محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *