کاربرد برچسب ها در وبلاگ نویسی

کسانی‌که به صورت حرفه‌ای وبلاگ‌نویسی می‌کنند با اصطلاح برچسب‌ها در سیستم‌های مدیریت محتوا به دفعات مواجه شده‌اند. استفاده درست از برچسب ها در وبلاگ نویسی می‌تواند باعث بهتر دیده‌شدن محتواهای یک وبلاگ شود.

امّا سئوال مهمی که ذهن وبلاگ‌نویسان را به خود درگیر می‌کند، این است که جایگاه برچسب ها در یک وبلاگ چیست و بایستی از چند برچسب در هر محتوایی استفاده کرد. در ادامه این پست کوتاه می‌خواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم.

دسته‌ها(Category) یا برچسب ها(Tags)؟

برچسب ها در وبلاگ نویسی

معمولا در CMS های مختلف با دو اصطلاح دسته‌ها و برچسب‌ها مواجه هستیم. در دسته‌بندی معمولا مرزبندی وحوزه های اصلی هر سایتی را مشخص می‌کند. معمولا از دسته‌ها در منوی اصلی سایت استفاده می‌کنیم. دسته‌بندی باعث می‌شود تا محتوای سایت ما دارای نظم باشد و هر محتوایی در یک گروه مختص به خود جا بگیرد. این نظم باعث می‌شود تا کاربران بتوانند به راحتی پست خود را بیابند.

امّا در کنار دسته‌بندی با اصطلاح برچسب نیز مواجه هستیم. معمولا هنگان تعیین استراتژی محتوایی برای یک وبلاگ نمی‌توانیم تمامی دسته‌ها یا موضوعات را شناسایی کنیم یا این‌که ممکن است برخی از دسته‌ها برای ما اهمیت با درجه بالایی نداشته باشند، در چنین مواقعی برچسب‌ها به کمک ما می‌آیند.

برچسب ها نیز در واقع نوعی از دسته‌بندی هستند که به مخاطبان و موتورهای جستجو کمک می‌کنند تا محتوای موردنظر خود را سریعتر بیابند.

۱۲ گام طلایی در تولید محتوا برای وبلاگ‌ها

تفاوت اصلی برچسب‌ها با دسته‌ها

برچسب ها را باید همانند دسته‌ها در زمان تعیین استراتژی و حوزه‌های فعالیت وبلاگ تعیین کرد. یک بلاگر حرفه‌ای همواره یک لیست از برچسب‌های مهم را در اختیار دارد. هرچند که برچسب ها جزئی از محتواهای ضعیف(Poor Content) در وبلاگ ها محسوب می‌شوند، امّا می‌توانند باعث افزایش ماندگاری کاربر در سایت شوند و عملکردی مشابه لینک‌های داخلی از خود بروز دهند.

در جدول۱ تفاوت‌های دسته‌ها و برچسب ها به صورت موردی عنوان شده است:

جدول۱: بررسی تفاوت‌های برچسب‌ها با دسته‌ها در وبلاگ‌نویسی
  • در دسته‌ها از عناوین عمومی و کوتاه استفاده می‌کنیم، در حالی که در برچسب‌ها عناوین اختصاصی‌تر و بلندتر می‌شوند.
  • معمولا هر محتوا در یک دسته خاص قرار می‌گیرد، امّا لزومی ندارد در یک محتوا حتما از برچسب‌ها استفاده کنیم.
  • دسته‌ها ساختار سلسله مراتبی دارند و به یکدیگر وابسته هستند، امّا برچسب معمولا مستقل از یکدیگر هستند.
  • دسته‌ها را ایندکس می‌کنیم و سئو آن‌ها برای ما اهمیت دارد، در حالی‌که برچسب‌ها را می‌توان بصورت no index در نظر گرفت.
  • تعداد دسته‌ها در یک وبلاگ محدود است و نباید دسته‌های زیادی را ایجاد کنیم، اما در مورد برچسب‌ها محدودیت زیادی نداریم. همچنین هر محتوایی می‌تواند در دو دوسته یا سه دسته قرار گیرد، امّا هر محتوایی می‌تواند تا ۵ برچسب مستقل از یکدیگر داشته باشد.
  • از دسته بندی می‌توان برای فهرست‌ها و منوهای یک سایت استفاده کرد، این در حالی است که برچسب ها را می‌توان با ابزار ابربرچسب در فوتر یا سایدبار نمایش داد.

چطور یک محتوا را به صفحه اول گوگل برسانیم؟

تاثیر برچسب ها بر وبلاگ نویسی مدرن

هدف نهایی در استفاده از دسته‌ها و برچسب‌گذاری، مرتب سازی محتواها و دسترس‌پذیری بهتر محتواها برای کاربران یک وبلاگ می‌باشد. تجربه کاربری خوب در یک وبلاگ باعث رضایت مخاطبان خواهد شد، که این رضایت برای اینفلوئنسر یا مالک یک کسب و کار مزایای بسیاری را به همراه خواهد آورد.

جایگاه برچسب و دسته ها در یک وبلاگ

همواره باید در برچسب‌گذاری محتواها به دو مورد زیر توجه داشته باشیم:

  • استفاده بیش از حد از برچسب‌ها هرگز توصیه نمی‌شود.
  • عدم استفاده از برچسبگذاری در محتواها هم هرگز توصیه نمی‌شود.

باید توجه داشت که استفاده درست و به موقع از برچسب ها در وبلاگنویسی می‌تواند ارزش‌آفرین باشد. زیرا که برای هر برچسب یک صفحه جدید در وبلاگ ایجاد می‌شود. اگر این برچسب به درستی انتخاب و سئو شود، در گوگل ایندکس خواهد شد و می‌تواند برای بلاگنویس، ورودی موثری را به همراه داشته باشد.

اسلاید آموزشی مربوط به این پست را در ادامه مشاهده کنید و با کمک نشانگر بین اسلایدها حرکت کنید:

نقش روایتگری در بازاریابی

امروزه مشتریان به وعده‌‌هایی که در زمان خرید یک محصول دریافت می‌کنند، چندان توجهی ندارند. مشتریان به دنبال یافتن یک روایت واقعی از محصول یا خدمات مدنظرشان و قابلیت‌های آن هستند. تحقیقات جدید نشان می‌دهد که روایتگری در بازاریابی می‌تواند تا ۲۰ برابر فروش یک شرکت را افزایش دهد.

روایتگری در بازاریابی

برای موفقیت در روایتگری یا همان داستان‌سرایی (Storytelling) نیاز به نوآوری و البتّه صداقت داریم. نیازهای یک مشتری همواره تغییر می‌کند و بر همین اساس رفتارهای مشتری نیز متفاوت از گذشته خواهد بود. به همین دلیل کسب و کاری موفق خواهد بود که از نیازهای مشتری آگاه شود و بتواند خود را با شرایط بازار وفق دهد.

چگونگی تحقق روایتگری در بازاریابی

امروزه ابزارهای گوناگونی برای روایتگری در اختیار یک برند می‌باشد. از ویدئوها، اینفوگرافیک‌ها، اسلایدهای آموزشی، پادکست‌ها، بلاگ‌ها تا رسانه‌های اجتماعی مختلف، همگی ابزارهایی هستند که به بازاریابان امکان داستان‌سرایی هدفمند را می‌دهند.

مهمترین هدف روایتگری در بازاریابی، جلب نظر مخاطبان و افزایش فروش می‌باشد. امروزه در بازاریابی دیجیتال شاهد شیوه‌های گوناگونی در روایتگری هستیم که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:

۱- روایتگری داده محور

در سال ۲۰۲۰، در هر ثانیه در حدود ۱٫۷ مگابایت در ثانیه، به ازای هر انسان روی زمین داده جدید تولید می‌شود. داده‌های دیجیتال توانایی ایجاد داستان‌های بصری جذاب و هدفمند را برای بازاریابان محتوا فراهم می‌آورند.

روایتگری داده محور

روایتگری بصری یک شیوه منحصربفرد در افزایش تعامل با مخاطب می‌باشد. انسان‌ها بطور متوسط یک تصویر را ۶۰۰۰۰ بار سریعتر از متن پردازش می‌کنند. در حال حاضر شرکت‌های دیجیتال مارکتینگ از داده‌ها برای خلق محتواهای بصری و انتقال روایت برند مدنظرشان استفاده می‌کنند.

از جمله مهمترین روایتگری‌‌های داده‌محور، می‌توان به شیوه روایتگری گوگل اشاره کرد که در پایان هر سال مجموعه‌ای از پرجستجوترین موضوعات آن سال(ترندهای سال) را در قالب یک ویدئو کوتاه و البته تاثیرگذار به مخاطبانش ارائه می‌دهد.

ترندهای گوگل در سال ۲۰۱۹

داده‌ها نقش اساسی در تولید محتوای با کیفیت و ایجاد یک روایت باورپذیر در بازاریابی دارند. در روایت‌گری نیازی نیست که به متون تکیه شود، بلکه با کمک محتواهای تعاملی می‌توان میزان درگیرشدن کاربر(Engagement Rate) را افزایش داد.

۲- تبلیغات کوتاه

تبلیغاتت سنتی به مرور زمان جایگاه خود را به تبلیغات دیجیتال داد‌ه‌اند. اما تبلیغات در فضای دیجیتال هم به شدّت در حال تغییر می‌باشد. شرکت‌های تبلیغاتی در حال حاضر به دنبال ابداع راه‌های تازه‌ای برای ارتباط موثرتر با مخاطبان برندها می‌باشند.

ارائه پیام یک برند یا محصول مهمترین بخش در یک استراتژی تبلیغاتی می‌باشد. به تجربه می‌توان گفت که ویدئو یک روش ایده‌آل برای انتقال پیام بازاریابی به مخاطبان محسوب می‌شود. به همین دلیل تیم‌های بازاریابی تمرکز زیادی بر روی این شیوه دارند.

شرکت‌هایی که از ویدئو در تبلیغات خود استفاده می‌کنند توانسته‌اند تا حدود ۴۱% ترافیک بیشتری را از موتورهای جستجو به سمت وب‌سایت خود انتقال دهند. اخیرا شرکت‌های تبلیغاتی تمرکز زیادی بر روی ویدئوهای کوتاه تبلیغاتی (mini Ads) نموده‌اند. ویدئوهایی که در کمترین زمان ممکن پیام خود را به مخاطب می‌رسانند و حوصله او را سر نمی‌برند.

ویدئوهای کوتاه اثرگذاری سریع و فوری بر روی مخاطب دارند. فیس‌بوک اخیرا ویدئوهای ۶ ثانیه‌ای را در اختیار مشاغل و برندها می‌گذارد تا بتوانند یک روایت متمرکز و کوتاه را در اختیار مخاطب خود بگذارند و او را به سمت خود جذب کنند.

یک مدیر بایستی همواره به آخرین تکنیک‌های روایتگری در بازاریابی مسلط باشد و برای گسترش تجارت خود از آنها بهره ببرد. انتقال درست پیام و هدف یک برند کاری است که می‌تواند رشد یک کسب و کار را رقم بزند.

تاثیر برندسازی بر حضور قدرتمند در بین رقبا

۳- داستان سرایی مشتری

با گسترش شبکه اینترنت و تجهیزات هوشمند، درصد زیادی از افراد یک جامعه به فضای آنلاین دسترسی دارند. این دسترسی باعث می‌شود تا امکان به اشتراک‌کذاری افکار و نظرات به شدت افزایش یابد. تقریبا ۹۲% از مردم به نظرات دیگراستفاده‌کنندگان از یک محصول اعتماد می‌کنند. به همین دلیل استفاده از روایت‌های مشتریان قبلی می‌تواند باعث اعتماد بیشتر مشتریان جدید شود.

روایتگری مشتری

این روایتگری که مشتری وظیفه انجام آن را برعهده می‌گیرد، باعث افزایش تعامل، انتقال تجربه، افزایش اعتماد عمومی، تقویت شهرت و تولید محتواهای منحصرد برای یک برند می‌شود. تیم‌های بازاریابی محتوایی می‌توانند با کمک رسانه‌های اجتماعی یا وبلاگ‌های خود چنین محتواهایی را انتشار دهند و به ویرال شدن این نوع از روایتگری کمک کنند.

برندهای امروزی معمولا بخشی از وبلاگ خود را به پست‌های مهمان اختصاص می‌دهند و امکان انتشار روایتگری‌های مشتریان از محصولات یا خدمات آن برند در آنجا را بوجود می‌آورند.

برای استفاده هدفمند از نظرات مشتریان در بازاریابی به یک مدیر روابط عمومی قدرتمند نیاز خواهد بود تا بتواند راه‌های دسترسی به مخاطبان را بیابد و ترندهای مورد توجه مشتریان در شبکه‌های اجتماعی را شناسایی کند. یک مدیر روابط عمومی باید گوش شنوایی برای شنیدن نظرات مخاطبان داشته باشد و بتواند به صورت فعالانه در بسترهای آنلاین حضور یابد.

بازاریابی دهان به دهان در فضای مجازی

۴- داستان‌پردازی عام المنفعه

در دنیای امروز، مشتریان به دنبال شفافیت هستند و می خواهند بدانند که دقیقا در هر کسب وکاری چه اتفاقی می‌افتد و دیدگاه آن کسب و کار نسبت به خیلی از موضوعات عمومی در سطح جامعه چیست. مشتریان می‌خواهند اطلاعات کاملی درباره نحوه عملکرد شرکت‌ها، فرآیندهای کاری، مشتری‌مداری، تعامل با کارمندان، اخلاق مدیران، نحوه تهیه مواد اولیه، نحوه عملکرد محصولات و نحوه حفاظت از محیط زیست بدانند.

در روایتگری برند در عصر بازاریابی دیجیتال باید واضح، مختصر و صادقانه عمل کرد. بنابر تحقیقات، حدود ۷۵% از مدیران بازاریابی نمی‌توانند چگونگی تغییر رفتار مصرف‌کننده را درک کنند و به همین دلیل عملکرد تجاری سازمان آن‌ها با افت شدیدی مواجه می‌شود.

در داستان‌پردازی عام‌المنفعه بایستی به مشتری در زمینه‌های مختلفی اطمینان داد. در حقیقت این ضمانت اخلاقی است که مشتری را به خرید یک محصول راغب می‌سازد. روایتگری عام‌المنفعه می‌تواند در هدایت کمپین‌های تبلیغاتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. حضور در خیریه‌ها و کارهای عام‌المنفعه می‌تواند یک رویکرد هوشمندانه از این نوع، روایتگری باشد.

۵- روایتگری تعاملی

واقعیت مجازی در بازاریابی

تا پایان سال ۲۰۲۰، در حدود ۲۰۰ میلیون هدست واقعیت مجازی (VR) فروخته خواهد شد. به زودی ارتباط با مخاطبان کسب و کارها از طریق VR صورت خواهد پذیرفت. این تکنولوژی به سرعت به ابزاری جذاب برای بازاریابی و برندینگ تبدیل می‌شود.

بازاریابان با کمک VR پیام خود را به صورت ساده و شفاف به مخاطبان خود منتقل می‌کنند. VR در کنار ویژگی‌های جذاب بصری، به عنوان ابزاری ایده‌آل برای آموزش به مشتریان و افزایش تعامل آنان با بازاریابان عمل خواهد کرد.

۶- رسانه های اجتماعی تاریک

با وجود ترسناک‌ بودن نام رسانه‌های اجتماعی تاریک باید بدانیم که این رسانه‌ها آنچنان هم ناگوار نیستند. Dark Social به نوعی اشتراک‌گذاری اجتماعی اشاره دارد که در آن نمی‌توان ردپایی از افراد را به طور دقیق پیدا کرد. در حال حاضر در حدود ۷۰% از کل مراجعات به رسانه‌های اجتماعی از طریق Dark Social شکل می‌گیرد. عدم ردیابی دقیق در چنین فضاهایی باعث می‌شود تا اشتراک‌گذاری اطلاعات گسترش بیشتری یابد و این یک موقعیت ایده‌آل برای کسب و کارها می‌باشد تا داستان‌های خود را در چنین فضاهایی به اشتراک بگذارند.

آشنایی با بازاریابی بازگشتی

نقش روایتگری در آینده بازاریابی دیجیتال

روایتگری برند راهی عالی برای بیان نظرات، ویژگی‌های محصولات و همچنین گسترش ایده‌های جدید می‌باشد. امروزه اگر می‌خواهید به عنوان یک رهبر در کسب و کار خود موفق شوید، باید همزمان یک داستان‌پرداز ماهر هم باشید.

در حال حاضر با وجود پلتفرم‌های مختلف از قبیل شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها و پیامرسان‌ها راه‌های زیادی برای اشتراک‌گذاری داستان‌های شرکت خود دارید. یک برند می‌تواند از طریق ارائه روایت‌های جذاب، احساسی و تحریک‌آمیز ارتباط بهتری با مخاطبان خود برقرار نماید و آن‌ها را به سمت برند خود جذب نماید.