشه به آنها توجه داشته باشید .

۳– اعمال بازخوردها

شما با شروع کار خود ، بازخوردهای متنوعی و بعضا ناراحت کننده ای را دریافت خواهید کرد . بازخوردها می توانند باعث ایجاد یک روند مثبت وسازنده در کسب و کار شما شوند . شما می توانید از بازخوردها برای پیشرفت و روند رو به جلوی خود بهره ببرید .

توجه داشته باشید که بسیاری از بازخوردها مفید نیستند و تنها وقت و انگیزه شما را مورد هدف قرار می دهند . امّا بازخوردهای طلایی نیز وجود دارند که شناخت آنها می تواند کاتالیزور بسیار خوبی برای رشد سریع باشد .

۴– نظارت برمخاطبان هدف

هرگز مخاطبان هدف خود را فدای سرمایه گذاران خود نکنید . استارتاپ شما برای تامین نیازهای مخاطبان ایجاد گردیده است ، نه سرمایه گذاران . علیرغم احترام به سرمایه گذاران ، هرگز مخاطبان خود را فراموش نکنید و تمام تلاش خود را برای حل مشکلات آنها به کار گیرید .

۵– عدم تردید در انجام کارها

هرگز به خود تردید راه ندهید و پرقدرت به کار خود ادامه دهید . شما ممکن است در مراحل کار خود زیاد “نه” بشنوید . امّا تلاش خود را متوقف نکنید و امیدوار باشید که به زودی “بله” های بسیار بزرگی را خواهید شنید . مطمئن باشید که شما می توانید سرمایه گذار مخصوص به خود را داشته باشید ، پس محکم رو به جلو حرکت کنید .

(مطلب مرتبط : استارتآپ های مطرح در آمریکا در سال ۲۰۱۸)
(مطلب مرتبط : تیم سازی و تاثیر آن در کسب وکار)
(مطلب کاربردی : منتور کیست و منتورینگ در استارتاپ چیست ؟)

۶– تمرکز ، تمرکز و بازهم تمرکز

سعی کنید بر موضوعاتی که در کنترل شما می باشند تمرکز کنید . در یک استارتاپ بسیاری از مسائلی که بوقوع می پیوندند در اختیار شما نمی باشند . به دنبال شناسایی مسائل غیرقابل کنترل باشید و با تمرکز بر راهکارهای موجود خود(استارتاپ تان) را قوی کنید و تا می توانید استارتاپ خود را از مشکلات غیرقابل کنترل دور سازید . قدرت تمرکز بالای شما می تواند اعتماد سرمایه گذاران را جلب نماید و اعتبار بیش از قبل برای شما به همراه آورد .

۷– لیست سرمایه گذاران موثر

بسیاری از سرمایه گذاران اعلام می کنند که فعلا تمایلی به سرمایه گذاری های جدید ندارند . ممکن است این سرمایه گذاران به زودی به فعالیت شما علاقمند شوند . پس سعی کنید لیستی از سرمایه گذاران را در اختیار داشته باشید و با بروزرسانی مستمر این لیست ، شانس جذب سرمایه گذاران جدید را از دست ندهید .

۸– سبد ایده به جای داشتن یک ایده

ایده ها تنها یک روی سکه هستند . هرچند که یک ایده ممکن است بسیار جذاب باشد ، امّا تمام واقعیت ها را نشان نمی دهد . ایده مانند یک نان تازه است که اگر استفاده نشود خیلی زود بیات می شود . بنابراین سعی کنید همواره سبدی از ایده ها را داشته باشید .

وقتی به سراغ یک سرمایه گذار می روید به جای یک ایده خام و مبهم یک نمونه اولیه(MVC) از محصول یا سرویس خود را عرضه کنید . سعی کنید نمونه اولیه خود را در مقیاس کوچک عرضه کنید ولی شامل تمام آنچه که در دنیای واقعی وجود دارد ، بشود . نمونه اولیه شما باید قابلیت کار با مشتریان واقعی را داشته باشد و جلوه گر تفکرات شما باشد . اگر نمونه اولیه نتواند مشتری را قانع کند ، مطمئن باشید محصول نهایی هم نخواهد توانست رضایت مشتری را بدست آورد .

۹– اهداف متفاوت

ممکن است شما سرمایه گذار مدنظر خود را بدست آورده باشید ، امّا هرگز سرمایه گذاران را رها نکنید و اهداف مختلفی را برای جذب سرمایه گذاران تعریف کنید . مدل کسب و کار شما بایستی بتواند اهداف گوناگونی را در فازهای مختلفی تعریف کند .

۱۰– راهکارهای جدید ، شرکای تجاری جدید

همواره شیوه های گوناگونی برای موفقیت وجود خواهند داشت . شما باید شبکه ای از شرکای استراتژیک را برای خود بسازید . این شرکای استراتژیک به خوبی می توانند ضعف های شما را پوشش دهند و احتمال شکست خوردن شما را کاهش دهند .

۱۱– راه اندازی

هیچ گاه از شروع کردن نترسید ، شروع یک کار همواره سخت و به شدت ابهام انگیز است . امّا بعد از شروع آن مشاهده خواهد کرد که آنقدر هم کار دشواری نبوده است . سعی کنید کار خود را با حداقل های ممکن شروع کنید و کسب و کار خود را توسعه دهید . در اکوسیستم استارتاپی معمولا گفته می شود که احتمال موفقیت در کسب و کارهای لاغر و چابک بیشتر است . کسب و کار لاغر ، استارتاپی است که تلاش می کند تا با حداقل امکانات بیشترین پیشرفت ها را داشته باشد .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

گوگل آنالیتیکس ابزاری برای ردیابی رسانه های اجتماعی

گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس

سایت شما ، سنگ بنای کسب و کار آنلاین شما می باشد . امّا فراموش نکنید که برادر دوقلوی سایت شما ، شبکه های اجتماعی شما می باشند . شبکه های اجتماعی شما باید با سایت شما در یک هماهنگی کامل باشند تا با ارزش ترین دارایی شما در فضای مجازی ، یعنی ترافیک را به صورت مستمر به سمت سایت شما هدایت کنید . (بزرگترین فراموش شده این پاراگراف آنالیز داده بوسیله ابزار ارزشمند گوگل آنالیتیکس می باشد ، امّا نگران نباشید این پست به طور کامل به این موضوع اختصاص دارد ).

توجه داشته باشید که تجارت الکترونیک شما علاوه بر سایت و شبکه های اجتماعی نیاز به یک خواهر دوست داشتنی و جواهرگونه هم دارد . آن خواهر طلایی آنالیز داده های کسب و کار شما می باشد . شما باید بتوانید در هر زمانی و مکانی ترافیک سایت خود را آنالیز کنید تا بتوانید ضعف های کاری خود را شناسایی کنید ، اولویت های موجود را بیابید و بهبود متوالی در تجارت آنلاین خود داشته باشید . اینجاست که خواسته یا ناخواسته به یاد ابزاری ارزشمند به نام گوگل آنالیتیکس می افتیم .

گوگل آنالیتیکس اطلاعات کاملی درباره بازدید کنندگان وب سایت شما ، رفتار آن ها و منبع ورود ترافیک سایت به شما ارائه می دهد . شما به راحتی خواهید توانست نرخ بازگشت سرمایه ROI شبکه های اجتماعی خود را محاسبه کنید . این نرخ به شما کمک خواهد کرد تا بر روی شبکه هایی سرمایه گذاری کنید که کارآیی بیشتری برای شما دارند .

ما در این پست ۶ گام اساسی را برای ردیابی رسانه های اجتماعی در گوگل آنالیتیکس بررسی خواهیم کرد :

۱- ایجاد شبکه های اجتماعی به هدف افزایش ترافیک وب سایت :

قبل از اینکه بتوانید ابتکارات رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس دنبال کنید باید شبکه های اجتماعی متنایب با هدف خود را در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید . این اهدف باید بخشی از برنامه کلی بازاریابی رسانه های اجتماعی شما باشند و با استراتژی و برنامه بازاریابی شما هماهنگ باشند .

اگر هدف شما در استفاده از شبکه های اجتماعی افزایش ترافیک وب سایتتان می باشد مدل S.M.A.R.T به شما توصیه می شود تا بتوانید بهتر به هدفتان برسید . در این مدل به خاص بودن ، قابل دستیابی بودن ، قابل اندازه گیری بودن ، مرتبط بودن و متناسب با زمان بودن محتوا ها تاکید شده است . (شکل۱)

۲- در گوگل آنالیتیکس ثبت نام کنید :

این گام بسیار مهم است ، اگر قصد دارید که رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس رصد کنید ، باید حتما ثبت نام نمایید (متاسفانه این سرویس برای ایرانیان غیر فعال است ، سعی کنید از پروکسی یا VPN برای دسترسی به آن استفاده کنید) . شما باید یک حساب برای دسترسی به گزارش های ترافیکی وب سایت خود داشته باشید . شما می توانید به سادگی از آدرس  google.com/analytics فرآیند ثبت نام خود را دنبال کنید و مراحل زیر را دنبال کنید .

۳- دریافت کد ردیابی در گوگل آنالیتیکس :

برای جمع آوری داده های وب سایت تان ، شما باید ابتدا کد ردیابی خود را تنظیم کنید . دو راه برای جمع آوری داده های وب سایت شما وجود دارد : استفاده از Google Tag Manager  یا اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما می باشد . در ادامه به طور مفصل به بررسی این دو شیوه می پردازیم :

۱- Google Tag Manager

این رویکرد به عنوان یک اولویت به شما توصیه می شود چرا که Google Tag Manager مدیریت سایت شما را ساده تر می کند .

۲-اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما

برای استفاده از این روش شما باید به کد منبع وب سایت خود دسترسی داشته باشید و امکان ویرایش کد HTML را داشته باشید . شما می توانید وارد مدیریت حساب های خود شوید و از Track info کد Tracing خود را که در داخل یک تگ <script>…</script قرار دارد را بردارید و در درون تمام صفحات خود در سایت تان قرار دهید .

  ۴- تنظیم اهداف گوگل آنالیتیکس :

اثربخش بودن رسانه های اجتماعی در کسب و کار شما فراتر از تعداد نمایش ، بازدید و ترافیک ارسالی به سوی سایت شما می باشد . شما باید در رسانه های اجتماعی نرخ ROI خود را بدست آورید . همچنین شما باید با متریک های مهم دیگری نیز آشنا شوید .

۵- درک گزارش های رسانه های اجتماعی :

هشت گزارش عالی در گوگل آنالیتیکس وجود دارد . این گزارش ها به شما کمک خواهد کرد تا تاثیرات شبکه های اجتماعی را بر کسب و کار خود شناسایی کنید . شما می توانید این گزارشات را از بخش Acquisition > social مشاهده کنید .

۶- داده های ارزشمند گزارش ها :

شما می توانید از داده هایی که از گزارشات مرحله قبل بدست آمده است ، برای افزایش ترافیک وبسیایت خود استفاده کنید . شما می توانید از این نمودارها برای ارائه گزارشاتی دقیق و کاربردی به مدیران ارشد خود استفاده کنید .

رسانه های اجتماعی مهمترین ابزار برای موفقیت در یک کسب و کار آنلاین می باشند ولی فراموش نکنید که همواره شما نیاز به اندازه گیری ، ردیابی ، آنالیز ترافیک خود را دارید تا بتوانید بهبود لازم را در فرآیندهای کاری تان بوجود آورید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

معرفی مدل های کسب و کار

مدل های درآمدی کسب و کار

مدل های درآمدی کسب و کار

در این پست می خواهیم درباره مدل های کسب و کار صحبت کنیم . یک استارتاپ (کسب و کار نوپا) باید برای موفقیت دارای یک مدل کسب و کار و مدل درآمدی متناسب با آن باشد . مدل کسب و کار یک ابزار مفهومی است که شامل مجموعه ای از عناصر مرتبط با یکدیگر می باشد و منطق یک نهاد را برای درآمدزایی نشان می دهد .

در یک مدل کسب و کار به دنبال ارائه یک روش به مشتری خود می باشیم . ما باید در مدل کسب و کار خود نحوه تعامل و ارتباط با مشتری و سایر عوامل را تعیین کنیم . داشتن مدل کسب و کار برای هر استارتاپی ضروری و لازم است . برای استخراج مدل کسب و کار باید حتما بوم کسب و کار را ترسیم نماییم . بوم کسب و کار به ما کمک می کند تا تمامی زوایای پنهان یک کسب و کار را بشناسیم .

(مطلب مشابه : چگونگی راه اندازی یک کسب و کار الکترونیک)

(مطلب مرتبط : مهارتها و قوانین کسب و کار)

(جدیدترین مطلب در این حوزه : تیم سازی و تاثیر آن بر کسب وکار)

بوم کسب و کار

بوم کسب و کار

یکی از موارد بسیار مهم در یک مدل کسب و کار شیوه کسب درآمد از آن کسب و کار یا مدل درآمدی می باشد . در یک مدل درآمدی بایستی به ارزش پیشنهادی توجه شود . ارزش پیشنهادی دلیل/دلایلی است که شما/مشتری برای خرید یک محصول دارید .

موارد موثر در ارزش پیشنهادی :

  • *تازگی داشتن : معمولا محصولات و تکنولوژی هایی که جدید وارد بازار می شوند ، رغبت زیادی در مشتریان برای خرید ایجاد می کنند . اگر شما بتوانید محصولی منحصربفرد و با تکنولوژی بالایی را به بازار ارائه دهید می توان گفت که ارزش پیشنهادی شما قابل قبول خواهد بود .
  • *عملکرد بهتر : در بازار از یک محصول خاص ، شاهد انواع مدل ها می باشیم . اگر شما بتوانید محصولی را به بازار ارائه دهید که عملکرد بهتری را نسبت به سایر محصولات ارائه نماید ، محصول شما دارای یک ارزش بیشتری خواهد بود .
  • *امکان سفارشی سازی : محصولات و حتی خدمات اگر دارای قابلیت سفارشی سازی داشته باشند می توانند مورد توجه بیشتر مشتریان قرار گیرند . سفارشی سازی بدین معنا می باشد که یک محصول با توجه به نیازهای هر مشتری قابل تنظیم باشد . سفارشی سازی امروزه در محصولات نرم افزاری از اهمیت بسیاری زیادی برخوردار گردیده است .
  • *پشتیبانی و انجام کامل کار : وقتی محصولی به بازار ارائه می شود ، جدای از کیفیت آن محصول گارانتی آن هم برای مشتریان بسیار مهم خواهد بود . برندی که نتواند نظر مشتری را جلب نماید ، نمی تواند به رشد و توسعه در آینده امیدوار باشد .
  • *طراحی منحصربفرد : رقابت در بازار یک اصل اساسی و پایه ای می باشد . اگر شما (برند شما) بتواند محصولی را به بازار ارائه نماید که هیچگونه نمونه مشابه ای از آن وجود نداشته باشد می تواند بخش عمده ای (نزدیک به ۱۰۰ درصد) از بازار را در اختیار خود بگیرد و سایر رقبا را از میدان خارج نماید .
  • *برند ، مقام و منزلت : بِرند شدن بسیار حیاتی است . اکثر کسانی که از محصولات اپل استفاده می کنند به خاطر نام برند اپل از محصولات این شرکت استفاده می کنند (لاکچری بودن) . در حالی که ممکن است محصول مدنظر آنها قابلیت های خاصی نداشته باشد . پس سعی کنید بر روی برندسازی و ایجاد شخصیت کسب و کاری خود کار کنید . بِرند شدن می تواند برای شما منزلت و جایگاه خاصی را در بین مشتریان و مصرف کنندگانتان ایجاد کند .
  • *قیمت : برای اکثر افراد مهم است که چه مقدار پول برای دریافت یک محصول یا خدمت می پردازند . قیمت پایین تر یک محصول با کیفیتی مشابه سایر محصولات ، می تواند ارزش پیشنهادی برای آن محصول باشد .
  • *کاهش هزینه : استفاده از یک تکنولوژی خاص ، اگر باعث سادگی انجام کار و کاهش هزینه های جاری شود می تواند به عنوان یک ارزش پیشنهادی منظور گردد .
  • *کاهش ریسک : افراد و شرکت های مختلف معمولا از خطرکردن گریزان هستند . آنها سعی می کنند به هر صورتی ریسک را در انجام کارهای خود کاهش دهند . اگر شما بتوانیند فرآیند یا خدمتی را اائه دهید که باعث کاهش ریسک شود می توانید از آن به عنوان یک ارش پیشنهادی یاد کنید .
  • *قابلیت دسترسی و به اشتراک گذاری منابع : دسترس پذیر بودن یک سرویس و قابلیت اشتراک گذاری از اهمیت زیادی در استارتاپ های فناورانه برخوردار است . بسیاری از سرویس های جدید نظیر تاکسی های اینترنتی ، سفارش آنلاین غذا و .. بر اساس همین ویژگی به وجود آمده اند . پس به عنوان یک ارزش پیشنهادی سعی کنید به دنبال سهولت در انجام کارها با کمترین هزینه باشید .
  • *سهولت استفاده و راحتی : امروزه همه افراد سعی می کنند با استفاده از تکنولوژی ، کارهای پیچیده را به ساده ترین شکل ممکن انجام دهند . از ثبت نام های اینترنتی گرفته تا سفارشات آنلاین و فروشگاه های اینترنتی . سعی کنید ساده ترین راه ها  را برای ارائه خدمات به مشتریان خود پیدا کنید و آنها را به عنوان یک ارزش پیشنهادی ارائه هید .

تفاوت مشتری و مصرف کننده در مدل های کسب و کار :

در مدل های کسب و کار باید بین مشتری و مصرف کننده تفاوت قائل شد . مصرف کننده فردی است که از کالا و خدمات استفاده می کند ولی مشتری فردی است که اقدام به پرداخت پول می نماید . (یک مشتری می تواند مصرف کننده هم باشد)

یک استارتاپ در مجموع برای فروش محصولات خود معمولا از سه شیوه زیر می تواند استفاده کند :

  1. فروش مستقیم
  2. چندوجهی
  3. پلتفرمی (بازارچه)

به زودی به طور مفصل تر در پست دیگری به مدل های در آمدی خواهیم پرداخت . منتظر پست بعدی ما در این زمینه باشید …

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب وکار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

اگر شما قصد راه اندازی یک استارتاپ جدید را دارید ، بطور حتم به یک تیم از همکاران اجرایی متناسب با کسب و کار خود نیاز دارید . داشتن یک تیم هماهنگ و پویا آنقدر اهمیت دارد که بسیاری آن را مهم تر از ایده کسب و کار می دانند . امّا سئوال مهم این است که چگونه می توان یک تیم خوب را برای داشتن بهترین عملکرد ایجاد کرد ؟ در این پست به فرآیند تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار خواهیم پرداخت . همچنین به ارائه راهکارهای برای بهبود تیم های موجود خواهیم پرداخت ، پس تا انتهای این پست با ما همراه باشید .

چرا شما به یک تیم نیاز دارید ؟

تنها موضوعی که در همه فعالیتهای کاری می توان آن را مشاهده کرد این است که کسب و کار شما در هر حوزه ای که باشد ، شما به افرادی نیاز دارید که به شما در رشد کسب و کارتان کمک کنند و بهترین عملکرد را در انجام فرآیندهای کاری شما از خود برجای بگذارند . اینجا است که مفهوم گروه کاری یا همان تیم کاری معنا پیدا می کند . هیچ کسب و کار متوسط یا بزرگی بدون داشتن تیم / تیم های کاری نمی تواند موفق شود .

با توجه به آنچه که در بالا گفته شد ، اگر شما یک استارتاپ راه اندازی کرده اید و یا به فکر راه اندازی یک فعالیت جدید هستید باید از همین حالا به تیم سازی هم فکر کنید . ایجاد تیم تنها به استخدام افراد در پست های مختلف مربوط نمی شود . بلکه شما باید بتوانید هرکسی را در نقش مناسب با توانایی های او قرار دهید . این در حالی است که هماهنگی تیم اهمیت بسیاری دارد . اعضای تیم شما باید با همکاری یکدیگر به سوی هدف/اهداف تعیین شده حرکت کنند و به خوبی بدانند که چه کسی ، چه کاری و چگونه انجام خواهد داد .

ترکیب مناسب یک تیم بسیار مهمتر از توانایی های تک تک اعضا می باشد . یک تیم یک دل و یک دست می تواند به خوبی از عهده کارهای محول شده برآیند و عملکرد مثبتی را از خوب برجای بگذارند . مطمئن باشید که شما با یک تیم قوی ولی ناهماهنگ موقعیت های طلایی بسیاری را از دست خواهید داد و مرتب مجبور به صدور فرامین مدیریتی خواهید شد (صدور فرامین خشک مدیریتی هیچ تناسبی با ساختارهای چابک استارتاپی ندارد).

چگونه یک تیم قوی و مناسب برای کسب وکار خود طراحی کنیم ؟

در فرآیند تیم سازی باید به ساختارهای کاری دقت شود . شما باید به دنبال ایجاد بهترین همکاری ها ، نوآوری ها و خلاقیت ها بین اعضاء تیم تان باشید . این در حالی است که شما باید سرعت (چابکی) قابل قبولی را در اجرای فرآیندهای پیش بینی شده داشته باشید . قبل از شروع فرآیند تیم سازی (یا ترمیم تیم خود) خود بهتر است که برای سئوالات کلیدی زیر پاسخ مناسبی داشته باشید :

  • چگونه می توان حق مالکیت فکری تمام اعضای تیم را تامین کرد ؟
  • چه ساختاری برای تیم کاری مناسب می باشد ؟
  • آیا ساختار تیمی در نظرگرفته شده می تواند عملکرد کاری را بهبود دهد ؟ آیا ساختار طراحی شده مشکلات کاری را افزایش نخواهد داد ؟
  • آیا اعضای با عملکرد بالاتر از سایر اعضا احساس تحقیر یا شکست نخواهند کرد ؟
  • اعضای تیم در مورد قدرت و یا مسئولیت های خود دچار اشتباه نخواهند شد ؟
  • فرآیند استخدام و اضافه شدن نیروهای جدید به تیم های کاری چگونه خواهد بود ؟
  • ارتباطات بین تیم های مختلف کاری به چه شکل خواهد بود ؟
  • فرآیند تصمیم گیری به چه شکلی می باشد و آیا فرصت ها در خلال تصمیم گیری ها از بین نخواهند رفت ؟

سعی کنید با خود صادق باشید و در هریک از سئوالات بالا که احساس می کنید اشکلاتی وجود دارد ، به دنبال برطرف کردن آن ایراد باشید .

ساختار تیمی

ساختار تیمی

سازمان های امروزی نیاز به سرعت بسیار بالا در همکاری های بین اعضا دارند تا بتوانند با رقبای جدّی خود به بهترین شکل مواجه شوند . اعضای تیم باید بتوانند دارای سطح پاسخگویی مناسبی باشند و از اقتدار مناسبی برخوردار باشند . برای این منظور شما باید نکات زیر را در ساختار تیم خود لحاظ کنید .

ساختارهای مهم در طراحی یک تیم :

  1. ساختار تیم خود را در اطراف اهداف اصلی کسب و کار خود قرار دهید . شاید شما در حال تلاش برای ارائه خدمات جدید به بازار هدفتان باشید و یا شاید هم شما در حال تلاش برای رشد تیم خود برای تقاضاهای روبه رشد در بازارهای هدف تان باشید . به هر شکل هدف شما می تواند ساختار و ترکیب تیم های کاری تان را تغییر دهد .
  2. انواع ساختارهای سازمانی در دسترس را مورد بررسی قرار دهید . در جهان انواع مختلفی از ساختارهای سازمانی وجود دارد . شما برای یافتن بهترین ساختارها برای تیم هایتان نیاز به بررسی و ارزیابی سختارهای مختلف دارید . در تیم سازی حتی اگر یک استارتاپ کوچک و جابک هستید ، باید به ساختار سازمانی تیم توجه داشته باشید .
  3. سعی کنید ساختار خود را انتخاب کنید و به اطلاع اعضای تیم تان برسانید . توجه کنید اگر سازمان شما سنتی باشد معمولا تصمیم گیری ها به صورت متمرکز صورت می پذیرد . اما اگر سازمان شما چابک و دیجیتال محور باشد شما باید ساختاری غیر متمرکز را برای خود برگزینید .
  4. تصمیم بگیرید که چه تخصصی برای هر نقش (Role) لازم است .  در سازمان های کوچکتر که قصد رشد خیلی سریع را دارند معمولا از ساختارهای منعطف تر استفاده می کنند . این کار معمولا باعث افزایش بهره وری می شود . در سازمان های بزرگتر معمولا شاهد نقش های تخصصی تر و رهبران ارشد سازمانی می باشیم . از تعریف نقش های جدید نترسید ، مخصوصا زمانی که به مجموعه ای از مهارت ها نیاز دارید .
  5.  افرادی که دارای مهارت های بالقوه می باشند را شناسایی کنید . معمولا کارکنان یادگیری مهارت های جدید را دوست دارند . سعی کنید افراد مشتاق و توانا را به سوی مهارت های جدید هدایت کنید . البته قبل از اینکه نیروهایتان را به سمت آموزش بفرستید ، سعی کنید توانایی های طبیعی افراد را مورد ارزیابی قرار دهید . بعد از آموزش دادن نیروها طبق یک برنامه زمان بندی شده میزان موفق بودن نیروها در مهارت آموزی را ارزیابی کنید . همیشه سعی کنید مهارت های مورد نیاز خود را از نیروهای درونی تیم خود تامین کنید و در صورت عدم وجود نیروی مورد نظر ، نیروهای جدید را به استخدام درآورید .
  6.  تعیین معیارهایی برای تعیین عملکرد نیروها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . برای حفظ انگیزه تیم خود ، اهداف و ساختار تیمی را مشخص کنید و وظایف هریک از اعضا را تعیین کنید و در بازه های زمانی مشخص به بررسی عملکرد هر نیرو بپردازید . به اعضای موفق تیم تان پاداش بدهید ، این موجب افزایش عملکرد شرکت شما خواهد شد . هم چنین سایر اعضای تیم انگیزه لازم را برای رشد سریعتر پیدا خواهند کرد .
  7.  همچنان انعطاف پذیر بمانید . خیلی مهم است که در هر سازمانی ، هرکسی نقش خود را بداند و با چگونگی انجام وظایف خود آشنا باشد . اما هرگز نگران تعریف نقش ها و مسئولیت ها نباشید . سعی کنید تیم خود را همیشه انعطاف پذیر و چابک نگهدارید (در تیم سازی شما باید همیشه پویا و فعال باشید و آمادگی هر گونه تغییری را داشته باشید ) . این موضوع به شما اجازه می دهد تا بتوانید به خوبی مهارت ها و تجربه های مختلف را برای نقش های گوناگون ترکیب کنید .

استخدام استعدادهای برتر

همیشه به دنبال ترمیم و بهبود تیم خود باشید . حتی زمانی که تیم شما کامل ، شاداب و بی نقص بنظر می رسد ، سعی کنید بهینه سازی تیم خود را جزء اولویت های اصلی خود قرار دهید . سعی کنید اگر نیروهای ماهر و توانایی را می یابید هیچ گونه تردیدی در استخدام آن ها نکنید . این نیروها خواهند توانست عملکرد شما را ارتقاء دهند . استخدام چنین نیروهایی حتی می تواند به صورت مقطعی و پروژه ای (اینفلوئنسر) کمک شایان توجهی به شما و تیم شما بنماید .

راهکارهای برای استخدام بهترین نیروها

  • شبکه لینکدین در چند سال اخیر رشد قابل توجهی را داشته است . یک مجموعه از ویژگی ها باعث شده است تا این شبکه به محلی برای یافتن بهترین نیروهای کاری تبدیل شود (از لینکدین به عنوان یک ابزار برای تیم سازی استفاده کنید) .
  • تولید محتواهای الهام بخش و اشتراک گذاری آنها در شبکه های اجتماعی می تواند یک پیام قوی از سوی سازمان شما به همکاران ، رقبا و حتی نیروهای جوان و مستعد خارج از سازمان شما باشد .
  • همیشه در نظر داشته باشید که فرآیند استخدام یک نیروی مستعد کاری زمانبر و سخت می باشد . شما تا ۶ ماه هم ممکن است برای جلب نظر نیروی مدنظرتان زمان صرف کنید ، بنابراین هیچ گاه انگیزه خود را از دست ندهید .
  • کلام دهان به دهان(رودرو) هنوز نقش مهمی را در بازاریابی دارد . سعی کنید با نیروهای مستعد مدنظرتان جلسات مذاکره بگذارید . همچنین سعی کنید در شبکه های اجتماعی به معرفی کامل فعالیت های مجموعه خود بپردازید .
  • برگزاری مسابقات ، چالش ها و همایش ها می تواند برای جلب نظر و شناسایی افراد مستعد بسیار مناسب باشد .
  • هرگز برون سپاری را فراموش نکنید . شما می توانید بخشی از کارهای سازمانی خود را برون سپاری نمایید و بدین شکل تیم خود را کوچک و چابک نگهدارید . هم چنین هزینه های اجرایی و مشکلات مدیریتی را به شدت کاهش دهید .
  • فراتر از منطقه خود فکر کنید . دورکاری یک گزینه بسیار عالی برای برخی از نقش ها در یک تیم می باشد . بخصوص اگر شرکت شما در شرایط پیچیده رقابتی برای استخدام نیروهای جدید قرار گرفته است .

نویسنده : مسعود معاونی