۱۰ قانون طلایی در برندسازی شخصی

برندسازی شخصی (Personal Branding) می‎تواند یک کار سخت و زمانبر باشد. دلیل این موضوع این است که نمی‎دانیم بایستی از کجا شروع کنیم و چه مسیری را ادامه دهیم. شخصیت فردی و بازار دو عامل مهم در برندینگ شخصی می‎باشند. در اینجا به ۱۰ قانون طلایی برای ایجاد یک پرسونال برندینگ موفق اشاره می‎کنیم.

برندسازی شخصی
برندسازی شخصی

۱- تمرکز

هنگامیکه می‎خواهید برند شوید بایستی برروی یک موضوع تمرکز(Focus) کنید. داشتن یک پیام مشخص و واحد در همه زمان‎ها، سیگنال‎های مثبتی را به سوی دیگران خواهد فرستد. اگر شما همیشه یک پیام مشخص داشته باشید می‎توانید در نقش‎های مختلفی قرار گیرید. بازیگر، کارآفرین، معلم یا… چندان تفاوتی نمی‎کنند. مهّم این است که در هرکدام از این نقش‎ها (شغل‎ها) یک پیام مشخص به سوی مخاطبان خود بفرستید.

۲- واقعی باشید

برای یک برندسازی شخصی بایستی خود واقعی‎تان باشید. مردم به خوبی نقش بازی کردن و غیر واقعی بودن را تشخیص می‎دهند. کپی‎برداری از دیگران، نه تنها شما را محبوب نخواهد کرد بلکه اعتماد عمومی به شما را هم خدشه‎دار خواهد کرد.

هر انسانی در هر مقامی می‎تواند ضعف داشته باشد. پس از ضعف‎های خود نترسید و سعی در گمراه کردن مخاطبان نداشته باشید. سعی کنید مهارت‎های خود را به درستی معرفی کنید و با کمک محتواسازی به معرفی درست خود به دیگران بپردازید. در ابتدای برندینگ سعی کنید محتواهای خود را به کسانی عرض کنید که یک شناخت اولیه از شما دارند. زیرا که آنها ظرفیت بیشتری برای پذیرش شما خواهند داشت.

۳- داستان مربوط به خود را داشته باشید

داستان برند
داستان برند

در برندینگ شخصی، همچون برندینگ سازمانی نیاز به داستان سرایی به شدت وجود دارد. سعی کنید یک روایت واقعی از خودتان داشته باشید. وجود یک داستان که مخاطبان بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند باعث بهبود پرسونال برندینگ شما خواهد شد.

شما می‎توانید در یک نوشته یا ویدئو کوتاه درباره یک سفر کاری‎تان روایتگری کنید. ویدئو تاثیر بیشتری از سایر شیوه‎ها در برقراری ارتباط با دیگران دارد. امروز به آسانی می‎توان با یک گوشی هوشمند با دیگران ارتباط برقرار کرد و آن‎ها را در جریان رویدادهای مختلف قرار داد.

۴- سازگار بودن

یک شخص همانند یک شرکت با بحران و مسائل مختلفی ممکن است مواجه شود. سازگاری با شرایط مختلف می‎تواند در ایجاد ذهنیت مثبت از یک برند در ذهن مشتریان موثر واقع شود.

وجود چالش‎های مختلف در اطراف یک برند شخصی طبیعی است ولی برخورد درست با این چالش‎ها و ارائه راهکارهای منطقی می‎تواند اعتماد مشتری را نسبت به شخصیت یک فرد تقویت کند. داشتن یک ارتباط قوی و سالم با مخاطبین در هر شرایطی، به آن‎ها نشان خواهد داد که شما می‎توانید بر بحران‎ها غلبه کنید و مخاطبان شما با اطمینان خاطر به شما اعتماد خواهند کرد.

۵- آمادگی شکست را داشته باشید

شکست خوردن خیلی سخت و زجرآور است و همه ما می‎خواهیم از وقوع آن جلوگیری کنیم، این طبیعت هر انسانی است. امّا در پرسونال برندینگ هم احتمال شکست وجود دارد. مخصوصا زمانی که جوان‎ت هستیم و جویای کسب نام و آوازه در کوتاه‎مدت می‎باشیم.

شکست یک تجربه ارزشمند خواهد بود که به ما چیزهای بسیاری را خواهد آموخت. شکست همیشه ترسناک نیست، بلکه بسیاری از اوقات راههای ناشناخته‎ای را به سوی ما خواهد گشود. هیچ‎گاه از آزمایشات مکرر، خطاها و شکست‎ها نترسید. اطمینان داشته باشید که هیچ برندی بدون شکست به کمال نهایی خود نرسیده و نخواهد رسید.

نقش استعداد در موفقیت یا شکست یک تیم

۶- یک تاثیر مثبت بر روی مخاطبان خود بگذارید

یک برند شخصی در طول زمان ایجاد خواهد شد. امّا نباید فراموش کرد که همیشه باید به دنبال توسعه برندینگ بود. سعی کنید تجارب ارزشمند خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و به جامعه اطراف خود برای رسیدن به اهدافشان یاری رسانید.

تاثیر مثبت و سازنده شما برروی دیگران باعث تقویت پرسونال برندینگ شما می‎شود و روز به روز بر شهرت و قدرت نفوذ شما خواهد افزود.

۷- افراد موفق را دنبال کنید

افرادی که در حوزه کاری شما موفق هستند و از یک پرسونال برندینگ خوبی بهره می‎برند را دنبال کنید. معمولا چنین افرادی وایرال شده‎اند و طرفداران آن‎ها ممکن است به فالیت‎های شما نیز علاقمند باشند. رفتار مخاطبان چنین افرادی را به دقت رصد کنید و علائق و خصوصیات آن‎ها را مورد بررسی قرار دهید.

۸- با برند خود زندگی کنید

جداسازی برند تجاری از زندگی شخصی کار دشواری است. بنابراین سعی کنید برند خود را با استفاده از زندگی واقعی‎تان بسازید. برند شخصی شما بایستی همیشه و همه‎جا همراه شما باشد. برند شخصی بایستی شامل مجموعه‎ای از فعالیت‎های بازاریابی، امورمالی، خلاقیت‎های فردی، آرمان‎ها، تفکرات، رهبری و مربیگری شما باشد.

۹- به دیگران اجازه صحبت درباره خودتان را بدهید

پرسونال برندینگ
پرسونال برندینگ

در پرسونال برندینگ بهترین نوع بازاریابی، بازاریابی دهان به دهان است. داستان برند شخصی شما با لباس پوشیدن، غذاخوردن، حرف زدن، علائق، محصولات ترویج‎شده، تکیه کلام‎ها و… شکل می‎گیرد که بایستی این داستان توسط افراد دیگر نقل قول شود.

به دیگران اجازه دهید تا درباره شما صحبت کنند. انتقادات را بشنوید و سعی کنید از انتقادات و پیشنهادات در راه توسعه برند شخصی خود بهره ببرید.

۱۰- ایجاد یک میراث ماندگار

بعد از آن که یک پرسونال برند موفق از خود ایجاد کردید بایستی به دنبال ایجاد یک میراث ماندگار از خود باشید، همچون قهرمانان ملی که مدال‎ها یا افتخارات آنها هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد. ایجاد یک برند شخصی از ایجاد یک کسب و کار مشکل‎تر است و زمان زیادی را از شما خواهد گرفت امّا نتایج ارزشمندی رابا خود به همراه خواهد آورد.

برند شخصی یک پروژه مادام‎العمر است که به‎طور مداوم در حال تغییر و تحول است. در برندسازی بایستی بصورت مستمر به دنبال بهبود همه چیز بود. باید توجه داشت که در Personal Branding هیچ قانون نوشته شده و مدونی وجود ندارد. بنابراین بایستی با تلاش و مجاهدت گام‎های مختلف را شناسایی کرد و با آزمون و خطا بهترین شیوه‎ها را یافت.

یک برند شخصی موفق به شما کمک خواهد کرد تا سب و کار خود را بتوانید توسعه دهید و بصورت حرفه‎ای در آن رونق ایجاد کنید.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

آشنایی با شاخص های کلیدی عملکرد در بازاریابی

آشنایی با شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) در بازاریابی برای هر بازاریاب آنلاینی (Online Marketer) وبرندی ضروری است، زیرا با کمک KPI ها می‎توان به تلاش‎ها مسیر داد و نتایج کمپین‎های تبلیغاتی را بررسی کرد. برای آنالیز درست کمپین‎های تبلیغاتی قبل از هرچیزی بایستی با شاخص‎های بازاریابی به خوبی آشنا شد و نحوه دستیابی به آن‎ها را فراگرفت.

شاخص های کلیدی عملکرد
شاخص های کلیدی عملکرد

شاخص های کلیدی عملکرد در مارکتینگ

شاخص های کلیدی عملکرد یا همان KPI ها پارامترهایی قابل اندازه‎گیری می‎باشند که نشان‎دهنده میزان پیشرفت در دستیابی به یک هدف تجاری می‎باشند. شاخص‎های بازاریابی، مقادیر قابل اندازه‎گیری هستند(ماهیت عددی دارند یا قابلیت تبدیل شدن به عدد و رقم را دارند) که می توانند نشان‎دهنده میزان تحقق اهداف خاص در یک کمپین تبلیغاتی باشند.

شاخص‎های کلیدی عمکلکرد می‎توانند میزان اثربخشی بازاریابی را در طول یک کمپین تبلیغاتی نشان دهند. KPI های آنلاین که در دیجیتال مارکتینگ مورد استفاده قرار می‎گیرند با شاخص‎های مورد استفاده در بازاریابی‎های سنتی متفاوت هستند. پارامترهای موجود در بازاریابی دیجیتال بایستی بصورت مداوم اندازه‎گیری شوند و بهبود داده شوند تا وضعیت یک کسب و کار رشد یابد.

اگر می‎خواهید در زمینه بازاریابی آنلاین فعالیت کنید بایستی با KPI های مختلف که در زمینه‎های مختلف به کار گرفته می‎شوند آشنا شوید و اهمیت آنها را به درستی درک کنید.

آشنایی با راه اندازی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

دلایل اهمیت KPI ها در بازاریابی

شاهص های کلیدی عملکرد در بازاریابی به شما کمک می‎کنند تا بدانید:

  • به کجا می‎روید(اهداف کاری و تجاری خود را بشناسید)
  • نحوه رسیدن به اهدافتان را بدانید
  • بررسی نتایج بدست آمده و راههای رسیدن به این نتایج
  • چگونه می‎توان مسیرهای بهتری را بای آینده تدوین کرد
  • و…

بدون داشتن KPI های قوی، ایجاد کمپین‎های بازاریابی با استراتژی قوی و همچنین ارزیابی نتایج بازاریابی بسیار دشوار خواهد بود. شاخص‎های بازاریابی به بازاریابان کمک می‎کنند تا بتوانند ارزش کمپین‎های تبلیغاتی خود را به مدیران ارشد خود نمایش دهند.

معرفی ۱۷ شاخص کلیدی عملکرد در بازاریابی آنلاین

امروزه مهندسین داده و آنالیزورها انواع KPI های مختلف را در حوزه‎های بازاریابی تولید کرده‎اند. این معیارها با توجه به اهداف سازمان‎ها تدوین می‎شوند. در اینجا یک لیست از عمومی‎ترین و ارزشمندترین KPI های در حوزه دیجیتال مارکتینگ را معرفی می‎کنیم:

۱- تعداد تبدیل (Number of Conversion)

یک تبدیل(Conversion) زمانی اتفاق می‎افتد که یک کاربر اقدام خاصی را انجام دهد. برای کمپین‎های بازاریابی شاهد انواع مختلفی از تبدیل‎ها هستیم:

  • تعداد ایمیل بازشده
  • کلیک شدن روی بک‎لینک
  • پرشدن یک فرم
  • خوانده شدن یک شماره تلفن
  • انجام یک کار یا …

۲- نرخ تبدیل(Conversion Rate)

نرخ تبدیل
فرمول نرخ تبدیل

نرخ تبدیل یک مقدار درصدی است که از تعداد تبدیل به تعداد کل بازدیدها بدست می‎آید.

۳- هزینه هر تبدیل(Cost Per Conversion)

فرمول هزینه هر تبدیل
فرمول هزینه هر تبدیل

هزینه هر تبدیل، مقدار پولی است که برای تبدیل مدنظر صرف‎می‎کنید.

۴- تعداد سرنخ(Number of Leads)

Lead یا سرنخ زمانی رخ می‎دهد که مخاطبین شما آمادگی لازم برای تبدیل به یک مشتری بالقوه شدن را پیدا کنند. مثل زمانی که مخاطبین یک برند علاقمند می‎شوند تا از محصولات آن برند خرید کنند.

۵- هزینه هر سرنخ(Cost Per Lead)

هزینه هر سرنخ
هزینه هر سرنخ

هزینه سرنخ، مقدار پولی است که برای هر Lead جدید اختصاص می‎یابد.

۶- تعداد نسخه نمایشی(Number of Demos)

تعداد دموهای محصول ارائه شده به مشتریان بالقوه است. این شاخص کلیدی عملکرد در تعیین ارزش یک محصول می‎تواند مورد استفاده قرار گیرد.

۷- مشتریان جدید(New Customers)

تعداد مشتریان یک شاخص بازاریابی ساده امّا مفید برای نمایش روند بازاریابی یک سازمان می‎باشد.

۸- هزینه جذب مشتری(Cost of Customer Acquisition)

هزینه جذب مشتری جدید
هزینه جذب مشتری جدید

مقدار پولی که هزینه می‎شود تا یک مشتری به سوی یک برند جذب شود.د

۹- رشد فروش(Sales Growth)

این شاخص کلیدی عملکرد بر اساس دو شاخص دیگر یعنی تغییر در تعداد فروش یا تغییر در سطح درآمد بدست می‎آید.

۱۰- رتبه جستجو(Search Ranking)

یکی از رایج‎ترین KPI های بازاریابی دیجیتال می‎باشد که برای نظارت بر صفحات نتایج جستجو(SERPs) بکار می‎رود.

۱۱- رتبه الکسا(Alexa Rank)

یک رتبه مهم که نشان‎دهنده وضعیت سایت‎ها از لحاظ میزان ترافیک و جایگاه آنها در بین سایت‎های دیگر می‎باشد.

۱۲- ترافیک طبیعی(Organic Site Traffic)

ترافیک ارگانیک هر سایت که از طریق موتورهای جستجو به آن سایت وارد می‎شوند.

یک محتوای مفید برای شما : چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۱۳- ترافیک ارجاعی به سایت(Referral Site Traffic)

ترافیک ارجاع شده به یک سایت از طریق دیگر سایت‎ها را نمایش می‎دهد.

۱۴- شاخص کلیدی عملرد ؛ ترافیک اجتماعی(Social Traffic)

ترافیک اجتماعی نشان‎دهنده میزان ترافیک ارسالی از سوی شبکه‎های اجتماعی به یک وب‎سایت می‎باشد.

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

۱۵- اشتراک‎گذاری در شبکه‎های اجتماعی(Social Shares)

اشتراک‎گذاری در شبکه‎های اجتماعی، نشان‎دهنده میزان وایرال‎شدن یک محتوا در رسانه‎های مختلف می‎باشد.

۱۶- تعداد ذکر نام یک نام(Number of Press Mentions)

تعداد منشن شدن یا معرفی شدن یک برند در رسانه‎های اجتماعی مختلف می‎تواند یک شاخص کلیدی عملکرد برای بازاریابی باشد. این شاخص نشان‎دهنده جایگاه یک کسب و کار در بین جامعه مخاطبان هدف می‎باشد.

۱۷- تعداد لینک‎های ورودی(Number Link of Inbounds)

لینک‎های ورودی، لینک‎هایی هستند که از رسانه‎ها و وب‎سایت دیگر به یک سایت اشاره میکنند. این لینک‎ها ترافیک را به سمت سایت هدف می‎فرستند و اعتبار دامنه را بهبود می‎دهند. این شاخص بازاریابی در سئو و افزایش بار ترافیکی تاثیر مثبتی دارد.

مانیتورکردن شاخص‎های بازاریابی

با توجه به کسب و کارهای مختلف، می‎توان لیستی از شاخص های کلیدی عملکرد موردنظر را تهیه کرد. بایستی با کمک ابزارهای مختلف مقادیر شاخص‎های بازاریابی را بصورت دوره‎ای و مستمر محاسبه کرده و میزان بهبود یا اُفت آنها را مدنظر قرار داد.

آنالیز درست شاخص‎ها می‎تواند حال و روز یک کسب و کار را به خوبی نمایش دهد. با کمک شاخص‎ها می‎توان قبل از وقوع یک مشکل، پیش‎بینی های لازم را کرد و راهکارهای مناسبی را برای آن در نظر گرفت.

منبع: وبلاگ الکسا

دیجیتال مارکتینگ و مفاهیم کلیدی آن

بازاریابی دیجیتال یا Digital Marketing به مجموعه فعالیت‎های مرتبط با بازاریابی در فضای مجازی اطلاق می‎‎شود. با توسعه شبکه اینترنت، ضریب نفوذ آن در بین استفاده‎کنندگان به شدت افزایش یافت. بطوری که امروزه دیجیتال مارکتینگ و فروش محصول یا خدمات از طریق آن از شیوه‎های جدید در بین دیجیتال مارکترها (بازاریاب‎های آنلاین) محسوب می‎شود.

مفاهیم کلیدی در دیجیتال مارکتینگ
مفاهیم کلیدی در دیجیتال مارکتینگ

تعریف دیجیتال مارکتینگ

دیجیتال مارکتینگ را می توان استفاده از تمامی ابزارها و تجهیزات دیجیتالی برای بازاریابی محصولات و خدمات بر بستر اینترنت تعریف کرد. طبیعتا طبق این تعریف پیامک‎های تبلیغاتی، سئو، SEM ، بازاریابی محتوا، بازاریابی شبکه‎های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و… را جزئی از بازاریابی آنلاین دانست.

یک دیجیتال مارکتر بایستی توانایی کار با تمامی ابزارهای حوزه بازاریابی دیجیتال را داشته باشد. امروزه بسیاری از کسب وکارهای سنتی برای توسعه کسب و کار خود به سراغ فضای آنلاین رفته‎اند. دیجیتال مارکتینگ توانسته امکان رقابت با شرکت‎های بزرگ را برای کسب و کارهای کوچک و خانگی فراهم آورد. در حال حاضر شبکه‎های اجتماعی بعنوان ابزاری مهم برای معرفی یک استارت‎آپ نوپا مطرح هستند.

یک موضوع جذاب دیگه: چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

مزایای حضور در فضای دیجیتال

حضور در فضای مجازی می‎تواند مزایای بسیاری را برای کسب و کارها داشته باشد. در اینجا تنها به چند مورد مهم از این مزایا می‎پردازیم:

۱- شناخت هدفمند مخاطب

برخلاف کسب و کارهای سنتی، در فضای آنلاین می‎توان مخاطب هدفمند بدست آورد. همچنین رفتار مخاطب را با سنجه‎های مشخصی تحلیل کرد و پیام مناسب با هر دسته از مخاطبان را به سوی آنها ارسال کرد.

۲- آنالیز آمار و اطلاعات

در فضای مجازی می‎توان شاخص‎های مختلفی را برای رشد کسب و کارها تعریف کرد. سنجش این KPI ها بسادگی امکان‎پذیر است. آنالیز اطلاعات می‎تواند موجب رشد سریعتر کسب و کارها شود. هک رشد مفهومی است که برپایه مهندسی داده در استارت‎آپ‎ها ایجاد گردیده است.

هک رشد چیست و چگونه می‎تواند موجب رشد یک کسب و کار شود؟

۳- آگاهی از موقعیت افراد تا علایق و شرایط آنها

با کمک داده‎های حجیم جمع‎آوری شده از مشتریان در سطح وب می‎توان به‎راحتی از موقعیت مکانی، علایق و انتخاب‎های مشتریان آگاه شد. پیش‎بینی‎های دقیقی که از نیاز مشتریان صورت می‎پذیرد، امکان تحلیل بازار، رقبا و انواع محصولات را به دیجیتال مارکترها می‎دهد.

۴- برندسازی آسان

با کمک بازاریابی آنلاین به راحتی می‎توان فرآیند برندینگ را پیش برد. کاهش هزینه‎ها برای برندسازی، افزایش اعتماد مشتریان، هدفمند دیده شدن توسط مخاطبان و … از جمله مزایای برندسازی آنلاین می‎باشد.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

مخاطب شناسی در دیجیتال مارکتینگ

بازاریابی دیجیتال، دانش و هنری است که با کمک آن می‎توان یک ارزش را کشف، خلق و ارائه کرد. این ارزش با هدف تامین نیازهای بازار هدف همزمان با کسب سود ایجاد می‎شود.

تقریبا هر استارت‎آپ شکست خورده‎ای یک محصول برای ارائه دارد، امّا آنچه در استارتاپها به سختی پیدا می‎شود مشتری است. از همین‎رو است که مخاطب شناسی در دیجیتال مارکتینگ از اهمیت بسیاری برخوردار است. با شناخت درست از مخاطبان می‎توان:

  • مشکلات محصول را برطرف کرد.
  • اعتبارسنجی درستی از محصول داشت.
  • به درآمدزایی قابل‎توجهی دست یافت.
  • بازاریابی را می#توان خون رگهای یک پروژه دانست.

تفاوت بازاریابی سنتی و دیجیتال

هر چند که تفاوت این دو نوع بازاریابی برای همه مشخص می‎باشد، امّا بصورت موردی چند مورد مهم از تفاوت این دو نوع بازاریابی را مطرح می کنیم:

  • در بازاریابی سنتی با افراد و گروه‎های محدود (افراد محلی) مواجه‎ایم، این در حالی است که در بازاریابی آنلاین با گروه‎های مختلف و جامعه هدف بسیار بزرگی (افراد تمام جهان) مواجه‎ایم.
  • در بازاریابی سنتی برپایه ارتباطات فیزیکی پیش می‎رویم، اما در بازاریابی دیجیتال ارتباطات مجازی بر پایه دیالوگ‎‎های متنی یا صوتی شکل می‎گیرند.
  • در بازاریابی سنتی با اطلاعات محدود مواجه‎ایم، امّا بازاریابی آنلاین برپایه اطلاعات حجیم (big data) جمع‎آوری شده از محیط شکل می‎گیرد.
  • معمولا در بازاریابی سنتی اممکان ردیابی و پیگیری مشتریان بسادگی امکان‎پذیر نیست، این در حالی است که بازاریابی آنلان کاملا Traceable می‎باشد.

نقش بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

انواع کانال‎های فروش در بازاریابی‎های آنلاین

برای فروش یک کالا در فضای آنلاین از کانال‎های مختلفی استفاده می‎شود. این کانال‎ها عبارتند از :

  1. مستقیم (Direct) : افرادی که بصورت مستقیم به سراغ یک بیزینس می‎آیند.
  2. ارجاع (Referal) : افرادی که از طرق مختلفی به یک برند ارجاع داده می‎شوند.
  3. جستجو (Search) : دست یابی افراد از طریق موتورهای جستجو (SEO & SEM)
  4. رسانه‎های اجتماعی(Social Media) : رسیدن به یک محصول یا برند از طریق رسانه‎های اجتماعی یا بطور اختصاصی شبکه‎های اجتماعی(Social Network)
  5. ایمیل (خبرنامه یا Email Marketing ) : بسیاری از مشتریان بوسیله ایمیل‎های دریافتی ار سوی کسب و کارها با آنها آشنا می‎شوند.
  6. نمایش تبلیغات (Display) : تبلیغ یک ابزار مناسب برای دیجیتال مارکترها بوده و خواهد بود. تبلیغات کلیکی(PPC)، بنری، رپورتاژ آگهی و … ابزاری برای بهتر دیده شدن یک برند می‎باشند.

بازاریابی برونگرا در مقابل بازاریابی درونگرا

در دیجیتال مارکتینگ همواره شاهد دو مفهوم بازاریابی درونگرا (inbound marketing) و بازاریابی برونگرا (outbound marketing) هستیم. در ادامه به ویژگی‎های این دو نوع از بازاریابی می پردازیم:

بازاریابی درونگرا

  • ارتباط یک طرفه
  • ارائه محتواهای تبلیغاتی
  • کنترل فرآیندها توسط فروشنده
  • بازاریابی ناآگاهانه(غیرهدفمند)
  • پیداکردن مشتری توسط فروشنده

بازاریابی برونگرا

  • ارتباط دوطرفه
  • ارائه محتواهای آموزشی
  • کنترل فرآیندها توسط خریدار
  • بازاریابی آگاهانه(هدفمند)
  • پیدا کردن فروشنده توسط مشتری

بررسی انواع شیوه‎های بازاریابی از لحظ درونگرا یا برونگرا بودن

  • تبلیغات PPC : (برونگرا)
  • تبیغات گوگل(Adwords) : (درونگرا)
  • سئو : (درونگرا)
  • تبلیغات در کانالهای تلگرام : (برونگرا)
  • دریافت ورودی مستقیم در سایت یا شبکه های اجتماعی : (درونگرا)
  • خبرنامه ایمیلی : (درونگرا)
  • ایمیل مارکتینگ : (برونگرا)

نگاهی به قیف بازاریابی دیجیتال

هر کسب و کاری برای خود اهدافی را تعیین می‎کند. کسب و کارها برای رسدن به این اهداف یک دامنه از مشتریان را برای خد متصور می‎شوند. آن‎ها سعی می‎کنند مخاطبان خود را تبدیل به مشتریان وفادار نمایند. امّا آنچه مسلم است در هر مرحله عدّه‎ای از مخاطبان به دلایل مختلفی ریزش می‎کنند و تنها تعداد محدودی به عنوان مشتری نهایی از قیف بازاریابی خارج می‎شوند.

هنر یک دیجیتال مارکتر این است که خروجی قیف بازاریابی خود را بهبود دهد و تعداد مشتری بیشتری را برای کسب و کارش جذب نماید. یک قیف بازاریابی ۶ گام اساسی زیر را درون خود دارد:

قیف بازاریابی
قیف بازاریابی
  1. آگاه شدن(Awareness) : در این مرحله مشتری از طرق مختلف با یک کسب و کار آشنا می‎شود.
  2. ایجاد علاقمندی(Interest) : مشتری به موضوع یک کسب و کار، محصولات یا خدمات یک برند علاقمند می‌‎شود.
  3. توجه(Consideration) : مخاطب توجه خاصی به یک برند یا محصول می‎یابد. بطوری که پیوسته سایت یا شبکه‎های اجتماعی آن برند را دنبال می‎کند.
  4. قصد خرید(Intent) : مخاطب تحقیقات مختلفی را برای خرید محصول یا خدمت از آن برند انجام می‎دهد.
  5. ارزیابی(Evaluation) : مخاطب جوانب مختلف را ارزیابی می‎کند و انگیزه‎های لازم را برای خرید در درون خود ایجاد می‎کند.
  6. خرید(Purchase) : نهایتا مشتری در این مرحله اقدام به خرید می‎نماید.

نقش محتوا برروی قیف بازاریابی

نقش محتوا در دیجیتال مارکتینگ
نقش محتوا در دیجیتال مارکتینگ

یک قیف بازاریابی می تواند با کمک محتوا دامنه گسترده‎تری از مشتریان را به خود اختصاص دهد. بدون شک محتوا یکی از کلیدی‎ترین ابزارها برای موفقیت در دیجیتال مارکتینگ بوده و خواهد بود. محتوا می‎تواند در کشف مشتریان جدید، جلب توجه آنان به سوی محصولات، تبدیل مخاطبان به مشتری و نکهداری مشتریان تاثیر داشته باشد.

محتوای خوب می‎تواند میزان فروش را به شدت تغییر دهد و سایز قیف بازاریابی را افزایش دهد. در محتواسازی بایستی با حوصله به سئوالات کاربران پاسخ داد و اعتماد آنها را بدست آورد. ایجاد علاقمندی با کمک محتوا به سادگی امکان‎پذیر است.

۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی و تولیدمحتوا

انواع رول‎های مطرح در دیجیتال مارکتینگ

در دیجیتال مارکتینگ شاهد انواع نقشهای مختلف هستیم. برای موفقیت در صنعت بازاریابی آنلاین بایستی با این نقش‎ها و وظایف هرکدام آشنا باشیم. استفاده درست از این نقش‎ها باعث تقویت احتمال موفقیت در کسب و کارها می‎شود. در ادامه با ما باشید تا این نقش‎ها را بررسی کنیم:

۱- مدیر دیجیتال مارکتینگ

چنین مدیری به تعیین استراتژی‎ها، برنامه‎ریزی‎های کلی، راه‎اندازی کمپین‎ها، پیداکردن بهترین کانال‎ها برای جذب مشتری می‎پردازد.

۲- مدیر سئو

مدیریت بودجه وتعیین ROI (نرخ بازگشت سرمایه) در بخش سئو، افزایش ترافیک و ورودی از گوگل، تحقیق برروی کلیدواژه‎های با ارزش، افزایش رنک و اعتبار وب‎سایت، تحلیل و تحقیق در مورد رقبا از وظایف یک مدیر سئو می‎باشد.

۳- متخصص بازاریابی شبکه‎های اجتماعی

یک Social Network Management وظیفه برندسازی، تولید سرنخ‎های بازاریابی، تعامل با مخاطبان، تولید محتوای مرتبط با برند را برعهده دارد.

۴- بهبود دهنده نرخ تعامل

چنین شخصی وظیفه بهبود نرخ تبدیل، ایجاد لندینگ پیج، بهینه‎سازی صفحاتو بهینه‎سازی قیف بازاریابی را برعهده دارد.

۵- مدیر بازاریابی محتوا

تولید، ویرایش و بهبود محتوای متناسب با مخاطب، تعیین استراتژی‎ها، ساختار و دسته بندی محتواها، بهبود نرخ تعامل، تولید و بهبود سنجه‎های مرتبط با محتوا از وظایف یک Content Marketing Management می‎باشد.

۶- مدیر آنالیتیکس

یک مدیر آنالیتیکس باید بتواند اهداف سازمان، درست کردن داشبورد گوگل، تبدیل داده‎های خشک به نمودارهای قابل درک و … را به خوبی انجام دهد.

ابزارهای مطرح در بازاریابی آنلاین

در این بخش به معرفی مهمترین ابزارهایی که یک دیجیتال مارکتر برای موفقیت در کارش باید از آنها استفاده کند می‎پردازیم:

  1. گوگل آنالیتیکس
  2. سرچ کنسول(وبمستر تو.لز)
  3. HotJar (برای تحلیل رفتار کاربر)
  4. Mailelite (برای ارسال انبوه ایمیل)
  5. ZoHo CRM (مدیریت ارتباط با مشتری)
  6. افزونه yoast در وردپرس برای سئو آن‎پیج
  7. الکسا و آمار آن
  8. Similaweb
  9. ابزارهای بک‎لینک گرفتن نظیر ahref.com

باید توجه داشت که دیجیتال مارکتینگ از آن جهت مهم است که می‎توان با کمک ابزارهای آن بر روی کاربران هدفگذاری (Target) کرد. با کمک محتوا و تعامل می‎توان ارتباط با مشتریان برقرار کرد و با کمی خلاقیت، مشتریان را به علاقمندان همیشگی تبدیل کرد.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

یک بازاریابی محتوا موثر می‎تواند عامل مهمی برای بهبود فروش در یک سازمان باشد. در شرایط رکود اقتصادی استفاده از فضای آنلاین و ابزارهای مختلف دیجیتال مارکتینگ می‎تواند به عنوان موتور محرکه در یک کسب و کار محسوب شود. در این پست قصد داریم به اصول مهم در بازاریابی محتوا بپردازیم. اصولی که رعایت آنها می‎تواند موجب تسریع در رشد هر کسب و کاری شود.

اصول مهم در بازاریابی محتوا
اصول مهم در بازاریابی محتوا

۲۰ اصل مهم در بازاریابی محتوا

در ادامه‎ی این پست به اصول مهم در بازاریابی محتوا می‎پردازیم. البته بایستی توجه داشت که برای موفقیت در بازاریابی محتوا نباید محدود به چند قاعده کلی شد. قطعا اصول دیگری نیز وجود خواهند داشت که می‎توانند احتمال موفقیت در بازاریابی محتوا را تقویت نمایند.

۱- شناسایی اهداف

در بازاریابی محتوا (Content Marketing) بایستی اهداف از قبل مشخص باشند. شناخت درست اهداف باعث می‎شود تا مسیرهای حرکت به درستی مشخص باشند و جلوی اتلاف زمان گرفته شود.

۲- شناخت محصول یا خدمت

هدف نهایی از بازاریابی محتوا(تولید محتوا) معرفی یک محصول یا خدمت به مخاطبان می‎باشد. بازاریابان محتوا انتظار دارند درصدی از مخاطبان آنها تبدیل به مشتری شوند. بنابراین بایستی محصول یا خدمتی که می‎خواهیم عرضه کنیم مشخص باشد.

۳- انتخاب تکنیک بازاریابی محتوا

برای این که بازاریابی محتوا شما را به اهدافتان برساند بایستی تکنیک تولید و عرضه محتواهایتان مشخص باشد. در حال حاضر تکنیک‎های زیر رایج‎ترین شیوه‎های بازاریابی محتوا می‎باشد:

  • ویدئو
  • وبینار
  • وایت پیپر
  • سایت (وبلاگ)
  • شبکه‎‎های اجتماعی
  • پادکست
  • اینفوگرافیک
  • انیمیشن و موشن گرافیک
  • و…

۴- شناخت رفتار کاربران و پرسونای آنها

هر مخاطب دارای یک پرسونای مخصوص به خود می‎باشد. شناخت پرسوناهای مختلف مخاطبان می‎تواند در رفتارشناسی آن‎ها موثر باشد. با کمک شناخت رفتارهای احتمالی کاربان می‎توان برنامه‎ریزی دقیق‎تری برای بازاریابی محتوا داشت. ساده‎ترین راه‎های شناخت پرسونای مخاطبان عبارتند از:

  • شناسایی پرسونای مخاطبان از روی ورودی‎های گوگل
  • شناسایی پرسونای مخاطبان با توجه به استفاده از ترندهای پراستفاده در شبکه‎های اجتماعی (یا هشتگ‎ها)

۵- شناسایی مسیر حرکت

بسیاری از کسب و کارها به دنبال جذب مخاطب حداکثری هستند. این در حالی است که آنها هدفی برای بعد از جذب مشتری ندارند. این بسیار مهم است که بدانیم پس از تبدیل مخاطب به کاربر علاقمند(مشتری بالقوه) چه اتفاقی می‎خواهد بیفتند(Convert Lead). یک کسب و کار موفق انواع سناریوها را برای مشتریان بالقوه خود طراحی می‎کند تا بتواند قیف بازاریابی خود را به بهترین شکل بهبود دهد.

۶- ارتباط با مشتری(CRM)

باید بدانیم که ارتباط درست با مشتری فرهنگ است. همیشه در شروع هر کسب و کاری راه‎های ارتباطی با مشتریان خود را شناسایی کنید. همچنین بستری برای ارتباط مستمر و مطلوب با مشتری خود ایجاد کنید. تعامل با مشتری می‎تواند بسیاری از مشکلات کسب و کارها را قبل از تبدیل شدن به چالش حل نماید.

آشنایی با بازاریابی دهان به دهان

۷- داستان سرایی

برای فروش کالا یا خدمت به مشتری، داستان مخصوص به خود را ایجاد کنید. یک ارتباط قوی با مشتری ایجاد کنید، سپس کالا یا خدمت خود را به او عرضه کنید. هیچ‎گاه به صورت مستقیم و بدون تعامل کالایی را به مشتریان خود عرضه کنید.

۸- ویترین زیبا

هر کسب و کاری باید بتواند یک نمای زیبا (ویترین) از کار خود را به مشتریانش عرضه کند. برای یک آغاز خوب باید برنامه‎ریزی داشت. بایستی در نگاه اول مشتری را به سوی خود جذب کرد.

۹-درگیرکردن احساسات

احساسات مشتری خود را در نظر بگیرید. سعی کنید با شیوه‎های مختلف، مشتری خود را قلقلک دهید.شما باید بتوانید از طریق برانگیختن احساسات مشتری، خدمات یا محصولاتی را به او عرضه کنید.

۱۰- محتوای مناسب مخاطب

هرگز نباید فراموش کنیم که محتوا متعلق به مخاطب است. بنابراین بایستی محتوا را براساس نیاز و علائق مخاطب تولید کرد. مهم نیست که مدیران یک کسب و کار چه محتوایی را می‎پسندند. بلکه مهم نظر مخاطب است، پس لطفا از سر راه مخاطب کنار بروید…!!!

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولید محتوا

۱۱- رعایت چرخه ناب

سعی کنید در بازاریابی محتوا، ناب کار کنید. خلاقیت داشتن نقطه اتکای یک بازاریابی محتوای موثر می‎باشد. فراموش نکنیم که مردم از مسائل تکراری گریزانند.

۱۲-آنالیز داده و آمار

با آمار و داده‎های واقعی می‎توان به بازاریابی محتوا کمک کرد. شناخت علاقمندی‎های مخاطبان تنها با استفاده از آنالیز درست بدست خواهد آمد. تعیین شاخص‎های کلیدی مناسب(KPI) می‎تواند در موفقیت یک کسب و کار تاثیرگذار باشد.

۱۳- اهمیت دادن به محتوا

هرگز فراموش نکنیم که یک محتوای خوب پادشاه است. توجه به محتوا مهمترین اصل در بازاریابی محتوا خواهد بود. بنابراین بایستی به ظاهر و باطن محتوایمان توجه کافی داشته باشیم.

۱۴- نظم و انضباط

یک بازاریابی محتوا تنها با نظم به نتیجه خواهد رسید. داشتن تقویم محتوایی می‎تواند بازاریابی را با برنامه و هدفمندتر کند. انتشار مرتب و بموقع پست‎ها می‎تواند حس خوبی را بدهد.

۱۵- بروزرسانی

بروزررسانی محتوا
بروزررسانی محتوا

بروزرسانی از موضوعاتی است که معمولا در بازاریابی محتوا مورد غفلت قرار می‎گیرد. یک بازاریاب محتوا باید یاد بگیرد که چگونه محتواهای قدیمی را احیا کند. معمولا بسیاری از سایتها یک انبار پر از محتواهای قدیمی و بلا استفاده دارند که تنها هزینه نگهداری و هاستینگ برای نگهداری آنها پرداخت می کنند. بروزرسانی محتواها می‎تواند باعث بهبود عملکرد بازاریابی محتوا شود.

۱۶-درست نوشتن

تعیین لحن و نگارش درست در تولید محتوا از اهمیت بسزایی برخوردار است. بایستی در سند محتوایی تمامی موضوعات مرتبط با نگارش محتوا تعیین شود.

۱۷- جمع‎آوری اطلاعات

سعی کنید از مخاطبان خود اطلاعات بگیرید. جمع‎آوری ایمیل، شماره تلفن، محل سکونت و … می‎تواند یک بانک جامع اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارد. این بانک اطلاعاتی می‎تواند برای شما ارزش‎آفرینی قابل توجهی را ایجاد کند.

۱۸- رها نکردن مخاطب

هرگز مخاطب خود را به حال خودش رها نکنید. ارسال خبرنامه، پیامک، معرفی محصولات جدید، نظرسنجی و … می‎تواند مخاطب را مجدد به سوی شما بکشاند. اهمیت دادن به مخاطب باعث خواهد شد تا او نهایتا به شما اعتماد کند.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

۱۹- اسپم نکردن

هر چند که ارتباط مستمر با مخاطب از اهمیت سیاری برخوردار است. امّا سعی کنید هرگز اسپم نکنید. در ارسال خبرنامه‎ها و تولید محتوا هم یک برنامه زمانی داشته باشید. طوری عمل کنید که باعث آزار و اذیت مخاطبان خود نشوید.

۲۰- سخت نگیرید!!!

سعی کنید کارها را به ساده‎ترین شکل ممکن به انجام برسانید. همیشه از نمونه سازی استفاده کنید و به مرور زمان نمونه خود را بهبود و ارتقا دهید. نمونه سازی باعث می‎شود تا امکان تغییر و ویرایش به آسانی برای شما ممکن شود. هنگامی که از عملکرد محصول خود مطمئن شدید محصول نهایی خود خود را ایجاد و عرضه کنید.

آنچه در بالا گفته شد تنها بخشی از اصول بازاریابی محتوا بود. استفاده از تکنیک‎ها و ابزارهای مدرن می‎تواند باعث بهبود بازاریابی محتوا شود. بنابراین هرگز نباید یادگیری را فراموش کرد.

شرکت در همایش‎ها و ورکشاپ‎های تخصصی می‎تواند در بهبود دانش‎ و استفاده از تجارب دیگران موثر واقع شود. ارتباط و شبکه‎سازی با افراد موثر در حوزه تولید محتوا یکی از مهمترین شیوه‎های بهبود بازاریابی محتوا می‎باشد که باید توجه زیادی را به آن معطوف کرد.


سایر محتواهای مرتبط و کاربردی برای شما


راهکارهایی برای افزایش فالوور اینستاگرام

برای بسیاری از افراد افزایش فالوور اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد. در این پست می خواهیم راهکارهایی را مورد بررسی قرار دهیم که به کمک آنها می توانیم در مدت ۶۰ روز به ۱۰K فالوور دست پیدا کنیم. تعداد فالوورهای اینستاگرام معمولا نشان دهنده تعامل خوبی است که شما با کاربرانتان ایجاد کرده اید.

افزایش فالوور اینستاگرام
افزایش فالوور اینستاگرام

معمولا زمانی که ما فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می کنیم، ۱۰۰۰ فالوور اولیه خود را از بین اعضای خانواده، دوستان و همکارانمان جذب می کنیم. این موضوع می تواند یک چرخه موفقیت برای شما باشد. بدین معنا که شما باید دامنه ارتباطات خود را با افراد مختلف گسترش دهید. در اینجا به معرفی ۱۰ راهکار مهم در افزایش فالوور اینستاگرام می پردازیم که می تواند برای اینفلوئنسرها و برندهای تجاری مفید باشد.

چگونه در شبکه های اجتماعی به یک اینفلوئنسر موفق تبدیل شویم؟

۱- تنظیم لیست ایمیل در صفحه اینستاگرام

بسیاری از کسانی که در لیست ایمیل شما قرار دارند معمولا شناخت خوبی از شما دارند که می توانند هسته اولیه طرفدران شما را شکل دهند. اگر شما قبل از اینستاگرام، در شبکه های اجتماعی دیگر نظیر فیسبوک، توئیتر، لینکدین، پینترست و .. هم فعال بوده اید، می توانید لینک پیج خود در اینستاگرام را در این شبکه ها هم انتشار دهید تا کسانی که از شما شناخت قبلی دارند به صفحه شما بپیوندند.

توجه کنید این دسته از افراد از اهمیت زیادی برای شما برخوردارند، چرا که می توان آنها را جزیی از طرفداران شما محسوب کرد که از همان ابتدای کار محتوای شما را به صورت ویروسی بازنشر خواهند داد و لایک و کامنت خوبی را برای شما به ارمغان می آورند.

۲- محتوای با کیفیت

تصاویر با کیفیت می تواند انگیزه مخاطبان شما را در باقی ماندن در پیج تان تقویت کند. همچنین بازدیدکنندگان پیج شما هم با دیدن کیفیت بالای محتواهایتان شما را فالوو خواهند کرد. اینستاگرام یک پلت فرم اجتماعی است. بابراین سعی کنید در این شبکه اجتماعی موضوعات روز را به اشتراک بگذارید تا بدین شکل باعث ایجاد یک حس مشترک با فالورانتان گردید.

پله، پله تا ملاقات محتوا

۳- ایده مخصوص به خود را داشته باشید

این که دیگران در پیج اینستاگرام خود چه کارهایی را انجام می دهند بسیار مهم است. امّا مهمتر از آن این است که شما باید در اینستاگرام خلاق باشید و همیشه ایده مخصوص به خود را داشته باشید. ایده خود را سعی کنید به بهترین شکل پرورش دهید و آن را به مخاطبانتان تحویل دهید.

در مسیر ایده پروری نظم را فراموش نکنید چرا که نظم در انتشار محتوا می تواند مخاطبان شما را پایبند به شما نماید. از بازخورد گرفتن از مخاطب خود نهراسید. به شیوه های مختلف نظرات مخاطبان خود را بررسی کنید و نقاط مثبت آنها را در تقویم محتوایی خود لحاظ کنید.

۴- محتوای منحصربفرد

اوج موفقیت در شبکه های اجتماعی با کمک محتوا بدست می آید. یک محتوای خوب سوخت حرکت در شبکه‎های اجتماعی است. سعی کنید با محتوای منحصربفرد و جذاب مشارکت مخاطبان خود را افزایش دهید و آنها را به سمت اهداف خود بکشانید. افزایش فالوور اینستاگرام یک فرآیند قانونمند است، پس سعی کنید از کپی کاری و فریب مخاطبان جلوگیری کنید.

۵- هشتگ شناسی

یکی از راه های افزایش فالوور اینستاگرام شناسایی هشتگ های ترند شده در شبکه های اجتماعی می باشد. این که مخاطبان شما به دنبال چه هشتگ هایی می باشند و یا این که مخاطبان شما از چه هشتگ هایی به سمت شما می آیند، می تواند خیلی به موفقیت شما کمک کند. هشتگ در اینستاگرام همان نقش کلمات کلیدی در وبلاگ ها را بازی می کند. در هشتگ نگاری سعی کنید استراتژی داشته باشید و بی هدف به اسپم کردن هشتگ ها نپردازید.

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

۶- شروع کنید !!!

اگر از ابتدای این متن را خوانده اید و به اینجا رسیده اید و پیج اینستاگرام خود را هنوز راه اندازی نکرده اید، تردید را از خود دور کنید و شروع کنید!!!

“آگاه باشید که همیشه شروع کردن سخت ترین بخش هر کاری است.”

از شروع کردن نترسید !!! مطمئن باشید که پایداری در هرکاری شما را به موفقیت خواهد رساند. سعی کنید در گردنه‎ها و مراحل سخت تنها با دنده سنگین حرکت کنید ولی هیچ گاه توقف نکنید و به عقب برنگردید.

پایداری و نظم شما در شبکه های اجتماعی، ثبات شما را به مخاطبانتان نشان می دهد. شما خواهید توانست به مرور زمان به یک اُسوه برای آنها تبدیل شوید.

۷- ارتباطات

سعی کنید با دیگر کسانی که در حوزه کاری شما فعالیت می کنند ارتباط برقرار کنید. این ارتباطات می تواند در افزایش فالوور اینستاگرام شما موثر باشد. شبکه‎سازی یکی از اصول مهم در پلتفرم‎های اجتماعی نظیر اینستاگرام می‎باشد. سعی کنید از همه فضاها برای دعوت افراد به پیج اینستاگرامتان استفاده کنید ( حتی دعوت فیزیکی مثلا حضور در همایش ها، نمایشگاه ها و سمینارهای علمی هم می تواند در گسترش شبکه فالوورهای شما موثر باشد).

در انجمن‎ها و گروه‎های مجازی مشارکت داشته باشید و از متخصصان حاضر در چنین فضاهایی برای حل مشکلات، پیشرفت‎های کاری و یافتن ایده‎های جدیدتر بهره ببرید.شما افرادی را در چنین انجمن‎هایی خواهید یافت که به ویروسی شدن (وایرال) محتواهای شما کمک خواهند کرد.

۸- رشد ثابت ولی همیشگی

همیشه به آمار و اعداد توجه ویژه ای داشته باشید. امّا هیچ گاه به دنبال رشد سریع و کوتاه مدت نباشید. جذب هفته‎ای ۵۰۰ فالوور برای شروع کار می تواند خوب باشد. امّا سعی کنید روند روبه رشد شما تنزلی نشود. این تنزل‎ها می تواند باعث کاهش انگیزه شما شود. سعی کنید کاملا هدفمند، فالوور کسب کنید. این فالوورها بایستی در آینده ای نزدیک به علاقمندان شما تبدیل شوند و قسمتی از درآمد شما را تامین کنند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و نحوه استفاده از آنها

۹- اعتماد سازی و تاثیر گذاری

در نظر داشته باشید که همیشه تعداد فالوور بالا نمی تواند خیلی مهم باشد. آنچه درجه اهمیت بیشتری دارد اعتماد کاربران به شما می‎باشد . زمانی شما می توانید موفق باشید که بتوانید تاثیر لازم را بر روی مخاطب خود بگذارید. در واقع اینفلوئنسرها از این ویژگی به خوبی بهره می برند. سعی کنید همزمان با افزایش فاوور اینستاگرام، حس دوستی و رفاقت را بین خودتان و فالوورهایتان تقویت کنید.

۱۰- داستان گویی و برندسازی شخصی

سعی کنید یک داستان مخصوص به خود را داشته باشید. داستان‎سرایی می‎تواند موجب جذب فالوورهای بی‎شماری برای شما شود. علاقمندان شما سعی خواهند کرد که داستان شما را به صورت پیوسته دنبال کنند. برقرار ارتباط بین داستان شما و فالورهایتان ضروری است. این ارتباط می تواند باعث ایجاد برند شخصی شما می‎شود.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم ؟

در زندگی روزمره با افراد زیادی مواجه می شویم که تاثیر زیادی بر روی رفتارهای ما می توانند داشته باشند. امروزه بازاریابی ربایشی یا همان بازاریابی ویروسی مورد توجه بسیاری از برند ها و اینفلوئنسرهای موفق قرار گرفته است. برای تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر موفق باید به یک سری نکات توجه کنیم.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟
چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

اینفلوئنسرها محدود به افراد خاصی نمی شوند. هرکسی می تواند با رعایت یک سری اصول حرفه ای در حوزه فعالیت خود، تبدیل به یک اینلوئنسر موفق شود. از بازیگران سینما تا بازیکنان فوتبال، سیاستمداران، دوستان، همکاران، اعضای خانواده و .. را می توان یک اینفلوئنسر بحساب آورد. البته به شرطی که توان تاثیر گذاری بر روی مخاطب (بازاریابی تاثیرگذار) خود را داشته باشند.

آشنایی با بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

اینفلوئنسری و فضای مجازی

با توسعه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اینفلوئنسرها موقعیت مناسبی را برای فعالیت و بهتر دیده شدن یافته اند. امروزه شاهد وایرال شدن سریع محتواها توسط اینفلوئنسرهای موفق و مطرح در حوزه های مختلف کاری هستیم. به عنوان مثال اگر بازیگری در مورد یک حادثه طبیعی محتوایی را انتشار دهد، این محتوا به سرعت در شبکه های اجتماعی انتشار می یابد و به اصطلاح وایرال می شود.

وایرال شدن محتوا به معنای گسترش جامعه مخاطبان یک محتوا است. شما بارها دیده اید که همه به شکلی یک محتوا را باز نشر می دهند. به عنوان مثال پیام علی کریمی مبنی بر عدم خرید خودرو تا ارزان شدن آن یک نمونه از وایرال شدن محتوا بود. وایرال شدن یک محتوا به عوامل گوناگونی بستگی دارد که موضوع این پست ما نمی باشد و در پست دیگری به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

وایرال شدن محتوای اینفلوئنسرها، قدرت نفوذ آنها را در یک جامعه نشان می دهد. امّا سئوال اساسی این است که برای یک اینلوئنسر موفق شدن حتما باید یک سلبریتی بود؟ در پاسخ به این سئوال باید بگوییم که خیر. هرکسی می تواند با هر تعداد فالوور تبدیل به یک اینفلئنسر شود. فقط نکته مهم این است که باید قدرت تاثیر گذاری بر روی مخاطب وجود داشته باشد.

در حال حاضر اینفلوئنسر مارکتینگ یک شیوه رایج برای جذب مخاطب و انتقال پیام ها گردیده است. اکثر برندها و مدیران بازاریابی به قدرت و تاثیر این شیوه بازاریابی پی برده اند. اگر می خواهید تبدیل به یک اینفلوئنسر موفق شوید باید یکسری قواعد را رعایت کنید که مهمترین آن نفوذ در مخاطب می باشد.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش نفوذ در اینفلوئنسر مارکتینگ

شما برای انجام یک کار از چه کسانی مشورت می گیرید؟ چه کسانی بر روی تصمیمات کوچک و بزرگ شما تاثیر می گذارند؟ عوامل نفوذ بر تصمیمات شما چه چیزها و یا چه کسانی می باشند؟

برای پاسخ به سئوالات فوق باید بگوییم که معمولا افراد شناخته شده و متخصص در هر حوزه کاری بیشترین قدرت نفوذ را بر روی مخاطبان خود دارند. باید توجه داشت که محبوبیت اینفلوئنسر بر روی میزان وایرال شدن محتواهای او تاثیر دارد. اینفلوئنسرها ناگهانی محبوب نمی شوند، آنها با ایجاد ارتباط موثر با مخاطب، اعتماد مخاطب را به سوی خود جلب می کنند. آنها سعی می کنند مخاطب را با انجام رفتارهای مثبت و سازنده به خود جذب کنند. این مجذوب شدن مخاطب، بزرگترین امتیاز برای یک اینفلوئنسر خواهد بود.

گام به گام تا تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر تاثیرگذار

اینفلوئنسر مارکتینگ
اینفلوئنسر مارکتینگ

برای اینفلئونسر شدن نباید عجله کرد. گذر زمان می تواند به رشد و پیشرفت یک اینفلوئنسر کمک کند. یک اینفلوئنسر بایستی تلاش کند تا اعتماد مخاطبان خود را بدست آورد. بدست آوردن این اعتماد سختی های خاص خود را دارد، ممکن است شما در این راه انواع توهین‎ها و حقارت‎ها را بشنوید و ببینید ( از کامنت‎های توهین‎آمیز تا فشاهای رقبا و …). اعتمادی که یک اینفلوئنسر از مخاطبان خود کسب می کند در واقع همان اعتبار یا آبروی او می باشد. اگر اعتبار یک اینفلوئنسر به هر دلیلی کاسته شود، قدرت نفوذ و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد.

مهمترین مساله برای یک اینفلوئنسر شناخت نیازها و احساسات مخاطبان می باشد. اینفلوئنسر با توجه به این نیازها محتوای خود را تولید می کند. او بایستی یک روانشناس، تحلیلگر، دیجیتال مارکتر و حتی کارشناس بازار باشد، چرا که باید توانایی ارائه تبلیغات هدفمند متناسب با نیاز مخاطب خود را داشته باشد.

اینفلوئنسر در واقع رهبر جامعه مخاطبان خود می باشد. بنابراین باید مخاطبان خود را به درستی مدیریت و راهنمایی نماید. ارائه اطلاعات غلط اینفلوئنسر را بین مخاطبانش بی اعتبار خواهد کرد. یک رهبر موفق باید شیوه خاص خود برای برقرای ارتباط با پیروانش را داشته باشد.

نیازمندی های مهم

اینفلوئنسر موفق
اینفلوئنسر موفق

یک اینفلوئنسر موفق باید یک کارشناس برندینگ باشد. در اولین گام یک اینفلوئنسر موفق باید برروی برندینگ شخصی خود (Personal Branding ) کار کند. آنها سعی می کنند به کاربران خود متعهد باشند و دارای ثبات اجتماعی باشند تا از خود یک برند شخصیتی موفق برجای گذارند.

یک اینفلوئنسر واقعی هرگز سعی نمی کند مخاطبان خود را فریب دهد و یا از آنها سواستفاده های مالی نماید. صداقت اصل اساسی در فرآیند اینفلوئنسرینگ می باشد.

اینفلوئنسرهای موفق معمولا مطالعات زیاد و کاملی دارند به گونه ای که از ترندهای روز باخبرند و نظر افراد جامعه هدف خود را درباره موضوعات مختلف پیش بینی می نمایند. آنها هرگز اظهار نظرات هیجانی و مقطعی نمی کنند. بنابراین معمولا کمتر دچار اشتباهات محاسباتی می‎شوند. به همین دلیل آنها کمتر مجبور به عذرخواهی و ارائه توضیح درباره رفتارهای خود می شوند. البته معمولا اینفلوئنسرها پرمخاطب، دوست داشتنی و محبوب هستند بنابراین اگر زمانی هم دچار اشتباه شوند از عذرخواهی و ابراز ندامت هراسی ندارند.

و در پایان …

یک اینفلوئنسر موفق باید قدرت نفوذ مناسبی را داشته باشد و بتواند بر روی مخاطب خود تاثیر لازم را بگذارد. درغیراینصورت نمی تواند هیچ ارزشی را برای خود و مخاطبانش ایجاد کند. برندهای تجاری و شرکت های تبلیغاتی هم باید در انتخاب اینفلوئنسرها به نکات فوق توجه داشته باشند. هم چنین یکسان بودن زمینه فعالیت یک اینفلوئنسر و یک کسب و کارهم از اهمیت زیادی برخوردار است.

اینفلوئنسرمارکتینگ در حوزه بازاریابی ویروسی قرار می گیرد که در ایران هنوز مبحث جدیدی محسوب می شود و هنوز بسیاری از زوایای آن ناشناخته و مجهول می باشد. بنابراین ضرورت آنالیز و تعیین شاخص های کلیدی و پارامترهای اندازه گیری برای این نوع از بازاریابی قطعی بنظر می رسد.

کپی رایتینگ چیست؟ چگونه یک کپی رایتر موفق شویم؟

بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

بازاریابی دهان به دهان یا Word Of Mouth Marketing نوعی بازاریابی است که افراد در آن سعی می کنند تجربه خود را از یک محصول، خدمت یا برند را به دیگران انتقال دهند. این نوع از بازاریابی تاثیر بسزایی در تجارت های نوپا خواهد داشت چرا که باعث رشد ویروسی کسب و کارها خواهد شد.

بازاریابی دهان به دهان
بازاریابی دهان به دهان

خیلی از اوقات، هنگامی که قصد خرید کالایی را داریم، سعی می کنیم از تجربه افرادی که قبلا آن محصول را خریده اند استفاده کنیم. مثلا برای خرید لپ تاپ ایسوس از دوستانی که قبلا آن مدل از لپ تاپ را داشته اند درباره عملکرد آن سئوال می کنیم. توضیحاتی که ما از آشنایان یا متخصصین در یک حوزه می شنویم بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم گیری ما دارد.

در این نوع از بازاریابی بیشترین توجه به ظرفیت مشتریان فعلی می باشد. در واقع همان ضرب المثل بازاریابان قدیمی که می گفتند : “مشتری راضی با خود مشتری می آورد ” را دنبال می کنیم. در این بازاریابی ما به دنبال ایجاد گفتگو درباره یک برند، سازمان، محصول، خدمت یا یک رویداد می باشیم. هرچه این گفتگو سازنده تر و فعال تر باشد احتمال موفقیت بازریابی ما و انتقال مفاهیم افزایش پیدا خواهد کرد و در نتیجه شاهد فروش بیشتری خواهیم بود.

در بازاریابی دهان به دهان به این اصل که ” قدرت در دستان مصرف کننده است ” توجه داریم. بازاریابان این حوزه معتقدند : “قدرتی که یک مصرف کننده برای انتقال پیام بازاریابی در اختیار دارد را هیچ گونه رسانه دیگری ندارد “.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

تاریخچه word of mouth marketing

این نوع از بازاریابی گذشته ای به بلندای تاریخ بشری دارد. انسانها به صورت فطری و بنابر خصلت اجتماعی بودنشان، تمایل دارند تا نظرات افرادی مشابه خودشان را درباره موضوعات مختلف بدانند. انسان ها سعی می کنند تا از برآیند نظرات به یک نتیجه منطقی برسند.

word of mouth marketing
word of mouth marketing

فضای مجازی یک موقعیت استثنایی و خاص را برای ارائه نظرات فراهم می آورد. همه ی انسانها علاقه زیادی به نظردادن دارند. در واقع نظردادن وسیله ای برای ابراز وجود و نشان دادن لیاقت و شایستگی های افراد می باشد.

در انواع بازاریابی های آنلاین نظردادن یا همان کامنت گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع تعداد و کیفیت کامنت ها، قدرت یک محتوا را نشان می دهد. فروشگاه های آنلاین با ارائه محصولات متنوع و بازخورد دادن نظرات مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را برای خود فراهم می آورند.

بسیاری از استارت آپ ها نظیر همگردی ، دیجی کالا ، فیدیبو ، آمازون ، ebay و فیدیلو با استفاده از نظرات کاربران خود، سعی در ارائه خدمات و محصولات متناسب با نیاز مشتریانشان می نمایند. بازاریابی دهان به دهان دارای حجم عظیمی از بازاریابان می باشد زیرا که هرکدام از مشتریان که تمایل به شرکت در گفتگوها را دارند به عنوان یک بازاریاب قوی محسوب می شوند.

نقش شبکه های اجتماعی در word of mouth

ارائه نظرات در شبکه های اجتماعی (نظیر اینستاگرام ، فیسبوک و پینترست) می تواند برای ما بسیار راهگشا باشد. چرا که بازاریابی دهان به دهان به عنوان یک شیوه بازاریابی درونگرا می تواند به خوبی بر روی مخاطب تاثیر بگذارد و مخاطب را به سوی هدف نهایی بکشاند.

شبکه های اجتماعی با ایجاد گفتگوهای تعاملی و سازنده باعث بازنشر محتوا و وایرال شدن (فراگیرشدن) آنها می شوند. در واقع شبکه های اجتماعی قوی ترین ابزار برای word of mouth marketing می باشند. شبکه های اجتماعی با کمترین هزینه، بیشترین فروش و بهبود تجربه کاربری را به ارمغان می آورند.

واقعیت آن است که در فضای مجازی بایستی بازاریابی محتوایی را در کنار بازاریابی دهان به دهان داشته باشیم. همانطور که داشتن صداقت مهمترین آیتم در content marketing است، در کامنت مارکتینگ هم نقش حیاتی خواهد داشت.

کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی های آنلاین

آینده بازاریابی دهان به دهان

امروزه بازاریابان به خوبی متوجه شده اند که هیچ تبلیغی به اندازه یک مشتری راضی نمی تواند باعث ترویج محصول آنها شود. بنابراین بازاریابان سعی به ترکیب بازاریابی سنتی با شیوه های بازاریابی مدرن و دیجیتال دارند.

در بازاریابی word of mouth کیفیت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. برای موفقیت در این نوع از مارکتینگ نیاز است محصولات با کیفیتی ارائه شود تا ویژگی های آن محصول دهان به دهان بین مشتریان ترویج گردد. محصولات با کیفیت باعث می شود تا یک برند اعتبار خوبی را در بین مشتریان خود بیابد.

آنچه مسلم است در آینده سیستم های توصیه گر نقش پررنگ تری را خواهند یافت. آنها خواهند توانست با استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در هر لحظه بهترین پیشنهادات را به کاربران ارائه دهند.

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

خطای ۴۰۴ یک خطای سمت کلاینت می‎باشد. در واقع ۴۰۴ یک کد Error است که در تمامی سایت‎ها و سرورها به معنای Page not found یا This URL is not Available می‎باشد. این خطا، به بازدیدکنندگان یک سایت این پیام را می‎رساند: “صفحه‎ای که شما به دنبال آن هستید وجود خارجی ندارد“.

خطای 404 و تاثیر آن بر سئو
خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

چگونگی بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴

خطای ۴۰۴ در اثر یک اشتباه تایپی یا حذف یک صفحه یا وجود یک لینک اشتباه در صفحات بوجود می‎آید. در برخی مواقع تغییر ساختار URL ها و یا تغییر سیستم مدیریت محتوا(مثلا کوچ کردن از جوملا به سمت وردپرس) نیز موجب ایجاد خطای ۴۰۴ خواهد شد.

خطای ۴۰۴ یک استاندارد بین‎المللی است که به بازدیدکننده وب‎سایت می‎گوید که این صفحه‎ای که دنبال آن هستید یا آدرسش را وارد کرده‎اید، دیگر وجود ندارد.

دلایل ایجاد ۴۰۴

دلایل متعددی باعث ایجاد خطای ۴۰۴ می‎شوند. مهمترین این دلایل عبارتند از:

  • تغییرات ساختاری در سایت‎ها
  • حذف محتواها
  • تغییر در ساختار URLها
  • اشتباه وارد کردن آدرس‎ها
  • وجود ارجاعات نادرست یا لینکهای شکسته
  • و…

تاثیرات ۴۰۴ بر سئو سایت‎ها

سایت‎ها نبایستی هرگز دچار صفحه ۴۰۴ شوند چرا که گوگل به شدت از خطای ۴۰۴ متنفر و بی‎زار است.

دلیل تنفر گوگل از ۴۰۴ این است که بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴ باعث ایجاد یک تجربه کاربری بَد برای استفاده کنندگان از گوگل می‎شود.

گوگل تمامی صفحات سایت‎ها را به صورت مستمر ایندکس می‎کند و اطلاعات آنها را در دایرکتوری خود ذخیره می‎کند. گوگل در هنگام جستجو توسط مخاطبان، محتواهای مرتبط با موضوع جستجو را بررسی می‎کند و مرتبط‎ترین محتواها را پیشنهاد می‎دهد.

گوگل ربات‎های خود را به همراه فرد جستجوکننده به سایت هدف می‎فرستد. اگر ربات‎ها با صفحه ۴۰۴ مواجه شوند، موضوع را به گوگل گزارش می‎دهند. گوگل بصورت مستمر صفحات ۴۰۴ را در گوگل کنسول(وبمستر تولز) نمایش می‎دهد تا وبمسترها امکان برطرف کردن آنها را داشته باشند.

شیوه‎های برطرف کردن خطاهای ۴۰۴

اگر شما یک سایت بزرگ دارید و به عنوان وبمستر فعالیت می‎کنید، خواسته یا ناخواسته، با خطاهای ۴۰۴ مواجه خواهید شد. امّا مهم این است که بدانیم چگونه باید خطای ۴۰۴ را برطرف کنیم. معمولا سه راهکار زیر برای برطرف کردن خطای ۴۰۴ مطرح می‎شود:

  1. صفحه‎ای که پیدا نمی‎شود(Page not found) را مجددا ایجاد کنیم.
  2. با استفاده از ریدایرکت‎کردن صفحه‎ای که یافت نمی‎شود را به سایر صفحات مرتبط ارجاع دهیم.
  3. آن لینک را با مراجعه به کنسول گوگل از دایرکتوری گوگل خود حذف کنیم.

خطای ۴۰۴، یک خطای بسیار مهم در سئو یک سایت می‎باشد. بطوری که این خطا می‎تواند برروی روند رشد یک کسب و کار تاثیر منفی بگذارد.

طراحی صفحه۴۰۴ ایده‎آل

در طراحی سایت یکی از صفحاتی که از اهمیت زیادی برخوردار است، صفحه ۴۰۴ می‎باشد. صفحه ۴۰۴ می تواند نقش مهمی در هرکسب و کار مبتنی بر سایت را به خود اختصاص دهد.

صفحه ۴۰۴ در حالت عادی چندان مهم نیست، چون کسی آن را مشاهده نخواهد کرد. امّا زمانی که کاربر وارد صفحه‎ای می‎شود که به هر دلیلی وجود ندارد، با صفحه ۴۰۴ مواجه خواهد شد.

یک صفحه ۴۰۴ ایده‎آل بایستی جلوی ترک سایت کاربران را بگیرد چرا که خروج سریع کاربر از سایت(به دلیل صفحه ۴۰۴) باعث پنالتی شدید توسط موتورهای جستجو خواهد شد.

به همین دلیل است که طراحان حرفه‎ای، صفحه ۴۰۴ را یکی از بخش‎های مهم در هر سایتی می‎دانند. یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای می‎تواند یک سایت را از جریمه‎های گوگل نجات دهد.

ویژگی‎های صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای

یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای بایستی کاربران را به صفحات مرتبط دیگر هدایت کند تا کاربر از سایت خارج نشود. برای گوگل رضایت کاربر از اهمیت زیادی برخوردار است.

یک صفحه ۴۰۴، علیرغم اینکه نشان‎دهنده خطا می‎باشد، امّا می‎تواند به مانند یک صفحه فرود (Landing Page) عمل کند و کاربران را به سمت اهداف مختلف سوق دهد.

در ادامه به چند مورد از راهکارهایی که طراحان در صفحات ۴۰۴ آنها را اعمال می‎کنند می‎پردازیم:

صفحه 404 ایده آل
صفحه ۴۰۴ ایده آل
  • طراحان در صفح ۴۰۴ معمولا یک کادر جستجو قرار می‎دهند تا کاربران بعد از مواجه شدن با خطای ۴۰۴ ، بتوانند به دنبال مطالب مدنظر خود بگردند. این جستجو می‎تواند مخاطب را به سوی محتواهای مرتبط دیگر بکشاند.
  • طراحان حرفه‎ای معمولا از لینک‎های مهم و پربازدید در سایت‎ها و همچنین لینک صفحه اصلی سایت برای انتقال ترافیک موجود در صفحه ۴۰۴ به بخش‎های مختلف استفاده می‎کنند.
  • قراردادن دسته‎بندی محتواهای سایت و برچسب‎های پربازدید، راهکار دیگری برای انتقال مخاطب از صفحه ۴۰۴ به درون سایت می‎باشد.

خطای ۴۰۴ همانطور که می‎تواند تاثیر منفی برروی سئو داشته باشد، می‎تواند موجب بهبود سئو گردد. این واقعیت، اهمیت طراحی صفحه ۴۰۴ را به خوبی نشان می‎دهد. استفاده از قالب‎ها و تم‎های مناسب می‎تواند نقش موثری در کاهش نرخ پرش یک سایت داشته باشد.


محتواهای مرتبط:


آشنایی با بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی یا Retention Marketing نقش مهمی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال دارد. متاسفانه در ایران کمتر به ریتنشن مارکتینگ و تاثیر آن پرداخته می‎شود.

بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی
بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی شامل مجموعه‎ اقداماتی می‎شود که حفظ مشتری اساس فعالیت‎ها را تشکیل می‎دهد. این حفظ مشتری باعث کاهش هزینه‎های تبلیغات می‎شود.

در بازاریابی بازگشتی اعتقاد بر مانا بودن مشتری است. مشتری راضی همواره می‎تواند به عنوان یک مبلغ با بازاریابی دهان به دهان، به فروش بیشترمحصولات یک شرکت کمک نماید.

بررسی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

عملکرد بازاریابی بازگشتی

تاثیرات ریتنشن مارکتینگ
تاثیرات ریتنشن مارکتینگ

ریتنشن مارکتینگ به دنبال ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبان است. در بازاریابی برگشتی ما محصولاتمان را فقط یکبار به مشتری نمی‎فروشیم بلکه سعی می‎کنیم مشتری خود را برای یک بازه زمانی بلند حفظ کنیم.

معمولا هزینه جذب مشتریان جدید برای یک کسب و کار بالا است. بازاریابی برگشتی سعی دارد با استفاده از مشتریان فعلی، نیاز به جذب مشتریان جدید را به حداقل برساند.

شیوه‎ای مرسوم در ریتنشن مارکتینگ

شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی
شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی

شیوه‎های متفاوتی در این نوع از بازاریابی مورد استفاده قرار می‎گیرد. ریتنشن مارکتینگ تاثیر بسیاری برروی نرخ ROI دارد.

شرکت‎ها برای جذب مشتریان جدید ترفندهای گوناگونی را به کار می‎برند. آنها معمولا برای حفظ مشتریان قدیمی نیز برنامه‎هایی دارند.

واحدهای ارتباط با مشتری (CRM) و باشگاه مشتریان به هدف بهبود تعاملات با مشتریان ایجاد می‎شوند. تعامل مناسب با مشتری می‎تواند نرخ بازگشت مشتری را به شکل قابل توجهی بهبود دهد. باید توجه داشت که ارتباط با مشتریان قبلی، اصولی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‎کنیم.

بازاریابی بازگشتی و راه‎های تقویت ارتباط با مشتریان

۱-نیازسنجی از مشتریان

نیازسنجی از مشتریان
نیازسنجی از مشتریان

درست است که مشتری حاضر شده است از شما خرید انجام دهد، امّا سئوالی که حتما باید به آن جواب داده شود این است که آیا نیاز مشتری مرتفع گردیده است؟

این که مشتری به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار چه خدماتی را دارد می‎تواند در بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار موثر باشد.

۲-امکانات ویژه

یک مشتری زمانی مجدد به سراغ یک کسب و کار می‎رود که از خدمات قبلی راضی باشد. ارائه سوپرایزها و خدمات ویژه به مشتریان می‎تواند به آنها انگیزه بیشتری برای بازگشت بدهد.

همیشه سعی کنید خدمات متنوع و ویژه‎ای را برای مشتریان ثابت خود در نظر بگیرید. این خدمات ویژه به مشتری حس خوبی را منتقل خواهد کرد.

بررسی تاثیرات ارائه تخفیف به مشتریان ویژه

۳-اعتمادسازی و جلب اطمینان

سعی کنید به شیوه‎های مختلف اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. اعتماد مشتریان به شما باعث شهرت برند شما می‎گردد. شهرت برند، اطمینان خاطر را برای مشتریان سابق و مشتریان جدید فراهم می‎آورد.

۴-اتوماسیون‎سازی

سعی کنید فرآیندهای ارتباط با مشتریان را بصورت نرم افزاری انجام دهید. این کار باعث کاهش خطاهای انسانی می‎شود. امروزه سیستم‎های CRM مختلفی تهیه گردیده است که شما می‎توانید از آنها برای پیش‎برد اهدافتان بهره ببرید.

۵-تعیین شاخص‎هایی برای ارزیابی مشتریان

همواره کیفیت خدمات به مشتریانتان را با سنجه‎های دقیق و اصولی بسنجید. این کار باعث می‎شود تا ایرادات فرآیندهای کاری قبل از تبدیل‎شدن به بحران، شناسایی شوند. شما باید برای تحقق اهداف کسب و کاری‎تان برای جذب و حفظ مشتری، پارامترهای دقیق و اصولی انتخاب کنید.

۶-توجه به نظرسنجی از مشتریان

از مشتریان خود بصورت دوره‎ای نظرسنجی کنید. این نظرسنجی‎ها می‎تواند نشان‎دهنده نقایص کاری شما باشد. ارتباط با مشتریان را نظم بدهید و براساس یک تقویم زمان‎بندی شده برای آنها خبرنامه و نوتیفیکیشن‎های مرتبط ارسال کنید.

۷-طول عمر مشتری

برای این که طول عمر مشتری خود را افزایش دهید، خدماتی بهتر از سطح تعهدتان را به آنها ارائه دهید. یک مشتری با ارزش‎ترین دارایی یک کسب و کار می‎باشد. بدون مشتری تقریبا هر کسب و کاری نابود (Fail) می‎شود.

۸-آموزش به مشتریان

شاید بسیاری از فرآیندها و چگونگی عملکرد تجهیزات برای شما ساده و پیش‎پا افتاده باشد. امّا این موضوع در مورد مشتریان شما صدق نمی‎کند. همیشه به مشتریان خود آموزش‎های لازم را ارائه دهید. شناسایی مشکلاتی که مشتریان شما با آنها مواجه می‎شوند، می‎تواند فرصت‎های جدیدی را پیشروی کسب و کار شما قرار دهد.

۹-حضور در سمینارها و همایش‎ها

حضور در سمینارها و همایش‎های علمی و تجاری به مشتریان شما پویا و زنده بودن کسب و کارتان را نشان می‎دهد. پس هرگز از فرصت‎های طلایی که در چنین فضاهایی برای بازاریابی بازگشتی در اختیار کسب و کار شما قرار می‎گیرد، غفلت نکنید.

۱۰-عرضه محتوا

نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی
نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی

محتوا می‎تواند در افزایش رضایت مشتریان تاثیر بگذارد. سعی کنید همواره محتواهای متاسب با مشتریان خود را در اختیار آنها بگذارید. معرفی کاربردهای جدید در محصولات و یا خدمات نوین از طریق رسانه‎های اجتماعی، می‎تواند موجب بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار شود.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۱۱-شخصی‎سازی ارتباطات

طوری عمل کنید تا مشتری با شما احساس راحتی کند. بسیاری از معذوریت‎ها باعث می‎شوند تا مشتریان احساسات و نیازهای واقعی خود را به مدیران کسب و کارها انتقال ندهند. ارتباط‎گیری گسترده و از طریق رسانه‎های مختلف می‎تواند موجب بهبود ارتباطات و افزایش تعاملات منجر به فروش گردد.

۱۲-بررسی شکایات و رعایت بی‎طرفی

سعی کنید به اعتراضات مشتریان خود اهمیت دهید. اصلا نیازی نیست در مقابل شکایات مشتریان جبهه بگیرید و با مشتریان برخورد تند داشته باشید.

تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع مشتریان درباره دلایل بوقوع پیوستن یک مشکل اشتباه می‎کنند. حفظ خونسردی و احترام به مشتری باعث می‎شود تا مشتریان به مرور زمان به اشتباهات خود پی ببرند، آنگاه مجدد به سراغ شما خواهند آمد.

بازاریابی بازگشتی در شرایط رکود که هزینه‎های تبلیغات بسیار زیاد است می‎تواند راهگشای بسیاری از کسب و کارها باشد. استراتژ در Retention Marketing همچون سایر استراتژی‎های دیجیتال مارکتینگ، یک رویه زمانبر است. بنابراین بایستی با حوصله و تامل برروی آن کار کرد.

بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ
چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی
آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی
اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی
تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا
اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

ز
اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.

مارکت پلیس چیست؟

مارکت پلیس یا Market Place یک پلتفرم (معمولا یک سایت اینترنتی) برای فروش محصولاتِ تولید کنندگان مختلف می باشد. یک کاربر می تواند به آسانی در یک سایت مارکت پلیس چرخ بزند و محصولات تولیدکنندگان/فروشندگان مختلف را بازدید کند و با خیالی آسوده یک خرید مطمئن را انجام می‎دهند.

مارکت پلیس چیست؟
مارکت پلیس چیست؟

معمولا تولیدکنندگان یا فروشندگانی به سراغ سایت‎های مارکت پلیس می‎روند که خودشان یک فروشگاه قدرتمند برای عرضه محصولاتشان ندارند. آنها بیشتر توان خود را بر روی تولید محصول با کیفیت می‎گذارند و بازاریابی و فروش محصولات خود را به سایت‎های مارکت پلیس واگذار می کنند.

ازطرفی‎دیگر، سایت‎های مارکت پلیس، سرمایه خود را صرف خرید کالا و انبارداری نمی‎کنند. آنها محصولات و خدمات سایر تولیدکنندگان را برای فروش عرضه می‎کنند.چنین سایت‎هایی سعی می کند نیازهای مشتری را شناسایی کند و این نیازها را تامین کند.

چگونگی عملکرد یک مارکت پلیس

چگونگی عملکرد مارکت پلیس
چگونگی عملکرد

تامین نیازهای مخاطبان توسط یک سایت مارکت پلیس باعث می شود تا مخاطبان علاقمند به دنبال کردن جدّی یک سایت Market Place شوند. معمولا مخاطبان علاقمند، ظرفیت زیادی برای کلیک بر روی لینک یک محصول و بررسی یک کالا در چنین فروشگاه‎هایی را دارند. چنین افرادی یک مشتری بالقوه محسوب می شوند که به راحتی قابلیت تبدیل شدن به مشتری بالفعل را دارا می باشند.

یک سایت Market Place سعی می‎کند تا بصورت کاملا بی‎طرف انواع محصولات را بررسی کند. این بی‎طرفی باعث می‎شود تا کاربران به چنین سایت هایی اعتماد مناسبی پیدا کنند. فروشگاه‎های Market Place معمولا خود کالاها را خریداری نمی کنند وتنها نقش یک واسطه را دارند. بنابراین دارای هزینه‎های انبارداری، مرجوعی و کالای منقضی شده نمی باشند.

بیشتر بخوانید : معرفی مدل های کسب و کار

ویژگی‎های مهم یک سایت مارکت پلیس

۱-محتوا محوری

یک سایت Market Place باید یک سایت قدرتمند در زمینه محتوا باشد. محتوا می‎تواند نیازهای مخاطب را پوشش دهد. بنابراین چنین کسب و کاری باید به محتوا توجه خاصی داشته باشد.

۲-بروزرسانی های مستمر

از آنجا که نیازهای یک مشتری بطور مستمر تغییر می ‎یابند، بایستی سایت‎های Market Place بصورت همیشگی بروزرسانی شوند.

۳-تعامل نقطه قوت Market Place

یک سایت مارکت پلیس باید توان تعامل زیادی با فروشندگان مختلف داشته باشد. از آنجایی که معمولا، مدیر یک سایت Market Place خودش کالایی برای عرضه ندارد بایستی همواره به جلب نظر تامین‎کنندگان توجه داشته باشد.

۴- نقش تسهیلگری

چنین سایتی وظیفه تسهیل کردن کار برای کاربران را برعهده دارد. بنابراین یک سایت Market Place باید همیشه روابط خود را با کاربران در بالاترین سطح نگه دارد. اعتمادسازی مهمترین خصیصه یک چنین سیستمی می باشد.

۵-توجه به فنون صنعت بازاریابی

مارکت پلیس یک زمین اجاره‎ای محسوب می‎شود. به همین دلیل معمولا چنین سایت‎هایی، نمی‎توانند یک درآمد ثابت را برای خود طراحی کنند. عدم توجه به فنون صنعت بازاریابی باعث حذف آنها از چرخه رقابت خواهد شد.

بررسی تفاوت Market Place با همکاری در فروش

همکاری در فروش یامارکت پلیس
همکاری در فروش یا مارکت پلیس

در مقابل Market Place، همکاری در فروش یا Affiliate Marketing قرار می‎گیرد. روند همکاری در فروش بدین گونه است که افراد در چنین سیستمی سعی می کنند محصول شرکت‎ها یا فروشگاه‎های اینترنتی دیگر را بفروشند و در ازای این فروش پورسانت خود را دریافت کنند.

مهمترین تفاوت Market Place با همکاری در فروش در این است که مالک سایت مارکت پلیس، محصولات دیگر تولیدکنندگان را برای فروش در سایت خود عرضه می کند. امّا در همکاری در فروش مالک سایت تنها به معرفی محصولات دیگر سایت‎ها با لینک اختصاصی خود می‎پردازد. اگر بازدیدکننده با لینک تبلیغ‎کننده به خرید یک کالا بپردازد درصدی از فروش به تبلیغ‎کننده خواهد رسید.

نمونه ایرانی مارکت پلیس و همکاری در فروش

در سایت دیجی کالا، شاهد هر دو نوعِ، مارکت پلیس و همکاری در فروش می باشیم. تولیدکنندگانی که کالاهای خود را برای فروش در سایت دیجی کالا قرار می دهند از سیستم مارکت پلیس این فروشگاه اینترنتی بهره می‎برند و کسانی که به معرفی محصولات دیجی کالا در سایت خود می پردازند از سیستم همکاری در فروش این فروشگاه استفاده می‎کنند.

جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا بدون توجه به مفهوم استراتژی هرگز معنا نمی یابد. داشتن استراتژی در بازاریابی محتوایی می تواند شما را به مقام یک امپراطور بزرگ در قلمرو پادشاهی محتوا برساند.

نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی
نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

شما هنگامی که به دنبال یافتن یک گنج نهفته می روید، سعی می کنید از قبل یک نقشه مطمئن را برای خود تهیه کنید. محتوا و بازاریابی محتوایی همان گنج نهفته است و استراتژی همان نقشه ایی است که شما را در یافتن گنج واقعی کمک می نماید.

سایت متمم در یک مقاله مفصل به بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوا پرداخته است.

نگاهی به گذشته‌‎ی استراتژی در بازاریابی محتوا

محتوا همواره در طول تاریخ توانسته است نظرات را به سوی خود جذب کند. یک محتوای خوب می تواند بردل هر‎کسی بنشیند.

شاید شعرای ایرانی را بتوان بزرگترین محتواسازان تاریخ دانست. آنها علاوه بر ادیب بودن، یک استراتژیست محتوا بوده اند.

فردوسی،مولانا، حافظ و سعدی محتوایی را تولید کرده اند که در طول تاریخ ماندگار شده و به راحتی توسط مردم ترویج و انتشار یافته است. قطعا این شعرا به عنوان موفق ترین افراد در برندینگ شخصی (Personal Branding) در طول اعصار تاریخ محسوب می شوند.

نگاهی به تصورات نادرست درباره استراتژی را در اینجا بخوانید!!!

عصر حاضر و نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

در عصر حاضر یک استراتژی در بازاریابی محتوایی بایستی براساس موتورهای جستجو پیش رود. امروزه محتوایی موفق‎تر است که در موتورهای جستجو و البته در شبکه های اجتماعی بیشتر دیده شود.

استراتژی درست در بازاریابی محتوایی می تواند مزایای بسیاری را برای محتواساز و صاحبان کسب‎وکارها ایجاد کند. در ادامه به بررسی چند مورد از این مزایا می پردازیم.

نگاهی به مزایای یک استراتژی قوی در بازاریابی محتوا

  1. با کمک استراتژی می توانید یک محتوای منسجم،با‎ثبات و مرتبط تولید کنید.
  2. استراتژی یک ساختار اختصاصی و مشخص به برند شما اهداء خواهد کرد.
  3. استراتژی درست محتوایی، کسب و کار شما را هدفمند و پربازده خواهد کرد.
  4. استراتژی به آنالیز داده های کسب و کار شما هدف می دهد. استراتژی و آنالیز داده ها دو ابزاری قوی برای قراردادن شما در مسیر درست می باشند. یک استراتژی اصولی، انحرافات شما را به وضوح فریاد خواهد زد.
  5. ROI یا همان نرخ بازگشت سرمایه یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی محتوا است. یک استراتژی قوی به شما کمک می کند تا بتوانید کنترل بهتری بر روی ROI داشته باشید.
  6. لحن بیان، یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی است. یک استراتژی محتوا بایستی دارای سند تولید محتوا باشد. این سند تولید محتوا موارد مهمی را درباره لحن، نحوه نگارش، قلم و.. را تعیین می کند.

مقاله ای درباره استراتژیست کیست با عنوان : “آیا من یک استراتژیست هستم؟؟؟