مرحله بوت استرپ و نقش آن در فرآیند رشد استارتاپ ها

استارتاپ یک فعالیتی است که براساس فناوری های جدید و با کمترین هزینه شکل می گیرد. بوت استرپ در هر استارتاپ مرحله ای است که بنیان گذاران یک استارتاپ باید بدون دریافت هیچ سرمایه ای رشد کسب و کار خود را شروع کنند.

بوت استرپ در استارت آپ ها
بوت استرپ در استارت آپ ها

مرحله بوت استرپ در واقع سخت ترین روزهایی است که یک تیم استارتاپی باید بگذراند. چرا که هنوز درآمدی برای تیم ایجاد نشده است و از طرفی بیشترین هزینه ها نیز مربوط به چنین مرحله ای می شود.

معمولا در چنین مرحله‎ای استارت‎آپ‎ها به سراغ سرمایه گذار نمی‎روند. چرا که هنوز ابهامات بسیاری در مسیر رشد آنها وجود دارد.

استارت‎آپ چیست؟

معنای بوت استرپ در یک استارتاپ

بوت استرپ (Bootstrap) فاز خودگردانی یک استارتاپ می باشد که راه اندازان آن استارتاپ بدون هیچ کمکی از سرمایه گذاران بایستی روی پای خود بایستند. در این مرحله باید بنیان گذاران استارتاپ به دنبال جذب مشتری و معرفی فعالیت های خود باشند. همچنین آنها بایستی به دنبال جذب سرمایه گذاران جدّی برای پیشبرد اهداف آتی خود باشند.

در فاز بوت‎استرپ استارتاپ ها باید هزینه های خود را به حداقل برسانند. حفظ انگیزه تیم در این مرحله از نکات قابل توجهی است که می تواند حیات یا ممات یک استارتاپ را در آینده رقم بزند.

بوت استرپ فاز مذاکرات حساس است. مذاکراتی که بایستی با کمال حوصله و دقت صورت پذیرند. بهبود توانایی‎ها در جذب مشتری، سرمایه گذار و بازار فروش از اهمیت بالایی در این مرحله برخوردارند. استارت‎آپ‎ها نباید از جواب منفی دلسرد شوند. باید توجه داشت که خیلی از ایده های ناب در روزهای اوّل سخت و غیرقابل اجرا بنظر می رسند.

هک رشد و نقش آن در استارت‎آپ‎ها

نقش ایده پروری در رشد یک استارت‎آپ

سعی کنید ایده‎های خود را با فرصت‎های قابل اجرا جایگزین کنید. تغییر همیشه می تواند به عنوان یک گام اساسی برای حرکت به سوی رشد محسوب شود. این ترفند (تغییرات هدفمند) می تواند اعتماد به نفس را به یک استارتاپ بازگرداند.

در ادامه به ذکر نکاتی می‎پردازیم که یک استارت‎آپ برای موفقیت در مرحله بوت استرپ به آنها نیاز دارد.

نکات مهم در فاز بوت استرپ استارت‎اپ‎ها

نکات مهم در فاز راه اندازی استارت آپ
نکات مهم در فاز راه اندازی استارت آپ

۱-مدیریت هزینه

همانطور که گفته شد، مدیریت هزینه یکی از نکات مهم در یک استارت‎آپ می‎باشد. استارت‎آپ‎ها باید یاد بگیرند که با کمترین امکانات بیشترین کارآیی‎ها را برای خود رقم بزنند.

استفاده از فضاهای اشتراکی، استفاده از توان و قابلیت‎های اعضای تیم، هزینه زیاد نکردن برای تجهیزات و… از اصولی است که هر استارتاپی باید در فاز راه‎اندازی به آن توجه داشته باشد.

۲-نه گفتن به مدل درآمدی تبلیغات

متاسفانه یک بیماری شایع به جان همه استارت‎آپ‎های ایرانی افتاده است و آنهم این است که همه به دنبال استفاده از مدل درآمدی تبلیغات هستند.

استارت‎آپ‎های بسیاری اعلام می‎کنند که تمامی خدمات خود را رایگان در اختیار افراد می‎گذارند. آنها برای تامین هزینه‎های خود تنها برروی تبلیغات تمرکز می‎کنند.

هرچند که این شیوه می‎تواند به عنوان یک مدل درآمدی جانبی در آینده استارتاپ مطرح شود (زمانیکه به مرحله رشد رسید) ، امّا هرگز برای شروع کار نمی‎تواند چندان شیوه مناسبی باشد!!!

نقش منتور و منتورینگ در توسعه استارتاپها

۳-استارتاپ بانک پول نیست!!!

بسیاری از افرادی که به دنبال راه‎اندازی استارت‎آپ هستند تصور می‎کنند یک استارتاپ به عنوان بانک مرکزی برای آنها عمل خواهد کرد که از روز اول برای آنها پول چاپ خواهد کرد!!!

این در حالی است که درآمدهای که از یک استارتاپ بست می‎آید باید هزینه خود آن شود تا به رشد کامل برسد. پس اگر قصد راه‎اندازی استارت‎آپ دارید، ابتدا یک منبع مطمئن برای تامین هزینه‎های جاری زندگی‎تان بیابید.

زمانی می‎توان به برداشت پول از یک استارت‎آپ اقدام کرد که آن کسب و کار دیگر یک استارتاپ نباشد و تبدیل به یک شرکت قوی شده باشد.

۴-عدم استخدام نیرو

شاید اعضای یک تیم استارتاپی خیلی از کارها را بلد نباشند و با فرآیندهای مرتبط با آن آشنایی نداشته باشند. امّا آنها هرگز در فاز بوت استرپ به سراغ استخدام نیرو نمی‎روند.

یکی از تفاوت‎های استارت‎آپ‎ها با شرکت‎های معمولی این است که آنها به توانایی‎های درون تیمی اتکّا می‎کنند. آنها اگر کاری را هم یاد نداشته باشند به دنبال یادگیری در حین کار می‎روند.

هرچند این یادگیری ممکن است هزینه‎های زیادی را از لحاظ مالی و زمانی برای تیم‎ها در پی داشته باشد، امّا شما و تیم‎تان را تبدیل به متخصصانی خودساخته خواهد نمود.

نقش استعداد فردی در موفقیت تیم های استارتاپی

این خودساختگی می‎تواند عاملی برای ظهور ایده‎های جدید و نو باشد. بعلاوه وابستگی شما به دیگران را به شدت کاهش می‎دهد.

۵-تولید با حداقل هزینه

اگر شما برای شروع کارتان نیاز به یک سایت یا آپ دارید، نیازی نیست به دنبال استخدام برنامه‎نویس یا یادگیری زبان‎های برنامه‎نویسی باشید.

یک استارتاپ بایستی MVP خود را با حداقل هزینه تولید کند. شما می‎توانید از محصولات آماده(مثلا وردپرس) استفاده کنید. این امکان برای استارتآپها وجود دارد تا در آینده‎ای نزدیک و بعد از موفق بودن MVP اولیه، به سراغ بهبود نسخه اولیه محصول خود بروند(چرخه ناب در استارت‎آپ‎ها)

استارتآپهای مطرح آمریکا در سال ۲۰۸

۶- نه به کمپین های گران تبلیغاتی

یک استارت‎آپ بایستی کمترین هزینه را داشته باشد. اجرای کمپین‎های پرهزینه تبلیغاتی، پاشنه آشیل یک کسب و کار نوپا خواهد بود.

سعی کنید برای تبلیغات از شبکه‎های اجتماعی و امکانات رایگان نظیر خبرنامه‎های ایمیلی برای معرفی خود و توسعه کسب‎وکارتان استفاده کنید.

امروزه داشت یک وبلاگ و تولیدمحتوا هزینه نسبتا کمی دارد. هرکسی می‎تواند از این ابزار تقریبا رایگان برای معرفی خود و برندینگ کسب و کارش بهره ببرد.

۷-KPI مخصوص به خود داشته باشید

برای رشد و موفق‎شدن بایستی معیارهایی داشته باشید که با کمک آنها حال و روز کسب‎وکارتان را بسنجید!!!

یک سری سنجه‎های عمومی وجود دارند که شما‎ می‎توانید از آنها استفاده کنید. امّا سعی کنید KPI های مخصوص به تجارت خود را بیابید، آنها را فرموله‎سازی کنید، از آنها استفاده کنید و به آنالیز اطلاعات براساس آنها بپردازید.

۸-تعهد اضافه ندهید

تعیین اهداف بلندمدت می‎تواند باعث رشد هر کسب و کاری شود. امّا هرگز تعهدات اضافه برای خود ایجاد نکنید. بسیاری از افراد تعهدات خارج از توان‎شان برای خود ایجاد می‎کنند.

این تعهدات اضافه می‎تواند موجب درگیری‎های ذهنی و کاری بسیاری برای شما شود و جلوی چابکی تیم شما را بگیرد.

و در نهایت …

در بوت استرپ نیاز به تمرکز(Focus) بالا بر روی موضوعات اصلی و کلیدی وجود دارد. این تمرکز می تواند برآیند انرژی نیروهای سازمان را به سوی هدف اصلی سوق دهد. و در پایان باید اشاره کنیم استارتاپی موفق خواهد بود که فاز بوت استرپ را به درستی و به صورت کامل طی کند. Bootstrap باعث پوست اندازی استارتاپ و فرم‎گیری درست و اصولی آن خواهد شد.

موضوعات کلیدی برای رشد استارت‎آپ ها بعد از جذب سرمایه

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی یا Retention Marketing نقش مهمی در استراتژی های بازاریابی دیجیتال دارد. متاسفانه در ایران کمتر به ریتنشن مارکتینگ و تاثیر آن پرداخته می‎شود.

بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی
بررسی جایگاه بازاریابی بازگشتی

بازاریابی بازگشتی شامل مجموعه‎ اقداماتی می‎شود که حفظ مشتری اساس فعالیت‎ها را تشکیل می‎دهد. این حفظ مشتری باعث کاهش هزینه‎های تبلیغات می‎شود.

در بازاریابی بازگشتی اعتقاد بر مانا بودن مشتری است. مشتری راضی همواره می‎تواند به عنوان یک مبلغ با بازاریابی دهان به دهان، به فروش بیشترمحصولات یک شرکت کمک نماید.

بررسی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی آنلاین

عملکرد بازاریابی بازگشتی

تاثیرات ریتنشن مارکتینگ
تاثیرات ریتنشن مارکتینگ

ریتنشن مارکتینگ به دنبال ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبان است. در بازاریابی برگشتی ما محصولاتمان را فقط یکبار به مشتری نمی‎فروشیم بلکه سعی می‎کنیم مشتری خود را برای یک بازه زمانی بلند حفظ کنیم.

معمولا هزینه جذب مشتریان جدید برای یک کسب و کار بالا است. بازاریابی برگشتی سعی دارد با استفاده از مشتریان فعلی، نیاز به جذب مشتریان جدید را به حداقل برساند.

شیوه‎ای مرسوم در ریتنشن مارکتینگ

شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی
شیوه های مرسوم در بازاریابی بازگشتی

شیوه‎های متفاوتی در این نوع از بازاریابی مورد استفاده قرار می‎گیرد. ریتنشن مارکتینگ تاثیر بسیاری برروی نرخ ROI دارد.

شرکت‎ها برای جذب مشتریان جدید ترفندهای گوناگونی را به کار می‎برند. آنها معمولا برای حفظ مشتریان قدیمی نیز برنامه‎هایی دارند.

واحدهای ارتباط با مشتری (CRM) و باشگاه مشتریان به هدف بهبود تعاملات با مشتریان ایجاد می‎شوند. تعامل مناسب با مشتری می‎تواند نرخ بازگشت مشتری را به شکل قابل توجهی بهبود دهد. باید توجه داشت که ارتباط با مشتریان قبلی، اصولی دارد که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می‎کنیم.

بازاریابی بازگشتی و راه‎های تقویت ارتباط با مشتریان

۱-نیازسنجی از مشتریان

نیازسنجی از مشتریان
نیازسنجی از مشتریان

درست است که مشتری حاضر شده است از شما خرید انجام دهد، امّا سئوالی که حتما باید به آن جواب داده شود این است که آیا نیاز مشتری مرتفع گردیده است؟

این که مشتری به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار چه خدماتی را دارد می‎تواند در بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار موثر باشد.

۲-امکانات ویژه

یک مشتری زمانی مجدد به سراغ یک کسب و کار می‎رود که از خدمات قبلی راضی باشد. ارائه سوپرایزها و خدمات ویژه به مشتریان می‎تواند به آنها انگیزه بیشتری برای بازگشت بدهد.

همیشه سعی کنید خدمات متنوع و ویژه‎ای را برای مشتریان ثابت خود در نظر بگیرید. این خدمات ویژه به مشتری حس خوبی را منتقل خواهد کرد.

بررسی تاثیرات ارائه تخفیف به مشتریان ویژه

۳-اعتمادسازی و جلب اطمینان

سعی کنید به شیوه‎های مختلف اعتماد مشتری را به خود جلب کنید. اعتماد مشتریان به شما باعث شهرت برند شما می‎گردد. شهرت برند، اطمینان خاطر را برای مشتریان سابق و مشتریان جدید فراهم می‎آورد.

۴-اتوماسیون‎سازی

سعی کنید فرآیندهای ارتباط با مشتریان را بصورت نرم افزاری انجام دهید. این کار باعث کاهش خطاهای انسانی می‎شود. امروزه سیستم‎های CRM مختلفی تهیه گردیده است که شما می‎توانید از آنها برای پیش‎برد اهدافتان بهره ببرید.

۵-تعیین شاخص‎هایی برای ارزیابی مشتریان

همواره کیفیت خدمات به مشتریانتان را با سنجه‎های دقیق و اصولی بسنجید. این کار باعث می‎شود تا ایرادات فرآیندهای کاری قبل از تبدیل‎شدن به بحران، شناسایی شوند. شما باید برای تحقق اهداف کسب و کاری‎تان برای جذب و حفظ مشتری، پارامترهای دقیق و اصولی انتخاب کنید.

۶-توجه به نظرسنجی از مشتریان

از مشتریان خود بصورت دوره‎ای نظرسنجی کنید. این نظرسنجی‎ها می‎تواند نشان‎دهنده نقایص کاری شما باشد. ارتباط با مشتریان را نظم بدهید و براساس یک تقویم زمان‎بندی شده برای آنها خبرنامه و نوتیفیکیشن‎های مرتبط ارسال کنید.

۷-طول عمر مشتری

برای این که طول عمر مشتری خود را افزایش دهید، خدماتی بهتر از سطح تعهدتان را به آنها ارائه دهید. یک مشتری با ارزش‎ترین دارایی یک کسب و کار می‎باشد. بدون مشتری تقریبا هر کسب و کاری نابود (Fail) می‎شود.

۸-آموزش به مشتریان

شاید بسیاری از فرآیندها و چگونگی عملکرد تجهیزات برای شما ساده و پیش‎پا افتاده باشد. امّا این موضوع در مورد مشتریان شما صدق نمی‎کند. همیشه به مشتریان خود آموزش‎های لازم را ارائه دهید. شناسایی مشکلاتی که مشتریان شما با آنها مواجه می‎شوند، می‎تواند فرصت‎های جدیدی را پیشروی کسب و کار شما قرار دهد.

۹-حضور در سمینارها و همایش‎ها

حضور در سمینارها و همایش‎های علمی و تجاری به مشتریان شما پویا و زنده بودن کسب و کارتان را نشان می‎دهد. پس هرگز از فرصت‎های طلایی که در چنین فضاهایی برای بازاریابی بازگشتی در اختیار کسب و کار شما قرار می‎گیرد، غفلت نکنید.

۱۰-عرضه محتوا

نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی
نقش شبکه های اجتماعی در بازاریابی

محتوا می‎تواند در افزایش رضایت مشتریان تاثیر بگذارد. سعی کنید همواره محتواهای متاسب با مشتریان خود را در اختیار آنها بگذارید. معرفی کاربردهای جدید در محصولات و یا خدمات نوین از طریق رسانه‎های اجتماعی، می‎تواند موجب بازگشت مشتری به سوی یک کسب و کار شود.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

۱۱-شخصی‎سازی ارتباطات

طوری عمل کنید تا مشتری با شما احساس راحتی کند. بسیاری از معذوریت‎ها باعث می‎شوند تا مشتریان احساسات و نیازهای واقعی خود را به مدیران کسب و کارها انتقال ندهند. ارتباط‎گیری گسترده و از طریق رسانه‎های مختلف می‎تواند موجب بهبود ارتباطات و افزایش تعاملات منجر به فروش گردد.

۱۲-بررسی شکایات و رعایت بی‎طرفی

سعی کنید به اعتراضات مشتریان خود اهمیت دهید. اصلا نیازی نیست در مقابل شکایات مشتریان جبهه بگیرید و با مشتریان برخورد تند داشته باشید.

تجربه نشان داده که در بسیاری از مواقع مشتریان درباره دلایل بوقوع پیوستن یک مشکل اشتباه می‎کنند. حفظ خونسردی و احترام به مشتری باعث می‎شود تا مشتریان به مرور زمان به اشتباهات خود پی ببرند، آنگاه مجدد به سراغ شما خواهند آمد.

بازاریابی بازگشتی در شرایط رکود که هزینه‎های تبلیغات بسیار زیاد است می‎تواند راهگشای بسیاری از کسب و کارها باشد. استراتژ در Retention Marketing همچون سایر استراتژی‎های دیجیتال مارکتینگ، یک رویه زمانبر است. بنابراین بایستی با حوصله و تامل برروی آن کار کرد.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

محتوا مهمترین بخش یک سایت است. چرا که با کمک محتوا می‎توان در موتورهای جستجو دیده شد. امّا نکته مهم اینجاست که گوگل تنها ۱۰ محتوا (پست) را در صفحه اول خود بیشتر نمایش نمی‎دهد. در این پست وبلاگی می‎خواهیم بررسی کنیم که چطور می‎توان یک محتوا را به صفحه اول گوگل رساند؟

صفحه اول گوگل
صفحه اول گوگل

۲۴ راهکار برای داشتن محتواهایی در صفحه اول گوگل

در ادامه به معرفی ۲۴ راهکار برای داشتن محتوا در صفحه اول گوگل می‎پردازیم. قطعا شما خواننده گرامی هم به راهکارهایی دست یافته‎اید. لطفا در بخش کامنت‎های این پست روشها و راهکارهای شخصی‎سازی شده تان را در میان بگذارید.

۱-موضوع مقاله

سعی کنید قبل از تولید یک محتوا موضوع مقاله خود را تعیین کنید. موضوع مقالات یک سایت باید براساس کلمات کلیدی که بازدید بالایی دارند انتخاب شوند.

وسواس داشتن برروی کلیدواژه‎هایی که در یک سایت درباره آن محتوا تولید می‎شود ضروری است. همواره باید یک تناسب بین کلیدواژه‎های استفاده شده در مقالات سایت وجود داشته باشد.

مطلب کاربردی : اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۲-هدف از تولید مقاله

معمولا مقالاتی که برروی سایت‎ها قرار می‎گیرند، اهداف مختلفی را دنبال می‎کنند. برخی از مقالات برای دریافت بازدیدکننده نوشته می‎شوند و برخی دیگر از مقالات به دنبال افزایش فروش یک محصول می‎باشند.

بسیار مهم است که هدف خود را از تولید یک مقاله بدانید. هدفمند تولیدکردن محتوا می‎تواند نتایج ارزشمندی را برای شما به ارمغان آورد.

یک پست درباره تعیین استراتژی در تولید محتوا : محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولید محتوا

۳-محتوای منحصربفرد

محتوای یونیک
محتوای یونیک

لطفا تمامی محتواهای کپی شده را دور بریزید. برای تولید محتوا وقت کافی بگذارید، تحقیق کنید و یک محتوای تازه تولید کنید. محتواهای کپی نمی‎توانند برای شما اعتبار بیاورند. یک محتوای کپی باعث می‎شود ارزش و اعتبار برند شما خدشه‎دار شود.

۴-اثرمنفی گوگل ترنسلیت

اگر مقاله‎ای را ترجمه می‎کنید، بطور مستقیم از گوگل ترنسلیت استفاده نکنید. چرا که گوگل براحتی این موضوع را تشخیص می‎دهد و برای سایت نتایج منفی به دنبال خواهد داشت.

۵-ترند بودن موضوع

سعی کنید مقاله‎ای تولید کنید که تعداد علاقمندان به آن موضوع نسبتا زیاد باشند. شما می توانید از پیشنهادات گوگل و یا سایت گوگل ترندز برای شناسایی ترندهای روز استفاده کنید. استفاده از موضوعات ترند روز به شما کمک می‎کند تا مقاله شما توسط افراد بیشتری خوانده شود.

۶-مرتبط بودن مقالات با یکدیگر

مقالات یک سایت بایستی با یکدیگر مرتبط باشند و همدیگر را پوشش دهند. این ارتباط بین مقالات می‎تواند با کمک لینک‎سازی داخلی معنا و مفهوم کاملتری یابد. موتورهای جستجو از جمله گوگل به خوبی این ارتباطات محتوایی را تشخیص می‎دهند.

یک پست دیگر درباره سنجه‎های محتوایی : سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

۷-عمر محتوا

طول عمر محتوا و تاثیر آن در قرارگیری در صفحه اول گوگل
طول عمر محتوا و تاثیر آن در قرارگیری در صفحه اول گوگل

سعی کنید محتواهایی را تولید کنید که عمر بالایی داشته باشند. خبرهای روز شاید بتوانند در کوتاه‎مدت برای شما بازدیدکننده زیادی را جذب کنند، امّا در درازمدت چندان اعتباری برای سایت شما ایجاد نخواهند کرد.

به بروزرسانی سایت نیز توجه داشته باشید. سعی کنید با بروزرسانی محتواهای قدیمی و مُرده، آنها را احیا کنید و مجددا به موتورهای جستجو معرفی کنید. گوگل آن مقداری که به بروزرسانی محتواهای قدیمی اهمیت می‎دهد به تولید محتواهای جدید اهمیت نمی‎دهد.

۸-تمرکز در مقاله

سعی کنید در یک مقاله یک خط اصلی را دنبال کنید و بر موضوع اصلی مقاله تمرکز داشته باشید. این تمرکز می‎تواند اهداف مخاطب شما را برآورده سازد. یک مخاطب راضی مجدد به سایت شما سرخواهد زد و محتواهای شما را با دقت بررسی خواهد کرد.

رضایت بیشتر مخاطبان، شانس محتوای شما را برای قرارگیری در صفحه اول گوگل بیشتر می‎نماید.

۹-استفاده از کلمات مترادف و هم معنی در مقاله

سعی کنید در مقالاتی که تولید می‎کنید از کلمات مترادف و هم‎معنی کلیدواژه اصلی‎تان استفاده کنید. همچنین از کلماتی که با آن کلمه کلیدی ارتباط معنایی و مفهومی دارند، به صورت برنامه ریزی‎شده و هدفمند استفاده کنید.

۱۰-بهینه‎سازی عنوان

عنوان مقاله (Title) از مهمترین عناصری است که باعث می‎شود محتوای شما توسط یک مخاطب دیده شود.همیشه از کلمات کلیدی در عنوان مقاله استفاده کنید.

عنوان مناسب باعث بهتر دیده شدن محتوا در موتورهای جستجو می‎شود و به رنک گرفتن محتوای شما کمک می‎کند. در عنواین محتواهایتان از عبارت‎های توصیفی نظیر بهترین، بیشترین و … بهره ببرید. استفاده از اعداد در تیتر هم می‎تواند موجب جذابیّت عنوان و افزایش کلیک کاربران شود.

۱۱-آدرس صفحه

سعی کنید آدرس صفحه‎ مقاله‎تان را تا حدامکان کوتاه در نظر بگیرید. آدرس صفحه شما(URL) بایستی با موضوع مقاله شما همخوانی داشته باشد و شامل کلمات کلیدی شما باشد. در سایت‎هایی که در حوزه تکنولوژی کار می‎کنند(معدل لاتین برای محتواها وجود دارد) بهتر است از URL های انگلیسی استفاده کنند.

۱۲-طول محتوا

یکی از موضوعات مهمی که می‎تواند در قرارگیری یک محتوا در نتایج صفحه اول گوگل موثر باشد، طول محتوا می‎باشد. یک محتوای مناسب باید بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد.

سرریزمحتوا: آیا شما بیش از حد محتوا تولید می کنید؟

۱۳-چگالی کلمات کلیدی

چگالی کلمات کلیدی به معنای میزان تکرار یک کلیدواژه در محتوا می‎باشد. براساس استانداردهای موجود، چگالی کلمه کلیدی باید در حدود ۲ تا ۳ درصد باشد. اگر از CMS وردپرس استفاده می‎کنید، می‎توانید با استفاده از افزونه Yoast به راحتی چگالی کلمات کلیدی خود را (تعداد تکرار) اندازه‎گیری کنید.

۱۴-زیرعنوان مقاله

سعی کنید مقالات بلند خود را با استفاده از زیرعنوان‎ها (Headings) بشکنید و آن را به چند بخش کوچکتر تقسیم کنید. این کار باعث می‎شود تا محتوای شما دارای دسته‎بندی مناسبی باشد، مخاطب خیلی سریعتر به هدف خود برسد و خواننده در هنگام خواندن متن خسته نشود.

۱۵-پاراگراف اول محتوا

پاراگراف اول
پاراگراف اول

بعد از کلمه کلیدی و عنوان، پاراگراف اوّل دارای اهمیت بسیاری در ایجاد ساختار یک محتوا می‎باشد. پاراگراف اول در واقع یک چکیده از کل مقاله شما را باید به نمایش بگذارد. پاراگراف اول در هر مقاله‎ای اولین جایی است که گوگل آن را ایندکس می‎کند و به صورت مستمر خزنده‎های گوگل به آن سرکشی می‎کنند.

۱۶-استفاده از رسانه (Media)

سعی کنید در محتواهایتان از انواع رسانه‎ها(نظیر تصویر، نمودار، اینفوگرافیک، فیلم، پادکست و …) استفاده کنید. سایت‎هایی که از مدیاهای متناسب بهره می‎برند، می‎توانند جذابّیت بصری مناسبی را برای کاربران خود فراهم آورند.

گوگل به محتواهای آموزشی که دارای تصویر و ویدئو هستند اهمیّت خاصی می‎دهد و آنها را در صدر نتایج خود قرار می‎دهد. همچنین استفاده از مدیا باعث ماندگاری بیشتر کاربران برروی سایت می‎شود و امکان بازنشر محتواها را در رسانه‎های اجتماعی فراهم می‎آورد.

نگاهی به اشتباهات رایج در بازاریابی محتوایی

۱۷-تصاویر محتوا

سعی کنی از تصاویری در محتواهایتان استفاده کنید که تکراری (کپی) نباشند. همچنین دارای حجم و کیفیت مناسبی باشند تا بارگذاری آنها در کامپیوتر کابران به سادگی امکان‎پذیر باشد(عکس‎هایتان را بهینه‎سازی کنید)

در تصاویرتان از تگ ALT استفاده کنید و همچنین نام عکس‎های استفاده شده در محتواهایتان، متناسب با کلیدواژه تان باشد.

۱۸-لینک‎سازی محتوا

هیچ‎گاه کلمه کلیدی که محتوا را برای آن نوشته‎ایم را به جای دیگری لینک نمی‎دهیم. سعی کنید مقالات جدید خود را در راستای مقالات قبلی در سایت‎تان تولید کنید.

شود و از دیگرسو، متنی که لینک می دهید(Anchor Text) بایستی متناسب با مقاله لینک داده شده باشد. ارجاعات داخلی به مقالات قبلی سایت می‎تواند باعث کاهش نرخ پرش سایت(Bounce Rate) شود و از دیگرسو، گوگل متوجه ارتباطات بین محتواها می‎شود.

۱۹-لینک‎سازی خارجی

سعی کنید در هر محتوایی به چندین سایت خارجی لینک بدهید. البتّه همانند لینک سازی داخلی، هرگز نباید AnchorText کلمه کلیدی آن محتوا باشد. لینک خارجی می تواند به گوگل کمک کند تا اهداف شما را از نوشتن آن مقاله بهتر درک کند. به سایت‎هایی لینک بدهید که اعتبار بیشتری(اعتبار دامنه: Domain authority) از سایت شما داشته باشد.

۲۰-استفاده از علائم نگارشی

سعی کنید در تولید محتوای وب به علائم نگارشی توجه داشته باشید. برای قرارگیری در صفحه اول گوگل رعایت اصول نگارش و لحن محتوا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

۲۱-دسته بندی محتوا و برچسب‎گذاری اصولی

رعایت موضوعات اصلی سایت در کنار دسته‎بندی اصولی محتواها می‎تواند باعث دیده‎شدن بهتر محتواها در صفحه اول گوگل شود. از برچسب‎ها به اندازه و متناسب با زیردسته‎های محتواهایتان استفاده کنید.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

۲۲-سرعت وب‎سایت

سرعت یک وبسایت یکی از پارامترهای مهم در سئو می‎باشد و از طرفی دیگر در جذب و حفظ مخاطب تاثیر بسیاری دارد. برای بهبود سرعت سایت سعی کنید از شرکت‎های هاستینگ معتبر استفاده کنید. همچنین از قالب‎های استاندارد و سفارشی برای بهبود سرعت سایت‎تان بهره ببرید.

۲۳-واکنش گرایی

تاثیر واکنش گرایی در صفحه اول گوگل بودن
تاثیر واکنش گرایی در صفحه اول گوگل بودن

یک سایت واکنش‎گرا (Responsive) در موبایل و تبلت‎ها به صورت درستی به نمایش در خواهد آمد. امروزه بسیاری از افراد از تلفن هوشمند خود برای وبگردی استفاده می‎کنند، بنابراین موبایل فریندلی بودن از لحاظ گوگل اهمیت زیادی دارد.

۲۴-حذف محتواهای زائد

سعی کنید سایت خود را از شر محتواهای زائد و محتواهایی که برای شما ورودی ندارند رها سازید. حذف محتوا از سایت اصول خاصی دارد که باید در آن دقت شود امّا حذف اضافات می‎تواند جان دوباره‎ای به سایت شما دهد.

رعایت اصول بالا می‎تواند کمک قابل‎توجهی در قرار گیری محتواهای شما در صفحه اول گوگل بنماید. سعی کنید در محتواسازی پرسونای مخاطب خود را مدنظر قرار دهید و براساس نیازهای خوانندگانتان محتواسازی کنید.

نگاهی به صفر تا صد استراتژی محتوا

بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بسیاری از مواقع پیش آمده است که یک تیتر یا متن زیبا باعث شده است تا در جای‎تان میخکوب شوید و چشم‎تان بر روی ان محتوا قفل شود. این هنر کپی رایتر است که با کمک کپی رایتینگ می تواند توجه افراد را به خواندن یک متن یا یک محتوا تصویری یا ویدئویی جلب کند. امّا سئوال مهمی که پیش می‎آید این است که تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا چیست؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا
تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

بایستی توجه داشت که کپی رایترها یک محتوای کپی رایتینگ (تبلیغی) را به هدف جذب مخاطب تولید می‎کنند. یک متن کپی رایتری بایستی آنقدر کشش داشته باشد تا بتواند مخاطب را مجاب به توقف برروی یک عنوان و مطالعه محتوای آن کند.

کپی رایتینگ چیست؟ چطور یک کپی رایتر موفق شویم؟

تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا

اگر بخواهیم تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا را بطور خلاصه بگوییم می توانیم عبارت زیر را بیان کنیم:

“بایستی توجه داشت، هدف نهایی کپی رایتینگ ، ترغیب مخاطب به اقدام می‎باشد. معمولا این اقدام یک خرید یا ثبت‎نام یا … می‎باشد. در تولیدمحتوا هم هدف جذب مخاطب است، امّا شاید اقدام فوری چندان مدنظر نباشد.”

بیشترین کاربرد کپی رایتینگ در صنعت تبلیغات است. امروزه تبلیغات به کمک اینترنت و شبکه‎های اجتماعی ساختاری بسیار متفاوت با دهه‎های قبل یافته است. امروزه شرکت‎های کوچک و متوسط(استارت‎آپ ها) می‎توانند به راحتی از سایت‎ها، شبکه‎های اجتماعی، تبلیغات آنلاین و … برای پرموت و معرفی گسترده خود به مخاطبان بهره گیرند.

بررسی اهمیت قدرت نویسندگی در تولید محتوا

شاید مهمترین سئوالی که ذهن هرکسی را به خود درگیر کند، این باشد که آیا کپی رایتینگ جزئی از فرآیند تولید محتوا است یا نه؟ و اگر هست ابتدا بایستی تولیدکننده محتوا شد و بهد کپی رایتر یا بالعکس؟

پاسخ به سئوال فوق کار بسیار مشکل و پیچیده‎ای است(مثل اینکه بگوییم اول مرغ بوده بعد تخم مرغ بوجود آمده یا اول تخم مرغ بوده بعد مرغ بوجود آمده است). امّا واقعیت این است که یک کپی رایتر بایستی توانایی بالایی در نوشتن داشته باشد.

کپی رایتینگ اوج هنر نویسندگی

هنر نویسندگی مهمترین شاخصه برای کپی رایتر شدن می‎باشد. این در حالی است که در تولیدمحتوا ممکن است با تمرین، گذر زمان و رعایت اصول سئو بتوان به نتیجه قابل قبولی رسید.

برای این که یک فرد بتواند در صنعت کپی رایتینگ حرفه‎ای شود، علاوه بر تمرین و مجاهدت‎های طولانی، بایستی بطور ذاتی خلاق و مبتکر باشد. داشتن قلم توانا نیز می‎تواند در کنار خلاقیت و نبوغ ذاتی یک فرد را تبدیل به کپی رایتری موفق نماید.

البته، نقش تمرین هرگز نباید فراموش شود. شعار همیشگی “تمرین،تمرین تا معجزه!!!” در کپی رایتینگ بوضوح قابل درک و لمس است.

نقش یک کپی رایتر در تولید محتوا

بعد از آنکه به بررسی تفاوت کپی رایتینگ با تولید محتوا پرداختیم، می‎خواهیم به بررسی نقش کپی رایتر در صنعت محتواسازی بپردازیم. یک کپی رایتر قوی علاوه بر توانایی در نوشتن تبلیغات زیبا می‎تواند تیترهای جذابی را برای مقالات مجله‎ها و سایت‎های اینترنتی تولید کند.

ویژگی فوق باعث خواهد شد تا خوانندگان بسیاری به سراغ یک محتوا(مقاله) بیایند. در واقع می‎توان گفت تیتر نمای کار هر محتوانویسی می‎باشد. هرچه نمای کار زیباتر و گیراتر باشد، امکان ورود افراد به درون محتوا و درگیرشدن با آن افزایش خواهد یافت.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و بازاریابی محتوا

ویژگی‎های مهم در کپی رایتینگ

برای موفقیت در صنعت کپی رایتینگ و همچنین تولیدمحتوا توجه به نکات زیر ضروری است:

  1. افزایش مهارت در عنوان‎نویسی
  2. توجه به ساده‎نویسی و درک مخاطب
  3. اختصاصی‎نویسی و شناخت پرسونای مخاطب
  4. توجه به اثربخشی محتواها
  5. روانشناسی مخاطب(توجه به رنگ‎ها، UI/UX و…)
  6. آشنایی با علم فروشی و بازاریابی
  7. افزایش دانش پایه‎ای و مهارت در موضوعاتی که تبلیغ می‎نویسد.

و در پایان…

چرخه کپی رایتینگ
چرخه کپی رایتینگ

در نهایت باید توجه داشت که هر کپی رایتری یک نویسنده است، امّا هر نویسنده‎ای نمی‎تواند یک کپی رایتر باشد. این مهمترین تفاوت کپی رایتینگ با تولیدمحتوا می‎باشد. در تولیدمحتوا هدف خوانده شدن و بلکه دیده شدن محتوا می‎باشد. امّا در کپی رایتری محتوا باید دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود، درک شود، تاثیر بگذارد و نهایتا منجر به اقدام شود.

در کپی رایتینگ نویسنده باید بتواند با حداقل محتوا، حداکثر تاثیر را بگذارد. این درحالی است که در تولید محتوا معمولا نویسندگان محدودیت کمتری در تعداد کلمات دارند.

چهار مولفه مهم در اندازه‎گیری و آنالیز بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا در سالیان اخیر توجهات بسیاری را به سمت خود جذب کرده است. هرزمانی که بازاریابی محتوا با بخش‎های بازرگانی هرسازمانی به خوبی ترکیب شده است، توانسته باعث موفقیت این سازمان‎ها در حوزه تجارت آنلاین شود. آنالیز بازاریابی محتوا می‎تواند برروی میزان تاثیرگذاری آن، موثر واقع شود.

آنالیز بازاریابی محتوایی
آنالیز بازاریابی محتوایی

بدون تردید بازاریابی محتوا، بطور مستقیم از موتورهای جستجو اثر می‎پذیرد. آخرین بروزرسانی موتورهای جستجو(مثلا همین فلوریدای۲) براهمیت تولید محتوای خوب تاکید می‎کنند. یک محتوای موثر در کنار داشتن یک شیوه بازاریابی قوی می‎تواند باعث موفقیت هر کسب و کاری در فضای آنلاین شوند.

“بازاریابی محتوایی را موثر می‎پنداریم که همواره بر ارتقاء کیفیت محتوا تاکید داشته باشد.”

بازاریابی محتوایی چیست؟

هرچند قبلا در پست های دیگری به طور مفصل درباره بازاریابی محتوایی صحبت کرده ایم، امّا به فراخور این پست به بازتعریف مجدد از بازاریابی محتوایی می‎پردازیم.

بازاریابی محتوایی
بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا یک تکنیک بازاریابی است که به کمک تولیدمحتوا و توزیع درست آن در بین مخاطبان هدف، به توسعه بازارهدف خود می‎پردازد. هدفمند بودن مهمترین خصیصه بازاریابی محتوایی است.

هدفمندی، باعث می‎شود تا مشتری‎های سودآور به سمت کسب و کار شما حرکت کنند. به دور از هرگونه تعارف، بازاریابی محتوایی آینده صنعت بازاریابی و تجارت الکترونیک را شکل خواهد داد.

پس لطفا باور کنیم که یک محتوای خوب ، پادشاه است. برای ورود به این قلمرو پادشاهی، از هم‎اکنون برای تولید محتوایی متمایز و منحصربفرد بفکر باشیم!!!

آشنایی با اجزاء مختلف بازاریابی محتوا

اجزا بازاریابی محتوایی
اجزا بازاریابی محتوایی

برای اینکه بخواهیم وارد بحث آنالیز بازاریابی محتوا شویم، بهتر است ابتدا با اجزاء بازاریابی محتوا آشناشویم. در سطح بالا، بازاریابی محتوا از دو مولفه زیر تشکیل یافته است:

  1. محتوا
  2. بازاریابی

در‎حالی‎که شیوه‎های بازاریابی سنتی، نسبتا برای عموم افراد شناخته شده‎اند، تاکتیک‎های بازاریابی محتوایی نیاز به توضیح بیشتری دارند.

در سطح میانی بازاریابی محتوایی از چهار جز مُنفک از یکدیگر امّا وابسته به هم تشکیل شده است. این ۴ مولفه به شدت برروی نتیجه نهایی یک بازاریابی محتوایی تاثیر می‎گذارند. اندازه‎گیری این مولفه‎ها نیاز به شیوه‎های آنالیزی متفاوتی دارد. به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی کاری سخت و زمانبر است.

نگاهی به آینده بازاریابی محتوایی

این ۴ مولفه عبارتند از :

  1. پیام محتوا
  2. ساختار محتوا
  3. رسانه محتوا
  4. انتشار محتوا(ترویج محتوا)

نگاهی به ساختار یک محتوا

یک محتوا در شروع کار ترکیبی از پیام و ساختار می‎باشد. هیچ محتوایی بدون این دو عنصر بوجود نخواهد آمد. هر پست وبلاگی یک پیام در درون خود دارد که با استفاده از کلمات و ساختارهای HTML در بستر وب انتشار می‎یابد.

پیام یک محتوا در قالب کلمات نهفته است. هر محتوایی پیام مخصوص به خود را دارد. یک پادکست، یک ویدئو یا یک اینفوگرافیک هرکدام دارای پیام‎های مخصوص به‎ خود هستند. پیام‎ها در ساختارهای (format) گوناگونی جاسازی شده‎اند.

پیام‎ها برخی از اوقات گویا و ساده هستند و در برخی اوقات از یک پیچیدگی ذاتی برخوردار هستند. استفاده درست از پیام‎ها در قالب ساختارهای مناسب، اوج هنر یک بازاریاب محتوایی می‎باشد.

ارتباط محتوا با بازاریابی

تاریخچه بازاریابی محتوایی
تاریخچه بازاریابی محتوایی

ساختار یک محتوا، ارتباط مستقیمی با رسانه‎ای که محتوا در آن انتشار می‎یابد دارد. هر محتوا به هدف یک رسانه خاص ساخته می‎شود. مثلا فرمت یک محتوا وبلاگی با یک محتوای اینستاگرامی تفاوتهای اساسی دارد. همانطور که رسانه انتشار یک پادکست باید ویژگی‎های خاص خود را داشته باشد.

بازاریابی از دیرباز با کمک رسانه قدرت ‎یافته است. تراکت، تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، تیزرها، رپورتاژآگهی، تبلیغات نیتیو و… همگی رسانه هایی برای رشد بازاریابی بوده‎اند.

اهمیت رسانه در بازاریابی از آن جهت است که امکان دسترسی به اطلاعات را به مخاطبان می‎دهد. هررسانه‎ای دارای ویژگی‎های خاص و منحصربفرد، مخصوص به خود می‎باشد.

اینترنت فراگیرترین رسانه تاریخ بشری

انقلاب اینترنت، توزیع محتوا را توسط اشخاص ساده‎تر کرد. امروزه انتقال پیام با کمک رسانه‎هایی که کوچکتر هستند ولی فراگیرتر هستند، پیام‎رسانی را آسان کرده است.(رسانه‎هایی نظیر وبلاگ و شبکه‎های اجتماعی)

اینترنت فراگیرترین مدیا
اینترنت فراگیرترین مدیا

دسترسی آسان و جهانی به این رسانه‎ها یک موقعیت هیجان انگیز و البتّه وحشتناک را بوجود آورده است(وحشتناک از آن لحاظ که هرگونه اشتباه نتایج منفی برای کسب و کارها بوجود خواهد آورد).

همان اندازه که رسانه در انتقال پیام‎های محتوایی تاثیر دارد، ترویج یا انتشار محتوا نیز می تواند موثر باشد. توزیع درست یک محتوا می تواند باعث بهتر دیده شدن یک محتوا شود. وایرال شدن محتوا، اوج موفقیت یک بازاریاب محتوا خواهد بود.

هر ۴ مولفه مطرح شده (پیام، ساختار، رسانه و انتشار) می‎توانند تاثیر سازنده‎ای برروی بازاریابی محتوایی داشته باشند. بنابراین هنگامی‎که شما به آنالیز بازاریابی محتوایی می‎پردازید، بایستی به هر ۴ مولفه فوق توجه داشته باشید و بصورت جداگانه آنها را آنالیز کنید.

اندازه‎گیری و آنالیز ۴ مولفه مهم در بازاریابی محتوایی

پیچیده‎ بودن آنالیز بازاریابی محتوایی از جایی بوجود می‎آید که هر ۴ مولفه بازاریابی محتوا می توانند بر روی موفقیت کلی تاثیر داشته باشند.

ز
اینترنت فراگیرترین مدیا

تعیین این که شکست یک بازاریابی مربوط به کدام مولفه است کاری سخت است. یک پیام اشتباه، فرمت نادرست، رسانه نامرتبط یا زمان انتشار نامناسب همگی می‎توانند دلیل شکست یک کمپین تبلیغاتی بزرگ باشند. به همین دلیل است که برای بررسی تاثیر هر ۴ مولفه، از تست A/B استفاده می‎شود.

آشنایی با اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۱-پیام محتوا

سخت ‎ترین بخش سنجش پارامترها در میان ۴ مولفه، سنجش تاثیرگذاری یک پیام می باشد. پویایی محتواها باعث می‎شود، تاثیرگذاری پیام‎ها به راحتی معلوم نشود. خیلی از اوقات ممکن است تاثیر پیام یک محتوا در جایی دیگر بروز و نمود پیدا کند.

مهمترین سنجه های اندازه گیری برای بدست آوردن میزان موفقیت یک پیام به شرح زیر هستند:

  1. منجر به اقدام شدن
  2. ارجاع دادن
  3. نرخ ویروسی شدن محتوا
  4. نرخ تعامل یک پست
  5. میزان بازدید
  6. قرارگیری در جستجو و رتبه‎بندی موتورهای جستجو
  7. میزان نظرات
  8. اشتراک گذاری

۲-ساختار یا فرمت محتوا

فرمت یک محتوا می تواند با توجه به رسانه توزیع تغییر کند. امّا کیفیت ساختاری می تواند راز موفقیت در یک بازاریابی محتوا باشد. ترکیب محتواها با فرمت‎های گوناگون، یک شیوه است که امروزه به شدّت مورد توجه قرار گرفته است.

فرمت محتوا بعنوان یک واسط بین پیام محتوا و کانال انتشار محتوا از اهمیت خاصی برخوردار است. از مهمترین KPI های این مولفه می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اشتراک گذاری
  2. نرخ مصرف داده
  3. نرخ دانلود یا نمایش محتوا
  4. نرخ بازنشر محتوا

۳-رسانه محتوا (کانال محتوا)

هرمحتوایی را کجا انتشار بدهیم؟ این سئوالی است که اکثر محتواسازان با آن درگیر هستند.

رسانه مهمترین ابزار یک بازاریابی محتوایی می باشد. بنابراین باید در آنالیز بازاریابی محتوا به آن توجه ویژه‎ای نمود. ممکن است هدف شما از نشر یک محتوا، آگاهی دادن و برندینگ باشد. در چنین موقعیتی دسترسی آسانتر افراد به محتواهای شما، از اهمیت بالایی برخوردار است.

وبلاگ، رسانه‎های اجتماعی، بیلبورد، بنر در سایت‎ها، رادیو و تلویزیون، روزنامه و مجلات ، تبلیغات نیتیو، رپورتاژ آگهی ها و… همه ابزارهایی هستند که می‎توانند به رشد محتوای شما کمک کنند.

انتخاب یک رسانه درست مهمترین وظیفه یک استراتژیست محتوا می‎باشد. پارامترهای زیر می‎توانند در آنالیز کانال نشر موثر باشند:

  1. تعداد کل بازدیدها/اقدام‎ها
  2. نرخ دیده شدن
  3. نرخ تعامل
  4. سرعت انتشار محتوا
  5. نرخ ویروسی کردن همه محتواها

۴-انتشار/ترویج محتواا

توزیع درست یک محتوا می‎تواند باعث بهتر دیده شدن و ویروسی شدن یک محتوا شود. این که هر محتوایی در چه جایی(رسانه) و در چه زمانی انتشار یابد در موفقیت یک کمپین تاثیرگذار خواهد بود.

بسیاری از اوقات انتخاب یک زمان یا مکان نامناسب برای نشر محتوا، باعث شکست یک کمپین خواهد شد. پارامترهای زیر را می‎توان برای ارزیابی انتشار یک محتوا در نظر گرفت:

  1. نرخ هزینه بابت هر انتشار
  2. نرخ مشارکت یا تعامل
  3. نرخ هزینه تعامل

آشنایی با ۴۰ نکته کلیدی در وبلاگنویسی

و در پایان…

بازاریابی محتوا در حال تبدیل شدن به مهمترین بخش صنعت بازاریابی می‎باشد. بازاریابی محتوا مانند هر شیوه بازاریابی دیگر، دارای ظرافت‎های مخصوص به خود می‎باشد. آنالیز بازاریابی محتوا می تواند بهترین آموزگار برای شناخت مسیر درست باشد.

آنالیز محتوا از آنجهت اهمیّت می‎یابد که جلوی هزینه‎های بی‎مورد را خواهد گرفت و عملکرد کلی کمپین‎های تبلیغاتی را بهبود خواهد بخشید.

منبع این مقاله را می توانید از این لینک مشاهده کنید.

محتوامحوری یا مخاطب محوری در تولیدمحتوا

مهمترین تصمیم در استراتژی محتوایی یک سازمان می‎تواند این باشد که محتوامحوری را دنبال کنند یا مخاطب محوری.

محتوامحوری
نقش محتوامحوری در استراتژی بازاریابی

قبل از اینکه محتوایی را تولید کنید یا قبل از اینکه شروع به نوشتن کنید، میکروفون خود را برای ضبط یک پادکست روشن کنید یا دوربین خود را برای تهیه یک فیلم ویدئویی روشن کنید، حتما روحیّات مخاطبان خود را بشناسید و از نیازهای آنها یک شناخت کلی پیدا کنید.‎

بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

محتوامحوری بزرگترین اشتباه سازمان‎ها در استراتژی تولیدمحتوا

اکثر سازمانها در حوزه بازاریابی محتوایی به سراغ یک مدل محتوامحور می‎روند. آن‎ها تنها محتوا را به این دلیل تولید می‎کنند که مخاطب را به دنبال خود بکشانند. چنین سازمان‎هایی معمولا از قیف بازاریابی محتوایی اطلاعی ندارند و هیچ گاه سعی نمی کنند بطور هدفمند مخاطب را به ‎سمت خود بکشانند.

اکثر سازمان‎ها به‎خوبی می‎دانند که اندازه مخاطبان آن‎ها محدود است، امّا سعی می‎کنند محتوایی بسیار بزرگتر از نیاز مخاطبان خود را تولید کنند. همین موضوع باعث ایجاد هزینه‎های سربار سنگینی برای بازاریابی محتوایی می‎شود. حجم گسترده محتوا هرگز نمی تواند به این سازمان‎ها در یافتن بازار هدف و مشتریان بالقوه کمکی نماید.

نگاهی به ۴ نوع مخاطب در هر کسب و کاری از دیگاه آقای شبانعلی

سه دلیل سازمان‎های بزرگ برای انتخاب استراتژی محتوامحوری

سازمان‎های بزرگ علاقه زیادی به اتخاذ استراتژی محتوامحوری در مقابل استراتژی مخاطب محوری را دارند. سه دلیل عمده برای این موضوع می توان اشاره کرد که در ادامه به بررسی آنها می‎پردازیم:

۱-یکسان فرض‎کردن مخاطب با مشتری

سازمان‎های بزرگ، مخاطب را با مشتری یکسان فرض می‎کنند. شرکت‎های بزرگ معمولا به صورت دوره‎ای، تحلیل‎هایی برروی مطالعات جمعیتی، نیازسنجی و رفتارشناسی مشتریان خود انجام می‎دهند. آنها با کمک این اطلاعات یک محصول خاص را تولید می‎کنند.

اینگونه از شرکت‎ها بعد از این مرحله، تنها براساس ویژگی‎های محصول خود پیام‎های محتوایی خود را ایجاد می‎کنند. باید توجه داشت که داده‎های دریافتی از مشتریان نمی تواند یک نمای کلی از جامعه مخاطبان را نشان دهد.

محتوامحوری یا مخاطب‎محوری
محتوامحوری یا مخاطب‎محوری

” پس یک اصل مهم در بازاریابی محتوایی این است که بین مخاطب و مشتری تفاوت قرار دهیم. “

۲-محدود بودن بودجه تولید محتوا

محدودبودن بودجه‎های تولید محتوا در شرکت‎های متوسط و کوچک باعث گردیده است تا آن‎ها علاقه چندانی به تحقیقات از خود نشان دهند. این شرکت‎ها تمام توان خود را برروی تولیدمحتوای انبوه می‎گذارند.

صرفه‎جویی در هزینه‎های بازاریابی محتوا، باعث شده است مدل محتوامحوری توجیه بیشتری یابد. معمولا چنین محتواهایی یک حداقل جذب مخاطب را دارند. سازمان‎ها به همین حداقل‎ها راضی هستند، چرا که بودجه‎های آنها اجازه پول خرج کردن بیشتر را نمی‎دهد.

البتّه هرگز نمی‎توان فراموش کرد که برخلاف مدل محتوامحور، مدل مخاطب‎محور همانند بلوک‎های از یک جورچین بزرگ می‎باشد که به مرور زمان تکمیل می‎شوند و منافع همیشگی برای سازمان دربرخواهند داشت.

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

۳-تولیدمحتوا براساس سلایق مدیران

بسیاری از کسب و کارها، محتواهای خود را براساس سلیقه مدیران ایجاد می‎کنند. هرچند مدیران از استراتژی‎های کلی یک سازمان آگاهی دارند، امّا هرگز با جزئیات بازاریابی محتوایی آشنا نمی‎یاشند.

امّا بسیاری از مدیران تنها به جذابیّت بصری یک محتوا توجه دارند. آنها حاضرند با هزینه‎های سرسام‎آور، تبلیغات خود را برون‎سپاری کنند، امّا از یک رویکرد حرفه‎ای در بازاریابی محتوا گریزان هستند.

همین موضوع باعث گردیده است تا دیدگاه محتوامحوری در بین مدیران ارشد سازمانی، جایگاه ویژه‎ای داشته باشد.

و در پایان …

تولیدمحتوا مانند تولید یک محصول نمی‎باشد. محتوا بایستی براساس نیاز لحظه‎ای مخاطبان تولید شود. تجربه‎ی خوب مخاطب از یک محتوا می‎تواند، انگیزه لازم را برای او بوجود آورد تا به یک مشتری وفادار تبدیل شود.

واقعیت این است که محتوامحوری هرگز یک رویکرد سازنده برای تولیدمحتوا نمی باشد. توجه به مخاطب باعث ارزش‎آفرینی برای برند می‎شود. یک مخاطب با تمام وجود ارزش‎های ایجاد شده را درک خواهد کرد و با اطمینان کامل به سراغ برند ارزش‎آفرین خواهد رفت.

نقش منتور در توسعه استارت‎آپ ها

در فضای استارت‎آپی که این روزها گسترش زیادی یافته است، با اصطلاحات مختلفی مواجه می شویم. یکی از این اصطلاحات مربوط به منتور(Mentor) و فرآیند منتورینگ(Mentoring) می شود.

نقش منتور و منتورینگ در موفقیت یک کسب و کار
نقش منتور و منتورینگ در موفقیت یک کسب و کار

معمولا هرکسی در زندگی خود تعداد محدودی تجربه را می تواند کسب کند. بنابراین نیاز است تا در مراحل مختلف از تجربیات دیگران استفاده کند. در استارت‎آپ ها این نقش را برعهده فردی به نام منتور می گذارند. در ادامه به بررسی تعریف منتور خواهیم پرداخت.

مطلب مفید: نقش استعداد فردی در موفقیت یا شکست یک استارت‎آپ

منتور کیست؟

منتور کیست؟
منتور کیست؟

منتور کسی است که در یک موضوع مشخص دارای تجارب و مهارت‎های مناسبی است. منتور در حوزه کاری خود کارشناس است و توانایی‎هایی در حوزه آموزش دارد. او می تواند روابط بین اشخاص را به بهترین شکل ممکن تنظیم کند.

یک منتور می تواند در همه جای زندگی ما انسان‎ها وجود داشته باشد و به ما انگیزه بدهد، در مسائل فنی به ما پشتیبانی دهد و در یک کلام ما را به سمت هدفمان هُل دهد.

منتورینگ چیست؟

مهمترین مزیت یک اکوسیستم استارت‎آپی، پویایی آن می باشد. هرچند این پویایی باعث خلق موقعیت های بکری برای کسب و کارها می شود، امّا همزمان باعث ایجاد چالش هایی هم می گردد.

یک منتور سعی می کند، با مجموعه ای از فعالیت ها که به منتورینگ مشهور است، مشکلات پیشروی استارت‎آپ ها را حل کند. منتور برای حل این مشکلات از تجارب هود یا مجموعه هایی که با آنها ارتباط دارد استفاده می کند.

درحقیقت می توان گفت که منتورینگ، یک فرآیند حل مشکل است که در آن منتور نقش محوری را برعهده خواهد داشت.

معرفی مدل های کسب و کار

همه چیز را همه کس ندانند!

براساس تجربه، اثبات شده است که همه افراد در همه حوزه ها متخصص نمی باشند. یک استارت‎آپ نوپا نیاز دارد تا اطلاعاتی درباره موضوعات مختلف داشته باشد تا احتمال شکستش کمتر شود.

فراموش نکنیم که شانس کسب دانش، تجربه، افزایش ارتباطات و حتی یادگیری برای اعضای یک تیم استارت‎آپی با محدودیت مواجه است. ازطرفی‎دیگر، مسئله زمان و سرعت ارائه محصول برای تیم های کسب و کاری از اهمیت بالایی برخوردار است.

تیم های استارت‎آپی بایستی در کمترین زمان، بیشترین پیشرفت را بنمایند. چابک سازی انجام فرآیندها در چنین تیم هایی، نیاز به منتور و منتورینگ را به وضوح آشکار می سازد.

موضوعات کلیدی برای رشد استارتاپ ها بعد از جذب سرمایه گذار

منتور دوای درد استارت‎آپ ها

جوان بودن تیم های استارت‎آپی باعث می شود تا آنها تجربه کافی برای مواجه با چالش های پیشرو را نداشته باشند. از همین‎رو، وجود یک منتور با تجربه می تواند بسیار راهگشا باشد.

استفاده از تجارب منتور چیز جدیدی نیست. در گذشته افراد برای کسب مهارت به سراغ شاگردی می رفتند. آنها از ساده ترین کارها شروع می کردند و در عرض ۵ تا ۱۰ سال تبدیل به یک اُستادکار ماهر می شدند.

منتور همان اُستاد کار زمان قدیم است(با این تفاوت که شاگردان خود را به استخدام در نمی آورد) که کنار افراد یک تیم قرار می گیرد و سعی می کند همه چیز را به آنها یاد بدهد. او مسیرهای شکست و خطرات را به خوبی می شناسد و سعی می کند تیم را از گردنه های مشکلات عبور دهد.

تیم‎سازی و تاثیر آن بر کسب وکار

منتور، مربی، مشاور، تسهیل‎گر ؛ تفاوت ها و تشابهات

در فضای کسب و کار امروزی با چهار اصطلاح فوق به صورت گسترده مواجه ایم. اینکه هرکدام از اصطلاحات فوق چه تعریفی دارند بسیار مهم است. در ادامه به تعریف هرکدام از این اصطلاحات می پردازیم:

۱-منتور

منتور کسی است که یک مسیر را رفته است و تجاربی را کسب کرده است. او سعی می کند تجارب خود را به دیگران انتقال دهد تا هزینه ها و احتمال شکست دیگران را کاهش دهد.

مهندس پورعلی، دریافت خدمات مشاوره و منتورینگ در زمینه کسب و کار


۲-مربی

نقش عوامل مختلف در موفقیت یک استارت‎آپ
نقش عوامل مختلف در موفقیت یک استارت‎آپ

یک مُربی معمولا به دنبال آموزش دادن می باشد. مربیان افرادی هستند که پرسونای تعلیم و تربیتی دارند. آنها به دنبال توسعه مهارت های فردی در تیمهای استارت‎آپی می باشند.

مربی‎گری یک فرآیند رسمی است که شغل اینگونه از افراد محسوب می شود و در ازای آن پول می گیرند. یک مُربی انرژی زیادی را برای مجموعه خود می گذارد و بیشتر زمان خود را در کنار تیم می گذراند.

۳-مشاور

مشاور چیزی مابین منتور و مربی است. البته یک مشاور تشابهات بیشتری به مربی دارد. مشاور همانطور که از نامش معلوم است، وظیفه مشاوره دادن دارد. مربی به کارآموزان خود ماهیگیری یاد می دهد. در حالی‎که مشاور ماهی را به دست تان مشورت‎پذیران می دهد.

مشاور متعهد به نتیجه گرایی است. آنها معمولا کارهای اجرایی را برعهده می گیرند و حرف شان در مورد یک موضوع خاص، سندیّت دارد.

۴-تسهیل‎گر

در فضای استارتاپی، علاوه بر سه اصطلاح فوق معمولا با صطلاحی به نام تسهیل‎گر هم مواجه می شویم. یک تسهیل‎گر به دنبال تسهیل امور می باشد. او می تواند راهنمایی های کاملی از فرآیندهای مختلف را ارائه کند. همچنین قدرت چانه‎زنی مناسبی با مدیران ارشد سازمانی دارد.

معمولا در استارت‎آپ های بزرگ، به هرکسی که تازه وارد محیط کاری آنها می شود یک پارتنر یا رفیق اختصاص می دهند. این پارتنرها وظیفه دارند نیروی جدید را با سیستم و ساختار کلی آشنا کنند. آنها در کنار نیروهای جوان قرار می گیرند تا احساس غریبگی و انفعال را از بین ببرند.

یک پست جالب : نقش شانس یا مهارت در موفقیت یک کسب وکار

نیاز استارت‎آپ ها به کیست؟

در اینجا سئوال مهمی که ممکن است برای استارتآپ ها پیش بیاید، این است که نیاز به کدام مورد(منتور، مشاور، مربی، تسهیلگر) دارند. بطور کلی می توان قاعده کلی زیر را برای حل این موضوع بیان کرد:

  1. منتورها، به فراخور شرایط و نیازهای تخصصی استارت‎آپ ها از ابتدا تا پایان کار در کنار تیم ها قرار می گیرند.
  2. مربی هرگاه که نیاز به آموزش باشد وارد می شود. او سعی می کند رهبری، بهبود ارتباطات و مهارت های فنی را به افراد حاضر در یک تیم آموزش دهد.
  3. هرگاه یک تیم با چالش و مشکلی بزرگ مواجه شود، مشاورها حضور خواهند یافت. آنها متخصص حل مشکلات پیچیده هستند.
  4. تسهیل‎گر زمانی به سراغ یک تیم می آید که نیاز به تقویت ارتباطات بین سازمانی احساس شود.

آیا منتور بایستی خود بنیان گذار یک استارت‎آپ شود؟

آنچه از فضای استارتاپی ایران دریافت می شود، این است که معمولا منتورها خود بنیان گذاران استارتاپ هایی بوده اند( حالا ممکن است استارت‎آپ آنها موفق بوده باشد یا شکست خورده باشد)

منتورها هم ممکن است مانند سایر افراد اشتباه کنند و شکست بخورند. یک منتور بایستی در شبکه سازی و تقویت ارتباطات مهارت داشته باشد. بهتر آنست که منتور تجربه کار با فضاهای استارت‎آپی را داشته باشد.

بطور کلی هدف از منتورینگ کمک گرفتن از تجربه و علم دیگران در توسعه یک کسب و کار می باشد. استارت‎آپ ها معمولا بودجه لازم برای استفاده از مشاوران گرانقیمت را ندارند. پس بهتر آنست که از کمک منتورها برای رشد کسب و کار خود استفاده کنند.

استارت‎آپ های مطرح آمریکا در سال ۲۰۱۸

ویژگی های یک منتور خوب

  1. منتوری خوب است که بتواند به تیم استارت‎آپی کمک سازنده بکند. ممکن است یک منتور برای یک استارت‎آپ مفید باشد و برای یک استارت‎آپ دیگر چندان کارآ نباشد.
  2. منتور باید در لبه دانش باشد. منتور علاوه بر تجربه باید دانش آکادمیک داشته باشد و به حوزه های جدید فناوری تسلط کافی داشته باشد.
  3. منتور بایستی توانایی نه گفتن بالایی داشته باشد. وقتی منتوری از کاری سر در نمی آورد، بهتر آن است که برای بقیه نسخه ننویسد.
  4. منتور بایستی توانایی مباحثه و به چالش کشیدن ایده ها را داشته باشد.
  5. یک منتور باید مشاور صادقی باشد.
  6. قدرت بالا در ارتباطات یک ویژگی مهم در منتورها می باشد. این ارتباط‎گیری قوی موجب انتقال بهتر تجربیات به اعضای تیم ها می شود.
  7. یک منتور باید روانشناس باشد تا بتواند انگیزش لازم را در افراد ایجاد کند و به آنها اعتماد به نفس بدهد.
  8. منتور بایستی تجاربی داشته باشد که در هیچ کتابی وجود نداشته باشند.
  9. یک منتور بایستی در زمینه های هوش احساسی یا هوش هیجانی هم مهارت های لازم را داشته باشد.
  10. در مجموع یک منتور باید آدم خفنی باشد.

۱۰ ایده برتر در حوزه کسب و کار برای علاقمندان اینترنتی

و در پایان…

تجربه نشان داده است که نرخ موفقیت استارت‎آپ هایی که منتور داشته اند بالاتر بوده است و علاوه بر آن نرخ بقاء آنها هم بیشتر است.

یک استارت‎آپ نباید خود را محدود به یک منتور کند. چرا که ممکن است هر منتور دارای نقاط ضعف و قوت گوناگونی باشد. منتورها ممکن است در یک موضوع مشخص، راهنمایی های متفاوتی را ارائه دهند. این راهنمایی های متنوع می تواند در تکمیل یک ایده استارتاپی موثر واقع شوند.

بررسی مفهوم کسب و کار الکترونیکی و تجارت الکترونیک

اشتباهات رایج در انتشار پیام‎های محتوایی

محتوا یک مفهوم جامع و کامل است. محتوا می تواند یک مدیا یا ترکیبی از چند مدیا (متن، صوت، تصویر، ویدئو، انیمیشن، گرافیک و…) باشد. هدف یک محتوا انتقال یک پیام می باشد.در بازاریابی محتوایی، این پیام‎های محتوایی هستند که ارزش آفرینی می کنند.

اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی
اشتباهات رایج در پیام های بازاریابی محتوایی

پیام‎های محتوایی بایستی دارای قدرت لازم برای تاثیرگذاری برمخاطب باشند. درعین حال آنها باید لطافت لازم، برای ایجاد کشش در مخاطب را دارا باشند.

پست مرتبط: آشنایی با بازاریابی محتوایی

اهمیت پیام‎های محتوایی در بازاریابی محتوایی

فرآیند پیام‎های محتوایی
فرآیند پیام‎های محتوایی

معمولا بازاریابان محتوا سعی می کنند با سعی و خطا، بهترین شیوه ها را برای تولیدمحتوا بیابند. گمنامی ساختار الگوریتم‎های موتورهای جستجو باعث می شود تا گریزی از این موضوع نباشد. امّا می توان با توجه به برخی از اصول اثبات شده، نرخ اشتباهات را کاهش داد و بالطبع هزینه های انتقال پیام‎های محتوایی را مدیریت کرد.

پیام‎های محتوایی ، نتیجه یک بازاریابی محتوایی را نشان خواهند داد. یک پیام محتوایی موثر بایستی بتواند کاربر را به انجام دادن یک اقدام تشویق کند. در ادامه به بررسی بزرگترین اشتباهاتی که معمولا هر بازاریاب محتوا حداقل یکبار آن را در انتقال پیام‎محتوایی خود مرتکب شده است، می پردازیم.

دلایل مرگ پیام های محتوایی

۱-تولید انبوه و بی هدف محتوا

بسیاری از بازاریابان، بدون هیچ گونه آنالیزی یک محتوا را منتشر می کنند. آنها پس از انتشار محتوا به بررسی بازخوردهای محتوا می پردازند. این در حالی است که امروزه می توان با کمک ابزارهای تحلیل آنلاین به شناخت درستی از بازار، رقبا و کیفیت محتوای مورد نیاز دست یافت.

۲-خلاصه گویی مهمترین راز شکست بازاریابی محتوا

اکثر وبنویسان گمان می کنند خلاصه گویی می تواند رمز موفقیت آنها در تولیدمحتوا باشد. این در حالی است که بسیاری از خوانندگان محتواها، به دنبال دریافت اطلاعات جامع و کامل از یک موضوع می باشند.

۳-تولید،تولید و بازهم تولید محتوا

اکثر محتواسازان، به دلایل گوناگونی بروزرسانی محتوا را فراموش می کنند. در حال حاضر انبوه‎ای از محتواهای مرده و فاسد شده در سایت ها وجود دارند که تنها هزینه های نگهداری و هاستینگ چنین محتواهایی برروی دوش مدیران سایت ها سنگینی می کند.

این‎در‎حالی است که اینگونه از محتواها هیچگونه ارزش افزوده ای را با خود به همراه نمی آورند. فراموش نکنیم، همانطور که تولید محتوا دارای ارزش است، بروزرسانی و بهبود کیفیت محتواها هم ارزشمند است.

پیام‎های محتوایی به صورت مستمر در حال تغییر هستند، بنابراین ضرورت دارد که محتواهای قدیمی بروزرسانی شوند و به پیام‎های جدیدتری مسلح شوند.

۴-عدم شناخت درست از کانال های ترویج پیام های محتوایی

ناشران محتواها، محتواها را بدون توجه به جایگاه آنها و مخاطبانشان نشر عمومی می دهند. بسیار اتفاق افتاده است که یک محتوای اختصاصی که مثلا برای دانشجویان روانشناسی تولید شده است و دارای یک پیام‎محتوایی خاص می باشد را در همه کانال ها و شیکه های اجتماعی باز نشر می‎دهیم. در چنین مواقعی نه تنها نتیجه مناسب نمی گیریم بلکه باعث دریافت بازخوردهای منفی نیز می شود.

۵-محتواهای ناقص با پیام های محتوایی مبهم

از آنجا که معمولا محتواسازان معمولا دارای دانش زمینه ای درباره یک موضوع هستند، گمان می کنند که مخاطبان هم از اطلاعات کلی درباره یک موضوع بهره می برند. این درحالی است که برخی از خوانندگان محتواها ممکن است از ساده ترین مسائل هم اگاهی نداشته باشند. یک محتواساز موظف است دانش خود را درباره یک موضوع کامل کند و سپس به ارائه یک محتوا برای مخاطبان خود بپردازد. محتوای ناقص و اشتباه باعث سلب اعتماد مخاطب می شود.

۶-برون‎سپاری تولید محتوا

به کارگیری تیم های تولید محتوا که بیرون از مجموعه هستند، هرچند می تواند راهگشا باشد، امّا چاره همه‎ی کار نمی باشد. امروزه رایج شده است که شرکت‎ها، فرآیند تولید محتوایشان را برون‎سپاری می کنند. شرکت های تولید محتوا هرچند که با اصول نگارشی آشنا می باشند، امّا نمی توانند برروی جزئیات پیام‎های محتوا متمرکز شوند.

ازطرفی‎دیگر آنها معمولا شناخت درستی از استراتژی های کلی سازمان های طرف قرارداد ندارند. به همین دلیل نمی توانند محتواهای موثری را تولید کنند. بنابراین؛ اگر از لحاظ هزینه و آموزش برای شما امکان پذیر است، سعی کنید نیروهای اختصاصی برای تولید محتوای خود استخدام کنید. نویسندگان استخدام‎ شده توسط شما، نیاز دارند تا به صورت دوره ای آموزش های مرتبط را ببینند.

۷-پیش تولید محتوا، بلای جان کسب و کارها

در ورای هر محتوایی باید حتما یک محصول یا خدمت وجود داشته باشد. این در حالی است که در بسیاری از موارد قبل از آنکه محصول یا خدمتی برای عرضه وجود داشته باشد به دنبال تولیدمحتوا می رویم. در چنین محتواهایی نمی توانیم یک ذهنیت درست را به مشتری منتقل کنیم و قطعا پیام‎های محتوایی نیز امکان انتقال درست را نمی یابند.

۸-گم بودن جایگاه ایده‎پروری در محتواسازی

معمولا اکثر نویسندگان محتوا در فرآیند تولید محتوا از ایده های یکبار مصرف استفاده می کنند. ممکن است بعضی از ایده ها برای یکبار جذّاب و مخاطب‎پسند باشند. اما تکرار آنها هیچ مزیت رقابتی نمی تواند ایجاد کند.

طراحی ایده های قوی با کمک استراتژی های مدرن بوجود می آیند. محتواسازان بایستی علاوه برتوانایی در تولید محتوا، افرادی ذاتا خلاق و مبتکر باشند تا بتوانند ایده یابی(خلق ایده) نمایند.

۹-ویراستاری اصل فراموش شده در وبنویسی

معمولا وقتی ما یک مقاله دانشگاهی یا مجله ای می نویسیم، بارها و بارها آن را ویرایش می کنیم. این در حالی است که زمانیکه یک محتوا برای محیط وب تولید می شود، وقت کافی برای ویرایش آن گذاشته نمی شود. مرور و بازخوانی یک محتوا می تواند اشکالات لحنی و نگارشی را مشخص کند. سعی کنید محتواهایتان را قبل از انتشار عمومی در اختیار سایر نویسندگان قرار دهید تا آنها نیز از لحاظ سبک و ساختار محتوا، نوشته هایتان را مورد قضاوت قرار دهند.

۱۰-تولیدمحتوا پایان کار نیست!

معمولا محتواسازان یک فرآیند مشخص و مدوّن را برای بعد از تولید محتوا در نظر نمی گیرند. بسیار اتفاق افتاده است که محتوا تولید شده است و مشتری نیز به آن موضوع علاقه نشان داده است. امّا واحد فروش، محصول مدنظر را در اختیار ندارد یا برنامه مشخصی برای عرضه خدمت وجود ندارد.

در چنین مواقعی بازاریابی محتوایی نه تنها دارای ارزش نمی باشد بلکه اثرات منفی بسیاری را برای برند به همراه خواهد داشت.

۱۱-پیوستگی در تولیدمحتوا

رهرور آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود (سعد)

تنها شرط موفقیت درانتقال درست پیام‎های محتوایی به مخاطب پیوستگی در تولید محتوا است. فراموش نکنیم که بازاریابی محتوایی فرآیندی زمانبر است که نتایج آن ممکن است چند سال بعد دیده شود. این در حالی است که معمولا بودجه های بازاریابی محتوایی محدود هستند. تا زمانی که پول هست، نویسندگان محتوا را تولید خواهند کرد. امّا هنگامی که پول نباشد محتوایی هم نخواهد بود. این موضوع باعث می شود تا از بازاریابی محتوایی نتیجه لازم گرفته نشود.

۱۲-فراموش کردن جایگاه کار تیمی

بازاریابی محتوایی و انتقال درست پیام‎های محتوایی، فرآیندی پیچیده و دشوار است.برای تولید محتوای موثر و جذاب بایستی از مجموعه ای از عوامل مختلف نظیر نویسنده، کپی رایتر، طراح گرافیکی، تدوینگر، سئوکار، دیجیتال مارکتر، انیمیشن ساز، عکاس و…بهره برد. کار تیمی در تولید محتوا می تواند اثربخشی را به شکل قابل توجهی بهبود دهدو درک پیام‎های محتوایی را توسط مخاطب سرعت بخشد.

مارکت پلیس چیست؟

مارکت پلیس یا Market Place یک پلتفرم (معمولا یک سایت اینترنتی) برای فروش محصولاتِ تولید کنندگان مختلف می باشد. یک کاربر می تواند به آسانی در یک سایت مارکت پلیس چرخ بزند و محصولات تولیدکنندگان/فروشندگان مختلف را بازدید کند و با خیالی آسوده یک خرید مطمئن را انجام می‎دهند.

مارکت پلیس چیست؟
مارکت پلیس چیست؟

معمولا تولیدکنندگان یا فروشندگانی به سراغ سایت‎های مارکت پلیس می‎روند که خودشان یک فروشگاه قدرتمند برای عرضه محصولاتشان ندارند. آنها بیشتر توان خود را بر روی تولید محصول با کیفیت می‎گذارند و بازاریابی و فروش محصولات خود را به سایت‎های مارکت پلیس واگذار می کنند.

ازطرفی‎دیگر، سایت‎های مارکت پلیس، سرمایه خود را صرف خرید کالا و انبارداری نمی‎کنند. آنها محصولات و خدمات سایر تولیدکنندگان را برای فروش عرضه می‎کنند.چنین سایت‎هایی سعی می کند نیازهای مشتری را شناسایی کند و این نیازها را تامین کند.

چگونگی عملکرد یک مارکت پلیس

چگونگی عملکرد مارکت پلیس
چگونگی عملکرد

تامین نیازهای مخاطبان توسط یک سایت مارکت پلیس باعث می شود تا مخاطبان علاقمند به دنبال کردن جدّی یک سایت Market Place شوند. معمولا مخاطبان علاقمند، ظرفیت زیادی برای کلیک بر روی لینک یک محصول و بررسی یک کالا در چنین فروشگاه‎هایی را دارند. چنین افرادی یک مشتری بالقوه محسوب می شوند که به راحتی قابلیت تبدیل شدن به مشتری بالفعل را دارا می باشند.

یک سایت Market Place سعی می‎کند تا بصورت کاملا بی‎طرف انواع محصولات را بررسی کند. این بی‎طرفی باعث می‎شود تا کاربران به چنین سایت هایی اعتماد مناسبی پیدا کنند. فروشگاه‎های Market Place معمولا خود کالاها را خریداری نمی کنند وتنها نقش یک واسطه را دارند. بنابراین دارای هزینه‎های انبارداری، مرجوعی و کالای منقضی شده نمی باشند.

بیشتر بخوانید : معرفی مدل های کسب و کار

ویژگی‎های مهم یک سایت مارکت پلیس

۱-محتوا محوری

یک سایت Market Place باید یک سایت قدرتمند در زمینه محتوا باشد. محتوا می‎تواند نیازهای مخاطب را پوشش دهد. بنابراین چنین کسب و کاری باید به محتوا توجه خاصی داشته باشد.

۲-بروزرسانی های مستمر

از آنجا که نیازهای یک مشتری بطور مستمر تغییر می ‎یابند، بایستی سایت‎های Market Place بصورت همیشگی بروزرسانی شوند.

۳-تعامل نقطه قوت Market Place

یک سایت مارکت پلیس باید توان تعامل زیادی با فروشندگان مختلف داشته باشد. از آنجایی که معمولا، مدیر یک سایت Market Place خودش کالایی برای عرضه ندارد بایستی همواره به جلب نظر تامین‎کنندگان توجه داشته باشد.

۴- نقش تسهیلگری

چنین سایتی وظیفه تسهیل کردن کار برای کاربران را برعهده دارد. بنابراین یک سایت Market Place باید همیشه روابط خود را با کاربران در بالاترین سطح نگه دارد. اعتمادسازی مهمترین خصیصه یک چنین سیستمی می باشد.

۵-توجه به فنون صنعت بازاریابی

مارکت پلیس یک زمین اجاره‎ای محسوب می‎شود. به همین دلیل معمولا چنین سایت‎هایی، نمی‎توانند یک درآمد ثابت را برای خود طراحی کنند. عدم توجه به فنون صنعت بازاریابی باعث حذف آنها از چرخه رقابت خواهد شد.

بررسی تفاوت Market Place با همکاری در فروش

همکاری در فروش یامارکت پلیس
همکاری در فروش یا مارکت پلیس

در مقابل Market Place، همکاری در فروش یا Affiliate Marketing قرار می‎گیرد. روند همکاری در فروش بدین گونه است که افراد در چنین سیستمی سعی می کنند محصول شرکت‎ها یا فروشگاه‎های اینترنتی دیگر را بفروشند و در ازای این فروش پورسانت خود را دریافت کنند.

مهمترین تفاوت Market Place با همکاری در فروش در این است که مالک سایت مارکت پلیس، محصولات دیگر تولیدکنندگان را برای فروش در سایت خود عرضه می کند. امّا در همکاری در فروش مالک سایت تنها به معرفی محصولات دیگر سایت‎ها با لینک اختصاصی خود می‎پردازد. اگر بازدیدکننده با لینک تبلیغ‎کننده به خرید یک کالا بپردازد درصدی از فروش به تبلیغ‎کننده خواهد رسید.

نمونه ایرانی مارکت پلیس و همکاری در فروش

در سایت دیجی کالا، شاهد هر دو نوعِ، مارکت پلیس و همکاری در فروش می باشیم. تولیدکنندگانی که کالاهای خود را برای فروش در سایت دیجی کالا قرار می دهند از سیستم مارکت پلیس این فروشگاه اینترنتی بهره می‎برند و کسانی که به معرفی محصولات دیجی کالا در سایت خود می پردازند از سیستم همکاری در فروش این فروشگاه استفاده می‎کنند.

جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوا بدون توجه به مفهوم استراتژی هرگز معنا نمی یابد. داشتن استراتژی در بازاریابی محتوایی می تواند شما را به مقام یک امپراطور بزرگ در قلمرو پادشاهی محتوا برساند.

نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی
نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

شما هنگامی که به دنبال یافتن یک گنج نهفته می روید، سعی می کنید از قبل یک نقشه مطمئن را برای خود تهیه کنید. محتوا و بازاریابی محتوایی همان گنج نهفته است و استراتژی همان نقشه ایی است که شما را در یافتن گنج واقعی کمک می نماید.

سایت متمم در یک مقاله مفصل به بررسی جایگاه استراتژی در بازاریابی محتوا پرداخته است.

نگاهی به گذشته‌‎ی استراتژی در بازاریابی محتوا

محتوا همواره در طول تاریخ توانسته است نظرات را به سوی خود جذب کند. یک محتوای خوب می تواند بردل هر‎کسی بنشیند.

شاید شعرای ایرانی را بتوان بزرگترین محتواسازان تاریخ دانست. آنها علاوه بر ادیب بودن، یک استراتژیست محتوا بوده اند.

فردوسی،مولانا، حافظ و سعدی محتوایی را تولید کرده اند که در طول تاریخ ماندگار شده و به راحتی توسط مردم ترویج و انتشار یافته است. قطعا این شعرا به عنوان موفق ترین افراد در برندینگ شخصی (Personal Branding) در طول اعصار تاریخ محسوب می شوند.

نگاهی به تصورات نادرست درباره استراتژی را در اینجا بخوانید!!!

عصر حاضر و نقش استراتژی در بازاریابی محتوایی

در عصر حاضر یک استراتژی در بازاریابی محتوایی بایستی براساس موتورهای جستجو پیش رود. امروزه محتوایی موفق‎تر است که در موتورهای جستجو و البته در شبکه های اجتماعی بیشتر دیده شود.

استراتژی درست در بازاریابی محتوایی می تواند مزایای بسیاری را برای محتواساز و صاحبان کسب‎وکارها ایجاد کند. در ادامه به بررسی چند مورد از این مزایا می پردازیم.

نگاهی به مزایای یک استراتژی قوی در بازاریابی محتوا

  1. با کمک استراتژی می توانید یک محتوای منسجم،با‎ثبات و مرتبط تولید کنید.
  2. استراتژی یک ساختار اختصاصی و مشخص به برند شما اهداء خواهد کرد.
  3. استراتژی درست محتوایی، کسب و کار شما را هدفمند و پربازده خواهد کرد.
  4. استراتژی به آنالیز داده های کسب و کار شما هدف می دهد. استراتژی و آنالیز داده ها دو ابزاری قوی برای قراردادن شما در مسیر درست می باشند. یک استراتژی اصولی، انحرافات شما را به وضوح فریاد خواهد زد.
  5. ROI یا همان نرخ بازگشت سرمایه یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی محتوا است. یک استراتژی قوی به شما کمک می کند تا بتوانید کنترل بهتری بر روی ROI داشته باشید.
  6. لحن بیان، یک موضوع بسیار مهم در بازاریابی است. یک استراتژی محتوا بایستی دارای سند تولید محتوا باشد. این سند تولید محتوا موارد مهمی را درباره لحن، نحوه نگارش، قلم و.. را تعیین می کند.

مقاله ای درباره استراتژیست کیست با عنوان : “آیا من یک استراتژیست هستم؟؟؟

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

هر فعالیتی که در فضای مجازی انجام می دهیم را باید بتوانیم بسنجیم.این سنجش باعث می شود تا به میزان رشد کسب‎و‎کار خود آگاه شویم. برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی بایستی به دنبال یک سری سنجه یا همان شاخص کلیدی(KPI) برای بازاریابی محتوایی خود باشیم.

سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی
سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی

شناسایی سنجه های کلیدی، یک بخش بسیار مهم برای هک رشد در یک کسب و کار می باشد. در این پست کوتاه وبلاگی به معرفی اجمالی مراحل سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی می پردازیم :

۱- شناسایی محدوده یک کسب و کار

برای سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی، باید ابتدا با محدوده یک کسب و کار آشنا شد. خیلی مهم است که بدانید مشتریان بالقوه شما چگونه و با چه کلمات کلیدی شما را می یابند.

مطلب مرتبط: چگونگی راه اندازی یک کسب و کار الکترونیک

۲-ذائقه شناسی مخاطب

سعی کنید ذائقه مخاطب خود را بشناسید. اگر مخاطب شما به محتواهای کوتاه علاقه بیشتری نشان می دهد، سعی کنید برای او محتواهای کوتاه ولی کاربردی تولید کنید. شما می توانید از ابزارهای نظیر گوگل ترندز، گوگل آنالیتیکز و وبمسترتولز برای ذائقه شناسی مخاطبانتان استفاده کنید.

مطلب مرتبط: مخاطب شناسی از دیدگاه سایت متمم

۳-نرخ پرش ، تب سنج بازاریابی محتوایی

همیشه به نرخ پرش مخاطب، به عنوان یک شاخص مهم توجه داشته باشید. مدّت زمان حضور مخاطب هم به عنوان یک شاخص کلیدی محسوب می شود که نشاندهنده میزان گیرایی محتواهای شما می باشد. اگر مخاطب شما زیر یک دقیقه سایت شما را ترک می کند، نشاندهنده این واقعیت است که استراتژی شما در طراحی محتوا کاربرپسند به‎درستی عمل نمی کند.

هیچ‎وقت از بازنگری در استراتژی نترسید. چرا که اصلاح سریع یک استراتژی اشتباه می تواند جلوی شکست های سنگین را بگیرد.

مخاطبی برای یک سایت ارزش دارد که به آن سایت معتاد شود. برای نیل به چنین هدفی شما باید بتوانید به شیوه های مختلف مخاطب را با محتواهایتان درگیر کنید.

مخاطب شناسی و نیاز سنجی
مخاطب شناسی و نیاز سنجی

گذاشتن ویدئو و پادکست یکی از شیوه هایی است که باعث می شود ماندگاری مخاطب در سایت افزایش پیدا کند. یک بازاریاب محتوا بایستی بتواند بهترین شرایط میزبانی را برای بازدیدکنندگان از محتوایش فراهم آورد(این کار با کمک مخاطب شناسی+نیازسنجی مخاطب صورت خواهد پذیرفت).

۴-محتوای ویروسی، اوج موفقیت در بازاریابی محتوایی

وایرال شدن محتوا به معنای اشتراک گذاری یک محتوا در بسترهای مختلف می باشد. سعی کنید محتوایی تولید کنید که در بین مخاطبان شما وایرال شود. وایرال شدن محتوا باعث می شود تا هزینه های انتشار محتوای شما در رسانه های مختلف به شدت کاهش یابد.

هک رشد، ابزاری برای موفقیت یک کسب و کار

از‎طرفی‎دیگر، شما می توانید با یک محتوای وایرال شده، مخاطبان جدید بسیاری را به سوی سایت، شبکه اجتماعی یا کانال تلگرامی خود بکشانید.

۵-اثر شبکه های اجتماعی بر بازاریابی محتوایی

توجه خاصی به شبکه های اجتماعی داشته باشید. سیگنال هایی که از شبکه های اجتماعی به سایت شما وارد می شوند، می توانند یک اعتبار ویژه برای سایت شما در نزد موتورهای جستجو ایجاد کنند.

شبکه های اجتماعی علاوه بر ترافیک مناسبی که به سایت شما انتقال می‎دهند به‎عنوان یک فیلتر مخاطب عمل می‎کنند. شبکه‎های اجتماعی علاقمندان واقعی به شما و محتواهایتان را به سمت شما گسیل می دارند.

معرفی شاخص های مهم در رسانه های اجتماعی و بررسی آنها

۶-تعیین هدف برای یک بازاریابی محتوایی

در بازاریابی محتوایی، آنگونه از محتوا برای ما ارزش‎آفرین است که مخاطب را راغب به یک اقدام نماید(Call to Action). شما به عنوان یک بازاریاب باید بتوانید در محتواهایتان پیام مدنظرتان را طوری جانمایی کنید که مخاطبان شما، اقدام مدنظرتان را بدون هیچگونه اجباری انجام دهند.

و در پایان…

آنچه گفته شد مراحلی بود که قبل از تعیین شاخص های سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی باید مورد توجه قرار گیرند. به زودی در یک پست مفص به معرفی شاخص های کلیدی در بازاریابی محتوایی خواهیم پرداخت.

آشنایی با بازاریابی محتوایی

در سالیان اخیر شیوه های بازاریابی تغییر زیادی کرده است. رشد اینترنت و بالطبع رسانه های اجتماعی، موجب رشد قابل توجه بازاریابی آنلاین (Digital Marketing) گردیده است. بازاریابی محتوایی یکی از شاخه های بازاریابی آنلاین است که توانسته نقش پررنگی را در بین سایر شیوه های دیجیتال مارکتینگ برای خود فراهم آورد.

اهداف بازاریابی محتوایی
اهداف بازاریابی محتوایی

تفاوت بازاریابی محتوایی و تبلیغات با یکدیگر

بازاریابی محتوایی یک شیوه مدرن برای بازاریابی است. در این روش از بازاریابی با کمک محتوا و به صورت غیرمستقیم، پیام مدنظر را به مخاطب انتقال می دهیم. ماهیت بازاریابی محتوایی تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد.

نگاهی به اشتباهات تاثیر گذار در بازاریابی محتوا

ماهیت بازاریابی محتوا تفاوت بسیاری با ماهیت تبلیغات دارد. یکی از این تفاوت ها که به سادگی قابل ملاحظه است، این است که بازاریابی محتوایی یک فرآیند زمان بر و طولانی است. در حالی که در تبلیغات برروی اهداف کوتاه مدت متمرکز می شویم.

از طرفی دیگر، محتوا باید بتواند برروی تغییر ذهنیت مخاطب کار کند. امّا تبلیغات تنها به دنبال افزایش فروش و کسب سود بیشتر می باشد.

ویژگی های یک محتوای موثر در بازاریابی محتوا

یک محتوای قوی باید بتواند تعامل خوبی را با مخاطب برقرار کند. از همین رو، امروزه شاهد ویدئومارکتینگ، پادکست، اینفوگرافیک، اسلایدهای آموزشی و … هستیم.

بازاریابی محتوایی موثر
بازاریابی محتوایی موثر

بازاریابی محتوایی باید بتواند برای یک برند شخصیت سازی کند. این شخصیت می تواند اعتبار برند را در نزد مشتریان افزایش دهد. اعتبار موجب افزایش اعتماد در مشتری خواهد شود. اعتماد می تواند موجب شهرت و جلب اطمینان مشتریان می گردد. مشتری مطمئن انگیزه بیشتری برای خرید خخواهد شد. آنچه گفته شد کل فرمول بازاریابی محتوایی بود.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند بین رقبا

بازاریابی محتوایی یک بازاریابی داده محور

شرکت های بسیاری در حال تمرین و کسب تجربه در حوزه بازاریابی محتوایی هستند. این شرکت ها بیشترین تمرکز خود را برروی مدیریت محتوا، تدوین و نگارش متون، تصویرسازی، خلق ویدئوها و پادکست های حرفه ای گذاشته اند.

این در حالی است که خبرنگاری داده محور (Data Driven Journalism) یک ترند داغ در حوزه محتوا گردیده است. (پیگیر این موضوع باشید، به زودی در یک پست مستقل به بررسی این موضوع خواهم پرداخت).

محتواسازان در این حوزه تولید محتوا با استفاده از داده کلان (Big Data) و مدیریت داده ها (Data Management) و هوش مصنوعی (Artificial intelligence) سعی در ایجاد محتوایی نفوذپذیر در فکر و اندیشه مخاطبان دارند.

اوج هنر یک بازاریاب محتوا ؛ خبرسازی با استفاده از داده ها

بنیان این نوع از محتواسازی را داده تشکیل می دهد.در اینگونه بازاریابی محتوا با استفاده از اطلاعات سعی در ایجاد داستان هایی می شود که علاوه بر جدید بودن، مخاطب پسند باشند و به اندازه کافی امکان پردازش و خبرسازی برروی آنها وجود داشته باشد.

در چنین شیوه محتوایی، سعی می شود داده ها را در قالب اینفوگرافیک و نمودار به مخاطب ارائه دهند. این داده ها به راحتی می توانند نظر مخاطب را درباره موضوعات تغییر دهند. به همین جهت است که گفته می شود قدرت بازاریابی محتوایی از داده بدست می آید.

نقش داستان سرایی در تحقق اهداف بازاریابی محتوا

هنر داستان سرایی می تواند احتمال موفقیت یک بازاریابی محتوایی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. یک داستان در بازاریابی باید حداقل دارای سه عنصر زیر باشد تا بتواند مخاطب را به سمت خود جذب کند:

داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
داستان سرایی در بازاریابی محتوایی
  1. تضاد : تضاد بین چیزی که هست و چیزی که باید باشد، مخاطب را راغب می کند تا به آن داستان توجه کند.
  2. دقت : یک داستان خوب بازاریابی باید دقت بالایی داشته باشد و به تمامیی جزئیات توجه کند. دقت داشتن به جزئیات اگر با صداقت همراه شود می تواند موجب محبوبیت خاص یک داستان در نزد مخاطب شود.
  3. مخاطب : یک داستان به هدف جلب رضایت یک مخاطب ایجاد می شود. پس باید همیشه به مخاطب توجه داشت. مخاطب باید از داستان لذّت ببرد و درباره آن حرف بزند و آن را برای دیگران نقل قول کند. داستانی که مخاطب آن را بپسندد به راحتی بازخورد(کامنت) می گیرد و در شبکه های اجتماعی لایک خورش بالا می رود.

ابزار استراتژی و تصورات نادرست درباره آن

استراتژی چارچوب و چشم انداز بلندمدّت در یک سازمان می باشد. ابزار استراتژی را می توان یک برنامه (Plan) برای دستیابی به اهداف دانست. معمولا در این برنامه به کلیّت ها اشاره می شود و شیوه اجرای فعالیت ها در برنامه های عملیاتی و توسط مدیران میانی سازمان ها طرح ریزی می شود.

استراتژی و تصورات نادرست درباره آن
استراتژی و تصورات نادرست درباره آن

استراتژی را می توان شاهرگ حیاتی در مدیریت کلان بدانیم. بدون یک استراتژی مشخص نمی توان انتظار داشت، واحدهای مختلف سازمانی به تعالی کامل برسند.

استراتژی از مباحث پرآشوبی است که افراد مختلف از دیدگاه گوناگونی به بازتعریف آن پرداخته اند. وجود تعاریف متفاوت و سلیقه ای از این مقوله باعث شده تا تصورات غلطی از این علم وجود داشته باشد.

یک پست مرتبط در سایت مدیر فردا : مفهوم و کاربرد استراتژی چیست؟

هرچند که در اختیار نداشتن ابزار استراتژی را به حرکت بی هدف مهره های شطرنج در صفحه بازی تشبیه می کنند، امّا استراتژی غلط هم می تواند موجب اتلاف منابع بی شماری شود.

در ادامه به چند اشتباه مرسوم در زمینه استراتژی می پردازیم:

۱- استراتژی باید ساده باشد

سادگی می تواند باعث خوانایی و فهم بالای یک برنامه شود. امّا این که استراتژی را ساده انگارانه بچینیم می تواند موجب خسران وسیعی شود. استراتژی باید دارای قواعد مخصوص به خود باشد. طراحی استراتژی های کلان نیاز به تجارب و مهارت های ویژه ای دارد.

۲- استراتژی همان برنامه است

هر چند ماهیت استراتژی در برخی مواقع شباهت زیادی به برنامه (Plan) دارد. امّا فراموش نکنیم که یک استراتژی ، ابزاری متفاوت از یک برنامه می باشد.

۳- استراتژی با اهداف آغاز می شود

هر چند که یک استراتژی براساس اهداف تدوین می شود و راههای دستیابی به اهداف در آن آورده می شود. امّا دلیلی وجود ندارد که در درون هر استراتژی یک سری اهداف مشخص نیز وجود داشته باشد. استراتژی ابزاری فراتر از یک برنامه عملیاتی است. در حقیقت استراتژی یک دیدگاه و شیوه انجام کار است.

۴- استراتژی می تواند برون سپاری شود

یک استراتژی هیچ گاه نمی تواند برون سپاری شود. شرکت هایی که مدعی طراحی ابزاری برای تهیه استراتژی هستند افرادی شیاد و کلاهبردار هستند. هر سازمانی باید با کمک مدیران ارشد و میانی خود، استراتژی های عملیاتی را طراحی کند.

۵- استراتژی از داده ها مشتق می شود

داده و مدیریت داده یکی از مهمترین ابزارهای علم مدیریت و تععین استراتژی هستند. امّا داده هرگز استراتژی را ایجاد نمی کند. داده تنها می تواند بر روی تصمیم گیری های استراتژیک تاثیر سازنده داشته باشد.

۶- استراتژی بر مبنای تحلیل شکل می گیرد

آنالیز و مدل سازی می تواند شرایط اجرای استراتژی ها را روشن سازد. امّا باید باور داشت که استراتژی چیزی فراتر از ابزارهایی نظیر تحلیل، الگوهای سازمانی و مدل های پیش بینی می باشد.

۷- استراتژی باید دارای فرمول و قاعده باشد

استراتژی در هیچ سطحی نمی تواند فرموله شود. زیرا که هر شرایطی و هر سازمانی استراتژی خاص خود را خواهد داشت. تغییر پذیری و پویایی از مهمترین ویژگی های یک استراتژی خوب می باشد.

۸- استراتژی مهمتر از همه ی فرآیندها است

استراتژی و فرآیند دو مفهوم متفاوت و از دو جنس مختلف هستند. به همین دلیل نمی توان استراتژی را از فرآیند مهمتر دانست و یا بالعکس فرآیند را از استراتژی با ارزش تر دانست.

۹-استراتژی بایستی حتما دارای سطح بالایی باشد

استراتژی می تواند در هر سطح مدیریتی طراحی شود. بنابراین ما شاهد استراتژی های کلان و استراتژی های عملیاتی هستیم. از دیدگاهی دیگر نیز شاهد استراتژی های کوتاه مدت و بلندمدت می باشیم.

۱۰- استراتژی برای جنگ طراحی می شود

بسیاری از مدیران، استراتژی را با جنگ اشتباه می گیرند. در استراتژی هرگز به دنبال جنگ با رقبا، مشتریان و بازار نمی باشیم. استراتژی تنها یک ابزار برای اجرای برنامه های کلان و دستیابی به اهداف عملیاتی در حال حاضر و آینده می باشد.

آیا من یک استراتژیست هستم

آینده بازاریابی محتوا

بطور کلی علم بازاریابی دارای بیشترین میزان تغییر در دهه های اخیر به نسبت سایر شاخه های علم مدیریت بوده است. همین واقعیت موجب شده است تا آینده بازاریابی محتوا نیز از این تغییرات مصون نماند.

آینده بازاریابی محتوا
آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی دیجیتال (Digital marketing)، با توجه به ماهیت پویایی که دارد بسیار تغییرپذیر می باشد. بازاریابی محتوا هم به عنوان یکی از زیرشاخه های دیجیتال مارکتینگ از این قاعده کلی مستثنی نیست. بنابراین انتظار تغییرات فراگیر در آینده بازاریابی محتوا بسیار محتول است.

در این پست قصد داریم تا به بررسی آینده بازاریابی محتوا بپردازیم. شناسایی تغییرات در بازاریابی محتوا باعث می شود تا یک محتواساز با آمادگی بیشتری خود را آماده مواجه با تحولات نماید.

چگونه یک بازاریابی محتوایی تاثیر گذار ایجاد کنیم؟

در ادامه به بررسی مهمترین تغییراتی که بازاریابی محتوا در آینده ی نزدیک شاهد آن خواهد بود، می پردازیم.

تحولات آینده بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا چیست؟
بازاریابی محتوا چیست؟

بازاریابی محتوا یک فرآیند بلند مدت است و نتایج آن در درازمدت مشاهده می شود. همین قضیه باعث می شود تا مدیران ارشد سازمانی که معمولا افراد نتیجه گرایی هستند، زمان لازم را به بازاریابان محتوا ندهند. این موضوع باعث شده است تا محتواسازان به دنبال شیوه های موثرتر برای افزایش درگیرکردن مخاطب بروند.

در ادامه به ۶ شیوه ی رایج که باعث افزایش تعامل بین مخاطب و یک برند می شوند می پردازیم. البته شیوه های دیگری نیز وجود دارد که فرصت لازم برای پرداختن به آنها در این پست کوتاه بوجود نیامد. شما می توانید تجارب ارزشمند خودتان را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

۱- افزایش استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی

استفاده از ویدئو در پست های وبلاگی به شدت در حال افزایش است. مخاطبان معمولا ترجیح می دهند مسائل و مشکلات خود را از طریق ویدئوهای تعاملی حل کنند. مخاطب با مشاهده یک ویدئو حس بهتری پیدا می کند. ویدئو به عنوان یک ابزار برای افزایش نرخ تعامل و کاهش نرخ پرش در بازاریابی مورد توجه محتواسازان باید قرار گیرد.

بازاریابی محتوایی به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای هک رشد محسوب می شود ، برای آشنایی با هک رشد اینجا کلیک کنید

۲- پادکست، ابزاری جدید برای برندسازی و تبلیغات

پادکست و فایل صوتی نیز مانند ویدئو از آینده خوبی در صنعت بازتاریابی محتوا برخوردار هستند. با توجه به اینکه زندگی ماشینی باعث شده است افراد زمان زیادی را در ترافیک،مترو و اتوبوس بگذرانند، پادکست می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای مخاطبان محسوب شود.

۳- تصویر سازی کلید موفقیت در بازاریابی محتوا

مصوّرسازی یکی از ابزارهایی است که می تواند موفقسیت آینده بازاریابی محتوا را تضمین کند. نمودارها، جداول، اینفوگرافیک ها، انیمیشن ها و … می توانند نرخ تعامل با کاربر را به راحتی افزایش دهند. یک تولیدکننده محتوا بایستی بتواند به خوبی از انواع فرمت های گرافیکی برای جلب نظر مخاطب خود استفاده کند.

۴-محتوا، بزرگترین تامین کننده نیاز مخاطب

محتوای خوب همیشه پادشاه است. یک محتوا می تواند کوتاه،متوسط یا بلند باشد. هرگونه از این محتواها کاربردهای خاص خود را دارند. محتوایی می تواند حداکثر اثر را در آینده بازاریابی محتوا داشته باشد که بتواند نیاز مخاطب را به طور کامل مرتفع سازد. محتواسازان آینده بایستی بیش از هر مهارتی به مخاطب شناسی مسلط باشند.

سرریز محتوا، آیا شما محتوای زیادی تولید می کنید؟

۵- تکنولوژی محوری، مهمترین خصیصه بازاریابان آیند

استفاده از تکنولوژی های جدیدی همچون واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، یادگیری ماشین و … می تواند باعث جذابیّت محتوا شود. آینده بازاریابی محتوا را نمی توان بدون توجه به این تکنولوژی ها در نظر گرفت.

۶- سئو، دروازه ورود به بازاریابی محتوا

الگوریتم های موتورهای جستجو روزبه روز در حال تغییر و بهبود هستند. فرآیند سئو سایت ها، همچون گذشته کاری ساده و کوتاه مدت نمی باشد.در آینده، محتوای موثر می تواند در فرآیند سئو نقش پررنگ تری را بیابد. همانطور که سئو می تواند آینده بازاریابی محتوا را تحت تاثیر خود قرار دهد، بازاریابی محتوایی نیز می تواند آینده سئو را موثر از خود گرداند.

پست مهمان و اهمیت آن در سئو

امروزه دریافت بک لینک از سایت هایی که با موضوع سایت شما در یک حوزه قرار دارند از اهمیت خاصی برخوردار است. شیوه های گوناگونی برای دریافت بک لینک وجود دارد. یکی از این شیوه ها پست مهمان (Guest Post) می باشد.

پست مهمان و نقش آن در سئو
پست مهمان و نقش آن در سئو

بسیاری از وبمسترها برای بهبود لینک های ورودی به وبلاگ خود به سراغ لینک سازی خارجی می روند. یکی از شیوه های نسبتا ارزان و کاربردی برای وبمستران پست مهمان می باشد. در این شیوه وبمستران، محتوایی که خود تهیه کرده اند را در یک وب سایت میزبان انتشار می دهند. وبمسترها در درون محتوا دو یا سه لینک (بستگی به شرایط سایت میزبان) به لندینگ پیج های وبلاگ خود می دهند.

پست مهمان و تاثیر آن بر سئو

در برخی مواقع خرید بک لینک از بعضی سایت ها فاقد وجاهت لازم برای سئو می باشد(تبدیل به سئو سیاه شدن). همچنین خرید بک لینک هزینه های سنگینی را برروی دوس مدیران وبلاگ ها می گذارد. معمولا سئوکاران در چنین مواقعی به سراغ رپورتاژ آگهی می روند. امّا واقعیت این است که رپورتاژ آگهی بیشتر جنبه تبلیغات دارد و معمولا ارزش چندانی در سئو ندارد.

سئو چیست و چه کاربردی دارد؟ بررسی مفهوم سئو از دیدگاه ۲۰ سئوکار بزرگ دنیا در سایت وبمسترفا

انتخاب سایت میزبان برای انتشار پست مهمان از اهمیت خاصی برخوردار است. شما باید در سایتی پست انتشار دهید که DA (اعتبار دامنه) بالاتری از سایت شما داشته باشد. همچنین هم موضوع بودن سایت میزبان با وبلاگ شما نیز از اهمیت خاصی برخوردار است.

مواد لازم برای تهیه یک Guest Post

معمولا بسیاری از وبمسترها بصورت همکاری و تبادل با یکدیگر به انتشار پست مهمان می پردازند. امّا بعضی از سایت ها، امکان انتشار پست با شرایط خاص را برای همگان فراهم می آورند. شما می توانید با جستجو در گوگل چنین سایت هایی را بیابید.

تبادل پست
تبادل پست

در چنین شرایطی باید دقت داشت که طراحی یک محتوای هدفمند که منجر به کلیک برروی لینک ها شود بسیار مهم است. زیرا که هر چه لینک شما بیشتر دیده شود و برروی آن کلیک شود از لحاظ موتورهای جستجو، لینکی قوی تر محسوب می شود.

تاثیر لینک های موجود بر روی وضعیت کلی یک وبلاگ

قطعا لینک های موجود در پست مهمان باعث بهبود رنک یک سایت خواهند شد. چنین شیوه بک لینک سازی از بهترین شیوه ها می باشد(البتّه به نسبت رپورتاژ و خرید بک لینک).

بهتر است لینک هایی که در پست مهمان ایجاد می کنید برروی پرسنال برند شما تاکید داشته باشند. همچنین این پست ها بایستی حتما با نام خود شما منتشر شوند.

شما می توانید محتواهایی که قبلا در سایت خود منتشر کرده اید را در یک پست مهمان بازنشر دهید(مشابه کاری که خود من در ویرگول انجام می دهم). البتّه اگر شما سعی کنید یک محتوای اختصاصی و هدفمند برای پست مهمان تولید کنید و لینک سازی انجام دهید، نتایج موثرتری خواهید گرفت.

چگونه یک بازاریابی محتوایی موثر ایجاد کنیم؟

نکات مهم در طراحی یک پست مهمان

در یک پست مهمان شما باید به دنبال ایجاد ارزش باشید و از این موقعیت برای معرفی برندتان توجه کنید. در انتشار پست های مهمان حتما به نکات زیر توجه داشته باشید:

  1. موضوع فعالیت سایت میزبان با موضوع وبلاگ شما یکسان باشد.
  2. سایت میزبان اسپم نباشد (نمره اسپم زیر ۳ داشته باشد) و نمره DA قابل قبولی را داشته باشد(اعتبار دامنه یا همان DA را می توانید از سایت MOZ پیدا کنید. بهتر است اعتبار دامنه در سایت میزبان بین ۲۰ تا ۴۰ باشد).
  3. بر سرموضوع محتوا با مالکان سایت به توافق برسید و سعی کنید محتوایی هم راستا با سایر محتواهای سایت میزبان منتشر کنید.
  4. در پست مهمان حتما اصول سئو را به درستی رعایت کنید.
  5. پست مهمان شما کپی نباشد، همچنین از تصویرسازی متناسب با موضوع نیز بهره ببرید.
  6. در پست مهمان سعی کنید متنی که لینک می دهید (Anchor Text) با موضوع محتوا و موضوعی که به آن لینک می دهید متناسب باشد. همچنین بهتر است Anchor Text از طول مناسب بهره ببرد (بین سه تا ۸ کلمه)
  7. در پست مهمان، اسم نویسنده باید حتما اسم شما باشد.
  8. در ترویج پست مهمان در شبکه های اجتماعی کوشا باشید. هر چه پست مهمان شما بیشتر دیده شود لینک شما ارزش بیشتری خواهد یافت.
  9. در Guest Post زیاده روی نکنید. دلیلی وجود ندارد که در هرکجا و هرزمانی پست مهمان انتشار دهید.
  10. سعی کنید شما هم پست هایی متناسب با نوشته هایتان را در وبلاگتان بپذیرید(تبادل پست انجام دهید). از لینک دادن به محتواهای دیگران ترسی نداشته باشید. همیشه ساختار تارگونه شبکه اینترنت را بخاطر داشته باشید. البتّه افراط در لینک سازی هم هرگز توصیه نمی شود.