چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی
آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی
اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی
تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا
اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

ز
اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.