راهکارهایی برای افزایش فالوور اینستاگرام

برای بسیاری از افراد افزایش فالوور اینستاگرام اهمیت بسیار زیادی دارد. در این پست می خواهیم راهکارهایی را مورد بررسی قرار دهیم که به کمک آنها می توانیم در مدت ۶۰ روز به ۱۰K فالوور دست پیدا کنیم. تعداد فالوورهای اینستاگرام معمولا نشان دهنده تعامل خوبی است که شما با کاربرانتان ایجاد کرده اید.

افزایش فالوور اینستاگرام
افزایش فالوور اینستاگرام

معمولا زمانی که ما فعالیت خود را در اینستاگرام شروع می کنیم، ۱۰۰۰ فالوور اولیه خود را از بین اعضای خانواده، دوستان و همکارانمان جذب می کنیم. این موضوع می تواند یک چرخه موفقیت برای شما باشد. بدین معنا که شما باید دامنه ارتباطات خود را با افراد مختلف گسترش دهید. در اینجا به معرفی ۱۰ راهکار مهم در افزایش فالوور اینستاگرام می پردازیم که می تواند برای اینفلوئنسرها و برندهای تجاری مفید باشد.

چگونه در شبکه های اجتماعی به یک اینفلوئنسر موفق تبدیل شویم؟

۱- تنظیم لیست ایمیل در صفحه اینستاگرام

بسیاری از کسانی که در لیست ایمیل شما قرار دارند معمولا شناخت خوبی از شما دارند که می توانند هسته اولیه طرفدران شما را شکل دهند. اگر شما قبل از اینستاگرام، در شبکه های اجتماعی دیگر نظیر فیسبوک، توئیتر، لینکدین، پینترست و .. هم فعال بوده اید، می توانید لینک پیج خود در اینستاگرام را در این شبکه ها هم انتشار دهید تا کسانی که از شما شناخت قبلی دارند به صفحه شما بپیوندند.

توجه کنید این دسته از افراد از اهمیت زیادی برای شما برخوردارند، چرا که می توان آنها را جزیی از طرفداران شما محسوب کرد که از همان ابتدای کار محتوای شما را به صورت ویروسی بازنشر خواهند داد و لایک و کامنت خوبی را برای شما به ارمغان می آورند.

۲- محتوای با کیفیت

تصاویر با کیفیت می تواند انگیزه مخاطبان شما را در باقی ماندن در پیج تان تقویت کند. همچنین بازدیدکنندگان پیج شما هم با دیدن کیفیت بالای محتواهایتان شما را فالوو خواهند کرد. اینستاگرام یک پلت فرم اجتماعی است. بابراین سعی کنید در این شبکه اجتماعی موضوعات روز را به اشتراک بگذارید تا بدین شکل باعث ایجاد یک حس مشترک با فالورانتان گردید.

پله، پله تا ملاقات محتوا

۳- ایده مخصوص به خود را داشته باشید

این که دیگران در پیج اینستاگرام خود چه کارهایی را انجام می دهند بسیار مهم است. امّا مهمتر از آن این است که شما باید در اینستاگرام خلاق باشید و همیشه ایده مخصوص به خود را داشته باشید. ایده خود را سعی کنید به بهترین شکل پرورش دهید و آن را به مخاطبانتان تحویل دهید.

در مسیر ایده پروری نظم را فراموش نکنید چرا که نظم در انتشار محتوا می تواند مخاطبان شما را پایبند به شما نماید. از بازخورد گرفتن از مخاطب خود نهراسید. به شیوه های مختلف نظرات مخاطبان خود را بررسی کنید و نقاط مثبت آنها را در تقویم محتوایی خود لحاظ کنید.

۴- محتوای منحصربفرد

اوج موفقیت در شبکه های اجتماعی با کمک محتوا بدست می آید. یک محتوای خوب سوخت حرکت در شبکه‎های اجتماعی است. سعی کنید با محتوای منحصربفرد و جذاب مشارکت مخاطبان خود را افزایش دهید و آنها را به سمت اهداف خود بکشانید. افزایش فالوور اینستاگرام یک فرآیند قانونمند است، پس سعی کنید از کپی کاری و فریب مخاطبان جلوگیری کنید.

۵- هشتگ شناسی

یکی از راه های افزایش فالوور اینستاگرام شناسایی هشتگ های ترند شده در شبکه های اجتماعی می باشد. این که مخاطبان شما به دنبال چه هشتگ هایی می باشند و یا این که مخاطبان شما از چه هشتگ هایی به سمت شما می آیند، می تواند خیلی به موفقیت شما کمک کند. هشتگ در اینستاگرام همان نقش کلمات کلیدی در وبلاگ ها را بازی می کند. در هشتگ نگاری سعی کنید استراتژی داشته باشید و بی هدف به اسپم کردن هشتگ ها نپردازید.

راهنمای استفاده از هشتگ ها در اینستاگرام

۶- شروع کنید !!!

اگر از ابتدای این متن را خوانده اید و به اینجا رسیده اید و پیج اینستاگرام خود را هنوز راه اندازی نکرده اید، تردید را از خود دور کنید و شروع کنید!!!

“آگاه باشید که همیشه شروع کردن سخت ترین بخش هر کاری است.”

از شروع کردن نترسید !!! مطمئن باشید که پایداری در هرکاری شما را به موفقیت خواهد رساند. سعی کنید در گردنه‎ها و مراحل سخت تنها با دنده سنگین حرکت کنید ولی هیچ گاه توقف نکنید و به عقب برنگردید.

پایداری و نظم شما در شبکه های اجتماعی، ثبات شما را به مخاطبانتان نشان می دهد. شما خواهید توانست به مرور زمان به یک اُسوه برای آنها تبدیل شوید.

۷- ارتباطات

سعی کنید با دیگر کسانی که در حوزه کاری شما فعالیت می کنند ارتباط برقرار کنید. این ارتباطات می تواند در افزایش فالوور اینستاگرام شما موثر باشد. شبکه‎سازی یکی از اصول مهم در پلتفرم‎های اجتماعی نظیر اینستاگرام می‎باشد. سعی کنید از همه فضاها برای دعوت افراد به پیج اینستاگرامتان استفاده کنید ( حتی دعوت فیزیکی مثلا حضور در همایش ها، نمایشگاه ها و سمینارهای علمی هم می تواند در گسترش شبکه فالوورهای شما موثر باشد).

در انجمن‎ها و گروه‎های مجازی مشارکت داشته باشید و از متخصصان حاضر در چنین فضاهایی برای حل مشکلات، پیشرفت‎های کاری و یافتن ایده‎های جدیدتر بهره ببرید.شما افرادی را در چنین انجمن‎هایی خواهید یافت که به ویروسی شدن (وایرال) محتواهای شما کمک خواهند کرد.

۸- رشد ثابت ولی همیشگی

همیشه به آمار و اعداد توجه ویژه ای داشته باشید. امّا هیچ گاه به دنبال رشد سریع و کوتاه مدت نباشید. جذب هفته‎ای ۵۰۰ فالوور برای شروع کار می تواند خوب باشد. امّا سعی کنید روند روبه رشد شما تنزلی نشود. این تنزل‎ها می تواند باعث کاهش انگیزه شما شود. سعی کنید کاملا هدفمند، فالوور کسب کنید. این فالوورها بایستی در آینده ای نزدیک به علاقمندان شما تبدیل شوند و قسمتی از درآمد شما را تامین کنند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و نحوه استفاده از آنها

۹- اعتماد سازی و تاثیر گذاری

در نظر داشته باشید که همیشه تعداد فالوور بالا نمی تواند خیلی مهم باشد. آنچه درجه اهمیت بیشتری دارد اعتماد کاربران به شما می‎باشد . زمانی شما می توانید موفق باشید که بتوانید تاثیر لازم را بر روی مخاطب خود بگذارید. در واقع اینفلوئنسرها از این ویژگی به خوبی بهره می برند. سعی کنید همزمان با افزایش فاوور اینستاگرام، حس دوستی و رفاقت را بین خودتان و فالوورهایتان تقویت کنید.

۱۰- داستان گویی و برندسازی شخصی

سعی کنید یک داستان مخصوص به خود را داشته باشید. داستان‎سرایی می‎تواند موجب جذب فالوورهای بی‎شماری برای شما شود. علاقمندان شما سعی خواهند کرد که داستان شما را به صورت پیوسته دنبال کنند. برقرار ارتباط بین داستان شما و فالورهایتان ضروری است. این ارتباط می تواند باعث ایجاد برند شخصی شما می‎شود.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم ؟

در زندگی روزمره با افراد زیادی مواجه می شویم که تاثیر زیادی بر روی رفتارهای ما می توانند داشته باشند. امروزه بازاریابی ربایشی یا همان بازاریابی ویروسی مورد توجه بسیاری از برند ها و اینفلوئنسرهای موفق قرار گرفته است. برای تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر موفق باید به یک سری نکات توجه کنیم.

چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟
چگونه یک اینفلوئنسر موفق شویم؟

اینفلوئنسرها محدود به افراد خاصی نمی شوند. هرکسی می تواند با رعایت یک سری اصول حرفه ای در حوزه فعالیت خود، تبدیل به یک اینلوئنسر موفق شود. از بازیگران سینما تا بازیکنان فوتبال، سیاستمداران، دوستان، همکاران، اعضای خانواده و .. را می توان یک اینفلوئنسر بحساب آورد. البته به شرطی که توان تاثیر گذاری بر روی مخاطب (بازاریابی تاثیرگذار) خود را داشته باشند.

آشنایی با بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

اینفلوئنسری و فضای مجازی

با توسعه شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی اینفلوئنسرها موقعیت مناسبی را برای فعالیت و بهتر دیده شدن یافته اند. امروزه شاهد وایرال شدن سریع محتواها توسط اینفلوئنسرهای موفق و مطرح در حوزه های مختلف کاری هستیم. به عنوان مثال اگر بازیگری در مورد یک حادثه طبیعی محتوایی را انتشار دهد، این محتوا به سرعت در شبکه های اجتماعی انتشار می یابد و به اصطلاح وایرال می شود.

وایرال شدن محتوا به معنای گسترش جامعه مخاطبان یک محتوا است. شما بارها دیده اید که همه به شکلی یک محتوا را باز نشر می دهند. به عنوان مثال پیام علی کریمی مبنی بر عدم خرید خودرو تا ارزان شدن آن یک نمونه از وایرال شدن محتوا بود. وایرال شدن یک محتوا به عوامل گوناگونی بستگی دارد که موضوع این پست ما نمی باشد و در پست دیگری به طور مفصل به آن خواهیم پرداخت.

وایرال شدن محتوای اینفلوئنسرها، قدرت نفوذ آنها را در یک جامعه نشان می دهد. امّا سئوال اساسی این است که برای یک اینلوئنسر موفق شدن حتما باید یک سلبریتی بود؟ در پاسخ به این سئوال باید بگوییم که خیر. هرکسی می تواند با هر تعداد فالوور تبدیل به یک اینفلئنسر شود. فقط نکته مهم این است که باید قدرت تاثیر گذاری بر روی مخاطب وجود داشته باشد.

در حال حاضر اینفلوئنسر مارکتینگ یک شیوه رایج برای جذب مخاطب و انتقال پیام ها گردیده است. اکثر برندها و مدیران بازاریابی به قدرت و تاثیر این شیوه بازاریابی پی برده اند. اگر می خواهید تبدیل به یک اینفلوئنسر موفق شوید باید یکسری قواعد را رعایت کنید که مهمترین آن نفوذ در مخاطب می باشد.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش نفوذ در اینفلوئنسر مارکتینگ

شما برای انجام یک کار از چه کسانی مشورت می گیرید؟ چه کسانی بر روی تصمیمات کوچک و بزرگ شما تاثیر می گذارند؟ عوامل نفوذ بر تصمیمات شما چه چیزها و یا چه کسانی می باشند؟

برای پاسخ به سئوالات فوق باید بگوییم که معمولا افراد شناخته شده و متخصص در هر حوزه کاری بیشترین قدرت نفوذ را بر روی مخاطبان خود دارند. باید توجه داشت که محبوبیت اینفلوئنسر بر روی میزان وایرال شدن محتواهای او تاثیر دارد. اینفلوئنسرها ناگهانی محبوب نمی شوند، آنها با ایجاد ارتباط موثر با مخاطب، اعتماد مخاطب را به سوی خود جلب می کنند. آنها سعی می کنند مخاطب را با انجام رفتارهای مثبت و سازنده به خود جذب کنند. این مجذوب شدن مخاطب، بزرگترین امتیاز برای یک اینفلوئنسر خواهد بود.

گام به گام تا تبدیل شدن به یک اینفلوئنسر تاثیرگذار

اینفلوئنسر مارکتینگ
اینفلوئنسر مارکتینگ

برای اینفلئونسر شدن نباید عجله کرد. گذر زمان می تواند به رشد و پیشرفت یک اینفلوئنسر کمک کند. یک اینفلوئنسر بایستی تلاش کند تا اعتماد مخاطبان خود را بدست آورد. بدست آوردن این اعتماد سختی های خاص خود را دارد، ممکن است شما در این راه انواع توهین‎ها و حقارت‎ها را بشنوید و ببینید ( از کامنت‎های توهین‎آمیز تا فشاهای رقبا و …). اعتمادی که یک اینفلوئنسر از مخاطبان خود کسب می کند در واقع همان اعتبار یا آبروی او می باشد. اگر اعتبار یک اینفلوئنسر به هر دلیلی کاسته شود، قدرت نفوذ و تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد.

مهمترین مساله برای یک اینفلوئنسر شناخت نیازها و احساسات مخاطبان می باشد. اینفلوئنسر با توجه به این نیازها محتوای خود را تولید می کند. او بایستی یک روانشناس، تحلیلگر، دیجیتال مارکتر و حتی کارشناس بازار باشد، چرا که باید توانایی ارائه تبلیغات هدفمند متناسب با نیاز مخاطب خود را داشته باشد.

اینفلوئنسر در واقع رهبر جامعه مخاطبان خود می باشد. بنابراین باید مخاطبان خود را به درستی مدیریت و راهنمایی نماید. ارائه اطلاعات غلط اینفلوئنسر را بین مخاطبانش بی اعتبار خواهد کرد. یک رهبر موفق باید شیوه خاص خود برای برقرای ارتباط با پیروانش را داشته باشد.

نیازمندی های مهم

اینفلوئنسر موفق
اینفلوئنسر موفق

یک اینفلوئنسر موفق باید یک کارشناس برندینگ باشد. در اولین گام یک اینفلوئنسر موفق باید برروی برندینگ شخصی خود (Personal Branding ) کار کند. آنها سعی می کنند به کاربران خود متعهد باشند و دارای ثبات اجتماعی باشند تا از خود یک برند شخصیتی موفق برجای گذارند.

یک اینفلوئنسر واقعی هرگز سعی نمی کند مخاطبان خود را فریب دهد و یا از آنها سواستفاده های مالی نماید. صداقت اصل اساسی در فرآیند اینفلوئنسرینگ می باشد.

اینفلوئنسرهای موفق معمولا مطالعات زیاد و کاملی دارند به گونه ای که از ترندهای روز باخبرند و نظر افراد جامعه هدف خود را درباره موضوعات مختلف پیش بینی می نمایند. آنها هرگز اظهار نظرات هیجانی و مقطعی نمی کنند. بنابراین معمولا کمتر دچار اشتباهات محاسباتی می‎شوند. به همین دلیل آنها کمتر مجبور به عذرخواهی و ارائه توضیح درباره رفتارهای خود می شوند. البته معمولا اینفلوئنسرها پرمخاطب، دوست داشتنی و محبوب هستند بنابراین اگر زمانی هم دچار اشتباه شوند از عذرخواهی و ابراز ندامت هراسی ندارند.

و در پایان …

یک اینفلوئنسر موفق باید قدرت نفوذ مناسبی را داشته باشد و بتواند بر روی مخاطب خود تاثیر لازم را بگذارد. درغیراینصورت نمی تواند هیچ ارزشی را برای خود و مخاطبانش ایجاد کند. برندهای تجاری و شرکت های تبلیغاتی هم باید در انتخاب اینفلوئنسرها به نکات فوق توجه داشته باشند. هم چنین یکسان بودن زمینه فعالیت یک اینفلوئنسر و یک کسب و کارهم از اهمیت زیادی برخوردار است.

اینفلوئنسرمارکتینگ در حوزه بازاریابی ویروسی قرار می گیرد که در ایران هنوز مبحث جدیدی محسوب می شود و هنوز بسیاری از زوایای آن ناشناخته و مجهول می باشد. بنابراین ضرورت آنالیز و تعیین شاخص های کلیدی و پارامترهای اندازه گیری برای این نوع از بازاریابی قطعی بنظر می رسد.

کپی رایتینگ چیست؟ چگونه یک کپی رایتر موفق شویم؟

بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

بازاریابی دهان به دهان یا Word Of Mouth Marketing نوعی بازاریابی است که افراد در آن سعی می کنند تجربه خود را از یک محصول، خدمت یا برند را به دیگران انتقال دهند. این نوع از بازاریابی تاثیر بسزایی در تجارت های نوپا خواهد داشت چرا که باعث رشد ویروسی کسب و کارها خواهد شد.

بازاریابی دهان به دهان
بازاریابی دهان به دهان

خیلی از اوقات، هنگامی که قصد خرید کالایی را داریم، سعی می کنیم از تجربه افرادی که قبلا آن محصول را خریده اند استفاده کنیم. مثلا برای خرید لپ تاپ ایسوس از دوستانی که قبلا آن مدل از لپ تاپ را داشته اند درباره عملکرد آن سئوال می کنیم. توضیحاتی که ما از آشنایان یا متخصصین در یک حوزه می شنویم بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم گیری ما دارد.

در این نوع از بازاریابی بیشترین توجه به ظرفیت مشتریان فعلی می باشد. در واقع همان ضرب المثل بازاریابان قدیمی که می گفتند : “مشتری راضی با خود مشتری می آورد ” را دنبال می کنیم. در این بازاریابی ما به دنبال ایجاد گفتگو درباره یک برند، سازمان، محصول، خدمت یا یک رویداد می باشیم. هرچه این گفتگو سازنده تر و فعال تر باشد احتمال موفقیت بازریابی ما و انتقال مفاهیم افزایش پیدا خواهد کرد و در نتیجه شاهد فروش بیشتری خواهیم بود.

در بازاریابی دهان به دهان به این اصل که ” قدرت در دستان مصرف کننده است ” توجه داریم. بازاریابان این حوزه معتقدند : “قدرتی که یک مصرف کننده برای انتقال پیام بازاریابی در اختیار دارد را هیچ گونه رسانه دیگری ندارد “.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

تاریخچه word of mouth marketing

این نوع از بازاریابی گذشته ای به بلندای تاریخ بشری دارد. انسانها به صورت فطری و بنابر خصلت اجتماعی بودنشان، تمایل دارند تا نظرات افرادی مشابه خودشان را درباره موضوعات مختلف بدانند. انسان ها سعی می کنند تا از برآیند نظرات به یک نتیجه منطقی برسند.

word of mouth marketing
word of mouth marketing

فضای مجازی یک موقعیت استثنایی و خاص را برای ارائه نظرات فراهم می آورد. همه ی انسانها علاقه زیادی به نظردادن دارند. در واقع نظردادن وسیله ای برای ابراز وجود و نشان دادن لیاقت و شایستگی های افراد می باشد.

در انواع بازاریابی های آنلاین نظردادن یا همان کامنت گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع تعداد و کیفیت کامنت ها، قدرت یک محتوا را نشان می دهد. فروشگاه های آنلاین با ارائه محصولات متنوع و بازخورد دادن نظرات مشتریان، امکان فروش بیشتر محصولات را برای خود فراهم می آورند.

بسیاری از استارت آپ ها نظیر همگردی ، دیجی کالا ، فیدیبو ، آمازون ، ebay و فیدیلو با استفاده از نظرات کاربران خود، سعی در ارائه خدمات و محصولات متناسب با نیاز مشتریانشان می نمایند. بازاریابی دهان به دهان دارای حجم عظیمی از بازاریابان می باشد زیرا که هرکدام از مشتریان که تمایل به شرکت در گفتگوها را دارند به عنوان یک بازاریاب قوی محسوب می شوند.

نقش شبکه های اجتماعی در word of mouth

ارائه نظرات در شبکه های اجتماعی (نظیر اینستاگرام ، فیسبوک و پینترست) می تواند برای ما بسیار راهگشا باشد. چرا که بازاریابی دهان به دهان به عنوان یک شیوه بازاریابی درونگرا می تواند به خوبی بر روی مخاطب تاثیر بگذارد و مخاطب را به سوی هدف نهایی بکشاند.

شبکه های اجتماعی با ایجاد گفتگوهای تعاملی و سازنده باعث بازنشر محتوا و وایرال شدن (فراگیرشدن) آنها می شوند. در واقع شبکه های اجتماعی قوی ترین ابزار برای word of mouth marketing می باشند. شبکه های اجتماعی با کمترین هزینه، بیشترین فروش و بهبود تجربه کاربری را به ارمغان می آورند.

واقعیت آن است که در فضای مجازی بایستی بازاریابی محتوایی را در کنار بازاریابی دهان به دهان داشته باشیم. همانطور که داشتن صداقت مهمترین آیتم در content marketing است، در کامنت مارکتینگ هم نقش حیاتی خواهد داشت.

کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی های آنلاین

آینده بازاریابی دهان به دهان

امروزه بازاریابان به خوبی متوجه شده اند که هیچ تبلیغی به اندازه یک مشتری راضی نمی تواند باعث ترویج محصول آنها شود. بنابراین بازاریابان سعی به ترکیب بازاریابی سنتی با شیوه های بازاریابی مدرن و دیجیتال دارند.

در بازاریابی word of mouth کیفیت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. برای موفقیت در این نوع از مارکتینگ نیاز است محصولات با کیفیتی ارائه شود تا ویژگی های آن محصول دهان به دهان بین مشتریان ترویج گردد. محصولات با کیفیت باعث می شود تا یک برند اعتبار خوبی را در بین مشتریان خود بیابد.

آنچه مسلم است در آینده سیستم های توصیه گر نقش پررنگ تری را خواهند یافت. آنها خواهند توانست با استفاده از یادگیری ماشین و هوش مصنوعی در هر لحظه بهترین پیشنهادات را به کاربران ارائه دهند.

معرفی شاخص های رسانه های اجتماعی و نحوه محاسبه آنها

خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

خطای ۴۰۴ یک خطای سمت کلاینت می‎باشد. در واقع ۴۰۴ یک کد Error است که در تمامی سایت‎ها و سرورها به معنای Page not found یا This URL is not Available می‎باشد. این خطا، به بازدیدکنندگان یک سایت این پیام را می‎رساند: “صفحه‎ای که شما به دنبال آن هستید وجود خارجی ندارد“.

خطای 404 و تاثیر آن بر سئو
خطای ۴۰۴ و تاثیر آن بر سئو

چگونگی بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴

خطای ۴۰۴ در اثر یک اشتباه تایپی یا حذف یک صفحه یا وجود یک لینک اشتباه در صفحات بوجود می‎آید. در برخی مواقع تغییر ساختار URL ها و یا تغییر سیستم مدیریت محتوا(مثلا کوچ کردن از جوملا به سمت وردپرس) نیز موجب ایجاد خطای ۴۰۴ خواهد شد.

خطای ۴۰۴ یک استاندارد بین‎المللی است که به بازدیدکننده وب‎سایت می‎گوید که این صفحه‎ای که دنبال آن هستید یا آدرسش را وارد کرده‎اید، دیگر وجود ندارد.

دلایل ایجاد ۴۰۴

دلایل متعددی باعث ایجاد خطای ۴۰۴ می‎شوند. مهمترین این دلایل عبارتند از:

  • تغییرات ساختاری در سایت‎ها
  • حذف محتواها
  • تغییر در ساختار URLها
  • اشتباه وارد کردن آدرس‎ها
  • وجود ارجاعات نادرست یا لینکهای شکسته
  • و…

تاثیرات ۴۰۴ بر سئو سایت‎ها

سایت‎ها نبایستی هرگز دچار صفحه ۴۰۴ شوند چرا که گوگل به شدت از خطای ۴۰۴ متنفر و بی‎زار است.

دلیل تنفر گوگل از ۴۰۴ این است که بوقوع پیوستن خطای ۴۰۴ باعث ایجاد یک تجربه کاربری بَد برای استفاده کنندگان از گوگل می‎شود.

گوگل تمامی صفحات سایت‎ها را به صورت مستمر ایندکس می‎کند و اطلاعات آنها را در دایرکتوری خود ذخیره می‎کند. گوگل در هنگام جستجو توسط مخاطبان، محتواهای مرتبط با موضوع جستجو را بررسی می‎کند و مرتبط‎ترین محتواها را پیشنهاد می‎دهد.

گوگل ربات‎های خود را به همراه فرد جستجوکننده به سایت هدف می‎فرستد. اگر ربات‎ها با صفحه ۴۰۴ مواجه شوند، موضوع را به گوگل گزارش می‎دهند. گوگل بصورت مستمر صفحات ۴۰۴ را در گوگل کنسول(وبمستر تولز) نمایش می‎دهد تا وبمسترها امکان برطرف کردن آنها را داشته باشند.

شیوه‎های برطرف کردن خطاهای ۴۰۴

اگر شما یک سایت بزرگ دارید و به عنوان وبمستر فعالیت می‎کنید، خواسته یا ناخواسته، با خطاهای ۴۰۴ مواجه خواهید شد. امّا مهم این است که بدانیم چگونه باید خطای ۴۰۴ را برطرف کنیم. معمولا سه راهکار زیر برای برطرف کردن خطای ۴۰۴ مطرح می‎شود:

  1. صفحه‎ای که پیدا نمی‎شود(Page not found) را مجددا ایجاد کنیم.
  2. با استفاده از ریدایرکت‎کردن صفحه‎ای که یافت نمی‎شود را به سایر صفحات مرتبط ارجاع دهیم.
  3. آن لینک را با مراجعه به کنسول گوگل از دایرکتوری گوگل خود حذف کنیم.

خطای ۴۰۴، یک خطای بسیار مهم در سئو یک سایت می‎باشد. بطوری که این خطا می‎تواند برروی روند رشد یک کسب و کار تاثیر منفی بگذارد.

طراحی صفحه۴۰۴ ایده‎آل

در طراحی سایت یکی از صفحاتی که از اهمیت زیادی برخوردار است، صفحه ۴۰۴ می‎باشد. صفحه ۴۰۴ می تواند نقش مهمی در هرکسب و کار مبتنی بر سایت را به خود اختصاص دهد.

صفحه ۴۰۴ در حالت عادی چندان مهم نیست، چون کسی آن را مشاهده نخواهد کرد. امّا زمانی که کاربر وارد صفحه‎ای می‎شود که به هر دلیلی وجود ندارد، با صفحه ۴۰۴ مواجه خواهد شد.

یک صفحه ۴۰۴ ایده‎آل بایستی جلوی ترک سایت کاربران را بگیرد چرا که خروج سریع کاربر از سایت(به دلیل صفحه ۴۰۴) باعث پنالتی شدید توسط موتورهای جستجو خواهد شد.

به همین دلیل است که طراحان حرفه‎ای، صفحه ۴۰۴ را یکی از بخش‎های مهم در هر سایتی می‎دانند. یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای می‎تواند یک سایت را از جریمه‎های گوگل نجات دهد.

ویژگی‎های صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای

یک صفحه ۴۰۴ حرفه‎ای بایستی کاربران را به صفحات مرتبط دیگر هدایت کند تا کاربر از سایت خارج نشود. برای گوگل رضایت کاربر از اهمیت زیادی برخوردار است.

یک صفحه ۴۰۴، علیرغم اینکه نشان‎دهنده خطا می‎باشد، امّا می‎تواند به مانند یک صفحه فرود (Landing Page) عمل کند و کاربران را به سمت اهداف مختلف سوق دهد.

در ادامه به چند مورد از راهکارهایی که طراحان در صفحات ۴۰۴ آنها را اعمال می‎کنند می‎پردازیم:

صفحه 404 ایده آل
صفحه ۴۰۴ ایده آل
  • طراحان در صفح ۴۰۴ معمولا یک کادر جستجو قرار می‎دهند تا کاربران بعد از مواجه شدن با خطای ۴۰۴ ، بتوانند به دنبال مطالب مدنظر خود بگردند. این جستجو می‎تواند مخاطب را به سوی محتواهای مرتبط دیگر بکشاند.
  • طراحان حرفه‎ای معمولا از لینک‎های مهم و پربازدید در سایت‎ها و همچنین لینک صفحه اصلی سایت برای انتقال ترافیک موجود در صفحه ۴۰۴ به بخش‎های مختلف استفاده می‎کنند.
  • قراردادن دسته‎بندی محتواهای سایت و برچسب‎های پربازدید، راهکار دیگری برای انتقال مخاطب از صفحه ۴۰۴ به درون سایت می‎باشد.

خطای ۴۰۴ همانطور که می‎تواند تاثیر منفی برروی سئو داشته باشد، می‎تواند موجب بهبود سئو گردد. این واقعیت، اهمیت طراحی صفحه ۴۰۴ را به خوبی نشان می‎دهد. استفاده از قالب‎ها و تم‎های مناسب می‎تواند نقش موثری در کاهش نرخ پرش یک سایت داشته باشد.


محتواهای مرتبط:


آشنایی با بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی یا Retention Marketing نقش مهمی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال دارد. متاسفانه در ایران کمتر به ریتنشن مارکتینگ و تاثیر آن پرداخته می‎شود.

بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی
بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی شامل مجموعه‎ اقداماتی می‎شود که حفظ مشتری اساس فعالیت‎ها را تشکیل می‎دهد. این حفظ مشتری باعث کاهش هزینه‎های تبلیغات می‎شود.

در بازاریابی بازگشتی اعتقاد بر مانا بودن مشتری است. مشتری راضی همواره می‎تواند به عنوان یک مبلغ با بازاریابی دهان به دهان، به فروش بیشترمحصولات یک شرکت کمک نماید.

بررسی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

عملکرد بازاریابی بازگشتی

تاثیرات ریتنشن مارکتینگ
تاثیرات ریتنشن مارکتینگ

ریتنشن مارکتینگ به دنبال ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبان است. در بازاریابی برگشتی ما محصولاتمان را فقط یکبار به مشتری نمی‎فروشیم بلکه سعی می‎کنیم مشتری خود را برای یک بازه زمانی بلند حفظ کنیم.

معمولا هزینه جذب مشتریان جدید برای یک کسب و کار بالا است. بازاریابی برگشتی سعی دارد با استفاده از مشتریان فعلی، نیاز به جذب مشتریان جدید را به حداقل برساند.

شیوه‎ای مرسوم در ریتنشن مارکتینگ

شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی
شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی

شیوه‎های متفاوتی در این نوع از بازاریابی مورد استفاده قرار می‎گیرد. ریتنشن مارکتینگ تاثیر بسیاری برروی نرخ ROI دارد.

شرکت‎ها برای جذب مشتریان جدید ترفندهای گوناگونی را به کار می‎برند. آنها معمولا برای حفظ مشتریان قدیمی نیز برنامه‎هایی دارند.

واحدهای ارتباط با مشتری (CRM) و باشگاه مشتریان به هدف بهبود تعاملات با مشتریان ایجاد می‎شوند. تعامل مناسب با مشتری می‎تواند نرخ بازگشت مشتری را به شکل قابل توجهی بهبود دهد. باید توجه داشت که ارتباط با مشتریان قبلی، اصولی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‎کنیم.

بازاریابی بازگشتی و راه‎های تقویت ارتباط با مشتریان

۱-نیازسنجی از مشتریان

نیازسنجی از مشتریان
نیازسنجی از مشتریان

درست است که مشتری حاضر شده است از شما خرید انجام دهد، امّا سئوالی که حتما باید به آن جواب داده شود این است که آیا نیاز مشتری مرتفع گردیده است؟

این که مشتری به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار چه خدماتی را دارد می‎تواند در بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار موثر باشد.

۲-امکانات ویژه

یک مشتری زمانی مجدد به سراغ یک کسب و کار می‎رود که از خدمات قبلی راضی باشد. ارائه سوپرایزها و خدمات ویژه به مشتریان می‎تواند به آنها انگیزه بیشتری برای بازگشت بدهد.

همیشه سعی کنید خدمات متنوع و ویژه‎ای را برای مشتریان ثابت خود در نظر بگیرید. این خدمات ویژه به مشتری حس خوبی را منتقل خواهد کرد.

بررسی تاثیرات ارائه تخفیف به مشتریان ویژه

۳-اعتمادسازی و جلب اطمینان

سعی کنید به شیوه‎های مختلف اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. اعتماد مشتریان به شما باعث شهرت برند شما می‎گردد. شهرت برند، اطمینان خاطر را برای مشتریان سابق و مشتریان جدید فراهم می‎آورد.

۴-اتوماسیون‎سازی

سعی کنید فرآیندهای ارتباط با مشتریان را بصورت نرم افزاری انجام دهید. این کار باعث کاهش خطاهای انسانی می‎شود. امروزه سیستم‎های CRM مختلفی تهیه گردیده است که شما می‎توانید از آنها برای پیش‎برد اهدافتان بهره ببرید.

۵-تعیین شاخص‎هایی برای ارزیابی مشتریان

همواره کیفیت خدمات به مشتریانتان را با سنجه‎های دقیق و اصولی بسنجید. این کار باعث می‎شود تا ایرادات فرآیندهای کاری قبل از تبدیل‎شدن به بحران، شناسایی شوند. شما باید برای تحقق اهداف کسب و کاری‎تان برای جذب و حفظ مشتری، پارامترهای دقیق و اصولی انتخاب کنید.

۶-توجه به نظرسنجی از مشتریان

از مشتریان خود بصورت دوره‎ای نظرسنجی کنید. این نظرسنجی‎ها می‎تواند نشان‎دهنده نقایص کاری شما باشد. ارتباط با مشتریان را نظم بدهید و براساس یک تقویم زمان‎بندی شده برای آنها خبرنامه و نوتیفیکیشن‎های مرتبط ارسال کنید.

۷-طول عمر مشتری

برای این که طول عمر مشتری خود را افزایش دهید، خدماتی بهتر از سطح تعهدتان را به آنها ارائه دهید. یک مشتری با ارزش‎ترین دارایی یک کسب و کار می‎باشد. بدون مشتری تقریبا هر کسب و کاری نابود (Fail) می‎شود.

۸-آموزش به مشتریان

شاید بسیاری از فرآیندها و چگونگی عملکرد تجهیزات برای شما ساده و پیش‎پا افتاده باشد. امّا این موضوع در مورد مشتریان شما صدق نمی‎کند. همیشه به مشتریان خود آموزش‎های لازم را ارائه دهید. شناسایی مشکلاتی که مشتریان شما با آنها مواجه می‎شوند، می‎تواند فرصت‎های جدیدی را پیشروی کسب و کار شما قرار دهد.

۹-حضور در سمینارها و همایش‎ها

حضور در سمینارها و همایش‎های علمی و تجاری به مشتریان شما پویا و زنده بودن کسب و کارتان را نشان می‎دهد. پس هرگز از فرصت‎های طلایی که در چنین فضاهایی برای بازاریابی بازگشتی در اختیار کسب و کار شما قرار می‎گیرد، غفلت نکنید.

۱۰-عرضه محتوا

نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی
نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی

محتوا می‎تواند در افزایش رضایت مشتریان تاثیر بگذارد. سعی کنید همواره محتواهای متاسب با مشتریان خود را در اختیار آنها بگذارید. معرفی کاربردهای جدید در محصولات و یا خدمات نوین از طریق رسانه‎های اجتماعی، می‎تواند موجب بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار شود.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۱۱-شخصی‎سازی ارتباطات

طوری عمل کنید تا مشتری با شما احساس راحتی کند. بسیاری از معذوریت‎ها باعث می‎شوند تا مشتریان احساسات و نیازهای واقعی خود را به مدیران کسب و کارها انتقال ندهند. ارتباط‎گیری گسترده و از طریق رسانه‎های مختلف می‎تواند موجب بهبود ارتباطات و افزایش تعاملات منجر به فروش گردد.

۱۲-بررسی شکایات و رعایت بی‎طرفی

سعی کنید به اعتراضات مشتریان خود اهمیت دهید. اصلا نیازی نیست در مقابل شکایات مشتریان جبهه بگیرید و با مشتریان برخورد تند داشته باشید.

تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع مشتریان درباره دلایل بوقوع پیوستن یک مشکل اشتباه می‎کنند. حفظ خونسردی و احترام به مشتری باعث می‎شود تا مشتریان به مرور زمان به اشتباهات خود پی ببرند، آنگاه مجدد به سراغ شما خواهند آمد.

بازاریابی بازگشتی در شرایط رکود که هزینه‎های تبلیغات بسیار زیاد است می‎تواند راهگشای بسیاری از کسب و کارها باشد. استراتژ در Retention Marketing همچون سایر استراتژی‎های دیجیتال مارکتینگ، یک رویه زمانبر است. بنابراین بایستی با حوصله و تامل برروی آن کار کرد.

بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ
چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی
آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی
اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی
تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا
اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

ز
اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.

مارکت پلیس چیست؟

مارکت پلیس یا Market Place یک پلتفرم (معمولا یک سایت اینترنتی) برای فروش محصولاتِ تولید کنندگان مختلف می باشد. یک کاربر می تواند به آسانی در یک سایت مارکت پلیس چرخ بزند و محصولات تولیدکنندگان/فروشندگان مختلف را بازدید کند و با خیالی آسوده یک خرید مطمئن را انجام می‎دهند.

مارکت پلیس چیست؟
مارکت پلیس چیست؟

معمولا تولیدکنندگان یا فروشندگانی به سراغ سایت‎های مارکت پلیس می‎روند که خودشان یک فروشگاه قدرتمند برای عرضه محصولاتشان ندارند. آنها بیشتر توان خود را بر روی تولید محصول با کیفیت می‎گذارند و بازاریابی و فروش محصولات خود را به سایت‎های مارکت پلیس واگذار می کنند.

ازطرفی‎دیگر، سایت‎های مارکت پلیس، سرمایه خود را صرف خرید کالا و انبارداری نمی‎کنند. آنها محصولات و خدمات سایر تولیدکنندگان را برای فروش عرضه می‎کنند.چنین سایت‎هایی سعی می کند نیازهای مشتری را شناسایی کند و این نیازها را تامین کند.

چگونگی عملکرد یک مارکت پلیس

چگونگی عملکرد مارکت پلیس
چگونگی عملکرد

تامین نیازهای مخاطبان توسط یک سایت مارکت پلیس باعث می شود تا مخاطبان علاقمند به دنبال کردن جدّی یک سایت Market Place شوند. معمولا مخاطبان علاقمند، ظرفیت زیادی برای کلیک بر روی لینک یک محصول و بررسی یک کالا در چنین فروشگاه‎هایی را دارند. چنین افرادی یک مشتری بالقوه محسوب می شوند که به راحتی قابلیت تبدیل شدن به مشتری بالفعل را دارا می باشند.

یک سایت Market Place سعی می‎کند تا بصورت کاملا بی‎طرف انواع محصولات را بررسی کند. این بی‎طرفی باعث می‎شود تا کاربران به چنین سایت هایی اعتماد مناسبی پیدا کنند. فروشگاه‎های Market Place معمولا خود کالاها را خریداری نمی کنند وتنها نقش یک واسطه را دارند. بنابراین دارای هزینه‎های انبارداری، مرجوعی و کالای منقضی شده نمی باشند.

بیشتر بخوانید : معرفی مدل های کسب و کار

ویژگی‎های مهم یک سایت مارکت پلیس

۱-محتوا محوری

یک سایت Market Place باید یک سایت قدرتمند در زمینه محتوا باشد. محتوا می‎تواند نیازهای مخاطب را پوشش دهد. بنابراین چنین کسب و کاری باید به محتوا توجه خاصی داشته باشد.

۲-بروزرسانی های مستمر

از آنجا که نیازهای یک مشتری بطور مستمر تغییر می ‎یابند، بایستی سایت‎های Market Place بصورت همیشگی بروزرسانی شوند.

۳-تعامل نقطه قوت Market Place

یک سایت مارکت پلیس باید توان تعامل زیادی با فروشندگان مختلف داشته باشد. از آنجایی که معمولا، مدیر یک سایت Market Place خودش کالایی برای عرضه ندارد بایستی همواره به جلب نظر تامین‎کنندگان توجه داشته باشد.

۴- نقش تسهیلگری

چنین سایتی وظیفه تسهیل کردن کار برای کاربران را برعهده دارد. بنابراین یک سایت Market Place باید همیشه روابط خود را با کاربران در بالاترین سطح نگه دارد. اعتمادسازی مهمترین خصیصه یک چنین سیستمی می باشد.

۵-توجه به فنون صنعت بازاریابی

مارکت پلیس یک زمین اجاره‎ای محسوب می‎شود. به همین دلیل معمولا چنین سایت‎هایی، نمی‎توانند یک درآمد ثابت را برای خود طراحی کنند. عدم توجه به فنون صنعت بازاریابی باعث حذف آنها از چرخه رقابت خواهد شد.

بررسی تفاوت Market Place با همکاری در فروش

همکاری در فروش یامارکت پلیس
همکاری در فروش یا مارکت پلیس

در مقابل Market Place، همکاری در فروش یا Affiliate Marketing قرار می‎گیرد. روند همکاری در فروش بدین گونه است که افراد در چنین سیستمی سعی می کنند محصول شرکت‎ها یا فروشگاه‎های اینترنتی دیگر را بفروشند و در ازای این فروش پورسانت خود را دریافت کنند.

مهمترین تفاوت Market Place با همکاری در فروش در این است که مالک سایت مارکت پلیس، محصولات دیگر تولیدکنندگان را برای فروش در سایت خود عرضه می کند. امّا در همکاری در فروش مالک سایت تنها به معرفی محصولات دیگر سایت‎ها با لینک اختصاصی خود می‎پردازد. اگر بازدیدکننده با لینک تبلیغ‎کننده به خرید یک کالا بپردازد درصدی از فروش به تبلیغ‎کننده خواهد رسید.

نمونه ایرانی مارکت پلیس و همکاری در فروش

در سایت دیجی کالا، شاهد هر دو نوعِ، مارکت پلیس و همکاری در فروش می باشیم. تولیدکنندگانی که کالاهای خود را برای فروش در سایت دیجی کالا قرار می دهند از سیستم مارکت پلیس این فروشگاه اینترنتی بهره می‎برند و کسانی که به معرفی محصولات دیجی کالا در سایت خود می پردازند از سیستم همکاری در فروش این فروشگاه استفاده می‎کنند.

جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا بدون توجه به مفهوم استراتژی هرگز معنا نمی یابد. داشتن استراتژی در بازاریابی محتوایی می تواند شما را به مقام یک امپراطور بزرگ در قلمرو پادشاهی محتوا برساند.

نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی
نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

شما هنگامی که به دنبال یافتن یک گنج نهفته می روید، سعی می کنید از قبل یک نقشه مطمئن را برای خود تهیه کنید. محتوا و بازاریابی محتوایی همان گنج نهفته است و استراتژی همان نقشه ایی است که شما را در یافتن گنج واقعی کمک می نماید.

سایت متمم در یک مقاله مفصل به بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوا پرداخته است.

نگاهی به گذشته‌‎ی استراتژی در بازاریابی محتوا

محتوا همواره در طول تاریخ توانسته است نظرات را به سوی خود جذب کند. یک محتوای خوب می تواند بردل هر‎کسی بنشیند.

شاید شعرای ایرانی را بتوان بزرگترین محتواسازان تاریخ دانست. آنها علاوه بر ادیب بودن، یک استراتژیست محتوا بوده اند.

فردوسی،مولانا، حافظ و سعدی محتوایی را تولید کرده اند که در طول تاریخ ماندگار شده و به راحتی توسط مردم ترویج و انتشار یافته است. قطعا این شعرا به عنوان موفق ترین افراد در برندینگ شخصی (Personal Branding) در طول اعصار تاریخ محسوب می شوند.

نگاهی به تصورات نادرست درباره استراتژی را در اینجا بخوانید!!!

عصر حاضر و نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

در عصر حاضر یک استراتژی در بازاریابی محتوایی بایستی براساس موتورهای جستجو پیش رود. امروزه محتوایی موفق‎تر است که در موتورهای جستجو و البته در شبکه های اجتماعی بیشتر دیده شود.

استراتژی درست در بازاریابی محتوایی می تواند مزایای بسیاری را برای محتواساز و صاحبان کسب‎وکارها ایجاد کند. در ادامه به بررسی چند مورد از این مزایا می پردازیم.

نگاهی به مزایای یک استراتژی قوی در بازاریابی محتوا

  1. با کمک استراتژی می توانید یک محتوای منسجم،با‎ثبات و مرتبط تولید کنید.
  2. استراتژی یک ساختار اختصاصی و مشخص به برند شما اهداء خواهد کرد.
  3. استراتژی درست محتوایی، کسب و کار شما را هدفمند و پربازده خواهد کرد.
  4. استراتژی به آنالیز داده های کسب و کار شما هدف می دهد. استراتژی و آنالیز داده ها دو ابزاری قوی برای قراردادن شما در مسیر درست می باشند. یک استراتژی اصولی، انحرافات شما را به وضوح فریاد خواهد زد.
  5. ROI یا همان نرخ بازگشت سرمایه یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی محتوا است. یک استراتژی قوی به شما کمک می کند تا بتوانید کنترل بهتری بر روی ROI داشته باشید.
  6. لحن بیان، یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی است. یک استراتژی محتوا بایستی دارای سند تولید محتوا باشد. این سند تولید محتوا موارد مهمی را درباره لحن، نحوه نگارش، قلم و.. را تعیین می کند.

مقاله ای درباره استراتژیست کیست با عنوان : “آیا من یک استراتژیست هستم؟؟؟

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

هر فعالیتی که در فضای مجازی انجام می دهیم را باید بتوانیم بسنجیم.این سنجش باعث می شود تا به میزان رشد کسب‎و‎کار خود آگاه شویم. برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی بایستی به دنبال یک سری سنجه یا همان شاخص کلیدی(KPI) برای بازاریابی محتوایی خود باشیم.

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی
سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

شناسایی سنجه های کلیدی، یک بخش بسیار مهم برای هک رشد در یک کسب و کار می باشد. در این پست کوتاه وبلاگی به معرفی اجمالی مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی می پردازیم :

۱- شناسایی محدوده یک کسب و کار

برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی، باید ابتدا با محدوده یک کسب و کار آشنا شد. خیلی مهم است که بدانید مشتریان بالقوه شما چگونه و با چه کلمات کلیدی شما را می یابند.

مطلب مرتبط: چگونگی راه اندازی یک کسب و کار الکترونیک

۲-ذائقه شناسی مخاطب

سعی کنید ذائقه مخاطب خود را بشناسید. اگر مخاطب شما به محتواهای کوتاه علاقه بیشتری نشان می دهد، سعی کنید برای او محتواهای کوتاه ولی کاربردی تولید کنید. شما می توانید از ابزارهای نظیر گوگل ترندز، گوگل آنالیتیکز و وبمسترتولز برای ذائقه شناسی مخاطبانتان استفاده کنید.

مطلب مرتبط: مخاطب شناسی از دیدگاه سایت متمم

۳-نرخ پرش ، تب سنج بازاریابی محتوایی

همیشه به نرخ پرش مخاطب، به عنوان یک شاخص مهم توجه داشته باشید. مدّت زمان حضور مخاطب هم به عنوان یک شاخص کلیدی محسوب می شود که نشاندهنده میزان گیرایی محتواهای شما می باشد. اگر مخاطب شما زیر یک دقیقه سایت شما را ترک می کند، نشاندهنده این واقعیت است که استراتژی شما در طراحی محتوا کاربرپسند به‎درستی عمل نمی کند.

هیچ‎وقت از بازنگری در استراتژی نترسید. چرا که اصلاح سریع یک استراتژی اشتباه می تواند جلوی شکست های سنگین را بگیرد.

مخاطبی برای یک سایت ارزش دارد که به آن سایت معتاد شود. برای نیل به چنین هدفی شما باید بتوانید به شیوه های مختلف مخاطب را با محتواهایتان درگیر کنید.

مخاطب شناسی و نیاز سنجی
مخاطب شناسی و نیاز سنجی

گذاشتن ویدئو و پادکست یکی از شیوه هایی است که باعث می شود ماندگاری مخاطب در سایت افزایش پیدا کند. یک بازاریاب محتوا بایستی بتواند بهترین شرایط میزبانی را برای بازدیدکنندگان از محتوایش فراهم آورد(این کار با کمک مخاطب شناسی+نیازسنجی مخاطب صورت خواهد پذیرفت).

۴-محتوای ویروسی، اوج موفقیت در بازاریابی محتوایی

وایرال شدن محتوا به معنای اشتراک گذاری یک محتوا در بسترهای مختلف می باشد. سعی کنید محتوایی تولید کنید که در بین مخاطبان شما وایرال شود. وایرال شدن محتوا باعث می شود تا هزینه های انتشار محتوای شما در رسانه های مختلف به شدت کاهش یابد.

هک رشد، ابزاری برای موفقیت یک کسب و کار

از‎طرفی‎دیگر، شما می توانید با یک محتوای وایرال شده، مخاطبان جدید بسیاری را به سوی سایت، شبکه اجتماعی یا کانال تلگرامی خود بکشانید.

۵-اثر شبکه های اجتماعی بر بازاریابی محتوایی

توجه خاصی به شبکه های اجتماعی داشته باشید. سیگنال هایی که از شبکه های اجتماعی به سایت شما وارد می شوند، می توانند یک اعتبار ویژه برای سایت شما در نزد موتورهای جستجو ایجاد کنند.

شبکه های اجتماعی علاوه بر ترافیک مناسبی که به سایت شما انتقال می‎دهند به‎عنوان یک فیلتر مخاطب عمل می‎کنند. شبکه‎های اجتماعی علاقمندان واقعی به شما و محتواهایتان را به سمت شما گسیل می دارند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و بررسی آنها

۶-تعیین هدف برای یک بازاریابی محتوایی

در بازاریابی محتوایی، آنگونه از محتوا برای ما ارزش‎آفرین است که مخاطب را راغب به یک اقدام نماید(Call to Action). شما به عنوان یک بازاریاب باید بتوانید در محتواهایتان پیام مدنظرتان را طوری جانمایی کنید که مخاطبان شما، اقدام مدنظرتان را بدون هیچگونه اجباری انجام دهند.

و در پایان…

آنچه گفته شد مراحلی بود که قبل از تعیین شاخص های سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی باید مورد توجه قرار گیرند. به زودی در یک پست مفص به معرفی شاخص های کلیدی در بازاریابی محتوایی خواهیم پرداخت.

آشنایی با بازاریابی محتوایی

در سالیان اخیر شیوه های بازاریابی تغییر زیادی کرده است. رشد اینترنت و بالطبع رسانه های اجتماعی، موجب رشد قابل توجه بازاریابی آنلاین (Digital Marketing) گردیده است. بازاریابی محتوایی یکی از شاخه های بازاریابی آنلاین است که توانسته نقش پررنگی را در بین سایر شیوه های دیجیتال مارکتینگ برای خود فراهم آورد.

اهداف بازاریابی محتوایی
اهداف بازاریابی محتوایی

تفاوت بازاریابی محتوایی و تبلیغات با یکدیگر

بازاریابی محتوایی یک شیوه مدرن برای بازاریابی است. در این روش از بازاریابی با کمک محتوا و به صورت غیرمستقیم، پیام مدنظر را به مخاطب انتقال می دهیم. ماهیت بازاریابی محتوایی تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد.

نگاهی به اشتباهات تاثیر گذار در بازاریابی محتوا

ماهیت بازاریابی محتوا تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد. یکی از این تفاوت ها که به سادگی قابل ملاحظه است، این است که بازاریابی محتوایی یک فرآیند زمان بر و طولانی است. در حالی که در تبلیغات برروی اهداف کوتاه مدت متمرکز می شویم.

از طرفی دیگر، محتوا باید بتواند برروی تغییر ذهنیت مخاطب کار کند. امّا تبلیغات تنها به دنبال افزایش فروش و کسب سود بیشتر می باشد.

ویژگی های یک محتوای موثر در بازاریابی محتوا

یک محتوای قوی باید بتواند تعامل خوبی را با مخاطب برقرار کند. از همین رو، امروزه شاهد ویدئومارکتینگ، پادکست، اینفوگرافیک، اسلایدهای آموزشی و … هستیم.

بازاریابی محتوایی موثر
بازاریابی محتوایی موثر

بازاریابی محتوایی باید بتواند برای یک برند شخصیت سازی کند. این شخصیت می تواند اعتبار برند را در نزد مشتریان افزایش دهد. اعتبار موجب افزایش اعتماد در مشتری خواهد شود. اعتماد می تواند موجب شهرت و جلب اطمینان مشتریان می گردد. مشتری مطمئن انگیزه بیشتری برای خرید خخواهد شد. آنچه گفته شد کل فرمول بازاریابی محتوایی بود.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند بین رقبا

بازاریابی محتوایی یک بازاریابی داده محور

شرکت های بسیاری در حال تمرین و کسب تجربه در حوزه بازاریابی محتوایی هستند. این شرکت ها بیشترین تمرکز خود را برروی مدیریت محتوا، تدوین و نگارش متون، تصویرسازی، خلق ویدئوها و پادکست های حرفه ای گذاشته اند.

این در حالی است که خبرنگاری داده محور (Data Driven Journalism) یک ترند داغ در حوزه محتوا گردیده است. (پیگیر این موضوع باشید، به زودی در یک پست مستقل به بررسی این موضوع خواهم پرداخت).

محتواسازان در این حوزه تولید محتوا با استفاده از داده کلان (Big Data) و مدیریت داده ها (Data Management) و هوش مصنوعی (Artificial intelligence) سعی در ایجاد محتوایی نفوذپذیر در فکر و اندیشه مخاطبان دارند.

اوج هنر یک بازاریاب محتوا ؛ خبرسازی با استفاده از داده ها

بنیان این نوع از محتواسازی را داده تشکیل می دهد.در اینگونه بازاریابی محتوا با استفاده از اطلاعات سعی در ایجاد داستان هایی می شود که علاوه بر جدید بودن، مخاطب پسند باشند و به اندازه کافی امکان پردازش و خبرسازی برروی آنها وجود داشته باشد.

در چنین شیوه محتوایی، سعی می شود داده ها را در قالب اینفوگرافیک و نمودار به مخاطب ارائه دهند. این داده ها به راحتی می توانند نظر مخاطب را درباره موضوعات تغییر دهند. به همین جهت است که گفته می شود قدرت بازاریابی محتوایی از داده بدست می آید.

نقش داستان سرایی در تحقق اهداف بازاریابی محتوا

هنر داستان سرایی می تواند احتمال موفقیت یک بازاریابی محتوایی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. یک داستان در بازاریابی باید حداقل دارای سه عنصر زیر باشد تا بتواند مخاطب را به سمت خود جذب کند:

داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
  1. تضاد : تضاد بین چیزی که هست و چیزی که باید باشد، مخاطب را راغب می کند تا به آن داستان توجه کند.
  2. دقت : یک داستان خوب بازاریابی باید دقت بالایی داشته باشد و به تمامیی جزئیات توجه کند. دقت داشتن به جزئیات اگر با صداقت همراه شود می تواند موجب محبوبیت خاص یک داستان در نزد مخاطب شود.
  3. مخاطب : یک داستان به هدف جلب رضایت یک مخاطب ایجاد می شود. پس باید همیشه به مخاطب توجه داشت. مخاطب باید از داستان لذّت ببرد و درباره آن حرف بزند و آن را برای دیگران نقل قول کند. داستانی که مخاطب آن را بپسندد به راحتی بازخورد(کامنت) می گیرد و در شبکه های اجتماعی لایک خورش بالا می رود.

آینده بازاریابی محتوا

بطور کلی علم بازاریابی دارای بیشترین میزان تغییر در دهه های اخیر به نسبت سایر شاخه های علم مدیریت بوده است. همین واقعیت موجب شده است تا آینده بازاریابی محتوا نیز از این تغییرات مصون نماند.

آینده بازاریابی محتوا
آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی دیجیتال (Digital marketing)، با توجه به ماهیت پویایی که دارد بسیار تغییرپذیر می باشد. بازاریابی محتوا هم به عنوان یکی از زیرشاخه های دیجیتال مارکتینگ از این قاعده کلی مستثنی نیست. بنابراین انتظار تغییرات فراگیر در آینده بازاریابی محتوا بسیار محتول است.

در این پست قصد داریم تا به بررسی آینده بازاریابی محتوا بپردازیم. شناسایی تغییرات در بازاریابی محتوا باعث می شود تا یک محتواساز با آمادگی بیشتری خود را آماده مواجه با تحولات نماید.

چگونه یک بازاریابی محتوایی تاثیر گذار ایجاد کنیم؟

در ادامه به بررسی مهمترین تغییراتی که بازاریابی محتوا در آینده ی نزدیک شاهد آن خواهد بود، می پردازیم.

تحولات آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟
بازاریابی محتوا چیست؟

بازاریابی محتوا یک فرآیند بلند مدت است و نتایج آن در درازمدت مشاهده می شود. همین قضیه باعث می شود تا مدیران ارشد سازمانی که معمولا افراد نتیجه گرایی هستند، زمان لازم را به بازاریابان محتوا ندهند. این موضوع باعث شده است تا محتواسازان به دنبال شیوه های موثرتر برای افزایش درگیرکردن مخاطب بروند.

در ادامه به ۶ شیوه ی رایج که باعث افزایش تعامل بین مخاطب و یک برند می شوند می پردازیم. البته شیوه های دیگری نیز وجود دارد که فرصت لازم برای پرداختن به آنها در این پست کوتاه بوجود نیامد. شما می توانید تجارب ارزشمند خودتان را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

۱- افزایش استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی

استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی به شدت در حال افزایش است. مخاطبان معمولا ترجیح می دهند مسائل و مشکلات خود را از طریق ویدئوهای تعاملی حل کنند. مخاطب با مشاهده یک ویدئو حس بهتری پیدا می کند. ویدئو به عنوان یک ابزار برای افزایش نرخ تعامل و کاهش نرخ پرش در بازاریابی مورد توجه محتواسازان باید قرار گیرد.

بازاریابی محتوایی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای هک رشد محسوب می شود ، برای آشنایی با هک رشد اینجا کلیک کنید

۲- پادکست، ابزاری جدید برای برندسازی و تبلیغات

پادکست و فایل صوتی نیز مانند ویدئو از آینده خوبی در صنعت بازتاریابی محتوا برخوردار هستند. با توجه به اینکه زندگی ماشینی باعث شده است افراد زمان زیادی را در ترافیک،مترو و اتوبوس بگذرانند، پادکست می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای مخاطبان محسوب شود.

۳- تصویر سازی کلید موفقیت در بازاریابی محتوا

مصوّرسازی یکی از ابزارهایی است که می تواند موفقسیت آینده بازاریابی محتوا را تضمین کند. نمودارها، جداول، اینفوگرافیک ها، انیمیشن ها و … می توانند نرخ تعامل با کاربر را به راحتی افزایش دهند. یک تولیدکننده محتوا بایستی بتواند به خوبی از انواع فرمت های گرافیکی برای جلب نظر مخاطب خود استفاده کند.

۴-محتوا، بزرگترین تامین کننده نیاز مخاطب

محتوای خوب همیشه پادشاه است. یک محتوا می تواند کوتاه،متوسط یا بلند باشد. هرگونه از این محتواها کاربردهای خاص خود را دارند. محتوایی می تواند حداکثر اثر را در آینده بازاریابی محتوا داشته باشد که بتواند نیاز مخاطب را به طور کامل مرتفع سازد. محتواسازان آینده بایستی بیش از هر مهارتی به مخاطب شناسی مسلط باشند.

سرریز محتوا، آیا شما محتوای زیادی تولید می کنید؟

۵- تکنولوژی محوری، مهمترین خصیصه بازاریابان آیند

استفاده از تکنولوژی های جدیدی همچون واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، یادگیری ماشین و … می تواند باعث جذابیّت محتوا شود. آینده بازاریابی محتوا را نمی توان بدون توجه به این تکنولوژی ها در نظر گرفت.

۶- سئو، دروازه ورود به بازاریابی محتوا

الگوریتم های موتورهای جستجو روزبه روز در حال تغییر و بهبود هستند. فرآیند سئو سایت ها، همچون گذشته کاری ساده و کوتاه مدت نمی باشد.در آینده، محتوای موثر می تواند در فرآیند سئو نقش پررنگ تری را بیابد. همانطور که سئو می تواند آینده بازاریابی محتوا را تحت تاثیر خود قرار دهد، بازاریابی محتوایی نیز می تواند آینده سئو را موثر از خود گرداند.

پست مهمان و اهمیت آن در سئو

امروزه دریافت بک لینک از سایت هایی که با موضوع سایت شما در یک حوزه قرار دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. شیوه های گوناگونی برای دریافت بک لینک وجود دارد. یکی از این شیوه ها پست مهمان (Guest Post) می باشد.

پست مهمان و نقش آن در سئو
پست مهمان و نقش آن در سئو

بسیاری از وبمسترها برای بهبود لینک های ورودی به وبلاگ خود به سراغ لینک سازی خارجی می روند. یکی از شیوه های نسبتا ارزان و کاربردی برای وبمستران پست مهمان می باشد. در این شیوه وبمستران، محتوایی که خود تهیه کرده اند را در یک وب سایت میزبان انتشار می دهند. وبمسترها در درون محتوا دو یا سه لینک (بستگی به شرایط سایت میزبان) به لندینگ پیج های وبلاگ خود می دهند.

پست مهمان و تاثیر آن بر سئو

در برخی مواقع خرید بک لینک از بعضی سایت ها فاقد وجاهت لازم برای سئو می باشد(تبدیل به سئو سیاه شدن). همچنین خرید بک لینک هزینه های سنگینی را برروی دوس مدیران وبلاگ ها می گذارد. معمولا سئوکاران در چنین مواقعی به سراغ رپورتاژ آگهی می روند. امّا واقعیت این است که رپورتاژ آگهی بیشتر جنبه تبلیغات دارد و معمولا ارزش چندانی در سئو ندارد.

سئو چیست و چه کاربردی دارد؟ بررسی مفهوم سئو از دیدگاه ۲۰ سئوکار بزرگ دنیا در سایت وبمسترفا

انتخاب سایت میزبان برای انتشار پست مهمان از اهمیت خاصی برخوردار است. شما باید در سایتی پست انتشار دهید که DA (اعتبار دامنه) بالاتری از سایت شما داشته باشد. همچنین هم موضوع بودن سایت میزبان با وبلاگ شما نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

مواد لازم برای تهیه یک Guest Post

معمولا بسیاری از وبمسترها بصورت همکاری و تبادل با یکدیگر به انتشار پست مهمان می پردازند. امّا بعضی از سایت ها، امکان انتشار پست با شرایط خاص را برای همگان فراهم می آورند. شما می توانید با جستجو در گوگل چنین سایت هایی را بیابید.

تبادل پست
تبادل پست

در چنین شرایطی باید دقت داشت که طراحی یک محتوای هدفمند که منجر به کلیک برروی لینک ها شود بسیار مهم است. زیرا که هر چه لینک شما بیشتر دیده شود و برروی آن کلیک شود از لحاظ موتورهای جستجو، لینکی قوی تر محسوب می شود.

تاثیر لینک های موجود بر روی وضعیت کلی یک وبلاگ

قطعا لینک های موجود در پست مهمان باعث بهبود رنک یک سایت خواهند شد. چنین شیوه بک لینک سازی از بهترین شیوه ها می باشد(البتّه به نسبت رپورتاژ و خرید بک لینک).

بهتر است لینک هایی که در پست مهمان ایجاد می کنید برروی پرسنال برند شما تاکید داشته باشند. همچنین این پست ها بایستی حتما با نام خود شما منتشر شوند.

شما می توانید محتواهایی که قبلا در سایت خود منتشر کرده اید را در یک پست مهمان بازنشر دهید(مشابه کاری که خود من در ویرگول انجام می دهم). البتّه اگر شما سعی کنید یک محتوای اختصاصی و هدفمند برای پست مهمان تولید کنید و لینک سازی انجام دهید، نتایج موثرتری خواهید گرفت.

چگونه یک بازاریابی محتوایی موثر ایجاد کنیم؟

نکات مهم در طراحی یک پست مهمان

در یک پست مهمان شما باید به دنبال ایجاد ارزش باشید و از این موقعیت برای معرفی برندتان توجه کنید. در انتشار پست های مهمان حتما به نکات زیر توجه داشته باشید:

  1. موضوع فعالیت سایت میزبان با موضوع وبلاگ شما یکسان باشد.
  2. سایت میزبان اسپم نباشد (نمره اسپم زیر ۳ داشته باشد) و نمره DA قابل قبولی را داشته باشد(اعتبار دامنه یا همان DA را می توانید از سایت MOZ پیدا کنید. بهتر است اعتبار دامنه در سایت میزبان بین ۲۰ تا ۴۰ باشد).
  3. بر سرموضوع محتوا با مالکان سایت به توافق برسید و سعی کنید محتوایی هم راستا با سایر محتواهای سایت میزبان منتشر کنید.
  4. در پست مهمان حتما اصول سئو را به درستی رعایت کنید.
  5. پست مهمان شما کپی نباشد، همچنین از تصویرسازی متناسب با موضوع نیز بهره ببرید.
  6. در پست مهمان سعی کنید متنی که لینک می دهید (Anchor Text) با موضوع محتوا و موضوعی که به آن لینک می دهید متناسب باشد. همچنین بهتر است Anchor Text از طول مناسب بهره ببرد (بین سه تا ۸ کلمه)
  7. در پست مهمان، اسم نویسنده باید حتما اسم شما باشد.
  8. در ترویج پست مهمان در شبکه های اجتماعی کوشا باشید. هر چه پست مهمان شما بیشتر دیده شود لینک شما ارزش بیشتری خواهد یافت.
  9. در Guest Post زیاده روی نکنید. دلیلی وجود ندارد که در هرکجا و هرزمانی پست مهمان انتشار دهید.
  10. سعی کنید شما هم پست هایی متناسب با نوشته هایتان را در وبلاگتان بپذیرید(تبادل پست انجام دهید). از لینک دادن به محتواهای دیگران ترسی نداشته باشید. همیشه ساختار تارگونه شبکه اینترنت را بخاطر داشته باشید. البتّه افراط در لینک سازی هم هرگز توصیه نمی شود.