جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام
الگوریتم اینستاگرام

الگوریتم اینستاگرام تغییر کرد تا کار دیجیتال مارکترها مشکل تر از قبل شود . درست زمانی که تصور می کنیم تمامی جزئیات یک الگوریتم را دریافته ایم و می توانیم مدیریت صفحات وبلاگ یا پیج های اینستاگرام خود را به خوبی انجام دهیم به ناگهان همه چیز تغییر می کند . البته این موضوع ، ماجرایی است که زندگی همه دیجیتال مارکترها با آن عجین شده است .

اینستاگرام مدعی شده است که تغییرات جدید بر روی الگوریتم خود را از آن جهت انجام داده است تا تجربه کاربری بهتری را به کاربران خود ارائه دهد . اینستاگرام مدعی شده است که قصد دارد محتوایی را در فید خود به مخاطبان نمایش دهد که آنها واقعا به دنبال آن هستند .

تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام
تغییرات جدید در الگوریتم جدید اینستاگرام

تغییر در مدت زمان نمایش پست ها

در تغییرات جدید ، پست های اینستاگرام به میزان قبل به مخاطبان نمایش داده نمی شوند . در واقع چیزی در حدود ۱۰ درصد مخاطبان هر پیج یک پست را مشاهده خواهند کرد . جدیدترین الگوریتم اینستاگرام به بررسی لایک و کامنت بر روی همین ۱۰ درصد بازدید کننده می پردازد . اگر پست دارای شرایط خوبی بود آن را به ۹۰ درصد باقیمانده ی فالوورها نمایش خواهد داد . در غیر اینصورت ممکن است پست شما به همه فالوورها نشان داده نشود .

در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام کمیّت جای خود را به کیفیت داده است . در واقع میزان تعاملی که شما با مخاطب خود برقرار می کنید در دیده شدن محتواهای شما تاثیر دارد . شما برای این که بتوانید با الگوریتم اینستاگرام رفاقت بهتری ایجاد کنید باید به سراغ محتواهای با کیفیت تر بروید . یک محتوای خوب توانایی ایجاد تعامل خوبی را با کاربران فراهم می آورد و این تعامل باعث می شود تا اینستاگرام محتوای شما را به کاربران بیشتری ارائه دهد .

محتوا محوری در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام

لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره یک پست آیتم هایی هستند که برای الگوریتم اینستاگرام دارای اهمیت خاصی می باشند . افزایش هر کدام از این آیتم ها (لایک ، کامنت ، اشتراک گذاری و ذخیره) نشان دهنده میزان تعامل موثر با کاربران می باشد . بنابراین اینستاگرام محتوای شما را به مخاطبان بیشتری ارائه می دهد .

برای آنکه بتوانید مخاطبان خود را همیشه همراه داشته باشید باید یک داستان جذاب برای خود یا برندتان داشته باشید . داستانی که توانایی لازم برای ایجاد کشش در مخاطب را داشته باشد و فالوور را تبدیل به پیگیر همیشگی برای شما بنماید . این داستان به کمک محتواهایی با کیفیت ایجاد می شود . محتواهایی که دارای نظم و ساختاری مشخص هستند .

توجه داشته باشید که برخی امکانات در پلتفرم اینستاگرام وجود دارد که معمولا مغفول مانده اند . یکی از این امکانات دایرکت اینستاگرام می باشد . شما می توانید با کمک دایرکت اینستاگرام به بازاریابی مستقیم اقدام کنید و همچنین تعامل خود را با مخاطبانتان افزایش دهید .

یکی از مواردی که در جدیدترین الگوریتم اینستاگرام لحاظ شده است ، مدّت زمان ماندگاری یک بازدیدکننده بر روی یک پست می باشد . شما می توانید با استفاده از چندین ویدئویی یک دقیقه ای که به صورت اسلایدی در یک پست قرار می دهید مخاطب خود را مدت زمان بیشتری بر روی پست هایتان نگهدارید .

البتّه باید توجه داشت که بازهم کیفیت این ویدئوها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است زیرا که پایین بودن کیفیت باعث می شود تا فالوور خیلی سریع پست را ترک کند .

توجه خاص به کپشن های پست ها در الگوریتم اینستاگرام

سعی کنید از کپشن های جذاب و البته کمی بلند در پست هایتان استفاده کنید . اگر پست شما مورد توجه مخاطب شما قرار گیرد یک کپشن جذاب می تواند ماندگاری مخاطب شما را بر روی یک پست افزایش دهد . کپشن های بلند باعث می شوند تا مخاطب مدّت زمان بیشتری را صرف مطالعه و باقیماندن بر روی پست نماید .

یکی از نکاتی که در الگوریتم اینستاگرام مورد توجه ویژه قرار گرفته است ، استوری ها می باشد . هرچه افراد به استوری شما بیشتر توجه کنند و نرخ خروج از استوری کاهش یابد احتمال نمایش پست های شما در فید آنها بیشتر می شود .

همیشه به کامنت ها توجه خاصی داشته باشید . کامنت ها یک مکالمه تعاملی می باشند . سعی کنید پاسخ همه مخاطبانتان را بدهید . حتی اگر کامنتی پرسشی نمی باشد سعی کنید یک اموجی برای آنها ارسال کنید

افراد مطرح در حوزه کاری تان را در پیج های خود شات کنید . این کار به اینستاگرام نشان می دهد شما به صورت واقعی با دیگران در ارتباط هستید . از هشتگ ها به صورت حرفه ای استفاده کنید . توجه به هشتگ های ترند شده می تواند تاثیر بسیاری در دیده شدن پست های شما داشته باشد .

بازنویسی : مسعود معاونی

منبع : سایت بهنام کشانی

اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

در سالیان اخیر بازاریابی محتوا به عنوان یک شیوه رایج برای جلب نظر مخاطب ، افزایش ترافیک ، برندسازی و افزایش فروش مورد استفاده قرار می گیرد . اما متاسفانه بسیاری از بازاریابان این حوزه و مدیران ارشد سازمانی ، انتظار دارند تا بازاریابی محتوا در کوتاه مدت نتایج خود را نشان دهد .

اشتباهات رایج در بازریابی محتوا
اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

بایستی توجه داشت که بازاریابی محتوا یک فرآیند طولانی مدت است و نمی توان انتظار معجزه در کوتاه مدت را از آن داشت . در حال حاضر یکی از شیوه های موثر برای جلب نظر مخاطب ، تولید محتوای ارزشمند و مورد نیاز آنها می باشد .

نکته مهمی که در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار می گیرد این است که هدف از تولید محتوا تنها تبلیغ یک محصول ، فرآیند و یا خدمت نمی باشد . بلکه باید به دنبال ارائه یک استراتژی جامع و بلند مدت باشیم . در این پست قصد داریم به ۱۰ مورد از مهمترین اشتباهات در بازاریابی محتوا اشاره کنیم :

۱- نداشتن برنامه ریزی بلند مدّت :

فرآیند بازاریابی محتوا و هم چنین تولید محتوای متناسب با آن یک رویه طولانی مدت است . این که انتظار داشته باشیم در کوتاه مدت از یک محتوای تولید شده نتیجه بگیریم زیاد عقلانی نمی باشد . برای تولید محتوای موثر باید به یک مدل ذهنی مشخص دست یابیم . معمولا سازمان ها بودجه تولید محتوا را محدود و مشروط به نتیجه گیری کوتاه مدت می کنند . که خود این موضوع از مهلک ترین اشتباهات در زمینه محتواسازی می باشد .

۲- اتکا به اینفلوئنسرها در تولید محتوا :

بسیاری از افراد و سازمان ها ، فرآیند تولید محتوا ، ترویج و انتشار آن را برعهده اینفلوئنسرها می گذارند . بسیاری از اینفلوئنسرها هم فقط سعی در افزایش تعداد بازدید (view) یک محتوا را دارند . آنها سعی چندانی نمی کنند تا برای هر محتوایی داستان مخصوص به آن را ایجاد کنند . بنابراین معمولا محتواهای آنها بازخورد لازم (Action) را دریافت نمی کند . اینفلوئنسرها در هر سطحی که باشند باید بدانند که فرآیند تولید محتوا کار ساده و پیش پا افتاده ای نیست .

۳- صبر و حوصله در بازاریابی محتوا :

باید توجه داشت که برخلاف شیوه های بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing) ، بازاریابی محتوا یک فرآیند زمانبر و طولانی مدت است . یعنی تاثیر محتوایی را که امروز منتشر می کنید ممکن است یک سال یا دو سال دیگر مشاهده کنید . از دست ندادن انگیزه مهمترین موضوع در این نوع از بازاریابی می باشد .

۴- بازاریابی محتوا وتبلیغات :

بازاریابی محتوا و تبلیغات هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند بلکه دو موضوع کاملا مختلف هستند . تبلیغ یک فرآیند کوتاه مدت است . هدف تبلیفات منجر به یک اقدام شدن می باشد به عنوان مثال خریدی صورت پذیرد ، ثبت نامی انجام شود و … . ولی بازاریابی محتوایی یک فرآیند بلندمدت است که ذهن مشتری را برای پذیرش تبلیغات آماده می کند . تمایز و تفاوت گذاشتن بین این دو موضوع بسیار اهمیت ارد که معمولا مدیران ارشد سازمانی به آن توجهی ندارند .

۵- محتوای مبهم بدون توجه به شرایط مخاطب :

هر مخاطبی نیاز به محتوای خاص خود دارد . این در حالی است که نیازهای مخاطب هر کسب وکاری با کسب و کار دیگر تفاوت دارد . به عنوان مثال یک مخاطب محتوای طتز را می پسندد و مخاطبی دیگر محتوای جدّی و علمی را قبول دارد . در یک رسانه محتوای متنی مورد توجه است و در رسانه ای دیگر محتوای تصویری و ویدئویی را انتظار داریم . محتوای ما باید شرایط مخاطب را بسنجد . محتوایی که برای مخاطب مبهم و نامفهوم باشد نه تنها او را جذب نخواهد کرد بلکه باعث فاصله گرفتن او از برند و محصول خواهد شد .

از دیگر سو هر مخاطب یک پرسونای خاص خود را دارد . برای شناخت این پرسونا باید دانش خود را درباره مشتری تان افزایش دهید . برقراری ارتباط دوطرفه بین مشتری و یک کسب و کار می تواند یک راهکار مناسب برای تولید محتوای کاربردی باشد .

۶- نداشتن استراتژی تولید محتوا :

هدف از تولید محتوا را بایستی در استراتژی محتوا دنبال کرد . استراتژی محتوا به شما ماموریت محتواهای شما را نشان خواهد داد . در واقع شما باید بدانید که قصد دارید با یک محتوا به چه اهدافی دست یابید .

استراتژی محتوا باعث یکپارچگی محتواهای شما خواهد شد . در واقع تمامی محتواهایی که شما تولید می کنید در یک راستای خاص می باشند و مانند یک نردبان شما را به بالای سر هدفتان خواهند رساند . در تولید محتوا هر گز به دنبال انبار کردن محتوا در هاست خود نباشید . متاسفنه بسیاری از محتواسازان محتوا را برای محتوا تولید می کنند . این گونه افراد به تولید محتوا معتاد می شوند و با کمترین توجه به نیاز مخاطب ، محتواهایی بی مصرف تولید می نمایند .

۷- کمیّت یا کیفیت :

اشتباهی که بسیاری از افراد در تولید محتوا انجام می دهند این است که تصور می کنند هر چه بیشتر محتوا داشته باشند موفق ترند . حجم محتواها هر چند که می تواند نقش بسزایی در رنک یک وبسایت داشته باشد امّا باید توجه داشت که مخاطب محتوای با کیفیت را به هرچیز دیگری ترجیح خواهد داد .

کیفیت محتوا

یک نکته حیاتی دیگر هم در این زمینه وجود دارد . لطفا هیچ گاه محتوای خود را فدای سئو نکنید . هرچند که سئو در محتوای متنی و صفحات سایت ها بسیار مهم است امّا این که فقط به دنبال سئو باشیم گریزی از مشکل سرریز سئو (Over SEO) نخواهیم داشت . (اخیرا موتورهای جستجو به محتواهای بسیار سئو شده امتیاز منفی می دهند ) .

۸- محتوا ، محتوا و بازهم محتوا :

کمیت یا کیفیت محتوا
کمیت یا کیفیت محتوا

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند تنها محتوا است که می تواند باعث رشد کسب و کار آن ها شود . این گونه افراد هرگز به مسائل زیر ساختی توجه نمی کنند . امروزه بهبود تجربه کاربری و بهینه سازی سایت اهمیت بسیاری پیدا کرده است . چرا که این موضوعات می توانند در حفظ و نگهداری کاربر در وب سایت تاثیر داشته باشند .

بسیاری از بازاریابان محتوا تصور می کنند که تولید محتوا تنها مختص فضای مجازی است و در فضای آفلاین کاربردی ندارد . این در حالی است که تجربه نشان داده وایرال شدن یک محتوا معمولا در بستر آفلاین صورت می پذیرد . بنابراین بایستی به شیوه های بازاریابی دهان به دهان هم توجه خاصی داشته باشیم . ویروسی شدن یک محتوا می تواند به عنوان هک رشد یک کسب و کار محسوب شود .

۹- بی نظمی در تولید محتوا :

بزرگترین مشکل کسب و کارهای ایرانی ، نداشتن نظم در تولید محتوا می باشد . این بی نظمی باعث نارضایتی مخاطبان می شود . داشتن نظم در تولید محتوا باعث می شود تا مخاطبان شما به صورت پیگیر شما را دنبال کنند و همیشه منتظر دریافت محتوای تازه ای از سوی شما باشند .

این دنبال کردن ها به معنای افزایش ترافیک ، افزایش ماندگاری در سایت و منجر به اقدام شدن (Call to Action) خواهد شد . تمامی این موارد به مرور زمان بر روی اعتبار دامنه شما تاثیر مثبت خواهد داشت وباعث رشد بیشتر کسب و کار شما خواهد شد .

۱۰- نیروی انسانی کم تجربه و نداشتن خلاقیت :

معمولا در بحث تولید محتوا این طور تصور می شود که با کار ساده ای مواجه هستیم . بنابراین هرگز به دنبال آموزش نیروی انسانی نمی رویم . خود این موضوع باعث می شود که افراد تولید محتوا را خود آموز و با تکرار و آزمایش بیاموزند . که خود این شیوه باعث بروز خطاها و اشتباهات بسیاری می شود . عدم آموزش نیروی انسانی از یک سو و کپی کاری و نداشتن خلاقیت باعث شکست در بازاریابی محتوا می شود . تمامی این مسائل باعث شده تا شاهد حجم انبوهی از محتواهای بی کیفیت و پر از غلط های نگارشی باشیم .

مطالب مفید و کاربردی :

بازنویسی و گردآوری : مسعود معاونی

منبع : ویکی محتوا

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

متریک های رسانه ها اجتماعی

متریک های رسانه ها اجتماعی

در این پست قصد داریم ۱۹ متریک (شاخص) مهم در رسانه های اجتماعی را معرفی کنیم و نحوه پیگیری و محاسبه آنها رابیان کنیم . متریک یا همان شاخص (KPI : Key Performance Indicator) معیارهایی هستند که ما می توانیم از آنها برای اندازه گیری وضعیت کسب و کارمان استفاده کنیم . در اینجا به طور اختصاصی به شاخص های رسانه های اجتماعی خواهیم پرداخت . کنترل پیوسته این شاخص ها می توانند تاثیر شگرفی در رشد و توسعه کسب و کار شما در محیط های مجازی داشته باشند .

امروزه سئوالات زیادی ذهن بازاریابان دیجیتال را به خود مشغول کرده است . از جمله مهمترین این سئوالات عبارتند از :

  • متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی کدام هستند ؟
  • پیگیری این متریک ها چه تاثیر بر کسب و کار ما دارد ؟
  • آنالیز داده ها و ارقام مرتبط با رسانه های اجتماعی می تواند ایده های جدیدی را به ما بدهد ؟
  • و…

اگر شما مدیر یک رسانه اجتماعی هستید باید توانایی نشان دادن ارزش های کاری خود را داشته باشید و به کمک یکسری اعداد و ارقام و متریک های معین بهترین تصمیمات را بگیرید . بنابراین می توان نتیجه گرفت که موفقیت در دیجیتال مارکتینگ تنها با کمک متریک ها بوجود خواهد آمد .

شما (به عنوان بازاریاب آنلاین) باید به صورت مستمر به مدیران ارشد خود گزارشاتی را ارائه دهید . گزارشات شما باید برمبنای داده های واقعی تهیه شوند . تعداد فالوورها ، بازدیدها ، اشتراک گذاری ، لایک ها ، کامنت ها و … در یک رسانه اجتماعی نشان دهنده وایرال شدن یا نشدن محتوای شما می باشد . اگر محتواهای شما بتوانند به خوبی وایرال شوند ، شما می توانید امیدوار به دریافت بیشترین بازخوردها از سوی مخاطبان خود باشید .

داده های واقعی که از رسانه های اجتماعی استخراج می شوند ، اطمینان لازم را به مدیران می دهند تا با خاطری آسوده تر به سرمایه گذاری در آن رسانه اجتماعی بپردازند . همچنین این داده ها به یک دیجیتال مارکتر کمک خواهد کرد تا تصمیمات هوشمندانه تری را برای انتخاب و ادامه مسیر خود بگیرد .

مهمترین شاخص های رسانه های اجتماعی برای بازاریابان دیجیتال

قیف اجتماعی : عناصر موثر در یک رسانه اجتماعی

قبل از بررسی متریک های مطرح در رسانه های اجتماعی به معرفی قیف شبکه های اجتماعی می پردازیم . به این منظور قیف یک شبکه اجتماعی را به ۴ بخش زیر تقسیم می کنیم(به شکل۱ توجه کنید) :

قیف رسانه های اجتماعی

قیف رسانه های اجتماعی

  1. آگاهی (Awareness) : این معیار مخاطبان فعلی و بالقوه را مشخص می کند .
  2. تعامل (Engagement) : این معیار نشان می دهد که مخاطبان شما چگونه با محتوای شما ارتباط برقرار می کنند .
  3.  تبدیل (Conversation) : این معیار میزان اثربخشی شما را در رسانه های اجتماعی نشان می دهد .
  4. مصرف کننده (Consumer) : این معیار منعکس کننده تفکرات و احساس مشتریان شما در مورد برند تجاری شما می باشد .

هرکدام از مراحل قیف بالا دارای یکسری متریک های مرتبط با خودشان هستند که برروی اثربخشی بازاریابی شبکه های اجتماعی تاثیر می گذارند . حالا می خواهیم به همراه یکدیگر به درون این قیف شیرجه بزنیم و به بررسی هر کدام از متریک های بخش های ۴ گانه بالا بپردازیم :

شاخص های آگاهی

متریک هایی که در این دسته جای می گیرند اطلاعاتی را درباره مخاطبان فعلی و مخاطبان بالقوه به شما می دهند . در پایین مهمترین آنها را مشاهده می کنید :

۱- آگاهی از برند (Brand Awarness)

در معیار آگاهی از برند ، شما باید به نام تجاری برندتان در تمامی رسانه های اجتماعی توجه داشته باشید . شما باید در طول دوره های زمانی مشخص گزارشاتی را بر پایه داده های آماری در مورد برندتان تهیه کنید .

شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید به موضوعات مهمی نظیر منشن شدن ، اشتراک گذاری ، لینک شدن ، تعداد نمایش و .. در شبکه های مختلف توجه داشته باشید . با توجه به شرایط برندتان می توانید طول دوره های گزارش گیری را تغییر دهید . معمولا این گزارشات هفته ای ، ماهانه یا فصلی تهیه می شوند .

مراحل طراحی این معیار:
  1. ۱-تعیین معیارهای مهم برای برقراری ارتباط بین برند شما و مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه تان .
  2. ۲- تعیین دوره گزارش گیری
  3. ۳- سعی کنید سازگار باشید (Consistent) . سازگاری تضمین می کند که شما با روند دقیق و قابل اطمینانی داده های خود را مقایسه می کنید .
۲-نرخ رشد مخاطبان(Audience Growth Rate)

نرخ رشد مخاطبان شاخصی است که شما می توانید به وسیله آن سرعت رشد برند خود را در رسانه های اجتماعی مختلف اندازه گیری کنید . این معیار در حقیقت سرعت افزایش فالوورهای شما را نشان می دهد .

همانطور که دسترسی در اینترنت همچنان در سراسر جهان افزایش می یابد ، دنبال کردن رسانه های اجتماعی مشهور نیز بیشتر مورد توجه مردم قرار خواهد گرفت . بنابراین انتظار رشد شبکه های اجتماعی هرگز دور از انتظار نخواهد بود .

به همین دلیل بسیار مهم است که بدانیم چه تعداد مخاطب جدید در ماه های گذشته بدست آورده ایم و این تعداد آیا برای حفظ شرایط رقابتی ما مناسب است .

مراحل پیگیری این معیار
  1. ۱- دنبال کنندگان جدید خود را در هر شبکه اجتماعی به صورت دوره ای اندازه گیری کنید .
  2. ۲-دنبال کنندگان جدید خود را به تعدا کل مخاطبان خود تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد رشد مخاطبان خود را بیابید .
۳-مشاهده پست(Post Reach)

مشاهده یک پست تعداد افرادی را نشان می دهد که یک پست شما را مشاهده کرده اند .

این متریک بسیار ساده و قابل درک است . شما می توانید به صورت عملی تعداد مشاهده شدن پست های خود را استخراج کنید . این متریک اطلاعات جزئی بسیاری را با خود به همراه دارد . مثلا زمان آنلاین بودن مخاطبان شما را نشان می دهد و یا این که مخاطب شما به چه محتوایی بیشتر ارزش می دهد .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-تعداد بازدید هر پست را اندازه گیری کنید .
  2. ۲-تعداد بازدید هرپست را بر تعداد کل مخاطبان خود تقسیم کنید . عدد بدست آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید تا درصد بازدید هر پست خود را بدست آورید .
۴- پتانسیل مشاهده(Potential Reach)

پتانسیل مشاهده تعداد افرادی که در یک دوره گزارشی یک پست را مشاهده خواهند کرد ، نمایش می دهد . به عبارتی دیگر ، اگر فالوورهای شما پست تان را به اشتراک بگذارند ، تقریبا ۲ تا ۵ درصد از فالوورهای آنها روی پست شما تاثیر خواهند گذاشت .

درک این متریک بسیار مهم است چرا که شما به عنوان یک بازاریاب دیجیتال باید تلاش کنید تا مخاطبان خود را گسترش دهید . پتانسیل مشاهده شما را قادر می سازد تا میزان پیشرفت خود را بسنجید .

پیگیری این معیار
  1. ۱- از ابزارهای نظارتی برای تعیین تعداد کل منشن ها و اشتراک گذاری پست های خود استفاده کنید .
  2. ۲-بررسی کنید که چه درصدی از فالوورهای شما از طریق منشن ها به شما پیوسته اند .
  3. ۳-با ضرب دو عدد مرحله ۱ و ۲ تعداد بازدید کننده پتانسیل مشاهده برند تجاری خود را بدست آورید . معمولا پتانسی شما باید عددی بین ۲ تا ۵ درصد باشد .
۵- اشتراک گذاری صدا در شبکه های اجتماعی(Social Share of Voice [SSOV])

این معیار به اندازه گیری میزان اشتراک گذاری صوت تولید شده توسط برند شما در شبکه های اجتماعی می پردازد . این اشتراک گذاری ها می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم می باشد . SSOV نشان دهنده توان رقابتی شما با سایر رقبا می باشد .

فرآیند پیگیری این معیار
  1. ۱-میزان ذکر شدن نام تجاری خود را به صورت مستقم و غیرمستقیم در شبکه های اجتماعی بیابید .
  2. ۲-نام رقبای خود را در لیستی اضافه کنید .
  3. ۳-وضعیت رقبای خود را در یک دوره زمانی مشخص بسنجید .
  4. ۴-تعداد اشتراک گذاری فایل های خود را به تمام اشتراک گذاری برندها تقسیم کنید و عدد بدسا آمده را در ۱۰۰ ضرب کنید . شما می توانید با استفاده از ابزارهای آنالیز ، فرآیند این محاسبات را ساده تر کنید .

معیارهای تعامل (Engagement Metrics)

در این بخش به بررسی متریک هایی می پردازیم که به چگونگی برقراری ارتباط بین مخاطبان و محتوای تولیدی ما می پردازد .

۶- نرخ تحسین(Applause Rate)

نرخ تحسین در واقع تعداد تاییدیه های یک پست است (مثل لایک کردن و یا اعلام علاقمندی) . این نرخ براساس تعداد لایک به تعداد کل مخاطبان بدست می آید .

هنگامی که یک فالوور یکی از پست های شما را لایک می کند به صورت غیرمستقیم اذعان می کند که پست شما برای او ارزشمند بوده است . دانستن این که چه محتوایی برای چه تعداد از مخاطبان شما ارزشمند بوده است ، می تواند مسیر شما را در طراحی محتواهای آینده تغییر دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- تعداد کل لایک های یک پست را که در یک دوره مشخص دریافت کرده اید استخراج کنید .
  2. ۲-عدد استخراج شده در مرحله قبل را بر تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کرده و حاصل را در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۷- میانگین نرخ تعامل(Average Engagement Rate)

نرخ متوسط تعامل یا همان میانگین نرخ تعامل ، تعداد مشارکت ها در یک پست را نشان می دهد .( نظیر لایک ، اشتراک گذاری ، دایرکت ، ذخیره کردن ، کامنت و …) .

این نرخ یک معیار بسیار مهم است چرا که تعامل بیشتر به معنای درگیر شدن مخاطب با محتوای شما می باشد . شما باید همواره یک نرخ متوسط تعامل را برای هر پست در نظر بگیرید . اگر پست شما از تعامل بالایی برخوردار است زیاد نگران آیتم هایی نظیر لایک ، تعداد فالوور و … نباشید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱-جمع کردن تعداد لایک ها ، کامنت و اشتراک گذاری در هر پست
  2. ۲-تقسیم عدد فوق بر تعداد کل فالوورها ضربدر ۱۰۰

نکته : این معیار در هر پلت فرمی متفاوت است به عنوان مثال توئیتر و فیسبوک دارای نرخ تعامل پایین تری می باشند (مثلا ۰٫۵ تا ۱ درصد) . از طرفی دیگر اینستاگرام نرخ تعامل بالاتری دارد (در حدود ۳ تا ۶ درصد)

۸- نرخ ارتقاء(Amplification Rate)

نرخ ارتقاء ، نسبت اشتراک گذاری هر پست به تعداد کل کاربران است . این نرخ توسط Avinash Kaushik نویسنده و بازاریاب دیجیتال گوگل طراحی شده است . ارتقاء در واقع نرخ توجه به محتوا و اشتراک گذاری آن در شبکه های اجتماعی را نشان می دهد . به هر میزان که نرخ ارتقاء شما بیشتر باشد نشان دهنده تمایل فالوورهای شما به برندتان می باشد .

چگونگی پیگیری این نرخ
  1. ۱-تعداد دفعاتی که یک پست در یک شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود را در یک دوره زمانی مشخص استخراج کنید .
  2. ۲-این تعداد را به کل فالوورها تقسیم کرده و در ۱۰۰ ضرب نمایید .
۹- نرخ ویروسی(Virality Rate)

این نرخ میزان اشتراک گذاری پست شما را بر تعداد نمایش های منحصربفرد (Unique View) در یک دوره زمانی نشان می دهد . همانند بسیاری از متریک های معرفی شده در این لیست ، نرخ ویروسی نشان دهنده اطلاعات دقیقی از یک بازاریابی می باشد . این نرخ به مراتب از تعداد لایک اهمیت بیشتری دارد .

مثلا فرض کنید یک پست که ۱۷۰۰۰ لایک دارد دارای نرخ ویروسی ۰٫۱% باشد . در حالی که پست دیگری که تنها ۱۰۰۰۰ لایک دارد ممکن است نرخ ویروسی ۹٫۹۷% داشته باشد و قطعا پست دوم با نرخ ویروسی بالاتر ارزشمندتر از پست اول با تعداد لایک بیشتر خواهد بود .

نحوه پیگیری این متریک مهم
  1. ۱- میزان مشاهده منحصربفرد (Unique View) یا میزان تاثیر (Impression)  یک پست را استخراج کنید .
  2. ۲- میزان اشتراک گذاری همان پست را بدست آورید .
  3. ۳-میزان اشتراک گذاری را به میزان مشاهده منحصربفرد تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ ویروسی شما بدست آید .

معیارهای تبدیل

شاخص هایی که در زیر مطرح می شوند میزان مشارکت اجتماعی (Social Engagement) را نشان می دهد :

۱۰- نرخ تبدیل(Conversion Rate)

نرخ تبدیل به کلیک کنندگان روی یک لینک به کل بازدیدکنندگان آن لینک گفته می شود . البته این کلیک باید منجر به یک اقدام شود . منظور از اقدام (Action) می تواند عضویت در یک خبرنامه ، دانلود یک محتوا و یا ثبت نام در یک وبینار باشد .

یک نرخ تبدیل نشان دهنده میزان ارزشمند بودن و قانع کننده بودن محتوای شما برای مخاطبان هدف می باشد . از دیدگاه رسانه های اجتماعی ، این نرخ نشان دهنده قدرت برند و محتوای شما برای مخاطب است . در حقیقت این نرخ نشان می دهد که شما به چه میزانی توانسته اید انتظارات را برآورده کنید .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- یک پست با یک پیوند ارتباطی به صفحه فرود (Landing Page)  را با کمک یک کوتاه کننده لینک ایجاد کنید . صفحه فرود شما باید امکان پیگیری و آنالیز ترافیک شما را داشته باشد .
  2. ۲- نرخ مشاهده آن پست را محاسبه کنید .
  3. ۳- نرخ کلیک شدن بر روی آن لینک را بدست آورید .
  4. ۴- از تقسیم نرخ کلیک به نرخ مشاهده و ضرب آن در ۱۰۰ نرخ تبدیل خود را بدست آورید .

نکته : ممکن است در برخی مواقع یک پست تعداد مشاهده کمی داشته باشد امّا نرخ تبدیل آن بالا باشد . در چنین حالتی بازدید کنندگان اندک همان مشتریان واقعی خواهند بود . نرخ تبدیل یک معیار مهم برای نشان دادن اثر پذیری یک شبکه اجتماعی می باشد .

۱۱- میزان کلیک(CTR:Click Through Rate)

میزان کلیک یا همان CTR معمولا میزان کلیک افراد بر روی لینک موجود در هر پست می باشد (Call to Action) .این متریک را نباید با سایر اقدامات تعامل (نظیر اشتراک گذاری ، لایک ، کامنت) اشتباه گرفت .

CTR به طورخاص فقط به یک لینک مرتبط است که مخاطبان را به سمت یک محتوا می برد . ردیابی CTR به شما بینش ارزشمندی را درباره چگونگی ارائه پیشنهاداتتان به مخاطبان هدف را می دهد .

پیگیری این متریک
  1. ۱- کل کلیک بر روی یک لینک را اندازه گیری کنید .
  2. ۲- کل اقدام های انجام شده بر روی آن لینک را اندازه گیری کنید (اقدام انجام شده : ثبت نام ، خرید ، دانلود و..)
  3. ۳- تعداد کل اقدامات را به کل کلیک ها تقسیم کنید و عدد حاصل را در ۱۰۰ ضرب کنید .

نکته مهم : فراموش نکنید که در طی یک دوره زمانی مشابه میزان کلیک و اقدام را یادداشت کنید .

۱۲- نرخ پرش(Bounce Rate)

نرخ پرش درصد بازدیدکنندگان یک صفحه فرود می باشند که با استفاده از یک لینک یا موتور جستجو به آن صفحه وارد می شوند امّا به سرعت و بدون آنکه اقدامی را انجام دهند از آن صفحه خارج می شوند .

نرخ پرش به شما این امکان را می دهد تا میزان ترافیک وارد شده از رسانه های اجتماعی را اندازه گیری کنید و نرخ بازگشت سرمایه (ROI) خود را در مقابل سایر منابع ترافیکی (مثلا ترافیک فیسبوک در مقابل ترافیک جستجوی گوگل) بدست آورید .

اگر نرخ پرش رسانه های اجتماعی شما پایین تر از سایر منابع باشد ، نشان دهنده این واقعیت است که کمپین رسانه های اجتماعی شما توانسته است مخاطبان هدف را به خوبی شناسایی نماید و نیازهای آنها را برآورده نماید و ترافیک ارزشمندی را به سوی صفحات فرود شما روانه کند .

پیگیری نرخ پرش
  1. ۱- تنظیم گوگل آنالیتیکس
  2. ۲- ورود به برگه Acquisition در بخش channeles و سپس به بررسی All traffic بروید .
  3. ۳- با کلیک بر روی دکمه Bounce Rate نرخ پرش در کنال های مختلف را می توان مشاهده کرد .

نکته : یافتن میزان اثربخشی رسانه های اجتماعی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست . شما باید برای اثبات ارزش رسانه های مختلف در یک کسب و کار ، مدت زمان طولانی را بر روی آن تمرکز کنید .

۱۳ – هزینه هر کلیک (CPC : Cost Per Click)

هزینه هر کلیک یا CPC مبلغی است که شما به ازای هر کلیک بر روی پست هایتان در شبکه های اجتماعی پرداخت می کنید . شما باید با توجه به CPC انتخاب کنید که تبلیغاتتان در فیسبوک ، اینستاگرام ، توئیتر یا لینکدین نمایش داده شود . شما با CPC می توانید به راحتی هزینه های خود را مدیریت کنید و یک سرمایه گذاری منطقی و کارآمد انجام دهید .

پیگیری این شاخص
  1. ۱- یک پلتفرم مدیریت آگهی مناسب انتخاب کنید .
  2. ۲- امکانات و گزینه های مختلف آن را مورد بررسی قرار دهید .

نکته حیاتی : کمپین های تبلغاتی CPC (هزینه دار) می توانند برای رشد لحظه ای مناسب باشند . امّا هرگز آنها را برای مدت طولانی نگهداری نکنید چرا که می توانند نتیجه معکوسی برای کسب و کار شما در پی داشته باشند .

۱۴- هزینه انجام شده برای هر هزار حمایت (Cost Per Thousand Impression)

CPM مبلغی است که شما برای حمایت هزار نفر از یک پست تان در یک رسانه اجتماعی پرداخت می کنید . بر خلاف CPC یک CPM معمولا منجر به یک اقدام (Action) نشود .

در CPM هدف فقط نمایش یک محتوا به مخاطبان می باشد . CPM یک روش سریع و ارزان برای اشتراک گذاری محتواهایتان می باشد .

ییگیری این متریک
  1. ۱- انتخاب یک پلتفرم مدیریت آگهی
  2. ۲- بررسی گزینه های مختلف آن

نکته : یک کمپین CPM را برای مدت طولانی اجرا نکنید چرا که ممکن است نتایج معکوسی را برای شما در برداشته باشد .

۱۵- نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی (Social Media Conversion Rate)

نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی در حقیقت تعداد کل تبدیل هایی است که از رسانه های اجتماعی بدست می آید و به صورت یک درصد بیان می شود .

نقش این متریک بستگی به تاثیر هر پست شما در یک کمپین تبلیغاتی دارد . به دیگر عبارت این متریک پاسخ هایی را برای این سئوال می دهد که : چگونه پیشنهادات یک برند می تواند مخاطبان هدف را جلب نماید ؟

کنترل این شاخص
  1. ۱- یک پیوند کوتاه شده در تبلیغ خود ایجاد کنید .
  2. ۲- تعداد کل تبدیل های خود را اندازه گیری کنید .
  3. ۳- تبدیل های رسانه های اجتماعی خود را به کل تبدیل های خود تقسیم کنید و آن را در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ تبدیل رسانه های اجتماعی خود را بدست آورید .
۱۶- نرخ مکالمه(Conversion Rate)

نرخ مکالمه در شبکه های اجتماعی ، به نسبت کامنت های هر پست به تعداد کل مخاطبان شما در آن شبکه گفته می شود .

این نرخ به شما کمک می کند تا بتوانید ردیابی خوبی بر روی کامنت ها داشته باشید . در واقع این معیار ، توانایی شما را برای برقراری یک گفتگو با مخاطبانتان نشان می دهد .

پیگیری این نرخ
  1. ۱- سعی کنید با کمک ابزارهای مختلف ، نظرات کاربران خود را در یک دوره زمانی بدست آورید .
  2. ۲- تعداد نظرات استخراج شده در مرحله قبل را به تعداد کل فالوورهای خود تقسیم کنید تا نرخ مکالمه را بدست آورید .

شاخص های مشتری(Customer Metrics)

متریک های زیر نشان می دهد که مشتریان فعال شما در مورد برندتان چه تصور و احساسی دارند .

۱۷- رضایت مشتری(Customer Testimonials)

متریک رضایت مشتری به بررسی و ارزیابی نظرات و مصاحبه های خاص مشتریان درباره یک برند می پردازد .

هدف نهایی این متریک ، دریافت احساس مشتریان از یک برند می باشد . این احساس می تواند منجر به اشتراک گذاری تجربیات خوب مشتریان با افراد دیگر گردد .

این متریک اعتماد و اعتبار  مشتری را به یک برند نمایش می دهد . اگر شما به دنبال جذب مشتری بیشتری هستید از مشتریان خوب خود بخواهید تا نظرات خود را درباره برند شما بیان نمایند .

یک کمپین در رسانه های اجتماعی راه اندازی کنید تا مردم درباره محصول و سرویس های شما توصیفات خود را بنویسند یا ویدئویی از کاربرد محصولات شما تهیه کنند . سعی کنید به طور دقیق نظرات مشتریان خود را رصد کنید و انتقادات آنها را به شدت جدّی بگیرید .

این متریک کاملا کیفی می باشد و نمی توان عدد و رابطه ای برای آن تعریف کرد .

۱۸- ارزیابی رضایت مشتری(Csat:coustomer Satisfaction Score)

نرخ رضایت مشتری یا Csat ، متریکی است که رضایت افراد از محصولات و سرویس های شما را نشان می دهد . معمولا امتیاز Csat از یک سئوال ساده بدست می آید ؟ میزان رضایت کلی خود از این محصول را بیان کنید ؟ (یک امتیاز از ۱ تا ۱۰ بدهید)

شما می توانید از مشتریان خود بخواهید که میزان رضایت خود را در مقیاس خطی به صورت امتیازی از ۱ تا ۱۰ و یا احساساتی (ضعیف ، متوسط ، خوب ، عالی ، بسیار عالی) ارائه کنند . Csat یک راه مطمئن برای درک نظر مشتریان درباره یک برند خاص می باشد .

پیگیری این سنجه
  1. ۱- ایجاد فرم جمع آوری نظرات
  2. ۲-جمع کل نظرات نظرسنجی
  3. ۳-تقسیم کل نمرات به تعداد کل نظرات
۱۹- نمره ترویج(NPS:Net Promoter Score)

نمره ترویج یا NPS متریکی برای اندازه گیری وفاداری مشتری می باشد . برخلاف Cast ، متریک NPS برای پیش بینی مشارکت مشتریان در آینده کاربرد دارد .

در این متریک ما تنها با یک سوال اساسی مواجه هستیم و آن این است که چقدر احتمال دارد که برند/محصول/خدمات ما را به یک دوست توصیه کنید ؟

سپس از مشتریان خواسته می شود تا با یک عدد ( از ۰ تا ۱۰) به این سئوال پاسخ دهند و براساس این نمره مشتریان به سه دسته زیر تقسیم می شوند :

  1. ۱- رقیبان (نمره ۰ تا ۶)
  2. ۲-منفعلین (نمره ۷ تا ۸)
  3. ۳-طرفداران (نمره ۸ تا ۱۰)

NPS از این لحاظ یک متریک منحصربفرد محسوب می شود که میزان رضایت فعلی مشتری و همچنین میزان فروش احتمالی در آینده را به صاحبان کسب وکار نمایش می دهد . این متریک آنقدر قوی است که می توان از آن برای سازمان های مختلف (دولتی ، خصوصی) از آن استفاده کرد .

نحوه پیگیری این متریک
  1. ۱- ایجاد یک نظرسنجی در شبکه های اجتماعی
  2. ۲-حذف رقیبان(نمرات ۰ تا ۶ ) از نظرسنجی
  3. ۳- تعداد باقیمانده را به تعدا کل پاسخ دهندگان تقسیم کنید و در ۱۰۰ ضرب کنید تا نرخ NPS خود را بدست آورید .

و در پایان …

کار با داده ها شما را عاشق آنها خواهد کرد . شما باید همیشه به کاوش عمیق در معیارهای مختلفی که می تواند باعث رشد و پیشرفت شما و برند تحت حمایت تان شود بپردازید .

شما می توانید به راحتی توانایی های خود (مهارت هایتان) را با آنالیزهای دقیق ، کاربردی تر سازید . تحلیل رسانه های اجتماعی یک روایت جذاب است که می تواند برای سازمان شما ارزش آفرینی نماید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

منبع : سایت Hootsuite

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

استفاده درست از هشتگ ها در اینستاگرام می تواند شانس مشارکت بیشتری را از سوی فالورها برای شما فراهم کند . هشتگ ها به عنوان یک دسته بندی کننده محتوا در اینستاگرام محسوب می شوند . آنها محتوای شما را برای علاقمندان به آن موضوع قابل شناسایی می نمایند .

هرکسی که برروی یک هشتگ کلیک نماید صفحاتی را که با آن هشتگ برچسب گذاری شده اند را مشاهده خواهد کرد . این که با استفاده از هشتگ ها در چه جایگاهی در صفحه جستجو اینستاگرام قرار گیرید به عوامل زیادی بستگی دارد . از جمله این عوامل می توان به چگونگی استفاده از هشتگ ، تعداد نظرات پست ، زمان ارسال و .. اشاره کرد . هنگامی که شما پستی را به اشتراک بگذارید میزان فعالیت فالورهای شما ، بر روی پست تان می تواند آن پست را به صدر نتایج ببرد .

ما در اینجا سعی داریم به بیان نکاتیی بپردازیم که به شما کمک خواهد کرد تا با کمک هشتگ ها ، فالورهای جدیدی را برای خود جذب کنید . هشتگ هایی که باعث اشتراک گذاری بیشتر محتوای شما و افزایش ترخ تعامل محتواهای شما خواهند شد .

(مطلب مشابه : ۱۱ نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام)
(مطلب ارزشمند : تاریخچه هشتگ و استراتژی هشتگ)

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

راهنمای استفاده از هشتگ در اینستاگرام

نکاتی درباره هشتگ ها در اینستاگرام

”  مردم هم اکنون هشتگ ها را در اینستاگرام به طور جدّی دنبال می کنند” . بدین صورت که محتوای شما می تواند توسط کسانی که شما را فالو نمی کنند هم دیده شود . بنابراین شما باید سعی کنید بهترین محتوا را تولید کنید و مرتبط ترین هشتگ ها را برای بهتر دیده شدن انتخاب کنید . مطمئن باشید در صورتی که هشتگ های مناسبی را انتخاب کنید عدّه زیادی شما را دنبال خواهند کرد و به لیست علاقمندان شما افزوده خواهند شد .

استفاده از هشتگ های تکراری و نامناسب ، بدترین استراتژی است که می توانید در پیج اینستاگرام خود دنبال کنید . کاربران معمولا از هشتگ های تکراری ، خسته می شوند و دیگر به هیچ عنوان حاضر به دنبال کردن آن نمی باشند .

به طور کلی همانطور که استفاده از تعداد زیاد هشتگ در یک پست توصیه نمی شود ، ارسال نظرات تکراری یا محتواهای مشابه نیز توصیه نمی شود . هنگامی که یک پست ایجاد می کنید فقط از هشتگ های معنی دار استفاده کنید و سعی کنید هشتگ مرتبط با موضوع محتوایتان را انتخاب کنید .

شما در استراتژی هشتگ گذاری خود نباید به دنبال بیشتر دیده شدن یک پست توسط افراد مختلف باشید بلکه باید به دنبال دیده شدن توسط مناسب ترین افراد باشید . در صورتی که این مورد را به درستی به کار گیرید شما می توانید تعامل بهتری را با کاربران خود برقرار کنید و فالورهای بیشتری را به سوی خود بکشانید .

هشتگ ها در پروفایل های تجاری

پروفایل های تجاری (Business Profile) توانایی اندازه گیری مقدار تاثیرگذاری هشتگ ها را دارند . برای این منظور ابتدا بر روی پست مدنظر بروید و سپس به روی دیدن اطلاعات آماری کلیک کنید و صفحه را به بالا بکشید و به تعداد بازدیدهای که از هشتگ شما بوجود آمده اند دقت کنید (شکل ۱). با ردیابی این داده ها می توانید به این نتیجه برسید که کدام هشتگ ها برای بهبود وضعیت شما موثرتر هستند .

استفاده از هشتگ ها در استوری ها

شما می توانید با قرار دادن هشتگ در استوری های خود ، مخاطبان خود را به سمت خود بکشید . شما می توانید هشتگ را به صورت معمولی ( همانطور که در پست استفاده می کنید) در استوری نیز به کار ببرید . هم چنین می توانید از برچسب هشتگ استفاده کنید . شما می توانید تا ۱۰ هشتگ را در استوری های خود داشته باشید . بهتر آن است که برخی از هشتگ ها را در استوری های خود مخفی کنید تا باعث اذیّت شدن کاربر نشوند .

استفاده از هشتگ ها در بیو

شما می توانید هشتگ های موردنظر خود را در بیوی پیج تان قرار دهید . هنگامی که یک کاربر بر روی یک هشتگ ضربه می زند به صفحه آن هشتگ منتقل خواهد شد . این راه یک شیوه مناسب برای تعامل با مخاطب یا جمع آوری محتوای تولید شده توسط شما می باشد .

استفاده از هشتگ ها در کامنت ها

شما در یک پست می توانید حداکثر تا ۳۰ هشتگ را به کار ببرید . ولی نگران نباشید ، شما امکان استفاده از هشتگ را در کامنت های پست های خودتان و دیگگر افراد را دارید . شما با استفاده از هشتگ در کامنت های پست های افراد دیگر ، نظر خود را پررنگ تر و چشم نوازتر خواهید کرد .

پیداکردن بهترین هشتگ ها برای کسب و کار شما

هشتگ هایی که می خواهید استفاده کنید باید با فضای کسب و کار شما متناسب باشند . ولی همیشه سعی کنید یک لیست کامل از هشتگ های موردنیاز خود را تهیه کنید . سعی کنید هشتگ هایی متناسب با برند خود بوجود آورید . شما می توانید از کمپین های هشتگی برای برند خود استفاده کنید و کاربران خود را ترغیب به استفاده از یک هشتگ خاص نمایید .

انتخاب هشتگ یک کار فنی و تخصصی است . همواره به دنبال خلاقیت در به کاربردن هشتگ ها باشید . خلاقیت و نوآوری در تولید هشتگ های جدید و جایگزین کردن آن ها با هشتگ های پرکاربرد رقبایتان ، یک شانس برای پیروزی شما در جنگ هشتگ ها و ترند شدن می باشد .

شما می توانید هشتگ مورد نظر خود را در صفحه جستجو هشتگ ها وارد کنید ، اینستاگرام یک لیست کامل از هشتگ های مرتبط با کلید واژه شما را ارائه می دهد . شما می توانید از این هشتگ ها و یا ترکیب های نوآورانه و حتی عجیب و غریب آنها استفاده کنید .

و در پایان …

پست هایی که روند موفقیت آمیزی داشته اند (در لیست اکسپلور در صدر قرار می گیرند) را زیر نظر بگیرید و هشتگ های آنها را مورد بررسی قرار دهید . درنهایت همیشه دقت کنید که هشتگ هایتان با موضوع کاری شما مرتبط باشند و مراقب باشید که دچار پراکندگی هشتگی نشوید .

نویسنده : مسعود معاونی

گوگل آنالیتیکس ابزاری برای ردیابی رسانه های اجتماعی

گوگل آنالیتیکس

گوگل آنالیتیکس

سایت شما ، سنگ بنای کسب و کار آنلاین شما می باشد . امّا فراموش نکنید که برادر دوقلوی سایت شما ، شبکه های اجتماعی شما می باشند . شبکه های اجتماعی شما باید با سایت شما در یک هماهنگی کامل باشند تا با ارزش ترین دارایی شما در فضای مجازی ، یعنی ترافیک را به صورت مستمر به سمت سایت شما هدایت کنید . (بزرگترین فراموش شده این پاراگراف آنالیز داده بوسیله ابزار ارزشمند گوگل آنالیتیکس می باشد ، امّا نگران نباشید این پست به طور کامل به این موضوع اختصاص دارد ).

توجه داشته باشید که تجارت الکترونیک شما علاوه بر سایت و شبکه های اجتماعی نیاز به یک خواهر دوست داشتنی و جواهرگونه هم دارد . آن خواهر طلایی آنالیز داده های کسب و کار شما می باشد . شما باید بتوانید در هر زمانی و مکانی ترافیک سایت خود را آنالیز کنید تا بتوانید ضعف های کاری خود را شناسایی کنید ، اولویت های موجود را بیابید و بهبود متوالی در تجارت آنلاین خود داشته باشید . اینجاست که خواسته یا ناخواسته به یاد ابزاری ارزشمند به نام گوگل آنالیتیکس می افتیم .

گوگل آنالیتیکس اطلاعات کاملی درباره بازدید کنندگان وب سایت شما ، رفتار آن ها و منبع ورود ترافیک سایت به شما ارائه می دهد . شما به راحتی خواهید توانست نرخ بازگشت سرمایه ROI شبکه های اجتماعی خود را محاسبه کنید . این نرخ به شما کمک خواهد کرد تا بر روی شبکه هایی سرمایه گذاری کنید که کارآیی بیشتری برای شما دارند .

ما در این پست ۶ گام اساسی را برای ردیابی رسانه های اجتماعی در گوگل آنالیتیکس بررسی خواهیم کرد :

۱- ایجاد شبکه های اجتماعی به هدف افزایش ترافیک وب سایت :

قبل از اینکه بتوانید ابتکارات رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس دنبال کنید باید شبکه های اجتماعی متنایب با هدف خود را در شبکه های اجتماعی راه اندازی کنید . این اهدف باید بخشی از برنامه کلی بازاریابی رسانه های اجتماعی شما باشند و با استراتژی و برنامه بازاریابی شما هماهنگ باشند .

اگر هدف شما در استفاده از شبکه های اجتماعی افزایش ترافیک وب سایتتان می باشد مدل S.M.A.R.T به شما توصیه می شود تا بتوانید بهتر به هدفتان برسید . در این مدل به خاص بودن ، قابل دستیابی بودن ، قابل اندازه گیری بودن ، مرتبط بودن و متناسب با زمان بودن محتوا ها تاکید شده است . (شکل۱)

۲- در گوگل آنالیتیکس ثبت نام کنید :

این گام بسیار مهم است ، اگر قصد دارید که رسانه های اجتماعی خود را در گوگل آنالیتیکس رصد کنید ، باید حتما ثبت نام نمایید (متاسفانه این سرویس برای ایرانیان غیر فعال است ، سعی کنید از پروکسی یا VPN برای دسترسی به آن استفاده کنید) . شما باید یک حساب برای دسترسی به گزارش های ترافیکی وب سایت خود داشته باشید . شما می توانید به سادگی از آدرس  google.com/analytics فرآیند ثبت نام خود را دنبال کنید و مراحل زیر را دنبال کنید .

۳- دریافت کد ردیابی در گوگل آنالیتیکس :

برای جمع آوری داده های وب سایت تان ، شما باید ابتدا کد ردیابی خود را تنظیم کنید . دو راه برای جمع آوری داده های وب سایت شما وجود دارد : استفاده از Google Tag Manager  یا اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما می باشد . در ادامه به طور مفصل به بررسی این دو شیوه می پردازیم :

۱- Google Tag Manager

این رویکرد به عنوان یک اولویت به شما توصیه می شود چرا که Google Tag Manager مدیریت سایت شما را ساده تر می کند .

۲-اضافه کردن مستقیم کد ردیابی به سایت شما

برای استفاده از این روش شما باید به کد منبع وب سایت خود دسترسی داشته باشید و امکان ویرایش کد HTML را داشته باشید . شما می توانید وارد مدیریت حساب های خود شوید و از Track info کد Tracing خود را که در داخل یک تگ <script>…</script قرار دارد را بردارید و در درون تمام صفحات خود در سایت تان قرار دهید .

  ۴- تنظیم اهداف گوگل آنالیتیکس :

اثربخش بودن رسانه های اجتماعی در کسب و کار شما فراتر از تعداد نمایش ، بازدید و ترافیک ارسالی به سوی سایت شما می باشد . شما باید در رسانه های اجتماعی نرخ ROI خود را بدست آورید . همچنین شما باید با متریک های مهم دیگری نیز آشنا شوید .

۵- درک گزارش های رسانه های اجتماعی :

هشت گزارش عالی در گوگل آنالیتیکس وجود دارد . این گزارش ها به شما کمک خواهد کرد تا تاثیرات شبکه های اجتماعی را بر کسب و کار خود شناسایی کنید . شما می توانید این گزارشات را از بخش Acquisition > social مشاهده کنید .

۶- داده های ارزشمند گزارش ها :

شما می توانید از داده هایی که از گزارشات مرحله قبل بدست آمده است ، برای افزایش ترافیک وبسیایت خود استفاده کنید . شما می توانید از این نمودارها برای ارائه گزارشاتی دقیق و کاربردی به مدیران ارشد خود استفاده کنید .

رسانه های اجتماعی مهمترین ابزار برای موفقیت در یک کسب و کار آنلاین می باشند ولی فراموش نکنید که همواره شما نیاز به اندازه گیری ، ردیابی ، آنالیز ترافیک خود را دارید تا بتوانید بهبود لازم را در فرآیندهای کاری تان بوجود آورید .

نویسنده و گردآورنده : مسعود معاونی

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب وکار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار

اگر شما قصد راه اندازی یک استارتاپ جدید را دارید ، بطور حتم به یک تیم از همکاران اجرایی متناسب با کسب و کار خود نیاز دارید . داشتن یک تیم هماهنگ و پویا آنقدر اهمیت دارد که بسیاری آن را مهم تر از ایده کسب و کار می دانند . امّا سئوال مهم این است که چگونه می توان یک تیم خوب را برای داشتن بهترین عملکرد ایجاد کرد ؟ در این پست به فرآیند تیم سازی و تاثیر آن بر کسب و کار خواهیم پرداخت . همچنین به ارائه راهکارهای برای بهبود تیم های موجود خواهیم پرداخت ، پس تا انتهای این پست با ما همراه باشید .

چرا شما به یک تیم نیاز دارید ؟

تنها موضوعی که در همه فعالیتهای کاری می توان آن را مشاهده کرد این است که کسب و کار شما در هر حوزه ای که باشد ، شما به افرادی نیاز دارید که به شما در رشد کسب و کارتان کمک کنند و بهترین عملکرد را در انجام فرآیندهای کاری شما از خود برجای بگذارند . اینجا است که مفهوم گروه کاری یا همان تیم کاری معنا پیدا می کند . هیچ کسب و کار متوسط یا بزرگی بدون داشتن تیم / تیم های کاری نمی تواند موفق شود .

با توجه به آنچه که در بالا گفته شد ، اگر شما یک استارتاپ راه اندازی کرده اید و یا به فکر راه اندازی یک فعالیت جدید هستید باید از همین حالا به تیم سازی هم فکر کنید . ایجاد تیم تنها به استخدام افراد در پست های مختلف مربوط نمی شود . بلکه شما باید بتوانید هرکسی را در نقش مناسب با توانایی های او قرار دهید . این در حالی است که هماهنگی تیم اهمیت بسیاری دارد . اعضای تیم شما باید با همکاری یکدیگر به سوی هدف/اهداف تعیین شده حرکت کنند و به خوبی بدانند که چه کسی ، چه کاری و چگونه انجام خواهد داد .

ترکیب مناسب یک تیم بسیار مهمتر از توانایی های تک تک اعضا می باشد . یک تیم یک دل و یک دست می تواند به خوبی از عهده کارهای محول شده برآیند و عملکرد مثبتی را از خوب برجای بگذارند . مطمئن باشید که شما با یک تیم قوی ولی ناهماهنگ موقعیت های طلایی بسیاری را از دست خواهید داد و مرتب مجبور به صدور فرامین مدیریتی خواهید شد (صدور فرامین خشک مدیریتی هیچ تناسبی با ساختارهای چابک استارتاپی ندارد).

چگونه یک تیم قوی و مناسب برای کسب وکار خود طراحی کنیم ؟

در فرآیند تیم سازی باید به ساختارهای کاری دقت شود . شما باید به دنبال ایجاد بهترین همکاری ها ، نوآوری ها و خلاقیت ها بین اعضاء تیم تان باشید . این در حالی است که شما باید سرعت (چابکی) قابل قبولی را در اجرای فرآیندهای پیش بینی شده داشته باشید . قبل از شروع فرآیند تیم سازی (یا ترمیم تیم خود) خود بهتر است که برای سئوالات کلیدی زیر پاسخ مناسبی داشته باشید :

  • چگونه می توان حق مالکیت فکری تمام اعضای تیم را تامین کرد ؟
  • چه ساختاری برای تیم کاری مناسب می باشد ؟
  • آیا ساختار تیمی در نظرگرفته شده می تواند عملکرد کاری را بهبود دهد ؟ آیا ساختار طراحی شده مشکلات کاری را افزایش نخواهد داد ؟
  • آیا اعضای با عملکرد بالاتر از سایر اعضا احساس تحقیر یا شکست نخواهند کرد ؟
  • اعضای تیم در مورد قدرت و یا مسئولیت های خود دچار اشتباه نخواهند شد ؟
  • فرآیند استخدام و اضافه شدن نیروهای جدید به تیم های کاری چگونه خواهد بود ؟
  • ارتباطات بین تیم های مختلف کاری به چه شکل خواهد بود ؟
  • فرآیند تصمیم گیری به چه شکلی می باشد و آیا فرصت ها در خلال تصمیم گیری ها از بین نخواهند رفت ؟

سعی کنید با خود صادق باشید و در هریک از سئوالات بالا که احساس می کنید اشکلاتی وجود دارد ، به دنبال برطرف کردن آن ایراد باشید .

ساختار تیمی

ساختار تیمی

سازمان های امروزی نیاز به سرعت بسیار بالا در همکاری های بین اعضا دارند تا بتوانند با رقبای جدّی خود به بهترین شکل مواجه شوند . اعضای تیم باید بتوانند دارای سطح پاسخگویی مناسبی باشند و از اقتدار مناسبی برخوردار باشند . برای این منظور شما باید نکات زیر را در ساختار تیم خود لحاظ کنید .

ساختارهای مهم در طراحی یک تیم :

  1. ساختار تیم خود را در اطراف اهداف اصلی کسب و کار خود قرار دهید . شاید شما در حال تلاش برای ارائه خدمات جدید به بازار هدفتان باشید و یا شاید هم شما در حال تلاش برای رشد تیم خود برای تقاضاهای روبه رشد در بازارهای هدف تان باشید . به هر شکل هدف شما می تواند ساختار و ترکیب تیم های کاری تان را تغییر دهد .
  2. انواع ساختارهای سازمانی در دسترس را مورد بررسی قرار دهید . در جهان انواع مختلفی از ساختارهای سازمانی وجود دارد . شما برای یافتن بهترین ساختارها برای تیم هایتان نیاز به بررسی و ارزیابی سختارهای مختلف دارید . در تیم سازی حتی اگر یک استارتاپ کوچک و جابک هستید ، باید به ساختار سازمانی تیم توجه داشته باشید .
  3. سعی کنید ساختار خود را انتخاب کنید و به اطلاع اعضای تیم تان برسانید . توجه کنید اگر سازمان شما سنتی باشد معمولا تصمیم گیری ها به صورت متمرکز صورت می پذیرد . اما اگر سازمان شما چابک و دیجیتال محور باشد شما باید ساختاری غیر متمرکز را برای خود برگزینید .
  4. تصمیم بگیرید که چه تخصصی برای هر نقش (Role) لازم است .  در سازمان های کوچکتر که قصد رشد خیلی سریع را دارند معمولا از ساختارهای منعطف تر استفاده می کنند . این کار معمولا باعث افزایش بهره وری می شود . در سازمان های بزرگتر معمولا شاهد نقش های تخصصی تر و رهبران ارشد سازمانی می باشیم . از تعریف نقش های جدید نترسید ، مخصوصا زمانی که به مجموعه ای از مهارت ها نیاز دارید .
  5.  افرادی که دارای مهارت های بالقوه می باشند را شناسایی کنید . معمولا کارکنان یادگیری مهارت های جدید را دوست دارند . سعی کنید افراد مشتاق و توانا را به سوی مهارت های جدید هدایت کنید . البته قبل از اینکه نیروهایتان را به سمت آموزش بفرستید ، سعی کنید توانایی های طبیعی افراد را مورد ارزیابی قرار دهید . بعد از آموزش دادن نیروها طبق یک برنامه زمان بندی شده میزان موفق بودن نیروها در مهارت آموزی را ارزیابی کنید . همیشه سعی کنید مهارت های مورد نیاز خود را از نیروهای درونی تیم خود تامین کنید و در صورت عدم وجود نیروی مورد نظر ، نیروهای جدید را به استخدام درآورید .
  6.  تعیین معیارهایی برای تعیین عملکرد نیروها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . برای حفظ انگیزه تیم خود ، اهداف و ساختار تیمی را مشخص کنید و وظایف هریک از اعضا را تعیین کنید و در بازه های زمانی مشخص به بررسی عملکرد هر نیرو بپردازید . به اعضای موفق تیم تان پاداش بدهید ، این موجب افزایش عملکرد شرکت شما خواهد شد . هم چنین سایر اعضای تیم انگیزه لازم را برای رشد سریعتر پیدا خواهند کرد .
  7.  همچنان انعطاف پذیر بمانید . خیلی مهم است که در هر سازمانی ، هرکسی نقش خود را بداند و با چگونگی انجام وظایف خود آشنا باشد . اما هرگز نگران تعریف نقش ها و مسئولیت ها نباشید . سعی کنید تیم خود را همیشه انعطاف پذیر و چابک نگهدارید (در تیم سازی شما باید همیشه پویا و فعال باشید و آمادگی هر گونه تغییری را داشته باشید ) . این موضوع به شما اجازه می دهد تا بتوانید به خوبی مهارت ها و تجربه های مختلف را برای نقش های گوناگون ترکیب کنید .

استخدام استعدادهای برتر

همیشه به دنبال ترمیم و بهبود تیم خود باشید . حتی زمانی که تیم شما کامل ، شاداب و بی نقص بنظر می رسد ، سعی کنید بهینه سازی تیم خود را جزء اولویت های اصلی خود قرار دهید . سعی کنید اگر نیروهای ماهر و توانایی را می یابید هیچ گونه تردیدی در استخدام آن ها نکنید . این نیروها خواهند توانست عملکرد شما را ارتقاء دهند . استخدام چنین نیروهایی حتی می تواند به صورت مقطعی و پروژه ای (اینفلوئنسر) کمک شایان توجهی به شما و تیم شما بنماید .

راهکارهای برای استخدام بهترین نیروها

  • شبکه لینکدین در چند سال اخیر رشد قابل توجهی را داشته است . یک مجموعه از ویژگی ها باعث شده است تا این شبکه به محلی برای یافتن بهترین نیروهای کاری تبدیل شود (از لینکدین به عنوان یک ابزار برای تیم سازی استفاده کنید) .
  • تولید محتواهای الهام بخش و اشتراک گذاری آنها در شبکه های اجتماعی می تواند یک پیام قوی از سوی سازمان شما به همکاران ، رقبا و حتی نیروهای جوان و مستعد خارج از سازمان شما باشد .
  • همیشه در نظر داشته باشید که فرآیند استخدام یک نیروی مستعد کاری زمانبر و سخت می باشد . شما تا ۶ ماه هم ممکن است برای جلب نظر نیروی مدنظرتان زمان صرف کنید ، بنابراین هیچ گاه انگیزه خود را از دست ندهید .
  • کلام دهان به دهان(رودرو) هنوز نقش مهمی را در بازاریابی دارد . سعی کنید با نیروهای مستعد مدنظرتان جلسات مذاکره بگذارید . همچنین سعی کنید در شبکه های اجتماعی به معرفی کامل فعالیت های مجموعه خود بپردازید .
  • برگزاری مسابقات ، چالش ها و همایش ها می تواند برای جلب نظر و شناسایی افراد مستعد بسیار مناسب باشد .
  • هرگز برون سپاری را فراموش نکنید . شما می توانید بخشی از کارهای سازمانی خود را برون سپاری نمایید و بدین شکل تیم خود را کوچک و چابک نگهدارید . هم چنین هزینه های اجرایی و مشکلات مدیریتی را به شدت کاهش دهید .
  • فراتر از منطقه خود فکر کنید . دورکاری یک گزینه بسیار عالی برای برخی از نقش ها در یک تیم می باشد . بخصوص اگر شرکت شما در شرایط پیچیده رقابتی برای استخدام نیروهای جدید قرار گرفته است .

نویسنده : مسعود معاونی

۱۱ نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام

امروزه شبکه های اجتماعی نقش پررنگی در بازاریابی دیجیتال (دیجیتال مارکتینگ) دارند . شبکه اجتماعی اینستاگرام هم با داشتن قابلیتهای بینظیری در به اشتراک گذاری تصاویر ، ویدئوهای کوتاه یک دقیقه ای ، انیمیشن ، اسلاید و فیلم های یک ساعته (در IGTV) دارای تاثیر زیادی بر صنعت بازاریابی و برندینگ گردیده است . هشتگ ها (#) باعث دیده شدن بیشتر محتواها به وسیله موتورجستجو این شبکه اجتماعی می شوند . در واقع هشتگ های اینستاگرام نقش کلمات کلیدی در وب سایت ها را بازی می کنند .

11 نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام

11 نکته مهم در طراحی هشتگ های اینستاگرام

در این پست قصد داریم به بررسی ۱۱ نکته ای بپردازیم که باید آنها را در طراحی هشتگ های اینستاگرام مورد توجه قرار داد .

۱۱ ترفند برای هشتگ سازی در اینستاگرام

۱- از هشتگ های نامناسب استفاده نکنید .

الصاق هشتگ های نامناسب به یک پست ، از بزرگترین اشتباهاتی است که توسط یک دیجیتال مارکتر بوقوع می پیوندد . این اشتباه باعث آزار افرادی که این هشتگ ها را دنبال می کنند می شود . هشتگ ها ابزاری هستند که به شما کمک می کنند تا اهداف استراتژیک برندتان را به فالورهایتان نشان دهید . پس باید در استفاده از یک هشتگ حداکثر دقت را انجام داد .

۲- تعداد هشتگ مناسب را در هر پست به کار ببرید .

با توجه به آنالیزی که Trackmaven انجام داده است یک پست اینستاگرامی با ۹ هشتگ می تواند بیشترین جذب مخاطب را داشته باشد . توجه داشته باشید که هشتگ شما باید کاملا با محتوای شما هماهنگ باشد . درغیر اینصورت پست شما اسپم محسوب می شود .

۳- استفاده از هشتگ های خاص (Niche Hashtag)

هشتگ های خاص ، مخاطبان هدفمند بیشتری را پوشش می دهند . مخاطب هدفمند به مخاطبی گفته می شود که به دنبال محتواهای با کیفیت در حوزه فعالیت شما می باشد . سعی کنید هشتگ های مرتبط با حوزه فعالیت خود را شناسایی کنید و زیاد به دنبال هشتگ های داغ و ترند شده نباشید . (خودتان یک هشتگ را داغ و ترند کنید ) .

۴- دقت در استفاده از هشتگ های پرتکرار

هشتگ های پرتکرار تا زمانی که مربوط به یک پست مرتبط می شوند ممکن است به شدت مورد استقبال قرار گیرند . امّا در غیراینصورت به طور حتم شما را ناامید خواهند کرد .

۵- اطمینان حاصل کنید که معنای هشتگ همان مفهومی است که شما مدنظر دارید .

شما نمی خواهید برند خود را درگیر یک رقابت بی دلیل و نامیدانه کنید . هنگامی که دو یا سه کلمه را با هم ترکیب می کنید و یک هشتگ جدید می سازید چه مفهومی را به مخاطب خود انتقال خواهید داد ؟ سعی کنید قبل استفاده از هشتگ های جدید آنها را جستجو کنید تا مطمئن شوید که محتوای شما متناسب با آن هشتگ باشد .

۶- ذخیره هشتگ ها برای استفاده در آینده

شما اغلب از هشتگ های مشابه برای هر پست استفاده می کنید . شما باید هشتگ های خود را در یک فایل یادداشت کنید تا در زمان نیاز به آن ها بتوانید به راحتی به آنها دسترسی پیدا کنید.

۷- مخفی کردن هشتگ ها

محتوای خود را به همریخته و نامرتب نکنید . سعی کنید تمام تمرکز مخاطب خود را به موضوعات مهم و انتقال پیام ها جلب کنید . شما باید بهترین عنوان را برای محتوای خود انتخاب کنید . شما می توانید هشتگ های مدنظر خود را در کامنت های پست تان قرار دهید . بدین شکل هشتگ های شما برای همه نمایش داده نخواهد شد و تنها کسانی که تمام کامنت های پست شما را می خوانند ، هشتگ های شما را مشاهده خواهند کرد .

هم چنین اگر عنوان پست شما از سه خط بیشتر باشد ، اینستاگرام بقیه محتوای شما را نشان نمی دهد . شما می توانید با گذاشتن چندنقطه و اینتر این سه خط را ایجاد کنید و سپس هشتگ های خود را قرار دهید . بدین شکل فالوور شما هشتگ های شما را نخواهد دید و برای دیدن آنها باید دکمه “بیشتر…” را کلیک کند .

۸- اضافه کردن هشتگ به پست های انتشار یافته

شما می توانید با ویرایش پست های قبلی ، هشتگ های مدنظرتان را به آن پست اضافه کنید . هرچند که توصیه می شود در چند ساعت اول انتشار یک پست هرگز هشتگ های خود را ویرایش نکنید .

۹- استفاده از هشتگ های تجاری (برند)

همیشه یک نام تجاری (برند) بهترین هشتگ برای یک کمپین تبلیغاتی می باشد (کمپین تبلیغاتی با هشتگ های اینستاگرام) . جاانداختن یک برند بین فالوورها خیلی ساده تر از معرفی یک محصول و یا یک شعار تجاری می باشد . سعی کنید کمپین های مرتبط با نام تجاری خود را بسازید و هشتگ های مرتبط با آن را داغ کنید . هشتگ های دیگر شما هم باید طوری سازماندهای شوند که برند شما را پوشش دهند .

۱۰- سعی کنید هشتگ برند خود را کوتاه و ماندگار انتخاب کنید .

هشتگی که در ذهن هرکسی می ماند می تواند طرفداران و مشتریان شما را به راحتی به سوی شما بکشاند چرا که آنها به راحتی هشتگ شما را بخاطر می آورند . شما باید با هشتگ های خود خاص بودن خود را نشان دهید .

۱۱- استفاده از هشتگ های ایموجی

علاوه بر اعداد و حروف ، شکلک ها (ایموجی ها) هم می توانند در هشتگ جابگیرند . این آیکن ها باعث چشم نوازی و جلب توجه می شوند و علیرغم کوتاه سازی هشتگ شما ، مفاهیم و منظور شما را به راحتی به ذهن مخاطبانتان انتقال می دهند .

نویسنده : مسعود معاونی

اهمیت استخدام نویسنده در صنعت تولید محتوا

تا زمانی که ” محتوا پادشاه است ” و بر تخت سلطنت خود قرار دارد ، نویسنده یک محتوا صدراعظم خواهد بود . اینجا است که یک سوال اساسی ذهن بسیاری را به خود مشغول می کنند که در استخدام نویسنده (تولیدکننده محتوا) چه ویژگی هایی را باید در نظر بگیریم ؟

اهمیت استخدام نویسنده اهمیت استخدام نویسنده

در حال حاضر تولید محتوا برای برندها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار گردیده است . قطعا یک محتوای ناب تنها می تواند توسط یک نویسنده قوی آفریده شود . چگونه می توانیم بهترین نویسندگان را برای کارخانه نویسندگی خود بیابیم (توجه شود که تنها کارخانه ایی که کمترین هزینه را برای تولید دارد و می تواند یک شخص یا برند را خیلی سریع به درآمدزایی بالا برساند ، کارخانه نویسندگی/تولید محتوا می باشد) .

برای اینکه بتوانید یک کارخانه با کیفیت در تولید محتوا را برای خود ایجاد کنید به نویسندگانی زبده و وفادار نیاز دارید . بسیاری از متخصصان دیجیتال مارکتینگ معتقدند که بهترین راه برای ایجاد یک تیم قوی از نویسندگان این است که شما اقدام به آموزش نیروهای درونی سازمان خود کنید . این شیوه شاید از جنبه وفاداری نیروها بسیار ارزشمند باشد ، امّا باید توجه داشت که این روش همیشه ارزان ترین یا عملی ترین گزینه برای استخدام نویسندگانتان نخواهد بود .

در این پست سعی داریم راهکارهایی را معرفی کنیم که به شما کمک می کند تا بهترین نویسندگانی که امکان تولید محتوای بهینه شده برای موتورهای جستجو را دارند بیابید و آن ها را به استخدام خود درآورید . برای رسیدن به این هدف ۵ گام اساسی زیر را مطالعه کنید و سعی کنید آنها را در فرآیندهای مصاحبه و استخدام خود بکار گیرید :

۱- چه کسانی به عنوان نویسندگانی سئوکار محسوب می شوند ؟

انتخاب یک نویسنده جدید واجد شرایط دقیقا مانند انتخاب یک عشق جدید می باشد . نویسندگان جدیدی که شما با آنها مصاحبه می کنید ، شاید عملکرد قابل قبولی بر روی کاغذ داشته باشند و تصویر رویایی از خود در ذهن شما بسازند ، امّا آیا در عمل آنها می توانند در مورد توانایی هایشان به شما اطمینان بخشند .

نویسنده سئوکار

نویسنده سئوکار

حقیقت بسیار سخت تر از آن چیزی است که شما فکر می کنید . همانند ماجراهای رمانتیک و عاشقانه که بهتر آنست قبل از عاشق شدن و دلباختن به شناخت بیشتری از معشوق دست یافت ، شما باید قبل از بکارگیری نویسنده مدنظرتان به شناخت کاملی از نویسنده خود دست یابید . در عشق ، ممکن است شما چشمان خود را بر روی بسیاری از نقاط ضعف معشوقتان ببندید . امّا در انتخاب یک نویسنده شما باید کاملا بینا ، هوشیار و حساس باشید .

آگاه باشید که استخدام یک نویسنده خوب چندان شباهتی به جلسه های استخدام معمول ندارد . هرچند رزومه نویسنده می تواند خیلی مهم باشد ولی شما باید در جلسات استخدام بیش از مدارک و شواهد به حس خود اعتماد کنید . شما باید در چنین جلساتی به موارد مهم زیر پی ببرید :

  • ۱- از ابتدا برای شما شفاف باشد که نویسنده شما چه درکی از اصول اولیه نویسندگی دارد . اصول پایه ای نظیر دستور زبان ، تلفظ ، املاء و شناخت ساختارهای زبانی باید در هر نویسنده ای وجود داشته باشد . شما می توانید با برقراری ارتباط کلامی و نوشتاری با نویسنده خود به چنین مواردی پی ببرید . سعی کنید ایمیل هایی را به نویسنده ارسال کنید و حس خود را از پاسخ های نوشته شده توسط او مورد ارزیابی قرار دهید .
  • ۲- یک نویسنده توانا در نوشتن محتوای بهینه برای موتورهای جستجو (نویسنده سئوکار) بایستی به خوبی از ساختار یک موتور جستجو شناخت داشته باشد و دقیقا بداند که یک موتور جستجو از او چه محتوایی را می خواهد . توجه داشته باشید که همه موتورهای جستجو از یک نویسنده انتظار دارند که براساس خواسته های مخاطب ، محتوا تولید کند و نه برپایه الگوریتم های موجود در موتورهای جستجو .
  • ۳- نمونه کارهای دریافتی از نویسندگان خود را به دقت مورد بررسی قرار دهید . در برخی موارد یک مقاله ممکن است بسیار سطح بالا بنظر برسد اما همچنان نمره خوانایی کمی داشته باشد . این بدان معنا می باشد که شفافیت نوشته در حدمطلوبی نمی باشد و آن نوشته برای خواننده مصرف چندانی ندارد .
  • ۴- اگر شما به دنبال یک نویسنده خوب می گردید که قواعد سئو را هم رعایت کند باید به فکر استخدام نویسنده ای باشید که همزمان یک سئوکار هم باشد . ممکن است نویسنده شما یک سئوکار باشد و بتواند ترافیک مناسبی را به سمت سایت شما انتقال دهد امّا سوال مهمی که اینجا پیش می آید این است که آیا او خواهد توانست ترافیک ایجاد شده را به هدف شما برساند ؟ یک نویسنده حرفه ای باید درک بالایی از مباحث روانشناسی و تاثیر آن بر مخاطب خود داشته باشد . اگر شما بتوانید چنین نویسندگانی را به استخدام خود درآورید ، مطمئن باشید که جادوی بزرگی در کسب و کار و تجارت شما به وقوع خواهد پیوست .
  • ۵- در نهایت نویسنده ای را بیابید و استخدام کنید که قادر به برقراری رابطه خوبی با مخاطبان باشد . یک نویسنده باید درک کاملی از شرایط مخاطب داشته باشد . به عنوان مثال اگر یک نویسنده درباره قرص های لاغری ، محتوا تولید می کند باید با شرایط و مشکلات افراد چاق آشنا باشد .

این که آیا نویسنده شما در جلسه مصاحبه می تواند توانایی های خود را در تمامی موارد بالا به شما نشان دهد یا نه ، کمی مشکل بنظر می رسد . امّا هرگز نگران نباشید شما باید از قبل یک روایت داستانی را برای نویسنده خود در نظر بگیرید و رفتارها و کلمات وی را در برخورد با این داستان مورد بررسی قرار دهید .

(پ. ن : نویسنده سئوکار نویسنده ای است که علاوه بر آشنایی با اصول نویسندگی با ساختار موتورهای جستجو نیز آشنا می باشد و می تواند محتوایی بهینه شده ای را برای موتورهای جستجو ارائه نماید).

۲- نویسندگان خود را از کجا بیابم ؟

شما در هر جایی می توانید یک نویسنده خوب را برای خود بیابید . یکی از راههای ساده برای یافتن بهترین نویسندگان سئوکار این است که در رسانه های اجتماعی به دنبال افرادی باشید که محتواهای بلند و طولانی تولید می کنند . چنین محتواهایی به شما این امکان را می دهد که به راحتی با قلم نویسندگان خود آشنا شوید و توانایی های ذاتی آنها را بشناسید .

از طرفی دیگر شما باید حتما به گروه های کپی رایترها و سئوکاران در شبکه های مانند فیس بوک ، لینکدین و انجمن های تخصصی در گوگل پلاس بپیوندید . شما در چنین فضاهایی با آخرین مباحث در حوزه نویسندگی و سئو آشنا می شوید و هم چنین می توانید افرادی که توانایی های مورد نیاز شما را دارند به جلسات مذاکره و مصاحبه دعوت کنید . معمولا بسیاری از نویسندگان حرفه ای نمونه کارهای خود را در لینکدین منتشر می کنند و از مخاطبان خود بازخوردهای لازم را می گیرند .

شما می توانید در چنین فضاهایی با آسودگی بیشتری به بررسی توانایی نویسندگان مدنظرتان بپردازید و بدون کمترین شک و تردیدی بهترین انتخاب ها را انجام بدهید . این کار امکان ایجاد یک جامعه سازی هدفمند را برای شما به ارمغان خواهد آورد .

۳- آیا من نیاز به یک دستورالعمل اجرایی استاندارد (SOP) برای نویسندگانم دارم ؟

“بله ، شما نیاز به یک SOP دارید ، برای یک میلیون بار تکرار می کنیم شما حتما یک SOP می خواهید ” .

آیا شما به دنبال استخدام یک نویسنده ای هستید که همزمان برای شما و چندین شرکت دیگر کار می کند ؟ اگر چنین است شما باید نگرانی های اساسی درباره سبک نوشتن ، ساختار تولید محتوا ، نحوه ارائه کار ، زمان بندی ارائه ، کیفیت محتوا ، ویراستاری متن و … داشته باشید . دستورالعمل اجرایی استاندارد (Standard Operating Procedures) یا همان SOP به شما کمک خواهد کرد تا بتوانیم احتمالات مختلف را درباره نویسندگان خود حدس بزنید و کیفیت محتوای تولیدی نویسندگان خود را رصد کنید و مشکلات احتمالی را به حداقل برسانید .

دستور العمل استاندارد اجرایی

دستور العمل استاندارد اجرایی

(در این جا به طور مفصل به تعریف SOP پرداختیم ، مطالعه آن را به شما خواننده عزیز توصیه می کنیم) .

حقیقت تلخ آن است که صاحبان کسب و کارها ، تلاش چندانی را برای جذب با کیفیت ترین نویسندگان انجام نمی دهند . آنها تلاش می کنند که نویسندگان خود را برای مدّت طولانی حفظ نمایند . نویسندگان ممکن است در کار خود دچار اشتباهات و خطاهای مختلفی باشند . در اینجا است که SOP راهگشای نویسندگان و صاحبان کسب و کارها خواهد بود . توجه شود که در برخی منابع به جای SOP از اصطلاح سند راهبردی تولید محتوا استفاده می شود که البته تفاوت هایی هم با SOP دارد .

نوشتن SOP ها در ابتدا کاری طولانی و بیهوده بنظر می آید . امّا خبر خوب این است که بعد از مدّتی نویسندگان شما شاهد ذخیره شدن صدها ساعت کاری خواهند بود . البتّه طراحی یک SOP موثر کاری مشکل و پیچیده می باشد و شما نیاز دارید تا به مشورت با یک مشاور عالی در این زمینه بپردازید .

SOP به راحتی بازده سرمایه گذاری ها را افزایش خواهد داد و ROI (نرخ بازگشت سرمایه) را برای شما به شکل قابل توجهی بهبود خواهد داد . همچنین دیگر شما شاهد استرس های کاری بر نویسندگان خود نخواهید بود و آنها را خوشحال تر و با انرژی تر در کار مشاهده خواهید کرد .

۴- چقدر باید برای کپی رایتینگ هزینه کنیم ؟

یک انسان عاقل باید آن مقدار هزینه پرداخت کند که بیش از آن بتواند درآمد داشته باشد . این اصل اساسی در پرداخت پول به یک نویسنده می باشد . البتّه کمبود نویسنده ، ویراستاربودن خود نویسنده ، جذاب بودن نویسنده ، میزان نیاز به آموزش نویسندگان ، سبک نوشتاری نویسنده ، چندزبانه بودن نویسنده(مثلا انگلیسی ، عربی ، فارسی) و .. می تواند از عوامل تاثیرگذار در حقوق یک نویسنده باشد .

درهنگام استخدام یک نویسنده سعی کنید تمامی موارد جانبی را مدنظر قرار دهید . مثلا تعیین تامین کننده منابع مورد نیاز نویسنده ، حضور نویسنده در دفتر یا دورکاری ، مجوز نوشتن برای شرکت های دیگر و… از موارد مهمی است که باید به آنها توجه کرد . شما باید از نویسنده خود انتظار داشته باشید که در ازای حقوق دریافتی با کیفیت ترین محتوا را تحویل شما دهد . نویسنده شما باید بداند که محتوای او می تواند تا چه میزانی در رشد کسب و کار شما تاثیر داشته باشد .

۵- ارزش آفرینی نویسنده به چه میزانی است ؟

سوال مهم این است که محتوای سئو شده توسط نویسنده آیا ارزش لازم را برای شما فراهم خواهد کرد ؟ باید توجه داشت که محتوایی که برای موتورهای جستجو بهینه شده است همانند هر محتوای دیگری است . زمانی که با کیفیت ترین نویسندگان را استخدام می کنید ، محتوای باکیفیت تری باید داشته باشید . چنین محتوایی باید ترافیک بیشتری را برای شما به ارمغان آورد و رتبه بندی سایت شما را بهبود بخشد .

موضوع مهم این است که این ترافیک تا چه مقداری می تواند برای شما درآمدزا باشد . اگر شما می توانید از ترافیک ورودی که از نوشتن های نویسندگانتان به سوی شما گسیل می شود استفاده ببرید ، نویسندگانی ارزشمند را در اختیار دارید . بنابراین در هنگام استخدام یک نویسنده به میزان ارزش آفرینی که یک نویسنده به مجموعه شما می دهد هم توجه داشته باشید .

گردآوری و نویسنده : مسعود معاونی

منبه : سرزمین بازاریابی

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

تاثیر برندسازی

تاثیر برندسازی

برندسازی و برند شدن اصطلاح رایج این روزهای بازارهای تجاری می باشد . اکثر کسب و کارها با سوالات گسترده ای نظیر ” آیا کسب و کار شما برای رشد بیشتر آماده است ؟” و  “آیا شما دارای یک تجارت کوچک و سنتی می باشید که قصد توسعه و گسترش آن را دارید؟” و  “آیا شما به دنبال یافتن مشتریانی جدید برای خود می باشید؟” و “آیاحفظ مشتریان قدیمی تان از اهمیت زیادی برای شما برخوردار است ؟” اگر جواب برخی از سوالات فوق مثبت است ، شما باید حتما به تاثیر برندسازی  و حضور قدرتمند در بین رقبا فکر کنید و راهکارهای مناسبی را برای آن ارائه دهید .

تمایل به رشد پایدار تنها چیزی است که می توان آن را در همه سازمان ها (بزرگ ، متوسط و کوچک) مشاهده کرد . امروزه افراد بسیاری با واژه هک رشد به خوبی آشنا هستند . در هک رشد یک راهکار جامع و سازگار برای رشد یک سازمان ارائه می شود . یکی از پیش نیازهای مهم در هک رشد برندسازی و شناسایی رقبا می باشد . در این پست ما راهکارهای را برای این موضوع ارائه می دهیم .

چرا شما به برندسازی نیاز دارید ؟

زمانی که شما شرکت خود را راه اندازی کردید دارای یک ایده روشن از آن چه که می خواستید انجام دهید ، بودید . شما به خوبی می دانستید که چگونه باید ایده خود را به نتیجه برسانید . حتی اگر شما به درستی شیوه به نتیجه رساندن ایده خود را هم در اختیار نداشتید  ، به طور حتم می دانستید که شرکت شما باید چه کارهایی را انجام دهد و چه کارهایی را نباید انجام دهد .

داشتن چنین دیدگاه شفاف و مشخصی در روزهای اول هر کسب و کاری بسیار آسان و ساده می باشد . امّا با گذشت زمان پیچیدگی های کسب و کار شما افزایش خواهد یافت . شما از دریافت پیشنهادات کاری متنوع و جذاب ، هیجان زده می شوید و فرصت های جدیدی در مقابل کسب و کار شما قرار می گیرند . این فرصت های جدید ، رقبای ناشناخته ای را در مقابل شما قرار می دهند که ممکن است از شما قوی تر و باتجربه تر باشند .

شما به عنوان یک شرکت جوان هرگز تجربه مواجه شدن با مشکلات پیچیده را ندارید و تنها امید شما استفاده از استعداد تیم های کاریتان می باشد و شما به دنبال خلاقیت و نوآوری برای مقابله با رقبا و جذب صددرصدی رضایت مشتریانتان می باشید . در این مرحله از کسب و کار شما متوجه اهمیت برند و برندسازی می شوید . چرا که داشتن یک برند خوشنام می تواند اعتماد و اطمینانی مضاعفی را به یک مشتری انتقال دهد .

حتی اگر شما یک سازمانی هستید  که می توانید به راحتی مشتریان خود را شناسایی کنید و نیازهای آن ها را بیابید ، بازهم باید توانایی های خود را در برندسازی توسعه دهید و در این زمینه واقع بینانه عمل نمایید (این مرحله مهمترین گام در رشد و توسعه یک سازمان می باشد)

مزایای برندسازی

یک برند تجاری قوی به شما این امکان را می دهد تا با شفافیت و اطمینان از موقعیت تجاری تان به انجام وظایف خود بپردازید و کسب وکار خود را به صورت کاملا متفاوتی ار رقبایتان انجام دهید . این واقعیت می تواند معنا و مفهوم متفاوتی را برای یک مشتری ایجاد نماید . همچنین :

  • یک برندینگ مطلوب امکان رقابت پذیری را برای کسب و کار شما فراهم می نمایند .
  • برندسازی شما را مجبور خواهد کرد تا بهترین محصولات را برای مشتریان خود ارائه دهید تا بتوانند بهترین جایگاه ها را بیابید . برندسازی ، توان شما را بر روی ایده آل هایتان متمرکز خواهد کرد .
  • شما برای ارسال پیام های تجاری تان ، معرفی برند و نمایش محتواهای مرتبط با برندتان به یک پلت فرم مخصوص نیاز خواهید داشت . این پلت فرم باعث رشد برند شما خواهد شد و پس از مدتی این پلت فرم بخشی از برند شما را تشکیل خواهد داد .
  • برند به شما در تصمیم سازی های تجاری تان کمک خواهد کرد و یک سند راهبردی را در اختیار شما خواهد گذاشت (شما به راحتی متوجه می شوید که آیا پیشنهاد های کاری جدید مرتبط با حوزه کاری شما می باشد یا خیر !!!) .
  • با در اختیار داشتن یک برند معتبر شما خواهید توانست تواناترین (بهترین ها) افراد را به استخدام خود در آورید چرا که همه برند شما را قابل ستایش خواهند دانست .

فرآیند برندسازی

“برای برندسازی با مشتری خود شروع کنید ” .

اگر شما به دنبال یک نام تجاری (برند) برای خود هستید باید برند خود را به گونه ای بسازید که مشتریان آن را دوست داشته باشند . بنابراین برای شروع فرآیند برندسازی حتما با فکرکردن درباره مشتریانتان شروع کنید :

  • مشتریانی را که دوست دارید یا آنها را بیشتر می پسندید را شناسایی کنید .
  • نیازهای واقعی مشتریان خود را شناسایی کنید ؟ احساسات ، ایده آل ها ، نگرانی ها و حتی علاقمندی های آن ها را زیر نظر بگیرید ؟
  • به دنبال این باشید که مشتریان شما در کارشان به دنبال چه چیزی هستند ؟
  • چه چیزی مشتری شما را از انجام یک کار ناامید می کند ؟
  • بهترین کاری که شرکت شما (برند شما) می تواند برای یک مشتری انجام دهد چیست ؟

پاسخ به سوالات فوق به شما کمک می کند تا جایگاه و شخصیت مشتری خود را به خوبی بشناسید و بتوانید بهتر بر روی مشتری خود تمرکز کنید و تنها بر روی یک وجهه مشتری خود باقی نمانید ( یک مشتری دارای وجوه مختلفی می باشد برای موفقیت در فرآیند برندینگ باید چندوجهی مشتری را در نظر بگیرید تا مشتری به شما اعتماد کند(شکل۲) ) .

اهمیت درک بازار در برندسازی

بسیار خوب است و برخی مواقع هوشمندانه است که رقابت کردن را فراموش کنید .این یک موضوع بسیار مهم است و می تواند در نگاه درازمدت شما به بازار تاثیر بگذارد . شما بایستی به سختی مراقب رقبایتان باشید و آن ها را به طور کامل زیر نظر بگیرید (لطفا هرگز به خاطر برند خودتان هم که شده ،به کپی از رقبایتان نپردازید) چرا که بسیاری از راه حل های مشکلات شما را رقبایتان قبلا حل نموده اند و با محصولاتشان آن را به سادگی به شما ارائه می دهند و شما می توانید با کمترین هزینه و داشتن کمی خلاقیت آن راه حل ها را بهبود دهید .

همیشه به دنبال این باشید که :

  • چگونه رقبای شما ادعا می کنند که توانایی انجام متفاوت یک کار را دارند و محصولات متفاوتی را که ارائه می دهند چه ویژگی های خاصی دارند!!!
  • هر رقیبی  مشتریان خاص خود را دارد ، همیشه رصد کنید که چه چیزی باعث علاقمندی مشتریان به یک رقیب خاص می شود ؟؟؟
  • بررسی کنید که چه تخصصی در برند شما وجود دارد که سایر رقبا قادر به ارائه آن نمی باشند ؟ آیا آن تخصص می تواند نقطه تمایز برند شما از سایر رقبا شود ؟

همیشه در بازار همان چیزی که هستید را ادعا کنید ، چرا که مشتری و بازار به شدت بیرحم هستند و اگر شما نتوانید قابلیت های ادعایی را ارائه کنید به شدت توسط بازار (مشتری) به زمین کوبیده خواهید شد . برندی که شکسته شود و از بازار طرد شود به راحتی نمی تواند اعتبار خود را احیاء کند .

تیم سازی ابزار رشد آسانسوری یک برند

ایجاد موقعیت و استفاده درست از آن در بسیاری از مدل های خلاق یک فعالیت گروهی می باشد . شما باید با دقت و وسواس خاص اعضای تیم خود را انتخاب کنید . یک تیم قوی و هماهنگ می تواند برای یک برند رشدی انفجاری را به همراه داشته باشد ، همانطور که یک تیم ضعیف می تواند برند را در چشم برهم زدنی نابود سازد .

سعی کنید افرادی را در سیستم خود قرار دهید که توانایی درک کاملی از مشتری شما را داشته باشند . شما باید کسانی را جذب تیم خود کنید که به محصولاتی که برند شما تولید می کند اعتقاد کاملی داشته باشند و با تعصب خاصی به دنبال بهبود آنها باشند .

 بعد از شناسایی اعضای تیم کاری تان آن ها را به کارگاه های آموزشی متمرکز دعوت کنید . از قبل موضوعاتی را برای این کارگاه ها اعلام کنید تا اعضای تیم بتوانند بر روی آن موضوعات تمرکز نمایند و آمادگی ذهنی لازم را داشته باشند تا بتوانند تصمیم گیری های سخت و پیچیده را به خوبی انجام دهند .

بعد از کارگاه های آموزشی ، ملاقات های کاری واقعی را قرار دهید . در این ملاقات های کاری از روش های مختلفی نظیر طوفان مغزی استفاده کنید . طوفان مغزی در کنار خلاقیت می تواند چالش های بزرگی که برای هر برندی پیش خواهد آمد را حل نماید . اهداف اصلی برند را برای تیم های کاری تبیین نمایید . هم چنین ابزارهای که در اختیار هر تیمی برای رسیدن به اهداف می باشد را هم مشخص نمایید . فعالیت های گروهی کوچک را با یکدیگر ترکیب کنید و آن ها را به فعالیت ها بزرگتر تبدیل کنید تا به مدیریت ساده تری نیاز داشته باشید و عملکردهای تیمی بهبود یابد .

وجود راهکارهای متنوع و قوی در تیم های کاری ، باعث ایجاد خلاقیت بیشتر و ایده های جدیدتر خواهد گردید که این موضوع می تواند در جلب نظر مشتری موثر و کارگشا باشد .

مشتری به عنوان  آغاز کننده و پایان دهنده  داستان یک برند

بدانید و آگاه باشید همانطور که شما داستان برند خود را با مشتری هایتان آغاز کردید ، باید پایان داستان برندتان را هم با کمک مشتری هایتان خلق کنید . شما باید همواره وضعیت برند خود را مورد شدیدترین تحلیل ها قرار دهید تا حال برند خود را در یابید . حال یک برند تا زمانی که بتواند نیازهای مشتریان خود را به صورت کامل تامین نماید ، می تواند خوب باشد .

بازخوردهای مشتریان یک برند به عنوان مهمترین منبع برای آگاهی از سرنوشت یک برند محسوب می شود . این بازخوردها باید به صورت مستمر در اختیار تیم های کاری قرار گیرد تا در طوفان های مغزی ، راهکارهای برای مشکلات ارائه گردد و بدین شکل تنفس و حیات برند تضمین گردد .

نکات پایانی

تیم های کاری هماهنگ ، ایده های خلاقانه ، آموزش مستمر و یک برند جذاب برای هر کسی می تواند بسیار هیجان انگیز و مطلوب باشد . تبدیل ایده های نو به محصولات مدرن از سوی تیم های کاری اوج حس قدرت را برای یک برند موفق به ارمغان خواهد آورد . امّا در این مرحله هم یک برند باید مراقب برخی از شرایط خاص باشد . مثلا :

  • تا چه میزان جایگاه یک برند منحصربفرد است ؟
  • آیا می توان این موقعیت منحصر بفرد را همچنان حفظ کرد و آیا آن موقعیت همچنان تکرار پذیر است ؟
  • آیا شرایط فعلی برند می تواند در آینده هم مشتری را قانع کند ؟
  • تا چه میزان می توان روی نقاط قوت برند تمرکز کرد ؟
  • آیا می توانید براساس شرایط فعلی آینده برند را تضمین کرد ؟
  • آیا شرایط کاری در طول زمان یکسان باقی خواهد ماند ؟

شما همیشه باید بدانید که برند شما دقیقا چه کاری را انجام می دهد ؟ آن چه انجام می دهید چه ویژگی های خاصی دارد ؟ و چه چیزی باعث تمایز شما از دیگران خواهد شد ؟ برای پاسخ به این سوالات همواره یک لیست از راهکارهای جذاب را داشته باشید تا بتوانید در مسیر رشد برند تان از آن ها به خوبی استفاده کنید .

تهیه و گردآوری : مسعود معاونی

شرکت های ارزش آفرین

چرا بعضی از شرکت ها ارزش آفرین هستند ؟ چرا برخی از شرکت ها هرچه تلاش می کنند از موفقیت دورتر می شوند ؟ چه کنیم تا شرکت های ارزش آفرین داشته باشیم ؟

در هنگامه راه اندازی یک کسب و کار یا تجارت همیشه سوالات بالا ذهن مدیران ارشد کمپانی ها را درگیر خود می کند . سوال اساسی که ذهن هر فعال تجاری را به خود جلب می کند این است که چگونه می توان بیشترین ارزش را با کمترین هزینه ایجاد کرد . (البتّه توجه باید داشت که ابتدا باید مفهوم ارزش و مقادیر متناظر با آن را برای هر فعالیت تجاری بازتعریف نمود) .

خیلی از اوقات ، شرکت های بزرگ علیرغم داشتن حجم زیادی از تراکنش های مالی ، توانایی ایجاد ارزش چندانی را ندارند . این وضعیت درحالی به وقوع می پیوندد که شرکت های متوسط و کوچک می توانند با کمترین هزینه و البتّه با کمی خلاقیت برای خود ارزش آفرینی نمایند .

استراتژی های ارزش آفرینی

(*استراتژی چیست ؟ برای درک بهتر این مفهوم ، پست “من یک استراتژیست هستم ؟” را مطالعه کنید .*)

شرکت های ارزش آفرین شرکت های ارزش آفرین

شرکت های تجاری معمولا در مقابل بازار هدف خود دو استراتژی را در پیش می گیرند : ۱- رقابت کامل (Perfect Competition) و ۲- انحصارطلبی (Monopoly) .

در رقابت کامل شرکت ها سعی می کنند با افزایش ویژگی های رقابتی شان به یک تعادل دست یابند . آن ها سعی می کنند سیستم فروش خود را تا جایی که امکان دارد همگن نمایند و محصولاتی را روانه ی بازار هدف خود نمایند که رقبایشان توانایی تولید آن کالاها را ندارند .

در مقابل این شیوه روش انحصارطلبی قرار دارد . در این روش شرکت ها سعی می کنند با حفظ ویژگی های رقابتی شان در یک محصول ، در برخی از ویژگی ها حالت انحصاری را برای خود به وجود آورند . مثلا یک شرکت با قیمت پایین ، محصول خود را به بازار عرضه می کند . با این ترفند آن ها خواهند توانست سایر رقبا را از بازار خارج نمایند .

انحصار به عنوان یک شیوه مطلوب برای حذف رقبا محسوب می شود . البته اگر یک شرکت بتواند انحصار را با نوآوری همراه کند می تواند خود را به عنوان یک شرکت ارزش آفرین مطرح کند .

همواره تجارت و بازار در حوزه های مختلف کاری ، با انحصار طلبی مواجه بوده است . یک کسب وکار برای موفقیت باید به انحصار طلبی توجه داشته باشد . در غیر اینصورت محکوم به شکست و نابودی می باشد .(توضیح آن که منظور از کلمه انحصار همان ویژگی های خاص یک محصول می باشد که آن محصول را از سایر محصولات متمایز می کند و امکان رقابت پذیری به آن می دهد ).

دروغ های انحصار طلبان

انحصارطلبان معتقدند که برای حفاظت خودشان ، به سراغ انحصار طلبی می روند و همیشه مدعی هستند که به شدت مورد حمله رقبا می باشند . اما واقعیت این است که آن ها با انحصارطلبی ، رقبای خود را مورد شدیدترین و بیرحمانه ترین حملات قرار می دهند .

سود انحصارطلبان در انحصارطلبی است و البته فراموش نکنید که آن ها هیچ گونه کار غیراخلاقی را انجام نمی دهند . به عنوان مثال گوگل مدعی است که ۶۸% بازار جستجو را در اختیار دارد . آنها مدعی هستند که بهترین نتایج جستجو را نسبت به رقبایشان ارائه می دهند . این در حالی است که هدف گوگل از ارائه نتایج مرتبط ، تبلیغات و بازاریابی می باشد . (هرگز فراموش نکنید که گوگل تنها یک شرکت تبلیغاتی می باشد و نه یک شرکت مدیریت داده و یا موتور جستجوی عظیم)

دروغ های غیرانحصارطلبان

غیرانحصار طلبان (طرفداران شیوه رقابتی) همواره به دروغ می گویند که “ما در حال رقابت آزاد هستیم ” . آن چه مسلم است غیر انحصارطلبان ، هرگز برای بازار خود محدودیتی نمی گذارند و سعی می کنند رقبای خود را به شیوه های گوناگونی از میدان خارج کنند .

البتّه باید توجه داشت که کسب و کارهای رقابتی با این واقعیت به خوبی آشنا هستند که مشتریان آن ها (مردم) به شدت بی رحم هستند . بنابراین آن ها مجبورند ، برای حفظ مزایای رقابتی شان به انحصار طلبی روی آورند .

کتاب مقدس راهنمای بازاریابی محتوا

کتاب مقدس راهنمای بازاریابی محتوا

یادگیری اصول تولید محتوا از روی کتاب های مقدس

کتاب مقدس به عنوان مهمترین راهنمای بازاریابی محتوا  مطرح می باشد که همیشه می تواند به شما کمک نماید . در کتاب مقدس ۷۷۳۶۹۲ کلمه وجود دارد . در همه جای این کتاب شما پیام هایی را که به خوبی در درون محتوا جاسازی شده اند را دریافت می کنید . این پیام ها به راحتی و بدون کمترین کنکاشی به مخاطب انتقال پیدا می کنند .

کتاب مقدس سرشار از استراتژی های تولید محتوا می باشد . هر کسی که به حوزه تولید محتوا علاقمند است می تواند خیلی چیزها را از آن یاد بگیرد . در ادامه ما به شکل موردی به بیان آیتم هایی که می تواند براساس کتاب مقدس ، راهگشای ما در تولید محتوا باشد را بررسی خواهیم کرد .

لیست آموزه های کتاب مقدس در تولید محتوا

  • کتاب مقدس یک برند با نام مسیحیت را توسعه می دهد . کتاب مقدس با داستان های خود با پیروان خود (مشتریان) ارتباط برقرار می کند و این ارتباط در طول سالیان متمادی باعث گسترش مسیحیت گردیده است .
  • کتاب مقدس دارای ۱۰ فرمان کلیدی است که این ۱۰ فرمان به عنوان قوانین مسیحیت محسوب می شوند . در واقع این ۱۰ فرمان همان استراتژی های تولید محتوای دین مسیحیت می باشند . در واقع مسیحیت تعدادی باور را در قالب استراتژی محتوای خود به پیروانش انتقال می دهد . استراتژی شما باید دارای قوانینی در زمینه نحوه نگارش ، شناخت مخاطبان هدف و نیازهای آن ها ، شیوه پیام سازی و ایده یابی باشد .
  • در کتاب مقدس ما همواره شاهد یک ایده خلاق هستیم که محتوا سعی در پرورش و رشد دادن آن دارد . کتاب مقدس از داستان سازی برای مطرح کردن برند تجاری خود به خوبی استفاده می کند . شما باید در تولید محتوای خود همواره چنین ایده ای را داشته باشید و با تمرین بسیار به پرورش و بزرگ شدن آن ایده کمک کنید .
  • چرخه بازاریابی خود را هرگز متوقف نکنید . همان گونه که کتاب مقدس یک نقطه شروع برای مسیحیت محسوب می شود و برند مسیحیت را پایه گذاری می کند ، امّا این برند هیچ گاه محدود به محتوای کتاب مقدس نشده و نمی شود . سعی کنید برای مصرف کنندگان محتوای خود نقاط لمس چندگانه ای را در نظر بگیرید تا آن ها بتوانند از شیوه های ارتباطی مختلف پیام محتوای شما را دریافت کنند .
  • سعی کنید همواره محتوای خود را در رسانه های مختلف انتشار دهید و از طریق انتقال بین رسانه ای مخاطبان خود را به سوی وب سایت خود انتقال دهید . محتوای خود را با استدلال های قوی به مخاطبانتان عرضه کنید . همان طور که دین مسیحیت هیچ گاه محدود به یک روش تبلیغی و جذب مخاطب نگردید و با استدلال سازی های مستمر به ترویج این دین در نقاط مختلف جهان کمک کرد .
  • شعر و ادبیات و هنر می تواند باعث جذب مخاطبان شما شود . همان گونه که در کتاب مقدس از این صنایع ادبی و هنری به خوبی برای جذب مخاطب استفاده گردیده است . امروزه بازاریابان محتوا نیازمند این هستند که توانایی خود و تیم کاری شان را در زمینه های نگارشی ، سمعی و بصری توسعه دهند . ابزارهایی هم چون اینفوگرافیک ، انیمیشن ، پادکست و کلیپ های تصویری می توانند با کمک رسانه هایی هم چون فیسبوک ، اینستاگرام ، پینترست ، توئیتر و یوتیوب فرصت بسیار ارزشمندی را برای برندسازی و ارتباط گیری بهتر با مشتریان برای بازاریابان محتوا فراهم آورند .
  • بازاریابان محتوا اغلب فراموش می کنند که بازاریابی آن ها می تواند به صورت آفلاین هم اجرا شود . مگر تمام مسیحیان جهان تنها از طریق کتاب مقدس با این دین آشنا شده اند ؟ مسلما عده زیادی از مسیحیان از طریق تبلیغات چهره به چهره به این دین گرویده اند . شما هم باید برای بازاریابی محتوای خود از کنفرانس های مطبوعاتی ، رویدادهای وبلاگ نویسی ، ملاقات های کاری ، آموزش و انتشار کتاب بهره ببرید . ابزارهای فوق راهی برای انتقال پیام شما به مخاطبانتان می باشند و از این طریق می توانید نام تجاری تان را بر سر زبان ها بیندازید .
  • از کتاب مقدس می توان یاد گرفت که نام تجاری(برند) را باید از طریق اشخاص قابل نفوذ (مانند عیسی) ترویج داد . معمولا مردم به افراد مطرح راحت تر اعتماد می کنند . به عنوان مثال مارک زاکربرگ فیسبوک را ارتقاء داد و یا نقشی که استیو جابز و بیل گیتس در مجموعه هایشان داشتند .
  • در کتاب مقدس ما شاهد مراسم مذهبی مانند عید پاک ، کریسمس و … هستیم . این مراسم مذهبی براساس تعطیلات و جشن های قدیمی پایه گذاری شده اند . شما هم باید در تقویم تولید محتوای خود نگاهی به تعطیلات و مراسم مذهبی و ملی داشته باشید . سعی کنید برخی از تعطیلات را بر پایه برند خود ترویج و گسترش دهید . تولید کنندگان محتوا باید با قلم خود و امکانات سمعی و بصری برخی از ایام را برای مشتریان و برندشان پررنگ تر نمایند .
  • از شکست نترسید . بسیاری از استراتژی های محتوا با شکست مواجه می شوند چرا که آن ها نمی توانند به خوبی تمامی نیازهای مخاطباان خود را پوشش دهند . توجه داشته باشید که اگر شما بتوانید یک استراتژی درست برای محتوای خود انتخاب کنید ، مصرف کنندگان محتوای شما ، پاداش های مناسبی را به شما خواهند داد . کتاب مقدس نیز چنین رویکردی را دارد و از چندین استراتژی محتوا بهره می برد .

تهیه و گردآوری : مسعود معاونی

۱۲ نوع تیتر که باعث افزایش ترافیک یک وب سایت می شوند

تیترهای بازدیدساز

تیتر های بازدیدساز

وقتی که شما شروع به خواندن یک مقاله ، یک صفحه روزنامه و یا پستی در وبلاگی می نمایید ، اولین چیزی که توجه شما را به خود جلب می کند تیتر می باشد . تیتر نمای یک محتوا می باشد که می تواند باعث ایجاد کشش در شما برای خواندن آن متن شود .

اکثر متخصصان معتقدند تیتر می تواند بیشترین تاثیر را برای جذب مخاطبان برعهده گیرد . در ادامه این پست به بررسی ۱۲ نوع تیتری می پردازیم که می تواند برای وب سایت شما ترافیک قابل توجهی را ایجاد کند .

لیستی از تیتر های پربازدید

  • بهترین راه : عبارت ” بهترین راه ” در بسیاری از جستجوها استفاده می شود . بنابراین داشتن این عبارت در عنوان می تواند شانس شما را در بیشتر دیده شدن در جستجوگرها افزایش دهد .
  • ساده ترین راه : عبارت ” ساده ترین راه ” هم جزء مهم ترین گزینه های مورد استفاده در جستجوگرها می باشد . معمولا افرادی که دچار مشکلی شده اند و سعی دارند به آسان ترین شکل ممکن از آن مشکل رهایی یابند از این کلمه استفاده می کنند .
  • سریع ترین راه : معمولا افراد دوست دارند کارها را با بیشترین سرعت به پیش ببرند ، بنابراین عبارت ” سریعترین راه ” می تواند ترافیک قابل توجهی را برای شما فراهم آورد .
  • کاری که ما انجام می دهیم : امروزه افراد و شرکت ها به دنبال شفافیت هستند و سعی می کنند اطلاعات و راهکارهای مختلفی را که در موضوعات مختلف و حوزه های کاری گوناگون بدست می آورند را با دیگران به اشتراک بگذارند . مدیران شرکت ها به درستی دریافته اند که صداقت می تواند به عنوان پلی برای حرکت به سوی موفقیت بیشتر باشد .
  • منبع علمی : وقتی که در مورد یک موضوع مطالعاتی انجام می دهیم برای ما یافتن منابع علمی درباره آن موضوع اهمیت دارد ، بنابراین استفاده از این کلمه در تیتر می تواند در جذب مخاطب تاثیر داشته باشد .
  • نکات مهم : معمولا مطالبی ه به صورت فهرست وار به نکات مهمی در موضوعات مختلف می پردازند از بازدید بالایی برخوردار هستند . البته سعی کنید در چنین پست هایی هر نکته را به صورت کوتاه و خلاصه بنویسید .
  • علت انجام برخی از کارها : معمولا مردم جستجوگر و به نوعی “کنجکاو” هستند . آن ها می خواهند بدانند که دیگران چه کارهایی را و به چه شکلی انجام می دهند و علّت انجام آن چیست ؟ بنابراین تیترهایی که با عناوینی نظیر چرا و چگونه شروع می شوند می توانند برای جذب مخاطب موثر باشند .
  • بیان تجربیات : مردم همواره به دنبال تجربه کردن می باشند و با توجه به اینکه تجربه همه مسائل برای آن ها هزینه بر است ، تمایل دارند تا از تجربیات دیگران بهره ببرند . شنیدن تجربیات موفق و ناموفق اشخاص مطرح و یا شرکت های بزرگ نیز معمولا برای مردم جذاب می باشد . بنابراین پست هایی که در آن ها به انتشار تجربیات واقعی پرداخته می شود معملا بازدیدخور مناسبی دارند .
  • اشتباه نکنید : همه از اشتباه و شکست به شدت بیمناک هستند . متونی که با عناوینی نظیر ” اششتباه نکنید ” ارائه می شوند معمولا بسیار مورد خوانش و توجه قرار می گیرند .
  • بی خبر نمانید : معمولا همه دوست دارند از آخرین اخبار و رویدادهای مختلف آگاه شوند . بنابراین تیترهایی که حاوی اخبار می باشند و یا به یافته های جدیدی اشاره می کنند معمولا بسیار مورد توجه قرار می گیرند .
  • حس رقابت : همه افراد عاشق رقابت اند . سعی کنید در عناوین خود حس رقابت را در مخاطب خود برانگیزید . این کار در محتواهای ورزشی می تواند بسیار مفید واقع شود .
  • طعمه گذاری : حس کنجکاوی افراد را تحریک کنید . افراد را با کمک عناوین تحریک کنید تا آن ها وارد متن شما شوند و بدین شکل پیام مدنظر خود را به آن ها القاء کنید . البته باید توجه داشته باشید که هرگز سعی نکنید مخاطب خود را فریب دهید ، چرا که در دراز مدّت مخاطب اعتمادش را به شما از دست خواهد داد و نتیجه معکوس خواهید گرفت .

تیترهای عالی تیترهای عالی

توجه داشته باشید که شما می توانید در طراحی یک عنوان از ۱۲ راه حل فوق به فراخور نیاز و ساختار محتواهایتان استفاده کنید . هم چنین با گذشت زمان و با توجه به روحیات مخاطبانتان به کلیدواژه های حیاتی دیگری نیز دست خواهید یافت .

محتوای مرتبط:


گردآوری : مسعود معاونی


کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی های آنلاین

باید همواره به این نکته توجه داشت که صنعت بازاریابی به صورت مستمر در حال تغییر و دگرگونی است . در بازاریابی همواره شاهد یک رابطه مستقیم بین هزینه صورت پذیرفته و سود حاصل شده وجود دارد و مقیاس پذیری تبلیغات تابعی از هزینه است و همین دلیل باعث می شود که همه صنعتگران و افرادی که به بازاریابی نیاز دارند به دنبال هدفمندی تبلیغ و شناسایی نیازها و سلیقه مشتریان خود قبل از ارائه تبلیغ به مشتری می باشند . این موضوع باعث می شود که برنامه ریزی برای راه اندازی کمپین های تبلیغاتی اهمیت بسیاری را بیابد .

کمپین‎های تبلیغاتی

کمپین‎های تبلیغاتی

در شرایط کنونی بازار ، بسیاری از متخصصان صنعت بازاریابی معتقدند که بهترین شیوه بازاریابی ، حفظ مشتریان کنونی می باشد . این متخصصان توصیه می کنند که تا می توانید از مهندسی داده به عنوان ابزاری مهم برای هدفمندی تبلیغات و تاثیرگذاری بیشتر برروی مشتریان خود استفاده کنید . صنعت بازاریابی در بازه های ۱۰ ساله با تغییرات شگفتی مواجه می شود . ما در آینده ای نه چندان دور در صنعت بازاریابی شاهد ترکیبی از بازاریابی شبکه های اجتماعی ، هوش مصنوعی و داده کاوی می باشیم که این سه تکنولوژی در کنار هم صنعت بازاریابی را به غول عظیم اقتصادی تبدیل خواهند کرد .

بررسی نقش بازاریابی محتوا در کمپین های تبلیغاتی

تاثیر بازاریابی شبکه های اجتماعی در کمپین های تبلیغاتی

امروزه بازاریابی شبکه های اجتماعی توانسته به خوبی بر روی ظرفیت های اجتماعی افراد متمرکز شود . در هر فعالیتی ، اگر شما بتوانید تاثیر خوبی بر روی افراد بگذارید آن ها خودشان به راحتی اطلاعات شما و محتواهای شما را به اشتراک خواهند گذاشت و باعث ایجاد موقعیت مناسب در کسب و کار شما خواهند شد . تِرند شدن در شبکه های اجتماعی باعث می شود تا شما بتوانید به راحتی ذکاوت و هنرمندی خود را با کمترین هزینه در معرض دید و قضاوت همگان قرار دهید .

این واقعیت در صنعت بازاریابی که هزینه صورت پذیرفته باید درآمد متناسب با آن را برای تبلیغ کننده فراهم آورد باعث شده است ، تا افراد و صنایع مختلف به راه اندازی کمپین های تبلیغاتی متناسب با محصولات و مشتریان خود توجه نمایند . کمپین تبلیغاتی به معنای استفاده از کانال های مختلف برای رساندن پیام تبلیغاتی به مخاطبان است . بسترهای مختلف تبلیغاتی که می توانند به صورت هدفمند ، باعث بهتر دیده شدن یک محصول یا خدمت به مشتریان هدف شوند ، در کمپین های تبلیغاتی از اهمیت فزآینده ای برخوردارند .

قبل از راه اندازی هر کمپین تبلیغاتی ، شما باید مراحل تحقیق بازار و شناخت مخاطبان هدف خود را انجام داده باشید و هم چنین میزان بودجه خود را که برای آن کمپین در نظر گرفته اید را تامین کنید . برای طراحی یک کمپین تبلیغاتی باید حتما چند گام زیر را دنبال کنید .

گام های مطرح در طراحی یک کمپین

گام صفر : هدف خود را از راه اندازی یک کمپین تبلیغاتی مشخص کنید . مثلا بدانید که به دنبال ثبت نام افراد در وب سایت خودتان می باشید و یا به دنبال افزایش فروش می باشید .

گام یک : قبل از شروع راه اندازی یک کمپین تبلیغاتی ، شاخص های اندازه گیری کمپین خود را تعیین کنید تا بتوانید در هر مرحله ای میزان موفقیت کمپین تبلغاتی خود را به سادگی تعیین کنید . به عنوان مثال نرخ تبدیل مطلوب را برای خود تعیین کنید و بر اساس همین نرخ تبدیل به  طراحی صفحات فرود (Landing Page)  خود بپردازید تا بتوانید میزان پرش از صفحات فرود خود را کنترل کنید .

گام دو : پلتفرم خود را انتخاب کنید و از همان ابتدا تصمیم بگیرید که از چه نوع بنری و یا مدل های HTML و یا تبلیغات همسان (Native) می خواهید استفاده کنید . شما می توانید در این زمینه از کتاب “ایده یابی و تبلیغات” ژان بقوسیان استفاده کنید . (پ.ن : تبلیغات همسان ، تبلیغاتی می باشد که سعی می کند با همانند سازی ظاهر تبلیغ با رابط کاربری اپلیکیشن ، باعث توجه بیشتر کاربر شود . تبلیغات همسان جریان درآمدی بیشتری را برای تبلیغ دهنده ایجاد می کنند و همزمان کمترین آزار و آسیب را برای کاربر فراهم می آورند ) .

گام سوم : اندازه گیری مستمر و تحلیل رفتار کاربران .(یکی از ابزارهای مهم در این زمینه ماژول رهگیری کمپین های تبلیغاتی گوگل یا UTM می باشد . UTM به شما اجازه می دهد تا بتوانید بهترین استراتژی های بازاریابی خود را شناسایی کنید) . همچنین می توان از ابزارهای نظیر گوگل آنالیتیکس و Smartlook (به ضبط ویدئو از رفتار کاربران می پردازد) و Hotjar (نقشه هایی از کلیک های کاربران را می دهد ) و سرویس Wistia (که در وسط ویدئو نمایشی از کاربر ایمیل دریافت می کند) اشاره کرد .

همواره به نرخ تبدیل تبلیغات خود توجه داشته باشید چرا که موفقیت یک کمپین تبلیغاتی به شدت به آن وابسته است ، به طوری که متخصصان بازاریابی معتقدند که اندازه گیری های کمپین های تبلیغاتی باید به بی رحمانه ترین شکل ممکن صورت پذیرد .

کمپین تبلیغاتی چیست؟ (آشنایی با مفهوم کمپین تبلیغاتی از دیدگاه سایت متمم)

اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

در همه دوران ها ، محتوا ابزاری برای برقراری ارتباط بوده است ، در حقیقت محتوا را می توان ظرفی دانست که در آن فناوری و فکر در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا پیامی را به خواننده منتقل نمایند . همین موضوع باعث جلب توجه افراد زیادی به تولید محتوا گردیده است . از همین جهت تولیدکننده محتوا دارای قدرت تاثیرگذاری بسیاری گردیده است چرا که می تواند مخاطبان خود را مجاب نماید که یک عمل خاص را انجام دهند و یا از انجام آن منصرف شوند .

بسیاری از متخصصان محتواساز معتقدند اساس و پایه تولید محتوا نوشتن می باشد . انسان ها از دیرباز علاقه زیادی به نوشتن داشته اند ، به گونه ای که روانشناسان معتقدند تمامی انسان ها توانایی ذاتی برای نوشتن را در اختیار دارند و در حقیقت نویسندگی در وجود آن ها بالقوه وجود دارد .

نویسنده کسی است که بتواند راحت بنویسد و خواننده از نوشته ی وی لذّت کافی را ببرد . بسیاری از افراد نویسندگی را یک شغل حرفه ای می دانند و گمان می کنند که چون شغل آن ها نویسندگی نمی باشد نیازی به نوشتن ندارند . امّا باید دانست که در هر حوزه ای که فعالیت کنیم نیاز به مهارت نوشتن داریم ، پس باید به دنبال یادگیری آن و افزایش مهارتهایمان باشیم .

نوشتن همانند ازدواج سنتی است (غیر رمانتیک) که در آن عللاقه بعد از ازدواج ایجاد می گردید و نسبت به ازدواج های امروزی دوام بیشتری هم داشت . نوشتن هم به همین صورت است ، علاقه اولیه هرچند که می تواند محرک خوبی باشد اما باید دانست که با گذشت زمان و ممارست در نوشتن ، عشق به نوشتن تمام وجود شما را فرا خواهد گرفت و شما شیدای نویسندگی خواهید شد به گونه ای که دوری از متن و کلمات برای شما بسیار سخت وعذاب آور خواهد بود .

هدف از نوشتن ایجاد مسئولیت پذیری بیشتر در نویسنده و خواننده نسبت به یک موضوع خاص می باشد . نوشته در حین نوشتن شکل می گیرد و تنها پیش نیاز یک نوشته ، داشتن یک ایده مناسب است . شما باید ایده های جالب را بیابید و با هنر نویسندگی به پرورش و بلوغ آن ایده ها کمک کنید .

شایان توجه است که کم هزینه ترین شغل دنیا نویسندگی می باشد چرا که یک نویسنده تنها نیاز به یک خودکار و چندبرگ کاغذ (و در مواردی داشتن یک ماشین تحریر و یا لپ تاپ می تواند راهگشا نویسنده باشد) و البته ذهنی خلاق و پرتراوش دارد .

اما شاید مهم ترین سوالی که در اینجا بتوان مطرح کرد این باشد که چگونه می توان یک نویسنده شد ؟؟؟ ما در اینجا به بیان چند تمرین مهم که می تواند کمک زیادی برای نویسندگی به شما بنماید ، می نماییم .

تمارین مهم در نویسندگی

۱- اولین تمرین برای نویسندگی این است که تا می توانید کتاب ، مقاله ، مجله و وبلاگ بخوانید . ان خواندن باید از روی علاقه باشد و هرگز برای مواقعی که حوصله خواندن ندارید خود را سرزنش نکنید چرا که خواندن بدون توجه هیچ تاثیری برای شما نخواهد داشت .

۲-به محض بیدارشدن از خواب سعی کنید ۳ صفحه مطلب بنویسید . این نوشته ها نیاز به ساختار و یا موضوع خاصی ندارند . در واقع هر آنچه که به ذهن شما می آید را بر روی کاغذ بنویسید . در علم روانشناسی به چنین کاری برون ریزی ذهنی و یا نوشتار درمانی می گویند (برخی از روانشناسان از این شیوه به نام “کثافت کاری بر روی کاغذ” یاد می کنند) . این کار باعث می شود تا ذهن شما خالی شود و جای کافی برای ایده های جدیدتر در آن ایجاد شود . شما با انجام این کار به آرامش قابل توجهی خواهید رسید . علیرغم تمامی صحبت هایی که تا اینجا کردیم ، همیشه بدانید که نوشتن یکی از سخت ترین کارهای عالم بشری است و خیلی از افراد جرائت نوشتن را ندارند پس نوشتن مداوم در کنار مطالع پیوسته ، باعث تمایز شما از دیگران خواهد شد .

۳- تمرین ۱۰۰۰ کلمه : یک فایل Word با سایز A5 برای خود ایجاد کنید و از همین امروز شروع به نگارش کتاب سال خودتان کنید . بالای هر صفحه تاریخ بزنید و حداقل هر روز ۱۰۰۰ کلمه بنویسید . مهم نیست که چه چیزی می نویسید و ممکن است مطالبی را که می نویسید هرگز مفید و قابل ارائه نباشد اما این نوشتن کلی ایده در دل خود خواهد داشت . شما در پایان هر فصل از سال چیزی در حدود ۹۰۰۰۰ کلمه خواهید داشت .

۴- یک یک نویسنده باید حداقل ۱۰۰ برابر دیگران بنویسد تا دست او با خودکار آشنا شود ، حتی اگر چیزی برای نوشتن ندارید ، سعی کنید به رونویسی(مشق کردن) از روی یک متن بپردازید . این کار باعث می شود تا دست شما معتاد به نوشتن شود و ذهن شما درگیر تولید محتوا گردد .

توجه به این نکته ضروری می باشد که اراده و انگیزه انسان به مرور زمان تحلیل می رود ، چرا که مغز انسان به دنبال بقای انرژی است و به دنبال راحت طلبی می باشد . به همین دلیل است که ما هزاران کار روی زمین مانده داریم!!! همه ما انسان ها دارای یک گودزیلای درون هستیم که ما را به سمت تنبلی سوق می دهد پس برای مقابله با این گودزیلای وحشتناک باید کارهای خود را به صورت جذاب و دلربا انجام دهیم . در واقع ما باید بتوانیم کارهای خود را بکنیم (خرد کنیم) و آن ها را به کارهای کوچکتر و ساده تر تبدیل کنیم . در اصطلاح روان شناسی به این خرد کردن کارهای بزرگ “ریزعادت” گفته می شود . ما با این ریزعادت ها مغز خود را فریب می دهیم تا مغز ما از انجام کارها نترسد . مغز  ما از شروع یک کار به علت ترس از سختی آن می ترسد ولی وقتی آن کار را شروع کنیم مغز ما به صورت روتین حاضر است آن کار را ادامه دهد .

بخوانید تا بدانید تا بمانید

همان طور که بیش از این هم گفتیم ، برادر دوقلوی نوشتن ، خواندن است . همواره یک سبد ترکیبی از نوشتن و خواندن را برای خود تدارک ببینید . تولید محتوا باعث می شود تا کم دانشی و بی اطلاعی ما از موضوعات مختلف به رخمان کشیده شود و این می تواند برای ما بسیار عالی باشد ، چرا که ما را به سمت یادگیری و درک عمیق تر موضوعات می برد.

یک نویسنده می تواند به کمک هنر نویسندگی ، به زندگی خود و دیگران معنا دهد . نویسنده با کمک ابزار(کلمات/واژگان) مفاهیم پیچیده را به سادگی به مخاطبان خود انتقال می دهد . زیاد نوشتن باعث می شود تا دامنه واژگان شما افزایش یابد . اکثر ما توهم این را داریم که زبان فارسی ، دستور زبان فارسی و نحوه نگارش متون را به خوبی فراگرفته ایم ولی حقیقت این است که ما دارای ضعف های بنیادی هستیم ونیاز به تمرین و آموزش های مستمر داریم .

در نوشتن هرگز متن خود را خفه نکنید . بدین معنا که سعی کنید از نقطه به خوبی استفاده کنید (با نقطه دوست شوید) و پاراگراف های خود را کوتاه و مختصر بیان کنید و تا می توانید کلید اینتر را از روی صفحه کلید بفشارید . استفاده از جملات کوتاه و پاراگراف های مختصر باعث می شود تا مخاطب شما از خواندن متن شما خسته نشود . هم چنین سعی کنید در متون بلند خود از تیتر ها و میان تیترهای متناسب با موضوعتان بهره ببرید تا فرصت کافی به خواننده برای پردازش اطلاعات دریافتی از سوی شما را داده باشید .

و در پایان باید عنوان کنیم که برای مهارت یافتن در هرکاری ما نیاز به تمرین داریم ، در نویسندگی و تولید محتوا هم نیاز به تمرین و نرمش به شدت احساس می شود . این نرمش باعث می شود تا زبان شما در بیان عبارات تواناتر شود و شما در سخنوری و نویسندگی تبحر بیشتری پیدا کرده و در یک کلام زبان قاصر بشر روز به روز رسا و شیواتر گردد .


گردآوری : مسعود معاونی

منبع : سخنرانی شاهین کلانتری در ورکشاپ هنر نویسندگی در مشهد


۴۰ نکته کلیدی در وبلاگ نویسی و تولید محتوا

در این پست به بیان ۴۰ نکته کلیدی و مهم در وبلاگ نویسی و تولید محتوا می پردازیم که می تواند برای نویسندگان و بازاریابان دیجیتالی راهگشا باشد :

40 نکته کلیدی در وبلاگ نویسی

40 نکته کلیدی در وبلاگ نویسی

۱- نوشتن یک مسیر بی انتها می باشد . یک نویسنده هیچ گاه به حد نهایی اعتلا و کمال نخواهد رسید و همواره باید برای رشد بیشتر محتوای با کیفیت تری را تولید کند . نویسندگی یک تمرین همیشگی است که در آن نویسنده با نوشتن بیشتر مهارت های خود را تقویت خواهد کرد . نویسندگی همانند یک عشق اساطیری قدیمی است که در وجود معشوق رسوب خواهد کرد و هیچ گاه از بین نخواهد رفت و با ایجاد شرایط ،این عشق مجدد به نقطه غلیان و جوشش خواهد رسید . به همین دلیل آغاز نویسندگی همواره کار سختی به نظر می رسد ، اما با شروع آن ، نویسنده به آرامش خواهد رسید . پس هیچ گاه از نوشتن نترسید ، اساس وبلاگ نویسی و تولید محتوا نویسندگی است و ابزار اصلی که شما در اختیار دارید متن خواهد بود . همواره سعی کنید متن را به خوبی در کنار ویدئو ، صوت و تصویر بکار گیرید و به موضوعات بی روح ، جان و هویت ببخشید .

۲- در وبلاگ نویسی و تولید محتوا همواره به نظرات مخاطبان خود توجه کنید . اگر برای شما کامنتی گذاشته می شوید به معنای این است که محتوای شما مورد توجه قرار گرفته است . سعی کنید با احترام به تمامی کامنت های مخاطبان خود پاسخ بدهید . توجه داشته باشید که انتقادات و پیشنهادات می تواند راهگشای شما در تولید محتواهای آینده باشد .

۳- یکی از راه های افزایش مهارت های شما در نویسندگی و تولید محتوا این می باشد که پست های دیگران را با دقت تحلیل کنید و حتی نظرات خود را در قالب کامنت در زیر آن پست ها درج کنید . این کار علیرغم نشان دادن مهارت ها و توانایی های شما به دیگران ، باعث خلق ایده های جدید در نوشتن برای شما خواهد شد .

۴- پیام های خصوصی که از سوی افراد مختلف برای شما ارسال می شود نشانه بسیار خوبی برای شما می باشد . سعی کنید از این فضای تعاملی بیشترین استفاده را ببرید و ارتباطات خود را تقویت و گسترش دهید .

۵- اصل کلیدی و مهم در وبلاگ نویسی و نویسندگی ، “فروتنی” می باشد . اگر پیشنهادی به کسی می دهید سعی کنید پیشنهاداتان قابل اجرا باشد و اگر از کسی انتقاد می کنید ، سعی کنید نقدی عادلانه و بدون غرض را ارائه دهید (سعی کنید در هر شرایطی منتقد خوب باشید ؛ نه منتقد بد )

۶- اگر می خواهید در نوشتن حرفه ای شوید یک راه آسان و کم هزینه برای آن وبلاگ نویسی است . وبلاگ نویسی به شما کمک می کند تا حرفه ای تر شوید ، زیرا که بدین وسیله می توانید اشکالات خود را به سادگی بیابید و توسط افراد زیادی دیده شوید .

۷- در وبلاگ نویسی و محتواسازی همواره به دنبال موضوعات جدید باشید . اگر موضوعات قدیمی که قبلا توسط افراد دیگری مورد بررسی قرار گرفته اند را هم انتخاب می کنید ، سعی کنید زاویه دید خود را نسبت به آن موضوع عوض کنید تا بتوانید تمامی جنبه های مهم در یک موضوع را واکاوی نمایید و نظر مخاطب را جلب نمایید .

۸- تیتر ، تیتر و بازهم تیتر . تیتر های شما  ۹۰ درصد اثربخشی محتوای شما را تشکیل می دهند . یک تیتر خوب می تواند راز پیروزی شما بر سایر نوشته ها (وبلاگ ها) باشد . سعی کنید همواره تیترهای خود را از طریق سیستم های آمارگیری رصد کنید و به مرور زمان تیترهای خود را بهبود بخشید .

۹- ایده ، ایده و بازهم ایده . نوشتن همواره از ایده شروع می شود . سعی کنید فاصله نوشتن تا ایده خیلی زیاد نباشد !!! اگر یک ایده خوب در ذهن تان شکل گرفته ، هرگز معطلش نکنید و سریع آن را بر روی کاغذ یادداشت کرده و آن را پر و بال دهید تا آن ایده فرصتی برای پرواز و رشد پیدا کند . بدانید که همواره خیلی زود دیر خواهد شد و غبار فراموشی بر روی ایده ها خواهد نشست . حتی اگر شما فرصتی برای نوشتن کامل متن خود را ندارید ، سعی کنید کلید واژه ها و هایلایت ها را یادداشت کنید تا ذهن فراموشکار ما نتواند آن ها را به زباله دان از یادرفته ها بیندازد .

۱۰- شما باید برای هر پست وبلاگی از فاز ایده تا نوشتن در حدود ۴۵ دقیقه وقت بگذارید . اگر از این زمان وقت بیشتری را مجبور هستید صرف کنید نشان دهنده عدم تسلط شما به آن حوزه محتوا می باشد و نیاز به تکمیل دانش تان احساس می شود . اگر هم از ۴۵ دقیقه وقت کمتری می گذارید خطر سطحی نگری شما را تهدید خواهد کرد ، پس بهتر است با تامل بیشتری محتوای خود را خلق کنید .

۱۱- اگر حس می کنید یک پست آنچنان جذاب و قوی نیست ، عجله ای در انتشار آن ننمایید و سعی کنید آن را به عنوان پیش نویس ذخیره کنید و بعد از گذشت چند روز مجدد آن را بررسی کرده و به ویرایش و بازنویسی آن اقدام کنید و در صورت ایجاد حس خوب در شما به انتشار آن اقدام کنید .

۱۲- کار ، کار و تفریح !!! سعی کنید برخی از پست های خود را تخصصی و طولانی بنویسید اما گاهی هم محتوای کوتاه تولید کنید . برخی اوقات به ذهن خود تنفس دهید و برای ذهن خود همواره در کنار کار ، تفریح را هم قرار دهید . محتواهای کوتاه می تواند تفریح مناسبی برای ذهن خلاق یک نویسنده باشد که در آن با کوتاه گویی ، عمق یک مطلب را مختصر و ساده به ذهن مخاطب خود انتقال دهد .

۱۳- ارتباطات در فضای دیجیتال به شدت گسترش یافته است ، بدانید که مخاطبان شما هیچ رودرواسی برای بیان نظرات خود ندارند . بنابراین شما باید تحمل خود را در چنین فضایی بالا ببرید و همواره سعی کنید در تولید محتوا به صورت مدیریت شده عمل نمایید و حاشیه را از خود و محتواهایتان دور کنید . امروزه ما شاهد یورش های مجازی (توهین ، افترا ، ناسزا ، تحریک سایر مخاطبین و …) به صفحات شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها هستیم ، در چنین مواقعی متانت و صبر شما می تواند بهترین ابزار مقابله با چنین مواردی باشد .

۱۴- از قضاوت شدن هرگز نترسید . قضاوت های که از شما و محتوایتان می شود را به خوبی زیرنظر بگیرید چرا که احتمالا در این قضاوت ها تعداد زیادی از نقاط قوت شما و البته تعداد محدودی هم از ضعف های شما نهفته است . سعی کنید غیرمغرضانه ضعف های خود را بپذیرید و آن ها را تقویت کنید و نقاط قوت خود را پررنگ تر از قبل نمایید .

۱۵- در ۶ ماه اولی که وبلاگ نویسی را شروع می کنید حتما روزی یک پست را منتشر کنید . این کار باعث حرفه ای تر شدن شما می شود زیرا که شما مجبور خواهید شد هر روز یک ایده را برای نوشتن بیابید و این ایده ها باعث خلاقیت ذهن شما خواهد شد . هرگز محتوایی را کپی نکنید و سعی کنید به محتواها اجازه بدهید تا از درون شما بجوشند . البته ممکن است شما بعد از ۶ ماه هر چند روز یک پست را منتشر کنید ، زیاد نگران این موضوع نباشید و سعی کنید تمرکز خود را از کمیّت به سمت کیفیت ببرید .

۱۶- همواره عملکرد محتوای خود را زیر نظر بگیرید و آمار و داده های مربوط به محتوای خود را رصد کنید . وبلاگ نویسی مانند یک قلب می باشد که هر چه منظم تر کار کند شانس حیات بیشتر خواهد شد . هیچ گاه تولید محتوا را متوقف نکنید همانگونه که قلب شما تا پایان حیات شما متوقف نخواهد شد . آمار محتوای شما مانند نبض شما می باشد که عملکرد قلب (محتوا/وبلاگ) شما را نشان خواهد داد . مطمئن باشید که اگر تولید محتوا را نگهدارید ، شما توسط رقبا متوقف خواهید شد و کنار گذاشته خواهید شد . در نتیجه همیشه نظم ، نظم و باز هم نظم در تولید محتوا مد نظرتان باشد .

۱۷- کسانی که به وبلاگ شما توجه می کنند به احتمال خیلی زیاد از دوستداران و علاقمندان شما می باشند . پس سعی کنید لیستی از ایمیل بازدیدکنندگان وبلاگ خود را جمع آوری کنید . این لیست ایمیل می تواند در آینده نه چندان دور در بازاریابی های شغلی و ایمیل مارکتینگ برای شما بسیار ارزشمند باشد . شما می توانید از طریق هدایای محتوایی ، به جمع آوری ایمیل بازدیدکنندگان وبلاگتان بپردازید . هر ایمیلی که ثبت می شود شما را به کسب درآمد از وبلاگتان نزدیک می کند (هر ۱۰ ایمیل واقعی ثبت شده برابر با درآمدی در حدود یک دلار برای شما خواهد بود ) .

۱۸- صبر ، صبر و باز هم صبر . بدانید که تنها راه موفقیت در وبلاگ نویسی این است که صبر زیادی داشته باشید و برای موفقیت زیاد عجله نکنید . رشد ارگانیک (طبیعی) می تواند تاثیر زیادی در موفقیت های درازمدت شما داشته باشد . در صورت صبور بودن ، شما شاهد یک رشد انفجاری خواهید بود .

۱۹- سعی کنید دانش خود را در زمینه وبلاگ نویسی کامل کنید و به صورت مستمر آن را ارتقاء دهید . هر چند که باید بدانید که یک قانون و اصل فراگیر برای موفقیت در وبلاگ نویسی وجود ندارد و هر کسی می تواند یک شیوه منحصر بفرد برای وبلاگ نویسی خود داشته باشد . پس سعی کنید همواره وبلاگ های مشابه را مطالعه کنید و از منابع انگلیسی قوی برای تکمیل دانش خود در زمینه وبلاگ نویسی بهره ببرید .

۲۰- سعی کنید محتوای خود را مختصر و مفید بنویسید چرا که اکثر مخاطبان شما حوصله و زمان لازم برای خواندن محتواهای طولانی را ندارند (محتواهای بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه مناسب می باشند).

۲۱- هرگز انتظارهای بسیار بزرگ را از وبلاگ نویسی نداشته باشید . هر چند که در صورت داشتن برنامه می توانید از وبلاگ خودتان درآمد داشته باشید ، اما بدانید که وبلاگ نویسی (حتی نویسندگی) یک عشق است و وبلاگ نویس برای این عشق هر کاری می کند و پول نباید آنچنان اهمیتی برای وی داشته باشد .

۲۲- در صورتی که نتوانستید بازدید مناسبی را جذب کنید ، حتما به بررسی تیتر خود بپردازید چرا که تیتر به عنوان شاهراه ورود مخاطب محسوب می شود و تیتر ضعیف می تواند انگیزه ورود را از مخاطبان شما بگیرد . هم چنین به ساعات انتشار محتواهای خودتان نیز دقت کنید و سعی کنید دلایل عدم موفقیت خود را بیابید و آن ها را برطرف کنید .

۲۳- ممکن است شما در همه ایام حوصله نوشتن نداشته باشید . خیلی اوقات به علت دغدغه های کاری و اجتماعی ممکن است وقت لازم را پیدا نکنید و یا حتی ایده های شما رنگ و بویی جذاب نداشته باشند . در چنین مواقعی این جمله را به خاطر بیاورید که :” این هم بگذرد” و سعی کنید در چنین مواقعی کمتر بنویسید .(نوشتن حس و حال می خواهد و بدون داشتن این حس ، نوشته ها در جان و دل مخاطب نخواهد نشست ) .

۲۴- نوشتن یک زمان مخصوص نمی خواهد . اگر شما نیم ساعت در روز را هم صرف نوشتن کنید برای شما موفقیت خوبی را به همراه خواهد آورد . شما می توانید از زمان های مرده ای که در مترو ، تاکسی و یا اتوبوس هستید برای نوشتن بهره ببرید . برای وبلاگ نویسی زیاد خود را درگیر گرامر نکنید و سعی کنید به مرور زمان ، گرامر و نگارش خود را تقویت کنید .

۲۵- این نکته را به خاطر داشته باشید که وبلاگ نویسی با نویسندگی و مقاله آکادمیک نوشتن تفاوت دارد . پس سعی کنید همواره در وبلاگ هایتان مفهوم را به مخاطب برسانید و به ایجاد یک درک مشترک با خواننده وبلاگ تان برسید و خود را چندان درگیر ظواهر کار نکنید .

۲۶- در وبلاگ هایتان زیاد از واژه های سنگین استفاده نکنید . کلمات روشنفکرانه بر خلاف ظاهر زیبایشان ، ارتباطات را ضعیف می کنند ، پس ثلیث و روان بنویسید .

۲۷- در تولید محتوا و انتقال مخاطب از شبکه های اجتماعی ، به ساختارهای شبکه های اجتماعی اهمیت بدهید (لینکدین:جدی و علمی تر ، اینستاگرام : ملایم و تفریحی تر).

۲۸- عکس خوب در وبلاگ نویسی ، شاه کلید جذب و نگهداری مخاطب است . در محتواهایتان از عکس های مرتبط استفاده ببرید .

۲۹- خواندن ، خواندن و بازهم خواندن !!! پست های دیگران را بسیار بخوانید !!! چرا که اشتباهات وبلاگ نویسان دیگر و نقاط قوت آن ها باعث تقویت دیدگاه شما در نویسندگی می شود و به مرور زمان شما را به یک بلاگر حرفه ای تبدیل خواهد کرد .

۳۰- سعی کنید از وبلاگ های عمومی به فراخور موضوعات وبلاگ نویسی تان استفاده کنید . هم چنین سعی کنید با سایر بلاگرها که در حوزه های مرتبط با موضوعات شما فعالیت می کنند ، ارتباط برقرار کنید و از آن ها حمایت کنید . این باعث توسعه در روابط و حتی شبکه سازی می شود .

۳۱- بدانید و آگاه باشید که توانمندی در نوشتن با توانمندی در پول در آوردن تفاوت های اساسی دارند . پس سعی کنید این دو مبحث را از یکدیگر جدا کنید و تصمیم بگیرید که هدف شما از نوشتن ، عشق به نوشتن است و یا شما عاشق پول در آوردن هستید .

۳۲- شما همواره حق کپی رایت را رعایت کنید ، اما هیچ گاه جلوی انتشار و کپی شدن محتوای خود را نگیرید . در واقع کپی شدن محتوای خود را خمس انتشار محتوایتان در نظر بگیرید . از کسانی که محتوای شما را با نام خودتان فوروارد می کنند و موجب نشر بیشتر آن می شوند تشکر کنید .

۳۳- بلاگ یک دغدغه یا سردرد است ، پس صرفا وبلاگ نویسی را به هدف پول انجام ندهید ما وبلاگ نویسان “می نویسیم که بنویسیم” !!! چرا که نوشتن برای وبلاگ نویسان مانند یک قرص ژلوفن است که وبلاگ نویس را آرام خواهد کرد .

۳۴- همواره سعی کنید در وبلاگ نویسی عدالت را رعایت کنید ، بی دلیل یک موضوع را بزرگ نمایی نکنید و مراقب باشید که دچار غرض ورزی نشوید چرا که مخاطبان شما متوجه این غرض ورزی خواهند شد و نتایج معکوسی را برای خود شما به همراه خواهد آورد . مخاطبان شما به مرور زمان و به سختی به شما اعتماد می کنند ، یک وبلاگ نویس می تواند ، این اعتماد را با انتشار یک محتوای فاسد و بی موقع به موجی از انتقاد ، بی اعتمادی و حتی بلاک شدن تبدیل کند . پس لطفا بسیار مراقب باشید !!!

۳۵- وبلاگ نویسی یک داستان طولانی است . مخاطب به مرور زمان و با هر پست یک پازل از شخصیت شما را خواهد ساخت . سعی کنید بهترین قطعات از این پازل را برای برند شخصیتی خود در اختیار مخاطب قرار دهید .

۳۶- کیفیت ، بسیار مهم تر از کمیت است . سعی کنید محتواهای که تولید می کنید جذابیت داشته باشند . زیاد تولید کردن نمی تواند نقطه موفقیت شما باشد بلکه این کیفیت است که شما را از رقبایتان تمییز می دهد .

۳۷- در همه موارد نظر ندهید ، سعی کنید در حوزه های تخصصی تان وبلاگ نویسی کنید . هم چنین در وبلاگتان مرتب غُر نزنید . آدمی وقتی غُر می زند چیز مطلوبی برای مخاطب نیست و باعث ریزش مخاطبان می شود چرا که مخاطب دغدغه های خاص خود را دارد و حوصله ندارد مرتب به مشکلات شما هم توجه کند .

۳۸- در معضلات و مشکلات اجتماعی مختلفی که در جامعه به وقوع می پیوندد پارازیت ندهید و سعی کنید به صورت منطقی راهکار بدهید و پیشنهادهای سازنده ارائه دهید . عوارض پارازیت های که از وبلاگ شما ساطع می شود به خود شما باز خواهد گشت و اعتبار شما را خدشه دار خواهد کرد .(توجه داشته باشید که این موضوع با اطلاع رسانی رخدادهای اجتماعی تفاوت دارد ).

۳۹- نه رشد تعداد مخاطب شما را خوشحال کند و نه ریزش مخاطبانتان . همیشه توجه داشته باشید که ماندگاری افراد بسیار مهم تر است . ۱۰ مخاطب وفادار و پیگیر ارزش بیشتری از ۱۰۰۰ مخاطب رهگذری دارد . از ابزارهای بازدید تقلبی استفاده نکنید چرا که باعث ایجاد توهم و خودبزرگ بینی در شما می شود . بین رسانه های مختلف خود (شبکه های اجتماعی مختلف ، پیام رسان ها و بلاگ ها) ار تباط برقرار کنید و مخاطبان هر رسانه را به سوی سایر رسانه هایتان انتقال دهید (در اصطلاح ظرف به ظرف کنید)

۴۰- و در نهایت کتاب و مجله زیاد مطالعه کنید ، وبلاگ ها و وب سایت های مرجع را زیاد بازدید کنید و تا می توانید محتواهای ارزشمند بنویسید ، بنویسید و بازهم بنویسید !!!

کپی رایتینگ چیست؟ چگونه یک کپی رایتر موفق شویم؟


ارائه دهنده : سامان فائق در ورکشاپ نکات مهم در وبلاگ نویسی در مشهد شهریور ۹۷

نویسنده و بازنویسی براساس محتوای سامان فائق : مهندس مسعود معاونی