نقش محتوای با کیفیت در فضای آنلاین

در نوروز ۹۹ با توجه به قرنطینه عمومی و شایع شدن ویروس کرونا، استقبال مردم از برنامه‌های تلویزیونی به شدت افزایش پیدا کرده است. اخیرا کالج تپسل گزارش کاملی را از تاثیر سریال پایتخت بر روی کمپین‌های تبلیغاتی منتشر کرده است. گزارش تپسل به حد کافی کامل و جامع هست، در این جستار کوتاه قصد داریم تا به نقش محتوای با کیفیت و وایرالی همچون سریال پایتخت و تاثیر آنان‌ها در فضای آنلاین بپردازیم.

تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین

نکته جالبی که در گزارش تپسل وجود دارد این است که در بازه‌ای که سریال پخش می‌شود میزان ترافیک در تبلیغات همسان و تبلیغات موبایلی به شدت کاهش می‌یابد. جالب‌تر اینکه در زمان پخش تبلیغات بازرگانی در بین این سریال، مجدد نرخ کلیک بر روی تبلیغات اینترنتی افزایش پیدا می‌کند.( تصاویر زیر)

تصویر ۱: تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی

چرا همچنان محتوا پادشاه است؟

موضوعی که در گزارش تپسل جالب است، این هست که هنوز هم اگر محتوایی جذاب و با کیفیت در هر رسانه‌ای تولید شود می‌تواند مخاطب را از سایر رسانه‌ها به سمت خود جذب کند.

سریال پایتخت نمونه‌ایی از یک محتوای کامل و موثر است که به خوبی توانسته پرسونای مخاطبان خود را بشناسد و با توجه به نیازهای آنان پلان‌های تصویری را عرضه کند. طبق توئیتی که محمد جواد آذری جهرمی وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته، ترافیک شبکه اینترنت هم در زمان پخش این سریال به شدت کاهش می‌یابد.(تصویر زیر)

کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت ۶

شناخت مخاطب با کمک تحقیق درباره کاربران، استفاده از روایت‌گرایی جذاب، به کارگیری رسانه‌های عمومی و فراگیر و داشتن برنامه و سناریو برای درگیرسازی مخاطب باعث شده تا سریال پایتخت به عنوان یک محتوای فراگیر و وایرال حداکثر مخاطب را به پای تلویزیون بکشاند.

در روزهایی که بسیاری از محتواسازان و کپی‌رایترها به کیفیت محتوا توجه کافی ندارند و تنها سعی می‌کنند صدر موترهای جستجو را با روش‌های سیاه و خاکستری در سئو تصاحب کنند، سریال پایتخت به خوبی به همه نشان داد که هنوز هم “محتوا پادشاه است” به شرطی که درست محتوادانی، محتوارانی و محتوابانی انجام شود.

نویسنده: مسعود معاونی

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

در چند سال گذشته همه وبمسترها برای بهبود نرخ کلیک سایت خود توجه زیادی به بهینه‌سازی سایت در موتورهای جستجو داشتند. آن‌ها سعی داشتند تا با بهینه‌سازی صفحات سایت‌ها و طراحی‌هایی زیبا، بازدیدکنندگان خود را ترغیب به ماندن در سایت نمایند. تا جایی که توجه بیش از حد به اصول سئو باعث شد تا تجربه کاربری در وبلاگ نویسی به حاشیه رانده شود.

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

اگر مخاطبان، محتواهای وبلاگ شما را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارند، به پست‌های وبلاگ شما لینک نمی‌دهند یا کامنت‌های تاثیرگذار برای شما نمی گذارند باید به پرسونای مخاطبان خود توجه کنید و محتواهای کاربردی برای آن‌ها تهیه کنید.

اگر شما به تمامی موارد فوق توجه داشته‌اید ولی هنوز هم وبلاگ شما بازدید مناسبی ندارد بهتر است به بهبود تجربه کاربران وبلاگ خود فکر کنید.

نقش نرخ کلیک در رشد یک وبلاگ

نقش بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

اگر شما یک سایت، فروشگاه اینترنتی یا وبلاگ دارید قطعا برای شما بسیار مهم خواهد بود که بازدیدکنندگان در وب‌سایت شما باقی بمانند و اقدام (Action) مدنظر شما را انجام دهند. امّا در بسیاری از موارد یک وبمستر از طریق گوگل آنالیتیکس و دیگر ابزارها متوجه می‌شود که بازدیدکننده به سایت او مراجعه کرده ولی اقدام مدنظر وی را انجام نداده است و بدون هیچ واکنش مثبتی از سایت خارج شده است.

بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

دلیل این موضوع این است که یک سایت یا وبلاگ نتوانسته تاثیر مثبتی را بر روی ذهن مخاطب خود بگذارد و او را با خود درگیر کند. در چنین مواقعی است که تجربه‌کاربری(User Experience) یا همان UX می‌تواند به کمک وبمستران بیاید و نرخ تبدیل‌(Conversion Rate) را به شکل قابل‌توجهی بهبود دهد.

اهمیت تجربه کاربری برای وبمستران

درک عمیق از نیازهای کاربران و آن چیزی که برای آن‌ها ارزشمند است، مهمترین وظیفه تجربه‌کاربری می‌باشد. تجربه کاربری از آن جهت حائز اهمیت است که در فضای مجازی ما ارتباط مستقیمی با کاربران نداریم و نمی‌توانیم از احساسات کاربران به درستی مطلع شویم. طراحی یک تجربه‌کاربری خوب، مشتریان را به یک برند وفادار می‌سازد. بنابراین برای برندینگ اصولی باید به نقش تجربه کاربری توجه داشت.

عوامل تاثیرگذار بر روی تجربه کاربری

عوامل مختلفی بر روی بهبود تجربه کاربران تاثیر دارند. به طور کلی برای این که تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان وبلاگ خود بسازیم باید به عوامل زیر توجه نماییم:

هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
  • ارزش: آیا محتوا/محصولات/خدمات ما می‌توانند ارزش کافی را برای مخاطبان ایجاد کنند.
  • قابلیت استفاده: آیا سایت یا وبلاگ ما برای بازدیدکنندگان قابلیت استفاده دارد.
  • سودمندی: آیا وبلاگ ما نیازهای کاربران را برآورده می‌کند یا تنها وقت آن‌ها را می‌گیرد.
  • قابلیت پیدا شدن: آیا محتواهای وبلاگ ما به راحتی قابلیت پیدا شدن توسط موتورهای جستجو را دارند. آیا وبلاگ ما قابلیت جستجو پست‌ها و دسته‌های محتوایی را دارد. پیمایش درست محتواهای یک وبلاگ می‌تواند بر روی سئو و تجربه کاربری تاثیر زیادی داشته باشد.
  • کیفیت: آیا وبلاگ یا برند تجاری ما حس خوبی را برای کاربران ایجاد می‌کند. آیا مشتریان ما با شنیدن نام یک برند کیفیت خوب خدمات ما را به خاطر می‌آورند.
  • قابلیت دسترسی: آیا وبلاگ ما در دستگاه‌های مختلف(موبایل، لپ‌تاپ، تبلت و فبلت ها) قابل دسترسی می‌باشد.
  • اعتماد: آیا محصولات و برندی که یک وبلاگ قصد معرفی آن‌ها را داشته است توانسته به کمک محتواهای تولیدی اعتمادسازی کند.

۱۰ نکته مهم در بهبود تجربه کاربری

اهمیت بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ

هر قدمی که برای بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ برداشته شود باعث خواهد شد تا قیف بازاریابی محتوا بهینه‌تر شود. هدف تجربه کاربری در محتوانویسی این است که تا حدممکن موانع جذب مخاطب را کاهش دهیم. با یک تجربه کاربری خوب، خوانندگان وبلاگ به سادگی خسته نمی‌شوند و بلاگر می‌تواند پیام خود را به خوبی به مخاطبانش انتقال دهد.

UX سعی دارد اصطحکاک بین کاربر و وبلاگ را کاهش دهد و ریزش در قیف بازاریابی را به حداقل برساند. بهبود تجربه کاربری در وبلاگ باعث می‌شود:

  • کاربران با درصد بالایی به سراغ صفحات فرود و انجام Call to Action ها بروند.
  • مخاطبان فرم‌های ثبت نام را پرخواهند کرد و محتواهای اختصاصی(نظیر کاتالوگ‌های قابل دانلود) را به خوبی دریافت کنند.
  • آن‌ها اکانت اختصاصی خود را در وبلاگ ایجاد می‌کنند و با پرداخت هزینه از محتواهای سفارشی برخوردار می‌شوند.(نظیر آن‌چه در سایت متمم اتفاق می‌افتد)
  • خبرنامه وبلاگی شما بیشتر مورد توجه آن‌ها قرار خواهد گرفت و احتمال حضور آن‌ها در وبینارها یا سمینارهای شما بیشتر می‌شود.
  • آن‌ها در منابع دیگر نظیر شبکه‌های اجتماعی شما را دنبال خواهند کرد و به عنوان طرفداران شما محصولات یا خدمات شما را به دیگران معرفی کنند.
  • بهبود تجربه کاربری یک کار منطقی و عاقلانه است. تجربه کاربری اشتباهات را به حداقل کاهش می‌دهد و آشفتگی‌های طراحی را برطرف می‌کند.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگنویسی

۶ راهکار مهم برای بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

برای این که UX را در یک وبلاگ بهبود بدهیم، راهکارهای متعددی وجود دارد. از تحقیقات بازار، ارزیابی قابلیت‌های استفاده از مولفه‌های موجود در یک وبلاگ تا طراحی رابط کاربری، همگی مواردی هستند که باید توسط یک طراح تجربه کاربری (UX Designer ) مدنظر قرار گیرد.

مواردی که در ادامه مطرح می‌شوند، نکات ارزشمندی در طراحی تجربه کاربری هستند که باید همیشه مورد توجه یک بلاگر و وبمستر قرار بگیرند.

۱- تعیین قواعد کلی و رعایت آن‌ها

در یک وبلاگ بایستی هرمولفه‌ای(Component) در سرجای خودش باشد. شاید یک طراح رابط کاربری(UI Designer) بخواهد خلاقیت از خود به خرج دهد. امّا باید بگوییم همه وبلاگ‌ها قواعدی دارند که هرگز نباید از آن‌ها عدول کنیم و آن‌ها را فدای خلاقیت و نوآوری کنیم. این قواعد عبارتند از:

  • لوگو وبلاگ در بالا گوشه سمت راست قرار می‌گیرد.
  • منوی اصلی(ناوبری سایت) در بالای وبلاگ سمت راست یا مرکز قرار می‌گیرد.
  • دکمه‌ها باید رنگی متفاوت از پس‌زمینه اصلی صفحات داشته باشند.
  • کادر جستجو در وبلاگ باید در هدر یا بالای ساید بار قرار گیرد و کاملا مشخص و قابل دستیابی باشد.
  • فرم ثبت‌نام و ورود به وبلاگ یا ارتباط با بلاگر باید موجود و قابل دسترسی باشند.
  • لوگوی شبکه‌های اجتماعی بلاگر یا برند در وبلاگ باید فعال باشد.
  • دکمه‌های اشتراک‌گذاری در صفحات اجتماعی بهتر است در پایین هر محتوا قرار بگیرد.

۲- سلسله مراتب محتواها و اصول تایپوگرافی

اصول نگارش در بلاگنویسی

یکی از موضوعاتی که در وبلاگ‌نویسی و بهبود تجربه کاربری دارای اهمیت است توجه به اصول نگارش، چگونگی لحن و بیان درمحتواها و رعایت قواعد فنی و زبانی می‌باشد. رعایت موارد زیر می‌تواند تجربه کاربران یک وبلاگ را به شدت بهبود دهد:

  • سلسله مراتب محتواها باید همیشه در وب رعایت شود. استفاده درست از عناوین و تگ‌های h1،h2،h3 موجب می‌شود تا یک محتوا به خوبی قابل خوانش توسط خزنده‌های موتورهای جستجو و بازدیدکنندگان شود.
  • کاربران وب معمولا پاراگراف‌ها را در ابتدا نمی‌خوانند. آن‌ها در ابتدا به عناوین و زیرعناوین توجه می‌کنند و در صورتی که نیاز خود را بیابند به پاراگراف‌ها هم توجه می‌کنند. بنابراین استفاده درست از زیرعنوان‌ها و توجه به اصول کپی‌رایتینگ می‌تواند تجربه کاربری بهتری را رقم بزند.
  • استفاده از پارگراف‌های کوتاه و مرتبط به هم در وب نیز توصیه‌ایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
  • نوع فونت(قلم) و اندازه آن بر روی تجربه کاربری تاثیرگذار است. در وب فارسی استفاده از فونت یکان بسیار رایج است.
  • تنظیم درست حاشیه متون(margin) برای خسته نشدن چشم کاربر باید مدنظر باشد.
  • برجسته‌سازی(Bold)، زیرخط دار کردن متون(Underline) یا مورب کردن(Italic) می تواند باعث ایجاد تمایز در کلمات مهم شود و توجه کاربر را به کلیدواژه‌ها جلب کند.
  • استفاده از لیست‌های عددی ولیست‌های نشانه‌ای باعث دسترسی راحت‌تر به محتواها توسط خوانندگان می‌شود و خوانایی افزایش می‌یابد.
  • تصاویر و نمودار‌ها می‌توانند علاوه بر زیابیی بصری، سریعتر پیام‌های محتوایی را به مخاطبان انتقال دهند.

آشنایی با ۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ ها

۳- سادگی، سادگی و بازهم سادگی

تاثیر طراحی در بهبود تجربه کاربری

در طراحی یک وبلاگ سعی کنید سادگی را مدنظر خود قرار دهید. قطعا تاکنون سایت‌هایی را دیده‌اید که از رنگ‌های زیاد، انیمیشن و محتوای بی‌نظم به همراه پاپ‌های بی‌پایان استفاده می‌کنند.

چنین وبلاگ‌هایی به شما چه حسی می‌دهند؟

توجه به طراحی تمییز و زیبا یک ضرورت در بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ می‌باشد. مردم عاشق زیبایی و البتّه سادگی هستند. در محیط وب وجود پیچیدگی و آشفتگی می‌تواند نتایج بدی را برای یک وبلاگ به همراه بیاورد. در طراحی یک وبلاگ به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • استفاده درست از فضاها
  • تقسیم صفحه به بخش‌های استاندارد تعریف شده(header/body/footer/sidebar و..)
  • استفاده از تصاویر با کیفیت و کم‌حجم
  • ساماندهی محتواها و نمایش درست اجزای آن در صفحه اول وبلاگ
  • ایجاد ناوبری‌های مناسب برای دستیابی به تمامی دسته‌های محتوایی موجود در یک وبلاگ
  • استفاده درست از تبلیغات در وبلاگ(تبلیغات بخش مهمی از یک وبلاگ هستند امّا سعی کنید در آن افراط یا تفریط نکنید)
  • دکمه‌ها یا لینک‌ها به صورت واضح و مشخص باشند.
  • و نکته پایانی این که: یک طراحی ساده و تمییز همیشه برنده است.

۴- از اضاف‌گویی در محتواها بپرهیزید!!!

تلخ است امّا واقعیت این است که بازدیدکنندگان یک وبلاگ، پست‌ها را در ابتدا به طور کامل نمی‌خوانند بلکه فقط کل محتوا را به صورت سریع اسکن(مرور) می‌کنند. آن‌ها اگر تیتر مهمی یا کلیدواژه‌های مورد نیاز خود را مشاهده کنند دوباره محتوا را با دقت می‌خوانند و بر روی پاراگراف‌ها تمرکز می‌خوانند.

بنابراین باید سعی شود پست‌ها از لحاظ محتوایی تا حدممکن خلاصه شود و تنها موضوعات کلیدی در اختیار مخاطب قرار گیرد. یک محتوا باید با کمترین تعداد کلمه بیشترین پیام را به مخاطب برساند.

بیشتر افراد بصری هستند، بنابراین می‌توان با کمک تصاویر، اینفوگراف‌ها، اسلایدها،نمودارها و ویدئوها پیام محتوایی خود را به آن‌ها رساند. تعادل بین محتوای بصری و متنی، تجربه کاربری را بهبود خواهد داد و ماندگاری کاربر در وبلاگ را افزایش خواهد داد.

۵- دسترسی به بخش‌های مختلف وبلاگ

ابزارهای ناوبری امروزه بخش مهمی از طراحی را در بر می‌گیرند. هر کاربری در هر کجای سایت باشد باید بتواند تنها با سه کلیک به هر بخش دیگری از سایت یا وبلاگ برسد. این ویژگی در ماندگاری یک کاربر در وبلاگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری

ناوبری سایت به کاربر نشان می‌دهد که در کجا هست و چگونه می‌تواند به هدف خود دسترسی پیدا کند. منوی اصلی هر سایت باید حداقل به صفحات خانه، درباره ما، ارتباط با ما و ورود به سیستم لینک بدهد. همچنین صفحات فرود و دسته‌بندی‌های اصلی یک وبلاگ می‌توانند علاوه بر ناوبری اصلی در سایدبار(ستون کناری) و فوتر(پابرگ) جای بگیرند.

لوگوی سایت باید به صفحه اصلی وبلاگ لینک شود. ضرورت دارد که ناوبری وبلاگ برای موبایل‌ و تبلت‌ها نیز قابل نمایش باشد. زیرا که امروزه بسیاری از بازدیدکنندگان وبلاگ‌ها با موبایل یا تبلت به مرور وبلاگ‌ها می‌پردازند.

تاثیر محتوای تازه بر روی رتبه بندی گوگل

۶- بهینه‌سازی عملکرد وبلاگ

تاثیر طراحی خوب و محتوای با کیفیت در جذب مخاطب بر کسی پوشیده نیست. امّا توسعه فنی و نگهداری وبلاگ نیز می‌تواند در بهبود تجربه کاربری موثر واقع شوند. در بهینه‌سازی سایت باید به موارد زیر توجه کنیم:

  • بهبود سرعت لود (بارگذاری) وبلاگ
  • توجه به واکنش‌گرا بودن و طراحی موبایل فریندلی یک وبلاگ
  • انجام تغییرات مختلف بر روی وبلاگ و بررسی نتایج تست A/B به منظور افزایش کارآیی وبلاگ برای کاربران
  • بهبود در قالب وبلاگ و ایجاد کدهای تمییز
  • بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو(توجه به اصول سئو)
  • بهینه سازی تصویر استفاده شده در محتواهای وبلاگ با کمک افزونه‌های مرتبط

بهبود در تجربه کاربری هیچ‌گاه خاتمه نمی‌پذیرد و بلاگر باید در یک چرخه بی‌پایان به دنبال ایجاد حس و حال بهتر در کاربران وبلاگ خود باشد و در صورتی که تلاش خود را به درستی انجام دهد نتیجه پشتکار خود را از کاربران دریافت خواهد کرد.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

هر کسی که یک وبلاگ را مدیریت می‌کند به خوبی می‌داند که برای موفقیت باید به مسائل زیادی توجه داشته باشد. یک مسئله مهم در تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بازدهی می‌باشد. نرخ بازگشت سرمایه(ROI) یک سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی می‌باشد که عملکرد بازاریابی محتوا را به خوبی نشان می‌دهد.

آشنایی با ۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی

امّا باید توجه داشته باشیم که ROI یک سنجه طولانی مدّت است وما نیاز داریم که به کمک معیارهای دیگر عملکرد یک وبلاگ را به صورت تدریجی و کوتاه‌مدّت ارزیابی کنیم.

۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

سنجش عملکرد وبلاگ

وبمسترها و دیجیتال‌مارکترها برای این که موفقیت یک کمپین یا رویه‌های بازاریابی محتوا را بسنجند از یک سری سنجه‌های کلیدی عملکرد(KPI) استفاده می‌کنند. آن‌ها با آنالیز این سنجه‌ها و تغییر در شیوه انجام فرآیندها به دنبال یافتن شیوه منحصربفرد و موثری برای موفقیت هستند. در این پست قصد داریم به معرفی معیارهایی بپردازیم که یک بلاگر باید جمع‌آوری کند، به صورت مستمر به بررسی آن‌ها بپردازد و میزان پیشرفت خود را با کمک آن‌ها بسنجد.

۱- بازدید کلی یک وبلاگ

این سنجه می‌گوید که یک وبلاگ در بازه زمانی معین چه مقدار بازدید داشته است. ردیابی این معیار به صورت ماهیانه به بلاگر این حس را می‌دهد که وضعیت وبلاگ او چطور است. تحلیل دقیق این معیار می‌تواند داده‌های ارزشمندی را برای واحد بازاریابی به همراه بیاورد.

استخراج اطلاعات وبلاگ و شناسایی ماه‌های پربازدید در یک سایت می‌تواند یک آلارم مناسب برای واحد فروش باشد. واحد فروش با اجرای کمپین‌های تبلیغاتی متناسب در ماه‌های پربازدید یا مناسبت‌ها می‌تواند میزان سود حاصل از فروش را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

۲- منبع ترافیک ورودی

منابع ترافیک وبلاگ

این که ترافیک یک وبلاگ از چه منابعی بدست می‌آید می‌تواند حاوی نکات زیادی باشد. معمولا در یک وبلاگ ۵ منبع ترافیکی زیر را داریم:

  • ترافیک مستقیم
  • ترافیک از رسانه‌های اجتماعی(پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی)
  • جستجوی ارگانیک(موتورهای جستجو)
  • ترافیک ارجاعی(ترافیک ورودی از دیگر سایت‌ها یا تبلیغات در موتورهای جستجو)
  • خبرنامه یا ایمیل مارکتینگ

این که بدانیم بیشترین ترافیک ما از چه منبعی می‌باشد می‌تواند بر روی استراتژی تولید محتوا ما تاثیر بگذارد. شناسایی منابع ترافیکی به یک وبلاگ می‌تواند نشان‌دهنده فرصت‌های رشد برای یک کسب و کار باشد. همچنین منابعی که مورد غفلت قرار داده‌ایم را به ما یادآوری می‌کند.

۳- بازدید صفحه اصلی وبلاگ

این معیار می‌گوید که از بازدیدهای وبلاگ چه تعدادی از صفحه اصلی وبلاگ آمده‌اند. این معیار نشان می‌دهد که بازدیدکنندگان تا چه حد از یک وبلاگ به عنوان سایت مرجع استفاده می‌کنند. ترافیک مستقیم می‌تواند نشان‌دهنده این واقعیت باشد که وبلاگ فرآیند برندسازی را به خوبی توانسته است به پیش ببرد.(منظور از ترافیک مستقیم این است که بازدیدکننده یک وبلاک آدرس URL را مستقیم در مرورگر خود وارد کنند).

بازدیدکنندگان همیشگی یک وبلاگ، مشتریان وفادار آن کسب وکار محسوب می‌شوند که می‌توانند بسیار ارزش‌آفرین باشند. البتّه یک بلاگر باید علاوه بر حفظ بازدیدکنندگان همیشگی به دنبال جذب مخاطبان جدید هم باشد.

۴- تعداد پست‌های انتشار یافته

تعداد پست‌های انتشار یافته در یک وبلاگ در مدت زمان مشخص، نشان‌دهنده تلاش و پشتکار یک بلاگر است. همچنین مقایسه حجم پست‌ها با سایر نتایج نظیر ترافیک ورودی به سایت، سیگنال‌های بسیاری را به بلاگنویس انتقال می‌دهد. این متریک به راحتی در هر وبلاگی قابل دستیابی ومحاسبه است.

۵- پست‌های برتر هر وبلاگ

این معیار برای هر وبمستری بسیار ارزشمند است که بداند چه موضوعاتی برای یک وبلاگ ترافیک بیشتری را به ارمغان می‌آورند. شناسایی پست‌های برتر هر وبلاگ و آنالیز آن‌ها می‌تواند ایده‌های جدیدی را برای پست‌های آینده به وبلاگ‌نویس بدهد. همچنین از این متریک می‌توات نمشکلات ترافیکی و ایندکس نشدن یک پست را در موتورهای جستجو پیدا کرد.

۶- میانگین بازدید پست‌ها

این سنجه نشان‌دهنده ارزش هر پست نسبت به کل ترافیک یک وبلاگ می‌باشد. این متریک ارتباط بین حجم انتشار پست و ترافیک کل وبلاگ را نشان می‌دهد. اگر شما تعداد پست بیشتری را منتشر می‌کنید امّا میانگین بازدید پست‌ها کاهش می‌یابد بدان معنا است که پست‌های جدید نتوانسته‌اند بازدیدکننده مناسبی را جذب کنند.

کمّیت و کیفیت دو موضوع مهم در بلاگنویسی هستند. این که آیا تعداد محتواهای کم ولی با کیفیت تولید کنیم یا تعداد محتواهای زیاد ولی با کیفیت پایین‌تر تولید کنیم، همواره از مهمترین چالش‌ها در وبلاگ‌نویسی بوده است. نرخ میانگین بازدید هر پست می‌تواند به بلاگر کمک کند تا کمّیت و کیفیت محتواها را با یکدیگر بالانس کند.

۷- میانگین لینک‌های دریافتی برای هر پست

آیا محتوایی که تولید می‌شود ارزشمند بوده و توانسته از وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگر لینک دریافت کند. لینک‌های ورودی به هر وبلاگ برای موتورهای جستجو از اهمیت زیادی برخوردارند. این لینک‌ها به موتورهای جستجو نشان می‌دهند که محتوای شما برای دیگران ارزشمند بوده است.

یک بلاگنویس همیشه باید به دنبال جذب لینک معتبر از وبلاگ‌هایی که محتواهای تازه و مرتبط دارند باشد. قطعا استفاده از شیوه‌های کلاه‌ سفید در لینک‌سازی باید مدنظر وبمستر قرار گیرد.

شاید مطالعه این محتوا هم برای شما مفید و جالب باشد: نقش لینک سازی در بهبود سئو یک سایت

۸- میانگین نظرات برای هر پست

کامنت‌ها یا همان نظرات یکی از معیارهای مهمی است که نشان‌دهنده میزان تعامل کاربران با یک وبلاگ می‌باشد. یک بلاگر به صورت مرتب واکنش و بازخورد مخاطبان خود را زیر نظر می‌گیرد. افزایش تعامل کاربران با وبلاگ علاوه بر این که برای موتورهای جستجو ارزشمند است می‌تواند ایده‌های جدیدی را هم به بلاگر انتقال دهد.

از کاربران خود بخواهید نظرات خود را درباره موضوعات منتشر شده در وبلاگ بگویند. مشارکت مخاطبان در بخش کامنت‌ها باعث می‌شود تا آن‌ها مجددا به آن پست مراجعه کنند تا از نظر دیگران نسبت به کامنت خود مطلع شوند یا حتی آن را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران همرسانی کنند.

۹- نرخ اشتراک‌گذاری یک پست در شبکه‌های اجتماعی

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

وایرال شدن یک محتوا یا پست وبلاگی موجب می‌شود تا آن پست توسط افراد زیادی دیده شود. به همین دلیل اگر مخاطبان یک وبلاگ، پستی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند امتیاز ویژه‌ای را برای وبلاگ به همراه می‌آورد. یک وبمستر باید دکمه‌های اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی را به پست‌های خود اضافه کند.

تعیین شبکه‌های اجتماعی برای اشتراک‌گذاری محتواهای وبلاگ با توجه به تجربه بلاگر و نوع محتوا وبلاگ تعیین می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ترافیک زیاد و هدفمند را برای یک بلاگر به همراه بیاورند.

۱۰- نرخ جذب مشتری جدید

قطعا ترافیک خوب و خیلی خوب است. امّا ترافیک زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به درآمدزایی شود. ترافیک یک وبلاگ بایستی در راستای اهداف کسب و کاری باشد. یک بلاگر باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشد که ترافیک ورودی به وبلاگ تا چه حدی توانسته Call to Action برای او به همراه داشته باشد. وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای برای این که بتوانند نرخ جذب مشتری یا Call to Action وبلاگ خود را بدست آورند صفحات فرود (Landing Page) را طراحی می‌کنند یا از ابزارهای آماده دیگری استفاده می‌کنند.

۱۱- شناسایی منابع ارجاع دهنده به وبلاگ

این که بدانید چه سایت‌هایی به وبلاگ شما ارجاع داده‌اند می‌تواند در طراحی پست‌های آینده و نوع محتواها به شما کمک کند و موجب شود تا به صورت هدفمندتری پست‌های خود را تهیه کنید. به عنوان مثال ممکن است شبکه‌های اجتماعی برای یک وبلاگ یک منبع مناسب برای دریافت ترافیک نباشد. در حالی که ممکن است وبلاگ یک اینفلوئنسر بتواند ترافیک قابل توجهی را برای وبلاگ شما به همراه بیاورد.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

۱۲- پست‌های برتر از لحاظ جذب مشتری

اگر هدف شما از وبلاگ‌نویسی، بازاریابی و جذب مشتری می‌باشد بایستی به پست‌هایی که توانسته‌اند توجه مشتری را به محصولات یا خدمات شما جذب کنند به عنوان یک پتانسیل جدّی توجه داشته باشید. معمولا موضوع چنین پست‌هایی برای مشتریان مهم بوده است و این یک سیگنال مثبت برای تولید محتواهای مرتبط دیگری می‌باشد.

۱۳- نرخ کلیک

نرخ کلیک یا CTR در هر وبلاگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این معیار، موضوعاتی که باید در هنگام بهبود بخشیدن محتواها مورد توجه قرار گیرند را به بلاگر یادآوری می‌کند. با افزایش ترافیک ورودی و ثابت نگهداشتن نرخ کلیک، احتمال افزایش بازدید کننده و مشتری برای هر کسب و کاری وجود دارد. نرخ کلیک می‌تواند بر روی استراتژی‌های تولید محتوا، کپی رایتینگ و شیوه‌های فروش محصولات یا خدمات تاثیر بگذارد.

محتوامحوری یا مخاطب محوری، کدام استراتژی محتوایی را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

۱۴- جایگاه کلمات کلیدی مهم برای یک وبلاگ در نتایج SERp گوگل

یک بلاگر همواره یک لیست از کلمات کلیدی طلایی را برای کسب و کارش استخراج می‌کند. این کلمات کلیدی یک ترافیک هذفمند و هوشمندانه را از موتورهای جستجو به سمت وبلاگ می‌فرستند. به همین دلیل ارتقاء جایگاه وبلاگ براساس کلمات کلیدی مختلف در SERp گوگل(صفحه اول گوگل) از اهمیت بسیاری برخوردار است.

وبمسترهای حرفه‌ای همواره جایگاه وبلاگ خود را براساس کلمات کلیدی مختلف در نتایج SERp گوگل استخراج می‌کنند و در یک فایل اکسل ذخیره و نگهداری می‌کنند. آنها تغییرات جایگاه وبلاگ خود را به صورت دوره‌ای کنترل می‌کنند. رشد در یک کلمه کلیدی و رسیدن به صفحه اوّل گوگل می‌تواند ترافیک ورودی به یک سایت را منفجر کند و بالطبع برای مدیر آن سایت یا وبلاگ درآمدزایی به دنبال داشته باشد.

۱۵- نرخ خروج

نرخ پرش از صفحه

نرخ پرش یا Bounce Rate یک معیار حیاتی است. این نرخ نشان می‌دهد که ترافیک ورودی از منابع مختلف نتوانسته با محتوای وبلاگ یا رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. اگر وبلاگی نرخ پرش بالایی دارد بلاگر باید بر روی افزایش کیفیت محتوا، تغییر قالب و رابط کاربری، تست A/B و تغییر شرایط وبلاگ متمرکز شود. بهبود تجربه کاربری وظیفه‌ای است که وبلاگنویسان باید همیشه به آن توجه کنند.

۱۶- زمان حضور در وبلاگ

ماندگاری در سایت یا Time on Site نشان می‌دهد که محتواهای یک وبلاگ تا چه میزان توانسته‌اند برای مخاطب جذاب باشند و او را علاقمند به ماندن در سایت کنند. این معیار بر روی سئو و قرارگیری محتوا در صدر لیست موتورهای جستجو تاثیر بسزایی دارد.

یک بلاگر بایستی به اصول سئو محتوا نیز توجه داشته باشد. هر چند که بهتر است بلاگر بیش از هر چیزی به نیاز مخاطب خود توجه کند و محتوا را به هدف جلب رضایت وتامین نیازهای مخاطب بنویسد.

۱۷- ترافیک بازگشتی

یکی از اهداف استراتژی بازاریابی محتوا دادن آگاهی به مشتری و جلب توجه او به یک محصول یا خدمت می‌باشد. بنابراین معمولا در وبلاگ‌ها، مخاطبان مقالات را مطالعه کرده و به مقایسه آن‌ها با سایر منابع می‌پردازند. به همین دلیل ممکن است آنان به دفعات زیادی به یک وبلاگ مراجعه کنند تا در نهایت تبدیل به مشتری شوند. از همین‌رو اندازه‌گیری و رصد ترافیک بازگشتی(Returning Traffic) با کمک گوگل آنالیتیکس از اهمیت بسیاری برخوردار است.

چگونه یک بازاریابی محتواتاثیرگذار ایجاد کنیم؟

۱۸- رتبه الکسا

امروزه رتبه الکسا به تنهایی یک سنجه مهم برای وبلاگ‌نویس محسوب نمی‌شود، ولی توجه به این پارامتر می‌تواند از جهاتی دیگر مهم باشد. رتبه الکسا موقعیت یک وبلاگ را نسبت به سایر سایت‌ها در جهان و یک منطقه خاص(کشور) نمایش می‌دهد. بنابراین کاهش رتبه الکسا نشان‌دهنده رشد یک وبلاگ در قیاس با سایر رقبا می‌باشد. مضاف بر این که با تحلیل رتبه الکسا سایر رقبا، می‌توان اطلاعات دقیقی نسبت به آنان بدست آورد.

اهمیت بهبود رتبه الکسا در تولیدمحتوا وبلاگی

۱۹- اعتبار دامنه و اعتبار صفحه

سایت MOZ به دامنه و هرصفحه از وبلاگ یک عدد(اعتبار) اختصاص می‌دهد. هر چه مقدار اعتبار صفحه‌های یک وبلاگ(PA) افزایش پیدا کند، اعتبار دامنه(DA) آن وبلاگ افزایش پیدا می‌کند. افزایش اعتبار دامنه در سریع‌تر ایندکس شدن صفحات یک وبلاگ تاثیر دارد. در واقع DA و PA دو پارامتر مهم در بهبود سئو یک سایت می‌باشند. یک بلاگر باید همواره به دنبال افزایش اعتبار صفحات وبلاگ و اعتبار دامنه خود از طریق شیوه‌های قانونی باشد.

۲۰- مشترکان فعال خبرنامه‌ها

تعداد افرادی که عضو خبرنامه یک وبلاگ می‌شوند یک معیار مهم برای شناسایی خوانندگان وفادار به آن وبلاگ یا برند هستند. این معیار به خوبی میزان چَسبندگی یک بلاگ را نمایش می‌دهد. کسانی که تنها یکبار به وبلاگی مراجعه می‌کنند و دیگر هرگز به سراغ آن نمی‌روند ارزش چندانی را نمی‌توانند برای آن وبلاگ‌نویس ایجاد کنند. هر بلاگری می‌داند مخاطبانی برای او و وبلاگش ارزش‌آفرین هستند که به صورت مستمر به بلاگ او سر بزنند. توجه داشته باشیم کسانی که عضو خبرنامه ما می‌شوند و ایمیل خود را در اختیار ما می‌گذارند به ما اعتماد کرده‌اند. بنابراین باید برای آن‌ها بهترین محتواها، فایل‌ها و تخفیفات را ارسال کنیم.

یک وبلاگ باید تبدیل به انجیل محتوا برای مخاطبانش شود و همه خوانندگان محتواها را بارها و بارها بخوانند و پست‌ها را ستایش کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند و این هدف تنها با محتواهای با کیفیت ایجاد می‌شود.

هفت سین یک بلاگر

نوروز همواره برای ایرانیان نویدبخش اتفاقات خوب بوده است. سال نو ایرانی با فصل بهار که همزمان با رویش شکوفه‌ها می‌باشد آغاز می‌شود. سفره هفت سین یک نماد مهم و قدیمی در نوروز ایرانی می‌باشد. ایرانیان معمولا هفت نماد مهم را بر سفره خود قرار می‌دهند. در این نوشتار کوتاه می‌خواهیم به معرفی ” هفت سین یک بلاگر ” می‌پردازیم.

وبلاگ‌نویسی کاری سخت و زمان‌بر است زیرا که برای نتیجه گرفتن در آن باید حوصله زیادی داشت و با پشتکار و علاقه فراوان کار را پیش برد. علّت شکست بازاریابی‌های محتوایی این است که محتواسازان زود خسته می‌شوند ومداومت خود را از دست می‌دهند.

معرفی هفت عنصر مهم در هفتسین یک بلاگر

هفت عنصر مهم در بلاگنویسی که ما آن‌ها را در سفره هفت سین یک بلاگر قرار داده‌ایم، سعی دارند تا فرآیندهای وبلاگ‌نویسی را بهبود دهند. در ادامه این عناصر مهم بلاگری را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

هفت سین یک بلاگر

۱- سرچ کلمات کلیدی

شناسایی کلمات کلیدی طلایی در یک وبلاگ برای هر محتوانویسی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا که موجب می‌شود تا تولید محتوا اثربخش‌تر شود. برای شناخت کلمات کلیدی حیاتی اولین گامی که هر وبلاگنویس باید روی آن تمرکز کند جستجو برای یافتن عبارات کلیدی مورد نیاز مخاطبان می‌باشد.

۲- سرعت سایت

بهبود سرعت سایت از موضوعاتی است که باعث می‌شود تا کاربران ما تجربه کاربری بهتری نسبت به وبلاگ ما پیدا کنند. همچنین افزایش سرعت بارگذاری یک وبلاگ بر روی سئو یک سایت تاثیر می‌گذارد. یک بلاگر حرفه‌ای باید با بهبود کدها وکیفیت تصاویر وبلاگ خود سرعت لود سایت را به حد قابل قبولی برساند.

۳- سئو (SEO)

سئو ( Search Engine Optimization) یا همان “بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو” موضوعی است که در تولید محتوا باید مورد توجه قرار گیرد. هر چند که یک وبلاگ‌نویس باید محتوا را برای مخاطب خود و با توجه به پرسونا و نیازهای او بنویسد، امّا توجه به اصول سئوی محتوا نیز باید همواره مدنظر یک نویسنده در فضای دیجیتال باشد.

۴- سایت مپ

نقشه سایت برای موتورهای جستجو از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا که موتورهای جستجو با کمک سایت‌مپ محتواهای تولید شده در یک وبلاگ را می‌یابند. یک بلاگر باید سایت‌مپ خود را ایجاد کند و آن را در سرچ کنسول به گوگل معرفی کند.

۵- ساخت لینک

لینک‌سازی داخلی و خارجی در یک وبلاگ موجب می‌شود تا خزنده‌های گوگل بتوانند به راحتی محتواهای جدید را پیدا کنند. لینک‌های داخلی به خوبی ارتباط بین محتواهای مختلف در یک وبلاگ را نشان می‌دهند. یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای سعی می‌کند تا با ساخت لینک‌های داخلی محتواهای مرتبط را به یکدیگر پیوند دهد و همچنین از سایر وبلاگ‌ها و سایت‌های معتبر لینک‌ خارجی متناسب دریافت کند.

۶- سوشال مدیا

رسانه‌های اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. با کمک شبکه‌های اجتماعی، پیامرسان‌ها و اپلیکیشن‌های موبایلی می‌توان توجه مخاطبان زیادی را به یک محتوا جلب کرد. انتقال ترافیک از طریق سوشال مدیا می‌تواند تاثیر زیادی بر روی یک وبلاگ بگذارد. همچنین با کمک شبکه‌های اجتماعی می‌توان ترندهای جدید را شناسایی کرد و از نظرات مخاطبان آگاه شد.

۷- سنجه‌های کلیدی

سنجیدن(اندازه گرفتن) موضوع مهمی است که می‌تواند عملکرد و کارآیی فرآیندهای مختلف را در فضای دیجیتال نمایش دهد. سنجه‌های کلیدی یا KPI در وبلاگنویسی از اهمیت بسیاری برخوردارند چرا که به خوبی عملکرد یک بلاگر را نمایش می‌دهند. یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای معیارهای مشخصی را برای اندازه‌گیری فعالیت‌های خود تعیین می‌کند و آن‌ها را به صورت دوره‌ای و منظم مورد بررسی قرار می‌دهد.

در پایان آرزوی سالی خوب و خوش را برای همراهان وبلاگ آرزومندم. بنظر شما خواننده گرامی چه عناصر دیگری می‌تواند در سفره هفت سین یک بلاگر یا دیجیتال‌مارکتر قرار بگیرد؟ نظرات خود را برای من کامنت کنید تا دیگران هم از آن مطلع شوند.

چگونه یک محتوای با کیفیت تولید کنیم؟

محتوای با کیفیت

موتورهای جستجو ازجمله گوگل به تولید محتوای با کیفیت اهمیت زیادی می‌دهند زیرا که هر چه محتوا غنی‌تر باشد احتمال برطرف‌شدن نیازهای کاربر بیشتر می‌شود و کاربری که نیاز خود را بتواند از طریق جستجو در یک موتور جستجوبرطرف کند مجدد نیز به سراغ آن موتور جستجو خواهد آمد.

این که برای یک سایت چه موضوعی را برای تولید محتوا انتخاب کنیم یکی از مهمترین چالش‌های وب‌نویسان می‌باشد. برای انتخاب موضوع قبل از هرچیزی به پرسونای مخاطب توجه کرد. این‌که یک محتوا برای چه کاربری و با چه ویژگی‌هایی نوشته می‌شود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

ویژگی‌های محتوای با کیفیت

محتوای با کیفیت ، محتوایی است که مخاطب را جذب خود نماید و او را در سایت نگه دارد و درنهایت برای مدیران آن سایت درآمدزایی داشته باشد. مهمترین معیار برای شناسایی محتوای با کیفیت رضایت کاربران و وایرال شدن یک محتوا می‌باشد(وایرال شدن به معنی ویروسی شدن و اشتراک‌گذاری وسیع یک محتوا توسط دیگران می‌باشد).

مراحل تولید محتوای با کیفیت

برای تولید یک محتوای خوب بایستی مراحل زیر را انجام دهیم:

۱- انتخاب موضوع و یافتن کلمه کلیدی

ویژگی های محتوای با کیفیت

برای وب‌نویسی و تولید محتوا متنی باید قبل از هر چیزی به موضوعی که می‌خواهید درباره آن محتواسازی کنید تسلط کافی داشته باشید. مطالعه و تحقیق می‌تواند یک ابزار مناسب برای توسعه دانش در یک زمینه خاص باشد. معمولا کسانی‌که اطلاعات کافی درباره یک موضوع دارند به سادگی می‌توانند موضوعات ترند روز را شناسایی کنند.

برای شناسایی موضوع می‌توان از موتورهای جستجوی مختلف، سایت‌های رقبا، الکسا و حتی فروشگاه‌های اینترنتی استفاده کرد. انتخاب درست موضوعات و دسته‌بندی‌های محتوایی می‌تواند مسیر یک کسب و کار را متحول کند. برای همین منظور بایستی قبل از انتخاب موضوعات یک سایت، استراتژی محتوایی مناسبی را برگزید. بعد از انتخاب موضوع باید یک عنوان و کلمه کلیدی متناسب با آن را انتخاب کنید.

۲- ارائه محتوا

هر سایتی در شروع کار خود، بازدیدکننده چندانی نخواهد داشت. هم‌زمان با تولید محتوای با کیفیت بایستی به دنبال رسانه‌های مختلف برای عرضه محتوای خود به عموم مخاطبان‌تان باشید. وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، ابزارهای انتشار ویدئوها و.. بسترهایی هستند که می‌توان بری ارائه فراگیر یک محتوا از آن‌ها بهره برد.

۳- محتوای جدید

بروزرسانی مستمر یک سایت و ارائه محتواهای جدید بسیار مهم است. محتوای قدیمی به مرور زمان کیفیت خود را از دست می‌دهد. با بروزرسانی مستمر یک محتوا می‌توان کیفیت ان محتوا را بهبود داد و نیازهای جدید مخاطب را پوشش داد.

بروز کردن محتواهای قدیمی باعث می‌شود تا موتورهای جستجو به این محتواها توجه ویژه‌ای بنمایند و آن‌ها را در صفحه اول SERp قرار دهند. موضوع Fresh Content در حال حاضر از اهمیت بالایی در بهبود سئو یک سایت برخوردار است.

یک محتواساز حرفه‌ای به صورت مستمر به بررسی موتورهای جستجو می‌پردازد تا متوجه شود در حال حاضر چه کلماتی برای این موتورها از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است یا به عبارتی دیگر حجم جستجو کدام کلمات بیشتر است.

۱۲ گام طلایی برای تولید محتوای وبلاگی

۴- ارتباطات محتوایی

برای تولید محتوای با کیفیت بایستی تمامی محتواها یک ارتباط معنایی و موضوعی با یکدیگر داشته باشند. هر محتوایی که تولید می‌شود بایستی تکمیل‌کننده محتواهای قبلی و پیش‌نیازی برای محتواهای آینده باشد.

ویژگی فوق کمک زیادی به سئوکاران می‌نماید تا بتوانند به راحتی لینک‌سازی داخلی را انجام دهند. سعی کنید با کمک لینک‌ها، ارتباط منطقی بین محتواهای یک سایت را به موتورهای جستجو و خوانندگان نشان دهید. لینک‌سازی اصولی علاوه بر تاثیر مثبت بر روی سئو یک سایت باعث افزایش زمان ماندگاری کاربران یک سایت خواهد شد.

۵- عنوان‌بندی و بخش‌های مختلف یک محتوا

برای افزایش کیفیت محتوا بایستی به عناوین و زیر عنوان‌های موجود در یک محتواتوجه ویژه‌ای نمود، زیرا که تیترها بیش از هر قسمت دیگری در محتواها مورد توجه قرار می‌گیرند. به کارگیری کلمه کلیدی در عنوان محتوا، علاوه بر جذابیت باعث افزایش خوانایی و تاثیر مثبت بر روی سئو خواهد شد.

۶- تصویرسازی و ایجاد جذابیت بصری در محتوا

متن بخش عمده‌ای از یک محتوای وبلاگی را تشکیل می‌دهد. امّا تصاویر این قابلیت را دارند که با کمترین فضا، بیشترین پیام را به مخاطب انتقال دهند. در یک محتوای با کیفیت باید از تصاویر، نمودار و اینفوگرافیک‌ها برای برقراری ارتباط قوی با مخاطبان استفاده کرد.

تعیین Alt تگ برای تصاویر و رعایت اصول سئو در تصاویر از اهمیت بسیاری برخوردار است. بهتر است از تصاویری با کیفیت بالا و البته حجم کم استفاده کنیم.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۷- لینک‌سازی داخلی و خارجی

لینک سازی و تاثیر آن در محتواسازی خوب

امروزه لینک‌سازی و بهبود دسترسی به قسمت‌های مخلف سایت از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است چرا که این موضوع به طور مستقیم با بحث بهبود تجربه کاربری مرتبط است. در سایت شما باید این امکان وجود داشته باشد که از هر جایی تنها با ۴ کلیک به صفحات دیگر سایت دسترسی پیدا کرد.

یکی از شیوه‌هایی که برای تقویت ارتباطات در یک سایت مورد توجه قرار می‌گیرد، لینک‌سازی داخلی است. شما می‌توانید صفحاتی که از لحاظ مفهومی و معنایی با یکدیگر ارتباط دارند را تنها با یک لینک به یکدیگر مرتبط کنید.

معرفی سایت‌های دیگری که با کسب و کار شما و موضوع سایت شما مرتبط هستند هم می‌توانند بر روی سئو سایت شما تاثیر بگذارند. لینک‌سازی خارجی یا ارجاع به منابع دیگر می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن سایت شما توسط موتورهای جستجو دیگر شود.

کاربرد برچسب ها در وبلاگ نویسی

کسانی‌که به صورت حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی می‌کنند با اصطلاح برچسب‌ها در سیستم‌های مدیریت محتوا به دفعات مواجه شده‌اند. استفاده درست از برچسب ها در وبلاگ نویسی می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن محتواهای یک وبلاگ شود.

امّا سئوال مهمی که ذهن وبلاگ‌نویسان را به خود درگیر می‌کند، این است که جایگاه برچسب ها در یک وبلاگ چیست و بایستی از چند برچسب در هر محتوایی استفاده کرد. در ادامه این پست کوتاه می‌خواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم.

دسته‌ها(Category) یا برچسب ها(Tags)؟

برچسب ها در وبلاگ نویسی

معمولا در CMS های مختلف با دو اصطلاح دسته‌ها و برچسب‌ها مواجه هستیم. در دسته‌بندی معمولا مرزبندی وحوزه های اصلی هر سایتی را مشخص می‌کند. معمولا از دسته‌ها در منوی اصلی سایت استفاده می‌کنیم. دسته‌بندی باعث می‌شود تا محتوای سایت ما دارای نظم باشد و هر محتوایی در یک گروه مختص به خود جا بگیرد. این نظم باعث می‌شود تا کاربران بتوانند به راحتی پست خود را بیابند.

امّا در کنار دسته‌بندی با اصطلاح برچسب نیز مواجه هستیم. معمولا هنگان تعیین استراتژی محتوایی برای یک وبلاگ نمی‌توانیم تمامی دسته‌ها یا موضوعات را شناسایی کنیم یا این‌که ممکن است برخی از دسته‌ها برای ما اهمیت با درجه بالایی نداشته باشند، در چنین مواقعی برچسب‌ها به کمک ما می‌آیند.

برچسب ها نیز در واقع نوعی از دسته‌بندی هستند که به مخاطبان و موتورهای جستجو کمک می‌کنند تا محتوای موردنظر خود را سریعتر بیابند.

۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

تفاوت اصلی برچسب‌ها با دسته‌ها

برچسب ها را باید همانند دسته‌ها در زمان تعیین استراتژی و حوزه‌های فعالیت وبلاگ تعیین کرد. یک بلاگر حرفه‌ای همواره یک لیست از برچسب‌های مهم را در اختیار دارد. هرچند که برچسب ها جزئی از محتواهای ضعیف(Poor Content) در وبلاگ ها محسوب می‌شوند، امّا می‌توانند باعث افزایش ماندگاری کاربر در سایت شوند و عملکردی مشابه لینک‌های داخلی از خود بروز دهند.

در جدول۱ تفاوت‌های دسته‌ها و برچسب ها به صورت موردی عنوان شده است:

جدول۱: بررسی تفاوت‌های برچسب‌ها با دسته‌ها در وبلاگ‌نویسی
  • در دسته‌ها از عناوین عمومی و کوتاه استفاده می‌کنیم، در حالی که در برچسب‌ها عناوین اختصاصی‌تر و بلندتر می‌شوند.
  • معمولا هر محتوا در یک دسته خاص قرار می‌گیرد، امّا لزومی ندارد در یک محتوا حتما از برچسب‌ها استفاده کنیم.
  • دسته‌ها ساختار سلسله مراتبی دارند و به یکدیگر وابسته هستند، امّا برچسب معمولا مستقل از یکدیگر هستند.
  • دسته‌ها را ایندکس می‌کنیم و سئو آن‌ها برای ما اهمیت دارد، در حالی‌که برچسب‌ها را می‌توان بصورت no index در نظر گرفت.
  • تعداد دسته‌ها در یک وبلاگ محدود است و نباید دسته‌های زیادی را ایجاد کنیم، اما در مورد برچسب‌ها محدودیت زیادی نداریم. همچنین هر محتوایی می‌تواند در دو دوسته یا سه دسته قرار گیرد، امّا هر محتوایی می‌تواند تا ۵ برچسب مستقل از یکدیگر داشته باشد.
  • از دسته بندی می‌توان برای فهرست‌ها و منوهای یک سایت استفاده کرد، این در حالی است که برچسب ها را می‌توان با ابزار ابربرچسب در فوتر یا سایدبار نمایش داد.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

تاثیر برچسب ها بر وبلاگ نویسی مدرن

هدف نهایی در استفاده از دسته‌ها و برچسب‌گذاری، مرتب سازی محتواها و دسترس‌پذیری بهتر محتواها برای کاربران یک وبلاگ می‌باشد. تجربه کاربری خوب در یک وبلاگ باعث رضایت مخاطبان خواهد شد، که این رضایت برای اینفلوئنسر یا مالک یک کسب و کار مزایای بسیاری را به همراه خواهد آورد.

جایگاه برچسب و دسته ها در یک وبلاگ

همواره باید در برچسب‌گذاری محتواها به دو مورد زیر توجه داشته باشیم:

  • استفاده بیش از حد از برچسب‌ها هرگز توصیه نمی‌شود.
  • عدم استفاده از برچسبگذاری در محتواها هم هرگز توصیه نمی‌شود.

باید توجه داشت که استفاده درست و به موقع از برچسب ها در وبلاگنویسی می‌تواند ارزش‌آفرین باشد. زیرا که برای هر برچسب یک صفحه جدید در وبلاگ ایجاد می‌شود. اگر این برچسب به درستی انتخاب و سئو شود، در گوگل ایندکس خواهد شد و می‌تواند برای بلاگنویس، ورودی موثری را به همراه داشته باشد.

اسلاید آموزشی مربوط به این پست را در ادامه مشاهده کنید و با کمک نشانگر بین اسلایدها حرکت کنید:

نقش روایتگری در بازاریابی

امروزه مشتریان به وعده‌‌هایی که در زمان خرید یک محصول دریافت می‌کنند، چندان توجهی ندارند. مشتریان به دنبال یافتن یک روایت واقعی از محصول یا خدمات مدنظرشان و قابلیت‌های آن هستند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که روایتگری در بازاریابی می‌تواند تا ۲۰ برابر فروش یک شرکت را افزایش دهد.

روایتگری در بازاریابی

برای موفقیت در روایتگری یا همان داستان‌سرایی (Storytelling) نیاز به نوآوری و البتّه صداقت داریم. نیازهای یک مشتری همواره تغییر می‌کند و بر همین اساس رفتارهای مشتری نیز متفاوت از گذشته خواهد بود. به همین دلیل کسب و کاری موفق خواهد بود که از نیازهای مشتری آگاه شود و بتواند خود را با شرایط بازار وفق دهد.

چگونگی تحقق روایتگری در بازاریابی

امروزه ابزارهای گوناگونی برای روایتگری در اختیار یک برند می‌باشد. از ویدئوها، اینفوگرافیک‌ها، اسلایدهای آموزشی، پادکست‌ها، بلاگ‌ها تا رسانه‌های اجتماعی مختلف، همگی ابزارهایی هستند که به بازاریابان امکان داستان‌سرایی هدفمند را می‌دهند.

مهمترین هدف روایتگری در بازاریابی، جلب نظر مخاطبان و افزایش فروش می‌باشد. امروزه در بازاریابی دیجیتال شاهد شیوه‌های گوناگونی در روایتگری هستیم که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:

۱- روایتگری داده محور

در سال ۲۰۲۰، در هر ثانیه در حدود ۱٫۷ مگابایت در ثانیه، به ازای هر انسان روی زمین داده جدید تولید می‌شود. داده‌های دیجیتال توانایی ایجاد داستان‌های بصری جذاب و هدفمند را برای بازاریابان محتوا فراهم می‌آورند.

روایتگری داده محور

روایتگری بصری یک شیوه منحصربفرد در افزایش تعامل با مخاطب می‌باشد. انسان‌ها بطور متوسط یک تصویر را ۶۰۰۰۰ بار سریعتر از متن پردازش می‌کنند. در حال حاضر شرکت‌های دیجیتال مارکتینگ از داده‌ها برای خلق محتواهای بصری و انتقال روایت برند مدنظرشان استفاده می‌کنند.

از جمله مهمترین روایتگری‌‌های داده‌محور، می‌توان به شیوه روایتگری گوگل اشاره کرد که در پایان هر سال مجموعه‌ای از پرجستجوترین موضوعات آن سال(ترندهای سال) را در قالب یک ویدئو کوتاه و البته تاثیرگذار به مخاطبانش ارائه می‌دهد.

ترندهای گوگل در سال ۲۰۱۹

داده‌ها نقش اساسی در تولید محتوای با کیفیت و ایجاد یک روایت باورپذیر در بازاریابی دارند. در روایت‌گری نیازی نیست که به متون تکیه شود، بلکه با کمک محتواهای تعاملی می‌توان میزان درگیرشدن کاربر(Engagement Rate) را افزایش داد.

۲- تبلیغات کوتاه

تبلیغاتت سنتی به مرور زمان جایگاه خود را به تبلیغات دیجیتال داد‌ه‌اند. اما تبلیغات در فضای دیجیتال هم به شدّت در حال تغییر می‌باشد. شرکت‌های تبلیغاتی در حال حاضر به دنبال ابداع راه‌های تازه‌ای برای ارتباط موثرتر با مخاطبان برندها می‌باشند.

ارائه پیام یک برند یا محصول مهمترین بخش در یک استراتژی تبلیغاتی می‌باشد. به تجربه می‌توان گفت که ویدئو یک روش ایده‌آل برای انتقال پیام بازاریابی به مخاطبان محسوب می‌شود. به همین دلیل تیم‌های بازاریابی تمرکز زیادی بر روی این شیوه دارند.

شرکت‌هایی که از ویدئو در تبلیغات خود استفاده می‌کنند توانسته‌اند تا حدود ۴۱% ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به سمت وب‌سایت خود انتقال دهند. اخیرا شرکت‌های تبلیغاتی تمرکز زیادی بر روی ویدئوهای کوتاه تبلیغاتی (mini Ads) نموده‌اند. ویدئوهایی که در کمترین زمان ممکن پیام خود را به مخاطب می‌رسانند و حوصله او را سر نمی‌برند.

ویدئوهای کوتاه اثرگذاری سریع و فوری بر روی مخاطب دارند. فیس‌بوک اخیرا ویدئوهای ۶ ثانیه‌ای را در اختیار مشاغل و برندها می‌گذارد تا بتوانند یک روایت متمرکز و کوتاه را در اختیار مخاطب خود بگذارند و او را به سمت خود جذب کنند.

یک مدیر بایستی همواره به آخرین تکنیک‌های روایتگری در بازاریابی مسلط باشد و برای گسترش تجارت خود از آنها بهره ببرد. انتقال درست پیام و هدف یک برند کاری است که می‌تواند رشد یک کسب و کار را رقم بزند.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

۳- داستان سرایی مشتری

با گسترش شبکه اینترنت و تجهیزات هوشمند، درصد زیادی از افراد یک جامعه به فضای آنلاین دسترسی دارند. این دسترسی باعث می‌شود تا امکان به اشتراک‌کذاری افکار و نظرات به شدت افزایش یابد. تقریبا ۹۲% از مردم به نظرات دیگراستفاده‌کنندگان از یک محصول اعتماد می‌کنند. به همین دلیل استفاده از روایت‌های مشتریان قبلی می‌تواند باعث اعتماد بیشتر مشتریان جدید شود.

روایتگری مشتری

این روایتگری که مشتری وظیفه انجام آن را برعهده می‌گیرد، باعث افزایش تعامل، انتقال تجربه، افزایش اعتماد عمومی، تقویت شهرت و تولید محتواهای منحصرد برای یک برند می‌شود. تیم‌های بازاریابی محتوایی می‌توانند با کمک رسانه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌های خود چنین محتواهایی را انتشار دهند و به ویرال شدن این نوع از روایتگری کمک کنند.

برندهای امروزی معمولا بخشی از وبلاگ خود را به پست‌های مهمان اختصاص می‌دهند و امکان انتشار روایتگری‌های مشتریان از محصولات یا خدمات آن برند در آنجا را بوجود می‌آورند.

برای استفاده هدفمند از نظرات مشتریان در بازاریابی به یک مدیر روابط عمومی قدرتمند نیاز خواهد بود تا بتواند راه‌های دسترسی به مخاطبان را بیابد و ترندهای مورد توجه مشتریان در شبکه‌های اجتماعی را شناسایی کند. یک مدیر روابط عمومی باید گوش شنوایی برای شنیدن نظرات مخاطبان داشته باشد و بتواند به صورت فعالانه در بسترهای آنلاین حضور یابد.

بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

۴- داستان‌پردازی عام المنفعه

در دنیای امروز، مشتریان به دنبال شفافیت هستند و می خواهند بدانند که دقیقا در هر کسب وکاری چه اتفاقی می‌افتد و دیدگاه آن کسب و کار نسبت به خیلی از موضوعات عمومی در سطح جامعه چیست. مشتریان می‌خواهند اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد شرکت‌ها، فرآیندهای کاری، مشتری‌مداری، تعامل با کارمندان، اخلاق مدیران، نحوه تهیه مواد اولیه، نحوه عملکرد محصولات و نحوه حفاظت از محیط زیست بدانند.

در روایتگری برند در عصر بازاریابی دیجیتال باید واضح، مختصر و صادقانه عمل کرد. بنابر تحقیقات، حدود ۷۵% از مدیران بازاریابی نمی‌توانند چگونگی تغییر رفتار مصرف‌کننده را درک کنند و به همین دلیل عملکرد تجاری سازمان آن‌ها با افت شدیدی مواجه می‌شود.

در داستان‌پردازی عام‌المنفعه بایستی به مشتری در زمینه‌های مختلفی اطمینان داد. در حقیقت این ضمانت اخلاقی است که مشتری را به خرید یک محصول راغب می‌سازد. روایتگری عام‌المنفعه می‌تواند در هدایت کمپین‌های تبلیغاتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. حضور در خیریه‌ها و کارهای عام‌المنفعه می‌تواند یک رویکرد هوشمندانه از این نوع، روایتگری باشد.

۵- روایتگری تعاملی

واقعیت مجازی در بازاریابی

تا پایان سال ۲۰۲۰، در حدود ۲۰۰ میلیون هدست واقعیت مجازی (VR) فروخته خواهد شد. به زودی ارتباط با مخاطبان کسب و کارها از طریق VR صورت خواهد پذیرفت. این تکنولوژی به سرعت به ابزاری جذاب برای بازاریابی و برندینگ تبدیل می‌شود.

بازاریابان با کمک VR پیام خود را به صورت ساده و شفاف به مخاطبان خود منتقل می‌کنند. VR در کنار ویژگی‌های جذاب بصری، به عنوان ابزاری ایده‌آل برای آموزش به مشتریان و افزایش تعامل آنان با بازاریابان عمل خواهد کرد.

۶- رسانه های اجتماعی تاریک

با وجود ترسناک‌ بودن نام رسانه‌های اجتماعی تاریک باید بدانیم که این رسانه‌ها آنچنان هم ناگوار نیستند. Dark Social به نوعی اشتراک‌گذاری اجتماعی اشاره دارد که در آن نمی‌توان ردپایی از افراد را به طور دقیق پیدا کرد. در حال حاضر در حدود ۷۰% از کل مراجعات به رسانه‌های اجتماعی از طریق Dark Social شکل می‌گیرد. عدم ردیابی دقیق در چنین فضاهایی باعث می‌شود تا اشتراک‌گذاری اطلاعات گسترش بیشتری یابد و این یک موقعیت ایده‌آل برای کسب و کارها می‌باشد تا داستان‌های خود را در چنین فضاهایی به اشتراک بگذارند.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش روایتگری در آینده بازاریابی دیجیتال

روایتگری برند راهی عالی برای بیان نظرات، ویژگی‌های محصولات و همچنین گسترش ایده‌های جدید می‌باشد. امروزه اگر می‌خواهید به عنوان یک رهبر در کسب و کار خود موفق شوید، باید همزمان یک داستان‌پرداز ماهر هم باشید.

در حال حاضر با وجود پلتفرم‌های مختلف از قبیل شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها و پیامرسان‌ها راه‌های زیادی برای اشتراک‌گذاری داستان‌های شرکت خود دارید. یک برند می‌تواند از طریق ارائه روایت‌های جذاب، احساسی و تحریک‌آمیز ارتباط بهتری با مخاطبان خود برقرار نماید و آن‌ها را به سمت برند خود جذب نماید.

۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

امروزه تولید محتوا برای وبلاگ‌ها از اهمیت خاصی برخوردار شده است. زیرا که اکثر وبلاگ‌ها به یک کسب و کار مرتبط هستند و به راحتی می‌توانند با جذب مخاطب، آن‌ها را به سوی هدف‌های از پیش تعیین شده ببرند. برای تولید یک محتوای ناب و اصولی بایستی کمی خلاقیت و البتّه زیرکی داشت.

تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

اصول تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

وبلاگ‌نویسی اصول و قواعد خاص خود را دارد. برای تولید محتوای اصولی بایستی زمان مناسب بگذارید و قواعد بسیاری را مدنظر قرار دهید. برای موفقیت در وبلاگنویسی بایستی به این قوانین توجه نمود. هر بلاگنویس باید برای موفقیت به نکات زیر توجه داشته باشد:

۱- تیتر دروازه ورود به هر محتوا!

تیتر دروازه ورود به محتوا

برای اینکه به هر محتوای وبلاگی دسترسی پیدا کنیم اوّل از همه بایستی از گذرگاهی به نام تیتر عبور کنیم. یک تیتر جذاب می‌تواند مخاطب را به سوی محتوا بکشاند و در محتوا غرق نماید. توجه به نیاز مخاطب و اغراق نکردن در تیترها می‌تواند یک راه مناسب برای تیترنویسی باشد. در تیتر بایستی مزیت محتوای شما نسبت به سایر محتواهای موجود در گوگل به چشم بیاید.

۲- توجه به عملکرد مغز انسان

رفتارهای انسانی تا حدود زیادی قابل پیش‌بینی هستند. بنابراین می‌توان در تولید محتوا بازخورد خوانندگان را تا حدود زیادی پیش‌بینی کرد. این موضوع در طراحی کمپین‌های تبلیغاتی نیز مصداق پیدا می‌کند. نکات زیر در مورد رفتارهای انسانی همیشگی هستند، بنابراین می‌توان از این موارد در محتوانویسی استفاده کرد:

  • انسان‌ها به اعداد و صفت‌های “ترین” توجه خاصی دارند.
  • انسان‌ها از تردید و شک متنفرند، پس افراد را با محتواهایمان به ابهام نیندازیم.
  • به طور کلی محتوا برای پاسخگویی به سئوالات افراد تولید می‌شود پس سعی کنیم در محتوا به سوالات مخاطب پاسخ شایسته‌ایی بدهیم.
  • زمان مخاطب را ارزشمند بدانیم و از گزافه‌گویی پرهیز کنیم.
  • نکات و عبارات مهم را برجسته (Bold) کنیم تا مخاطب زودتر به هدف خود برسد.

۳- ساده‌نویسی

عموم خوانندگان یک محتوا به دنبال درک سریع مفاهیم می‌باشند. پس سعی کنیم در وبلاگنویسی ساده نویسی را فراموش نکنیم. سادگی و واضح بودن معنای جملات به خواننده کمک می‌کند تا در کمترین زمان، بیشترین میزان اطلاعات را از محتواها دریافت کنند.

۴- جمله‌بندی صحیح و خوانایی بالای متون

خوانایی، نگارش، لحن و جمله‌بندی از موضوعاتی هستند که برروی خوانندگان تاثیر بسزایی دارند. سعی کنید در محتواها از جملات کوتاه و گویا استفاده کنید. توصیف‌های ساده و خوانا از موضوعات می‌تواند کاربران را به خواندن کامل یک مقاله ترغیب نماید.

۵- بازتاب محتوا با پارگراف اول

بعد از تیتر، پارگراف اول از اهمیت بسیاری برخوردار است. در واقع می‌توان پاراگراف اول را چکیده‌ای از کل محتوا دانست. پاراگراف اوّل بایستی توان آن را داشته باشد که مخاطب را برای همراهی در کل محتوا آماده سازد. هر محتوایی دارای یک هدف است. هدف محتوا بایستی در پاراگراف اول گنجانده شود تا مخاطب به این درک برسد که بعد از خواندن این محتوا چه چیزی را بدست خواهد آورد.

۶- نظم در نوشتن و ساختاربندی محتوا

نظم در نوشتن محتوا

یک محتوای وبلاگی بایستی دارای ساختار باشد. ساختار محتوا در ارتباط موضوعی بین پاراگراف و زیرتیترها خود را نشان خواهد داد. در محتوانویسی باید از موضوعات ساده شروع کرد و در امتداد محتوا به موضوعات پیچیده‌تر رسید. بهتر است کات مهم به صورت لیست‌های عددی یا نشانه‌ای بیان شوند تا نظر مخاطب بهتر جلب شود و خواننده محتوا به آسانی به آن‌ها دسترسی پیدا کند.

بررسی تاثیر تقویم محتوا بر روی نظم انتشار محتواها

۷- ارجاع به منابع

اگر محتوای خود را از منبعی دیگر نقل قول می‌کنید یا محتوایی را بازنویسی و خلاصه‌نویسی کرده‌اید، مرجع اصلی خود را معرفی کنید. این کار باعث ایجاد حس اعتماد در مخاطب به شما و برندتان می‌شود و از طرفی دیگر موتورهای جستجو متوجه فعالیت مثبت و سازنده شما می‌شوند.

۸- تصویرسازی در وبلاگ

هر چند عنصر اصلی در یک وبلاگ، متون هستند امّا تصاویر، پادکست‌ها و ویدئوها نیز در ایجا جذابیت در یک وبلاگ نقش پررنگی دارند. با توسعه شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های تلگرامی مخاطبان وقت زیادی را برای وبلاگ‌خوانی نمی‌گذارند. بنابراین تصویرسازی و ارائه نمودارها و اینفوگرافی‌ها می‌تواند نظر مخاطب را به محتوا جلب نماید.

انتقال مفاهیم با تصاویر ساده‌تر می‌باشد و خواننده کمتر خسته خواهد شد. استفاده از ویدئو و پادکست نیز باعث افزایش زمان ماندگاری کاربر در سایت می‌شود.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۹- طول محتوا

امروزه اکثر کاربران تصور می‌کنند مخاطبان محتواهای طولانی را نمی‌خوانند. این در حالی است که تحقیقات نشان می‌دهد مخاطبان محتواهایی با بیش از ۱۶۰۰ کلمه را بیشتر می‌خوانند و محتواهایی بیشتر به اشتراک گذاشته می‌شوند که طولی بیش از ۲۵۰۰ کلمه دارند.

۱۰- کار تیمی و همفکری

آنالیز اطلاعات

اکثر وبلاگنویس‌ها به صورت فردی و فریلنس کار می‌کنند. امّا واقعیت این است که کار تیمی و همفکری کردن در بلاگنویسی نیز می تواند موثر واقع شود.

  • تعیین استراتژی محتوا
  • استخراج لیست کلمات کلیدی
  • تولید محتوا
  • ویرایش محتوا
  • تصویرسازی
  • تولید پادکست و ویدئو
  • سئو
  • لینک‌سازی
  • بهینه‌ساز کدهای وبلاگ
  • آنالیز رقبا
  • بهبود تجربه کاربری
  • و..

از جمله فعالیت‌هایی هستند که در یک وبلاگ باید انجام پذیرند. استفاده از تجارب و نفرات گوناگون در زمینه‌های گوناگون شانس موفقیت یک وبلاگ‌ را افزایش خواهند داد.

ارزش پیشنهادی چیست و چرا مهم است؟

۱۱- خاص بودن

نکته مهمی که در وبلاگنویسی باید به آن توجه کرد این است که هر وبلاگی باید دارای ارزش منحصربفرد خود باشد. امروزه کپی‌برداری و شبیه‌سازی وبلاگ‌های دیگر یک مزیت رقابتی و ویژگی خاص محسوب نمی‌شود. هر وبلاگنویس باید بتواند با توجه به توانایی‌هایی که دارد یک تفاوت خاص در وبلاگ خود بوجود آورد. این خاص‌بودن می‌تواند مخاطبان بسیاری را به سوی یک وبلاگ بکشاند.

۱۲- تست کردن

چرخه کاری یک وبلاگنویس

یک وبلاگنویس در روز ممکن است چندین محتوا ببیند. استفاده از ابزارهای تحلیلی و تست نتایج بازدید از وبلاگ یکی از مهمترین وظایف هر بلاگری می‌باشد. وبلاگنویس در یک چرخه متوالی به تحقیق و شناسایی ترندهای روز، استخراج کلمه کلیدی، تولید محتوا، انتشار محتوا، ترویج محتوا در شبکه‌های اجتماعی، آنالیز محتوا، بروزرسانی (بهبود)محتوا و دریافت بازخورد از محتوا می‌پردازد و این چرخه همیشه ادامه خواهد داشت تا بهترین محتواها در وبلاگ ایجاد شوند.

بررسی تاثیر تقویم محتوا بر روی استراتژی‎های بازاریابی

تقویم محتوا یا Content Calendar یک ابزار مهم برای موفقیت در بازاریابی محتوایی می‎باشد. یک تقویم کامل ومناسب می‎تواند استراتژی‎های بازاریابی یک برند را نظم بخشد و احتمال موفقیت فرآیندهای بازاریابی را تقویت کند. برای تهیه یک تقویم محتوا می‎توان از نمونه‎های موجود در فضای وب استفاده کرد. امّا بهتر است قبل از استفاده از نمونه‎های آماده، یک تعداد شاخص برای خود تهیه کنیم و با استفاده از این شاخص‎های کلیدی عملکرد (KPI) برای کسب وکارمان، استراتژی بازاریابی خود را تعیین کنیم. سپس با توجه به استراتژی بازاریابی که برای کسب و کار خود تهیه کرده‎ایم، یک تقویم زمانی برای تولید، انتشار و بروزرسانی محتواها بنویسیم.

تقویم محتوا

اگر قصد داریم در حوزه دیجیتال مارکتینگ موفق شویم باید به تقویم محتوایی به عنوان یک زیربنای مهم توجه کامل داشته باشیم و همیشه به آن پایبند بمانیم. یک تقویم دقیق به تولید محتوا نظم می‎دهد و این نظم می‎تواند فرآیندهای کاری دیجیتال‎مارکترها را هدفمندتر کند.

آشنایی با اشتباهات رایج در بازاریابی محتوا

دلایل اهمیت تقویم محتوایی

چرخه محتواسازی

تقویم محتوا بر روی نگرش تولیدکنندگان محتوا تاثیر مستقیم دارد. این‎که هر محتوایی کجا، چه زمانی، با چه کیفیتی و برای چه مخاطبانی تولید شود توسط استراتژی محتوا تعیین می‎شود امّا اجرایی شدن برعهده تقویم محتوایی می‎باشد. در واقع یک تقویم به عنوان یک سند اجرایی محسوب می‎شود. تقویم محتوا یک برنامه زمانی برای همه‎ی افراد تیم دیجتال مارکتینگ می‎باشد. تقویم محتوا به تیم محتواساز یادآوری می‎کند که سرنوشت یک محتوا تنها با تولید محتوا خاتمه نمی‎پذیرد بلکه با تولید محتوا یک سیکل(چرخه) محتوایی باید بوجود آید که این چرخه در یک تقویم باید بصورت کامل لحاظ شود.

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

مزایای داشتن یک Content Calendar

یک نمونه تقویم محتوا
  1. مشخص بودن استراتژی‎های تولید محتوا
  2. زمان‎بندی ارسال محتواها
  3. شناخت کانال‎های نشر و بازنشر محتوا
  4. مشخص‎ شدن ابزارهای تبلیغاتی
  5. نقطه ارتباطی اعضای تیم دیجیتال مارکتینگ و آگاهی همه اعضا از اهداف کوتاه‎مدت و بلندمدت
  6. امکان برنامه‎ریزی موثر و ساده
  7. یافت ایده‎های جدید و سردرگم‎نشدن در میان ایده‎ها و فرصت‎ها
  8. آنالیز آسان داده‎ها و دسته‎بندی اطلاعات
  9. نظم بیشتر، رضایت مخاطب، مشتری بیشتر و رونق کسب و کار
  10. جلوگیری از تولید محتوای تکراری و موازی‎کاری توسط تیم‎های مختلف دیجیتال مارکتینگ
  11. برندینگ علمی و هدفمند
  12. شناسایی رویدادهای مهم آینده و تولیدمحتوای متناسب با آن‎ها
  13. تهیه مخزنی از محتواهای آماده برای انتشار در آینده
  14. استفاده درست از منابعی هم‎چون فریلنسرها و اینفلوئنسرها
  15. شناخت دسته‎بندی‎ها، برچسب‎ها، فرمت محتوا، پرسونای مخاطبان، لحن و چگونگی نگارش محتواها

نگاهی به آینده بازاریابی محتوا

تقویم محتوا از دیدگاه سئو

نقش Content Calendar در سئو

از دیربازدر بین سئوکاران نظم در تولید محتوا از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است. بروزرسانی منظم یک سایت می‎تواند باعث موفقیت بیشتر در فرآیندهای سئو شود. الگوریتم‎های موتورهای جستجو امروزه هوشمند هستند و بیش از هر چیزی به یک محتوای با کیفیت اهمیت می‎دهند. فرآیند بازاریابی محتوا یک فرآیند زمان‎بر است. Content Calendar می‎تواند نشان‎دهنده روند و رویه‎های موثر در بازاریابی باشد. با کمک یک تقویم دقیق و مدوّن می‎توان از هدر رفت منابع و نیروی انسانی اجتناب کرد و رشد بیشتری را برای هر کسب و کاری به ارمغان آورد.

تقویم محتوایی در شبکه‎های اجتماعی

رسانه های اجتماعی

همانطور که یک سایت یا وبلاگ نیاز به تقویم دارد، شبکه‎های اجتماعی هم نیازمند یک تقویم برای زمان‎بندی تولید محتوا هستند. بهتر آن است که تقویم تولیدمحتوا برای شبکه‎های اجتماعی با تقویت تولید محتوا سایت مرتبط باشد و یک پیام مشترک از هر دو تقویم ارسال شود. زیرا که سیگنال‎های دریافتی از شبکه‎های اجتماعی می‎تواند بر روی وضعیت یک سایت تاثیر بگذارد.

باید توجه داشت که هر شبکه اجتماعی دارای شرایط خاص خود می‎باشد. مثلا در اینستاگرام بهتر است روزانه یک یا دو پست انتشار دهیم، این در حالی است که در لینکدین انتشار دو پست در هر هفته مناسب می‎باشد. تقویم محتوایی کمک می‎کند تا در فرآیند تولیدمحتوا دچار فراموشی و خطا نشویم.

انواع ابزارهای مهم برای داشتن یک تقویم محتوا مناسب

  • Hootsuite:سایتی برای مدیریت محتواها که دارای دونسخه تجاری و رایگان می باشد.
  • Buffer: امکان شناسایی بهترین زمان برای انتشار محتوا
  • Wistia: ابزاری برای انتشار ویدئوها در یوتیوب
  • TweetDeck: ابزاری رایگان برای مدیریت محتوا در توئیتر
  • SocialOomph: یک ابزار مفید برای مدیریت شبکه‎های اجتماعی
  • Socialpilot: ابزاری مناسب برای شرکت‎های دیجیتال مارکتینگ

یک تقویم محتوایی علاوه بر نظم بخشیدن و ساماندهی محتواها می‎تواند در بهینه‎سازی و مدیریت زمان نیز کمک‎کننده باشد. پیشرفت بازاریابی محتوا می‎تواند باعث توسعه هر کسب و کاری شود. با استفاده از بازخوردهایی که از مشتریان/مخاطبان گرفته می‎شود بایستی تقویم را بروزرسانی کرد. پویایی یک Content Calendar باعث می‎شود تا بتوان به سرعت موضوعات جدید را به تقویم اضافه کرد و به نویسندگان برای تولید محتواهای با کیفیت‎تر، ایده‎های جدیدتری داد.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوایی

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

یک بازاریابی محتوا موثر می‎تواند عامل مهمی برای بهبود فروش در یک سازمان باشد. در شرایط رکود اقتصادی استفاده از فضای آنلاین و ابزارهای مختلف دیجیتال مارکتینگ می‎تواند به عنوان موتور محرکه در یک کسب و کار محسوب شود. در این پست قصد داریم به اصول مهم در بازاریابی محتوا بپردازیم. اصولی که رعایت آنها می‎تواند موجب تسریع در رشد هر کسب و کاری شود.

اصول مهم در بازاریابی محتوا

۲۰ اصل مهم در بازاریابی محتوا

در ادامه‎ی این پست به اصول مهم در بازاریابی محتوا می‎پردازیم. البته بایستی توجه داشت که برای موفقیت در بازاریابی محتوا نباید محدود به چند قاعده کلی شد. قطعا اصول دیگری نیز وجود خواهند داشت که می‎توانند احتمال موفقیت در بازاریابی محتوا را تقویت نمایند.

۱- شناسایی اهداف

در بازاریابی محتوا (Content Marketing) بایستی اهداف از قبل مشخص باشند. شناخت درست اهداف باعث می‎شود تا مسیرهای حرکت به درستی مشخص باشند و جلوی اتلاف زمان گرفته شود.

۲- شناخت محصول یا خدمت

هدف نهایی از بازاریابی محتوا(تولید محتوا) معرفی یک محصول یا خدمت به مخاطبان می‎باشد. بازاریابان محتوا انتظار دارند درصدی از مخاطبان آنها تبدیل به مشتری شوند. بنابراین بایستی محصول یا خدمتی که می‎خواهیم عرضه کنیم مشخص باشد.

۳- انتخاب تکنیک بازاریابی محتوا

برای این که بازاریابی محتوا شما را به اهدافتان برساند بایستی تکنیک تولید و عرضه محتواهایتان مشخص باشد. در حال حاضر تکنیک‎های زیر رایج‎ترین شیوه‎های بازاریابی محتوا می‎باشد:

  • ویدئو
  • وبینار
  • وایت پیپر
  • سایت (وبلاگ)
  • شبکه‎‎های اجتماعی
  • پادکست
  • اینفوگرافیک
  • انیمیشن و موشن گرافیک
  • و…

۴- شناخت رفتار کاربران و پرسونای آنها

هر مخاطب دارای یک پرسونای مخصوص به خود می‎باشد. شناخت پرسوناهای مختلف مخاطبان می‎تواند در رفتارشناسی آن‎ها موثر باشد. با کمک شناخت رفتارهای احتمالی کاربان می‎توان برنامه‎ریزی دقیق‎تری برای بازاریابی محتوا داشت. ساده‎ترین راه‎های شناخت پرسونای مخاطبان عبارتند از:

  • شناسایی پرسونای مخاطبان از روی ورودی‎های گوگل
  • شناسایی پرسونای مخاطبان با توجه به استفاده از ترندهای پراستفاده در شبکه‎های اجتماعی (یا هشتگ‎ها)

۵- شناسایی مسیر حرکت

بسیاری از کسب و کارها به دنبال جذب مخاطب حداکثری هستند. این در حالی است که آنها هدفی برای بعد از جذب مشتری ندارند. این بسیار مهم است که بدانیم پس از تبدیل مخاطب به کاربر علاقمند(مشتری بالقوه) چه اتفاقی می‎خواهد بیفتند(Convert Lead). یک کسب و کار موفق انواع سناریوها را برای مشتریان بالقوه خود طراحی می‎کند تا بتواند قیف بازاریابی خود را به بهترین شکل بهبود دهد.

۶- ارتباط با مشتری(CRM)

باید بدانیم که ارتباط درست با مشتری فرهنگ است. همیشه در شروع هر کسب و کاری راه‎های ارتباطی با مشتریان خود را شناسایی کنید. همچنین بستری برای ارتباط مستمر و مطلوب با مشتری خود ایجاد کنید. تعامل با مشتری می‎تواند بسیاری از مشکلات کسب و کارها را قبل از تبدیل شدن به چالش حل نماید.

آشنایی با بازاریابی دهان به دهان

۷- داستان سرایی

برای فروش کالا یا خدمت به مشتری، داستان مخصوص به خود را ایجاد کنید. یک ارتباط قوی با مشتری ایجاد کنید، سپس کالا یا خدمت خود را به او عرضه کنید. هیچ‎گاه به صورت مستقیم و بدون تعامل کالایی را به مشتریان خود عرضه کنید.

۸- ویترین زیبا

هر کسب و کاری باید بتواند یک نمای زیبا (ویترین) از کار خود را به مشتریانش عرضه کند. برای یک آغاز خوب باید برنامه‎ریزی داشت. بایستی در نگاه اول مشتری را به سوی خود جذب کرد.

۹-درگیرکردن احساسات

احساسات مشتری خود را در نظر بگیرید. سعی کنید با شیوه‎های مختلف، مشتری خود را قلقلک دهید.شما باید بتوانید از طریق برانگیختن احساسات مشتری، خدمات یا محصولاتی را به او عرضه کنید.

۱۰- محتوای مناسب مخاطب

هرگز نباید فراموش کنیم که محتوا متعلق به مخاطب است. بنابراین بایستی محتوا را براساس نیاز و علائق مخاطب تولید کرد. مهم نیست که مدیران یک کسب و کار چه محتوایی را می‎پسندند. بلکه مهم نظر مخاطب است، پس لطفا از سر راه مخاطب کنار بروید…!!!

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولید محتوا

۱۱- رعایت چرخه ناب

سعی کنید در بازاریابی محتوا، ناب کار کنید. خلاقیت داشتن نقطه اتکای یک بازاریابی محتوای موثر می‎باشد. فراموش نکنیم که مردم از مسائل تکراری گریزانند.

۱۲-آنالیز داده و آمار

با آمار و داده‎های واقعی می‎توان به بازاریابی محتوا کمک کرد. شناخت علاقمندی‎های مخاطبان تنها با استفاده از آنالیز درست بدست خواهد آمد. تعیین شاخص‎های کلیدی مناسب(KPI) می‎تواند در موفقیت یک کسب و کار تاثیرگذار باشد.

۱۳- اهمیت دادن به محتوا

هرگز فراموش نکنیم که یک محتوای خوب پادشاه است. توجه به محتوا مهمترین اصل در بازاریابی محتوا خواهد بود. بنابراین بایستی به ظاهر و باطن محتوایمان توجه کافی داشته باشیم.

۱۴- نظم و انضباط

یک بازاریابی محتوا تنها با نظم به نتیجه خواهد رسید. داشتن تقویم محتوایی می‎تواند بازاریابی را با برنامه و هدفمندتر کند. انتشار مرتب و بموقع پست‎ها می‎تواند حس خوبی را بدهد.

۱۵- بروزرسانی

بروزررسانی محتوا

بروزرسانی از موضوعاتی است که معمولا در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار می‎گیرد. یک بازاریاب محتوا باید یاد بگیرد که چگونه محتواهای قدیمی را احیا کند. معمولا بسیاری از سایتها یک انبار پر از محتواهای قدیمی و بلا استفاده دارند که تنها هزینه نگهداری و هاستینگ برای نگهداری آنها پرداخت می کنند. بروزرسانی محتواها می‎تواند باعث بهبود عملکرد بازاریابی محتوا شود.

۱۶-درست نوشتن

تعیین لحن و نگارش درست در تولید محتوا از اهمیت بسزایی برخوردار است. بایستی در سند محتوایی تمامی موضوعات مرتبط با نگارش محتوا تعیین شود.

۱۷- جمع‎آوری اطلاعات

سعی کنید از مخاطبان خود اطلاعات بگیرید. جمع‎آوری ایمیل، شماره تلفن، محل سکونت و … می‎تواند یک بانک جامع اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارد. این بانک اطلاعاتی می‎تواند برای شما ارزش‎آفرینی قابل توجهی را ایجاد کند.

۱۸- رها نکردن مخاطب

هرگز مخاطب خود را به حال خودش رها نکنید. ارسال خبرنامه، پیامک، معرفی محصولات جدید، نظرسنجی و … می‎تواند مخاطب را مجدد به سوی شما بکشاند. اهمیت دادن به مخاطب باعث خواهد شد تا او نهایتا به شما اعتماد کند.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

۱۹- اسپم نکردن

هر چند که ارتباط مستمر با مخاطب از اهمیت سیاری برخوردار است. امّا سعی کنید هرگز اسپم نکنید. در ارسال خبرنامه‎ها و تولید محتوا هم یک برنامه زمانی داشته باشید. طوری عمل کنید که باعث آزار و اذیت مخاطبان خود نشوید.

۲۰- سخت نگیرید!!!

سعی کنید کارها را به ساده‎ترین شکل ممکن به انجام برسانید. همیشه از نمونه سازی استفاده کنید و به مرور زمان نمونه خود را بهبود و ارتقا دهید. نمونه سازی باعث می‎شود تا امکان تغییر و ویرایش به آسانی برای شما ممکن شود. هنگامی که از عملکرد محصول خود مطمئن شدید محصول نهایی خود خود را ایجاد و عرضه کنید.

آنچه در بالا گفته شد تنها بخشی از اصول بازاریابی محتوا بود. استفاده از تکنیک‎ها و ابزارهای مدرن می‎تواند باعث بهبود بازاریابی محتوا شود. بنابراین هرگز نباید یادگیری را فراموش کرد.

شرکت در همایش‎ها و ورکشاپ‎های تخصصی می‎تواند در بهبود دانش‎ و استفاده از تجارب دیگران موثر واقع شود. ارتباط و شبکه‎سازی با افراد موثر در حوزه تولید محتوا یکی از مهمترین شیوه‎های بهبود بازاریابی محتوا می‎باشد که باید توجه زیادی را به آن معطوف کرد.


سایر محتواهای مرتبط و کاربردی برای شما


خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

خطای ۴۰۴ یک خطای سمت کلاینت می‎باشد. در واقع ۴۰۴ یک کد Error است که در تمامی سایت‎ها و سرورها به معنای Page not found یا This URL is not Available می‎باشد. این خطا، به بازدیدکنندگان یک سایت این پیام را می‎رساند: “صفحه‎ای که شما به دنبال آن هستید وجود خارجی ندارد“.

خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

چگونگی بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴

خطای ۴۰۴ در اثر یک اشتباه تایپی یا حذف یک صفحه یا وجود یک لینک اشتباه در صفحات بوجود می‎آید. در برخی مواقع تغییر ساختار URL ها و یا تغییر سیستم مدیریت محتوا(مثلا کوچ کردن از جوملا به سمت وردپرس) نیز موجب ایجاد خطای ۴۰۴ خواهد شد.

خطای ۴۰۴ یک استاندارد بین‎المللی است که به بازدیدکننده وب‎سایت می‎گوید که این صفحه‎ای که دنبال آن هستید یا آدرسش را وارد کرده‎اید، دیگر وجود ندارد.

دلایل ایجاد ۴۰۴

دلایل متعددی باعث ایجاد خطای ۴۰۴ می‎شوند. مهمترین این دلایل عبارتند از:

  • تغییرات ساختاری در سایت‎ها
  • حذف محتواها
  • تغییر در ساختار URLها
  • اشتباه وارد کردن آدرس‎ها
  • وجود ارجاعات نادرست یا لینکهای شکسته
  • و…

تاثیرات ۴۰۴ بر سئو سایت‎ها

سایت‎ها نبایستی هرگز دچار صفحه ۴۰۴ شوند چرا که گوگل به شدت از خطای ۴۰۴ متنفر و بی‎زار است.

دلیل تنفر گوگل از ۴۰۴ این است که بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴ باعث ایجاد یک تجربه کاربری بَد برای استفاده کنندگان از گوگل می‎شود.

گوگل تمامی صفحات سایت‎ها را به صورت مستمر ایندکس می‎کند و اطلاعات آنها را در دایرکتوری خود ذخیره می‎کند. گوگل در هنگام جستجو توسط مخاطبان، محتواهای مرتبط با موضوع جستجو را بررسی می‎کند و مرتبط‎ترین محتواها را پیشنهاد می‎دهد.

گوگل ربات‎های خود را به همراه فرد جستجوکننده به سایت هدف می‎فرستد. اگر ربات‎ها با صفحه ۴۰۴ مواجه شوند، موضوع را به گوگل گزارش می‎دهند. گوگل بصورت مستمر صفحات ۴۰۴ را در گوگل کنسول(وبمستر تولز) نمایش می‎دهد تا وبمسترها امکان برطرف کردن آنها را داشته باشند.

شیوه‎های برطرف کردن خطاهای ۴۰۴

اگر شما یک سایت بزرگ دارید و به عنوان وبمستر فعالیت می‎کنید، خواسته یا ناخواسته، با خطاهای ۴۰۴ مواجه خواهید شد. امّا مهم این است که بدانیم چگونه باید خطای ۴۰۴ را برطرف کنیم. معمولا سه راهکار زیر برای برطرف کردن خطای ۴۰۴ مطرح می‎شود:

  1. صفحه‎ای که پیدا نمی‎شود(Page not found) را مجددا ایجاد کنیم.
  2. با استفاده از ریدایرکت‎کردن صفحه‎ای که یافت نمی‎شود را به سایر صفحات مرتبط ارجاع دهیم.
  3. آن لینک را با مراجعه به کنسول گوگل از دایرکتوری گوگل خود حذف کنیم.

خطای ۴۰۴، یک خطای بسیار مهم در سئو یک سایت می‎باشد. بطوری که این خطا می‎تواند برروی روند رشد یک کسب و کار تاثیر منفی بگذارد.

طراحی صفحه۴۰۴ ایده‎آل

در طراحی سایت یکی از صفحاتی که از اهمیت زیادی برخوردار است، صفحه ۴۰۴ می‎باشد. صفحه ۴۰۴ می تواند نقش مهمی در هرکسب و کار مبتنی بر سایت را به خود اختصاص دهد.

صفحه ۴۰۴ در حالت عادی چندان مهم نیست، چون کسی آن را مشاهده نخواهد کرد. امّا زمانی که کاربر وارد صفحه‎ای می‎شود که به هر دلیلی وجود ندارد، با صفحه ۴۰۴ مواجه خواهد شد.

یک صفحه ۴۰۴ ایده‎آل بایستی جلوی ترک سایت کاربران را بگیرد چرا که خروج سریع کاربر از سایت(به دلیل صفحه ۴۰۴) باعث پنالتی شدید توسط موتورهای جستجو خواهد شد.

به همین دلیل است که طراحان حرفه‎ای، صفحه ۴۰۴ را یکی از بخش‎های مهم در هر سایتی می‎دانند. یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای می‎تواند یک سایت را از جریمه‎های گوگل نجات دهد.

ویژگی‎های صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای

یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای بایستی کاربران را به صفحات مرتبط دیگر هدایت کند تا کاربر از سایت خارج نشود. برای گوگل رضایت کاربر از اهمیت زیادی برخوردار است.

یک صفحه ۴۰۴، علیرغم اینکه نشان‎دهنده خطا می‎باشد، امّا می‎تواند به مانند یک صفحه فرود (Landing Page) عمل کند و کاربران را به سمت اهداف مختلف سوق دهد.

در ادامه به چند مورد از راهکارهایی که طراحان در صفحات ۴۰۴ آنها را اعمال می‎کنند می‎پردازیم:

صفحه ۴۰۴ ایده آل
  • طراحان در صفح ۴۰۴ معمولا یک کادر جستجو قرار می‎دهند تا کاربران بعد از مواجه شدن با خطای ۴۰۴ ، بتوانند به دنبال مطالب مدنظر خود بگردند. این جستجو می‎تواند مخاطب را به سوی محتواهای مرتبط دیگر بکشاند.
  • طراحان حرفه‎ای معمولا از لینک‎های مهم و پربازدید در سایت‎ها و همچنین لینک صفحه اصلی سایت برای انتقال ترافیک موجود در صفحه ۴۰۴ به بخش‎های مختلف استفاده می‎کنند.
  • قراردادن دسته‎بندی محتواهای سایت و برچسب‎های پربازدید، راهکار دیگری برای انتقال مخاطب از صفحه ۴۰۴ به درون سایت می‎باشد.

خطای ۴۰۴ همانطور که می‎تواند تاثیر منفی برروی سئو داشته باشد، می‎تواند موجب بهبود سئو گردد. این واقعیت، اهمیت طراحی صفحه ۴۰۴ را به خوبی نشان می‎دهد. استفاده از قالب‎ها و تم‎های مناسب می‎تواند نقش موثری در کاهش نرخ پرش یک سایت داشته باشد.


محتواهای مرتبط:


بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.