اصول مهم در عملیات برندسازی

زمانی که صحبت از یک برند تجاری مشهور می‌شود همه‌ی افراد ناخواسته به یاد درآمد بالای آن برند می‌افتند. مسئله جالب اینجاست که بسیاری از کسب و کارها نیز مدعی می‌شوند که اگر آن‌ها هم می‌خواستند، قطعا می‌توانستند جای آن برند مطرح را بگیرند یا حتی از آن موفق‌تر شوند. آن‌ها در توضیح اینکه چرا نخواسته‌اند که یک برند صاحب‌نام شوند جواب‌های متناقض و نخ‌نمایی را می‌دهند. امّا واقعیت این است که آن‌ها هرگز با عملیات برندسازی و اصول و قواعد آن آشنا نبوده‌اند.

آشنایی با عملیات برندسازی

توجه به اصول برندینگ می‌تواند هر کسب و کاری را در مسیر موفقیّت قرار دهد، مخصوصا در استارت‌آپ های نوپا برند شدن می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور مهم عمل نماید. در این پست قصد داریم تا درباره عملیات‌های مهم در برندسازی صحبت کنیم و بررسی کنیم که چرا بسیاری از بیزینس‌ها نمی‌توانند یکّه‌تاز بازار خود شوند.

یک محتوای کاربردی دیگر: تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

برند چیست؟

برند یک نام یا نشان یا مولفه‌ای است معرف یک شرکت یا محصول است و در ذهن مخاطب دارای روایتی منحصربفرد می‌باشد. عملیات برندسازی وظیفه دارد تا تمایزهای بین یک شرکت یا محصول را با سایر رقبا نشان دهد. یک برند در ذهن مشتری شکل می‌گیرد امّا می‌توان با کنترل عوامل مختلف، نقش مثبتی را در ذهن مشتریان حک کرد. از ابزارهای زیر می‌توان برای ایجاد یک برند تاثیرگذار استفاده کرد:

  • تبلیغات
  • روابط عمومی
  • واحدهای فروش
  • بازاریابی
  • بسته‌بندی و طراحی خاص
  • حضور در رویدادها و معرفی محصولات یا خدمات توسط اینفلوئنسرها
  • ارتباط تاثیرگذار با مشتریان و ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان
  • و..

برندسازی و قانون اعداد بزرگ

برندسازی و قانون اعداد بزرگ

شاید این سئوال در ذهن شما بوجود بیاید که چرا برندسازی تا این حد برای کسب و کارها اهمیّت دارد. کسب و کارهای امروزی می‌توانند با کمک اعداد بزرگ سحرآمیز شوند. با توسعه رسانه‌های دیجیتال، اعداد بزرگ توانسته‌اند نقش پررنگی را در تجاری‌سازی فعالیت‌های بیزینسی پیدا کنند. توجه به آمار زیر می‌تواند تا حدودی اهمیت رسانه‌ها و اعداد بزرگ در آن‌ها را نشان بدهد:

  • گوگل: یک میلیارد جستجو در هر ثانیه
  • ایمیل: ارسال ۸ میلیارد ایمیل در روز
  • اینترنت: دسترسی بیش از ۴ میلیارد نفر به اینترنت پرسرعت
  • شبکه‌های اجتماعی: بیش از ۳٫۵ میلیارد عضو
  • توئیتر: ۳۰۰ میلیون توئیت در هر روز
  • پخش ویدئو آنلاین: تماشای ۱۲٫۲ میلیارد ویدئو در ماه
  • و..

اعداد فوق تنها نمونه‌های محدودی از شگفتی‌های فضای مجازی هستند. این اعداد بزرگ می‌توانند نتایج بزرگی را با خود به همراه بیاورند. به عنوان مثال فرض کنید اگر یک فروشگاه اینترنتی در روز تنها ۱ میلیون نفر بازدید داشته باشد و تنها یک هزارم(۰٫۰۰۱) آن‌ها تبدیل به خریدار شوند، این فروشگاه اینترنتی می‌تواند ۱۰۰۰ مورد فروش روزانه را تجربه کند. اگر هر فروش بطور میانگین ۵۰۰۰۰ تومان سود داشته باشد، این فروشگاه روزانه بیش از ۵۰ میلیون تومان سود نصیب مدیران خود خواهد کرد.

اگر شما هم به فکر راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید باید یک رسانه اختصاصی برای خود داشته باشید. محتوای زیر می‌تواند به شما دیدگاهی سازنده در این زمینه بدهد:
نقش رسانه در کسب و کارهای امروزی

چرا برندینگ مهم است؟

در هر بازاری، برندهای پیشرو سودآوری زیادی دارند زیرا آن‌ها می‌توانند مشتریان زیادی را به سمت خود جلب کنند. توجه به عملیات برندسازی می‌تواند شانس بسیاری را برای یک فعالیت تجاری بوجود آورد. امّا سئوال اساسی این است که چرا کسب و کارهای زیادی، شانس بِرند شدن و کسب درآمد میلیونی را ندارند و چرا قانون اعداد بزرگ نمی‌تواند برای همه کارگشا باشد.

ترس بزرگترین چالش در عملیات برندسازی

همانطور که در بالا گفتیم اعداد بزرگ می‌توانند نتایج شگفت‌انگیزی را برای کسب و کارها بوجود آورند. امّا واقعیت این است که همه نمی‌توانند صاحب این اعداد بزرگ بزرگ شوند یا اینکه اگر هم صاحب این اعداد شوند نمی‌توانند از آن‌ها در کسب و کار خود استفاده کنند.

تنها کسب و کارهای معدودی هستند که می‌توانند از اعداد بزرگ استفاده لازم را ببرند زیرا آن‌ها به درجه بالایی از شجاعت و ریسک‌پذیری ریسده‌اند و ترس خود را کنار گذاشته‌اند. ترس مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای امروزی می‌باشد. باید بدانیم که برنینگ برپایه جلب توجهات عمل می‌کند. بنابراین هرچه ما ترسوتر باشیم، ریسک کمتری می‌کنیم. این خطرپذیری کم، باعث کاهش توجهات به کسب و کار ما خواهد شد.

انتقاد ناپذیری، ترس به همراه می‌آورد

دلیل اصلی ترسیدن این است که کسب وکارها معمولا از انتقادات، هراسان هستند و سعی می‌کنند به شیوه‌های مختلفی از تیرهای انتقادی دیگران به دور بمانند. در هر کسب‌وکاری می‌توان یکی از دو استراتژی زیر را در پیش گرفت:

  1. نامرئی و ناشناس بمانیم و از انتقادات به دور باشیم.
  2. بزرگ و منحصربفرد باشیم و خود را در معرض قضاوت شدن قرار دهیم. انتقادات را بشنویم و با بهبود مستمر خود، مسیر رشد و تعالی را دنبال کنیم.

باید توجه داشته باشیم که برای رشد و برجسته‌شدن در حوزه کاری خود نیازمند انتقادات هستیم. انتقادات نشان‌دهنده نقاط ضعف و قوت هر برندی می‌باشد و این نقدها هستند که می‌تواند جلوی لغزش‌های بزرگ را از کسب و کارها بگیرند.

یک برند به تنهایی نمی‌تواند درک کند که چگونه می‌تواند موفق شود. راهنمایی‌هایی که مشتریان، شرکا، کارمندان و حتی رقبای تجاری به یک سازمان می‌نمایند بهترین شانس‌ها را برای برندینگ و موفقیت می‌دهند. فراموش نکنیم که هیچ برندی در یک شب بوجود نخواهد آمد. این نظرات جمعی و حتی انتقادات تخریبی هستند که برند را در گذر زمان صیقل خواهند داد و آن را به بهترین شکل خواهند ساخت.

۵ نکته مهم در عملیات برندسازی

برای اینکه بتوانیم یک برند موفق را بوجود بیاوریم، ضروری است تا به نکات زیر توجه داشته باشیم:

۱- تحقیقات بازار

قبل از اینکه به سراغ برندسازی و تبلیغات گسترده برویم باید ابتدا بازار و پرسونای مشتریان خود را بشناسیم. تحقیقات بازار(Market Research) که زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) می‌باشد می‌تواند اطلاعات خوبی را به ما بدهد و در تدوین استراتژی‌های کسب وکاری ما تاثیر بگذارد.

۲- ارتباطات و تعامل با مشتریان

موضوعی که در برندسازی باید مدنظر قرار گیرد، داشتن ارتباطات موثر با مشتریان فعلی یا مشتریان بالقوه می‌باشد. راه‌اندازی واحد روابط عمومی در هر کسب وکاری می‌تواند زمینه‌ساز خوبی برای عملیات برندسازی باشد. پاسخگویی همیشگی به مخاطب موضوعی است که باید همیشه مدنظر یک برند تجاری باشد.

۳- ارائه مزیت رقابتی

هر برندی باید براساس یک ارزش رقابتی شکل بگیرد. این ارزش باید برتری آن کسب وکار را نسبت به سایر رقبا نشان بدهد. این مزیت رقابتی باید در نام برند و حتی شعارهای تبلیغاتی نمود پیدا کند.

۴- استراتژی برند

بسیار حائز اهمیت است که در فعالیت‌های تجاری یک چارچوب و اصول خاص را دنبال کنیم. هر برندی شامل اهدافی تجاری یا غیرتجاری می‌شود. اینکه بدانیم از چه طریقی، با کمک چه ابزاری و به چه شیوه‌ای باید به این اهداف برسیم بسیار مهم است. به همین دلیل داشتن سند استراتژی‌های کلان برای هر برندی الزامی است.

یک محتوای تکمیلی: آشنایی با مفهوم و کاربرد استراتژی

۵- هویت و جایگاه برند

هر سازمانی یک احساس نسبت به خود ایجاد می‌کند که این حس هویت برند را تشکیل می‌دهد. هویت برند بر روی جایگاه برند در بازار و بین رقبا تاثیر می‌گذارد. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در شکل‌گیری هویت برند دارد. پس زمانی که می‌خواهیم عملیات برندسازی را شروع کنیم باید به ساختار و فرهنگ سازمانی توجه کافی را داشته باشیم.

انواع مدل‌های برندسازی

عناصر مهم در برندسازی

در شکل بالا عناصر مهم در برندسازی را مشاهده می‌کنید. یک سازمان با توجه به شرایط خود ممکن است انواع مختلفی از برندسازی را تجربه کند. مهمترین مدل‌های برندسازی برای یک کسب و کار شامل موارد زیر می‌شوند:

۱- برندینگ اسمی(Name Brand Recognition)

در این نوع از برندسازی، سازمان سعی می‌کند تا نام خود را در بازار و در بین رقبا مطرح کند. یکی از اصول مهم در این برندسازی این است که رنگ سازمان، نام و لوگوی شرکت در اذهان مخاطبان نقش ببندد. تبلیغات و اقناع مخاطبان در پذیرش این نوع از برندینگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

۲- برندینگ منفرد(Individual Branding)

برندینگ محصول

در بعضی از شرایط یک شرکت تصمیم می‌گیرد علاوه بر برند سازمانی، یک محصول را هم برند نماید. به همین دلیل از برندینگ منفرد برای معرفی یک محصول خاص به عموم مخاطبان استفاده می‌کند. برند شدن یک محصول می‌تواند باعث ارتقاء جایگاه برند اصلی و فروش سایر محصولات آن برند شود.

۳- برندینگ نگرشی(Attitude Branding)

نگرش افراد نسبت به یک برند یا یک محصول بسیار مهم است. در برخی از مواقع لازم است تا نام یک برند با یک ویژگی خاص عجین شود. مثلا برند دوستدار طبیعت یا برند حامی ورزشکاران.

۴- برندینگ بدون برند(No-Brand Branding)

برخی از اوقات نیاز است تا محصولات یا خدماتی بدون توجه به برند عرضه شود. این محصولات که عموما حفظ سادگی در آن‌ها اهمیت بیشتری از برندسازی دارد.

۵- توسعه برند(Brand Extension)

توسعه برند

یک برند ممکن است نیاز به توسعه پیدا کند. در بازارهای بین المللی یا بازارهای جدید نیاز است تا برند مجدد عملیات برندسازی را پیاده نماید.

۶- برندینگ از طریق جمع‌سپاری(Crowd Sourcing)

در این روش از مشتریان برای توسعه یک برند استفاده می‌شود. به جای اینکه هزینه‌های سنگین تبلیغاتی صورت پذیرد، سعی می‌شود با مشارکت دادن مشتریان وفادار، عملیات برندسازی توسط آن‌ها شکل بگیرد. این شیوه برندینگ شباهت زیاد با روش بازاریابی دهان به دهان دارد.

۷- برندینگ مشارکتی(Co-Branding)

برخی از اوقات دو یا چند برند با یکدیگر همکاری می‌کنند تا یک مفهوم خاص را در جامعه نهادینه کنند. این نوع از برندینگ می‌تواند هم اهداف تجاری را در برگیرد و هم به جهت اطلاع‌رسانی یا فرهنگ‌سازی مورد استفاده قرار گیرد.

۸- برندینگ شخصی(Personal Branding)

در این نوع از برندسازی سعی می‌شود تا با استفاده از اعتبار اشخاص، به تحقق اهداف سازمانی پرداخته شود. می‌توان از اعتبار مدیرعامل یا اعضای هئیت مدیره برای معرفی یک محصول یا خدمت جدید استفاده کرد. اینفلوئنسرمارکتینگ نیز براساس برندینگ شخصی افراد مطرح در حوزه‌های مختلف شکل می‌گیرد.

آشنایی با ۱۰ قانون طلایی در پرسونال برندینگ یا همان برندسازی شخصی

و در پایان..

هر برندی باید تلاش کند تا برای خود یک قبیله بسازد. قبیله‌ای که در شرایط سخت حامی و پشتیبان او باشند. برندهای موفق سعی می‌کنند با ایجاد شبکه‌ای از مشتریان خود، هسته اصلی بازاریابی را شکل دهند. جامعه‌ای که برندها برای خود بوجود می‌آورند به عنوان یک بلندگویی رسا و واحد، صدای برند را به گوش همه خواهد رساند. هرچه این جامعه قوی‌تر باشد شانس بیشتری برای دیده شدن و موفقیت برند بوجود خواهد آمد. پس هر برندی باید رشد خود را در پیشرفت و ارتقاء جایگاه مشتریان خود ببیند.

تحقیقات بازاریابی ، راهکاری برای بهبود فضای کسب و کار

کسب و کارهای امروزی بیش از هر چیزی مخاطب‌محور هستند. مدیرانی که به دنبال رشد هستند به خوبی می‌دانند تامین نیازهای واقعی مخاطبانشان می‌تواند باعث رضایت بیشتر آن‌ها شود. رضایت مشتری، ابزاری برای کسب شهرت و اعتبار برای یک برند می‌باشد. تحقیقات بازاریابی یک شیوه اصولی و نسبتا کم‌هزینه برای شناسایی نیازمندی‌های مخاطبان می‌باشد.

تحقیقات بازاریابی

یکی از مشکل‌های جدّی استارت‌آپ ها برای ورود به بازار، عدم شناخت از مخاطبان، نیازها و طریقه ارتباط‌گیری با آنان می‌باشد. با کمک تحقیقات بازاریابی می‌توان اطلاعات ارزشمندی درباره مشتریان بالقوه یک کسب و کار جمع‌آوری کرد. این اطلاعات می‌تواند از مرحله طراحی محصول/خدمت تا مراحل بازاریابی و فروش یاری‌دهنده مدیران کسب و کار باشد.

پیش نیاز این محتوا: بازاریابی و جایگاه آن در توسعه کسب و کارها

تحقیقات بازاریابی چیست؟

تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) شامل جمع‌آوری، آنالیز و تفسیر منظم داده‌های مرتبط با شرایط بازار است. در تحقیقات بازاریابی به دنبال شناسایی عوامل مهم در تغییر رفتار مصرف‌کنندگان هستیم. عوامل مهم در تغییر رفتار مصرف‌کنندگان می‌تواند ترکیبی از محصول، قیمت، مکان و نوع تبلیغات باشد.

عوامل موثر بر تغییر رفتار مشتری

بازاریابان باید اطلاعات کاملی در مورد دلایل تغییرات در بازار را در اختیار داشته باشند. تغییرات ناگهانی در سلایق و ترجیهات مشتریان می‌تواند یک کسب و کار را تا مرز نابودی به پیش ببرد.

اهداف تحقیقات بازاریابی

تحقیات بازاریابی به دنبال دستیابی به اهداف کلیدی زیر می‌باشد:

  1. شناخت فرصت‌ها و چالش‌های احتمالی در آینده به هدف کاهش ریسک‌ها
  2. کسب اطلاعات دقیق از رقبا و مزیت‌های رقابتی آن‌ها
  3. نیازسنجی دقیق از مشتریان و ارائه محصول یا خدمتی متناسب با نیاز و تقاضای آن‌ها
  4. یافتن سنجه‌های مرتبط با بیزینس برای تحلیل وضعیت رشد کسب و کاری
  5. شناسایی راه‌های بازاریابی موثر و اجرای کمپین‌های تبلیغاتی با کمترین هزینه
  6. پیش‌بینی حجم مورد نیاز به یک محصول یا خدمت در بازار
  7. ارتباط و شبکه‌سازی با مخاطبین(واحد روابط عمومی می‌تواند فعالیت خود را از همین مرحله شروع کند)
  8. یافتن شیوه‌های اصولی و رقابتی برای قیمت‌گذاری محصولات یا خدمات
  9. پیش‌بینی فروش و میزان درآمد احتمالی برای برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و ارائه گزارشات به هئیت مدیره

تحقیقات بازار یا تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازار(Market Research) را می‌توان زیرمجموعه‌ایی از تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) دانست. تحقیقات بازاریابی طیف وسیعی از فعالیت‌ها را در بر‌می‌گیرد که تحقیقات بازار هم زیرمجموعه آن است.

در بازاریابی، ما به دنبال یافتن بازار، بازارسازی، و بازارداری هستیم. این در حالی است که در تحقیقات بازار ما به دنبال شناخت بازارها، حجم محصولات یا خدمات مورد نیاز بازار، رقبا، مزیت‌های رقابتی و اطلاعاتی از این دست هستیم.

چرخه تحقیقات بازار

چرخه تحقیقات بازار

برای شناسایی بازارهای متناسب با هر کسب وکاری باید به دنبال تحقیقات بازار باشیم. تحقیقات بازاریابی به ما کمک می‌کند تا از مشتریان، رقبا، شرکای تجاری، شیوه‌های بازاریابی، تبلیغات، فروش و بسیاری از مسائل دیگر شناخت پیدا کنیم. تحقیقات بازاریابی یک چرخه همیشگی دارد که هر کسب و کاری باید بصورت مستمر آن را دنبال کند. در ادامه به معرفی این چرخه می‌پردازیم:

۱- تعریف مسئله

هرگاه بخواهیم درباره موضوعی تحقیق کنیم باید ابتدا مسئله، ابعاد، آثار مشکل و بسیاری از مسائل دیگر را تعریف کنیم. در تحقیقات بازار هم اولّین گام این است که تعریف درستی از مشکل داشته باشیم و برنامه تحقیقاتی خود را براساس مشکل تعریف شده تدوین کنیم. در این مرحله توجه به مسائل زیر ضروری است:

  • تعیین اهداف تحقیق
  • شناسایی رویکردهای تحقیقاتی
  • تعیین منابع تحقیقاتی و روش‌های جمع‌آوری اطلاعات
  • تعیین روش‌های ارتباطی با مشتریان یا مدیران اجرایی در تحققات

۲- تدوین طرح تحقیقاتی

بعد از شناخت مسئله، ما باید سعی کنیم به دنبال حل مسئله باشیم. تدوین طرح تحقیقاتی به عنوان یک مستند مهم در تحقیقات بازار محسوب می‌شود. یک طرح تحقیقاتی از مجموعه‌ای از اطلاعات تشکیل می‌شود که از منابع مختلفی جمع‌آوری می‌شوند. این منابع عبارتند از:

  • جمع‌آوری مشاهدات و گزارش‌ها از طریق تحقیقات میدانی و محیطی
  • جمع‌آوری نظرات مشتریان فعلی درباره محصولات آینده با کمک تحقیقات پیمایشی
  • سنجش رفتارهای مشتریان با کمک جمع‌آوری داده‌های رفتاری
  • یافتن روابط علّت و معلولی با استفاده از تحقیقات تجربی
  • یک نمونه اولیه از یک محصول یا خدمت می‌تواند کمک زیادی به تحقیقات بنماید. نمونه‌سازی یک بخش مهم از طرح تحقیقاتی را در بر می‌گیرد. در نمونه سازی بهتر است پاسخ‌های شفافی برای سئوالات زیر داشته باشیم:
    • طرح نمونه را چه کسی/کسانی باید استفاده کنند؟
    • حجم(تعداد) طرح نمونه به چه میزانی باشد؟
    • چگونه اطلاعات مورد نیازمان را از طرح نمونه برآورد کنیم؟

۳- جمع‌آوری اطلاعات

جمع آوری اطلاعات

یکی از پرهزینه‌ترین بخش‌ها در هر تحقیقی، جمع‌آوری اطلاعات دقیق و شفاف است. یک محقق باید به دنبال روش‌های اصولی برای جمع‌آوری اطلاعات متناسب با تحقیق خود باشد. ممکن است اطلاعات مخدوش، تکراری یا نامرتبط، صحت تحقیقات را به خطر بیندازد. جمع‌آوری اطلاعات کار ساده‌ای نیست چون که:

  1. عدم شناسایی پرسوناهای درست
  2. عدم دستیابی به مخاطبان یا منابع متناسب با تحقیق
  3. عدم تمایل به پاسخ‌دهی مخاطبان یا مشتریان فعلی
  4. غرض‌ورزی مخاطبان یا انتخاب نادرست نمونه‌های تحقیقاتی
  5. و..

روش‌های جمع‌آوری اطلاعات

در فرآیند تحقیقات بازاریابی یکی از مهمترین بخش‌های تحقیق، جمع‌آوری اطلاعات(Data Collection) می‌باشد. داده‌ای که برای اولیّن بار توسط محقق جمع‌آوری می‌شود داده اولیه یا اصلی(Primary Data) نامیده می‌شود.داده‌های که از پردازش بر روی این داده‌های اولیه استخراج یا استنتاج می‌شود داده ثانویه(Secondary Data) نامیده می‌شود.

استخراج داده‌های اصلی

برای استخراج داده‌های اصلی در یک تحقیق بازاریابی، محقق می‌تواند از روش‌های زیر استفاده کند:

  1. مصاحبه: متدوال‌ترین روش جمع‌آوری اطلاعات در تحقیقات بازاریابی می‌باشد که در آن مصاحبه‌کننده شخصا از طریق فرم ‌های آنلاین، ایمیل یا تلفن از پاسخ‌دهندگان سئوال می‌کند تا اطلاعاتی را بدست آورد.
  2. تکنیک دلفی: در این روش محقق، اطلاعاتی را از خبرگان و متخصصین در یک حوزه خاص کسب می‌کند و تحقیق را بر مبنای این اطلاعات به پیش می‌برد.
  3. تکنیک پروژکتیو: در این شیوه سعی می‌شود از افراد مختلف به شیوه غیرمستقیم اطلاعاتی دریافت شود. این تکنیک خود شامل چندین شیوه مختلف است که برحسب نیاز استفاده می‌شود.
    1. تست تصویری: چند تصویر به شخص نشان داده می‌شود و از او می‌خواهند تا آن چه به ذهنش می‌رسد را در توصیف عکس بیان کند.
    2. بازی نقش: در این شیوه به پاسخ‌دهندگان موقعیّتی تخیلی داده می‌شود و از آن‌ها می‌خواهند که در صورت واقعی بودن شرایط چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهند.
    3. تکمیل کارتون: تصاویر کارتونی و ناقص به افراد نشان داده می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود تا ایده‌ها و نظرات خود را درباره شخصیت‌ها بیان کنند.
    4. مجموعه کلمات: مجموعه‌ای از کلمات به مخاطب ارائه می‌شود و سپس از مخاطب می‌خواهند تا با شنیدن یک کلمه آن چه به ذهنش می‌رسد را بیان کند.
    5. تکمیل جمله: محقق جملاتناقص را برای پاسخ‌دهندگان فراهم می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد تا آن را کامل کنند، این کار برای بررسی ایده‌های پاسخ‌دهندگان انجام می‌شود.
  4. مصاحبه گروهی: گروه‌های کوچک ۶ تا ۱۲ نفری در یک مکان دور هم جمع می‌شوند. هر فرد گروه نظر خود را درباره موضوع مورد بحث می‌گوید و سعی می‌شود تا به یک جمع‌بندی برسند. این مصاحبه یک گرداننده دارد که از تیم محققین می‌باشد.
  5. شیوه پرسشنامه: پرسش‌نامه یک راه ساده و مطمئن برای جمع‌آوری داده‌ها می‌باشد. در یک پرسش‌نامه مجموعه‌ای از سئوالات مربوط به یک مشکل قرار داده می‌شود. این روش از آن جهت مناسب است که در یک مدّت زمان کم می‌توان حجم زیادی از اطلاعات را جمع‌آوری کرد. با کمک فرم‌های آنلاین می‌توان به راحتی داده‌های موجود در پرسش‌نامه ها را دسته‌بندی و پردازش کرد.
استخراج داده‌های ثانویه

این داده‌ها را می‌توان از منابع مختلفی استخراج کرد. مهمترین منابعی که برای استخراج داده‌های ثانویه استفاده می‌شوند عبارتند از:

  • گزارش‌های فروش
  • صورت‌های مالی
  • اطلاعات مشتریان(نام، سن، جنسیت، اطلاعات تماس و آدرس)
  • اطلاعات استخراجی از شرکت‌های همکار
  • گزارشات و بازخوردهای فروشندگان یا توزیع‌کنندگان یک محصول خاص
  • گزارشات استخراجی از سیستم‌های مدیریت اطلاعات (MIS)
  • سرشماری‌های عمومی دولت(نظیر نفوس و مسکن، آمارهای اداره بازرگانی یا آمار تو.لید محصولات کشاورزی و..)
  • اطلاعات ادارات دولتی(تامین اجتماعی، دارایی و..)
  • مجلّات تجاری
  • وب‌سایت ها و شبکه‌های اجتماعی
  • کتاب‌ها

یکی از مزایای داده‌های ثانویه این است که به راحتی در دسترس است و از این جهت زمان کمتری صرف جمع‌آوری اطلاعات می‌شود. این نوع از اطلاعات ارزان هستند ولی قابلیت اطمینان به آن‌ها کمتر است.

۴- آنالیز اطلاعات

پس از جمع‌آوری اطلاعات، مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات شروع می‌شود. استفاده از تکنیک‌های آماری نظیر محاسبه میانگین و اندازه‌گیری پراکندگی از روش‌های شایعی است که در این فاز مورد استفاده قرار می‌گیرند.همچنین استفاده از مدل‌های شبیه‌سازی، سیستم‌های تصمیم‌یار و الگوریتم‌های یادگیری می‌تواند به محقق کمک نمایند.

۵- ارائه یافته‌ها

ارائه یافته ها

هر تحقیقی به هدف ارائه به افراد یا سازمان‌های خاصی تهیه و تدوین می‌شود، به همین دلیل نتایج تحقیق بایستی به ذی‌نفعان تحقیق ارائه گردد. در این مرحله می‌توان نتایج بدست آمده از تحقیق را به مدیران ارشد سازمانی ارائه کرد تا امکان نزدیک‌شدن به فاز تصمیم‌گیری بوجود بیاید.

۶- تصمیم‌گیری، اجرا و کنترل

این آخرین مرحله از تحقیقات بازار است. با استفاده از یافته‌ها و براساس سیاست‌های سازمانی، مدیران تصمیم به تولید یا ارائه محصولات/خدمات جدید براساس طرح تحقیقاتی می‌نمایند. این مرحله حساسیت زیادی دارد و همچنان پرونده تحقیقات بازار باز باقی می‌ماند. اجرا درست و جزبه جز طرح باید مورد نظارت قرار بگیرد و براساس بازخوردهای دریافتی از بازار باید محصولات/خدمات بهبود پیدا کنند.

اهمیت تحقیقات‌بازاریابی برای کسب و کارها

اهمیت تحقیقات بازاریابی

در حال حاضر، هزینه راه‌اندازی یک کسب و کار به شدّت بالا است و از طرفی دیگر با توجه به رقابت شدید در بازار، تنها تعداد محدودی از کسب و کارها شانس موفقیت در بازار را خواهند داشت. بدون تحقیق فعالیتی را آغاز کردن در تجارت امری غیرمنطقی محسوب می‌شود، بنابراین افراد سعی می‌کنند براساس مستندات به سراغ یک بیزینس بروند و سرمایه و زمان خود را بی‌دلیل به هدر ندهند.

بهترین راه برای اینکه ظرفیت بازار را در یک زمینه خاص بسنجیم استفاده از تحقیقات‌باازاریابی است. در حال حاضر شرکت‌های بسیاری هستند که به عنوان کارگزار می‌توانند تحقیقات بازاریابی را برای شرکت‌های کوچک و متوسط که امکانات کافی در اختیار ندارند را انجام دهند. این شرکت‌ها با استفاده از کارشناسان مجرّب هزینه‌های تحقیقات را به حداقل کاهش می‌دهند.

فراموش نکنیم که اگر تحقیقات بازاریابی به درستی انجام شود می‌توان از آن به عنوان یک سند رسمی برای تحقیقات آینده یا کاربردهای دیگر در سازمان استفاده کرد.

انواع تحقیقات بازاریابی

با توجه به اهدافی که ما داریم، می‌توانیم از انواع شیوه‌های تبیلغاتی استفاده کنیم. در ادامه به بررسی چند شیوه تحقیقاتی شایع در بازاریابی می‌پردازیم:

۱- تحقیقات اکتشافی

محقق در شرایطی که اطلاعات کم و ناقصی در مورد یک مسئله دارد از این شیوه استفاده می‌کند. وی ابتدا با تحقیقات خود یک بینش کلی در باره مشکل پیدا می‌کند. محقق در این شیوه تحقیقاتی تمامی پیش‌فرض‌های قبلی را از ذهن خود پاک می‌کند و بیطرفانه به مشکل نگاه می‌کند. او ایده‌های بسیاری را برای خود لیست می‌کند و به مرور ایده‌های غیرعملی را کنار می‌گذارد و به دنبال راه‌حلی می‌گردد که قابلیّت پیاده‌سازی داشته باشد.

۲- تحقیقات توصیفی

در این نوع از تحقیق سعی می‌شود با آزمایش فرضیّات، پاسخ‌های دقیقی برای یک مشکل پیدا شود. هدف از این نوع از تحقیق در بازاریابی، اندازه‌گیری میزان وقوع احتمالات مختلف می‌باشد. شناسایی میزان تاثیر متغییرهای مختلف در شرایط بازار در این نوع از تحقیق امکان‌پذیر خواهد بود.

۳- تحقیقات عِلّی

این نوع از تحقیق را می‌توان برای شناسایی علّت‌ و معلول در متغییرهای مختاف بکار گرفت. در این شیوه تحقیقاتی میزان تاثیر یک متغییر در سایر متغییرها مورد بررسی قرار می‌گیرد. به عنوان مثال تغییر رنگ دکمه‌های خرید در یک فروشگاه اینترنتی تا چه میزانی بر روی فروش یک فروشگاه تاثیر دارد.

۴- تحقیقات پیش‌بینی کننده

این نوع از تحقیق به هدف پیش‌بینی تغییرات در بازار انجام می‌شود. در این شیوه، میزان تاثیر متغییرهای مختلف در کل بازار مورد بررسی قرار می‌گیرد. مطرح‌ترین مدل‌های تحقیقات پیش‌بینی کننده عبارتند از:

  • پیش‌بینی میزان رشد بازار
  • پیش‌بینی بحران‌های مالی
  • پیش‌بینی فروش در ۶ ماه آینده
  • پیش‌بینی استقبال از محصول جدید
  • و..

۵- تحقیقات کمّی

در تحقیقات کمّی بیشتر با واقعیات و داده‌های عددی سر و کار داریم و چندان توجهی به احساسات، نظرات و نگرش‌های افراد نداریم. در این مدل تحقیقی سعی می‌شود تا براساس داده‌ها، استنتاج‌های ریاضی و آماری صورت پذیرد و با استناد به آمار به تفسیر ترجیهات مشتریان پرداخته شود.

۶- تحقیقات کیفی

در این شیوه، محقق درگیر احساسات، نگرش‌ها، عقاید و افکار فردی می‌شود تا بتواند یک مدل رفتاری مشخص را برای انواع مشتریان استخراج کند. در این مدل تحقیقاتی به دنبال دلایل روانشناختی و احساسی هستیم و سعی می‌کنیم با تاثیر بر روی چنین متغییرهایی، انگیزه و نگرش‌های مشتریان را طوری جهت‌دهی کنیم که اهداف تجاری کسب و کار برآورده شود.

کشف نیاز مشتری

یکی از مهمترین موضوعات در بازاریابی، شناخت نیازهای واقعی مشتریان می‌باشد. مشکل بسیاری از کسب و کارها این است که خود را جای مشتری می‌گذارند و سعی می‌کنند آن چیزی که برای آن‌ها مناسب و سودآور است را در اختیار مشتری خود قرار دهند. این در حالی است که تقاضا، نیاز و خواسته یک مشتری ممکن است با کالا یا خدمتی که در اختیار او گذاشته می‌شود کاملا متضّاد باشد.

کشف نیاز واقعی مشتریان

هدف اصلی در کشف نیاز مشتری این است که فرضیه‌های اولیّه‌ای که یک مدیر درباره یک محصول در ذهن خود دارد را با واقعیّات بسنجد. کسب و کارها برای اینکه موفق شوند و ماندگار باشند باید درک عمیقی از نیاز مشتریان خود پیدا کنند. راهکارهای زیر به کسب و کارها کمک می‌کند تا بتوانند نیازهای مشتریان خود را بهتر بشناسند:

  1. راهی برای ارتباط موثر با مشتریان خود پیدا کنید.
  2. اعتماد مشتری را جلب کنید و حرف او را به خوبی بشنوید.
  3. مانند یک مشاور عمل کنید و بهترین راهنمایی‌ها را به مشتریان خود ارائه کنید.
  4. از مشتریان سئوالات مناسب بپرسید تا بتوانید نیازهای آن‌ها را به خوبی جواب بدهید.
  5. کشف نیاز یک چرخه همیشگی است زیرا نیازمندی‌های مشتریان لحظه به لحظه تغییر می‌کند.
  6. از نظرات صاحب‌نظران برای تشخیص نیازهای مشتریان بهره ببرید.

بازاریابی، بازارداری یا بازارسازی

مفهوم واقعی مارکتینگ

نکته مهم در یک بیزینس این است که همیشه همه چیز برای ما مهیّا و آماده نیست. برخی از اوقات کسب و کارها باید بازار جدیدی برای خود بسازند(بازارسازی). برخی از زمان‌ها نیاز است تا بازار موجود را حفظ کنیم(بازارداری). البتّه در شرایطی هم به سراغ پیداکردن بازارهای جدید خواهیم رفت(بازاریابی).

واژه Marketing در ادبیّات آمریکایی معنای گسترده‌ای دارد. مارکتینگ را می‌توان یافتن بازر، معرفی محصول، ارتباط با مشتری و حفظ مشتری، تعامل با مصرف‌کنندگان، جایگاه‌سازی و ایجاد برند دانست. بنابراین هنگامی که ما از بازاریابی صحبت می‌کنیم در واقع باید بازارداری و بازارسازی را هم مدنظر قرار دهیم.

عوامل تاثیرگذاری بر روی مشتری

تکنیک LOCATE، شیوه‌ای برای تعامل بهتر با مشتریان و شناخت نیازهای آنان می‌باشد، این تکنیک از ابتدای حروف نامش تشکیل شده است.

تکنیک LOCATE
  • Listen: به صحبت‌های مشتری به خوبی گوش دهید.
  • Observe: به مشتری و شرایط محیطی که او در آن قرار گرفته است توجه کنید.
  • Combine: صحبت‌ها، دیدگاه‌ها و شنیده‌ها را با شرایط محیطی ترکیب کنید.
  • Ask Question: از سئوال کردن خسته نشوید زیرا هر پرسشی می‌تواند یکی از نیازهای پنهان مشتری را برای شما آشکار کند.
  • Talk to Others: با متخصصین در مورد نیازهای مشتریان خود صحبت کنید.
  • Empathize: از چشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.

تدوین مجدد استراتژی‌ها بازاریابی با کمک مارکتینگ ریسرچ

شکست در بازار موضوعی است که می‌تواند حیات یک کسب و کار را با تهدیدات جدّی موجه کند. کسب و کارهای نوپا برای ورود به بازار باید دارای استراتژی‌های مشخصی برای بازاریابی باشند. تعیین استراتژی کار ساده‌ای نخواهد بود زیرا که استراتژی را باید باتوجه به چشم‌اندازهای موجود در بازار تعیین کرد.

به همین دلیل است که تحقیقات بازاریابی اهمیت بسیاری می‌یابد. زیرا اطلاعات می‌تواند یک چشم‌انداز(View) خوبی به مدیران بدهد تا بهترین استراتژی‌ها را برای سازمان خود برگزینند.

ساخت رسانه و درآمدزایی از آن

در چندسال اخیر شاهد تغییرات گسترده‌ای در رسانه‌های دیداری و شنیداری بوده‌ایم. حرکت از سوی رسانه‌های سنتی و بزرگ(مانند رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها) به سمت رسانه‌های مدرن و کوچک(وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی) در بین جامعه و کسب و کارها در حال بوقوع پیوستن است. در حال حاضر بیزینس‌های نوپا سعی می‌کنند با ساخت رسانه هایی مختص به خود، در بازارهای رقابتی حضور جدّی‌تری پیدا کنند.

چرا نیاز است تا ما کسب و کار خود را به یک رسانه تبدیل کنیم؟

ساخت رسانه برای رشد کسب و کار

درگذشته نه‌چندان دور کسب و کارهایی موفق بودند که می‌توانستند سرمایه مورد نیاز برای تبلیغات در رسانه‌های جمعی مطرح را تامین کنند. معرفی یک محصول در تبلیغات تلویزیونی یا مجلات کثیرالانتشار می‌توانست شانس خرید آن محصول یا خدمت را افزایش دهد.

یک محتوای مرتبط: آشنایی با اصول تبلیغات در کسب و کارها

اگرچه هنوز هم رسانه‌های سنتی نظیر رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلّات وبیلبوردهای تبلیغاتی اثربخشی بالایی دارند امّا هزینه‌های بالایی که این نوع از تبلیغات برای کسب و کارهای نوپا به همراه می‌آورند موجب شده است تا آن‌ها به سراغ ساخت یک رسانه برای خود بروند.

داشتن رسانه نقطه تمایز استارتاپ‌ها با مشاغل سنتی

نقش رسانه در استارتاپ ها

ساخت رسانه برای استارت‌آپ ها می‌تواند علاوه بر ایجاد پلن‌های جدید درآمدی، آن‌ها را از شرّ هزینه‌های سنگین تبلیغات رها سازد. رسانه‌ها مانند آهن‌ربایی قوی مخاطبان یک کسب و کار را به سوی صاحبان رسانه می‌کشاند. جذب مخاطبان می‌تواند شانس تبدیل‌شدن آنان به مشتریان وفادار را افزایش دهد.

گسترش گوشی‌های هوشمند، اینترنت، تقویت دوربین‌های دیجیتالی، پیام‌رسان های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی شانس رشد و موفقیت رسانه‌های کوچک ولی تاثیرگذار را به شدت افزایش داده است.

تبدیل رسانه‌ها به بیزینس و بیزینس‌ها به رسانه

اصحاب رسانه‌های سنتی به تجربه و فراست دریافته‌اند که اقبال جامعه به مدیاهای آن‌ها کم شده است و دیگر نمی‌شود از یک رسانه مانند گذشته توقع درآمدزایی داشت. به همین دلیل آن‌ها هم به دنبال ایجاد بیزینس‌های جدیدی در دل رسانه‌های خود رفته‌اند. رسانه‌ها علاوه بر مدل‌های درآمدی مرسوم(تبلیغات، تولید خبر و رپورتاژآگهی) به مدل‌های درآمدی جدید(فروشگاه اینترنتی، همکاری در فروش، اسپانسری، برگزاری سمینار و کارگاه‌های آموزشی و..) روی آورده‌اند.

یک محتوای کاربردی: آشنایی با جایگاه خبر و خبر نویسی در وبلاگ‌ها

از دیگر سو، کسب و کارها هم پی برده‌اند که برای موفقیت بیشتر باید رسانه‌ای مختص به خود داشته باشند. این رسانه می‌تواند مخاطبانی هدفمند را برای یک برند بیابد و در بین آن‌ها محبوب شود. این محبوبیت می‌تواند علاوه بر مزایای مالی به حُسن شهرت و برندینگ یک کسب و کار نیز کمک کند.

نقش میکرورسانه‌ها در آینده تجاری جهان

میکرو رسانه ها

هم‌اکنون هزینه راه‌اندازی یک میکرو رسانه کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است. میکرو رسانه‌ها سایت، اپلیکیشن‌های موبایلی، وبلاگ یا پیج‌هایی در رسانه‌های اجتماعی هستند که می‌توان با کمک آن‌ها به بازاریابی یک محصول یا خدمات پرداخت. در بسیاری از شرایط این میکرو رسانه‌ها تاثیرگذاری بیشتری از رسانه‌های جمعی و گسترده برروی مخاطبان دارند.

مزیت میکرو رسانه‌ها این است که می‌توان آن‌ها را با کمترین امکانات راه‌اندازی کرد. حتی نیازی به وجود یک بیزینس پلن(طرح تجاری) هم نمی‌باشد. رسانه‌ها مانند یک زمین آماده کشت هستند که با کشت بذر(محتواها) می‌توان انتظار برداشت محصول(درآمدزایی) داشت. استارتاپ‌های خلاق به خوبی دریافته‌اند که رسانه و بیزینس آن‌ها مکمل یکدیگر می‌باشند و با کمک یک رسانه می‌توان ایده‌های مختلفی را پیاده‌سازی کرد و شانس موفقیت را افزایش داد.

۶ گام مهم برای ساخت رسانه اختصاصی

ممکن است شما یک بیزینس کوچک ولی مختص خود داشته باشید یا به پرورش اید‌های ناب در یک زمینه خاص بپردازید یا ممکن است دانش یا مهارت خوبی در یک رشته داشته باشید. اگر چنین است، شما شانس زیادی برای راه‌اندازی رسانه تخصصی خود دارید. رسانه به شما کمک می‌کند تا در بین همکاران خود(یا حتی رقبایتان) بهتر دیده شوید و شرایط رشد سریع‌تر شما فراهم آید. پس در ادامه این پست با ما همراه باشید تا ۶ گام ضروری برای ساخت یک رسانه را با یکدیگر بررسی کنیم:

گام اول: تولید محتوا

هر رسانه‌ای با محتوا زنده خواهد ماند. این مهم است که شما بتوانید محتوایی جذاب تولید کنید به گونه‌ای که مخاطب با محتوای شما درگیر شود و جذب آن شود. برای تولید محتواهای موثر باید به سه نکته زیر توجه کرد:

محتوایی که ما باید تولید کنیم؟
  1. مهارت یا دانش: در تولید محتوا داشتن مهارت یا دانش در آن زمینه تخصیی لازم است. هرچند که می‌توان این مهارت را به فراخور زمان بدست آورد ولی داشتن پیش‌زمینه می‌تواند کمک زیادی به شما بنماید. مثلا فرض کنید من می‌خواهم در حوزه شهر هوشمند محتوا تولید کنم، بهتر است قبل از هر کاری، اطلاعات اولیه‌ای را در این خصوص کسب کنم.
  2. علاقه و انگیزه: علاقمندی نیز موضوع مهمی است. از آن‌جا که تولید محتوا یک کار طولانی مدّت است باید در حوزه‌ای به محتواسازی بپردازیم که علاقه و انگیزه لازم را داشته باشیم. این علاقه در ما کشش لازم برای کار و خسته نشدن را ایجاد می‌کند.
  3. شناخت دغدغه‌های مخاطبان: مخاطب و دغدغه‌های او بسیار مهم است. در هر زمینه‌ای که محتوای خوب تولید شود، مخاطب وجود خواهد داشت امّا چه بهتر آنکه زمینه‌ای را برای تولید محتوا انتخاب کنیم که حداکثر مخاطب را داشته باشد.

نمودار فوق به خوبی نشان می‌دهد که یک نفر باید در چه حوزه‌ای محتوا تولید کند.

محتوای آموزشی: چگونه یک محتوای با کیفیت تولید کنیم؟

گام دوم: سفارشی سازی محتوا

محتوا همیشه پادشاه است. امّا باید توجه داشت که افراد بسیاری می‌توانند این محتوای پادشاه را ایجاد کنند و به دیگران عرضه کنند. در محتواسازی ایجاد تمایز است که می‌تواند یک محتوا را موفق و محتوای دیگر را محکوم به شکست نماید.

محتوایی که شما ایجاد می‌کنید باید دارای یک ارزش ویژه برای مخاطبان باشد. در حقیقت محتوا باید ممهور به مهر شما یا برندتان گردد. همیشه به این سئوال مهم پاسخ دهید که اگر هم‌اکنون تمامی محتواهای شما از صحنه روزگار حذف شوند آیا مخاطب نگران شما و محتواهایتان خواهد شد و به دنبال شما خواهد گشت؟

بیانیه ماموریت رسانه‌ای

بیانیه ماموریت رسانه ای یا استراتژی تولید محتوا

از مهمترین کارهایی که باید در ساخت رسانه مدنظر قرار گیرد، ایجاد بیانیه ماموریتی رسانه می‌باشد. در این بیانیه باید جایگاه رسانه‌ای شما برای خودتان(و حتی مخاطبین شما) مشخص باشد. در بایانیه ماموریت باید به ۳ سئوال زیر پاسخ داده شود:

  1. مخاطب من کیست؟
  2. چه محتواهایی(چه چیزهایی) باید به مخاطب ارائه گردد؟
  3. مخاطب ارائه شده به مخاطب چه فایده‌ای برای او دارد؟

مثلا مجله‌ی incom که در حوزه کارآفرینی فعالیت می‌کند در بیانیه ماموریت خود عنوان می‌کند:

” هدف ما این است که به کارآفرینان اطلاعات لازم در زمینه کسب و کار‌ها را ارائه کنیم و آن را در مسیر رشدشان یاری کنیم.

یک محتوای دیگر: آشنایی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوا

گام سوم: ایجاد پایگاهی از محتواها

هسته اولیّه هر رسانه‌ای را محتوا تشکیل می‌دهد. اگر می‌خواهید برای کسب و کار خود یا اهداف شخصی به ساخت رسانه بپردازید، سعی کنید یک نوع از محتواهای مخاطب‌پسند را تولید کنید و آن‌ها را تنها در یک نوع از پلتفرم‌ها(وبلاگ، رسانه‌های اجتماعی) منتشر کنید.

فرآیند تولید محتوا در یک رسانه

نظم در تولیدمحتوا بسار مهم است. مثلا همیشه در روزهای زوج ساعت ۸ صبح پادکست خود را منتشر کنید. شاید سئوال پیش‌بیاید که چرا نظم تا این مقدار در یک رسانه اهمیت دارد؟
با یک مثال این موضوع را تشریح می‌کنیم. فرض کنید که یک شبکه تلویزیونی سریال خود را در سر زمان‌های مشخص شده‌ای هر روز پخش نکند. آیا مخاطبان او ریزش نمی‌کنند؟ یا فرض کنید یک روزنامه به جای پخش در ساعت ۸ صبح، ساعت ۸ شب در کیوسک‌ها قرار بگیرد؟ مخاطبان چه واکنشی نشان خواهد داد؟
دو مثال فوق از رسانه‌های سنتّی هستند امّا باید توجه داشت که نظم در رسانه‌های مدرن نیز از قانون فوق تبعیّت می‌کند.

باید توجه داشت که محتواسازی یک فرآیند زمان‌بر است. برای اینکه یک رسانه شکل بگیرد باید بین ۱۸ تا ۳۶ ماه بر روی آن کار کرد بدون آن‌که هیچ عایدی قابل‌توجهی برای ما داشته باشد. شرط موفقیت در رسانه‌داری این است که هرگز خسته نشویم و با تمام توان ادامه بدهیم.

گام چهارم: جمع‌آوری اطلاعات مخاطبان

اهمیت اطلاعات مخاطبان

یک رسانه با مخاطبانش سرپا باقی خواهد ماند. بعد از گذشت مدّت زمانی از تولید محتوا، مخاطبان به سراغ شما خواهند آمد. باید دقّت کرد که مخاطب را نباید هرگز رها کنیم. مخاطبی که محتوایی را بخواند و بدون هیچ اقدامی وبلاگ یا پیج ما را ترک کند برای ما هیچ منفعتی نخواهد داشت. به همین دلیل ما به دنبال کسب اطلاعاتی از مخاطب خود هستیم.

در در وبلاگ‌ها با گرفتن ایمیل، شماره همراه یا ثبت پوش نوتیفیکیشن سعی می‌شود تا ارتباط با مخاطب قطع نشود و ارتباط به صورت تعاملی و دو طرفه ادامه داشته باشد. مخاطبان یک رسانه به احتمال زیاد ایمیلی که از سوی یک رسانه ارسال شود را باز خواهند کرد و حتی اقدام مدنظر آن ایمیل را انجام خواهند داد، پس آن‌ها برای یک رسانه بسیار ارزشمند خواهند بود.

گام پنجم: تنوع بخشی به محتوا و تصرّف بازار

در گام سوم تمرکز ما برروی تولید محتوا با یک فرمت و در یک پلتفرم بود. در این گام ما باید به سراغ انواع فرمت‌های محتوایی(متن، پادکست، اینفوگرافیک و ویدئو) و در رسانه‌های مختلف(وبلاگ، کتاب، مجله، همایش، پیام‌رسان ها و شبکه‌های اجتماعی) برویم.

فراگیر بودن یک رسانه به مخاطب حس شهرت واعتبار آن رسانه را القاء می‌کند. از طرفی دیگر می‌توان مخاطبان را از رسانه‌های مختلف به یکدیگر فرستاد و با ایجاد ترافیک شانس دیده‌شدن و موفقیّت را افزایش داد.

برای آگهی از شیوه‌های اقناع در تبلیغات اینجا کلیک کنید

گام ششم: برداشت محصول یا همان کسب درآمد

هر رسانه زمانی می‌تواند به درآمدزایی فکر کند که به حداقل مخاطب قابل اتکا(Minimum Viable Audience) دست پیدا کند. مخاطب قابل اتکا مخاطبی است که به محتواهای شما توجه کافی دارد و واکنش‌های مناسبی را به آن‌ها نشان می‌دهد. ارسال نظر، پاسخ به ایمیل یا حتی درخواست تولید محتوا در یک زمینه خاص، پارامترهایی است که به شما نشان می‌دهد مخاطبانتان قابل اتکا هستند یا نه.

راه موفقیت برای آینده

رسانه‌های امروزی یک بیزینس محسوب می‌شوند. هر چند که هنوز هم شایع‌ترین شیوه درآمدی برای رسانه‌ها تبلیغات محسوب می‌شود امّا برای اینکه یک رسانه به درآمد پایدار برسد باید تبدیل به یک بیزینس شود. البت، همانطور که گفتیم بیزینس‌ها هم برای موفقیت باید تبدیل به یک رسانه شوند.

آشنایی با مدل‌های درآمدی در رسانه‌ها

مهمترین مدل‌های درآمدی در رسانه‌ها عبارتند از:

مدل‌های درآمدی رسانه‌ها
  1. تبلیغات/اسپانسری: تبلیغات شایع‌ترین مدل درآمدی برای یک رسانه است. روش‌های تبلیغات امروزه گسترش بسیاری پیدا کرده‌اند. از تبلیغات بنری، تبلیغات کلیکی، تبلیغات نیتیو تا رپورتاژآگهی در رسانه‌های مختلف صورت می‌پذیرد. گستردگی مخاطب، اثرپذیری و جذب مشتری بوسیله تبلیغات پارامترهای مهم برای ارزش‌گذاری رسانه‌ها می‌باشد.
  2. فروش محصولات/خدمات: اکثر رسانه‌های مجازی امروزی دارای جنبه‌های بیزینسی می‌باشند. وجود فروشگاه اینترنتی در کنار رسانه اصلی، امکان فروش محصولات یا خدمات را برای رسانه‌ها فراهم می‌آورند.
  3. حق عضویت: بسیاری از رسانه‌ها، خدمات تخصصی خود را به ازای دریافت حق‌عضویت در اختیار افراد قرار می‌دهند. نمونه این نوع از رسانه‌ها را در ایران می‌توان سایت متمم معرفی کرد.
  4. کمک‌های مردمی: هرجند که این مدل در ایران زیاد شایع نیست امّا برخی از رسانه‌ها می‌توانند از کمک‌های مردمی یا سازمانی برای درآمدزایی خود استفاده کنند.
  5. برگزاری همایش و دوره آموزشی: برگزاری دوره‌های آموزشی و گردهمایی‌های ماهانه یا سالیانه یکی از راه‌های درآمدزایی برای رسانه‌ها می‌باشد.
  6. همکاری در فروش: امکان فروش محصولات یا خدمات سایت‌های دیگر در رسانه‌ها، با توجه به وجود مخاطب بالا در آن‌ها وجود دارد. همکاری در فروش مدلی است که در آن رسانه‌ها در ازای دریافت درصدی از قیمت فروش محصولات دیگر سایت‌ها به معرفی آن محصولات می‌پردازند.
  7. فروش مجله یا کتاب: معمولا دنبال‌کنندگان رسانه‌ها، افرادی علاقمند به مطالعه و کتاب‌خوانی هستند. بنابراین رسانه‌ها می‌توانند با توجه به این ویژگی مخاطبان به فروش کتاب یا مجلّه(فیزیکی یا دیجیتال) به آن‌ها بپردازند.

کسب و کارهایی قدرتمند با کمک رسانه‌های قدرتمند

باید توجه داشت که رسانه‌ها می‌توانند به راحتی توجه مخاطب را به موضوعات مختلف جلب کنند. این جلب توجه باعث می‌شود تا آن‌ها بتوانند تاثیرگذاری زیادی بر روی مخاطبان خود داشته باشند. نرخ تبدیل مخاطب به مشتری در رسانه‌ها بسیار بالا است. علّت این موضوع هم اعتماد مردم به رسانه‌ها می‌باشد. بنابراین برای موفقیّت در کسب و کار، ساخت یک رسانه توانمند ضرورتی انکارناپذیر می‌باشد.

جایگاه خبر و خبرنویسی در وبلاگ‌ ها

امروزه با گسترش ارتباطات، رسانه‌ها نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و جهت‌دهی به افکار عمومی جامعه پیدا کرده‌اند. سایت‌ها و وبلاگ‌های خبری نیز به عنوان یک رسانه تاثیرگذار می‌توانند در انتقال اطلاعات و اخبار به جامعه جوان ایران موثر واقع شوند. خبرنویسی ، سبکی از تولیدمحتوای متنی می‌باشد که در آن سعی می‌شود به مخاطبان اطلاعاتی در یک زمینه خاص داده شود.

خبرنویسی و تولیدمحتوای وبلاگی

برای موفقیت یک رسانه، بایستی محتوا و پیام آن به صورت حرفه‌ای به مخاطبان انتقال یابد. وبلاگ‌ها و مجلات خبری آنلاین برای جذب حداکثری مخاطب باید اصول حرفه‌ای را رعایت کنند. انتقال نامناسب محتوا به مخاطبان باعث ایجاد تجربه کاربری نامناسب در آن‌ها و عدم مراجعه مجدد به یک رسانه می‌شود. این درحالی است که هر رسانه‌ای اعتبار خود را مدیون خیل‌عظیم مخاطبانش است.

خبر و ارزش‌های خبری

خبر را می‌توان بیان بی‌طرفانه، دقیق و در عین حال صحیح و عینی از یک رویداد دانست. یک خبر باید دارای حداقل یک یا چند ارزش خبری باشد. ارزش‌های خبری در دل یک رویداد قرار دارند که یک خبرنگار با شَم و درک خود آن‌ها را کشف می‌کند. ارزش‌های خبری پایه یک خبر را تشکیل می‌دهند و در ایجاد جذابّیت خبری نقش مهمی را برعهده دارند. ارزش‌های خبری عبارتند از:

۱- شهرت

اشخاص، اشیا و نهادهایی که از شهرت بیشتری برخوردار هستند ارزش خبری بالاتری دارند.

مثال: محمدجواد آذری جهرمی، وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات فردا به مشهد مقدس سفر می کند.

۲- دربرگیری

یک رویداد هرچه بر افراد و گروه‌های بیشتری در جامعه اثر بگذارد دارای ارزش خبری بیشتری است. این اثر می‌تواند مثبت یا منفی، مستقیم یا غیرمستقیم باشد.

مثال: یارانه‌های نقدی از اول اسفندماه دو برابر خواهند شد.(تاثیر بر اکثریت جامعه ایرانی)

۳- برخورد، تضاد یا درگیری

رویدادهایی که شامل برخوردهایی هستند که به اشکال مختلفی جلوه‌گر می‌شوند. این برخوردها ممکن است بین افراد، گروه‌ها یا ملیّت‌های مختلفی بوقوع بپیوندند. اخبار مربوط به برخوردهای انسانی، فجایع طبیعی، سرقت‌ها و.. از این دسته می‌باشند.

مثال: دو نفر در حادثه سقوط بهمن در دماوند ناپدید شدند.

۴- استثناها و شگفتی‌ها

این نوع خبرها از نظر کم سابقه بودن، غیرعادی بودن، عجیب و استثنایی بودن دارای ارزش خبری هستند.

مثال: جهاد دانشگاهی مشهد توانست داروی افزایش قد در بزرگسالان را کشف کند.

۵- بزرگی، فراوانی و تعداد

این نوع از ارزش‌های خبری، شامل اعداد و ارقام می‌شوند و هرچه حجم و آماربالاتر باشد ارزش خبری بیشتری دارد.

مثال: شمار تلفات زلزله شب گذشته در تهران به یک میلیون نفر رسید.

۶- مجاورت

برای مخاطبان اطلاع از خبرهای مربوط به محله، شهر، کشور یا حتی همسایه‌های مجاور در اولویت قرار دارد. مجاورت ممکن است به صورت جغرافیایی، معنوی، فرهنگی یا هنری باشد.

مثال: بیماری کرونا در شمال شهر تهران بیشترین تلفات را داشته است.

۷- زمان و تازگی

هر چه زمان وقوع رویداد تا انعکاس خبر کمتر باشد ارزش خبری بیشتری را به خود می‌گیرد. در دنیای امروزی رسانه‌هایی موفق‌تر هستند که حاوی اخبار تازه‌تر و به هنگامی باشند.

مثال: ساعتی پیش ریاست دانشگاه امتیازات جدیدی را به اعضای انجمن‌های علمی اختصاص داد.

عناصر خبری در خبرنویسی

بکارگیری عناصر خبری در خبرنویسی

همان‌گونه که در تهیه یک خبر، ارزش‌های خبری مهم هستند عناصر خبری نیز می‌توانند در روایت‌گری بهتر یک خبر تاثیرداشته باشند. هرگونه خبری، هرچند هم کوتاه باید یک یا چند عنصر از بین موارد زیر را در خود داشته باشد.

  1. چه کسی(که)؟ اشخاص و اشیایی که در یک رویداد مشارکت یا مداخله دارند یا به نحوی با آن ارتباط دارند.
    1. مثال: رئیس‌جمهور در جمع اعضای اتاق اصناف به سخنرانی پرداخت.
  2. کجا؟ مکان یک رویداد
    1. مثال: سمینار بررسی نقش کرونا بر اقتصاد ایران در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد.
  3. چه چیزی(چه)؟ آن چیزی که رویداد و ماهیت آن را تشکیل می‌دهد.
    1. مثال: تحولات هسته‌ای موضوع امروز جلسه غیرعلنی مجلس بود.
  4. چرا؟ علت وقوع رویداد
    1. مثال: علت سقوط هواپیمای اوکراینی اشتباه خلبان بود.
  5. چه وقت؟ زمان رویداد
    1. مثال: ثبت‌نام برای مراسم ازدواج دانشجویی از ۱ تا ۷ بهمن‌ماه ادامه دارد.
  6. چطور(چگونه)؟ نحوه وقوع رویداد
    1. مثال: دانشجویان معترض در حالی که شعار می‌دادند خواستار برکناری اساتید سازش‌کار با غرب شدند.

معمولا بین ارزش‌های خبری و عناصر خبری می‌تواند ارتباط مستقیمی وجود داشته باشد. مثلا:

  • که؟……………………شهرت
  • چه؟……………………دربرگیری، استثنا و شگفتی
  • کجا؟……………………مجاورت
  • کی؟……………………تازگی

انواع سبک‌های خبرنویسی

سبک های خبرنویسی

در خبرنویسی سبک‌های مختلفی وجود دارد. در نوشتن خبر با توجه به موضوع و ارزش خبری می‌توان از یک سبک خاص استفاده کرد. در ادامه به معرفی مطرح‌ترین سبک‌های خبری می‌پردازیم:

۱- سبک هرم وارونه

در بین سبک‌های خبرنویسی، سبک هرم وارونه رایج‌ترین سبک است. در این سبک ابتدا چکیده جالب‌ترین و مهم‌ترین قسمت رویداد در ابتدا آورده می‌شود و هرچه به سمت انتهای خبر می‌رویم از اهمیت خبر کاسته می‌شود. از سبک هرم وارونه در سمینارها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خبری استفاده می‌شود.

۲- سبک تاریخی

در سبک تاریخی، رویداد به همان صورتی که اتفاق افتاده است تنظیم می‌شود و شیوه نگارش آن به ترتیب زمان وقوع ماجرا است. به دلیل کسل کننده بودن این سبک منحصر به گزارش‌های علمی، فرهنگی، سیاسی و تحقیقی می‌باشد.

۳- سبک پایان شگفت‌انگیز

در این سبک، اصل ماجرا در پایان خبر بازگو می‌شود به گونه‌ای که خواننده با خواندن آن شگفت‌زده می‌شود. این سبک برای خبرهای شگفت انگیز مناسب است. معمولا خبرهای جنایی و قضایی می‌توانند از این سبک به خوبی استفاده کنند.

۴- سبک بازگشت به عقب

این سبک در نقطه مقابل سبک تاریخی است. در این سبک متن خبر با آخرین قسمت واقعه آغاز و سپس سوابق آن واقعه برای روشن شدن خبر به اطلاع خواننده می‌رسد. معمولا این سبک را در خبرهای کوتاه مشاهده می‌کنیم.

۵- سبک تشریحی

در این سبک، رویداد قسمت به قسمت گزارش می‌شود و برای هر قسمت توضیحات لازم داده می‌شود. از این سبک برای خبرهایی که در آن اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد یا خبرهای بلند استفاده می‌شود.

اجزا خبر

یک خبر از سه جزء اصلی تیتر، لید ومتن خبر تشکیل می‌شود. در تیتر سعی می‌شود به شکل خلاصه موضوع خبر اعلام شود. یک تیتر باید شفاف و کوتاه(بین ۵ تا ۷ کلمه) باشد. معمولا هر تیتر با یک زیر تیتر همراه می‌شود. در زیرتیتر که با حروف کوچکتری نوشته می‌شود توضیحات بیشتری درباره خبر و تیتر اصلی داده می‌شود.

لید جذاب‌ترین بخش یک خبر است که شامل یک یا دو جمله کوتاه می‌شود. لید خبر وظیفه هدایت و کشاندن مخاطب به سمت متن اصلی خبر را برعهده دارد. متن خبر باید حاوی اطلاعات اصلی درباره خبر باشد. یک خبر باید مستند باشد و منبع خبر نیز عنوان گردد. اگر عکسی مرتبط با خبر نیز وجود دارد باید ضمیمه آن شود.

باید توجه داشت که خبرنویسی، تبلیغات یا نوشتن یک محتوای سئوشده نیست. کسانی که در حوزه خبر فعالیت می‌کنند باید صداقت را بر هر چیزی ترجیح دهند و به دنبال اطلاع‌رسانی دقیق و جامع به مخاطبان خود باشند.

مرجع: کتاب روزنامه‌نگاری نوین نوشته نعیم بدیعی، حسین قندی

تبلیغات و کسب و کارهای نوپا

تبلیغ یا همان تبلیغات (Advertising) را به عنوان کوششی برای برقراری ارتباط متقاعدکننده با دیگران عنوان می‌کنند. هدف از تبلیغات، عرضه و ترویج یک ایده از طریق پیامی است که در درون تبلیغ نهفته است.

تبلیغات

با تبلیغ می‌توان کالا یا خدماتی را به دیگران معرفی کرد و با جلب نظر عامّه‌ی مردم به معرفی و شناساندن محصولات(یا خدمات) به جامعه اقدام کرد. فعالیت‌های تبلیغاتی علاوه بر اطلاع‌رسانی به دنبال ایجاد انگیزه در مخاطبان نیز می‌باشند.

تاریخچه تبلیغات

اصطلاح تبلیغات اولّین بار توسط کلیسای کاتولیک در سال ۱۶۲۲ مطرح شد. کلیسا در این دوران سعی داشت تا با تبلیغات افراد بیشتری را جذب مسیحیّت کند. این تبلیغات کلیسا حالت اجبار داشت به همین دلیل است که واژه تبلیغات در ادبیات انگلیسی بار منفی دارد. در آن دوره از تبلیغات برای کنترل عقاید افراد استفاده می‌شد. کلیسا به خوبی از شایعات و ترویج خرافات برای اقناع مخاطبان خود استفاده می‌کرد.

خلاقیت در تبلیغات

تبلیغات به مرور زمان در عرصه تجاری نیز ورود پیدا کرد و توانست روزبه روز پیشرفت کرده و با کمک علم مدیریت، بازاریابی، روانشناسی و علوم روانشناختی تاثیر بیشتری را بر روی مردم بگذارد. در ایران نیز تبلیغات را بییشتر با واژه آگهی یا آگهی‌های تجاری می‌شناسیم. در فرهنگ فارسی کلمه تبلیغات یک واژه عام است که می‌تواند شامل تبلیغات تجاری، تبلیغات سیاسی یا دینی می‌شود.

تغییرات تبلیغات در طول زمان

قبل از شروع دوران تبلیغات تجاری همه‌چیز شفاهی بود. تولیدات و خدماتی که می‌توانستند مشکلی را حل کنند در معرض دیدعموم گذاشته می‌شدند و در نهایت توسط خریداران پسندیده و خریداری می‌شدند. در این دوران کسانی که می‌توانستند از قدرت اقناع‌گری خود بهره بیشتری ببرند درآمد و شهرت خوبی می‌توانستند داشته باشند.

با شروع دوران تبلیغات، سرمایه اهمیت بسیاری یافت. اگر کسب و کاری می‌توانست سرمایه مورد نیاز برای تبلیغات تلویزیونی(یا جراید) را تامین کند شانس زیادی برای موفقیت داشت.

با ظهور شبکه‌های اجتماعی(Social Network)، ارتباطات و شبکه‌سازی توانستند برروی تبلیغات تاثیر بگذارند. سوشال مدیاها کمک زیادی به کسب و کارهای کوچک و متوسط کردند تا بتوانند در مقابل شرکت‌های بزرگ با سرمایه‌های میلیاردی بایستند.

مشتری راضی یک نگین انگشتری

با ظهور رسانه‌های اجتماعی(Social Media) فعالان صنعت بازاریابی و تبلیغات به شدت متحول شدند زیرا که آن‌ها با فراست خود پی بردند که طرز تفکّر مردم تغییر کرده است و این آگاهی است که می‌تواند مردم را مجاب به اقدامی نماید.

کسب و کارهای امروزی سعی می‌کنند با مدیریت درست ارتباط با مشتریان بتوانند درک درستی از نظرات مشتریان خود پیدا کنند و با کمترین هزینه، بهترین بازخوردها را از مخاطبان خود بگیرند. مشتری راضی امروزه برای هر کسب و کاری یک نگین انگشتری ارزشمند می‌باشد.

وظیفه تبلیغات چیست؟

تبلیغات دارای ۵ جزء اساسی زیر می‌باشد:

  1. هدف‌گذاری
  2. بودجه‌ریزی
  3. طراحی پیام
  4. انتخاب رسانه
  5. گرفتن بازخورد

تبلیغات تجاری به هدف افزایش فروش صورت می‌پذیرند. تبلیغات با فعالیت‌های روابط عمومی تفاوت دارند. در روابط عمومی به دنبال ایجاد محیطی برای افزایش پیشرفت سازمانی ومدیریت بحران می‌باشیم در حالی که تبلیغات به دنبال تبدیل خریداران بالقوه به بالفعل می‌باشد.

در عصر حاضر، تبلیغات یکی از شیوه‌های ارتباط با مشتریان می‌باشد. با وجود رسانه‌های اجتماعی امکان ارتباط دوطرفه بین یک کسب و کار و مشتریان او وجود دارد. مشتریان می‌توانند به سادگی درباره یک تبلیغ و پیام مستتر در آن از طریق شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها، بخش کامنت‌های فروشگاه اینترنتی و حتی پیام‌رسان به مدیران بازاریابی و طراحان کمپین‌های تبلیغاتی بازخورد بدهند. این بازخوردها فرصت‌ها و دیدگاه‌های جدیدی را برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد.

صنعت تبلیغ تنها فریاد زدن یک محصول و معرفی آن به افراد تصادفی نیست. هم‌اکنون می‌توان با کمک ابزارهای مدیریت تبلیغات وضعیت یک تبلیغ را در هر لحظه رصد کرد و با استفاده از فرصت‌های طلایی که به کمک این ابزارها شناسایی می‌شوند کسب و کارها را منفجر کرد. سیگنال‌هایی که مشتریان درباره یک تبلیغ به صاحبان برندها می‌فرستند به خوبی می‌تواند نشان‌دهنده نیازهای فعل و آتی آن‌ها باشد.

معرفی ویژگی‌های یک تبلیغ متقاعدگرایانه

  1. اطلاع‌رسانی: مردم همواره نیاز دارند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. یک تبلیغ باید جنبه اطلاع‌رسانی را مدنظر قرار دهد و با توجه به نیاز مخاطبان به آن‌ها راهنمایی‌هایی را عرضه کند.
  2. خبررسانی: خبر نوعی از اطلاع‌رسانس محسوب می‌شود. مردم به خبر حساسیت بیشتری دارند و با جدّیت بیشتری آن را دنبال می‌کنند و تاثیرپذیری بیشتری بر روی آن‌ها دارد.
  3. آموزش: انسان‌ها همواره به دنبال یادگیری موضوعات جدید هستند. آموزش از موضوعاتی است که یک تبلیغ باید پوشش‌دهنده آن باشد.
  4. مشاوره: مشاوره یک ابزار مهم در ارتباطات متقاعدگرایانه می‌باشد. معمولا مردم به مشاورین اعتماد می‌کنند. بنابراین استفاده از سبک‌های مختلف مشاوره‌ای در تبلیغات می‌تواند مخاطبان را قانع و مصمم سازد.
  5. سخن‌پراکنی: ترویج یا سخن‌پراکنی(پروپاگاندا) که از آن به تبلیغات سیاسی هم یاد می‌شود، شیوه‌ای است که در آن عقاید به صورت یک جانبه به مخاطب ارائه می‌شود به گونه‌ای که مخاطب تصور می‌کند این عقاید خود او است که از زبان دیگران بیان می‌شود.

عوامل موثر بر تاثیرگذاری تبلیغات و اقناع مخاطب

اقناع مخاطب
  1. برای تبلیغات از افراد متخصص استفاده شود
  2. سعی شود تغییر نگرش در افراد به صورت غیرمستقیم صورت پذیرد
  3. مُبلّغ یا رسانه او باید دارای جذابّیت باشد.
  4. ارسال پیام به مخاطب باید به صورت غیرمستقیم صورت پذیرد تا تاثیر تبلیغ بیشتر شود
  5. پیام‌های هیجانی می‌توانند متقاعدکنندگی بیشتری داشته باشند
  6. آموزندگی تبلیغات باید مدنظر باشد
  7. پیام مستتر در تبلیغات باید نظر مخاطب را به خودش جلب نماید و این پیام به راحتی قابل درک باشد

برای موفقیت تبلیغات در یک شرکت یا سازمان باید بین واحد تبلیغات با سایر نهادها یک ارتباط سازنده و پیوسته بوجود آید. در سازمان‌هایی که فرآیند بازاریابی و تبلیغات برون‌سپاری می‌شود باید به عملکرد این واحدها توجه داشت. معمولا واحدهای بازاریابی، تبلیغات، فروش، روابط عمومی و ارتباط با مشتری از یکدیگر مستقل هستند امّا عملکرد هرکدام از آن‌ها می‌تواند بر روی دیگر واحدها تاثیر بگذارد.

بازاریابی و جایگاه آن در توسعه کسب و کارها

بازاریابی (Marketing )را می‌توان دانش، هنر کشف، خلق و ارائه یک ارزش دانست که بازار به آن نیازمند است و هدف از انجام آن کسب سود می‌باشد. با کمک بازاریابی می‌توان نیازها و خواسته‌های تامین نشده را تشخیص داد و با توجه به این تقاضاها محصولات یا خدمات مناسبی را طراحی و ترویج کرد.

آشنایی با انواع تعاریف بازاریابی

مارکتینگ و جایگاه آن در رشد کسب و کارها
  • بازاریابی یعنی انجام فعالیت‌هایی مثل خرید و فروش کالا، حمل و نقل و انبار کردن آن
  • بازاریابی به مجموعه‌ایی از فعالیت‌های بازرگانی اطلاق می‌شود که جریان کالا یا خدمات را از تولیدکننده تا مصرف‌کننده نهایی هدایت می‌کند.
  • بازاریابی عبارتست از فرآیندی که طی آن افراد و گروه‌ها، از طریق تولید و مبادله کالا وکسب سود، خواسته‌ها و نیازهای خود را تامین می‌کنند.
  • بازاریابی به معنای طیف وسیعی از فعالیت‌های تحقیقاتی، طراحی، تدارک، تولید، بیمه، کنترل کیفیت، انبارداری، آماده‌سازی برای مصرف، تعیین قیمت، تعیین عوامل فروش، شناسایی مشتری، بسته‌بندی، فروش و خدمات پس از فروش است به طوری که توزیع و انتقال کالا به مصرف‌کنندگان دور و نزدیک را تسهیل کند.
  • مارکتینگ را می‌توان بازارشناسی، بازاریابی، بازارسازی، بازار گرمی و بازارداری دانست.

آشنایی با روانشناسی رنگ‌ها در بازاریابی

تعریف بازار

بازار را می‌توان مجموعه‌ایی از خریداران و فروشندگان دانست که به دنبال کسب منفعت و برطرف‌کردن نیازهایشان می‌باشند. دادو ستد در بازار باید دارای سه ویژگی زیر باشد:

  1. علاقمند به خرید محصول یا خدمت باشند.
  2. درآمد لازم وکافی برای خرید محصولات را داشته باشند.
  3. دسترسی به فروشندگان آن خدمت یا محصول وجود داشته باشد.

بازارها می‌توانند رقابتی، انحصاری یا ترکیبی از هر دو باشند.

  • در بازارهای رقابتی اطلاعات در اختیار همه اقشار قرار دارد و معمولا همه موسسات از سود معمول و متعارفی برخوردار می‌شوند.
  • در بازارهای انحصاری معمولا یک فروشنده یا تولیدکننده امتیاز انحصاری عرضه یک محصول را در اختیار دارد و سود بیش از اندازه‌ای را کسب می‌کند.
  • در بازارهای ترکیبی که شباهت زیادی به بازارهای امروزی دارد، معمولا عرضه‌کنندگان گوناگونی وجود دارند که البتّه ممکن است برخی از عرضه‌کنندگان سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشته باشند.

اهداف مارکتینگ

در محیط بازار باید تصمیماتی اتخاذ شود تا یک شرکت یا سازمان بیشترین انتفاع را ببرد. از همین‌رو می‌توان اهداف زیر را مهمترین اهداف مارکتینگ دانست:

  1. به حداکثر رساندن سطح مصرف
  2. به حداکثر رساندن رضایت مصرف کننده
  3. به حداکثر رساندن حق انتخاب
  4. به حداکثر رساندن کیفیت زندگی

آیا من یک استراتژیست هستم؟

انواع استراتژی‌های مطرح در مارکتینگ

استراتژی یک چشم‌انداز بلندمدّت در یک سازمان می‌باشد. با کمک استراتژی می‌توان برنامه‌ها را به درستی اجرا کرد. در ادامه به معرفی سه استراتژی در بازاریابی می‌پردازیم:

۱- بازاریابی یکسان

شرکت‌هایی که از این روش مارکتینگ استفاده می‌کنند بدون در نظرگرفتن تفاوت بخش‌های مختلف بازار، کالا یا کالاهای تولیدی خود را در سطح وسیعی برای همه آن‌ها به طور یکسان عرضه می‌کنند.

۲- استراتژی بازاریابی متفاوت

موسسات با به کارگیری این روش تعداد معین و مشخصی از بازارهای هدف را انتخاب می‌کنند و برای هریک از آن‌ها محصولات مناسب با خواسته‌ها و انتظارات آنان تولید و عرضه می‌کنند.

۳- استراتژی مارکتینگ متمرکز

این روش برای شرکت‌های تازه تاسیس و کوچک که دارای منابع و امکانات محدودتری هستند، ایده‌آل است. با اتخاذ این استراتژی، یک شرکت به جای این که به دنبال یک سهم کوچک از یک بازار بزرگ باشد تلاش می‌کند سهم نسبتا بزرگی از یک یا چند بازار کوچک را تصاحب کند.

آشنایی با ۵۱ اصطلاح پرکاربرد در بازاریابی

نقش خلاقیت در بازاریابی

خلاقیت، عبارت است از به کارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا یک مفهوم جدید. در ادامه انواع تعاریف از خلاقیت را مشاهده می‌کنید:

  • خلاقیت عبارت است از تکامل بخشیدن به دیدگاه‌های بدیع و تخیّلی درباره موقعیت‌های مختلف
  • خلاقیت عبارت است از توانایی دیدن(آگاه بودن) و پاسخ دادن
  • حل مسئله به طریق مفید و بدیع
  • خلاقیت یعنی توانایی ربط ووصل موضوعات در هر حوزه و زمینه‌ای

درباره تفاوت میان خلاقیت و نوآوری باید بگوییم که خلاقیت یعنی ارائه چیزی نو، در حالی که نوآوری به معنی کاربرد همان چیز نو ایجاد شده می‌باشد.

راه‌هایی برای خلاقیت و نوآوری در مارکتینگ

  1. تولید محصولات یا ارائه خدماتی که در بازار کمیاب شده‌اند.
  2. تولید کالاها و خدمات غیرکمیاب با روش‌های نوین و امتیازات بیشتر
  3. تولید کالاها و خدمات جدید و بی سابقه

چگونه خلاق شویم و خلاقیت خود را بروز دهیم؟

سئوالات مهم برای کشف نیاز مشتریان در مارکتینگ

  1. مصرف‌کنندگان محصولات ما چه کسانی هستند؟
  2. افراد در بازار به دنبال خرید چه محصولی هستند؟
  3. مصرف‌کنندگان در بازار، به چه هدفی یا اهدافی کالایی را می‌خرند؟
  4. عملیات خرید مصرف‌کنندگان چگونه است و آن‌ها به چه روشی اقدام به خرید می‌کنند؟
  5. افراد چه موقع و در چه موقعیت‌هایی در بازار اقدام به خرید می‌کنند؟
  6. مصرف‌کنندگان در بازار از مجا و کدام فروشگاه بیشتر خرید می‌کنند؟ به چه دلیلی؟
  7. و..

تحقیقات در بازاریابی

تحقیقات بازاریابی، روشی است عینی و سیستماتیک به منظور جمع‌آوری، طبقه بندی و آنالیز اطلاعات برای فرآیند تصمیم‌گیری مدیران در بازاریابی.

تحقیقات در بازاریابی

اجزای تحقیقات بازاریابی عبارتند از:

  • شناسایی و تعیین فرصت‌ها و مشکلات بازاریابی
  • ایجاد، بهبود و ارزیابی فعالیت‌های بازاریابی
  • نظارت بر کارآیی فعالیت‌های بازاریابی و درک بهتر فرآیندهای بازاریابی

آشنایی با روایتگری در بازاریابی

معرفی زیرسیستم‌های بازاریابی

مارکتینگ یک سیستم بزرگ محسوب می‌شود که دارای انواع زیر سیستم‌ها می‌باشد، ۴ زیرسیستم بازاریابی عبارتند از:

۱- سیستم اطلاعات بازاریابی

این سیستم با جمع‌آوری، طبقه‌بندی، تلخیص و تجزیه و تحلیل اطلاعات، برنامه‌ریزان و کلیّه مدیران استراتژیک شرکت را در امر برنامه‌ریزی بهینه و کنترل عملیات بازاریابی یاری می‌نماید.

۲- سیستم برنامه‌ریزی بازاریابی

این سیستم با تهیه برنامه‌های بلندمدت و برنامه‌های کوتاه مدت مدیران را مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌دهد. یعنی با در نظر گرفتن امکانات و منابع موسسه از یک طرف و واقعیت‌های بازار از طرف دیگر، اهداف شرکت را تعیین نموده و خط مشی‌های لازم را مشخص می‌کند.

۳- سیستم سازمانی بازاریابی

این سیستم نیز با طراحی ساختارهای سازمانی مناسب برای موسسات، آن‌ها را در استفاده بهتر از امکانات موجود و فرصت‌های پیش‌رو کمک می‌نماید. به طوری که موسسات برنامه‌هایشان را به بهترین شکل اجرا می‌کنند و خود را با شرایط تجاری، اقتصادی، مالی، جغرافیایی، تکنولوژیکی و سایر متغییرهای محیطی تطبیق دهند.

۴- سیستم کنترل بازاریابی

این سیستم از طریق نظارت و بررسی مستمر فعالیت‌های بخش بازاریابی، به ارزیابی و مقایسه نتایج کسب شده می‌پردازد و سعی می‌کند گزارشات جامعی را به مدیران ارائه کند. پیدا کردن نقاط قوت و ضعف برنامه‌های بازاریابی و شناخت نارسایی‌ها از مهمترین وظایف این سیستم می‌باشد.

تولید محتوا برپایه مدل ۵E

در تولید محتوا باید به ایجاد حس خوب در کاربر توجه داشت. اگر مخاطب بتواند با محتوا ارتباط برقرار کند احتمال این که فرآیند بازاریابی محتوا به درستی پیش برود به شدت افزایش می‌یابد. در تولید محتوا برپایه مدل ۵E ما با ۵ E مهم سر و کار داریم. این ۵ عبارتی که با E شروع می‌شوند عبارتند از: تهیج، ورود، تعامل، خروج و توسعه. در ادامه به بررسی این موارد می‌پردزیم.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

بررسی ۵ عنصر کلیدی برای تولید محتوا برپایه مدل ۵E

تولید محتوا برپایه مدل ۵E
  1. تهیج (Excitement): با دادن اطلاعات به مخاطبان سعی می‌شود تا انگیزه و هیجان لازم برای مطالعه و درگیرشدن با یک محتوا در آنان ایجاد شود.
  2. ورود (Entry): بعد از ایجاد انگیزه بایستی شرایط لازم برای ورود و دسترس آسان مخاطب به محتوا ایجاد شود. پلتفرم واسطه‌ایی که مخاطب از آن برای دسترسی به یک محتوا استفاده‌ می‌کند اهیت بسیاری دارد و باید در طراحی UI آن دقت شود.
  3. تعامل (ٍEngagement): باید شرایطی فراهم شود تا امکان تعامل بین محتواساز(یا برند مرتبط با آن) با مخاطبان بوجود بیاید. در بازاریابی محتوا، تعامل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
  4. خروج (Exit): هر محتوایی شروعی دارد و پایانی. پایان محتوا باید تجربه خوبی را برای کاربران ایجاد کند. محتواها باید پایانی شفاف داشته باشند و پیام محتوایی خود را به راحتی به مخاطب انتقال دهند.
  5. توسعه‌پذیری (Extension): یک محتوای خوب باید قابلیت توسعه داشته باشد. بروزرسانی و تکمیل محتوا موضوعی است که می‌تواند هم بر روی سئو تاثیر داشته باشد و هم موجب جلب توجه بیشتر مخاطب شود.

نحوه تحقق مدل ۵E با کمک محتوا

داشتن خلاقیت در محتوانویسی اهمیت بسیاری دارد. خلاقیت یک منبع نامتناهی و الهام‌بخش است که یک محتواساز می‌تواند با کمک آن محتواها خود را در چارچوب‌های مختلفی قرار دهد و به مخاطب عرضه کند. اولین قدم برای این که مخاطب در یک محتوا غوطه‌ور شود این است که یک مفهوم مهم و حیاتی را به او معرفی کنیم(محتوای سطح بالا یا High Content). مخاطب در محیط وب به دنبال یادگیری موضوعات جدید یا یافتن پاسخ سئوالات خود است.

چهار مولفه مهم در اندازه‌گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

ویژگی‌های محتواهای سطح بالا

محتوایی را سطح بالا(High Content) می‌نامیم که ارزش مهمی را به مخاطب انتقال دهد. یک محتوای سطح بالا باید:

  • مخاطب را درگیر، هیجانی وکنجکاو کند.
  • کاربران را راهنمایی و هدایت کند.
  • کاربران را در بهبود و ارتقاء سطح کیفی به همکاری وا دارد(با درج نظرات و یا تعامل با نویسنده یا برند)
  • کاربران را آماده تغییر رفتار کند.
  • امکان برقراری ارتباط با مخاطبان را فراهم کند.

مدل ۵E یک سیستم مرحله‌ایی را ارائه می‌دهد. محتوانویس می‌تواند در حالی که مخاطب درگیر یک مرحله است به طراحی و آماده‌سازی مراحل بعدی بپردازد. این مدل می‌تواند یک نقشه سفر با کمک محتواهای سطح بالا برای یک برند یا محصول طراحی نماید.

قانون ۷ در بازاریابی

بازاریابان باتجربه می‌دانند که شانس آن‌ها برای جذب مشتری در اولین تعامل با برند بسیار کم است(البتّه همیشه استثناهایی هم وجود دارد). بنابراین آن‌ها سعی می‌کنند تا بعد از اولّین برخورد با مشتری از طریق ابزارها و رسانه‌های مختلف با مشتری در ارتباط باشند و به او برای اخذ تصمیم و خرید محصول کمک کنند. قانون ۷ در بازاریابی به صورت کاملا ساده بیان می‌کند که قبل از انجام هر خریدی توسط یک مشتری به طور متوسط هفت تعامل با برند انجام خواهد شد.

قانون ۷ در بازاریابی

یک مشتری قبل از این که اقدام به خرید یک محصول یا تقاضای دریافت یک خدمت را بنماید باید حداقل ۷ بار تبلیغ یا پیام یک محصول را ببیند و بشنود و درباره آن محصول اطلاعات کاملی را کسب نماید. طبق قانون ۷ اگر شخصی ۷ بار یک محصول یا تبلیغات برندی را ببیند به احتمال زیاد با آن برند تعامل خواهد کرد و مشتری آن برند خواهد شد.

تاریخچه قانون ۷ در بازاریابی

اصطلاح قانون ۷ (Rule of 7) در سال ۱۹۳۰ در ادبیات بازاریابی شکل گرفت. زمانی که فعالان صنعت فیلم‌سازی به تجربه دریافتند که برای این که فیلمی خریداری شود باید حداقل ۷ بار تبلیغ آن فیلم در رسانه‌های مختلف توسط مخاطب دیده شود تا او اقدام به خرید آن فیلم نماید.

قانون ۷ در بازاریابی و صنعت تبلیغات از اهمیت بسیار برخوردار است زیرا که این قانون پایه و اساس مفهوم جدیدتر یعنی بازاریابی ویروسی می‌باشد. بازاریابی ویروسی(Viral Marketing) تکنیکی در بازاریابی است که در آن به شکل ویروسی و تصاعدی تبلیغ یک محصول یا خدمت در رسانه‌های مختلف انتشار می‌یابد. بازاریابی ویروسی در آگاه نمودن مشتریان از محصولات/خدمات جدید و برندینگ موثر می‌باشد.

واژه نامه بازاریابی| آشنایی با انواع مدل‌های بازاریابی

کاربرد قانون ۷ در صنعت بازاریابی امروزی

قانون ۷ در بازاریابی مدرن

در بازاریابی مدرن سعی می‌شود تا در کمپین‌های تبلیغاتی از رسانه‌های مختلف برای پروموت کردن یک تبلیغ و اصطلاحا انتشار ویروسی آن استفاده شود. وقتی مخاطب به هر رسانه‌ای مراجعه می‌کند نام یک برند، محصول یا خدمات آن را می‌بیند و یک حس فراگیر بودن تبلیغات در او ایجاد می‌شود و همین حس باعث می‌شود تا او به دنبال کسب اطلاعات بیشتری درباره آن محصول یا برند برود.

درگیر شدن مخاطب با برند علاوه بر این که به افزایش شهرت و برندینگ کمک می‌نماید باعث افزایش فروش یک محصول یا خدمت می‌شود.

کمپین‌های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

نفش قانون ۷ در رسانه‌های اجتماعی

رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک بستر تبلیغاتی ارزان قیمت و گسترده در اختیار همه کسب و کارها(مخصوصا کسب و کارهای کوچک و متوسط) هستند. سوشال مدیاها به مشاغل این فرصت را می‌دهند که مشتریان را درگیر موضوعات و محتواهای مرتبط با بیزینس خود کنند. بهبود تعامل با مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را فراهم خواهد آورد.

مرز باریک بین قانون ۷ و اسپم مارکتینگ

باید دقت داشت که قانون ۷ در بازاریابی با اسپم مارکتینگ مرز بسیار باریکی دارد. اگر در انتشار یک تبلیغ یا محتوا، استراتژی مشخصی وجود نداشته باشد قانون۷ تبدیل به اسپم مارکتینگ خواهد شد. اسپم‌کردن در بازاریابی، مشتری را از برند فراری خواهد داد.

استفاده از روایت‌گری یا همان داستان‌سرایی می‌تواند یک تکنیک جالب در استفاده از قانون ۷ باشد. داستان‌سرایی (Storytelling) باعث تقویت ارتباطات بین برند با مشتریان می‌شود.

کاربردهای قانون۷ در بازاریابی

ما امروزه در وسط جریان‌های عظیمی از اطلاعات قرار گرفته‌ایم که به سرعت وارد ذهن ما می‌شوند و به همان سرعت از ذهن ما خارج می‌شوند. در دنیای که بارش اطلاعات وجود دارد برای این که بتوان در ذهن مخاطب باقی ماند نیاز به تکرار داریم.

این تکرار باعث ماندگاری و شهرت یک برند خواهد شد. باید توجه داشت که محتوا به عنوان مهمترین ابزار برای اجرای قانون ۷ محسوب می‌شود. یک محتوای با کیفیت می‌تواند به راحتی وایرال شود و مشتریان را مجدد به سمت برند ما بکشاند.

تغییر در بازاریابی رسانه ها با کمک اینترنت اشیا

۷ نکته مهم و کلیدی در قانون۷

شاید در ذهن ما متبادر شود که چرا قانون ۷ و نه قانون۸ یا قانون۶؟

در پاسخ باید بگوییم که ۷ تنها یک عدد است و استفاده از آن دلیل خاصی ندارد. منظور از عدد ۷ ، تکرار یک فرآیند است. ممکن است یک مشتری با سومین تکرار یا پنجمین تکرار جذب شود. خسته نشدن در بازاریابی یک موضوع کلیدی است. یک بازاریاب حرفه‌ای باید صبر زیادی داشته باشد و همیشه به این نکته توجه داشته باشد که یادآوری کردن می‌تواند باعث پررنگ شدن یک موضوع در ذهن مخاطب شود.

ویژگی های قانون ۷

قانون ۷ به مدیران کسب و کارها ۷ مورد زیر را یادآوری می‌کند:

۱- آگاهی دادن

آگاهی دادن و انتقال اطلاعات در بازاریابی یک موضوع کلیدی می‌باشد. قانون ۷ با تکرار سعی می‌کند تا اطلاعات در ناخودآگاه مشتریان نهادینه شود.

۲- تامین نیازها و خواسته‌ها

ممکن است یک مشتری فعلا نیازی به یک محصول یا خدمت نداشته باشد. امّا تکرارپذیری که در قانون۷ به آن تاکید می‌شود موجب خواهد شد تا مشتری در زمان نیازمندی به یاد برند مرتبط بیفتد.

۳- اعتمادسازی

تکرار شدن نام برند در رسانه‌های مختلف باعث ماندگاری یک برند در ذهن مخاطب می‌شود و به مرور زمان حس اعتماد را در مشتریان ایجاد می‌کند. اگر یک برند بتواند نشان دهد که در همه شرایط در کنار مخاطبان خود باقی خواهد ماند اطمینان به برند را در جامعه هدف خود توزیع خواهد کرد. این اعتماد و اطمینان، شهرت برند را به همراه خواهند آورد.

۴- قیمت

رقابت‌پذیری یک برند در بازار می‌تواند یک نقطه اتکا مهم برای مدیران باشد. قیمت محصولات از موضوعاتی است که بر انتخاب یک محصول توسط مشتریان تاثیر می‌گذارد. یک برند باید با نشان‌دادن ویژگی‌های محصولات خود و مزایای ایجاد شده به مشتریان اطمینان دهد که هزینه‌ای که بابت یک محصول پرداخت می‌کنند، به مراتب ارزش افزوده بیشتری را برای آنان ایجاد خواهد کرد.

۵- زمان

قانون۷ به ما یادآوری می‌کند که برای نتیجه گرفتن از بازاریابی و تبلیغات نباید عجله کرد. مشتری یک سفر را با برند شروع می‌کند و در طول زمان برحسب نیاز خود از خدمات یا محصولات استفاده خواهد کرد. مدیریت ارتباط با مشتریان از جمله موضوعاتی است که قانون ۷ بر آن تاکید کرد.

۶- سفارشی سازی

قانون ۷ تاکید دارد که برای جذب مشتری باید محصولات خاصی را به هر مشتری ارائه داد. سفارشی سازی از جمله موضوعاتی است که باید در بازاریابی مدنظر قرار گیرد. خاص بودن محصولات یک برند امکان رقابت با سایر برندها را فراهم می‌آورد.

۷- به حافظه سپردن

گذر زمان همه چیز را از خاطر می‌برد، چه از ذهن مخاطب و چه از یاد مدیران ارشد سازمانی. قانون ۷ سعی می‌کند به مدیران و مشتریان موضوعات کلیدی در هر کسب و کاری را یادآوری کند.

پیاده‌سازی قانون۷ در کسب و کارها

با کمک محتواهای دیجیتال می‌توان به راحتی قانون ۷ را در کسب و کارهای مختلف ایجاد کرد.

  • تصاویر واقعی و معتبر از هر کسب و کاری می‌تواند به مشتری کمک کند تا تجربه بهتری را نسبت به یک کسب و کار پیدا کند.
  • انتشار ویدئو و کلیپ‌های جذاب در اینستاگرام، فیس‌بوک، توئیتر، یوتیوب و آپارات می‌تواند مخاطبان گسترده‌ای را برای هر کسب و کاری جذب کند. البتّه باید توجه داشت که محتوای انتشار یافته در هر شبکه اجتماعی باید متناسب با خصوصیات آن رسانه باشد.
  • وبلاگ همیشه در محتواسازی اهمیت داشته است. زیرا این وبلاگ‌ها هستند که در موتورهای جستجو ثبت شده و رتبه‌بندی می‌شوند. محتواهای یک وبلاگ می‌توانند بارها و بارها توسط یک مشتری مورد بازدید قرار گیرند. یک برند معتبر باید از محتوا به عنوان ابزاری برای آموزش و تعریف چشم‌اندازهای خود استفاده کند.

بهبود تجربه کاربر در وبلاگ نویسی راهی برای جذب مخاطب

راه‌هایی برای تعامل بیشتر با مخاطبان کسب و کارها

پیاده سازی قانون۷

راه‌های مختلفی برای برقراری تعامل با مشتری وجود دارد. تعامل(Interaction) به معنای ذکر نام برند در رسانه‌های مختلف می‌باشد. این ذکر نام می‌تواند مثبت یا منفی باشد. امروزه از ابزارهای زیر می‌توان برای تعامل بیشتر با مخاطبان و اجرای قانون۷ استفاده کرد:

  1. آگهی‌های تلویزیونی
  2. تماس از طرف نمایندگان شرکت با مشتریان
  3. پاسخگویی به نظرات مشتریان درباره خدمات یک برند
  4. آگهی دادن در در نشریات و مجلات مرتبط و معتبر
  5. ارسال ایمیل‌های اطلاع‌رسانی یا تبلیغی
  6. بازگویی نام برند توسط دوستان قدیمی و صمیمی
  7. مشاهده نام برند در وبلاگ‌های معتبر
  8. اجرای بیلبورد در حاشیه خیابان‌های اصلی شهر
  9. قراردادن بنر در سایت‌های معتبر
  10. استفاده از رسانه‌های اجتماعی(شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان ها)
  11. توجه به سئو و تولید محتوا در سایت شرکت به هدف قرارگیری در صدر لیست موتورهای جستجو(سئو یا تبلیغات کلیکی گوگل)
  12. و موارد دیگر…

برای لیست بالا پایانی را نمی‌توان متصور شد زیرا که هر روز رسانه‌ها و ابزارهای جدیدی به این لیست افزوده می‌شوند.

آخرین محتواهای انتشار یافته

نقش محتوای با کیفیت در فضای آنلاین

در نوروز ۹۹ با توجه به قرنطینه عمومی و شایع شدن ویروس کرونا، استقبال مردم از برنامه‌های تلویزیونی به شدت افزایش پیدا کرده است. اخیرا کالج تپسل گزارش کاملی را از تاثیر سریال پایتخت بر روی کمپین‌های تبلیغاتی منتشر کرده است. گزارش تپسل به حد کافی کامل و جامع هست، در این جستار کوتاه قصد داریم تا به نقش محتوای با کیفیت و وایرالی همچون سریال پایتخت و تاثیر آنان‌ها در فضای آنلاین بپردازیم.

تاثیر سریال پایتخت بر روی تبلغات در فضای آنلاین

نکته جالبی که در گزارش تپسل وجود دارد این است که در بازه‌ای که سریال پخش می‌شود میزان ترافیک در تبلیغات همسان و تبلیغات موبایلی به شدت کاهش می‌یابد. جالب‌تر اینکه در زمان پخش تبلیغات بازرگانی در بین این سریال، مجدد نرخ کلیک بر روی تبلیغات اینترنتی افزایش پیدا می‌کند.( تصاویر زیر)

تصویر ۱: تغییر در ترافیک تبلیغات وب سایت ها
تغییر در ترافیک تبلیغات موبایلی

چرا همچنان محتوا پادشاه است؟

موضوعی که در گزارش تپسل جالب است، این هست که هنوز هم اگر محتوایی جذاب و با کیفیت در هر رسانه‌ای تولید شود می‌تواند مخاطب را از سایر رسانه‌ها به سمت خود جذب کند.

سریال پایتخت نمونه‌ایی از یک محتوای کامل و موثر است که به خوبی توانسته پرسونای مخاطبان خود را بشناسد و با توجه به نیازهای آنان پلان‌های تصویری را عرضه کند. طبق توئیتی که محمد جواد آذری جهرمی وزیر فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته، ترافیک شبکه اینترنت هم در زمان پخش این سریال به شدت کاهش می‌یابد.(تصویر زیر)

کاهش ترافیک شبکه در زمان پخش سریال پایتخت ۶

شناخت مخاطب با کمک تحقیق درباره کاربران، استفاده از روایت‌گرایی جذاب، به کارگیری رسانه‌های عمومی و فراگیر و داشتن برنامه و سناریو برای درگیرسازی مخاطب باعث شده تا سریال پایتخت به عنوان یک محتوای فراگیر و وایرال حداکثر مخاطب را به پای تلویزیون بکشاند.

در روزهایی که بسیاری از محتواسازان و کپی‌رایترها به کیفیت محتوا توجه کافی ندارند و تنها سعی می‌کنند صدر موترهای جستجو را با روش‌های سیاه و خاکستری در سئو تصاحب کنند، سریال پایتخت به خوبی به همه نشان داد که هنوز هم “محتوا پادشاه است” به شرطی که درست محتوادانی، محتوارانی و محتوابانی انجام شود.

نویسنده: مسعود معاونی

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

در چند سال گذشته همه وبمسترها برای بهبود نرخ کلیک سایت خود توجه زیادی به بهینه‌سازی سایت در موتورهای جستجو داشتند. آن‌ها سعی داشتند تا با بهینه‌سازی صفحات سایت‌ها و طراحی‌هایی زیبا، بازدیدکنندگان خود را ترغیب به ماندن در سایت نمایند. تا جایی که توجه بیش از حد به اصول سئو باعث شد تا تجربه کاربری در وبلاگ نویسی به حاشیه رانده شود.

بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

اگر مخاطبان، محتواهای وبلاگ شما را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارند، به پست‌های وبلاگ شما لینک نمی‌دهند یا کامنت‌های تاثیرگذار برای شما نمی گذارند باید به پرسونای مخاطبان خود توجه کنید و محتواهای کاربردی برای آن‌ها تهیه کنید.

اگر شما به تمامی موارد فوق توجه داشته‌اید ولی هنوز هم وبلاگ شما بازدید مناسبی ندارد بهتر است به بهبود تجربه کاربران وبلاگ خود فکر کنید.

نقش نرخ کلیک در رشد یک وبلاگ

نقش بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

اگر شما یک سایت، فروشگاه اینترنتی یا وبلاگ دارید قطعا برای شما بسیار مهم خواهد بود که بازدیدکنندگان در وب‌سایت شما باقی بمانند و اقدام (Action) مدنظر شما را انجام دهند. امّا در بسیاری از موارد یک وبمستر از طریق گوگل آنالیتیکس و دیگر ابزارها متوجه می‌شود که بازدیدکننده به سایت او مراجعه کرده ولی اقدام مدنظر وی را انجام نداده است و بدون هیچ واکنش مثبتی از سایت خارج شده است.

بهبود تجربه کاربری در فضای آنلاین

دلیل این موضوع این است که یک سایت یا وبلاگ نتوانسته تاثیر مثبتی را بر روی ذهن مخاطب خود بگذارد و او را با خود درگیر کند. در چنین مواقعی است که تجربه‌کاربری(User Experience) یا همان UX می‌تواند به کمک وبمستران بیاید و نرخ تبدیل‌(Conversion Rate) را به شکل قابل‌توجهی بهبود دهد.

اهمیت تجربه کاربری برای وبمستران

درک عمیق از نیازهای کاربران و آن چیزی که برای آن‌ها ارزشمند است، مهمترین وظیفه تجربه‌کاربری می‌باشد. تجربه کاربری از آن جهت حائز اهمیت است که در فضای مجازی ما ارتباط مستقیمی با کاربران نداریم و نمی‌توانیم از احساسات کاربران به درستی مطلع شویم. طراحی یک تجربه‌کاربری خوب، مشتریان را به یک برند وفادار می‌سازد. بنابراین برای برندینگ اصولی باید به نقش تجربه کاربری توجه داشت.

عوامل تاثیرگذار بر روی تجربه کاربری

عوامل مختلفی بر روی بهبود تجربه کاربران تاثیر دارند. به طور کلی برای این که تجربه کاربری خوبی را برای بازدیدکنندگان وبلاگ خود بسازیم باید به عوامل زیر توجه نماییم:

هفت عامل مهم در بهبود تجربه کاربری
  • ارزش: آیا محتوا/محصولات/خدمات ما می‌توانند ارزش کافی را برای مخاطبان ایجاد کنند.
  • قابلیت استفاده: آیا سایت یا وبلاگ ما برای بازدیدکنندگان قابلیت استفاده دارد.
  • سودمندی: آیا وبلاگ ما نیازهای کاربران را برآورده می‌کند یا تنها وقت آن‌ها را می‌گیرد.
  • قابلیت پیدا شدن: آیا محتواهای وبلاگ ما به راحتی قابلیت پیدا شدن توسط موتورهای جستجو را دارند. آیا وبلاگ ما قابلیت جستجو پست‌ها و دسته‌های محتوایی را دارد. پیمایش درست محتواهای یک وبلاگ می‌تواند بر روی سئو و تجربه کاربری تاثیر زیادی داشته باشد.
  • کیفیت: آیا وبلاگ یا برند تجاری ما حس خوبی را برای کاربران ایجاد می‌کند. آیا مشتریان ما با شنیدن نام یک برند کیفیت خوب خدمات ما را به خاطر می‌آورند.
  • قابلیت دسترسی: آیا وبلاگ ما در دستگاه‌های مختلف(موبایل، لپ‌تاپ، تبلت و فبلت ها) قابل دسترسی می‌باشد.
  • اعتماد: آیا محصولات و برندی که یک وبلاگ قصد معرفی آن‌ها را داشته است توانسته به کمک محتواهای تولیدی اعتمادسازی کند.

۱۰ نکته مهم در بهبود تجربه کاربری

اهمیت بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ

هر قدمی که برای بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ برداشته شود باعث خواهد شد تا قیف بازاریابی محتوا بهینه‌تر شود. هدف تجربه کاربری در محتوانویسی این است که تا حدممکن موانع جذب مخاطب را کاهش دهیم. با یک تجربه کاربری خوب، خوانندگان وبلاگ به سادگی خسته نمی‌شوند و بلاگر می‌تواند پیام خود را به خوبی به مخاطبانش انتقال دهد.

UX سعی دارد اصطحکاک بین کاربر و وبلاگ را کاهش دهد و ریزش در قیف بازاریابی را به حداقل برساند. بهبود تجربه کاربری در وبلاگ باعث می‌شود:

  • کاربران با درصد بالایی به سراغ صفحات فرود و انجام Call to Action ها بروند.
  • مخاطبان فرم‌های ثبت نام را پرخواهند کرد و محتواهای اختصاصی(نظیر کاتالوگ‌های قابل دانلود) را به خوبی دریافت کنند.
  • آن‌ها اکانت اختصاصی خود را در وبلاگ ایجاد می‌کنند و با پرداخت هزینه از محتواهای سفارشی برخوردار می‌شوند.(نظیر آن‌چه در سایت متمم اتفاق می‌افتد)
  • خبرنامه وبلاگی شما بیشتر مورد توجه آن‌ها قرار خواهد گرفت و احتمال حضور آن‌ها در وبینارها یا سمینارهای شما بیشتر می‌شود.
  • آن‌ها در منابع دیگر نظیر شبکه‌های اجتماعی شما را دنبال خواهند کرد و به عنوان طرفداران شما محصولات یا خدمات شما را به دیگران معرفی کنند.
  • بهبود تجربه کاربری یک کار منطقی و عاقلانه است. تجربه کاربری اشتباهات را به حداقل کاهش می‌دهد و آشفتگی‌های طراحی را برطرف می‌کند.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگنویسی

۶ راهکار مهم برای بهبود تجربه کاربری در وبلاگ نویسی

برای این که UX را در یک وبلاگ بهبود بدهیم، راهکارهای متعددی وجود دارد. از تحقیقات بازار، ارزیابی قابلیت‌های استفاده از مولفه‌های موجود در یک وبلاگ تا طراحی رابط کاربری، همگی مواردی هستند که باید توسط یک طراح تجربه کاربری (UX Designer ) مدنظر قرار گیرد.

مواردی که در ادامه مطرح می‌شوند، نکات ارزشمندی در طراحی تجربه کاربری هستند که باید همیشه مورد توجه یک بلاگر و وبمستر قرار بگیرند.

۱- تعیین قواعد کلی و رعایت آن‌ها

در یک وبلاگ بایستی هرمولفه‌ای(Component) در سرجای خودش باشد. شاید یک طراح رابط کاربری(UI Designer) بخواهد خلاقیت از خود به خرج دهد. امّا باید بگوییم همه وبلاگ‌ها قواعدی دارند که هرگز نباید از آن‌ها عدول کنیم و آن‌ها را فدای خلاقیت و نوآوری کنیم. این قواعد عبارتند از:

  • لوگو وبلاگ در بالا گوشه سمت راست قرار می‌گیرد.
  • منوی اصلی(ناوبری سایت) در بالای وبلاگ سمت راست یا مرکز قرار می‌گیرد.
  • دکمه‌ها باید رنگی متفاوت از پس‌زمینه اصلی صفحات داشته باشند.
  • کادر جستجو در وبلاگ باید در هدر یا بالای ساید بار قرار گیرد و کاملا مشخص و قابل دستیابی باشد.
  • فرم ثبت‌نام و ورود به وبلاگ یا ارتباط با بلاگر باید موجود و قابل دسترسی باشند.
  • لوگوی شبکه‌های اجتماعی بلاگر یا برند در وبلاگ باید فعال باشد.
  • دکمه‌های اشتراک‌گذاری در صفحات اجتماعی بهتر است در پایین هر محتوا قرار بگیرد.

۲- سلسله مراتب محتواها و اصول تایپوگرافی

اصول نگارش در بلاگنویسی

یکی از موضوعاتی که در وبلاگ‌نویسی و بهبود تجربه کاربری دارای اهمیت است توجه به اصول نگارش، چگونگی لحن و بیان درمحتواها و رعایت قواعد فنی و زبانی می‌باشد. رعایت موارد زیر می‌تواند تجربه کاربران یک وبلاگ را به شدت بهبود دهد:

  • سلسله مراتب محتواها باید همیشه در وب رعایت شود. استفاده درست از عناوین و تگ‌های h1،h2،h3 موجب می‌شود تا یک محتوا به خوبی قابل خوانش توسط خزنده‌های موتورهای جستجو و بازدیدکنندگان شود.
  • کاربران وب معمولا پاراگراف‌ها را در ابتدا نمی‌خوانند. آن‌ها در ابتدا به عناوین و زیرعناوین توجه می‌کنند و در صورتی که نیاز خود را بیابند به پاراگراف‌ها هم توجه می‌کنند. بنابراین استفاده درست از زیرعنوان‌ها و توجه به اصول کپی‌رایتینگ می‌تواند تجربه کاربری بهتری را رقم بزند.
  • استفاده از پارگراف‌های کوتاه و مرتبط به هم در وب نیز توصیه‌ایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
  • نوع فونت(قلم) و اندازه آن بر روی تجربه کاربری تاثیرگذار است. در وب فارسی استفاده از فونت یکان بسیار رایج است.
  • تنظیم درست حاشیه متون(margin) برای خسته نشدن چشم کاربر باید مدنظر باشد.
  • برجسته‌سازی(Bold)، زیرخط دار کردن متون(Underline) یا مورب کردن(Italic) می تواند باعث ایجاد تمایز در کلمات مهم شود و توجه کاربر را به کلیدواژه‌ها جلب کند.
  • استفاده از لیست‌های عددی ولیست‌های نشانه‌ای باعث دسترسی راحت‌تر به محتواها توسط خوانندگان می‌شود و خوانایی افزایش می‌یابد.
  • تصاویر و نمودار‌ها می‌توانند علاوه بر زیابیی بصری، سریعتر پیام‌های محتوایی را به مخاطبان انتقال دهند.

آشنایی با ۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ ها

۳- سادگی، سادگی و بازهم سادگی

تاثیر طراحی در بهبود تجربه کاربری

در طراحی یک وبلاگ سعی کنید سادگی را مدنظر خود قرار دهید. قطعا تاکنون سایت‌هایی را دیده‌اید که از رنگ‌های زیاد، انیمیشن و محتوای بی‌نظم به همراه پاپ‌های بی‌پایان استفاده می‌کنند.

چنین وبلاگ‌هایی به شما چه حسی می‌دهند؟

توجه به طراحی تمییز و زیبا یک ضرورت در بهبود تجربه کاربری در یک وبلاگ می‌باشد. مردم عاشق زیبایی و البتّه سادگی هستند. در محیط وب وجود پیچیدگی و آشفتگی می‌تواند نتایج بدی را برای یک وبلاگ به همراه بیاورد. در طراحی یک وبلاگ به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • استفاده درست از فضاها
  • تقسیم صفحه به بخش‌های استاندارد تعریف شده(header/body/footer/sidebar و..)
  • استفاده از تصاویر با کیفیت و کم‌حجم
  • ساماندهی محتواها و نمایش درست اجزای آن در صفحه اول وبلاگ
  • ایجاد ناوبری‌های مناسب برای دستیابی به تمامی دسته‌های محتوایی موجود در یک وبلاگ
  • استفاده درست از تبلیغات در وبلاگ(تبلیغات بخش مهمی از یک وبلاگ هستند امّا سعی کنید در آن افراط یا تفریط نکنید)
  • دکمه‌ها یا لینک‌ها به صورت واضح و مشخص باشند.
  • و نکته پایانی این که: یک طراحی ساده و تمییز همیشه برنده است.

۴- از اضاف‌گویی در محتواها بپرهیزید!!!

تلخ است امّا واقعیت این است که بازدیدکنندگان یک وبلاگ، پست‌ها را در ابتدا به طور کامل نمی‌خوانند بلکه فقط کل محتوا را به صورت سریع اسکن(مرور) می‌کنند. آن‌ها اگر تیتر مهمی یا کلیدواژه‌های مورد نیاز خود را مشاهده کنند دوباره محتوا را با دقت می‌خوانند و بر روی پاراگراف‌ها تمرکز می‌خوانند.

بنابراین باید سعی شود پست‌ها از لحاظ محتوایی تا حدممکن خلاصه شود و تنها موضوعات کلیدی در اختیار مخاطب قرار گیرد. یک محتوا باید با کمترین تعداد کلمه بیشترین پیام را به مخاطب برساند.

بیشتر افراد بصری هستند، بنابراین می‌توان با کمک تصاویر، اینفوگراف‌ها، اسلایدها،نمودارها و ویدئوها پیام محتوایی خود را به آن‌ها رساند. تعادل بین محتوای بصری و متنی، تجربه کاربری را بهبود خواهد داد و ماندگاری کاربر در وبلاگ را افزایش خواهد داد.

۵- دسترسی به بخش‌های مختلف وبلاگ

ابزارهای ناوبری امروزه بخش مهمی از طراحی را در بر می‌گیرند. هر کاربری در هر کجای سایت باشد باید بتواند تنها با سه کلیک به هر بخش دیگری از سایت یا وبلاگ برسد. این ویژگی در ماندگاری یک کاربر در وبلاگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

نقش ناوبری در بهبود تجربه کاربری

ناوبری سایت به کاربر نشان می‌دهد که در کجا هست و چگونه می‌تواند به هدف خود دسترسی پیدا کند. منوی اصلی هر سایت باید حداقل به صفحات خانه، درباره ما، ارتباط با ما و ورود به سیستم لینک بدهد. همچنین صفحات فرود و دسته‌بندی‌های اصلی یک وبلاگ می‌توانند علاوه بر ناوبری اصلی در سایدبار(ستون کناری) و فوتر(پابرگ) جای بگیرند.

لوگوی سایت باید به صفحه اصلی وبلاگ لینک شود. ضرورت دارد که ناوبری وبلاگ برای موبایل‌ و تبلت‌ها نیز قابل نمایش باشد. زیرا که امروزه بسیاری از بازدیدکنندگان وبلاگ‌ها با موبایل یا تبلت به مرور وبلاگ‌ها می‌پردازند.

تاثیر محتوای تازه بر روی رتبه بندی گوگل

۶- بهینه‌سازی عملکرد وبلاگ

تاثیر طراحی خوب و محتوای با کیفیت در جذب مخاطب بر کسی پوشیده نیست. امّا توسعه فنی و نگهداری وبلاگ نیز می‌تواند در بهبود تجربه کاربری موثر واقع شوند. در بهینه‌سازی سایت باید به موارد زیر توجه کنیم:

  • بهبود سرعت لود (بارگذاری) وبلاگ
  • توجه به واکنش‌گرا بودن و طراحی موبایل فریندلی یک وبلاگ
  • انجام تغییرات مختلف بر روی وبلاگ و بررسی نتایج تست A/B به منظور افزایش کارآیی وبلاگ برای کاربران
  • بهبود در قالب وبلاگ و ایجاد کدهای تمییز
  • بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو(توجه به اصول سئو)
  • بهینه سازی تصویر استفاده شده در محتواهای وبلاگ با کمک افزونه‌های مرتبط

بهبود در تجربه کاربری هیچ‌گاه خاتمه نمی‌پذیرد و بلاگر باید در یک چرخه بی‌پایان به دنبال ایجاد حس و حال بهتر در کاربران وبلاگ خود باشد و در صورتی که تلاش خود را به درستی انجام دهد نتیجه پشتکار خود را از کاربران دریافت خواهد کرد.

صفحه فرود و جایگاه آن در دیجیتال مارکتینگ

صفحه فرود (Landing Page) اولّین صفحه‌ای است که بازدیدکنندگان یک سایت از طریق آن به یک سایت دسترسی پیدا می‌کنند. هر پستی که در یک سایت تولید می‌شود، یک صفحه(Page) جدید را بوجود می‌آورد. از آن جا که این صفحه و محتوای مرتبط با آن در موتورهای جستجو ایندکس می‌شود و مخاطب از طریق آن می‌تواند وارد سایت شود، بنابراین هر صفحه‌ایی که در سایت ایجاد می‌شود یک لندینگ‌پیج خواهد بود.

صفحه فرود

صفحات فرود هیچ تفاوت مهمی با صفحات دیگر ندارند. تنها نکته مهم در این صفحات این است که کاربر از طریق آن صفحه به سایت ما رسیده است. اگر یک صفحه‌فرود طراحی مناسبی داشته باشد می‌تواند موجب ماندگاری بازدیدکنندگان شود.

آشنایی با روانشناسی رنگ‌ها در بازاریابی

صفحات فرود و تبلیغات آنلاین

لندینگ پیج‌ها در تبلیغات آنلاین اهمیت بسیاری می‌یابند. دیجیتال مارکترها سعی می‌کنند با طراحی یک صفحه منحصربفرد و جذاب، اطلاعات مناسبی را درباره یک محصول یا خدمت در اختیار بازدیدکننده بگذارند به طوری که مخاطب این صفحه، اقدام(Call to Action) مورد نظر دیجیتال‌مارکتر را انجام دهد.

صفحه فرود ایران سرور(نوروز۹۹)

صفحات فرود در موفقیت کمپین‌های تبلیغاتی نقش مهمی را ایفا می‌کنند. علاوه بر جذب مخاطب با کمک این صفحات می‌توان هزینه‌های تبلیغات در رسانه‌های مختلف، تعداد بازدیدکنندگان و فروش صورت پذیرفته را بدست آورد. از طریق صفحات فرود سرنخ‌هایی(Lead) برای فروش بدست می‌آید. با کنترل این سرنخ‌ها می‌توان ترافیک ورودی به قیف بازاریابی را مدیریت کرد.

اهداف یک صفحه فرود

همانطور که در بالا گفته شد یک لندینگ‌پیج می‌تواند بازخوردهایی ازسرنخ‌های بدست آمده درکمپین‌های تبلیغاتی را به مدیران فروش انتقال دهد. یک لندینگ‌پیج معمولا به سه هدف زیر ایجاد می‌شود:

  1. فروش مستقیم محصولات یا خدمات
  2. جذب مخاطب و دریافت اطلاعات از او(ایمیل، تلفن و..)
  3. اطلاع‌ رسانی و دادن آگاهی به قصد برندسازی

همانطور که در اهداف بالا مشخص است یک صفحه‌فرود حتما باید دارای یک call to action باشد. طراحی صفحات فرود از آن جهت اهمیت دارد که تمامی ترافیک ایجاد شده در یک کمپین تبلیغاتی به سمت آن می‌آید. اگر صفحات فرود به درستی عمل نکنند تمامی هزینه‌های کمپین تبلیغاتی به هدر خواهد رفت.

ویژگی‌های یک صفحه‌فرود خوب

لندینگ پیج کتابراه

در طراحی لندینگ‌پیج‌ها باید به اهداف کمپین تبلیغاتی توجه کنیم و براساس این اهداف صفحات فرود خود را طراحی کنیم. یک صفحه‌فرود خوب باید دارای ویژگی‌های عمومی زیر باشد:

  • بهتر است صفحه‌فرود شلوغ نباشد و اقدامی(CTA) که انتظار داریم کاربر در آن صفحه انجام دهد کاملا مشخص و واضح باشد.
  • یک لندینگ‌پیج باید با تبلیغات انجام شده در رسانه‌های مختلف مرتبط باشد و تکمیل‌کننده آن تبلیغات باشد.
  • ابتدا یک توضیح مختصر و دکمه اقدام قرار داده شود، سپس در ادامه می‌تواند توضیحات تکمیلی به همراه یک ویدئو قرار بگیرد.
  • ارائه تخفیفات یا نقل‌قول از مشتریان قبلی می‌تواند در افزایش نرخ تبدیل(Convert Rate) تاثیر بگذارد.
  • باید سعی شود لندینگ پیج‌ها حاوی یک راه‌حل برای برطرف‌کردن مشکلات کاربران یا پاسخ به نیازهای آنان باشند.
  • صفحات فرود جایی هستند که کپی‌رایترها باید هنر تبلیغ‌نویسی خود را به نمایش بگذارند. یک محتوای کوتاه ولی جذاب می‌تواند حداکثر تاثیر را بر روی مخاطب بگذارد.

کپی رایتینگ چیست؟ چگونه یک کپی رایتر موفق شویم؟

ابزارهای طراحی صفحات فرود

برای طراحی صفحات فرود می‌توان از ابزارهای مختلفی استفاده کرد. اگر شما از وردپرس استفاده می‌کنید ساده‌ترین ابزاری که در اختیار شما قرار دارد ویرایشگر گوتنبرگ می‌باشد. در این ویرایشگر می‌توان از انواع مولفه‌ها برای طراحی یک صفحه فرود استفاده کرد.

استفاده از صفحه‌سازهایی نظیر المنتور و ویژوال کامپوزر در وردپرس نیز برای طراحی صفحه‌های فرود می‌تواند راهگشا باشد. همچنین سایت لندین به عنوان یک ابزار آنلاین برای طراحی صفحات فرود می‌باشد که می‌توان به صورت آنلاین به طراحی یک لندینگ‌پیج جذاب پرداخت.

دیجیتال مارکتینگ شامل مجموعه‌ای از مهارت‌ها است که برای موفقیت در آن باید همواره به دنبال ارتقاء دانش خود باشیم. کمپین‌های تبلیغاتی در فضای دیجیتال به عنوان راهی برای افزایش فروش lمطرح هستند. صفحات‌فرود هم یک بخش جدایی‌ناپذیر از یک کمپین تبلیغاتی آنلاین می‌باشند که باید برای افزایش احتمال موفقیت یک کمپین به آن‌ها توجه ویژه‌ای نمود.

آشنایی با سنجه های کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

هر کسی که یک وبلاگ را مدیریت می‌کند به خوبی می‌داند که برای موفقیت باید به مسائل زیادی توجه داشته باشد. یک مسئله مهم در تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بازدهی می‌باشد. نرخ بازگشت سرمایه(ROI) یک سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی می‌باشد که عملکرد بازاریابی محتوا را به خوبی نشان می‌دهد.

آشنایی با ۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگنویسی

امّا باید توجه داشته باشیم که ROI یک سنجه طولانی مدّت است وما نیاز داریم که به کمک معیارهای دیگر عملکرد یک وبلاگ را به صورت تدریجی و کوتاه‌مدّت ارزیابی کنیم.

۲۰ سنجه کلیدی مهم در وبلاگ نویسی

سنجش عملکرد وبلاگ

وبمسترها و دیجیتال‌مارکترها برای این که موفقیت یک کمپین یا رویه‌های بازاریابی محتوا را بسنجند از یک سری سنجه‌های کلیدی عملکرد(KPI) استفاده می‌کنند. آن‌ها با آنالیز این سنجه‌ها و تغییر در شیوه انجام فرآیندها به دنبال یافتن شیوه منحصربفرد و موثری برای موفقیت هستند. در این پست قصد داریم به معرفی معیارهایی بپردازیم که یک بلاگر باید جمع‌آوری کند، به صورت مستمر به بررسی آن‌ها بپردازد و میزان پیشرفت خود را با کمک آن‌ها بسنجد.

۱- بازدید کلی یک وبلاگ

این سنجه می‌گوید که یک وبلاگ در بازه زمانی معین چه مقدار بازدید داشته است. ردیابی این معیار به صورت ماهیانه به بلاگر این حس را می‌دهد که وضعیت وبلاگ او چطور است. تحلیل دقیق این معیار می‌تواند داده‌های ارزشمندی را برای واحد بازاریابی به همراه بیاورد.

استخراج اطلاعات وبلاگ و شناسایی ماه‌های پربازدید در یک سایت می‌تواند یک آلارم مناسب برای واحد فروش باشد. واحد فروش با اجرای کمپین‌های تبلیغاتی متناسب در ماه‌های پربازدید یا مناسبت‌ها می‌تواند میزان سود حاصل از فروش را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

۲- منبع ترافیک ورودی

منابع ترافیک وبلاگ

این که ترافیک یک وبلاگ از چه منابعی بدست می‌آید می‌تواند حاوی نکات زیادی باشد. معمولا در یک وبلاگ ۵ منبع ترافیکی زیر را داریم:

  • ترافیک مستقیم
  • ترافیک از رسانه‌های اجتماعی(پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی)
  • جستجوی ارگانیک(موتورهای جستجو)
  • ترافیک ارجاعی(ترافیک ورودی از دیگر سایت‌ها یا تبلیغات در موتورهای جستجو)
  • خبرنامه یا ایمیل مارکتینگ

این که بدانیم بیشترین ترافیک ما از چه منبعی می‌باشد می‌تواند بر روی استراتژی تولید محتوا ما تاثیر بگذارد. شناسایی منابع ترافیکی به یک وبلاگ می‌تواند نشان‌دهنده فرصت‌های رشد برای یک کسب و کار باشد. همچنین منابعی که مورد غفلت قرار داده‌ایم را به ما یادآوری می‌کند.

۳- بازدید صفحه اصلی وبلاگ

این معیار می‌گوید که از بازدیدهای وبلاگ چه تعدادی از صفحه اصلی وبلاگ آمده‌اند. این معیار نشان می‌دهد که بازدیدکنندگان تا چه حد از یک وبلاگ به عنوان سایت مرجع استفاده می‌کنند. ترافیک مستقیم می‌تواند نشان‌دهنده این واقعیت باشد که وبلاگ فرآیند برندسازی را به خوبی توانسته است به پیش ببرد.(منظور از ترافیک مستقیم این است که بازدیدکننده یک وبلاک آدرس URL را مستقیم در مرورگر خود وارد کنند).

بازدیدکنندگان همیشگی یک وبلاگ، مشتریان وفادار آن کسب وکار محسوب می‌شوند که می‌توانند بسیار ارزش‌آفرین باشند. البتّه یک بلاگر باید علاوه بر حفظ بازدیدکنندگان همیشگی به دنبال جذب مخاطبان جدید هم باشد.

۴- تعداد پست‌های انتشار یافته

تعداد پست‌های انتشار یافته در یک وبلاگ در مدت زمان مشخص، نشان‌دهنده تلاش و پشتکار یک بلاگر است. همچنین مقایسه حجم پست‌ها با سایر نتایج نظیر ترافیک ورودی به سایت، سیگنال‌های بسیاری را به بلاگنویس انتقال می‌دهد. این متریک به راحتی در هر وبلاگی قابل دستیابی ومحاسبه است.

۵- پست‌های برتر هر وبلاگ

این معیار برای هر وبمستری بسیار ارزشمند است که بداند چه موضوعاتی برای یک وبلاگ ترافیک بیشتری را به ارمغان می‌آورند. شناسایی پست‌های برتر هر وبلاگ و آنالیز آن‌ها می‌تواند ایده‌های جدیدی را برای پست‌های آینده به وبلاگ‌نویس بدهد. همچنین از این متریک می‌توات نمشکلات ترافیکی و ایندکس نشدن یک پست را در موتورهای جستجو پیدا کرد.

۶- میانگین بازدید پست‌ها

این سنجه نشان‌دهنده ارزش هر پست نسبت به کل ترافیک یک وبلاگ می‌باشد. این متریک ارتباط بین حجم انتشار پست و ترافیک کل وبلاگ را نشان می‌دهد. اگر شما تعداد پست بیشتری را منتشر می‌کنید امّا میانگین بازدید پست‌ها کاهش می‌یابد بدان معنا است که پست‌های جدید نتوانسته‌اند بازدیدکننده مناسبی را جذب کنند.

کمّیت و کیفیت دو موضوع مهم در بلاگنویسی هستند. این که آیا تعداد محتواهای کم ولی با کیفیت تولید کنیم یا تعداد محتواهای زیاد ولی با کیفیت پایین‌تر تولید کنیم، همواره از مهمترین چالش‌ها در وبلاگ‌نویسی بوده است. نرخ میانگین بازدید هر پست می‌تواند به بلاگر کمک کند تا کمّیت و کیفیت محتواها را با یکدیگر بالانس کند.

۷- میانگین لینک‌های دریافتی برای هر پست

آیا محتوایی که تولید می‌شود ارزشمند بوده و توانسته از وبلاگ‌ها و سایت‌های دیگر لینک دریافت کند. لینک‌های ورودی به هر وبلاگ برای موتورهای جستجو از اهمیت زیادی برخوردارند. این لینک‌ها به موتورهای جستجو نشان می‌دهند که محتوای شما برای دیگران ارزشمند بوده است.

یک بلاگنویس همیشه باید به دنبال جذب لینک معتبر از وبلاگ‌هایی که محتواهای تازه و مرتبط دارند باشد. قطعا استفاده از شیوه‌های کلاه‌ سفید در لینک‌سازی باید مدنظر وبمستر قرار گیرد.

شاید مطالعه این محتوا هم برای شما مفید و جالب باشد: نقش لینک سازی در بهبود سئو یک سایت

۸- میانگین نظرات برای هر پست

کامنت‌ها یا همان نظرات یکی از معیارهای مهمی است که نشان‌دهنده میزان تعامل کاربران با یک وبلاگ می‌باشد. یک بلاگر به صورت مرتب واکنش و بازخورد مخاطبان خود را زیر نظر می‌گیرد. افزایش تعامل کاربران با وبلاگ علاوه بر این که برای موتورهای جستجو ارزشمند است می‌تواند ایده‌های جدیدی را هم به بلاگر انتقال دهد.

از کاربران خود بخواهید نظرات خود را درباره موضوعات منتشر شده در وبلاگ بگویند. مشارکت مخاطبان در بخش کامنت‌ها باعث می‌شود تا آن‌ها مجددا به آن پست مراجعه کنند تا از نظر دیگران نسبت به کامنت خود مطلع شوند یا حتی آن را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران همرسانی کنند.

۹- نرخ اشتراک‌گذاری یک پست در شبکه‌های اجتماعی

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

وایرال شدن یک محتوا یا پست وبلاگی موجب می‌شود تا آن پست توسط افراد زیادی دیده شود. به همین دلیل اگر مخاطبان یک وبلاگ، پستی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند امتیاز ویژه‌ای را برای وبلاگ به همراه می‌آورد. یک وبمستر باید دکمه‌های اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی را به پست‌های خود اضافه کند.

تعیین شبکه‌های اجتماعی برای اشتراک‌گذاری محتواهای وبلاگ با توجه به تجربه بلاگر و نوع محتوا وبلاگ تعیین می‌شوند. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ترافیک زیاد و هدفمند را برای یک بلاگر به همراه بیاورند.

۱۰- نرخ جذب مشتری جدید

قطعا ترافیک خوب و خیلی خوب است. امّا ترافیک زمانی ارزشمند خواهد بود که منجر به درآمدزایی شود. ترافیک یک وبلاگ بایستی در راستای اهداف کسب و کاری باشد. یک بلاگر باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشد که ترافیک ورودی به وبلاگ تا چه حدی توانسته Call to Action برای او به همراه داشته باشد. وبلاگ‌نویسان حرفه‌ای برای این که بتوانند نرخ جذب مشتری یا Call to Action وبلاگ خود را بدست آورند صفحات فرود (Landing Page) را طراحی می‌کنند یا از ابزارهای آماده دیگری استفاده می‌کنند.

۱۱- شناسایی منابع ارجاع دهنده به وبلاگ

این که بدانید چه سایت‌هایی به وبلاگ شما ارجاع داده‌اند می‌تواند در طراحی پست‌های آینده و نوع محتواها به شما کمک کند و موجب شود تا به صورت هدفمندتری پست‌های خود را تهیه کنید. به عنوان مثال ممکن است شبکه‌های اجتماعی برای یک وبلاگ یک منبع مناسب برای دریافت ترافیک نباشد. در حالی که ممکن است وبلاگ یک اینفلوئنسر بتواند ترافیک قابل توجهی را برای وبلاگ شما به همراه بیاورد.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

۱۲- پست‌های برتر از لحاظ جذب مشتری

اگر هدف شما از وبلاگ‌نویسی، بازاریابی و جذب مشتری می‌باشد بایستی به پست‌هایی که توانسته‌اند توجه مشتری را به محصولات یا خدمات شما جذب کنند به عنوان یک پتانسیل جدّی توجه داشته باشید. معمولا موضوع چنین پست‌هایی برای مشتریان مهم بوده است و این یک سیگنال مثبت برای تولید محتواهای مرتبط دیگری می‌باشد.

۱۳- نرخ کلیک

نرخ کلیک یا CTR در هر وبلاگی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این معیار، موضوعاتی که باید در هنگام بهبود بخشیدن محتواها مورد توجه قرار گیرند را به بلاگر یادآوری می‌کند. با افزایش ترافیک ورودی و ثابت نگهداشتن نرخ کلیک، احتمال افزایش بازدید کننده و مشتری برای هر کسب و کاری وجود دارد. نرخ کلیک می‌تواند بر روی استراتژی‌های تولید محتوا، کپی رایتینگ و شیوه‌های فروش محصولات یا خدمات تاثیر بگذارد.

محتوامحوری یا مخاطب محوری، کدام استراتژی محتوایی را برای کسب و کار خود انتخاب کنیم؟

۱۴- جایگاه کلمات کلیدی مهم برای یک وبلاگ در نتایج SERp گوگل

یک بلاگر همواره یک لیست از کلمات کلیدی طلایی را برای کسب و کارش استخراج می‌کند. این کلمات کلیدی یک ترافیک هذفمند و هوشمندانه را از موتورهای جستجو به سمت وبلاگ می‌فرستند. به همین دلیل ارتقاء جایگاه وبلاگ براساس کلمات کلیدی مختلف در SERp گوگل(صفحه اول گوگل) از اهمیت بسیاری برخوردار است.

وبمسترهای حرفه‌ای همواره جایگاه وبلاگ خود را براساس کلمات کلیدی مختلف در نتایج SERp گوگل استخراج می‌کنند و در یک فایل اکسل ذخیره و نگهداری می‌کنند. آنها تغییرات جایگاه وبلاگ خود را به صورت دوره‌ای کنترل می‌کنند. رشد در یک کلمه کلیدی و رسیدن به صفحه اوّل گوگل می‌تواند ترافیک ورودی به یک سایت را منفجر کند و بالطبع برای مدیر آن سایت یا وبلاگ درآمدزایی به دنبال داشته باشد.

۱۵- نرخ خروج

نرخ پرش از صفحه

نرخ پرش یا Bounce Rate یک معیار حیاتی است. این نرخ نشان می‌دهد که ترافیک ورودی از منابع مختلف نتوانسته با محتوای وبلاگ یا رابط کاربری آن ارتباط برقرار کند. اگر وبلاگی نرخ پرش بالایی دارد بلاگر باید بر روی افزایش کیفیت محتوا، تغییر قالب و رابط کاربری، تست A/B و تغییر شرایط وبلاگ متمرکز شود. بهبود تجربه کاربری وظیفه‌ای است که وبلاگنویسان باید همیشه به آن توجه کنند.

۱۶- زمان حضور در وبلاگ

ماندگاری در سایت یا Time on Site نشان می‌دهد که محتواهای یک وبلاگ تا چه میزان توانسته‌اند برای مخاطب جذاب باشند و او را علاقمند به ماندن در سایت کنند. این معیار بر روی سئو و قرارگیری محتوا در صدر لیست موتورهای جستجو تاثیر بسزایی دارد.

یک بلاگر بایستی به اصول سئو محتوا نیز توجه داشته باشد. هر چند که بهتر است بلاگر بیش از هر چیزی به نیاز مخاطب خود توجه کند و محتوا را به هدف جلب رضایت وتامین نیازهای مخاطب بنویسد.

۱۷- ترافیک بازگشتی

یکی از اهداف استراتژی بازاریابی محتوا دادن آگاهی به مشتری و جلب توجه او به یک محصول یا خدمت می‌باشد. بنابراین معمولا در وبلاگ‌ها، مخاطبان مقالات را مطالعه کرده و به مقایسه آن‌ها با سایر منابع می‌پردازند. به همین دلیل ممکن است آنان به دفعات زیادی به یک وبلاگ مراجعه کنند تا در نهایت تبدیل به مشتری شوند. از همین‌رو اندازه‌گیری و رصد ترافیک بازگشتی(Returning Traffic) با کمک گوگل آنالیتیکس از اهمیت بسیاری برخوردار است.

چگونه یک بازاریابی محتواتاثیرگذار ایجاد کنیم؟

۱۸- رتبه الکسا

امروزه رتبه الکسا به تنهایی یک سنجه مهم برای وبلاگ‌نویس محسوب نمی‌شود، ولی توجه به این پارامتر می‌تواند از جهاتی دیگر مهم باشد. رتبه الکسا موقعیت یک وبلاگ را نسبت به سایر سایت‌ها در جهان و یک منطقه خاص(کشور) نمایش می‌دهد. بنابراین کاهش رتبه الکسا نشان‌دهنده رشد یک وبلاگ در قیاس با سایر رقبا می‌باشد. مضاف بر این که با تحلیل رتبه الکسا سایر رقبا، می‌توان اطلاعات دقیقی نسبت به آنان بدست آورد.

اهمیت بهبود رتبه الکسا در تولیدمحتوا وبلاگی

۱۹- اعتبار دامنه و اعتبار صفحه

سایت MOZ به دامنه و هرصفحه از وبلاگ یک عدد(اعتبار) اختصاص می‌دهد. هر چه مقدار اعتبار صفحه‌های یک وبلاگ(PA) افزایش پیدا کند، اعتبار دامنه(DA) آن وبلاگ افزایش پیدا می‌کند. افزایش اعتبار دامنه در سریع‌تر ایندکس شدن صفحات یک وبلاگ تاثیر دارد. در واقع DA و PA دو پارامتر مهم در بهبود سئو یک سایت می‌باشند. یک بلاگر باید همواره به دنبال افزایش اعتبار صفحات وبلاگ و اعتبار دامنه خود از طریق شیوه‌های قانونی باشد.

۲۰- مشترکان فعال خبرنامه‌ها

تعداد افرادی که عضو خبرنامه یک وبلاگ می‌شوند یک معیار مهم برای شناسایی خوانندگان وفادار به آن وبلاگ یا برند هستند. این معیار به خوبی میزان چَسبندگی یک بلاگ را نمایش می‌دهد. کسانی که تنها یکبار به وبلاگی مراجعه می‌کنند و دیگر هرگز به سراغ آن نمی‌روند ارزش چندانی را نمی‌توانند برای آن وبلاگ‌نویس ایجاد کنند. هر بلاگری می‌داند مخاطبانی برای او و وبلاگش ارزش‌آفرین هستند که به صورت مستمر به بلاگ او سر بزنند. توجه داشته باشیم کسانی که عضو خبرنامه ما می‌شوند و ایمیل خود را در اختیار ما می‌گذارند به ما اعتماد کرده‌اند. بنابراین باید برای آن‌ها بهترین محتواها، فایل‌ها و تخفیفات را ارسال کنیم.

یک وبلاگ باید تبدیل به انجیل محتوا برای مخاطبانش شود و همه خوانندگان محتواها را بارها و بارها بخوانند و پست‌ها را ستایش کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند و این هدف تنها با محتواهای با کیفیت ایجاد می‌شود.

هفت سین یک بلاگر

نوروز همواره برای ایرانیان نویدبخش اتفاقات خوب بوده است. سال نو ایرانی با فصل بهار که همزمان با رویش شکوفه‌ها می‌باشد آغاز می‌شود. سفره هفت سین یک نماد مهم و قدیمی در نوروز ایرانی می‌باشد. ایرانیان معمولا هفت نماد مهم را بر سفره خود قرار می‌دهند. در این نوشتار کوتاه می‌خواهیم به معرفی ” هفت سین یک بلاگر ” می‌پردازیم.

وبلاگ‌نویسی کاری سخت و زمان‌بر است زیرا که برای نتیجه گرفتن در آن باید حوصله زیادی داشت و با پشتکار و علاقه فراوان کار را پیش برد. علّت شکست بازاریابی‌های محتوایی این است که محتواسازان زود خسته می‌شوند ومداومت خود را از دست می‌دهند.

معرفی هفت عنصر مهم در هفتسین یک بلاگر

هفت عنصر مهم در بلاگنویسی که ما آن‌ها را در سفره هفت سین یک بلاگر قرار داده‌ایم، سعی دارند تا فرآیندهای وبلاگ‌نویسی را بهبود دهند. در ادامه این عناصر مهم بلاگری را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

هفت سین یک بلاگر

۱- سرچ کلمات کلیدی

شناسایی کلمات کلیدی طلایی در یک وبلاگ برای هر محتوانویسی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا که موجب می‌شود تا تولید محتوا اثربخش‌تر شود. برای شناخت کلمات کلیدی حیاتی اولین گامی که هر وبلاگنویس باید روی آن تمرکز کند جستجو برای یافتن عبارات کلیدی مورد نیاز مخاطبان می‌باشد.

۲- سرعت سایت

بهبود سرعت سایت از موضوعاتی است که باعث می‌شود تا کاربران ما تجربه کاربری بهتری نسبت به وبلاگ ما پیدا کنند. همچنین افزایش سرعت بارگذاری یک وبلاگ بر روی سئو یک سایت تاثیر می‌گذارد. یک بلاگر حرفه‌ای باید با بهبود کدها وکیفیت تصاویر وبلاگ خود سرعت لود سایت را به حد قابل قبولی برساند.

۳- سئو (SEO)

سئو ( Search Engine Optimization) یا همان “بهینه‌سازی سایت برای موتورهای جستجو” موضوعی است که در تولید محتوا باید مورد توجه قرار گیرد. هر چند که یک وبلاگ‌نویس باید محتوا را برای مخاطب خود و با توجه به پرسونا و نیازهای او بنویسد، امّا توجه به اصول سئوی محتوا نیز باید همواره مدنظر یک نویسنده در فضای دیجیتال باشد.

۴- سایت مپ

نقشه سایت برای موتورهای جستجو از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا که موتورهای جستجو با کمک سایت‌مپ محتواهای تولید شده در یک وبلاگ را می‌یابند. یک بلاگر باید سایت‌مپ خود را ایجاد کند و آن را در سرچ کنسول به گوگل معرفی کند.

۵- ساخت لینک

لینک‌سازی داخلی و خارجی در یک وبلاگ موجب می‌شود تا خزنده‌های گوگل بتوانند به راحتی محتواهای جدید را پیدا کنند. لینک‌های داخلی به خوبی ارتباط بین محتواهای مختلف در یک وبلاگ را نشان می‌دهند. یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای سعی می‌کند تا با ساخت لینک‌های داخلی محتواهای مرتبط را به یکدیگر پیوند دهد و همچنین از سایر وبلاگ‌ها و سایت‌های معتبر لینک‌ خارجی متناسب دریافت کند.

۶- سوشال مدیا

رسانه‌های اجتماعی از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. با کمک شبکه‌های اجتماعی، پیامرسان‌ها و اپلیکیشن‌های موبایلی می‌توان توجه مخاطبان زیادی را به یک محتوا جلب کرد. انتقال ترافیک از طریق سوشال مدیا می‌تواند تاثیر زیادی بر روی یک وبلاگ بگذارد. همچنین با کمک شبکه‌های اجتماعی می‌توان ترندهای جدید را شناسایی کرد و از نظرات مخاطبان آگاه شد.

۷- سنجه‌های کلیدی

سنجیدن(اندازه گرفتن) موضوع مهمی است که می‌تواند عملکرد و کارآیی فرآیندهای مختلف را در فضای دیجیتال نمایش دهد. سنجه‌های کلیدی یا KPI در وبلاگنویسی از اهمیت بسیاری برخوردارند چرا که به خوبی عملکرد یک بلاگر را نمایش می‌دهند. یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای معیارهای مشخصی را برای اندازه‌گیری فعالیت‌های خود تعیین می‌کند و آن‌ها را به صورت دوره‌ای و منظم مورد بررسی قرار می‌دهد.

در پایان آرزوی سالی خوب و خوش را برای همراهان وبلاگ آرزومندم. بنظر شما خواننده گرامی چه عناصر دیگری می‌تواند در سفره هفت سین یک بلاگر یا دیجیتال‌مارکتر قرار بگیرد؟ نظرات خود را برای من کامنت کنید تا دیگران هم از آن مطلع شوند.

چگونه یک محتوای با کیفیت تولید کنیم؟

محتوای با کیفیت

موتورهای جستجو ازجمله گوگل به تولید محتوای با کیفیت اهمیت زیادی می‌دهند زیرا که هر چه محتوا غنی‌تر باشد احتمال برطرف‌شدن نیازهای کاربر بیشتر می‌شود و کاربری که نیاز خود را بتواند از طریق جستجو در یک موتور جستجوبرطرف کند مجدد نیز به سراغ آن موتور جستجو خواهد آمد.

این که برای یک سایت چه موضوعی را برای تولید محتوا انتخاب کنیم یکی از مهمترین چالش‌های وب‌نویسان می‌باشد. برای انتخاب موضوع قبل از هرچیزی به پرسونای مخاطب توجه کرد. این‌که یک محتوا برای چه کاربری و با چه ویژگی‌هایی نوشته می‌شود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

ویژگی‌های محتوای با کیفیت

محتوای با کیفیت ، محتوایی است که مخاطب را جذب خود نماید و او را در سایت نگه دارد و درنهایت برای مدیران آن سایت درآمدزایی داشته باشد. مهمترین معیار برای شناسایی محتوای با کیفیت رضایت کاربران و وایرال شدن یک محتوا می‌باشد(وایرال شدن به معنی ویروسی شدن و اشتراک‌گذاری وسیع یک محتوا توسط دیگران می‌باشد).

مراحل تولید محتوای با کیفیت

برای تولید یک محتوای خوب بایستی مراحل زیر را انجام دهیم:

۱- انتخاب موضوع و یافتن کلمه کلیدی

ویژگی های محتوای با کیفیت

برای وب‌نویسی و تولید محتوا متنی باید قبل از هر چیزی به موضوعی که می‌خواهید درباره آن محتواسازی کنید تسلط کافی داشته باشید. مطالعه و تحقیق می‌تواند یک ابزار مناسب برای توسعه دانش در یک زمینه خاص باشد. معمولا کسانی‌که اطلاعات کافی درباره یک موضوع دارند به سادگی می‌توانند موضوعات ترند روز را شناسایی کنند.

برای شناسایی موضوع می‌توان از موتورهای جستجوی مختلف، سایت‌های رقبا، الکسا و حتی فروشگاه‌های اینترنتی استفاده کرد. انتخاب درست موضوعات و دسته‌بندی‌های محتوایی می‌تواند مسیر یک کسب و کار را متحول کند. برای همین منظور بایستی قبل از انتخاب موضوعات یک سایت، استراتژی محتوایی مناسبی را برگزید. بعد از انتخاب موضوع باید یک عنوان و کلمه کلیدی متناسب با آن را انتخاب کنید.

۲- ارائه محتوا

هر سایتی در شروع کار خود، بازدیدکننده چندانی نخواهد داشت. هم‌زمان با تولید محتوای با کیفیت بایستی به دنبال رسانه‌های مختلف برای عرضه محتوای خود به عموم مخاطبان‌تان باشید. وبلاگ‌ها، شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، ابزارهای انتشار ویدئوها و.. بسترهایی هستند که می‌توان بری ارائه فراگیر یک محتوا از آن‌ها بهره برد.

۳- محتوای جدید

بروزرسانی مستمر یک سایت و ارائه محتواهای جدید بسیار مهم است. محتوای قدیمی به مرور زمان کیفیت خود را از دست می‌دهد. با بروزرسانی مستمر یک محتوا می‌توان کیفیت ان محتوا را بهبود داد و نیازهای جدید مخاطب را پوشش داد.

بروز کردن محتواهای قدیمی باعث می‌شود تا موتورهای جستجو به این محتواها توجه ویژه‌ای بنمایند و آن‌ها را در صفحه اول SERp قرار دهند. موضوع Fresh Content در حال حاضر از اهمیت بالایی در بهبود سئو یک سایت برخوردار است.

یک محتواساز حرفه‌ای به صورت مستمر به بررسی موتورهای جستجو می‌پردازد تا متوجه شود در حال حاضر چه کلماتی برای این موتورها از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است یا به عبارتی دیگر حجم جستجو کدام کلمات بیشتر است.

۱۲ گام طلایی برای تولید محتوای وبلاگی

۴- ارتباطات محتوایی

برای تولید محتوای با کیفیت بایستی تمامی محتواها یک ارتباط معنایی و موضوعی با یکدیگر داشته باشند. هر محتوایی که تولید می‌شود بایستی تکمیل‌کننده محتواهای قبلی و پیش‌نیازی برای محتواهای آینده باشد.

ویژگی فوق کمک زیادی به سئوکاران می‌نماید تا بتوانند به راحتی لینک‌سازی داخلی را انجام دهند. سعی کنید با کمک لینک‌ها، ارتباط منطقی بین محتواهای یک سایت را به موتورهای جستجو و خوانندگان نشان دهید. لینک‌سازی اصولی علاوه بر تاثیر مثبت بر روی سئو یک سایت باعث افزایش زمان ماندگاری کاربران یک سایت خواهد شد.

۵- عنوان‌بندی و بخش‌های مختلف یک محتوا

برای افزایش کیفیت محتوا بایستی به عناوین و زیر عنوان‌های موجود در یک محتواتوجه ویژه‌ای نمود، زیرا که تیترها بیش از هر قسمت دیگری در محتواها مورد توجه قرار می‌گیرند. به کارگیری کلمه کلیدی در عنوان محتوا، علاوه بر جذابیت باعث افزایش خوانایی و تاثیر مثبت بر روی سئو خواهد شد.

۶- تصویرسازی و ایجاد جذابیت بصری در محتوا

متن بخش عمده‌ای از یک محتوای وبلاگی را تشکیل می‌دهد. امّا تصاویر این قابلیت را دارند که با کمترین فضا، بیشترین پیام را به مخاطب انتقال دهند. در یک محتوای با کیفیت باید از تصاویر، نمودار و اینفوگرافیک‌ها برای برقراری ارتباط قوی با مخاطبان استفاده کرد.

تعیین Alt تگ برای تصاویر و رعایت اصول سئو در تصاویر از اهمیت بسیاری برخوردار است. بهتر است از تصاویری با کیفیت بالا و البته حجم کم استفاده کنیم.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۷- لینک‌سازی داخلی و خارجی

لینک سازی و تاثیر آن در محتواسازی خوب

امروزه لینک‌سازی و بهبود دسترسی به قسمت‌های مخلف سایت از اهمیت بسیاری برخوردار گردیده است چرا که این موضوع به طور مستقیم با بحث بهبود تجربه کاربری مرتبط است. در سایت شما باید این امکان وجود داشته باشد که از هر جایی تنها با ۴ کلیک به صفحات دیگر سایت دسترسی پیدا کرد.

یکی از شیوه‌هایی که برای تقویت ارتباطات در یک سایت مورد توجه قرار می‌گیرد، لینک‌سازی داخلی است. شما می‌توانید صفحاتی که از لحاظ مفهومی و معنایی با یکدیگر ارتباط دارند را تنها با یک لینک به یکدیگر مرتبط کنید.

معرفی سایت‌های دیگری که با کسب و کار شما و موضوع سایت شما مرتبط هستند هم می‌توانند بر روی سئو سایت شما تاثیر بگذارند. لینک‌سازی خارجی یا ارجاع به منابع دیگر می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن سایت شما توسط موتورهای جستجو دیگر شود.

۵۱ نوع از پرکاربردترین مدل های بازاریابی

استراتژی بازاریابی به روشی برای حفظ مشریان فعلی و افزایش مشتریان جدید اطلاق می‌شود که توسط مدیران یک سازمان اتخاذ می‌گردد. در تدوین یک استراتژی بازاریابی بایستی با توجه به مدل های بازاریابی سیاست کلی یک سازمان در عرصه مارکتینگ را تعیین کرد. در تعیین استراتژی بازاریابی به موارد زیر توجه داریم:

مدل های بازاریابی
  • تعیین مدل بازاریابی
  • نحوه تعامل با رقیبان
  • افزایش رضایت مشتریان
  • چگوتنگی راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی
  • همکاری با اینفلوئنسرها
  • شناسایی مشکلات پنهان مشتریان
  • برندینگ اصولی
  • توجه به نظرات مخاطبان
  • استفاده از کانال‌های ارتباطی جدید برای ارتباط موثر با مشتریان
  • افزایش مشارکت پرسنل شرکت در فرآیند بازاریابی
  • توجه به روایتگری در بازاریابی

در ادامه این پست قصد داریم به معرفی انواع مدل های بازاریابی یا در واقع اصطلاحات رایج در بازاریابی مدرن بپردازیم.

معرفی انواع مدل‌های بازاریابی

برای افزایش فروش و تسلط بر بازارهای رقابتی بایستی به استراتژی‌های بازاریابی توجه داشت. استراتژی بازاریابی نحوه عرضه یک محصول به بازار و ارتباط با مشتریان، رقبا ومحیط را تعیین می‌کند. انتخاب یک استراتژی بازاریابی درست می‌تواند ارزش مناسبی را به مشتریان انتقال دهد.

ارزش ایجاد شده برای مشتریان باعث ارتقاء جایگاه یک کسب و کار خواهد شد. به کارگیری استراتژی‌های بازاریابی مختلف در طول سالیان متمادی باعث ایجاد مدل های بازاریابی متنوعی گردیده است. در این پست سعی می‌کنیم به صورت گذرا به ۵۱ نوع از مدل های بازاریابی اشاره کنیم.

۱- بازاریابی انگیزه‌ای(Cause Marketing)

شناسایی انگیزه‌های مشتری می‌تواند کمک زیادی به هر کسب وکاری بنماید.

۲- بازاریابی محدوده نزدیک(Close Range Marketing)

در این نوع استراتژی سعی می‌شود تبلیغات در یک محدوده نزدیک به سازمان یا محصول ارائه شود. این نوع بازاریابی به بازاریابی مجاورتی نیز مشهور است.

۳-بازاریابی رابطه‌ای(Relationship Marketing)

در بازاریابی رابطه‌ای به ارتباط نزدیک با مشتری از طیق کانال‌های مختلف توجه داریم و سعی می کنیم از فروشگاه فیزیکی، وب‌سایت، موبایل مارکتینگ، شبکه‌های اجتماعی و.. برای تعامل بیشتر با مشتری استفاده کنیم.

۴- بازاریابی عرضه کم(Scarcity Marketing)

در برخی از کسب وکارها اصل بر عرضه کم ولی با کیفیت است. این نوع از بیزنس‌ها معمولا دارای مشتری‌های لاکچری و خاص خود هستند.

۵- بازاریابی دهان به دهان(Word of Mouth Marketing)

در این بازاریابی به دنبال انتقال اطلاعات از فردی به فرد دیگر بوسیله ارتباطات شفاهی هستیم.

۶- بازاریابی اقدام محور(Call to Action Marketing)

در این روش به دنبال تبدیل ترافیک در وب‌سایت به فروش واقعی با کمک محتواهای متنی و بصری می‌باشیم.

۷- بازاریابی ویروسی(Viral Marketing)

در این روش سعی می‌شود تا یک محصول یا برند به صورت گسترده‌ در جامعه مطرح شود. بستر وب و شبکه‌های اجتماعی بای بازاریابی ویروسی بسیار ایده‌آل می‌باشد.

۸- بازاریابی سفارشی(Diversity Marketing)

ایجاد تنوع در فرهنگ‌ها و سلایق باعث می‌شود تا انتظارات مختلفی در مردم بوجود آید. بازاریابی سفارشی سعی در تامین نیاز افراد با توجه به خواسته‌های آنان دارد.

۹- بازاریابی مخفی(Undercover Marketing)

گاهی اوقات نیازی نیست که همه‌ی ویژگی‌های یک محصول را بیان کنیم. شگفت‌زده شدن مشتری از برخی ویژگی‌ها باعث می‌شود تا یک همهمه عمومی در جامعه پیش بیاید که این خود تاثیر بسزایی در جذب مشتریان خواهد داشت.

۱۰- بازاریابی فراگیر(Mass Marketing)

بسیاری از کسب و کارها نیاز به حجم زیادی از مشتریان دارند. در بازاریابی انبوه یا فراگیر سعی می‌شود تا به صورت عمومی افراد را به سمت خدمات یا محصولات بکشند و تلاش حداکثری برای جذب مشتری انجام دهند.

۱۱- بازاریابی فصلی(Seasonal Marketing)

برخی از رویدادها و اتفاقات فقط در بازه‌های زمانی خاصی اتفاق می‌افتند. مثلا مسافرت‌های نوروزی یا جشن ولنتاین را می‌توان جزء بازاریابی‌های فصلی دانست. داشتن یک مدل بازاریابی خاص برای این ایام می‌تواند باعث موفقیت یک کسب و کار شود.

۱۲- بازاریابی روابط عمومی(PR Marketing)

داشتن بازاریابی قوی در کنار روابط عمومی موثر می‌تواند یک موقعیت ایده‌آل را برای هر تجارتی فراهم آورد. ارتباط با مشتریان و پشتیبانی از محصولات فروخته شده می‌تواند به عنوان یک استراتژی جدّی در بازاریابی محسوب شود.

۱۳- بازاریابی آنلاین(Online Marketing)

با توسعه تجهیزات هوشمند، لپ‌تاپ های قابل حمل و فراگیر شدن اسمارت‌ فون‌ها، جذب مخاطبان از طریق فضای آنلاین گسترش یافته است.

۱۴- بازاریابی ایمیلی(Email Marketing)

هر چند از زمان عرضه سرویس‌های ایمیلی چندین سال می‌گذرد امّا همچنان این نوع بازاریابی در بسیاری از تاثیرگذاری بالاتری برخوردار است.

۱۵- بازاریابی هیجانی(Evangelism Marketing)

بسیاری از مشاغل با ایجاد هیجانات مقطعی به فروش محصولات خود می‌پردازند. مشابه آن چیزی که در باشگاه‌های فوتبال و فروش پیراهن‌های ورزشی دو رقیب اتفاق می‌افتد.

۱۶- بازاریابی رویدادمحور(Event Marketing)

ایجاد یک رویداد یا شرکت در رویدادهای مختلف به عنوان یک راهکار در بازاریابی محسوب می‌شود.

۱۷- بازاریابی آفلاین(Offline Marketing)

هرچند امروزه بازاریابی آنلاین گسترده شده و جایگاه ویژه‌ای را پیدا کرده است امّا هنوز بکارگیری مدل‌های بازاریابی آفلاین می‌تواند در بسیاری از موارد کارگشا باشد.

۱۸- بازاریابی برونگرا(Outbound Marketing)

اطلاع‌رسانی گسترده درباره خدمات یا محصولات یک برند به عامه افراد با کمک تبلیغات گسترده، مهمترین استراتژی در بازاریابی برونگرا می‌باشد.

۱۹- بازاریابی مستقیم(Direct Marketing)

ارتباط مستقیم با مشتریان در بسیاری از موارد می‌تواند راهگشا باشد و موجب افزایش فروش شود.

۲۰- بازاریابی ربایشی یا درونگرا(Inbound Marketing)

جذب مخاطب با کمک آگاهی دادن و بدون ارائه مستقیم محصول به مشتری، مهمترین استراتژی در بازاریابی درونگرا می‌باشد.

۲۱- بازاریابی خبرنامه‌ایی(Newsletter Marketing)

ارائه اخبار یک کسب و کار یا معرفی جدیدترین محصولات یک برند می‌تواند برای بسیاری از مخاطبان جذاب باشد. خبرنامه می‌تواند با آگاه کردن مخاطبان آنها را به مشتریان بالقوه تبدیل کند.

۲۲- بازاریابی ارائه رایگان(Freebie Marketing)

در این شیوه بازاریابی محصولات یا خدمات رایگانی عرضه می‌شود ولی خدمات جانبی یا پشتیبانی محصولات در قبال دریافت هزینه ارائه می‌شود.

۲۳- بازاریابی مقاله‌(Article Marketing)

بسیاری از محققان و متخصصان برای خرید محصولات مورد نیاز، براساس اطلاعات فنی ارائه شده در مقالات عمل می‌نمایند. بنابراین می‌توان از مقالات علمی و فنی برای بازاریابی محصولات HighTech استفاده برد.

۲۴- بازاریابی محتوا(Content Marketing)

محتوا پادشاه است. به همین دلیل می‌توان با کمک تولید و ارائه انواع محتوا به صورت گسترده مشتریان را به سمت خود فرا خواند. بازاریابی محتوا یک روش بازاریابی درونگرا و به عنوان ابزاری برای فروش مستقیم محسوب می‌شود.

۲۵- بازاریابی نمایشگاهی(TradeShow Marketing)

محصولات بسیاری وجود دارند که ماهیت فیزیکی دارند و باید عملکرد آن‌ها توسط مشتری دیده شود تا خریداری شوند. بازاریابی نمایشگاهی به عنوان ابزاری برای معرفی محصولات فیزیکی و برندینگ محسوب می‌شود.

آشنایی با اصول مهم در بازاریابی محتوا

۲۶- بازاریابی جستجو(Search Marketing)

در حال حاضر مردم سئوالات رایج خود را از دیگران نمی‌پرسند. آن‌ها موتورهای جستجو نظیر گوگل را به عنوان مرجعی معتبر قبول دارند. فدرت بازاریابی جستجو باعث شده تا مفهوم مهمی به نام سئو(SEO) بوجود بیاید و بسیاری از کسب و کارها با کمک تکنیک‌های سئوی ارگانیک، موقعیت ایده‌آلی را برای خود بوجود بیاورند.

۲۷- بازاریابی دنج(Niche Marketing)

در هر بازاری موقعیت‌های بکری وجود دارد که با کمترین امکاناتی و البته با داشتن کمی خلاقیت می‌توان به آن‌ها دست یافت. استفاده از خصوصیات خاص در یک محصول می‌تواند به شما کمک کند تا یک بازار انحصاری یا با رقابت کم را برای خود ایجاد کنید.

۲۸- بازاریابی قطره‌ای(Drip Marketing)

بازاریابی قطره‌ای یک شیوه ارتباطی است که در آن سعی می‌شود تا پیام‌ها به صورت محدود و قطره‌ چکانی به مخاطبان عرضه گردد. این بازاریابی باعث تحریک حس کنجکاوی مخاطبان و درگیرشدن آن‌ها با موضوع بازاریابی می‌شود.

۲۹- بازاریابی جامعه‌ایی(Community Marketing)

درگیر کردن جامعه هدف در فعالیت‌ها، مباحث و نحوه عملکرد محصولات یک شرکت باعث خواهد شد تا نیازها و خواسته‌های آن‌ها به راحتی مطرح شود و از سوی دیگر حس اعتماد بیشتری در مشتریان بوجود آید.

۳۰- بازاریابی رسانه‌های اجتماعی(Social Media Marketing)

با ارائه رسانه‌های اجتماعی نظیر شبکه‌های اجتماعی، پیامرسان‌ها، اپ‌های موبایلی و..) فرصتی منحصربفرد برای بسیاری از کسب و کارهای کوچک و متوسط بوجود آمده است.

۳۱- بازاریابی رسانه متقابل(Cross Media Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود تا اطلاعات از طریق چندین رسانه به مشتری ارسال شود. مشتری در چنین شرایطی حس فراگیر بودن تبلیغات و شهرت برند را پیدا می‌کند.

۳۲- بازاریابی B2B

در بازاریابی کسب وکار یا بازاریابی B2B، مخاطب بازاریابی خود یک کسب و کار دیگر می‌باشد. در چنین بازاریابی بایستی به ویژگی‌های آن کسب و کار نیز توجه نمود.

۳۳- بازاریابی ترویجی(Promotional Marketing)

در این بازاریابی به دنبال تحریک مشتری برای خرید یا اقدام به یک عمل می‌باشیم. انواع مسابقات، کوپن‌ها، هدایا و تخفیفات مقطعی از جمله انواع شیوه‌های استفاده شده در این روش می‌باشد.

۳۴- بازاریابی کمین کردن(Ambush Marketing)

این بازاریابی مناسب کسب و کارهای کوچکی است که قدرت رقابتی بالایی ندارند. در این نوع از بازاریابی کسب و کارهای کوچک سعی می‌کنند با تاثیری که بر روی کسب و کارهای بزرگتر می‌گذارند بهتر دیده شوند و رشد مطلوبی پیدا کنند.

۳۵- بازاریابی B2C

هدف این نوع از بازاریابی، مصرف کننده نهایی می‌باشد. کمپین‌های بازاریابی B2C معمولا کوتاه مدت و با تخفیفات ویژه هستند.

۳۶- بازاریابی ابری(Cloud Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود تمامی محصولات و خدمات به صورت آنلاین و با استفاده از فضای ابری به مشتریان ارائه شود. در این بازاریابی سعی می‌شود منابع به صورت ارزان قیمت و به صورت گسترده در اختیار مشتری قرار گیرد. مشتری می‌تواند از هرجایی و در هر زمانی به خرید اقدام کند.

۳۷- بازاریابی موبایل(Mobile Marketing)

در این نوع بازاریابی، رسانه اصلی گوشی‌های هوشمند و آپ‌های نصب‌شده بر روی آن‌ها می باشد. ارسال نوتیفیکیشن‌های تبلیغاتی از طریق نرم‌افزارهای موبایلی براساس اطلاعات زمانی ومکانی کاربر موقعیت جذابی را برای بسیاری از مشاغل فراهم می‌آورد.

۳۸- بازاریابی اتحاد محور(Alliance Marketing)

اتحاد دو یا چند کسب وکار برای کسب منافع مشترک در بازاریابی و تصاحب سهم بزرگتری از بازار را بازاریابی اتحاد گویند. از این نوع بازاریابی به بازاریابی همکاری یا Affinity Marketing هم نام برده می‌شود. به عنوان مثال یک برند وظیفه آموزش و آگاه‌سازی را برعهده می‌گیرد و برند دیگر وظیفه ارائه خدمات را برعهده می‌گیرد.

۳۹- بازاریابی معکوس(Reverse Marketing)

در بازاریابی معکوس، به جای آن‌که بازاریابان به سراغ مشتری بروند، مشتری به دنبال فروشندگان یک محصول یا خدمت می‌رود. شیوه اصلی در این کار تبلیغات گسترده تلویزیونی می‌باشد. بعد از این‌که تبلیغات صورت پذیرفت، بازاریابان منتظر می‌مانند تا مشتریان به سراغ آن‌ها بیایند.

۴۰- بازاریابی تلفنی(Tele Marketing)

هر چند که امروزه استفاده از تلفن برای بازاریابی زیاد منطقی بنظر نمی‌رسد، امّا همچنان می‌توان از این ابزار برای بازاریابی یا پیگیری تقاضاهای مشترین استفاده کرد. در بازاریابی تلفنی هدف اصلی معرفی محصولات جدید به مشتریان و اطمینان‌ دادن از خدمات پشتیبانی می‌باشد.

۴۱- بازاریابی نمونه رایگان

در این مدل بازاریابی سعی می‌شود یک نمونه ساده و رایگان از محصول در اختیار مشتری قرار گیرد تا مشتری بتواند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد. این روش با مدل بازاریابی Freebie Marketing متفاوت است.

۴۲- بازاریابی ایمیل مستقیم(Direct Mail Marketing)

ارتباط مستقیم با مشتری در بسیاری از موارد می‌تواند به مشتری حس خوبی را بدهد. ارسال ایمیل مستقیم و شخصی به دوستان یا مشتریان قدیمی و دعوت از آنان برای بازدید از خدمات و محصولات جدید می‌تواند دربسیاری از موارد راهگشا باشد.

۴۳- بازاریابی داده‌محور(Data Driven Marketing)

امروزه کسب و کارهای فنّاورو اینترنت-محور از مخاطبان خود داده‌های زیادی را جمع‌آوری می‌کنند. استفاده از داده‌های ذخیره شده در پایگاه داده‌ها می‌تواند باعث ایجاد موقعیت‌های جدیدی در بازار شود.

۴۴- بازاریابی شخصی سازی شده(Personalized Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود تا محصولی کاملا متمایز با سایر محصولات موجود در بازار عرضه گردد. در شخصی‌سازی سعی بر این است که برای هر مشتری ثیک محصول سفارشی تولید و عرضه گردد.

۴۵- بازاریابی فرهنگی(Cultural Marketing)

در این نوع بازاریابی سعی می‌شود با توجه به فرهنگ قالب در یک جامعه به عرضه محصولات یا خدمات پرداخته شود.

۴۶- بازاریابی انسانی(Humanistic Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود با توجه به ویژگی‌ها و علاقمندی‌های عمومی در انسان تصمیماتی برای بازاریابی گرفته شود. این نوع از بازاریابی به دنبال برطرف‌کردن محرومیت‌های ذاتی انسان‌ها می‌باشد.

۴۷- بازاریابی چریکی(Geurrila Marketing)

در این نوع بازاریابی به روش‌های غیر متعارف در بازاریابی اشاره دارد که با بودجه کم، جمعیت زیادی از مخاطبان را در بر می‌گیرد و معمولا نتایج حیرت‌انگیزی را به همراه می‌آورد.

۴۸- بازاریابی هوش مصنوعی(Artificial Intelligence Marketing)

در این نوع از بازاریابی سعی می‌شود با استفاده از الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی، یادگیری ماشین و الگوریتم‌های تکاملی به مدل‌سازی رفتار احتمالی مشتریان در فرآیندهای بازاریابی پرداخته شود. هوشمندسازی بازاریابی هدف نهای این نوع از بازاریابی می‌باشد.

تغییر در بازاریابی رسانه های اجتماعی با اینترنت اشیا

۴۹- بازاریابی دوستدار برند(Brand Lover Marketing)

در این بازاریابی سعی می‌شود تا طرفداران یک برند به دوستداران واقعی تبدیل شوند به طوری که آن‌ها ترویج‌کننده آن برند شوند و حتی بخشی از فرآیندهای بازاریابی و تبلیغات را به صورت رایگان برعهده گیرند.

۵۰- بازاریابی چابک(Agile Marketing)

در این شیوه از بازاریابی سعی می‌شود تا با استفاده از انواع متدلوژی‌های چابک، فرآیند بازاریابی به شکل متفاوتی اجرا گردد.

۵۱- بازاریابی رفتاری(Behavioral Marketing)

در این مدل بازاریابی که بر پایه شناخت رفتار مشتریان بنا گزارده شده است، سعی می‌شود تا سیاست‌های بازاریابی براساس علوم شناختی تدوین گردد. این نوع از بازاریابی مدعی است که بسیاری از رفتارهای انسانی در موقع خرید قابل پیش‌بینی می‌باشد. در بازاریابی عصبی یا Neuromarketing نیز به این می‌پردازد که مغز چگونه تحت تاثیر تبلیغات قرار می‌گیرد.