آشنایی با مهارت ارائه آسانسوری

ارائه آسانسوری یک مهارت ارتباطی است که در آن یک شخص باید بتواند در کمترین زمان ممکن، منظور و هدف خود را به شخص دیگری(یک فرد تاثیرگذار نظیر کارفرما یا سرمایه‌گذار) ارائه کند. معمولا از ارائه آسانسوری برای معرفی محصولات/خدمات به سرمایه‌گذاران خطرپذیر استفاده می‌شود. امّا می‌توان از این مهارت برای برقراری انواع ارتباطات استفاده کرد و موقعیت‌های بی‌بدیلی را بوجود آورد.

ارائه آسانسوری چیست؟

ارائه آسانسوری

ارائه آسانسوری(Elevator Pitch) یک تکنیک ارتباطی است که در آن سعی می‌شود نظر فرد(یا گروهی از افراد) دریک مدّت زمان کوتاه(بین ۳۰ ثانیه تا حداکثر ۲ دقیقه) به موضوعی جلب شود. زمانی می‌گوییم که یک ارائه آسانسوری موفق بوده است که مدیر یا سرمایه‌گذار حاضر شوند تا برای ملاقات‌های بعدی و همچنین دریافت توضیحات تکمیلی ومستندات، قرار ملاقاتی را اختصاص دهند.

یک محتوای کاربردی دیگر: نقش ارتباطات در مسیر رشد فردی و کسب وکاری

چرا ارائه آسانسوری برای کسب وکارها اهمیت دارد؟

ما در زندگی خود با موقعیت‌های حساس زیادی مواجه می‌شویم که در آن موقعیت‌ها نیاز به ارائه‌ای درباره خود یا کسب وکارمان داریم. برخلاف تصور عمومی که ارائه را فقط برای درس و دانشگاه می‌دانند، یک ارائه می‌تواند در زندگی شخصی(مثل ازواج)، کسب وکار(جذب اسپانسر یا استخدام‌ شدن) و حتی ارتباطات روزانه ما صورت پذیرد.

مثال: فرض کنید که وارد آسانسوری شده‌اید و مشاهده می‌کنید که یک شخصیت مهم وتاثیرگذار در حوزه کاری شما در داخل آسانسور است. در چنین شرایطی و قبل از اینکه آسانسور به طبقه مدنظر شما یا آن شخص دیگر برسد، فرصت دارید تا در زمانی زیر ۱ دقیقه موضوعی را به او انتقال دهید و نظر مساعد او را جلب کنید.

شما باید بتوانید در همین مدّت کوتاه اعتماد طرف مقابل را بدست آورده و کارت ویزیتی با او رد و بدل کنید یا شماره تماسی از او بگیرید.

موضوعاتی که باید در یک ارائه کوتاه مطرح شوند؟

محتویات مطرح شده در یک ارائه

در یک ارائه آسانسوری باید بتوانید موارد زیر را بیان کنید:

  1. شما چه کسی هستید؟(معرفی خودتان)
  2. چه کاری را انجام می‌دهید؟(معرفی مهارت‌ها و توانایی‌هایتان)
  3. هدف شما از برقراری ارتباط با طرف مقابل چیست؟(نیاز یا خواسته شما از طرف مقابل)
  4. ارزش انحصاری شما یا کسب وکارتان نسبت به دیگران چیست؟(مزیت رقابتی شما)
  5. چطور آن کار را انجام می‌دهید و چه کسانی می‌توانند از آن استفاده ببرند؟(شناخت بازار، مشتریان و نحوه انجام کار)

وقتی شما به کسی پیشنهاد ازدواج می‌دهید، قصد فروش محصولی را دارید، با همکاران خود ارتباط برقرار می‌کنید یا با همسایگان خود تعامل می‌کنید در واقع در حال ارائه هستید. برای موفقیت در ارائه باید به اصول سخنوری، رعایت لحن وگفتار و زبان بدن توجه داشت. بنابراین می‌توان گفت که ارائه دادن یک توانایی ترکیبی است که برای دستیابی به مهارت در آن باید تمرین و ممارست زیادی داشت.

فلوچارت یک ارائه آسانسوری

فلوچارت یک ارائه آسانسوری سریع

در یک ارائه سریع باید برنامه داشت و هدفمند جلو رفت، به همین دلیل فلوچارت‌های مختلفی ارائه می‌شود.

  1. معرفی یک مشکل یا نیاز: باید مسئله‌ای پیش آمده است و ما نیاز به کمک داشته باشیم که موضوعی را برای دیگران ارائه بدهیم.
  2. راه‌حل شما: برای مشکل باید به یک راه حل رسیده باشیم مثلا شناخت کافی از بازار داشته باشیم یا یک مزیت رقابتی خاص را بتوانیم عرضه کنیم.
  3. معرفی رقبا: رقبا و شرایط بازار را بشناسیم. داشتن مطالعه نسبت به یک موضوع باعث اطمینان خاطر مخاطب ما می‌شود.
  4. متقاعد کردن کارفرما: باید کارفرما متقاعد شود در غیراینصورت ارائه با شکست مواجه شده است.
  5. انجام یک اقدام: هر ارائه‌ای باید منجر به یک اقدام شود مثلا تبادل کارت ویزیت، دریافت طرح توجیهی یا..

شاید این پست هم برای شما جالب باشد: شبکه سازی چیست و چه نقش در توسعه کسب وکارها دارد؟

۱۰ نکته مهم برای یک ارائه موفق

  1. منظور خود را ساده و شفاف بیان کنید.
  2. از اضافه‌گویی بپرهیزید و سعی کنید مخاطب خود را متقاعد کنید.
  3. به طرف مقابل نشان دهید که او را منتفع خواهید کرد.
  4. عجله نکنید، کوتاه و سریع گفتن با عجله کردن متفاوت است.
  5. پیشنهاد نهایی خود را مشخص و دقیق ارائه کنید.
  6. همیشه آمادگی ارائه داشته باشید زیرا که در بسیاری از مواقع، زمان ارائه مشخص نیست و شما باید بتوانید از فرصت‌هایی که برای شما پیش می‌آید بیشترین استفاده را ببرید.
  7. از ارائه دادن نترسید، سعی کنید مهارت‌ها وتوانایی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید. ایجاد شبکه‌ایی از ارتباطات می‌تواند شانس‌های بسیاری را در مقابل شما قرار دهد.
  8. به رعایت زمان در ارائه توجه داشته باشید و به دنبال بیان کلیدواژه‌های طلایی که از قبل در ذهن خود پرورش داده‌اید به طرف مقابل‌تان باشید.
  9. مثبت‌نگر و انعطاف‌پذیر باشید و با توجه به متغییرهای زمانی ومکانی، در نحوه ارائه خود تغییر ایجاد کنید.
  10. تمرین بهترین وسیله برای بهبود مهارت‌های سخنوری و زبان بدن شما می‌باشد.

فراموش نکنیم که ارائه آسانسوری یک فرصت طلایی محسوب می‌شود که نباید به راحتی آن را از دست بدهیم. رویدادها، همایش‌ها، کارگاه‌های آموزشی، مصاحبه‌های شغلی و حتی شبکه‌های اجتماعی(نظیر لینکدین) ابزارهایی هستند که شما می‌توانید با کمک آن‌ها اشخاص مدنظرتان را بیابید و در فرصتی کوتاه با آن‌ها درباره موضوعات مورد علاقه صحبت کنید و یک ارائه آسانسوری را تجربه کنید.

۱۰ نقل قول الهام بخش از روسای جمهور آمریکا

یک  سیاستمدار بزرگ همانند یک رهبر کسب و کار بزرگ عمل می کند و اقدامات وی می‌تواند برای دیگران الهام بخش باشد. در این مقاله بر اساس سخنان رهبران ایالات متحده آمریکا از توماس جفرسون تا باراک اوباما کلمات الهام بخشی را بیان می‌کنیم. ۱۰ نقل قول الهام بخش از روسای جمهور آمریکا که می‌تواند جرقه‌ای در ذهن ما برای اجرای یک ایده جدید بوجود آورد.

۱۰ نقل قول الهام بخش از روسای جمهور آمریکا

اگر شما هم به تلنگری برای راه اندازی کسب و کار خود نیاز دارید و یا نیازمند انگیزه برای پیشرفت هستید، حتما این متن را تا انتها به صورت کامل بخوانید:

۱- رهبران واقعی به دیگران الهام می بخشند

«اگر اعمال شما به دیگران  در رویا بیشتر، یادگیری بیشتر و کار و ارزش بیشتر الهام بخشد شما یک رهبر واقعی هستید»

جان کوئینسی آدامز

رئیس جمهور ششم آمریکا علیرغم مبارزات خود با مخالفان در کنگره به عنوان یک رهبر خوب و قوی شناخته می شود. آدامز موفق شد بدهی‌های ملی را به موقع پرداخت نماید و در تیم کاری خود انگیزه ایجاد کند.

۲- دستاوردهای کوچک هر روز اتفاق می افتند

دوایت آیزونهاور

«دستاورد در یک سفر فراهم می آید نه در یک مقصد»

دوایت آیزونهاور

 این رئیس‌جمهور در سال ۱۹۵۴ و دو دوره ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا را بر عهده داشته و در طول جنگ جهانی رزومه خوبی از خود باقی گذارده است. او موفقیت‌های زیادی در جنگ کره داشته و یک رویکرد عملگرایانه در دستیابی به اهداف خود داشته است.

۳- به یاد داشته باشید که چه چیزی مهم است

جرالد فورد

«حقیقت را بگویید، سخت کار کنید و شام را به موقع بخورید»

جرالد فورد

فورد هر چند مدت کوتاهی رئیس‌جمهور بود ولی نشان داد که مهمترین نکته در رهبری سادگی در بیان کلمات می‌باشد.در بین ۱۰ نقل قول الهام بخش از روسای جمهور آمریکا او ساده‌ترین جمله را گفته، امّا اگر بیشتر دقت کنیم او راز موفقیت در هر فعالیتی را بیان کرده است.

۴- هیچ گاه ارزش‌های اصلی خود را به خطر نیندازید

توماس جفرسون

«در مسائل مربوط به سبک انجام کار، سعی کنید هماهنگ با جریان شنا کنید و در مسائل اصلی ومهم مانند سنگ ایستادگی کنید»

توماس جفرسون

وی بینانگذار و نویسنده اصلی اعلامیه استقلال آمریکا است. او آزادی مذهبی را در آمریکا ترویج کرد. یک شرکت همواره باید بر سر اصول خود بماند ولی می تواند در نحوه اجرا و سبک کار منعطف باشد.

۵- همیشه رو به جلو حرکت کنید

ابراهام لینکوین

«من به آرامی راه می‌روم اما هرگز به عقب بر نمی‌گردم»

ابراهام لینکولن

او دو اعلامیه مربوط به آزادی بردگان را صادر کرد و به جنگ داخلی پایان داد و علیرغم سختی های بسیار هیچ گاه تسلیم نشد. موفقیت هر گز در یک شب بدست نمی آید و شما باید همواره نگاه رو به جلو داشته باشید.

یک محتوای خواندنی دیگر: آشنایی با استارتاپ‌های مطرح آمریکایی

۶- متفاوت باش

جان اف کندی

«پیروی از رسوم روزمره یک زندانبان برای آزادی و دشمن رشد و ارتقا می باشد»

جان اف کندی

جوان‌ترین رئیس جمهور در تاریخ ایالات متحده آمریکا یک رویا پرداز واقعی بود وی به دنبال نوآوری در امورات سیاسی بود.

۷- تسلیم نشوید

باراک اوباما

«اگر شما در حال قدم زدن در یک راه درست هستید مسیر خود را ادامه دهید زیرا نهایتا باعث پیشرفت شما خواهد شد»

باراک اوباما

او به عنوان اولین و تنها رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا بود و هرچند که در دوران حکومت خود با مخالفان بسیاری مواجه بود اما توانست به موفقیت‌های بسیاری دست پیدا کند. کلید واژه‌ای که اوباما گفته در بین ۱۰ نقل قول الهام بخش از روسای جمهور آمریکا برتری ملموسی دارد.

۸- به همه احترام بگذارید

فرانکلین دی رزولت

«اگر شما به مردم احترام بگذارید آنان نیز در ۹۰ درصد موارد حق را به شما می دهند»

فرانکلین دی رزولت

وی با رکود بسیار زیادی در دوران ریاست جمهوری خود مواجه بود. او اصلاحات گسترده ای را در زمینه امنیت اجتماعی و کنترل بانک‌ها و خدمات عمومی در پیش گرفت. همچنین این رئیس‌جمهور آمریکا مخالفان زیادی در دیوان عالی داشت که نشان دهنده این واقعیت بود که شما تمام مردم را نمی‌توانید در همه زمان‌ها راضی نگه دارید.

رهبری در کسب و کار به چه معنا است؟

۹- خودت را باور کن

تئودور رزولت

«اگر شما به خودتان باور داشته باشید نیمی از راه را پیموده اید»

تئودور رزولت

ضرب المثل مورد علاقه رزولت این بود که ” به نرمی سخن بگو و چوب بزرگ را حمل کن “. او تصمیمات مهمی را در دوران ریاست جمهوریش گرفت، از جمله ساخت کانال پاناما. دریافت جایزه صلح نوبل از افتخارات او بود.

۱۰-اشتراک گذاری موضوعات مهم

هری ترومن

«این شگفت انگیز است که شما می توانید کاری انجام دهید که به آن اهمیتی نمی‌دهید در حالی که آن کار می‌تواند موجب اعتبار شما شود»

هری ترومن

ترومن در دوران ریاست جمهوریش با مشکلات عجیب و زیادی مواجه بود او همواره برای حل مشکلات به همکاری در کارها توجه داشت.

محتوای یتیم یا محتوای تنها چیست؟

تمامی کسانی که به صورت حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی می‌کنند و به تولیدمحتوای متنی اشتغال دارند باید با مباحث سئو آشنا شوند. یکی از موضوعات مهم در سئو، لینک‌سازی داخلی و خارجی می‌باشد که هرکدام در جایگاه خود دارای اهمیّت می‌باشند. در این پست قصد داریم تا درباره محتوای یتیم صحبت کنیم که از موضوعات مهم در لینک‌سازی وسئو می‌باشد.

محتوای یتیم چیست؟

محتوای یتیم

محتوایی یتیم(Orphaned Content) یا تنها نامیده می‌شود که هیچ لینکی را از سایر پست‌ها یا مقالات در همان وبلاگ دریافت نکند. چنین محتوایی در وبلاگ تنها می‌ماند و با سایر محتواهای مشابه با خود هیچ ارتباطی ندارد. عدم وجود لینک به یک پست وبلاگی باعث می‌شود تا گوگل و سایر بازدیدکنندگان نتوانند به راحتی به آن محتوا دسترسی پیدا کنند.

یک محتوای کاربردی: ۱۲ گام طلایی برای تولید محتوای وبلاگی

نقش لینک‌سازی داخلی در رنک‌بندی گوگل

بهتر است قبل از اینکه به موضوع محتوای یتیم بپردازیم درباره لینک سازی کمی صحبت کنیم. لینک داخلی(Internal Link) پیوندی از یک صفحه وب‌سایت به صفحه دیگر در سایت می‌باشد. کاربران وموتورهای جستجو از پیوندهای داخلی برای یافتن محتواهای مشابه در یک سایت استفاده می‌کنند. آن‌ها با کمک لینک‌های داخلی در یک سایت حرکت می‌کنند(می‌خزند) و محتواهای موردنیاز خود را می‌یابند. یک لینک داخلی از سه جنبه زیر دارای اهمیت است:

  1. ایجاد دسترسی به صفحات دیگر یک وبلاگ
  2. نمایش ارتباط بین صفحات ومحتواهای یک وبلاگ
  3. نمایش ارزش صفحات مختلف یک وبلاگ( هر صفحه‌ای که لینک بیشتری را دریافت کند، دارای اعتبار دامنه(PA) بیشتری خواهد شد).

دریافت اطلاعات بیشتر درباره لینک سازی: نقش لینک‌سازی بر روی سئو سایت

لینک‌سازی داخلی و محتواهای یتیم

گوگل با استفاده از یک ربات به نام GoogleBot پیوندهای داخلی وخارجی در یک وب‌سایت را دنبال می‌کند. محتواهایی که دارای هیچ لینک ورودی نباشند یتیم محسوب شده و تنها برای خود باقی خواهند ماند. منظور ما از لینک داخلی در اینجا، پیوندهای متنی می‌باشد که با آنکرتکست مناسب به صفحه مقصد لینک مرتبط شده باشند. پس اگر لینکی در صفحه اصلی، سایدبار و حتی منوها قرار بگیرد آن محتوا را از تنهایی خارج نخواهد کرد و همچنان یک محتوای یتیم محسوب خواهد شد.

چرا باید محتواهای یتیم را شناسایی کنیم؟

هدف نهایی از تولیدمحتوا و سئو این است که محتواهای ما در گوگل ایندکس شوند، رتبه بگیرند، در صفحات SERPs گوگل نمایش داده شوند و کاربران هدف را به سمت سایت ما بیاورند. برای اینکه گوگل بتواند محتواهای مناسب را شناسایی کند و رنک بالایی به آن‌ها بدهد باید اطلاعات جامعی از تمامی محتواهایی که در یک وبلاگ منتشر شده‌اند، داشته باشد.

لینک‌سازی داخلی(بین محتواهای درونی یک سایت) و لینک‌سازی خارجی(بین محتواهای دو سایت جدا از هم) می‌توانند بخشی از وظیفه شناسایی محتواهای ارزشمند را برای گوگل انجام دهند. بنابراین تا حدود زیادی معلوم شد که چرا ما باید به دنبال شناسایی محتواهای یتیم در یک وبلاگ باشیم.

یک محتوای کاربردی دیگر برای شما: تاثیر محتوای تازه بر روی رتبه بندی گوگل

چرا محتواها یتیم می‌شوند؟

زمانی که ما تعداد کمی محتوا تولید می‌کنیم معمولا به لینک‌سازی داخلی توجه داریم ولی هنگامی که تعداد محتواهای وبلاگ ما زیاد می‌شوند در لینک‌سازی دچار مشکل می‌شویم و به بسیاری از محتواها لینک نمی‌دهیم. این فراموش‌کاری غیرعمدی باعث تاثیر منفی بر روی سئو وبلاگ ما می‌شود. زیرا که ارتباطات بین محتواها از بین می‌روند وگوگل نمی‌تواند آن‌ها را به درستی ارزش‌گذاری کند.

بر روی چه محتواهایی بیشتر حساس شویم؟

وجود تعداد زیادی محتوای یتیم در هر وبلاگی نشان‌دهنده این موضوع است که به لینک‌سازی داخلی توجه چندانی نشده است یا ارتباطات درستی بین محتواها بوجود نیامده است. این موضوع ممکن است به دلیل انتخاب نادرست استراتژی محتوایی شکل گرفته باشد.

محتواهای بنیادین

اگر یک مقاله بنیادین(Corner Stone) در سایت ما یتیم شود کارآیی خود را از دست می‌دهد، امّا در مورد مقالاتی که دارای زمان مصرف محدودی هستند(محتواهای غیر سبز) تنها شدن آن‌ها چندان مهم نیست. بنابراین اگر مقاله‌ای در یک وبلاگ از اهمیت زیادی برخوردار است و نشان‌دهنده اهداف کلیدی آن وبلاگ(کسب وکار) است هرگز نباید یتیم شود. فراموش نکنیم که لینک‌سازی داخلی باعث بالارفتن نرخ ماندگاری کاربران در یک وبلاگ خواهد شد.

یک محتوای کاربردی در سایت متمم: محتوای همیشه سبز چیست؟

چگونه محتواهای یتیم را در یک وبلاگ شناسایی کنیم؟

نمایش محتواهای تنها در افزونهYoast

اگر شما هم از سیستم مدیریت محتوای وردپرس استفاده می‌کنید و نسخه حرفه‌ای(غیررایگان) Yoast SEO Premium را نصب کرده باشید در بخش نمایش “همه نوشته‌ها” ، قسمتی به نام “محتوای تنها” را مشاهده خواهید کرد. اگر برروی محتواهای تنها کلیک کنید، لیستی از محتواهایی که تاکنون به آن‌ها لینک نداده‌اید را مشاهده خواهید کرد. شما می‌توانید با اتخاذ یک استراتژی درست محتوایی، این محتواها را از یتیمی خارج کنید.

ایجاد محتوای یتیم یک مسئله عادی در وبلاگ‌نویسی و سئو محسوب می‌شود امّا باید سعی کنیم تا حجم این محتواها را به حداقل برسانیم و با ایجاد محتواهایی مرتبط با پست‌های قبلی، لینک‌هایی قوی بین تمامی محتواهای وبلاگ خود ایجاد کنیم.

یک محتوای پربازدید: چگونه یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

بازاریابی چابک ، آینده صنعت مارکتینگ

بازاریابی چابک به عنوان یک رویکرد جدید در صنعت مارکتینگ در حال رشد می‌باشد. بازاریابی چابک (Agile Marketing) را می‌توان یک شیوه مدیریت بازاریابی دانست که در آن سعی می‌شود تا هزینه‌های مارکتینگ برای یک کسب و کار به حداقل برسد.

هزینه‌های بازاریابی

هزینه‌های بازاریابی برای یک کسب و کار شامل زمان صرف‌شده برای مشتری‌یابی و همچنین میزان پول خرج‌شده برای فرآیندهای بازاریابی می‌شود.

تاریخچه بازاریابی چابک

بازاریابی چابک

در سال ۲۰۰۱ عدهّ‌ای از مهندسان برنامه‌نویس به این نتیجه رسیدند که بهره‌وری لازم در کار آن‌ها وجود ندارند. تاخیر در انجام پروژه‌ها و هزینه بالای انجام پروژه‌ها دو فاکتوری بود که برنامه‌نویسان را به چاره‌اندیشی واداشت. آن‌ها توانستند با توسعه چابک نرم‌افزارها، سرعت خود را بهبود دهند و در هزینه‌ها صرفه‌جویی کنند. توسعه چابکی که آن‌ها طراحی نمودند شامل موارد زیر بود:

  • یک پروژه بزرگ به بخش‌های کوچکتری تقسیم می‌شد.
  • هر بخش را یک عضو یا یک تیم‌کاری به انجام می‌رساند.
  • پروژه را در سریع‌ترین زمان ممکن آماده می‌کردند و به کارفرما تحویل می‌دادند. سپس در چرخه‌های متوالی، پروژه بهبود می‌یافت و با نظرات کارفرما تطبیق داده می‌شد.
  • پروژه‌ها با کمک مولفه‌هایی ساخته می‌شد که امکان تغییر در آن‌ها وجود داشت. بنابراین با تغییر نظر استفاده‌کنندگان نهایی یک نرم‌افزار، امکان تغییر و برطرف کردن ایرادات در بخش‌های خاصی از پروژه وجود داشت.

تعمیم چابک‌سازی به موضوعات جدید

توسعه چابک نرم‌افزارها موجب شد تا چابک‌سازی به عنوان یک تکنیک موفق در موضوعات مختلفی به کار گرفته شود. همواره بازاریابی به عنوان یک صنعت پیش‌رو و پول‌ساز مطرح بوده است. چابکی یا چابک بودن به ویژگی‌هایی هم‌چون زیرکی، پاسخگویی، پویایی، تطبیق‌پذیری و سرعت اشاره دارد. تمامی ویژگی‌های که از آن نام بردیم را می‌توان جزیی از خصوصیات یک بازاریاب و تیم‌های بازاریابی مدرن دانست.

در سال ۲۰۱۲ عده‌ای از پیشگامان علم بازاریابی برای اینکه بتوانند بهترین نتایج را از فعالیت‌های خود بگیرند مفهوم بازاریابی چابک(Agile Marketing) را پایه‌گذاری نمودند. با توسعه این مفهوم، امکان تعریف پروژه‌های بازاریابی بزرگتر بوجود آمد و از سویی دیگر سرعت و اثربخشی فعالیت‌های بازاریابی بهبود یافت.

یک مدل جدید برای بازاریابی‌های مدرن

چرخه ناب در چابک سازی

تیم‌های بازاریابی با کمک چابک‌شدن می‌توانند به یک مدل عملیاتی جدید برای بازاریابی دست پیدا کنند. این مدل عملیاتی که شامل فرآیندها، سیستم‌ها و ساختارهایی می‌شود که سازمان می‌تواند با کمک آن‌ها برای مشتریان و ذی‌نفعات خود ارزش‌آفرینی کند و عملکرد سازمان را ارتقاء دهد.

استراتژی در بازاریابی‌ چابک

در بازاریابی چابک، استراتژی‌های بازاریابی را با تاکتیک‌های نظیر محتواسازی، سئو، تبلیغات، رسانه‌های اجتماعی و.. مرتبط می‌کند. در چابک‌سازی نقش افراد، فرآیندها، نحوه استفاده از فناوری‌ها مشخص می‌شود تا شیوه‌های موثری برای مشتری‌مداری و پاسخگویی موثر ایجاد گردد.

بازاریابی چابک از ایده‌آل گرایی تا واقع‌نگری

اکثر مردم و حتی مدیران ارشد، چابک‌سازی را رویکردی بلندپروزانه می‌دانند. امّا برای جهانی که به شدت تغییر‌پذیر است و فرصت‌ها و تهدیدات غیرمنتظره‌ای در آن بوقوع می‌پیوندد، تنها رویکرد چابک‌سازی می‌تواند مناسب باشد. بازاریابی مدرن نمی‌تواند ۶ ماه یا یک سال منتظر بماند تا یک راهکار مناسب برای اجرا پیدا شود. تغییرات شدید در بازار را به راحتی می‌توان با کمک چرخه‌های اسپرینت کم‌اثر کرد و خود را با شرایط بازار وفق داد.

یک محتوای جذاب دیگر برای شما: ضرورت وجود تفکر انتقادی در کسب وکارهای نوپا

چارچوب بازاریابی چابک

برای اینکه بتوانیم بازاریابی چابک را در یک تیم مارکتینگ اجرایی کنیم باید نکات زیر را در تیم خود بپیاده‌سازی کنیم:

۱- رویکرد

چابکی به معنای رعایت تعدادی اصول و ارزش‌های خاص می‌باشد. این اصول به ما کمک می‌کنند که چگونه فکر کنیم، رفتار کنیم و به سناریوهای مختلف پاسخ دهیم. موارد زیر در رویکرد چابک‌سازی بازاریابی اهمیت دارند:

  • انگیزه بالای تیمی و استفاده از تمامی ظرفیت‌های تیم
  • انعطاف پذیری بالا برای توانایی پاسخگویی به تغییرات(تغییر سریع یک مزیت رقابتی در تیم‌های چابک می‌باشد)
  • توجه به یادگیری مبتنی بر داده و آزمایشات واقعی
  • تجزیه پروژه‌های بزرگ به بخش‌های کوچک و قابل انجام
  • همکاری تیمی بالا
  • نترسیدن از شکست(البته تیم‌های چابک دو دفعه به یک شیوه شکست نمی‌خورند)
  • توجه به اصول بازاریابی و طراحی خوب
  • مشتری محوری و توجه به رضایت مشتری
  • تکرار آموخته‌ها و سعی در بهبود آن‌ها
  • استفاده از تجارب افراد متخصص در حوزه‌های مختلف کاری

۲- روش‌شناسی

هر رویکردی از تعدادی روش تشکیل می‌شود. در حدود ۱۰۰ روش(متدلوژی) مختلف برای چابک‌سازی مطرح هستند که می‌توانند با توجه به شرایط و نیازها به کار گرفته شوند. متدلوژی‌های Lean ، Scrum و Kanban مشهورترین آن‌ها هستند. تعیین اینکه کدام‌یک از این روش‌ها برای یک کسب وکار مناسب هستند اهمیت دارد.

۳- تمرین

در چابک‌سازی، شیوه‌های تعریف شده‌ای برای تمرین و بهبود وجود دارد. نقش‌های تخصصی، جلسات، ابزارها، قوانین و کارهای دیگری که چابک سازی را تشکیل می‌دهند. مفاهیمی همچون چرخه‌های اسپرینت، Stand-up ، Back Logs و تخته‌های Kanban کمک می‌کنند تا چابک‌سازی هر چه سریعتر شکل بگیرد.

مولفه‌های تاثیرگذار بر روی Agile Marketing

در سال ۲۰۱۲ گروهی از مدیران ارشد بازاریابی دور هم جمع شدند تا مولفه‌هایی را برای بازاریابی سریع(چابک) تدوین کنند. هدف آن‌ها قانون‌نویسی برای بازاریابی نبود، بلکه آن‌ها سعی داشتند ایده‌آل‌هایی را برای صنعت بازاریابی به علاقمندان این حوزه معرفی کنند. بر این اساس بازاریابی چابک دارای ۷ مولفه زیر می‌باشد:

  1. یادگیری: در بازاریابی سریع باید کار را در مقیاس کوچک شروع کرد و با یادگیری مستمر و به کارگیری آموخته‌ها کار را توسعه داد.
  2. مشتری‌مداری: در بازاریابی‌چابک با همکاری متمرکز با مشتریان، سعی می‌کنیم فرآیندها را بهبود دهیم. در این نوع بازاریابی مشتری علاوه بر نقش مرسوم خود، نقش راهبری در فرآیندهای بازاریابی را هم برعهده می‌گیرد.
  3. سازگارشدن و تکرارپذیری: سازگاری نقطه تمایز بازاریابی سریع با سایر روش‌های بازاریابی می‌باشد. سازگار شدن و تکرار اسپرینت‌ها می‌تواند بهره‌وری را به حداکثر برساند.
  4. کشف مشتری: شناخت مشتری و نیازهای او بسیار اهمیت دارد تا هزینه‌های بازاریابی کاهش یابد.
  5. برنامه‌های انعطاف‌پذیر: با کمک برنامه‌ریزی‌های قابل انعطاف می‌توان ثبات پروژه‌ها را تضمین کرد. در برنامه‌ریزی چابک سعی می‌شود تا براساس تغییرات امور به پیش بروند.
  6. پاسخگو بودن نسبت به تغییرات: تغییرات در بازارهای رقابتی امری قطعی می‌باشد، پاسخگو بودن تیم‌های بازاریابی به پویایی آن‌ها و اجرای درست بازاریابی چابک مرتبط می‌شود.
  7. نمونه‌سازی و آزمایش: یک تیم چابک محصولات و ایده‌های خود را قبل از اجرا در مقیاس بزرگ، آزمایش می‌کند و سعی می‌کند در چرخه‌های متوالی محصولات/ایده‌های خود را بهبود دهد. پشتیبانی از مشتریان می‌تواند در بهبود خدمات نقش بسیاری را ایفا کند.

آیا با P های بازاریابی آشنا هستید؟ می‌دانید بازاریابی آمیخته چیست؟

ویژگی‌های یک بازاریاب چابک

ویژگی‌های یک بازاریاب چابک

برای موفقیت در هر نوع بازاریابی نیاز است تا یک تیم خوب وجود داشته باشد. بازاریابی چابک(Agile Marketing) نیز از این قاعده مستثنا نیستند. بازاریابان چابک دارای ویژگی‌های خاصی می‌باشند که قصد داریم به بررسی این خصوصیات بپردازیم:

  • مهارت‌محوری: مهارت و وسعت دانش به بازاریابان چابک امکان می‌دهد تا به بهترین نحو به وظایف خود عمل کنند.
  • کارآفرینی: داشتن ذهنیت کارآفرینی به آن‌ها کمک می‌کند تا به دنبال راه‌های برای بهبود عملکرد و ایجاد ارزش‌افزوده باشند.
  • خلاقیت و ابتکار: یک بازاریاب چابک باید بتواند ایده‌های جدید را دریافت کرده و با خلاقیّت و ابتکار آن‌ها را به مرحله اجرا برساند.
  • متعهد: یک بازاریاب‌چابک باید بتواند با توجه به زمان و منابع موجود بهترین کارها را انجام دهند و به مشتریان(کارفرما) متعهد باشند.
  • سازگار: چنین بازاریابانی سعی می‌کنند تا مهارت‌های مختلف را به خوبی یاد بگیرند تا در مواقع لزوم از آموخته‌های خود به خوبی استفاده کنند و خود را با شرایط محیطی سازگار کنند.
  • تیم‌گرایی: یک بازاریاب چابک همیشه به این موضوع توجه دارد که چگونه تیم او می‌تواند به موفقیت بیشتری دست یابد. آن‌ها به خوبی دریافته‌اند که موفقیت تیمی باعث رشد و پیشرفت آن‌ها خواهد شد.

معرفی فرآیندهای کسب و کار

فرآیندهای کسب و کار (Business Process) به مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با یک مهارت یا هدف خاص اطلاق می‌شود که به وسیله آن‌ها عملکرد یک سازمان بهبود می‌یابد. برای شناسایی فرآیندهای سازمانی نیاز داریم تا اطلاعات مهم را از هر بخش سازمان استخراج کنیم.

فرآیندهای کسب و کار

یک رهبر سازمانی بایستی فرآیندهای موجود در حیطه خود را شناسایی کند و سعی نماید تا با ایجاد تغییرات فرهنگی، تخصیص ساختار سازمانی مناسب و ایجاد مشوق‌های لازم در کارکنان خود، ضمانت‌های لازم اجرایی برای اجرای فرآیندهای کسب و کاری را فراهم آورد.


در پستی درباره مدیریت فرآیندهای کسب و کار(BPM) صحبت کرده‌ایم که می‌توانید از این لینک به مطالعه آن بپردازید. در این پست قصد داریم به خود موضوع فرآیندهای کسب و کاری بپردازیم.

مراحل تعریف فرآیندهای کسب و کار

فرآیندهای کسب و کار شامل یک چرخه می‌باشند. چرخه‌ای که هیچ‌گاه به پایان نخواهد رسید. در هر چرخه‌ ما شاهد شناسایی ایرادات و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن‌ها می‌باشیم. این مراحل شامل موارد ذیل می‌شوند:

مراحل فرآیندهای کسب و کار
  1. برنامه‌ریزی و استراتژی
  2. آنالیز
  3. طراحی و مدل‌سازی
  4. پیاده‌سازی و اجرا
  5. پایش و کنترل
  6. اصلاح و بهینه‌سازی

درک استراتژی و اهداف سازمانی باعث می‌شود تا بتوان فرآیندهای کسب و کاری را به بهترین شکل طراحی کرد. برای اینکه هر سازمانی به موفقیت دست یابد و فرآیندهای خود را به بهترین شکل اجرا و مدیریت نماید، نیازمند کنترل و اندازه‌گیری عملکرد بخش‌های مختلف می‌باشد.

یک محتوای کاربردی: آشنایی با قوانین و مهارتهای کسب و کار

معرفی انواع فرآیندهای سازمانی

فرآیندهای سازمانی

در هر سازمانی با سه نوع فرآیند مواجه هستیم:

  1. فرآیندهای اصلی(کلان): فرآیندهایی هستند که مستقیما برای مشتریان یک سازمان ایجاد ارزش می‌کنند. این فرآیندها زنجیره ارزش اصلی سازمان را بوجود می‌آورند. تشخیص، مستندسازی و مدل‌سازی در هر سازمانی باعث می‌شود تا امکان پیگیری سرویس‌های مدنظر مشتریان وجود داشته باشد. تشخیص درست فعالیت‌های اصلی، امکان تغییرات سازنده در سازمان را افزایش می‌دهد.
  2. فرآیندهای پشتیبانی: این فرآیندها به منظور حمایت از فعالیت‌های اصلی در یک سازمان ایجاد می‌شوند که این امر معمولا از طریق مدیریت منابع یا زیرساخت‌ها انجام می‌شود. فرآیندهای پشتیبانی به طور مستقیم برای مشتریان سازمان ایجاد ارزش نمی‌کنند، امّا می‌توانند ناهنجاری‌ها و مشکلات سازمان را برای اجرای موثر فرآیندها از بین ببرند. فرآیندهای پشتیبانی معمولا دارای محدودیت‌هایی از لحاظ منابع یا تکنولوژی هستند. مهمترین فرآیندهای پشتیبانی عبارتند از:
    1. مدیریت فناوری اطلاعات
    2. مدیریت ظرفیت و تسهیلات
    3. مدیریت منابع انسانی
    4. مدیریت امور مالی
  3. فرآیندهای مدیریتی: فرآیندهای مدیریتی به منظور اندازه‌گیری، پایش و کنترل فعالیت‌های کسب و کاری به کار می‌روند. این فرآیندها یک سازمان را مطمئن می‌سازند که فرآیندهای اصلی و پشتیبانی به اهداف عملیاتی، مالی، حقوقی و قانونی خود رسیده‌اند. این فرآیندها به طور مستقیم برای مشتریان ایجاد ارزش نمی‌کنند امّا اجرای دقیق آن‌ها بمنظور اطمینان از میزان کارآیی و اثربخشی عملکرد سازمان(بهره‌وری)، الزامی می‌باشد.

۱۰ گام مهم برای راه‌اندازی یک کسب و کار

انواع فعالیت‌های سازمانی

هر فرآیند کسب و کاری با توجه به نوع و شرایط خود، شامل یک یا چندین فعالیت می‌شود. این فعالیت‌ها از لحاظ ساختاری دارای سه نوع می‌باشند:

  1. ارزش افزوده: فعالیت‌های ارزش افزوده شامل فعالیت‌هایی هستند که در ایجاد خروجی مثبت در یک سازمان موثر واقع شوند.
  2. مبادلات: فعالیت‌هایی از جنس تبادل می‌باشند، بدین معنی که اجرای فعالیتی از یک فرآیند به یک واحد سازمانی دیکر انتقال می‌یابد. در انتقال بین واحدی باید کنترل‌های لازم در مبدا صورت پذیرد. این کنترل‌ها توسط بخش کنترل فرآیند صورت خواهد پذیرفت.
  3. کنترل: فعالیت‌های کنترلی، تضمین‌کننده عملکرد فرآیندها در یک محدوده معین و موردانتظار هستند. کنترل‌ها کمک می‌کنند تا فرآیندها به اهداف مورد نظر دست یابند و براساس استانداردها و قوانین عمل کنند. کنترل‌ها یادآور شرط‌ها در تدوین فرآیندها می‌باشند. تحقق شرط به معنای شروع شدن یک فعالیت جدید در ساختار فرآیند می‌باشد. فعالیت‌های کنترلی قادر هستند شرایط ناخواسته را اصلاح، حذف و حتی پیش‌بینی کنند و در صورت لزوم مسیر فرآیند را تغییر دهند.

در فرآیندهای کسب و کار، بهبود و تکرار اهمیت بسیاری دارد. بهینه‌سازی باعث می‌شود تا شاهد بهبود عملکرد و ارتقاء بهره‌وری در یک سازمان باشیم. اصلاح فرآیندها موجب می‌شود تا به مرور زمان نحوه انجام امور مختلف بهبود یابد و بهترین نتایج حاصل شود.

اصول مهم در عملیات برندسازی

زمانی که صحبت از یک برند تجاری مشهور می‌شود همه‌ی افراد ناخواسته به یاد درآمد بالای آن برند می‌افتند. مسئله جالب اینجاست که بسیاری از کسب و کارها نیز مدعی می‌شوند که اگر آن‌ها هم می‌خواستند، قطعا می‌توانستند جای آن برند مطرح را بگیرند یا حتی از آن موفق‌تر شوند. آن‌ها در توضیح اینکه چرا نخواسته‌اند که یک برند صاحب‌نام شوند جواب‌های متناقض و نخ‌نمایی را می‌دهند. امّا واقعیت این است که آن‌ها هرگز با عملیات برندسازی و اصول و قواعد آن آشنا نبوده‌اند.

آشنایی با عملیات برندسازی

توجه به اصول برندینگ می‌تواند هر کسب و کاری را در مسیر موفقیّت قرار دهد، مخصوصا در استارت‌آپ های نوپا برند شدن می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور مهم عمل نماید. در این پست قصد داریم تا درباره عملیات‌های مهم در برندسازی صحبت کنیم و بررسی کنیم که چرا بسیاری از بیزینس‌ها نمی‌توانند یکّه‌تاز بازار خود شوند.

یک محتوای کاربردی دیگر: تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

برند چیست؟

برند یک نام یا نشان یا مولفه‌ای است معرف یک شرکت یا محصول است و در ذهن مخاطب دارای روایتی منحصربفرد می‌باشد. عملیات برندسازی وظیفه دارد تا تمایزهای بین یک شرکت یا محصول را با سایر رقبا نشان دهد. یک برند در ذهن مشتری شکل می‌گیرد امّا می‌توان با کنترل عوامل مختلف، نقش مثبتی را در ذهن مشتریان حک کرد. از ابزارهای زیر می‌توان برای ایجاد یک برند تاثیرگذار استفاده کرد:

  • تبلیغات
  • روابط عمومی
  • واحدهای فروش
  • بازاریابی
  • بسته‌بندی و طراحی خاص
  • حضور در رویدادها و معرفی محصولات یا خدمات توسط اینفلوئنسرها
  • ارتباط تاثیرگذار با مشتریان و ارائه خدمات پشتیبانی به مشتریان
  • و..

برندسازی و قانون اعداد بزرگ

برندسازی و قانون اعداد بزرگ

شاید این سئوال در ذهن شما بوجود بیاید که چرا برندسازی تا این حد برای کسب و کارها اهمیّت دارد. کسب و کارهای امروزی می‌توانند با کمک اعداد بزرگ سحرآمیز شوند. با توسعه رسانه‌های دیجیتال، اعداد بزرگ توانسته‌اند نقش پررنگی را در تجاری‌سازی فعالیت‌های بیزینسی پیدا کنند. توجه به آمار زیر می‌تواند تا حدودی اهمیت رسانه‌ها و اعداد بزرگ در آن‌ها را نشان بدهد:

  • گوگل: یک میلیارد جستجو در هر ثانیه
  • ایمیل: ارسال ۸ میلیارد ایمیل در روز
  • اینترنت: دسترسی بیش از ۴ میلیارد نفر به اینترنت پرسرعت
  • شبکه‌های اجتماعی: بیش از ۳٫۵ میلیارد عضو
  • توئیتر: ۳۰۰ میلیون توئیت در هر روز
  • پخش ویدئو آنلاین: تماشای ۱۲٫۲ میلیارد ویدئو در ماه
  • و..

اعداد فوق تنها نمونه‌های محدودی از شگفتی‌های فضای مجازی هستند. این اعداد بزرگ می‌توانند نتایج بزرگی را با خود به همراه بیاورند. به عنوان مثال فرض کنید اگر یک فروشگاه اینترنتی در روز تنها ۱ میلیون نفر بازدید داشته باشد و تنها یک هزارم(۰٫۰۰۱) آن‌ها تبدیل به خریدار شوند، این فروشگاه اینترنتی می‌تواند ۱۰۰۰ مورد فروش روزانه را تجربه کند. اگر هر فروش بطور میانگین ۵۰۰۰۰ تومان سود داشته باشد، این فروشگاه روزانه بیش از ۵۰ میلیون تومان سود نصیب مدیران خود خواهد کرد.

اگر شما هم به فکر راه اندازی یک کسب و کار جدید هستید باید یک رسانه اختصاصی برای خود داشته باشید. محتوای زیر می‌تواند به شما دیدگاهی سازنده در این زمینه بدهد:
نقش رسانه در کسب و کارهای امروزی

چرا برندینگ مهم است؟

در هر بازاری، برندهای پیشرو سودآوری زیادی دارند زیرا آن‌ها می‌توانند مشتریان زیادی را به سمت خود جلب کنند. توجه به عملیات برندسازی می‌تواند شانس بسیاری را برای یک فعالیت تجاری بوجود آورد. امّا سئوال اساسی این است که چرا کسب و کارهای زیادی، شانس بِرند شدن و کسب درآمد میلیونی را ندارند و چرا قانون اعداد بزرگ نمی‌تواند برای همه کارگشا باشد.

ترس بزرگترین چالش در عملیات برندسازی

همانطور که در بالا گفتیم اعداد بزرگ می‌توانند نتایج شگفت‌انگیزی را برای کسب و کارها بوجود آورند. امّا واقعیت این است که همه نمی‌توانند صاحب این اعداد بزرگ بزرگ شوند یا اینکه اگر هم صاحب این اعداد شوند نمی‌توانند از آن‌ها در کسب و کار خود استفاده کنند.

تنها کسب و کارهای معدودی هستند که می‌توانند از اعداد بزرگ استفاده لازم را ببرند زیرا آن‌ها به درجه بالایی از شجاعت و ریسک‌پذیری ریسده‌اند و ترس خود را کنار گذاشته‌اند. ترس مشکل اساسی بسیاری از کسب و کارهای امروزی می‌باشد. باید بدانیم که برنینگ برپایه جلب توجهات عمل می‌کند. بنابراین هرچه ما ترسوتر باشیم، ریسک کمتری می‌کنیم. این خطرپذیری کم، باعث کاهش توجهات به کسب و کار ما خواهد شد.

انتقاد ناپذیری، ترس به همراه می‌آورد

دلیل اصلی ترسیدن این است که کسب وکارها معمولا از انتقادات، هراسان هستند و سعی می‌کنند به شیوه‌های مختلفی از تیرهای انتقادی دیگران به دور بمانند. در هر کسب‌وکاری می‌توان یکی از دو استراتژی زیر را در پیش گرفت:

  1. نامرئی و ناشناس بمانیم و از انتقادات به دور باشیم.
  2. بزرگ و منحصربفرد باشیم و خود را در معرض قضاوت شدن قرار دهیم. انتقادات را بشنویم و با بهبود مستمر خود، مسیر رشد و تعالی را دنبال کنیم.

باید توجه داشته باشیم که برای رشد و برجسته‌شدن در حوزه کاری خود نیازمند انتقادات هستیم. انتقادات نشان‌دهنده نقاط ضعف و قوت هر برندی می‌باشد و این نقدها هستند که می‌تواند جلوی لغزش‌های بزرگ را از کسب و کارها بگیرند.

یک برند به تنهایی نمی‌تواند درک کند که چگونه می‌تواند موفق شود. راهنمایی‌هایی که مشتریان، شرکا، کارمندان و حتی رقبای تجاری به یک سازمان می‌نمایند بهترین شانس‌ها را برای برندینگ و موفقیت می‌دهند. فراموش نکنیم که هیچ برندی در یک شب بوجود نخواهد آمد. این نظرات جمعی و حتی انتقادات تخریبی هستند که برند را در گذر زمان صیقل خواهند داد و آن را به بهترین شکل خواهند ساخت.

۵ نکته مهم در عملیات برندسازی

برای اینکه بتوانیم یک برند موفق را بوجود بیاوریم، ضروری است تا به نکات زیر توجه داشته باشیم:

۱- تحقیقات بازار

قبل از اینکه به سراغ برندسازی و تبلیغات گسترده برویم باید ابتدا بازار و پرسونای مشتریان خود را بشناسیم. تحقیقات بازار(Market Research) که زیرمجموعه تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) می‌باشد می‌تواند اطلاعات خوبی را به ما بدهد و در تدوین استراتژی‌های کسب وکاری ما تاثیر بگذارد.

۲- ارتباطات و تعامل با مشتریان

موضوعی که در برندسازی باید مدنظر قرار گیرد، داشتن ارتباطات موثر با مشتریان فعلی یا مشتریان بالقوه می‌باشد. راه‌اندازی واحد روابط عمومی در هر کسب وکاری می‌تواند زمینه‌ساز خوبی برای عملیات برندسازی باشد. پاسخگویی همیشگی به مخاطب موضوعی است که باید همیشه مدنظر یک برند تجاری باشد.

۳- ارائه مزیت رقابتی

هر برندی باید براساس یک ارزش رقابتی شکل بگیرد. این ارزش باید برتری آن کسب وکار را نسبت به سایر رقبا نشان بدهد. این مزیت رقابتی باید در نام برند و حتی شعارهای تبلیغاتی نمود پیدا کند.

۴- استراتژی برند

بسیار حائز اهمیت است که در فعالیت‌های تجاری یک چارچوب و اصول خاص را دنبال کنیم. هر برندی شامل اهدافی تجاری یا غیرتجاری می‌شود. اینکه بدانیم از چه طریقی، با کمک چه ابزاری و به چه شیوه‌ای باید به این اهداف برسیم بسیار مهم است. به همین دلیل داشتن سند استراتژی‌های کلان برای هر برندی الزامی است.

یک محتوای تکمیلی: آشنایی با مفهوم و کاربرد استراتژی

۵- هویت و جایگاه برند

هر سازمانی یک احساس نسبت به خود ایجاد می‌کند که این حس هویت برند را تشکیل می‌دهد. هویت برند بر روی جایگاه برند در بازار و بین رقبا تاثیر می‌گذارد. فرهنگ سازمانی نقش مهمی در شکل‌گیری هویت برند دارد. پس زمانی که می‌خواهیم عملیات برندسازی را شروع کنیم باید به ساختار و فرهنگ سازمانی توجه کافی را داشته باشیم.

انواع مدل‌های برندسازی

عناصر مهم در برندسازی

در شکل بالا عناصر مهم در برندسازی را مشاهده می‌کنید. یک سازمان با توجه به شرایط خود ممکن است انواع مختلفی از برندسازی را تجربه کند. مهمترین مدل‌های برندسازی برای یک کسب و کار شامل موارد زیر می‌شوند:

۱- برندینگ اسمی(Name Brand Recognition)

در این نوع از برندسازی، سازمان سعی می‌کند تا نام خود را در بازار و در بین رقبا مطرح کند. یکی از اصول مهم در این برندسازی این است که رنگ سازمان، نام و لوگوی شرکت در اذهان مخاطبان نقش ببندد. تبلیغات و اقناع مخاطبان در پذیرش این نوع از برندینگ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

۲- برندینگ منفرد(Individual Branding)

برندینگ محصول

در بعضی از شرایط یک شرکت تصمیم می‌گیرد علاوه بر برند سازمانی، یک محصول را هم برند نماید. به همین دلیل از برندینگ منفرد برای معرفی یک محصول خاص به عموم مخاطبان استفاده می‌کند. برند شدن یک محصول می‌تواند باعث ارتقاء جایگاه برند اصلی و فروش سایر محصولات آن برند شود.

۳- برندینگ نگرشی(Attitude Branding)

نگرش افراد نسبت به یک برند یا یک محصول بسیار مهم است. در برخی از مواقع لازم است تا نام یک برند با یک ویژگی خاص عجین شود. مثلا برند دوستدار طبیعت یا برند حامی ورزشکاران.

۴- برندینگ بدون برند(No-Brand Branding)

برخی از اوقات نیاز است تا محصولات یا خدماتی بدون توجه به برند عرضه شود. این محصولات که عموما حفظ سادگی در آن‌ها اهمیت بیشتری از برندسازی دارد.

۵- توسعه برند(Brand Extension)

توسعه برند

یک برند ممکن است نیاز به توسعه پیدا کند. در بازارهای بین المللی یا بازارهای جدید نیاز است تا برند مجدد عملیات برندسازی را پیاده نماید.

۶- برندینگ از طریق جمع‌سپاری(Crowd Sourcing)

در این روش از مشتریان برای توسعه یک برند استفاده می‌شود. به جای اینکه هزینه‌های سنگین تبلیغاتی صورت پذیرد، سعی می‌شود با مشارکت دادن مشتریان وفادار، عملیات برندسازی توسط آن‌ها شکل بگیرد. این شیوه برندینگ شباهت زیاد با روش بازاریابی دهان به دهان دارد.

۷- برندینگ مشارکتی(Co-Branding)

برخی از اوقات دو یا چند برند با یکدیگر همکاری می‌کنند تا یک مفهوم خاص را در جامعه نهادینه کنند. این نوع از برندینگ می‌تواند هم اهداف تجاری را در برگیرد و هم به جهت اطلاع‌رسانی یا فرهنگ‌سازی مورد استفاده قرار گیرد.

۸- برندینگ شخصی(Personal Branding)

در این نوع از برندسازی سعی می‌شود تا با استفاده از اعتبار اشخاص، به تحقق اهداف سازمانی پرداخته شود. می‌توان از اعتبار مدیرعامل یا اعضای هئیت مدیره برای معرفی یک محصول یا خدمت جدید استفاده کرد. اینفلوئنسرمارکتینگ نیز براساس برندینگ شخصی افراد مطرح در حوزه‌های مختلف شکل می‌گیرد.

آشنایی با ۱۰ قانون طلایی در پرسونال برندینگ یا همان برندسازی شخصی

و در پایان..

هر برندی باید تلاش کند تا برای خود یک قبیله بسازد. قبیله‌ای که در شرایط سخت حامی و پشتیبان او باشند. برندهای موفق سعی می‌کنند با ایجاد شبکه‌ای از مشتریان خود، هسته اصلی بازاریابی را شکل دهند. جامعه‌ای که برندها برای خود بوجود می‌آورند به عنوان یک بلندگویی رسا و واحد، صدای برند را به گوش همه خواهد رساند. هرچه این جامعه قوی‌تر باشد شانس بیشتری برای دیده شدن و موفقیت برند بوجود خواهد آمد. پس هر برندی باید رشد خود را در پیشرفت و ارتقاء جایگاه مشتریان خود ببیند.

تحقیقات بازاریابی ، راهکاری برای بهبود فضای کسب و کار

کسب و کارهای امروزی بیش از هر چیزی مخاطب‌محور هستند. مدیرانی که به دنبال رشد هستند به خوبی می‌دانند تامین نیازهای واقعی مخاطبانشان می‌تواند باعث رضایت بیشتر آن‌ها شود. رضایت مشتری، ابزاری برای کسب شهرت و اعتبار برای یک برند می‌باشد. تحقیقات بازاریابی یک شیوه اصولی و نسبتا کم‌هزینه برای شناسایی نیازمندی‌های مخاطبان می‌باشد.

تحقیقات بازاریابی

یکی از مشکل‌های جدّی استارت‌آپ ها برای ورود به بازار، عدم شناخت از مخاطبان، نیازها و طریقه ارتباط‌گیری با آنان می‌باشد. با کمک تحقیقات بازاریابی می‌توان اطلاعات ارزشمندی درباره مشتریان بالقوه یک کسب و کار جمع‌آوری کرد. این اطلاعات می‌تواند از مرحله طراحی محصول/خدمت تا مراحل بازاریابی و فروش یاری‌دهنده مدیران کسب و کار باشد.

پیش نیاز این محتوا: بازاریابی و جایگاه آن در توسعه کسب و کارها

تحقیقات بازاریابی چیست؟

تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) شامل جمع‌آوری، آنالیز و تفسیر منظم داده‌های مرتبط با شرایط بازار است. در تحقیقات بازاریابی به دنبال شناسایی عوامل مهم در تغییر رفتار مصرف‌کنندگان هستیم. عوامل مهم در تغییر رفتار مصرف‌کنندگان می‌تواند ترکیبی از محصول، قیمت، مکان و نوع تبلیغات باشد.

عوامل موثر بر تغییر رفتار مشتری

بازاریابان باید اطلاعات کاملی در مورد دلایل تغییرات در بازار را در اختیار داشته باشند. تغییرات ناگهانی در سلایق و ترجیهات مشتریان می‌تواند یک کسب و کار را تا مرز نابودی به پیش ببرد.

اهداف تحقیقات بازاریابی

تحقیات بازاریابی به دنبال دستیابی به اهداف کلیدی زیر می‌باشد:

  1. شناخت فرصت‌ها و چالش‌های احتمالی در آینده به هدف کاهش ریسک‌ها
  2. کسب اطلاعات دقیق از رقبا و مزیت‌های رقابتی آن‌ها
  3. نیازسنجی دقیق از مشتریان و ارائه محصول یا خدمتی متناسب با نیاز و تقاضای آن‌ها
  4. یافتن سنجه‌های مرتبط با بیزینس برای تحلیل وضعیت رشد کسب و کاری
  5. شناسایی راه‌های بازاریابی موثر و اجرای کمپین‌های تبلیغاتی با کمترین هزینه
  6. پیش‌بینی حجم مورد نیاز به یک محصول یا خدمت در بازار
  7. ارتباط و شبکه‌سازی با مخاطبین(واحد روابط عمومی می‌تواند فعالیت خود را از همین مرحله شروع کند)
  8. یافتن شیوه‌های اصولی و رقابتی برای قیمت‌گذاری محصولات یا خدمات
  9. پیش‌بینی فروش و میزان درآمد احتمالی برای برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و ارائه گزارشات به هئیت مدیره

تحقیقات بازار یا تحقیقات بازاریابی

تحقیقات بازار(Market Research) را می‌توان زیرمجموعه‌ایی از تحقیقات بازاریابی(Marketing Research) دانست. تحقیقات بازاریابی طیف وسیعی از فعالیت‌ها را در بر‌می‌گیرد که تحقیقات بازار هم زیرمجموعه آن است.

در بازاریابی، ما به دنبال یافتن بازار، بازارسازی، و بازارداری هستیم. این در حالی است که در تحقیقات بازار ما به دنبال شناخت بازارها، حجم محصولات یا خدمات مورد نیاز بازار، رقبا، مزیت‌های رقابتی و اطلاعاتی از این دست هستیم.

چرخه تحقیقات بازار

چرخه تحقیقات بازار

برای شناسایی بازارهای متناسب با هر کسب وکاری باید به دنبال تحقیقات بازار باشیم. تحقیقات بازاریابی به ما کمک می‌کند تا از مشتریان، رقبا، شرکای تجاری، شیوه‌های بازاریابی، تبلیغات، فروش و بسیاری از مسائل دیگر شناخت پیدا کنیم. تحقیقات بازاریابی یک چرخه همیشگی دارد که هر کسب و کاری باید بصورت مستمر آن را دنبال کند. در ادامه به معرفی این چرخه می‌پردازیم:

۱- تعریف مسئله

هرگاه بخواهیم درباره موضوعی تحقیق کنیم باید ابتدا مسئله، ابعاد، آثار مشکل و بسیاری از مسائل دیگر را تعریف کنیم. در تحقیقات بازار هم اولّین گام این است که تعریف درستی از مشکل داشته باشیم و برنامه تحقیقاتی خود را براساس مشکل تعریف شده تدوین کنیم. در این مرحله توجه به مسائل زیر ضروری است:

  • تعیین اهداف تحقیق
  • شناسایی رویکردهای تحقیقاتی
  • تعیین منابع تحقیقاتی و روش‌های جمع‌آوری اطلاعات
  • تعیین روش‌های ارتباطی با مشتریان یا مدیران اجرایی در تحققات

۲- تدوین طرح تحقیقاتی

بعد از شناخت مسئله، ما باید سعی کنیم به دنبال حل مسئله باشیم. تدوین طرح تحقیقاتی به عنوان یک مستند مهم در تحقیقات بازار محسوب می‌شود. یک طرح تحقیقاتی از مجموعه‌ای از اطلاعات تشکیل می‌شود که از منابع مختلفی جمع‌آوری می‌شوند. این منابع عبارتند از:

  • جمع‌آوری مشاهدات و گزارش‌ها از طریق تحقیقات میدانی و محیطی
  • جمع‌آوری نظرات مشتریان فعلی درباره محصولات آینده با کمک تحقیقات پیمایشی
  • سنجش رفتارهای مشتریان با کمک جمع‌آوری داده‌های رفتاری
  • یافتن روابط علّت و معلولی با استفاده از تحقیقات تجربی
  • یک نمونه اولیه از یک محصول یا خدمت می‌تواند کمک زیادی به تحقیقات بنماید. نمونه‌سازی یک بخش مهم از طرح تحقیقاتی را در بر می‌گیرد. در نمونه سازی بهتر است پاسخ‌های شفافی برای سئوالات زیر داشته باشیم:
    • طرح نمونه را چه کسی/کسانی باید استفاده کنند؟
    • حجم(تعداد) طرح نمونه به چه میزانی باشد؟
    • چگونه اطلاعات مورد نیازمان را از طرح نمونه برآورد کنیم؟

۳- جمع‌آوری اطلاعات

جمع آوری اطلاعات

یکی از پرهزینه‌ترین بخش‌ها در هر تحقیقی، جمع‌آوری اطلاعات دقیق و شفاف است. یک محقق باید به دنبال روش‌های اصولی برای جمع‌آوری اطلاعات متناسب با تحقیق خود باشد. ممکن است اطلاعات مخدوش، تکراری یا نامرتبط، صحت تحقیقات را به خطر بیندازد. جمع‌آوری اطلاعات کار ساده‌ای نیست چون که:

  1. عدم شناسایی پرسوناهای درست
  2. عدم دستیابی به مخاطبان یا منابع متناسب با تحقیق
  3. عدم تمایل به پاسخ‌دهی مخاطبان یا مشتریان فعلی
  4. غرض‌ورزی مخاطبان یا انتخاب نادرست نمونه‌های تحقیقاتی
  5. و..

روش‌های جمع‌آوری اطلاعات

در فرآیند تحقیقات بازاریابی یکی از مهمترین بخش‌های تحقیق، جمع‌آوری اطلاعات(Data Collection) می‌باشد. داده‌ای که برای اولیّن بار توسط محقق جمع‌آوری می‌شود داده اولیه یا اصلی(Primary Data) نامیده می‌شود.داده‌های که از پردازش بر روی این داده‌های اولیه استخراج یا استنتاج می‌شود داده ثانویه(Secondary Data) نامیده می‌شود.

استخراج داده‌های اصلی

برای استخراج داده‌های اصلی در یک تحقیق بازاریابی، محقق می‌تواند از روش‌های زیر استفاده کند:

  1. مصاحبه: متدوال‌ترین روش جمع‌آوری اطلاعات در تحقیقات بازاریابی می‌باشد که در آن مصاحبه‌کننده شخصا از طریق فرم ‌های آنلاین، ایمیل یا تلفن از پاسخ‌دهندگان سئوال می‌کند تا اطلاعاتی را بدست آورد.
  2. تکنیک دلفی: در این روش محقق، اطلاعاتی را از خبرگان و متخصصین در یک حوزه خاص کسب می‌کند و تحقیق را بر مبنای این اطلاعات به پیش می‌برد.
  3. تکنیک پروژکتیو: در این شیوه سعی می‌شود از افراد مختلف به شیوه غیرمستقیم اطلاعاتی دریافت شود. این تکنیک خود شامل چندین شیوه مختلف است که برحسب نیاز استفاده می‌شود.
    1. تست تصویری: چند تصویر به شخص نشان داده می‌شود و از او می‌خواهند تا آن چه به ذهنش می‌رسد را در توصیف عکس بیان کند.
    2. بازی نقش: در این شیوه به پاسخ‌دهندگان موقعیّتی تخیلی داده می‌شود و از آن‌ها می‌خواهند که در صورت واقعی بودن شرایط چه عکس‌العملی از خود نشان می‌دهند.
    3. تکمیل کارتون: تصاویر کارتونی و ناقص به افراد نشان داده می‌شود و از آن‌ها خواسته می‌شود تا ایده‌ها و نظرات خود را درباره شخصیت‌ها بیان کنند.
    4. مجموعه کلمات: مجموعه‌ای از کلمات به مخاطب ارائه می‌شود و سپس از مخاطب می‌خواهند تا با شنیدن یک کلمه آن چه به ذهنش می‌رسد را بیان کند.
    5. تکمیل جمله: محقق جملاتناقص را برای پاسخ‌دهندگان فراهم می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد تا آن را کامل کنند، این کار برای بررسی ایده‌های پاسخ‌دهندگان انجام می‌شود.
  4. مصاحبه گروهی: گروه‌های کوچک ۶ تا ۱۲ نفری در یک مکان دور هم جمع می‌شوند. هر فرد گروه نظر خود را درباره موضوع مورد بحث می‌گوید و سعی می‌شود تا به یک جمع‌بندی برسند. این مصاحبه یک گرداننده دارد که از تیم محققین می‌باشد.
  5. شیوه پرسشنامه: پرسش‌نامه یک راه ساده و مطمئن برای جمع‌آوری داده‌ها می‌باشد. در یک پرسش‌نامه مجموعه‌ای از سئوالات مربوط به یک مشکل قرار داده می‌شود. این روش از آن جهت مناسب است که در یک مدّت زمان کم می‌توان حجم زیادی از اطلاعات را جمع‌آوری کرد. با کمک فرم‌های آنلاین می‌توان به راحتی داده‌های موجود در پرسش‌نامه ها را دسته‌بندی و پردازش کرد.
استخراج داده‌های ثانویه

این داده‌ها را می‌توان از منابع مختلفی استخراج کرد. مهمترین منابعی که برای استخراج داده‌های ثانویه استفاده می‌شوند عبارتند از:

  • گزارش‌های فروش
  • صورت‌های مالی
  • اطلاعات مشتریان(نام، سن، جنسیت، اطلاعات تماس و آدرس)
  • اطلاعات استخراجی از شرکت‌های همکار
  • گزارشات و بازخوردهای فروشندگان یا توزیع‌کنندگان یک محصول خاص
  • گزارشات استخراجی از سیستم‌های مدیریت اطلاعات (MIS)
  • سرشماری‌های عمومی دولت(نظیر نفوس و مسکن، آمارهای اداره بازرگانی یا آمار تو.لید محصولات کشاورزی و..)
  • اطلاعات ادارات دولتی(تامین اجتماعی، دارایی و..)
  • مجلّات تجاری
  • وب‌سایت ها و شبکه‌های اجتماعی
  • کتاب‌ها

یکی از مزایای داده‌های ثانویه این است که به راحتی در دسترس است و از این جهت زمان کمتری صرف جمع‌آوری اطلاعات می‌شود. این نوع از اطلاعات ارزان هستند ولی قابلیت اطمینان به آن‌ها کمتر است.

۴- آنالیز اطلاعات

پس از جمع‌آوری اطلاعات، مرحله تجزیه و تحلیل اطلاعات شروع می‌شود. استفاده از تکنیک‌های آماری نظیر محاسبه میانگین و اندازه‌گیری پراکندگی از روش‌های شایعی است که در این فاز مورد استفاده قرار می‌گیرند.همچنین استفاده از مدل‌های شبیه‌سازی، سیستم‌های تصمیم‌یار و الگوریتم‌های یادگیری می‌تواند به محقق کمک نمایند.

۵- ارائه یافته‌ها

ارائه یافته ها

هر تحقیقی به هدف ارائه به افراد یا سازمان‌های خاصی تهیه و تدوین می‌شود، به همین دلیل نتایج تحقیق بایستی به ذی‌نفعان تحقیق ارائه گردد. در این مرحله می‌توان نتایج بدست آمده از تحقیق را به مدیران ارشد سازمانی ارائه کرد تا امکان نزدیک‌شدن به فاز تصمیم‌گیری بوجود بیاید.

۶- تصمیم‌گیری، اجرا و کنترل

این آخرین مرحله از تحقیقات بازار است. با استفاده از یافته‌ها و براساس سیاست‌های سازمانی، مدیران تصمیم به تولید یا ارائه محصولات/خدمات جدید براساس طرح تحقیقاتی می‌نمایند. این مرحله حساسیت زیادی دارد و همچنان پرونده تحقیقات بازار باز باقی می‌ماند. اجرا درست و جزبه جز طرح باید مورد نظارت قرار بگیرد و براساس بازخوردهای دریافتی از بازار باید محصولات/خدمات بهبود پیدا کنند.

اهمیت تحقیقات‌بازاریابی برای کسب و کارها

اهمیت تحقیقات بازاریابی

در حال حاضر، هزینه راه‌اندازی یک کسب و کار به شدّت بالا است و از طرفی دیگر با توجه به رقابت شدید در بازار، تنها تعداد محدودی از کسب و کارها شانس موفقیت در بازار را خواهند داشت. بدون تحقیق فعالیتی را آغاز کردن در تجارت امری غیرمنطقی محسوب می‌شود، بنابراین افراد سعی می‌کنند براساس مستندات به سراغ یک بیزینس بروند و سرمایه و زمان خود را بی‌دلیل به هدر ندهند.

بهترین راه برای اینکه ظرفیت بازار را در یک زمینه خاص بسنجیم استفاده از تحقیقات‌باازاریابی است. در حال حاضر شرکت‌های بسیاری هستند که به عنوان کارگزار می‌توانند تحقیقات بازاریابی را برای شرکت‌های کوچک و متوسط که امکانات کافی در اختیار ندارند را انجام دهند. این شرکت‌ها با استفاده از کارشناسان مجرّب هزینه‌های تحقیقات را به حداقل کاهش می‌دهند.

فراموش نکنیم که اگر تحقیقات بازاریابی به درستی انجام شود می‌توان از آن به عنوان یک سند رسمی برای تحقیقات آینده یا کاربردهای دیگر در سازمان استفاده کرد.

انواع تحقیقات بازاریابی

با توجه به اهدافی که ما داریم، می‌توانیم از انواع شیوه‌های تبیلغاتی استفاده کنیم. در ادامه به بررسی چند شیوه تحقیقاتی شایع در بازاریابی می‌پردازیم:

۱- تحقیقات اکتشافی

محقق در شرایطی که اطلاعات کم و ناقصی در مورد یک مسئله دارد از این شیوه استفاده می‌کند. وی ابتدا با تحقیقات خود یک بینش کلی در باره مشکل پیدا می‌کند. محقق در این شیوه تحقیقاتی تمامی پیش‌فرض‌های قبلی را از ذهن خود پاک می‌کند و بیطرفانه به مشکل نگاه می‌کند. او ایده‌های بسیاری را برای خود لیست می‌کند و به مرور ایده‌های غیرعملی را کنار می‌گذارد و به دنبال راه‌حلی می‌گردد که قابلیّت پیاده‌سازی داشته باشد.

۲- تحقیقات توصیفی

در این نوع از تحقیق سعی می‌شود با آزمایش فرضیّات، پاسخ‌های دقیقی برای یک مشکل پیدا شود. هدف از این نوع از تحقیق در بازاریابی، اندازه‌گیری میزان وقوع احتمالات مختلف می‌باشد. شناسایی میزان تاثیر متغییرهای مختلف در شرایط بازار در این نوع از تحقیق امکان‌پذیر خواهد بود.

۳- تحقیقات عِلّی

این نوع از تحقیق را می‌توان برای شناسایی علّت‌ و معلول در متغییرهای مختاف بکار گرفت. در این شیوه تحقیقاتی میزان تاثیر یک متغییر در سایر متغییرها مورد بررسی قرار می‌گیرد. به عنوان مثال تغییر رنگ دکمه‌های خرید در یک فروشگاه اینترنتی تا چه میزانی بر روی فروش یک فروشگاه تاثیر دارد.

۴- تحقیقات پیش‌بینی کننده

این نوع از تحقیق به هدف پیش‌بینی تغییرات در بازار انجام می‌شود. در این شیوه، میزان تاثیر متغییرهای مختلف در کل بازار مورد بررسی قرار می‌گیرد. مطرح‌ترین مدل‌های تحقیقات پیش‌بینی کننده عبارتند از:

  • پیش‌بینی میزان رشد بازار
  • پیش‌بینی بحران‌های مالی
  • پیش‌بینی فروش در ۶ ماه آینده
  • پیش‌بینی استقبال از محصول جدید
  • و..

۵- تحقیقات کمّی

در تحقیقات کمّی بیشتر با واقعیات و داده‌های عددی سر و کار داریم و چندان توجهی به احساسات، نظرات و نگرش‌های افراد نداریم. در این مدل تحقیقی سعی می‌شود تا براساس داده‌ها، استنتاج‌های ریاضی و آماری صورت پذیرد و با استناد به آمار به تفسیر ترجیهات مشتریان پرداخته شود.

۶- تحقیقات کیفی

در این شیوه، محقق درگیر احساسات، نگرش‌ها، عقاید و افکار فردی می‌شود تا بتواند یک مدل رفتاری مشخص را برای انواع مشتریان استخراج کند. در این مدل تحقیقاتی به دنبال دلایل روانشناختی و احساسی هستیم و سعی می‌کنیم با تاثیر بر روی چنین متغییرهایی، انگیزه و نگرش‌های مشتریان را طوری جهت‌دهی کنیم که اهداف تجاری کسب و کار برآورده شود.

کشف نیاز مشتری

یکی از مهمترین موضوعات در بازاریابی، شناخت نیازهای واقعی مشتریان می‌باشد. مشکل بسیاری از کسب و کارها این است که خود را جای مشتری می‌گذارند و سعی می‌کنند آن چیزی که برای آن‌ها مناسب و سودآور است را در اختیار مشتری خود قرار دهند. این در حالی است که تقاضا، نیاز و خواسته یک مشتری ممکن است با کالا یا خدمتی که در اختیار او گذاشته می‌شود کاملا متضّاد باشد.

کشف نیاز واقعی مشتریان

هدف اصلی در کشف نیاز مشتری این است که فرضیه‌های اولیّه‌ای که یک مدیر درباره یک محصول در ذهن خود دارد را با واقعیّات بسنجد. کسب و کارها برای اینکه موفق شوند و ماندگار باشند باید درک عمیقی از نیاز مشتریان خود پیدا کنند. راهکارهای زیر به کسب و کارها کمک می‌کند تا بتوانند نیازهای مشتریان خود را بهتر بشناسند:

  1. راهی برای ارتباط موثر با مشتریان خود پیدا کنید.
  2. اعتماد مشتری را جلب کنید و حرف او را به خوبی بشنوید.
  3. مانند یک مشاور عمل کنید و بهترین راهنمایی‌ها را به مشتریان خود ارائه کنید.
  4. از مشتریان سئوالات مناسب بپرسید تا بتوانید نیازهای آن‌ها را به خوبی جواب بدهید.
  5. کشف نیاز یک چرخه همیشگی است زیرا نیازمندی‌های مشتریان لحظه به لحظه تغییر می‌کند.
  6. از نظرات صاحب‌نظران برای تشخیص نیازهای مشتریان بهره ببرید.

بازاریابی، بازارداری یا بازارسازی

مفهوم واقعی مارکتینگ

نکته مهم در یک بیزینس این است که همیشه همه چیز برای ما مهیّا و آماده نیست. برخی از اوقات کسب و کارها باید بازار جدیدی برای خود بسازند(بازارسازی). برخی از زمان‌ها نیاز است تا بازار موجود را حفظ کنیم(بازارداری). البتّه در شرایطی هم به سراغ پیداکردن بازارهای جدید خواهیم رفت(بازاریابی).

واژه Marketing در ادبیّات آمریکایی معنای گسترده‌ای دارد. مارکتینگ را می‌توان یافتن بازر، معرفی محصول، ارتباط با مشتری و حفظ مشتری، تعامل با مصرف‌کنندگان، جایگاه‌سازی و ایجاد برند دانست. بنابراین هنگامی که ما از بازاریابی صحبت می‌کنیم در واقع باید بازارداری و بازارسازی را هم مدنظر قرار دهیم.

عوامل تاثیرگذاری بر روی مشتری

تکنیک LOCATE، شیوه‌ای برای تعامل بهتر با مشتریان و شناخت نیازهای آنان می‌باشد، این تکنیک از ابتدای حروف نامش تشکیل شده است.

تکنیک LOCATE
  • Listen: به صحبت‌های مشتری به خوبی گوش دهید.
  • Observe: به مشتری و شرایط محیطی که او در آن قرار گرفته است توجه کنید.
  • Combine: صحبت‌ها، دیدگاه‌ها و شنیده‌ها را با شرایط محیطی ترکیب کنید.
  • Ask Question: از سئوال کردن خسته نشوید زیرا هر پرسشی می‌تواند یکی از نیازهای پنهان مشتری را برای شما آشکار کند.
  • Talk to Others: با متخصصین در مورد نیازهای مشتریان خود صحبت کنید.
  • Empathize: از چشم مشتری به مسئله نگاه کنید و سعی کنید احساس او را درک کنید.

تدوین مجدد استراتژی‌ها بازاریابی با کمک مارکتینگ ریسرچ

شکست در بازار موضوعی است که می‌تواند حیات یک کسب و کار را با تهدیدات جدّی موجه کند. کسب و کارهای نوپا برای ورود به بازار باید دارای استراتژی‌های مشخصی برای بازاریابی باشند. تعیین استراتژی کار ساده‌ای نخواهد بود زیرا که استراتژی را باید باتوجه به چشم‌اندازهای موجود در بازار تعیین کرد.

به همین دلیل است که تحقیقات بازاریابی اهمیت بسیاری می‌یابد. زیرا اطلاعات می‌تواند یک چشم‌انداز(View) خوبی به مدیران بدهد تا بهترین استراتژی‌ها را برای سازمان خود برگزینند.

اهداف روابط عمومی در کسب و کارها

با رشد ارتباطات در جوامع بشری شاهد این هستیم که کسب و کارها نیاز بیشتری به رعایت اصول مدیریتی و داشتن روابط عمومی پیدا کرده‌اند. داشتن برنامه‌ریزی در امور مختلف باعث می‌شود تا یک سازمان امکان دستیابی به اهدافش را بیابد. بخش اعظمی از مدیریت سازمانی را مدیریت منابع انسانی در برمی‌گیرد، بنابراین مدیران ناچار هستند تا برای مدیریت بهتر به ارتباطات انسانی توجه کافی داشته باشند.

روابط عمومی و رشد کسب و کاری

مدیران با ایجاد واحدهای روابط عمومی در سازمان خود، سعی می‌کنند تا منابع انسانی (درون سازمانی و یرون سازمانی) را به بهترین شکل مدیریت کنند و آن را برای تحقق اهداف سازمانی جهت‌دهی نمایند.

روابط عمومی چیست؟

براساس تعریف رکس هارلو از پیشگامان علم روابط عمومی درجهان و بنیان‌گذار انجمن روابط عمومی آمریکا، روابط عمومی(Public Relation) دانشی است که توسط آن سازمان‌ها سعی می‌کنند تا به صورت آگاهانه به مسئولیت‌های اجتماعی خود عمل کنند تا بتوانند نظر مساعد افرادی را که برای آن‌ها اهمیت دارند را جلب نمایند.

روابط عمومی یک وظیفه و کار مدیریتی است که سعی در ایجاد، حفظ و ارتقاء ارتباطات در یک سازمان دارد. ارتباطات سازمانی باعث درک بهتر افراد از موضوعات و مباحث موجود در داخل یا خارج یک سازمان می‌شود.

اهمیّت روابط عمومی در کسب و کارها

روابط عمومی در هر سازمانی از آن زاویه اهمیّت دارد که اولّین واحدی است که با نظرات عمومافراد(داخل و خارج سازمان) درباره آن سازمان مواجه می‌شود و می‌تواند با پاسخگویی سریع و درست نظرات منفی را تغییر دهد و نظرات مثبت را بازتاب دهد.

PR را می‌توان یک سیستم هشدار سازمانی دانست که به دنبال تحقق سه هدف زیر می‌باشد:

  1. اطلاعات را به جامعه هدف ومخاطبان می‌دهد.
  2. سعی در تغییر نگرش و گرایش افراد مرتبط با سازمان دارد.
  3. تسهیل ارتباطات بین افرادی که با سازمان در تعامل هستند.

آیا شما دنبال استخدام هستید پس حتما به یک رزومه حرفه‌ای نیاز دارید:
آشنایی با اصول رزومه‌نویسی حرفه‌ای

اهداف روابط‌عمومی

شاید برای شما سئوال پیش بیاید که یک واحد روابط‌عمومی چه کارهایی انجام می‌دهد؟ مهمترین اهداف و وظایف یک واحد روابط عمومی میتواند در ۱۲ مورد زیر و موارد بسیار دیگری جای بگیرد:

  1. ایجاد تفاهم، رفع سوتفاهم‌ها و پاسخگویی منطقی به انتقادات
  2. توسعه ارتباطات رسانه‌ای و خبری
  3. معرفی فعالیت‌های انجام‌شده در یک سازمان
  4. بررسی عملکرد واحدهای مختلف و ارائه گزارشات کاربردی به مدیران ارشد
  5. افزایش رضایت در تمامی افرادی که با سازمان در ارتباط هستند
  6. شناسایی نیروها و سازمان‌های مستعد برای همکاری با سازمان
  7. تسهیل در ارتباطات درون و برون سازمانی
  8. اطلاع‌رسانی وسخنگویی رسمی سازمان
  9. آماده کردن اذهان عمومی برای مواجه با مسائل مختلف
  10. تکریم ارباب رجوع و افزایش رضایتمندی در مشتریان
  11. استفاده از ابزارها و فناوری‌های نوین برای ارتباطات و جمع‌آوری داده‌ها(روابط عمومی دیجیتال)
  12. بهبود بهره‌وری، توانمندسازی و اثربخشی نیروی انسانی

جایگاه روابط عمومی در رشد تجاری

واحد PR یکی از نهادهایی است که قبل از تولد یک سازمان هم می‌تواند وجود داشته باشد. اگر شما یک ایده خوب در ذهن خود دارید ولی هنوز شرایط برای عملی‌کردن ایده‌تان وجود ندارد می‌توانید از همین حالا روابط‌عمومی خود را ایجاد کنید. ایجاد PR قبل از ایجاد سازمان یا حتی تولید محصول می‌تواند بازار خوبی را برای شما ایجاد کند.

هرم مازلو در روابط عمومی

هرم مازلو در PR (تصویر بالا) به خوبی نشان می‌دهد که محصول پایین‌ترین سطح این هرم است و رهبری فکری بالاترین سطح آن می‌باشد. روابط عمومی به ما کمک می‌کند تا بدون داشتن یک محصول یا خدمت تبدیل به رهبر فکری در یک زمینه خاص شویم و بتوانیم با توجه به شرایط بازار و رقبا محصول یا خدمتی را به بازار ارائه کنیم که با استقبال جامعه مواجه شود.

ساختار واحد روابط عمومی در یک سازمان

آن‌چه در PR یک سازمان بوقوع می‌پیوندد هدفمند است و به دنبال بهبود عملکرد سایر واحدها می‌باشد. به همین دلیل مسئولین PR باید به موارد زیر توجه کافی داشته باشند:

  • عملی آگاهانه: روابط‌عمومی فعالیتّی ارادی و آگاهانه است که به دنبال تاثیرگذاری برروی جامعه هدف در یک سازمان می‌باشد.
  • برنامه‌ریزی: روابط عمومی فعالیتی سازمان‌یافته است که براساس طرح و برنامه قبلی اجرا می‌شود.
  • عملکرد: روابط عمومی براساس سیاست‌ها و خط‌مشی های کلی یک سازمان شکل می‌گیرد و هدف آن تاثیر مثبت بر روی عملکرد سازمان است.
  • منفعت عموم: روابط عمومی باید برای سازمان و همه‌ی افراد مرتبط، انتفاع ایجاد کند.
  • ارتباط دو طرفه: PR یک ارتباط دو طرفه برای توزیع اطلاعات می‌باشد.
  • وظیفه مدیریتی: روابط‌عمومی زمانی حداکثر تاثیر خود را خواهد گذاشت که بتواند بر روی تصمیمات مدیران ارشد سازمانی تاثیر بگذارد.

برنامه‌ریزی در PR

برنامه PR، طرح مدوّنی است که خطوط کلّی فعالیت‌ها در روابط عمومی را برای مخاطبان یک سازمان مشخص می‌کند. در برنامه روابط عمومی، اقدامات گوناگونی برای مدیران و کارکنان مشخص می‌شود، این اقدامات عبارتند از:

  • الگوهایی برای تهیه اطلاعیه‌ها و بولتن‌های خبری
  • تعیین فرهنگ سازمانی
  • مشخص نمودن اهداف عالی سازمانی
  • تعیین رسانه، پیام‌رسانه‌ها و ساختار پیام‌های ارسالی به مخاطبان
  • و..

تحقیق و توسعه(Research & Development) در طراحی برنامهPR در هر سازمانی تاثیر دارد. برنامه روابط‌عمومی، یک طرح ثابت و ایستا نیست بلکه بعد از اجرا نیاز به ارزشیابی و برطرف کردن ایرادات دارد.

افکار عمومی یا روابط عمومی

افکار عمومی

افکار عمومی برآیند گرایشات و قضاوت ذهنی افراد یک جامعه نسبت به یک موضوع می‌باشد. روابط عمومی می‌تواند افکار عمومی در یک جامعه هدف را تحت تاثیر قرار دهد. برای موفقیت در PR باید نیازهای مخاطبان را مقدّم بر منافع سازمانی بدانیم زیرار که امروزه جنگ بر سر جلب توجه مخاطبان و مشتریان می‌باشد.

بهتر است بدانیم که یک روابط عمومی خوب، واحدی است که در بیرون سازمان مدعی سازمان و در داخل سازمان مدعی مردم ومخاطبانش باشد. از همین‌رو سنجش افکار عمومی جامعه یکی از مهمترین وظایف واحدهای PR در هر سازمانی می‌باشد.

یک محتوای جذاب و کاربردی دیگر برای شما: چگونه ارتباطات خود را توسعه دهیم؟

عصر دیجیتال با روابط‌عمومی دیجیتال

روابط‌عمومی دیجیتال(Digital Public Relation) که به اختصار آن را DPR می‌نامیم همان روابط عمومی سنتّی است با این تفاوت که در آن از ابزارهای آنلاین برای ارتباط‌گیری با مخاطبان استفاده می‌کنیم. کانال‌هایی که ما در روابط عمومی دیجیتال با آن‌ها سر و کار داریم شامل سه دسته کلی زیر می‌شوند:

  • رسانه‌های شخصی(نظیر وبلاگ، فروشگاه اینترنتی، شبکه‌های اجتماعی، اپ‌های موبایلی و پیام‌رسان‌ها)
  • رسانه‌های اکتسابی(رسانه‌هایی که دیگران در آن‌ها درباره ما حرف می‌زنند: رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجلات، سایت‌های خبری و..)
  • رسانه‌های پولی(رسانه‌هایی که در ازای دریافت پول محتوای ما را نشر می‌دهند و آن راوایرال می‌کنند)

رسانه‌ها در PR این امکان را به سازمان می‌دهند تا موج‌های منفی را در نطفه شناسایی کنند و راهکارهای مناسبی را قبل از بحرانی‌شدن یک ماجرا ارائه کنند. هر برندی باید با کمک رسانه‌های قدرتمند، امکان ترویج برند خود را داشته باشد. ترکیب قدرت رسانه‌ای با هنر روابط عمومی می‌تواند هر کسب و کاری را به اوج موفقیت نزدیک کند.

اگر شما قصد راه‌اندازی یک کسب و کار را دارید، آیا تا به حال درباره راه‌اندازی یک رسانه قدرتمند فکر کرده‌اید؟
آشنایی با مراحل ساخت یک رسانه برای کسب و کار شما

جایگاه DPR در کسب و کارهای دیجیتالی

DPR امروزه اهمیت زیادی دارد زیرا که فضای دیجیتال می‌تواند آبستنی برای ایجاد فرصت‌ها و چالش‌های زیادی برای یک برند شود. معمولا در فضای دیجیتال مدیریت رسانه‌های مختلف کار مشکلی است و همین موضوع موجب می‌شود تا برخی افراد سودجو از ضعف در روابط عمومی رقبایشان در فضای دیجیتال برای تخریب آن‌ها استفاده کنند. ردپای دیجیتالی افراد مهم است و می‌تواند اطلاعات خوبی را به واحد PR بدهد.

روابط‌عمومی دیجیتال

حضور فعالّانه در فضای مجازی علاوه بر کنترل رفتارهای رقبا، می‌تواند موقعیّت‌های جدیدی را پیش‌روی کسب و کارها برای بازاریابی و بازارسازی قرار دهد. تاثیرمستقیم DPR برروی تبلیغات اینترنتی و بازاریابی محتوا می‌تواند تاثیرگذاری بیشتری را برای کسب و کارها ایجاد کند.

بسنجید، قبل از آن که سنجیده شوید!!!

اندازه‌گیری در روابط عمومی یک موضوع بسیار مهم است. در روابط عمومی سنتّی برای سنجیدن عملکرد واحدهای مختلف مشکلات زیادی وجود داشت، امّا در DPR می‌توان با کمک ابزارهای مختلف به راحتی از نظر مشتریان، کارکنان، رقبای تجاری و حتی مدیران ارشد سازمانی درباره موضوعات مختلف آگاه شد. این آگاهی می‌تواند جنبه‌های مغفول‌مانده در هر سازمانی را به مدیران PR نشان دهد.

نقش PR در تبلیغات

یک روابط عمومی قوی به دنبال تامین منابع موردنیاز در یک سازمان و مخاطبان آن می‌باشد. یک سازمان موفق خواهد بود و رشد قابل‌توجهی خواهد داشت اگر بتواند ارتباط خوبی با مخاطبان خود برقرار کند. امروزه مردم از تبلیغ مستقیمی که در چشم آن‌ها فرو شود، خسته و بیزار شده‌اند.

یک روابط‌عمومی وظیفه دارد تا با تصویر‌سازی، برندینگ و اعتبارافزایی را برای سازمان خود انجام دهد. فراموش نکنیم که PR یک فعالیت همیشگی می‌باشد که حتّی یک لحظه هم تعطیل‌پذیر نیست.

آشنایی با: شیوه‌های اقناع در تبلیغات

تفاوت‌های روابط‌عمومی و تبلیغات با یکدیگر

واحدهای روابط عمومی و تبلیغات هر دو سعی دارند با ارسال پیام‌ها یا سیگنال‌هایی به مخاطبان، آن‌ها را جذب برند و علاقمند به انجام اقدامی(Action) نمایند. ولی پیام‌هایی که در این دو واحد به مخاطبان داده می‌شود با یکدیگر تفاوت‌های اساسی دارند.

  1. در روابط عمومی پیام‌ها دنباله‌دار و همیشگی است و هدف بیشتر وفادارسازی مخاطبان است در حالیکه در تبلیغات به دنبال اقناع و ترغیب مخاطب به انجام یک عمل خاص هستیم.
  2. روابط عمومی مسئولیتی اجتماعی است امّا تبلیغات یک مسئولیت اقتصادی است.
  3. پیام‌ها در روابط عمومی مشارکت‌آمیز و دو سویه است، امّا پیام‌های تبلیغاتی غالبا سلطه‌آمیز و یک سویه هستند.
  4. نقش مخاطب در PR فعال و هوشمندانه است امّا در تبلیغات نقش مخاطب منفعل است.
  5. تاثیرگذاری در PR دیر صورت می‌پذیرد ولی ماندگارتر است، در حالیکه اثرگذاری تبلیغات سریع و موقتی است(به همین دلیل PR بعد از تبلیغات گسترده به سراغ مشتری می‌رود و سعی می‌کند با تکنیک‌های مختلفی او را تبدیل به یک مشتری وفادار نماید).
  6. تبلیغات به صورت ناگهانی و انفجاری است در صورتیکه PR آهسته و پیوسته می‌باشد.
  7. تبلیغات وظیفه معرفی یک برند را برعهده دارد و این وظیفه به مرور زمان کمرنگ می‌شود ولی روابط‌عمومی وظیفه ارتقاء و رشد یرند را برعهده دارد و با گذشت زمان این وظیفه سنگین‌تر و حیاتی‌تر می‌شود.
  8. روابط عمومی با کمک ارتباط کلامی(نوشتاری و غیرنوشتاری) پیش می‌رود ولی تبلغات یک ارتباط بصری است که با کمک ابزارهای بصری‌سازی و رسانه‌ها صورت می‌پذیرد.
  9. روابط‌عمومی کم‌هزینه و ارزان‌تر از فعالیت‌های پیچیده تبلیغاتی است(البتّه این بدان معنا نیست که فرآیندهای PR ساده و پیش‌پا افتاده هستند).

شبکه‌سازی هنر جمع‌آوری افراد توانمند در یک تیم کاری

تاثیر متقابل روابط عمومی و تبلیغات بر یکدیگر

در PR با ساخت اِلمان‌های ارزشمند این امکان را به واحد تبلیغات می‌دهیم تا آن‌ها بتوانند این اِلمان‌ها را به اطلاع مخاطبان برسانند. منظور از اِلمان‌های ارزشمند همان مزیّت‌های رقابتی است که هر برندی را از سایر رقبا متمایز می‌کند.

یک کارشناس PR باید توانایی کار با داده‌ها را داشته باشد و با استخراج اطلاعات و پردازش آن‌ها به واحد تبلیغات سیگنال‌های مثبتی را برای تبلیغات و راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی مناسبتی را بدهد. با کمک یک روابط‌عمومی حرفه‌ای وموج‌سازی خبری در فضاهای مجازی می‌توان بهتر دیده شد و شانس برندینگ سازمانی را بدست آورد. هر برندی یک روایت در درون خود باید داشته باشد و این روابط عمومی است که مسئول روایتگری داستان(داستان‌ها) برند می‌باشد.

آشنایی با توانایی‌های ضروری برای یک کارشناس روابط عمومی

کارهای پیش‌بینی نشده و حساسیت زیاد در یک واحد PR باعث می‌شود تا این پُست به جایگاه ششمین شغل پراسترس در دنیا تبدیل شود. افراد شاغل در این سمت سازمانی باید دارای توانایی تفکر سریع در کنار قدرت تعامل قابل قبولی باشند. اگر شما هم می‌خواهید در یک واحد PR مشغول به کار شوید باید توانایی‌های زیر را در خود تقویت کنید:

  1. داشتن گوش شنوا و توانایی شنیدن فعال
  2. داشتن مهارت‌های ارتباطی و قدرت تسهیل‌گری ارتباطات
  3. آشنایی با اصول مدیریت و کنترل بحران
  4. توانایی ویرایش و نگارش متون
  5. تسلط به مبانی رسانه‌ای و روزنامه‌نگاری
  6. توانایی علمی با توجه به موضوع و نوع فعالیت سازمان
  7. آشنایی با اصول و فنون مذاکره و سخنوری
  8. آینده‌نگری و کنجکاو بودن
  9. توانایی شناخت و جداسازی فرصت‌ها از خطرات
  10. توانایی لابی‌گری و تعامل سازنده با رسانه‌ها و سازمان‌های مختلف

توسعه و آینده PR

روابط‌عمومی یک دانش است که برای موفقیت در هر سازمانی باید بصورت علمی به دنبال اجرا و تحقق آن باشیم. برای اینکه یک واحد روابط عمومی موفق شود باید مجموعه‌ای از عوامل در کنار یکدیگر جمع شوند.

باید توجه داشته باشیم که PR یک فرآیند طولانی‌مدّت است که برای نتیجه گرفتن از آن باید سالیان متمادی بر روی آن هزینه کرد و زمان گذاشت و با بهبود مستمر، ایرادات را برطرف کرد. یادگیری یک اصل بنیادین در PR است. کسانی که یادگیرنده هستند و به دنبال ارتقاء توانایی‌های خود هستند بهترین گزینه‌ها برای تصدّی پست‌ روابط عمومی خواهند بود.

۱۰ گام مهم برای راه اندازی یک کسب وکار

کارآفرینی یک هنر است، هنری که ذاتی نیست ومی‌توان آن را اکتساب کرد. برای راه اندازی یک کسب وکار متفاوت، باید با اصول کارآفرینی به خوبی آشنا شویم. امروزه کسب و کارهایی موفق می‌شوند که مبتنی بر نوآوری باشند. امّا برای نوآوری در بیزینس نیاز است تا بتوانیم به ۶ سئوال زیر پاسخ بدهیم.

یک پست ضروری که بهتر است حتما آن را بخوانید:
آشنایی با مهارت ها و قوانین کسب و کار

۶ سئوال کلیدی در طراحی کسب‌وکارها

۶ سئوال کلیدی در کسب و کارها
  1. مشتریان ما چه کسانی هستند؟ شناخت بازار، انتخاب بازار هدف، محاسبه اندازه بازار و شناسایی مشتریان آینده
  2. چه کارهایی می‌توانیم برای مشتریان خود انجام دهیم؟ چرخه حیات محصول، تعیین کمیِت ارزش پیشنهادی و..
  3. مشتریان ما چگونه محصولات ما را خواهند یافت؟ تعیین فرآیندهای جذب مشتری، تعیین فرآیند فروش و شناخت نحوه اخذ تصمیم توسط مشتری
  4. چگونه از محصولات خود درآمد کسب کنیم؟ طراحی مدل کسب و کار، تعیین چارچوب‌های قیمت‌گذاری و..
  5. چگونه محصولات را طراحی و بسازیم؟ شناسایی فرضیات کلیدی و ساخت کمینه محصول(MVP)
  6. چگونه وضعیت کسب و کار خود را بسنجیم؟ محاسبه اندازه بازار، تعیین روند توسعه محصول و شناسایی سنجه‌های کلیدی کسب و کارمان

در ادامه به ۱۰ گام مهم برای راه‌اندازی یک کسب و کار نوپا براساس کتاب بیل‌اولت خواهیم پرداخت، پس با ما همراه باشید.

معرفی ۱۰ گام مهم برای شروع یک کسب و کار

۱۰ گام مهم در راه اندازی یک کسب و کار

۱- تقسیم‌بندی بازار

برای اینکه صاحب یک کسب و کار شویم باید دارای مشتری یا مشتریانی باشیم که حاضر باشند بابت محصولات یا خدمات ما پولی بپردازند. اگر ما نمی‌توانیم مشتری خود را بیابیم نشان می‌دهد که ما نتوانسته‌ایم بازار هدف خود را به درستی شناسایی کنیم. تمرکز بر نیازهای جدید یا بازارهای جدید می‌تواند ما را در طراحی محصولات یا خدمات کاربردی کمک نماید.

چگونه بازارهای جدید را شناسایی کنیم؟

برای شناخت مارکت‌های جدید می‌توانیم مراحل زیر را دنبال کنیم:

  • طوفان فکری: در نظر گرفتن همه بازارهای هدف حتی ایده‌های مضحّک
  • محدودسازی: باید بازارهایی که در مرحله قبل شناسایی شده‌اند را محدود کنیم.
  • تحقیقات بازار: با تحقیق از بازارهای شناسایی شده، بهترین بازارها را برای ارائه محصولات یا خدمات خود انتخاب کنیم.

داشتن بازار به معنای این است که ما می‌توانیم فرآیندهای بازاریابی خود را شروع کنیم. بسیاری از کسب و کارها نوپا به این علّت شکست می‌خورند که بازاری برای محصولات/خدمات خود نمی‌توانند پیدا کنند.

اگر شما می‌خواهید یک استارتاپ راه بیندازید حتما این پست را بخوانید:
۱۲ نکته ضروری در راه‌اندازی یک استارتاپ

۲- انتخاب بازارهای هدف

تمرکز(Focus) در کسب وکارهای نوپا اهمیت بسیاری دارد. ممکن است ما چند بازار را شناسایی کرده باشیم. امّا برای موفقیت باید فقط بر روی یک بازار تمرکز کرد. شروع فعالیت در یک بازار باعث خواهد شد تا موقعیت‌های جدیدی برای ما بوجود آید و بتوانیم به گذشت زمان فعالیّت خود را گسترش داده و به بازارهای دیگر نفوذ پیدا کنیم.

۳- شناخت مشتریان نهایی

مشتری یابی

حضور فعالانه در بازارها بسیار مهم است ولی مهمتر از آن شناسایی مشتریانی می‌باشد که به محصولات ما نیازمند هستند. معمولا در شرکت‌های نوپا، سرمایه چندانی برای بازاریابی و فعالیّت‌های تبلیغاتی وجود ندارد. به همین دلیل شناخت مشتری نهایی بسیار مهم است. شناسایی درست مشتریان باعث می‌شود تا توان تیم‌های بازاریابی هدر نرود و هدفمندتر بر روی مشتریان واقعی تمرکز کنند.

۴- محاسبه اندازه بازار و چرخه حیات

چرخه حیات یک محصول

بسیاری از استارت‌آپ ها در شناخت اندازه بازار خود دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها گمان می‌کنند که خدمات آن‌ها مورد نیاز همه‌ی بازارها یا افراد خواهد بود. در حالیکه بازار به مقدار محدودی از محصولات و خدمات آن‌ها نیازمند است. عدم جذب مشتری جدید یا بی‌علاقگی مشتریان سابق به کالاهای ایجاد شده باعث رکود در فعالیت کسب و کاری چنین بنگاه‌های جوانی خواهد شد. هر محصولی دارای یک چرخه حیات است. شناخت چرخه حیات محصولات می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا دچار بحران کمبود مشتری و بازار عرضه نشوند.

شاید خواندن این پست هم برای شما جذاب باشد:
۱۰ ایده برتر برای کارآفرینی اینترنتی

۵- ارزش پیشنهادی

بازارهای امروزی به شدت رقابت‌محور هستند. وقتی که محصول جدیدی ارائه می‌شود معمولا رقبا بیکار نخواهند نشست و به شبیه‌سازی خدمات یا محصولات پرطرفدار در بازار خواهند پرداخت. اینکه بتوانیم ارزش پیشنهادی را بوجود بیاوریم که به راحتی قابل کپی‌شدن نباشد بسیار مهم است. ارزش پیشنهادی می‌تواند موجب موفقیت یک کسب و کار در بازارهای رقابتی شود.

۶- شناخت مشتریان بعدی

مشتریان آینده ما چه کسانی هستند؟

وجود مشتری نیاز هر کسب و کار نوپایی می‌باشد. کسب و کارهاها حتی اگر در وضعیت رشد هم باشند باید به دنبال مشتریابی باشند. یافتن شیوه‌هایی برای جذب مخاطب و تبدیل آن به مشتریان وفادار یکی از ضروری‌ترین فعالیت‌ها در کسب و کارهای امروزی می‌باشد.

۷- تعیین ویژگی محوری کسب و کار

هر بیزینسی برای خودش دارای یک ویژگی انحصاری می‌باشد.در راه اندازی یک کسب وکار باید به این خصوصیات توجه کرد زیرا معمولا این ویژگی‌ها جزء مهمترین خصوصیات برند شما در آینده خواهند شد. برخی از ویژگی‌های کلیدی عبارتند از:

  • اثر شبکه‌ایی(توانایی جذب تعداد زیادی از مشتریان وفادار)
  • ارائه خدمات برتر به مشتریان(توانایی جذب رضایت حداکثری مشتریان)
  • کمترین هزینه یا قیمت برای خدمات یا محصولات
  • نوآوری در خدمات
  • بهبود تجربه مشتریان
  • ارائه خدمات سفارشی و منحصربفرد

اگر شما یک استارت‌آپ هستید، بهتر است با فرآیند پذیرش استارت‌آپ ها در شتابدهنده‌ها آشنا شوید.

۸- طراحی مدل کسب و کار

بسیاری از کسب و کارهای نوپا براساس فناوری‌های سطح بالا شکل می‌گیرند. آن‌ها خدمات یا محصولات بسیار عالی تولید می‌کنند امّا ایده مناسبی برای درآمدزایی از بیزینس خود ندارند. به همین دلیل آن‌ها نمی‌توانند قیمت‌گذاری مناسبی را برای فعالیت‌های خود تعیین کنند. مهمترین مدل‌های کسب و کاری عبارتند از:

  1. واسطه‌گری(Brokerage)
  2. بازارگاه(Market Place)
  3. ثبت نام یا دریافت حق عضویت(Subscription)
  4. سفارشی‌سازی(Customized Every Things)
  5. به محض نیاز(On-Demand)
  6. فروش مستقیم یا واسطه‌زدایی
  7. مدل دسترسی اندک یا فری‌میوم(Freemium)
  8. تبلیغات
  9. همکاری در فروش(Affiliate)
  10. تامین جمعی(Crowd Sourcing)
  11. تقسیم‌بندی یا فروش قسمت شده(Fractionalization)
  12. اعطای امتیاز(Franchise)
  13. مدل اجاره‌ای یا لیزینگ(Leasing)
  14. مدل ریش‌تراش(عرضه رایگان یک بخش مثل دسته تیغ و دریافت پول بابت تیغ)
  15. مدل پرداخت به اندازه مصرف(Pay-as-you-go)

بوم کسب و کار چیست و چه کاربردی دارد؟

۹- طراحی فرآیند فروش

بسیاری از مشاغل علاوه بر داشتن محصول مناسب، تبلیغات و بازاریابی، خدمات پس از فروش و قیمت مناسب نمی‌توانند فروش خوبی داشته باشند. باید توجه داشته باشیم که بازاریابی و تبلیغات مقوله‌ای جدا از فروش می‌باشد. به همین دلیل باید برای فروش محصولات واحد مجزا و فرآیندهای مشخصی را در نظر بگیریم.

۱۰- طراحی حداقل محصول پذیرفتنی(MVP)

چرخه بهبود در حداقل محصول پذیرفتنی

درراه اندازی یک کسب وکار لازم است تا قبل از عرضه عمومی یک محصول یا خدمت به بازار یک نمونه اولیه از آن ایجاد شود. حداقل محصول پذیرفتنی(Minimum Viable Product) باید مدنظر طراحان محصول یا خدمت در یک کسب و کار باشد. MVP می‌تواند به خوبی شرایط بازار، اندازه آن و عکس‌العمل مشتریان احتمالی را نشان دهد.

معمولا استارت‌آپ های بسیاری وارد بازار می‌شوند در حالی‌که خودشان ذهنیّت مشخصی از محصولات(خدمات) خود ندارند. MVP به راحتی به استارت‌آپ های نوپا نشان می‌دهد که چگونه باید عمل کنند و جلوی هزینه‌های بی‌دلیل و شکست‌های احتمالی را بگیرند.